-
تاریخ بدون روتوش - نقد ذوالقرنین دانستن کوروش در برنامه محفل 20 فروردین 1404
1:26:16 دقیقه -
تاریخ بدون روتوش - مشهورات غلط در مورد هخامنشیان 14 فروردین 1404
1:23:28 دقیقه -
تاریخ بدون روتوش - کوروش؛ عیلامی یا پارسی؟ 6 فروردین 1404
56:18 دقیقه -
تاریخ بدون روتوش - کوروش، پارسی یا عیلامی 22 اسفند 1403
54:52 دقیقه -
تاریخ بدون روتوش - الهیات تمدن عیلام 15 اسفند 1403
54:21 دقیقه -
تاریخ بدون روتوش - تمدن عیلام، از شوش تا انشان 8 اسفند 1403
1:25:24 دقیقه -
تاریخ بدون روتوش - قدمت عیلام؛ پازل فراموش شده تاریخ ایران باستان 1 اسفند 1403
1:21:46 دقیقه -
تاریخ بدون روتوش - عیلام؛ پازل فراموش شده تاریخ ایران باستان 17 بهمن 1403
1:23:23 دقیقه -
تاریخ بدون روتوش - کوروش؛ عیلامی یا پارسی 3 بهمن 1403
1:20:42 دقیقه -
تاریخ بدون روتوش - مرور کلی بر مبحث حرمسرا هخامنشیان و جایگاه زنان و خواجگان در دربار هخامنشی + پاسخ به سوالات مخاطبین 19 دی 1403
1:24:56 دقیقه -
تاریخ بدون روتوش - پاسخ به سوالات مخاطبین در پنجاهمین قسمت از فصل سوم 12 دی 1403
1:24:25 دقیقه -
تاریخ بدون روتوش _ جایگاه زنان در دربار هخامنشی با محوریت دختران و خواهران شاه 5 دی 1403
1:25:42 دقیقه -
تاریخ بدون روتوش _ جایگاه زنان در دربار هخامنشی با محوریت همسران 28 آذر 1403
1:27:46 دقیقه -
تاریخ بدون روتوش _جایگاه زنان در دربار هخامنشیان 21 آذر 1403
1:22:40 دقیقه -
تاریخ بدون روتوش _ زنان در عصر هخامنشیان 30 آبان 1403
1:23:10 دقیقه -
تاریخ بدون روتوش _ 360همسر پادشاهان هخامنشی 16 آبان 1403
-
تاریخ بدون روتوش -تعددِ تعدد زوجات در زمان هخامنشی 9 آبان 1403
1:26:44 دقیقه -
تاریخ بدون روتوش - برده و برده داری در دوره هخامنشیان 2 آبان 1403
1:20:29 دقیقه -
تاریخ بدون روتوش - بندهداری و برده داری در کتیبه بیستون داریوش 25 مهر 1403
1:23:04 دقیقه -
تاریخ بدون روتوش -برده داری و بنده داری در دوران هخامنشیان 18 مهر 1403
1:20:00 دقیقه -
تاریخ بدون روتوش - زنان و خواجههای حرمسرای هخامنشی 4 مهر 1403
1:33:10 دقیقه -
تاریخ بدون روتوش - جایگاه و کارکرد خواجگان در دولت و دربار هخامنشي 28 شهریور 1403
1:25:25 دقیقه -
تاریخ بدون روتوش - جايگاه خواجگان در دولت هخامنشيان 21 شهریور 1403
1:20:00 دقیقه -
تاریخ بدون روتوش - خشایارشا و زندگی حرمسرایی 7 شهریور 1403
1:22:39 دقیقه -
تاریخ بدون روتوش - نبرد پلاته 31 مرداد 1403
1:22:01 دقیقه -
تاریخ بدون روتوش - نبرد سالامیس 24 مرداد 1403
1:28:51 دقیقه -
تاریخ بدون روتوش - اسپارتاکوس و تاریخ اسپارت ها 17 مرداد 1403
1:26:34 دقیقه -
تاریخ بدون روتوش - جنگ های ایران و یونان 10 مرداد 1403
1:22:26 دقیقه -
تاریخ بدون روتوش - بررسی مطابقت کوروش با ذوالقرنین 13 تیر 1403
1:26:20 دقیقه -
تاریخ بدون روتوش - قربانی کردن انسان ها در تاریخ یونان 30 خرداد 1403
1:30:35 دقیقه -
تاریخ بدون روتوش - فرهنگ یونان 23 خرداد 1403
1:23:31 دقیقه -
تاریخ بدون روتوش - دموکراسی و فلسفه یونان 16 خرداد 1403
1:30:50 دقیقه -
تاریخ بدون روتوش - ذهنیت های کلیشه ای در خصوص اهمیت یونان ( دموکراسی) 9 خرداد 1403
1:25:44 دقیقه -
تاریخ بدون روتوش - تمدن یونان 2 خرداد 1403
1:16:41 دقیقه -
تاریخ بدون روتوش - بازخوانی نو از آیین زرتشت و ایران باستان 19 اردیبهشت 1403
1:31:53 دقیقه -
تاریخ بدون روتوش - بازخوانی نو از آیین زرتشت و ایران باستان 9 اسفند 1402
1:19:19 دقیقه -
تاریخ بدون روتوش - بازخوانی نو از آیین زرتشت و ایران باستان 11 بهمن 1402
1:21:13 دقیقه -
تاریخ بدون روتوش - بازخوانی نو از آیین زرتشت و ایران باستان 27 دی 1402
1:15:51 دقیقه -
تاریخ بدون روتوش - بازخوانی نو از آیین زرتشت و ایران باستان 20 دی 1402
1:20:35 دقیقه -
تاریخ بدون روتوش 24 آبان 1402
1:18:44 دقیقه -
تاریخ بدون روتوش - بازخوانی نو از آیین زرتشت و ایران باستان 17 آبان 1402
1:25:00 دقیقه -
تاریخ بدون روتوش - بازخوانی نو از آیین زرتشت و ایران باستان 10 آبان 1402
1:25:34 دقیقه -
تاریخ بدون روتوش - بازخوانی نو از آیین زرتشت و ایران باستان 19 مهر 1402
1:24:46 دقیقه -
تاریخ بدون روتوش - بازخوانی نو از آیین زرتشت و ایران باستان 12 مهر 1402
1:21:47 دقیقه -
قسمت نود و یک برنامه تاریخ بدون روتوش با کارشناسی استاد حسینی (فصل سوم)
1:10:34 دقیقه
تاریخ بدون روتوش - بازخوانی نو از آیین زرتشت و ایران باستان 5 مهر 1402 -
تاریخ بدون روتوش - بازخوانی نو از آیین زرتشت و ایران باستان 29 شهریور 1402
1:19:24 دقیقه -
تاریخ بدون روتوش - بازخوانی نو از آیین زرتشت و ایران باستان 31 خرداد 1402
1:28:34 دقیقه -
تاریخ بدون روتوش - بازخوانی نو از آیین زرتشت و ایران باستان 24 خرداد 1402
1:26:18 دقیقه -
تاریخ بدون روتوش - بازخوانی نو از آیین زرتشت و ایران باستان 17 خرداد 1402
1:26:42 دقیقه -
تاریخ بدون روتوش - بازخوانی نو از آیین زرتشت و ایران باستان 3 خرداد 1402
1:29:03 دقیقه -
تاریخ بدون روتوش - بازخوانی نو از آیین زرتشت و ایران باستان 27 اردیبهشت 1402
1:47:03 دقیقه -
تاریخ بدون روتوش - بازخوانی نو از آیین زرتشت و ایران باستان 20 اردیبهشت 1402
1:29:07 دقیقه -
تاریخ بدون روتوش - بازخوانی نو از آیین زرتشت و ایران باستان 13 اردیبهشت 1402
1:26:53 دقیقه -
تاریخ بدون روتوش - بازخوانی نو از آیین زرتشت و ایران باستان 6 اردیبهشت 1402
1:25:9 دقیقه -
تاریخ بدون روتوش - بازخوانی نو از آیین زرتشت و ایران باستان 10 اسفند 1401
1:27:56 دقیقه -
تاریخ بدون روتوش - بازخوانی نو از آیین زرتشت و ایران باستان 3 اسفند 1401
1:26:11 دقیقه -
تاریخ بدون روتوش - بازخوانی نو از آیین زرتشت و ایران باستان 19 بهمن 1401
1:17:43 دقیقه -
تاریخ بدون روتوش - بازخوانی نو از آیین زرتشت و ایران باستان 12 بهمن 1401
1:18:50 دقیقه -
تاریخ بدون روتوش - بازخوانی نو از آیین زرتشت و ایران باستان 5 بهمن 1401
1:24:00 دقیقه -
تاریخ بدون روتوش - بازخوانی نو از آیین زرتشت و ایران باستان 28 دی 1401
1:25:10 دقیقه -
تاریخ بدون روتوش - بازخوانی نو از آیین زرتشت و ایران باستان 21 دی 1401
1:07:12 دقیقه -
تاریخ بدون روتوش 23 آذر 1401
1:28:25 دقیقه -
تاریخ بدون روتوش 5 مرداد 1401
2:01:54 دقیقه -
تاریخ بدون روتوش 29 تیر 1401
1:27:23 دقیقه -
تاریخ بدون روتوش 15 تیر 1401
1:26:29 دقیقه -
تاریخ بدون روتوش 8 تیر 1401
1:29:05 دقیقه -
تاريخ بدون روتوش 1 تیر 1401
1:26:04 دقیقه -
تاریخ بدون روتوش 11 خرداد 1401
1:28:29 دقیقه -
تاریخ بدون روتوش 4 خرداد 1401
1:25:32 دقیقه -
تاریخ بدون روتوش 28 اردیبهشت 1401
1:30:42 دقیقه -
تاریخ بدون روتوش 21 اردیبهشت 1401
1:29:01 دقیقه -
تاریخ بدون روتوش 14 اردیبهشت 1401
1:14:47 دقیقه -
تاریخ بدون روتوش 24 فروردین 1401
1:23:50 دقیقه -
تاریخ بدون روتوش 17 فروردین 1401
1:28:45 دقیقه -
تاریخ بدون روتوش 3 فروردین 1401
1:4:23 دقیقه
خیانت کوروش به همپیمانش نبونئید در شکست ماد و بابل تاریخ بدون روتوش
قسمت صد و سی و ششم برنامه تاریخ بدون روتوش با کارشناسی استاد حسینی
- فتح ماد در منشور نبونئید
- نبونئید مخالف پرستشگاه خدایان نبود
- کوروش با خیانت به نبونئید بابل را فتح کرد
دیگر قسمت ها
عنوان برنامه: تاریخ بدون روتوش
تاریخ: 27/ 01/ 1404
استاد: آقای حسینی
قسمت:136
بسم الله الرحمن الرحیم اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.
استاد: حسینی
عرض سلام و ادب و احترام خدمت شما بینندگان عزیز و ارجمند که بیننده برنامه تاریخ بدون روتوش هستید قسمت صد و سی و ششم از مجموعه برنامهها است و قصمت شصت و یکم از برنامه فصل سوم که یک مقداری از لحاظ زمانی به نسبت قسمتهای قبل ما کوتاه تر تقریبا حدود یک ربع بیست دقیقه در خدمتتان باشیم در این قسمتها از ایام نوروز شروع شد این روال و بر اساس کنداکتور شبکه ان شاء الله برنامههای دیگر که جایگزین شدند دنبال بفرمایید ما در برنامه تاریخ بدون روتوش چه کار کردیم شما اگر پیگیر بودید می دانید یک توضیح امشب خواهم داد یک مقداری بحثش را از یک زاویه دیگر به آن نگاه خواهم کرد اما در فصل سومش را اول بگویم که ما آمدیم بخش اول پادشاهی هخامنشیان را گفتیم و عرض کردیم توقف می کنیم یک سری از مسائل که موضوع بندی شده است را مطرح می کنیم تکمیل می کنیم کامل آن موضوعات قبل را و بعد وارد دوره دوم پادشاه هخامنشیان می شویم کوروش را گفتیم کمبوجیه را گفتیم بردیا را گفتیم داریوش گفتیم خشایار شاه هم گفتیم میخواهیم برویم حالا بعد از اینکه این موضوعات را گفتیم در این چند قسمت وارد بخش دوم پادشاهی می شود به نسبت خیلی مطلب کمتر و جای بحث کمتری دارد الی بحث اسکندر که به بحث اسکندر برسیم آنجا مطالبی را خدمتتان عرض خواهیم کرد و بحث مرگ پادشاهان و اینکه هر کدام از پادشاهان هخامنشی چطور از دنیا رفتند یا کشته شدند را هم با شما به بحث و گفتگو خواهیم گذاشت ان شاء الله.
برنامه ما چون ما زیاد از ما درخواست می شود بعضی اوقات توضیح بدهید مخاطب جدید گاهی اضافه ممکن است بعضی ها فراموش کنند فلسفه ما آمدیم نسبت به بسیاری از ادعاهایی که این ادعاها خطا بود این برنامه را شروع کردیم ساختیم و تقدیم حضور شما کردیم این ادعاها بخشیش برمی گشت به تبلیغاتی که برخی ها به عنوان زرتشتی گری داشتند با حفظ احترام موبدان عزیز زرتشتی برخی از مبلغین آمده بودند برای نقد اسلام رفته بودند در قالب زرتشتی دیگر این زرتشتی گری یک مکمل جدی هم داشت بحث باستان گرایی بود بحث باستان گرایی بود که آن مدل باستان گرایی یک مدل تقابلی بود چطور مفاهیمی را میآوردند از مباحث تاریخی مطرح میکردند که این مفاهیم را در مقابل اسلام قرار بدهند در مقابل مسلمان قرار بدهند خیلی رک دارم می گویم این را دیگر یک سری از این مفاهیم مفاهیمی که اصلا وجود خارجی نداشته است در تاریخ.
آن دسته از مسائل تاریخیش یک سری از این ها مواردی بود که پنهان می شد یک سری از این ها مواردی بود که تغییر داده می شد و جهت دار گفته می شد سیر مرتب و منظم یک بار می آییم شروع می کنیم بحث زرتشت و ابهاماتی که راجع به زرتشت را مطرح می کنیم که شد فصل اول برنامه و بعد از آن که دیگر قضیه زرتشت به نظر من تمام شد یعنی دیگر اصلا نیاز به یک سری جزئیات دیگر و طرح آنها نمانده است یک فصل خیلی از چیزها را مشخص کرد اثری هم که داشت روی بحث مدل فضای مجازی را مبلغان زرتشتی مبلغان مدعی زرتشت دیگری که خودشان به شریعت زرتشتی هم پایبند نبودند و بعضی اذعان می کنند نسبت به این مسئله جمع شد و تمام شد دوباره برگردیم تصمیم بگیریم دوباره برمی گردیم این بار با دو برابر قدرت مرور کنیم آن مباحثی که در تاریخ خود ما است در گذشته خود ما است دارند به دروغ می گویند را یک بار بررسی کنیم مستند بررسی کنیم من فکر نمی کنم در هیچ برنامه بررسی تاریخی که در یک رسانه مثل شبکه ماهوارهای پخش می شود اینقدر استنادات وجود داشته باشد.
یعنی ما شروع کردند همکاران ما دسته بندی این منابعی که ما استفاده میکردیم و این ها دیدیم خیلی زمان میبرد یعنی تعداد منابع تعدد منابع نوع پرداختن به منابع که یک سری منابع را ضمیمه می کنیم خیلی سعی کردیم جامعه داشته باشد سعی کردیم برنامه مستند باشد و این روال هم ادامه می دهیم خوب این یک مدل هم آوردیم در بحث نقد در تاریخ ما سالها تاریخ اسلام را نقد کردیم در همین رسانه سالها مسلمانها را نقد کردیم در همین رسانه و الان هم داریم همین کار را می کنیم و هیچ ابایی نداریم از اینکه بگوییم حقایق تاریخ اسلام گفته شود و اصلا نیت ما این است ولو اینکه یک جایی بگویند آقا مسلمان اینجا اشتباه کردند نه تنها می گوییم مسلمان ها اشتباه کردند که یک سری از مسلمانان را خیلی سریع جهنمی ما داریم معرفی می کنیم آقا مسلمان بوده است که باشد در مقابل حق ایستاده منافق بودند با این صراحت لهجهای که ما در مورد تاریخ اسلام داشتیم آمدیم بحث تاریخ باستان هم داریم مطرح می کنیم با همان مدل با همان قالب از لحاظ ساختاری در پرداختن به مباحث و موضوعات شروع کردیم اینجا را هم البته تکاملی هم در آن دادیم که این روند تاریخی و حفظ سیر تاریخی را هم آوردیم در کنار آن قالب طرح علمیش شروع کردیم تولید کردیم بالا و پایین داشت طرف مقابل ما ولی ما بالا و پایین نداشتیم یعنی شما برید نگاه کنید فراز داشتیم فرود نداشتیم.
قسمت اول این صد و سی و شش قسمت را نگاه کنید تا الان که بنده خدمت شما هستم هر آن کاری که انجام دادند غیرعلمی بود همان کاری که انجام دادند غیرمنطقی بود ذرهای نتوانست جلوی ما گرفته شود ذره ای نتوانستند متوقف کنند که هیچ یک سری جاها چون غیرعلمی و غیرعقلانی به مباحث ورود پیدا کردند در خصوص برنامه تمرکز کردیم را همان موضوع و این سیر برنامه را تا اینجا حفظ کردیم.
ان شاء الله روی همین سیر برنامه هم ادامه خواهیم داد این هم خدمت شما الان یک دعوایی افتاده است اخیرا در بین برخی از پژوهشگران تاریخ که حالا برخی افراد به عنوان باستانگرا برخی به عنوان حالا کسانی که مطالعات تاریخ دارند ذیل هر عوانی که داشتند کسانی که دیدگاهشان نسبت به باستان یک نوع دیدگاه خاصی که اینجا ما در کنار اینکه به برخی از مطالبشان استناد کردیم برخی از مطالعاتشان هم نقد کردیم این روزها حالا من فعلاً قصد ندارم که خیلی صریح اسم بیاورم چه اتفاقاتی افتاده است خیلی اتفاق تلخی دارد رخ می دهد در بین برخی از باستانگراها یعنی در فضای مجازی مثلا تعداد کتاب ها یا مقالات طرف مقابل را عددش را می آورند بعد حالا یک تصویر الاغ میگذارند که کلی کتاب رویش است آن طرف می آید می گوید که آقا تو اصلا شاگرد من بودی این طرف می آید یک پاسخ حیوانی را می گذارد تصمیم گرفتم ورود خیلی علنی تر نسبت به این قضیه داشته است باشم یا مطرح کنیم اصلاً نشان بدهیم یک جایی چه اتفاقی دارد می افتد دوست نداریم ضریب بخورد این حرف آیا عقیده شان را قبول دارید نه ولی به هر حال این اتفاق دارد می افتد حالا چرا دارید در این برنامه مطرح می کنید ما وارد این بازی ها نشدیم هیچ وقت و نمی شویم و نخواهیم شد شما دیدید مثلا در قضیه آن امید دانا مرتد ناصبی ما در برنامه ما نآمدیم در فصل دوم مطرح کردیم مسئله را موضوع را گفتیم با اینکه آن شخص آمده بود در با تعریف و تمجید از ما اول کار آمد جلو و گفت مثلاً حسینی از موبد نیکنام در فلان موضوع دیدیم علمش بیشتر اطلاعات بیشتر است ولی ما که بازی نمی خوریم چنین حرف ها به یک جایی رسید.
متوقف کردیم و گفتیم امیدواریم این اتفاق نیفتد ولی روزی خواهید دید که چطور نسبت به آن هایی که این مرتد ناصبی دارد ابراز ارادت می کند به این ها هجمه خواهد کرد و همه دیدند حالا یک تعدادی خودشان را شاید با اینکه حمایت کرده بودند زدند به این سمتی که ما ندیدیم و نشنیدیم و این ها به هر حال چیزی نبود که شود پنهان کرد ولی وارد یک بازی سخیف نشدیم ولی وارد خدای نکرده است توهین دیگران توهین نسبت به دیگران تحقیر عقیده دیگران نشدیم و نخواهیم شد این مسئله سر جای خودش سعی هم کردیم تا آنجایی که می شود ادبیات خودمان را یک ادبیات اخلاقی عرفی اسلامی باشد حالا جایی ممکن است یک جایی خطایی هم باشد ولی من دیگر توهین خداییش نسبت کسی نکردم خیلی هم رک گفتیم یک زمانی ممکن است من یک عبارتی را به کار ببرم در عرف یک فکری مثلاً این توهین آمیز وجود باشد توهین باشد توهین نه اینکه مثلا بگوییم این کتاب مثلا این صفحه پاره شده است.
این مقوله اش متفاوت اختلاف نظراتشان رو شد و این ها چقدر ادبیات ادبیاتی بود که در شأن خودشان نبود در شان گذشته شان نبود واقعا ما آن روال هم نداریم و مدل دیگری را در این مسئله و در این مقوله در پیش گرفتیم اگر خاطرتان باشد فصل دوم که شروع کردیم موضوعی بپردازم جالب خواهد بود از دیدگاه شما احتمالاً آنهایی که دغدغه مباحث تاریخ دارند ما فصل دوم که شروع کردیم من از کجا شروع کردم ببینید از تولد کوروش شروع نکردم از شیش پیش شروع نکردم از هخامنش شروع نکردم خوب پس از کجا شروع کردیم از فتح بابل چرا درست است که جلوتر آمدیم من برگشتم تکمیل کردم یعنی آن گزارههایی که قبل از فتح بابل بود الان در موردش گفتم حتی در فصل سوم رفتیم تا عیلام رفتیم عقب ولی معتقد هستم کلید شناخت کوروش مسئله فتح بابل می تواند باشد به چه دلیل یک تعدد منابع و منابع کلاسیک در موردش داریم گزارش یونانی در موردش داریم کتیبه داریم منشور داریم از زبان خود کوروش بعد از اینکه بابل را فتح کرده است کتیبه داریم در مورد این اتفاقات از زبان بابلیها قبل از اینکه کوروش بابل را فتح کند کتیبه داریم دیدگاههای مختلفی بوده است پژوهشگران غربی خیلی در این مسئله کار کردند و صحبت کردند یک مجموعهای از منابع داریم که میتوانیم این ها را یک پالایش منطقی و درست حسابی داشته است باشیم و بفهمیم که چقدر آن تصویرسازی که می شود نسبت به برخی از شخصیت ها متفاوت است.
حالا تصویرسازی منفی بوده است باید مثبت باشد یا بالعکس آن دیگر سر جای خودش چون مرحله اول ارزش گذاری نمی کنیم یعنی بگوییم کوروش این کار را کرد خوب است بد است یک سری جا که دیگر دریافت واضح است آن حس عمومی است یک سری جاها مبانی عقلی در موردش حاکم است یک جا ممکن است اختلاف باشد مثلاً بگوییم آقا کوروش خودکامه بوده است که خودکامه چقدر بد است یک کسی بگوید اصلا نیاز بوده است خودکامه باشد آن هم مقوله اش جدا خیلی ما فنی سعی کردیم جز به جز این مسائل را پیش ببریم باور بفرمایید دهها برابر هر قسمت از برنامه ما اتاق فکر داریم پژوهشگرانمان می آیند تهیه کننده محترم برنامه است که دارد جهت برنامه را حفظ می کند مشورت می کنیم با افرادی که صاحب نظر هستند صحبت می کنیم در مورد طرح یک مسئله یعنی یک موضوع بعضی اوقات شاید عجیب باشد ولی یک موضوع که ما به چه موضوعی این قسمت باید بپردازیم که روال برنامه حفظ شود منابع متعدد و کافی داشته است باشیم در جهت اهدافی که برای برنامه طراحی کردیم وجود داشته باشد .
شاید چند روز زمان ببرد یعنی دو روز سه روز می گذرد در یک برههای تازه ما می رسیم به آن موضوعی که باید مطرح کنیم دو سه روز کار می شود پس فتح بابل یک مسئله کلیدی است درست آمدیم از جای درست این قضیه را شروع کردیم فلذا متعدد یعنی چندین جلسه شاید پانزده قسمت از برنامه را ما گذاشت روی قضیه فتح با چون مسئله کلیدی است ما در مورد عقاید کوروش در فتح بابل و مسئله فتح بابل و اتفاقات فتح بابل میتوانیم مطالب دست اولی داشته است باشیم برای اینکه آقا کوروش واقعاً عقیدهاش چی بوده است در خصوص نوع حکومتداریش در خصوص رابطهاش با مردم در خصوص رابطهاش با کشورهای دیگر حالا مجموعههای دیگر جوامع دیگر در خصوص استمرار و مدل ادامه دادن حکومت خودش در خصوص برنامه ریزیش برای آینده در خصوص برنامه ریزیش برای حفظ آن سرزمینی که دارد این ها همه در قضیه فتح بابل میگنجد.
یکی از موضوعات هم قضیه مثلا ذوالقرنین دانستن یا ندانستن کوروش بود که ما آمدیم گفتیم آقا در قسمت قبل مطرح کردیم آقا در صدا و سیما مطرح شده است کوروش ذوالقرنین بوده است مستند ساخته شده است زحمت کشیدند تا روسیه رفته بودند برنامه درجه یک به این مسئله در صدا و سیما اختصاص داده شده بود گفتیم آقا ما به این اشکال علمی داریم به ایراد علمی داریم آیا گوش شنوایی است که ما این صحبتمان را مطرح کنیم و بیایند حداقل اگر ما اشتباه می کنیم حداقل ما بپذیریم یا اگر می بینید اصلا ما داریم خدای نکرده است لجاجت می کنیم جلوی مخاطبین ما مشخص شود اشتباه از ما است اعتبار ما اگر داریم خطا می گوییم مشخص شود موضوع گرفته شود زبان ما خسته شد و گوش و نوک انگشت برخی از آقایان ما گفتیم و آنها سعی کردن نشنوند آیا خسته می شویم از این مسئله نه ما واقعیت ها را می گوییم ولو در صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران باشد من در زندگیم حتی یک بار به صدا و سیما نگفتم صدا و سیمای میلی تعبیری که برخی ها به کار میبرند بالاخره مال ما است تاریخ این تاریخی که داریم اول و آخرش مال ما است خوب بوده است یا بد بوده است در همین سرزمین بوده است مال ما است صدا و سیما هرچی باشد مال ما است.
ما نیامدیم مقابل بایستیم اما مسئله معرفی کردن کوروش استدلالی که آوردید ما قبل از اینکه بحث قضیه کوروش و مدل مذهبی جلوه دادن و مقدس جلوه دادن کوروش به اینجا برسد بودیم هفتاد قسمت هشتاد قسمت در مورد هخامنشیان شاید سی چهل پنجاه قسمت در مورد کوروش برنامه رفته بودیم می دانیم دارد مسیر به کجا می رود ما می دانیم که دارند چه جهتی می دهند نسبت به اتفاقات و قضایا خیلی با چشم باز نگاه می کنیم به موضوعات مختلف سیاسیش فرهنگیش اجتماعیش همه این ها را نگاه می کنیم .
و روی آن مدل تصمیم میگیریم حالا در مورد قضیه بحث فتح بابل ما میخواهیم یک مقولهای را امشب مطرح کنیم با شما و بعدش هم برویم ان شاء الله سراغ تماسها و آن هم این است که یک عبارتی برای شما خواندیم در همین فصل هم بود از آن است عبارت را دوباره بیاوریم خلاصه خلاصه مسئله این است که کوروش آمد از منطقه انشان رفت با ماد مبارزه کرد مادها را شکست داد کار ماد را ساخت و بعد رفت بابل را فتح کرد برخی ورود کوروش به بابل یک نمونه فتح بدون جنگ و خونریزی و با استقبال مردم و این ها است روی این موضوع خیلی صحبت کردیم با شما یک مسئلهای که آمدیم نسبت به آن اشاره کردیم که امشب میخواهیم ادله برداشتی نسبت به این مقوله را بگوییم خیلی مهم است این است که.
آقای اونستلد در کتاب تاریخ شاهنشاهی هخامنشی که ملاحظه میفرمایید اینجا آمد مسئله و مطلبی را مطرح کرد صفحه بیاورم قشنگ واضح برای شما صفحه چهل و نه خیلی هم واضح نبود صفحه چهل و نه مطلبی که آورده است این است پیروزی بر مادها کوروش چطوری پیروز شد بر مادها به این امید با کوروش هم پیمان شد یعنی فتح بابل خیانت به یک هم پیمان بوده است به این امید با کوروش هم پیمان شد و کوروش آشکارا بر ضد ما شورید برای انجام دادن سهم خود در این پیمان نبونعید بی درنگ بر ضد شورشیان که در سرزمینهایی زندگی میکردند چه روزگاری در دست نبودکت نظر بود سپاهی گرد آورد پیش از رفتنش نبونعید پادشاهی بابل را به پسر بزرگش بلشرا یا بلشذر یا بلشسر سپرد و به سوی حران به راه افتاد خوب اونستلد می گوید وقتی اصلاً کوروش رفت ماد را گرفت و بعد رفت بابل را گرفت در این دو سرزمین را گرفت که بابل اصلا هم پیمان کوروش بود یعنی مدل حکومت هم پیمان است ما به او کمک می کنیم در بقیه جبههها که مادی که دشمن و رقیب جدی ما است شکست داده شود فلذا کوروش با ما کاری نخواهد داشت اما کوروش بعد از اینکه رفت ماد را شکست داد از هگمتانه رفت مناطق شمالی از منطقه سیپار آمد را به جنوب و بابل را فتح کرد در حالی که آن زمان اصلا در بابل از مدتی قبلش حضور چرا وقتی که دو تا منطقه با هم به این جدیت یعنی انشان به نمایندگی از عیلام با هگمتانه ماد در مجموع درگیر شدند بیخ گوش نبونعید چرا نبونعید رفته بود در تیما چرا رفته بود در آنجا باید حضور داشت دیگر نمی توانست با فضای مجازی که آن موقع نبود بخواهد کنترل کند خیال این آدم راحت بود گفت این کوروشی که دارد پیروز می شود بر ما هم پیمان هستیم ما با او با ما کاری نخواهد داشت چه بسا یکی از دلایل که مقاومت جدی در خود محدوده خود شهر بابل نه در سرزمین بابل رخ نداد چه بسا یکی از دلایلی که مردم استقبال کردند در ظاهر خود مردم بابل بودند اطرافیان کوروش نبودند به خاطر اینکه لشکر کوروش قبل از کوروش وارد بابل شد آن ها مراسم استقبال آن ها چیدند چه بسا بگوییم دلیل این استقبال دلیل هم پیمان است واقعاً دارد وارد می شود این از عبارت اونستلد.
اما مسئله دیگری را ما میخواهیم برای شما امشب مطرح کنیم در تکمله و اینکه اونستلد احتمالاً بر اساس همین نتیجه گیری کرده است که باب علم هم پیمان بوده است با کوروش انشان یک منشوری است یک استوانهای است که این استوانه برای خود نبونعید در زمان موقعی که بابل بود و تمدن بابل حکومت بابل بود و به هر حال قدرتی داشت با همدیگر میخواهیم ترجمه اش را ببینیم این اصل این چون می دانید این استوانه نویسی این استوانه همین این سمت بالا سر من است این استوانه مثلا کوروش آورد یا هخامنشیان آوردند نه اتفاقاً هخامنشی بردند نیاوردند در بابل بوده است این استوانه نویسی قبلا توضیح دادیم خیلی شبیه همین استوانه و منشور کوروش است تصویرش را با هم ببینیم یعنی شاید یک کسی نگاه کند نگاه اول فکر می کند این مثلاً فربه شده است.
همان منشور کوروش است در حالی که این از کاتالوگ موزه برلین و نمونههای این شکلی در بابل وجود داشته است یکی از این منشورها به ما یک اطلاعات خیلی جالبی را با همدیگر ببینیم حالا آقای غیاث آبادی آمده است ترجمه کرده است این را و ترجمه خودش را در کتاب خودش در سایتشان آورده است که این را این گفتار نگارنده در کتاب تمدن هخامنشی سیزده گفتار در بررسیهای هخامنشی هزار و سیصد و هشتاد و شش صفحه سی و یک صفحه بیست و یک تا بیست و هشت منتشر شده است در مورد اینکه این ترجمه از کجا آمده است چون از زبان اکدی و نوبابلی برگردان انگلیسی بوده است و از انگلیسی برگردانده شده است اول آخرش را بخوانیم ترجمه فارسی این کتیبه متکی به سه ترجمه انگلیسی بوده است و برای تلفظ دقیق نام های خاص به متن اکدیش رجوع شده است غیاث آبادی هم این را در تتمه می گوید خیلی مطرود مانده است یعنی خیلی کم لطفی شده است نسبت به این منشور در بررسی روال های تاریخی فتح بابل و هخامنشی اما چه گفته شده است در اینجا چند مسئله است من نکاتش هم جدا یادداشت کردم روی آن خدمتتان یکی یکی این ها را عرض خواهم کرد ببینید در مورد نبونعید و این منشورش این قبل از فتح بابل است دیگر طبیعت توضیحاتی را داده است جناب آقای غیاث آبادی بعد می آید مطرح می کند می گوید که این بی خبر بود که کوروش به به آن حمله خواهد کرد نبونیدوس یا نبونعید شخصیتی عجیب و تا اندازهای جذاب داشت فاقد توانایی لازم در ادارد امور کشور و کشورداری بود و می آید پایین تر این را می گوید که این کارها را کرد و یک غفلتی داشت که آن هم این بود که کوروش به سرزمین خودش حمله خواهد کرد می رویم سراغ ستون یکم سطرهای هفت تا یک از زبان نبونعید است.
می گوید من نبونعید شاه بزرگ شاه توانا شاه جهان شاه بابل شاه چهار گوشه جهان بعضی ها می گوییم کوروش تا زمان پادشاهی کوروش کوروش شاهنشاه نیست در دنیا البته فرزندش کمبوجیه وسعت بیشتری داشته است قلمرو حکومتش ولی کوروش شاهنشاه نیست می گویند که من شاه چهار گوشه جهان هستم ببینید خود نکته که من شاه چهار گوشه جهان هستم در حالی که ما میدانیم محدوده پادشاهی بسیار محدوده در بابل بوده است نه عیلام را داشته است نه ماد را داشته است نه سکاییه را داشته است نه مصر را و آفریقا را داشته است هیچ کدام از این ها را نداشته است پس این ادبیات ادبیاتی که تکرار شده است منشور نویسی منشور نویسی در بابل بوده است در همان ریخت و شکل دوباره آمده بوده است تکرار شده بوده است ستون یکم سطر هشت تا ستون دوم سطر پنجش می گوید که بحث بتاست و یک خاطره تعریف می کند از یک خوابی که دیده است می گوید من هول هول یا اخولهول به معنای خانه شادی نیایشگاه سین در شهر حران را باز ساختم حالا حران به سما نشان می دهم می گوید من رفتم معابد را ساختم این یک نکته باز اینجا بگویم هنوز به آن محل شاهد اصلی هم نرسید ما اینطوری نبوده است که شما بگویید تمام پرستشگاه ها و معابد را زده بود ویران کرده بود خراب می کرد و کوروش رفت حالا تازه معابد را آمد احیاء کرد نه حتی در همین منشور از نبونعید آمده است که با من صحبت کرد چشم انجام می دهیم درخواست شما را از مردوک که مدل خدای خدایان محسوب می شد به نوعی خودش ممکن است سال آخر کم کاری کرده باشد بهانه است هفده سال پادشاهی کرده است منشور احتمالاً برای چهار سال قبل از چهار سال یا سه سال قبل از پایان تمدن بابل که بعد کوروش می آید حمله می کند و آن نظام و ساختاری که داشتند از بین می رود حالا ببینیم چه گفته است.
پانصد و پنجاه و نه کوروش به قدرت می رسد حدودا حدود پانصد و پنجاه و نه کوروش می آید به قدرت میرسد پانصد و چهل و نه پانصد و پنجاه با اختلافی و رویدادنامه این منشور رویدادنامه یک گزارش دیگری در مورد سالها دارد به هر حال حالا حدود پانصد و پنجاه و نه به قدرت رسیدن کوروش می شود پانصد و چهل و نه پانصد و پنجاه و با یک دو سه سالی اختلاف می شود چون جنگ ماد جنگ کوروش با ماد برخلاف تصور که آنا اتفاق افتاد نه چندین جنگ بوده است حالا گذاشته است طول کشیده است سه سال طول کشید و بعد از آن هم که بحث قضیه فتح بابل می شود که می شود پانصد و سی و نه پس پانصد و پنجاه و نه کوروش به قدرت میرسد پانصد و چهل و نه ماد را شکست می دهد حدوداً و پانصد و سی و نه می رود بابل را فتح می کند این اتفاقات در این سالها دارد رخ می دهد چهار سال قبل از پانصد و سی و نه دارد این حرف ها را می زند قبل از شکست بابل از کوروش دارد این حرف ها را می زند چی می گوید می گوید این نیایشگاه می گوید من منهلول منهلول و نه از زبان نبونعذ منهلول در شهر حران را باز ساختم این نیایشگاه پس از هجوم از سوی ما تخریب شده است و به ویرانه بدل گشته بود پس یعنی احیا کننده معابد هم بوده است به نوعی البته با محوریت خدای عقایدی که مادرش داشته است قلب بزرگ سین برای آن شهر را نیایشگاه رنجیده خاطر شده بود بازسازی نیایشگاه در زمان پادشاه پادشاهی قانونی من و ویژگیهای دیگر که می آید مطرح می کند و به یاری بعل بوده است که همان مساوی با مردوک بوده است آقای غیاث آبادی در آغاز پادشاهی جاودانی من چقدر هم جاودانه بود دیگر خدایان مرا به خوابی رویایی فرا بردند.
حالا امیدوار هستیم که این مسئلهاش مثل قضیه اردویراف نباشد با مواد مخدر و این ها باشد مردوک سرور بزرگ و سین آن تابناک پرفروغ از سرای والای آسمانی و جهان زیرین زمینی در کنار هم ایستاده بودند مردوک به من گفت نبونعید شاه بابل خطاب قرار داد گفت نبونعید و نبونعید گفت بله و اجابت کرد ای شاه بابل آجرها را با اسب و ارابههای خود ببر برای بازسازی نیایشگاه هول یا احوال دوتا گفتن و برای خوشنودی سیم سرور بزرگ تا اقامتگاه او او را در میانه آن بنیان نهی پس می گوید که دستوری آمده بود به من البته می گوید این دستوره من کل متنش را امشب طولانی می شود اگر بخواهم بخواهند هم این دستور برای اوایل که به شاهی رسیدم البته می گوید من در شکم مادرم بودم پادشاه بودم می گوید نبونعید وقتی که دیگر آن اولی که به قدرت رسیده بودم بالقوه شده بود این قدرت پادشاهی هم آمد مردوک گفت برا این کارها کن و خدای سین ناراحت است و معبد ساخته شود اما بعد یک پاسخی می دهد آقای می گوید که حالا که چه ربطی دارد به هم پیمانی با کوروش می گویم خدمتتان می گوید من با احترام به انلیل مردوک انلیل خدایان تعبیر آقای عبدالمجید ارفعی داشت این لقبی که برای مردک آورده دارد می گوید یکی از خدایان گفتم آن نیایشگاه که ساختند آن را به من فرمان می دهی در محاصره مادها است و آنان بسیار نیرومند هستند اما مردوک به من گفت کشور ماد که از آنان نام بردی و شاهان آن در معرض یک حمله به سوی خودشان بودند و توان زیادی ندارند در آغاز سومین سال پادشاهی در پانصد و پنجاه و سه پیش از میلادی کوروش شاه انشان دومین در سلسلهای که اینجا افتادگی دارد خواب آنان را پراند او با ارتش کوچک خود تیره و تبار گسترده مادها را پراکند او آستیار مادها را شکست داد و او را دستگیر کرد تا کشور او تصرف شود.
این که الان ملاحظه فرمودید ترجمه اولین متن باستانی کسی کوروش درش آمده است تا الان چیزی که کشف شده است این است نکته بعدی در اولین متن باستانی که ما در دست داریم وقتی که کوروش را اسمش را آورده است و معرفی کرده است گفته کوروش کوروش انشانی یعنی عیلامی عملاً معرفی کرد چون گفتیم توضیح دادیم و چند قسمت گفتیم مباحث را که کوروش خودش را نیامده است هخامنشی را معرفی کند نیامده است آریایی معرفی کند این ها حرف هایی که بعدا آمدند گفتند البته زمینه داریوش شروع شد خود کوروش می گوید من عیلامی انشانی هستم که عیلامیها آریایی نبودند عیلامیها پارسی نبودند شنیدنش برای برخی خیلی سنگین باشد ولی واقعیت آدم باید عادت کند که واقعیتها را بتواند درست بشنود و روی روال حقیقت و واقعیت پیش برود در اینجا که کوروش شاهنشانه می گوید که می گوید مردوک به من خبر داد که چه اتفاقی دارد در بحث ماد می افتد یا چه اتفاقی افتاده است.
چون زمان نگارش دقیقش این معلوم نیست صحبت کرد و بعد در ادامه نکته جالب که نشان می دهد این چه زمانی نوشته شده است این است که می گوید من رفتم برای بازسازی ابوالهول آن حرکت کردم یعنی چی یعنی دیگر برای بازسازی آن معبد و پرستش خدای سیم که در منطقه حران بوده است که تحت کنترل ماد بوده است آقای نبونعید زمانی دارد این کارا می کند که از کنترل ماد خارج شده است منطقه حرف آنجا که آشوربانیپال شاه آشور پسر سرحدین یا سرحدون یک بزرگ مرد بازسازی های پیشین را انجام داده بود و من آن را ادامه می دهم می گوید من شروع کردم گروه بیشماری را از کشوری که گزه که گفته یا احتمالاً غزه است که از روی جغرافیا می شود این احتمال را بیشتر داد که منظورش خود غزه است می گوید از آنجا آمدم در کنار مصر و نزدیک دریای بالا در مدیترانه شواهد متنی هم نشان می دهد که اینجا همان احتمال زیاد غزه است نه جیزه گرد آوردم همچنین کسان دیگری را از آن سوی رود فرات تا دریای پایین یعنی خلیج فارس همچنان شاهان بلندپایگان فرمانداران و بیشمار گروه ها کسین شمش فلان می گوید من جمع کردم رفتم برای ساختن معبدی که در حران بوده است.
مسئله مهم و نکته اساسی این چه ربطی داشت نسبت به اینکه آقا بگوییم نبونعید هم پیمان بوده است با کوروش کوروش به آن خیانت کرده است وقتی که حمله کرده است به بابل یک کلیپ آماده کردیم که ما الان این برداشت قسمت کلیپ با همدیگر ببینیم و فکر می کنم تصریحی که ایشان دارند آقای مهرداد یادم رفت آقای ملکزاده جناب آقای دکتر ملکزاده تصریحی که نسبت به این مسئله دارند با توجه به اینکه تخصص اصلی و تمرکز اساسی جناب دکتر ملکزاده اصلاً تمدن و تاریخ مادر است ببینید چه نکتهای را ذیل یک مسئله دیگری گفتن اما به درد ما میخورد اینجا و نکته جالبی هم است مثل همان برداشتی که آن است داشته است کلیپ لطفاً با دقت ببینید تا ببینید استنادشان نسبت به این آنجا که می گویند حالا کتیبه سیپارا این ها را مطرح می کنند منشور مطرح می کنم منظور یا خواب نامه نبونعید منظور همین است چون می گوید من مردوک این ها را در رویا خواب تحت عنوان منشور خواب نامه نبونعید از آن یاد می کنند استدلال ایشان با هم بشنویم برنامه تشریف بیاورند تهیه کننده محترم برنامه با ایشان صحبت کردند و ایشان فرمودند که یک سفر خارجی دارند و درگیر هستند تا این چند وقته نمیتوانند که به هر حال تشریف بیاورند اینجا و ما از محضرشان استفاده کنیم ان شاء الله در آینده چون ما از این مقطع تاریخی عبور می کنیم شاید توفیقی نباشد در این مسئله دیگر خدمتشان باشیم حالا حداقل در این فصل ولی در آینده حالا اگر شرایطی بود ما خدمتشان ان شاء الله خواهیم بود دوست داشتیم خودشان بیایند یک توضیحاتی را از ایشان بشنویم ولی حالا خودشان نیستند امشب را با همدیگر ببینیم خیلی صریح دارد در مورد برداشتش از این متن صحبت.
کلیپ
کتیبه معروف نبونعید است چون داستانی است که مردوک و سین خدای شهر هردان و مردود خدای خدایان بابل در استوانه ابوحفه یا استوانه سیپا می گوید که در خواب بودم مربوط خدا به خواب من آمدند که برخیز و برو معبد ابوالهول را در شهر حران بازسازی کن که این معبد از آن سین است که نبونعید می گوید این چه کار سختی است از من می خواهید.
سپاهیان مادی به مدت شصت سال است که شهر حران را گرفتند و سپر های مادی معبد منهولول را محاصره کردند و من چگونه بروم و معبد خدای سین را بازسازی کنم می گویند آن مادی که می گویید دیگر نخواهد بود او نه خودش نه خاندانش و نه شاهانی که دستیار او هستند زین پس نخواهند بود چون ما امر کردیم کوچکترین بندگان او کوروش انشانی علیه او خروج کند و پادشاهی اش را براند این خواب نامه نبونعید مدوک به این قول را به معلوم که ساخته کرده است با کوروش که علیه مادها بلند می کنم و امید داشته است که وقتی که آن پادگان های مادی به واسطه شورشی که اتفاق افتاده است در پار کوروش قیام می کند پادگان های مادی که حران را در اختیار داشتند در تقسیمات قلمرو بین ماد و بابل از قرار سهم مادها شده بود اگر مادها حران را نداشتند نمی توانست معلوم است که به عنوان یک پایگاه حران امروز در مرز ترکیه و سوریه قرار گرفته داستان جالبی می تواند باشد دشمن دشمن من دوست من است در واقع قرار نبود حمایت می کنم از کمک آن استفاده می کند و پادگان های مادی حران را ترک می کند.
استاد: حسینی
دیگر جناب دکتر ملک زاده تصریح کردند نسبت به این مسئله و برداشت از این رویداد از این خواب نامه این است که خواب ندیده است که طبیعتا دیگر اینطوری که نمی توانیم تاریخ بررسی کنیم باید ببینیم چه شد چگونه با خبر شد که قرار است کوروش ماد را بگیرد و اگر بگوییم بعد از اینکه ما سقوط می کند چه شد که در منطقهای که در کنترل ماد بود بعد از اینکه به دست کوروش افتاد برود کارهای دینی خودش را انجام بدهد و قشون کشی کند معبد ساختن برداشتی از این است که اتفاق و واقع این نگارش این منشور منشور نبونعید در رویداد نامه منشور نبونعید یا منشور سیپارشان قبل از فتح بابل است طبیعتاً و بعد از سقوط ماده یعنی تا همان اواخر در آن چند سال در قریب به سه یا چهار سال در آن سه یا چهار سال کوروش بخشی از قلمرو ماد را چون نبونعید هم پیمان کوروش بوده است اجازه داد که آن مناطق و کارهایی که می خواهد آنجا انجام بدهد منطقه حران کجا است؟
حالا شاید تعجب کنید ببینیم حالا اتاق فرمان تصویر مانیتور در دسترس است و میتوانم ببینم برخلاف تصوری که احتمالاً شما خواهید داشت که حران مثلاً باید در غرب ایران باشد منطقه حران اینجا است مرزهای جغرافیایی را ببینید به چه شکل است اینجا ترکیه است این مرز ترکیه و سوریه است و عراق می شود اینجا اینجا می شود بغداد اینجا می شود عراق مادها را هم که حالا متناسب با جغرافیای مختلفی که گفته می شود مرکزی و اصلی و تمرکز جدیشان روی این مثلث توصیف می شود دیگر یک چنین مثلثی یعنی منطقهای در اینجا بوده است تحت کنترل ماد بوده است یا پادگانهایی بوده است که مال مادی ها بوده است اینجا بوده است از بابل حرکت می کند می رود اینجا انجام می دهد بعد از سقوط ماد پس این مدل هم پیمانی بوده است که در سرزمین تصرف شده است توسط کوروش به راحتی توانسته است کاری که می خواسته است را انجام بدهد این تا اینجا مسئله بعدی برخی با مدل و زاویه دیگری هم به این قضیه هم پیمانی پرداختند که بخشش می تواند درست باشد بخشیش.
نه برای نمونه بازخوانی تاریخ ایران زمین دفتر اول ایرانی و ایران ایرانی و ایران زمین از دورترین دوران تا پایان دوران شاهنشاه هخامنشیان لشکرکشی اسکندر به ایران آقای امیرحسین خنجی قبلاً هم استناد کرده بودیم به صحبتهایشان مطالبی را آورده بودیم شما دوست دارید تنوع تنوع اسناد داشته است باشیم دیگر در برنامه صفحه شماره صد و هشتاد و دو ایشان می گوید درس در سخن از کشور خوزیه یعنی عیلام با عین اینجا صرف کرده است گفتیم که آشوربانیپال در سال ششصد و چهل قبل از میلاد دولت خوزیه را برانداخت در همان سال خوزستان تحت تصرف چیشپش قرار گرفت یعنی وقتی که البته حرف ایشان است یک جاهایی ایراد دارد می بینیم درش عرض می کنم خدمتتان می گوید وقتی که آشور حمله کرد شوش در سال ششصد و چهل و شش یا ششصد و چهل حمله کرد و شوش را گرفت آن موقع بود که جد کوروش چیشپش آمد آنجا به قدرت رسید سرزمین پارسیان را خوزیها و آشوریها انشان مینامیدند که البته اینکه بگوییم پارسیان خوزی را آشوری انشان می نامیدند باید یک مقدار دقیق تر به آن نگاه کرد کی کجا کجا برنامه رفتیم جدا جزئیاتش وارد نمی شوم و این نامی است که به نظر میرسد خوزیها به پارس داده بودند که البته این از باب غلبه اش از زمانی تاخر داشت تاخیر داشت ظاهراً در جریان حمله آشوربانیپال به شوش پارسیها طبق یک پیمان محرمانه که پیشتر با شاه آشور بسته بودند بی طرف ماندند پس از آن شاه آشور شوش و تاراج و ویران شده است را رها کرد می گوید پارسیهایی که این سمت جغرافیا هستند یعنی آن سمت تل ملیانه است با آشوربانیپال به صورت محرمانه یک هم پیمان پیمان نامهای داشتند که اگر آشوربانیپال آمد حمله کرد به شوش پارسی ها وارد درگیری و نزاع نشوند .
می تواند از یک زاویه قابل نقد باشد مثل اینکه آقا پارسیان مگر آن موقع چقدر قدرت داشتن آشوربانیپال بوده است ها یعنی واقعا آشورا نگران این بود که من اگر بروم آنجا پارسی درگیر می شن البته ممکن باشد بگوید من استقرار نمی تواند پیدا کند حکومت هم اما می دانیم که آشوربان برای استقرار حکومت حمله نکرده است به شوش عملا رها کرده است واقعا برگشته است.
نکته بعدی این است پارسی ها آن سمت انشان از جغرافیایی آیا آن حمله ملیان هم شد که انشان باشد که حالا نوبت به پارسی ها برسد یا آیا پارسیها انقدر روغن دغدغه عیلامیها را داشتند که نگران بودند پارسی حرکت کنند بیایند به سمت ایران نه ادامه مطلب بخوانیم پس دارد می گوید که احتمالاً یک هم پیمانی بوده است که این ها وارد جنگ نشدند در همین سال قلمرو چیشپش که پارس و کرمان و خوزستان بود میان دو پسر کوروش دو پسرش کوروش و آریامن است تقسیم شد کوروش در شوش مستقر شد مستقر شد کوروش اول را دارد می گوید نه این دوم یا کوروش کبیر کوروش در شوش مستقر شد و برای تضمین قرارداد اطاعت از آشوربانیپال یکی از پسرانش به نام آریا اوکو بنا بر اسناد آشوری به گروگان به دربار آشوربانیپال سپرد یک داستان معروف که کوروش کوروش اول پسرش را فرستاد درباره آشوربانیپال برای ضمانت حالا این کار خوبه یا بدهد اینجا باز ما ارزش گذاری سپردن چنین گروگانی در آن زمان به مفهوم تضمین وابستگی یک سلطنت خودمختار محلی به یک سلطنت بزرگتر و فراگیر بوده است.
یعنی عملاً پارسی ها یعنی عملاً کوروش اول خودش را برده ذیل تمدن آشور و دارد به او تضمین می دهد و معنای دیگرش آن است که سلطنت کوروش دوم در آن زمان به تابعیت دولت آشور درآمد ولی آریامنک در پاسارگاد بود معلوم نیست که تابعیت از دولت آشورا پذیرفته باشد دامنه سلطه آشوریان هیچگاه به درون پارس نرسد من جمع بندی کنم کدام بخش از این را نیاز داریم ما یک همپیمانی می گوید بین احتمالاً بین پارس ها و آشوری ها بسته شده بود که زمانی که آشوری ها میخواهند حمله کنند به عیلام به شوش پارسها نیایند در مقابل آنها قرار نگیرد اینجا دارد در مورد پیمانهایی صحبت می کند که نه فقط یک منطقه مثل انشان بلکه دورتر از انشان از لحاظ جغرافیایی با منطقه بابل آشور و سومریه دارد اینجا بسته می شود فلذا یک ارتباطهای این چنینی وجود داشته است در این حد که کوروش اول بیاید فرزند خودش را به عنوان ضمانت بخواهد بفرستد به دست آشوریها وقتی که در آن دوران یک چنین مراوداتی بوده است که البته شواهد دیگری هم است من می خواستم بگویم بحثم طولانی می شد مراوداتی در آن زمان وجود داشته است بین بابل و بین خود عیلامی ها احتمال و بستر این را کاملا فراهم می کند که در زمان کوروش انشانی که پادشاه انشان بوده است با نبونعید هم پیمان شده است باشن این بسترش کاملا مهیا می شود و آن مدل منشور نبونعید خواب نامه نبونعید هم دارد این را یک مهر تاییدیه بر آن جناب آقای دکتر ملکزاده هم که فرمایششان یک مسئله ای است در جهت تثبیت این قضیه و این مسئله.
پس کوروش حمله می کند به سرزمینی که هم پیمانش بود بابل هم پیمان با کوروش بود اینکه می گویید چطور شده است به قدرت برسد آن مدل بابل که بر اساس گزارشهای کلاسیک که البته محل نقد بوده است و اشاره کردیم اگر بگوییم گزارش ها را بپذیریم کوروش می آید عملاً آستیاگ را که شاه بابل بوده است را به او خیانت می کند آن از ماد و این هم از بابل این دو تا سرزمین جدی ببینید چطوری تصرف خیانت کرده است اسمش را باید بگذاریم خیانت کردند دیگر اینکه واژه دیگری را نمی توانیم برایش یک توضیح فقط یک نکته هم بگویم برویم سراغ تماس چند تماس است خیلی وقت است الان منتظر هستند که در داخل برنامه تشریف بیاورند نظرشان را مطرح کنند ما آمدیم گفتیم در این برنامه تاریخ روتوش ما در برنامه تاریخ روتوش مفصل در مورد این کتاب ارداویراف نامه صحبت کردیم و مطالبی که گفتیم و عرض کردیم خدمت در این کتاب تصریح شده است که یک موبد زرتشتی مواد مخدر مصرف کرده است و بعد از اینکه به یک خلسهای وارد شده است بعد از بازگشتش گفته است.
حالا من بیاید الهیات زرتشتی را برای شما بگویم که چه اتفاقاتی در دنیای دیگر میافتد جناب آقای عباس موزون این عزیز و بزرگوار آمدند به این کتاب استناد کردند به عنوان اولین تجربه مرگ ما گفتیم آقا این درست نیست این در همان کتابی که شما دارید نشان می دهید مطلب خلافش آمده است به برخی ها برخورد که شما چرا ایراد میگیرید و اتفاقاً این برخوردی داشت منطق مقدسی داشت چرا چون برنامه که آقای عباس موزون میسازد دارد کمک می کند به تقویت عقیده مردم ما به آن بقیه برنامههایی که کار نداشتیم ولی این مسئله را دیگر طبیعتاً رها نمی کنیم یک توضیح بدهید یا یاد بگیریم برای مخاطبینمان در این موضوعات و مباحثی که پیش می آید احترام قائل باشیم بشنویم حرفشان را سوالشان را بشنویم فقط داریم بنشینیم پشت یک تریبون در صدا و سیما هر آنچه که دوست داشتیم بگوییم و بعداً هر کسی خواست حرف بزند انگار نه انگار درست تا حالا بالاخره تریبون شخصی قدرت می دهد بردش زیاد می شود مردمانی هستند به حرفش گوش می دهند.
حالا چه مثبت باشد چه منفی باشد ولی این دلیل نشود که ما خدا را نادیده بگیریم خدایی نکرده است دلیل نشود که بیایم از قبر و قیامت بگوییم ولی خودمان نیایم را به سمت واقعیت و حقیقت دلیل نشود بر اینکه ما بیایم بگوییم کسانی که رفتند تجربهگر بودند زندگی پس از زندگی را دیدند فهمیدند یک سری کار اشتباه کردند باید در دنیایش جبران میکردند دیگر حالا اگر اشتباه کردی در دنیا جبران کنید خیلی ساده است کتاب با هم ببینیم کتاب اردویراف نامه ترجمه همان ترجمه چون سه تا ترجمه دارد همان ترجمه که جناب آقای عباس موزون آوردند ترجمه خانم ژاله آموزگار آموزگار صفحه شماره چهارده حتی نام شخصیت اصلی که پس از نوشیدن مایع سکرآور به دیدار از بهشت دوزخ فراخوانده می شود به صورتهای گوناگون آمده است یعنی مایه سکرآور مصرف کرده است مست کرده است.
این طرف زیرا بعضی ها فکر کردند ما به این بوده است که چرا با هفت خواهرش رابطه جنسی داشته است گفتم مگر گناهکار امکان ندارد تجربه مرگ داشته باشد چرا دارد ایراد ما به اینجا بود و معرفی این شخص با نقلی که گفته بود شخصی ثالث است چطوری شد آقای اردویراف تجربه مرگش تجربه مرگ بوده است این این هم صفحه شماره چهل و هشت همین ترجمه که خودتان در صدا سیما آوردید نشان دادید در برنامه برمودا پس پس دستوران دین سه جام زرین می و منگ گشتاسبی پر کردند توضیح دادم یک جان برای اندیشه نیک دو دیگر برای گفتار نیک سه دیگر برای کردار نیک و ویراز فراز دادند.
او از آن می و منگ بخورد هوشیارانه باج بگفت و بر بستر بخفت بخفت قبلش هوشیار بود ولی خوابید بعد می گوید موبدانی که اطرافش بودند مطرح می کند هفت تا خواهر داشت این هفت تا خواهر همان ایام هم کنارش بودند می آمدند آنجا شروع میکردند برای اینکه این کاهش هم پیدا نکند بالا بماند همچنان آن اثری که استفاده کرده است می گوید در کنار آتش همیشه کنار آتش همیشه سوز که بوی خوش میپراکند نیرنگ دینی و اوستا و زن بگفتند بعد که برگشت در مورد می سرودند و آمد گفت آقا من تجربه کردم این ها را دیدم در آن حالت حالا اصلاً خودش تشخیص نداده است به خاطر مخدر و مشروبات الکلی ما هم نباید تشخیص ندادیم نباید بپرسیم آقا بالاخره یک نفر نیست این می شود یک سری جاها این ها را پرسید حالا ممکن است بگویید آقا ما میپرسیم اره درست است الان این موضوع را ما آمدیم گفتیم آقا اشتباه است دیگر توضیح بدهید اگر توضیح دادید مطلبی آوردید از همین کتاب یا دیدید این مطلب در این کتاب نبود من نه تنها از مطلب برمی گردم عذرخواهی هم خواهم کرد و صدایم را سعی می کنم به گوش کسانی که از شما انتقاد کرده بودند هم برسانم هم که اشکال از من بوده است ولی تا اینجای کار شما هستید که نسبت به این مسئله پاسخی ندادید بلاخره شاید نیازی ندیدید نسبت به مقوله ورود پیدا کنید بگویید آقا ما تریبونش را داریم حرف می زنیم و کسی هم اصلاً بیاید ورود پیدا کند زورش نمی رسد به مایع ما این همه میلیونها مخاطب میلیونها بیننده داریم بگذار کسانی دیگر هرچی میخواهند بگویند بگویند در دنیا حرفتان درست است ولی در آخرت این حرفتان درست است به خصوص اینکه مثلاً ما بخواهیم فحش بخوریم و فحاشی بشنویم از افرادی بخاطر اینکه ما یک واقعیت را گفتیم گردن شما است و اصلاح بفرمایید برویم سراغ تماسها حدود یک ربع فرصت داریم خانم رضوی سلام علیکم و رحمت الله از تهران.
بیننده
سلام می کنم خدمت شما کارشناس محترم من رضوی هستم کشور هندوستان از کشور هندوستان هندوستان اره خدمتتان هستیم بله آشنا هستم و همونطور که خودتان می دانید در هند هفتاد و دو ملت کنار هم دارند زندگی می کنند و ما قائل به زندگی مسالمت آمیز هستیم و باید کنار هم به خوبی زندگی کنیم ولی این با اینکه نگوییم واقعیتهای تاریخی چیست؟ فرق می کند متاسفانه در فضای مجازی حرفهایی زدیم که با واقعیت خیلی فرق دارد در بحث باستان گرایی هم دارد مطالبی را نشر می دهند که اشتباه است و جوانان ما این ها را می پذیرند در حالی که وقتی واقعیت را بدانیم بهتر می توانیم بفهمیم باید از کدام بخش ها الگو بگیریم از این نظر برنامه شما دارد همین کارا انجام می دهد که واقعیتهای مستند نشان می دهد و مخاطب را آگاه می کند و ممنون هستم از شما خواهش می کنم اینجا یاد گرفتید شما انقدر روان صحبت میفرمایید تهران زندگی می کنید.
استاد: حسینی
اره ولی فرمودید یک سوال می شود بپرسم حالا از شما برای مخاطبین احتمالا سوال شما آنجا تجربه زندگی در خود هندوستان هم داشتید دیگر.
بیننده
من نه من فقط مسافرت می روم.
استاد: حسینی
این قضیه در حد رفت و برگشت مسافرتی که داشتید این محترم شمردن گاو در عرف هندوستان هنوز جاهایی است که اینطوری باشد یعنی برای عبور و مرور واقعاً توقف ایجاد کند.
بیننده
اره هستند که گاو میپرستند و خیلی جاها آنایی که گاو میپرستند نمیتونید آنجا قربانی کنید چون باید به همدیگر احترام بزارید بسیار ممنون هستم از شما من یک سوالی داشتم استاد اینکه در این زمینه شما چه پیشنهادی برای هموطنان ما در هند دارید.
استاد: حسینی
به روی چشم عرض می کنم خدا نگهدار شما باشد ببینید طبیعتاً بحث زرتشتی ها خوب قضیه پررنگتر است در جایی مثل هند و تعاملات اجتماعی در هند معمولا غلبه بر تعاملاتی که مبنایش مذاهب و ادیان باشند دارد و اگر اینطوری نبود هند چندین بار تکه تکه شده بود تا الان اینکه حالا ما چه توصیهای داریم در این خصوص مسئله ما این است که ما مدلی که داریم در بحث ایران قضیه زرتشتی گری و این ها را داریم نقد می کنیم متوجه یک سری مسائلی مثل مباحث موضوعات نژادی و این ها است ولی در هند و دوستان اگر شما خواستید در این قضیه صحبت کنید و روشنگری کنید به نظر من شما آنجا می توانید روی مبانی عقلیش شروع کنید و پیش ببرید مبانی عقلی که طرف شما قبول دارد در ایران یک مقدار می رود روی مباحث باستانی و مباحث تاریخی و مباحث نژادی و این ها ولی در هند طبیعتاً باید این مقولات عقلی را در نظر بگیرید البته اگر به صورت خوب شود آن دوره ها و این ها را در هند برای یک زرتشتی توصیف کنید که چه بوده است داستانش از کجا آمده است قضیه اهورا مزدا چه بوده است از کجا آمده است این ها آن هم خیلی می تواند کمک کند و موثر باشد در این زمینه و آن دورههای مراجعت از ایران به هند و این ها اتفاقاتی که برای آن ها افتادم می تواند یادآوریش تلنگرهایی را برای آن ها داشته باشد ولی باید مفصل برای شما تیربار بگویم و بعد توضیح بدهم به هر حال به صورت کلی آنجا باید برویم روی مبانی عقلی بیشتر تمرکز تماس بعدی آقا محمد از ایذه آقا محمد سلام علیکم.
بیننده
سلام علیکم دیگر ما تلاشمان را کردیم استاد ولی دیگر کم سعادت بودیم نتوانستیم خدمت برسیم شما بزرگوارید.
استاد: حسینی
عذرخواهی می کنم واقعا از شما خیلی تماس گرفتید و این واقعا برای خود من اذیت کننده بود که فرصت نمی شد روی خط تشریف بیار شاید بینندهها ندانند چند بار تماس گرفتید ولی اره ما اتاق فرمان به ما گفت و به هر حال باز عذرخواهی ما را بپذیرید در این زمینه .
بیننده
مزاحم شما شدیم ما چند نکته خواستیم مطرح کنیم با کسب اجازه از شما خواهش می کنم خدمتتان هستم شما گفتنی ها را فرمودید اما من میخواهم چند نکته دیگر هم اضافه کنم اول اینکه سال قبل سی خرداد قسمت صد و شش بعد یک دعوت و مناظره کردیم یکی از نامزدهای انتخاباتی آقای پورمحمدی از آن موقع تا حالا دو ماه دیگر می شود یک سال یا نه اگر یادتان بیاید که فایلش هم باز نمیشد آخر سر فایل باز شد خواندید دعوتنامه را بله بله یادم است یادم است آقای محمدی را دعوت کردیم دیگر فراموش کرده بودیم دیگر گذشت حتی یادم است.
در آن برنامه گفتیم ما بعدها دوباره یادآوری می کنیم این قضیه را ممنون که شما کمک کردید در این زمینه خواهش می کنم از آن موقع ده ماه گذشته است دو ماه دیگر می شویم یک سال هیچ بزرگواران حتی ما انتظار داریم از ایشان حداقل معمم هستند روحانی هستند به این احترام حداقل جواب شما را میدادند ولی الان جوابی ندادم شما خودتان حی و حاضر هستید بینندگان هم دارند می شنوند و میبینند این یک مسئله بعد در مورد برنامه محفل من چیزی که می گویم شما در روایات داریم آدم باید از مواضع تهمت پرهیز کند یعنی چی رهبری میفرمایند که با دشمن هیچ وقت مخرج مشترک پیدا نکنیم آن ناصبی مرتد آقای امید نادان قبل از اینکه خود واقعیش را نشان بدهد همان موقعش هم فحش می داد به مقدسات دعوت به آشوب می کرد استفاده می کرد مثلا مقام ولی فقیه را با شاهنشاهی و طاغوت این ها مقایسه می کرد برنامه محفل و این عزیزان نباید این شیوهای را در پیش بگیرند که خدایی نکرده است با آن ناصبی مرتد مخرج مشترک پیدا کند اره استاد قسمت صد و هفت بله بخشنامهای از حکومت پهلوی شما نشان دادید اگر یادتان بیاید آن بخشنامه محتوایش این بود که به سفارتخانههای کشورهای اسلامی ابلاغ کنیم که کوروش را به عنوان ذوالقرنین معرفی کنیم اگر یادتان بیاید خوب بله این یکی دیگر از دلایل مخرج مشترک پیدا کنیم با عمال پهلوی همین است آقای قاسمیان عزیز ان شاء الله صدای منو بشنوید یعنی خدایی نکرده است مثلاً شما انگار دارید به آن بخشنامه حکومت پهلوی عمل می کنیم نکنید این کارها را بعد یک خطاب دیگر هم دارم بزرگواران این همه هزینه کردن رفتند داغستان ویزا گرفتند خرج کردند ای کاش به جایی که میرفتند کشور خارجی همین یک سر میرفتند همین شیراز خودمان تله آجری که شما قسمت هفتاد و هفت کارشناسش آوردید آقای عسکری را بله روی خط کامل توضیح دادند یک سر می رفتند همین شیراز در آن برنامه اسمش چی بود این مصاحبه که با آن بازیگر داشتند.
به صراحت اسکندر را موحد اعلام نکرد یعنی گفتند موحد نیست موحد بودنش را رد کردند یک سر می رفتند میر فتند شیراز همین اکتشافات تل آجری یا معبد دروازه پارسی آنجا بت مربوط خودشان به چشم می دیدند دیگر این کار ها نمیکردند حالا دیگر نمی دانم چرا این همه هزینه باید شود برای سفر به کشور خارجی در حالی که شواهد موحد نبودن کوروش در همین کشور خودمان هم است نیازی به سفر خارجی هم نبود .
استاد: حسینی
من یک نکتهای هم بگویم آقای محمد ذوالقرنین را پیدا کردیم. این می تواند باشد و این ها سدی است که حضرت ذوالقرنین آن را ساخته است و احتمالاً اسکندری که آنجا نوشته شده است هم نیست کوروش است بعد گفتند این برای این بوده است که پشت آن سد هستند تا آخرالزمان این سد مثلا شکسته برمی گردند این ها تا آنجا رفتند عملاً سبک مستندی که ساخته شد در مورد بحث کوروش نعل به نعل در این مسائل مانند مستندهای تاریخی است که غرب درست می کند برای زدن ریشه عقاید مذهبی تا آنجا رفتید کجا این سد بودند کجا بودند یا ندیدید آیا قرآن دارد دروغ می گوید نعوذ بالله یا شما دارید.
بیننده
اره متاسفانه استاد کسی که تریبون دارد خیلی باید حواسش را جمع کند اره اره کسی که میلیونی بازدید می خورد تریبون دارد نباید حرفی را بزند که خدای نکرده است در قیامت نتواند جواب میلیونها نفر را بدهد بعد استاد یک مسئله دیگر اصلا اگر فکر می کنم با این افراد باستان گرای متعصب را می توانند راضی کنند من آب پاکی را می ریزم روی دستشان اصلا این افراد با اصل اسلام مشکل دارند نمی گوییم همه آن ها با اصل اسلام مشکل دارند چه برسد که برای آن ها مهم باشد ذوالقرنین است یا نیست برای آن ها مهم نیست طرف با اصل دین ما مشکل دارد چه برسد که بخواهد حالا دیگر کوروش موحد باشد یا نباشد یک نکته نکته بعدی در مورد جناب آقای عباس موزون است آقای عباس موزون حالا برنامه خوبی دارند در مورد زندگی پس از زندگی تجربه های مرگ را می آورند خیلی خوب است اما یک نکته در مورد همین کتاب اردویراف نامه استاد شما گفتنی ها گفتید من چیز دیگر نمی خواهم اضافه کنم فقط یک مسئله الان چهار سال از قسمت سی و پنج و سی و شش گذشته که شما همین قضیه را نقد کردید خیلی محترمانه هم گفتیم ایشان فکر کنم جواب شما را هم ندادند درست است این پاسخ به افرادی که می گویند آقا چرا شما نمی دانم غیر حضوری نگفتید چرا آوردید در ملأ عام این ها را می گوییم بعضی ها به شما انتقاداتی می کنند اره این جواب این افراد است.
بعد حالا یک نکته در قسمت سی و شش شما فرمودید کتاب اردویراف نامه فصل چهارده صفحه پنجاه و نه من مقابلم است بله کسی بود که وجودش بخاطر کشتار خرف و سران یکیش مورچه باشد نورانی شده بود بخاطر چی چون این عمل ثواب دارد درست است بعد یک چیز جالب همین چند روز قبل چند کانال مهم ایتا که خیلی عضو دارند شاید بالای شش هزار تا یک کلیپ پانزده ثانیهای را برای آقای عباس موزون تبلیغ کردند با این عنوان عباس موزون مسلمان واقعی حالا محتوای این کلیپ آقای عباس موزون چی مسلمان واقعی آها بله بعد این کلیپ پانزده ثانیه موضوعش چی بود یک بنده خدا چشمانش بسته بودند حالا به هر دلیلی بعد آقای عباس اشاره می کند حواستان باشد مورچه است پایش را پایتان را رویش نگذارید مسلمان واقعی که آزارش به یک مورچه هم نمی رسد خیلی هم خوب خیلی هم عالی دست شما درد نکند آقای عباس موزون عزیز این رفتار شما با این محتوای کتاب اردویرافنامه نمی دانم حالا اطلاع دارید نداریم چه تناسبی دارد خوشحال می شویم اگر روی خط برنامه یا این ها روی واسه ما بینندگان روشنگری کنید که این چیزی که در کتاب اردویراف نامه است و ضد مورچه است با این رفتار شما چه تناسبی دارد به عنوان شما که به عنوان یک مسلمان واقعی از شما یاد می کنم.
استاد: حسینی
خیلی آن حرکتتان پسندیده است چرا چون احساس می کنند بخشی از بخشی از مخاطبینشان که این کتاب بخوانند اره اره ها آن چیزی که حساب می شود یک سری جاها نقدی حساب می شود ولی آن چیزی که طرف باید برود بخواند آیا ایرادی به وجود بیاید در بحث نگرانی خیلی احساس حسینی نامی برای برنامه این را آمد ایراد به ما گرفت یک تعداد می روند حالا مثلاً فحاشی تکفیرش هم می کنند و بعد هیچ کاری هم نمی تواند کند دیگر این برداشت می تواند برداشت درستی باشد برای آن ها ولی در دنیا ولی در این زندگی نه آن زندگی پس از زندگی آنجا حساب کتاب را حالا متفاوت.
بیننده
می شناسیم باید پاسخگوی اعمال شان باشند مطالبی که منتشر می کنند استاد رفع زحمت کنم از حضورتان خیلی آقای محمد ببین ما حدوداً فکر کنم دو سه دقیقه فرصت داریم روی برنامه تشریف بیارید پس من نکاتم را ان شاء الله را برای بعدا است.
استاد: حسینی
که فرمودید خیلی ارزشمند بود برای خود من و باعث خوشحالی من است دیگر ماشالله آقا محمد همه را حفظ هم قسمت فلان این را گفتید فلان قسمت این را گفتید اره و ما میدانیم که بیشتر از این هم است یعنی تسلط را برنامه از این مبا قسمت ها است حتما دوست دارم که ان شاء الله قسمت بعد هم روی خط برنامه تشریف بیاورید ببینیم می توانیم جبران کنیم این همه معطل بودند را و منتظر موفق باشید خواهش می کنم در پناه حق باشید خدانگهدار شما باشد تماس بعدی چه کسی است خانم رجبی نیکو سلام علیکم و رحمة الله.
بیننده
سلام استاد وقتتان بخیر سلام عرض می کنم خدمت شما و همه عزیزان خیلی خوشحالم که مجدد در خدمتتان هستم من یک نکتهای میخواستم بگویم البته همانطور که خودتان هم در جریان هستید من پایان نامه را با شما داشتم کارشناسی ارشد مترجم زبان انگلیسی دارم و به خاطر رشته با اخبار انگلیسی و اینطور داستانها زیاد در ارتباط هستم همانطور که خودتان هم اشاره کردید و دوستان می دانند بسیاری از آثار باستانی ما از جمله همین منشور کوروش در موزه بریتانیا است و خیلی از کتیبه های دیگر اما متاسفانه آن محتوایی که در داخل آن وجود دارد آن متنش و آن محتوایش آن چیزی که است با چیزی که منتشر می شود و در فضای مجازی است و در باور مردم است متفاوت است و این یک پارادوکس خیلی بدی است و مشکل اینجا است که خیلی وقت ها خیلی مشکلاتی برای فهم تاریخ خودمان به وجود میاره که من دقیقا مسئله سر همین است که حالا اخبار را می خوانم میبینم آن چیزی که اینجا نوشته شده است و واقعیت است که حالا در برنامه شما مستند نشان دادید و مفاهیمش ترجمه اش توضیحاتش با سند نشان دادید اما آن چیزی که حالا بر باور مردم خوب متفاوت است.
مثلا اگر دوستان خاطرشان باشد در یکی از برنامهها راجع به این صحبت کردیم که کوروش عیلامی بوده است یا پارسی بوده است یادتان بله این متاسفانه مشکلش کجاست مشکل اینجا است که یک سری افراد می گویند که پارسی بوده است اشاره کردید کوروش انشانی بوده است و این به عیلامی بودن ربط دادن کوروش خیلی اصالت ما را بالاتر می برد تا اینکه بخواهیم حالا به یک قوم مهاجری که وارد ایران شدند کوروش نسبت بدهد اما در باور مردم و در رسانه ها به این شکل است که کوروش پارسی بوده است و خیلی به این هم افتخار همیشه همین را خیلی اگزجره می کنند و همه جا می گویند اما متاسفانه این دارد اصالت خود ما ایرانی ها را زیر سوال می برد حالا در ایران که به جای خود در خارج خیلی بدتر و خیلی بیشتر به خاطر همین میخواستم باز مجدد تشکر کنم که خیلی خوب است که اینطور مسائل را کتیبهها نمیدانم منشور کوروش نوشتهها این ها را بررسی می کنید نشان می دهیم توضیحاتش را می دهید رفرنسهای درستش را می گویید که لااقل اگر تا جایی که می شود این باورهای اشتباه را بخواهیم کمی تغییر بدهیم دوستان متوجه شوند که آن اصالت خیلی بیشتر از این حرف ها است.
استاد: حسینی
بله متشکرم از شما ممنونم از لطفی که داشتید نسبت به برنامه ان شاء الله در پناه حق باشید و حالا اشاره فرمودید اره اگر واقعا کوروش عیلامی باشد فارسی و آریایی نباشد قطعاً اصالتش در آن نژاد و نسبش به نسبت آریایی که گروه مهاجر هستند آمدند مهاجر مهاجر هستند آمدند وارد ایران شدند اصالتش قطعاً بالاتر از این است که بخواهد فارسی و آریایی باشد عیلامیها طبیعتاً دیرینه تر بودند از آریایی ها در ایران و عیلامیها مقدم بودند در این سرزمین ممنون هستم از شما متشکر هستم واقعا ببخشید از بقیه تماس که فرصت نشد وصل شود اتاق فرمان تذکرات لازم را مرتب به من داشت می داد مکتوب و صوتی و چند نفر داشتند صحبت می کردند که تماس گرفته شود یعنی میخواهم بگویم دلسوز شما که روی خط تشریف بیاورید واقعاً نمیتوانستم صحبت بینندگان که روی خط هستند را قطع کنم ممنونم از همراهیتان امیدوار هستم که بتوانیم قسمتهای بعد هر چند قسمت ما یک چندتایی تماس بگیریم که حداقل مطالب مطرح شود ما شرمنده شما عزیزان نباشیم در پناه حق باشید متشکرم از اینکه با ما همراه بودید یا علی مدد خدانگهدار .