-
نقد افکار باطل آقای سلیمانی اردستانی 02 23 اردیبهشت 1404
1:24:3 دقیقه -
راه روشن
1:25:49 دقیقه
نقد افکار باطل سلیمانی اردستانی 01 2 اردیبهشت 1404 -
راه روشن -تحلیل و نقد مناظره حاتم قادری و حسن انصاری 08 26 فروردین 1404
1:23:20 دقیقه -
راه روشن - تحلیل و نقد مناظره حاتم قادری و حسن انصاری 07 19 فروردین 1404
1:15:48 دقیقه -
راه روشن - نقش قرآن در زندگی و جامعه اسلامی 12 فروردین 1404
1:23:58 دقیقه -
راه روشن - تحلیل و نقد مناظره حاتم قادری و حسن انصاری 06 28 اسفند 1403
55:27 دقیقه -
راه روشن - تحلیل و نقد مناظره حاتم قادری و حسن انصاری 05 21 اسفند 1403
53:47 دقیقه -
راه روشن - تحلیل و نقد مناظره حاتم قادری و حسن انصاری 04 7 اسفند 1403
1:23:19 دقیقه -
راه روشن - تحلیل و نقد مناظره حاتم قادری و حسن انصاری 03 30 بهمن 1403
1:20:44 دقیقه -
راه روشن - تحلیل مناظره حاتم قادری و حسن انصاری 02 16 بهمن 1403
1:25:41 دقیقه -
راه روشن - بررسی شبهه خمس و تحلیل مناظره حاتم قادری و حسن انصاری؛ نگاه به مبانی اعتقادی شیعه 2 بهمن 1403
1:24:17 دقیقه -
راه روشن - علامات ظهور ( بداء در سفیانی)2 18 دی 1403
1:23:25 دقیقه -
راه روشن - علامات ظهور ( بداء در سفیانی) 11 دی 1403
1:22:49 دقیقه -
راه روشن _ پاسخ به شبهات پیرامون آرامگاه حضرت زینب (سلام الله علیها) در دمشق و تحولات سوریه 4 دی 1403
1:23:02 دقیقه -
راه روشن _ تحولات سوريه و حركت مهاجرين اهل سنت ايران در سوريه 27 آذر 1403
1:23:38 دقیقه -
راه روشن _بررسی تحولات و اتفاقات سوریه 20 آذر 1403
1:22:17 دقیقه -
راه روشن _ عوامل مؤثر در تقویت و تلطیف ولایت 6 آذر 1403
1:24:12 دقیقه -
راه روشن _ نقدی بر دوگانه سازی مسئله دعوت، با جهاد 29 آبان 1403
1:25:36 دقیقه -
راه روشن - تناسخ و جنگ لبنان 8 آبان 1403
1:24:55 دقیقه -
راه روشن - اسلام و مبارزه با خرافات 24 مهر 1403
1:24:12 دقیقه -
راه روشن - پاسخ به شبهات در مورد نبوت 17 مهر 1403
1:24:42 دقیقه -
راه روشن - بررسی مناظره بهمن ترکیان (اسکپتیک) با عقیل هاشمی 27 شهریور 1403
1:20:03 دقیقه -
راه روشن - بررسی صحبتهای حجت الاسلام قنبريان با عنوان جبهه حسين (عليه السلام) 2 6 شهریور 1403
1:23:35 دقیقه -
راه روشن -بررسی صحبتهای حجت الاسلام قنبريان با عنوان "جبهه حسين" (عليه السلام) 30 مرداد 1403
1:20:54 دقیقه -
راه روشن - جایگاه عمّار یاسر 23 مرداد 1403
1:22:26 دقیقه -
راه روشن - تحلیل مناظره و تحلیل سخنان آقای ناصر یوسفی 16 مرداد 1403
1:25:31 دقیقه -
راه روشن - نسبت دادن عزاداری به ارواح اهل بیت علیهم السلام 2 مرداد 1403
1:27:02 دقیقه -
راه روشن - شأن نزول هَل اَتی/ حکایت بیماری فرزندان امیرالمؤمنین علیه السلام و روزه آن حضرت 12 تیر 1403
1:16:01 دقیقه -
راه روشن - نقد صحبت های آقای علیرضا کمیلی 22 خرداد 1403
1:15:58 دقیقه -
راه روشن - نقد سخنان آقایان اسدپور و کمیلی 15 خرداد 1403
1:20:37 دقیقه -
راه روشن - مناظره و نقش آن در تبلیغ 8 خرداد 1403
1:24:20 دقیقه -
راه روشن -تحلیل سخنان مقام معظم رهبری 25 اردیبهشت 1403
1:25:38 دقیقه -
راه روشن - تحلیل ماهنامه علمی و تحلیلی وضعیت شناسی شیعیان( انگیزه های گرایش به تشیع در ایران ) 18 اردیبهشت 1403
1:21:35 دقیقه -
راه روشن -نقد دگر اندیشان شیعی 11 اردیبهشت 1403
1:24:40 دقیقه -
راه روشن -نقد دگر اندیشان شیعی 8 اسفند 1402
1:18:15 دقیقه -
راه روشن - نقد دگر اندیشان شیعی 10 بهمن 1402
1:23:00 دقیقه -
راه روشن -نقد دگر اندیشان شیعی 3 بهمن 1402
1:24:50 دقیقه -
راه روشن -نقد دگر اندیشان شیعی 26 دی 1402
1:24:35 دقیقه -
راه روشن -نقد دگر اندیشان شیعی 19 دی 1402
1:23:25 دقیقه -
راه روشن -نقد دگر اندیشان شیعی 5 دی 1402
1:24:14 دقیقه -
راه روشن -نقد دگر اندیشان شیعی 28 آذر 1402
1:27:32 دقیقه -
راه روشن -نقد دگر اندیشان شیعی 14 آذر 1402
1:24:27 دقیقه -
راه روشن -نقد دگر اندیشان شیعی 30 آبان 1402
1:25:09 دقیقه -
راه روشن -نقد دگر اندیشان شیعی 16 آبان 1402
1:24:18 دقیقه -
راه روشن -نقد دگر اندیشان شیعی 9 آبان 1402
1:28:47 دقیقه -
راه روشن -نقد دگر اندیشان شیعی 25 مهر 1402
1:24:22 دقیقه -
راه روشن -نقد دگر اندیشان شیعی 18 مهر 1402
1:23:38 دقیقه -
راه روشن -نقد دگر اندیشان شیعی 21 شهریور 1402
1:23:19 دقیقه -
راه روشن -نقد دگر اندیشان شیعی 24 مرداد 1402
1:22:41 دقیقه -
راه روشن -نقد دگر اندیشان شیعی 17 مرداد 1402
1:24:09 دقیقه -
راه روشن -نقد دگر اندیشان شیعی 10 مرداد 1402
1:21:23 دقیقه -
راه روشن - نقد دگر اندیشان شیعی 20 تیر 1402
1:30:49 دقیقه -
راه روشن -نقد دگر اندیشان شیعی 30 خرداد 1402
1:19:27 دقیقه -
راه روشن -نقد دگر اندیشان شیعی 23 خرداد 1402
1:22:12 دقیقه -
راه روشن -نقد دگر اندیشان شیعی 2 خرداد 1402
1:15:29 دقیقه -
راه روشن -نقد دگر اندیشان شیعی 26 اردیبهشت 1402
1:20:59 دقیقه -
راه روشن -نقد دگر اندیشان شیعی 19 اردیبهشت 1402
1:25:02 دقیقه -
راه روشن -نقد دگر اندیشان شیعی 12 اردیبهشت 1402
1:23:29 دقیقه -
راه روشن -نقد دگر اندیشان شیعی 5 اردیبهشت 1402
1:24:48 دقیقه -
راه روشن -نقد دگر اندیشان شیعی 23 اسفند 1401
1:21:35 دقیقه -
راه روشن -نقد دگر اندیشان شیعی 9 اسفند 1401
1:21:46 دقیقه -
راه روشن -نقد دگر اندیشان شیعی 25 بهمن 1401
1:21:28 دقیقه -
راه روشن -نقد دگر اندیشان شیعی 18 بهمن 1401
1:22:22 دقیقه -
راه روشن -نقد دگر اندیشان شیعی 20 دی 1401
1:24:59 دقیقه -
راه روشن -نقد دگر اندیشان شیعی 22 آذر 1401
1:22:58 دقیقه -
راه روشن 1 آذر 1401
1:24:34 دقیقه -
راه روشن 24 آبان 1401
1:22:51 دقیقه -
راه روشن 3 آبان 1401
1:26:04 دقیقه -
راه روشن 26 مهر 1401
1:23:30 دقیقه -
راه روشن 19 مهر 1401
1:21:43 دقیقه -
نقد کتاب"دین در ترازوی اخلاق: نسبت میان اخلاق دینی و اخلاق سکولار" نویسنده ابوالقاسم فنائی
1:23:23 دقیقه
راه روشن 22 شهریور 1401 -
راه روشن 15 شهریور 1401
1:22:42 دقیقه -
راه روشن 8 شهریور 1401
1:25:23 دقیقه -
راه روشن 1 شهریور 1401
1:22:57 دقیقه -
راه روشن 25 مرداد 1401
1:25:40 دقیقه -
راه روشن 4 مرداد 1401
1:24:26 دقیقه -
راه روشن 14 تیر 1401
1:23:09 دقیقه -
راه روشن 7 تیر 1401
1:24:03 دقیقه -
راه روشن 24 خرداد 1401
1:24:14 دقیقه -
راه روشن 17 خرداد 1401
1:18:50 دقیقه -
راه روشن 3 خرداد 1401
1:20:43 دقیقه -
راه روشن 27 اردیبهشت 1401
1:20:59 دقیقه -
راه روشن 20 اردیبهشت 1401
1:24:16 دقیقه -
راه روشن 13 اردیبهشت 1401
1:25:29 دقیقه -
راه روشن 6 اردیبهشت 1401
1:25:52 دقیقه -
راه روشن 30 فروردین 1401
1:26:06 دقیقه -
راه روشن 16 فروردین 1401
1:27:07 دقیقه
نقد افکار باطل آقای سلیمانی اردستانی 03 راه روشن
قسمت صد و بیست و ششم برنامه راه روشن با کارشناسی دکتر ابوالقاسمی و اجرای آقای غضبانی
دیگر قسمت ها
برنامه راه روشن 30 02 1404 (قسمت 126)
عنوان برنامه: نقد افکار باطل آقای سلیمانی اردستانی 03
کلیدواژه: راه روشن؛ سلیمانی اردستانی؛ حجت الاسلام قنبریان؛ تفسیر به رأی؛ نشوز؛ تحریف؛ امام خمینی ره؛ پیامبر ظاهر؛ پیامبر باطن؛ شبهه؛ زکات!
استاد: حجت الاسلام والمسلمین دکتر ابو القاسمی
مجری: آقای محمد تقی غضبانی
مجری:
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ وَبِه نَسْتَعینْ، اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِه مُحَمَّد وَ عَجِّلْ فَرَجَهُم؛ عزیزان بیننده سلام علیکم وقت شما بخیر، به برنامه راه روشن از شبکه جهانی حضرت ولی عصر (عج الله تعالی فرجه الشریف)، خیلی خوش آمدید. در این برنامه همچون برنامه های گذشته راه روشن در خدمت جناب آقای دکتر ابوالقاسمی هستیم ان شاء الله از فرصتی که در اختیار ما گذاشتند کمال استفاده را خواهیم برد استاد عزیز سلام خیلی خوش آمدید.
استاد ابو القاسمی:
علیکم السلام علیکم ورحمة الله
أعوذ بِاللَّهِ مِنَ الشَّیطَانِ الرَّجِیمِ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ اَلْحَمدُ للهِ رَبِّ العالَمین اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ الْمُصْطَفَى وَ عَلِيٍّ الْمُرْتَضَى وَ فَاطِمَةَ الزَّهْرَاءِ وَ الْحَسَنِ الرِّضَا وَ الْحُسَيْنِ الْمُصَفَّى، وَ جَمِيعِ الْأَوْصِيَاءِ مَصَابِيحِ الدُّجَى وَصلّ عَلیٰ مَنْ بِيُمْنِهِ رُزِقَ الْوَرَي وَ بِوُجُودِهِ ثَبَتَتِ الْاَرْضُ وَ السَّمَاءُ مَوْلانا صَاحِبَ العَصْرِ وَالزمَان!
عرض سلام دارم خدمت شما و خدمت بینندگان عزیز و گرانقدر شبکه جهانی حضرت ولی عصر امیدوارم هر کجا هستند موفق و پیروز باشند.
مجری:
خیلی ممنون که تشریف آوردید، امیدوارم ساعات و دقایقی که در خدمت شما هستیم جزء صالح اعمال شما و بینندگان قرار بگیرد و در نزد خداوند متعال با عنایت امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ثبت بشود.
همان طور که مستحضر هستید، برنامه راه روشن متکفل پاسخ به برخی از شبهات و صحبت های است که در فضای مجازی منتشر می شود احیاناً ما و شما آن ها را می بینیم ممکن است نقطه کور و تاریکی در ذهن ما ایجاد کند. در این برنامه با کمک کارشناس عزیز برنامه جناب آقای دکتر ابوالقاسمی به این شبهات ان شاء الله پاسخ خواهیم داد و مشکلات مان حل خواهد شد.
استاد در این برنامه در سه موضوع در خدمت شما خواهیم بود یکی بحث 23 ذی القعده که روز زیارتی آقا امام رضا (علیه السلام) هست ان شاء الله دو بخش دیگر را هم بعد از آن در خدمت شما هستیم.
استاد ابوالقاسمی:
23 ذی القعدة روز زیارتی مخصوص امام رضا (علیه السلام) هست به نقلی شهادت آن حضرت هست لذا زیارت آن حضرت ثواب بسیار زیاد و ویژه ای در این روز دارد. اما در مورد زیارت آن حضرت داستانی را که در مفاتیح الجنان که در خانه همه عزیزان هست می توانند مراجعه کنند. در بحث امامین کاظمین (علیهم السلام) مرحوم شیخ عباسی قمی یک تشرفی را مطرح کرده است.
تشرف حاج علی بغدادی، این طور مطرح می کند مؤلف گوید از چیزهایی که مناسب است در این جا نقل شود حکایت سعید صالح، صفی متقی حاج علی بغدادی است شیخ ما در جنة المأویٰ و نجم الثاقب نقل کرده است. در نجم الثاقب فرمود که اگر نبود در این کتاب شریف مگر این حکایت متقن صحیحه که در آن فواید بسیار است و در این نزدیکی ها واقع شده هر آینه کافی بود در شرافت و حفاصت آن!
پس بعد از مقدماتی فرمود که حاجی مذکور «ایدهم الله» نقل کرد که ماجرای تشرفی طولانی خدمت امام زمان (روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفداء) در مسیر زیارت کاظمین (علیهم السلام) برای او رخ داد. بعد در ذیل این می گوید به حضرت عرض کردم گفتم «سیدنا مسئلةٌ» یک سوال از شما داریم فرمود بپرس.
گفتم سنه 1269 حضرت رضا (علیه السلام) را زیارت کردیم در دَرود یا دو رود یکی از عرب های شروقیه را که از بادیه نشینان طرف شرقی نجف اشرف هستند ملاقات کردیم و او را ضیافت کردیم از او پرسیدم که چگونه است ولایت رضا (علیه السلام) گفت بهشت است. امروز پانزده روز است که من از مال مولای خود حضرت رضا (علیه السلام) خورده ام.
دعوت شان کردند آن موقع مثل الان حرمسرای حضرت نبود یک روز این و یک روز آن دعوت می کرد یک روز خود آن طرف دیگران را دعوت می کرد. ولی این را اموال حضرت حساب می کردند. گفت امروز پانزده روز است که من ناز مال مولای خود حضرت رضا (علیه السلام) خورده ام چه حد دارد منکر و نکیر که در قبر نزد من بیایند گوشت و خون من از طعام آن حضرت روئیده است در مهمان خانه آن جناب این صحیح است؟
علی ابن موسی الرضا (علیهم السلام) می آید و او را از منکر و نکیر خلاص می کند امام زمان برای حرفش نیاز به قسم خوردن ندارد. اما جمله ای که حضرت در جواب گفتند خیلی عجیب است آری و الله جد من ضامن است!
این خیلی مهم است بدانیم امام رضا (علیه السلام) همان طوری که خودشان وعده کردند در سه جا به کمک زائرین شان خواهد آمد کسانی هم که زیارت حضرت می روند طبق این روایت صحیح و سند از وجود نازنین امام زمان (روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفداء) اگر چند روزی آن جا بمانند پرونده آن طرف شان را ان شاء الله بسته است. ان شاء الله حضرت امام رضا (علیه السلام) دست همه ما را بگیرند و ما لایق محبت آن حضرت باشیم امیدواریم که بتوانیم جزء شیعیان خالص امام رضا (علیه السلام) قرار بگیریم.
مجری:
خیلی متشکرم به خاطر این نکته مهمی که اشاره فرمودید استاد در مورد آقایان قنبریان مطلبی هست بفرمایید
استاد ابوالقاسمی:
نسبت به فرمایشات جناب آقای قنبریان در بسیاری از بحث ها موافق نظر ایشان هستیم مطالبی بسیار خوبی مطرح می کنند در بحث های انقلابی واقعاً یکی از خط شکنانی هستند که مطالب بسیار مفیدی را در زمینه دفاع از انقلاب، در زمینه دفاع از ارزش ها مطرح می کنند. اما گاهی اوقات بعضی بزرگواران یک مطالبی را به صورت سفارشی احساس می کنیم از ایشان درخواست می کنند بیان می کنند. این مطالب هم طبیعتاً چون بیشتر سفارشی به نظر می رسد نمی شود خیلی به آن تکیه کرد اشکالاتی بر آن وارد شده است. کلیپی است ایشان صحبت کردند ببینیم بعد راجع به آن صحبت می کنیم.
کلیپ شماره یک از آقای قنبریان:
یک تعبیری را از شیخ مطهری گرفتم و البته یک خورده توسعه معنایش دادم به نظر خودم دقیق ترش کردم و آن کلمه شیعه قالتاق است. شیعه قالتاق به نظر بنده شیعه ای نیست که گناه می کند همه ما گناه می کنیم اهل بیت هم فرمودند که شیعیان ما را دوست بدارید ولو فاسق باشند. محبت اهل بیت (وَيخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ) آرام آرام بیرون می برد.
(وَيخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ)
از تاريکی ها به سوی روشنايی می برد؛
سوره مائده (5): آیه 16
شیعه قالتالق شیعه ای است که تو مقام حرف، منبر و مدح چیزی می گوید که جنگ یک سال شیعه و سنی را تأمین می کند. لعن صریح به خلفا یا مقامات غلو آمیز درباره امامت می گوید اما در شأن سیاسی و اقتصادی دقیقاً مذهب خلفا را ترویج می کند آن هم کدام خلفاء؟ معاویه، یزید یعنی وقتی به حکومتداری می رسد سلطنت را توضیح می دهد.
اولین کسی که خلافت را به سلطنت تبدیل کرد معاویه است خودش گفت «أنا اول الملوک آخر خلیفة» من آخرین خلیفه و اولین سلطنت را درست کردم. تو می آیی این جا را خوانش سلطنتی و هیچ بودن مردم می کنی یا نزدیک به این مثلاً فرض در گفتمان قوی انقلاب اسلامی ممکن است خیلی جرأت نباشد صریح گفته بشود ولی از این حرف ها بدشان نمی آید.
تعبیر خیلی تیزی شهید مطهری دارد که این جا، جایش نیست می گوید مثلاً آن روح در شما حلول کرده است شما همان اسلام را ترویج می کنی ولی سر آن جایی که باید از کوتاه بیایید امام صادق تان کوتاه آمد چیزی نگویید دعوا بشود آن جا را دعوا درست می کنید واقعاً اسمی بجز قالتاق نمی شود گذاشت که تو لعن صریح و غلو و ... آخر یک حرف های بزنی که جنگ درست کند آن هم در جایی که این همه دشمن داری.
ولی وقتی می خواهی سَبکت را بر شیعیان امیر المؤمنین اعمال بکنی در سیاست، اقتصاد و فرهنگ دقیقاً حرف سلاطین آن ها را می زنی. بدترین سلطان عباسی، بدترین سلطان اموی را در حکومتداری قرائت می کنی. این کجایش شیعه است این من یک تخلفی می کنم نیست بعداً بگویم اهل بیت را دوست دارم این قالتاق بازی است و این ها را انصافاً باید در مقابلش ایستاد که امام سفت در مقابل این جریان ایستاد و یکی از جاهایی است که کفرشان را هم در آورده است. الان تهمت وهابیت را به خودش و شاگردانش زدند دقیقاً مثل این جا است.
مجری:
جناب استاد! صحبت اقای قنبریان را شنیدیم، در خدمت شما هستیم بفرمایید.
استاد ابوالقاسمی:
چند تا مطلب عرض بکنم جناب آٔقای قنبریان بزرگوار شما فرمودید امام (علیه السلام) نسبت به خود شیعیان ما موضع نگیرید روایت دارد «تبرء من عملهم» کارشان اگر نداری بگویید کارش بد است. پس چرا شما نسبت به خودشان دارید موضع گیری می کنید؟ این شیعه ها، شیعه های قالتاق، چنین و چنان هستند.
جوری دیگر می پرسم اگر یک کسی مثل این لقب را که شما در مورد شیعیان مطرح کردید همه وهابی ها سوت و کف می زنند می گویند شیعه ها قالتاق هستند. خدا رحمت کند شهید مطهری یک اشتباهی کرد و یک حرفی زد. ایشان یک کلمه اشتباهی گفت مگر ما ایشان را معصوم می دانیم؟ این همه کارهای خوب داشت خوب هایش را ول کردیم یک دانه بد را از او بگیریم؟ چیزی که ائمه ما قطعاً گفتند این کار اشتباه است تعارف نداریم خود شما روایتش را بلد هستید می گوید از کارشان بیزاری بجو، کارشان بد اما برای آن گروه از شیعیان این مدلی برچسب زنی و اصطلاحی می زنیم می کنیم این با لقب شیعه؛ یک موقع گناهکار است که این گناهکار این طور است شیعه را بخواهی بگویی نه اشتباه است.
نکته دوم: گفتید این ها دقیقاً مذهب خلفاء را ترویج می کنند مثل معاویه و یزید؛ سوال: علمای صفویه که مروج سلطنت صفویه بودند عالمان شیعه درجه یک آن دوران شما آن ها را طرفدار یزید و ... می دانید؟ این چه مدل استدلالی است؟
نکته بعد مگر الان کسی هست که طرفدار سلطنت باشد؟ شما چه کسی را می خواهی بزنی که از این عنوان استفاده می کنی؟ اگر واقعاً ملاک چیز دیگری است همان را بگو. نکته بعد این که به فرض امام (رضوان الله علیه) مقابل سلطنت باشد چه ربطی به تهمت وهابیت دارد؟ این ها یک چیزهایی که متوجه نمی شویم.
نکته بعد مگر معاویه اولین نفری بود که دین را عوض کرد؟ اساساً گیرمان جای دیگری است ترویجی که معاویه اولین نفر بود همچنین چیزی را قبول نداریم. از شما درخواست می کنیم حدیث «یابن جندب» را که مقام معظم رهبری (حفظه الله) فرمودند که مانیفست اعتقادی و راهنمایی ما در تمدن اسلامی است.
«يَا ابْنَ جُنْدَبٍ لَا تَقُلْ فِي الْمُذْنِبِينَ مِنْ أَهْلِ دَعْوَتِكُمْ إِلَّا خَيْرا»
طرف گناهکار اگر طرفدار اهل بیت است از اهل دعوت شما است جز خوبی در موردش نگویی.
«وَ اسْتَكِينُوا إِلَى اللَّهِ فِي تَوْفِيقِهِمْ وَ سَلُوا التَّوْبَةَ لَهُمْ فَكُلُّ مَنْ قَصَدَنَا وَ وَالانَا وَ لَمْ يُوَالِ عَدُوَّنَا وَ قَالَ مَا يَعْلَمُ وَ سَكَتَ عَمَّا لَا يَعْلَمُ أَوْ أَشْكَلَ عَلَيْهِ فَهُوَ فِي الْجَنَّةِ»
هر کسی که «قَصَدَنَا» ما را مقصود خودش قرار داد، ولایت ما را داشت ولایت دشمنان ما را هم نداشت «وَ قَالَ مَا يَعْلَمُ وَ سَكَتَ عَمَّا لَا يَعْلَمُ» فضائل اهل بیت را می داند می گوید نسبت به وضعیت حکومت هم می گوید من نمی دانم اگر مقصود شما آن علمایی است که واقعاً نمی دانند اگر چه ما یقین داریم در اشتباه هستند.
یقین داریم مدل حکومت درست است حکومت باید در زمان غیبت، جمهوری باشد جمهوریت مشهور است از روایت هم ثابت می شود اما «فَهُوَ فِي الْجَنَّةِ» اگر شما منظورتان این است که این ها، غیر شیعه های هستند که با قالتاقی خودشان را جا زدند مثل قاتلین سید الشهداء، شیعه نبودند امیر مؤمنان را خلیفه چهارم می دانستند و امام حسین را خلیفه ششم یا هفتم می دانستند.
گفتند حسن خلیفه پنجم، معاویه خلیفه ششم و حسین خلیفه هفتم اگر مقصود شما آن مدل آدم های است که آن ها قالتاق بازی در می آورند می گویند ما هم جزو شیعیان و محبین چرا شیعیان قالتاق می گویید؟ بگویید غیر شیعیانی که با قالتاق بازی خودشان را شیعه معرفی می کنند. لذا این گونه القاب را برای شیعیان مطرح کردند اصلاً مناسب نیست از حضرتعالی حداقل ما توقع این را نداشتیم.
نکته دیگری هم که جلب توجه می کرد چون این ماه رمضان مجبور بودیم سریال معاویه را گوش می دادیم از آن تدوین گر سوال کنید آهنگی که گذاشت آهنگ سریال معاویه نیست؟ چرا روی کلیپ شما همچنین آهنگی گذاشتند به نظرم رسید شاید به گوش من آشنا و شبیه است ولی به نظر من آن بود.
چون از این آقایان بعید نیست کسانی که کلیپ های وهابیون را قبلاً ترویج می کردند و الان شما را دعوت کردند از شما کلیپ بگیرند و در همان صفحه ای که مروج وهابیت بود دارد حرف های شما را ترویج می کنند سوال کنید آهنگ این کلیپ، آهنگ سریال معاویه بود!
مجری:
خیلی متشکرم از نکاتی که فرمودید خیلی مهم است چیزهایی که می گوییم باید خیلی حواس مان باشد شما فرمودید در فرمایشات آقای قنبریان هم در مقابل موضع گرفتن گفته بود نگیر ولی خودش گرفته بود. به موضوع اصلی خودمان بر گردیم که در این دو، سه هفته اخیر در خدمت شما و بینندگان عزیز بودیم نقد صحبت های جناب آقای سلیمانی اردستانی
استاد ابوالقاسمی:
دو هفته تقریباً نه کامل به صورت نیم بند بخشی از کلیپ ها و صحبت هایشان را پخش کردیم به آن چیزهایی که ایشان ادعا کرده بودند به بخشی از آن پاسخ گفتیم. توقع داشتم حداقل یک پاسخی ولو نیم بند مطرح بشود اما برای من مدل پاسخگویی ایشان جالب بود. کلیپی از من در کانال شبکه ولی عصر گذاشته بود دقیقاً همان کلیپی است که هفته قبل پخش کردیم آیا جهاد ابتدایی مخالف با موضوع قرآن است؟
من نشنیدم اگر شما خواستید بشنوید داوری کنید من اصلاً این حرف ها را گوش نمی دهم. آقای سلیمانی اردستانی این دوران که من گوش نمی دهم، نمی خواهم بشنوم گذشت یعنی چه نمی خواهم گوش بدهم؟ نقدت کردیم چطور شما توقع داری علمای شیعه را نقد می کنی آن هم، آن مدلی که شما مطرح می کنی همه به حرف های شما گوش بدهند وقتی محلت نگذارند ناراحت می شوی، نقد کردیم حرف هایت را با دلیل و مدرک آوردیم می گوید نه من که گوش نمی دهم.
یا در جای دیگر گفتیم ایشان اصلاً متوجه فرمایشات مرحوم شیخ طوسی در مورد فتوا برای امام نشد آیا شیخ طوسی فتوا داد که امام معصوم باید سالی یک بار جهاد ابتدایی نماید؟ آقای سلیمانی اردستانی با برداشتی غلط و نادرست از کتاب مرحوم شیخ طوسی مسئله ای را به ایشان نسبت می دهد که اساساً جزء اعتقادات اهل سنت است و ربطی به شیعه ندارد.
ایشان چه جوابی داده است؟ اگر خواستید بشنوید و داوری کنید باز هم اگر خواستید دو صفحه از کتاب جهاد در اسلام مرحوم صالحی نجف آبادی را که تصویر آن در زیر می آید مطالعه بفرمایید بعد می گوید آٔقای صالحی نجف آبادی همان برداشت من را دارد. ایشان برداشت غلط دارد هزار تا صِفر کنار هم بگذارید حل می شود، چیزی زیاد می شود؟
دارم می گویم خود شیخ طوسی فرموده است که مقصود من از امام، حاکمی است که می تواند شافعی و حنفی باشد کتابی دارم می نویسم این کتاب را می خواهم در معرض اهل سنت بگذارم آقایان اهل سنت این فتوای اهل بیت آقای خلیفه ای که من به تو امام می گویم اصطلاح خلیفه، امام می شود موارد متعدد هم از کتاب خودش آوردیم.
آقای صالحی نجف آبادی اشتباه کرده است این جواب می شود؟ او هم برداشت اشتباه کرده است این ها جواب علمی نمی شود. اگر شما می خواهی بحث علمی کنی فلانی بَهمان گفت این حل نمی کند. عین حرف شیخ طوسی را آوردم چرا به آن اشاره نمی کنی؟ وقتی دارم عین حرف شما را مطرح می کنم در مقابل خود حرف شیخ طوسی را می آورم این پاسخ های شما که فلانی هم همین برداشت من را داشت فلانی اشتباه کرده است.
بحث علمی است در بحث علمی نمی توانیم با کسی تعارف داشته باشیم بگوییم چون مثلاً شما را خیلی دوست داریم نسبت به شما در این قضیه کوتاه بیاییم. البته خدمت به شما ارادت خاصی در این قضیه نداریم با توجه به مبانیی که حضرتعالی نسبت به دین داشتید.
مجری:
قیدی که شما فرمودید بحث «عندنا» که شیخ طوسی در همه آن آورده است که آن ها برای مذاهب دیگر است.
استاد ابوالقاسمی:
بله، هفته قبل یک سری کلیپ هایی از ایشان پخش کردیم از جمله فتوای شیخ طوسی به وجوب جهاد ابتدایی که گفته بود به امام زمان واجب است به امام زمان نیست حاکم را دارد می گوید. بعدش هم جهاد ابتدایی، حضرت موسی به قومش گفت به قوم جبّارین حمله ببرید شهر این ها به ما کاری نداشتند نه بروید آن جا را بگیرید این جهاد ابتدایی می شود.
نکته دیگر این که جلسه قبل اشارتاً مطرح کردم و جواب گفتم اما لازم است مجدد این مطرح بشود کلیپ بعدی را ببینیم
کلیپ شماره دو آقای سلیمانی اردستانی:
مجری برنامه سلیمانی اردستانی:
این مطلب را برای ما توضیح بدهید!
سلیمانی اردستانی:
اولاً یک مسئله ای را عرض بکنم پیامبر ظاهر نیامد به انسان چیز جدیدی علی الاصول یاد بدهد بلکه آمد به پیامبر باطن، تلنگر بزند. امام علی (علیه السلام) در خطبه اول نهج البلاغه می فرماید پیامبران آمدند تا کُنه عقول را در بیاورند و پیمان فطرت را یاد انسان ها بیاورند. یعنی در واقع تلنگر به فطرت است.
مجری برنامه سلیمانی اردستانی:
(وَلَا تَقْفُ مَا لَيسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤَادَ كُلُّ أُولَئِكَ كَانَ عَنْهُ مَسْئُولًا)
از آنچه به آن آگاهي نداري، پيروي مکن، چرا که گوش و چشم و دل، همه مسؤولند.
سوره اسراء (17): آیه 36
سلیمانی اردستانی:
در قرآن هم داریم مثلاً خود قرآن را می فرماید (إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِلْعَالَمِينَ)
(إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِلْعَالَمِينَ)
اين (قرآن) تذکری برای همه جهانيان است؛
سوره ص (38): آیه 87
یعنی یادآوری است بنا نبود حرف جدید باشد در عقل بشر اصل این حرف ها هست چرا هست؟ به دو دلیل و طبق دو آیه انسان همه چیز را می داند در سوره انسان داریم (إِنَّا هَدَينَاهُ السَّبِيلَ إِمَّا شَاكِرًا وَإِمَّا كَفُورًا)
(إِنَّا هَدَينَاهُ السَّبِيلَ إِمَّا شَاكِرًا وَإِمَّا كَفُورًا)
ما راه را به او نشان داديم، خواه شاکر باشد (و پذيرا گردد) يا ناسپاس!
سوره انسان (76): آیه 3
ما راه را به همه انسان ها ... در آیه قبلش (الإنسان) هست به نام انسان ها در آیه بعد (إِنَّا هَدَينَاهُ السَّبِيلَ إِمَّا شَاكِرًا وَإِمَّا كَفُورًا) ما همه انسان ها را هدایت کردیم این که با پیامبر باطن است. چون به همه انسان ها حرف پیامبر ظاهر نرسیده است. در سوره شمس می فرماید:
(وَنَفْسٍ وَمَا سَوَّاهَا * فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا)
و قسم به جان آدمی و آن کس که آن را (آفريده و) منظم ساخته، سپس فجور و تقوا (شر و خيرش) را به او الهام کرده است
سوره شمس (91): آیات 7 و 8
قسم به نفس و آن کسی که درستش کرد (فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا) بد کاری ها و درست کاری ها را به او الهام کرد جزو وجودش نهاد پس بشر می داند پیامبر ظاهر آمد پیامبر باطن را تلنگر بزند و بیدار بکند. بنابراین، به این جهت پیامبر باطن اهمیت دارد علاوه بر این که به پیامبر ظاهر حجیت می دهد این عقل است که می گوید محمد پیامبر خدا است. این عقل است که می گوید قرآن کتاب خدا است. پس پیامبر باطن، مقدم هست.
استاد ابوالقاسمی:
ایشان کل حرفی که می خواهد بزند این که ما عقل را بر پیغمبر خارجی باید مقدم بکنیم. جلسه قبل آیاتی از قرآن خواندیم مطالب متعددی که پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) چیزهایی گفتند که در عقل ما نیست همان خطبه:
«فَبَعَثَ فِيهِمْ رُسُلَهُ وَ يُثِيرُوا لَهُمْ دَفَائِنَ الْعُقُول»
نهج البلاغة (للصبحي صالح)؛ نویسنده: شريف الرضى، محمد بن حسين، ناشر: هجرت، محقق/ مصحح: فیض الاسلام، ص43
در تتمه اش مطالبی مثل احکام حج و .. دارد که ربطی به «دَفَائِنَ الْعُقُول» ندارد. آن یک بخش وظایف انبیاء است می گوید پیغمبرها فقط برای این کار آمدند در واقع مغالطه است چون هیچ جایی دلیل برای حصر وظیفه انبیاء در این مسئله نداریم، بلکه بر عکس آن هم داریم. اما ایشان آخر آخرش خواست بگوید عقل از پیغمبر مهم تر است چرا؟ به این دلیل که ما با عقل به پیغمبر می رسیم.
جلسه قبل یک جواب خیلی ساده دادم فیوز پرید برق رفت می خواهیم برویم فیوز روشن کنیم با یک دانه شمع می رویم فیوز را پیدا می کنیم. وقتی با شمع می رویم فیوز را پیدا می کنیم بعد فیوز را می زنیم کل خانه روشن می شود یعنی این شمع اهمیتش از آن فیوز بیشتر است؟ از برقی که در خانه آمد بیشتر است؟ بله این راهنما است اما عقل ما آخر آخرش دو مجهولی و سه مجهولی بتواند حل کند مسائل ده، یازده مجهولی زندگی انسان، ارتباطش دیگران، ارتباطش با طبیعت، ارتباطش با خالق، ارتباطش با ملائکه آن ها را نمی تواند درک بکند. لذا اصلاً این مسئله درست نیست.
اما کلیپ بعدی را ببینیم که ایشان در ادامه همین چه می خواهد بگوید، یک مغالطه ای می خواهد بکند در واقع کنار گذاشتن کلی انبیاء است کلیپ بعدی را ببینیم
کلیپ شماره سه آقای سلیمانی اردستانی:
در قرآن داریم در روز قیامت اصحاب آتش می گویند (وَ قالُوا لَوْ کنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ ما کنَّا فِی أَصْحابِ السَّعِیر) "یا" یعنی ممکن است کسی تعقل کند و خودش را رستگار کند با صرف تعقل بدون پیامبر ظاهر. بنابراین پیامبر باطن خیلی اهمیت دارد.
مجری شبکه حضرت ولی عصر:
آمد یک مغالطه دیگر همین جا استفاده کرد.
استاد ابوالقاسمی:
ایشان می گوید: اگر تعقل کنیم بدون اینکه بریم سراغ پیامبر ظاهر. درست است؟! ما آیه را با هم ببینیم:
(لَوْ کنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ ما کنَّا فِی أَصْحابِ السَّعِیر)
و میگویند: اگر ما گوش شنوا داشتیم، یا تعقل می کردیم، جزء دوزخیان نبودیم.
سوره ملک (67): آیه 10
آقای «سلیمانی اردستانی»! مدل خودت می خواهم ترجمه کنم. پس اگر کسی عقل هم استفاده نکند و فقط به سراغ انبیاء برود بهشتی می شود. اینجا به این معناست که وقتی می گوید "یا" شنیده بودیم. (لَوْ کنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ) مدل استدلال شما. اگر عقل به تنهایی بود کفایت می کرد. پس اگر سمع به تنهایی هم بود کفایت می کرد. چرا شما می گویید عقل مقدمه سمع است و بر سمع مقدم است؟! اینجا میگوید: نه سمع اصلاً نیاز به عقل ندارد. طبق برداشت غلط شما!
بزرگوار ما روایات متعدد داریم که تفسیر به رأی قرآن موجب جهنمی شدن می شود. مراقب باش شما برای تفسیر قرآن کلمات معصومین (علیهم السلام) را دارید کنار می گذارید. ما آیات زیادی داریم که در آن آیات راجع به سمع و عقل آمده است.
(أَمْ تَحْسَبُ أَنَّ أَکثَرَهُمْ یسْمَعُونَ أَوْ یعْقِلُون)
آیا گمان می بری اکثر آنها می شنوند یا می فهمند؟
سوره فرقان (25): آیه 44
و:
(وَ لَهُمْ آذانٌ لا یسْمَعُونَ بِها)
و گوش هایی دارند که با آن نمی شنوند.
و:
(لَهُمْ قُلُوبٌ لا یفْقَهُونَ بِها)
آنها دلها (عقلها) یی دارند که با آن (اندیشه نمی کنند و) نمی فهمند.
سوره اعراف (7): آیه 179
و:
(إِنَّ فِی ذلِک لَذِکری لِمَنْ کانَ لَهُ قَلْبٌ أَوْ أَلْقَی السَّمْعَ وَ هُوَ شَهِید)
در این تذکری است برای آن کس که عقل دارد، یا گوش فرا دهد و حضور یابد.
سوره ق (50): آیه 37
از خود آیه برویم:(إِنَّ فِی ذلِک لَذِکری لِمَنْ کانَ لَهُ قَلْبٌ أَوْ أَلْقَی السَّمْعَ وَ هُوَ شَهِید)؛ قلب همان قوه مدرکه است.
(إِنَّ فِی ذلِک لَذِکری)، این چیزایی که ما داریم به شما نشان می دهیم موجب تذکر است. (لِمَنْ کانَ لَهُ قَلْبٌ)، اگر تعقل بکنید. (أَوْ أَلْقَی السَّمْعَ)، یا گوشت را درست به کار بیندازید. جفتش به یک چیز بر می گردد. از یک چیز هم می شود برداشت قلبی داشت و از همان چیز می شود برداشت سمعی داشت.
انبیاء آمدند نسبت به اینکه آقا نگاه کنید خدا چقدر امت ها را به خاطر گناه هلاک کرده است. این را گفتند. شمایی که به انبیاء اعتقاد دارید سمع در قرآن اغلب موارد به معنای سمع قبول است. یعنی چی؟! «سمع الله لمن حمده»؛ خدا فقط می شنود حمد میکنی یا اینکه می پذیرد؟! سمع به معنای سمع قبول به کار می رود.
«ألقی السمع» یعنی اینکه پیغمبر می گفت قبول می کردید یا یک درجه بالاتر پیغمبر می گفت فکر می کردیم و ملاکهایش را هم به دست می آوردیم و حجتهایش را هم درک می کردیم. یک چیز است نه اینکه یه دو تا مسئله باشد. کلاً یک وادی، وادی سمع باشد و یک وادی، وادی عقل. عقل در اینجا یعنی درک کردن.
(لَوْ کنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ)، بروید سراغ ترجمه ای که «مرحوم علامه طباطبایی (رضوان الله تعالی علیه)» کرده است.
«لو کنا فی الدنیا نطیع الرسل فی نصائحهم و مواعظهم أو عقلنا حجة الحق»
آن که حق برای ما دلیل آورد ما تعقل در موردش می کردیم، نه با عقل خالی.
المیزان فی تفسیر القرآن؛ نویسنده: طباطبایی، سید محمد حسین، ج 19، ص 353، باب بیان
«حجة الحق» یعنی حق حجتی آورده است که نسبت به آن حجت ما باید تأمل می کردیم. حجت را چه کار می کردیم؟! در موردش فکر می کردیم. پس هر دو آن دارد به انبیاء بر می گردد.
«نسمع کلام الانبیاء» دستور داد عمل می کردیم. پیغمبر اکرم حرفی زد. بعد از اینکه فهمیدی پیغمبر است و معجزهای آورد، دیگر صد در صد به حرفش گوش بده. «نسمع» کفایت می کند. این برای مرحله بعد از این است که حجیت او را فهمیدی. فهمیدی پیغمبر است، حرفش را فقط گوش بدهیم هر چه گفت. این درجه پایین است. یک درجه می خواهی بالاتر بروی؟! در مورد حرفهای انبیاء تعقل کن، فقاهت بکن. ببین چرا این حرفا را زدند.
«نسمع» فقط سمع خالی باشد یا در مورد حرف انبیاء تعقل هم بکنیم؟! در مورد حرف ائمه اطهار (علیهم السلام)؟! پس اساساً این آیه ای که شما آوردید برای اینکه بگویید عقل خالی به تنهایی حجت است، ربطی به استدلال شما ندارد بلکه برعکس هم هست. اگر بخواهید بگویید، باید بگویید سمع بدون عقل را هم حجت می کند و حال آنکه هیچ وجه هیچ وقت نمی شود سمع بدون عقل حجت شود.
پیغمبر را من به هیچ دلیلی قبول کنم حرف هایش را! آیا می شود؟! خیر! بنابراین (لَوْ کنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ) ربطی به استدلال شما نداشت.
مجری:
ایشان «أو» را به معنی یاء ترجمه می کند. شما استاد این بحث ها هستید
استاد ابوالقاسمی:
خیلی جاها به معنای واو می آید خیلی جاها به معنای بَل می آید این جا شاید به معنی بَل باشد. با این مقدمات ایشان گفت پیغمبرها فقط آمدند به عقل ما را راهنمایی کنند فقط و فقط کارشان همین است و صرف عقل هم می تواند راهنما بشود کلیپ بعدی را ببینیم این که در دین، ائمه به ما فقط ارتباط با خدا را می خواهند یاد بدهند بیشتر از این، چیزی به ما نمی خواهند یاد بدهند.
کلیپ شماره چهار آٔقای سلیمانی اردستانی:
در قرآن مجید داریم (عَلَّمَکمْ ما لَمْ تَکونُوا تَعْلَمُون)
(عَلَّمَکمْ ما لَمْ تَکونُوا تَعْلَمُون)
چیزهایی را که نمیدانستید، به شما تعلیم داد.
سوره بقره (2): آیه 239
یکی از کارهایی که پیغمبر اکرم کرد، این است که چیزهایی را به شما یاد داد که خودتان نمی توانستید یاد بگیرید. یک اموری هست که خرد گریز است و انسان نمی تواند یاد بگیرید. آن کجاست؟! احکام مربوط به رابطه انسان با خدا. احکام مربوط به رابطه انسان با خدا را من با عقلم نمی توانم مطالعه کنم.
من می توانم با عقلم بفهمم که باید به یاد خدا باشم، اما نمیتوانم بفهمم که این یاد خدا را در چه بدنی قرار بدهم. شکل نماز، با وضو یا چیز دیگری. عقل من در این خصوص داوری ندارد. این امور خرد گریز هستند.
مجری برنامه سلیمانی اردستانی:
پس اگر و مگر دارد!
سلیمانی اردستانی:
خیر. سخن من این بود که کار اصلی پیامبران تلنگر زدن به فطرت بشر است و آن قسمت است که اصلی است. اگر پیامبران نبودند و من عقلم را به کار می انداختم، چقدر خطا می کردم؟! یاد خدا بودم، ولی نه در قالب نماز. قرآن کریم در مورد نماز فرمود: (وَ أَقِمِ الصَّلاةَ لِذِکرِی)
(وَ أَقِمِ الصَّلاةَ لِذِکرِی)
و نماز را برای یاد من به پا دار.
سوره طه (20): آیه 14
و:
(إِنَّ الصَّلاةَ تَنْهی عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْکر)
نماز (انسان را) از زشتی ها و منکرات باز می دارد.
سوره عنکبوت (29): آیه 45
مجری برنامه سلیمانی اردستانی:
حاج آقا قرآن کریم آیه 24 سوره اسراء یا سوره نساء را برای چه فرموده است؟! در مورد اینکه اگر زن شما تمرد کرد یا حرف شما را گوش نداد، تشر بزنید و مراتبی از تنبیه تا زدن را برای او در نظر بگیرید. می خواهم بگویم الزاماً همه چیز این نیست و من ژورنالیستی می پرسم. سخن مردم را از شما می پرسم.
استاد ابوالقاسمی:
این قدر صحبت ها واهی بود که آقای مجری که تخصص دینی نداشت یک سؤال ساده پرسید. آیه ای که مربوط به کتک زدن زن هست هم مربوط به رابطه انسان با خداست؟!
آقای سلیمانی من از شما سؤالی می پرسم. بعضی از مطالب خرد گریز هستند. کجاست؟! در جزئیات احکام مربوط به انسان با خدا. کلی که باید ذکر خدا باشد را می فهمیم، اما در جزئیات که چطور نماز بخوانیم یا چطور روزه بگیریم و عبادت کنیم نمی فهمیم. درست است؟!
آیا انسان کلیات رابطه خودش با طبیعت را درک می کند؟! بله. حال جزئیات چه؟! من تمام ریزه کاری های طبیعت را می دانم که بدانم روش تعاملم با طبیعت باید چگونه باشد. انسان گیاه خوار است یا گوشت خوار؟! همین الآن بین دانشمندان دعواست. یک عده می گویند که معده ما معده گوشت خواری است و یک عده می گویند دندانهای ما دندانهای گیاه خواری است.
ما کدام را قبول کنیم؟! رابطه انسان با طبیعت ابتداییترین چیزهایش برای ما معلوم نیست. آنوقت شما می گویید اینها را که دیگر نیاز نیست خدا و پیغمبر به ما بگویند. (عَلَّمَکمْ ما لَمْ تَکونُوا تَعْلَمُونَ)، چیزهایی که شما نمی توانستید بفهمید. یک مورد از (ما لَمْ تَکونُوا تَعْلَمُونَ) نحوه نماز است. یکی از مصادیق آن نحوه تعامل ما با طبیعت است. مورد دیگر نحوه تعامل ما با دیگر انسان هاست.
وقتی من تعامل با طبیعت را ندانم، با دیگر انسانها به طریق اولی نمی توانم. در زندگی زناشویی، در ارتباط با فرزندم، در ارتباط با پدرم، در ارتباط با دوستانم به مشکل برخورد میکنم.
فرض میکنیم من دختری داشته باشم که بخواهد بی حجاب بیرون برود. او را رها کنم یا با او برخورد کنم؟! اگر با او برخورد نکنم یک جامعه را فاسد می کند. اگر با او برخورد کنم ناراحت می شود دخترم است. کدام را مقدم کنم؟!
اینجا آیا عقل شما می تواند حاکم باشد؟! یک نفر می گوید که عقل من طور دیگری می گوید. می خواهید بگویید اخلاق، اخلاق شرقی است یا غربی است. کدام مورد است؟! اخلاق یونانی است یا چینی؟! کدام را می خواهید مقدم کنید؟! جامعه محور باشد یا فرد محور؟! شما جزو کسانی هستید که می گویید کارتن خوابها یا گور خواب ها را از مردانگی ساقط کنیم که دیگر نسل نیاورند؟! یا مثلاً این بلا را سر جهان سومی ها بیاوریم!!
این هم یک دیدگاه اخلاقی است که می گوید ما برای نجات انسانها باید این کار را انجام بدهیم. آقا، میزان مواهب خدادادی در کره زمین محدود است. میزان اکسیژن مشخص است، میزان آب مشخص است، میزان غذا مشخص است. این یک حجم و سقفی دارد و بیشتر از این نباید انسان روی زمین باشد. بنابراین بقیه را از بین ببریم!
اگر بحث اخلاقیات است، این هم یک جور اخلاق است!! ما باید کدام را قبول کنیم؟! به چه دلیل؟! کسانی که این استدلالات را می کنند شیطان پرستان بودند که ادعای توحید برای شیطان بودند.
من گفتم نحوه تعامل با طبیعت، نحوه تعامل با دیگر انسانها، نحوه تعامل با فرشتگان و ماوراء الطبیعة است. با شیطان باید چطور تعامل داشته باشیم؟! همین الآن مشخص است.
یک عده می گویند که واقعاً شیطان فرشته مقرب و درجه یک الهی بوده است. خود شیطان در مناظرهای که «خیام» نقل میکند با حضرت موسی داشته است، گفت: موسی تو مدعی توحید هستی در حالی که من یکتاپرست هستم. من گفتم: فقط بگو الله. من برای غیر خدا سجده نمی کنم. آدم که خدا نیست، من برای آدم سجده نمی کنم.
ببینید چه حرف خوبی زده است!! شما در نحوه تعامل با شیطان می فهمید که توحید خوب است، اما الآن حرف شیطان درست است یا غلط است؟! باید به حرف شیطان عمل کنید یا خیر؟! یک نفر نباید شما را راهنمایی کند که شیطان در اینجا دروغ گفته است؟!
با ملائکه باید چطور تعامل داشته باشیم؟! اگر من در خانه سگ داشته باشم، این سگ نور معنوی خانه را از بین می برد و ملائکه نمی توانند وارد شوند.
حال اگر پیغمبر اکرم بفرمایند که در خانه سگ نیاور، می گوید: نه، شما فقط نماز را به من بگویید. نباید کاری به سگ داشتن یا نداشتن داشته باشید.
منِ «سلیمانی اردستانی» چنین می گویم. «شیخ طوسی» برای امام زمان تعیین تکلیف می کرد، اما ایشان برای تمامی انبیاء تعیین تکلیف می کند و این اشکال ندارد!!
اگر «شیخ طوسی» برای امام زمان تعیین تکلیف کرده است که آن هم چنین چیزی نبود و به ایشان بر خورده است، ایشان برای تمام انبیاء تعیین تکلیف کند اشکالی ندارد!!
شما غیر از این حقی ندارید و تنها همین محدوده. معادلات چند مجهولی ما خیلی زیاد است و در هیچ کدام عقل ما نمی رسد. (عَلَّمَکمْ ما لَمْ تَکونُوا تَعْلَمُونَ)، نمی توانستی به آن برسی و راهی نداشتی. یکی دو مورد هم نیست. من چند مثال ساده زدم. ارتباط با طبیعت، ارتباط با دیگر انسانها، ارتباط با شیطان، ارتباط با ملائکه.
(إِنَّ الشَّیطانَ لَکمْ عَدُوٌّ فَاتَّخِذُوهُ عَدُوًّا)، مسلماً شیطان دشمن شماست، او را دشمن خود بدانید. بعد می فرماید که از دستوراتش هم تبعیت نکن.
(إِنَّما یدْعُوا حِزْبَهُ لِیکونُوا مِنْ أَصْحابِ السَّعِیر)
او فقط حزبش را به این دعوت می کند که اهل آتش سوزان (جهنم) باشند!
سوره فاطر (35): آیه 6
شیطان دارد دعوت می کند. عقل ما که هست، بس است! ما با عقل خود شیطان را کنار می گذاریم. یک عده با عقل طرفدار شیطان شدند و فریب خوردند. یک عده با عقل ملائکه را رها کردند و فریب خوردند.
بنابراین این ادعا که ما عقل را مقدم میکنیم و عقل میگوید انبیاء کارشان فقط تبیین موارد عبادت است غلط است و غلط بودن آن را هم مجری با یک مثال از قرآن کریم ثابت کرد. البته ایشان شروع می کند به توجیه کردن این قضیه آیه ای که در قرآن آمد مقصودش چه است؟ یک اتهامی هم به مرحوم امام می زند.
مجری:
ممنون و متشکر، بعد از میان برنامه فرصت به بینندگان عزیز بدهیم اگر تماس می گیرند تماسهایشان را اطاق فرمان وصل خواهند کرد بعد از میان برنامه بر می گردیم و در این خصوص بیشتر در خدمت جناب اقای دکتر ابو القاسمی خواهیم بود.
(میان برنامه)
مجری:
صلی الله علیک یا مولای یا صاحب العصر والزمان، دست همکاران ما به خاطر پخش این میان برنامه درد نکند دعای ما اللهم عجل لولیک الفرج است. اولین تماس آقای کشاورز از تهران هستن سلام بر شما بفرمایید.
(تماس بینندگان برنامه)
بیننده: (آقای کشاورز از تهران – شیعه)
سلام عرض می کنم خدمت شما و جناب اقای ابو القاسمی خدمت تان ارادت دارم، در یوتیوپ برنامه های شما را دنبال می کنم خیلی لذت می برم بابت این که علم تان را با ما به اشتراک می گذارید تشکر می کنم. یک سوال دارم از لحاظ دینی، قرآن یا کعبه ارجح تر است؟
استاد ابوالقاسمی:
ما قرآن را یکی از ثقلین می دانیم و بلکه قرآن را ثقل اکبر می دانیم و قرآن از اهل بیت (علیهم السلام) طبیعتاً بالاتر می شود طبق چیزی که در متن روایات آمده است حقیقتش را درک نمی کنیم. اما همان اهل بیت و همان پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به کعبه مشرفه اشاره کردند فرمودند «ما أعظمکِ» چقدر بزرگ هستی، چقدر خوشبو هستی، چقدر زیبایی؟ اما مؤمن نه امام، مؤمن جانش، ناموسش، آبرویش و مالش ارزشش نزد خدا از تویی کعبه بیشتر است.
نمی خواهیم به سر مال بزنیم بگوییم جایگاه کعبه پایین است اما روایات معتبر اهل سنت است شیعه هم همچنین روایتی دارد که حضرت با اشاره به کعبه فرمودند آبروی مؤمن از توی کعبه بیشتر است.
مؤمن خیلی خیلی پایین تر از امام است لذا اگر بخواهیم با امام بسنجیم و بعد هم قرآن را با امام بسنجیم طبیعتاً قرآن خیلی از کعبه بالاتر می شود.
آقای کشاورز:
دیروز تماس گرفتم در مورد فضیلت حضرت علی که در کعبه به دنیا آمدند خواستم بگویم فضیلت حضرت علی از کعبه بالاتر است. به دنیا آمدن حضرت علی در کعبه برای کعبه فضیلت می شود.
استاد ابوالقاسمی:
شعر معروفی است می گوید
از کعبه برون آمده تا بر همگان معلوم شود که صاحب خانه علیست!
آقای کشاورز:
بله چون حضرت علی طبق گفته خودش، قرآن ناطق می شود یعنی حضرت علی باز از قرآن هم که قرآن نوشتاری است قرآن ناطق از قرآن نوشتاری درجه بالاتری دارد. به این نتیجه می رسیم که برای ما شیعیان درجه و ارج حضرت علی بالاتر از کعبه می شود. ممنون و متشکرم از برنامه خوب تان.
مجری:
تشکر از تماس تان خدا نگهدار، تماس بعدی علی آقا از قم گفتند نمونه ای هم که شما فرمودید انسان آیا با طبیعت و حیوانات می تواند تعامل کند در مورد گوشت خوک گفتند از نظر علمی بعد از این همه سال متوجه شدند که این گوشت چه میکروب ها و مشکلاتی دارد!
استاد ابوالقاسمی:
بله، مشخص شد که فرمایشات آقای سلیمانی اردستانی مغالطه است این که ارتباط با خدا را اصلش را می دانیم جزئیاتش را نمی دانیم انبیاء باید بیایند به ما بگویند هیچ راه دیگری نداریم جزئیات ارتباط مان با طبیعت، جزئیات ارتباط مان با دیگر انسان ها، جزئیات ارتباط مان با ملائکه، جزئیات ارتباط مان با شیطان و ماوراء این ها مطالبی است که ما نمی دانیم ولذا نیاز است انبیاء برای ما مطرح بکنند.
آن بیننده هم یک شبهه ای مطرح کرد ایشان می خواهد به او جواب بدهد در کلیپ بعدی جوابی است که ایشان می خواهد به آن شبهه بدهد هم در پاسخ اشتباه می کند هم یک تحریفی از کلام مرحوم امام دارد کلیپ را ببینیم و بعد در خدمت تان خواهیم بود.
کلیپ شماره پنج از آقای سلیمانی اردستانی:
کسی حق ندارد یک آیه قرآن را بگیرد بگوید بر اساس این فتوا می دهم. در قرآن مجید یک اصول بنیادین داریم که این ها هم اصل مهم قرآنی است و هم برهانی است. عقل پیامبر باطن هم تأییدش می کند. برای نمونه این را عرض می کنم این آیه می گوید فرض می کنیم معنیش این بزنید. یک آیه دیگر می فرماید (وَعَاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ) معروف یعنی این که، آن چیزی که عقلاء پسندیده می بینند زدن را عقلاء پسندیده می دانند یا نه؟
مجری برنامه سلیمانی اردستانی:
آیا فقهاء جزء عقلاء هستند یا نیستند؟ نمی دانم
آقای سلیمانی اردستانی:
اصلاً کار نداشته باش او دارد چشم و گوش بسته نقل می کند
مجری برنامه سلیمانی اردستانی:
ترازوی عقلاء چه است؟
آقای سلیمانی اردستانی:
الان اگر شما در دنیا بپرسید عقلای عالم زدن را کار خوبی می دانند؟
مجری برنامه سلیمانی اردستانی:
من کلمه عقلاء را نسبی می دانم
آٔقای سلیمانی اردستانی:
شما فرض کنید کسی این آیه قرآن را ندیده باشد پس عقلاء این کار را ناپسند می دانند آن آقایی که می گوید بده این دارد از آیه به حساب خودش تبعیت می کند نه ظَهرش؟ را کنار می گذارد. حرفم این است. عقلاء بزن را پسندیده نمی دانند پس اگر بزنی خلاف (وَعَاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ) عمل کردی. می گوید با همسران تان به صورت پسندیده برخورد کنید. مفسران معروف درباره پسندیده گفتند آن چه که عقلاء پسندیده می دانند. زدن را عقلاء پسندیده نمی دانند پس با آیه (وَعَاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ) ناسازگار است.
مجری برنامه سلیمانی اردستانی:
امروز بله، ممکن است عقلای آن دوره زدن را ...
آقای سلیمانی اردستانی:
عقل من می گوید که آن روز هم ناپسند بوده است، هیچ معنی ندارد چون فیلم مستند و حیات وحش زیاد می بینم حیوانات کارهای دیگری برای جلب نظر جنس مخالف خودشان می کنند. حتی در بین شان همچنین چیزی نیست که با کتک و ... باشد به هر حال این را نمی پسندم به نظرم اصلاً ربطی به اسلام ندارد.
(وَعَاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ) آن روز هم در قرآن مجید بوده است زدن ناپسند است صحبتم سر این است. بروید کتاب «تحریر الوسیله» اثر آیت الله العظمی خمینی را ببینید. ایشان مینویسد: اگر ترسیدید از نشوز و نا فرمانیشان، نه نافرمانی کردنها. یعنی مثلاً مثال میزنند که برخوردش عوض شد. تا دیروز با روی خوب چای میآورد.
مجری برنامه سلیمانی اردستانی:
زبان بدن یا به اصطلاح بادی لنگویج شان حتی در این حد.
سلیمانی اردستانی:
در اینجا میگوید. اگر ترسیدید و نشانههای نشوز پیدا شد. شما به نظرتون این پسندیده است که اگر یک زن مثلاً امروز اخم کرده و چای آورد، اما دیروز با لبخند چای می آورد می شود او را بزنیم؟!
مجری برنامه سلیمانی اردستانی:
از نظر من عرفی خیر.
سلیمانی اردستانی:
همه زمانها و همه انسان این را می گویند. این در کتاب «تحریر الوسیله» اثر آیت الله خمینی است. این پسندیده نیست و با آیه (عاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوف) در تضاد است. من آیه (عاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوف) را مقدم می کنم، زیرا پیامبر باطنم همین را می گوید؛ چون پیامبر ظاهر و پیامبر باطن اینجا هم صدا هستند. اونجا «فاضربوهن» پیامبر باطن عکسش را می گوید. پیامبر باطن ردش می کند، اما اینجا پیامبر باطن تاییدش می کند.
بنابراین این آیه را باید مقدم کنم و به آن فتوا بدهم و آن آیه را کنار بذارم، حتی اگر نتوانم حلش کنم و صرفاً بگذارم در گنجه تا در آینده فکر کنم و حل شود. یک احتمال بدهم که کافی است «فاضربوهن» در قرآن به معنای رفتن و جدا شدن هست ممکن است معنیش این باشد یک درصد احتمال دارد معنیش این باشد. تکلیف اولی روشن شد (عاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوف) می گویم طبق (عاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوف) این آیه را به عنوان متکلف چه کار کنم؟ این آیه را می گویم یک درصد احتمال دارد معنیش رفتن و ... باشد احتمال دیگری می دهم مسئله را حل می کنم. به نظر من قرآن نفرمود بزنید فرمود (عاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوف) شکوهمند نه با زن ها بلکه قرآن در آیات مختلف فرموده است با همه انسان ها بلا استثناء پسندیده برخورد کنید.
مجری شبکه ولی عصر:
چقدر مغالطه داشت، از محضر شما استفاده کنیم.
استاد ابوالقاسمی:
از آخر شروع کنیم دو تا مطلب را با هم ضمیمه می کنیم طبق فرمایش ایشان نتیجه گیری کنینم. قرآن می گوید با همه انسان بلا استثناء با مدارا و خوب برخورد بکنید. راست هم می گوید ما در قرآن داریم (وَلَقَدْ كَرَّمْنَا بَنِي آدَمَ) بنی آدم را باید اکرام کرد لذا یک آیه دیگر داریم
(فَإِذَا لَقِيتُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا فَضَرْبَ الرِّقَابِ)
و هنگامی که با کافران (جنايت پيشه) در ميدان جنگ رو به رو شديد گردن هايشان را بزنيد
سوره محمد (47): آیه 4
کفار را دیدید گردن شان را بزنید نه این جا با (وَلَقَدْ كَرَّمْنَا بَنِي آدَمَ) نمی سازد ضرب هم یعنی راه رفتن، یعنی روی گردن هایشان راه بروید آقای سلیمانی گفت (وَالسَّمَاءِ ذَاتِ الْحُبُكِ) یعنی چه؟
(وَالسَّمَاءِ ذَاتِ الْحُبُكِ)
قسم به آسمان که داراي چين و شکن هاي زيباست،
سوره ذاریات (51): آیه 7
گفت سماء که مشخص است یعنی زمین، ذات هم یعنی ذات، حُبک هم یعنی حُبک، حُبک می کند! طبق ترجمه شما ضرب یعنی راه رفتن زن ها را بزنید یعنی چه؟ یک چیزی بگویید که بگنجد بعد می گوید اگر این طور ترجمه نکنیم تعارض می شود. قرآن تعارض دارد؟
ایشان گفت مرحوم امام خمینی گفته است اگر احتمال دادید ترشروئی کند او را بزنید. خیر چنین نیست. کلام مرحوم امام خمینی این است که می فرماید: سه درجه نشوذ داریم. درجه اول اینکه قبلاً با شما خوب صحبت می کرد و الان احتمال می دهید رفتارش تغییر کرده و از علائم برداشت شده که عوض شده است. در این حالت او را موعظه کنید.
این درجه برای درجه مقدمه نشوذ است. درجه سوم که کتک است، برای اینجا نیست. یک مقاله ای است که خیلی خوب بحث را جمع کرده است.
مقاله «خوف از نشوز در قرآن» در سایت «ویکی فقه» آمده است. پاورقی شماره ۲ از «موسوعه امام خمینی تحریر الوسیله» است.
پاورقی 2 و 6 و 7 و 8 و 9 پنج مطلب از مرحوم امام خمینی آورده است. تقریباً تمام مطالب مرحوم امام خمینی را گردآوری کرده است. یک بحث خوف نشوز است که می نویسد در مقابلش موعظه باشد. پس اینجا شما یک دروغ به مرحوم امام خمینی بستید.
دومین مطلبی که هست، این که می نویسد: ما طبق آیه (عاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوف) پس مطلقاً نباید زدن باشد. چه زدنی مرحوم امام خمینی گفته است؟! مرحوم امام خمینی (رضوان الله تعالی علیه) می فرماید: یک؛ اولاً خون نباید بیاید. دو؛ محکم نباید باشد. سه؛ سیاه نشود. چهار؛ حتی جای زدنش سرخ هم نشود.
بعضی افراد هستن خیلی بدشان حساس است و تا کوچک ترین انگشتی می خورد سرخ می شود!!
امام خمینی می فرماید: اصلاً طوری که سرخ بشود نباید باشد. پس این چه زدنی است؟! خود روایات ما گفته است که انگار با یک چوب مسواک به او بگوییم: برو دیگه من تو را نمی خواهم، برو!!
زدنی که در روایت آمده این است که توضیح هم داده است. شما می گویی من روایتها را قبول ندارم و کنار می گذارم، در نتیجه به این ورطه می افتی. قرآن کریم بازیچه شما می شود، تفسیر به رأی میکنی، ادعای تعارض آیات می کنی، کلمات دیگران را تقطیع و تحریف می کنی. چرا؟! به این دلیل که نمی خواهی به روش فقه سنتی عمل کنی.
مجری:
و آن چیزی که خودش قبول دارد را می خواهد تحمیل کند.
استاد ابوالقاسمی:
و اگر هر کدام از این ها انجام نشود، غرامت لازم می شود. اگر شوهری این شروطی که آمد یعنی خون نیاید، شدید نباشد، سیاه نشود، سرخ نشود را انجام نداد یعنی اگر شوهری طوری زد که یک مورد از این چهار تا رخ داد حق قصاص یا غرامت است.
بعد مرحوم امام خمینی (رضوان الله تعالی علیه) مینویسد ما در قرآن آیه ای داریم که می فرماید:
(وَ لَهُنَّ مِثْلُ الَّذِی عَلَیهِنَّ بِالْمَعْرُوفِ وَ لِلرِّجالِ عَلَیهِنَّ دَرَجَةٌ وَ اللَّهُ عَزِیزٌ حَکیم)
و برای زنان، همانند وظایفی که بر دوش آنهاست، حقوق شایستهای قرار داده شده، و مردان بر آنان برتری دارند، و خداوند توانا و حکیم است.
سوره بقره (2): آیه 228
دقیقاً تمام حقوقی که مرد بر گردن زن دارد، زن هم بر گردن مرد دارد. تنها فرقش این است که در اجرای این حقوق مرد خودش اجراگر این حقوق است، یعنی چی؟! خودش باید اخم و تخم کند. حال اگر مردی رفتارش با زنش تغییر کرده است، به خانوادهاش می گوید و خانواده اش باهاش صحبت می کنند.
مجری:
در اینجا وکیل می گیرد.
استاد ابوالقاسمی:
به یک شخص دیگری می گوید. اگر مردی حاضر به مراعات حقوق همبستری با زن نمی شود، به دادگاه شکایت می کند.
اگر گوش به حرف نداد، اینجا اگر زن در بستر مرد نمی آمد مرد باید با یک چوب اراک به قول روایات با چوب مسواک آرام به زن بزند. اگر مرد گوش به حرف قاضی نداد، او را شلاق می زنند.
آنجا می گوید که مرد چون ولی زن است خودش باید مراعات حال زن را بکند، اما حالا تو شخص ولی نسبت به مولّیٰ علیه خود ظلم کردی. لذا قاضی پوست از سر تو می کند. اگر گوش به حرف قاضی نداد، قاضی حق تعزیر دارد.
مرحوم امام خمینی این مطالب را هم گفته است. پس او حق مطالبه از شوهر را دارد و او را موعظه می نماید. اگر مؤثر نشود مرافعه را پیش حاکم شرع می برد، او را به آن ملزم می کند و زن حق ندارد زوج را محجور کند یا او را بزند.
هنگامی که حاکم بر نشوز زوج و تعدی او اطلاع پیدا کرد، او را از انجام آنچه که بر او حرام است نهی میکند و به انجام آنچه بر او واجب است امر نماید. اگر نافع شود که همان وگرنه آن طور که مصلحت میبیند او را تعزیر میکند. علاوه بر این حاکم شرع هم حق دارد از مال شوهر در صورت امتناع از آن او را انفاق نماید یعنی به زن پول بدهد، ولو اینکه املاک مرد را بفروشد. در صورتی که متنفذ بر آن باشد.
این مطالب از پاورقی «موسوعه امام خمینی»، «تحریر الوسیله» جلد ۲ صفحه ۳۲۸ است.
بزرگوار! این فقهی که شما این قدر وحشتناک جلوه دادید، اتفاقاً خیلی بهتر از شما قرآن کریم را تفسیر کرده است و خیلی بهتر از شما قرآن کریم را توضیح داده است. البته این قرآن که این دستور را داده است، این دستور قرآن هم دستور اشتباهی نیستش.
من قبلاً بارها هم در مناظرات با آتئیست ها و هم جاهای دیگر گفتم که اصلاً این دستور قرآن یکی از اعجازهای علمی قرآن است. کلیپها هم خیلی زیاد است. به زن می گویند که از چه مدل مردی خوشت نمیآید؟! مردی که همیشه قربون صدقه زنش برود. مردی که همیشه قربون صدقه زنش برود، زنها از او خوششان نمی آید. زنها مردی را دوست دارند که یک بار به آنها اخم کند یا یک بار جدی باشد. اگر مرد همیشه مهربان باشد و با مدارا با او برخورد کند، زن بیشتر جدا می شود.
لذا قرآنی که دقیقاً این نکته روانشناسی صنف زن را می داند، می فرماید: حواستان باشد که این زن یک اخم هم باید از شما ببیند. اگر دیدی یک مقداری نسبت به تو دلسرد شده است، یک اخم به اون نشان بده. این اخم چکار می کند؟! درست می کند.
لذا هم آیه، آیه معقولی است و هم اینکه با چیزهایی که در علم روز و روان شناسی روز و علوم انسانی روز کشف کردند دقیقاً مطابقت دارد بلکه آنها بعد از قرآن به این رسیدند.
نکته سوم اینکه شما مجبور شدید کلام مرحوم امام خمینی را تحریف کنید و تقطیع کنید، با اینکه کلام مرحوم امام خمینی خیلی منطقی و خوب است.
اولاً شروط زدن رو آورده است که نباید حتی سرخ شود. در طرف مقابل زن هم دقیقاً همین حقوق را دارد، فقط منطقی این است که یک نفر ولی باشد. نمی شود که هر دو بر هم ولی باشند.
لذا اگر مرد ولی شد، اگر زن نسبت به حقوقی که مرد مراعات نکرده شکایت داشت دیگر خودش نباید ولی شود بلکه باید به ولی بالادستی مرد مراجعه کند یا به قاضی مراجعه کند. در این صورت نظام اجتماعی هم دارد حفظ میشود.
علاوه بر این شما گفتید در قرآن کریم تناقض هست، تضارب هست، تضاد هست. هیچ کدام وجود ندارد، قابل جمع است. شما گفتید ضرب را ما به راه رفتن ترجمه میکنیم. اصلاً در این آیه نمی شود چنین ترجمه ای کرد و اگر بنا باشد اینجور ترجمه کنید آیه:
(فَإِذا لَقِیتُمُ الَّذِینَ کفَرُوا فَضَرْبَ الرِّقابِ حَتَّی إِذا أَثْخَنْتُمُوهُمْ فَشُدُّوا الْوَثاق)
هنگامی که با کافران در میدان جنگ رو به رو می شوید گردن هایشان را بزنید، و هم چنان ادامه دهید تا به اندازه کافی دشمن را درهم بکوبید.
سوره محمد (47): آیه 4
به این معناست که روی گردن های کفار راه بروید یا از گردن هایشان دور شوید و کاری به گردن هایشان نداشته باشید!!!
خدا نیاورد وقتی یک شخصی بخواهد این طور با دین بازی کند این مشکلات پیش می آید
مجری:
دقیقاً همان کاری است که شیطان کرد حرف باطل خودش را با زور می خواست تحمیل کند. استاد تماس از آقای محمدی از اصفهان دارم این تماس را داشته باشیم بعد در خدمت شما باشیم آقای محمدی سلام بر شما بفرمایید.
بیننده: (آقای محمدی از اصفهان – شیعه)
سلام خدمت مجری محترم و استاد ارجمند جناب دکتر ابو القاسمی، وقت شما بخیر خدا قوت. البته سوالی که من داشتم مقدار زیادی از جوابش را فرمودید اما مثال می خواهم عرض کنم عرضم را بهتر بتوانم بگویم اگر در بیابانی خیلی وسیع و گسترده یک چیزی از دور ببینیم چند نفر باشیم ممکن هست همه تشخیص ندهند اما یک نفر می گوید فلان شیئ را دیدم.
در مرحله اول فکر کردم یک روحانی صحبتی کرده این قدر نقد نمی خواهد ولی به خوبی گوش کردم دیدم انگار این مطالب را یکبار دیگر در جوانیم دهه پنجاه شنیدم. گروه های مارکسیستی لینینستی که ظاهر آیات قرآن داشتند. کتابی به نام راه انبیاء راه بشر داشتند فکر می کنم این حاج آقا در ظاهر لباسش، لباس شما است اما همان حرف ها است.
استاد ابوالقاسمی:
احسنتم خیلی دقیق گفتید
آقای محمدی:
روایات را کنار می گذارند خود آیه راحت تر است، سوال من این است آیا حق داریم مدعی بشویم همه آیات قرآن را درست می فهمیم، بعضی آیات با بعضی دیگر تفاوت هایی دارند؟
استاد ابوالقاسمی:
نمی توانیم همچنین چیزی بگوییم برای ما اجماع و قطعی است که ما نمی توانیم کُنه تمام آیات را ادعا کنیم می دانیم هیچ کسی جرأت نمی کند همچنین حرفی بزند.
آقای محمدی:
آن وقت ایشان از بین عقلاء می گویند عقلاء زدن را نمی پسندند خدای عالم را ایشان جزو عقلاء حساب می کنند یا نه؟
استاد ابوالقاسمی:
نه، ایشان ترجمه ضرب را عوض کرد گفت ضرب به معنای دور شدن یا راه رفتن است.
آقای محمدی:
حتی آقای مجری هم به این قضاوت ایشان معترض هست خیلی خوب گوش می کنیم بهتر بفهمیم ولی سوال پیش آمد مثل این که همان خط گذشته را ارتقاء دادند به شکل لباس روحانیت!
استاد ابو القاسمی:
متأسفانه!!
آقای محمدی:
آیات زیادی هست که حضرت علامه زیاد توضیح ندادند رد شدند خدمت حضرت علامه با چند تا از دانشجویان رسیدم دانشجویی یک سوالی کرد که این مطلب این جا هست گفت نظرم عوض شده است.
علامه گفتند بطن قرآن را این قدر که توانستم گفتم ایشان با شجاعت یا با یک لحن دیگر بگویم می گوید این آیه را کنار بگذاریم. تشکر از دقت شما در نقد این مطالبی که واقعاً هر روز به یک شکلی یا آتئیست و یا مذاهب مخالف شیعه هست به شکل های مختلف دارند فقهاتی که هزار و خرده ای سال دارد زحمت می کشد می خواهد یک جوری به اسم این که من بهتر می فهمم کنار بگذارند.
مجری:
خیلی متشکرم آقای محمدی از تماس تان خدا نگهدار، آقای دکتر یک برنامه ای چهارشنبه ها به عنوان وحیانه داریم این برنامه هم متکفل پاسخ به شبهات قرآنی است. همین موضوع را در قسمت ششم یا هفتم آقای دکتر فتحی مهمان برنامه بودند که به همین موضوع پرداخته بود خیلی مفصل بود. بینندگان عزیز اگر در آرشیو برنامه مراجعه کنند موجود است می توانند استفاده کنند. استاد در خدمت شما هستیم بفرمایید.
استاد ابوالقاسمی:
بله این مطالب را در پاسخ ایشان عرض کردیم. در کلیپ بعدی ایشان برای این که فقه و فقاهت را بزند شروع می کند از یک سری فتاوای شاذ، دفاع کردن می گوید این ها روشنفکری است، روشنفکری یعنی این، استفاده از عقل یعنی این. من از خود ایشان تقاضا می کنم همین فتوایی که ایشان مطرح می کند عمل کند. کلیپ را ببینیم.
مجری:
کلیپ را ببینیم بهتر متوجه می شویم جریان چه است!
کلیپ شماره شش از اقای سلیمانی اردستانی:
من خبر واحد ظنی را فقط در برخی از جاها معتبر میدانم، نه آنچه مشهور است که خبر واحد حرف اول و آخر یعنی بیشترین حرف را در فقه میزند. هرچند جلوتر از خبر واحد شهرت بین علما هست که حرف اصلی را میزند.
یعنی آقایون الان وقتی فتوا میدهند از شهرت تخطی نمیکنند. اگر چیزی مشهور است، خلافش فتوا نمیدهند. یعنی در واقع تقلید میکنند از مشهور فقهای پیشین.
به این حد که فقیه به نسبت آزاد اندیشی مثل مرحوم آیت الله منتظری در یک مسئلهای که خیلی الان مشکل ساز است و اصلاً نمیشود مطرحش کنیم. اگر بگوییم که مثلاً زکات در هشت چیز است، آنچه از رسالههای سنتی برمی آید، این است که اگر کسی ۴۰ تا بُز داشته باشد که در بیابان میچراند این آدم بدبخت و فقیری است که باید زکات بدهد.
در مقابل اگر یک آدم ۴۰ تا گاوداری سنتی داشته باشد با ۴۰ هزار گاو نباید زکات بدهد. این زکاتی که الان فقها می گویند بدهند فقط پایینترین دهک باید زکات بدهند و این خیلی بیمعنی است. باید به پایینترین دهک زکات داد.
مرحوم آیت الله منتظری به این نتیجه رسیده که زکات در همه چیز است و میخواست مسئله را حل کند. با اینکه به این نتیجه رسیده در رساله نوشته است که مشهور این است که زکات در هشت چیز است. ایشان جرئت نکرده فتوای خودش را بدهد و اجازه نداده که از شهرت خود تخطی کند. این همه جا هست، حتی شخص ایشان هیچ جا از شهرت تخطی نکردند.
مجری شبکه حضرت ولی عصر:
بله، کلیپ را دیدیم، آقای دکتر در خدمت شما هستیم.
استاد ابوالقاسمی:
ایشان که خیلی شجاع هستند و از شهرت، شهرت را قبول ندارند و عقل قبول دارند درخواست میکنیم زکات تمام اموالشان را بدهند. مگر نمیگویید در همه چیز زکات هست؟!
مجری:
در عمل کجاست؟!
استاد ابوالقاسمی:
در عمل شما میخواهید فقها رو زیر سؤال ببری، می گویی فقها فتوا نمیدهند که در همه چیز زکات هست. باید زکات بدهند. بسم الله! شما اولین نفر زکات کل اموالت را بده.
یکی از این آقایون خیلی نسبت به حوزهها گیر میداد. من گفتم: آقای فلانی! شما اینقدر گیر میدهی، ده یا دوازده سالی حداقل در دوران طلبگی خمس میگرفتید و چون این را درست نمیدانی پول اون ۱۰ سال یا ۱۲ سال را برگردان یا حداقل به فقرا بده.
تا این مطلب را گفتم بحث فیصله پیدا کرد. من گفتم شما چرا در همه چیز تحقیق میکنی؟! در مشروع بودن خمس گرفتن طلبهها که خودت ۱۰ سال تا ۱۲ سال گرفتی، ایشان مورخ بود اما از جهت تاریخی تحقیق نمیکنی؟!
شرعاً که مسئله فقهیاش حل شده و برای ما حل است، چون فقها رو قبول نداشت مثل حالا ایشان که یک جور دیگر فقها را قبول ندارد.
آن بنده خدا میگفت: من از جهت تاریخی فلان قضیه برایم ثابت نشده است. برای شما ثابت شده که از کی مسئله خمس دادن به طلبهها در حوزه علمیه درست شده است؟!
من گفتم: شما ۱۰ سال یا ۱۲ سال در حوزه علمیه خمس گرفتید. اول اینها را برگردان، بعد بیا نسبت به تاریخ حوزهها اظهار نظر کن و فقها را زیر سؤال ببر!
آقای اردستانی اگر شما خیلی واقعاً مرد هستی، اول بیا زکات کل اموالت را بده بعداً بیا بگو این فتواها فتوای مردانگیست.
یک نکته دیگر را هم خدمت تان بگویم. آقای سلیمانی در گاو هم زکات هست. شما ظاهراً اشتباه گرفتید و گفتید بُز. اگر بُز باشه زکات دارد و گاو باشد زکات ندارد. چه کسی گفته گاو زکات ندارد؟!!
علاوه بر این طبق آنچه که در روایات آمده است زکات مربوط به موجودی است که رشد میکند و برای سلامتیاش است.
(خُذْ مِنْ أَمْوالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَ تُزَکیهِمْ بِها وَ صَلِّ عَلَیهِمْ إِنَّ صَلاتَک سَکنٌ لَهُم)
از اموال آنها صدقهای (زکات) بگیر تا به وسیله آن آنها را پاک سازی و پرورش دهی، و به آنها (هنگام گرفتن زکات) دعا کن که دعای تو مایه آرامش آنها است.
سوره توبه (9): آیه 103
پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) وقتی خمس میدادند و زکات میدادند برایشان دعا میکرد و زندگیشان سامان میگرفت و گوسفندانشان چند قلو میزاییدند یا بچه گوسالههایشان نمیمردند و زندگیشان سر و سامان میگرفت.
زکات موجب سر و سامان گرفتن مالی میشود و به اصطلاح برکت میآورد. حالا شما میگویید پایینترین دهک در حالی که چنین نیست. پایینترین دهک اصلاً زکات نمیدهد چون اصلاً نه گاو دارد و نه گوسفند دارد.
اگر کسی الآن گوسفند داشته باشد الحمدالله وضعش خوب است. پایینترین دهک بحث زکات نیست. یک تعدادی داشته باشد. یک مقدار خیلی کمی باید بدهد. حد نصاب دارد.
مثلاً حالا نمیدانم چهل یا پنجاه رأس هست باید یک عدد بدهد. مثلاً اگر صد رأس باشد باید دو رأس بدهد. آنقدر هم نیست که حالا شما سنگ کردید. خمسی که خیلی از تجار باید بدهند بیشتر از این است.
اگر این شخص زکات بدهد ممکن است چیزی تهش سود برایش باقی نماند و خمس هم نداشته باشد.
بنابراین اینها را ما با هم خلق نکنیم. خدایی که عالم و نظام را خلق کرده است، همونطور که عرض کردیم یه سری چیزایی هستند چند مجهولی هستند در این ارتباطات که ما متوجه آن نمیشویم.
حج واجب است. حج برای چه بروم؟! اگر حج بروی ثروت در ذریه تو باقی میماند تا زمانی که ذریه تو هم به حج بروند.
خداوند میفرماید: اگر میخواهی پول باقی بماند، من یک قاعده در عالم قرار دادم که قاعدهاش اینطور است.
شما حج برو و زکات بده که به این واسطه حیوانات شما سالم میمانند. گوسفندانت سالم میمانند و کمتر بیماری میگیرند و کمتر مرگ و میر متوجهشان میشود.
مجری:
این طور نیست که هرکس بخواهد و هرچه دوست داشته باشد و با این مباحث با هوا و هوس خودش بازی کند. آقای دکتر ابو القاسمی از حضورتان تشکر می کنم امیدوارم که موفق و پیروز باشید در آخر برنامه از شما بینندگان عزیز هم تشکر می کنم امیدوارم که این ساعات و دقایق برای شما مورد استفاده قرار گرفته باشد اللهم عجل لولیک الفرج خدا نگهدار!