-
دکتر ابوالقاسمی
1:22:40 دقیقه
نقد علمی دیدگاههای انحرافی پیرامون رابطه انسان با پیامبران و عقل 13 خرداد 1404 -
راه روشن
1:22:57 دقیقه
نقد افکار باطل آقای سلیمانی اردستانی 03 30 اردیبهشت 1404 -
نقد افکار باطل آقای سلیمانی اردستانی 02 23 اردیبهشت 1404
1:24:3 دقیقه -
راه روشن
1:25:49 دقیقه
نقد افکار باطل سلیمانی اردستانی 01 2 اردیبهشت 1404 -
راه روشن -تحلیل و نقد مناظره حاتم قادری و حسن انصاری 08 26 فروردین 1404
1:23:20 دقیقه -
راه روشن - تحلیل و نقد مناظره حاتم قادری و حسن انصاری 07 19 فروردین 1404
1:15:48 دقیقه -
راه روشن - نقش قرآن در زندگی و جامعه اسلامی 12 فروردین 1404
1:23:58 دقیقه -
راه روشن - تحلیل و نقد مناظره حاتم قادری و حسن انصاری 06 28 اسفند 1403
55:27 دقیقه -
راه روشن - تحلیل و نقد مناظره حاتم قادری و حسن انصاری 05 21 اسفند 1403
53:47 دقیقه -
راه روشن - تحلیل و نقد مناظره حاتم قادری و حسن انصاری 04 7 اسفند 1403
1:23:19 دقیقه -
راه روشن - تحلیل و نقد مناظره حاتم قادری و حسن انصاری 03 30 بهمن 1403
1:20:44 دقیقه -
راه روشن - تحلیل مناظره حاتم قادری و حسن انصاری 02 16 بهمن 1403
1:25:41 دقیقه -
بررسی شبهه خمس و تحلیل مناظره حاتم قادری و حسن انصاری؛ نگاه به مبانی اعتقادی شیعه 2 بهمن 1403
1:24:17 دقیقه -
راه روشن - علامات ظهور ( بداء در سفیانی)2 18 دی 1403
1:23:25 دقیقه -
راه روشن - علامات ظهور ( بداء در سفیانی) 11 دی 1403
1:22:49 دقیقه -
راه روشن _ پاسخ به شبهات پیرامون آرامگاه حضرت زینب (سلام الله علیها) در دمشق و تحولات سوریه 4 دی 1403
1:23:02 دقیقه -
راه روشن _ تحولات سوريه و حركت مهاجرين اهل سنت ايران در سوريه 27 آذر 1403
1:23:38 دقیقه -
راه روشن _بررسی تحولات و اتفاقات سوریه 20 آذر 1403
1:22:17 دقیقه -
راه روشن _ عوامل مؤثر در تقویت و تلطیف ولایت 6 آذر 1403
1:24:12 دقیقه -
راه روشن _ نقدی بر دوگانه سازی مسئله دعوت، با جهاد 29 آبان 1403
1:25:36 دقیقه -
راه روشن - تناسخ و جنگ لبنان 8 آبان 1403
1:24:55 دقیقه -
راه روشن - اسلام و مبارزه با خرافات 24 مهر 1403
1:24:12 دقیقه -
راه روشن - پاسخ به شبهات در مورد نبوت 17 مهر 1403
1:24:42 دقیقه -
راه روشن - بررسی مناظره بهمن ترکیان (اسکپتیک) با عقیل هاشمی 27 شهریور 1403
1:20:03 دقیقه -
راه روشن - بررسی صحبتهای حجت الاسلام قنبريان با عنوان جبهه حسين (عليه السلام) 2 6 شهریور 1403
1:23:35 دقیقه -
راه روشن -بررسی صحبتهای حجت الاسلام قنبريان با عنوان "جبهه حسين" (عليه السلام) 30 مرداد 1403
1:20:54 دقیقه -
راه روشن - جایگاه عمّار یاسر 23 مرداد 1403
1:22:26 دقیقه -
راه روشن - تحلیل مناظره و تحلیل سخنان آقای ناصر یوسفی 16 مرداد 1403
1:25:31 دقیقه -
راه روشن - نسبت دادن عزاداری به ارواح اهل بیت علیهم السلام 2 مرداد 1403
1:27:02 دقیقه -
راه روشن - شأن نزول هَل اَتی/ حکایت بیماری فرزندان امیرالمؤمنین علیه السلام و روزه آن حضرت 12 تیر 1403
1:16:01 دقیقه -
راه روشن - نقد صحبت های آقای علیرضا کمیلی 22 خرداد 1403
1:15:58 دقیقه -
راه روشن - نقد سخنان آقایان اسدپور و کمیلی 15 خرداد 1403
1:20:37 دقیقه -
راه روشن - مناظره و نقش آن در تبلیغ 8 خرداد 1403
1:24:20 دقیقه -
راه روشن -تحلیل سخنان مقام معظم رهبری 25 اردیبهشت 1403
1:25:38 دقیقه -
تحلیل ماهنامه علمی و تحلیلی وضعیت شناسی شیعیان( انگیزه های گرایش به تشیع در ایران ) 18 اردیبهشت 1403
1:21:35 دقیقه -
راه روشن -نقد دگر اندیشان شیعی 11 اردیبهشت 1403
1:24:40 دقیقه -
راه روشن -نقد دگر اندیشان شیعی 8 اسفند 1402
1:18:15 دقیقه -
راه روشن - نقد دگر اندیشان شیعی 10 بهمن 1402
1:23:00 دقیقه -
راه روشن -نقد دگر اندیشان شیعی 3 بهمن 1402
1:24:50 دقیقه -
راه روشن -نقد دگر اندیشان شیعی 26 دی 1402
1:24:35 دقیقه -
راه روشن -نقد دگر اندیشان شیعی 19 دی 1402
1:23:25 دقیقه -
راه روشن -نقد دگر اندیشان شیعی 5 دی 1402
1:24:14 دقیقه -
راه روشن -نقد دگر اندیشان شیعی 28 آذر 1402
1:27:32 دقیقه -
راه روشن -نقد دگر اندیشان شیعی 14 آذر 1402
1:24:27 دقیقه -
راه روشن -نقد دگر اندیشان شیعی 30 آبان 1402
1:25:09 دقیقه -
راه روشن -نقد دگر اندیشان شیعی 16 آبان 1402
1:24:18 دقیقه -
راه روشن -نقد دگر اندیشان شیعی 9 آبان 1402
1:28:47 دقیقه -
راه روشن -نقد دگر اندیشان شیعی 25 مهر 1402
1:24:22 دقیقه -
راه روشن -نقد دگر اندیشان شیعی 18 مهر 1402
1:23:38 دقیقه -
راه روشن -نقد دگر اندیشان شیعی 21 شهریور 1402
1:23:19 دقیقه -
راه روشن -نقد دگر اندیشان شیعی 24 مرداد 1402
1:22:41 دقیقه -
راه روشن -نقد دگر اندیشان شیعی 17 مرداد 1402
1:24:09 دقیقه -
راه روشن -نقد دگر اندیشان شیعی 10 مرداد 1402
1:21:23 دقیقه -
راه روشن - نقد دگر اندیشان شیعی 20 تیر 1402
1:30:49 دقیقه -
راه روشن -نقد دگر اندیشان شیعی 30 خرداد 1402
1:19:27 دقیقه -
راه روشن -نقد دگر اندیشان شیعی 23 خرداد 1402
1:22:12 دقیقه -
راه روشن -نقد دگر اندیشان شیعی 2 خرداد 1402
1:15:29 دقیقه -
راه روشن -نقد دگر اندیشان شیعی 26 اردیبهشت 1402
1:20:59 دقیقه -
راه روشن -نقد دگر اندیشان شیعی 19 اردیبهشت 1402
1:25:02 دقیقه -
راه روشن -نقد دگر اندیشان شیعی 12 اردیبهشت 1402
1:23:29 دقیقه -
دکتر ابوالقاسمی
1:24:48 دقیقه
نقد کتاب دین در ترازوی اخلاق 5 اردیبهشت 1402 -
راه روشن -نقد دگر اندیشان شیعی 23 اسفند 1401
1:21:35 دقیقه -
راه روشن -نقد دگر اندیشان شیعی 9 اسفند 1401
1:21:46 دقیقه -
راه روشن -نقد دگر اندیشان شیعی 25 بهمن 1401
1:21:28 دقیقه -
راه روشن -نقد دگر اندیشان شیعی 18 بهمن 1401
1:22:22 دقیقه -
راه روشن -نقد دگر اندیشان شیعی 20 دی 1401
1:24:59 دقیقه -
راه روشن -نقد دگر اندیشان شیعی 22 آذر 1401
1:22:58 دقیقه -
راه روشن 1 آذر 1401
1:24:34 دقیقه -
راه روشن 24 آبان 1401
1:22:51 دقیقه -
راه روشن 3 آبان 1401
1:26:04 دقیقه -
راه روشن 26 مهر 1401
1:23:30 دقیقه -
دکتر ابوالقاسمی
1:21:43 دقیقه
حجاب، اجباری یا اختیاری است؟ 19 مهر 1401 -
نقد کتاب"دین در ترازوی اخلاق: نسبت میان اخلاق دینی و اخلاق سکولار" نویسنده ابوالقاسم فنائی
1:23:23 دقیقه
راه روشن 22 شهریور 1401 -
راه روشن 15 شهریور 1401
1:22:42 دقیقه -
راه روشن 8 شهریور 1401
1:25:23 دقیقه -
راه روشن 1 شهریور 1401
1:22:57 دقیقه -
راه روشن 25 مرداد 1401
1:25:40 دقیقه -
راه روشن 4 مرداد 1401
1:24:26 دقیقه -
راه روشن 14 تیر 1401
1:23:09 دقیقه -
راه روشن 7 تیر 1401
1:24:03 دقیقه -
راه روشن 24 خرداد 1401
1:24:14 دقیقه -
راه روشن 17 خرداد 1401
1:18:50 دقیقه -
راه روشن 3 خرداد 1401
1:20:43 دقیقه -
راه روشن 27 اردیبهشت 1401
1:20:59 دقیقه -
راه روشن 20 اردیبهشت 1401
1:24:16 دقیقه -
راه روشن 13 اردیبهشت 1401
1:25:29 دقیقه -
راه روشن 6 اردیبهشت 1401
1:25:52 دقیقه -
راه روشن 30 فروردین 1401
1:26:06 دقیقه -
راه روشن 16 فروردین 1401
1:27:07 دقیقه
از فدک تا افشای سر؛ نگاهی نو به اجتهاد، عقلگرایی و عصمت در تاریخ اسلام راه روشن
قسمت صد و بیست و هشتم برنامه راه روشن با کارشناسی دکتر ابوالقاسمی و اجرای آقای غضبانی
دیگر قسمت ها
برنامه راه روشن 20 03 1404 (قسمت 128)
عنوان برنامه: از فدک تا افشای سر؛ نگاهی نو به اجتهاد، عقلگرایی و عصمت در تاریخ اسلام
کلیدواژه: راه روشن؛ سلیمانی اردستانی؛ اعطای فدک؛ افشای سر؛ عایشه؛ سوره تحریم؛ حفصه؛ اجتهاد؛ عقل گرایی؛ عصمت؛ وحی!
استاد: حجت الاسلام والمسلمین دکتر ابو القاسمی
مجری: آقای محمد تقی غضبانی
مجری:
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ وَبِه نَسْتَعینْ، اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِه مُحَمَّد وَ عَجِّلْ فَرَجَهُم؛ عزیزان بیننده خانم ها و آقایان سلام علیکم وقت شما بخیر، به برنامه راه روشن از شبکه جهانی حضرت ولی عصر (عج الله تعالی فرجه الشریف)، خیلی خوش آمدید. ان شاء الله از حضور استاد عزیز جناب آقای دکتر ابوالقاسمی در خصوص سوالات و مباحثی که در خدمت شان هستیم بهرمند خواهیم شد. استاد عزیز سلام وقت شما بخیر خیلی خوش آمدید!
استاد ابو القاسمی:
علیکم السلام علیکم ورحمة الله
أعوذ بِاللَّهِ مِنَ الشَّیطَانِ الرَّجِیمِ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ اَلْحَمدُ للهِ رَبِّ العالَمین اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ الْمُصْطَفَى وَ عَلِيٍّ الْمُرْتَضَى وَ فَاطِمَةَ الزَّهْرَاءِ وَ الْحَسَنِ الرِّضَا وَ الْحُسَيْنِ الْمُصَفَّى، وَ جَمِيعِ الْأَوْصِيَاءِ مَصَابِيحِ الدُّجَى وَصلّ عَلیٰ مَنْ بِيُمْنِهِ رُزِقَ الْوَرَي وَ بِوُجُودِهِ ثَبَتَتِ الْاَرْضُ وَ السَّمَاءُ مَوْلانا صَاحِبَ العَصْرِ وَالزمَان!
عرض سلام دارم خدمت شما و بینندگان عزیز و گرانقدر شبکه جهانی حضرت ولی عصر امیدوارم هر کجا که هستند موفق و پیروز باشند.
مجری:
بزرگوار هستید خیلی خوش آمدید، مناسب بسیار فرخنده میلاد آقا امام هادی (علیه السلام) را خدمت شما و بینندگان عزیز تبریک عرض می کنم... سوالات متعددی که در بحث عقاید هست این افتخار را دارد که جناب آقای دکتر همه این ها را ان شاء الله پاسخ خواهد داد خیلی از بینندگان دنبال پاسخ سوالات قرآنی شان هستند سوالات قرآنی بینندگان را هم جناب اقای دکتر پاسخ خواهند داد.
استاد! شب میلاد امام هادی (علیه السلام) است الحمد لله ویژه برنامه داشتیم. چند مناسبت هم هست بد نیست در این برنامه از حضرتعالی در این خصوص مطالبی را بشنویم یا نکاتی را برای ما بیان بفرمایید بحث اعطای فدک به حضرت زهرا (سلام الله علیها) در چنین روزی بوده در این خصوص نکته ای اگر هست بفرمایید ممنون می شوم.
استاد ابوالقاسمی:
راجع به فدک، مفصل در ایام فاطمیه صحبت کردیم این که پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) مِلک طِلق صدیقه شهیده (سلام الله علیها) قرار دادند. آن هم طبق آیه قرآن
(وَآتِ ذَا الْقُرْبَى حَقَّهُ وَالْمِسْكِينَ وَابْنَ السَّبِيلِ وَلَا تُبَذِّرْ تَبْذِيرًا)
و حق نزديکان را بپرداز، و (همچنين حق) مستمند و وا مانده در راه را! و هرگز اسراف و تبذير مکن!
سوره اسراء (17): آیه 26
روایت در کتب اهل سنت با اسناد متعدد آمده است. اعترافات مکرر علمای اهل سنت است و یک مناظره ای هم حقیر با یکی از مفتی های درجه اول پاکستان در این قضیه داشتم. به نظرم ترجمه فارسی هم شده است می توانند مراجعه بکنند. اما روایت بسیار مهمی در کتاب خرائج مرحوم قطب راوندی است، مکمل سایر روایاتی است که در زمینه فدک آمد و خیلی از قضایا را روشن می کند.
می دانید فدک ملک یک یهودی بود وقتی می خواست از دنیا برود به فرزندانش گفت من این ها را برای پیغمبر آخر الزمان قرار دادم. طبق این روایت، روایت دیگری در خرائج، جلد 1، صفحه 113 آمد حضرت به تنهایی به فدک رفتند. اصحاب شان برای جنگ خیبر رفتند خیبر انجام شد حضرت به همراه اصحاب شان مشغول غذا خوردن بودند جبرئیل آمد که پیغمبر شما به فدک باید بروید.
حضرت به طی الارض به فدک آمدند بزرگ آن ها کلیدهای فدک را به حضرت تحویل داد حضرت پیش اصحاب شان بر گشتند گفتند من فدک بودم و این اتفاق رخ داد گفتند الکی می گویی حضرت نشان دادند گفتند کلیدهای فدک در اختیار من قرار گرفته است.
«فَغَمَزَ الْمُنَافِقُونَ بَعْضُهُمْ بَعْضاً فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه واله وسلم) هَذِهِ مَفَاتِيحُ فَدَكَ ثُمَّ أَخْرَجَهَا مِنْ غِلَافِ سَيْفِهِ ثُمَّ رَكِبَ رَسُولُ اللَّهِ ص وَ رَكِبَ مَعَهُ النَّاسُ فَلَمَّا دَخَلَ عَلَى فَاطِمَةَ (علیها السلام) فَقَالَ يَا بُنَيَّةِ إِنَّ اللَّهَ قَدْ أَفَاءَ عَلَى أَبِيكِ بِفَدَكَ وَ اخْتَصَّهُ بِهَا فَهِيَ لِي خَاصَّةً دُونَ الْمُسْلِمِينَ أَفْعَلُ بِهَا مَا أَشَاءُ وَ إِنَّهُ قَدْ كَانَ لِأُمِّكِ خَدِيجَةَ عَلَى أَبِيكِ مَهْرٌ وَ إِنَّ أَبَاكِ قَدْ جَعَلَهَا لَكِ بِذَلِكِ وَ نَحَلْتُكِهَا تَكُونُ لَكِ وَ لِوُلْدِكِ بَعْدَكِ قَالَ فَدَعَا بِأَدِيمٍ عُكَاظِيٍّ وَ دَعَا عَلِيَّ بْنَ أَبِي طَالِبٍ (علیه السلام) فَقَالَ اكْتُبْ لِفَاطِمَةَ بِفَدَكَ نِحْلَةً مِنْ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه واله وسلم) وَ شَهِدَ عَلَى ذَلِكَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ وَ مَوْلًى لِرَسُولِ اللَّهِ وَ أُمُّ أَيْمَنَ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه واله وسلم) إِنَّ أُمَّ أَيْمَنَ امْرَأَةٌ مِنْ أَهْلِ الْجَنَّةِ وَ جَاءَ أَهْلُ فَدَكَ إِلَى النَّبِيِّ (صلی الله علیه واله وسلم) فَقَاطَعَهُمْ عَلَى أَرْبَعَةٍ وَ عِشْرِينَ أَلْفَ دِينَارٍ فِي كُلِّ سَنَة»
الخرائج و الجرائح؛ نويسنده: قطب الدين راوندى، سعيد بن هبة الله (تاريخ وفات مؤلف: 573 ق)، محقق / مصحح: مؤسسة الإمام المهدى عليه السلام، ناشر: مؤسسه امام مهدى عجل الله تعالى فرجه الشريف، قم: 1409ق، ج1، ص113
«فَغَمَزَ الْمُنَافِقُونَ بَعْضُهُمْ بَعْضاً» یک عده متلک انداختند پیغمبر فرمود «هَذِهِ مَفَاتِيحُ فَدَكَ» این ها کلیدهای فدک است. «ثُمَّ أَخْرَجَهَا مِنْ غِلَافِ سَيْفِهِ ثُمَّ رَكِبَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه واله وسلم) وَ رَكِبَ مَعَهُ النَّاسُ» حضرت و اصحاب شان راه افتادند «فَلَمَّا دَخَلَ عَلَى فَاطِمَةَ (علیها السلام)» وقتی به حضرت زهرا (سلام الله علیها) رسیدند فرمودند «يَا بُنَيَّةِ إِنَّ اللَّهَ قَدْ أَفَاءَ عَلَى أَبِيكِ بِفَدَكَ» خدای متعال فدک را مِلک طِلق منِ پیغمبر قرار داده است
«وَ اخْتَصَّهُ بِهَا فَهِيَ لِي خَاصَّةً دُونَ الْمُسْلِمِينَ» این فقط و فقط برای من است «دون المسلمین»، «دون المسلمین» خیلی حرف دارد در کتب سنی ها هم آمده است. این ملک مسلمین نیست که در اختیار پیغمبر (صلی الله علیه و آله) باشد حضرت به مصالح مسلمان ها متصرف بشود نه مِلک شخص من است «أَفْعَلُ بِهَا مَا أَشَاءُ» هر کار دلم بخواهد انجام می دهم.
«وَ إِنَّهُ قَدْ كَانَ لِأُمِّكِ خَدِيجَةَ عَلَى أَبِيكِ مَهْرٌ» اما مادرت خدیجه یک مهریه سنگینی گردن منِ پیغمبر دارد «وَ إِنَّ أَبَاكِ قَدْ جَعَلَهَا لَكِ بِذَلِكِ» پدر شما، فدک را برای شما قرار داد در عوض آن زحماتی که مادرت خدیجه برایم کشید. قبلاً عرض کردیم اموال حضرت خدیجه (سلام الله علیها) به تنهایی از کل اموال قریش بیشتر بود.
یک تجارتخانه بسیار بزرگ تمامش را در اختیار پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) گذاشته بود در نقد آٔقای سلیمانی اردستانی مفصل راجع به آن صحبت کردیم که حضرت خدیجه (سلام الله علیها) چه جایگاهی داشت «وَ نَحَلْتُكِهَا تَكُونُ لَكِ وَ لِوُلْدِكِ بَعْدَكِ» این را به تو بخشیدم برای این که برای تو و ذریه تو بعد از تو باشد.
«قَالَ فَدَعَا بِأَدِيمٍ عُكَاظِيٍّ وَ دَعَا عَلِيَّ بْنَ أَبِي طَالِبٍ (علیه السلام)» یک چرم عکاظی آوردند امیر مؤمنان هم آمدند «فَقَالَ اكْتُبْ لِفَاطِمَةَ بِفَدَكَ» بنویس که فاطمه مالک فدک شد. «نِحْلَةً مِنْ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه واله وسلم) وَ شَهِدَ عَلَى ذَلِكَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ وَ مَوْلًى لِرَسُولِ اللَّهِ وَ أُمُّ أَيْمَنَ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه واله وسلم) إِنَّ أُمَّ أَيْمَنَ امْرَأَةٌ مِنْ أَهْلِ الْجَنَّةِ وَ جَاءَ أَهْلُ فَدَكَ إِلَى النَّبِيِّ (صلی الله علیه واله وسلم)» و شاهدش هم امیر مؤمنان، مولای پیامبر، غلام پیامبر و ام أیمن بودند فرمودند ام أیمن زن بهشتی است. اهل فدک هم آمدند «فَقَاطَعَهُمْ عَلَى أَرْبَعَةٍ وَ عِشْرِينَ أَلْفَ دِينَارٍ فِي كُلِّ سَنَة»
بنا شد هر سال بیست و چهار هزار سکه طلا در مقابل کار کردن خودشان در فدک به پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) اعطا بکنند. بیست و چهار هزار سکه طلا ثروت هنگفتی می شد طبیعتاً خلیفه برای این که بتواند کارهای که انجام داده بود را جبران بکند نیاز به این پول ها داشت و فدک را غصب کرد. این یک بخش فدک.
اما در متن زیارت غدیریه امام هادی (علیه السلام) راجع به فدک صحبت شده و سندش هم صد در صد صحیح است. آن چیزی که امام هادی (علیه السلام) در باب فدک مطرح کردند می فرمایند
«وَ الْأَمْرُ الْأَعْجَبُ وَ الْخَطْبُ الْأَفْظَعُ بَعْدَ جَحْدِكَ حَقَّكَ، غَصْبُ الصِّدِّيقَةِ الزَّهْرَاءِ سَيِّدَةِ النِّسَاءِ فَدَكاً، وَ رَدُّ شَهَادَتِكَ وَ شَهَادَةِ السَّيِّدَيْنِ سُلَالَتِكَ وَ عِتْرَةِ أَخِيكَ الْمُصْطَفَى صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ، وَ قَدْ أَعْلَى اللَّهُ تَعَالَى عَلَى الْأُمَّةِ دَرَجَتَكُمْ، وَ رَفَعَ مَنْزِلَتَكُمْ، وَ أَبَانَ فَضْلَكُمْ، وَ شَرَّفَكُمْ عَلَى الْعَالَمِينَ، فَأَذْهَبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ وَ طَهَّرَكُمْ تَطْهِيراً، قَالَ اللَّهُ جَلَّ وَ عَزَّ: «إن الإنسان خلق هلوعا إذا مسه الشر جزوعا و إذا مسه الخير منوعا إلا المصلين» فَاسْتَثْنَى اللَّهُ تَعَالَى نَبِيَّهُ الْمُصْطَفَى وَ أَنْتَ يَا سَيِّدَ الْأَوْصِيَاءِ مِنْ جَمِيعِ الْخَلْقِ، فَمَا أَعْمَهَ مَنْ ظَلَمَكَ عَنِ الْحَقِّ، ثُمَّ أَفْرَضُوكَ سَهْمَ ذَوِي الْقُرْبَى مَكْراً، أَوْ حَادُوهُ عَنْ أَهْلِهِ جَوْراً. فَلَمَّا آلَ الْأَمْرُ إِلَيْكَ أَجْرَيْتَهُمْ عَلَى مَا أَجْرَيَا رَغْبَةً عَنْهُمَا بِمَا عِنْدَ اللَّهِ لَكَ، فَأَشْبَهَتْ مِحْنَتُكَ بِهِمَا مِحَنَ الْأَنْبِيَاءِ عَلَيْهِمُ السَّلَامُ عِنْدَ الْوَحْدَةِ وَ عَدَمِ الْأَنْصَارِ»
المزار الكبير (لابن المشهدي)؛ نویسنده: ابن مشهدى، محمد بن جعفر، ناشر: دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم، محقق/ مصحح: قيومى اصفهانى، ص277
«وَ الْأَمْرُ الْأَعْجَبُ وَ الْخَطْبُ الْأَفْظَعُ بَعْدَ جَحْدِكَ حَقَّكَ» علی جان عجیب ترین چیز و بدترین کار بعد از این که حق شما را خوردند چه بود؟ «غَصْبُ الصِّدِّيقَةِ الزَّهْرَاءِ سَيِّدَةِ النِّسَاءِ فَدَكاً» این که آمدند فدک را غصب کردند «وَ رَدُّ شَهَادَتِكَ وَ شَهَادَةِ السَّيِّدَيْنِ سُلَالَتِكَ وَ عِتْرَةِ أَخِيكَ الْمُصْطَفَى صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ» چه کار کردند؟ علی جان شما آمدی شهادت دادی گفتی فدک، مِلک حضرت زهرا (سلام الله علیها) است قبول نکردند. حسنین (علیهم السلام) شهادت دادند قبول نکردند.
با این که، این ها عترت پیغمبر بودند «وَ قَدْ أَعْلَى اللَّهُ تَعَالَى عَلَى الْأُمَّةِ دَرَجَتَكُمْ» خدا درجه شما را بر کل امت بالا برد «وَ رَفَعَ مَنْزِلَتَكُمْ، وَ أَبَانَ فَضْلَكُمْ، وَ شَرَّفَكُمْ عَلَى الْعَالَمِينَ، فَأَذْهَبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ وَ طَهَّرَكُمْ تَطْهِيراً» شما مطهر هستید «فَمَا أَعْمَهَ مَنْ ظَلَمَكَ عَنِ الْحَقِّ» آن کسانی که حق شما را ظلم کردند و به شما ندادند چقدر از دیدن حق نابینا بودند.
در مورد شما آیه تطهیر نازل شده بعد شهادت تو، در امر عادی قبول نمی کنند؟ قبلاً هم گفتیم برای غصب خلافت آمدند بهانه هایی تراشیدند فدک یک ملک شخصی است شاهد هم آورد «فَمَا أَعْمَهَ مَنْ ظَلَمَكَ عَنِ الْحَقِّ ثُمَّ أَفْرَضُوكَ سَهْمَ ذَوِي الْقُرْبَى مَكْراً» به زور سهم ذوی القربیٰ را از شما گرفتند و خمسش را به شما ندادند.
«أَوْ حَادُوهُ عَنْ أَهْلِهِ جَوْراً.» و به ظلم وجور از اهلش جدا کردند «فَلَمَّا آلَ الْأَمْرُ إِلَيْكَ أَجْرَيْتَهُمْ عَلَى مَا أَجْرَيَا» اما وقتی خلافت به شما رسید همان طوری که فدک و حق ذوی القربیٰ در زمان خلفا بود شما هم، همان را ادامه می دادید «رَغْبَةً عَنْهُمَا بِمَا عِنْدَ اللَّهِ لَكَ» شما رغبت به آن چه که نزد خدا داشت، داشتی.
«فَأَشْبَهَتْ مِحْنَتُكَ بِهِمَا مِحَنَ الْأَنْبِيَاءِ عَلَيْهِمُ السَّلَامُ عِنْدَ الْوَحْدَةِ وَ عَدَمِ الْأَنْصَارِ» یاور نداشتی نمی توانستی فدک را پس بگیری. امیر مؤمنان در آن خطبه طولانی فرمودند اگر فدک و حق ذوی القربیٰ را بر گردانم اگر فلان کار را کنم چه می شود؟
«لَتَفَرَّقَ عَنِّي جُنْدِي حَتَّى أَبْقَى وَحْدِي أَوْ قَلِيلٌ مِنْ شِيعَتِيَ الَّذِينَ عَرَفُوا فَضْلِي وَ فَرْضَ إِمَامَتِي مِنْ كِتَابِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ سُنَّةِ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه واله وسلم)»
الكافي ( ط- الإسلامية)؛ نويسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق؛ محقق / مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد؛ ناشر: دار الكتب الإسلامية، تهران: 1407 ق؛ ج8، ص 59
«لَتَفَرَّقَ عَنِّي جُنْدِي!»، همه پراکنده می شوند. «حَتَّى أَبْقَى وَحْدِي إِلَّا قَلِيلا»، جز عده قلیلی باقی نمی مانند شما دیدی اگر این کار را انجام بدهی و این دو حق را بر گردانی حکومت از هم می پاشد نمی توانی کسی را هدایت کنی لذا برای این که به آن پاداشی که خدای متعال در باب هدایت داد برسی دست از این دو تا در دنیا مجبور شدی بکشی این راجع به فدک که ما بدانیم برای فدک چه اتفاقی رخ داده است؟
در زیارت غدیریه با سند صحیح امام هادی (علیه السلام) می فرمایند امیر مؤمنان شما با حسنین رفتید شهادت دادید قبول نکردند. که البته در کتب اهل سنت هم راجع به این قضیه به صورت مفصل آمده است.
مجری:
استاد عزیز، متشکرم از نکاتی که اشاره فرمودید یک مبحث دیگری هم هست در این مورد هم اگر محبت کنید نکاتی برای ما روشن کنید شاید خیلی از ماها ندانیم قضیه چه است، بحث افشای سِر امامت توسط یکی از همسران پیامبر اکرم در مورد این در گزارش های تاریخی و مباحث متعدد داریم مقداری در این خصوص هم برای ما گفتگو کنید ممنون می شویم
استاد ابوالقاسمی:
در سوره تحریم آیه ای داریم
(وَإِذْ أَسَرَّ النَّبِي إِلَى بَعْضِ أَزْوَاجِهِ حَدِيثًا فَلَمَّا نَبَّأَتْ بِهِ وَأَظْهَرَهُ اللَّهُ عَلَيهِ عَرَّفَ بَعْضَهُ وَأَعْرَضَ عَنْ بَعْضٍ فَلَمَّا نَبَّأَهَا بِهِ قَالَتْ مَنْ أَنْبَأَكَ هَذَا قَالَ نَبَّأَنِي الْعَلِيمُ الْخَبِيرُ * إِنْ تَتُوبَا إِلَى اللَّهِ فَقَدْ صَغَتْ قُلُوبُكُمَا وَإِنْ تَظَاهَرَا عَلَيهِ فَإِنَّ اللَّهَ هُوَ مَوْلَاهُ وَجِبْرِيلُ وَصَالِحُ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمَلَائِكَةُ بَعْدَ ذَلِكَ ظَهِيرٌ)
(به خاطر بياوريد) هنگامي را که پيامبر يکي از رازهاي خود را به بعضي از همسرانش گفت، ولي هنگامي که وي آن را افشا کرد و خداوند پيامبرش را از آن آگاه ساخت، قسمتي از آن را براي او بازگو کرد و از قسمت ديگر خودداري نمود؛ هنگامي که پيامبر همسرش را از آن خبر داد، گفت: «چه کسي تو را از اين راز آگاه ساخت؟» فرمود: «خداوند عالم و آگاه مرا باخبر ساخت!» اگر شما (همسران پيامبر) از کار خود توبه کنيد (به نفع شماست، زيرا) دل هايتان از حق منحرف گشته؛ و اگر بر ضد او دست به دست هم دهيد، (کاري از پيش نخواهيد برد) زيرا خداوند ياور اوست و همچنين جبرئيل و مؤمنان صالح، و فرشتگان بعد از آنان پشتيبان اويند.
سوره تحریم (66): آیات 3 و 4
در قرآن است نمی تواند بگوید قرآن نخوان و ترجمه نکن (وَإِذْ أَسَرَّ النَّبِي إِلَى بَعْضِ أَزْوَاجِهِ حَدِيثًا) پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به یکی از همسرانش یک مطلبی را به صورت سِر گفت (فَلَمَّا نَبَّأَتْ بِهِ وَأَظْهَرَهُ اللَّهُ عَلَيهِ عَرَّفَ بَعْضَهُ وَأَعْرَضَ عَنْ بَعْضٍ) وقتی با خبر شد و خدا او را از این سِر آگاه کرد مقداریش را پذیرفت و مقداریش را نپذیرفت.
(فَلَمَّا نَبَّأَهَا بِهِ قَالَتْ مَنْ أَنْبَأَكَ هَذَا) البته (عَرَّفَ بَعْضَهُ وَأَعْرَضَ عَنْ بَعْضٍ) مقداریش را به دیگران منتقل کرد پیغمبر به او گفت این کار را کردی گفت چه کسی به تو خبر داد؟ (قَالَ نَبَّأَنِي الْعَلِيمُ الْخَبِيرُ* إِنْ تَتُوبَا إِلَى اللَّهِ) دو زن یعنی این زن به زن دوم گفته بود. اگر شما دو نفر توبه کردید که «فبها نعمة» اما اگر نکردید چه؟
(فَقَدْ صَغَتْ قُلُوبُكُمَا) دل هایتان زنگار گرفته است حواس تان را جمع کنید باید توبه بکنید. نیازمند توبه هستید (وَإِنْ تَظَاهَرَا عَلَيهِ) اما اگر پشت به پشت دادید در مقابل پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) (فَإِنَّ اللَّهَ هُوَ مَوْلَاهُ) خدا مولای اوست (وَجِبْرِيلُ وَصَالِحُ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمَلَائِكَةُ بَعْدَ ذَلِكَ ظَهِيرٌ) فعلاً کار نداریم این دو زن چه کسانی هستند؟
چند سوال می خواهم بپرسم یک: آیا این دو زن توبه کردند یا توبه نکردند؟ آیه می گوید باید توبه بکنید دل هایتان زنگار گرفته است. آن زمانی که دل شان زنگار گرفته بود عدالت داشتند یا نداشتند؟ مخالفت شان با پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) عدالت به حساب می آید یا نه؟
نکته دوم: تظاهر بر ضد او یعنی چه؟ پشت به پشت هم دادن برای تقابل با کسی تظاهر می گویند. این ها می خواهند ضد پیغمبر تظاهر کنند در طرف مقابل چه کسی می آید؟ شما را به یک روز دیگر می برم در جنگ بدر اولین جنگ مسلمان ها است خیلی هم نگران هستند
(إِذْ تَقُولُ لِلْمُؤْمِنِينَ أَلَنْ يكْفِيكُمْ أَنْ يمِدَّكُمْ رَبُّكُمْ بِثَلَاثَةِ آلَافٍ مِنَ الْمَلَائِكَةِ مُنْزَلِينَ)
در آن هنگام که تو به مؤمنان می گفتني: «آيا کافي نيست که پروردگارتان، شما را به سه هزار نفر از فرشتگان، که از آسمان فرود می آيند، ياري کند؟!»
سوره آل عمران (3): آیه 124
آیا شما را کفایت نمی کند که سه هزار مَلک خدا به سمت شما بفرستد؟ جنگ بدر است یا رسول الله مشرکین آمدند نه سه هزار تا بس است. اگر صبر داشته باشید پنج هزار تا مَلک می آید. با پنج هزار تا مَلک سر و ته قضیه جنگ بدر هم می آید (تمام می شود).
اما جنگ با این دو زن (فَإِنَّ اللَّهَ هُوَ مَوْلَاهُ) خدا، جبرئیل، صالح المؤمنین و (وَالْمَلَائِكَةُ بَعْدَ ذَلِكَ ظَهِيرٌ) همه ملائکه می آیند این چه جنگی است؟ قضیه چه است چرا در مقابل این دو زن از همسران پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم)، خدا، جبرئیل، صالح المؤمنین و ملائکه کمک می کند؟
پنج هزار مَلک در بدر بود تمام شد. آقایانی که قرآن می گویید این قرآن است فکر کنید قضیه این دو زن چه است؟ اهل سنت تصحیح کردند «هما حفصه و عایشة»، حفصه و عایشه بودند.
اما در روایات شیعه در ارشاد القلوب مرحوم دیلمی، جلد 2، صفحه 329 حج که تمام شد جبرئیل بر پیغمبر (صلی الله علیه و آله وسلم)، پیغمبر به مردم بگو:
(الم * أَحَسِبَ النَّاسُ أَنْ يتْرَكُوا أَنْ يقُولُوا آمَنَّا وَهُمْ لَا يفْتَنُونَ * وَلَقَدْ فَتَنَّا الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَلَيعْلَمَنَّ اللَّهُ الَّذِينَ صَدَقُوا وَلَيعْلَمَنَّ الْكَاذِبِينَ)
آيا مردم گمان کردند همين که بگويند: «ايمان آورديم»، به حال خود رها می شوند و آزمايش نخواهند شد؟! ما کسانی را که پيش از آنان بودند آزموديم (و اين ها را نيز امتحان می کنيم)؛ بايد علم خدا درباره کساني که راست می گويند و کسانی که دروغ می گويند تحقق يابد!
سوره عنکبوت (29): آیات 1- 2 و 3
مردم فکر کردند دیگر مورد امتحان قرار نمی گیرند؟ (وَلَقَدْ فَتَنَّا الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ) قبلی ها را هم امتحان کردیم (فَلَيعْلَمَنَّ اللَّهُ الَّذِينَ صَدَقُوا وَلَيعْلَمَنَّ الْكَاذِبِينَ) راستگویان و دروغگویان هم مشخص می شوند. این آیه به یک نکته خیلی دارد اشاره می کند چه است؟ بزرگواران خوب دقت بکنند این جا مجبور هستم بر خلاف روال همیشگی زیاد توضیح بدهم.
هیچ امتی مثل یهودیان در زمان حضرت موسی خوب از پیغمبرشان حمایت و اطاعت نکردند. پیغمبر یهودی ها دشمنان زیادی دارد دنبال شان می آید گفت فردا صبح همه به سمت دریا می رویم موسی، سمت دریا کشتی هم باشد نمی توانیم رد بشویم کشتی که آن جا نیست حضرت موسی گفت باید برویم همه راه افتادند. از پیغمبرشان چه اطاعتی کردند؟
فرض کنید پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) بیاید دشمن هم دنبال ما، می گوید مردم بروید به سمتی که بن بست است پیغمبر در بن بست گیر می کنیم خیلی ها ممکن است نروند اما همه یهودی ها پای کار آمدند. تمامی امت ها چند مرحله امتحان دارند مرحله اول در فشار و سختی هستند یک منجی می آید به خاطر آن فشار و سختی ایمان می آورند و حاضر می شوند اطاعت کنند.
اما آن فشار و سختی که بر طرف شد یک امتحان دیگر دارند (أَحَسِبَ النَّاسُ أَنْ يتْرَكُوا أَنْ يقُولُوا آمَنَّا وَهُمْ لَا يفْتَنُونَ) شاه آمد فشار آورد و به مردم ظلم کرد مردم به خاطر این که در زیر ظلم شاه بودند از یک رهبر الهی مرحوم امام (رضوان الله علیه) اطاعت کردند حالا تمام شد؟ نه، آن مرحله اول است در مرحله دوم باید با معرفت تبعیت بکنیم.
معرفت برای یهودی ها امتحان شان این بود خدا دوازده نقیب برای شان قرا داد گفت دوازده رهبری سیاسی منِ خدا قرار می دهم قبول نکردند.
«لَا تَجْتَمِعُ النُّبُوَّةُ وَ الْخِلَافَة فِي بَيْتٍ وَاحِد»
بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بيروت)؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، ناشر: دار إحياء التراث العربي، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، ج9، ص86
بحث مفصلی است که توضیحش را دادیم. برای پیغمبر هم همین آیه نازل شد پیغمبر، امت تو به خاطر امتحان فشاری که در آن بودند به تو ایمان آوردند. اما الان یک امتحان مجدد دارند پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) پرسید
«يَا جَبْرَائِيلُ وَ مَا هَذِهِ الْفِتْنَة فَقَالَ يَا مُحَمَّدُ إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى يُقْرِئُكَ السَّلَامَ وَ يَقُولُ لَكَ إِنِّي مَا أَرْسَلْتُ نَبِيّاً قَبْلَكَ إِلَّا أَمَرْتُهُ عِنْدَ انْقِضَاءِ أَجَلِهِ أَنْ يَسْتَخْلِفَ عَلَى أُمَّتِهِ مِنْ بَعْدِهِ مَنْ يَقُومُ مَقَامَهُ وَ يُحْيِي لَهُمْ سُنَّتَهُ وَ أَحْكَامَهُ فَالْمُطِيعُونَ لِلَّهِ فِيمَا يَأْمُرُهُمْ بِهِ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه واله وسلم) الصَّادِقُونَ وَ الْمُخَالِفُونَ عَلَى أَمْرِهِ هُمُ الْكَاذِبُونَ وَ قَدْ دَنَا يَا مُحَمَّدُ مَصِيرُكَ إِلَى رَبِّكَ وَ جَنَّتِهِ وَ هُوَ يَأْمُرُكَ أَنْ تَنْصِبَ لِأُمَّتِكَ مِنْ بَعْدِكَ عَلِيَّ بْنَ أَبِي طَالِبٍ ع وَ تَعْهَدَ إِلَيْهِ فَهُوَ الْخَلِيفَةُ الْقَائِمُ بِرَعِيَّتِكَ وَ أُمَّتِكَ إِنْ أَطَاعُوهُ أَسْلَمُوا وَ إِنْ عَصَوْهُ كَفَرُوا وَ سَيَفْعَلُونَ ذَلِكَ وَ هِيَ الْفِتْنَةُ الَّتِي تَلَوْتَ الْآيَ فِيهَا وَ أَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَأْمُرُكَ أَنْ تُعَلِّمَهُ جَمِيعَ مَا عَلَّمَكَ وَ تَسْتَحْفِظَهُ جَمِيعَ مَا اسْتَحْفَظَكَ وَ اسْتَوْدَعَكَ فَإِنَّهُ الْأَمِينُ الْمُؤْتَمَنُ يَا مُحَمَّدُ إِنِّي اخْتَرْتُكَ مِنْ عِبَادِي نَبِيّاً وَ اخْتَرْتُهُ لَكَ وَصِيّاً قَالَ فَدَعَا رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه واله وسلم) عَلِيّاً (علیه السلام) فَخَلَا بِهِ يَوْمَهُ ذَلِكَ وَ لَيْلَتَهُ وَ اسْتَوْدَعَهُ الْعِلْمَ وَ الْحِكْمَةَ الَّتِي آتَاهُ اللَّهُ إِيَّاهَا وَ عَرَّفَهُ مَا قَالَ جَبْرَائِيلُ وَ كَانَ ذَلِكَ فِي يَوْمِ عَائِشَةَ بِنْتِ أَبِي بَكْرٍ فَقَالَتْ يَا رَسُولَ اللَّهِ لَقَدْ طَالَ اسْتِخْلَاؤُكَ بِعَلِيٍّ مُنْذُ الْيَوْمِ قَالَ فَأَعْرَضَ عَنْهَا رَسُولُ اللَّهِ ص فَقَالَتْ لِمَ تُعْرِضُ عَنِّي يَا رَسُولَ اللَّهِ قَالَ بِأَمْرٍ لَعَلَّهُ يَكُونُ لِي صَلَاحاً لِمَنْ أَسْعَدَهُ اللَّهُ بِقَبُولِهِ وَ الْإِيمَانِ بِهِ وَ قَدْ أُمِرْتُ بِدُعَاءِ النَّاسِ جَمِيعاً إِلَيْهِ وَ سَتَعْلَمِينَ ذَلِك إِذَا أَنَا قُمْتُ بِهِ فِي النَّاسِ قَالَتْ يَا رَسُولَ اللَّهِ وَ لِمَ لَا تُخْبِرُ بِهِ الْآنَ لِأَتَقَدَّمَ بِالْعَمَلِ بِهِ وَ لِآخُذَ بِمَا فِيهِ الصَّلَاحُ قَالَ سَأُخْبِرُكِ بِهِ فَاحْفَظِيهِ إِلَى أَنْ أُؤْمَرَ بِالْقِيَامِ بِهِ فِي النَّاسِ جَمِيعاً فَإِنَّكِ إِنْ حَفِظْتِيهِ حَفِظَكِ اللَّهُ فِي الْعَاجِلَةِ وَ الْآجِلَةِ جَمِيعاً وَ كَانَ لَكِ الْفَضِيلَةُ بِسَبْقِهِ وَ الْمُسَارَعَةِ إِلَى الْإِيمَانِ بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ لَوْ أَضَعْتِيهِ وَ تَرَكْتِ رِعَايَةَ مَا أُلْقِي إِلَيْكِ مِنْهُ كَفَرْتِ بِرَبِّكِ وَ حَبِطَ أَجْرُكِ وَ بَرِئَتْ مِنْكِ ذِمَّةُ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ كُنْتِ مِنَ الْخَاسِرِينَ وَ لَمْ يَضُرَّ اللَّهَ ذَلِكَ وَ لَا رَسُولَهُ فَضَمِنَتْ لَهُ حِفْظَهُ وَ الْإِيمَانَ بِهِ وَ رِعَايَتَهُ فَقَالَ ص إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى أَخْبَرَنِي أَنَّ عُمُرِي قَدِ انْقَضَى وَ أَمَرَنِي أَنْ أَنْصِبَ عَلِيّاً لِلنَّاسِ عَلَماً وَ أَجْعَلَهُ فِيهِمْ إِمَاماً وَ أَسْتَخْلِفَهُ كَمَا اسْتَخْلَفَ الْأَنْبِيَاءُ مِنْ قَبْلِي أَوْصِيَاءَهُمْ وَ أَنَا صَائِرٌ إِلَى رَبِّي وَ آخِذٌ فِيهِ بِأَمْرِهِ فَلْيَكُنْ هَذَا الْأَمْرُ مِنْكِ تَحْت سُوَيْدَاءِ قَلْبِكِ إِلَى أَنْ يَأْذَنَ اللَّهُ بِالْقِيَامِ بِهِ فَضَمِنَتْ لَهُ ذَلِكَ وَ لَقَدْ أَطْلَعَ اللَّهُ نَبِيَّهُ عَلَى مَا يَكُونُ مِنْهَا فِيهِ وَ مِنْ صَاحِبَتِهَا حَفْصَةَ وَ أَبَوَيْهِمَا فَلَمْ تَلْبَثْ أَنْ أَخْبَرَتْ حَفْصَةَ وَ أَخْبَرَتْ كُلُّ وَاحِدَةٍ مِنْهَا أَبَاهَا فَاجْتَمَعَا فَأَرْسَلَا إِلَى جَمَاعَةِ الطُّلَقَاءِ وَ الْمُنَافِقِينَ فَخَبَّرَاهُمْ بِالْأَمْرِ فَأَقْبَلَ بَعْضُهُمْ عَلَى بَعْضٍ وَ قَالُوا إِنَّ مُحَمَّداً يُرِيدُ أَنْ يَجْعَلَ هَذَا الْأَمْرَ فِي أَهْلِ بَيْتِهِ كَسُنَّةِ كِسْرَى وَ قَيْصَرَ إِلَى آخِرِ الدَّهْرِ وَ لَا وَ اللَّهِ مَا لَكُمْ فِي الْحَيَاةِ مِنْ حَظٍّ إِنْ أَفْضَى هَذَا الْأَمْرُ إِلَى عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ وَ أَنَّ مُحَمَّداً عَامَلَكُمْ عَلَى ظَاهِرِكُمْ وَ أَنَّ عَلِيّاً يُعَامِلُكُمْ عَلَى مَا يَجِدُ فِي نَفْسِهِ مِنْكُمْ فَأَحْسِنُوا النَّظَرَ لِأَنْفُسِكُمْ فِي ذَلِكَ وَ قَدِّمُوا آرَاءَكُمْ فِيهِ.»
نام كتاب: إرشاد القلوب إلى الصواب( للديلمي)؛ نويسنده: ديلمى، حسن بن محمد (تاريخ وفات مؤلف: 841 ق)، محقق / مصحح: ندارد، ناشر: الشريف الرضي مكان چاپ: قم: 1412 ق، ج2، ص329
این فتنه چه است؟
«فَقَالَ يَا مُحَمَّدُ إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى يُقْرِئُكَ السَّلَامَ وَ يَقُولُ لَكَ إِنِّي مَا أَرْسَلْتُ نَبِيّاً قَبْلَكَ إِلَّا أَمَرْتُهُ عِنْدَ انْقِضَاءِ أَجَلِهِ أَنْ يَسْتَخْلِفَ عَلَى أُمَّتِهِ مِنْ بَعْدِهِ مَنْ يَقُومُ مَقَامَهُ وَ يُحْيِي لَهُمْ سُنَّتَهُ وَ أَحْكَامَهُ» هر پیغمبری می خواست از دنیا برود باید وصی و قائم مقامش را مشخص می کرد. کسی که سنت و احکامش را را احیاء بکند.
«فَالْمُطِيعُونَ لِلَّهِ فِيمَا يَأْمُرُهُمْ بِهِ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه واله وسلم) الصَّادِقُونَ وَ الْمُخَالِفُونَ عَلَى أَمْرِهِ هُمُ الْكَاذِبُونَ وَ قَدْ دَنَا يَا مُحَمَّدُ مَصِيرُكَ إِلَى رَبِّكَ وَ جَنَّتِهِ وَ هُوَ يَأْمُرُكَ» اگر این دستور را اطاعت کردند راستگو هستند مخالفت کردند کاذب هستند. پیغمبر، وفات شما نزدیک شده است خدا دستور می دهد «أَنْ تَنْصِبَ لِأُمَّتِكَ مِنْ بَعْدِكَ عَلِيَّ بْنَ أَبِي طَالِبٍ (علیه السلام)» علی را به جانشینی نصب بکنید.
«وَ تَعْهَدَ إِلَيْهِ فَهُوَ الْخَلِيفَةُ الْقَائِمُ بِرَعِيَّتِكَ وَ أُمَّتِكَ إِنْ أَطَاعُوهُ أَسْلَمُوا وَ إِنْ عَصَوْهُ كَفَرُوا» خلیفه شما ایشان است اگر از او اطاعت کنند سالم می مانند اگر عصیان کنند کافر می شوند. «وَ سَيَفْعَلُونَ ذَلِكَ» منِ خدا می دانم چه کار می کنند این ها قبول نمی کنند. «وَ هِيَ الْفِتْنَةُ الَّتِي تَلَوْتَ الْآيَ فِيهَا وَ أَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَأْمُرُكَ» پیغمبر، آن آیه ای که خواندم (أَحَسِبَ النَّاسُ أَنْ يتْرَكُوا أَنْ يقُولُوا آمَنَّا وَهُمْ لَا يفْتَنُونَ) همین فتنه است. و خدای عز وجل به شما دستور می دهد «أَنْ تُعَلِّمَهُ جَمِيعَ مَا عَلَّمَكَ وَ تَسْتَحْفِظَهُ جَمِيعَ مَا اسْتَحْفَظَكَ وَ اسْتَوْدَعَكَ» هر آن چه خدا به شما آموخت به علی هم یاد بدهی و هر آن چه را در حفظ شما قرار داد در حفظ علی قرار بدهی و هر آن چه را به شما ودیعت قرار داد به علی بدهی «فَإِنَّهُ الْأَمِينُ الْمُؤْتَمَنُ يَا مُحَمَّدُ»
ای پیغمبر «إِنِّي اخْتَرْتُكَ مِنْ عِبَادِي نَبِيّاً» من تو را به عنوان پیغمبر بر گزیدم «وَ اخْتَرْتُهُ لَكَ وَصِيّاً قَالَ فَدَعَا رَسُولُ اللَّهِ ص عَلِيّاً ع» و او را به عنوان وصی تو؛ پیغمبر امیر مؤمنان را خواندند «فَخَلَا بِهِ يَوْمَهُ ذَلِكَ وَ لَيْلَتَهُ وَ اسْتَوْدَعَهُ الْعِلْمَ وَ الْحِكْمَةَ الَّتِي آتَاهُ اللَّهُ إِيَّاهَا وَ عَرَّفَهُ مَا قَالَ جَبْرَائِيلُ» آن روز و آن شب کامل با حضرت علی بودند و کل علم و حکمت را که جبرئیل گفته بود به امیر مؤمنان منتقل کردند.
«وَ كَانَ ذَلِكَ فِي يَوْمِ عَائِشَةَ بِنْتِ أَبِي بَكْرٍ» این اتفاقات در روزی رخ داد که روز نوبتی عایشه بود «فَقَالَتْ يَا رَسُولَ اللَّهِ لَقَدْ طَالَ اسْتِخْلَاؤُكَ بِعَلِيٍّ مُنْذُ الْيَوْمِ» پیغمبر، جلسه خصوصی تو با علی خیلی طول کشید «قَالَ فَأَعْرَضَ عَنْهَا رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه واله وسلم)» پیغمبر روی گردان شدند «فَقَالَتْ لِمَ تُعْرِضُ عَنِّي يَا رَسُولَ اللَّهِ» چرا از من روی گردان شدی؟
«قَالَ بِأَمْرٍ لَعَلَّهُ يَكُونُ لِي صَلَاحاً لِمَنْ أَسْعَدَهُ اللَّهُ بِقَبُولِهِ وَ الْإِيمَانِ بِهِ» یک چیزی است شاید برای یک عده خیر باشد نمی خواهم با تو مطرح کنم «وَ قَدْ أُمِرْتُ بِدُعَاءِ النَّاسِ جَمِيعاً إِلَيْهِ وَ سَتَعْلَمِينَ ذَلِك إِذَا أَنَا قُمْتُ بِهِ فِي النَّاسِ» یک کاری می خواهم انجام بدهم تو هم با مردم با خبر می شوی صبر کن ندانی بهتر است.
«قَالَتْ يَا رَسُولَ اللَّهِ وَ لِمَ لَا تُخْبِرُ بِهِ الْآنَ لِأَتَقَدَّمَ بِالْعَمَلِ بِهِ وَ لِآخُذَ بِمَا فِيهِ الصَّلَاحُ» پیغمبر، زودتر به من بگویید زودتر انجامش بدهم و رستگار بشوم. «قَالَ سَأُخْبِرُكِ بِهِ فَاحْفَظِيهِ إِلَى أَنْ أُؤْمَرَ بِالْقِيَامِ بِهِ فِي النَّاسِ جَمِيعاً» به تو می گویم اما تا وقتی به من دستور ندادند به همه مردم بگویم حق مطرح کردنش را نداری.
«فَإِنَّكِ إِنْ حَفِظْتِيهِ حَفِظَكِ اللَّهُ فِي الْعَاجِلَةِ وَ الْآجِلَةِ جَمِيعاً» اگر درست مراعات کردی در دنیا و آخرت خدا تو را حفظ می کند «وَ كَانَ لَكِ الْفَضِيلَةُ بِسَبْقِهِ وَ الْمُسَارَعَةِ إِلَى الْإِيمَانِ بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ» و ثواب دو برابر می گیری رتبه ات بالا می رود زودتر از همه ایمان آوردی. «وَ لَوْ أَضَعْتِيهِ وَ تَرَكْتِ رِعَايَةَ مَا أُلْقِي إِلَيْكِ مِنْهُ كَفَرْتِ بِرَبِّكِ وَ حَبِطَ أَجْرُكِ وَ بَرِئَتْ مِنْكِ ذِمَّةُ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ كُنْتِ مِنَ الْخَاسِرِينَ» اما اگر گوش به حرف ندادی مطرحش کردی کفران نعمت خدا را کردی. اجرت حبط می شود همه اعمالت از بین می رود و دیگر خدا و رسول نسبت به هیچ مسئولیتی ندارند.
«وَ لَمْ يَضُرَّ اللَّهَ ذَلِكَ وَ لَا رَسُولَهُ فَضَمِنَتْ لَهُ حِفْظَهُ وَ الْإِيمَانَ بِهِ وَ رِعَايَتَهُ فَقَالَ (صلی الله علیه واله وسلم)» این ضرر به خدا و رسول نمی زند «إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى أَخْبَرَنِي» خدا به من خبر داد «أَنَّ عُمُرِي قَدِ انْقَضَى» عمر من تمام شده است «وَ أَمَرَنِي أَنْ أَنْصِبَ عَلِيّاً لِلنَّاسِ عَلَماً» به من دستور داد علی را به عنوان جانشین قرار بدهم.
«وَ أَجْعَلَهُ فِيهِمْ إِمَاماً» و او را امام قرار بدهم «وَ أَسْتَخْلِفَهُ كَمَا اسْتَخْلَفَ الْأَنْبِيَاءُ مِنْ قَبْلِي أَوْصِيَاءَهُمْ» همان طور که انبیاء قبل از من جانشین شان را تعیین کردند. «وَ أَنَا صَائِرٌ إِلَى رَبِّي» دارم از دنیا می روم «وَ آخِذٌ فِيهِ بِأَمْرِهِ» و امر خدا را انجام خواهد داد «فَلْيَكُنْ هَذَا الْأَمْرُ مِنْكِ تَحْت سُوَيْدَاءِ قَلْبِكِ إِلَى أَنْ يَأْذَنَ اللَّهُ بِالْقِيَامِ بِهِ فَضَمِنَتْ لَهُ ذَلِكَ» مبادا این را به کسی بگویی پیمان از تو می گیرم این حرف نباید به دیگران منتقل بشود. گفت پیامبر چشم!
اما رفت به حفصه خبر داد «وَ لَقَدْ أَطْلَعَ اللَّهُ نَبِيَّهُ عَلَى مَا يَكُونُ مِنْهَا فِيهِ وَ مِنْ صَاحِبَتِهَا حَفْصَةَ وَ أَبَوَيْهِمَا» خدا به پیغمبر گفته بود این به حفصه خبر می دهد «فَلَمْ تَلْبَثْ أَنْ أَخْبَرَتْ حَفْصَةَ وَ أَخْبَرَتْ كُلُّ وَاحِدَةٍ مِنْهَا أَبَاهَا فَاجْتَمَعَا فَأَرْسَلَا إِلَى جَمَاعَةِ الطُّلَقَاءِ وَ الْمُنَافِقِينَ فَخَبَّرَاهُمْ بِالْأَمْرِ فَأَقْبَلَ بَعْضُهُمْ عَلَى بَعْضٍ وَ قَالُوا» او به حفصه گفت حفصه به پدرش گفت طلقاء را جمع کردند چه کار کنیم؟
«إِنَّ مُحَمَّداً يُرِيدُ أَنْ يَجْعَلَ هَذَا الْأَمْرَ فِي أَهْلِ بَيْتِهِ كَسُنَّةِ كِسْرَى وَ قَيْصَرَ إِلَى آخِرِ الدَّهْرِ» پیغمبر می خواهد خلافت را در اهل بیتش بگذارد مثل کسری و قیصر تا قیامت در آن ها می ماند. «وَ لَا وَ اللَّهِ مَا لَكُمْ فِي الْحَيَاةِ مِنْ حَظٍّ إِنْ أَفْضَى هَذَا الْأَمْرُ إِلَى عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ» اگر خلافت به علی برسد قضیه تمام است.
«وَ أَنَّ مُحَمَّداً عَامَلَكُمْ عَلَى ظَاهِرِكُمْ وَ أَنَّ عَلِيّاً يُعَامِلُكُمْ عَلَى مَا يَجِدُ فِي نَفْسِهِ مِنْكُمْ» پیغمبر به ظاهر عمل می کرد اما علی از شما حسادت ها و برخوردها را مستقیم دیده بود «فَأَحْسِنُوا النَّظَرَ لِأَنْفُسِكُمْ فِي ذَلِكَ» حواس تان را جمع کنید «وَ قَدِّمُوا آرَاءَكُمْ فِيهِ.» این جا تصمیم بر این شد که ما باید هر طور شده با پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) مقابله بکنیم و نگذاریم این ابلاغ صورت بگیرد.
این اتفاقی بود که در این شخص و این ماجرا رخ داد و مناسبت ترین متن از روایات با این آیه و اتفاق عقبه هرشی و آن مسائلی که راجع به سِر مطرح می شود همین قضیه ای است که الان خدمت شما عرض کردم این روایت خیلی با متن تاریخ و اتفاقاتی که رخ داد سازگاری دارد.
مجری:
منبع این روایت را دوباره یادآوری بکنید.
استاد ابوالقاسمی:
ارشاد القلوب مرحوم دیلمی
مجری:
جناب اقای دکتر ابو القاسمی خیلی متشکرم به خاطر این تبیینی که فرمودید استفاده کردیم.
بینندگان عزیز موضوع اصلی برنامه ما در این شب ها همان طور که مستحضر هستید یک سری صحبت هایی است که آٔقای سلیمانی اردستانی در نقد شیعه گفتند آن ها را به نقد نشستیم ان شاء الله در این جلسه بقیه مباحث را تقدیم حضور شما خواهیم کرد از خلال کلیپ هایی که تقدیم حضورتان خواهیم کرد و استاد ان شاء الله آن ها را برای ما تبیین می کنند. یک میان برنامه ببینیم و بر می گردیم.
(میان برنامه)
مجری:
به برنامه راه روشن خوش آمدید، مجدد عرض سلام و تبریک دارم ایام پر فیض و پر برکتی است ماه مبارک ذی الحجه و شبهای نورانی که در آن هستیم، دهه بزرگ ولایت در پیش روی ما است عید بزرگ غدیر را در پیش رو داریم این روزها را خدمت شما شاد باش و تبریک عرض می کنم امیدوارم که هرکدام از ما به سهم خودمان بتوانیم این روز بزرگ را احیا کنیم.
اما برنامه ای که در خدمت شما هستیم، موضوعی را که در این دقایق در خدمت شما خواهیم بود بحث نقد صحبت های سلیمانی اردستانی است شبهاتی را در ذهن برخی از عزیزان ممکن است پدید آورده باشد که جناب اقای دکتر زحمت می کشند این ها را برای ما تبیین می کنند.
استاد عزیز خسته نباشید از مباحثی که ارائه فرمودید استفاده کردیم می خواهیم یکی از کلیپهای اقای سلیمانی اردستانی را پخش کنیم اگر نکته ای در خصوص این کلیپ است بفرمایید.
استاد ابو القاسمی:
کلیپ را ببینیم و بعد ان شاء الله صحبت می کنیم.
کلیپ شماره یک از اقای سلیمانی اردستانی:
ملکم هامیلتون، در کتاب جامعه شناسی شش تا معنا از سکولاریسم آورده است، با پنج تای آن قطعا مخالف هستم، مثلا معنای اولش این است که اصلا خدا و این چیزها را باید دست ازش برداشت. معنای سومش قابل توجه است و آن این که دین را ببر در زندگی شخصی!
مجری برنامه سلیمانی اردستانی:
سوالی که من پرسیدم درواقع همان معنایی است.
سلیمانی اردستانی:
همین معنای سوم است به نظر من کاری ندارم کلمه سکولار را که الان در جامعه ما تبدیل به فحش شده است.
مجری برنامه سلیمانی اردستانی:
نه... نهادینه شده و خیلی هم دارند متوجه می شوند.
سلیمانی اردستانی:
بنده این را بگویم من از قرآن این را می فهمم آن جایی که خدا گفت: (إِنِّي جَاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً)
(وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلَائِكَةِ إِنِّي جَاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً قَالُوا أَتَجْعَلُ فِيهَا مَنْ يفْسِدُ فِيهَا وَيسْفِكُ الدِّمَاءَ وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَنُقَدِّسُ لَكَ قَالَ إِنِّي أَعْلَمُ مَا لَا تَعْلَمُونَ)
(به خاطر بياور) هنگامي را که پروردگارت به فرشتگان گفت: «من در روي زمين، جانشيني [= نمايندهاي] قرار خواهم داد.» فرشتگان گفتند: «پروردگارا! »آيا کسي را در آن قرار ميدهي که فساد و خونريزي کند؟! (زيرا موجودات زميني ديگر، که قبل از اين آدم وجود داشتند نيز، به فساد و خونريزي آلوده شدند. اگر هدف از آفرينش اين انسان، عبادت است،) ما تسبيح و حمد تو را بجا ميآوريم، و تو را تقديس ميکنيم.» پروردگار فرمود: «من حقايقي را ميدانم که شما نميدانيد.»
سوره بقره (2): آیه 30
فرشته ها اعتراض کردند.
مجری برنامه سلیمانی اردستانی:
پیامبر را نگفت، گفت انسان را
سلیمانی اردستانی:
به چه دلیل هم حضرت آدم را نگفت؟ چون فرشتهها گفتند خون می ریزد، حضرت آدم که خون نمی ریزد؛ پس همه انسانها است. بعد خداوند گفت من یک چیزی می دانم که شما نمی دانید. بعد گفت آن چه است و قضیه را گفت که این انسان می تواند مطالعه کند و یاد بگیرد. فرشته ها نمی توانند هرچه خداوند در وجود شان گذاشته همان است.
مجری برنامه سلیمانی اردستانی:
این جا بحث جبر و اختیار است.
سلیمانی اردستانی:
نه، بحثم جبر و اختیار نیست، حالا آن جا که فرشته ها گفتند بحث می خواهد یک چیزی عرض کنم امور عالم دو دسته است یک دسته اش که مهم است انسان میتواند مطالعه کند و به دست بیاورد خلیفه خدا روی زمین است یعنی چه؟ یعنی زمین را خداگونه اداره کند. چرا زمین را انسان باید خداگونه اداره کند؟ انسان چه ویژگی دارد؟ ویژگی اش این است که می تواند مطالعه کند. در آن جاهای که انسان می تواند مطالعه کند...
مجری برنامه سلیمانی اردستانی:
در این جا ان قلتی هست
سلیمانی اردستانی:
باشد بعد!
مجری برنامه سلیمانی اردستانی:
خیلی مهم است خداوند خطا نمی کند ولی انسان خطا می کند بعد بحث کوشش و خطا را مجاز است؟
سلیمانی اردستانی:
خدمت تان عرض می کنم این نکته مهمی است. ببینید آن جاهایی که انسان خلیفه خدا روی زمین است چرا و چه ویژگی انسان دارد؟ خود آیه می گوید می تواند مطالعه کند می تواند یاد بگیرد؛ پس آن جایی که می تواند مطالعه کند باید مطالعه کند و یاد بگیرد. چه چیزهایی را می تواند مطالعه کند؟ یکی از چیزهای که می تواند مطالعه کند مثلا برنامه اقتصادی است مطالعه کرده که چه شکل حکومتی داشته باشد که در آن به بهترین وجه عدالت اجرا بشود؟ مگر نگفت پیامبران را برای این فرستادیم که مردم اقامه عدل کنند. بهترین شکل حکومتی که به بهترین صورت اجرای عدالت می شود عقل بشری به آن رسیده است.
مجری شبکه حضرت ولی عصر:
مطالب را دیدیم و شندیم، استاد این را عرض کنم بعضی از مطالب این قدر بی اساس است که نمی شود روی آن حرف زد ولی چه کار کنیم و مجبور هستیم که از حضرتعالی بخواهیم زحمت را بکشید و محبت کنید.
استاد ابو القاسمی:
استحساناتی که ایشان دارد از اول تا آخر فهم شخصی خودش را قالب بر قرآن می کند، می گوید بله چون این طور است پس این طور باید باشد. یک سوال فرشتهها اعتراض کردند از قرآن می فهمم (جَاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً) همه آدمها است. چرا؟ چون فرشتهها به آدم که اعتراض نمیکنند مگر فرشتهها علم داشتند که این کسی که دارند می بینند چه کسی است، اگر می دانستند که می گفتند خدایا ما با او فرق داریم خدا هنوز علم را به حضرت آدم نداده است ملائکه چه دیدند؟ یک ظاهری دیدند، این ظاهر را روایات می گوید چرا برداشت سوء کردند چون کسی که باهمین ظاهر قبل از آدم در زمین بود خونریزی کرده بود. یک شخصی با همین ظاهر قبل از آدم در زمین بوده موجود خونریزی بوده است. این چه ربطی به این دارد که ملائکه شخص آدم را خلیفة الله گفتند یا همه را گفتند؟
نکته دوم: شما که استحسان می کنید آن طرفش را بگوییم ملائکه میخواهند جای یک موجود خونریز را بگیرند مثلا بگوییم پلنگ در زمین خونریزی میکند، شیر خونریزی می کند، ملائکه بگویند خدایا ما را بفرست ما جای آنها باشیم، این چه فایده ای دارد ما جای ان باشیم خونریزی در زمین باشد. مگر پلنگ و شیر خونریز نداریم؟ حیوانها مگر ظلم نمی کنند؟ اجنه مگر به هم ظلم نمی کنند؟ ظلم هست.
پس آن ظلم یک امری بوده در زمین بوده ملائکه اصلا به آن جنبه ظلم اشکال نداشتند گفتند: (وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ) این یک مقامی است که ما لیاقتش را داریم؛ پس اتفاقا دارند می گویند این را باید به یک فردی بدهی که لیاقت داشته باشد نه به هرکسی؛ چون ظاهر انسان را دیدند از این ظاهر برداشت شان این بود که این هم مثل قبلیها خواهد بود خدای متعال فرمود نه این با آن قبلیها فرق می کند.
پس استحسانش آن جا دقیقا برعکس است، استحسان هم بخواهی بکنی بلکه تصریح روایات و خود آیه دارد برعکس می گوید.
دوم فرق انسان و ملائکه این است که انسان می تواند یاد بگیرد ولی فرشتهها نمیتوانند، میتواند یاد بگیرد خود آدم گشت اسمها را یاد گرفت یا خدا به او داد؟ چه کسی شایسته این مقام میشود، کسی که خدا به او یاد بدهد یا کسی که خودش بگردد یاد بگیرد.
(وَعَلَّمَ آدَمَ الْأَسْمَاءَ كُلَّهَا ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَى الْمَلَائِكَةِ فَقَالَ أَنْبِئُونِي بِأَسْمَاءِ هَؤُلَاءِ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ)
سپس علم اسماء [= علم اسرار آفرينش و نامگذاري موجودات] را همگي به آدم آموخت. بعد آنها را به فرشتگان عرضه داشت و فرمود: «اگر راست ميگوييد، اسامي اينها را به من خبر دهيد!»
سوره بقره (2): آیه 31
(وَعَلَّمَ آدَمَ الْأَسْمَاءَ كُلَّهَا) می گوید، نمی گوید و تعلم آدم الاسماء یا بحث عن الاسماء، خدا بهش یاد داد. پس یک کسی می تواند خلیفه بشود که خدا به او یاد داده باشد این هم با آن استحسان شما جور در نمی آید.
سوم خلیفه زمین را خدا گونه اداره کند. خلیفه گونه یعنی چه؟ دموکراسی خلیفه گونه است؟ در دموکراسی یک زمانی همه بدی را می خواهند، خدا گونه می شود؟ یک عده ای همه دنبال فساد باشند، خدا گونه می شود؟ آیا نمی شود اکثریت بد بشوند؟ در قرآن چقدر در مورد ذم اکثریت داریم. این خدا گونه است یا این که شما آن اکثریت ولو مخالف را بتوانی ولو ذره ذره هدایت کنی این خدا گونه می شود!
این دموکراسی که شما به آن چسپیدید نمی فهمم چه دارد که شما این قدر بزرگش دارید می کنید؟
انسان می تواند یاد بگیرید باید مطالعه کند. این تعلیم خدا به آدم مطالعه ای بوده است؟ آقای سلیمانی اردستانی قبل از این که حرف بزنی یک ذره فکر کن. تعلیم خدا به آدم مطالعه کرد اسمها را یکی یکی حفظ کنیم مثل بچه ها که اسم شعرا را حفظ می کنند آدم این طوری حفظ کند این بوده است؟ آخر شما یک چیزی بگویید که بگنجد.
انسان چه چیزهای را می تواند مطالعه کند؟ به فرض چیزهای که انسان بتواند، یک: برنامه اقتصادی، دو: شکل حکومت. کجای آن آیه آمده که شکل حکومت را هم انسان می تواند تشخیص بدهد؟ این هم از استحسان شخصی شما است. این که برنامه کلی اقتصادی را انسان می تواند یاد بگیرد، اول یادگیریهای است که خدا باید یاد می داد. دوم چه کسی گفته این مورد جزء آن مواردی است که انسان به فرض بتواند یاد بگیرد. خودش می تواند یاد بگیرد. شما از کجا می دانید این در قرآن آمده است؟ عقل شما می گوید که انسان خودش می تواند؟ چون تمام شئون زندگی انسان را عقل انسان درک کرده بهترین برنامه اقتصادی را هم خود انسان میتواند الان همین سرمایه داری غربی که همه را بیچاره کرده است.
این وضعیت آمریکا، اروپا غرب و آفریقا در تمام دنیا نتیجه همین سرمایه داری است. یا آن مدل بلوک شرق، آن مدلی جلو برویم این را هم عقل انسانی جلو رفت. آن مدلی را شما می خواهید کدامش است؟ اقتصاد کدام یکی از این دو تا باید باشد؟ یا ترکیب از این دو تا یک بخش از سرمایه داری یک بخش از طرف فکر بلوک شرق و سوسیالیست.
شکل حکومت، شکل حکومت چه باید باشد؟ ما هفده – هجده مدل دموکراسی داریم، کدامش باید باشد؟ عقل کدامش را می گوید؟ دموکراسی غربی باید باشد یا دموکراسی که دین را اجرا کند. ما مخالف دموکراسی نیستیم اما چه دموکراسی؟ اتفاقا ما می گوییم امیر مؤمنان علی ابن ابی طالب (علیه السلام) فرمود مردم دو حالت دارند یا خدا برای شان مشخص کرده یا مشخص نکرده است. اگر خدا مشخص کرده (كَفَاهُمُ النَّظَر) دیگر اصلا مردم معنی ندارد در این جا تحقیق کنند. اما اگر خدا مشخص نکرده دیگر آن جا چون همه نسبت به خلافت حق بالسویه دارند معقولترین راه این است که خودشان انتخاب کنند.
اما چون شما می خواهی دموکراسی را از انتخاب خدا بالاتر ببری هیچ وقت آن روایت را نمی خوانی با این که یقین صد در صد آن روایت را در کتاب آقای منتظری و بقیه جایی که شما گشتی دیدی. چرا به آن کتاب (ولایت فقیه) اشاره نمی کنی این مطلب در آن جا آمده است؟ چرا آن را نمی خوانی؟ مشکل شما با این که امیر مؤمنان می فرماید اول از همه انتخاب با خدا است اگر خدا نکرد آن موقع انتخاب دست شما می رسد. شما چرا این روایت را برای مردم نمی خوانی؟
پس این که شما می گویید قرآن گفته هر چیزی مردم خودشان توانستند و حکومت را هم خودشان خواستند این استحساناتی است که هیچ دلیلی برایش نیست.
بهترین روش اجرای عدالت را عقل بشری به آن رسیده است. گفتیم نه اتفاقا عقل بشری شما معصوم را کنار گذاشتی وقتی معصوم باشد بهترین مدل است. تکمیل آن عرایضی که اول بحثم راجع به امتحانی که مردم می شوند داشتم.
(أَحَسِبَ النَّاسُ أَنْ يتْرَكُوا أَنْ يقُولُوا آمَنَّا وَهُمْ لَا يفْتَنُونَ)
آيا مردم گمان کردند همين که بگويند: «ايمان آورديم»، به حال خود رها ميشوند و آزمايش نخواهند شد؟!
سوره عنکبوت (29): آیه 2
عالم، عالم امتحان است. خدای متعال برای بنی اسرائیل دستور داد دوازده نقیب مبعوث می شوند، دوازده رهبر سیاسی، و بنی اسرائیل هم حاضر به پذیرش این نشدند.
(فَبِمَا نَقْضِهِمْ مِيثَاقَهُمْ لَعَنَّاهُمْ وَجَعَلْنَا قُلُوبَهُمْ قَاسِيةً يحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَنْ مَوَاضِعِهِ وَنَسُوا حَظًّا مِمَّا ذُكِّرُوا بِهِ وَلَا تَزَالُ تَطَّلِعُ عَلَى خَائِنَةٍ مِنْهُمْ إِلَّا قَلِيلًا مِنْهُمْ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاصْفَحْ إِنَّ اللَّهَ يحِبُّ الْمُحْسِنِينَ)
ولي بخاطر پيمانشکني، آنها را از رحمت خويش دور ساختيم؛ و دلهاي آنان را سخت و سنگين نموديم؛ سخنان (خدا) را از موردش تحريف ميکنند؛ و بخشي از آنچه را به آنها گوشزد شده بود، فراموش کردند؛ و هر زمان، از خيانتي (تازه) از آنها آگاه ميشوي، مگر عده کمي از آنان؛ ولي از آنها درگذر و صرفنظر کن، که خداوند نيکوکاران را دوست ميدارد!
سوره مائده (5): آیه 13
یا:
(فَبِظُلْمٍ مِنَ الَّذِينَ هَادُوا حَرَّمْنَا عَلَيهِمْ طَيبَاتٍ أُحِلَّتْ لَهُمْ وَبِصَدِّهِمْ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ كَثِيرًا)
بخاطر ظلمي که از يهود صادر شد، و (نيز) بخاطر جلوگيري بسيار آنها از راه خدا، بخشي از چيزهاي پاکيزه را که بر آنها حلال بود، حرام کرديم.
سوره نساء (4): آیه 160
که اگر مقداری کار با قرآن واقعا داشت این آیات را برای مردم می خواند. (وَبَعَثْنَا مِنْهُمُ اثْنَي عَشَرَ نَقِيبًا)
(وَلَقَدْ أَخَذَ اللَّهُ مِيثَاقَ بَنِي إِسْرَائِيلَ وَبَعَثْنَا مِنْهُمُ اثْنَي عَشَرَ نَقِيبًا وَقَالَ اللَّهُ إِنِّي مَعَكُمْ لَئِنْ أَقَمْتُمُ الصَّلَاةَ وَآتَيتُمُ الزَّكَاةَ وَآمَنْتُمْ بِرُسُلِي وَعَزَّرْتُمُوهُمْ وَأَقْرَضْتُمُ اللَّهَ قَرْضًا حَسَنًا لَأُكَفِّرَنَّ عَنْكُمْ سَيئَاتِكُمْ وَلَأُدْخِلَنَّكُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ فَمَنْ كَفَرَ بَعْدَ ذَلِكَ مِنْكُمْ فَقَدْ ضَلَّ سَوَاءَ السَّبِيلِ)
خدا از بني اسرائيل پيمان گرفت. و از آنها، دوازده نقيب [= سرپرست] برانگيختيم. و خداوند (به آنها) گفت: «من با شما هستم! اگر نماز را برپا داريد، و زکات را بپردازيد، و به رسولان من ايمان بياوريد و آنها را ياري کنيد، و به خدا قرض الحسن بدهيد [= در راه او، به نيازمندان کمک کنيد]، گناهان شما را ميپوشانم [= مي بخشم]؛ و شما را در باغهايي از بهشت، که نهرها از زير درختانش جاري است، وارد ميکنم. اما هر کس از شما بعد از اين کافر شود، از راه راست منحرف گرديده است.
سوره مائده (5): آیه 12
من خدا دوازده تا رهبر سیاسی را مبعوث کردم و این یهودی ها قبول نکردند و بعد هم (وَلَا تَزَالُ تَطَّلِعُ عَلَى خَائِنَةٍ مِنْهُمْ)؛ پیغمبر آنهای که در قضیه دوازده نقیب فتنه کردند هنوز هم دارند فتنه می کنند. چرا؟ چون در تورات است آقا مگر شما نمی گویی متخصص ادیان هستی مگر در تورات نیامده که از ذریه اسماعیل پیغمبری خواهد آمد که دوازده جانشین خواهد داشت.
آقایان یهودی شما در مرحله آخر امتحان، مرحله اول اطاعت از پیامبر را خیلی خوب آمدید، همه اطاعت کردید اما در مرحله بعدی جا زدید و خرابکاری کردید. همان امتحان می خواهد در امت پیغمبر آخر الزمان هم رخ بدهد. مرحله اول باید بیایید به خاطر ظلمهای که شده جاهلیت و مشکلاتی که است به پیغمبر ایمان بیاورید. (يدْخُلُونَ فِي دِينِ اللَّهِ أَفْوَاجًا)
(وَرَأَيتَ النَّاسَ يدْخُلُونَ فِي دِينِ اللَّهِ أَفْوَاجًا)
و ببيني مردم گروه گروه وارد دين خدا ميشوند.
سوره نصر (110): آیه 2
مرحله دوم چه؟ (أَحَسِبَ النَّاسُ أَنْ يتْرَكُوا أَنْ يقُولُوا آمَنَّا وَهُمْ لَا يفْتَنُونَ)!
اما خود یهودیها یک تجربه بسیار، بسیار تلخی از جدایی دین از سیاست داشتند. یک دوره ای دچار مشکل جدی شدند، هَیْ رو به انحطاط و ضعف رفتند، لذا آخرش با یهودی بودن خودشان با خباثتهای خودشان حاضر شدند یک ذره دست از فتنه گری شان بردارند نزد پیامبر آمدند. (إِذْ قالُوا لِنَبِيٍّ لَهُمُ ابْعَثْ لَنا مَلِكاً نُقاتِلْ في سَبيلِ اللَّه)
(أَلَمْ تَرَ إِلَى الْمَلَإِ مِنْ بَنِي إِسْرَائِيلَ مِنْ بَعْدِ مُوسَى إِذْ قَالُوا لِنَبِي لَهُمُ ابْعَثْ لَنَا مَلِكًا نُقَاتِلْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ قَالَ هَلْ عَسَيتُمْ إِنْ كُتِبَ عَلَيكُمُ الْقِتَالُ أَلَّا تُقَاتِلُوا قَالُوا وَمَا لَنَا أَلَّا نُقَاتِلَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَقَدْ أُخْرِجْنَا مِنْ دِيارِنَا وَأَبْنَائِنَا فَلَمَّا كُتِبَ عَلَيهِمُ الْقِتَالُ تَوَلَّوْا إِلَّا قَلِيلًا مِنْهُمْ وَاللَّهُ عَلِيمٌ بِالظَّالِمِينَ)
آيا مشاهده نکردي جمعي از بني اسرائيل را بعد از موسي، که به پيامبر خود گفتند: «زمامدار (و فرماندهي) براي ما انتخاب کن! تا (زير فرمان او) در راه خدا پيکار کنيم. پيامبر آنها گفت: «شايد اگر دستور پيکار به شما داده شود، (سرپيچي کنيد، و) در راه خدا، جهاد و پيکار نکنيد!» گفتند: «چگونه ممکن است در راه خدا پيکار نکنيم، در حالي که از خانهها و فرزندانمان رانده شدهايم، (و شهرهاي ما به وسيله دشمن اشغال، و فرزندان ما اسير شدهاند)؟!» اما هنگامي که دستور پيکار به آنها داده شد، جز عده کمي از آنان، همه سرپيچي کردند. و خداوند از ستمکاران، آگاه است.
سوره بقره (2): آیه 246
نگفتند خودت ملک شو، گفتند یک ملک مبعوث کن، و پیغمبر هم گفت: (إِنَّ اللَّهَ قَدْ بَعَثَ لَكُمْ طَالُوتَ مَلِكًا)
(وَقَالَ لَهُمْ نَبِيهُمْ إِنَّ اللَّهَ قَدْ بَعَثَ لَكُمْ طَالُوتَ مَلِكًا قَالُوا أَنَّى يكُونُ لَهُ الْمُلْكُ عَلَينَا وَنَحْنُ أَحَقُّ بِالْمُلْكِ مِنْهُ وَلَمْ يؤْتَ سَعَةً مِنَ الْمَالِ قَالَ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَاهُ عَلَيكُمْ وَزَادَهُ بَسْطَةً فِي الْعِلْمِ وَالْجِسْمِ وَاللَّهُ يؤْتِي مُلْكَهُ مَنْ يشَاءُ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ)
و پيامبرشان به آنها گفت: «خداوند (*طالوت*) را براي زمامداري شما مبعوث (و انتخاب) کرده است.» گفتند: «چگونه او بر ما حکومت کند، با اينکه ما از او شايستهتريم، و او ثروت زيادي ندارد؟!» گفت: «خدا او را بر شما برگزيده، و او را در علم و (قدرت) جسم، وسعت بخشيده است. خداوند، ملکش را به هر کس بخواهد، ميبخشد؛ و احسان خداوند، وسيع است؛ و (از لياقت افراد براي منصبها) آگاه است.»
سوره بقره (2): آیه 247
بازهم حاضر نشدند جمع بین خلافت و نبوت کنند، اما گفتند ما حاضریم خدا تعیین کند. نگفتند خود تویی پیامبر ملک ما شو، اما گفتند حاضر هستیم خدا تعیین کند. چون یک ذره به سمت خدا رفتند انتخاب خدایی را پذیرفتند خدا گفت:
(وَقَالَ لَهُمْ نَبِيهُمْ (إِنَّ آيةَ مُلْكِهِ أَنْ يأْتِيكُمُ التَّابُوتُ فِيهِ سَكِينَةٌ مِنْ رَبِّكُمْ وَبَقِيةٌ مِمَّا تَرَكَ آلُ مُوسَى وَآلُ هَارُونَ تَحْمِلُهُ الْمَلَائِكَةُ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيةً لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ)
و پيامبرشان به آنها گفت: «نشانه حکومت او، اين است که (*صندوق عهد*) به سوي شما خواهد آمد. (همان صندوقي که) در آن، آرامشي از پروردگار شما، و يادگارهاي خاندان موسي و هارون قرار دارد؛ در حالي که فرشتگان، آن را حمل ميکنند. در اين موضوع، نشانهاي (روشن) براي شماست؛ اگر ايمان داشته باشيد.»
سوره بقره (2): آیه 248
می خواهید آرامش بگیرید چون به سمت من خدا آمدید من خدا دارم انتخاب می کنم تازه صد در صد نیامدید یک قدم جلو آمدید، چون من پیغمبر دارم انتخاب می کنم، من خدا دارم انتخاب می کنم تابوت عهدی که از دست داده بودید بر می گردد و مایه آرامش تان می شود. (وَبَقِيةٌ مِمَّا تَرَكَ آلُ مُوسَى وَآلُ هَارُونَ تَحْمِلُهُ الْمَلَائِكَةُ) همچنین آثاری را برای شما بر می گردانم.
آقای سلیمانی اردستانی اینها قرآن نیست که اگر خدا و پیغمبر بیایند خلیفه را تعیین کنند ملک را تعیین کنند این برکات می آید؟ یعنی واقعا اینها را شما در قرآن ندیدی یا در قرآن شما نیست؟ نمی دانم چطوری است؟ ادعا می کند من قرآن کار کردم، ادعا می کند من راجع به ادیان هم کار کردم این هم قرآن است و هم ادیان است. یک ذره یهودی شناسی کار کرده باشی باید قرآن هم بلد باشی.
نه شما نمی خواهی این ها به مردم گفته بشود، نمی خواهی به مردم گفته بشود آی مردم شما در عالم امتحان هستید مرحله اول به خاطر ظلم باید به سمت حکومت دینی بیایید. مرحله دوم باید پای حکومت دینی بی ایستید، و نسبت به کسانی که می آیند و این حکومت دینی را ادامه بدهند شما پا برجا باشید. امتحانی که قبلا از همه امت ها شده است.
بعضی ها همان مرحله اول جا زدند و نیامدند، یهودی ها مرحله اول آمدند مرحله دوم جا زدند. الان هم امت پیامبر (صلی الله علیه واله وسلم) همه دوران ها هم این اتفاق می افتد چه صفویه اش باشد، چه قبلش باشد و چه بعدش باشد مردم این امتحان را خواهند داشت این چرخه تاریخ هَیْ تکرار می شود. اگر مردم در مرحله دوم خوب جواب دادند به سمت ظهور می روند. (وَإِنْ تَتَوَلَّوْا يسْتَبْدِلْ قَوْمًا غَيرَكُمْ)
(هَا أَنْتُمْ هَؤُلَاءِ تُدْعَوْنَ لِتُنْفِقُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَمِنْكُمْ مَنْ يبْخَلُ وَمَنْ يبْخَلْ فَإِنَّمَا يبْخَلُ عَنْ نَفْسِهِ وَاللَّهُ الْغَنِي وَأَنْتُمُ الْفُقَرَاءُ وَإِنْ تَتَوَلَّوْا يسْتَبْدِلْ قَوْمًا غَيرَكُمْ ثُمَّ لَا يكُونُوا أَمْثَالَكُمْ)
آري، شما همان گروهي هستيد که براي انفاق در راه خدا دعوت ميشويد، بعضي از شما بخل ميورزند؛ و هر کس بخل ورزد، نسبت به خود بخل کرده است؛ و خداوند بينياز است و شما همه نيازمنديد؛ و هرگاه سرپيچي کنيد، خداوند گروه ديگري را جاي شما ميآورد پس آنها مانند شما نخواهند بود (و سخاوتمندانه در راه خدا انفاق ميکنند).
سوره محمد (47): آیه 38
دقیقا مشخص است امتحان چه است برای همه دورانها این اتفاقات رخ می دهد یک عده در همان مرحله اول جا می زنند و یک عده به مرحله می روند و در مرحله دوم خرابکاری می کنند.
مجری:
مرحله دوم سخت هم است.
استاد ابو القاسمی:
طبیعتا سختتر است. (أَحَسِبَ النَّاسُ أَنْ يتْرَكُوا أَنْ يقُولُوا آمَنَّا وَهُمْ لَا يفْتَنُونَ)؛ این ها همه اش به هم نظام متصل است. شما هَیْ می خواهی بگویی من دوست ندارم من این طوری فکر می کنم، من این طوری استحسان می کنم
«مَنْ فَسَّرَ الْقُرْآنَ بِرَأْيِهِ فَلْيَتَبَوَّأْ مَقْعَدَهُ مِنَ النَّار»
عوالي اللئالي العزيزية في الأحاديث الدينية؛ نويسنده: ابن أبي جمهور، محمد بن زين الدين (تاريخ وفات مؤلف: زنده در 901 ق) ، محقق / مصحح: عراقى، مجتبى، ناشر: دار سيد الشهداء للنشر، قم: 1405ق، ج4، ص104
آماده جایگاه خیلی درجه یک در آتش جهنم باشید. این راجع به این موضوع.
مجری:
خیلی متشکرم بیرویم کلیپ بعدی را هم ببینیم.
استاد ابو القاسمی:
بله خوب است کلیپ بعدی را ببینیم
کلیپ شماره دو از اقای سلیمانی اردستانی:
عقل بشری به این جا رسیده، حکومت باید دموکراتیک باشد، مال مردم باشد، امام علی هم فرمود حکومت مال شما است به هرکس خواستید می دهید. این حدش را فرمود ولی این حدش را نفرمود که متناسب با زمان نبود که باید تفکیک قوا هم باشد.
مجری شبکه ولی عصر:
این هم یک نظر دیگر!
استاد ابو القاسمی:
شما ملاحظه کنید ایشان می گوید حضرت علی این را گفتند اما یک سری چیزها را هم نگفتند آنها را من دارم می گویم. چرا باید قبول کنیم؟ چون آن موقع عقل بشری به آن نمی رسید. عقل بشری توانایی فهم اینها را آن موقع نداشت. شما که می گویید از همان اول عقل مقدم بر پیغمبر بوده، همان اول اول مگر شما این حرفها را نمی زدید؟
بارها در صحبتهایش جایی که نیاز به شریعت در فهم مطلب است می گوید عقل باید مقدم باشد، عقل هم از زمان حضرت آدم همه می فهمیدند تا الان، همه خوب می فهمند. جایی که می خواهد انسان به عقل مراجعه کند ان شاء الله کلیپ هایش را داریم و در هفته بعد پخش می کنیم در مورد بحث عصمت پیامبر می گوید این جا ما اصلا با عقل که نباید جلو برویم، باید روایتها را ببینیم چه گفته اند، آیات را ببینیم چه گفته اند. چون در آیات آمده که پیغمبر یک کارهای خلاف عصمت انجام داده پس من نمی توانم بپذیرم.
آقا اگر شما عصمت را عقلا قبول نداشته باشی قرآن رو هوا می رود. اگر شما نخواهید عقلا در مرحله قبل از قرآن، در مرحله قبل از روایات عصمت را ثابت نکنی دیگر قرآنی باقی نمی ماند. چرا قرآن را قبول کنی؟ به چه دلیل می خواهی قرآن را قبول کنی؟ حالا یک شخصی کتابی آورد و گفت خدا فرستاده است به چه دلیل باید قبول کنی؟ عقل بیاید این ها را بگوید. عقل می گوید پیامبر باید معصوم باشد. عقل می گوید پیغمبر باید بتواند تفکیک کند بین چیزی که دینی است و دینی نیست. باید بفهمد. عقل می گوید باید پیامبر اسوه باشد. عقل می گوید باید پیغمبر بین وحی شیطانی و وحی الهی باید تفکیک قائل بشود و فرقش را بفهمد. و خیلی مسائل دیگر.
می گوید نه آنجاها ما خیلی به عقل کار نداریم ما می گوییم فقط پیامبر در ابلاغ دین معصوم است و لا غیر! چرا؟ چون در قرآن یک جاهایی داریم که این جا پیامبر حضرت موسی مثلا قبطیه را کتک زد. یا مثلا حضرت موسی یقه هارون را گرفت و موهایش را کشید. عقلت این جا برایش توجیه ندارد؟ چرا هزار و یک توجیه دارد. توجیه که نه اصلا مشخص است که چه است. اگر کسی روایات شیعه را ملاحظه کرده باشد بعد به قرآن مراجعه کند قشنگ می فهمد آیه چه دارد می گوید.
ایشان می گوید نه، آن چیزی که در آن دوران مردم به آن نیاز داشتند حضرت علی گفته حکومت برای شما است به هرکس خواستید بدهید. اما این که تفکیک قوا باید بشود و حکومت دست یکی باشد اما یک عده دیگر جدا باشند و بتوانند او را عزل کنند و نظارت بر او بکنند این را حضرت علی ان موقع چون مردم نمی کشیدند لذا برایشان مطرح نکرد. حالا مطرح نکرده حداقل یک اشاره می کرد.
شما که این همه برداشت های عجیب و غریب از روایت ها می کنید می گوید نه این جاهایی که حضرت نگفتند من که دیگر تشخیص می دهم. برداشتهای سلیقه ای، قرآنش را آن طور ترجمه می کند روایاتش را این طور، می گوید حضرت علی نگفته چون مردم نمی فهمیدند. بعد ما بیاییم بگوییم قضیه دعوای حضرت موسی و هارون به خاطر همین قضیه مدارات و جهل الناس بوده است. نه چرا شما همچنین حرفی می زنید این اشتباه است؟
ان شاء الله در این هفته می رسیم چهار تا کلیپ پشت سرهم است رفت و برگشتی بین ایشان و یکی از کسانی که با ایشان مناظره کردند می گوید این که تو می گویی خلاف قرآن است، نه تو نمی فهمی، قرآن یک، دو سه چهار این دلیل ها است می گوید نه من اگر بخواهم این ها را قبول کنم با فلان روایت مشکل می خورد. قرآن و روایت می گفتی تو که قرآن و عقل گفتی روایت ها را قبول ندارم این جا می گوید اگر قبول کنم با فلان روایت مشکل می خورم آن هم روایتهای ضعیف سنیها.
یعنی ایشان به هیچ وجه من الوجوه حاضر به قبول آن چیزی که به عنوان عقل در جای استدلال درستش و قرآن در جای استدلال درست می شود نخواهد بود. کلیپ بعدی را ببینیم و بعد راجع به آن صحبت می کنیم.
کلیپ شماره سه از سلیمانی اردستانی:
از سوی دیگر در سراسر قرآن خطاهایی داریم که به پیامبران نسبت داده شده است مخصوصا مخالف اعتقاد رایج شیعه که می گوید هنگام تولد تا هنگام وفات حضرت موسی می زند یک کسی را می کُشد ناخواسته این کار را می کند، خطا است بعدا هم می گوید اشتباه کردم. بعد از رسالتش از کوه پایین می آید ریش برادر را می گیرد می کَشَدْ و بعد معلوم می شود که حق با هارون بوده است. آقایان خیلی به دردسر خودشان را انداختند که خطاهایی که قرآن مجید به انبیاء نسبت می دهد این ها را یک جورهای توجیه کنند. می گویند ترک اولی است ریش برادر را کندن ترک اولی است؟ او التماس می کند یابن ام نکن!
(قَالَ يا ابْنَ أُمَّ لَا تَأْخُذْ بِلِحْيتِي وَلَا بِرَأْسِي إِنِّي خَشِيتُ أَنْ تَقُولَ فَرَّقْتَ بَينَ بَنِي إِسْرَائِيلَ وَلَمْ تَرْقُبْ قَوْلِي)
(هارون) گفت: «اي فرزند مادرم! [= اي برادر!] ريش و سر مرا مگير! من ترسيدم بگويي تو ميان بني اسرائيل تفرقه انداختي، و سفارش مرا به کار نبستي!»
سوره طه (20): آیه 94
این می گوید ترک اولی است. آدم کشتن ترک اولی است؟ ترک اولی چه است؟ خطا است. خطا می کردند در مسائل دیگر.
حالا این نکته جالب است قرآن مجید می فرماید قبل از این که به تو وحی کنیم هیچ نمی دانستی، نمی دانستی ما الکتاب و ما الایمان؟ تعبیر در قرآن این است: (مَا كُنْتَ تَدْرِي مَا الْكِتَابُ وَلَا الْإِيمَانُ)
(وَكَذَلِكَ أَوْحَينَا إِلَيكَ رُوحًا مِنْ أَمْرِنَا مَا كُنْتَ تَدْرِي مَا الْكِتَابُ وَلَا الْإِيمَانُ وَلَكِنْ جَعَلْنَاهُ نُورًا نَهْدِي بِهِ مَنْ نَشَاءُ مِنْ عِبَادِنَا وَإِنَّكَ لَتَهْدِي إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ)
همان گونه (که بر پيامبران پيشين وحي فرستاديم) بر تو نيز روحي را بفرمان خود وحي کرديم؛ تو پيش از اين نميدانستي کتاب و ايمان چيست (و از محتواي قرآن آگاه نبودي)؛ ولي ما آن را نوري قرار داديم که بوسيله آن هر کس از بندگان خويش را بخواهيم هدايت ميکنيم؛ و تو مسلما به سوي راه راست هدايت ميکني.
سوره شوری (42): آیه 52
نمی دانستی کتاب چه است؟ مصداق ایمان چه است؟ نمی دانستی ما این ها را به تو وحی کردیم. قبلش پس نمی دانسته هیچی، هیچی یعنی به اندازه مردم می دانسته است. بعدش وحی کرده است در حیطه وحیش می داند، اما مسائل دیگرش چه؟ زندگی شخصی اش چه؟ زندگی شخصی اش ربطی ندارد.
مجری شبکه حضرت ولی عصر:
بله نکاتی را گفت نمی دانم، با ابتدائیات گیر است اگر وحی را درست فهمیده بود خیلی از این بحث ها مطرح نمی شد که وحی از کیْ شروع می شود آیا با رسالت همزمان است؟ استاد نکات و توضیحات را شما بفرمایید در خدمت تان هستیم.
استاد ابو القاسمی:
ملاحظه کنید، آیاتی که به دلش نمی چسپد، هیچی نمی دانستی، که هیچ نمی دانستی در حیطه قومت هیچی نمی دانستی! آقا آیه می گوید هیچی نمی دانستی چرا آن طرفش را نمی گویی؟ می گوید عقلش کار نمی کند، آقای سلیمانی اردستانی به چه دلیل شما در این آیه می گویی هیچی نمی دانستی یعنی چه؟ به اندازه قومت نمی دانستی، هیچی نمی دانستی. سیاق است، چرا سیاق را بقیه جاها قبول نمی کنی؟ برداشت شکمی از قرآن همین می شود.
هرکجا دلش می خواهد می گوید این جا سیاق را نمی شود نگاه کرد، اگر دلش می خواهد می گوید نه سیاق را باید نگاه کنیم، این جا اگر بگویم به اندازه قومت نمی فهمی که نمی شود قومت می فهمیدند عقل داشتند تو هم عقل داشتی اما غیر او هیچی نمی دانستی. نه آقا آیه می گوید هیچی نمی دانستی!
اما برویم از اول می گوید این دعواهایی که در قرآن راجع به حضرت موسی و هارون آمده است یا مطالبی که آمده است این ها با اعتقاد رایج شیعه نمی سازد. حالا آن طرفش را بگوییم این که حضرت عیسی از زمان تولد پیغمبر شد با اعتقاد شما می سازد؟ انسان عادی بود؟ این که یحیی از زمان تولد پیغمبر شد انسان عادی بود؟ چرا از زمان تولد پیغمبر شده است؟ چرا عیسی از زمان تولد کتاب داشته است؟ به چه دلیل خدای متعال به عیسی در زمان تولد کتاب داده و فلان آدم حرام زاده به دنیا آمده است فرق شان چه است؟ آیا خدا به او ظلم کرده است؟ شما با عقل حکم کن چه جواب می خواهی بدهی؟
اگر شما عالم قبل از این عالم را قبول نکنی، و بگویی من در این عالم از اول که به دنیا آمدم عقل دارم پیغمبرها هم عقل داشتند من هم یک وظیفه ای دارم به حرفهای پیغمبرها مراجعه کنم الان یک بچه ای در نوزادی حرف بزند یک جنی برود در بدنش حرف بزند الان خیلی از بچه ها را جلوی آئینه می گذارند بچه شروع می کند با جن حرف زدن، جن دارد صحبت می کند ایا این هم پیغمبر حساب می شود؟ به چه دلیل عیسایی که صحبت می کند پیغمبر حساب می آید؟ هرکس یک حرفی زد قبول می شود آن هم از زمان نوزادی، چرا خدا به او داده است؟ مگر شما عقل نمی گویی این ها را بیا با عقل حلش کن. می توانی حلش کنی یانه؟
جز جهان بینی شیعی که ما یک عالمی قبل داشتیم که در آن عوالم امتحان شدند وقتی در این عالم می آیند خدا این ها را معصوم در این عالم آورده است نمی توانی حلش کنی!
اما حضرت موسی از کوه برگشت ریش برادرش را گرفته و دعوا کردند، خیلی ساده است دعوا زرگری است مگر دعوای دو تا ملک جلوی داود دعوای واقعی بوده است؟ دعوا زرگری است. روایت دعوای حضرت زهرا (سلام الله علیها) با امیر المؤمنین (علیه السلام) بعد از فدک، اگر درست باشد چون سندش با خطبه فدکیه فرق می کند. اگر درست باشد دعوای زرگری است. مردم نمی فهمیدند باید بیایند جلوی شان دعوای زرگری بکنند تا مردم متوجه بشوند. «نُكَلِّمَ النَّاسَ عَلَى قَدْرِ عُقُولِهِمْ»
«إِنَّا مَعَاشِرَ الْأَنْبِيَاءِ أُمِرْنَا أَنْ نُكَلِّمَ النَّاسَ عَلَى قَدْرِ عُقُولِهِمْ»
الكافي (ط - الإسلامية)، نویسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الكتب الاسلامیة، ج1، ص23، كتاب العقل والجهل
چطور شما در آن ماجرا می گویی آن موقع عقل مردم نمی رسید، مجبور است یک سری چیزها را نگوید، مجبور است یک سری کارها را بکند، این جا چرا نمی گویی یک سری کارها را بکند تا مردم بفهمند؟
آقا، سامری آمده گوساله طلایی درست کرده گوساله زنده شده است. (فَقَبَضْتُ قَبْضَةً مِنْ أَثَرِ الرَّسُولِ فَنَبَذْتُهَا)
(قَالَ بَصُرْتُ بِمَا لَمْ يبْصُرُوا بِهِ فَقَبَضْتُ قَبْضَةً مِنْ أَثَرِ الرَّسُولِ فَنَبَذْتُهَا وَكَذَلِكَ سَوَّلَتْ لِي نَفْسِي)
گفت: «من چيزي ديدم که آنها نديدند؛ من قسمتي از آثار رسول (و فرستاده خدا) را گرفتم، سپس آن را افکندم، و اينچنين (هواي) نفس من اين کار را در نظرم جلوه داد!»
سوره طه (20): آیه 96
این را هم شما نمی توانی با عقل خودتان توجیه کنی، اصلا این برای شما راه ندارد، چه ربطی دارد (فَقَبَضْتُ قَبْضَةً مِنْ أَثَرِ الرَّسُولِ فَنَبَذْتُهَا)؛ اگر گوساله را با صنعت درست کرده بود باد داخلش می رفت صدا می داد دیگر آن مشت خاک از پای الرسول یعنی چه؟ نه آقا این آدم یک کاری شبیه جادو انجام داده است یک چیزی که بنی اسرائیل می خواستند و عاشقش بودند درست کرده است موسی علی نبینا و اله و علیه السلام زد گوساله طلایی رنگ را کشت سامری گوساله طلایی رنگ درست کرد. در نظر بنی اسرائیل کدام قوی تر است؟
آقای سلیمانی شما خودتان را جای یهودی ها بگذار، کدام قویتر هستند؟ مشخص است سامری! این جا باید حضرت موسی یک کاری بکند که وقتی می آید مردم طرف سامری نروند. اولین کاری که کرد یک دعوای زرگری جدی با برادرش کرد همه ترسیدند.
مجری:
کار رسانه ای است، امروز رسانه همین است.
استاد ابو القاسمی:
احسنت، همه گفتند این توپش خیلی پر است. ما کنار می ایستیم بگذار دعوایش را با سامری بکند نتیجه اش را می بینیم. اما اگر این کار را نمی کرد همه پشت سامری می ایستادند. خیلی روشن است که دعوا زرگری است. شما خودت را سیاستمدار می دانی و پیغمبر را سیاستمدار نمی دانی؟
مجری:
همان است اگر بخواهد حق را قبول کند می تواند قبول کند ولی ظاهرا قبول نمی کند.
استاد ابو القاسمی:
ایشان به هیچ وجه دنبال تطبیق قواعدی که خودش برای سیاست قبول دارد، قواعدی که خودش برای عقل و خودش برای قرآن قبول دارد در جاهایی که به ضررش باشد قبول نمی کند.
مجری:
طبیعتا باید یک مبنایی داشته باشد. ایشان حرف هایش با یکدیگر کاملا در تناقض و تعارض است. جناب اقای دکتر ابو القاسمی از حضور تان در برنامه خیلی متشکرم از محضرتان استفاده کردیم و بهره بردیم ان شاءالله که در جلسات آتی در خدمت شما باشیم.
عزیزان بیننده امیدوارم که مطالب برای شما مورد استفاده قرار گرفته باشد ما را از دعای خیرتان فراموش نکنید، تا دیدار دیگر شما را به خدای منان می سپاریم اللهم عجل لولیک الفرج!
دکتر وحید رضایی
29 آبان 1404 - ساعت 06:57به والله العلی العظیم من حاضرم با ادله محکم ثابت کنم که سلیمانی اردستانی یهودی مارانوس هست و بعد از وعده صادق یک ،سر و کله ش پیدا شد تا از نفوذی که کرده بر علیه دشمن یهود که شیعیان هستند اقدامی کند تا حدی که میتواند.