سایر قسمت ها
فضائل حضرت زهرای مرضیه (سلام الله علیها) دکتر ابوالقاسمی

قسمت ششم ویژه برنامه ام الائمه با کارشناسی حجت الاسلام و المسلمین دکتر ابوالقاسمی


دیگر قسمت ها

 بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

برنامه ام ا لائمه – 07 09 1402 (قسمت ششم)

عنوان برنامه: ویژه برنامه (ایام شهادت حضرت فاطمه زهرا سلام‌الله‌علیها) کلیدواژه: فاطمیه؛ حضرت زهرا (سلام الله علیها)؛ فضائل حضرت؛ حدیث کساء؛ اقرار؛ ابوبکر؛ هجوم؛ نبوت و امامت؛ هجوم در کتب اهل سنت!

استاد: حجت الاسلام والمسلمین اقای دکتر ابو القاسمی

مجری: آقای علی اسماعیلی

مجری:

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

فصل غم است ای دل غمدیده گریه کن * بنشین به کنج خلوت و پوشیده گریه کن

ایام فاطمیه رسید و در این فضا * عطر عزای فاطمه پیچیده گریه کن

اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَة وَ اَبیها وَ بَعْلِها وَ بَنیها وَ سِرِّ الْمُسْتَوْدَعِ فیها بِعَدَدِ ما اَحَاطَ بِهِ عِلْمُکَ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِه‏ مُحَمَّد وَ عَجِّلْ فَرَجَهُم!

با نام و یاد خدای عزیز و بخشنده و مهربان کلام را آغاز می‌کنیم که نامش بهترین نام‌ها و یادش آرامش جان‌ها و دل‌ها است!

سلام عرض می‌کنم خدمت شما دوستان عزیز، همراهان گرانقدر شبکه جهانی حضرت ولی عصر (عج الله تعالی فرجه الشریف) به برنامه زنده ام الائمه خوش امدید. خدای عزیز را شاکریم که این شب ها توفیق داریم با این ویژه برنامه خدمت تان هستیم امیدوارم مرهمی باشد بر قلب داغدار، مقدس و نازنین مولای مان حضرت مهدی موعود عزیز دل زهرا (عجل الله تعالی فرجه الشریف).

 خدمت همه عاشقان، شیفتگان، دلباختگان اهل بیت عصمت و طهارت بویژه حضرت مادر صدیقه طاهره عرض تسلیت و تعزیت دارم. امشب ان شاء‌ الله بنا داریم با این ویژه برنامه مباحث مهم و اساسی که در مورد حضرت زهرای مرضیه (سلام الله علیها) هست تقدیم حضور شما بکنیم با حضور سرور عزیز و گرانقدرمان جناب حجة الاسلام و المسلمین ابوالقاسمی، جناب استاد خدمت تان سلام عرض می کنم عرض تسلیت و تعزیت خیلی خوش آمدید.

استاد ابوالقاسمی:

علیکم السلام و رحمة الله بنده هم خدمت شما و خدمت بینندگان عزیز و گرانقدر شبکه جهانی حضرت ولی عصر عرض سلام دارم و ایام سوگواری حضرت صدیقه طاهره (سلام الله علیها) را خدمت شما و همه بینندگان تسلیت عرض می کنم.

مجری:

می گوید:

کتاب فضل و را آب وحی کافی نیست * که تر کنم سر انگشت و صفحه بشمارم

واقعاً فضائل حضرت صدیقه طاهره فاطمه شهیده (سلام الله علیها) بی حد و اندازه است منتها به قدر وسع و بضاعت برنامه مان بنا داریم بخش اول گفتگوی مان با حاج آقای ابوالقاسمی از فضائل حضرت زهرای مرضیه (سلام الله علیها) برای ما بفرمایند.

استاد ابوالقاسمی:

بسم الله الرحمن الرحیم یکی از فضائل بسیار عجیبی که در کتاب های شیعه در مورد صدیقه طاهره (سلام الله علیها) آمده است روایتی است که در کتاب شریف الإحتجاج در فضیلت مسئله پاسخ به شبهات و مناظره اما یک نکته بسیار دقیق در آن هست. روایت این طور است امام عسکری (علیه السلام) فرمودند دو زن در یکی از امور دینی نزد صدیقه طاهره با هم منازعه ای داشتند.

«وَ قَالَ أَبُو مُحَمَّدٍ (علیه السلام) قَالَتْ فَاطِمَةُ (علیها السلام) وَ قَدِ اخْتَصَمَ إِلَيْهَا امْرَأَتَانِ فَتَنَازَعَتَا فِي شَيْ‏ءٍ مِنْ أَمْرِ الدِّينِ إِحْدَاهُمَا مُعَانِدَةٌ وَ الْأُخْرَى مُؤْمِنَةٌ فَفَتَحَتْ عَلَى الْمُؤْمِنَةِ حُجَّتَهَا فَاسْتَظْهَرَتْ عَلَى الْمُعَانِدَةِ فَفَرِحَتْ فَرَحاً شَدِيداً فَقَالَتْ فَاطِمَةُ إِنَّ فَرَحَ الْمَلَائِكَةِ بِاسْتِظْهَارِكِ عَلَيْهَا أَشَدُّ مِنْ فَرَحِكِ وَ إِنَّ حُزْنَ الشَّيْطَانِ وَ مَرَدَتِهِ بِحُزْنِهَا عَنْكِ أَشَدُّ مِنْ حُزْنِهَا وَ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ قَالَ لِلْمَلَائِكَةِ أَوْجِبُوا لِفَاطِمَةَ بِمَا فَتَحَتْ عَلَى هَذِهِ الْمِسْكِينَةِ الْأَسِيرَةِ مِنَ الْجِنَانِ أَلْفَ أَلْفِ ضِعْفٍ مِمَّا كُنْتُ أَعْدَدْتُ لَهَا وَ اجْعَلُوا هَذِهِ سُنَّةً فِي كُلِّ مَنْ يَفْتَحُ عَلَى أَسِيرٍ مِسْكِينٍ فَيَغْلِبُ مُعَانِداً مِثْلَ أَلْفِ أَلْفِ مَا كَانَ لَهُ مُعَدّاً مِنَ الْجِنَان»‏

الإحتجاج علی أهل اللجاج؛ نویسنده: طبرسی، احمد بن علی، ناشر: نشر مرتضی، محقق / مصحح: خرسان، محمد باقر، ج1، ص18

یکی از این ها معاند و دیگری مؤمنه بود.

مجری:

یعنی دشمن اهل بیت بود

استاد ابوالقاسمی:

دشمن حق بود «فَفَتَحَتْ عَلَى الْمُؤْمِنَةِ حُجَّتَهَا» حضرت جواب را نگفتند یک اشاره ای به آن زن مؤمنه کردند «فَاسْتَظْهَرَتْ عَلَى الْمُعَانِدَةِ» این زن مؤمنه بر آن معاند پیروز شد. «فَفَرِحَتْ فَرَحاً شَدِيداً فَقَالَتْ فَاطِمَةُ» خیلی خوشحال شد حضرت فرمودند «إِنَّ فَرَحَ الْمَلَائِكَةِ بِاسْتِظْهَارِكِ عَلَيْهَا أَشَدُّ مِنْ فَرَحِكِ» شادی ملائکه از شادی تو بیشتر است.

پدری فرزند دو ساله اش را در بانک ثبت نام می کند جایزه یک میلیاردی برنده بشود پدر چقدر خوشحال می شود بچه چقدر خوشحال می شود، پدر یک توپ برای بچه بخرد بیشتر خوشحال می شود چون این بچه نمی فهمد چه است و تأثیر این پول در زندگی را متوجه نمی شود. تأثیر این مناظره در عالم را متوجه نمی شود چه نوری در عالم ایجاد می کند.

ملائکه خیلی خوشحال شدند «وَ إِنَّ حُزْنَ الشَّيْطَانِ وَ مَرَدَتِهِ بِحُزْنِهَا عَنْكِ أَشَدُّ مِنْ حُزْنِهَا» ناراحتی شیطان و لشکریانش از ناراحتی این معاند بیشتر است. تا این جا روایت را فرمودند در جلسه، صدیقه طاهره (سلام الله علیها) است و یک زن معانده و یک زن مؤمنه نه امیر مؤمنان در آن جلسه هست نه آقا رسول خدا از اول جلسه این اتفاق رخ داد دارند صحبت می کنند.

حضرت می فرمایند: «وَ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ قَالَ لِلْمَلَائِكَةِ» و خدا به ملائکه اش فرمود خانم، خدا به ملائکه اش گفت؟ بله خدا به ملائکه اش فرمود «أَوْجِبُوا لِفَاطِمَةَ بِمَا فَتَحَتْ عَلَى هَذِهِ الْمِسْكِينَةِ الْأَسِيرَةِ مِنَ الْجِنَانِ أَلْفَ أَلْفِ ضِعْفٍ مِمَّا كُنْتُ أَعْدَدْتُ لَهَا» برای فاطمه چه از بهشت آماده کرده بودید؟ چون به این زن مسکینه اسیره کمک کرد یک میلیون برابرش کنید.

«وَ اجْعَلُوا هَذِهِ سُنَّةً فِي كُلِّ مَنْ يَفْتَحُ عَلَى أَسِيرٍ مِسْكِينٍ فَيَغْلِبُ مُعَانِداً» و این را سنتی قرار بدهید در هر کسی که بر یک مسکین اسیر کمک بکند و او بر معاندین غالب بشود. اعمالش را هزار هزار برابر، یک میلیون برابر بکنید. آنی که برای ما مهم است این جا است «وَ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ قَالَ لِلْمَلَائِكَةِ» خدا به ملائکه اش فرمود (ایشان دارد می بیند) هر آن چه در عالم رخ می دهد را دارد می بیند.

چشمش بسته نیست مثل ماها محدود باشد نه صحبت های خدا با ملائکه را هم متوجه می شود.

مجری:

موضوع سوال در روایت مشخص نبود؟

استاد ابوالقاسمی:

نه، در حدیث کساء مشهور می گوید وقتی که زیر کساء جمع شدیم و پدرم رسول خدا آمد همسرم امیر مؤمنان آمد حسنین آمدند و پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) دعا کرد فرمود:

«اللهمّ إنّ هؤلاء أهل بيتي، و خاصّتي و حامّتي، لحمهم لحمي، و دمهم دمي، يؤلمني ما يؤلمهم، و يحزنني ما يحزنهم، أنا حرب لمن حاربهم، و سلم لمن سالمهم، و عدوّ لمن عاداهم، و محبّ لمن أحبّهم، إنّهم منّي و أنا منهم، فاجعل صلواتك و بركاتك و رحمتك و غفرانك و رضوانك عليّ و عليهم و اذهب عنهم الرجس و طهّرهم تطهيرا. فقال اللّه عزّ و جلّ: يا ملائكتي، و يا سكّان سمواتي، إنّي ما خلقت سماء مبنيّة، و لا أرضا مدحيّة، و لا قمرا منيرا، و لا شمسا مضيئة، و لا فلكا يدور، و لا بحرا يجري، و لا فلكا تسري، إلّا في محبّة هؤلاء الخمسة الّذين هم تحت الكساء. فقال الأمين جبرائيل: يا ربّ، و من تحت الكساء؟»

نمی فرمایند پدرم نقل کرد که چه دید؟ «فقال اللّه عزّ و جلّ: يا ملائكتي،» خدا فرمود ای ملائکه من یعنی خانم دارد کل عالم را می بیند صحبت های خدا با همه ملائکه را «و يا سكّان سمواتي» این جایش قطعاً عجیب است از این عجیب تر ادامه اش یک بار یک نفر در جلسه همه نشستند دارند نگاه می کنند بالای منبر خطیب دارد صحبت می کند چون بالای منبر است بلندگو دارد همه می شنوند.

یک نفری از گوشه جلسه یک چیزی به مسئول جلسه می گوید بقیه نمی شنوند یک سوالی می پرسد حاج آقا چه گفت؟ باید خود او برای شما توضیح بدهد یک شخصی، یک جایی یک چیزی بگوید من متوجه نمی شوم بله سخنرانی خطیب را متوجه می شوم چون پشت بلندگو است. خدای متعال دارد با همه صحبت می کند و صدایش را به همه می رساند.

«فقال اللّه عزّ و جلّ: يا ملائكتي، و يا سكّان سمواتي» می خواهد همه بشنوند خانم این را شنیدید ادامه اش چه؟ «فقال الأمين جبرائيل: يا ربّ، و من تحت الكساء؟» جبرئیل درست است خیلی عظیم است اما نسبت به عظمتی که خدا خلق کرد جبرئیل خیلی کوچک است. کجای عالم بود که با خدا صحبت کرد حضرت زهرا در خانه اش است

«فقال الأمین» خدا فرمود جبرئیل هم این طوری پرسید یعنی هر آن چه از باب وحی از خدای متعال به دیگران صادر می شود یا دیگران با خدای متعال صحبت می کنند این ها با خبر هستند. لذا می فرماید «وَ مَهْبِطِ الْوَحْي‏»، «وَ مَهْبِطِ الْوَحْي‏» یعنی چه؟ یعنی هر چه وحی می خواهد بیاید از طریق این ها می آید. این ها «خَزَنَةُ وَحْيِ اللَّه وَ مَهْبِطُ وَحْيِ اللَّه‏‏» خزنه وحی و محبط وحی هستند یعنی چه؟

یعنی اگر خدای متعال می خواهد با کسی صحبت کند مثل دبیر خانه، نامه ای از اداره می خواهد بیرون برود دبیر خانه با خبر می شود می خواهد داخل بیاید دبیر خانه با خبر می شود. داخل این طرف به آن طرف می زند دبیر خانه با خبر می شود. هرگونه ارتباطی خدا با مخلوقات می خواهد برقرار بکند این ها با خبر هستند تفضل خدا به این ها است.

مخلوقات می خواهند ارتباط بر قرار کنند این ها با خبر هستند چون این ها واسطه رحمت الهی هستند. حضرت صدیقه طاهره (سلام الله علیها) این گونه است ولذا شاید برای یک عده این قضیه سنگین باشد در پنج جای صحیح بخاری و یک جای صحیح مسلم معتبرترین کتاب اهل سنت آمده است.

«واني و اللّه لا نظر الى حوضي الان‏» پیغمبر می فرماید قسم به خدا من همین الان دارم حوض کوثر را می بینم. یا رسول الله حوض کوثر؟! شما کجا و حوض کوثر کجا؟ حوض کوثر کنار بهشت است حضرت می فرمایند من الان دارم آن جا را می بینم. «و اللّه لا نظر الى حوضي الان‏» ماها خودمان را با پیغمبر قیاس می کنیم. در مناظره ای که با عدنان العرور داشتم جلسه اولش سر موضوع گذشت گفت شما در شبکه خودتان ما هم در شبکه خودمان ما اول سوال می پرسیم بعد شما جواب بدهید گفتم باشد.

اولین سوالش این بود آٔقایان شیعه ها شما به حرم امام رضا می روید نوروز می گویید هشت میلیون آدم به زیارت رفته است امام رضا چطوری همه را می بیند؟ گفتم می خواهی از بخاری جوابت را بدهم؟ گفت بله در بخاری همچنین چیزی است؟ گفتم بله حدیث قرب نوافل!

«عن أبي هُرَيْرَةَ قال قال رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم إِنَّ اللَّهَ قال من عَادَى لي وَلِيًّا فَقَدْ آذَنْتُهُ بِالْحَرْبِ وما تَقَرَّبَ إلي عَبْدِي بِشَيْءٍ أَحَبَّ إلي مِمَّا افْتَرَضْتُ عليه وما يَزَالُ عَبْدِي يَتَقَرَّبُ إلي بِالنَّوَافِلِ حتى أُحِبَّهُ فإذا أَحْبَبْتُهُ كنت سَمْعَهُ الذي يَسْمَعُ بِهِ وَبَصَرَهُ الذي يُبْصِرُ بِهِ وَيَدَهُ التي يَبْطِشُ بها وَرِجْلَهُ التي يَمْشِي بها وَإِنْ سَأَلَنِي لَأُعْطِيَنَّهُ وَلَئِنْ اسْتَعَاذَنِي لَأُعِيذَنَّهُ وما تَرَدَّدْتُ عن شَيْءٍ أنا فَاعِلُهُ تَرَدُّدِي عن نَفْسِ الْمُؤْمِنِ يَكْرَهُ الْمَوْتَ وأنا أَكْرَهُ مَسَاءَتَهُ»

الجامع الصحيح المختصر؛ اسم المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: 256، دار النشر: دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - 1407 - 1987، الطبعة: الثالثة، تحقيق: د. مصطفى ديب البغا، ج 5، ص 2384، ح 6137

«مَا يَزَالُ عَبْدِي يَتَقَرَّبُ إِلَيَّ بِالنَّوَافِل‏» اصلاً نمی گوید پیغمبر (صلی الله علیه و آله)؛ بنده من هر بنده ای که به مقام عبودیت برسد این خصوصیات را دارد در صحیح بخاری روایت را می آورد که بنده من « مَا يَزَالُ عَبْدِي يَتَقَرَّبُ إِلَيَّ حَتَّى أُحِبَّهُ فَإِذَا أَحْبَبْتُهُ كُنْتُ سَمْعَهُ الَّذِي يَسْمَعُ بِهِ» وقتی محبوب من شد من گوشِ شنوای او می شوم

«وَ بَصَرَهُ الَّذِي يُبْصِرُ بِهِ»؛ چشم بینای او می شوم دست توانای او می شوم پای رونده او می شوم اگر خدا چشم بینای کسی شد می تواند همه چیز را ببیند؟

مجری:

قاعدتاً بله

استاد ابوالقاسمی:

لذا نیاییم تعجب بکنیم نسبت به این مقاماتی که در مورد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در مورد امیر مؤمنان و در مورد ائمه اطهار (علیهم السلام) آمده است هیچ استبعادی نباید داشته باشیم؟ بلکه باید یک افرادی باشند که چنین خصوصیاتی داشته باشند به عنوان مثال عبارتی در کتاب آقای فخری رازی است.

فخر رازی راجع به کندن درِ خیبر صحبت می کند می گوید متولی کارها در بدن انسان اساساً روح است. جسم خیلی نقشی ندارد بعضی ها روح شان قوی است این قوت روح در جسم هم تأثیر می گذارد ظاهر جسم ضعیف است اما کارهای خیلی زیادی انجام می دهد. بعضی ها بدن و هیکل شان درشت اما درون شان ضعیف است هیچ کاری نمی توانند انجام بدهند. بعد می گوید امیر مؤمنان فرمود:

«وَ اللَّهِ مَا قَلَعْتُ بَابَ خَيْبَرَ بِقُوَّةٍ جَسَدانیَة وَ لَكِنْ بِقُوَّةٍ رَبَّانِيَّة»

چرا؟ چون علی ابن ابی طالب در آن زمان روحش، روح ملکوتی شده بود

«فلا جرم حصل له من القدرة ما قدر بها على ما لم يقدر عليه غيره وكذلك العبد إذا واظب على الطاعات بلغ إلى المقام الذي يقول الله كنت له سمعاً وبصراً فإذا صار نور جلال الله سمعاً له سمع القريب والبعيد وإذا صار ذلك النور بصراً له رأى القريب والبعيد وإذا صار ذلك النور يداً له قدر على التصرف في الصعب والسهل والبعيد والقريب»

التفسير الكبير أو مفاتيح الغيب؛ اسم المؤلف: فخر الدين محمد بن عمر التميمي الرازي الشافعي الوفاة: 604، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت - 1421هـ - 2000م، الطبعة: الأولى، ج21، ص77

لذا توانایی پیدا کرد که دیگران تواناییش را نداشتند «وكذلك العبد إذا واظب على الطاعات بلغ إلى المقام الذي يقول الله كنت له سمعاً وبصراً»، هر بنده ای می تواند به مقامی برسد که خدا می گوید «کُنتُ لَهُ سَمعاً وَ بَصرا» من گوش و چشم او می شوم.

«فإذا صار نور جلال الله سمعاً له سمع القريب والبعيد»؛ اگر نور جلال الهی گوشِ شنوای کسی شد دور یا نزدیک باشد می شنود اگر نور جلال الهی چشم بینای کسی شد «رأى القريب والبعيد» دور و نزدیک برایش ندارد. خدای متعال با ملائکه صحبت می کند «يا ملائكتى و سكّان سماواتى‏»، دارد می بیند.

 این یعنی چه؟ یعنی صدیقه طاهره (سلام الله علیها) یکی از مصادیق حدیث قرب نوافل است. یکی از مصادیق محبوب خدا شدن است. به ادامه همان حدیث بر گردیم در تتمه آن حدیث آقا رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) می فرمایند وقتی که شخصی به چنین مقامی رسید خدا می فرماید:

«من عَادَى لي وَلِيًّا فَقَدْ آذَنْتُهُ بِالْحَرْبِ»، اگر کسی به این مقام رسید بندهِ من شد با او دشمنی کنی منِ خدا به جنگت می آیم با من داری می جنگی؛ صدیقه طاهره (سلام الله علیها) این خصوصیات را داشت همه را می دید تعجبی هم ندارد یک آیه ای می فرماید:

(وَتَرَى الْمَلَائِكَةَ حَافِّينَ مِنْ حَوْلِ الْعَرْشِ يسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَقُضِي بَينَهُمْ بِالْحَقِّ وَقِيلَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ)

(در آن روز) فرشتگان را می ‌بينی که بر گرد عرش خدا حلقه زده‌ اند و با ستايش پروردگارشان تسبيح می ‌گويند؛ و در ميان بندگان به حق داوری می ‌شود؛ و (سرانجام) گفته خواهد شد: «حمد مخصوص خدا پروردگار جهانيان است!»

سوره زمر (39): آیه 75

پیغمبر می بینی ملائکه را که دور عرش جمع شدند تسبیح دارند می گویند. نمی گوید بعداً خواهی دید می گوید همین الان داری می بینی پیغمبر در مدینه در خانه اش هست بله دارد می بیند ملائکه را (حَافِّينَ مِنْ حَوْلِ الْعَرْشِ) وقتی یک انسان می تواند به چنین مقامی برسد صدیقه طاهره (سلام الله علیها) به چنین مقامی رسیده است و این خصوصیات را دارد.

حتی در روایت از او نقل شده است بله من دارم می بینم استبعادی هم ندارد. اگر کسی با آن حضرت دشمنی کرد چه اتفاق رخ می دهد؟ در بعضی از متن ها «آزالی ولیاً» است ولی من را آزار بدهد. بنده من را اگر آزار بدهد ولی الهی صدیقه طاهره (سلام الله علیها) اگر مورد آزار قرار بگیرد چه اتفاقی رخ می دهد؟

برای شما عبارتی از یکی از آیات بیاورم اصلاً ولی الهی نه، ناقه صالح (شتر حضرت صالح)

(فَقَالَ لَهُمْ رَسُولُ اللَّهِ نَاقَةَ اللَّهِ وَسُقْياهَا)

و فرستاده الهی [= صالح‌] به آنان گفت: «ناقه خدا [= همان شتری که معجزه الهی بود] را با آبشخورش وا گذاريد (و مزاحم آن نشويد)!»

سوره شمس (91): آیه 13

به خدا نسبت داده شده است (نَاقَةَ اللَّهِ وَسُقْياهَا) این ناقه را خدا خلق کرد لذا در نزد خدا احترام دارد.

(وَلَا تَمَسُّوهَا بِسُوءٍ فَيأْخُذَكُمْ عَذَابُ يوْمٍ عَظِيمٍ)

کمترين آزاری به آن نرسانيد، که عذاب روزی بزرگ شما را فرا خواهد گرفت!

سوره شعراء (26): آیه 156

چندین جا (عَذَابٌ قَرِيبٌ، عَذَابُ يوْمٍ عَظِيمٍ) دارد این ناقه صالح را (مَسِّ بِسوء) نکنید یعنی چه؟ یعنی یک دست آرام ولی با قصد بد؛ قصدت آزار دادن است اما خیلی آرام این می شود «مَسِ سوء» به بدری و آزار رساندن او حتی دست هم نزنید. اگر همچنین کاری کنید جهنمی می شوید (فَيأْخُذَكُمْ عَذَابُ يوْمٍ عَظِيمٍ)

صدیقه طاهره (سلام الله علیها) سرور زنان اهل بهشت است آقا رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند:

«فَاطِمَةُ بَضْعَةٌ مِنِّي فَمَنْ أَغْضَبَهَا أَغْضَبَنِي»

الجامع الصحيح المختصر ، اسم المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: 256 ، دار النشر : دار ابن كثير، اليمامة - بيروت - 1407 - 1987 ، الطبعة : الثالثة ، تحقيق : د. مصطفى ديب البغا، ج 3، ص 3509، ح 3510.

آقایان علمای اهل سنت سیوطی، آلوسی و دیگران گفتند به خاطر همین روایت ما حتی انبیاء را بر فاطمه زهرا برتری نمی دهیم چون پاره تن پیامبر است. نمی شود دیگران را بر پیغمبر مقدم کنیم این هم جزئی از پیغمبر به حساب می آید!

 یک شخصی پاره تن پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) است واقعاً أمِه الهی است أمه یعنی کنیز به مقام عبودیت رسیده است مصداق حدیث قرب نوافل شد دارد می بیند.

به نسبت به ناقه صالح فرض کنید این سرور زنان بهشتی است او یک شتری است که وارد بهشت می شود. شتر بهشتی بالاتر است یا بهشتی ها؟ مشخص است بهشتی ها آن وقت حضرت زهرا سرور زنان اهل بهشت است بلکه از خیلی از مردها هم کامل تر است کفو امیر مؤمنان علی ابن ابی طالب است.

آقایان اهل سنت، امیر مؤمنان را جزو عشره مبشره (ده نفر برتر) می دانند همچنین فردی را اگر آزار بدهیم چه اتفاقی رخ می دهد؟ ناقه صالح «مَسِّ بسوء» کنی جهنمی می شوی؛ سرور زنان اهل بهشت را آزار بدهی چه می شود؟ سوال است برای این سوال جواب می خواهیم اصلاً شیعه از شما نپرسد خودت روایاتت را دیدی در روایات شما در آیات قرآن جایگاه ناقه صالح چه است؟

آیا حضرت زهرا برای شما به اندازه ناقه صالح ارزش ندارد؟ اگر ارزش دارد می گویند نه فقط تهدید کردند. آیا تهدید معنی دارد؟ مثلاً یک نفری بگوید پیغمبر را تهدید می کنم می خواهم یک سوزن بر دارم نوک انگشت شما بزنم نه آتش زدن خانه اش؛ می گوید یا رسول الله نه کل بدن تان، نه یک عضو کامل، نه دست کامل، نه مچ دست، نه انگشتان تهدید کنم پیغمبر نوک یک بند انگشت شما سوزن می زنم. به همچنین فردی چه باید بگوییم؟

«حدثنا جَعْفَرُ بن هَارُونَ النَّوْفَلِيُّ الْمَدَنِيُّ ثنا عبد الْعَزِيزِ بن عبد اللَّهِ الأُوَيْسِيُّ قال ثنا عبد اللَّهِ بن جَعْفَرٍ الْمُخَرِّمِيُّ عن أُمِّ بَكْرٍ بنتِ الْمِسْوَرِ عن أَبِيهَا أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلى اللَّهُ عليه وسلم قال أن فَاطِمَةَ شُجْنَةٌ مِنِّي يغضبني «ويغضبني» ما أَغْضَبَهَا وَيُبْسِطُنِي ما يُبْسِطُهَا»

المعجم الكبير؛ اسم المؤلف: سليمان بن أحمد بن أيوب أبو القاسم الطبراني الوفاة: 360، دار النشر: مكتبة الزهراء - الموصل - 1404 - 1983، الطبعة: الثانية، تحقيق: حمدي بن عبدالمجيد السلفي، ج22، ص405

عضوی از اعضای بدن پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) است. فقط تهدید کرد آن هم تهدید به آتش زدن خانه؟ بعضی وقت ها فکر می کنیم کلمه ای عوض کنیم و یک حرفی بزنیم قضیه تمام شد. شهادت نبود پس چه بود؟ هجوم هم نبود یک تهدیدی بود مثلاً با این تهدید مشکل شما حل می شود؟ چرا سر خودمان کلاه بگذاریم؟

مثل یهودی ها خدایا تو گفتی شنبه ها صید نکنید، صید نکردیم راه ماهی ها را بستیم. گفت خدا گفت به پدر و مادرتان اف نگویید گفت من اف نمی گویم کتک شان می زنم. (لَا تَمَسُّوهَا بِسُوءٍ) برای ناقه حضرت صالح است. فاطمه سرور زنان بهشتی است «مس بسوء» که هیچ تهدید به آتش زدن؟

متوجه نمی شوم بعضی وقت ها یک حرف ها و یک جواب های می دهند که این حرف ها و جواب ها را خودشان وقتی بنشینند فکر کنند می بینند این جواب ها واقعاً ارزشی ندارد. خودشان را هم قانع نمی کند چه برسد به دیگران الان آن دورانی که فقط یک جوابی بگویند یک عده در روستایی وسط بیابان یا وسط جنگل باشند از تمدن دور افتاده باشند نفهمند چه شد؟ نه آن دوران گذشته است.

الان همه مردم از روستایی، شهری، سر کوه، جنگل و بقیه جا همه با ارتباط دارند یک نفر در روستا نفر اول کنکور می شود. یعنی در آن روستایی توانایی رسیدن به این علوم هست دیگر آن دورانی که این سوالات نشود گذشت الان باید جواب به این سوال داده بشود. خودم را باید قانع بکنم چطور بگویم به خانه فاطمه زهرا (سلام الله علیها) تهدید به هجوم (اصلاً هجوم نه) کردند اما فاطمه پاره تن پیغمبر (صلی الله علیه و آله) است. فرض کنیم حضرت نفرمود باشد:

«فَاطِمَةُ بَضْعَةٌ مِنِّي يُؤْذِينِي ما آذَاهَا»

صحيح مسلم؛ اسم المؤلف: مسلم بن الحجاج أبو الحسين القشيري النيسابوري الوفاة: 261، دار النشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي، ج 4، ص 1902، ح 2449

«يُؤْذِينِي مَا آذَاهَا» فرض کنیم پیغمبر نفرموده باشد «إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى يَغْضَبُ لِغَضَبِكَ، وَ يَرْضَى لِرِضَاك‏»

«قال رسول الله صلى الله عليه وسلم لفاطمة إن الله يغضب لغضبك ويرضى لرضاك هذا حديث صحيح الإسناد»

المستدرك على الصحيحين؛ اسم المؤلف: محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاكم النيسابوري الوفاة: 405 هـ، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت - 1411هـ - 1990م، الطبعة: الأولى، تحقيق: مصطفى عبد القادر عطا، ج 3، ص 167، ح 4730

علاوه بر این روایتی در بخاری آمده است بقیه کتب هم نقل کردند روایت خیلی مهمی است. آقا رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) در مکه بودند کفار قریش را نفرین نمی کردند هر روز می آمدند آزار می دادند. آزارها برای شان عادی شده بود از این آزارها اقناع نمی شدند دنبال یک روش جدید می گشتند.

تا این که یک شتری مرد آن موقع همه شتر دار و شتر چران بودند یک شتری آن جا بمیرد یعنی مریضی داشت مگر می شود شتر را ول کنند آن جا حرام بشود؟ شتری مرد تعفن پیدا کرد شکمبه آن شتر مرده را گفتند بر داریم روی سر پیغمبر خالی کنیم. سه، چهار نفری بینی هایشان را گرفتند شکمبه را بر داشتند زبانم لال پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در سجده بودند روی حضرت این ها را ریختند. باز پیغمبر نفرین نکرد.

 اما یک وضعیتی است خاک می ریختند خود حضرت می تکاند. اگر کاه و چیزهای دیگر می ریختند یک شخصی می آمد کمک می کرد. اما چیزی است که خود این ها به زحمت آوردند هیچ کس جرأت نزدیک شدن به پیغمبر (صلی الله علیه و آله) به خاطر بوی بد شکمبه ندارد ولی باز پیغمبر (صلی الله علیه و آله) در حالت سجده ماند.

خبر به حضرت زهرا (سلام الله علیه) که کودک خردسالی است رسید مادر و عمویش ابو طالب هم از دنیا رفته است. حضرت زهرا (سلام الله علیها) تا آمد نفرین کردند، تا حضرت زهرا نفرین کرد آقا رسول خدا دست بلند کردند. حضرت زهرا چه کسانی را نفرین کرد؟ رسول خدا هم شروع کرد یکی یکی نفرین شان کردن، یا رسول الله شما تا چند دقیقه نفرین نمی کردی چه شد تا فاطمه آمد شروع کرد نفرین کردن شما هم نفرین کردی؟

«إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى يَغْضَبُ لِغَضَبِكَ، وَ يَرْضَى لِرِضَاك‏» این که بگویند ما این روایت را قبول نداریم از نظر سند، صحیح و معتبر است اما در عمل پیغمبر چه کار کرد؟ در عمل تا رسید به جایی که با همه سختی ها داشت تحمل می کرد فاطمه ناراحت شد منِ پیغمبر نفرین می کنم همان کسانی که این کار را کردند داشتند نگاه می کردند این طور نبود در رفته باشند.

اما تا حضرت زهرا آمد نفرین کرد پیغمبر دست بلند کرد نفرین کردن می گوید در می رفتند نگاه پیامبر به ایشان نیافتد این نفرین آن ها را نگیرد. یعنی تا آن موقع ایستاده بودند این همه آزار دادند تمسخر کردند حضرت هیچ کار نکرد اما تا لب های مبارک صدیقه طاهره (سلام الله علیها) به نفرینِ این ها باز شد پیغمبر نفرین شان کرد این مصداق «يَغْضَبُ لِغَضَبِكَ، وَ يَرْضَى لِرِضَاك‏» است.

چرا پیغمبر از مکه به مدینه هجرت کردند؟ این همه آزار می دادند باز هم پیغمبر صبر کرد نه وقتی کار به جایی رسید که فاطمه در این شهر ناراحت شد من دیگر این جا نمی ایستم از این جا می روم. یک سری مطالب است کنار هم بگذاریم و نگاه بکنیم ماها جایگاه حضرت را خیلی پایین می آوریم می گوییم یک هجومی نه یک تهدیدی صورت گرفت این ها می خواستند مخالفتی بکنند.

یعنی چه این ها می خواستند با خلیفه مخالفت کنند؟ این ها محور عالم هستند همه را باید با این ها تنظیم کرد. بگوییم چون یک مخالفتی کردند آن ها قصد هجوم و تهدید داشتند این حرف ها اساساً حرف های مناسبی نیست.

مجری:

خیلی ممنونم از شما جناب استاد ابو القاسمی، خیلی مهم است قدری فکر بکنیم که چه جایگاهی، چه مقامی، چه منزلتی حضرت صدیقه طاهره فاطمه زهرا (سلام الله علیها) و این مژده را هم البته به شما بدهیم که دل ها و وجودتان سرشار از عشق، ارادت و محبت به حضرت صدیقه طاهره فاطمه زهرا (سلام الله علیها) است که پیامبر فرمودند:

«مَنْ أَحَبَّ فَاطِمَةَ ابْنَتِي فَهُوَ فِي الْجَنَّةِ مَعِي وَ مَنْ أَبْغَضَهَا فَهُوَ فِي النَّار»

بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بيروت)؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، ناشر: دار إحياء التراث العربي، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، ج27، ص116

هر کس دخترم فاطمه را دوست داشته باشد در بهشت پیش من است و حضرت زهرای مرضیه روز قیامت مثل مرغی که دانه ها را از می چیند و دانه را از غیر دانه سوا می کند حضرت زهرا وارد صحرای محشر می شود و شیعیان، محبان و ارادتمندان خودش را سوا می کند و با خودش به بهشت می برد. فدای این بانوی دو عالم

(میان برنامه)

مجری:

«أین الطالب بدم الزهرا، أین الطالب بدم المقتول بکربلاء،‌ أین بقیة الله»

همه این ها دردها و حرف های دل ما عاشقان و شیفتگانی که منتظر منتقم حقیقی و واقعی، منتظر منتقم آن سیلی و آن دردها و آن رنج ها، منتقم کسی هستیم که به زودی ان شاء الله خواهد آمد و انتقام همه مظلومان عالم را خواهد گرفت و این ظالمانی که در گوشه و کنار عالم هستند از گذشته بودند امروز هم هستند و همچنان دارند در حق مظلومان عالم ظلم می کنند.

بویژه این رژیم غاصب، وحشی و جنایتکار صهیونیستی آمریکایی جنایتکار هر با به یک شکلی و به یک نوعی جنایت می کنند، ان شاء الله امام زمان ما انتقام را خواهد گرفت.

یکی از نکاتی که امشب می خواهیم به آن بپردازیم جناب استاد بحث اقرار ابوبکر است. شاید برای بعضی ها سخت و دشوار است و برای شان قابل قبول نباشد مگر می شود خلیفه اول، خلیفه دوم بحث آتش زدن، تهدید به آتش زدن و جنایاتی که اتفاق افتاد.

وقتی وارد اسناد می شویم روایات را نگاه می کنیم می بینیم بله یک چیزی است که واقعیت هست و اتفاق افتاد. روایت اقرار ابوبکر دقیقاً چه است؟

استاد ابوالقاسمی:

روایت، روایتی است که تقریباً مورد اتفاق همه مذاهب است اهل سنت، زیدیه و شیعه اثنی عشری هر سه این روایت را نقل کردند و به آن استناد کردند. در کتب اهل سنت اول متن را ببینیم از کتاب مسند فاطمه سیوطی، صفحه 34 در این چاپ روایتی را نقل کرده است که عبد الرحمن ابو عوف می گوید من در بیماری ابوبکر که در آن بیماری از دنیا رفت به دیدنش رفتم.

در این متن تکه های زیادی حذف کرده، گفتم الحمد لله بهتر شدی گفت نه حالم خیلی مساعد نیست و خیلی هم ناراحت هستم گفتم چرا ناراحت هستی؟ تو که خلیفه پیغمبر بودی، از این جا ادامه روایت شروع می شود.

«إني لا آسَى على شيء إلا على ثلاث فعلتهن ووددت أني لم افعلهن، وثلاث لم افعلهن، وودد إني فعلتهن، وثلاث وددت إني سألت رسول الله صلى الله عليه وسلم عنهن؛ فأما التي فعلتها، ووددت أني لم افعلها ووددت أني لم أكن أکشف بيت فاطمة وترکته وأني أغلق علی الحرب»

مسند فاطمه؛ سیوطی، جلال‌الدین، ناشر: مؤسسة الکتب الثقافیة ـ بیروت، الطبعة الاولی، ص۳۴-۳۵

 «إني لا آسى من الدنيا إلا على ثلاث فعلتها وددت أني كنت تركتها وثلاث وددت أني كنت سألت عنهن رسول الله صلى الله عليه وسلم وأما الثلاث التي فعلتها فوددت أني لم أكن كشفت بيت فاطمة وأني أغلق على المحارب»

تاريخ مدينة دمشق وذكر فضلها وتسمية من حلها من الأماثل؛ اسم المؤلف: أبي القاسم علي بن الحسن إبن هبة الله بن عبد الله الشافعي الوفاة: 571، دار النشر: دار الفكر - بيروت - 1995، تحقيق: محب الدين أبي سعيد عمر بن غرامة العمري، ج 30، ص 421

سه کار انجام دادم ای کاش این کارها را انجام نداده بودم. سه کار انجام ندادم کاش انجام داده بودم و سه چیز را کاش از پیغمبر (صلی الله علیه و آله) پرسیده بودم. آن سه کاری که انجام دادم ای کاش انجام ندادم ای کاش حرمت خانه فاطمه را نمی شکستم «وَ ترکتُ بیتَ فاطمة»، تَرَک در عربی یعنی باقی گذاشتن. یک ترَکَ به معنای خروج و دیگری به معنای باقی گذاشتن است قطعاً خارج شدن نیست یعنی ای کاش داخل می رفتم بعد بیرون می آمدم؟ نه «ترَکتُ الدار» یعنی ای کاش برای شان خانه باقی گذاشته بودم اصلاً برای شان خانه باقی نگذاشتم «فأني اغلق علی الحرب»؛ کاش درب جنگ را می بستم این جا جنگ رخ داد.

این روایت در صفحه 35 آقای سیوطی نقل می کند می گوید «س»، ساد علامت اختصاری سنن صحیح ابن منصور است گفت این حدیث معتبر است «إنَّهُ حدیثٌ حسن» این هم کلیدهای آنی که مطرح کرد

«صاد لعبد ابن منصور فی سننه»

همین روایت را آقای مقدسی در الأحادیث المختارة، جلد 1 مطرح می کند:

«فأما الثلاث اللاتي وددت أني لم أفعلهن فوددت أني لم أكن كشفت بيت فاطمة أو تركته وأن أعلق على الحرب»

بعد دارد:

«قلت وهذا حديث حسن»

الأحاديث المختارة؛ اسم المؤلف: أبو عبد الله محمد بن عبد الواحد بن أحمد الحنبلي المقدسي الوفاة: 643، دار النشر: مكتبة النهضة الحديثة - مكة المكرمة - 1410، الطبعة: الأولى، تحقيق: عبد الملك بن عبد الله بن دهيش، ج1، ص89

این روایت معتبر است.

 علاوه بر این دو نفر که بر اعتبار این روایت صحه گذاشتند افراد متعددی از علمای اهل سنت هستند این ها کتاب های که نوشتند می گویند ما در این کتاب جز روایت معتبر نمی آوریم.

آقای ابو نعیم در حلیة الأولیاء مقدمه اش می گوید از روایت های معتبر آورده است همین روایت بخش اولش را که عرض کردم سیوطی نیاورده با همان سند مشهور نقل کرده است. وقتی در این کتاب آورد یعنی چه؟ یعنی این روایت را با این سند معتبر می داند. دو روایت نیست یک روایت است تتمه اش را نیاورد ولی همان سند و روایت است.

آقای ذهبی در تاریخ الإسلام در مقدمه اش می گوید روایت های می آورم که معتبر باشد بشود به آن استناد کرد سراغ موهومات نرفتم این روایت را نقل کرده است. پس ما علاوه بر اعتبار بخشی صریح یک سری اعتبار بخشی عام داریم که برخی دیگر از علمای اهل سنت نسبت به این روایت، این دیدگاه را داشتند و داخل روایات معتبرشان آوردند.

نکته دیگر کمتر دیدم به آن استناد بشود این است که در سند این روایت قطعاً آقای لیث قرار دارد لیث چه کسی است؟ جالب این که به یکی از علمای اهل سنت گفتند این روایت به لیث می رسد گفت نمی شود به لیث برسد. یک جمله به شما نشان بدهم

«قال ابن وهب مالك والليث إسناد وإن لم يسندا»

ترتيب المدارك وتقريب المسالك لمعرفة أعلام مذهب مالك؛ اسم المؤلف: أبو الفضل عياض بن موسى اليحصبي الأندلسي الوفاة: 544هـ، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت / لبنان - 1418هـ - 1998م، الطبعة: الاولى، تحقيق: محمد سالم هاشم، ج1، ص66

مالک ابن انس و لیث سند هم نیاورند حرف شان را باید قبول کنیم خودشان سند هستند. لیث چه کسی بود؟ لیث کسی است که اساس روایات شناخت صحابه و تاریخچه صحابه را لیث نقل می کرده اگر می خواستند چیزی در مورد یک صحابی بدانند از لیث می گرفتند. آن وقت لیث همین روایت را نقل کرده است. نمی آیند این ها را به مردم بگویند لیثی هم بی سند هم نقل کند از او قبول می کنیم این روایت را نقل کرده است.

علاوه بر این گفتیم این روایت را نه فقط اهل سنت بلکه زیدیه هم نقل کردند. روایت اقرار ابوبکر به هجوم در کتب زیدیه، در کتاب المصابیح الامام ابو العباس الحسنی، تألیف فقیه مناظره گر سید ابو العباس احمد ابن ابراهیم ابن حسن ابن ابراهیم ابن ابراهیم محمد ابن سلیمان ابن داود ابن حسن مثنی – متوفای 353 قرن چهارم در صفحه 271 وفات ابی بکر

«وفاة أبي بکر اخبرنا علی بن الحسن بن سلیمان البجلي بإسناده عن أبي جعفر علیه السلام، وبإسناد اخر عن عمرو بن أبي المقدام وآخرین وأن عبدالرحمن بن عوف دخل علی أبي بکر في مرضه الذي توفي فیه، فأصابه مفیقا، فقال عبدالرحمن: أصبحت والحمدلله بارئاً، قال أبو بكر: أتراه؟ قال:نعم»

امام باقر (علیه السلام) روایت اقرار ابوبکر به هجوم را امام باقر (علیه السلام) نقل کردند آن موقع هم اتفاقاً همین بحث بود خود ابوبکر گفت. سند دیگر از عمرو ابن ابی المقدام گروه دیگر از عبد الرحمن ابن عوف یا از عمرو ابن ابی المقدام و آخرین که عبد الرحمن ابن عوف رفت در بیماری که ابوبکر از دنیا رفت «فأصابه مفیقا» دید بیدار است گفت «والحمدلله بارئاً»، الحمد لله داری خوب می شوی

«قال أبو بكر: أتراه؟ قال: نعم» ابوبکر گفت به نظرت دارم خوب می شوم؟ گفتم بله گفت نه درد خیلی زیادی دارم شما مهاجرین کارهای می کنید بیشتر من را اذیت می کند چه است؟‌ گفت فلانی و فلانی، فلان کار را کرده است و من در بیماری دارم از دست شما اذیت می شوم. این همان زمانی است آمدند گفتند ابوبکر می خواهی عمر را جانشین تعیین کنی؟ روایت معروفی که استاد قزوینی بارها می خواند این همان روایت است کاملش این است.

وقتی که طلحه و امیر مؤمنان بیرون رفتند به عمر رو کرد وصیت هایش را هم کرد آخرهای عمرش بود

«حتی اذا ثقل»

 آن لحظه ای که سنگین شد گفت سه کار انجام دادم کاش انجام نمی دادم

«فأما اللواتي وددت أني ترکتها، فوددت أني لم أكشف بيت فاطمة بنت رسول الله وإن کانوا أغلقوه على الحرب»

زیدیه هم این روایت را نقل کردند از امام باقر، از عمرو بن أبي المقدام و دیگران در کتب شیعه شیخ صدوق این روایت را در خصال خودش آورده است. مرحوم فضل ابن شاذان در کتاب الإیضاح آورده یعنی یک روایتی که شیعه اثنی عشری، زیدیه، گروه های مختلف اهل سنت نقل کردند و خیلی هایشان هم این را معتبر دانستند سندهای متعددی هم دارد.

حدود هشت سند مستقل برای این روایت پیدا کردیم. این ها می گویند یک سند داشته باشد ممکن است ضعیف باشد دو تا شد حداقل حسن است سه تا شد صحیح یا نزدیک به صحیح می شود. از چهار به بالا می گویند کاری به سندهایش نداریم یک همچنین روایتی با همچنین سندی خود آقای ابوبکر می گوید من به خانه فاطمه هجوم بردم.

می گوید نه شما اشتباه می کنید شما هجون نبردید احتمالاً آخرهای عمرت است داری هذیان می گویی. خودش دارد من این کار را انجام دادم علمای سنی می گویند نه ما نمی توانیم این را قبول کنیم مگر می شود این ها با همدیگر دوست و مهربان بودند. خودش دارد می گوید این کار را کردم

مجری:

مثلاً پشیمان هم هست

استاد ابولقاسمی:

می گوید پشیمان هم شدم. چرا پشیمان شد بعداً عرض می کنیم پشیمانیش نه به خاطر این که به خانه فاطمه هجوم برد به خاطر این که، آن طرحی که ما داشتیم به نتیجه نرسیده است توقع داشتیم حضرت علی شمشیر بکشد ولی نکشید. توقع ما این بود چون این ها ادعا کرده بودند پیغمبر، امیر مؤمنان علی ابن ابی طالب را ازل کرده است.

ادعا کردند:

«لَا تَجْتَمِعُ النُّبُوَّةُ وَ الْخِلَافَة فِي بَيْتٍ وَاحِد»

بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بيروت)؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، ناشر: دار إحياء التراث العربي، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، ج9، ص86

«وتعلل طائفة أخرى منهم بكراهية الجمع بين النبوة والخلافة في بيت واحد»

شرح نهج البلاغة؛ اسم المؤلف: أبو حامد عز الدين بن هبة الله بن محمد بن محمد بن أبي الحديد المدائني الوفاة: 655 هـ، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت / لبنان - 1418هـ - 1998م، الطبعة: الأولى، تحقيق: محمد عبد الكريم النمري، ج11، ص66

این شایعه را کردند گفتند پیغمبر، علی را عزل کرد باید جانشین تعیین کنیم در سقیفه جمع شدند. بی دلیل در سقیفه جمع نمی شدند در آن جا گفتند پیغمبر حضرت علی را عزل کرده است الان اگر برویم به علی فشار بیاوریم شمشیر می کشد به مردم می گوییم دیدید علی حاضر است به خاطر دنیا رو در روی پیغمبر بایستد این همان علی است که مدام راجع به او صحبت می کردیم شما گوش به حرف ما نمی دادید دیدید چه شد؟ لذا به امیر مؤمنان فرمود دست به شمشیر نمی بری هیچ کار نمی کنی تا من نگفتم هر کاری بکند متهم به تقابل با پیغمبر (صلی الله علیه و آله) می شود.

 ابوبکر هم می گوید حتی اگر آن ها می خواستند بجنگند من نباید این کار را می کردم. آن ها اصلاً نمی خواستند بجنگند آن ها دست به شمشیر نبردند آن ها هیچ کار نکردند.

پشیمانیش از این جهت است نه از این باب که چه هجوم بردند «وإن کانوا أغلقوه على الحرب»، در بعضی از نسخه ها آمده است یعنی حتی اگر آن ها می خواستند بجنگند من نباید با آن ها می جنگیدم. آن ها نمی خواستند بجنگند و من با آن ها جنگیدم این روایت هم مدلولش صریح است هم از جهت سندی اعتبار دارد هم تصحیح دارد. یک عده از آقایان نمی خواهند قبول بکنند همان طوری که می گوید اگر پیغمبر بگوید حق با علی است من نمی پذیرم. اگر حضرت علی بیاید بگوید حق با من بود من نمی پذیرم کلیپ هایش را قبلاً پخش کردیم ابوبکر هم گفت من این کار را انجام دادم باز هم می گویند نمی پذیریم.

یک تصوری برای خودشان درست کردند یک دنیای گل و بلبلی برای آن دوران درست کردند می گوید این تصور من نباید به هم بخورد. هزار و یک دلیل مخالف تصور شما است حاضر به کنار گذاشتن آن تصور باطل شان نمی شوند. این یکی از روایات است که ما اگر بخواهیم سایر روایات را هم مورد بررسی قرار بدهیم ده ها روایت می شود یکی، دو روایت نیست مجموعه روایاتی که دلالت بر هجوم به خانه صدیقه طاهره (سلام الله علیها) دارد فقط بعضی از اسانید روایت اقرار ابوبکر را خدمت بزرگواران نشان بدهم.

 تاریخ مدینه دمشق با هشت تا سلسله سند البته همراه اشتراکش ده سند مختلف نقل کرده است البته بعضی هایش با هم اشتراک دارند. معرفة الصحابه ابو نعیم اصفهانی عرض کردیم تاریخ طبری با سه سند نقل کرده است. در تاریخ طبری به لیث رسانده است در سند اول تاریخ دمشق چهار تا سند به لیث رسیده است.

 کتاب بعدی معجم کبیر طبرانی روایت را نقل کرده. عقد الفرید ابن عبد الربه سند را به لیث رساند. مستدرک حاکم نیشابوری، السقیفه و الفدک جوهری سند را به لیث رساند. جالب است السقیفة و فدک از لیث به بعدش می گوید «قالَ ابوبکر» می گوید اصلاً به سند کار نداریم.

الاموال قاسم ابن سلام دو سند یکیش به لیث رسیده است. ضعفای عقیلی چهار سند برای این روایت آورد در سه تا از سندهایش لیث است. انساب الاشراف بلاذری از زهری از عبد الرحمن یک طریق دیگر، مستقل آورده است. الاموال ابن زنجویه از لیث آورد. فتوح البلدان بلاذری از عبد الله صالح کاتب لیث باز از نزدیکان لیث آورده است.

علل دار قطنی دو سند آورد الإیضاء فضل ابن شاذان که عرض کردیم مرحوم شیخ صدوق در خصال آورد علاوه بر این ها روایات زیدیه را داریم و سندهای دیگر این همه سند برای این روایت هست، آقایان چرا حاضر به قبول این روایتی که طرق مختلف و تصحیح دارد و در کتاب های سه مذهب هم نقل شد نیستند این یک سوالی است که باید به این سوال جواب بدهند.

مجری:

خیلی ممنون استفاده کردیم بهره بردیم خداوند شما را حفظ کند، ما دو بحث را امشب در خدمت تان بودیم و جناب استاد ابوالقاسمی اشاره کردند. بحث ابتدایی فضائل حضرت زهرای مرضیه (سلام الله علیها) از یک زاویه ای وارد شدند که بسیار دقیق و قابل توجه بود. بخش دوم هم روایات اقرار ابوبکر به هجوم به خانه امیر المؤمنین و حضرت زهرا (سلام الله علیه)

اگر دوستان عزیز بیننده موفق نشدند کامل برنامه را ببینند ان شاء الله بازپخش برنامه را ببیند تأمل بکنند بویژه عزیزان اهل سنت بدون تعصب لطفاً این مباحث را ببینید، تفکر، اندیشه و تحقیق کنید اگر بخواهید باز شما هم متعصب باشید با همان نگاهی که بعضی ها دارند مگر می شود مگر امکان دارد، خود ابوبکر اقرار گفت چندین بار هم در جاهای مختلف این اسناد را آوردیم این ها را باید بدون تعصب بپذیریم بعد متوجه می شویم دقیقاً بعد از رحلت نبی مکرم و معظم چه اتفاقاتی افتاد و چه ظلم های در حق اهل بیت عصمت و طهارت شد!

خیلی ممنون که امشب هم همراه ما بودید تا جلسه بعدی التماس دعای خیر با تمام وجودمان برای ظهور و فرج مولایمان امام زمان (ارواحنا له الفداء) دعا می‌کنیم و عرضه می‌داریم اللهم عجل لولیک الفرج، خدا نگهدار!

 

 

 


فضائل حضرت زهرای مرضیه (سلام الله علیها)>

فاطمیه حضرت زهرا س فضائل حضرت حدیث کساء اقرار ابوبکر هجوم نبوت و امامت هجوم در کتب اهل سنت