سایر قسمت ها
نقد تفکرات باطل سلیمانی اردستانی ( پاسخ به شبهات هاشمی و سلیمانی اردستانی در موضوع فاطمیه) دکتر ابوالقاسمی

قسمت صد و سی و نهم برنامه راه روشن با کارشناسی دکتر ابوالقاسمی و اجرای آقای غضبانی


دیگر قسمت ها

 ِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

برنامه راه روشن  20 08 1404 (قسمت صد و سی و نه)

عنوان برنامه: نقد تفکرات باطل سلیمانی اردستانی (پاسخ به شبهات هاشمی و سلیمانی اردستانی در موضوع فاطمیه)

کلیدواژهراه روشن؛ سلیمانی اردستانی؛ عقیل هاشمی؛ فاطمیه؛ هجوم به بیت وحی؛ تهدید به آتش زدن؛ دَرْ داشتن خانه های مدینه؛ مناظره؛ فرار سلیمانی اردستانی از مناظره؛ شهادت حضرت فاطمه (سلام الله علیها)؛ عزاداری؛ تحریف؛ شبهه؛ توهین به شیعه؛ بی ادبی!

استاد: حجت الاسلام والمسلمین دکتر ابو القاسمی

مجری: آقای محمد تقی غضبانی

مجری:

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ وَبِه نَسْتَعینْ، اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِه‏ مُحَمَّد وَ عَجِّلْ فَرَجَهُم اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَة وَ اَبیها وَ بَعْلِها وَ بَنیها وَ سِرِّ الْمُسْتَوْدَعِ فیها بِعَدَدِ ما اَحَاطَ بِهِ عِلْمُکَ؛ عزیزان بیننده سلام وقت شما بخیر، به برنامه راه روشن خیلی خوش آمدید، برنامه ای که از شبکه جهانی حضرت ولی عصر (عج الله تعالی فرجه الشریف) تقدیم حضور شما می‌شود، در این برنامه سعی می کنیم تا شبهاتی که در فضای مجازی پخش می شود و ممکن است در ذهن ما، نکته ای را پدید بیاورد و احساس کنیم شاید آن شبهه، مطلبی دارد که ما از آن غافل هستیم سعی می کنیم در این برنامه به این طور شبهات بپردازیم و از کارشناس محترم برنامه جناب آقای دکتر ابوالقاسمی در این برنامه استفاده می کنیم.

شما عزیزان بیننده می‌توانید با تلفنی که زیر نویس می‌شود، و سامانه پیامکی که در اختیار شما است از این طریق می‌توانید با ما ارتباط بگیرید و در برنامه مشارکت داشته باشید.

در خدمت جناب آقای دکتر ابولقاسمی باشیم و برنامه را آغاز کنیم، ضمن عرض تسلیت خدمت شما عزیزان بیننده، سلام استاد عزیز ایام فاطمیه را خدمت شما تسلیت عرض می کنم.

استاد ابو القاسمی:

علیکم السلام علیکم ورحمة الله

أعوذ بِاللَّهِ مِنَ الشَّیطَانِ الرَّجِیمِ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ اَلْحَمدُ للهِ رَبِّ العالَمین اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى ‌مُحَمَّدٍ الْمُصْطَفَى وَ عَلِيٍّ الْمُرْتَضَى وَ فَاطِمَةَ الزَّهْرَاءِ وَ ‌الْحَسَنِ الرِّضَا وَ الْحُسَيْنِ الْمُصَفَّى، وَ جَمِيعِ الْأَوْصِيَاءِ ‌مَصَابِيحِ الدُّجَى وَصلّ عَلیٰ مَنْ بِيُمْنِهِ رُزِقَ الْوَرَي وَ بِوُجُودِهِ ثَبَتَتِ الْاَرْضُ وَ السَّمَاءُ مَوْلانا صَاحِبَ العَصْرِ وَالزمَان!

سلام عرض می کنم خدمت شما و بینندگان عزیز و گرانقدر شبکه جهانی حضرت ولی عصر امیدوارم هر کجا هستند موفق و پیروز باشند و این عزاداری ها در ایامی که گذشت و ایام پیش رو ان شاء الله برای آن ها مورد آرامشِ قلب امام زمان (روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفداء) قرار بگیرد.

مجری:

ان شاء الله بتوانیم تلاش کنیم خودمان را به آقا امام عصر نزدیک تر کنیم و مورد عنایت آقا امام عصر باشد، این برنامه هم در همین راستا تقدیم عزیزان بیننده می شود با حضور حضرتعالی و زحماتی که شما در کشف این شبهات می کشید ان شاء الله بتوانیم با عنایت امام عصر بهترین ساعات را برای بینندگان فراهم کنیم.

برنامه ما چند هفته ای است در خصوص برخی از صحبت های بی اساس شخصی به نام سلیمانی اردستانی تقدیم حضور شما می شد. البته قصدمان این نبود تمام کنیم چون جناب استاد زحمت کشیدند در خلال صحبت ها مذهب، مکتب و عقیده خراب آن را خدمت شما تبیین کردند، یعنی آب پاکی را ریختیم ولی هم دغدغه شما بینندگان عزیز در برنامه بود با اساتید مختلف تماس گرفتید در این خصوص دغدغه داشتید و فکرتان مشغول بود.

هم این که، این روزها باز صحبت های دیگری کرده است لذا از آقای دکتر خواهش کردیم همین بحث را دوباره ادامه بدهند در خدمت شما هستیم مباحث را بفرمایید از کجا می خواهیم شروع کنیم و به کجا برسیم!

استاد ابوالقاسمی:

بسم الله الرحمن الرحیم، من واقعا دیگر نمی خواستم به بحث ایشان ادامه بدهم ولی ایشان باز دوباره در آن شبکه شروع کرد به مطالب ضد شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیها) و بحث فاطمیه چون فاطمیه برای ما خط قرمز است نمی توانیم نسبت به این قضایا و شبهاتی که مطرح کرد ساکت بنشینیم.

اما مطالبی که در آن شبکه مطرح شد در ابتدا یک مقدمه ای بگویم. در جریان هستید چند ماه قبل اعلام کردیم حاضر هستیم با ایشان مناظره کنیم ایشان اول یک نفری را به صورت ناشناس فرستاد حاضر هستی با فلانی بحث کنی؟ گفتیم تشریف بیاورند گفت نه فلان جا بیا، گفتم شبکه داریم و مصادر را نشان می دهیم امکاناتی در این جا داریم می شود در پخش زنده هر مدرکی را بخواهی همان آن نشان می دهیم.

همه بیننده ها می توانند تشخیص بدهند حقیقت چه است؟ دروغ بگویم مدرک را نشان می دهید می گویید شما دروغ گفتید آبرویم می رود. لذا اگر این جا تشریف بیاورند خدمت شان هستیم ایشان به خود من پیغام داد حاضر هستم با تو مناظره کنم شرایطی گذاشته بشود گفتم این حرف ها نیست مشخص است.

گفت نه شما بی طرف نیستید گفتیم بی طرفی مان ثابت شد مفتی های پاکستان و کشورهای دیگر با ما در همین شبکه مناظره کردند. از بی طرفی ما در مناظره حتی بعضی شان تعریف کردند، لذا این بهانه ها را در نیاورید چند وقتی گذشت ایشان هم کلیپ های من را در کانالش بعضی وقت ها می گذاشت.

تا هفته قبل یا دو هفته قبل یکی از مخاطبینش سوال کرد نمی خواهی با ابوالقاسمی مناظره کنی؟ ایشان جواب داد اولاً علمیت ‌ابوالقاسمی خیلی معلوم نیست اگر علمیت من معلوم نیست چرا شما چند وقت پیش حاضر به مناظره با من بودید؟ دو: ابوالقاسمی بی ادب است کلیپ مربوط به این قضیه را ببینیم مشخص بشود چه گفت بعد مقداری راجع به ایشان صحبت بکنیم.

کلیپ شماره یک آقای سلیمانی اردستانی:

من جناب اقای ابو القاسمی را یک زمانی اصلا نمی‌شناختم، من هم اعلام آمادگی کردم که با ایشان مناظره کنم.

* یادم است بحث تان سر جا و این‌ها بود.

سلیمانی اردستانی:

ایشان می‌گوید باید در موسسه ما بیایید و مجری را هم ما تعیین کنیم، ما هم ضبط کنیم، من آن‌جا نمی‌روم. آن مال ان روزم بود گفتم به یک موسسه بی طرف بیرویم، یک جایی بی طرف ضبط کنند باشد بیرویم. حالا آن یک حرفی بود آن روز ایشان قبول نکرد ولی الان دیگر حاضر نیستم هیچ جا با ایشان مناظره کنم.

دلیلش هم این است من اعلام کردم که هرکس می‌خواهد با من مناظره کند، این عام است، ولی می‌دانید من وقتی اعلام می‌کنم ممکن است هرکسی از راه برسد بگوید من اماده هستم، همین که گفت، من می‌گویم رزومه ات را بفرست، تا بدانم چه کاره هستی، چند تا در این موضوع تحقیق کردی و گرنه هرکسی ممکن است بگوید می‌خواهم مناظره کنم خیلی‌ها می‌گویند، من که نمی‌توانم بیایم با هرکس بشینم، اول باید رزومه اش را ببینم مگر این که طرف را بشناسم.

الان اقای ابو القاسمی را می‌شناسم، با توجه به این‌های که خواندم ایشان هنوز جوان هستند، باید درس بخوانند بعد غیر از جوانی منطق و ادب را هم باید بیاموزند، ناسزا نگویند بحث علمی که مثلا مجمع مدرسین را می‌خواهد در موردش صحبت کند می‌گوید مجمعی که اسمش را طوری کرده که مردم با جامعه مدرسین اشتباه بگیرند مردم را گول بزنند. من می‌گویم آقا من عضو مجمع مدرسین هستم جامعه مدرسین هیچ کدام‌شان را قبول ندارم دارم داد می‌زنم تو می‌گویی من اسم را خواستم شبیه آن بگذارم تا مردم من را با او اشتباه بکنند. من می‌گویم هیچ کدام‌شان را قبول ندارم آن وقت شما می‌گویی من عمدی اسم گذاشتم که مردم دچار اشتباه شوند. آخر با همچنین آدمی برای چه من بی شینم و بحث کنم!

به جای ایشان اگر شما دسترسی دارید استاد ایشان حسینی قزوینی این‌جا، با این قول که هرچه گفتگو شد شما فیلمش را بردارید بدون یک ذره کم و زیاد منتشر کنید، اصلا پخش مستقیم کنید می‌شود مستقیم پخش کنید. ولی حسینی قزوینی بیاید؛ چون اقای ابو القاسمی به لحاظ سنی هم که با من نمی‌خورد، ایشان جوان است هنوز باید در کلاس بشیند در درس بشیند!

مجری:

یک مشت بازی با کلمات کرد و پخش زنده گفت ما هم که این جا پخش زنده می‌کنیم، و هم چنین گفت ایشان جوان است و از نظر علمی هم گفت، جناب اقای ابو القاسمی در خدمت شما هستیم.

استاد ابو القاسمی:

بسم الله الرحمن الرحیم، یک: گفت آن موقع این‌ها گفتند ما ضبط می‌کنیم. نه ما گفتیم پخش زنده باشد، اصلا دنبال ضبط نبودیم دنبال پخش زنده بودیم. اقای سلیمانی اردستانی چرا دروغ می‌گویی؟ این یک.

دو: مجری را ما تعیین کنیم، ما پخش کردیم مجری‌های شما وسط مناظره در حرف طرف مقابل می‌پرد کلیپش را پخش کردیم با این کارشان بحث را منحرف می‌کند. اصلا روش گفتگوی شما یک روش غیر منصفانه بود. ما پخش کردیم مجری شما در بحث پریده بحث را منحرف کرده است. بعد ما گفتیم یک جای بی طرف هستیم، استدیوی که شما معرفی کردید به نظر ما یک استدیوی سیاسی منحرف است. مگر او بی طرف است؟

یک جایی سیاسی ضد انقلاب را معرفی کردی، مجریت یک مجری غیر بی طرف است بعد ادعا می‌کنی ما گفتیم این‌ها باید پخش زنده بکنند استدیوی بی طرف هم باشد مجری هم بی طرف باشد. نه آقا تمامش را داری بر عکس ارائه می‌کنی این یک نکته.

نکته بعدی می‌گوید قبلا حاضر بودم با ایشان بحث کنم؛ الان حاضر نیستم. مگر قبلا من از جهت سنی عمرم بیشتر بود الان کمتر شده است! من از جهت سنی آن موقع عمرم بیشتر بوده الان عمرم کمتر شده لذا الان با من مناظره نمی‌کند. من نمی‌دانم به این آقا چه بگویم!!

اما می‌گوید رزومه ات را بفرست چه کاره هستی، آقای سلیمانی اردستانی رزومه بنده را در این چند ماه دیدی، علاوه بر این که به لطف امام زمان، حقیر یک پروژه فوق دکترا تمام کردم، یک دکترا دارم، سطح چهار حوزه دارم، مدرک رسمی به اصطلاح تدریس سطوح عالی حوزه دارم، بعضی از زبان‌های خارجی را کامل صحبت می‌کنم بعضی‌ها را در یک حداقل مقبولی صحبت می‌کنم. قرآن را کامل حفظ هستم. شما چند تا از این‌ها را داری؟ این هم سوال من از شما است. من باید برای شما طاقچه بالا بگذارم نه تو برای من!

اما بحث ادب، آقای سلیمانی اردستانی تو واقعا از ادب داری صحبت می‌کنی؟ چیزی امشب پخش می‌کنیم و لعنت خدا بر آدم دروغگوی که طرف مقابلش را بی جهت متهم به بی ادبی بکند. من گفتم شما اسم مجمع تان را مجمع مدرسین گذاشتید، می‌گوید تو بی ادب هستی، چرا گفتی اسم مجمع مدرسین را شبیه جامعه مدرسین انتخاب کردید. راست گفتم این که واضح است همه می‌فهمند، خیلی روشن است؛ پس این دروغ نیست.

اما بیرویم ببینیم چه آدمی ادب دارد یا ندارد. اطاق فرمان کلیپ شماره 2 را اگر پخش کنند ببینیم شما ادعای ادبت می‌شود اقای سلیمانی اردستانی!

کلیپ شماره دو آقای سلیمانی اردستانی:

جالب این‌جا است که چقدر هم شیعه که این‌ها را می‌شنوند گریه می‌کنند، این قد خرند!

به خدا خیلی خرند، خیلی آدم باید خر باشد که آخر گریه، آخر خریت هم حدی دارد، بفهم یک خورده فکر کن چه مزخرفی او دارد می‌گوید!

استاد ابو القاسمی:

روی صحبت ایشان کل شیعیان است دارد این طور صحبت می‌کند من به ایشان چه بگویم، این آقایی که این طور بی ادبانه، هتاکانه وقیحانه هرچه دلش می‌خواهد به شیعه می‌گوید، بعد می‌گوید ابو القاسمی قبلا سنش بیشتر بود الان کمتر شده چون سنش کم است با او مناظره نمی‌کنم این یک دلیل.

دو: رزومه ابو القاسمی معلوم نیست چه است بعد برای من رزومه اش را بفرستد قبلا که نمی‌دانستی می‌خواستی مناظره کنی. سه: ابو القاسمی بی ادب است! اقای سلیمانی اردستانی تو ادعای ادبت می‌شود؟ من به این آدم چه بگویم! کلیپ بعدی را باهم ببینیم که ایشان چگونه راجع به دیگران صحبت می‌کند.

کلیپ شماره سه آقای سلیمانی اردستانی:

جلبک دیده معجزه است دیوار شکافته، آن وقت رفته می‌خواهد حضرت فاطمه بنت اسد را از دست خدا نجات بدهد. او دیگر خرتر از ما بوده است! این دیگر چه جلبکی بوده است به خدا پس خرتر از ما هم در تاریخ بوده است!!

مجری شبکه ولی عصر:

یک نظر شخصی در مورد خودش داده است.

استاد ابو القاسمی:

بله، اقرار العقلا علی انفسهم جایز، البته اگر عاقل باشد، یا شما عاقل هستی، یا نیستی، اگر عاقل هستی، اقرار العقلا علی انفسهم جایز است اگر هم که عاقل نیستی خود دانی!

اما بهانه‌های این ادم را هم دیدید ادعا می‌کند من با ابو القاسمی مناظره نمی کنم با استاد شان در پخش زنده مناظره می‌کنم. اولا که استاد ما آماده مناظره هستند با کسی که لیاقتش را داشته باشد؛ اما طبیعتا شما باید آن وعده انجام نداده ات را اول انجام بدهی، البته استاد ما خودشان می‌دانند بگویند ما حاضر به مناظره هستیم ایشان سرور ما هستند. شما یک وعده انجام نشده داری، شما اول بیا آن کاری که تا حالا ادعا می‌کردی انجام بده، می‌گفتی هرکسی بیاید مناظره می‌کنی، نه این بار به دیوار محکم و سفت خوردی.

مجری:

قبلا می‌گفت هرکس بیاید من حاضرم با او مناظره کنم، حالا این حرف را می زند!

استاد ابو القاسمی:

بله، الان می‌گوید ابو القاسمی قبلا سنش بیشتر بود الان سنش کمتر شده، چون سنش کم است من با او مناظره نمی‌کنم. ابو القاسمی رزومه اش معلوم نیست، ابو القاسمی بی ادب است، این سه تا بهانه ایشان است برای این که با ما مناظره نکند. البته یک سری بهانه های دیگر هم داشت پخش زنده می‌گفت ما از اول گفتیم پخش زنده باشد، مجری بی طرف باشد ما اصلا مجری مان در مناظره دخالت نمی‌کند بر خلاف مجری شما.

مجری:

این همه مناظره در شبکه مان پخش شده است.

استاد ابو القاسمی:

می گوید استدیو بی طرف باشد، ما در استدیوی پخش زنده هرکجا بخواهی می‌رویم برای ما اصلا فرق نمی‌کند کجا باشد؛ اما ما در استدیوی که از جهت سیاسی ضد انقلاب باشد، ترویج مخالفت با نظام باشد قطعا آن جا پا نمی‌گذاریم، مروج آن‌جا هم نخواهیم بود!

مجری:

مناظره هایی که الان هست در آرشیو داریم و در فضای مجازی بخشی از آن ها پخش شده است یک نمونه اش را بیاورند که یک مجری در بحث مداخله کرده باشد از نظر زمانی عادلانه ترین زمان را در همین شبکه رعایت کردیم گاهی از اوقات به طرف وقت بیشتری دادیم این یک ادعای پوچ، بی دلیل و مدرک است.

یک بحث دیگر ایشان در مورد حضرت آیت الله دکتر حسینی قزوینی گفتند ایشان گفتند اگر ابو القاسمی را شکست دادی من را شکست دادی. وقتی همچنین اتفاقی بیافتد چه کار می خواهی بکنی؟ مدام دنبال بهانه است.

استاد ابوالقاسمی:

ایشان حاضر به مناظره نیست و حاضر به مناظره با ما نخواهد شد تنها جایی که ایشان حاضر است برود نشستن با آقایان وهابی است. البته یک سوال دیگر دارم ایشان با بعضی از خانم ها و آقایان مناظره و گفتگو داشت آن ها هم سن من هستند چطور سن آن ها مهم نبود سن حقیر مهم شد؟ مشکل چیز دیگری است!

مجری:

در بحث اول برنامه و مناظره اگر نکته دیگری ندارید برویم بحث محتوایی که حضرتعالی  فرمودید ایشان در خصوص فاطمیه حرف های زده است.

استاد ابوالقاسمی:

در مورد مسئله فاطمیه و مطالبی که ایشان مطرح کرده ما توقع داشتیم این آدم با آن رفتارهایی که از قبل نشان داده بود با آن کارهای که از قبل کرده بود شروع کند به مطرح کردن مسائلی که به اصطلاح موجب آزار دادنِ روانی و معنوی شیعیان بشود آن هم در مسئله فاطمیه؛ این برای ما یک مطلب عجیبی نبود و انتظارش را می کشیدیم اما نه این که این قدر صریح با عقیل هاشمی اخت بشود و به راحتی شروع به گفتن این مطالب کند.

مجری:

در خلال برنامه گذشته عقیده و فساد عقیده ایشان مشخص شد خودش هم اعتراف کرد.

استاد ابوالقاسمی:

در کلیپ بعدی ایشان می گوید چون تخصص من تاریخ نیست لذا از جهت تاریخی وارد مسائل نمی شوم

کلیپ شماره چهار آقای سلیمانی اردستانی:

اگر بخواهم ورود به این مسئله بکنم با توجه به رشته تحقیقی ام و رشته ای که کار کردم نمی توانم ورود تاریخی داشته باشم. بنابراین صرفاً از طریق الاهیاتی وارد می شوم.

مجری:

واقعاً در بحث هایش تاریخی نداشت؟

استاد ابوالقاسمی:

دقیقا همین را می‌خواهم بگویم، بیرویم کلیپ بعدی را ببینیم می‌گوید اصلا از جهت تاریخی آن زمان مدینه نمی شده دَرْ داشته باشد. مگر آن زمان عصر حجر بوده که نمی‌شد دَرْ داشته باشد، عصر دیرینه سنگی بوده که مثلا تازه از غار بیرون آمده باشند، در غار بودند از غار بیرون نمی‌توانستند بیرون بیایند دَرْ بگذارند کلیپ را ببینیم.

مجری:

در کلیپ بعدی ببینیم واقعاً از لحاظ تاریخی بحث نکرده است؟

کلیپ شماره پنج اقای سلیمانی اردستانی و عقیل هاشمی:

هرچند طبق اطلاعاتی که داریم آن زمان در مدینه درب خانه‌ها نمی تواند طوری باشد که روضه خوان‌ها می‌خوانند، درب میخ و این‌ها داشته باشد، این هم نمی‌توانسته درست باشد!

هاشمی از شبکه وهابی کلمه:

شما قبل از آن اشاره فرمودید به این که در زمان رسول الله (صلی الله علیه وسلم)؛ دیوارهای آن وقت، دیوار نبود و دَرْ هم نداشت، البته کسانی که در مناطق گرمسیری و بخصوص عربستان رفته باشند می‌دانند که اصلا در شرایطی که خانه‌ها اگر کولر یا نمی‌دانم پنکه یا تهویه و غیر ذلک نداشته باشد محال است یک انسان بتواند در یک خانه ای با دیوار بتنی و یا خشت و گل زندگی کند. در شرایط این چنینی و امروز در مناطق بلوچستان، مناطق محروم کشور که برق وجود ندارد نمونه ای بسیار بارزی است برای شرایط مدنی چون مناطق من حیث آب و هوایی یک شرایط ثابتی دارند برگ درخت خرما این طبیعت را دارد که به حکم یک رادیاتور عمل می‌کند و به دلیل این که شیارهای لابلای برگ درخت خرما است و روزنه‌های وجود دارد بادهای که وزیده می‌شود یک باد بسیار مرطوبی در داخل خانه ایجاد می‌شود و خانه را خنک نگه می‌دارد.

اگر ما بگوییم خانه دیوار و سقف محکمی داشت و دَرْ آن چنانی داشت بلا شک زندگی در آن خانه‌ها با سیستم آب و هوایی وقت محال است!

استاد ابو القاسمی:

آن از آقای سلیمانی اردستانی که آن حرف‌ها را زد و این هم از اقای عقیل بی عقل، من یکی یکی جلو بیروم. در آن زمان در مدینه نمی توانسته آن طور که روضه خوان‌ها گفتند دَرْ میخ داشته باشد!

آقای سلیمانی اردستانی! شما تاریخی نمی‌خواهد وارد بشوی همان معارفی وارد بشو، قرآن راجع به بعضی از دَرْ‌ها می‌گوید:

(أَوْ مَا مَلَكْتُمْ مَفَاتِحَهُ)

يا خانه‌اي که کليدش در اختيار شماست!

سوره بقره نور (24): آیه 61

کلید دارد، شما برای کدام دَرْ کلید می‌گذارید؟ مثلا برای پرده کلید بگذاری معنی دارد!

مجری:

اصلا معنی دارد؟

استاد ابو القاسمی:

یا برای دَرْی‌ که با حصیر درستش می‌کنند کلید بگذاریم، خود کلید سازی آن زمان یک فن و حرفه‌ای سخت بوده است. می‌گوید نه آن زمان درست است دَرْهایشان را از حصیر درست می‌کردند اما کلید هم برایش می‌گذاشتند!

مجری:

(وَأْتُوا الْبُيوتَ مِنْ أَبْوَابِهَا)؛ چه می‌گوید؟

(يسْأَلُونَكَ عَنِ الْأَهِلَّةِ قُلْ هِي مَوَاقِيتُ لِلنَّاسِ وَالْحَجِّ وَلَيسَ الْبِرُّ بِأَنْ تَأْتُوا الْبُيوتَ مِنْ ظُهُورِهَا وَلَكِنَّ الْبِرَّ مَنِ اتَّقَى وَأْتُوا الْبُيوتَ مِنْ أَبْوَابِهَا وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ)

در باره «هلالهاي ماه» از تو سؤال مي‌کنند؛ بگو: «آنها، بيان اوقات (و تقويم طبيعي) براي (نظام زندگي) مردم و (تعيين وقت) حج است». و (آن چنان که در جاهليت مرسوم بود که به هنگام حج، که جامه احرام مي‌پوشيدند، از در خانه وارد نمي‌شدند، و از نقب پشت خانه وارد مي‌شدند، نکنيد!) کار نيک، آن نيست که از پشت خانه‌ها وارد شويد؛ بلکه نيکي اين است که پرهيزگار باشيد! و از در خانه‌ها وارد شويد و تقوا پيشه کنيد، تا رستگار گرديد!

سوره بقره (2): آیه 189

استاد ابو القاسمی:

این‌ها اصلا نمی‌خواهند فکر کنند، اگر می‌خواستند فکر کنند که آن آقا وهابی نمی‌شد و این آقا هم بغل دست او قرار نمی‌گرفت. یا نظرشان است اصلا در زمان پیغمبر (صلی الله علیه واله وسلم) دیوارها دیوار نبود، مثلا دیوارها پنجره بوده است. یا دیوارها زمین بوده دیوارها سقف بوده، این که می‌گویی دیوار نبود یعنی چه؟ دیوارها دیوار نبود، دیوار نبود پس چه بود؟

دَرْ هم نداشته، اگر دَرْ نداشته پس آیه ای که خواندیم چه بود؟ این همه روایت اهل سنت دارند، دَرب خانه حضرت زهرا، درب خانه پیغمبر، درب خانه عایشه و درب خانه فلان و... در خود فیلم‌های که خودتان درست کردید و پخش کردید همه شان دَرْ داشته است.

مجری:

همین سد الابواب که این‌ همه می‌سوزند قضیه اش چیست؟

استاد ابو القاسمی:

آن هم است، حالا نمی‌خواهم وارد روایت بشوم، آن قدر دَرْ داشتن مسلم است در همه فیلم‌های که درست کردند و تاریخی هم بوده همه شان دَرْ داشته است. این را که همه مردم دیدند.

اما یک مطلبی گفت، گفت برگ درخت خرما مثل رادیاتور است، این برگ از لای خودش هوای مرطوب و خنک به داخل می‌دهد، یک طوری هم می‌گوید انگار مثلا دیگر هوای خنک وارد می‌شود. آقا برگ درخت خرما در هوای گرم بگذاری از درخت جدایش کنی دو سه روز بعد خشک می‌شود رطوبتش را از کجا می‌خواهد بیاورد؟ مگر این که یک بی عقلی مثل تو بغل دستش باشد رویش آب بریزد و گرنه غیر این، این دَرْ نمی‌تواند.

نه این دَرْ هوشمند است دَرْ برگ درخت خرما هوشمند است در نظر عقیل بی عقل ما یک دری داریم آن زمان با برگ خرما درست می‌کردند هوشمند بود، باد گرم نمی‌توانست از لایش رد بشود می‌رسید گیر می‌کرد روزنه‌هایش را می‌بست اما هوای خنک و مرطوب را از آن لا رد می‌کرد داخل می‌فرستاد!

قدرت خدا را ببینید چه کشفیات جدیدی این اقای عقیل بی عقل کرده است، من در فاطمیه هستیم نمی‌خواهم چیزی بگویم بخندید اما این‌ها یک کاری می‌کنند ما مجبور می‌شویم بخندیم.

می‌گوید برگ درخت خرما مثل رادیاتور است شیارهای دارد بادهای مرطوب داخل خانه را خنک نگه می‌دارد. آقا هرکسی آن‌جا رفته باشد می‌داند چه در جاهای بسیار سرد و چه در جاهای بسیار گرم باید شما دَرْ محکم بگذارید اگر درت شیاردار باشد در جاهای بسیار سرد هوای سرد داخل می‌آید و در جاهای بسیار گرم هوای گرم داخل می‌آید اصلا خصوصیت دیوار این است که دمای داخل را با دمای بیرون متفاوت نگه می‌دارد، اگر شما پنجره را باز بگذاری یا یک دری باشد که از داخل ان هوا رد بشود اگر بیرون سرد باشد داخل سریع سرد می‌شود و اگر بیرون گرم باشد داخل سریع گرم می‌شود.

اما در نظر این عقیل بی عقل نه، شما در تابستان باید پنجره را باز بگذارید هوای خانه خنک بشود، هوای گرم و داغ آن‌جا داخل بیاید تا خنک بشوید. در زمستان‌ها هم شما پنجره را باز می گذارید که خانه قشنگ گرم بشود، پنجره را باز کنی به نظر این اقای وهابی گرم می‌شوی؛ پس این استدلال‌های واقعا خنده آوری ایشان است!

اما برویم سراغ ادامه همین مطلب چون آن وهابی را رغبت نمی کنم به او جواب بدهم. دیدم کسی که لباس روحانیت را با قصد و غرض تنش کرد به گفته خودش کسی که شیعه نیست به قول خودش من شُسن هابی هستم شیعه، سنی، وهابی هستم به قول خودش از اول قرآن بسنده بودم الان وارد حوزه شدم. این آدم چون لباس روحانیت تنش است جواب می دهیم.

 اما عقیل در ادامه همین یک روایتی خواست از کتب شیعه بیاورد ببینیم در مورد این روایت چه گفته، بلکه شاید یک چیزی جدیداً کشف کرده باشند کلیپ بعدی را ببینیم

کلیپ شماره شش اقای هاشمی از شبکه وهابی کلمه:

در همین باره کتب و منابع متعدد شیعه تأیید بر فرمایشات شما که فرمودید سقف، دیوار و در نداشت در کتب شیعه بعضی از این منابع را معرفی خواهیم کرد. کتاب الخصال شیخ صدوق، صفحه 364 نقل کرده «نَحْنُ أَهْلُ بَيْتِ مُحَمَّدٍ ص لَا سُقُوفَ لِبُيُوتِنَا وَ لَا أَبْوَابَ وَ لَا سُتُورَ إِلَّا الْجَرَائِد»؛ ما اهل بیت محمد (صلی الله علیه و سلم) خانه های ما نه سقفی داشت و نه دری داشت و نه پرده های آن چنانی مگر برگ درخت خرما «إلّا الْجَرَائِد».

 همچنین در حلیلة الأبرار هاشم بحرانی، جلد 2، صفحه 359 همین مطلب را با همان نص سابق ذکر کرده است «نَحْنُ أَهْلُ بَيْتِ مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه واله وسلم) لَا سُقُوفَ لِبُيُوتِنَا وَ لَا أَبْوَابَ وَ لَا سُتُورَ إِلَّا الْجَرَائِد»

بحار الانوار هم همین مطلب را با همان نص سابق ذکر کرده است نیازی به تکرار نیست جواهر التاریخ علی کورانی، جلد 1، صفحه 429 باز همین نص را ذکر کرده است حیات امیر المؤمنین محمد محمدیان، جلد 2، صفحه 239 باز همین نص را ذکر کرده است که این نص در کتب متعدد و با عقل و منطق هم جور در می آید.

استاد ابوالقاسمی:

می گوید این با عقل و منطق هم جور در می آید اگر بتوانیم چیزی که ایشان ادعا کرد از خود روایت ببینیم، ببینیم در این روایت چه آمده تا بعد راجع به او صحبت می کنیم  این روایتی که ایشان مطرح کرده است در خصال – شیخ صدوق آمده بعد هر چیز دیگر هم مطرح کرده نقل و منبع شان از خصال است.

«وَ نَحْنُ أَهْلُ بَيْتِ مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه واله وسلم) لَا سُقُوفَ لِبُيُوتِنَا وَ لَا أَبْوَابَ وَ لَا سُتُورَ إِلَّا الْجَرَائِدُوَ مَا أَشْبَهَهَا وَ لَا وِطَاءَ لَنَا وَ لَا دِثَارَ عَلَيْنَا يَتَدَاوَلُ الثَّوْبَ الْوَاحِدَ فِي الصَّلَاةِ أَكْثَرُنَا»

یک کم پایین‌ترش را هم بخوان می‌گوید یک لباس بیشتر نداشتیم، همان یک لباس را دست به دست می‌کردیم با آن نماز می‌خواندیم. یعنی کلا حضرت علی یک لباس بیشتر در خانه اش نداشته است، این چه است؟ یک ذره پایین‌ترش را می‌خواندی. بیاییم یک ذره بالاترش را بخوانیم امیر مؤمنان در آن زمان سختی بعد از بعثت پیامبر، بعد از هجرت را می‌گوید می‌گوید چه اتفاقاتی رخداد؟

«حَتَّى لَقَدْ كَانَ مِنْ تَأَلُّفِهِ لَهُمْ»

این‌قدر پیامبر می‌خواست این مردم را به دور خودش جمع کند.

«أَنْ كَانَ النَّاسُ فِي الْكَرِّ وَ الْفِرَارِ»

مردم این طرف برو و آن طرف برو از جنگ فرار کن

«وَ الشِّبَعِ وَ الرَّيِّ»

سیر و سیراب بودند

«وَ اللِّبَاسِ وَ الْوِطَاءِ وَ الدِّثَار»

الخصال؛ ابن بابويه، محمد بن على، محقق/ مصحح: غفارى، على اكبر، ناشر: جامعه مدرسين، ج2، ص373

مردم لباس و همه چیز داشتند، دثار داشتند راحت خودشان را می‌پوشاندند. اما اهل بیت چه بودیم؟ یک دوره ای بود ما اهل بیت خانه‌ هایمان نه سقف داشت، نه درب داشت و نه پرده داشت جز چه؟ الا الجرائد؛ پس می‌گوید مطلقا ما خانه‌هایمان ندارد یا می‌گوید یک دوره ای نداشت.

مجری:

مشخص است یک دوره ای را دارد می‌گوید.

استاد ابو القاسمی:

مشخص است دارد یک دوره ای را می‌گوید، بعد از آن دوره چه اتفاقی رخ داد؟ خود اهل سنت نقل کردند در کتاب الدرة السمینه – حافظ ابن نجار از علمای متقدم اهل سنت است، ان هم از عایشه می‌گوید حضرت علی یک دَرْ دو لنگه با میخ درست کرد، یک کلمه ای هم دارد:«مصراعي داره»

«وما عمل علي بن أبي طالب رضي الله عنه مصراعي داره إلا بالمناصع توقياً لذلك»

الكتاب: الدرة الثمينة في أخبار المدينة؛ المؤلف: محب الدين أبو عبد الله محمد بن محمود بن الحسن المعروف بابن النجار (المتوفى: 643هـ)؛ المحقق: حسين محمد علي شكري، الناشر: شركة دار الأرقم بن أبي الأرقم، ج1، ص140

کلمه دار را خوب دقت کنید، ما بر گردیم به آن روایتی که ایشان مطرح کرد، لا سقوف لدورنا یا لبیوتنا؟ لبیوتنا، ما یک فرقی بین دار و بیت در عربی داریم. برای این که نگویند ابو القاسمی از خودش در آورده من در هوش مصنوعی در کوپایلوت زدم آیا بین دار و بیت در لغت عربی فرق دقیقی هست؟ بله، بیت بیشتر به محل خواب و زندگی خانواده اشاره دارد. یعنی همان اطاقی که در آن می‌خوابند. اما دار گسترده تر است مجموعه ای از خانه‌ها را هم به آن می‌گویند.

بیت محل مبیت و خواب است جایی که انسان شب را در آن می‌گذراند، می‌تواند یک اطاق، خیمه، غار و حتی بخشی از یک ساختمان باشد. بیشتر بار شخصی خانوادگی دارد؛ اما دار به ساختمان و زمین با هم اطلاق می‌شود. این فرقش است.

بینندگان عزیز خوب دقت کنید روایت اصلا چه دارد می‌گوید، تازه روی سندش هم صحبت داریم، می‌گوید خانه که یک دَرْ ورودی دارد، یک اطاق است الان در خانه‌ها مرسوم است خانه را که می‌سازند طرف پول نداشته باشد اول یک دَرْ در بیرون می‌گذارد اما برای اطاق‌ها می‌گوید یک پرده ای می‌زنیم، یک دَرْ ساده ای می‌زنیم گاهی اوقات از کائچو یک دَرْ درست می‌کنند. تا بعد سر فرصت دَرْ درست کنند.

می‌گوید: «لَا سُقُوفَ، لَا أَبْوَابَ، لَا سُتُورَ لدورنا یا لبیوتنا؟»

مجری:

لبیوتنا

استاد ابو القاسمی:

اصلا روایت چه دارد می‌گوید؟ می‌گوید ما مدینه رفتیم تازه به مدینه رسیدیم، مشغول جنگ این طرف و آن طرف بودیم، این‌ها خودشان داشتند راحت زندگی می‌کردند، بعد من خانه ای که درست کردم با حضرت زهرا (سلام الله علیها) ازدواج کردم خانه ای که درست کردم برای اطاقش فرصت نکردم دَرْ درست کنم، برای سقف اطاق مان همان حصیر را پهن کردم، شما‌ها که رفته بودید قشنگ سقف زده بودید با چوب و همه چیز تمام درست کردید اما مَنِ علی مجبور شدم سقف خانه ام را از حصیر درست کنم زیرا فرصت نداشتم در جنگ و این طرف و آن طرف بودم.

آتش زدن برای دَرْ اطاق بوده یا برای دَرْ خانه بوده است؟ کدامش است؟ اصلا چه ربطی به همدیگر دارد؟ آقا جان ماست چه ربطی به دروازه دارد، این‌ها را چرا باهم قاطی می‌کنید؟ چرا قیمه‌ها را در ماست‌ها می‌ریزید؟ این روایت دارد می‌گوید یک دوره ای این‌قدر وضع مالی ما بد بود بقیه مردم خوب زندگی می‌کردند اما پیغمبر هرچه داشت به این طرف و آن طرف می‌داد مَنِ علی برای اطاق‌های خانه ام نتوانسته بودم دَرْ بگذارم از جریه درست کرده بودم و این ربطی به دَرْ خانه اش اصلا دارد؟ نه.

اما سند روایت، این روایت از طولانی‌ترین روایت‌های کتاب خصال است روایت همان یهودی است که خدمت امیر مؤمنان علی (علیه السلام) آمد، سندش را خدمت شما ارائه بکنم.

«حَدَّثَنَا أَبِي وَ مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمَا قَالا حَدَّثَنَا سَعْدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ‏ قَالَ حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ قَالَ حَدَّثَنِي جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ النَّوْفَلِيُّ عَنْ يَعْقُوبَ بْنِ يَزِيدَ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ جَعْفَرُ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جَعْفَرِ بْنِ أَبِي طَالِبٍ قَالَ حَدَّثَنَا يَعْقُوبُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ الْكُوفِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا مُوسَى بْنُ عُبَيْدَةَ عَنْ عَمْرِو بْنِ أَبِي الْمِقْدَامِ عَنْ أَبِي إِسْحَاقَ عَنِ الْحَارِثِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَنَفِيَّةِ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ وَ عَمْرُو بْنُ أَبِي الْمِقْدَامِ عَنْ جَابِرٍ الْجُعْفِيِّ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ قَالَ: أَتَى رَأْسُ الْيَهُودِ عَلِيَّ بْنَ أَبِي طَالِبٍ (علیه السلام) عِنْدَ مُنْصَرَفِهِ عَنْ وَقْعَةِ النَّهْرَوَانِ وَ هُوَ جَالِسٌ فِي مَسْجِدِ الْكُوفَة...»

الخصال؛ ابن بابويه، محمد بن على، محقق/ مصحح: غفارى، على اكبر، ناشر: جامعه مدرسين، ج2، ص365

...سعد ابن عبدالله اشعری قمی، نفر بعدی احمد ابن حسین ابن سعید، ایشان اختلافی است خیلی‌ها روایتش را قبول ندارند. جعفر ابن محمد نوفلی، مهمل است اصلا هیچی در موردش خوب یا بد نگفته اند. یعقوب ابن یزید، ابو عبدالله جعفر ابن محمد، ابن عیسی ابن محمد ابن علی، ابن عبدالله ابن جعفر ابن ابی طالب، این هم مهمل است خوبی یا بدی از ایشان نگفتند.

یعقوب ابن عبدالله کوفی مجهول، ابو اسحاق مشترک، عن الحارث، حارث هم مشترک؛ یعنی یک سندی از اول تا آخرش (یک، دو، سه، چهار، پنج، شش) شش نفر مشکل دار دارد. از این هشت نفر یا نه نفر هشت طبقه ای که دارد شش نفرشان ثابت نشده است.

آقای عقیل هاشمی ‌بخواهد به روایتی استناد کند، دیگر شما باید قبول کنید؛ اما وای به حال این که یک بیننده ای یک روایتی بیاورد و روایتش، سند صحیح هم داشته باشد کلیپ بعدی را ببینیم.

مجری:

هدف ما این است واقعاً کسی به یک روایت استدلال کرده است چگونه با او رفتار کردند.

کلیپ شماره هفت از اقای هاشمی از شبکه وهابی کلمه:

...حتی همین تهدید که شما نقل کردید احادیث کامل از نظر سلسله راویان اعتبار سندی ندارد چون ما در جایی هستیم که هر اثباتی یک شیئ نیاز است که دلیل قاطع ارائه بدهد.

تماس بیننده شبکه کلمه:

به مهمان برنامه تان خواستم بگویم واقعا ... نیست ولی روایات و حدیث های مختلفی داریم که برای گرفتن بیعت عمر با چند نفر در خانه حضرت علی رفت این ها روایات صحیح است و حتی گفت اگر نیاید بیعت کند خانه را آتش می زنم به او گفتند حسنین در خانه هستند گفت برایم فرق نمی کند آتش می زنم؛ هرچند فاطمه عزیز پیغمبر است ما هم دوستش داریم ولی باید بیاید این کار را بکند. در این قضیه این اتفاق افتاد مهمان عزیز برنامه تان...

هاشمی:

آن اتفاقی که گفتید اتفاق افتاد ممکن است این اتفاق را ذکر کنید سندش کجا هست؟

ادامه صحبت بیننده شبکه کلمه:

سندش در تاریخ اسلام ذهبی است.

هاشمی:

متن و سلسله راویانش را بخوانید چون احادیثی پیرامون حتی همین تهدیدی که شما نقل کردید احادیث کاملاً من حیث سلسله راویان اعتبار سندی ندارد، چون ما در جایی هستیم که هر اثباتی یک شیئ نیاز هست که دلیل قاطع ارائه بدهد.

مجری شبکه ولی عصر:

دلیل قاطع و سند ارائه کند خودش روایتی را نقل کرد که نُه طبقه روایت، شش طبقه اش مشکل داشت.

استاد ابوالقاسمی:

این وضعیتی است که ما با این آقایان داریم تازه همان روایتی هم که آورد اصلاً ربطی به بحث ندارد. می گوید اهل بیت گفتند اطاق هایمان نه خانه؛ درهای اطاق هایمان از حصیر است. مثلاً ما بگوییم دیوارهایمان از کچ است مثلاً مغز آقای عقیل هاشمی گچ است چه ربطی دارد؟ بله آن گچ است!

روایتی که گفت روایت ضعیف است مصنف ابن ابی شیبه همان روایتی که آقا خواند آورده است.

«حدثنا محمد بن بشر نا عبيد الله بن عمر حدثنا زيد بن أسلم عن أبيه أسلم أنه حين بويع لأبي بكر بعد رسول الله صلى الله عليه وسلم كان علي والزبير يدخلان على فاطمة بنت رسول الله صلى الله عليه وسلم فيشاورونها ويرتجعون في أمرهم فلما بلغ ذلك عمر بن الخطاب خرج حتى دخل على فاطمة فقال يا بنت رسول الله صلى الله عليه وسلم والله ما من أحد أحب إلينا من أبيك وما من أحد أحب إلينا بعد أبيك منك وأيم الله ما ذاك بمانعي ان اجتمع هؤلاء النفر عندك إن أمرتهم أن يحرق عليهم البيت قال فلما خرج عمر جاؤوها فقالت تعلمون أن عمر قد جاءني وقد حلف بالله لئن عدتم ليحرقن عليكم البيت وأيم الله ليمضين لما حلف عليه»

الكتاب المصنف في الأحاديث والآثار؛ اسم المؤلف:  أبو بكر عبد الله بن محمد بن أبي شيبة الكوفي الوفاة: 235، دار النشر: مكتبة الرشد - الرياض - 1409، الطبعة : الأولى، تحقيق: كمال يوسف الحوت، ج7، ص432، ح37045

می گوید به عمر خبر رسید علی و زبیر پیش حضرت زهرا رفتند به عمر که خبر رسید «دخَل علی فاطمة» گفت: «وَأیم الله» قسم به خدا این ها دفعه دیگر بیایند این جا را به آتش می کشم. وقتی عمر رفت به حضرت زهرا گفت خبر دارید که عمر قسم خورد اگر بیایند این جا را به آتش می کشد و قسم به خدا او چنین کاری خواهد کرد.

تهدید شده است در پاورقی خود سنی ها گفتند«صحیحٌ» آقای عقیل ادای این که دنبال سند هستی در نیاور همه می دانند شما داری دروغ می گویی کتاب المُذَکر و التذکیر و الذکر یا المذِکر و التذکیر و الذکر مال ابن ابی عاصم همان روایت را آورده است پاورقی شماره 6 «إسنادُهُ صحیحٌ»

مجری:

یعنی همین روایتی که عقیل به او گفت ضعیف است این جا گفت صحیح است.

استاد ابوالقاسمی:

بله، «المذکر و تذکری و الذکر» باز در چاپ دیگر «عمرو ابن عبد المنعم» در چاپ دیگر یک نفر دیگر می گوید «إسنادُهُ صحیحٌ» نزدیک به هفده تا تصحیح برای این روایت از سنی ها پیدا کردیم. هفده عالم سنی گفتند این روایت صحیح است در سایت اسلام کا، (الإسلام کوسشن انسر) اسلام، سوال، جواب محمد ابن صالح المنجد وهابی روایت را می آورد: «فلما خرج عمر جاؤوها فقالت تعلمون أن عمر قد جاءني وقد حلف بالله لئن عدتم ليحرقن عليكم البيت قلت وهذا اسناد صحیح» سند صحیح است.

 جالب این جاست روایت را چه کسی نقل کرده است؟ اسلمی نقل کرد که طبق مصادر تاریخی خودش از کسانی است که هیزم در خانه حضرت زهرا (سلام الله علیها) آورده است که در آن ماجرا بوده این شخص در آن دوران غلام عبد الرحمن ابن عوف بود به دستور او هیزم آورد این آدم خیلی خوب کار و عمر از او خوشش آمد سال بعد عمر این آدم را خرید.

عجیب این که، این روایت را در بقیه کتب تحریف کردند، کتاب أسم المطالب فی سیرة امیر المؤمنین علی ابن ابی طالب، جلد 1 همان روایت را می آورد

«وقد زاد الروافض في هذه الرواية»

روافض در این روایت دروغ جعل کردند کدام روایت؟

«أخرجه ابن أبي شيبة: المصنف (14/ 567) إسناده صحيح.»

الكتاب: أسمى المطالب في سيرة أمير المؤمنين علي بن أبي طالب رضي الله عنه (شخصيته وعصره - دراسة شاملة)؛ المؤلف: عَلي محمد محمد الصَّلاَّبي، الناشر: مكتبة الصحابة، الشارقة – الإمارات: 1425 هـ - 2004م، ج1، ص202

ابن ابی شیبه «إسنادُه صحیح» خودش هم می گوید صحیح است. گفتند عمر گفت اگر بیایید خانه را به آتش می کشم روافض چه است؟ ابن ابی شیبه استاد بخاری است در کتاب های شما آمد چه دارید می گویید؟ آن دورانی که این دروغ ها را بخواهید به مردم بگویید گذشت تمام شد.

یک نفر از علمای تان مرد باشند بیایند سر این قضیه مناظره کنند که چه بلایی سر حضرت زهرا (سلام الله علیها) آوردند؟ یک نفرشان پیدا نمی شود مرد باشد بله بچه ها بازی در می آورند اما یک مرد بین شان پیدا نمی شود. همان طور که آقای سلیمانی اردستانی گفت یک نفر معتبر باشد من که رزومه ام را گفتم همه می دانند.

یک مرد در شما پیدا بشود هم شأن ما باشد در شبکه بیاید به قول استاد ما هزینه هتل و هواپیمایش را هم می دهیم این جا بیاید هدیه هم به او می دهیم مرد باشد در این قضیه مناظره کند نه این که آن سر دنیا بنشیند بگوید آن دوران یک در هوشمند از برگ درخت خرما درست کرده بودند فقط باد خنکِ مرطوب را داخل می داد انگار کولر گازی فلان مدل 2024 است.

این آدم ها خیلی وقیح هستند این ها از همان اول وقاحت داشتند و هنوز هم وقیح هستند خلاصه: روایت ما می آوریم می گویند سندش کجاست؟ سندش هم می آوریم تصحیح هم می کنیم از علمای خودتان می آوریم اصلاً نیاز نیست تصحیح بکنیم. وقتی خودشان می‌خواهند بیاورند مطلب بی ربط می‌آورد تصحیح سندی که اصلا و ابدا نباید انجام بدهد بعد هم جالب است این تصویری که اقای عقیل هاشمی نشان داد. نگاه کنید من فقط برای این که بفهمید این آدم چقدر به قول اقای ملازاده عقلش می‌رسد همان عقیل بی عقل که می‌گفت!

«کذلک لها کثیر یا فراس الشمری وبارک الله فی الاخت فقد کفت»

این‌جا این چه است؟ می‌دانید یعنی چه؟ می‌گوید این روایت در خیلی جاهای دیگر هم آمده است فراس الشمری خدا به این خواهری که این روایت را آورده جزای خیر بدهد که خیلی خوب این کار را انجام داده است. رفته از یک سایت کپی کرده به عنوان مدرک علمی دارد ارائه می‌کند. یعنی حتی نگاه نکرده در کپی پیستش چه آورده است؟

آخر من به این‌ها چه بگویم! بعد ایشان می‌گوید بیایید سر شهادت حضرت زهرا مناظره کنیم، آخر تو که هستی من بخواهم با تو بحث کنم، تو که حتی یک مدرک ندیدی، آدرس دهیت این است، بعد می‌خواهی ما با تو بحث کنیم! این راجع به ادعای آقای سلیمانی اردستانی در مورد این که اصلاً آن دوران خانه ها دَرْ نداشت. ما گفتیم در قرآن آمد خانه ها پرده داشت روی پرده هایشان کلید می گذاشتند!!

مجری:

بله حرف‌های این‌ها این طوری توجیه بشود، خیلی هم خودش ادعای قرآنی بودن دارد.

 (میان برنامه)

مجری:

صلی الله علیک یا فاطمة الزهراء سیدة نساء العالمین و صلی الله علیک یا مولا یا صاحب العصر والزمان، و عظم الله اجرک فی مصاب جدتک فاطمة الزهرا (سلام الله علیها)

عزیزان بیننده با برنامه راه روشن در خدمت شما هستیم، برنامه ای که تقدیم حضور شما می‌شود، در خدمت اقای دکتر ابو القاسمی بودیم و هستیم، و به نقد برخی از صحبت‌های بی اساس اقایان همنشین و هم کیش هم عقیل هاشمی و سلیمانی اردستانی پرداخته بودیم. استاد خسته نباشید مجدد عرض می‌کنم مباحث زیادی داریم تماس‌های هم داریم، ابتدا تماس‌ها را بگیریم و بخش را با بینندگان تقسیم کنیم اگر وقت شد بازهم در خدمت شما خواهیم بود.

اولین بیننده اقای محمدی از اصفهان سلام علیکم بفرمایید در خدمت شما هستیم.

(تماس بینندگان برنامه)

بیننده: (آقای محمدی از اصفهان – شیعه)

سلام علیکم مجری محترم و همین طور استاد ارجمند خدا قوت و شب شما بخیر. استاد سوال اولم این است کسی که در مورد بحث با شما ایراد جوان بودن شما را می‌گیرند می‌خواهم سوال کنم آیا این همان منطق سقیفه نیست که گفتند شما جوان هستید مثلا من با اقای قزوینی که مسن‌تر هستند بحث می‌کنم.

سوال دوم بنده این است الان که کامپیوتر و این‌ها است ممکن است شناسنامه اشتباه بشود می‌خواهم بگویم هفتاد، هشتاد سال ممکن نیست که شناسنامه ها اشتباه شده باشد در مورد بعضی از افراد که به این درجه مشکوک هستند.

من کلیپ‌ها را که الان دیدم اصلا تردید کردم و به ذهنم رسید وهابی در مقابل این خبیثی که الان ما با او مواجه هستیم لباس شیعه را پوشیده اصلا گله داریم که روحانیت ما چطور تا به حال صبر کردند این آقا این اراجیف را در سطح جامعه پخش کند، در حالی که شما مستحضر هستید بعد از این که مرحوم اقای ع – ص حضرت آیت الله العظمی مکارم با او بحث کردند متوجه شدند ده سال از زمان خودشان جلو هستند آن مرحوم را حضرت آیت الله العظمی مکارم که خداوند ایشان را حفظ کند خیلی شجاعانه گفتند در موردش افراط شد که به اصطلاح استنطاقش کنیم.

وقتی آن اقا استنطاق شد (عذر خواهی می‌کنم) شاید در مقامی نباشم که این سوال را بپرسم ولی به هرحال به عنوان سوال یک آدم عامی واقعا یک مقایسه کنیم خیانت‌های که این اقا می‌کند و آن شبهه‌های که در مورد مرحوم ع – ص مطرح بوده است این را گله داریم وانگهی اگر بنا است خلع لباس بشود مردم عادی ما اعتراض دارند فکر می‌کنم یک جلسه ای باشد لباسی از عربستان کرایه کنند و آن لباس را به تن ایشان بدهند که مردم بدانند این حرف‌ها از حلقوم چه خنازیری در می‌آید. عذر خواهی می‌کنم شب شما بخیر، سپاس از این که حق را در مورد این اقا گفتید و این «فتهموه فی دینکم» را امشب فهمیدم که واقعا (فَبُهِتَ الَّذي كَفَر) و صلی الله علی محمد و ال محمد.

مجری:

خیلی متشکرم اقای محمدی، تماس بعدی اقای غلامی از بوشهر، سلام علیکم بفرمایید.

بیننده: (آقای غلامی از بوشهر – شیعه)

سلام علیکم خدمت شما و استاد بزرگوار وقت شما بخیر. عرض ادب داریم محضر جناب اقای ابو القاسمی بزرگوار. من مطلبی را می‌خواستم بگویم که به گوش اقای سلیمانی برسد، و آن این که واقعا دل و جرأت داشته باشد مثل اقای اللهیاری لباس‌هایش را در بیاورد و بعد بیاید در خصوص اسلام، شیعه و این‌ها صحبت کند. واقعا این کار صورت خوبی ندارد.

مسئله دیگر هوش مصنوعی که جناب اقای دکتر معرفی کردند می‌خواستم اسمش را بدانم آیا رایگان است و یا پولی است؟

استاد ابو القاسمی:

رایگان است و همه جا هم است.

اقای غلامی:

در سایت شبکه ولی عصر هم است.

استاد ابو القاسمی:

نه، هوش مصنوعی در همه جای دنیا در دسترس است با همه گوشی‌ها و با همه کامپیوترها می‌شود رفت.

اقای غلامی:

یعنی از بازار می‌شود دانلودش کرد؟

استاد ابو القاسمی:

بله از بازار هم می‌شود دانلودش کرد.

مجری:

خیلی متشکرم اقای غلامی عزیز! بیننده بعدی اقای احمدی از یاسوج هستن با ایشان هم صحبت می‌کنیم سلام علیکم بفرمایید.

بیننده: (آقای احمدی از یاسوج – شیعه)

سلام علیکم ورحمة الله، حضرت اقای دکتر ابو القاسمی در یک از برنامه‌هایتان یک نقل قولی از مرحوم حاج احمد کافی (رضوان الله تعالی علیه) کردید که بعضی افراد از کشور خودمان به عربستان می‌روند و در حوزه‌های سعودی وهابی آموزش می‌بینند. بعد می‌آیند وارد حوزه علمیه شیعه می‌شوند چنین موردی را الان کاملا به وضوح می‌بینیم و طبق اعتراف خود اقای سلیمانی اردستانی که گفته من از بدو ورود به حوزه علمیه دارای چنین عقیده ای بودم و بعد گفت حالا پخته‌تر شدم تنها نگرانی ما از این است که این آقا در پوشش روحانیت شیعه خودش را ظاهر کرده است.

این اقا یکی از علل انصراف دادن از مناظره با حضرتعالی را سن و سال بیان کرد من از او می‌پرسم که این بی عقل ناصبی که با او نشست و گفتگو داری آیا همسن و سال شما است. در پایان هم این را عرض کنم بعضی از بینندگان خواستار دادگاهی و محاکمه شدن ایشان شدند اما من مخالف هستم و این را مناسب نمی‌دانم بهترین راه حل نشست و گفتگوی بیشتر است اگر جواب نداد نهایتا باید ایشان را در حصر و تحت الحفظ نگهدارید که در این غیر این صورت با افکاری که این اقا دارد به نظر من تبعات جبران ناپذیری در پی خواهد داشت. والسلام علیکم ورحمة الله و برکاته

مجری:

خیلی متشکرم جناب اقای احمدی عزیز. جناب اقای دکتر سوال‌ها و صحبت‌ها را شنیدید در خصوص صحبت‌های اقای محمدی نکته ای می‌خواهید بگویید بفرمایید در خدمت تان هستیم.

استاد ابو القاسمی:

مطالبی که مطرح کردند یک فرمودند جوان بودن منطق سقیفه نیست! این جا من نکته ای دیگری می‌گویم در سقیفه می‌خواستن با جوان بودن حضرت علی را کنار بزنند و تمام بشود؛ اما این جا ایشان دنبال مطرح کردن خودش است در مناظره با استاد مان قطعا شکست خواهد خورد این جزء نرخ شاه عباسی است این برای ما مشخص است ولی گفتند برادر حاتم طایی می‌خواست مشهور بشود دید نمی‌تواند مثل برادرش این قدر پول خرج کند و شجاعت هم ندارد گفت چه کار کنم، رفت در چاه زمزم ادرار کرد، مشهور شد که او در چاه زمزم ادرار کرده است.

ایشان اقای سلیمانی اردستانی هم دنبال مشهور شدن است در مناظره با ابو القاسمی شکست بخوریم و یا استادش شکست بخوریم به هرحال می‌گویم با استادش مناظره کردم، شکست خوردم را تهش نمی‌گوید، این کار را می‌خواهد و دنبال شهرت بیشتر است.

این هفته ایشان یک سری کلماتی به کار برد ما آن کلمات را مناسب نمی‌دانیم کلمات نباید مطرح بشود.

مجری:

در ادبیات فارسی عبارتی است می‌گوید با بزرگان پیوند بستن آن مثال‌ها و حکایت‌های زیادی در ادبیات فارسی است که می‌گویند روباهی دمش را به یک حیوانی بزرگ بست وقتی آن بلند شد روباه آویزان ماند چون آن حیوان بلندتر بود.

استاد ابو القاسمی:

مشخص است ایشان دنبال مشهور شدن است.

مجری:

در مورد رفتار دو گانه ای که اقای محمدی داشت می‌گفت، زمانی مثلا یک شخصی...

استاد ابو القاسمی:

راجع به مثالی که در مورد اللهیاری زد، هرکدام از این‌ها دنبال این هستند که پول بیشتری در بیاورند. اللهیاری با کت شلوارش پول در می‌آورد، می‌گوید من لباسم را در آوردم لذا آی جوان‌ها سراغ من بیایید من ضد فلان هستم. ایشان اقای سلیمانی اردستانی می‌خواهد با لباس پول در بیاورد، یعنی لباس باید تنش باشد بی لباس کسی حرف‌های به اصطلاح واقعا سطح پایین را چه کسی می‌آید گوش کند.

آن عقیل را هم یقین بدانید اگر این آدم لباس تنش نبود حاضر نبود تفش را روی صورت ایشان بیندازد. صورت او را به اندازه تف خودش ارزش قائل نبود. تنها چیزی که است لباس روحانیت تنش کرده آن هم دعوتش می‌کند.

مجری:

هرکس بالاخره دنبال منافع خودش است. نکته ای دیگری در مورد صحبت‌ها ندارید. اقای محمدی در مورد عین – ص هم صحبت کرده بود و مقایسه کرد.

استاد ابو القاسمی:

آن نکته ای که گفتن ما از خیلی وقت است یک گله ای داریم، شما روی دل ما زخم دست گذاشتید از زمان خیلی قبل‌تر خیلی از این اقایان تا کارد به استخوان نرسیده کاری انجام نمی‌دهند. اقای اکبر نژاد، رسما آمد یک جلسه گذاشت مناظره جلسه ای است که لباس روحانیت نباید تن ما باشد این لباس شهرت و خلاف شرع است. یک سال و خرده ای گذشت، تا یک دو – سه سال گذشت تازه چند سال بعد از مناظره اش آقا را خلع لباس کردند.

آخر مسئله اعتقادات مردم است، اگر یک روحانی با لباس روحانیت خدای ناکرده کلاه مردم را بردارد، فردایش است که دادگاه ویژه اقدام می‌کند، اگر یک نفری خدای ناکرده با لباس روحانیت یک عمل خلاف شأن روحانیت انجام بدهد، نمی‌گویم نباید بکنند باید این کار را انجام بدهند فردای آن روز با او برخورد می‌شود که تو خلاف شأن روحانیت انجام دادی.

مجری:

این خوب است!

استاد ابو القاسمی:

بله این خوب است. ولی اعتقادات مردم مهم‌تر است من می‌گویم اگر رفت یک جای خواست برنامه برود ثانیه اول که در شبکه وهابی رفت همان جا شما خلع لباسش کنید. نگذارید به ثانیه دوم بکشد. این اعتقادات مردم و خیلی مهم‌تر از مسئله مال است. شمایی که در مال این قدر حساس هستید و صد در صد هم درست و به جا است هیچ کس هم اعتراض ندارد در اعتقادات هم یک مقدار حساس باشید این هم راجع به این مسئله.

مجری:

خیلی متشکر از بینندگانی که تماس گرفتند و مباحث شان مطرح شد، ما هم چنان در خدمت شما و در محضر اقای استاد ابو القاسمی هستیم. در فرصتی که داریم به بحث مان ادامه بدهیم.

استاد ابو القاسمی:

بیرویم سراغ کلیپ‌های دیگری که ایشان مطرح کرد و مطالبی که داده است.

مجری:

این نکته را خدمت بینندگان یاد آوری کنم این در خصوص همین مباحثی که مربوط به فاطمیه است ایشان آمده قلم فرسایی و صحبت کرده است. این‌ها را اقای دکتر برای شما امشب دارند تبیین می‌کنند.

استاد ابو القاسمی:

یک کلیپی است، در این کلیپ هم عقیل صحبت کرده و هم اقای سلیمانی اردستانی صحبت کرده و در آن چه می‌گوید؟ می‌گوید اساسا بیعت اکراهی ارزش ندارد اصلا معقول نیست خلیفه بیاید به زور بیعت بگیرد مگر می‌شود؟ اگر عاقل باشند که همچنین کاری انجام نمی‌دهند. عقل هم پشت بندش می‌گوید بله اصلا خلفای ما همچنین کاری نمی‌کنند، حالا مثلا کربلا نبوده، تاریخچه کربلا را انگار ما نشنیدیم که گفت یا بیعت می‌کنی و یا می کشیم، انگار ما فاجعه حره را ندیدیم کلیپ را ببینیم و راجع به آن صحبت می‌کنیم.

کلیپ شماره هشت از اقای سلیمانی اردستانی و عقیل هاشمی

هاشمی از شبکه وهابی کلمه:

موضوعی که مطرح می‌شود من حیث عقلی وقتی صحبت می‌کنیم اولا عمر، ابوبکر، خالد، قنفذ یا هرکس که هست مشکل آن‌ها با شخص حضرت علی بود، و به قتل رساندن حضرت فاطمه آن مشکل را مرتفع نمی کرد و بخصوص وقتی ریسمان بر گردن حضرت علی گذاشته بشود باز این بدتر می‌شود مردم که عقل و شعور داشتند، وقتی اجبار و اکراه بشود در همه نصوص، من نصوص دینی را نمی‌گویم در نصوص عقلای بشر اکراه، هیچ چیزی از روی اکراه اعتباری به بیعت نمی‌دهد.

اضافه بر آن مگر آن‌ها برای حضرت علی ارزش قائل بودند از دیدگاه روحانیون غالی و این جریان دارم می‌گویم، وقتی برای حضرت علی ارزش قائل نبودند حضرت علی بیعت بکند یا نکند در روند حکومت داری تأثیری نداشت، همان طور که مثلا سعد ابن عباده در خلافت با ابوبکر بیعت نکرد، به نحوی جزء منتقدین بود، در روند خلافت ابوبکر هیچ تأثیری نگذاشت، مسیر خلافت ابوبکر ادامه پیدا کرد.

 این موضوع واقعا حائز اهمیت است، اولا بیعت حضرت علی چه ارزشی داشت؟ ثانیا بیعت با اکراه برای مردم محرز می‌شد که این بیعت با رضایت خاطر نیست و ارزشی ندارد!

سلیمانی اردستانی:

اما یک جور دیگر هم و یک حادثه دیگری هم نقل می‌کنند که علی (علیه السلام) را تناب بسته بودند می‌خواستند برای بیعت به مسجد ببرند، و حضرت زهرا آمد می‌خواست بگیرد و نگذارد حضرت را ببرند، مثلا عمر به قنفذ دستور داد که ضربتی به دست حضرت بزن که تا ریسمان را رها کند و امثال این‌ها.

این ماجرا هم جور نیست، نه از آن طرف که بالاخره حتی مردمی که می‌دیدند نگاه نمی کردند که بیعتی که از کسی با تناب ببری و بگیری این بیعت نیست، بیعت زوری که بیعت نیست. اصلا هیچ آدم عاقل این کار را نمی‌کند که اگر بخواهد از کسی بیعت بگیرد، با زور و با تناب ببنددش و جلوی چشم مردم او را به سمت مسجد بکشد و با زور دستش را به دست ابوبکر بگذارد، این چه بیعتی است آدم خردمند این کار را نمی‌کند. ممکن است اگر یک همچنین بیعتی گرفته باشد همه مردم می‌فهمند که مثلا علی (علیه السلام) بیعت نکرده است.

مجری شبکه ولی عصر:

یک واقعه تاریخی رخ داده این‌ها دارند می‌گویند که این واقع نشده است.

استاد ابو القاسمی:

می‌گوید معقول نیست، اگر بخواهند بیعت بگیرند زورکی جلوی چشم مردم نمی‌گیرند. بعد خود ایشان یک چیزی از حرف‌های عقیل هاشمی به گوشش خورد کلیپ بیست و هشت را اطاق فرمان آماده کنند راجع به سعد ابن عباده، می‌گوید نه من که به سقیفه کار ندارم کلیپ بیست و هشت را اماده کنند و پخش کنند تا ببینیم در سقیفه چه شده است آقا جرا به سقیفه کار نداری؟ هجوم به خانه حضرت زهرا در امتداد سقیفه بوده است.

کلیپ شماره نه از اقای سلیمانی اردستانی:

من با این قضیه تاریخی کار ندارم که در سقیفه چه رخداد و نمی‌خواهم راجع به ان بحث کنم.

مجری شبکه ولی عصر:

همان که دقیقا شما گفتی سعد ابن عباده را...

استاد ابو القاسمی:

می‌گوید من نمی‌خواهم راجع به این که در سقیفه چه اتفاقی رخداد بحث کنم، چرا؟ چون که آقای عمر رسما گفته است:

«والله لا يخالفنا أحد الا قتلناه»

قسم به خدا، هرکس با ما مخالفت کند می‌کشیم!

فتح الباري شرح صحيح البخاري؛ اسم المؤلف: أحمد بن علي بن حجر أبو الفضل العسقلاني الشافعي الوفاة: 852، دار النشر: دار المعرفة - بيروت، تحقيق: محب الدين الخطيب، ج7، ص31

آقا این چه بیعتی است، ما می‌گوییم قبول نیست؟ شیعه هم همین را می‌گوید، اتفاقا شیعه می‌گوید چون مدارک شما می‌گوید به زور بردند این بیعت‌ها قبول نیست مشکل ما هم سر همین است. هزار و چهار صد سال همین را داریم می‌گوییم که شما قبول نمی‌کنید. اگر ما غیر از این گفته بودیم شما از دست ما ناراحت باشید.

روایت دیگر سعد ابن عباده چه کسی بود و با او چه کار کردند؟ اقای عمر می‌گوید:

«اقتلوا سعدا قتله الله»

سعد را بکشید خدا او را بکشد!

«فَأَخَذَ عُمَرُ بيده فَبَايَعَهُ وَبَايَعَهُ الناس فقال قَائِلٌ قَتَلْتُمْ سعدا فقال عُمَرُ قَتَلَهُ الله»

الجامع الصحيح المختصر؛ اسم المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: 256، دار النشر: دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - 1407 - 1987، الطبعة: الثالثة، تحقيق: د. مصطفى ديب البغا، ج3، ص 1341، ح3467

«وَقَالَ قَائِلٌ حِينَ أُوطِئَ سَعْدٌ: قَتَلْتُمْ سَعْدًا، فَقَالَ عُمَرُ: قَتَلَهُ اللَّهُ! إِنَّهُ مُنَافِقٌ»

تاريخ الطبري؛ اسم المؤلف: لأبي جعفر محمد بن جرير الطبري الوفاة: 310، دار النشر: دار الكتب العلمية – بيروت، ج2، ص223

در صحیح بخاری هم روایتش آمده است.

مجری:

در همان سقیفه سعد مقابل شان موضع گرفت و این طور با ایشان برخورد کردند.

استاد ابو القاسمی:

بله. بعد می‌گویند نه این‌ها آدم‌های عاقلی هستند می‌دانند نباید برخورد کنند. نه آقا جان الان موقعیتی است اگر ما سعد را کتک نزنیم نکشیم خلافت به ما نمی‌رسد. ما برای گرفتن خلافت سعد ابن عباده را هم کتک می‌زنیم، و حاضر هستیم او را بکشیم، و هرکس دیگری هم با ما مخالفت کند الا قاتلناه؛ لذا اقای عمر در تاریخ طبری است می‌گوید قسم به خدا:

«ما هو إلا أن رأيت أسلم فأيقنت بالنصر»

تاريخ الطبري؛ اسم المؤلف: لأبي جعفر محمد بن جرير الطبري الوفاة: 310 ، دار النشر: دار الكتب العلمية – بيروت، ج2، ص244

قبیله اسلم با جماعت شان آمدند آن‌قدر زیاد بودند در کوچه‌های مدینه جا نمی‌شدند. عمر می‌گفت من قبیله اسلم را دیدم یقین کردم پیروز شدیم، ریختند سعد ابن عباده را لگد مال کردند، ایشان داشت می‌مرد، عمر گفت بکشید، خدا او را بکشد، بعد این‌ها در کوچه راه افتادند به هرکس که می‌رسیدند کتکش می‌زدند به زور ازش بیعت می‌گرفتند.

«و هم محتجزون بالأزر الصنعانية لا يمرون بأحد إلا خبطوه و قدموه فمدوا يده فمسحوها على يد أبي بكر يبايعه‏ شاء ذلك أو أبى»

شرح نهج البلاغة؛ اسم المؤلف: أبو حامد عز الدين بن هبة الله بن محمد بن محمد بن أبي الحديد المدائني الوفاة: 655 هـ، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت / لبنان - 1418هـ - 1998م، الطبعة: الأولى، تحقيق: محمد عبد الكريم النمري، ج1، ص219

«شاء ذلك أو أبى» اصلا دعوای ما سر همین است می‌گوییم این بساطی که بعد از پیامبر راه انداختند؛ بعد شما بعد از هزار و چهار صد سال می‌گویید نه کار عقلایی نیست همچنین کاری انجام داده باشند این کار را نباید کرد! و چون این کار عقلایی نیست، پس انجام نداده اند.

مجری:

دیگر از این واضح‌تر!

استاد ابو القاسمی:

خودشان دارند می‌گویند ما کردیم، نه چون کار عقلایی نیست شما انجام نمی‌دهید خلفای شما هم انجام ندادند. دیگر آدم به این‌ها چه بگوید به آن آقای با لباس روحانیت که آن‌جا نشسته است.

مجری:

در مورد قبیله اسلم خیلی مباحث خوبی است، اگر بینندگان عزیز هم بکاوند مباحث جالب دست شان می‌آید آدم‌های که قد بلند و چهره‌های خاصی داشتند. ما الان در فیلم‌ها می‌بینیم در گذشته کوده تاهایی که رخ داده یک عده چماق به دست می آیند در خیابان‌ها می چرخند و مردم را می‌زنند که به نفع آن کسی که می‌خواهد حکومت را بگیرد مردم را ترساندن دقیقا همان تصور را در مورد قبیله اسلم می‌شود داشته باشند.

استاد ابو القاسمی:

اما نکته دیگری که در مورد سعد ابن عباده است، این بنده خدا یک بلایی سرش آمد، کتاب انساب الاشراف بلاذری جلد اول صفحه 589 دارد که سعد ابن عباده بنده خدا در سقیفه یک کتک مفصلی خورد با ابوبکر بیعت نکرد به شام رفت، عمر یک شخصی را به آن‌جا فرستاد گفت:

«ادْعُهُ إِلَى الْبَيْعَةِ وَاخْتَلْ لَهُ، وَإِنْ أَبَى فَاسْتَعِنْ باللَّه عَلَيْهِ. فَقَدِمَ الرَّجُلُ الشَّامَ، فَوَجَدَ سَعْدًا فِي حَائِطٍ بِحُوَارَيْنَ، فَدَعَاهُ إِلَى الْبَيْعَةِ، فَقَالَ: لا أُبَايِعُ قُرَشِيًّا أَبَدًا. قَالَ: فَإِنِّي أُقَاتِلُكَ. قَالَ: وَإِنْ قَاتَلْتَنِي. قَالَ: أَفَخَارِجٌ أَنْتَ مِمَّا دَخَلَتْ فِيهِ الأُمَّةُ؟ قَالَ: أَمَّا مِنَ الْبَيْعَةِ فَإِنِّي/ 284/ خَارِجٌ. فَرَمَاهُ بِسَهْمٍ فَقَتَلَهُ. وَرُوِيَ أَنَّ سَعْدًا رُمِيَ فِي حَمَّامٍ. وَقِيلَ: كَانَ جَالِسًا يَبُولُ، فَرَمَتْهُ الْجِنُّ فَقَتَلَتْهُ. وَقَالَ قَائِلُهُمْ: قَتَلْنَا سَيِّدَ الْخَزْرَجِ سَعْدَ بْنَ عُبَادَهْ ... رَمَيْنَاهُ بِسَهْمَيْنِ فَلَمْ تُخْطِ فُؤَادَهْ »

أنساب الأشراف؛ اسم المؤلف: أحمد بن يحيى بن جابر البلاذري (المتوفى : 279هـ) الوفاة: 279، دار النشر:، ج1، ص589

به بیعت دعوتش کن، «وَاخْتَلْ لَهُ» یعنی برایش کمین بکن، یک جایی که مخفی باشد یک طوری که بتوانی راضیش کنی، «وَإِنْ أَبَى» اگر بیعت نکرد «فَاسْتَعِنْ باللَّه عَلَيْهِ» به خدا توکل کن، ببین دیگر هر کار توانستی!

مجری:

به ایشان رمزی گفته است چه کار کند!

استاد ابو القاسمی:

«فَقَدِمَ الرَّجُلُ الشَّامَ فَوَجَدَ سَعْدًا فِي حَائِطٍ بِحُوَارَيْنَ، فَدَعَاهُ إِلَى الْبَيْعَةِ» طرف به شام رفت و دید سعد در منطقه در حوارین است گفت بیا بیعت کن، «فَقَالَ: لا أُبَايِعُ قُرَشِيًّا أَبَدًا»؛ قسم به خدا من با قرشی بیعت نمی‌کنم «قَالَ: فَإِنِّي أُقَاتِلُكَ.» گفت می‌کشمت «قَالَ: وَإِنْ قَاتَلْتَنِي. قَالَ: أَفَخَارِجٌ أَنْتَ مِمَّا دَخَلَتْ فِيهِ الأُمَّةُ؟» گفت از اسلام خارج می‌شوی؟ «قَالَ: أَمَّا مِنَ الْبَيْعَةِ فَإِنِّي خَارِجٌ» گفت با ابوبکر بیعت نمی‌کنم، «فَرَمَاهُ بِسَهْمٍ فَقَتَلَهُ» تیر انداخت و سعد ابن عباده را کشت.

بعد دارد «وَرُوِيَ أَنَّ سَعْدًا رُمِيَ فِي حَمَّامٍ» روایت شده است که سعد در حمام بود، خواست دشتشویی کند تیر خورد مرد، این بنده خدا در دستشویی رفته بود این کسی که کمین کرده بود با تیر زد او را کشت. «وَقِيلَ: كَانَ جَالِسًا يَبُولُ، فَرَمَتْهُ الْجِنُّ فَقَتَلَتْهُ.» جنی‌ها کشتند، چون با ابوبکر بیعت نکرد جنی ها او را کشتند «وَقَالَ قَائِلُهُمْ» و گوینده جنی‌ها گفت: «قَتَلْنَا سَيِّدَ الْخَزْرَجِ سَعْدَ بْنَ عُبَادَهْ ... رَمَيْنَاهُ بِسَهْمَيْنِ فَلَمْ تُخْطِ فُؤَادَهْ» ما بزرگ خزرج سعد ابن عباده را کشتیم دو تا تیر انداختیم به قلبش خورد و او را کشت. (جنیان او را کشتند!)

لذا گفت چرا حضرت علی آخرش آمد بیعت کرد؟ گفت ترسید جن‌ها او را هم بکشند؛ یعنی حضرت علی ترسید همان طوری که جن‌ها سعد ابن عباده را کشتند حضرت علی را هم بکشند!!

اما دوباره بیرویم سراغ مطالب خنده آور این‌ها کلیپ بعدی را اگر اطاق فرمان آماده کنند مثلا می‌خواهم هرکس ببیند می‌فهمد که حرف بی اساس و اشتباه است.

کلیپ شماره ده از اقای سلیمانی اردستانی و عقیل هاشمی:

هاشمی از شبکه وهابی کلمه:

شما عامل این اتفاق را در چه چیزی می‌بینید اگر این اتفاق از دیدگاه شما رخ نداده باشد.

آقای سلیمانی اردستانی:

ببینید دو تا نکته و مسئله می‌تواند این را برجسته کند، یکی این که به هرحال حکومت‌های در چند قرن اخیر شکل گرفته که اختلاف بین شیعه و اهل سنت مطلوب شان بوده مثلا در داخل ایران مثلا زمان صفویان و امثال این‌ها و تشدید کردن این قضیه می‌توانسته احساسات شیعیان را جریحه دار کند و مثلا آن ها را به جنگ با اهل سنت و این‌ها تحریک کند این یک مسئله تاریخی است و یک مسئله روانی و چه هم است که بهرحال کسانی که می‌خواستند روضه خوانی کنند و امثال این‌ها که بگویند حضرت زهرا به شهادت رسیده است بیشتر می‌توانستند از مردم گریه بگیرند، اشک بگیرند و این برای شان مطلوب بوده است. در حالی که این قرائت و چیزی که شما از حضرت زهرا می‌ گویید هیچ فضیلتی برای حضرت زهرا نیست و تنقیص هم برای حضرت علی (علیه السلام) است.

استاد ابو القاسمی:

می‌گوید روایت‌های شهادت حضرت زهرا را در همین چند قرن اخیر حکومت‌های شیعه یعنی صفوی قبلش که نبوده است، شیعه‌ ها درست کردند تا جنگ با سنی‌ها راه بیندازند. مثلا به قول همین اقا ابو القاسمی الان جوان است قبلا سنش بیشتر بوده الان بر عکس شده است! صفویه در سال 100 هجری کتاب سلیم را نوشته‌اند که بین شیعه و سنی جنگ راه بیندازند. صفویه در سال یک صد و شصت و خرده ای کتاب آقای عبدالله ابن یزید فزاری را نوشتند که بین شیعه و سنی جنگ راه بیندازند او شیعه نیست جزء اباضیه است و خوارج بوده، شاگرد یا هم حجره هشام ابن حکم بوده و امام صادق و امام کاظم را درک کرده است. او از امام صادق و امام کاظم (علیهما السلام) نقل کرده است که:

«أن عمر رفس فاطمة حتى أسقطت محسنا»

سير أعلام النبلاء؛ اسم المؤلف: محمد بن أحمد بن عثمان بن قايماز الذهبي أبو عبد الله الوفاة: 748، دار النشر: مؤسسة الرسالة - بيروت - 1413، الطبعة: التاسعة، تحقيق: شعيب الأرناؤوط , محمد نعيم العرقسوسي، ج15، ص578

بعد از او، من فقط یک لیستی را بیاورم.

مجری:

لیست از کتاب‌های که این خبر را ذکر کرده‌اند.

استاد ابو القاسمی:

بله، کتاب ردود عبدالله ابن یزید فزاری.

مجری:

بعد این مباحث مخصوص کتاب‌های شیعه هم نیست، در کتاب‌های اهل سنت و منابع ما از این رخدادها پر است.

استاد ابو القاسمی:

بله، کتاب الردود فزاری، کتاب الردود فزاری Early Ibadi Theology در این کتاب:

«کتاب ابتداء الردود من قول الشیخ الفقیه أبی محمد عبدالله بن یزید الفزاری غفر الله ولجمیع المسلمین»

 این آدم در کتابش از امام رافضه نقل می‌کند:

«وأن ابا بکر و عمر (رضوان الله علیهما) ضربا فاطمة بنت رسول الله (صلی الله علیه واله وسلم) حتی ألقت جنیناً»

این چه ربطی به رافضه دارد؟ بعد می‌گوید این‌ها می‌خواستند اشک بگیرند، امام صادق می‌خواسته از مردم اشک بگیرد! ماجرای فدک را که بخاری نقل کرده آن هم می‌خواسته از مردم اشک بگیرد. دفن شبانه را که عبدالرزاق از مشایخ بخاری نقل کرده آن هم می‌خواسته اشک بگیرد.

ماجرای هجوم و جزئیات هجوم را که در همان قرن اول سلیم ابن قیس هلالی نقل کرده می‌خواسته از مردم اشک بگیرد. بله اگر بگوید روضه خوانی بگوید آن اقایی قابلی که بغل دست شما در آن جلسه نشسته گفتند این‌ها نبوده است، می‌ گفت اصلا روضه خوانی برای حضرت زهرا نبوده است. او هم مثل شما جاهل به مطالب تاریخی و روایات و یا متعمد مثل خود شما است و هیچ فرقی با شما در این قضیه ندارد.

اگر امام صادق این ها را گفته که اشک بگیرد شما چه می‌گویی چرا روضه خوانی می‌کنید؟ باید روضه خوانی بکنیم، که علمای شیعه به اعتراف خود اهل سنت، اجماع برای عزاداری برای حضرت زهرا (سلام الله علیها) داشتند. قاضی عبدالجبار رسما می‌گوید کل علمای شیعه در همه بلاد در دوران ما همه شان برای حضرت زهرا و حضرت محسن (علیهما السلام) عزاداری می‌کنند. پس چه ربطی به صفویه دارد؟ یک ذره عقل را حاکم کن. اصطلاحی که خودت به کار بردی من به کار نمی‌برم.

مجری:

ما مؤدب هستیم!

استاد ابو القاسمی:

عقل را حاکم کن چه ربطی به صفویه دارد؟ یک چیزی بگو که بگنجد! چه بگویم الان این‌ها دشمن اهل بیت و مخالفین شدند.

مجری:

طبیعی است با یک همچنین فکر و نگاهی این چنین شده اند و متأسفانه از عقل هم بهره مند نشده اند طبیعتا پیرو شیطان بشوی به این جاها هم می‌کشاند.

استاد ابو القاسمی:

یک کلیپ دیگر هم ببینیم

کلیپ شماره یازده از عقیل هاشمی:

موضوع دوم اگر حضرت فاطمه قبل از آتش به شهادت رسیده باشد خب این آتش زدن بی معنا می‌شود، اگر بعد از آتش زدن باشد آن لگد زدن بی معنا می‌شود. این تناقضاتی است که این جا وجود دارد.

مجری:

تناقض کشف کرده!

استاد ابو القاسمی:

یک چیز جدید کشف کرده است، اگر قبل از آتش زدن به شهادت رسیده باشد، چه کسی گفته قبل از آتش زدن به شهادت رسیده است، یک نفر از شیعه بیاورد که گفته باشد حضرت زهرا قبل از آتش زدن به شهادت رسیده باشد. اگر بعد از آتش بود دیگر چرا لگد زده است؟ نمی شود هم دَرْ آتش زده را لگد زده باشد؟ می‌ گوید این تناقض است. این هم دقیقا مثل همان تناقضات سلیمانی اردستانی است. سلیمانی اردستانی گفت حدیث مدینة العلم تناقض دارد، این هم می‌گوید این‌ها تناقض دارد!

واقعا خدا را شاکریم که با این برنامه‌هایشان و با این استدلال‌هایشان که این‌ها مثلا گنده‌هایشان است البته علمای شان حاضر نمی‌شوند این‌ها با رسانه هایشان گنده شده اند. این‌ها ثابت می‌کند هیچ مطلبی برای دفاع از خلفا در مسئله هجوم به خانه حضرت زهرا (سلام الله علیها) ندارند و اگر داشتند یک جواب درست و درمان می‌ دادند.

مجری:

خیلی متشکرم جناب اقای دکتر از مباحثی که ارائه فرمودید وقت مان کم است و الا جناب اقای دکتر مطالب زیادی را آماده کرده بودند ولی اگر در خانه کس است یک حرف بس است. نکاتی که باید و آن چیزی که شایسته بود گفته شد و مورد بررسی قرار گرفت ان شاءالله ما دنبال این هستیم که هدایت کنیم کسانی که گمراه هستند یا جاهل در این قضیه هستند می‌خواهیم آگاه شان کنیم. قصد ما این نیست که بگوییم این جا ما پیروز شدیم آن‌ها شکست خوردند دنبال شکست و پیروزی نیستیم هدف ما آخرش هدایت و روشنگری است امیدوارم که این اتفاق رخ بدهد و اگر واقعا این‌ها روی این قضیه آگاه نبودند بعد از این نکاتی که در این برنامه ارائه شد به آگاهی شان افزوده بشود و به راه حق بر گردند و اگر هم هدایت نشدند خداوند تکلیف شان را روشن کرده است. (يُضِلُّ مَنْ يَشاءُ وَ يَهْدي مَنْ يَشاء)

جناب اقای دکتر خیلی متشکرم وقت گذاشتید در خدمت شما بودیم در این برنامه هم چون برنامه‌های دیگر ان شاءالله بتوانیم در برنامه آینده راه روشن هم در خدمت شما باشیم و مباحث را یاد بگیریم.

عزیزان بیننده! از همه شما تا دیدار دیگر التماس دعا داریم و شما را به خدای منان می‌ سپاریم اللهم عجل لولیک الفرج خدا حافظ!

 


نقد تفکرات باطل سلیمانی اردستانی ( پاسخ به شبهات هاشمی و سلیمانی اردستانی در موضوع فاطمیه)>

راه روشن سلیمانی اردستانی عقیل هاشمی فاطمیه هجوم به بیت وحی تهدید به آتش زدن در داشتن خانه های مدینه مناظره فرار سلیمانی اردستانی از مناظره شهادت حضرت فاطمه عزاداری تحریف شبهه توهین به شیعه بی ادبی