سایر قسمت ها
ادله عقلی امامت ( قبح تقدیم مفضول بر فاضل بر اساس آیه 246 و 247 سوره بقره) آیت الله حسینی قزوینی

قسمت دویست و شصت و هفتم برنامه حبل المتین با کارشناسی آیت الله حسینی قزوینی و اجرای آقای اسماعیلی


دیگر قسمت ها

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

برنامه حبل المتین  05-11-1404 (267)

عنوان برنامه: ادله عقلی امامت (قبح تقدیم مفضول بر فاضل بر اساس آیه 246 و 247 سوره بقره)

کلیدواژه: مفضول؛ فاضل؛ سموئیل نبی؛ طالوت؛ قدرت علمی؛ توان جسمی؛ مدیریت؛ رهبر؛ شایستگی

استاد: حضرت آیت الله حسینی قزوینی

مجری: آقای علی اسماعیلی

مجری:

بسم الله الرحمن الرحیم لا حول و لا قوة إلا بالله العلی العظیم افوض أمری إلی الله إن الله بصیر بالعباد حسبنا الله و نعم الوکیل نعم المولی و نعم النصیر و سلامٌ قولا من رب الرحیم

سلام و درود خدمت شما دوستان عزیزم، بینندگان گرانقدر و با محبت «شبکه جهانی حضرت ولی عصر». خیلی خوشحالیم که در این شب نورانی خدمت شما رسیدیم و برنامه زنده «حبل المتین» را تقدیم حضور شما می کنیم. بهترین ها را برایتان آرزومندم.

شام ولادت باسعادت و نورانی و موفور السرور امام زین العابدین سید الساجدین حضرت علی بن الحسین (علیه السلام) است. عرض تبریک خدمت همه مشتاقان و شیفتگان و ارادتمندان آن حضرت.

اعیاد بسیار نورانی، ولادت های بسیار نورانی را پشت سر گذاشتیم. البته ماه شعبان ماه شادی است مخصوصا که نیمه ماه شعبان ولادت نورانی و موفور السرور قطب دایره امکان، لنگر زمین و آسمان، آقاجان و مولایمان امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) است.

بر همه تان مهنا و مبارک باشد این شب ها و روزهای نورانی که داریم سپری می کنیم. مردم عزیز هرکسی به هر شکلی در هر شرایطی که قرار می گیرد مخصوصا لحظات این شب ها دعا کند.

مخصوصا از مناجات شعبانیه غافل نشویم، زیرا بسیار بسیار مناجات نورانی و فرازهای بسیار نورانی دارند. بنده بارها می دیدم حضرت امام خمینی تأکید داشتند به اینکه از مناجات شعبانیه غافل نشویم و هرشب بخوانیم و تأمل کنیم و تدبر کنیم.

همچنین با تمام وجودمان دعا کنیم برای ظهور و فرج مولایمان امام زمان، برای پیروزی و نصرت ایران عزیز و جبهه حق در هرکجای این عالم هست، برای نابودی جبهه کفر استکبار جهانی، صهیونیسم جنایتکار و هر کسی که در این عالم جنایت می‌کند. ان شاءالله دعاهای شما به استجابت خواهد رسید.

با افتخار برنامه زنده «حبل المتین» را تقدیم می‌کنیم. درس‌هایی از امامت و ولایت بحث ما بود که البته حالا ریز موضوع هم داشت. بحث قبح تقدیم مفضول بر فاضل که در برنامه‌های گذشته در موردش صحبت کردیم. امشب هم ان شاءالله بحث را ادامه خواهیم داد.

در بخشی از برنامه طبق معمول عزیزان بیننده ما می‌توانند بیایند روی خط ارتباطی برنامه و اگر مطلبی دارند، نکاتی دارند، سؤالی دارند حتماً در خدمتشان هستیم.

اولویت ما هم عزیزان اهل سنت و آقایان وهابی هستند که اگر خواستند بحثی داشته باشند گفتگویی داشته باشند حالا در اصطلاح خودشان مناظره ای هم داشته باشند حرفی نیست، ما آمادگی را داریم. عزیزان شیعه هم در خدمتتان خواهیم بود.

حالا به موقع راه‌های ارتباطی زیرنویس می شود، منتها حالا من این را می گویم که شما عزیزان یادداشت کنید و در گوشی تلفن همراه خودتون داشته باشید که به موقع بتوانید تماس بگیرید.

اگر می‌خواهید با استودیو تماس بگیرید تلفن مستقیم استودیو که داخل وصل شود و بتوانیم به موقع البته نیمه برنامه خدمتتون باشیم، «02537830288» است. این تلفن استودیوی برنامه ما هست.

یک تلفن همراه هم داریم که از طریق فضای مجازی می‌توانید پیام متنی یا پیام صوتی برای ما ارسال بفرمایید. «09931994856» این هم راه ارتباط تلفن همراه است که از طریق فضای مجازی می‌توانید پیام ارسال بفرمایید.

طبق معمول یکشنبه شب‌های «حبل المتین» در محضر استاد عزیز و بزرگوار و گرانقدر و فرزانه مان حضرت آیت‌الله دکتر حسینی قزوینی هستیم. استاد سلام علیکم و رحمت الله، ایام مبارک، خوش آمدید؛

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

السلام علیک یا بقیة الله فی أرضه السلام علیک یا میثاق الله الذی أخذه و وکده السلام علیک یا وعد الله الذی ضمنه السلام علیک یا صاحب المرئی و المسمع فما کان لنا شیء الا و انتم له السبب و الیه السبیل

سلام علیکم و رحمة الله و برکاته؛ خدمت بینندگان عزیز و گرامی خالصانه‌ترین سلامم را تقدیم می‌کنم و موفقیت بیش از پیش برای همه گرامیان از خدای منان خواهانم.

ما طبق برنامه همیشگی مان طلیعه عرائضمان را با یادی از حضرت صدیقه طاهره (سلام الله علیها) آغاز می‌کنیم.

کتاب عشق و فداکاری است فاطمه من

ولی چه سود که شیرازه این کتاب ندارد

ز ناله کردن هر روز و گریه کردن هر شب

خبر شدم که غم و درد او حساب ندارد

اگر ز غربت من کس سؤال کرد بگویید

در این دیار سلام علی جواب ندارد

لب حسین دیگر بهر خنده باز نگردد

شکفته کی شود آن گل که آفتاب ندارد

و سیعلم الذین ظلموا أی منقلب ینقلبون

مجری:

خیلی ممنون و متشکرم استاد، بزرگواری فرمودید طبق معمول همیشه نام و یاد حضرت صدیقه طاهره فاطمه شهیده (سلام الله علیها) باعث انرژی ما و باعث معنویت ما می شود در برنامه.

ان شاءالله خود حضرت مادر به همه ما عنایت خواهند کرد به ویژه ان شاءالله حضرت مادر دعا کنند برای نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران و ایران عزیز ما.

استاد من یک عرضی داشتم ابتدا و عرض کردم موضوعی که ما در برنامه‌های گذشته شروع کردیم بحث قبح تقدیم مفضول بر فاضل بود که من از شما خواهش می‌کنم که خلاصه‌ای از مباحث گذشته بفرمایید تا سؤالات امشب را عرض بکنم.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین و هو خیر ناصر و معین الحمدلله و الصلاة علی رسول الله و علی آله آل الله لاسیما علی مولانا بقیة الله و اللعن الدائم علی اعدائهم اعداء الله إلی یوم لقاء الله أفوض أمری إلی الله إن الله بصیر بالعباد حسبنا الله و نعم الوکیل نعم المولی و نعم النصیر یا أبا صالح المهدی ادرکنی

ما بحثی را شروع کردیم در رابطه با ادله عقلی امامت و مفصل روایات و آیاتی که بود در اینجا اشاره شد.

مخصوصاً سخنان حضرت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در شورای شش نفره که حدود ۵۰ مورد از فضائل خودشان را بیان کردند که عمده این فضائل مربوط به ادله عقلی بود.

ما در این بحثمان می‌خواهیم این را ثابت کنیم که اگر رسول اکرم امیرالمؤمنین را برای خلافت معین نکرده بود، آیات قرآن در خلافت حضرت امیرالمؤمنین نبود و انتخاب خلیفه را به عهده امت واگذار کرده بود.

عقل سالم حکم می‌کند که ما افضل الناس، برترین انسان‌ها، عالم‌ترین انسان‌ها، شجاع‌ترین انسان‌ها، عادل‌ترین انسان‌ها، سیاسی ترین انسان‌ها را در رأس حکومت انتخاب کنیم و قرار بدهیم.

اگر چنانچه با وجود عالم سراغ جاهل برویم، به جای افضل سراغ فاضل برویم، به جای رفتن سراغ شایستگان به سراغ ناشایستگان برویم، این وضعیت به وجود می آید.

به جای اینکه برویم سراغ افرادی که در تدبیر آمور سیاسی مسلط هستند و علمشان در هر زمینه اعم از سیاست، اقتصاد، اخلاق، همه متصل به وحی است.

خالق این بشر می‌تواند صلاح خیر ما را بهتر از ما معین کند. به جای اینکه این طرف برویم، به سراغ کسانی برویم که از پشت گوششان هم خبر ندارند.

این بحثی بود که گفتیم عقلا این مسئله کاملاً ثابت است و شروع کردیم در رابطه با قرآن هم آیات زیادی آوردیم که می فرماید:

(هَلْ یسْتَوِی الَّذِینَ یعْلَمُونَ وَ الَّذِینَ لا یعْلَمُون)

آیا کسانی که می‌دانند با کسانی که نمی‌دانند یکسانند؟

سوره زمر (39): آیه 9

و:

(هَلْ تَسْتَوِی الظُّلُماتُ وَ النُّور)

ظلمتها و نور برابرند؟

سوره رعد (13): آیه 16

و:

(لا یسْتَوِی الْقاعِدُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ غَیرُ أُولِی الضَّرَرِ وَ الْمُجاهِدُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِم)

افراد با ایمانی که بدون بیماری و ناراحتی از جهاد باز نشستند یا مجاهدانی که در راه خدا با مآل و جان خود جهاد کردند یکسان نیستند.

سوره نساء (4): آیه 95

و امثال آنها. قرآن کریم هم می فرماید: با وجود فاضل سراغ غیرفاضل رفتن قبیح است. با وجود افضل سراغ فاضل رفتن قبیح است. به جای رفتن سراغ عالم، سراغ جاهل رفتن قبیح است. این عصاره بحث ما در جلسات قبل بوده است.

مجری:

ممنونم از شما حضرت استاد. حالا یکی از آیاتی که بر قبح تقدیم مفضول بر فاضل آمده و اشاره شده است، آیات 246 و 247 سوره مبارکه بقره هست. من دوست دارم به نکات حساس و سرنوشت‌ساز و خیلی گویای این آیه اشاره بفرمایید.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

اولاً اینکه این آیه را عزیزان ما ببینند.

(أَ لَمْ تَرَ إِلَی الْمَلَإِ مِنْ بَنِی إِسْرائِیلَ مِنْ بَعْدِ مُوسی إِذْ قالُوا لِنَبِی لَهُمُ ابْعَثْ لَنا مَلِکاً نُقاتِلْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ )

آیا مشاهده نکردی جمعی از بنی اسرائیل را بعد از موسی، که به پیامبر خود گفتند: " زمامدار (و فرماندهی) برای ما انتخاب کن! تا (زیر فرمان او) در راه خدا پیکار کنیم.

(وَ قالَ لَهُمْ نَبِیهُمْ إِنَّ اللَّهَ قَدْ بَعَثَ لَکمْ طالُوتَ مَلِکاً )

و پیامبرشان به آنها گفت:" خداوند (طالوت) را برای زمامداری شما مبعوث (و انتخاب) کرده است.

(قالُوا أَنَّی یکونُ لَهُ الْمُلْک عَلَینا وَ نَحْنُ أَحَقُّ بِالْمُلْک مِنْهُ وَ لَمْ یؤْتَ سَعَةً مِنَ الْمالِ)

" گفتند:" چگونه او بر ما حکومت کند، با اینکه ما از او شایسته‌تریم، و او ثروت زیادی ندارد؟!

با اینکه آمدند خدمت پیغمبر از حضرت خواستند فرمانده انتخاب کند. پیغمبرشان هم نگفت من انتخاب کردم، بلکه می فرماید: خدا انتخاب کرده است.

بلافاصله دست به اعتراض زدند و گفتند: چطور می‌تواند او فرمانده باشد؟! ما شایسته‌تریم. او نه ثروتی دارد و نه چیز دیگری. پیغمبرشان فرمود:

(قالَ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفاهُ عَلَیکمْ وَ زادَهُ بَسْطَةً فِی الْعِلْمِ وَ الْجِسْمِ وَ اللَّهُ یؤْتِی مُلْکهُ مَنْ یشاءُ وَ اللَّهُ واسِعٌ عَلِیم)

" گفت:" خدا او را بر شما برگزیده، و او را در علم و (قدرت) جسم، وسعت بخشیده است. خداوند، ملکش را به هر کس بخواهد، می‌بخشد، و احسان خداوند، وسیع است، و (از لیاقت افراد برای منصب‌ها) آگاه است."

سوره بقره (2): آیات 246 و 247

یعنی هم قدرت علمی بالایی دارد و هم از نظر جسمی توانایی سیاست و تدبیر جامعه را دارد. این اصل آیه هست.

بنده قدری اشاره کنم که بعد از رحلت حضرت موسی (علی نبینا و آله و علیه السلام) اوضاع بنی‌اسرائیل را به وخامت گذاشت. آنها به طوری ضعیف شده بودند که توان دفاع از خود را نداشتند.

با اینکه همه می‌دانیم در آخرین روزهای زندگی حضرت موسی (سلام الله علیه) فرعون و فرعونیان همه غرق شدند، نابود شدند و رفتند.

تمام امکانات و ثروت و اسب ها و شمشیرها و غیره برای بنی اسرائیل ماند، ولی با تمام این حال؛

(کلاَّ إِنَّ الْإِنْسانَ لَیطْغی أَنْ رَآهُ اسْتَغْنی)

چنین نیست که انسان حقشناس باشد مسلما طغیان می‌کند. به خاطر اینکه خود را بی نیاز می‌بیند!

سوره علق (96): آیات 6 و 7

انسان وقتی که به قول معروف ثروت و امکانات مالی به دست می آورد، سر به طغیان می‌زند.

یعنی شما حساب کنید آنها برگشتند کاخ‌های سر به فلک کشیده و اموال و ثروت ها را تصاحب کردند بدون اینکه هیچ کاری برای آنها انجام داده باشد. یعنی یک نعمت خدادادی!

این افراد مشغول کارهای مادی شدند. دشمن هم بیکار نمی‌نشیند. طوری بود که تعدادی از فرزندان و زنان آنها را اسیر کردند. سال‌های طولانی به همین شکل بود تا خدای عالم پیامبری به نام سموئیل به سوی آنهاها فرستاد تا آنها را از ظلم طولانی نجات بدهد.

بنی اسرائیل که از این وضعیت ظلم و چپاول و غارت و اسارت و آنها خسته شده بودند اطراف حضرت سموئیل جمع شدند و از او خواستن امیری، پادشاهی، فرماندهی برای آنها انتخاب کند تا با محوریت او متحد شده و به جهاد بپردازند.

(ابْعَثْ لَنا مَلِکاً نُقاتِلْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ)

ما در راه خدا جهاد کنیم. حالا در اینجا این نکته ضروری است. آنها می‌خواستند در راه خدا جهاد کنند تا دین خدا را به دیگران برسانند یا می‌خواستند دشمن را نابود کنند تا زن بچه شان در رفاه باشند؟! فرقی نمی‌کند!!

«مَنْ قُتِلَ دُونَ مَظْلِمَتِهِ فَهُوَ شَهِید»

کافی، نویسنده: کلینی، محمد بن یعقوب، محقق / مصحح: غفاری علی اکبر و آخوندی، محمد، ج 5، ص 52، ح 2

هر کس به خاطر دفاع از ناموسش کشته شود شهید است. هرکسی به خاطر دفاع از مالش هم کشته شود بازهم شهید است.

اضافه بر اینکه ظاهر قضیه این هست که این افراد احساس کردن که اگر دین را در میان مردم منتشر کنند، این باعث برقراری عدالت خواهد شد. تن‌ها چیزی که می‌تواند در جامعه عدالت را تضمین کند و از ظلم جلوگیری کند نشر معارف دینی است.

نشر معارف دینی یعنی مردم را ترساندن، با تقوا کردن، از گناه و معصیت دوری جستن، امر به معروف کردن، نهی از منکر کردن. لذا روی این جد می فرماید:

(ابْعَثْ لَنا مَلِکاً نُقاتِلْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ)

خلاصه حضرت سموئیل نگفت من برای شما ملک و فرمانده انتخاب می‌کنم. در حالی که آنها گفتند:

(ابْعَثْ لَنا)

تو برای ما انتخاب کن.

ولی پیغمبر گفت:

(وَ قالَ لَهُمْ نَبِیهُمْ إِنَّ اللَّهَ قَدْ بَعَثَ لَکمْ طالُوتَ مَلِکاً )

و پیامبرشان به آنها گفت:" خداوند (طالوت) را برای زمامداری شما مبعوث (و انتخاب) کرده است.

خدای عالم جناب آقای طالوت را به عنوان فرمانده برای شما انتخاب کرد. در اینجا اختلافات و اعتراضات شروع شد.

این افراد تصور می‌کردند که مثلاً فرمانده باید جزء کسانی باشد که از ثروت کلانی برخوردار است. چون معیار برای آنها داشتن ثروت بوده و تصور می‌کردند که مثلاً فرعون و فرعونیان چون دارای ثروت کلانی بودند، شایسته بودن و فرمان‌روایی و سلطنت کردند.

این تفکر غلط و فرهنگ نادرست باعث شد بیایند اعتراض کنند. آنها در مقام اعتراض گفتند:

(قالُوا أَنَّی یکونُ لَهُ الْمُلْک عَلَینا وَ نَحْنُ أَحَقُّ بِالْمُلْک مِنْهُ وَ لَمْ یؤْتَ سَعَةً مِنَ الْمالِ)

" گفتند:" چگونه او بر ما حکومت کند، با اینکه ما از او شایسته‌تریم، و او ثروت زیادی ندارد؟!

این شخص که ثروت و موقعیتی ندارد، ما از او شایسته‌تریم. در میان ما ثروتمندهای زیادی هست.

در اینجا ما باید دقت کنیم در مکتب وحی دو معیار برای انتخاب مدیر، رئیس، حاکم معین شده است. اول علم که در حقیقت بینش دینی است که موجب هدایت جامعه می‌شود. دوم توان جسمی که بتواند در برابر مشکلات کمر خم نکند.

به عنوان مثال کسی که مریض است یا پیرمرد قد خمیده است و باید دو نفر هم بیایند زیر بغلش را بگیرند و مشکلاتش را حل کنند، قطعاً چنین فردی نمی‌تواند در جامعه مدیریت کند.

مدیر باید ۲۴ ساعته بدود و با ۱ ساعت یا ۲ ساعت استراحت به فکر رفع مشکلات مردم باشد. لذا خدای عالم وحی فرستاد:

(إِنَّ اللَّهَ اصْطَفاهُ عَلَیکمْ)

خدا او را بر شما برگزیده.

انتخاب طالوت به عهده سموئیل پیغمبر نبود، بلکه به اختیار خدا بود و دو تا ویژگی داشت که شما ندارید.

(وَ زادَهُ بَسْطَةً فِی الْعِلْمِ وَ الْجِسْمِ وَ اللَّهُ یؤْتِی مُلْکهُ مَنْ یشاءُ وَ اللَّهُ واسِعٌ عَلِیم)

و او را در علم و (قدرت) جسم، وسعت بخشیده است. خداوند، ملکش را به هر کس بخواهد، می‌بخشد، و احسان خداوند، وسیع است، و (از لیاقت افراد برای منصب‌ها) آگاه است."

اول اینکه از نظر علم و تخصص از همه شما بالاتر است. دوم از نظر جسمی از شما بالاتر است و انسان سالم، توانمند، شجاع و نترسی است. حضرت یوسف هم به عزیز مصر می فرماید:

(قالَ اجْعَلْنِی عَلی خَزائِنِ الْأَرْضِ إِنِّی حَفِیظٌ عَلِیم)

(یوسف) گفت مرا سرپرست خزائن سرزمین (مصر) قرار ده که نگهدارنده و آگاهم.

سوره یوسف (12): آیه 55

من را مسئول آمور اقتصادی کشور قرار بده چون من در مسائل اقتصادی تخصص دارم و امین هستم.

مشکلات عمده ما همین قضیه است. افرادی سر کار می آیند که یا تخصص ندارند یا تعهد ندارند.

من این نکته را هم عرض کنم. ما با همه احترامی که برای دولت قائل هستیم، ولی این سؤال را بارها مردم از ما می پرسند. دو سؤال هست که بنده برای آنها جواب ندارم و هر از کدام هم سؤال کردم من قانع نشدم.

قضیه اول اینکه ما باید قیمت بنزین را بالا ببریم چون قاچاق بنزن زیاد است. اگر قاچاق بنزین زیاده است دلیل بر بی‌عرضگی مسئولین شماست.

شما باید آنها را تقویت کنید تا جلوی قاچاق را بگیرند، نه اینکه شما بیایید چون توانایی ندارید یا نیروهایتان نمی‌توانند جلوی قاچاق را بگیرند بیایید از این طرف بنزین را بالا ببرید و وضع اقتصاد مردم را به هم بریزید.

قضیه دوم هم با همه احترام ما هرگونه کاری که موجب تضعیف باشد را خلاف شرع می‌دانیم، اما فحش هم نمی دهیم. به تعبیر مقام معظم رهبری که فرمودند: فحاشی نکنید، توهین نکنید.

این سؤال ما هست، شاید سؤال عموم مردم هم باشد. می گویند ما ارز ترجیحی که داشتیم تعدادی سواستفاده می‌کردند.

افرادی که سواستفاده می‌کردند از مردم آمریکا و اسرائیل و اروپا و عربستان بودند که می‌آمدند اینجا از این ارز ترجیحی سوء استفاده می کردند یا همین افرادی بودند که شما انتخاب کردید؟!

مجری:

همین تجار و افرادی بودند که مرتبط با دولت و آنها بودند.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

همین ها بودند! چیزی بگویید که مرغ پخته هم خنده اش نگیرد. امیدواریم که ان شاءالله اگر آقایان جواب دادند بنده همین جا جوابش را برای بینندگان عزیزمان مطرح می‌کنیم.

الان گرانی دارد بیداد می‌کند و این یک میلیون تومان یارانه و غیره مشکلی را حل نمی‌کند. شاید یک پنجاهم مشکل را هم حل نکند، زیرا هیچ حساب کتابی ندارد و نظارتی هم نیست.

تقاضای ما از مسئولین بزرگوار و کسانی که صدای ما را می‌شنوند و می‌توانند صدای ما را برسانند خواهشمندیم در این کشور به جای گران کردن، به جای ارز ترجیحی و غیره بیایید نظارت را بالا ببرید.

افراد متخلف را بگیرید در ملأ عام رسوا بکنید تا نکالاً للعالمین باشد. این همه آیات، حدود، دیات و قصاص و غیره در قرآن داریم.

(وَ مَنْ یعْصِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ یتَعَدَّ حُدُودَهُ یدْخِلْهُ ناراً خالِداً فِیها)

و آن کس که نافرمانی خدا و پیامبرش کند و از مرزهای او تجاوز نماید او را در آتشی وارد می‌کند که جاودانه در آن خواهد ماند.

سوره نساء (4): آیه 14

به جای اینکه بر مردم یک مسائلی را تحمیل کنید، شما را به حضرت فاطمه زهرا که قبولش دارید سوگند می دهیم بیایید نظارت را بیشتر کنید. بیایید افراد متخلف را بی‌پروا به مردم معرفی کنید.

اگر یک کاسبی هم گران‌فروشی می‌کند فقط مغازه اش را نبندید. قاضی بیاید قشنگ حکم جاری کند جلوی مغازه اش او را شلاق بزنند. اگر چهار مورد از این کارها بکنند کشور درست می شود.

بر فرض چهار روز، پنج روز یا یک ماه مغازه او را بستید، اما او می آید برای اینکه جبران کند دوباره گران‌فروشی می‌کند. اینها درد نیست!

علی أیحال از نظر قرآن برای یک مسئول هم تعهد شرط است، هم تخصص شرط است. تخصص بدون تعهد فاجعه هست، تعهد بدون تخصص هم فاجعه هست. این دو مورد مکمل هم هستند.

(وَ زادَهُ بَسْطَةً فِی الْعِلْمِ وَ الْجِسْمِ)

نکته پایانی این آیه یک نکته جالبی دارد.

(وَ اللَّهُ یؤْتِی مُلْکهُ مَنْ یشاءُ وَ اللَّهُ واسِعٌ عَلِیم)

خداوند هرکس که شایسته رهبری باشد را برای رهبری انتخاب می‌کند. هرکسی شایسته فرماندهی باشد او را انتخاب می‌کند. یعنی بازگشت همه چیز به مشیت مطلقه الهی است.

لذا ما می‌بینیم اولاً جناب طالوت رهبر انتخاب نمی‌کند. دوماً حکومت در دست خداست. هر کس را بخواهد او انتخاب می‌کند. ثالثاً انتخاب طالوت بدون ملاک نبود. ویژگی انتخاب در ایشان بوده است. رابعاً بر اساس این معیار الهی افضل بر مفضول مقدم است.

(قُلِ اللَّهُمَّ مالِک الْمُلْک تُؤْتِی الْمُلْک مَنْ تَشاءُ وَ تَنْزِعُ الْمُلْک مِمَّنْ تَشاءُ)

بگو:" بارالها! مالک حکومتها تویی، به هر کس بخواهی، حکومت می‌بخشی، و از هر کس بخواهی، حکومت را می‌گیری.

ملک، ثروت، مقام و شایستگی را به هر کس بخواهد می‌دهد و از هر کس بخواهد می‌گیرد.

(وَ تُعِزُّ مَنْ تَشاءُ وَ تُذِلُّ مَنْ تَشاءُ)

هر کس را بخواهی، عزت می‌دهی، و هر که را بخواهی خوار می‌کنی.

با این قید:

(بِیدِک الْخَیرُ)

تمام خوبیها به دست توست.

این چهار مسئله خیلی جالب است. قرآن کریم می فرماید:

(تُؤْتِی الْمُلْک مَنْ تَشاءُ وَ تَنْزِعُ الْمُلْک مِمَّنْ تَشاءُ)

بگو:" بارالها! مالک حکومتها تویی، به هر کس بخواهی، حکومت می‌بخشی، و از هر کس بخواهی، حکومت را می‌گیری.

(وَ تُعِزُّ مَنْ تَشاءُ وَ تُذِلُّ مَنْ تَشاءُ)

هر کس را بخواهی، عزت می‌دهی، و هر که را بخواهی خوار می‌کنی.

ولی با این قید:

(بِیدِک الْخَیرُ)

تمام خوبیها به دست توست.

(إِنَّک عَلی کلِّ شَی‌ءٍ قَدِیر)

تو بر هر چیزی قادری.

سوره آل عمران (3): آیه 26

خدای عالم جز خیر برای بندگانش نمی‌خواهد. به کسی که سلطنت و مقام داده است خیرش در آن بوده است. کسی که سلطنت را از او گرفته قطعاً خیرش در آن بوده است.

به آنکه عزت داده خیرش در آن بوده است. آنکه عزت را از او گرفته قطعاً خیرش در این بوده است.

این در حقیقت خلاصه‌ای بود از مضمون این آیه شریفه. ان شاءالله ما بتوانیم این آیات را در زندگی فردی و اجتماعی مان پیاده کنیم.

مجری:

ان شاءالله خیلی ممنونم، خیلی سپاسگزارم. ان شاءالله ما بازهم گفتگو و بحثمان را در محضر استاد عزیز و بزرگوارمون ادامه خواهیم داد.

مخاطبین گرانقدری که «شبکه جهانی حضرت ولی عصر» و برنامه «حبل المتین» را برای دیدن انتخاب کردید این نکته را در نظر داشته باشید.

ما داریم به این نتیجه می‌رسیم و این مباحث را مطرح می‌کنیم که بدانید اگر بعد از رحلت پیامبر گرامی اسلام آن کسی که افضل هست در همه آمور اعم از علم و شجاعت و مدیریت اگر او بر رأس آمور کشور باشد می تواند کار را درست انجام دهد.

اگر او به عنوان خلیفه و جانشین پیامبر باشد می تواند کار را درست انجام بدهد. این توجیهاتی که گاهی خودشان بیان می‌کنند و از این واژه‌ها آنها باید به دور باشد.

ما داریم اینها را بحث می‌کنیم که بدانیم چه اتفاقاتی در آن زمان افتاده و آنها همه به نوعی برمی‌گردد به فضائل بی حد و اندازه مولای متقیان امیر مؤمنان علی (علیه السلام).

دوستان میان برنامه‌ای را از حضرت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) آماده کردند. ان شاءالله با هم ببینیم و بشنویم و جیگرمون خنک شود.

امشب هم که شام ولادت فرزند عزیز و نوه گرانقدرشان حضرت امام سجاد (علیه السلام) است حال دلتان بهتر شود.

الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایة مولانا امیرالمؤمنین علی بن أبی طالب و الأئمة المعصومین (علیهم السلام)

بر همه شما مهنا و مبارک باشد این ایام و شنیدن نام مولا امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) که دل و جان انسان را مصفا و معطر می‌کند.

من راه‌های ارتباطی را خدمت دوستان یادآوری بکنم البته زیویس هم می شود. اگر می‌خواهید مستقیم با استودیوی ما تماس بگیرید چه عزیزان شیعه چه عزیزان اهل سنت چه آقایون وهابی این راه ارتباطی استودیو هست: «02537830288»

این تلفن برنامه ما هست. یک تلفن همراه هم هست که از طریق فضای مجازی برای وقتی که نکته ای یا مطلبی دارید می توانید پیام صوتی و پیام متنی ارسال بفرمایید. «09931994856» منتظر تماس ها و پیام‌های شما هستیم.

بحثمون را در محضر حضرت استاد حسینی قزوینی ادامه می دهیم. ما بحث قبح تقدیم مفضول بر فاضل را بر اساس دو آیه بیان کردیم. استاد تبیین داشتند و نکات دقیق و حساس و سرنوشت‌ساز این آیات را اشاره فرمودند. آیات ۴۶ و ۴۷ سوره مبارکه بقره.

استاد ما می‌خواهیم از این آیه به راحتی عبور نکنیم. اگر شما صلاح بدانید و مضامین این دو آیه که تحلیل عارفانه هم قاعدتاً داشته باشد را هم اشاره بفرمایید ممنون می شویم.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

اگر بخواهیم این آیه را تحلیل کنیم، این آیه یکی از حساس‌ترین آیات است برای انتخاب استاندار، فرماندار، وزیر، نخست وزیر، رئیس جمهور، نماینده مجلس، رهبر، خلیفه. این آیه برای ما ملاک است. یکی این آیه هست، یکی هم آیه شریفه:

(لا یهِدِّی إِلاَّ أَنْ یهْدی)

آن کس که خود هدایت نمی‌شود مگر هدایتش کنند.

سوره یونس (10): آیه 35

این دو آیه در قرآن کریم جالب‌ترین و جامع‌ترین پیام را برای مردم دارد القا می‌کند. در منطق قرآن این آیه در حقیقت نشان می دهد که طلب کردن حق با نیت نفسانی باطله است. زمانی که ما می خواهیم حق را طلب کنیم ولی با خواهش‌های نفسانی خودمان.

مثل اینکه ما می‌خواهیم به نور برسیم، اما در ظلمت داریم راه می رویم. اینها گفتند ما می‌خواهیم در راه خدا بجنگیم.

خیلی ادعای بزرگی بود، اما وقتی که پیامبر بر خلاف میل آنها حرف زد آنها بلافاصله موضعشان را عوض کردند. یعنی آن صداقت در نیت، تسلیم در برابر اراده الهی همه رفت و تبدیل به شعار شد.

نکته دوم در اینجا این است که طالوت در حقیقت یک تمثیلیست که خدای عالم در قرآن زده است، ولی این می‌تواند الگو برای تمام عصرها اعم از عصر نبوت، عصر امامت و عصر غیبت هم باشد.

لذا ما می‌بینیم حضرت طالوت به خاطر شایستگی‌هایی که داشته و دیگران نداشتند خداوند او را انتخاب کرده است و نه آنچه که مردم انتظار دارند.

متأسفانه ما در حکومت‌ها حتی در داخل کشورمان هم مردم نگاه می‌کنند مثلاً حزب مورد نظرش چه کسی را کاندید کرده است. حالا این صلاحیت داشته باشد یا نداشته باشد، این آقا کارهای اجرایی در عمرش کرده باشد یا نکرده باشد!!

حتی مدیر یک مدرسه یا دبستانی بوده یا نبوده است. آقا چون حزب ما گفته این آقا باید باشد، باید باشد!! این با منطق قرآن کریم سازگار نیست.

 (إِنَّ اللَّهَ اصْطَفاهُ عَلَیکمْ)

خداوند علم و تخصص و تعهد داده و توانایی کار کردن هم دارد. نکته سوم این است که می‌بینیم:

(وَ زادَهُ بَسْطَةً فِی الْعِلْمِ وَ الْجِسْمِ)

این نشان می دهد از نظر قرآن توازن بین عقل و توان یه چیز ضروری است. عقل، علم، درک، معارف دینی، تخصص دینی، آشنایی با مکتب وحی اولین پایه هست. بعد توان اجرایی آنها شرط بعدی است.

شاید یک کسی خیلی آدم متدین و فاضلی هم باشد، ولی توانایی کار ندارد. این انسان در این منصب مناسب نیست.

مجری:

تخصص را هم باید داشته باشد.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

بله. در قضیه جنگ خیبر «حسان بن ثابت» در مدینه مانده بود و مراقب زن و بچه ها بود که یهودی ها یک دفعه شبیخون نزنند. از طرف دیگر تعدادی از زن‌های شجاع، دوره دیده و قهرمان شمشیر به دست داشتند اطراف مدینه پاسبانی می‌دادند.

آنها آمدند و گفتند که آقای «حسان» یک یهودی می‌خواهد داخل مدینه بیاید و شبیخون بزند. برای دفاع از مدینه بیا. «حسان» گفت: والا من هرچقدر بخواهیم نماز می‌خوانم و هرچقدر بخواهید روزه می گیرم، ولی توانایی اینکه با این یهودی درگیر شوم ندارم.

زن ها دیدند که اگر این شخص داخل بیاید خیلی کار سخت می شود. زن‌های شجاع جمع شدند و این شخص یهودی را زدند لت و پار کردن.

زن ها سپس گفتند: آقای «حسان» این شخص را به گیر انداختیم، شما بیا سرش را از بدن جدا کن. «حسان» گفت: این کار هم از دست من ساخته نیست، این کار را نمی‌توانم انجام بدهم.

ببینید «حسان» آدم خوبی است، شاعر زمان رسول اکرم بوده و در رابطه با امیرالمؤمنین هم اشعار زیادی دارد، ولی این آقا توانایی این کار را ندارد و تن‌ها به درد شعر گفتن می خورد. در غیر این صورت که نمی تواند!!

مجری:

استاد ظاهرا عاقبت به خیر هم نشد.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

بله. او از کسانی است که بعد از قضیه عثمان با امیر المؤمنین بیعت نکرد. لذا قرآن کریم تعبیرش این است:

(وَ زادَهُ بَسْطَةً فِی الْعِلْمِ وَ الْجِسْمِ)

هم توانایی، قدرت، شهامت، شجاعت و هم از نظر علمی باید باشد. این آیه ثابت می‌کند که علم بدون قدرت عجز است و نمی‌تواند کاری کند. قدرت هم بدون علم طغیان است.

علم بدون قدرت عجز و شکست است. قدرت بدون علم طغیان است. لذا ما باید دقت کنیم این دو کاملاً با هم باشد. نکته چهارم امتحان قبل از فتح است. خیلی جالبه است که قرآن کریم می فرماید:

(إِنَّ اللَّهَ مُبْتَلِیکمْ بِنَهَر)

خداوند، شما را به وسیله یک نهر آب، آزمایش می‌کند.

حالا که شما مجبور شدید تسلیم حضرت طالوت شدید، خدا بدون امتحان اجازه جهاد به شما نمی دهد. یک نهر جویی هست که خداوند به وسیله آن شما را امتحان می کند.

(فَمَنْ شَرِبَ مِنْهُ فَلَیسَ مِنِّی)

آنها (که به هنگام تشنگی،) از آن بنوشند، از من نیستند.

(وَ مَنْ لَمْ یطْعَمْهُ فَإِنَّهُ مِنِّی إِلاَّ مَنِ اغْتَرَفَ غُرْفَةً بِیدِهِ )

و آنها که جز یک پیمانه با دست خود، بیشتر از آن نخورند، از من هستند!"

(فَشَرِبُوا مِنْهُ إِلاَّ قَلِیلاً مِنْهُم)

جز عده کمی، همگی از آن آب نوشیدند.

سوره بقره (2): آیه 249

تشنه هم هستند، حتما تابستان هم هست. خداوند عالم می خواهند ببیند که چقدر شما تسلیمید. در انتخاب حضرت طالوت که مردود شدید. اینجا ببینیم می‌توانید جبران کنید یا خیر.

یعنی خداوند عالم یک عنایتی کرده است. به عنوان مثال شاگردان بازیگوشی کردند. معلم دلش می‌سوزد و می گوید: آن امتحان هیچ ورقه‌ها را پاره می‌کنم و یک امتحان دیگر از شما می‌گیرم ببینم چیکار می‌کنید.

سه روز دیگر می‌خواهم امتحان دوم از شما بگیرم. اگر اینجا موفق شدید همین نمرات تان را رد می‌کنم و آن نمرات قبلی تان را من پاره می‌کنم می رود.

خداوند می‌خواهد اینجا یک امتحان دومی بگیرد. بعد اینجا کسانی که واقعاً توانستند در امتحان دوم سربلند در بیایند در سپاه حضرت طالوت هستند. کسانی که نتوانستند سربلند در بیایند به درد نمی خورند. برو نزد زن و بچه ات و مراقب آنها باش.

علی أیحال انتخاب الهی معمولاً با غربالگری نفوس همراه است تا معلوم شود مدعیان جهاد، مدعیان دین، مدعیان اسلام آیا همراه با ولی هستند یا همراه با ولی نیستند.

در واقعه غدیر خم صد و بیست تا صد و بیست و چهار هزار نفر بنا به نقل آقایان اهل سنت آوردند. اصلا ما می گوییم پنجاه هزار نفر حتی سی هزار نفر بودند. آنها سه شبانه روز بیعت کردن ولی این ۳۰ یا ۴۰ هزار نفر در سقیفه کجا بودند؟! چرا نیامدند؟!

آنجا همه تسلیم شدند، با علی بن أبی طالب بیعت کردند و به حضرت درود گفتند. آنها گفتند: السلام علیک یا امیرالمؤمنین.

کسانی که نتوانستند بیعت کنند با درود و نام علی را به نام امیرالمؤمنین انجام دادند. کسانی هم که توانستند با حضرت دست دادند. حتی خلیفه دوم گفت:

«بخ بخ لک یا بن أبی طالب أصبحت مولای ومولی کل مسلم»

تاریخ بغداد، اسم المؤلف: أحمد بن علی أبو بکر الخطیب البغدادی، دار النشر: دار الکتب العلمیة - بیروت -، ج 8، ص 289، ح 4392

پس این نکته چهارم از این آیه است. تحلیل عرفانی که ما می‌خواهیم از این آیه داشته باشیم این است که وقتی تا غربالگری نباشد خدا نمره به ما نمی دهد. این آیه شریفه خیلی آیه عجیبی است:

(أَ حَسِبَ النَّاسُ أَنْ یتْرَکوا أَنْ یقُولُوا آمَنَّا وَ هُمْ لا یفْتَنُون)

آیا مردم گمان کردند به حال خود رها می‌شوند و آزمایش نخواهند شد؟!

سوره عنکبوت (29): آیه 2

مردم تصور می کنند همین که گفتند ایمان آوردیم آنها را رها می‌کنیم؟! آنها نمی‌خواهند امتحان بدهند؟! ما بدون امتحان آنها را رها نمی کنیم!!

ما خودمان می‌دانیم این آقا چند مرده حلاج است، ولی برای اینکه برای خودش هم ثابت شود چند مرده حلاج است تا اگر فردای قیامت خواستیم او را به جهنم ببریم نگوید: خدایا! در حق من ظلم کردی.

خدای عالم آنچنان حجت را بر همه تمام می‌کند که فردا یک نفر نتواند بگوید: خدایا! اگر چنین بود من آدم خوبی می‌شدم!! نکته پنجم در این آیه:

(وَ اللَّهُ واسِعٌ عَلِیم)

و احسان خداوند، وسیع است.

ببینید واژه به واژه آیه دارد برای ما پیام می دهد و با ما حرف می‌زند. در حقیقت خداوند می‌خواهد بفرماید: من که تو را آفریده‌ام برای صلاح تو بیشتر آگاهم و ضرر تو را بیشتر از خودت می‌دانم. لذا من که از باطن شما، از عاقبت کار شما آگاهم باید انتخاب بکنم.

این خودش باز یک نکته خیلی ظریفی است که خدای عالم دار می فرماید: (وَ اللَّهُ واسِعٌ عَلِیم). لذا دوستان عزیز ما باید دقت کنیم بعضی کارهایی است که محصول عملکرد ماست.

(إِنَّ اللَّهَ لا یغَیرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّی یغَیرُوا ما بِأَنْفُسِهِم)

(اما) خداوند سرنوشت هیچ قوم (و ملتی) را تغییر نمی‌دهد مگر آنکه آنها خود را تغییر دهند.

سوره رعد (13): آیه 11

خدای عالم نعمت‌هایی که به ما داده را از ما نمی‌گیرد، مگر اینکه ما در خودمان تغییری ایجاد کنیم به دست خودمان.

منی که می‌توانم دست بر سر یک یتیمی بکشم، سیلی به صورت او می زنم. منی که می‌توانم بچه ام را که دارد بازیگوشی می‌کند با نوازش و رأفت و مهربانی اصلاح کنم، اما به جای آن کمربند بردارم بیفتم به جان این بچه.

گاهی اوقات زن انسان بعضاً صدایش را بلند می‌کند، بعضی کارهایی انجام می دهد، بعضی مطالبی را مطرح می‌کند. در این موقعیت دو راه وجود دارد. یک راه اینکه ما بیاییم برداریم با چوب و چماق و شلاق و غیره بیفتیم به جان این زن.

«وَ إِنَّ اللَّهَ لَا یغْضَبُ بِشَی‌ءٍ کغَضَبِهِ لِلنِّسَاءِ وَ الصِّبْیان»

خدای عالم در هیچ امری آنچنان غضب نمی‌کند که در ظلم به زن و بچه غضب می‌کند.

بحار الأنوار، نویسنده: مجلسی، محمد باقر بن محمد تقی، محقق / مصحح: جمعی از محققان، ج 101، ص 73، ح 23

حواسمان باشد!! بعضی از کسانی که به در حق زن و بچه ظلم می‌کنند را خدای عالم می‌برد در آن طبقه‌ای که نمرود و فرعون و شداد و آنها بودن و با آنها محشور می‌کند.

این شخص اعتراض می کند و می گوید: خدایا من که جبار نبودم که مرا با جباران محشور کردی.

خطاب می آید: ما مسلط کرده بودیم بر زن و بچه ات و سرنوشت زن و بچه ات را به دست تو داده بودیم در حق آنها جباری کردی. اگر ما مملکت را به تو داده بودیم معلوم است چکاره بودی!!

عزیزان ما باید مقداری دقت کنیم. اگر هم مشکلی برای ما پیش می آید حواسمان را جمع کنیم. اگر پای ما می‌لغزد، سنگ یا ریگی به پای ما می‌خورد، سردرد می‌گیریم، چشم درد می‌گیریم، دستمان، کمرمان درد می‌کند ببینیم کجای کارمان مشکل بوده.

در روایت هم داریم مؤمنی که خدا را دوست داشته باشد وقتی یک مشکلی برایش پیش می آید در زندگی اش محاسبه می‌کند که من امروز چه گناهی کرده بودم که چنین مشکلی برایم پیش آمد؟! بلافاصله استغفار می‌کند.

حتی بعضی وقتها پیش می آید که مؤمن یادش می آید ۴۰ سال قبل یک گناهی کرده و برای آن استغفار می‌کند. در مقابل اگر خدا کسی را دوست نداشته باشد یا کفار از اینطرف گناه می‌کنند و از آن طرف فراموش می‌کنند و اصلاً به فکر استغفار هم نیستند.

لذا دوستان تلاش کنیم ما هر روز و هر ساعتی ساعت عمرمان را با استغفار به پایان برسانیم. رسول اکرم فرمود: خوشا به حال آن بنده ای که در کنار هر گناهش یک استغفرالله هم در پرونده‌اش ثبت می‌کند.

خود استغفار برکاتی دارد. اضافه بر اینکه گناه را مورد بخشش قرار می‌دهد، رحمت‌ها را هم به سوی ما سرازیر می‌کند.

 (فَقُلْتُ اسْتَغْفِرُوا رَبَّکمْ إِنَّهُ کانَ غَفَّاراً)

به آنها گفتم از پروردگار خویش آمرزش بطلبید که او بسیار آمرزنده است.

(یرْسِلِ السَّماءَ عَلَیکمْ مِدْراراً)

تا بارانهای پر برکت آسمان را پی در پی بر شما فرستد.

(وَ یمْدِدْکمْ بِأَمْوالٍ وَ بَنِینَ وَ یجْعَلْ لَکمْ جَنَّاتٍ وَ یجْعَلْ لَکمْ أَنْهارا)

و شما را با اموال و فرزندان فراوان امداد کند، و باغهای سر سبز و نهرهای جاری در اختیارتان قرار دهد.

سوره نوح (71): آیات 10 - 12

لذا کسانی که از مشکل مالی رنج می‌برند، من توصیه می‌کنم به استغفار مخصوصاً دعای استغفار حضرت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) کولاک می‌کند.

ما بارها عرض کردیم این را که امام حسین می‌فرماید مرد عربی آمد خدمت پدرم و عرض کرد: آقا جان! من عیالوارم و زندگیم خیلی سخت است. حضرت فرمود: چرا استغفار نمی‌کنی؟! خداوند فرمود: اگر کسی استغفار کند روزی فراوان به او می دهیم.

مرد عرب عرض کرد: آقاجان! استغفار می‌کنم، نتیجه نمی‌گیرم. امیرالمؤمنین فرمود: عرب آنطور که من می گویم استغفار کن. حضرت یک دعای استغفاری به ایشان یاد داد.

حالا دعای استغفاری که بنده دارم ۳۰ بندی است. حالا یک دعای استغفار هفتاد بندی هم دارد که اگر کسی هم حال دارد آن دعای ۷۰ بندی را هم بخواند خوبه است، ولی همین دعای ۳۰ بندی هم کفایت می کند.

امام حسین فدایشان شوم می فرماید که این مرد عرب رفت ۱ سال بعد آمد و گفت: یا علی! من از روزی که این استغفار را شروع کردم، به قدری خداوند به من ثروت داده که توانایی ثبت و ضبط اموال را ندارم و حساب و کتابش از دست من دررفته است.

امیرالمؤمنین فرمود: قسم به خدایی که پیغمبر را به حق مبعوث کرد هرکس این دعا را قبل از خواب یا با گریه یا با حالت تباکی بخواند، خدای عالم و اهل بیت ثروت برای او مقدر می‌کند.

لذا از دوستان هم تقاضا داریم وارد سایت «مؤسسه تحقیقاتی حضرت ولی عصر» شوند و از قسمت چپ کلمه استغفار را جستجو کنند و این دعا را دانلود کنند.

بنده این دعا را ترجمه کردم و ترجمه‌ای هم کردم که کلاس چهارم و پنجم متوجه شود. حالا اگر می‌بینید ترجمه اش خیلی سلیس و روان و کوچه بازاری است، من به خاطر این چنین ترجمه کردم که همه متوجه شوند و آخوندی و حوزوی ترجمه نکردم.

مجری:

استاد در مفاتیح هم هست؟!

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

نه در مفاتیح نیست. در کتاب «صحیفه سجادیه کبیره» یا «کامله» نه «صحیفه سجادیه» عادی آمده است. «مرحوم محمد باقر ابطحی اصفهانی» آمد تمام دعاهای امام سجاد (علیه السلام) را جمع کرد.

خدا روحش را شاد کند و درجه‌شان که عالیست را عالی‌تر کند. ایشون محو در اهل بیت (علیهم السلام) بودند. ما هر وقت ایشان را می‌دیدیم به یاد اهل بیت می‌افتادیم. یعنی ایشان خیلی محضر مبارکی داشتند و خوش صحبت هم بودند.

ایشان کل دعاهای امام سجاد را جمع کرده و شاید دو برابر یا ۳ برابر این کتاب «صحیفه سجادیه» مشهور شده هست. این کتاب حدود ۷۰۰ تا ۸۰۰ صفحه هست. من گمان می کنم در نرم افزار «مکتبه اهل بیت» کتاب «صحیفه کامله سجادیه» هست.

این را عزیزان ما ان شاءالله محبت بکنند از سایت بگیرند. اگر دوستان نتوانستند از سایت بگیرند در کتاب «صحیفه کامله سجادیه» صفحه 164 دعای شماره 70 استغفار سی بندی امیرالمؤمنین است.

مجری:

یعنی امام سجاد از امیرالمؤمنین نقل کردند؟!

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

بله. امام سجاد از از امام حسین و امام حسین از حضرت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) نقل کردند. یعنی در حقیقت راوی اصلی این دعای استغفار امام رضا هست.

امام رضا از امام کاظم نقل کرده اند. امام کاظم از امام صادق نقل کردند. امام صادق از امام باقر نقل کردند. امام باقر از پدر بزرگوارشان امام سجاد نقل کردند. امام سجاد از امام حسین نقل کردند و امام حسین از امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) نقل کردند.

از آنجایی که امام سجاد در سند روایت بوده است، آقای ابطحی این را در صحیفه سجادیه کامله آورده است.

البته «صحیفه صادقیه» هم می آید، «صحیفه باقریه» هم می آید، «صحیفه رضویه» هم می آید، «صحیفه کاظمیه» هم می آید. خلاصه در هر کجا بیاید نور هستند.

«خَلَقَکمُ اللَّهُ أَنْوَاراً فَجَعَلَکمْ بِعَرْشِهِ مُحْدِقِینَ»

من لا یحضره الفقیه، نویسنده: ابن بابویه، محمد بن علی، محقق / مصحح: غفاری، علی اکبر، ج 2، ص 613، ح 3213

من در خدمت شما هستم.

مجری:

خیلی ممنون و متشکرم. حالا ان شاءالله اگر فرصت شد که ما باز بحثمان را ادامه خواهیم داد. چون این آیه یک سری پیام‌هایی برای عصر امروز ما هم دارد که اگر فرصت شد بازهم به آن می‌پردازیم.

من باز یادآوری می‌کنم عزیزان می‌توانند تماس بگیرن با برنامه. هم تلفن در اختیارشان هست هم از طریق فضای مجازی پیام صوتی و پیام متنی می‌توانند ارسال کنند.

تماس های بینندگان برنامه:

آقای محمدی از اصفهان روی خط ارتباطی برنامه هستند. آقای محمدی سلام به شما، خوش آمدید:

بیننده (آقای محمدی از اصفهان – شیعه):

سلام علیکم جناب آقای اسماعیلی مجری محترم و توانمند.

مجری:

ممنون.

بیننده:

همچنین سلام بر کارشناس محترم جناب آقای قزوینی.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

سلام علیکم و رحمة الله.

بیننده:

خداوند شما را حفظ بفرماید.

مجری:

بفرمایید آقای محمدی.

بیننده:

سؤال داشتم در ارتباط با فضای مجازی. همیشه این حکایت هست که نسبت به مقدسات ما جسارت هایی صورت می گیرد. عده ای عکس العمل نشان دادند گاهی هوشمندانه گاهی با تندی و دشنام. مخالفین آمدند مطالبی گفتند مبنی بر اینکه:

(وَ لا تَسُبُّوا الَّذِینَ یدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ فَیسُبُّوا اللَّهَ عَدْواً بِغَیرِ عِلْمٍ کذلِک زَینَّا لِکلِّ أُمَّةٍ عَمَلَهُمْ ثُمَّ إِلی رَبِّهِمْ مَرْجِعُهُمْ فَینَبِّئُهُمْ بِما کانُوا یعْمَلُون)

(معبود) کسانی را که غیر خدا را می‌خوانند دشنام ندهید مبادا آنها (نیز) از روی ظلم و جهل خدا را دشنام دهند، این چنین برای هر امتی عملشان را زینت دادیم سپس بازگشت آنها به سوی پروردگارشان است و آنها را از آنچه عمل می‌کردند آگاه می‌سازد (و پاداش و کیفر می‌دهد).

سوره انعام (6): آیه 108

حالا سؤال بنده نسبت به جنایات متعددی است که در این مدت شده است چه از لحاظ ساختاری و آسیب‌های انسانی هرکدام را بگیریم.

سؤال شد که آقای «شافعی» در جلسه ای ذکر اهلبیت پیش آمده است. ایشان دیده است که یکی از افراد جلسه گفته است: اینها را کنار بگذارید، اینها کار رافضی هاست!

آقای «شافعی» در آن جلسه می گوید: کسی که اینطور به مقدسات اهلبیت جسارت کند و با حب فاطمی مخالفت کند این سلقلقیه است. این لغتی است که استاد معنی اش را می دانند و اگر شایسته می دانند توضیحش را بفرمایند.

آیا این حرف شافعی دشنام است یا اینکه واقعا می خواهند بگویند کسی که با اهلبیت مخالف است از لحاظ ذاتی مشکل دارد؟! بسیار سپاسگذارم از برنامه عالی شما، خداحافظ.

مجری:

سلامت باشید. خیلی ممنونم از شما آقای محمدی، خدانگهدارتان باشد. استاد در خدمتتان هستیم.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

ببینید حضرت امیرالمؤمنین با اینکه در جنگ صفین می فرماید:

«إِنِّی أَکرَهُ لَکمْ أَنْ تَکونُوا سَبَّابِینَ وَ لَکنَّکمْ لَوْ وَصَفْتُمْ أَعْمَالَهُمْ وَ ذَکرْتُمْ حَالَهُم کانَ أَصْوَبَ فِی الْقَوْلِ وَ أَبْلَغَ فِی الْعُذْرِ وَ قُلْتُمْ مَکانَ سَبِّکمْ إِیاهُم»

دوست ندارم که شما دشنام دهنده باشید، اما اگر به توصیف اعمال و بیان حالشان بپردازید سخنتان به صواب نزدیک تر و عذرتان پذیرفته تر است.

نهج البلاغة، نویسنده: شریف الرضی، محمد بن حسین، محقق / مصحح: صالح، صبحی، ص 323، خ 206

اما حضرت خود وقتی که «اشعث بن قیس» این منافق تندی می کند و سخنان امیرالمؤمنین را جلوی مردم نقد می کند، حضرت یک تعبیر خیلی تندی دارد. حضرت فرمودند:

«مَا یدْرِیک مَا عَلَی مِمَّا لِی»

اشعث تو از کجا می فهمی این حرف من به ضرر من است یا به نفع من است.

«عَلَیک لَعْنَةُ اللَّهِ وَ لَعْنَةُ اللَّاعِنِینَ»

لعنت خدا و لعنت لعنت کنندگان بر تو باد!

اینها همه نشان می دهد که امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) با شدیدترین وضع او را تحقیر می کند. سپس می فرماید:

«حَائِک ابْنُ حَائِک مُنَافِقٌ ابْنُ کافِرٍ»

کلمه «حَائِک» به ظاهر یعنی بافنده، اما در اینجا کلمه بافنده و بچه بافنده نیست. یعنی تو هرچه در فکرت می آید مطالب را می بافی و عقل و شعور درست و حسابی نداری. نه تن‌ها تو بلکه پدرت هم این چنین بوده است!!

«وَ اللَّهِ لَقَدْ أَسَرَک الْکفْرُ مَرَّةً وَ الْإِسْلَامُ أُخْرَی»

به خدا سوگند تو در دوران کفر یک دفعه اسیر شدی، اما در دوران اسلام هم اسیر شدی.

نهج البلاغة، نویسنده: شریف الرضی، محمد بن حسین، محقق / مصحح: صالح، صبحی، ص 61، خ 19

ظاهرا کسی پدر این شخص را کشته بود و رفته بودند انتقام بگیرند. به جای اینکه به گروه قاتل حمله کنند، رفتند به یک قبیله بی گناه حمله کردند.

آنها هم پیروز شدند و «اشعث» را اسیر کردند. فامیل های این شخص جمع شدند و تعدادی شتر دادند و این شخص را از اسارت آزاد کردند.

در قضیه اسلام او هم که ظاهرا بعد از قضایای جنگ رده اینجا هم او را اسیر کردند. حضرت در حقیقت به او فرمودند که تو عرضه حتی دفاع از خودت را هم نداری.

حالا می خواهی به من یاد بدهی که این را بگو و این را نگو؟! حالا می خواهی به من یاد بدهی که این به ضرر توست و این به ضرر تو نیست؟!

کاملا واضح و روشن است که حضرت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در مواردی که تشخیص می دهند که باید بیان کنند، به روشنی بیان می فرمایند. تعبیر حضرت این است:

«مُنَافِقٌ ابْنُ کافِرٍ»

یعنی در مسجد که مملو از جمعیت است و حضرت سخنرانی می کنند، این شخص بلند می شود و اعتراض می کند. حضرت می فرمایند: تو منافق هستی. مسلمان نیستی. پدرت هم که کافر از دنیا رفته است. به چه چیز خود افتخار می کنی؟!!

اینها یک خاندان خیلی عجیبی هم بودند. خود این شخص جزو منافقین عصر علوی بود. پسرش «محمد» قاتل حضرت مسلم بود. دخترش «جعده لعنة الله علیها)» قاتل امام حسن (علیه السلام) بود.

هرچه بدی بوده است در این خاندان جمع شده است. حضرت امیرالمؤمنین در اینجا به این شخص «صبحکم الله» نمی گوید، بلکه وقتی می بینند که دارد علیه رهبر و ولی و امام فتنه گری می کند، حضرت امیرالمؤمنین همانجا فتنه را این چنین می خوابانند.

ما امثال این قضایا در زندگی حضرت امیرالمؤمنین الی ماشاءالله داریم. در قضیه معاویه که حضرت می فرمایند:

«إِنِّی أَکرَهُ لَکمْ أَنْ تَکونُوا سَبَّابِینَ»

خود حضرت نسبت به معاویه یک تعبیری در «نهج البلاغه» دارند. حضرت در خطبه 44 در رابطه با «زیاد بن أبیه» که معاویه داشت او را فریب می داد که علیه امیرالمؤمنین او را به طرف خودش ببرد.

حضرت نامه می نویسد و می فرماید: معاویه نامه ای به تو نوشته و می خواهد شما را گمراه کند و عقل تو را از تو بگیرد.

«فَاحْذَرْهُ فَإِنَّمَا هُوَ الشَّیطَان»

برحذر باش که یقینا معاویه شیطان است.

نهج البلاغة، نویسنده: شریف الرضی، محمد بن حسین، محقق / مصحح: صالح، صبحی، ص 415، خ 44

از این بهتر؟! از این واضح تر؟! همچنین در کتاب «شرح نهج البلاغه» اثر «ابن ابی الحدید» جلد 16 تعبیری دارد که در آنجا می گوید:

«فَإِنَّمَا هُوَ الشَّیطَانُ یأْتِی الْمَرْءَ مِنْ بَینِ یدَیهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ وَ عَنْ یمِینِهِ وَ عَنْ شِمَالِه»

معاویه شیطان است و از راست و چپ و جلو و عقب می آید تا بتواند افراد را از راه به در کند.

شرح نهج البلاغة لابن أبی الحدید، نویسنده: ابن أبی الحدید، عبد الحمید بن هبة الله، محقق / مصحح: ابراهیم، محمد ابوالفضل، ج 16، ص 177، خ 44

همچنین در خطبه 10 «نهج البلاغه» هم این تعابیر هست. ما امثال اینها را در کلمات حضرت امیرالمؤمنین داریم. نبی گرامی اسلام هم با اینکه رحمة للعالمین بودند، نسبت به منافقین و کسانی که کارشکنی کردند کوچکترین کوتاهی نکردند.

مجری:

استاد اگر ما بخواهیم این قضیه را به روز کنیم، جنایتکاری مثل آمریکا و صهیونی است و گاهی تروریست‌های داخلی که این همه در این اتفاقات اخیر در عرض 48 ساعت جنایت کردند و این همه انسان بی گناه و نیروهای امنیتی را به خاک و خون کشیدند.

ما گاهی به آنها مرگ و لعن می گوییم و آنها را مورد نفرت و انزجار خودمان قرار می دهیم. قاعدتا اینها مبانی دینی دارد.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

قطعا این چنین است. ما نباید فحش بدهیم، زیرا فحش به معنای حرف رکیک است. ما چنین اجازه‌ای نداریم که فحش خواهر و مادر و فحش ناموسی بدهیم. ما اجازه نداریم نسبت به ناموس و خواهر و مادر کسی فحاشی کنیم.

ما در این خصوص شرعا هیچ مجوزی نداریم، اما اینکه این افراد آدم های پست و رذلی هستند که عقل و شعور ندارند و جنایتکارند و اینطور مطالبی این چنین گفته اند کاملا صحیح است و هیچ اشکالی هم ندارد.

البته ما به این افراد پست بگوییم، باید از افراد پست عذرخواهی کنیم. اگر به این افراد حیوان و وحشی بگوییم، باید بگوییم "بلا نسبت وحشی ها"!!

این افراد در این قضیه 18 دی در ایران روی داعش را سفید کردند. آنها جنایتی در تاریخ کردند که نه «هیتلر» کرد، نه «مغول» کرده است، نه حتی «اسرائیل» کرده است. این افراد نزدیک به سیصد مسجد را به آتش کشیدند.

مجری:

بله، 250 مسجد و 250 مدرسه.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

مسجد را برای چه آتش می زنید؟! معلوم می شود که شما با دین مشکل دارید. شما با اسلام مشکل دارید. چقدر قرآن ها را سوزاندند!!

بر فرض شما می گویید که نیروی انتظامی است و باید او را بزنیم. یکی از شهدای ما را هردو دستش را قطع کردند و سرش را شکافتند. همچنین تعدادی را زنده زنده در آتش سوزاندند. ما باید یک شباهت هایی با شهدای کربلا داشته باشیم.

دختر بچه دو ساله و دختر بچه شش ساله را جلوی چشم مادر به صورت وحشیانه کشتند. هرچه که شما الفاظ زشت به آنها بگوییم باز کم گفته ایم. این افراد خیلی بالاتر از این را استحقاق دارند.

مجری:

حضرت استاد از شما ممنونم، بزرگواری فرمودید. دیگر فرصت برای طرح سؤالات دیگر نیست. ان شاءالله عمری باشد در برنامه‌های بعدی حتما خدمت شما خواهیم بود.

دوستان عزیز از شما هم ممنون و سپاسگذار هستم که امشب هم برنامه زنده «حبل المتین» را همراهی فرمودید. ان شاءالله که مورد عنایت و توجه شما قرار گرفته باشد.

ان شاءالله که مورد توجه و عنایت وجود نازنین مولایمان حضرت امیرالمؤمنین و آقاجانمان امام زمان (ارواحنا له الفداء) قرار گرفته باشد.

بازهم این ایام سراسر نور و سرور را خدمت شما تبریک عرض می کنم. در پناه حضرت حق باشید و زیر سایه آقاجانمان حضرت مرتضی علی. خدانگهدارتان

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته


ادله عقلی امامت ( قبح تقدیم مفضول بر فاضل بر اساس آیه 246 و 247 سوره بقره)>

حبل المتین ادله عقلی امامت تقدم فاضل بر مفضول خلافت سوره بقره امامت الهی طالوت حاکمیت توازن علم و قدرت استغفار دعای استغفار امیرالمومنین منافقین اغتشاشات