سایر قسمت ها
نقد افکار باطل سلیمانی اردستانی 04 راه روشن

قسمت صد و سی برنامه راه روشن با کارشناسی دکتر ابوالقاسمی و اجرای آقای غضبانی


دیگر قسمت ها

 بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

برنامه راه روشن  31 04 1404 (قسمت صد و سی)

عنوان برنامه: نقد افکار باطل سلیمانی اردستانی (4)

کلیدواژهراه روشن؛ قرآن، سلیمانی اردستانی؛ تحریف معنوی قرآن؛ وحی؛ عصمت؛ علم پیامبر؛ سهو النبی؛ اسرائیل؛ جنگ ایران و اسرائیل؛ سیاسی!

استاد: حجت الاسلام والمسلمین دکتر ابو القاسمی

مجری: آقای محمد تقی غضبانی

مجری:

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ وَبِه نَسْتَعینْ، اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِه‏ مُحَمَّد وَ عَجِّلْ فَرَجَهُم؛ عزیزان بیننده عرض سلام، ادب و احترام خدمت یکایک شما همراهان گرامی دارم، به برنامه راه روشن از شبکه جهانی حضرت ولی عصر (عج الله تعالی فرجه الشریف)، خیلی خوش آمدید. در خدمت کارشناس ارجمند جناب آقای دکتر ابوالقاسمی هستیم، استاد عزیز سلام علیکم خیلی خوش آمدید.

استاد ابو القاسمی:

علیکم السلام علیکم ورحمة الله

أعوذ بِاللَّهِ مِنَ الشَّیطَانِ الرَّجِیمِ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ اَلْحَمدُ للهِ رَبِّ العالَمین اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى ‌مُحَمَّدٍ الْمُصْطَفَى وَ عَلِيٍّ الْمُرْتَضَى وَ فَاطِمَةَ الزَّهْرَاءِ وَ ‌الْحَسَنِ الرِّضَا وَ الْحُسَيْنِ الْمُصَفَّى، وَ جَمِيعِ الْأَوْصِيَاءِ ‌مَصَابِيحِ الدُّجَى وَصلّ عَلیٰ مَنْ بِيُمْنِهِ رُزِقَ الْوَرَي وَ بِوُجُودِهِ ثَبَتَتِ الْاَرْضُ وَ السَّمَاءُ مَوْلانا صَاحِبَ العَصْرِ وَالزمَان!

عرض سلام دارم خدمت شما و بینندگان عزیز و گرانقدر شبکه جهانی حضرت ولی عصر امیدوارم هر کجا که هستند موفق و پیروز باشند. در ایامی که گذشت عزاداری هایشان مورد قبول درگاه احدیت قرار گرفته باشد.

مجری:

جناب آقای دکتر برنامه روشن همیشه به روز است و معمولاً شبهاتی که در فضای مجازی منتشر می شود برای ما امروز چه آوردید، در خدمت شما هستیم.

استاد ابوالقاسمی:

در ابتدا دو کلیپ راجع به اتفاقات اخیر و جنگ مقدس دوازده روزه ما بر ضد استکبار جهانی داریم. سابقاً شبکه های وهابی خیلی زیاد ادعاهای داشتند برای کسی که طالب حق و حقیقت باشد بخواهد مسیر روشن بشود همین یکی، دو کلیپی که پخش می کنیم حجت است و کار را تمام می کند.

مشخص بشود واقعاً آیا این آقایان به دنبال حق و راستی هستند، واقعاً آن چه در مورد ما شیعیان می گویند درست است یا مشغول دروغ پراکنی هستند؟

مجری:

کلیپ اول را ببینیم با موضوعی که جناب آقای دکتر هم خدمت شما فرمودند.

کلیپ شماره یک از شبکه‌های وهابیت

خدمتی:

یهود می داند که رافضه و صفوی ها ... هرگز نداشته و نخواهند داشت ندارند که یهود باید از بین برود. بعضاً از خود سیاسیون اسرائیل می دانند و معتقد هستند حتی ایران به سلاح هسته ای هم دست یافته است. اما با خیال کاملاً جمع می دانند که ایران هرگز همچون حمله ای به اسرائیل نخواهد کرد زیرا این ها یک پیمان همبستگی و معاهده ای با هم دارند فوق العاده سری است و اجازه نمی دهد این یک بازی سیاسی است.

ملا زاده:

علتش این است با این مرگ بر آمریکا، مرگ بر اسرائیل این ها هم مردم را فریفتند و می فریبند خودشان با آمریکا و اسرائیل هستند دروغ می گویند.

کارشناس دیگر از معاندین جمهوری اسلامی:

چهل سال پیش در خاورمیانه یک هماهنگی کامل وجود داشت همه این کشورهای مسلمان کم و بیش با هم علیه اسرائیل متحد بودند. امروز جمهوری اسلامی تمام دشمنان اسرائیل را از بین برده است که اصلاً هدف پدید آوردن جمهوری اسلامی دو چیز بود یکی این که دشمنان اسرائیل را از بین ببرند.

ملا زاده:

اسرائیل نسبت به رژیم های تشیع بخصوص ایران یک دشمن با شرف است!

خدمتی:

بدون هیچ شکی در راضی کردن یهود و در راضی کردن اسرائیل؛ اسرائیل کسی است که حامی این ها است.

کارشناس دیگر از معاندین جمهوری اسلامی:

هیچ دشمنی رژیم شیعه جمهوری اسلامی به رهبری آخوندها هیچ گونه دشمنی با آمریکا و غرب ندارد.

خدمتی:

و هرگز آقایان یک گلوله هم به طرف اسرائیل شلیک نخواهند کرد نماینده آقایان بغل دست اسرائیل نشسته اند. نماینده آقایان، آقای حسن نصر الله در بغل دست اسرائیل نشسته است.

شیخ الاسلام چند صد سال پیش این را فرمودند هر جا می بینی که رافضه هست نهایتش هم پیمانی با یهود و نصارا علیه مسلمین است. چهل سال است مرگ بر آمریکا و مرگ بر اسرائیل می گویند یک موشک به طرف اسرائیل تا به حال شلیک نکرده و نخواهند کرد. مگر می شود می گویند چاقو دسته خودش را نمی برد امکان ندارد این ها هم پیمان خود و هم ایده خود را شکست بدهند یا ضرری به آن برسانند.

مجری شبکه حضرت ولی عصر:

چه جالب الحمد لله که مُهر بطلان بر همه ادعاهای این ها خورد.

استاد ابوالقاسمی:

ملاحظه کنید می گوید چند صد سال قبل شیخ الاسلام ابن تیمیه گفت او هم مثل شما دروغ گفت. ابن تیمیه هم گفت هر کجا رافضه باشد با یهودی ها است نخیر هر کجا شما سلفی ها و مدعیان سلفی گری و مدعیان اسلام واقعی از گرایش غیر اهل بیتی بودید با یهود همراه بودید. الان هم داریم می بینیم وضعیت مشخص است چه بلایی سر مردم غزه دارد می آید؟ چه کسی به آن ها کمک کرد؟ چه کسی به اسرائیل موشک زد؟ هر کس نگاه کند می فهمد این آقایان وهابی یک روده راست در شکم شان نیست.

الان از آقای خدمتی سوال کنیم آقای خدمتی تو گفتی؟ می گوید نه من گفتم یک دانه موشک نخواهند زد چند تا خواهند زد. این آقایان دروغگو از اول هم مشخص بود در آیه قرآن خدای متعال می فرماید:

(لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَدَاوَةً لِلَّذِينَ آمَنُوا الْيهُودَ وَالَّذِينَ أَشْرَكُوا وَلَتَجِدَنَّ أَقْرَبَهُمْ مَوَدَّةً لِلَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ قَالُوا إِنَّا نَصَارَى ذَلِكَ بِأَنَّ مِنْهُمْ قِسِّيسِينَ وَرُهْبَانًا وَأَنَّهُمْ لَا يسْتَكْبِرُونَ)

به طور مسلم، دشمن ترين مردم نسبت به مؤمنان را، يهود و مشرکان خواهی يافت؛ و نزديکترين دوستان به مؤمنان را کسانی می ‌يابی که می ‌گويند: «ما نصاری هستيم»؛ اين بخاطر آن است که در ميان آنها، افرادی عالم و تارک دنيا هستند؛ و آنها (در برابر حق) تکبر نمی ‌ورزند.

سوره مائده (5): آیه 82

آیا شما واقعاً شدیدترین دشمن یهودی ها هستید؟ (لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَدَاوَةً لِلَّذِينَ آمَنُوا الْيهُودَ وَالَّذِينَ أَشْرَكُوا) الان مهم ترین دشمنی این ها چه کسی است؟ اصلاً از شما ترس و نگرانی نسبت به شما دارند؟ هیچ غصه ای نسبت به عربستان، امارات و بقیه کشورها دارد؟ وسط جنگ سوختش را تأ‌مین می کنند کشتی از ترکیه آن جا می رود به آن ها آهن و مواد غذایی می رساند.

مجری:

این ها نه تنها عداوت و دشمنی نیست بلکه با آن ها شریک هم هستند

استاد ابوالقاسمی:

شراکت هم هست مشخص است. این های که ادعا می کردند ایران هیچ کار نمی کند ما زدیم ادعای تان چه است؟ بفرمایید شما چه کار می خواهید بکنید؟ مرد باشید یک حرکت ضد اسرائیل انجام بدهید واقعاً جرأت دارند؟ خیر، کلیپ‌های که نشان دادیم قدیمی تر بود، الان کلیپ های جدیدتری هم هست مثلاً مال هشت ماه تا یک سال قبل است این کلیپ ها را ببینیم دوباره همین حرف ها را تکرار کرده بودند.

کلیپ شماره دو از شبکه های وهابیت:

هاشمی:

شما می گویید ما موشک های داریم که تا قلب تلاویو می زند بزنید پس برای چه زمانی گذاشتید؟

خدمتی:

رژیم سفاک صفوی بهترین نوکر برای آمریکا و اسرائیل هست چرا باید با او بجنگند؟ کسی در این جا با او باید بجنگند که می گوید من سنی هستم می خواهم جهاد کنم باید با این بجنگید و از بینش برد از دید این اسرائیل و آمریکایی؛ اما آخوند صفوی که همگام و همکار با رژیم اسرائیل است شما می دانید موشک دارید، افتخار می کنید موشک های ما بردش تا سه هزار کیلومتر است. اگر راست می گویید الان ملت غزه دارند می میرند و شهید می شوند زیر آوار هستند این همه سلاح شما هم ده تا موشک در تلاویو بفرستید.

آخوند صفوی دشمن بیت المقدس و فلسطینی ها هستند به ظاهر؛ حسن نصر الات آن جا نشسته است یک گلوله تا حالا به طرف اسرائیل شلیک کرده است؟ نه شب و روز هم اسرائیل را زیر نظر دارد با همان ماهواره ای که دارند می بینند کجا است حتی چه زمان دستشویی می رود این را هم می داند ولی کارش ندارند برای این که نوکر اسرائیل است. برای اسرائیل خوب کار می کند از کجا ساپورت می شود و از کجا پول می گیرد؟ از سفره ملت ایران این ها در خدمت اسرائیل هستند هرگز اسرائیل هم این ها را از بین نمی برد خیال تان راحت باشد.

ترشابی:

خامنه ای عملاً‌ در خدمت اسرائیل هست این طوری دارد مسلمان ها را فریب می دهد آیا خامنه ای حاضر است وارد جنگ بشود؟ نه چرا؟ چون خامنه ای می داند که اگر من وارد جنگ بشوم نابود شدم در لبنان مسلمانان را به خاک و خون کشیدید کشور لبنان را به اسارت در آوردید که حزب الله لبنان را نگه دارید برای چه؟ برای این که با اسرائیل بجنگنید بفرمایید با اسرائیل بجنگید!

مجری شبکه حضرت ولی عصر:

چقدر وقیحانه این صحبت ها را می کنند در حالی که همه دیدند رحمت و رضوان خدا بر سید حسن نصر الله از اول به حمایت از غزه پرداخت.

استاد ابوالقاسمی:

حالا مشخص شد که اسرائیل با چه کسی جنگ ندارد با ما جنگ دارد یا با شما؟ با ما درگیری دارد یا با شما؟ بودجه شما از کجا می آید؟ اگر شما نگران بودجه ای بودید برای موشک های که به جنگ این متجاوزین رفت بودجه شما از کجا دارد می آید؟ شبکه های شما از کجا دارد تأمین می شود؟ این ها باید برای مردم روشن بشود.

دزدی های که شما دارید می کنید ایران برای مردم غزه غذا بفرستد شما جلویش را می گیرید. کشورهای شیعه مرز را برای اهل سنت غزه بستند یا کشورهای شما بستند؟ تعدادی از موشک هایی که ما زدیم اردن ساقط کرده آن ها شیعه یا اهل سنت هستند؟ ترکیه ای که اهل سنت است رادارهایش به اسرائیل کمک کرده است.

حتی بعضی از گزارش ها هست که خلبان هایش دارد به آن ها کمک می کند زمان جنگ کشتی هایش رسماً رفت و آمد می کرد برای شان غذا، سوخت و آهن می برد این ها را شما باید جواب بدهید، الان وقت مطالبه کردن از این آقایان دروغگوی وهابی است. اهل سنت باید زنگ بزنند سوال کنند این چند سال برای ما چه می گفتید؟ چرا چند سال دروغ تحویل ما دادید؟ چرا الکی بین شیعه و سنی دشمنی ایجاد کردید؟ و چرا الان کاری نمی کنید؟

الان که مردم غزه در محاصره هستند غذا رفته مرز را باز کنند به آن می رسد آقایان اهل سنت، مرز را سنی ها بستند باز نمی کنند و دارند چند میلیون آن جا از گرسنگی می میرند این هم تقصیر ما است؟ یک مقدار چشم هایمان را باز کنیم ببینیم یک مقدار گوش ها را باز کنیم بشنویم بفهمیم چند سال چه کسانی می خواستند ماها را فریب بدهند؟ از آن ها مطالبه بکنیم و با آن ها برخورد بکنیم.

ان شاء الله خدا به مظلومان غزه کمک کند که بسیار وضعیت سختی است ان شاء الله که هر چه زودتر به برکت امام زمان مشکلات آن ها هم حل بشود.

برویم سراغ بحث همیشگی مان که چند هفته ای بود داشتیم صحبت های آقای سلیمانی اردستانی را در ظاهر ادعا می کند شیعه است لباس روحانیت شیعه به تنش است اما هیچ کدام از مبانی تشیع را قبول ندارد. ایشان مناظره ای با آقای دکتر جواد علاء المحدثین داشت خیلی از کلیپ های که پخش کردیم در همان مناظره است. در کلیپی که می بینیم بحث در مورد وحی است ذیل آیه (وَمَا ينْطِقُ عَنِ الْهَوَى)

 (وَمَا ينْطِقُ عَنِ الْهَوَى)

و هرگز از روی هوای نفس سخن نمی ‌گويد!

سوره نجم (53): آیه 3

و کلمه وحی آقای سلیمانی اردستانی یک توجیه بسیار عجیب و غریب دارد دوستان دقت بکنند ایشان هر جای قرآن به ضررش باشد به راحتی دست به تحریف معنوی می زند به هیچ وجه حیا در این قضیه ندارد خیلی راحت، انگار نه انگار دو، سه نمونه در این برنامه خواهیم دید. به راحتی آیات خیلی واضح را تحریفات عجیب و غریب معنوی می کند.

یک مقدار خجالت بکش قرآن است خودت ادعا می کنی طرفدار قرآن هستی و قرآن را قبول داری این قرآن را بگذار سالم بماند. کلیپ بعدی را ببینیم راجع به آن صحبت می کنیم.

کلیپ شماره سوم از آقای علاء المحدثین و سلیمانی اردستانی:

آقای علاء المحدثین:

آیا مورد عمار، رسالت پیامبر است؟ «تقتلک الفئة الباغیة» که رسالت نیست یک حادثه ای است که قرار است چند دهه بعد اتفاق بیافتد.

آقای سلیمانی اردستانی:

عرض کردم پیامبر موردی، خدا یک چیزهایی به امام می گوید آن را به من هم می گوید یک در امدادهای غیبی مرحوم مطهری ببینید به ام موسی وحی کردیم یعنی چه؟ یعنی فرشته آمد؟ یعنی به دلش انداختیم!

آقای علاء المحدثین:

آن کم و کیفش فرق می کند.

استاد ابوالقاسمی:

توضیح بدهم طرف مقابل آقای سلیمانی اردستانی ادعا می کند وحی فقط در مورد مسائلی است که به وظایف دینی ما مربوط بشود و پیغمبر آن ها را می گیرد و به ما منتقل می کند در غیر این نداریم. طرف مقابل می گوید پیشگویی در مورد عمار:

«وَيْحَ عَمَّارٍ تَقْتُلُهُ الْفِئَةُ الْبَاغِيَةُ يَدْعُوهُمْ إلى الْجَنَّةِ وَيَدْعُونَهُ إلى النَّارِ»

الجامع الصحيح المختصر؛ اسم المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: 256، دار النشر: دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - 1407 - 1987، الطبعة: الثالثة، تحقيق: د. مصطفى ديب البغا، ج1، ص172، ح436

چه ربطی به دین و وظیفه شرعی ما دارد؟ می گوید این ها چیزهایی است که خدا موردی به من هم می گوید آیه مادر حضرت موسی را نگاه کنیم (وَأَوْحَينَا إِلَى أُمِّ مُوسَى)

(وَأَوْحَينَا إِلَى أُمِّ مُوسَى أَنْ أَرْضِعِيهِ فَإِذَا خِفْتِ عَلَيهِ فَأَلْقِيهِ فِي الْيمِّ وَلَا تَخَافِي وَلَا تَحْزَنِي إِنَّا رَادُّوهُ إِلَيكِ وَجَاعِلُوهُ مِنَ الْمُرْسَلِينَ)

ما به مادر موسی الهام کرديم که: «او را شير ده؛ و هنگامی که بر او ترسيدی، وی را در دريا(ی نيل) بيفکن؛ و نترس و غمگين مباش، که ما او را به تو باز می ‌گردانيم، و او را از رسولان قرار می ‌دهيم!»

سوره قصص (28): آیه 7

(وَأَوْحَينَا إِلَى أُمِّ مُوسَى أَنْ أَرْضِعِيهِ) به مادر موسی وحی کردیم که به موسی شیر بده ادامه وحی است (فَإِذَا خِفْتِ عَلَيهِ فَأَلْقِيهِ فِي الْيمِّ) دارد با او صحبت می کند (فَإِذَا خِفْتِ عَلَيهِ وَلَا تَخَافِي وَلَا تَحْزَنِي) مادر موسی وقتی برای موسی ترسیدی به دریا بیاندازش نترس و ناراحت نباش تا این جا شاید بگوییم این الهام مادرانه است نگران شد فرزندش را انداخت اما این جا را چه کار می کنند؟ (إِنَّا رَادُّوهُ إِلَيكِ وَجَاعِلُوهُ مِنَ الْمُرْسَلِينَ) مادر موسی، فرزندت پیغمبر می خواهد بشود اصلاً پیغمبری می دانستند یعنی چه؟ مادر موسی فرزندت پیغمبر می خواهد بشود به دلش افتاد؟ مثلاً به دل من افتاد که فرزندم طبقه سوم آپارتمان می خواهد خانه بگیرد به دل من افتاد فرزندم کوچک بود رفیق فلانی و مهندس معماری می شود.

این به دل افتادن نیست این ها خبر است به دل یک احساس و دلشوره است به تو هم داده می شود؟ خجالت بکش به تو چرا همچنین چیزی داده بشود؟ مگر تو با جن و شیطان ارتباط داشته باشی مگر جنی بیاید در گوشت یک خبری بدهد. اما پیغمبر و وحی این ها، با آن ها رفق می کند.

وحی و صحبت ملائکه با حضرت مریم زمین تا آسمان فرق می کند این قدر وقیح است که رسماً چیزهایی که در آیه قرآن آمد این قدر پایین بیاوریم. هر هفته ای می گذرد می بینیم دُز حرف های ایشان بالاتر می رود دُز تناقض گویی ها، وقاحت و بی حیایی شان بالاتر می رود. نسبت به قرآن راحت می گوید نه این یک الهامی است برای ما هم انجام می شود.

یک نمونه از الهامی که برای شما است بگو چه به شما الهام شده است؟ اصلاً برای شما همچنین چیزهایی ممکن است؟ اگر این قدر راحت بود خدا چرا مادر موسی را مثال زده است؟ همه دارند چیز خاص بود که گفت. نیاییم تقلیل بکنیم چیزهایی که برای انبیاء و ائمه هست چون که آقای سلیمانی اردستانی دلش نمی خواهد این ها را قبول کند.

پیغمبر راجع به «وَيْحَ عَمَّارٍ تَقْتُلُهُ الْفِئَةُ الْبَاغِيَةُ» صحبت کرده است آینده عمار و جنگ صفین را پیشگویی کرده است این هیچ ربطی نه به نماز، نه به روزه، نه به احکام شرعی زمان پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) نداشت جواب نقضی صد در صد برای این آقا است برای این که قبول نکند قرآن و جایگاه وحی را پایین می آورد نه یک الهامی است نه الهام نیست با الهام عادی خیلی فرق می کند.

(وَجَاعِلُوهُ مِنَ الْمُرْسَلِينَ) اولاً بچه به تو بر می گردد بعداً هم پیغمبر می شود مرحله به مرحله دارد خبر می دهد هیچ ربطی به آن الهامی که دل مادر شور بیافتد و نگران بشود ندارد با آن زمین تا آسمان فرق می کند؛ اما برای این که روشن بشود ایشان از این بازی ها چقدر در مورد قرآن دارد در می آورد در کلیپ بعدی راجع به آیه (قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ) صحبتی کرد. طرف مقابل جناب آقای دکتر جواد علاء المحدثین جواب بسیار خوبی داد بعد ایشان گیر می کند اصلاً توجیه نمی کند فقط می گوید این حرف ها غلو است و من قبول ندارم. با این که عین قرآن است آقای علاء المحدثین به قرآن استناد می کند کلیپ بعدی را ببینیم

مجری:

عملاً اگر هر جوری که خودش دوست دارد برداشت کند نتیجه ای جز این هم نمی شود.

کلیپ شماره چهار از آقای سلیمانی اردستانی:

اولا در دو آیه خداوند بگو، (قُلْ إِنَّمَا) حصر (أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يوحَى إِلَي) دنبال دارد به من وحی می‌شود، بگو من انسانی مثل شما هستم که به من وحی می‌ شود. پس تفاوت پیامبر با من این است که به او وحی می ‌شود به من وحی نمی‌شود. پس این که دیدگاه مشهور می‌ گوید از هنگام تولد جور دیگری با این آیه به اصطلاح ناسازگار است. دو تا آیه هم است، این در مورد اصل خلقت پیامبر که می‌گوید بگو مثل شما هستم دو تا آیه است بگو.

من این نکته را هم بگویم همه مترجمان، همین طوری ساده معنا کرده اند کسی هم جور دیگر نگفته است.

استاد ابو القاسمی:

ملاحظه فرمودید حالا جناب دکتر محدثین خیلی قشنگ می‌گوید همین مطلب در چند جای قرآن آمده است. سیاق را نگاه کن، به این حصر اضافی می‌گویند مثلا جبرئیل به حضرت مریم گفت:

(قَالَ إِنَّمَا أَنَا رَسُولُ رَبِّكِ لِأَهَبَ لَكِ غُلَامًا زَكِيا)

گفت: «من فرستاده پروردگار توام؛ (آمده‌ام) تا پسر پاکيزه‌اي به تو ببخشم!»

سوره مریم (19): آیه 19

(إِنَّمَا أَنَا رَسُولُ رَبِّكِ لِأَهَبَ لَكِ غُلَامًا زَكِيا)؛ من فقط از طرف خدا آمدم به تو بچه بدهم! یعنی من جبرئیل هیچ کار دیگر در زندگیم نکردم، هیچ خصوصیت دیگری ندارم، هیچ قدرتی ندارم فقط همین یک کار را دارم. این می‌شود؟ به این حصر اضافی می‌گویند یک توهمی آن طرف مقابل داشته در مقابل آن توهم که اون را اشتباه نکن. آن را که تو فکر کردی نیست، من برای این کار آمدم.

 بعد جالب است، آیاتی که این خصوصیت را گفته مشکل در وحی است یا مشکل در بشر بودن است، خیلی قشنگ می‌گوید آقا آیات دیگر را نگاه کن، می‌گفتند چرا خدا به یک انسان داده است چرا به یک ملک نداده است؟ مشکل شان در وحی نبود، مشکل شان کجا بوده است. انسان بودن یا ملک بودن‌شان.

(قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يوحَى إِلَي أَنَّمَا إِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ)

بگو: «من فقط بشري هستم مثل شما؛ (امتيازم اين است که) به من وحي مي‌شود که تنها معبودتان معبود يگانه است.

سوره کهف (18): آیه 110

نه من هم انسان هستم به من وحی شده است، پس در جنبه وحیش نمی خواهد تقلیل کند در جنبه انسانیت می‌خواهد تقلیل کند. کلیپ بعدی را باهم ببینیم.

مجری:

جواب آقای اردستانی توسط اقای علا المحدثین

کلیپ شماره پنج از اقای دکتر محدثین:

یک آیات روشن‌تر در سوره اسراء است.

(وَقَالُوا لَنْ نُؤْمِنَ لَكَ حَتَّى تَفْجُرَ لَنَا مِنَ الْأَرْضِ ينْبُوعًا)

و گفتند: «ما هرگز به تو ايمان نمی ‌آوريم تا اينکه چشمه ‌جوشانی از اين سرزمين (خشک و سوزان) برای ما خارج سازی... 

سوره اسراء (17): آیه 90

(وَقَالُوا لَنْ نُؤْمِنَ لَكَ) پیامبر ما هرگز به تو ایمان نمی‌آوریم (حَتَّى تَفْجُرَ لَنَا مِنَ الْأَرْضِ ينْبُوعًا)؛ مگر این که از زمین چشمه بجوشانی.

(أَوْ تَكُونَ لَكَ جَنَّةٌ مِنْ نَخِيلٍ وَعِنَبٍ فَتُفَجِّرَ الْأَنْهَارَ خِلَالَهَا تَفْجِيرًا)

يا باغي از نخل و انگور از آن تو باشد؛ و نهرها در لابه‌لاي آن جاري کني...

سوره اسراء (17): آیه 91

باغ‌های از خرما و انگور داشته باشی،

(أَوْ تُسْقِطَ السَّمَاءَ كَمَا زَعَمْتَ عَلَينَا كِسَفًا أَوْ تَأْتِي بِاللَّهِ وَالْمَلَائِكَةِ قَبِيلًا)

يا قطعات (سنگهاي) آسمان را -آنچنان که مي‌پنداري- بر سر ما فرود آري؛ يا خداوند و فرشتگان را در برابر ما بياوري...

سوره اسراء (17): آیه 92

آسمان را روی سر ما، (أَوْ تُسْقِطَ السَّمَاءَ كَمَا زَعَمْتَ عَلَينَا كِسَفًا) این که می‌گویم گاهی بهانه بوده اگر کسی دنبال حق باشد نمی‌گوید اگر تو راست می‌گویی آسمان را روی سر ما خراب کن، گاهی نشان می دهد بهانه هم بوده است.

(أَوْ يكُونَ لَكَ بَيتٌ مِنْ زُخْرُفٍ أَوْ تَرْقَى فِي السَّمَاءِ وَلَنْ نُؤْمِنَ لِرُقِيكَ حَتَّى تُنَزِّلَ عَلَينَا كِتَابًا نَقْرَؤُهُ قُلْ سُبْحَانَ رَبِّي هَلْ كُنْتُ إِلَّا بَشَرًا رَسُولًا)

يا براي تو خانه‌اي پر نقش و نگار از طلا باشد؛ يا به آسمان بالا روي؛ حتي اگر به آسمان روي، ايمان نمي‌آوريم مگر آنکه نامه‌اي بر ما فرود آوري که آن را بخوانيم!

سوره اسراء (17): آیه 93

یا خدا و فرشته‌ها را مقابل ما بیاور، یا خانه‌های از جواهر داشته باشیم، (أَوْ تَرْقَى فِي السَّمَاءِ) اگر به آسمان رفتی باید یک نوشته هم بیاوری که تأید کند آن‌جا بودی، این‌ها بهانه جویی است. (قُلْ سُبْحَانَ رَبِّي (هَلْ كُنْتُ إِلَّا بَشَرًا رَسُولًا)؛ دقیقا همان مضمون حصر است. (هَلْ كُنْتُ إِلَّا بَشَرًا رَسُولًا)؛ یعنی  مَا أَنَا الا بَشَرٌ رسولا؛ یعنی انما انا بشر رسول، یعنی إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ يوحَى إِلَي، یعنی در جاهای متعدد این مضمون در قبال آن ذهنیت آمده است. بعد قرآن کریم در ادامه همین آیه 94 می‌فرماید:

(وَمَا مَنَعَ النَّاسَ أَنْ يؤْمِنُوا إِذْ جَاءَهُمُ الْهُدَى إِلَّا أَنْ قَالُوا أَبَعَثَ اللَّهُ بَشَرًا رَسُولًا)

تنها چيزي که بعد از آمدن هدايت مانع شد مردم ايمان بياورند، اين بود (که از روي ناداني و بي‌خبري) گفتند: «آيا خداوند بشري را بعنوان رسول فرستاده است؟!»

سوره اسراء (17): آیه 94

هیچ چیز مانع هدایت مردم نشد، وقتی هدایت آمد هیچ کس مانع نشد مگر یک حرف، (أَبَعَثَ اللَّهُ بَشَرًا رَسُولًا)؛ خدا یک بشری را به عنوان رسول فرستاده است. این قدر این فکر و این اندیشه بزرگ بوده است، حالا بهانه بوده و هر علتی که داشته است. قرآن در مقابلش می‌گوید درست بر عکس آن که شما می‌گویید پیامبر نمی‌تواند رسول باشد اتفاقا من پیامبری هستم که بر خلاف آن تلقی شما که انسان نمی‌ تواند پیامبر باشد من انسانی هستم که پیامبر هستم، اصلا در این آیه صحبت شئونات نیست.

مجری شبکه ولی عصر:

جواب خیلی خوبی داد.

استاد ابو القاسمی:

از این جواب بهتر نمی‌شود، جواب از خود قرآن داد، این دقیقا آمده (هَلْ كُنْتُ إِلَّا بَشَرًا رَسُولًا)؛ معنایش چه می‌شود؟ ما انا الا بشر رسول، ما انا الا بشر یوحی الي، دقیقا همان مضمون است از جهت معنوی عین همان معنا را دارد می‌گوید. بحث سر چیست؟ چرا یک انسان؟ باید ملک بیاید! انسان هم می‌خواهد بیاید باید یک ویژگی‌های ظاهری خیلی واضح داشته باشد که ما ببینیم. تو صاف به آسمان بیروی و از آسمان هم یک نسخه بنویسد و به امضا خدا باشد و تو آن را با مهر خدا بگیری برای ما بیاوری. عین خود فرشته‌ها باید باشی و گرنه ما قبول نمی‌کنیم.

دقیقا در مقابل ادعای آن ‌ها می‌ گوید انا بشر، من ملک نیستم، من بشری هستم. این جواب، جواب بسیار خوب، جواب بسیار عالی است.

اما آقای سلیمان اردستانی را ببینید چه جواب می‌ دهد، ببینید واقعا نسبت به این فرمایش دقیق و متین و مطابق آیات، مطابق سیاق قرآن و مطابق بقیه آیات چه جواب می‌دهد. کلیپ بعدی را باهم ببینیم.

کلیپ شماره شش از آقای سلیمانی اردستانی:

عرض کنم ایشان یک نکته ای فرمودند می‌گوید حصر، حصر اضافی است. من اگر بخواهم فرمایش ایشان و سخن مشهور را بگویم معنیش این است که خدا دوبار گفته بگو من بشری مثل شما هستم، ولی حصر، حصر اضافی است کاملا متفاوت خلق شده، نورش از ازل بوده، از جنس دیگری خلق شده از اول جوری خلق شده که خطا نمی‌کند، از اول جوری خلق شده که علم به همه چیز دارد، ولی خدا می‌گوید بگو مثل، بنده می‌گویم مصداق بارز تحریف قرآن و تحمیل عقائد انحرافی خود به قرآن، ما عقائدی که در جاهای دیگر و از جای دیگر داریم، باید عقائد مان را با قرآن تطبیق کنیم و از قرآن باید بگیریم.

ما عقائد مان را داریم به قرآن تحمیل می‌کنیم قرآن به صراحت می‌گوید قل انما، آقا حصر اضافی یعنی چه؟ در انسانیت مثل شما هستم، مثل شما خلق شد.

اقای دکتر حدیثین:

یعنی شما خطا پذیر بودن را هم از صفت انسانی نمی‌ بینید.

اقای سلیمانی اردستانی:

اصلا در خلقت هیچ تفاوتی با شما ندارم وحی به من می‌ شود با این تفاوت، البته وحی را خدا نمی ‌گذارد خطا کنم، بقیه اش مثل شما هستم. این که بگوییم خدا دوبار گفته و فرموده بگو با تأکید، انما، من انسانی مثل شما هستم، آن وقت من بگویم حالا خدا گفته ولی اصلا پیامبر جور دیگری خلق شده، این چه ربطی به من دارد، یک چیز دیگری است خطا نمی‌کند، علمش چه طور از قبل بوده، اصلا نورش چه بوده حضرت آدم که می‌خواست توبه که می‌خواست بکند قسم داد، (علم الادم) که گفت همان پیامبر اسلام را گفت و حضرت یوسف در ته چاه پیامبر اسلام را گفت، و که چه گفت همه جا بود از ازل بود.

من بیشتر به این نمی‌خواهم بپردازم می‌خواهم پرونده اش را ببندم از نگاه من تمام و بحث روشن است. از نگاه من تحریف آشکار قرآن و تحمیل عقائد باطل خود مان را که از جاهای دیگر گرفتیم به قرآن است. 

مجری شبکه ولی عصر:

عجیب است صحبتی که ایشان دارد می ‌کند آیات خود قرآن آمده

استاد ابو القاسمی:

مصادره به مطلوب، دعوا سر این است اصلا این آیه به چه معنا است؟ شما می‌گویی آیه به این معنا است که من فقط در جهت انسانیت کاملا مثل شما هستم، اصلا دعوا سر این است که آیه این را می‌گوید یا نه. شما چه شاهدی داری که آیه این حرف را می‌زند؟ برای این که ثابت کنی آیه دارد تمام شئون انسانی را می‌گوید باید قرینه بیاوری. طرف مقابل از سیاق و از آیات دیگر قرینه آورده است خیلی هم قرینه اش روشن است. می‌ گوید دعوای کفار با پیغمبر (صلی الله علیه واله وسلم) سر این است که می گویند ملک باید بیاید، انسان نباید بیاید. نگفته انسان چه خصوصیت داشته باشد، اتفاقا انسانی که به او وحی می‌شود قطعا با انسان عادی فرق می‌کند. یعنی دعوا سر این بود خود آن‌ها می ‌دانستند انسانی که بخواهد به او وحی شود خصوصیات را داشته باشد.

حالا خصوصیاتی که آن‌ها می‌گفتند ظاهری بود که از آسمان بالا بیروی (أَوْ تَأْتِيَ بِاللَّهِ وَ الْمَلائِكَةِ قَبيلا)؛ آقای سلیمانی اردستانی این‌ها عادی است؟ تفکر آن‌ها این بود که باید یک انسانی با خصوصیت‌های دنیوی متفاوت باشد، حضرت می‌گوید من انسانی با خصوصیت معنوی متفاوت هستم، بشر یوحی، ولی من بشر هستم در چه جهت؟ در جهت بشر بودنش مثل شما هستم نه در جهت خصوصیاتم!

لذا شما حضرت عیسی را می‌خواهی چه کار کنی؟ حضرت عیسی که عین قرآن است، مگر این که آن‌جا را قبول نداشته باشی، در نگاه شما عیسی تحریف قرآن باشد. نوزاد در گهواره صحبت کرده است آن هم بشر مثلکم، یا می‌خواهی بگویی عیسی بشر مثلکم نبوده است. شما کدام را می‌خواهی بگویی؟

عیسی از پدر متولد نشده است بشر مثلکم است یا نیست؟ مثلیت چه است؟ یعنی می‌خواهی بگویی این بشر مثلکم فقط برای پیغمبر ما است و برای حضرت عیسی نبوده، عیسی نه بشر غیر مثلکم؛ پس عیسی مشکل ندارد که غیب بگوید، عیسی مرده زنده کند، عیسی مثلکم نبوده پیغمبر ما بشر مثلکم بوده است شما این طور می‌خواهی بگویی؟!

این همان حرف مسیحی‌ها می‌شود که می‌گویند عیسی خدا است. اگر عیسی بشر مثلکم بوده؛ پس بشر مثلکم ربطی به جنبه معنوی و جنبه این که خدا به او علم داده باشد و عصمت ندارد. مثلیتش در انسان بودنش مثلی شما است، اما در این کرموزمش از یک مرد و یک زن باشد نه، از یک زن گرفته شده است. در این که نوزاد در گهواره و صحبت نمی‌کند فصیح حرف نمی‌زند نه، فرق می‌کند. بشر مثلکم نیست. پس شما داری قرآن را تحریف می‌کنی، مصادره به مطلوب کردی، طرف مقابل از آیات می‌گوید این عبارت به این معنا است. معنی این آیه این می‌شود.

با توجه به قرینه فلان یک دو سه چهار خیلی هم حرفش روشن است. می‌گویید پس شما این حرف را می‌گویید، بله این را می‌خواهد بگوید، خب من این را قبول ندارم، مشخص است قبول نداری، بعد می‌گوید حرف شما تحریف است به چه دلیل حرف شما تحریف است؟ بحث ایشان را خوب دقت کنید آقای علاء المحدثین گفت من به دلیل یک دو سه چهار می‌گویم آیه به این معنا است.

آقای سلیمان اردستانی می‌گفت شما می‌گویی آیه به این معنی است. بله توضیح داد، شما می‌گویی آیه به این معنی است که پیغمبر علم غیب دارد، پیغمبر عصمت دارد، بله این را می‌گوییم. می‌گوید من این را قبول ندارم، چرا قبول ندارم؟ چون این که شما می گویی تحریف است. چرا تحریف است؟ می‌گوید دیگر نمی‌خواهم بحث را ادامه بدهم، از نگاه من بحث تمام شده بیشتر از این نمی‌خواهم ادامه بدهم؛ چون برایش جواب نداری! جواب داشتی مطرح می کردی.

 آقای علاء المحدثین در کلیپ بعدی به زیبایی جوابش را می دهد می گوید شما مشخص است جواب نداری داری از زیرش در می روی

کلیپ شماره هشت از اقای علاء المحدثین:

عرض کنم در باب آیه مهم:

(قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يوحَى إِلَي أَنَّمَا إِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ)

بگو: «من فقط بشري هستم مثل شما؛ (امتيازم اين است که) به من وحي مي‌شود.

سوره کهف (18): آیه 110

جناب اقای سلیمان اردستانی، تصریح می‌ کند که مبنای پیامبر شناسی‌ شان را در این آیه قرار می‌ دهند. هیچ پاسخی نفرمودند فقط فرمودند تحمیل رأی است.

جناب اقای سلیمانی! من سیاق آیات را خواندم اقلاً ده تا آیه خواندم. بله در سوره حضرت مریم دارد:

 (قالَ إِنَّما أَنَا رَسُولُ رَبِّكِ لِأَهَبَ لَكِ غُلاماً زَكِيًّا)

گفت: «من فرستاده پروردگار توام؛ (آمده‌ام) تا پسر پاکيزه‌اي به تو ببخشم!»

سوره مریم (19): آیه 19

 یعنی من جبرئیل فقط، فقط همین هستم که آمدم به تو یک فرزندی ببخشم و هیچی نیستم! تحمیل رأی که بگوییم در آیه قبلش حضرت مریم از او اظهار خوف می‌کند، اگر تو تقوا داری من از تو به خدا پناه می‌برم. در پاسخ می‌گوید من فقط آمدم فرزندی را به تو عطا کنم نترس!

در آیات سوره اسراء مفصلا گفتند تو باید چشمه داشته باشی، باغ داشته باشی و به آسمان بیروی، آسمان را روی سر ما خراب کنی.

(أَوْ تَأْتِي بِاللَّهِ وَالْمَلَائِكَةِ قَبِيلًا)

يا خداوند و فرشتگان را در برابر ما بياوري!

سوره اسراء (17): آیه 92

خدا و فرشتگان را مقابل ما بیاوری

 (قُلْ سُبْحانَ رَبِّي هَلْ كُنْتُ إِلاَّ بَشَراً رَسُولا)

«بگو:» منزه است پروردگارم (از اين سخنان بي‌معني)! مگر من جز انساني فرستاده خدا هستم؟!

سوره اسراء (17): آیه 93

این همان (إِنَّما أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ) است فقط تعابیر مختلف شده است. بگو خدا منزه است من جز بشر پیامبرم، من دارم سیاق را نشان می دهم شما فقط صراحتا تحمیل به رأی  و تفسیر به رأی می‌گویی و هیچ توضیح نمی‌فرمایید.

پشت سر همین آیه:

(وَمَا مَنَعَ النَّاسَ أَنْ يؤْمِنُوا إِذْ جَاءَهُمُ الْهُدَى إِلَّا أَنْ قَالُوا أَبَعَثَ اللَّهُ بَشَرًا رَسُولًا)

تنها چيزي که بعد از آمدن هدايت مانع شد مردم ايمان بياورند، اين بود (که از روي ناداني و بي‌خبري) گفتند: «آيا خداوند بشري را بعنوان رسول فرستاده است؟!»

سوره اسراء (17): آیه 94

هیچ چیز مانع ایمان مردم بر هدایت من نشدند، مگر این که گفتند بشر رسول است؛ یعنی این ذهنیت را قرآن این قدر پر رنگ کرده است و وقتی حصر بعد از یک ذهنیت می ‌آید بحث اضافی می ‌شود. ناظر به او می ‌شود قرآن کریم در آیه سوره انعام آیه 145 می‌ فرماید:

(قُلْ لَا أَجِدُ فِي مَا أُوحِي إِلَي مُحَرَّمًا عَلَى طَاعِمٍ يطْعَمُهُ إِلَّا أَنْ يكُونَ مَيتَةً أَوْ دَمًا مَسْفُوحًا أَوْ لَحْمَ خِنْزِيرٍ فَإِنَّهُ رِجْسٌ أَوْ فِسْقًا أُهِلَّ لِغَيرِ اللَّهِ بِهِ فَمَنِ اضْطُرَّ غَيرَ بَاغٍ وَلَا عَادٍ فَإِنَّ رَبَّكَ غَفُورٌ رَحِيمٌ)

بگو: «در آنچه بر من وحی شده، هيچ غذای حرامی نمی ‌يابم؛ بجز اينکه مردار باشد، يا خوني که (از بدن حيوان) بيرون ريخته، يا گوشت خوک -که اينها همه پليدند- يا حيواني که به گناه، هنگام سر بريدن، نام غير خدا [= نام بتها] بر آن برده شده است.» اما کسي که مضطر (به خوردن اين محرمات) شود، بي آنکه خواهان لذت باشد و يا زياده روي کند (گناهي بر او نيست)؛ زيرا پروردگارت، آمرزنده مهربان است.

سوره انعام (6): آیه 145

من در آن چه به من وحی شده هیچ غذای حرامی نمی‌یابم، (إِلَّا أَنْ يكُونَ مَيتَةً أَوْ دَمًا مَسْفُوحًا أَوْ لَحْمَ خِنْزِيرٍ فَإِنَّهُ رِجْسٌ أَوْ فِسْقًا أُهِلَّ لِغَيرِ اللَّهِ) چهار تا چیز حرام است یا میته باشد، یا خون ریخته شده باشد یا گوشت خوک باشد یا یک حیوانی که بدون ذکر خدا ذبح شده است لا اجد الا این چهار چیز؛ یعنی گوشت سگ حلال است؟ نه می‌گوید حصر اضافی است سخن با یهودی است که یک چیزهای را حرام می‌کردند می‌گوید نسبت به ذهنیت شما در خطاب به شما این چهار چیز در دین من حلال است بقیه آن چیزهای که شما می گویید حرام نیست.

من این مقدمات را می‌چینم خیلی روشن است شما فقط می‌فرمایید تحریف است!

استاد ابو القاسمی:

خیلی مثال‌های که ایشان مطرح کردند، مثال‌ های شیوا و واضح است. انصافا برای حقیر عین روز روشن بود، اما روشن‌ تر شد که آقای سلیمانی اردستانی جز تلاش برای تحریف معنوی دین هیچ هیچ کار دیگری نمی‌ کند این عین قران است و دارد برایت آیه قران می‌ خواند. این همه آیه راجع به حصر اضافی اورده است. پیغمبر می‌ گوید فقط همین چهار تا حرام است پس سگ حلال است؟ مالک می‌ گوید حلال است فتوا می‌ دهد مدل اقای سلیمانی اردستانی می‌ گوید سگ حلال است، گوشت سگ را هم می‌ شود خورد چون در این آیه نیامده است! شما لابد می‌ گویید سگ هم حلال است چون حصر اضافی ندارید اگر نخواهی حصر اضافی را قبول کنی گوشت سگ هم حلال است.

اگر حصر اضافی را بپذیری باید سیاق را مراجعه کنی، در سیاق چه آمده است، در سیاق آمده کفار می‌ گفتند انسان نباید واسطه بین ما و خدا باشد، فقط ملک باید باشد. کاری به خصوصیات این انسان نداشتند؛ حتی می گفتند اگر انسان هم باشد باید خصوصیات عجیب و غریب داشته باشد. می‌گفتند انسان نباید واسطه بشود نخیر من فقط و فقط انسان هستم شما انسان هستید من هم انسان هستم، همان طور که شما انسان هستید من باید برای شما:

(قُلْ لَوْ كَانَ فِي الْأَرْضِ مَلَائِكَةٌ يمْشُونَ مُطْمَئِنِّينَ لَنَزَّلْنَا عَلَيهِمْ مِنَ السَّمَاءِ مَلَكًا رَسُولًا)

بگو: «(حتي) اگر در روي زمين فرشتگاني (زندگي می ‌کردند، و) با آرامش گام بر می ‌داشتند، ما فرشته‌اي را به عنوان رسول، بر آنها می ‌فرستاديم!» (چرا که رهنماي هر گروهي بايد از جنس خودشان باشد).

سوره اسراء (17): آیه 95

اگر مخاطب ملائکه بود باید برای شان یک ملک می ‌آمد، حالا آن ملک مثل شان در تعداد بالایش باید مساوی باشد؟ ملک باید در قیافه اش با آن ‌ها یکی باشد؟ در جنس صدا و وحیش باید با آن‌ها یکی باشد؟ نه، ملک، ملک.

در ملکیت باید مثل آن‌ها باشد؛ اما در خصوصیات نه، در انسانیت باید این پیغمبر مثل مخاطبش باشد اما در بقیه خصوصیات نمی ‌شود یک انسانی مطلقا معصوم باشد؟ نمی‌شود یک انسانی در کودکی به آن وحی بشود؟ نمی شود یک انسانی بدون پدر فقط از مادر به اعجاز به دنیا بیاید؟ چرا می شود پس اصلا این آیه ربطی به ادعای شما ندارد.

جالب این جا است دقیقا نشخوار حرف ‌های وهابیت است. یعنی حرفی که ایشان در این آیه می‌زند عین حرف های وهابی‌ها است و جواب آقای علاء المحدثین هم جوابی است که ما به وهابی ‌ها می ‌دهیم. بعد جالب است عمامه شیعه سرش است و ادعا می‌کند من شیعه هستم حرف وهابیت را می‌زند!

مجری:

در برنامه های قبل هم کلیپ های که پخش کردیم خیلی جاها منکر عقاید شیعه بود

استاد ابوالقاسمی:

لذا خیلی روشن است بازی های که ایشان در می آورد فقط دنبال یا مطرح شدن و دیده شدن یا تضعیف عقاید شیعه است از این دو حال خارج نیست.

مجری:

استاد یک میان برنامه ببینیم و بعد به موضوع مان بپردازیم.

(میان برنامه)

مجری:

صلی الله علیک یا مولای یا صاحب العصر والزمان، همچنان با برنامه راه روشن از شبکه حضرت ولی عصر در خدمت شما و محضر جناب استاد ابو القاسمی هستیم، استاد قبل از این که به بحث خودمان بپردازیم و ادامه بدهیم بینندگانی تماس گرفتند با عزیزان بیننده صحبت کنیم تا از شنیدن صدای عزیزان مان بی بهره نباشیم. اولین تماس آقا محمد از لرستان سلام بر شما بفرمایید.

تماس بینندگان برنامه

بیننده: (آقای محمد از لرستان – شیعه)

سلام علیکم خدمت شما مجری محترم و جناب استاد ابو القاسمی عزیز! سوالی بنده داشتم چون که برنامه شما درباره نقد اسلام سکولار و جریان های روشن فکری هست به شخصه به فقه و دیدگاه سنتی نسبت به اسلام بود اعتقاد دارم فقط یک سوالی که داشتم یک احکامی در شریعت هست الان هم استفاده اش نمی کنیم. با این که حرام نیست ولی تقریباً منسوخ شده است مثل احکام برده داری، ... کافر حربی منظورم است نه انواع دیگر یا سنگسار و ...

خواستم نظر آقای ابوالقاسمی را بدانم آیا این نوع از احکام را هم ایشان در جهان مدرن قابل اجرا می دانند و از آن دفاع می کنند یا این که در خود فقه ظرفیتی هست که ما یک جور دیگری احکام را تنظیم کنیم.

مجری:

خیلی ممنونم ان شاء الله استاد پاسخ می دهند، تماس بعدی آقای احمدی از یاسوج سلام بر شما بفرمایید.

بیننده: (آقای احمدی از یاسوج – شیعه)

سلام علیکم، در جواب وهابی خبیث، خدمتی ملعون که از ابن تیمیه لعین روایتی آورد شیعیان و نظام اسلامی را متهم کرد با یهود رابطه داشتند و رابطه دارند طبق روایات و اسناد خودشان خلفای آن ها ابوبکر و عمر افرادی بودند که در محفل و مجلس علمای یهود و نصاری رفت و آمد داشتند و از آن ها حدیث و علم می آموختند و دانش آموخته مکتب آن ها بودند.

در حالی که از نقل احادیث آقا رسول خدا (صلی الله علیه و آله) ممانعت می کردند تنها حزب و گروهی که از آغاز اسلام تا الان با یهود ضدیت داشتند شیعیان بودند الان هم تنها و تنها نظام جمهوری اسلامی است که در برابر تمام قدرت ها، استکبار، یهود و صهیونیست جنایتکار قد و پرچم را عَلَمْ کرده و محکم ایستاده است؛ اما در دولت های عربی به ظاهر اسلامی و غیر عربی گاو شیر و غلامان حلقه به گوش غرب و صهیونیست هستند. در این باره هم توضیح دهید «اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم» خدا یار و نگهدار شما

مجری:

خیلی ممنون جناب اقای احمدی از مسئله ای که مطرح کردی، استاد در خدمت شما باشیم.

استاد ابوالقاسمی:

راجع به آن سوالی که دوست عزیزمان از لرستان پرسیدند راجع به احکامی که در اسلام هست و الان منسوخ شده است مثل برده داری آیا ظرفیتی هست که ما طور دیگری انجامش بدهیم؟ خیلی رُک و شفاف راجع به این قضیه صحبت می کنم چون معمولاً کمتر گفته می شود برای این که بماند برای هر کسی که نسبت به این قضیه سوال دارد.

آن برده داری که تحریف نشده بود چون خلفا برده داری را تحریف کردند آن برده داری تحریف نشده و صحیح در مکتب اهل بیت الان هم قابلیت اجرایی دارد بلکه از اسارت و کنوانسیون ژنو هم خیلی بهتر است. اما آن برده داری که خلفا آمدند به دین و به اسلام تحمیل کردند نه آن به هیچ وجه مشروع و مقبول نیست. این که در جنگ هر کسی را پیدا کردیم ولو در خانه اش به اسارت بگیر و بیاور در بازار بفروش این درست نیست. در شریعت چه است؟

یک: خود کسی که در جنگ دستگیر بشود به اطرافیان و خانواده اش هیچ کار نداریم مگر این که همسرش در جنگ شرکت باشد. لذا در جنگ های نبی مکرم اسلام فقط و فقط تا زمان جنگ خیبر دو زن اسیر شدند چون خودشان در جنگ شرکت کردند. بعد از این قضیه در جنگ حنین خود زن ها به جنگ آمدند که اسیر شدند پس اولاً فقط و فقط کسی که خودش برای کشتن مسلمان ها به جنگ آمده باشد، یک نفری است قصد کشتن شما را دارد.

دو: اسیر شد در طرف مقابل کسی نیست با این مبادله بشود اگر آن ها هم از مسلمان ها یک نفر گرفتند مبادله می کنیم به شهرش بر می گردد و اسیر نمی ماند.

سه: اسیر گرفتی کفار حاضر هستند فدیه بدهند و ثابت هم نشد این کسی را کشته است ما فقط زندان نگهش داریم حاکم می گوید نه پول بدهید این شخص بر گردد پول دست ما برسد. این شخص یک آدمی است آن طرف هیچ کس او را نمی خواهد حاضر به دادن پول برای این نیستند حتی در جنگ های زمان نبی مکرم اسلام شخصی آمد گفت یا رسول الله این را دوست دارم ولی پول ندارم رسول الله گفت ولش کن برو.

مجری:

این رحمت، رأفت و درست است.

استاد ابوالقاسمی:

یعنی آن طرف او را بخواهند یک نفر حاضر باشد پیش نبی مکرم بیاید این آدم را شما اسیر کردید حداقل من یک نفر او را می خواهم. یعنی یک نفری است می خواهد مسلمان ها را بکشد کسی نیست با او مبادله بشود خود کفار هم او را نمی خواهند خودشان رهایش کردند. آیا این شخص علم یا هنری دارد به مسلمان ها یاد بدهد آزاد بشود یا نه؟

اگر داشت این علم و هنر را می آموزد و آزاد می شود اگر ندارد یک آدم بی هنر که در مقابلش کسی نیست آزاد بشود خود کفار رهایش کردند و می خواست مسلمان ها را بکشد الان اسیر شد چه کارش کنیم؟ او را بکشیم؟ نه، یک زندانی درست بکنیم این زندان عمومی باشد فقط آن جا بمانند بخور و بخواب در اسلام آمده است باید به زندانی غذای خوب داد فقط هزینه برای جامعه اسلامی است.

دور تا دور هم باید نگهبان بگذاری همان جا بمانند تا چه زمان؟ معلوم نیست فایده ای دارد؟ نه، آزادشان بکنیم دوباره بیاید مسلمان ها را بکشد؟ مسلمان ها هر که را اسیر می کنند بلافاصله آزاد می کنند این شخص دیگر ترس ندارد. اسلام یک راه حل منطقی گذاشت می گوید این کسی که می خواست شما را بکشد کسی مقابلش نیست آزادش کند کسی نمی آید فدیه بدهد علم ندارد که به شما یاد بدهد این را ببر زندان خانگی (ندامتگاه)

عین اهل خانه باید غذا بخورد عین اهل خانه لباس بپوشد عین اهل خانه آموزش ببیند ارتباطش با آن طرف قطع شده می تواند این جا با اذن مولایش ازدواج بکند و چون مولا دارد هزینه اش را می دهد باید تحت ولایت مولا باشد. همچنین آدمی در خانه ای عین اهل خانه می خورد، می خوابد، آموزش می بیند هزار تا مشوق هم برای آزاد کردنش گذاشته است.

علاوه بر این یک عقدی داریم این عقد را وقتی بنده با مولا می بیند طبق بعضی روایات شیعه الزامی است. البته زمان اهل بیت چون حکومت نداشتند توان اجرا پیدا نکردند. وقتی این بنده با مولا این قرارداد را بست مولا نمی تواند زیرش بزنند با این که بنده، مِلک مولا است عقد چه است؟ می گوید مولا، می رویم این قدر کار می کنم تو داری روزی مثلاً دویست تومان خرج من می کنی می روم کار می کنم روزی سیصد تومان می آورم صد تومان، صد تومان جمع کن وقتی به اندازه قیمت من شد آزاد می شوم. دو مدل دارد از همان صد تومان اول، یک درصدم آزاد بشود تا بروم کامل کنم یک درصدش هم آزاد بشود آزاد حساب می شود.

دو مدل قرارداد دارد مولا هر کدام را خواست قبول می کند. این آدم اگر توانایی کار دارد می رود کار می کند پول در می آورد آزاد هم می شود. این تفکر برده داری شیعی بود هر کسی به جنگ شما آمد بعد از دستگیری به یکی از اعضای جامعه اسلامی تبدیل می کند.

مجری:

در واقع تفکر اصلی دین اسلام این است.

استاد ابوالقاسمی:

آن هم چه کسی را؟ کسی که دنبال کشتن شما بود، مبادله نمی شود کرد چون کسی آن طرف نیست. حاضر نیستند در موردش پول بدهند. علم و هنر هم ندارد که به شما یاد بدهد به جای کشتن او و زندان دائمی که هیچ سودی ندارد به جای رها کردند که برود دوباره بر گردد مسلمان کشی کند ندامتگاه عین اهل خانه می خورد، عین اهل خانه می پوشد و عین آن ها هم آموزش می بیند.

بعد هم اگر توانایی داشته باشد یک قراردادی می بندد آزاد می شود چه شد؟ خلفا کلاً این را عوض کردند شد برده داری که الان می بینید. چرا الان شیعیان احکام برده داری را کنار گذاشتند؟ جواب: خدمت حضرت آمد گفت کنیز یا برده ای که در بازار است چه کار کنیم؟ فرمودند اگر تو او را نگیری و مدل رأفت اهل بیتی با او برخورد نکنی می رود برده یکی می شود که تا آخر عمرش بدبخت و بیچاره می شود.

لذا ما اهل بیت برای شما در این وضعیت از باب حکم ثانوی برده گرفتن را جایز کردیم. اصلاً‌ با آن فرق می کرد. این برده داری که الان می گویند آمریکای ها یا اروپایی ها که برده ها را می دزدیدند از خانه مادر و پدر جدا می کردند می بردند این ها توهمات است در مکتب اهل بیت این ها نبود.

 فرض کنید یک نفر الان اسیر بشود این طوری با او معامله کنند بد است؟ می گوید اول ببینیم آن طرف اسیر هست مبادله بشود اگر نبود پول بدهید آزاد بشود. اگر نبود آقای اسیر شما دانشی داری به ما بدهی؟ نه خود دولت هم نمی شود کاری کند خانواده اش هم دنبالش نیامدند چه کارش کنیم او را بکشیم؟ نه، یک زندان عمومی ببریم؟ نه، این آدم در خانه یک نفر بیاید غذا به او بدهند. آن موقع زندانی عمومی خیلی هزینه داشت.

اما زندان های قبیله ای در واقع زندان نیست در خانه دارد زندگی می کند قبیله ها حمایت، حفاظت و نگهبان داشتند مراقبت هم می کردند. پس یک روش بسیار معقول و متمدن برای آن دوران بود این چیزی که الان به عنوان برده داری می شود آنی که در مکتب اهل بیت بود این است. لذا الان هم آن مدل که روش اهل بیت است قابلیت اجرا دارد اما آن چیزی که در مکتب خلفا بود همان زمان هم اهل بیت به عنوان حکم اولی قبول نداشتند. از باب نجات دادن برده ها از دست ظالمان اجازه خرید داشتند. نه شما بروید برده ها را بدزدید، بروید جنگ بکنید برده ها را ‌آزاد کنید آن دوران می شد؟ معقول نبود تنها راه خریدن برده و همان کاری که امام سجاد می کردند سر یک سال نشده همه را آزاد می کردند. با آموزش دادن، با این که از دست دشمن نجاتش بدهند.

لذا در زمان امام سجاد فقیه کوفه، فقیه بصره، فقیه مکه، فقیه مدینه همه از موالی برده های آموزش دیده شده توسط امام سجاد (علیه السلام) دانشگاه شده بود. این است آن چیزی که به عنوان برده داری مطرح می شود. این مدلی که از اهل بیت (علیهم السلام) عرض کردم یک روش بسیار متمدنانه هست و نه فقط برای نجات مسلمان ها از جنگ مجدد بلکه برای هدایت آن فرد اسیر هم کارکرد دارد. لذا الان هم همان مدل قابل اجرا هست.

مجری:

بحث دیگری هم داشت آن ها هم نمونه هایش است ایشان در مورد سنگسار هم پرسید در مورد آن، نمونه های زیادی داریم. در مورد صحبت های آقای احمدی نکته ای دارید بفرمایید؟

استاد ابوالقاسمی:

نه، قبلاً هم مطرح کردیم خاطرات جالبی هم راجع به این قضیه داریم یک دفعه آقای دمشقیه را شبکه وهابی و ناصبی کلمه آورده بودند خیلی هتاکی کرد. استاد قزوینی فرمودند ابوالقاسمی بگو من هم یک قسمت راجع به ارتباط بعضی از آقایان و بعضی از خانم ها با یهود صحبت کردم. یک آقایی که الان نمی خواهم اسمش را ببرم شخصاً زنگ زد گفت استاد قزوینی آتش بس!

یک قسمت راجع به ارتباط شان با یهود صحبت کردم آن شخص زنگ زد آتش بس به این ها فشار می آورم این حرف ها و توهین ها را مطرح نکنند. اگر قضیه ارتباط خلفا و بزرگان بنی امیه با یهود روشن بشود قضیه خیلی راحت می شود و جلو می رویم در این وضعیتی که مردم دنیا نسبت به یهود، بنی امیه دیدگاه شان، دیدگاه روشنی دارد می شود.

مجری:

سوالی در خصوص معرفی پیامبر و پیامبران مطرح شده است قرآن کریم پیامبران را معرفی کرده است خودشان گاهی از اوقات معرفی کردند مثل حضرت عیسی (سلام الله علیه) گفت

(أَنِّي أَخْلُقُ لَكُمْ مِنَ الطِّينِ كَهَيئَةِ الطَّيرِ فَأَنْفُخُ فِيهِ فَيكُونُ طَيرًا بِإِذْنِ اللَّهِ وَأُبْرِئُ الْأَكْمَهَ وَالْأَبْرَصَ)

من از گل، چيزي به شکل پرنده می ‌سازم؛ سپس در آن می ‌دمم و به فرمان خدا، پرنده‌ اي می ‌گردد. و به اذن خدا، کور مادرزاد و مبتلايان به برص [= پيسي‌] را بهبودي می ‌بخشم؛

سوره آل عمران (3): آیه 49

بعد می گوید (وَأُبْرِئُ الْأَكْمَهَ وَالْأَبْرَصَ) دارد شخصیت و ویژگی های دارد خودش را معرفی می کند غیر از این که خداوند هم آن ها را معرفی می کند. ایشان روی چه حسابی می گوید فقط این ها بشر هستند؟

استاد ابوالقاسمی:

همان طور که الهامات را می گوید برای من هم الهام می شود لابد برای ایشان معجزه هم هست فقط معجزه نیست مثل مسلیمه کذاب گفتند پیغمبر در چاه خشکی آب دهان انداخت آب شیرین بالا آمد گفت من هم در چاهی بابت تبرک آب دهان می اندازم. آب دهان انداخت آب چاه شیرین بود آبش شور شد پایین تر هم رفت. از معجزات آقایان اگر دست روی سر آدم مو دار بکشند ممکن است کچل بشود. این ها شبهات شان به انبیاء است خودشان را با انبیاء مقایسه کنند جایگاه انبیاء را پایین بیاوریم. شأن دین را پایین بیاوریم.

 اما برای عزیزان روشن تر بشود راجع به آیه (قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ) ایشان هیچ کاری به سیاق ندارد مطلقا سیاق و آیات مشابه را کنار گذاشت. در کلیپ بعدی آیه (وَمَا ينْطِقُ عَنِ الْهَوَى) ایشان اصرار بر سیاق دارد که ما قبلش را باید ببینیم آن جا سیاق را حاضر نبود این جا حتماً باید به قبلش نگاه کنیم.

مجری:

از باب نقد روش کار هست این هم یکی از مباحث مهم در نقد مباحث هست.

کلیپ شماره  هفت آقای سلیمانی اردستانی:

یک آیه داریم: (وَمَا ينْطِقُ عَنِ الْهَوَى، إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْي يوحَى)؛ گاهی اقایان از آن استفاده می‌ کنند، پیامبر پس هرچه می ‌گوید وحی است. پیامبر مثلا در خلوت به همسرش می‌ گوید دوستت دارم وحی است.  (إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْي يوحَى)؛ هو اشاره به قرآن است. آن جایی که پیامبر دارد حکم خدا را بیان می‌ کند وحی است، پیامبر از روی نفس حرف نمی ‌زند، هر جا می‌ گوید حکم خدا است، آن حکم خدا است. این که دارد زندگی اش را می ‌کند چه ربطی دارد؟ آن وقت جالب این‌جا است که مکرر به پیامبر می ‌گفتند آیا تصمیمی که گرفتی وحی است یا نظر شخصیت است؟ می ‌گفت نظر شخصی من است. می‌گفتند پس ما مخالف هستیم!

عرض کنم خدمت تان من از آیات قرآن این را می ‌فهمم که پیامبر در حکومتش، اولا این که پیامبر علم ندارد که دلیلش را گفتم کسی که علم ندارد باید بیرود مشورت کند. از چه کسی؟ از متخصص، جدایی این که مردم حق شان است که مشارکت کنند. هم حق مردم است و هم پیامبر نیاز دارد، هردو، چرا نیاز دارد؟ چون علمش را ندارد.

دوم در معرض خطا است. چون علم ندارد در معرض خطا هم است باید بیرود مشورت کند. در زندگی شخصی اش هم معلوم است طرف می ‌گوید بله طرفدار آن حرف هستم که خیلی آقایان الان مخالف هستند پیامبر ممکن است... روایت الان این‌جا هم دارم مکرر هم روایت داریم که پیامبر دو رکعت را سه رکعت خواند یا چهار رکعت خواند...

مجری برنامه سلیمانی اردستانی:

به سهو النبی را اشاره می‌ کنید؟

اقای سلیمانی اردستانی:

بله، روایت زیاد داریم همین جا هم داریم. پیامبر در کار شخصیش مثلا اگر کسی از سوراخ در نگاه کند و ببیند پیامبر نماز صبحش را سه رکعت خواند، حق ندارد نماز صبح را سه رکعت بخواند و بگوید پیامبر سه رکعت خواند، نه، پیامبر وقتی در حوزه تعلیم است نه در خلوت خودش، این ‌ها در معرض سهو و اشتباه است. یک روایت داریم که می ‌گوید چه کسی است که در معرض سهو نباشد. ظاهرا از امام صادق (علیه السلام) است، چه کسی است که سهو نکند همه سهو و اشتباه می ‌کند. روایت این طوری هم داریم.

استاد ابو القاسمی:

 (وَمَا ينْطِقُ عَنِ الْهَوَى، إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْي يوحَى)

و هرگز از روی هوای نفس سخن نمی گويد! آنچه مي‌گويد چيزي جز وحی که بر او نازل شده نيست!

سوره نجم (53): آیات 3 و 4

(إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْي يوحَى)؛ (هو) یعنی اشاره به قرآن! کجا آمده است؟ باید قبلش باشد، (وَمَا ينْطِقُ عَنِ الْهَوَى)، هرکجا گفت حکم خدا است یعنی حکم خدا است، (إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْي يوحَى)؛ یعنی هرکجا پیامبر بگوید این حکم خدا است، حکم خدا است. آیه را ببینیم بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ، سوره نجم:

(وَالنَّجْمِ إِذَا هَوَى؛ مَا ضَلَّ صَاحِبُكُمْ وَمَا غَوَى)

سوگند به ستاره هنگامي که افول می ‌کند، که هرگز دوست شما [= محمد «ص»] منحرف نشده و مقصد را گم نکرده است.

سوره نجم (53): آیات 1 و 2

(وَالنَّجْمِ إِذَا هَوَى)؛ قسم به آن ستاره وقتی که فرود بیاید، (مَا ضَلَّ صَاحِبُكُمْ وَمَا غَوَى)؛ صاحب شما گمراه نشده است در تاریکی یا در جهالت فرو نرفته است. (وَمَا ينْطِقُ عَنِ الْهَوَى) از هوا صحبت نمی ‌کند، (إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْي يوحَى)؛ هرچه نطق می‌ کند وحی است که بر او وحی می ‌شود. هر کجا گفت قرآن است وحی است، هر کجا گفت دین است وحی است، یا هرچه نطق کرد؟ در آیه چه آمده است.

مجری:

به صورت مطلق آمده است.

استاد ابو القاسمی:

آقای سلیمانی، شما که می‌گفتید هرچه بگوید قرآن است، کجایش آمده است، این تحریف قرآن نیست!

مجری:

همان تحمیلی که آقا دارد

استاد ابو القاسمی:

آن تحمیلی که ایشان این همه قرینه آورد شما نپذیرفتی الان شما به قرآن تحمیل نکردی؟ بینندگان نگاه کنید بازی با قرآن یعنی همین، بازی با دین یعنی همین، دو رنگی نسبت به دین یعنی همین. «من فسر القران برأیه»؛ کاش برأیه بود، این‌جا برایش دلیل هم آورده و نمی‌ خواهد قبول کند. این‌جا لجاجت و عناد است.

(وَجَحَدُوا بِهَا وَاسْتَيقَنَتْهَا أَنْفُسُهُمْ ظُلْمًا وَعُلُوًّا فَانْظُرْ كَيفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُفْسِدِينَ)

و آن را از روي ظلم و سرکشي انکار کردند، در حالي که در دل به آن يقين داشتند! پس بنگر سرانجام تبهکاران (و مفسدان) چگونه بود! و آن را از روي ظلم و سرکشی انکار کردند.

سور نمل (27): آیه 14

این‌ جا ظلم و علو است نیست که نفهمد، بچه نیست که ادبیات عرب نفهمیده باشد. مقدمات تفسیر را نداند، رسما دارد آیه را تحریف می‌ کند برای این که حرف خودش را به کرسی بنشاند. اما اقای علا المحدثین قشنگ جوابش را می ‌دهد کلیپ بعدی را با هم ببینیم

کلیپ شماره هشت از اقای علا المحدثین:

از آن طرف در مورد آیه شریفه (وَمَا ينْطِقُ عَنِ الْهَوَى، إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْي يوحَى)؛ می ‌فرماید قرآن است اول سوره نجم را ببینیم بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ، (وَالنَّجْمِ إِذَا هَوَى؛ مَا ضَلَّ صَاحِبُكُمْ وَمَا غَوَى؛ وَمَا ينْطِقُ عَنِ الْهَوَى، إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْي يوحَى)؛ پیامبر گمراه نیست، و از روی هوای نفس سخن نمی ‌گوید هرچه می گوید وحی است. این جا در سیاق هیچ صحبتی از قران نیست شما که قرآن می ‌گویی، جای که من سیاق می‌ خوانم شما تفسیر به رأی می‌ گویی، این به نظرم از نظر روش بحث قابل اشکال است.

خدا به پیامبر گفته صدقه بگیر، بجنگ، صلح کن، حکم کن، همه این ‌ها موارد حکومتی است، حکومت چه جنگ، چه صلح و چه مالیات، در بعضی از ایات تعبیر رسول آمده است مستحضر هستید که وصف این‌جا مفهوم دارد. پیامبر صدقه بگیر، پیامبر بجنگ، این را به سادگی بیاییم بگوییم چون مردم پیامبر را نصب کردند خدا با او صحبت کرده است؛ یعنی می‌دانید این قدر راحت محدوده وحی را از حکومت خارج کنیم و بگوییم این ‌های که گفته پشت سر کار خدا از مردم تبعیت کرده است، به نظرم این روش، روش دقیقی نیست.

استاد ابو القاسمی:

خیلی قشنگ ایشان جواب دادند. من راجع به چند تا مطلبی که ایشان مطرح کرد نکاتی را عرض کنم مردم می‌ گفتند این حرف خودت است یا حرف خدا است؟ کفار هم همین حرف را می ‌زدند. کفار هم سوال داشتند تو چطوری از خدا می‌ آوری، احتمالا حرف خودت است!

خیلی از مردم می‌ گفتند اصلا خدایی نیست؛ چون مردم می ‌گویند با حرف مردم درست می ‌شود، مردم گفتند که خدای ما گوساله است، حضرت هارون هم مجبور شد قبول کند. چون مردم گفتند خدای ما گوساله است هارون مجبور شد قبول کند دیگر خدا گوساله شد! آیا این استدلال شما استدلال عقلایی است واقعا آدم عاقل همچنین استدلال می‌ کند کسی که دین را بشناسد؟ چون مردم گفتند پیغمبر هم مجبور شده حالا فرض کنیم، اصلا فرض کنیم روایات سنی‌ ها در این جا درست، پیغمبر (صلی الله علیه واله وسلم) مجبور شدند بپذیرند. آیا دین همین شد؟ نهایت استدلال و استنتاج منطق شما این است؟ دست شما درد نکند خیلی عالی بود کیف کردیم!

پیغمبری که علم ندارد، شما از کجا ثابت کردی که علم ندارد؟ خود (وَمَا ينْطِقُ عَنِ الْهَوَى) می‌ گوید علم دارد. بله من قرآن را تحریف کردم؛ چون تحریف کردم ثابت کردم با تحریف قرآن خدا علم ندارد، گفت قرآن یک سری جایش غلط است، گفت کجایش؟ گفت جای که می‌ گوید عصا آدم، عصا برای موسی بوده است! آدم که عصا نداشته است آن که عصا داشت موسی بوده است. ایشان هم استدلالش همین طور است.

بله ما آیه را تحریف می ‌کنیم می ‌گوییم پیامبر علم ندارد؛ چون علم ندارد باید مشورت کند. و در معرض خطا است. بعد روایات سهو النبی زیاد داریم، اگر شما از سوراخ در ببینی پیامبر نماز صبح را سه رکعت خواند، نباید مثل او بخوانی!

اتفاقا اگر شما دیدی نبی مکرم هر کاری انجام داد اجماع مسلمان‌ها است که آن سنت می‌شود و برای شما حجت است. بله این که الان اهل سنت خلاف مبنا عمل می‌کنند این حرف دیگر است. لذا سنی ‌ها می ‌گویند نعوذ بالله یک جا پیامبر ایستاده بول کرد پس جایز می‌ شود، یک نفری یواشکی دیده پیامبر ایستاده بول می‌ کند پس جایز می‌ شود! این برای شان سنت می شود. می ‌گفت در هرات مردم سال یک بار ایستاده بول می‌ کردند که به سنت پیامبر عمل کرده باشند.

این اجماع مسلمان ‌ها است، این جزو ابتدائیات دین است که اگر من دیدم نبی مکرم (صلی الله علیه و اله) کاری انجام داد آن کار برای من حجت می‌ شود؛ پس شما می ‌گویی نه اگر دید چون که ممکن است اشتباه کرده باشد اگر در جمع آمد چیزی گفت آن‌ جا ممکن نیست اشتباه کند، به چه دلیل آن ‌جا خدا حفظش می‌کند این‌جا حفظش نمی‌ک ند؟ فرقش چیست؟ بعد اگر من آن‌جا دیدم اشتباه کرد این‌جا برایم شک ایجاد نمی ‌شود!

یک پیغمبری است صبح تا شب در خانه اش اشتباه می‌ کند در رفتارهای شخصیش، در رفتار اجتماعیش، بعد بیاید بگوید حالا خدا یک حرفی هم زد، دیگر چه اعتمادی باقی می ماند؟ برو خدا روزیت را جای دیگر بدهد. پیغمبری که می خواهد دین را، راه هدایت را، راه رسیدن به اعلی علیین را به ما یاد بدهد ببینم صبح تا شب دارد اشتباه می کند؟

بعد بگویم این را خدا گفته است مگر پیغمبرها باید صبح تا شب برای مان وحی می آوردند؟ خیلی از پیغمبرها کلاً یک صفحه وحی آورده باشند برای دیگران وحی شان خیلی محدود بود. پیغمبری یک عمر در خانه اش زندگی کرد ارتباط عادی و اجتماعی و رفتارهای پر از سهو و غلط یک صفحه وحی آورد از کجا می دانی این یک صفحه درست باشد؟ خودت می گویی عقل در همه جا مقدم است آیا عقل انسانی در آن جا نباید در این پیغمبر شک بکند و حرفش را قبول نکند.

مجری:

صد مورد است نود و نه تایش اشتباه است یک موردش درست باشد معلوم است همه به آن شک می کنند.

استاد ابوالقاسمی:

و روایت های که شما مطرح کردید روایت «سهو النبی» اولاً یک قاعده خیلی ساده داریم روایت های «سهو النبی» را خلاف عقیده شیعه و موافق عقیده اهل سنت است چه کار می کند؟ می گوییم تقیه است شیخ صدوق برایش کتاب نوشت این جواب را عرض می کنم حل کننده ساده قضیه است. این جواب را در دو جا با نفاق دو تا از آقایان مواجه شدیم.

یکی آقای محمد ابن تیمیه و آقای محمد ابن عبد الوهاب؛ ابن تیمیه را دادگاهی کردند گفتند آٔقای ابن تیمیه اعتقاد تو این است جزوه را نگاه کرد گفت اعتقاد من است نگاه کرد دید در آن حرف بدی نبود به من دروغ بستند. گفتند آزادش بکنید و حال آن که، آن حرف های که به او زده بودند و گفته بودند این ها را گفت واقعاً در لا به لای کتاب هایش هست اما جلوی قاضی آن ها خبر ندارند جلد چند، صفحه چند است؟ کل آثار او را نخواندند. می گوید من این را نوشتم و این اعتقاد مکتوب من است یعنی یک جزوه برای گول زدن قاضی تهیه کرده بود. محمد ابن عبد الوهاب دقیقاً همین طور.

 ولی ما شیعیان یک قاعده به نام قاعده تقیه داریم. سنی تقیه ندارد نفاق برای او است شیخ صدوق (رضوان الله تعالی علیه) جزوه ای به نام «سهو النبی» دارد و از استادش هم نقل می کند اولین درجات غلو اعتقاد به «سهو النبی» است.

غلو در نظر چه کسی؟ در نظر سنی ها خود شیخ صدوق (اعلی الله مقامه) وسط کتابش چندین روایت صحیح و سند آورده است استدلال عقلی برای این که نمی شود پیغمبر سهو داشته باشد محال است پیغمبر و امام سهو داشته باشد. استدلال عقلی، منطقی و مناظره آورد امام تأیید کردند از امام نقل کرده است.

خود شیخ صدوق (اعلی مقامه) روایاتی که آورده می گوید پیغمبر سهو ندارد جزوه ای به نام سهو دارد این جزوه برای جلوی قاضی است. چرا همه مطالب ضد شیعه اش در یک صفحه است که اگر کسی اعتقاد «اشهد انَّ علیاً ولی الله» داشته باشد مفوضه است اگر چه کار کند مفوضه است. روایات «سهو النبی» یک جزوه کوچک است همه اش هم کنار هم است.

با این که دعب شیخ صدوق این نبود چرا شیخ صدوق این کار را کرد؟ خیلی ساده برای این که وقتی او را به دادگاه بردند بگوید این اعتقاد من است آقایان قمیین برای چه وقتی عده ای بالای منبر حرفی می زدند بیرون شان می کردند اما خودشان در لا به لای کتاب هایشان این حرف ها بود. چون تو بالای منبر گفتی بیست تا شاهد شنیدند این ها در لا به لای کتاب ها است پیدایش نمی کنند همین تقیه است.

پس روایت های «سهو النبی» روایت های تقیه ای بود حتی انتساب آن به خود شیخ صدوق هم با این روشی که عرض کردم مشهود می شود ممکن است یک نفر فکر کند نظر شیخ صدوق این بود اما اگر ما متوجه باشیم روشی که برای تقیه بعضی از آقایان به کار می بردند این بود قضیه حل است، حتی به شیخ صدوق هم نمی شود نسبت داد. چون خودش عرض کردم روایاتی دارد می گوید «سهو النبی» ممکن نیست.

مجری:

میان این همه اعتقادات مشخص است ده تا کتاب هست یک جزوه کوچک هم کنارش هست

استاد ابوالقاسمی:

در کمال الدین، صفحه 61:

«و نقل الشيع عمن قد أوجبوا بالأدلة تصديقه أن الإمام لا يمضي أو ينص على إمام كما فعل رسول الله ص إذ كان الناس محتاجين في كل عصر إلى من يكون خبره لا يختلف و لا يتكاذب كما اختلفت أخبار الأمة عند مخالفينا هؤلاء و تكاذبت و أن يكون إذا أمر ائتمر بطاعته و لا يد فوق يده و لا يسهو و لا يغلط و أن يكون عالما ليعلم الناس ما جهلوا و عادلا ليحكم بالحق و من هذا حكمه فلا بد من أن ينص عليه علام الغيوب على لسان من يؤدى ذلك عنه إذ كان ليس في ظاهر خلقته ما يدل على عصمته.»

یک نفری باید باشد حرفش دو نباشد.

«كما اختلفت أخبار الأمة عند مخالفينا هؤلاء»

اما طرف مقابل حرف هایش دو تا می شود

«و تكاذبت و أن يكون إذا أمر ائتمر بطاعته و لا يد فوق يده و لا يسهو و لا يغلط و أن يكون عالما ليعلم الناس ما جهلوا و عادلا ليحكم بالحق و من هذا حكمه فلا بد من أن ينص عليه علام الغيوب على لسان من يؤدى ذلك عنه»

كمال الدين و تمام النعمة؛ ابن بابويه، محمد بن على، محقق/ مصحح: غفاری، علی اكبر، ناشر: اسلاميه، ج1، ص61

این در کمال الدین شیخ صدوق است امام نمی شود سهو داشته باشد امام نباید سهو داشته باشد سهو داشته باشد به درد نمی خورد امام چه فرقی با بقیه دارد؟

مجری:

این همه روایت در آن بحث ها آورد این ها را ندید آن وقت رفت به آن ها تمسک کرده است و این ادعا را می کند.

استاد ابوالقاسمی:

شیخ صدوق در چند جای کتابش همین ها را آورده است لذا می گوییم شیخ صدوق این ها را لا به لای کتاب هایش آورد از این طرف می گوید در راه خدا، در راه اثبات «سهو النبی» کتابی می نویسم مشخص است دارد تقیه می کند. لذا شما یک مقداری به جای این که البته از ایشان کار گذشت مشخص است دارد چه کار می کند؟

اما راجع به قضیه مشورت، پیامبر باید مشورت کند باز آقای علاء المحدثین از قرآن جواب خیلی زیبایی می دهد کلیپ بعدی را ببینیم

کلیپ شماره نه از اقای علا المحدثین:

(وَ شاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ) بله اذا جاء الاحتمال بطل الاستدلال، مشاوره می‌ تواند برای تربیت هم باشد کما این که در جنگ احد خدای متعال بعد از این که کلا مسلمان ‌ها را سرزنش کرده (وَ ما مُحَمَّدٌ إِلاَّ رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَ فَإِنْ ماتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلى‏ أَعْقابِكُمْ وَ مَنْ يَنْقَلِبْ عَلى‏ عَقِبَيْهِ فَلَنْ يَضُرَّ اللَّهَ شَيْئاً وَ سَيَجْزِي اللَّهُ الشَّاكِرين)؛ پیامبر اگر از دنیا بیرود می ‌خواهید به جاهلیت بر گردید؟

بعد از این که خیلی با آن‌ ها تندی می‌ کند بعد دارد: (فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَشَاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ) مسئله مشاوره را در سیاق عفو و بخشش گفته است. پیامبر حاکم است ولی باید حکومت هم بیاموزد، یعنی این که پیامبر مشاوره کند دلیل کافی نیست که نمی‌ داند، چون این جا دلیل اعم از مدعی است. می‌تواند کاملا تربیتی باشد؛ چون فردا روز کسانی می‌ آیند می ‌گویند ما جانشین پیامبریم و پیامبر هیچ مشورت نکرد.

بعد به آن خلفا که غاصب و غیر غاصب گفته شود پیغمبر که پیغمبر بود مشورت می‌ کرد، شما دیگر بالا غیرتا استدلال رأی به خرج ندهید، ادله کافی نیست بخصوص تفسیرهای قرآنی را تکرار می‌ کنم یک مطلبی را که من هفت- هشت دقیقه در موردش آیه خواندم می‌ فرماید تفسیر به رأی هیچ قبل و بعد نه! (إِنْ هُوَ إِلاَّ وَحْيٌ يُوحى‏)؛ را می‌گویند قران است به چه دلیل؟ من به این روش اعتراض دارم! حالا اگر فرصت دارم به قبلی‌ هایش اشاره کنم.

مجری برنامه مناظره:

بله شما چهار دقیقه فرصت دارید ادامه بدهید.

مجری شبکه ولی عصر:

جالب است نکته ای که گفتند من در ذهنم آمد می گوید آ‌ها (فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمْ) بعد (وَشَاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ)؛ آن ها را در میدان بیاور یادشان بده

استاد ابو القاسمی:

شما تو سر این زدی، حالا می‌ خواهی جذبش کنی، چه را جذب کنی؟ نظر تو چه است عزیزم! یعنی برای این که کسی تو سرش زدی و بتوانی دوباره در جامعه بکشانی چطوری جذبش می‌ کنی؟ با او مشورت گرفتن؛ اما عمل کردن نه، (فَإِذا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ)؛ ربط به مشورت ندارد.

پس خیلی قشنگ می‌گوید ادعا و دلیل شما اعم از مدعایتان است. ممکن است مقصود چیز دیگری باشد ارتباطی با آن چیزی که شما ادعا می‌ کنید ندارد. خیلی منطقی از آیات آورده ثابت کرده است من نمی‌ دانم چطور روی‌ شان می‌ شود ادعا کنند ماها هنوز سر مبنای خودمان هستیم، شما جواب ندادید و شما در پی تحریف قرآن هستید، مخالفین ما چنین و چنان هستند. نه آقا جان خیلی قضیه برای کسی که به قرآن مراجعه کند، مبانی قرآنی را بر اساس ترجمه تفسیری نه ترجمه‌ های که در لغت نوشته این‌ ها معنی: (إِنَّما أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ)؛ یعنی من نیستم جز بشری مثل شما، پس این، این می ‌شود. می‌ خواهی این طوری نگاه کنی بله، خدا هم دست دارد، پا هم دارد، چشم هم دارد و گوش هم دارد این طوری باید جلو بیروی.

اگر بخواهی با عقل، منطق، سیاق و بقیه آیات جلو بروی حرف، حرف رایج شیعه می ‌شود و شما هیچ ادعایی قابل اثبات در مقابل شیعه رایج نخواهید داشت!

مجری:

عقایدش کاملاً در تعارض بود مشخص بود عقاید شیعه را انگار اصلاً قبول نداشت. خیلی متشکرم خیلی خوب و زیبا بیان کردید، من شخصا خیلی یاد گرفتم امیدوارم بینندگان عزیز هم با من همنظر باشند خوشحال شدم که در خدمت شما بودم و ان شاءالله بتوانیم در جلسات آتی هم در محضر شما باشیم و از علوم و دانشی که دارید بهره کافی را ببریم.

عزیزان بیننده امیدوارم که این ساعت و دقایق مورد پسند شما باشد و مثل بنده حقیر شما هم استفاده کرده باشید تا دیدار دیگر از همه شما التماس دعا داریم و شما را به خدای منان می سپاریم: اللهم عجل لولیک الفرج!

 


نقد افکار باطل سلیمانی اردستانی 04>

راه روشن قرآن سلیمانی اردستانی تحریف معنوی قرآن وحی عصمت علم پیامبر سهو النبی اسرائیل جنگ ایران و اسرائیل سیاسی