-
ام الائمه - ویژه ایام شهادت حضرت فاطمه زهرا سلاماللهعلیها 23 آذر 1402
-
اسماء بنت عمیس 22 آذر 1402
56:28 دقیقه -
هجوم به خانه حضرت زهرا (سلام الله علیها) 8 آذر 1402
1:00:58 دقیقه -
دکتر ابوالقاسمی
56:08 دقیقه
فضائل حضرت زهرای مرضیه (سلام الله علیها) 7 آذر 1402 -
حجت الاسلام و المسلمین بهرامی زاد
56:17 دقیقه
ام الائمه - ویژه ایام شهادت حضرت فاطمه زهرا سلاماللهعلیها 6 آذر 1402 -
ام الائمه - ویژه ایام شهادت حضرت فاطمه زهرا سلاماللهعلیها 5 آذر 1402
54:38 دقیقه -
ام الائمه - ویژه ایام شهادت حضرت فاطمه زهرا سلاماللهعلیها 4 آذر 1402
55:57 دقیقه -
ام الائمه - ویژه ایام شهادت حضرت فاطمه زهرا سلاماللهعلیها 3 آذر 1402
55:34 دقیقه -
ام الائمه - ویژه ایام شهادت حضرت فاطمه زهرا سلاماللهعلیها 2 آذر 1402
54:29 دقیقه -
ویژه برنامه ام الائمه - بررسی اسناد تاریخی شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها 7 دی 1401
1:27:49 دقیقه -
ویژه برنامه ام الائمه - بررسی اسناد تاریخی شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها 6 دی 1401
1:21:05 دقیقه -
ویژه برنامه ام الائمه - بررسی اسناد تاریخی شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها 5 دی 1401
1:22:59 دقیقه -
ویژه برنامه ام الائمه - بررسی اسناد تاریخی شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها 3 دی 1401
1:23:09 دقیقه -
ویژه برنامه ام الائمه - بررسی اسناد تاریخی شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها 2 دی 1401
1:28:35 دقیقه -
ویژه برنامه ام الائمه - بررسی اسناد تاریخی شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها 1 دی 1401
1:08:10 دقیقه
چرا این قدر فاطمیه اهمیت دارد؟ حجت الاسلام والمسلمین دکتر عباسی
قسمت یازدهم ویژه برنامه ام الائمه با کارشناسی حجت الاسلام والمسلمین دکتر عباسی
دیگر قسمت ها
برنامه ام ا لائمه – 24 09 1402 (قسمت یازدهم)
عنوان برنامه: ویژه برنامه (ایام شهادت حضرت فاطمه زهرا سلاماللهعلیها) کلیدواژه: فاطمیه؛ حضرت زهرا (سلام الله علیها)؛ هجوم؛ تاریخ شیعه؛ تمسک به اهل بیت (علیهم السلام)؛ تاریخ سازی؛ سیره فاطمی؛ حدیث ثقلین؛ خطبه؛ اجر رسالت؛ امامت الهی!
استاد: اقای حجت الاسلام والمسلمین عباسی
مجری: آقای علی اسماعیلی
مجری:
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
دست من و عنایت و لطف و عطای فاطمه * قلب من و محبت و مهر، ولای فاطمه
کسی که قدر و هل أتی گفته خدا به وصف او * کجا قصیده های من بود رسا به وصف او
فاطمه ای که مصطفی خوانده به رتبه مادرش * به احترام می کند قیام در برابرش
به دست و سینه و جبین بوسه زند مکررش * بوی بهشت یافته از دم روح پرورش
عصمت و داوری نبود اگر نبود فاطمه * جنت و کوثری نبود اگر نبود فاطمه
هیچ پیمبری نبود اگر نبود فاطمه * احمد و حیدری نبود اگر نبود فاطمه
اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَة وَ اَبیها وَ بَعْلِها وَ بَنیها وَ سِرِّ الْمُسْتَوْدَعِ فیها بِعَدَدِ ما اَحَاطَ بِهِ عِلْمُکَ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِه مُحَمَّد وَ عَجِّلْ فَرَجَهُم، السَّلَامُ عَلَى الْمَهْدِيِّ الَّذِي وَعَدَ اللَّهُ بِهِ الْأُم السَّلَامُ عَلَى رَبِيعِ الْأَنَامِ وَ نَضْرَةِ الْأَيَّام یا بقیة الله آجرک الله!
سلام، درود و ارادت محضر شما مردم عزیز، بینندگان گرانقدر شبکه جهانی حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف)؛ عزاداران فاطمی، به برنامه ام الائمه خیلی خوش امدید، با افتخار در خدمت شما هستیم، عرض تسلیت و تعزیت محضر مولا و آقا جان مان حضرت ولی عصر (ارواح له الفداء) و خدمت همه شما مشتاقان، شیفتگان و ارادتمندان به آن حضرت.
خدای عزیز را شاکریم که این شب ها و روزهای فاطمیه بویژه شب ها در ویژه برنامه ام الائمة توفیق خادمی، نوکری و خدمتگزاری به آستان حضرت مادر داریم و با این ویژه برنامه در خدمت شما عزیزان دل هستیم ان شاء الله حضرت زهرای مرضیه از همه ما بپذیرند.
از شب اولی که برنامه مان آغاز شد یک به یک اساتید و کارشناسان شبکه در برنامه حضور پیدا کردند و امشب هم توفیق داریم در خدمت برادر عزیز و بزرگوار صدیق معظم، جناب حجت الاسلام و المسلمین حاج آقای عباسی هستیم، جناب استاد سلام علیکم و رحمة الله عرض تسلیت و تعزیت!
استاد عباسی:
سلام علیکم و رحمة الله بنده هم محضر شما و بینندگان عزیز و گرامی شبکه حضرت ولی عصر (ارواحنا له الفداء) عرض سلام و ادب و احترام و همین طور عرض تسلیت دارم. امیدوارم که خدای متعال به ما توفیق بهترین عزاداری را در محضر زهرای مرضیه صدیقه شهیده (سلام الله علیها) عنایت کند و آن چه که در این شب ها به واسطه عزاداری ها، اشک ها، توسل ها به مقربین درگاهش عنایت می فرماید به ما هم عنایت بفرماید.
مجری:
حاج آقای عباسی، یکی از نکات مهم این که شاید برای برخی سوال بشود چرا این قدر فاطمیه اهمیت دارد؟ چرا این که همه باید به فاطمیه و شهادت حضرت زهرا بپردازیم چه شیعه، چه سنی و این که واقعاً چرا شیعه این قدر دارد سنگ تمام می گذارد؟ این را دارم می بینم هر سال می گذرد الحمد لله رب العالمین مجالس و محافل فاطمی با شکوه و عظمت بیشتر برگزار می شود. امسال هم الحمد لله بسیار بسیار پر رونق هست جواب این چراها چیست؟
استاد عباسی:
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ وبه نستعین إنه خیر ناصر ومعین ثم الصلاة والسلام علی سیدنا و نبینا ابا القاسم مصطفی محمد وعلی اهلبیته الطیبین الطاهرین المعصومین المنتجبین سیما بقیة الله في الارضین روحی وارواح العالمین لتراب مقدمه الفداء واللعن الدائم علی اعدائهم اجمعین الی قیام یوم الدین!
سوال خوبی را مطرح فرمودید همان طور که اشاره داشتید الحمد لله رب العالمین سال به سال عزای مادر سادات زهرای مرضیه صدیقه شهیده (سلام الله علیها) با شکوه تر دارد برگزار می شود. معارف فاطمی بیشتر بیان می شود عزاداری ها مفصل تر می شود این البته مربوط به دوران معاصر ما نیست.
در طول قرون متمادی مسئله عزاداری در شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیها) وجود داشت و پر رنگ بوده، فقط تأمل کردن در حقایق مسئله و حقایق فاطمیه بسیار مهم هست و پاسخ به سوالی که فرمودید آن این که مقداری از مسئله ممکن است با احساس، عشق، ارادت و حس قلبی مان شکل بگیرد. اما لازم هست دائماً بازخوانی بشود و در وجود ما تعمیق پیدا بکند.
مجری:
شور و شعور فاطمی با هم در کنار هم!
استاد عباسی:
بله احسنت، یعنی دائماً در وجودمان عمق پیدا بکند پاسخ به این سوال می تواند آن عمق را برای ما ایجاد بکند. یکی از چیزهایی است که می تواند کمک به این مسئله بکند این که خومان فکر و بررسی به صورت دقیق، علمی و آگاهانه بکنیم حقیقتاً چرا باید این مقدار مایه گذاشت این مقدار تلاش کرد این مقدار گروه های مختلف، جریان های مختلف، افراد مختلف و مردم پای کار بیایند هر کسی یک گوشه کار را بگیرند.
الان شرایط اقتصادی در مملکت مان خیلی رو براه نیست در این بین هزینه های زیادی مردم دارند پرداخت می کنند. یک نفر گوشه چایخانه می گیرد یک نفر گوشه آشپزخانه را می گیرد یک نفر فرش و ... تهیه می کند یک نفر سیاه پوش تهیه می کند. همه شرکت می کنند مثلاً سراغ خانواده ای بروید یک فرزند شش، هفت ساله دارد می خواهد لباس مشکی گرمی برای زمستان که فاطمیه در زمستان واقع شد بگیرد تا آن کسی که می خواهد سفره داری، مهمان داری و هیئت داری بکند.
خیلی مهم است بدانیم چرا دارد این اتفاق ها می افتد؟ یک وقت مسئله شهادت حضرت زهرا و اتفاقات بعد از رحلت و شهادت رسول گرامی اسلام را یک اتفاقات تاریخی می دانیم می گوییم در تاریخ اتفاق های افتاد بد هم نیست بدانیم. جنگ احد چه سالی بود؟ جنگ بدر کجا واقع شد و چند نفر به شهادت رسیدند؟
یک وقت دیدمان این است یک اتفاق تاریخی مثل بقیه اتفاق های تاریخی باشد و به همان مقدار داریم به آن توجه می کنیم یک موقع می گوییم این یک اثر گذار، کارکرد و بُعد مهم دیگری دارد که به آن بُعد باید پرداخته بشود.
همان طور که بقیه مسائل تاریخی هم خیلی هایش فقط مسئله تاریخی نیست بلکه مسئله کلامی و اعتقادی است.
مثلاً هجرت پیامبر از مکه به مدینه را نمی توانید بگویید یک مسئله تاریخی صرف بود تمام شد. یک مسئله ای است که در تقویم، کلام، اعتقادات شیعه و اسلام به صورت کلی تأثیر گذار بود و خیلی از وقایع دیگر.
اما فاطمیه یکی از آن وقایعی هست که جنبه کلامی و جنبه اعتقادی آن بر جنبه تاریخی آن برتری دارد؛ یعنی جنبه تاریخی آن فقط و فقط پایه های بحث را آماده کرد آن زیست بوم را فراهم کرد برای این که جنبه کلامی نشان داده شود و بروز و ظهور پیدا کند.
یعنی از بستر تاریخی به بستر کلامی و اعتقادی می رسیم. ظاهر ماجرا این هست که این بستر اعتقادی، بستر اعتقادی شیعه و مربوط به شیعه است. شاید اهل سنت خودشان را با مسئله فاطمیه بیگانه بدانند بگویند چرا فاطمیه باید باشد، علاقمند نیستیم اتفاقاتِ صدر اسلام را مدام نقل بکنیم بیایید این اتفاقات را کنار بگذاریم و ندیده بگیریم موضوع تمام شده است. شاید این گذشته الان دارد تأثیر منفی در زندگی و دوران معاصر ما می گذارد.
مجری:
تصور این است که یک دعوای خانوادگی است دو نفر با هم یک دعوایی داشتند بگوییم بیایید آشتی کنید تمام بشود بعضی ها می گویند بر گذشته صلوات!
استاد عباسی:
بله، می گویند قصه تمام شد خود آن ها نیستند الان ما داریم بر سر حق و حقوق، صحبت ها، اختلافات و نظرات آن دوره داریم تأکید می کنیم. گذشته خراب شد الان هم به خاطر خرابی گذشته داریم خراب می کنیم.
این بحث، این را روشن می کند اگر الان شیعه ای یا مجموع شیعه یک روز به این تصمیم برسند فاطمیه را بی خیال بشویم و کنار بگذاریم اتفاقات صدر اسلام را مدام نگوییم بتوانیم با همدیگر بهتر زندگی کنیم مثلاً وحدت مان با همدیگر بیشتر بشود.
آیا این کار، کار درست یا کار غلطی هست؟ آیا این کار شدنی یا نا شدنی هست؟ اگر شدنی هم باشد آیا کاری است که مورد تأیید دین ما هست یا خیر؟ لذا محورهای که می خواهم بیان کنم می تواند پاسخی باشد یا حداقل زمینه برای فکر و پاسخی برای این سوالات باشد کمک خوبی به قصه می کند.
این که چرا فاطمیه اهمیت دارد؟ سه نکته می خواهم عرض کنم قطعاً می شود محورها و نکات دیگری را برایش بیان کرد یک محور به حدیث ثقلین بر می گردد. وقتی در حدیث ثقلین دو محور بیان می شود:
«كِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِي أَهْلَ بَيْتِي»
آن چه که پیامبر میراث از خودشان بر جای می گذارند. میراث از خودشان به معنای میراث شخص پیامبر نیست. میراث پیامبریِ پیامبر و دین پیامبر است چون اگر حضرت می خواستند در رابطه با ارثی که خودشان به عنوان فرزند عبد الله بر جای می گذارند ارث با بیان کنند باید در رابطه با خانه، زمینی یا اموالی صحبت می کردند.
وقتی «إِنِّي تَارِكٌ فِيكُمُ الثَّقَلَيْنِ» را دو چیز گرانبهاء به عنوان وصیت و جانشین خودشان که جانشین دینی هست بیان می کنند، یعنی این که مربوط به وجه و شخصیت اسلامی حضرت به عنوان پیامبر است. این دو ویژگی را به عنوان امانت در بین مردم به جا می گذارند در ادامه روایت زمینه ای دارد که:
«مَا إِنْ تَمَسَّكْتُمْ بِهِمَا لَنْ تَضِلُّوا بَعْدِي أو بعده»
المسترشد في إمامة عليّ بن أبي طالب عليه السلام؛ طبرى آملى كبير، محمد بن جرير بن رستم (وفات: ق 4)، محقق / مصحح: محمودى، احمد، ناشر: كوشانبور، ص 559
اگر به این دو تا تمسک کردید یعنی به کتاب خدا و عترت اهل بیت بعد از من یا بعد از این یعنی بعد از این تمسک هرگز گمراه نمی شوید ابدائی که شما فرمودید. این متن روایت هست تا «إلی یوم القیامة» تمسک به قرآن و اهل بیت (علیهم السلام) موجب هدایت افراد خواهد بود.
شخص اصلی و شاخص در بین اهل بیت (علیهم السلام)، حضرت زهرا (سلام الله علیها) است، به دلیل روایات فراوان در تعبیر امام صادق «حجة الله علی الحجج» در تعبیر امام کاظم (علیهم السلام) مادرمان حضرت زهرا (سلام الله علیها) حجت بر ما هست. مسئله حجت بودن مطرح شد به خاطر حدیث:
«لَوْلَاكَ لَمَا خَلَقْتُ الْأَفْلَاك»
بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بيروت)؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، ناشر: دار إحياء التراث العربي، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، ج16، ص406
و خیلی از موارد دیگر. اگر این گونه هست که حضرت زهرا (سلام الله علیها) عترت هستند و مرکز و محور این عترت هستند که بقیه اهل بیت مربوط به ایشان هستند بنابراین زندگی، رفتار، برخورد و ویژگی های ایشان باید برای ما اهمیت داشته باشد. چون همانی هستند که «مَا إِنْ تَمَسَّكْتُمْ بِهِمَا» تمسک کردن یعنی اطاعت کردن، تمسک کردن یعنی دیدن و الگو برداشتن و به عنوان الگو استفاده کردن.
حضرت زهرا (سلام الله علیها) در امور مختلف چه دیدگاه، منش و سیره ای داشتند؟ در مدت بازه زمانی حیات پیامبر بعد از زمان شهادت حضرت با آدم ها چه برخوردی داشتند؟ چه جریانی را تأیید کردند و چه جریانی را تأیید نکردند؟ یعنی حضرت زهرا (سلام الله علیها) هم تاریخ و هم تاریخ ساز هستند. هم عقیده و هم عقیده ساز هستند. یعنی این که سیره حضرت چه بود؟ یک وقت می خواهیم سیره حضرت را بدانیم
مجری:
صرف موضوع تاریخی نیست
استاد عباسی:
بله، نمی خواهیم بدانیم یک آدم بزرگ چطوری ممکن است عظمت و بزرگیش را نشان بدهد، به به حضرت چه عظمتی داشتند! نه می خواهیم بدانیم و از آن سیره تبعیت و پیروی بکنیم یکی از موارد باید بر اساس حدیث ثقلین «مَا إِنْ تَمَسَّكْتُمْ بِهِمَا» همان طوری که قرآن نو به نو، روز به روز باید مراجعه، تفسیر و تبیین بشود مورد احتجاج و دقت قرار بگیرد شخصیت و رفتار حضرت زهرا (سلام الله علیها) و اتفاقاتی که در رابطه با ایشان افتاد باید این مسئله بوجود بیاید.
چون یک بخشی از فاطمیه آن چیزی است که در رابطه با حضرت اتفاق افتاد یک بخشی از آن هم سیره حضرت در هفتاد و پنج یا نود و پنج روز است. برخورد، منش و اتفاقی که حضرت با دیگران و رقم زدند. یعنی این که نسبت به یک نفر خطبه می خوانند از یک نفر حمایت می کنند کسی می خواهد به عیادت شان بیاید عیادت این را می پذیرند آن را نمی پذیرند.
با زنان اهل مدینه چطور صحبت می کنند؟ درب خانه مهاجر و انصار چرا می روند؟ وقتی می روند چه کلامی را می گویند؟ یعنی تمام آن چه که در این نود و پنج روز اتفاق افتاد به عنوان یک پَک کامل از سیره ای است که «مَا إِنْ تَمَسَّكْتُمْ بِهِمَا لَنْ تَضِلُّوا بَعْدِي أو بعده» که باید تمسک بکنیم.
اگر باید تمسک بکنیم شیعه و سنی هم ندارد این روایت متواتر است شیعه و اهل سنت هم قبول دارد هر دو هم جایگاهی تمسکی حضرت زهرا (سلام الله علیها) را می دانیم؛ پس فاطمیه مال همه مسلمان ها هست و همه مسلمان ها باید نسبت به آن حساس باشند.
در پرانتز عرض کنم ملاک این که ما به یک امری در امر دین می پردازیم ملاکش دوست داشتن آن اتفاق یا خوش مان بیاید یا دل مان خنک بشود، در قصه فاطمیه شاید اهل سنت فکر کنند شیعه دوست دارد قصه فاطمیه را بگوید به خاطر این که در قصه فاطمیه حقانیت حضرت زهرا ثابت می شود و کیف می کند این را مطرح کند.
وِجه دیگرش این است که ما داریم از این قضیه عذاب می کشیم هر باری که این مصیبت را می شنویم روضه برای ما هست این غم برای مان دارد تازه می شود. شما وقتی که این ماجرا را می شنوید ممکن است کار مقداری برای تان سخت تر باشد علاوه بر این که شنیدن این ظلم ها، مصیبت و ... سخت است.
اتفاق هم برای تان خوشایند نیست در اتفاق ممکن است آن طوری که شما می خواهید قصه پیش نرفته باشد. اُحد را آنی که منِ مسلمان، منِ شیعه یا سنی دلم می خواست پیش برود چه بود؟ این که، آن ها از پشت غافلگیر و حمله نکنند یا افرادی فرار نکنند همه پیش پیامبر بمانند دندان پیامبر نشکند. حضرت حمزه شهید نشود و مسلمان ها پیروز بشوند.
یعنی آن اتفاق خوشایند حالا که جمعیت بیشتر از بدر است حالا که خیلی خبره تر بودند و ... این طوری نشود که به شهادت حضرت حمزه برسد و این قدر داغ روی دل پیغمبر بماند. آن مدلی از تاریخ که دل مان می خواهد این است چون این مدلی که دل مان می خواهد نشد نباید قضیه احد را نقل کنیم؟ نباید از احد درس بگیریم، مراقب باشید پیغمبر را تنها نگذارید مراقب باشید شما را در جنگ غافلگیر نکنند پیامبر به شخصی وظیفه حفظ محلی را می سپارد فراموش و رها نکند و ...
لذا این قضیه خوشایند نیست در این قصه حرف از افرادی به میان می آید که رابطه من با آن ها خوب است. مثلاً من شخصیت مختار را دوست دارم چرا باید قسمت آخر فیلم مختار شهادت مختار است ببینم؟ چرا مختار یک جاهایی هم شکست خورد، آخر قصه تنهایش گذاشتند یاران ایرانیش آن طوری کشته شدند و ... صرف تلخ بودن نباید باعث بشود تاریخ را فراموش کنیم.
برای عزیزان اهل سنت مان این نکته را عرض کنم گاهی به خاطر خدا باید تلخی ها را شنید. دارو تلخ است ولی درمان می کند هیچ کس دوست ندارد جگر گوشه و عزیز دلش را به تیغ جراح بسپارد، ولی گاهی اوقات به یک جراحی التماس می کند که بیمار من را جراحی کند پای او را هم می بوسد پول هم به حساب او می ریزد.
جراحی کن یعنی تیغ بزن و بدن بیمار من را بشکاف؛ کسی خدای نا کرده جراحی قلب باز انجام بدهد عزیزانش پول به دکتر می کند دکتر سینه عزیزشان را بشکند استخوان ها با ارّه بریده می شود ماه ها بعد درد دارد، اگر کسی فکرش را بکند باید بگوید ول کن نباید این کار را بکنم می گوید این تلخی و این سختی را هم خود بیمار و هم اطرافیان بیمار به جان می خرند برای این که، آن بهبودی حاصل بشود.
چون دارو و درمان این ویژگی را دارد والا همین طوری می شود با یک بیمار بگوییم و بخندیم مدام مسکن به او بدهیم تا قلب از کار بیافتد. پزشک از بعضی بیماران نا امید می شود با عمل هم فایده ندارد می گوید کاری به کارش نداشته باشید بگذارید راحت باشد یک مدتی قرص بخورد به چربی و قندش هم کار نداشته باشید بگذارید راحت زندگی کند دو ماه دیگر بیشتر زنده نیست.
نمی خواهیم این طور باشیم می خواهیم «مَا إِنْ تَمَسَّكْتُمْ بِهِمَا لَنْ تَضِلُّوا بَعْدِي» می خواهیم درمان بشویم. خودمان را به اسلام عرضه کردیم کلی بیماری در وجود من هست می خواهم درمان بشوم درمان شدن، مسیرش این هست که عرض کردم.
مجری:
تمسک را هم باید بفهمیم به ما توصیه شد به قرآن و اهل بیت تمسک بکنیم. تمسک هم یک بار معنایی بسیار بالایی دارد در واقع کمک می کند به این که اگر ما قرآن را امروز بزرگ می داریم حضرت زهرا، امیر المؤمنین و اهل بیت را هم باید بزرگ بداریم درست است؟
استاد عباسی:
بله تمسک ورای محبت است تمسک یعنی اخذ و استفاده اگر تکریم هست تکریم جزئی از این است اگر درس گرفتن و تبعیت هست تبعیت هم جزئی از این است. نسبت به قرآن داریم نسبت به اهل بیت (علیهم السلام) هم باید داشته باشیم با همه ویژگی های که در رابطه با آن مطرح است.
مرحله و نکته اولی که عرض کردیم بر اساس حدیث ثقلین متواتر بین شیعه و اهل سنت اخذ نسبت به سیره حضرت زهرا (سلام الله علیها) بروز و ظهور خارجی سیره حضرت زهرا (سلام الله علیها) هفتاد و پنج یا نود و پنج روز است. قبلش هم حضرت زندگی کردند مطالب و روایاتی از ایشان نقل شده است ولی بروز و ظهور آن باطن و حقیقتِ سیره حضرت که نیاز به تمسک دارد این ایام هست و اتفاقاتی که افتاده است.
این قسمت اگر تلخ هم باشد به خاطر این که قرار هست موجب شفا باشد همان طور که قرآن (شِفَاءٌ وَرَحْمَةٌ) است اهل بیت (علیهم السلام)، سیره و تمسک به اهل بیت هم شفاء برای ما است. شفا گاهی اوقات ممکن است ظاهر تلخی داشته باشد بازگشت از گناه یک ظاهر تلخی دارد باطن شیرین ولی ظاهر، ظاهر تلخی دارد. کسی که معتاد است می خواهد ترک کند تلخی، سختی، زجر و زحمت دارد.
نکته بعدی این که در آیات قرآن کریم سه آیه بسیار مهم در رابطه با اجر رسالت داریم. یک آیه معروف همه بینندگان عزیزمان شنیدند
(قُلْ لَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَى)
گو: من هيچ پاداشی از شما بر رسالتم درخواست نمی کنم جز دوست داشتن نزديکانم [= اهل بيتم]؛
سوره شوری (42): آیه 23
مجری:
معروف به آیه مودت است
استاد عباسی:
بله، من از شما اجری نمی خواهم جز مودت با اهل بیتم این آیه را شیعه و سنی شنیدند هم قبول دارند نسبت اهل بیت است هم احدی نداریم جز اگر کسی ناصبی باشد بگوید این آیه را قبول ندارم که در رابطه با اهل بیت است یا وظیفه ای بر اساس این آیه نسبت به اهل بیت پیدا می کنم.
ممکن است بگوید وظیفه ام را محبت می دانم گفت (مَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَى) یعنی محبت است. مودت صرف محبت نیست محبت عملی، محبت همراه با ابراز، محبت همراه با تبعیت و اطاعت است در معنایش آمده است. دو آیه تکمیلی نسبت به اجری که پیامبر خواست چون پیامبر مزد طلب کرد بنا بر این نبود مزد طلب کند همه جا گفته بود مزد طلب نمی کنم.
در این آیه می گویم مزد طلب می کنم اگر این به معنای محبت و احترامی باشد که این محبت و احترام یک ارزش افزوده ای برای نبی مکرم یا اهل بیت (علیهم السلام) دارد خود این هم مزد می شود. یک نفر می گوید کار خوب زیادی انجام می دهم هیچ چیز در مقابلش نمی خواهم فقط به فرزندانم احترام بگذارید جایگاه اجتماعی پیدا کنند.
مردم تحویل شان بگیرند این مزد به حساب نمی آید؟ بعضی ها عمری زندگی شان را برای رسیدن به همین مسئله می گذارند. قرآن در رابطه با این مزد چه می گوید؟ در آیه سوره سبأ می فرماید:
(قُلْ مَا سَأَلْتُكُمْ مِنْ أَجْرٍ فَهُوَ لَكُمْ إِنْ أَجْرِي إِلَّا عَلَى اللَّهِ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيءٍ شَهِيدٌ)
بگو: «هر اجر و پاداشی از شما خواسته ام برای خود شماست؛ اجر من تنها بر خداوند است، و او بر همه چيز گواه است!»
سوره سبأ (34): آیه 47
اگر هم اجری از شما می خواهم این برای شما و به نفع تان است چرا؟ (إِنْ أَجْرِي إِلَّا عَلَى اللَّهِ) فکر نکنید به من اجر دادید گفتم (قُلْ لَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَى) یعنی اگر واقعاً مودت را حفظ کردید چیزی برای من دادید. ارزش افزوده برای پیغمبر ندارد آقای اسماعیلی شما بگویید چه به ذهنت می آید؟ ظاهر قصه این است که ارزش افزوده دارد چطوری این ارزش افزوده به هم می خورد یعنی برای پیامبر چیزی ندارد فقط برای خود مؤمنین دارد نکته ای به ذهنت تان می آید تکمیل کنید؟
مجری:
چیزی که در مورد این آیه به ذهنم رسید اجر رسالت اولاً یک چیز بزرگی است خداوند متعال وقتی به این شکل بیان می کند در قرآن هم آمده است قاعدتاً پیامبر می گوید اجری از شما نمی خواهم جز مودت؛ باید مودت یک چیز خیلی ارزشمند و گران بهایی باشد اگر به آن توجه نکنیم، رعایت نکنیم و از دستش بدهیم اجر رسالت پیامبر را از بین بردیم. آن چیزی که به ذهنم می رسد این بخشش این است.
استاد عباسی:
پیامبر اگر دارد مزد رسالت را مشخص می کند ظاهر قصه این است که برای پیامبر نفع دارد چرا در آیه دوم گفت هیچ نفعی برای من ندارد؟ می گوییم بچه های یک نفر را احترام کردن، احترام به آن شخص است و نفع دارد. اولاد اهل بیت پیامبر، بالا آمدن در جامعه و شأنیت اجتماعی اگر این مودت جزء آن است یک شأن است.
چطوری پیامبر می گوید برای من آورده و سودی ندارد؟ آیه قرآن هم تأکید می کند (مِنْ أَجْرٍ فَهُوَ لَكُمْ) این برای خود شما است.
مجری:
به ذهنم می رسد خدا وقتی می گوید بندگی کنید و نماز بخوانید برای منِ خدا ثمره و نتیجه ای ندارد قاعدتاً به خودتان بر می گردد، نهایت عاقبت بخیری، بهشت و سعادتمند شدن خودتان است شاید از آن باب بتوانیم به آن نگاه کنیم.
استاد عباسی:
احسنت یک مسئله این است در آیه 57 سوره فرقان به آن اشاره شده است می فرماید:
(قُلْ مَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيهِ مِنْ أَجْرٍ إِلَّا مَنْ شَاءَ أَنْ يتَّخِذَ إِلَى رَبِّهِ سَبِيلًا)
بگو: «من در برابر آن (ابلاغ آيين خدا) هيچ گونه پاداشی از شما نمی طلبم؛ مگر کسی که بخواهد راهی به سوی پروردگارش برگزيند (اين پاداش من است.)»
سوره فرقان (25): آیه 57
به مردم بگو هر چیزی به عنوان اجر از شما می خواهم بعد می گوید این اجر (إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَى) هست (قُلْ مَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيهِ مِنْ أَجْرٍ إِلَّا مَنْ شَاءَ أَنْ يتَّخِذَ إِلَى رَبِّهِ سَبِيلًا) هر چیزی که از اجر می خواهم، نمی خواهم جز نسبت به کسی که می خواهد به سمت خدا یک مسیری پیدا کند.
یعنی همین که مسیر به سمت خدا پیدا می کنید این اجر من می شود. یعنی من برداشتی از این اجر که بگوید فرزندانم را معرفی کردم که شما با احترام به فرزندانم، من را تکریم که ارزش افزوده پیدا کنم و لذت ببرم نه؛ فرزندانم را معرفی کردم که با فرزندان من به خدا برسید که با فرزندان من رشد پیدا بکنید.
(إِلَّا مَنْ شَاءَ أَنْ يتَّخِذَ إِلَى رَبِّهِ سَبِيلًا) خیلی از مترجمین این طوری معنا کردند بگو من از شما در برابر تبلیغ دین هیچ پاداشی نمی خواهم جز این که هر که بخواهد می تواند از برکت هدایت من، راهی به سوی پروردگارش بگیرد. در پرانتز می تواند از برکت هدایت من اگر بدون این بخوانیم می شود جز این که هر که بخواهد راهی به سوی پروردگارش بگیرد.
معنا مقداری واضح نیست تحت اللفظی است (قُلْ مَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيهِ مِنْ أَجْرٍ) بگو هر چیزی از اجر از شما بخواهم (إِلَّا) یعنی چه؟ یعنی اجر از شما نمی خواهم جز این که چه ثمره ای دارد (مَنْ شَاءَ أَنْ يتَّخِذَ إِلَى رَبِّهِ سَبِيلًا) جز اجری که این جا می گوید (إِلَّا مَنْ شَاءَ) الا کسی که بخواهد راهی به سوی خدا بگیرد. اگر تحت اللفظی کنیم همین که شما هدایت می شوید برای من اجر کافی است.
ولی در آیه دیگر در مورد اهل بیت (إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَى) را گفته است. همین که هدایت می شود نیست جز این که، این جا این طوری معنا بکنیم (إِلَّا مَنْ شَاءَ) الا کسی که بخواهد به سوی خدا راهی بجوید یعنی مودت با اهل بیتی که من با عنوان اجر خودم مشخص کردم راهی برای رفتن شما به سمت خدا است.
اگر کسی می خواهد به سمت خدا برود اجر و مودت را بدهد. اجر و مودت را داد ظاهر قصه این است که اجر رسالت من را داده است. ولی باطن قصه رفتن به سمت خدا است.
آن جایی که کلاً شائبه مسئله برداشتن از این اجر را بر می دارد. بر گردم به سوال خودم که از شما پرسیدم بالاخره احترام در دنیا به فرزندان پیامبر (مودت) یک آورده است.
یک نفر ممکن است ده میلیارد تومان خرج کند یک جوری بشود مردم به فرزندش احترام بگذارند وقتی به فرزندش در جامعه احترام می کنند به او احترام می گذارند. می گوید بِرَند من دارد در جامعه تبلیغ می شود و ادامه پیدا می کند. پیامبر می گوید هر چه می خواهم و مزد خواستم این مال خود شما است هیچ چیزش را من بر نداشتم
(إِنْ أَجْرِي إِلَّا عَلَى اللَّهِ)
مزد من، تنها بر خداست!
سوره یونس (10): آیه 72
اجر من فقط با خدا است فکر نکنید چیزی به من برگشته است. این جا یک نکته ظریفی دارد آن این که غالباً افرادی که هدایت شده اند یعنی پیامبر فرزندانش را معرفی کرده تا در جامعه احترام بشوند. فرزندانش بیش از آن که احترام بشوند آیا کشته نشدند، آسیب ندیدند، ضربه نخوردند؟ این جا با توجه به اتفاقاتی برای شان افتاد درست است که پیامبر اهل بیتش را معرفی کرد مردم مودت با او داشته باشند به همان اندازه آن ها را به خطر انداخت!
مجری:
بعضی می گویند اگر پیامبر سفارش می کرد هر چه می توانید در حق حضرت زهرای من ظلم کنید نهایت همین کاری که الان کردند می شد.
استاد عباسی:
احسنت، نسبت به حضرت زهرا، نسبت به امام مجتبی، بر گردیم به مثالی که زدم یک نفری که ده میلیارد خرج می کند فرزندش در جامعه احترام پیدا کند اگر متوجه بشود و احساس کند این خرجی که دارد می کند او را بِرند می کند این باعث می شود شناخته بشود و دشمن پیدا کند و او را بدزدند، او را بکشند، او را شکنجه کنند و جنایت در حقش مرتکب بشوند باز هم حاضر است این کار را بکند؟ نه!
یعنی پیامبر هیچ سهمی برای خودش و فرزندانش بر نمی دارد بر می گردد به این که، عمده هدایت به واسطه بدی های با اهل بیتش اتفاق افتاد چقدر آدم در عالم به واسطه امام حسین هدایت شدند؟ با قصه شهادتش هدایت شدند نه با امام حسین (علیه السلام) در مدینه؛ با امام حسین (علیه السلام) در کربلاء هدایت شدند.
پس آقا رسول الله اهل بیتش را وسط میدان آورده از یک طرف معرفی کرد گفت مودت داشته باشید از یک طرف باعث شد جریان بنی امیه، جریان دشمنی، جریان عناد همه متوجه بشوند اگر قرار است هدایت را بزنند (مَنْ شَاءَ أَنْ يتَّخِذَ إِلَى رَبِّهِ سَبِيلًا) باید سراغ سید الشهداء و زهرای مرضیه (سلام الله علیها) بیایند.
این قصه باعث می شود شائبه این که پیامبر 23 سال برای مردم کار کرد و زحمت کشید در آخر چیزی گفت برای خیی ارزشمند است این که فرزندان من را حرمت داشته باشید. می گوید برو جامعه ائمة المؤمنین در مفاتیح را ببین دانه دانه در مورد اهل بیت می گوید با این امام این کار را کردند. با آن امام آن طور معامله کردند.
یکی یکی دارد جنایات را می گوید، شما سیزده نفر را به جامعه معرفی کردی، فرزندان را معرفی کردی گفتی (قُلْ لَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَى) باعث شد همه دشمن ها روی این زوم کنند.
مجری:
ولی یک نتیجه دیگری داشت.
استاد عباسی:
بله، نتیجه هدایتی برای مردم حاصل شد آیه (مَنْ شَاءَ أَنْ يتَّخِذَ إِلَى رَبِّهِ سَبِيلًا) اگر اجر می خواهم (فَهُوَ لَكُمْ) برای خودتان است. من و فرزندانم هیچ سهمی از این بر نمی داریم سهم فرزندان من تشنگی، گرسنگی، ضربه به پهلو، کتک، تازیانه و آوارگی است. سهم فرزندان من از (الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَى) انتهای قصه این خواهد بود.
ولی برای شما هدایت است (إلا مَنْ شَاءَ أَنْ يتَّخِذَ إِلَى رَبِّهِ سَبِيلًا) کسی می خواهد برود به خدا برسد از این مسیر می تواند فقط به خدا برسد.
مجری:
تشکر جناب استاد عباسی تحلیل خیلی زیبا و خوبی بر اساس آیات نورانی قرآن آوردند. تازه می فهمیم شاید کمتر به این موضوع توجه و دقت کرده باشیم بارها برای فاطمیه و ایام شهادت حضرت زهرا سوگواری کردیم لباس مشکی پوشیدم و عزاداری کردیم. بارها حدیث ثقلین را خوانیدم بارها آیه مودت را خواندیم ولی وقتی که این ها را در کنار هم قرار می دهیم و از یک زاویه ای به آن نگاه می کنیم آن موقع موضوع برای مان خیلی دقیق تر، روشن تر و واضح تر می شود که اهل ما چه هستند و چه جایگاه، مقام و منزلتی نبی مکرم و معظم دارد.
اگر امام حسین در کربلاء امتحان و آزمایش می شود در واقع حضرت رسول دارد آزمایش می شود آن غصه، غم و رنج ابتدا برای پیامبر است. خوشا به حال آن های که این عشق و ارادت را همراه با معرفت دارند.
(میان برنامه)
مجری:
ان شاء الله باشیم روزی که منتقم حقیقی و واقعی حضرت زهرا و کربلاء ظهور بکند، و ما آن روزها را درک بکنیم و در کنار مولا، آقا جان و امام زمان جان فشانی، سربازی، نوکری و غلامی بکنیم.
از خدا با تمام وجود می خواهیم مورد لطف، عنایت و مرحمت حضرت مولا و آقا جان حضرت ولی عصر (ارواحنا له الفداء) قرار بگیریم.
اهمیت فاطمیه چرا این قدر فاطمیه اهمیت دارد؟ چرا باید این قدر فاطمیه برای ما مهم باشد؟ چرا باید به آن بپردازیم؟ چرا باید مجالس و محافل عزاداری بر پا کنیم؟ چرا باید نام و یاد حضرت زهرا را زنده نگه داریم؟
در بحث امشب حاج آقای عباسی به دو موضوع بسیار مهم، اساسی و کلیدی اشاره کردند اما مورد پایانی که ایشان فرمودند موارد دیگر هم می تواند باشد منتها به اندازه وسع برنامه ایشان سه بخش را برنامه ریزی کردند. در خدمت تان هستیم.
استاد عباسی:
بعد از دو نکته ای که عرض کردیم بحث حدیث ثقلین و بحث مزد و اجر رسالت شاید با توضیحی که عرض کردم کمک کرده باشد بر روشن شدن این که مزد و اجر رسالت به چه شکلی بود؟ وظیفه ما در رابطه با این مسئله چیست؟
نکته سوم این که بر اساس روایات، نبی مکرم اسلام ملاکی برای حق و باطل در حوادث بعد از شهادت خودشان قرار دادند قبل از این که از بین امت بروند؛ چون این یک مسئله ملموس تاریخی کلامی هست که بعد از پیامبر یک انشعابی در بین امت ایجاد شده است.
جریانی که قائل به امامت الهی امیر المؤمنین (صلوات الله و سلامه علیه) هست و جریانی که قائل به آن چه که در سقیفه اتفاق افتاد به نوعی انتخاب خلیفه یا انتصاب مردمی آن جریان خاص در سقیفه اتفاق افتاد.
این که قابل انکار نیست برای این حوادث از نبی مکرم پیشگویی بود در برنامه های مختلف خواندیم حضرت پیش بینی کردند پیامبر وقتی به امیر المؤمنین از جانب جبرائیل خبر دادند که این اتفاق و این اتفاق می افتد حق غصب می شود پهلو شکسته می شود فرزند سقط می شود امیر المؤمنین با صورت به زمین خوردند تعهد به پیامبر دادند که صبر در برابر این امتحانات و ابتلائات داشته باشند.
وقتی پیامبر می دانند یک پیش بینی برای این که، از دل این حادثه رشد و هدایت بیرون بیاید یعنی امت بلاتکلیف و سر در گم نباشد اگر بخواهد هدایت پیدا کند. یک نفر نمی خواهد مثل این که بگوییم پیامبر درباره فلان شخص در فلان کشور چه وظیفه ای را ایفا کردند؟ اگر یکی نخواهد هدایت بشود یا یکی دست در گوشش کند حرف دیگری است.
ولی اگر کسی بخواهد هدایت بشود مجرای هدایت باشد و بتوانند استفاده بکنند. حضرت برای بعد از خودشان علی رغم این که از قبل مشخص شده بود ماجرای حدیث ثقلین بود (قُلْ لَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَى) عرض کردیم بود باز به صورت خاص برای این که گم نکنند حضرت میزان را غضب و رضایت حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) قرار دادند.
مجری:
قبل از این که، این فرمایش را بگویید می خواستم این را بگویم محور دو تا قبلی هم حضرت فاطمه است این جا تازه آن دو بحث قبلی را کامل می کند. وقتی میزان (ترازو) مشخص شد آن موقع اهمیت مشخص می شود.
استاد عباسی:
بله، در دو محور قبل شاید افراد بگویند عمومی تر است در آن قصه ها حضرت علی (علیه السلام) هم هست. افراد ممکن است آن جاها همین توجیهات را بیاورند دوست شان داریم ولی این جا جایی نیست بشود تبعیت کرد یا این جا، نظر این ها به هر دلیلی شخصی بود همه بهانه های که می آورند.
ولی آقا رسول الله وقتی که در آستانه شهادت شان قرار داشتند از قبل شروع کردند بارها تکرار کردند وقتی میزان و ملاکی مشخص می کنند نه میزان و ملاک به این عنوان بگویند اگر حضرت زهرا را مشخص می کنم اگر کسی با ایشان دعوا کرد این مسئله اتفاق افتاده است.
مثلاً اگر کسی با ایشان معامله اقتصادی انجام داد ولی حق مطلب را ادا نکرد یک چیزی بگوییم که در این جا پیش نیامده باشد. این طور برخورد کنید باز می گوییم یک قضیه شخصی بود یعنی یک ماجرایی را پیش بینی کردند یک اتفاقی کوچکی در آن قضیه شخصی می افتد حق را به حضرت زهرا دادند.
نه نهایت همه اتفاقاتی که در مسائل دینی و زندگی مان رقم می زنیم آخرش به رضایت خدا باید برسیم. از غضب خدا دور بشویم غضب خدا یعنی آتش دوزخ، رضایت خدا یعنی بهشت و آن چه که در بهشت برای ما انجام می شود. قصد قربت می گویند بکنیم یعنی الان دارم کاری انجام می دهم موجب رضایت خدای متعال باشد قربةً إلی الله همه عباداتی که ما انجام می دهیم. یعنی در همه عبادات ما، قصد این باشد که رضایت خدا را داریم به دست می آوریم.
هر قصدی غیر از این کنید عبادات حبط و بی اثر می شود کلاً زندگی ما بسته به غضب و رضایت خداوند متعال است. دو مدل روایت داریم یک روایت مستقیمِ مستقیم در منابع شیعه و اهل سنت غضب حضرت زهرا، غضب خدا یعنی غضب خدا را به غضب حضرت زهرا، رضایت خدا را به رضایت حضرت زهرا منوط کردند. «إِنَّ اللَّهَ لَيَغْضَبُ لِغَضَبِ فَاطِمَة»
«قال رسول الله صلى الله عليه وسلم لفاطمة إن الله يغضب لغضبك ويرضى لرضاك هذا حديث صحيح الإسناد»
المستدرك على الصحيحين؛ اسم المؤلف: محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاكم النيسابوري الوفاة: 405 هـ، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت - 1411هـ - 1990م، الطبعة: الأولى، تحقيق: مصطفى عبد القادر عطا، ج 3، ص 167، ح 4730
دسته دوم روایات یک واسطه می خورد غضب حضرت زهرا، غضب پیامبر و غضب پیامبر، غضب خدای متعال نهایتاً یکی است. آن روایت صریح است یعنی در هجمه ها یک پله پایین آمد این را صحیح بخاری و صحیح مسلم ندارد. اسنادی که در آوردم هیثمی در مجمع الزوائد، حاکم نیشابوری در مستدرک، طبرانی در معجم، صالحی شامی در سبل الهدی و الرشاد دارد ولی بخاری و مسلم ندارد.
طراز اول می گویند ندارد، اشکال ندارد به این روایت ها کاری نداریم آن روایت های که می فرماید غضب حضرت زهرا، غضب آقا رسول الله می شود قطعاً غضب آقا رسول الله طبق آیات قرآن:
(إِنَّ الَّذِينَ يؤْذُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فِي الدُّنْيا وَالْآخِرَةِ وَأَعَدَّ لَهُمْ عَذَابًا مُهِينًا)
آنها که خدا و پيامبرش را آزار می دهند، خداوند آنان را از رحمت خود در دنيا و آخرت دور ساخته، و برای آنها عذاب خوار کننده ای آماده کرده است.
سوره احزاب (33): آیه 57
غضب خدای متعال می شود. دادن ملاک و معیار است در آستانه یک اتفاقی که در آن پر از غضب و رضایت است. یعنی الان پیامبر از میان امت برداشته می شوند قبلاً مردم یک جایی اختلاف می کردند
(فَإِنْ تَنَازَعْتُمْ فِي شَيءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَالرَّسُولِ)
و هرگاه در چيزی نزاع داشتيد، آن را به خدا و پيامبر باز گردانيد (و از آنها داوری بطلبيد)
سوره نساء (4): آیه 59
نزاع می کردند بر می گشتند ببینند پیغمبر چه می گوید؟ حرف آخر با پیامبر بود الان پیامبر بین امت نیست باید چه کار کرد؟ باید سراغ چه کسی رفت؟ شاید بگویید سراغ امیر المؤمنین باید بروند خدا امیر المؤمنین را امام قرار داده است ما می گوییم نزاع نسبت به خود امیر المؤمنین اتفاق بیافتد چه؟ یک عده الان از بیرون نگاه می کنند می بینند خدا و پیامبر، امیر المؤمنین را در غدیر امام انتخاب کرد یک عده هم در سقیفه رفتند یک نفر دیگر را انتخاب کردند بیعت هم گرفتند و حکومت تشکیل دادند الان باید چه کار کنیم وظیفه ما چه است؟ این جا به مشکل برخورد می کنند این جا نمی توانند به پیامبر بر گردند.
ولی می توانند به یک ملاکی بر گردند که آن ملاک ترازوی پیغمبر است می گویند آن ترازو که بفهمیم پیامبر چه وزنی به این گروه می دهد کدام را قبول دارد آن ترازو دست چه کسی است؟ می گویند دست حضرت زهرا (سلام الله علیها) است.
«أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم قال فَاطِمَةُ بَضْعَةٌ مِنِّي فَمَنْ أَغْضَبَهَا أَغْضَبَنِي»
الجامع الصحيح المختصر؛ اسم المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: 256، دار النشر: دار ابن كثير، اليمامة - بيروت - 1407 - 1987، الطبعة: الثالثة، تحقيق: د. مصطفى ديب البغا، ج 3، ص 1361، ح 3510
«فَاطِمَةُ بَضْعَةٌ مِنِّي يُؤْذِينِي ما آذَاهَا»
صحيح مسلم؛ اسم المؤلف: مسلم بن الحجاج أبو الحسين القشيري النيسابوري الوفاة: 261، دار النشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي، ج 4، ص 1902، ح 2449
چون همه در غضب و رضا نسبت به پیامبر خلاصه می شود خدای متعال همین طور غضب و رضا؛ خدا و پیامبر همه آن چه دستور می دهند پذیرفته شدن و پذیرفته نشدنش بستگی به غضب و رضا دارد. آنی که نمی پذیرد نسبت به او غضب دارند و نمی پذیرند آن چیزی که می پذیرند را نسبت به آن رضا هستند.
آن ترازو کجا است بفهمیم الان باید چه کار کنیم؟ به حضرت زهرا سپرده شده است مورد سومی که می خواستم عرض بکنم همین بود می شود غضب حضرت زهرا، غضب خدای متعال؛ غضب پیامبر، غضب خدای متعال وقتی این اتفاق افتاد حالا فاطمیه از یک حادثه تاریخی که یک دعوا، کتک کاری شد کشته ای اتفاق افتاد و ... از حالت خارج می شود می شود یک ترازو برای این که ببینیم موافق یا مخالف با این هستیم مورد غضب یا رضایت هستیم؟
یک موقعی ممکن است کامل مورد رضایت نباشم ترازو می گذاریم باید پنجاه کیلو باشی نیستی کمبود داری خودت را برسان فکر می کردم این را بر می دارم پنجاه کیلو است حالا می بینم یک کیلو نیست پوشال خالی داخلش است باید اصلاح بکنم. الان نه برای صدر اسلام آن زمان بلکه تا «إلی یوم القیامة» رفتن سراغ این ترازو است.
اهمیت فاطمیه در این است یعنی نفر به نفر مسلمان ها خودشان را با این ترازو محک بزنند اگر ضعفی دارم این ضعف را باید جبران بکنم. اگر با این ترازو جور در نمی آیم باید کاری کنم جور در بیایم. هر که با این ترازو جور در می آید خوشا به حالش هر که اشکال دارد بدا به حالش و اشکالش را باید برود جبران کند ضعفش را بر طرف کند تا برسد به آن میزان رضایت خدای متعال و پیامبر که حضرت زهرا (سلام الله علیها) است.
مجری:
خیلی ممنونم از شما جناب استاد عباسی خداوند به شما سلامتی و طول عمر با عزت عنایت کند، و تشکر از تک تک شما عزیزان مخاطبین معظم، بحث خیلی خوبی بود ان شاء الله تأمل و دقت بکنید، چرا اهمیت دارد و چرا فاطمیه باید زنده باشد؟ چرا باید تا زمان ظهور امام زمان (ارواحنا له الفداء) ان شاء الله پرچم فاطمی را بلند کنیم و بگوییم اتفاقات، حوادث و فضائل را بگوییم؟ این ها یک پَکی است که همه این ها باید در مجالس و محافل گفته بشود این چرایی را به خوبی امشب به آن با حضور جناب استاد عباسی پرداختیم!
شام جمعه است متعلق به وجود نازنین مولایمان اقا امام زمان (ارواحنا له الفداء) با تمام وجود دعا میکنیم برای ظهور و فرجش شان، اللهم عجل لولیک الفرج، خدا نگهدار!