سایر قسمت ها
تاریخ بدون روتوش - پاسخ به سوالات مخاطبین در پنجاهمین قسمت از فصل سوم

قسمت صد و بیست و پنجم برنامه تاریخ بدون روتوش با کارشناسی استاد حسینی
- پاسخ به سوالات مخاطبین
- اعلام آمادگی برای مناظره و پاسخگویی
- بروز و اثبات تسلط علمی کارشناس برنامه بر تمام موضوعاتی که در این سه فصل ارائه شده
- اثبات بی‌منطق بودن و بنیه‌ی علمی نداشتن مخالفین
- تحدی در خصوص بحث‌های مطرح شده و اثبات متقن بودن تمام موارد مطرح شده در این سه فصل به خصوص بعد از بحث‌های چالشی و مهم چند قسمت اخیر در خصوص جایگاه زنان در ایران باستان


دیگر قسمت ها

 بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

عنوان برنامه: تاریخ بدون روتوش

تاریخ: 12/ 10/ 1403

استاد: آقای حسینی

قسمت:125

بسم الله الرحمن الرحیم اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.

استاد: حسینی

عرض سلام و ادب و احترام خدمت شما بینندگان عزیز و ارجمند ما پنجاهمین قسمت از فصل سوم که خدمت شما عزیزان هستیم و در کل در مجموعه این سه فصل صد و بیست و پنجمین قسمت از سلسله برنامه تاریخ بدون روتوش است ما در فصل گذشته گاهی مثلاً به ده قسمت از فصل می ‌رسید یا یک بهانه ای در یک عدد رند دیگری سعی می‌کردیم که یک قسمت را به پاسخ نسبت به سوالات شما اختصاص بدهیم و در بین همان موضوعاتی که داریم در برنامه مطرح می کنیم در آن قسمت بیایم به سوالات شما بپردازیم باز به بهانه ای بحث سوالات و مباحثی که شما دارید را مطرح کنیم در برنامه از آن طریق ما آن قسمت را ادامه بدهیم و تماس‌ها را بیشتر بگیریم در برنامه پیام ها را بیشتر دریافت کنیم سوالات هم از قبل وقتی اعلام شده است موضوع برنامه پرسش و پاسخ است یعنی مختص به پرسش و پاسخ‌های شما است یک سری سوالات هم از قبلش دریافت کنیم که در برنامه نسبت به آن ها پاسخ بدهیم این قسمت قسمت پنجم فصل سی‌ام است و همینطور که در فضای مجازی هم قبل از برنامه از طریق شبکه اطلاع رسانی شده بود می‌خواهم به پرسش و پاسخ این ها بپردازم و پرسش و پاسخ های شما را روی خط تشریف بیاورید می‌خواهم جواب بدهم و خدمت شما عزیزان و بزرگواران باشم با پرسش و پاسخ خودم چند موضوع را مطرح می کنم و موضوعاتی که مطرح کردم پیش بردم تماس وصل می کنیم سوالاتتان هم جواب می دهیم یک سری سوالات از قبل فرستادید یعنی قبل از اینکه ما برنامه را شروع کنیم وقتی شما اطلاع رسانی کردیم که می‌ خواهیم بحثمان برنامه پرسش و پاسخ باشد سوالاتی را برای ما فرستادید که می‌ خواهیم نسبت به آن ها هم پاسخگو باشیم یک سری از کلیپ‌ها و مطالب ما که منتشر شد.

 یک سری افراد برنامه را کامل می بینند بعضی ها هم کلیپ ها را از برنامه می بینند آن چیزی که پیش آمد معلوم بود چیست دیگر ؟ صاحبان گفتار و کردار و پندار نیک است این صاحبان بی بدیل معلوم است ادبیاتشان چیست؟ معلوم است گفتارشان چیست؟ اصلا نیاز به توضیح دادن دارد نه اصلاً نیاز به توصیف دارد نه اصلاً می شود حرف هایشان را نشان داد نه چرا چون صاحبان گفتار و کردار و پندار هستند می گوید مدعیان گفتار و کردار و پندار هستیم یک سری حرف ها پیش آمد من مقدمه‌ای را عرض می کنم.

 و بعد می روم سراغ سوالات شما که فرستادید به اولویت بعد می رویم سراغ پیام ‌هایی که می‌فرستید و تماس‌هایی که دارید ان شاء الله ببینید ما در مقابل چی ایستادیم در این برنامه هر چی که می‌ خواهید اسمش را بگذارید هر آنچه که دوست دارید عنوان رویش بگذارید هر آنچه که دوست دارید ادعا کنید ولی واقعیت این است که ما در مقابل یک فضای متوهمانه ایستادیم که آن توهم اینقدر عامیانه است اینقدر عوامانه است اینقدر بی ریشه است و اینقدر سطحی و انقدر کف روی آب است که شما وقتی می‌ خواهید واقعیت را نشان بدهید متهم می شوید خیلی عجیب است یعنی سیر آن چیزی که از تاریخ باستان گفته شده است.

 در جاهای دیگر هم همین اتفاقات افتاده است ولی حالا ما فعلاً در ایران داریم صحبت می کنیم و در خصوص تاریخ باستان متمرکز هستیم هرچند تاریخ یونان و مصر گفتیم و اشاره کردیم که گفتیم همان اروپایی ها یونانیان چه توهماتی در مورد تبارسازی خودشان و یونان دارند اما به صورت خاص اینجا شما اگر بیایید بگویید کوروش اینگونه گفته است چیکار می کنند گفتار کردار پندار نیکشان را همینطوری می ریزند به سمتتان چی شده است این اتفاق رقم خورده است سیل توهمات و افسانه‌های ذهنی آمده است تمام واقعیت را پوشانده است یعنی شما جرات دارید بیاید بگویید تن این توهمی که دارید مطرح می کنید لباس نیست همه می گویند نه پادشاه لخت است نه چرا چون عموم مردم همه که متخصص نیستند و انتظار هم از این نیست که آقا همه مطالعه کرده باشند .

 تسلط داشته باشند همه تاریخ کلاسیک را بدانند همه تجزیه و تحلیل کنند انتظار هم این نیست اما انقدر آن وجه دیگریش که توهم منتشر شده است که شما خود کوروش بیاید اینجا شروع کند صحبت کردن همان اول می گویند که حرف هایی را می زنید می گویید دیگر چون همان حرف ها را ما داریم نقل می کنیم همین ها را می گویید تازه خیلی بیاید بهانه‌ترش برخی ها خیلی هم دنبال واقعیت هستند.

 خیلی هم برایشان حقایق روشن شده است و آشکار شده است خدا را شکر خیلی هم دیگر حداقل جرأت نمی کنند یک سری ادعای قبلی را مطرح کنند حالا من دارم بیشتر روی این جنبه تعصباتیش دارم صحبت می کنم هجوم شما نسبت به شما که دارم می گویم منظورم چیست؟ منظورم یک تعداد متعصب روی توهمات است که اتفاقاً خیلی بی‌سواد هستند شاخصه در آن ها واقعاً اینطوری است یعنی آن هایی که فهیم هستند آن هایی که حتی باستان‌گرا هستند اما باسواد هستند این مدلی نمی شود ادبیاتشان این سبکی نمی شود ادبیاتشان ما با امثال مثلاً دکتر شروین وکیلی خیلی زاویه در این مسائل داریم حالا دعوت کرده بود که در برنامه تشریف بیاورند و خودشان حالا پیام من داده بودم پیام را پاسخ دادند که بخاطر حالا محتوای نوع بحث برنامه ما ایشان در برنامه تشریف نمی آورند آقای دکتر شروین وکیلی ما برای داشته‌هایش اطلاعاتش مطالعاتش و تحقیقاتش برای آن مسیری که رفته است برای آن احترام قائل هستیم هرچند در داخل محتوا اختلاف نظر داریم اما این ادبیات را ندارند این ادبیات این ادبیات مال چه کسی است؟ مال یک سری اینستاگرام گرد است اینستاگرام گردی بد است اگر شما فکر کنید با گشتن اینستاگرام می توانید تاریخ پژوه شوید می توانید کوروش شناس شوید می توانید داریوش شناس و هخامنش شناس و اسلام شناس می توانید شوید دارید اشتباه می کنید قطعا چه اتفاقی رخ داده نتیجه این شده است اینکه شما هر چقدر بیشتر واقعیت را در مورد تاریخ بگویید بیشتر فحاشی می کنند برداشت توهین می کنم یعنی شما بیا اینجا متن کتیبه بیستون داریوش را بخواهند خود داریوش حرف خود داریوش بر سنگ سخت در داخل مرزهای حال حاضر سیاسی ایران هم است این کتیبه به سه زبان هم نوشته است دیگر مو لا درزش ندارد.

 شما بیایید حرف داریوش اینجا بگو بدترین نوع مقابله ذهنی و عملی را از افرادی که تعصبات دارند شما می بینید مگر ما چه گفتیم مثال بزنم خدمتتان من چند مورد را همینطوری بگویم به شما مثلا آقا نخواهیم کرد هر چقدر هم که توهین شود قطعاً ما توهین نخواهیم کرد این قطعی است برای ما نه تنها توهین بلکه برخی از موضوعات هم ما مطرح نکردیم در برنامه ورود به آن پیدا نکردیم یک بخشش را شاید حالا در آینده لازم ببینم ورود پیدا کنم ولی یک بخشش را مطرح نمی کنیم گفتیم کوروش حرفی از اهورامزدا نزده است چند هزار فحاشی شد به ما کوروش حرفی از اهورامزدا نزده است این چرا باید فحاشی شود در مقایسه می دانید چرا چون انقدر آن لایه‌های توهمات انقدر این ها غلیظ شکل گرفته است که شما وقتی واقعیت را بخواهید بگویید می گویند آن ذهنیت ما اصلاً یک چیز دیگر است این چیز دیگری است ولو حرف کوروش باشد فحاشی کردن نیست جوابش که بیاید بگویید بله در فلان جا کوروش در مورد اهورا مزدا صحبت کرده است اینجا این کتیبه صحبت کرده است هیچ نیاز نیست خودتان خسته کنید گفتیم آقا این آنچه که تحت عنوان منشور حقوق بشر گفته می شود.

 در همین منشور بابل منشور کوروش استوانه کوروش آنکه می‌گویید حقوق بشر است بالاخره خوب متن این است دیگر شما در مورد یک قطعه‌ای که در مریخ وجود دارد و کسی به متنش و محتوایش دسترسی ندارد که حرف نمی ‌زنید ما هم در مورد آن حرف نمی ‌زنیم در مورد یک قطعه‌ای داریم صحبت می کنیم که ترجمه شده است اتفاقاً از ترجمه‌ های دیگر به ترجمه فارسی توسط باستان گرایانی که خیلی هم از شما باسوادتر هستند ترجمه‌ هایشان دسترسی این حقوق بشرش کجایش است.

 این سوال بدی است این سوال زشتی است این آیا توهین است کجایش است حرف بدی است واقعاً این حرف غیر صحیحی است نه گفتند آقا ای وای شما دارید می گویید در مورد کوروش این حرف ها را می‌زنید کوروش ذوالقرنین بوده است گفتیم این ادعای شما است چقدر خوب یک مناظره کنیم چرا مناظره نشد چی شد این مناظره کجا است این مناظره ما که بودیم ما که هستیم ما که این همه قسمت برنامه آمدیم رفتیم چرا نیامدید بحث کنیم ما که می‌دانیم چرا نمی آیید بحث می کنیم اتفاقاً مخاطبین ما هم که با چشم و گوش باز نگاه کنند می‌فهمند می‌دانند بیایند اینجا را استدلال اول تمام است کار قاطعانه دارم عرض می کنم قاطعانه دارم عرض می کنم در مورد ذوالقرنین بودن کوروش یعنی من بارها فکر کردم چقدر از زوایای مختلف می شود نسبت به این حرف نقد جدی وارد کرد مطرح کردیم گفتیم این بردیا که همین بچه کوروش است داریوش او را کشت حرف بدی زدیم نقد کنید و عرض کردیم که برخی هم همین نظری که ما گفتیم قبل از ما گفتن فراوان گفتیم کتیبه بیستون را بخوانیم کتیبه بیستون بیایم نگاه کنیم ببینیم در کتیبه بیستون چه چیزی آمده است داریوش چی گفته است در کتیبه بیستون چه چیزی آمده است باور کردید پذیرفتید اگر نمی‌ خواهید باور کنید که داریوش این کارها را انجام داده است در حالی که خودش دارد می گوید آن چیزی که می توانید به عنوان توجیه مطرح کنید چیست؟

همین که ما می گوییم فحاشی می کنند می دانم هیچ کسی به پای شما در فحاشی نمی ‌رسد به مدعیان گفتار و کردار و پندار نیک نمی ‌رسد اصلاً در مقابل بد دهن بودن و بیاید ب بودن شما ما دست کاملاً بالا است انقدر که شما بیاید بید این را هیچ حرفی درش نیست اعلام شکست می کنیم در این زمینه ما بخواهیم هم نمی‌توانیم مثل شما باشیم این بدیهی داریوش آمده است یک حرف هایی در کتیبه بیستون زده داریوش ترجمه را خودتان بردارید بیاورید آقا نپذیرید بقیه اش داریوش چقدر آنجا گفته با ایرانی ها چطوری رفتار کرده است چقدر ایرانی قطعه قطعه کرده است.

 چقدر چشم ایرانی در آورده است چقدر زبان ایرانی قطع کرده است چقدر گوش ایرانی بریده است چقدر ایرانی کشته است چقدر ایرانی غرق کرده است صحبت کنیم در این زمینه هیچ گفتیم آقا هخامنشیان در آثاری که دارند در کتیبه‌هایی که از آن ها باقی مانده است در الواحی که باقی مانده هیچ حرفی از زرتشت نیامدند بزنند.

 حرف بدی زدیم ما بیاید جواب یک پاسخی هم که آورده بودند فقط از مطلب آقای پیر بریان یک قسمت گذاشتیم نقد کردیم جواب هیچی به هیچی دیگر تمام شد رفت حرف زشتی است حرف بی ادبانه نه توهمات را می‌ ریزد به هم فرو می ریزد توهمات بسیاری با این مسئله گفتیم اگر مطلب اوستا را قبول دارید که این مطلب مطلب کتاب اوستا است به خصوص اینجا بحث زرتشتی‌ها و موبدان عزیز زرتشت بحث را مطرح می شود اگر شما این اوستا را قبول دارید اوستا را پذیرفتید بر اساس این اوستا که نباید مرده‌ها را دفن کرد چطوری شاهان هخامنشی را برایشان قبر قائل هستید بالاخره یک طرف موضوع را بگویید دیگر هخامنشیان زرتشتی بودند از طرفی می آیید می روید مثلا سمت قبرشان چطوری این ها دوتا دیگر با هم جور در می آید مسئله بعدی گفتیم در مورد اینکه می گویید پیامبر عرب را باید رها کرد برویم سراغ پیامبر ایرانی که آن پیامبر ایرانی هم می گوید زرتشت است می‌گفتیم خود زرتشتی ها در مورد نبوت زرتشت اختلاف دارند اختلاف بله ادیان دیگر هم مذاهب مختلفی دارند با همدیگر اختلاف دارند نکته مهم این است که ادله آن ها برای پیامبری زرتشت چیست؟

 از هر دو سو گفتیم که ادله‌ای وجود دارد و غیر قابل نتیجه گیری است بر اساس آنچه که موبدان زرتشتی آمدند گفتند عملاً این غیر قابل نتیجه گیری بودند برای خود موبدان زرتشتی است مسئله بعدی آمدیم گفتیم ببینید در ایران باستان در دوره هخامنشیان ما کتاب نداریم کتاب تاریخ نداریم درباره پارت‌ ها را هم کتاب نداریم حتی عملاً در دوره ساسانیان کتاب نداریم که کتاب تاریخ نوشته باشیم مانند آن چیزی که در یونان نوشته شده بوده است و ابتدای آن ها همین هرودوت است تاریخ کلاسیک اگر هرودوت را از آن بیرون بکشید شیرازه اش از هم می پاشد و عموم آن چیزی که استناد می‌شود برای اینکه تمجیدی و به هر حال حتی تحلیلی از دوره هخامنشیان شود مستقر بر همین کتاب تاریخ هرودوت و بر اساس متون کلاسیک گفته می شود البته در کنارش منابع دیگری هم است به آن منابع دیگر مثل الواح و کتیبه‌ها و آثار باستانی پرداختیم نه هرودوت خیلی دروغ است هرودوت را بگذارید کنار گفتیم خیلی هرودوت را گذاشتیم کنار ما هرودوت می زنیم کنار چی دارید در مورد استدلالتان در مورد استنادتان که ما می رویم سراغ آن همان منبع را بیاورید ما به آن حرف بزنیم خوب است از این راحت‌تر از این شفاف تر از این روشن تر برویم سراغ همان منبع قبول دارید چه جایگاهی برایش قائل هستید برویم سراغ همان منبع چقدر می‌تواند آنچه که شما ادعا می کنید را اثبات کند چند درصدش را می تواند اثبات کند و ده سوال هم که مطرح کردیم دیگر ده سوال ما مطرح کردیم خیلی ساده خیلی روان خیلی سریع در مورد این ده سوال یکی یکی ما برنامه رفتیم یعنی سوال که گفتیم به این اکتفا نکردیم که یک خط دو خط سوال گفته باشیم برای شما آمدیم در برنامه گفتیم آقا این قسمت راجع به این موضوع حتی بعضی از سوالاتمان ما چندین قسمت راجع به آن برنامه رفتیم قبل از اینکه شما بگویید بیاید من اسناد نشان بدهیم که داستان جمع بندی این بخش عزیزان شمایی که دنبال حق هستید و مطالب را دنبال می کنید شما که دنبال واقعیت هستید .

شما حسابتان نه تنها جدای از فحاشان مدعی گفتار و کردار و پنداران نیک است بلکه اینکه همین می تواند مبنای قضاوت شما باشد ما داریم اینجا می آییم یک مباحثی را مطرح می کنیم در چهارچوب در قاعده موضوعات را مطرح می کنیم اسناد را هم داریم نشان می دهیم طرف مقابل فحاش نهایت کاری که می کنند یک مدل سکوت یک نفر که از همین حالا مدعیان زرتشتی دیگر گفته بود آقا من فرانسه از شما شکایت می کنم چیزی هم خبری به ما کاش می ‌دادند حالا شکایتشان به کجا رسید و چیکار توانستند خوب می شد شکایت چی شکایت کنیم چرا این مدلی هستید شما آخر یک کاری کنید شود کاری کنید بشود تحملتان کرد یک سری سوالات برای ما فرستاده بودید من این سؤالات را می گویم اتاق فرمانم سوالاتی که به دستشان رسید به من اعلام کند به من بدهد همین الان با پیامک و این ها می فرستد طبیعتاً سوالاتی که ما الان جواب دادیم دوباره نفرستید و آن سوالاتی که ما در موردش برنامه‌های مختلف رفتیم هم همان آرشیو را اگر ملاحظه بفرمایید طبیعتاً مناسب ‌تر و بهتر آنجا مبسوط تر نسبت به آن پرداختیم ولی این سوالاتی که برای ما فرستادید خواست برای امشب را نخواندیم باید خوانده می شد و هر آنچه که لازم می‌دانید بیاید روی خط برنامه آن ها را اتاق فرمان چی پرسیدند همین اگر می شود در مورد اینکه کوروش یهودیان را اخراج کرده است چشم توضیح می دهم من فقط ترتیب این را الان یادداشت می کنم در سوالاتم بعد آن آخرش توضیح می دهم در موردش آن سوالاتی که برای ما فرستادید و می‌خواهم به آن ها جواب بدهم.

 سوالات خیلی خوبی هم در این سوالاتتان بود این ها را جواب بدهم اگر فکر می کنید سوال پرسیدید ما باید جواب می‌دادیم جواب نمی دهیم بیاید روی خط پرسیدند که دلیل اشتباهات برخی احکام، احکام زرتشتی به احکام اسلام چیست؟ ببینید هیچ مدعی وجود نداشته است که این مدعی مدعی دروغین باشد نسبت به یک عقیده‌ای و هیچ بخشی از واقعیت و حقیقت یا شبه حقیقت را در آموزش نیاورد تصور کنید مثلا مسیلمه کذاب می‌خواهد بیاید ادعا کند آقا من پیامبر هستم دیگر و مسلمانان می خواهد جذب کند اگر یک چنین شخصیتی بیاید می تواند صد در صد نقطه مقابل آن شخصی که می خواهد در مورد هویتش ادعا کند پیش برود نه خیلی طبیعیه که یک بخشش را میاره مثلا یک کسی می آید ادعا می کند آقا من خود مثلا امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) هستم آیا می تواند صد نقطه مقابل روال قبل حرکت کند نه طبیعتاً یک سری اشتراکاتی باید داشته باشد حتی بگوید ممکن است بگوید من مثلاً نماز می‌خوانم روزه می‌گیرم قرآن را قبول دارم و از این موارد این خیلی بخشی از آن پس طبیعی است یعنی شباهت بخشی از آموزه ها اگر ما بگویم زرتشت یک دین الهی این زرتشتی که الان ما می‌شناسیم یک دین الهی نیست ولی چرا یک سری آموزه ها شباهت دارد این منطقی که اگر کسی نه زرتشت هر مدعی دیگری بالاخره یک بخشی از آن روال طبیعی احکام را باید طبیعتاً با خودش همراه داشته باشد وگرنه نمی تواند موفق باشد مسئله بعدی این است که خیلی از این ها بعداً نوشته شد و گفته شد آموزه‌های زرتشت برخی از این ها بعد از شکل گیری عقاید مثلاً مسیحیت و حتی بعد از اسلام برخی از این ها عملاً تبیین شد و ترسیم شد و سر و شکل داده شد.

 می تواند کاملا متاثر باشد از آموزه های مثلا مسیح (سلام الله علیه) و نکته بعدی این است که ایران باستان داشتیم اینطوری نبوده است که بگویم پیامبر نداشتیم که آن آن چیزی که برای ما مسلم است این است که در ایران باستان پیامبر بوده است منتها زرتشتی که در خصوص او سخن گفته می‌شود به عنوان صاحب گاته‌ها و صاحب اوستا که به مرور نوشته شده است آن زرتشت که زرتشتی‌های حال حاضر عموماً مدعی هستند پیرو او هستند آن زرتشت را ما پیامبر گفتیم که بر اساس روایتی که نقل کردیم نمی‌دانیم و یک سری چیزها هم که کلی است در ادیان دیگر مثلاً می گویم آقا زرتشت هم عبادت داشته است در زمان ها و این ها مسیحیت هم ممکن است داشته باشد یا قطعا داشته است یا اسلام هم دارد خوب یک سری از فاکتورها در تمام ادیان این ها مشترک هستند باز برمی‌گردد به همان حرف اول بنده اگر کسی بخواهد ادعایی را مطرح کند و لو به کذب هر دینی هر مذهبی که از اساس باطل باشد ولی بخواهد مدعی باشد این فاکتور اساسیش را اینکه بخواهم ما عبادت خدا را انجام بدهیم که عبادت ما یک جهتی داشته باشد این ها را معمولاً سعی می کنند رعایت کنند.

 سوال بعدی که پرسیدند این است که همچنان هم در این برنامه ما قانون رعایت می کنیم اگر مخالف زنگ زد با اولویت می آید روی خط یک امتیاز هم امشب بدهم یک امتیاز ویژه هم بگویم ده سوال پرسیدیم در برنامه دیگر که مخالف بیایند طبیعتاً نسبت به ده سوال پاسخ امشب مخالف بیاید من آن ده سوالات را از او نمی‌پرسم خوب است چیکار کنم دیگر من آن سوالات را هم من امشب نمی ‌پرسم از مخالفی می تواند سوالات خودش را بیاید اینجا مطرح کند سوال بعدی گفته آقا زرتشتی کافر هستند نه زرتشتی ملحق به اهل کتاب هستند البته در خصوص احکام زرتشتی احکام مراوده با زرتشتی ها و حتی اهل کتاب و این ها باید طبیعتاً شما به فرمایشات مرجع تقلیدتان مراجعه بفرمایید و تقلیدی تبعیت کنید در این زمینه اما به صورت کلی زرتشتی ها به آن معنا که بگویم نجس هستند الان فقهای ما عموماً می‌شود گفت که نه اهل کتاب یا ملحق به اهل کتاب زرتشتی‌ها را معرفی کردند قبلا توضیحاتی البته داد یک سوال دیگر پرسیده بودید گفته بودید که تخت جمشید دویست سال قبل توسط دانشجویان دانشگاه شیکاگو ساخته شده است این حرف‌ها چیست؟ می‌زنید ایشان دیگر از اساس آمده است گفته است کلاً اصلاً تخت جمشید هم در سال‌های اخیر ساخته شده است دو قرن گذشته ساخته شده است ببینید این حرف ها از کجا مطرح شد.

 حداقل آن شخصی که آمد انسجام داد و یک رنگی از علم سعی کرد بپاشد به این صحبت‌ ها و حرف‌ ها ناصر پورپیرار بود آقای پورپیرار نوع نگاهش نسبت به تاریخ نوع نگاهش یعنی حتی همین حالا برخی را من دیدم در دام حرف‌های پورپیران می‌افتند برای اینکه مثلاً فکر می کنند الان می‌خواهند هخامنشیان را نقد کنند آقا اصلاً تخت جمشیدی وجود نداشته است این ها جعلیات مثلا استعمار و جعلیات یهود است و این ها نه این ها حرف منطقی نیست نگاه کنید من در مورد ناصر پورپیرار یک نکته‌ای را بگویم خدمتتان ایشان یک کتابی دارد پلی برگشته کتاب حتی همین حرف ها را در مورد سلمان فارسی هم آمده است زده است بعضی ذهنشان این است که ناصر است احتمالاً این آدم مسلمان است و از آن کسانی‌ است که مدل ایدئولوژیک آمده است نگاه کرده است به تاریخ گفته است از ریشه همه این ها را بزنیم پس بگویم تخت جمشید هم ساختگی در دو قرن گذشته است و در تقریباً دوره معاصر ما است اصلاً ربطی به دوره هخامنشیان ندارد یا مثلا در ایران زمین تا قبل از اسلام و این ها کاملا نسل کشی کرده بودند هخامنشیان که کسی باقی نمانده بوده است این ها قبایل وحشی و بدوی بودند که در چادر فقط زندگی می‌کردند و هیچ مدنیتی نداشتند این مدل حرف ها مدل های حرف های ناصر پورپیرار است ما نه تنها در گزاره‌های سخنانش این بخش‌ها را قطعاً نمی‌پذیریم و به شدت با آن زاویه و نوع نگاهش هم مخالف هستیم که این مدلی بخواهیم به تاریخ نگاه کنیم مثبت داشته است تمام تاریخ ‌ها عموماً این مدلی بودند و آنجایی که می بینیم سطح بزرگنمایی و روتوش خیلی آمده است بالا طبیعتا اولین کاری که باید کنیم باید بزنیم کنار روتوش ها را برسیم به آن واقعیت ببینیم که سوالی پرسیده بودید که پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) از خوبی و کرامت کوروش گفته است یعنی حالا به این شکل معربش را آمدید گفتید قرآن هم که گفته است او ذوالقرنین است پس شما چرا این حرف را می زنید قرآن که نگفته کوروش ذو القرنین است این حرف درست نیست این حرفی نیست حتی علامه طباطبایی هم خودش نگفته است کوروش القرنین را مفصل توضیح دادیم آن سی چهل یا پنجاه صفحه از کتاب تفسیر المیزان را با همدیگر مرور کردیم ببینیم حرف چیست؟

 کسانی بعضی وقت ها یک چیزی می شنوند همین متاسفانه تریبون دارند می روند می گویند مطرح می کنند و پای آن حرفم برای استدلال باقی نمی‌ ماند اما اینکه پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) از کوروش خوب گفته است چیست؟ داستان و کجا آمده است در تفسیر طبری طبری سنی یک مطلبی آمده است من برای شما عبارت را می آورم از کتاب تفسیر طبری، شیعه آیا این روایت را دارد یا ندارد نه ندارد شیعه این روایت را ندارد اما جناب آقای طبری در کتاب تفسیرشان همان صاحب تاریخ طبری روایت را آمده است نقل کرده است و برخی ها که می آیند می گویند در روایات اسلامی تعریف و تمجید کوروش شده است فکر کنم تک روایت همین است با همدیگر ببینیم روایت را در کتاب جامع البیان محمد بن جریر طبری جلد پانزده صفحه شماره بیست و نه مطلبی که آمده است این است که کتاب طبری که صد درصد ضد شیعه و مدلش مشخص است از آن می گذریم راوی همین راوی اولی که آوردن مشکلات متعدد دارد از این هم می گذریم شیعه این روایت را نقل نکرده است از این هم می گذریم مخالفت ضمنی با آن آیاتی که ما عرض کردیم در مورد پادشاهان و مدل پادشاهی که ضمنی خیلی دیگر با احتیاط می گویم با آن مخالفت دارد آن هم ازش می گذریم روایت ببینیم چی گفته به این بخشش روایت به این بخش روایت استدلال که یک پادشاهی از پادشاهان فارس بود که به آن گفته می شد کوروش و کان مومنا خوب این آدم مومنی بود حالا نگاه کنید اینجا همین روایت است چی گفته است همین روایت است می آید می گوید بخت النصر بله اینجا دارد می گوید بخت النصر آمد حمله کرد به بنی‌اسرائیل برای چی برای اینکه انتقام زکریایی (سلام الله علیه) که به قتل و به شهادت رسانده بودند را از آن ها بگیرد.

 در همین روایت است همین جا تفسیر طبری جلد صفحه شماره بیست و نه سوال این هم می گوید از پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) حذیفه آمد پرسید در مورد بیت المقدس بحث بابل را مطرح کرد مجوس و ابنا مجوس بعد یک وحی شد به کوروش که آدم مومنی بود پادشاه فارس بود بخت النصر هم می گوید از پادشاهانش هم باز کار ندارم خیلی ایراد دارد متنی آن چیزی که کار دارم با آن جایی بود که گفته بودم زکریا (سلام الله علیه) اگر من بتوانم پیدایش کنم همین روایت پیدایش می کنم به شما نشان می دهم است برای شما می گویم اینجا می گوید که آمدند به خاطر کشته شدن اتاق فرمان معلوم است گوش نمی دهد به خاطر کشته شدن زکریا (سلام الله علیه) بخت النصر آمد انتقام گرفت از چه کسی از بنی اسرائیل پیدا نمی کنم عجیب است شاید اولین بار است این مدلی من الان صفحه جلویم است چون قبل از برنامه دقیقاً داشتم نگاهش می‌کردم به هر حال زکریا (سلام الله علیه) در زمان حضرت زکریا (سلام الله علیه) در زمان بخت النصر نه تنها به دنیا نیامده بوده است هنوز که بخواهد به شهادت برسد حدود پانصد سال بعد به دنیا می آید.

 حضرت زکریا (سلام الله علیه) پانصد سال بعد این اتفاق دنیا چه طوری می‌ خواهیم بگویم به خاطر به هر حال خون زکریا (سلام الله علیه) بخت النصر رفت از بنی اسرائیل انتقام گرفت هفتاد هزار نفر از بنی اسرائیل بگذریم چرا دارم این را می گویم چون این بخش دیگر از روایتی که این کوروش مومن بوده است من اینجا برای شما یک عبارت می‌خواهم بیاورم نظر یکی از علمای شیعه چون روایت روایت شیعه که نیست روایت مخالفین شیعه است و هیچ کدام از اهل بیت (علیهم السلام) این نقل را از آن ها نداشتیم منتها آیت الله کورانی وقتی که می آیند این روایت را به مناسبتی در کتاب خودشان از آن یاد می کنند.

 یک کار انجام دادند بله اینجا را ملاحظه بفرمایید معجمموضوع احادیث امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) آیت‌الله کورانی اینجا که گفته بقال کوروس یا کورس و کان مومنا مقابلش چیکار کرده است یک علامت تعجب گذاشته است یعنی حتی در نقل این عبارت و روایت از کتب اهل سنت توسط آیت الله کورانی اینجا که گفته است کوروش مؤمن بود جلو علامت تعجب گذاشت این نوع نقل کتاب یک کتاب شیعه است که این مدل این را آورده فرمودند که تماس داریم اگر مخالف است سوالاتشان مانده است می‌خواهم بخوانم که صحبت می کند بگرد دوباره ببینیم کجای عبارت بود.

 آقا عارف از شوشتر سلام علیکم و رحمة الله.

بیننده

 استاد حسینی السلام علیکم و رحمة الله زنده باشید در خدمت شما هستم چند سوال دارماین است که تخت جمشید و درست است یک اشخاص دیگری آمدن ساختن یعنی خود پارس‌ها خود پارسال نساختند سوال اولی که ازت پرسیدم ولی کمی مختلف است.

استاد: حسینی

 من کوتاه عرض کنم خدمتتان نه تخت جمشید این بنای تخت جمشید که الان داریم می بینیم یک سری از صفحاتش قبل از خشایار شاه ساخته شده بود زمان داریوش ساخته شده بود و چه بسا قبل از داریوش یک زمینه سازی برای آن ساختمان انجام شده بود ولی آن بنایی که الان بخشی از آن باقی مانده در تخت جمشید در زمان داریوش و در زمان خشایارشاه ساخته شده است.

بیننده

سوالم این نیست سوالم این است که همان ساخت مثلاً به شما بگویم الان برج خلیفه که در امارات است این ها خود عرب‌ها که نساختند خارجی آمدند ساختند منظورم این است که خود پارس ها معماران می گویم من از یک جایی شنیدم که مثلاً گفتن از مصر و یونان یک چند معمار آوردند.

استاد: حسینی

 از جاهای دیگری بر اساس کتیبه‌هایی که در همان جا پیدا شده است و پیرلوکوک آمده است این کتیبه‌ها را ترجمه کرده است و آن ها را ما آمدیم نشان دادیم به شما مفصل قبلا نشان دادیم بله بخش هایی از تخت جمشید و طبیعتاً می شود گفت که اساس کار تقریبا می شود بر اساس آن اساس کار افرادی از جاهای دیگری آمدند و حتی مصالحی گفته شده است که از جاهای دیگری آورده شده است برای آنجا و این اتفاق افتاده است بله مناطق مناطقی بودند که تحت تصرف و تحت کنترل هخامنشیان بودند آن زمان.

بیننده

 یعنی همین وسایل همین چیزها معمارها همین چیزها هم مثل می گویم به قول معروف سیمان و این چیزها هم یک جای دیگر بوده است.

استاد: حسینی

 درست است بخشی از مصالح از جای دیگر آورده شده بوده است من این را توضیح دادم روایت را آقا عارف ببینید در کتاب پیداش کردم جامع البیان طبری جلد پانزده صفحه شماره بیست و نه می گوید بخت النصر این بالای روایت بود من فکر می کردم اواخر روایت باشد می گوید بخت النصر که آمد به خاطر به شهادت رساندن زکریا (سلام الله علیه) هفتاد هزار از یهودی‌ها را کشت در حالی که حضرت زکریا (سلام الله علیه) آن زمان اصلاً به دنیا نیامده است هنوز که بخواهند به شهادت برسانند که بخت النصر بخواهد برود انتقامش را بگیرد این همان روایتی است که می گویند یقال له کوروس یا کوروش یا کوروس هر دو کنم یکی شد و کان مومنا آقا این عبارتی که استناد می کند کور است کوروش که گفته شده است آقا مومن است با همین اول روایت یک چنین داستانی آمده است و یک فلسفه برایش گفته شده است و اینکه آقا صد سال کوروش رفت جنگید با آن ها و این ها که با همان ادعای خود باستان گرا هم به هر حال مطابقتی ندارد و جور در نمی آید سوال بعدی شما.

بیننده

 استاد هخامنشیان آریایی بودند؟

استاد: حسینی

 به چه هدفی می‌ خواهید برسید از این سوال.

بیننده

الان لهجه های زیادی در ایران است یا این ها هم زبان نیستند یا زبان هستند من نمی دانم یا گویش اصلی پارس ها نیستند سوال می خواهم ببینم الان قومیت ایران کدام زبان اصلی فارس است. آیا مثل شعرای بزرگ مثل فردوسی و سعدی و گنجوی حافظ و غیره این ها از شعرهایشان با زبان اصلی فارسی خودشان بودند الان که من و تو داریم صحبت می کنیم که این زبان اصلی فارس ها نیست.

استاد: حسینی

 یک نکته عرض کنم خدمتتان بله بحث زبان یک چیزی است بحث قوم و نژاد یک چیزی است هرچند که ممکن است یک جایی اینجا منطبق است با همدیگر باشد یعنی یک قومی به یک زبان صحبت کند اما اگر در مورد بحث هخامنشیان باید یک نکته حل شود من تا حالا به این مسئله نپرداختم ولی لازم ببینم می‌پردازم و آن هم این است که آیا کوروش خودش آریایی و پارس بوده است یا نبوده است این سوال از آن سوال ها است از آن سوالات من راهنمایی می کنم کسانی که می‌خواهند بیان به این بپردازند را نسب کوروش جدای آن داستان ماندانا که هرودوت آورده است حالا خوابی که دید ادرار کرده بود بر عالم و بعد آمد دختر آستیاگ ازدواج کرد و حاصلش شد کوروش باز هم پدر نیست مادر است پدران کوروش چه کاره بودند پادشاه بودند شاهنشاه نبودند پادشاه بودند ملوک بودند پادشاه کجا بودند پادشاه انشان بودند خود کوروش هیچ جا نمی گوید من پارسی هم من آریایی هستم می گوید کجاییم می گوید انشانی‌ام انشان ذیل کجا است؟ انشان مال کجا است؟ پادشاه آن منطقه مال کجا بوده است بخشی از کجا است؟ عیلام یعنی بر اساس این مسئله کوروش خودش فارسی و آریایی نیست عیلامی‌ است می ‌دانید عیلامی‌ها با آریایی ها آمیختگی های داشتند ولی عیلامی عیلامی بوده است و پارسی و آریایی پاراری خود کوروش می‌گوید من انشانی هستم و تاکید دارد.

بیننده

 عیلام الان کجا است؟

استاد: حسینی

در حال حاضر عیلامی ‌ها یک بحثی است در موردش حالا عیلام که منطقه جغرافیای آن موقعش حدودا در کنار زاگرس و بخش جنوبی زاگرس این ها تقریباً مشخص است انشان بیشتر سوال کجا است؟ باستان بوده است ایذه و این مناطق و این حرف هایی را این چنینی مطرح یک پژوهشی شده است به نظر من مفصل ترین پژوهش منطقی در مورد این منطقه انجام داده است که حالا به منطقه دیگری رسیده است اگرچه در شیراز بوده است چه در جنوب ایران بوده است هرجا بوده است یک منطقه انشان ذیل عیلام بوده است و عیلام عیلام است پارسیان و آریایی‌ها پارسیان و آریایی‌اند این دو تا مسئله جدا از همدیگر است و شاهی که در ایران طبیعتاً نمی‌ آمدند یک پارسی را کنند شاه خودشان دیگر قطعاً منطقی می گویم که پاسخ به سوال مخاطب داده باشم مفصل سند بیاورم مطرح کنم یعنی من بخواهم به این بحث ورود پیدا کنم فکر نکنید که اکتفا می کنم.

 و همین توضیح که دادم به شما مفصل ماجرا چند وقتی هم است دارم بیشتر به آن می‌پردازم که ان شاء الله در موردش بیشتر با شما صحبت کنم سوال دیگر آقا عارف.

بیننده

 موضوع انشان کجا است؟ بهت می گوید همان جایی بوده است که همانجا است بعد سوال بعدی نه هزار سال پیش درست شده است درست است الفترا توسط عرب‌های نفتی بوده است.

استاد: حسینی

 ببینید در مورد تاریخ قبل از دوره هخامنشیان چون هر آنچه که در این برنامه آمدم گفتم موضوعات هم برمی‌گشته است به دوره بعد هخامنشیان حتی به جز مصر دیگر که دودماناش را آمدم گفتم برمی‌گشته است به آن ها آن دوره را من بخواهم به شما بگویم اینکه بشر چه زمانی به بحث تمدن رسید کی به شهرسازی رسید تفاوت شهر و روستا با همدیگر چه بود و بعد چطوری کلان شهرهایی که آن ها داشتند که یک سیستم تولید توزیع درست حسابی داشت شکل گرفت و بعدش مثلا به تمدن شهرها ختم شد آنجا چون یک مقداری حالا یک بحث هایی دارم من شاید یک مقدار با معروف متفاوت باشد بگذارید آنجا به آن می پردازم و به مناطق مختلف ان شاء الله خواهم پرداخت هم بحث مصر هم ایران است اصلاً ورود آریایی‌ها من یکی از همکارانم پیشنهاد داد چند روز قبل که ما بین فصل سوم و چهارم بحث تاریخ آریایی را بگویم گفتم خیلی مفصل است گفتم در بیست قسمت و بیست و پنج قسمت هم نمی شود بحث جمع کرد گفتم باید خیلی فشرده اش کنم و حیف است بحث آریایی را داریم آنجا ذیل آن پیدایش شهر آنجا هم برای شما توضیح می دهم که پیدا شده است چقدر اعتبار دارد و این ها را هم به آن ان شاء الله می‌پردازم چه از لحاظ اعتبار زمانی و چه از لحاظ اعتباری که ثبت می کنند.

بیننده

 و در مورد خلیج است که اسنادی که برای شما فرستادم ثابت می کند که قبل از خلیج فارس این ها اسامی مختلفی داشتند مثل نهر المر و بقیه که برای شما فرستادم دریای شور این ها جوابشان چیست؟ استاد سندها را شما دیدید.

استاد: حسینی

 الان جوابتان می دهم من دیدم که چنین حرف هایی را مطرح کردند برخی از سایت‌های عربی و این ها جواب چه کسانی هستند این اسم را آمدند گذاشتند روی خلیج فارس چه کسانی بودند آیا خود ایرانی‌ها بودند آیا پارس‌ها بودند. استاد این ها قبل از گفتم قبل از هخامنشیان بوده است شما می گویید قبل داریوش بوده است من می گویم اصلاً هر آنچه که دارید می‌فرمایید درست اصلا نزاعی الان فعلاً نمی‌خواهم روی بحث اسنادش ورود پیدا کنم چون می دانم کجاها بوده است این ها دارند می‌پرسم آیا این ها خود مردم منطقه خلیج فارس بودند.

بیننده

 آن زمان آدم نبوده است زمان سه هزار سال پیش اصلاً آنجا آدم کم بوده است مثل الان که جمعیت آریایی ها بوده است دیگر زمان ورود آریایی‌ها بوده است .

استاد: حسینی

 همان زمان یک نفر یک قبیله چه کسی آمده بوده است آنجا به این خلیج فارسی اسم دیگری را گذاشته بوده است آیا مردم آن منطقه بودند.

بیننده

 اگر من نمی دانم حالا مردم با کدام منطقه بودند.

استاد: حسینی

 ولی به شما می گویم من به شما می گویم آن گزارش‌هایی که دارند می گویند قبل از داریوش به اینجا اسامی دیگری گفتند پس نگویید خلیج فارس عموماً برمی‌گردد به منطقه آشور و بابل درست است.

بیننده

 استاد الان شما می گویید درست است اسامی قبل از خلیج فارس بوده است ولی سوالش از من این است که این را خود پارس ها آریایی ها.

استاد: حسینی

 اسامی که نامگذاری کردند چه کسانی نامگذاری کردند هر کسی که از جایش بلند شد که نمی تواند یک کاری را تصمیم بگیرد برای ما می گویند چه کسانی بودند این ها این یک نکته خودتان متوجه بومی‌ترین نام گذاری رسمی همین خلیج فارس بوده است داریوش انجام شده است آن کسی که ساسانی قبول نکردند آن گزارش خود من آوردم نشان دادم غلط کردند اشتباه کردند قبول نکردند خلیج فارس خلیج فارس است من گفتم آن را خود من آمدم در برنامه گفتم آقا عارف آقا عارف اشتباه کردند چی می گویید شما اشتباه کردند چی می گویید شما.

بیننده

 آقا سوال ساسانیان چند سال حکومت کردند.

استاد: حسینی

آقا عارف در مورد قدمتش صحبت می کنیم به شما بگویم چند سال چهل و پنج.

بیننده

 حکومت با داریوش فکر کنم ششصد سال بوده است می گویم چه اتفاقی افتاد که بزرگترین قدرت امپراتوری خاورمیانه فاصله هم کم بوده است بین خودشان و داریوش چه اتفاقی افتاد که این را قبول نکردند که این خلیج خلیج فارس.

استاد: حسینی

 این نیست که این چند قرن هیچ کدامشان قبول نکرده باشند می‌ خواهید برای شما متنش را بیاورم اتاق فرمان تصویر بنده را نشان بدهید بگذارید من باز کنم خدمتتان اجازه بدهید این باز شود مطلبی را برای شما آورده بودم قبلا نشان داده بودم و الان هم خلاصه بعد با یک نرم‌افزار دیگری این را باز کنم که به شما نشان بدهم قضیه از چه قرار بوده است کتابی که من نشان دادم این کتاب بود ناگفته‌های امپراتوری ساسانیان دکتر تورج دریایی درست است سند دیگری دارید بگویید این را حفظم من خودم خوب همین است دیگر می روم سراغ کتاب ممنون اتاق خلیج فارس خلیج فارس هم حق ندارد عبارت این است که درست است دریای تازیان درست است ده ثانیه که بیشتر نیست که پانزده ثانیه حرفتان این است که درست است بله تازی آمده است دریای تازیان دیگر من رفتم پس به شما می گویم سوال بپرسید سوال بپرسید اینطوری حکم ندید به خاطر این است که من در مورد این مفصل توضیح دادم ایراد خودم را هم آمدم مطرح کردم و گرفتم نسبت به این نمی توانید شما یک متن این چنینی است بیاید مطرح کنید بگویید که نخیر چون یک جا این متن آمده است.

 پس هیچ کدام از ایرانی‌ها آنجا را خلیج فارس نمی‌دانستند یک متنی وجود دارد که اینطوری آمده است گفته شده است و الان هم مدعی هستند در ترجمه اشتباه شده است هرچند من ترجمه آن ها را هم آمدم اشکالی که گرفتم به این بود که چرا باید این مدلی ترجمه می‌کردید و در مورد سال چاپش هم آمدم یک حرفی را مطرح کردم شما نمی توانید با استناد به یک کلمه این را تعمیم بدهید به کل ایران بله آن چیزی که داریم ما از داریوش است و کتیبه داریوش است و دریای فارس است خلیج فارس است یک لحظه بگذارید آقا عارف من قبلی را درست کنم پس پس اولین نامگذاری بومی رسمی ثبت شده است همان خلیج فارس نکته دوم برایت فرستادم و شما هم دیدید و قبول کردید اسامی قبل چی دارید می گویید چه چیزی را قبول کردم حرف نزنید دهن من شما را قبول کردید من دارم می گویم سلمنا هر آنچه که شما گفتید درست باشد سندهایتان هم اصالت داشته باشد سندهایتان هم اصالت داشته باشد باز نامگذاری رسمی بومی نبوده است برای یک منطقه در اوستا مشخص نیست کجایش آمده است در مورد خلیج فارس صحبت کرده است چرا فکر می کنید من اوستا نخواندم ترجمه مختلفش را آن چیزی که در مورد آن سرزمین گفته می شود احتمال دارد در مورد دریای خلیج فارس باشد و احتمال دارد اصلا هیچ ربطی به خلیج فارس نداشته باشد برای خلیج فارس است پوده و است و خواهد بود ان شاء الله امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ظهور کند ان شاء الله همان خلیج فارس است کما اینکه در روایات پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) هم بحر فارس نقل شده است.

بیننده

 اوستا قبول نکرده است که خلیج خلیج فارس است قدیمی‌تر از همه است این هم به قول تو ایرانی.

استاد: حسینی

آقا عارف من عذرخواهی می کنم اینطوری دارم به شما می گویم زبان اصلی شما عربی است من دارم فارسی صحبت می کنم انگار در متوجه شدم عربی گوش بدهم یک جایی به مشکل برمی‌خورم می گویم اوستا اصلا معلوم نیست کجایش در مورد خلیج فارس حرف زده است دریایی آمده است و با گمان گفتن این احتمال دارد مثلاً خلیج فارس باشد یا نباشد باز نامگذاری در عربستان نامگذاری بومی رسمی نیست برویم سراغ تماس بعدی.

بیننده

 نه صبر کنید من الان که کلیپی دارم که گفتید که کتاب اوستا خلیج را به نام دیگری نام برده است .

استاد: حسینی

بر اساس آن ترجمه برنامه داریوش نگفته است که این خلیج خلیج فارس است داریوش آدرس داده است و گفته است که دریایی که از سرزمین پارس می‌گذرد مثل دریای مازندران دریایی که دریایی مازندران است.

بیننده

 یعنی اسمی برای خلیج قائل نبوده است.

استاد: حسینی

 آقا دریای مازندران چطوری اسم گذاری می کنید دریای مازندران دریای مازندران است دیگر دریا اسمش مازندران است چرا مازندران اسم این دریا من چه می دانم استان مازندران در ساحل این دریا است دریای آنجا همیشه دریای فارس به خاطر اینکه پارس و فارس در ساحل این دریا است چرا آنجا دریای مازندران را چیزی در موردش نمی گویید خلیج فارس که می رسد ایراد دارید.

بیننده

 سوال بعدی که اینجا مطرح می شود خود کلمه خلیج معنای چی می دهد شما هرچی که دوست دارید ترجمه کنید من با فارسیش مشکل دارم بخواهید جابجا نه منظورم این است که ساحل بگیرید در تمام لغت‌های نامه‌های ایرانی و عربی و خارجی یک واژه مطلقا عربی است وزیر چیکار کرده است لغت فارسی را برای زدودن.

استاد: حسینی

 این واژه چیکار کردند شاخآب را پیشنهاد دادند و شاخآب هم کلمه درست است یا خیر؟ استاد شاخاب را هم پیشنهاد دادند بله درست است اصلاً مشکل ما با آن نیست آن بخش هرچی دوست دارید بگویید ولی فارس بودنش را نمی توانید.

بیننده

 استاد ببخشید آخری را بگویم خلیج یعنی خلجان یعنی در تجمع می شود رودخانه به فارسیش خلیج معنایش می شود.

استاد: حسینی

 تماس بعدی ما در مورد فارس بودنش صحبت کردیم حالا شما می‌ خواهید بگذارید خلیج می‌ خواهید بگذارید دریا هرچی که می‌ خواهید بگذارید.

بیننده

 استاد شما افتخار ما هستید من خدا شاهد است شما را قلب شما بزرگوار هستید یک لحظه استاد ببخشید ولی دیگر ببینید .

استاد: حسینی

یک چیزهایی که شما نفرمایید در مورد بنده من از این قضیه خلیج فارس کوتاه نخواهم آمد.

بیننده

 بگویم که اگر اختلافی است اختلاف ما خانوادگی ها فکر نکنید من دیدم این سند ها را دیدم و تماس هم بگیرم با اشخاص دیگر نه فقط با شما تماس بگیرم که آقا این جوابش چی است آقا جواب این ها را به من دادند که بعد من که موظف هستم که تحقیق کنم همینطوری هرچی مثلاً آقای حسینی بگوید به آن بگویند چشم یا هر کی آن عرب ها بگویند به آن ها بگویند چشم نه باید تحقیق کنید بفهمید که حقیقت چیست؟ آن را قبول کنیم کتب شمال و شما ناراحت می شوید من هم حق دارم تحقیق کنم این حق را به من بدهید تحقیق کنید یک دفعه گفتم ناراحت نشوید یک دفعه خدا شاهد است.

استاد: حسینی

 برویم سراغ تماس بعدی آقا عارف من خدمتتان هم خیلی خوشحال شدم بزرگوار هستید خدانگهدار شما باشد در پناه حق باشید و اینکه آقا حق دارید تحقیق دیگر تماس می‌گیرید مطرح می کنید با آنش که ما مشکل نداریم با آن اصل آن روال و کاری است که ما داریم اینجا انجام می دهیم و تشویق می کنیم مشکل ما مرحله بعدش است کما اینکه ما مسئله ما بر سر خلیج فارس با خلیجش نیست در مورد فارس است اینجا هم با تحقیق نیست به آن نتیجه‌گیری‌ها است آقای کریمی از سنندج سلام علیکم و رحمت الله.

بیننده

 سلام علیکم و رحمة الله عرض ارادت قربان بزرگوار هستید من خدمتتان هستم آقای کریمی سلامت باشید خدمتتان در خصوص عبارت ذوالقرنین در قرآن خیلی ها منطبقش کردند با کوروش.

استاد: حسینی

نام ببرید چه کسانی بودند از بزرگان ما مثلاً گفته باشند مفسری چیزی.

بیننده

مفسری مثل علامه طباطبایی.

استاد: حسینی

 علامه طباطبایی گفته است که کوروش همان ذوالقرنین مطمئن هستید خودتان دیدید یا یک چیزی شنیدید از برخی ها جان بله دیدید که علامه طباطبایی را فرموده باشد مطهری نه اجازه بدهید اجازه بدهید در مورد ذوالقرنین شما خودتان مطلب کتاب المیزان را دیدید.

بیننده

 من در سایت سرچ کردم بله در یک سایت معتبر خاصی هم منبعش می آورم به صورت قطع و یقین آقای علامه طباطبایی نفرمودند.

استاد: حسینی

 اما ابوالکلام جان فرمودند که این خالی از اشکال نیست نقل کردند دیگر کی ابوکلام الکلام آزاد ابوالکلام آزاد چه جایگاهی دارد نزد ما.

بیننده

 نزد شما را نمی دانم اما حدود صد سال پیش یکی از مفسرین یکی از مفسرین جایگاهش.

استاد: حسینی

 جایگاهی ندارد ابوالکلام آزاد و آن کتاب ابوالکلام آزاد را من فکر می کنم پانزده سال پیش خواندم در مورد ذوالقرنین کارشناسی بود هیچ استدلالی هم ندارد می رود سراغ یک تصویری که این تصویر اصل تصویر در تخت جمشید هم نیست و نوشته استناد می کند که آن نقاشی آن بحثش مفصل این دومی هم که رفت کنار از این بسیار نفر سوم دیگر چه کسی گفته است.

بیننده

 شهید مطهری شهید مطهری شهید مطهری چه فرمودند شهید مطهری هم انطباق ذوالقرنین و با کوروش آن هم آن انطباق و خالی از چیز نتنانستند خالی از حقیقت ندانست.

استاد: حسینی

آن سایت معتبر که میفرمایید کجاست کتاب آینده انقلاب اسلامی شهید مطهری آنجا می‌گوید که کوروش انسان خائنی بوده است آیا خائن می‌تواند ذوالقرنین باشد.

بیننده

 نظر آیت الله مکارم شیرازی همین است.

استاد: حسینی

 یعنی شهید مطهری را حل کنیم اجازه بدهید شهید مطهری را حل کنیم شهید مطهری تصریح کرده است در کتاب آینده انقلاب اسلامی که کوروش این سایتشان است بیاید اینجا قشنگ جستجو بزنید جستجو در آثار استاد باز می کنم اینجا کوروش را جستجو می زنم تا محتوایش را ببینیم اجازه بدهید اجازه بدهید این کتاب آینده انقلاب اسلامی ایران مقایسه میان کار ابراهیم (سلام الله علیه) و رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) و کار ملکه انگلستان و کوروش شما مقایسه کنید میان کار ابراهیم (سلام الله علیه) و همچنین کار رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) از یک طرف و کار ملکه یا پادشاه انگلستان از طرف دیگر فتح مکه را مطرح می کند و می آید این موضوع را مطرح می کند که کوروش می‌دانست اینجا می گوید حرف هایی می زنند که اینطوری نقل می کند ببینید کوروش چه مرد بزرگی بود اما ایشان می آید می گوید که آیا خود کوروش به آن ها به آن بت‌ها اعتقاد داشت نه کوروش چه فکر می‌کرد می‌گفت این اعتقاد این مردم بدبخت کرده است یا خیر؟ این اعتقاد این مردم را بدبخت کرده است یا خیر؟ بله می‌دانست این اعتقاد دارد نقل می کند از زبان زبان حال کوروش است این عقیده بت پرستی آیا مردم بدبخت کرده است یا خیر؟ کوروش می‌دانست بله می‌دانست ولی در عین حال دست به ترکیب آن ها نزد چرا چون می‌خواست که آن ها را در زنجیر بماند این خیانت بود نه خدمت چرا می آیید می گویید شهید مطهری گفته کوروش ذوالقرنین است کسی که تاریخ هم بلد باشد آقای کریمی عزیز به نظرم این بحث الان دیگر معلوم شد که به چه صورت دوست دارید سوال دیگری بپرسید.

بیننده

 در یک موضوع بمانید اجازه بدهید به من که تبیین کنم منظورم بتوانم برسانم با این زبان الکنی که من دارم بزرگوار هستید خواهش می کنم بهتر باشد اگر لطف کنید زمان به من بدهید این را لطف کنید شما با ذوالقرنین با کلید واژه ذوالقرنین و کوروش در قیاس با ملکه انگلستان دادن که منظورمان آیت الله مکارم شیرازی لطف کنید آیت الله مکارم شیرازی آیا ذوالقرنین و ایشان منطبق با کوروش.

استاد: حسینی

 من بالاتر می آورم نظر ایشان در مورد انطباق را من نگاه نکردم نگاه کرده بودم از آن بالاتر می‌خواهم برای شما بیاورم از آن بالاتر من بخواهم برای شما بیاورم حرف آقا است آقا را شما حرفش را رفتید سراغ اشخاص دیگر من دیگر یک چیزی می خواهم بیاورم که اصلا دیگر بالاتر از همه این ها باشد آقا را دیدید چه فرموده است در مورد کوروش آقا فرموده است که کار انسان های نقل به مضمون حالا برای شما می آورم لعن و نفرین کوروش و امثالهم است این را دیده بودید یا به دردتان نمی‌خورده است.

بیننده

 این خیلی صورتش شکل به شما دارم یک ذره به صورت شکلی ایراد من این است که به صورت شکلی که می‌خواهم با هم حرف بزنیم شما مثلا به محض اینکه یک ذره با هم یعنی بحث هایمان در جهت مخالف یا در جهت تضاد و تناقض با هم است من نظری دارم شما نظری دارید شما می‌فرمایید که اتهام من را اتهام زدید یا افترا زدید اتهام زدید اینطوری نیست آن شخصیت‌هایی که شما می گویید نه نمی‌شناسید یا به جهل و بی سوادی حواله می دهید ببینید یا به نفعمان نیست نه چنین تنفر شخصی نیستند نظرش نسبت به تطبیق آن شخصیت تاریخی از آن ها مهمتر آقای حسینی این شخصیت تاریخی آن هایی که صاحب فکر هستند آن هایی که شرق شناس هستند آن هایی که مورخ هستند در خصوص بزرگیش شهادت دادند اینطوری نیست ندادند یعنی چنین موضوعی نبوده است در این خصوص؟

استاد: حسینی

 من که اینجا آمدم عرض کردم آن هایی که آوردم مگر اسامی بزرگان دادم که چه چیزی گفتند این همه من را اینجا بزرگان مورخ و این ها را آوردم گفتم دیگر این ها چی بوده است پس این همه قسمت من در مورد هخامنشیان و کوروش آوردم این ها چی چی بود از بازیگران سینما فوتبالیست‌ها که نیاوردم از مورخین مستشرقین آوردم دیگر.

بیننده

 آن آن مورخ‌های یونانی در با حب و بغض بوده است من چون چند جلسه دیگر چون چند جلسه قبل در برنامه‌ها گفتم در این خصوص هم با شما اتفاقا مخالفت کردم شما گفتید نه هیچ حب و بغضی در این خصوص نبود اما مطمئن هستم ببینید چون جنگ ایران و یونان بوده است آن ها هم دشمنی کردند الان دقیقاً مثل این است که در خصوص مثلاً جنگ رژیم اشغالگر با حزب الله یا با حماس ما برویم از دیدگاه آن ها تاریخ روایت کنیم ما روایت فرق دارد روایت ها.

استاد: حسینی

 آقای کریمی من اصلا اسمی از یونانی آوردم اینجا در مورد ذوالقرنین کوروش فرمودید ما بزرگوار گفتیم بزرگانی از ما داریم گفتم شهید مطهری گفتم نخیر خلافش است گفتم چه کسی فرمودید علامه طباطبایی گفتم نه خلافش است گفتم چه کسی فرمودید ابوالکلام آزاد گفتم ابوالکلام آزاد که شخصیتش اصلاً موجه نیست برای استدلالش هم ضعیف است.

بیننده

 آیت الله مکارم شیرازی یعنی.

استاد: حسینی

 فرمودید گفتم آقا در نماز جمعه صحبت‌های دیگری را مطرح کردند که لعن و نفرین به شخصه من آقا را می آورم بله صدایتان مفهوم نبود ببخشید در تاریخ نوزده دی سال شصت و پنج آقا در خطبه‌های نماز جمعه آنجا در مورد کوروش صحبت کردند شما می‌فرمایید آیت‌الله مکارم شیرازی به روی چشم به شخصه من آقا را می آورم اگر بنا است برویم سراغ شخصیت‌ها پس به نتیجه نمی‌رسیم سراغ استدلال‌ها حرف بدی است.

بیننده

 یکی دو نکته دارم من لطف می کنید یک دقیقه به من وقت بدهید که آن نکته متوجه شدید الان نظرتان راجع به حرف آقا چیست؟ حرف آقا در تضاد با این نظر است حتماً که ذوالقرنین ندانسته است حتماً یک شخصیت منفی تاریخی دانستند دیگر تمام شد دیگر وقتی شما این را می‌فرمایید حتما اینطور است دیگر بفرمایید به نظر من در کل این بحث‌هایی که ما می‌خواهم کنیم این شخصیت ها را جلوه دادن آقای حسینی عزیز فهم از تاریخ ما فهم از تاریخ می تواند به پایبندی نسل‌های بعدی به سنت‌های فرهنگی ما کمک کند به این اعتبار نوع نگرش تاریخی از سازوکارهای مهم در شکل‌گیری سنت‌های فرهنگی یک جامعه اگر ما بخواهیم همین طوری که تاریخ ناسیونالیستی که باستان گرایانه نگاه می کنند خوانش باستان گرایانه از تاریخ دارند سودای بازگشت به آرمانشهر دو هزار و پانصد ساله کوروشی دارند آن ها نحوه نگار اسلامی را نادیده می‌گیرند حذف می کنند همین کاری هم که سنت اسلامی یا تاریخ اسلامی با آن تاریخ باستان گرایانه می کند اما من اما من نظرم اینطور است که ایران ما تلفیقی مجموعی از آن تاریخ باستانی و تاریخ اسلامی با مجموع این ها است که من و شما ایرانیش هستیم با این ها است که شما به محض اینکه خلیج می‌شنوید فوری صفت چون مرکب این اسم خلیج مقدس فارس این است که مجموع این این نحوه نگرش و خوانش و تاریخی نباید هستی باشد. نباید نگاه ما اینطوری باشد که حذف کنیم نه تاریخ باستان گرایی نه تاریخ اسلامی هم بیاید تاریخ دو هزار و پانصد ساله را نادیده بگیرد حذف کند تخطئه کند.

استاد: حسینی

 تمام شد فرمایشتان بله فرمایش شما دقیقا عرض بنده است من هم نظرم همین است واقعیت تاریخی را بگویید نه تخطی کنیم نه دور بیندازیم نه کنار بگذاریم با واقعیت مواجه هستیم واقعیت‌ها را ببینیم عبرت بگیریم آنجا که نیاز است از آن استفاده کنیم استفاده کنیم این واقعیت‌ها را از چی بگیریم یک مسیر ندارد که برخلا راه‌های مختلفی است برای اینکه ما یک اعتبار گذاری تاریخی را بسنجیم برای اینکه ما به آن پی ببریم واقعیت چه بوده است و آن تحریفاتی که حوله چیست؟ آیا همیشه صد درصد می‌توانیم موفق باشیم نه تاریخ دسترسی ما از آن دور است ولی یک سری ابزارها برای این کار است مثلا اگر گفتی منشور کوروش در این متن منشور.

بیننده

 من هم حرفم همین است من هم همین را می گویم می گویم هم نحوه نگارش از دید چه کسی نگاه کنیم خیلی مهم است این مجموع این ایرانی با این عرق ملی جمع می کند که به محض شنیدن اسمی فوری عرق ملیمان گل می کند.

استاد: حسینی

 کما اینکه مغول هم جزئی از تاریخ ما است بالاخره شما به آن ها افتخار می کنید.

بیننده

جزو تاریخ ما است دو تمدن به هم به هم رسیدند به هم هم برخورد کردند زایایی هم در آن تمدن داشته است حتی مینیاتور ما هم منشا اثرش مغولان.

استاد: حسینی

 آقای کریمی بله اعرابی هم که حمله کردن بخشی از تاریخ ایران است بخشی از تاریخ من حرفی که ندارم که من می گویم همین بخش تاریخ بودن اتفاقاً سانسور نکنیم حرف من هم همین است حرف یکی است با شماها.

بیننده

 شخصیت‌های بزرگمان هم کوچک وقتی دشمنانماون وقتی کسانی که دشمن هستند با نگاه مغرضانه نگاه می کنند کلاه از سر برمی‌دارند به بزرگی آن آدم اگر شخصیت می کند محاکم مسلمان هستیم چرا کرنش نکنیم نه کرنش نمی کنیم که هیچی شخصیت تاریخی دینی شخصیت تاریخی ایرانی احترام بگذارند.

استاد: حسینی

 می توانید حق بدهید به کسی که در شام است بگوید اینجا محل حکومت معاویه و یزید بوده است بخشی از تاریخ ما است هویت تاریخی ما را می‌سازد تاریخ ما مردم سوریه بخشی از آن یزید و معاویه این ها شخصیت‌های بزرگ که بعضی از اروپایی‌ها در مقابل این ها سر تعظیم فرود می آورند چرا نباید تعظیم کنیم.

بیننده

 ناراحت اصلا در خصوص معاویه آنطوری که به بزرگی کوروش شهادت دادند اصلا به بزرگی آن ها شهادت ندادند یعنی به بزرگی کوروش شخصیت‌های جهانی به معاویه چنین کردی در اعتباری بزرگی را دادند.

استاد: حسینی

 نشان داده بودم خیلی از مستشرقین هم آمدند شروع کردند یک مدل تعریف و تمجید کردن ملاحظه بفرمایید این کتاب الوحی المحمدی محمد رشید رضا است در همین کتاب صفحه دویست وهشتاد و دو دویست وهشتاد و سه اگر اشتباه نکنم می گوید که قال احد الکبار علما آلمان یکی از بزرگان دانشمند آلمانی از اساتید بود آمده بود گفته بود که ما باید بیایم در میدانمان یک مجسمه‌ای بسازیم از کی از معاویة بن ابی سفیان به خاطر اینکه معاویه بزرگ مردی بود که به ما خدمت کرد خوب است از بسازند خوب است من ذهب که نیست از کبار آلمان کی بوده است آن شخصیت مجهوله اصلا استدلال وقتی که نباشد برای مطرح آقای محمد رشید رضا می آید می گوید من از یکی از بزرگان علمای آلمان دارم نقل می کنم این را در آثارشان هم است کم هم نیست اتفاقاً در مورد یزید و معاویه یک جای خوب هم گفتند آقا محمد از ایذه سلام علیکم و رحمت الله آقا محمد از ایذه.

بیننده

 خسته نباشید خدا قوت زنده باشی ان شاء الله در خدمتتان هستم آقا محمد سلامت باشید استاد من به حرف های کسانی که می آمدند خیلی جالب بود در مورد شهید مطهری فرمودید استاد قسمت قبل دقیقا چهار قسمت آقای سامان از تبریز تماس گرفتند و شما مجدداً همین کتاب آینده انقلاب اسلامی را نشان دادید جای تاسف دارد که این همه روشنگری می کنیم ولی به گوش مخالفین نمی ‌رسد و شما مجبور هستید بارها و بارها این ها را توضیح بدهید. بعد نکته بعدی استاد در مورد فاحشه گفتار مخالفین فرمودید جدیداً خبر دارید یکی از این حضرات رفته در فرانسه باشد غلامحسین ساعدی بله خبر دارید معذرت می‌خواهم رفته خاطر جسارتی کرده بودند مخالف جمهوری جسارت خیلی بدی کرده است وقتی این ها منطقشان این است که ما اصلا نباید تعجب کرد که می آیند در جواب پرسشگری‌های شما رکیک‌ترین فحش‌ها را می دهند چه فحش ناموسی چه غیره این ها یک استناد می کنند شعر می‌خوانند نمی دانم ای کاش یک دنیایی برسد خودش همان یکی از همین خواننده های لس آنجلسی که آدم ها به جایی برسند که کسی به جرم پرسش نمی رود اگر فکر کنم بدانیم کدام خانم است می گویند یک ترانه ترانه می گویند که آقا ای کاش یک زمانی برسد که آدما به جرم پرسش باشد باریکلا ما هم همین از شما می‌ خواهیم الان ما داریم می‌پرسیم شما هم بیایید جواب بدهید سوال پرسیدیم خیلی محترمانه بدون توهین بدون فحاشی اگر شما هم این ادعا را ندارید با همین چیزها مثلاً به ما طعنه می‌زنید می بینید آقا ای کاش زمانی برسد که آدم ها به پرسش نمی روند باریکلا یک سوال جواب بدهید بعد استاد خیلی هم چیزی بگویم خودشان فرزندان کوروش داریوش می دانند حالا فرزندان ژنتیکی که قطعا نیستند احتمال خیلی زیاد ها از جنایاتش گفته است دیگر.

 شما هم چند نمونه مثال زدید قسمت‌های شصت و هشت تا هفتاد و یک هم قشنگ به طور کامل با جزئیات اسناد را نشان دادیم از نارمن شارپ و پیر لوکوک و بقیه تعجبی ندارد خودشان و فرزندان معنوی همان آدم می دانند آن آدم می گوید من اینقدر جنایت کردم اینقدر این کارها را انجام دادم آن هم همین ها در فضای مجازی بازنمایی همان رفتار داریوش هستند منتها به صورت کلامی اگر دست انجام بله بعد استاد کودتای بیست و هشت مرداد هزار و سیصد و سی و دو را رقم زدند مگر چه کسانی بودند همین شعبان بی‌ مخ ها عذر می‌خواهم پری بلنده ها امثال این ها بودند اراذل اوباش از عمدتاً این افراد بودند که کودتای بیست و هشت مرداد را رقم زدند آن ها فرزندان معنایی همان ها هستند هیچ تعجبی نباید کرد که چرا این ها از چنین رفتار از خودشان نشان می دهند بعد استاد می گوید حالا مخالفین بعضا مخالفین شیعه تعجب می کند انتظار شما چرا مخالفت دوگانه‌سازی درست می کنید نمی دانم شما ایران ستیز هستید از این حرف ها اتهاماتی به شما می‌زنند خبر کجایی یادتان بیاید شورش رضا زن زندگی آزادی یکی از همین قاتلین به اسم مجید رضا رهنورد این مشهدی بود این بنده خدا یک زمانی چیزی که من شنیدم حالا نمی دانم چقدر صحیح است ولی من شنیدم مسجد این آدم مومنی بود ولی بخاطر اینکه رفت در فضای اینستاگرام همین جعلیات در مورد ایران باستان در مورد پهلوی و حقیقت به او گفته نشد قاتل دو بسیجی شد دو بسیجی مردم جوان را به شهادت رساند فیلمش هم در آمد که چاقو زد در گردنشان اینقدر تولید نفرت و خشونت محتواهای دروغین بزرگوارانی که شما می آیید خصوصاً مذهبی طرفدار یک آدم خاصی هستید کت شلواری شمایی که اجازه نمی‌دهید خون همین افراد شاید گردن شما هم باشد که اجازه نمی دهید حقایق گفته شود شما که تهمت دوگانه سازی می زنید از این حقایق گفته شده بود زودتر شده بود شاید این اتفاقات نمی‌افتاد این همه چین و نفرت در جامعه پدید نمی‌ آمد طرف می رود در فضای مجازی تو اینستاگرام اطلاعات دروغ در مورد ایران باستان به او می گویند فکر می کند پس دوران باستان گل و بلبل بود اسلام آمد کار ما را خراب کرد هرچی هم باشیم دروغ‌ها روی ذهنش تزریق کنند والا ازش یک قاتل بالفطره‌ای در می آید.

استاد: حسینی

 بله دیگر نتیجه‌اش در آخر می شود همین که یک اینطور مدل رفتار هایی را انجام می‌دادند آقا محمد عزیز یک مخالف داریم آخر چند دقیقه بله بله ممنون که دستتان درد نکند خدانگهدار شما فرمودید که آقا سلیمانی سلام علیکم و رحمت الله و علیکم السلام و رحمت الله.

بیننده

 من می خواستم صحبت کنم یکی اینکه در رابطه پیشنهاد می هدم که در رابطه با این اول برنامه شما همیشه می گویید که اگر مخالفی است بیاید در واقع روی در واقع اجازه صحبت دادن کنید من فکر می کنم که این موضوع به جایی نمی رسد یک پیشنهادی که داشتن این است که شما باید به آن مراکزی فکری که این افراد مخالفت می کنند را به قول معروف مورد خطاب قرار بدهید و مستقیماً با آن ها همکلام شوید و در واقع منظور من به طور مثال دانشگاه ‌ها است خوب ببینید آیا مثلاً شما خانم ژاله آموزگار درست می گویند بله آقای دکتر ثاقب فرد درست است بله و و و افراد مختلف دیگر را که کتاب‌هایی تدوین کردند و این کتاب‌ها و اشتباهاتی که در آن ها است یا مثلا مسائلی که مطرح کردند باعث انحرافات در به وجود آمده درست است سوال داشتم دانشگاه های ایران کدام یکی از این دانشگاه های ایران رشته تاریخ باستان دارد.

استاد: حسینی

 آقای سلیمانی عزیز خانم دکتر ژاله آموزگار همین چند وقت قبل در مراسم روز کوروش خود بنده با ایشان صحبت کردم خواستم که بیایند در برنامه و صحبت کنیم این کار را نکردند تلفن دادند به بنده نفر بعدی جناب آقای دکتر شروین وکیلی که مسئول گروه جامعه شناسی تاریخ دانشگاه تهران با ایشان بنده صحبت کردم گفتم تشریف بیاورند ایشان گفتند نه دانشگاه تهران بگویم در خود دانشگاه تهران جلسه مختص به بحث ایران باستان بنده آنجا آمدم به دانشجویان تاریخ و بقیه همکارانی که در دانشگاه تهران هستند رسماً اعلام کردم آماده‌ام شبکه همین جا در دانشگاه جلسه برگزار شود یعنی دیگر جا نمانده است من بگویید آقا اینجا از قلم افتاده است اعلام کردیم.

بیننده

 خدا پدر شما را بیامرزد شما با افرادی که به قول معروف صاحب منصب هستند در دانشگاه های ایران از آن ها دعوت کردید یا از آن ها خواسته اید که من با آن ها صحبت کنید نخواستند پس الان اینکه بر فرض مثال چرا انتظار دارید که مخالفینی که دست در واقع در رده‌های بسیار پایین‌تر و در واقع خیلی تنزیل تر مطالب این ها را دارند بیان می کنند بخواهند بیایند روی خط چون چیزی ندارند بله سوال اینجا است که به طور رسمی این آقایان این دانشگاه های ایران شما باید به قول معروف تکلیف این برنامه را یا این طور برنامه ها را مطالب را با این با خودتان مشخص کنید با ملت ایران با کسانی که ایران ایران ایرانی که الان موجود است که این ها چرا دارند حقوق بگیرند من خودم رشته‌ام رشته من مهندس برق خواندم است اگر من منی که الان ادعایی کنم در رابطه با فیزیک یک چیزی دارم بروم به یک استاد دانشگاهی که مثلا بالاتر درس خواندن بگویم آقا من یک نظریه‌ای دارم یک جایی مخالفتی با این قسمت دارم از من استقبال می کند می گوید بیا ببین حرف حسابت چیست؟ اگر درست بگویید می نشینید اگر اشتباه بگویید همانجا من را قانع ولی الان شما از این آقایان که می گویید این ها هیچ وقت قانع نمی شوند چرا چون کتاب نوشتن است چون دور خودشان جمع کردن است هیچ وقت چون آن زمان منصب هایشان را از دست می دهند این موضوع را شما باید به طور صریح بگویید کسانی که نمی‌آیند نگران مدارکشان هستند نگران منافعشان هستند نگران کتاب هایشان هستند.

استاد: حسینی

 حالا من یک دفاعی از آن ها کنم این موضوعات ورود پیدا کردیم به این معنا نیست که دیگر بقیه اساتید هر آنچه که می گویند خطاب ملاحظه عدم مناظره به نظر من بیشتر جنبه که شما فرمودید را منکر نیستم ولی ملاحظه عدم مناظره برمی‌گردد به آن بخشی که اگر در یک موضوع سلب اعتبار شود از ادعایی که مطرح کردند به صورت دومینو وار بقیه محتوا و مطالبی که ارائه می کنند را ممکن است ساقط کند بله ما حتی برای آن هم تدبیری داریم یعنی خیلی آکادمیک نگاه می کنیم به این مسئله یعنی چارچوب موضوع را می‌توانیم طوری قرار بدهیم که نگرانی این ها در صورت سقوط استدلالشان سقوط نتیجه گیری آن ها ضرر و زیانی به سایر شعبه های وسایل واحدهای استدلالی ایشان و یا افراد وارد نکند این هم من دارم حالا این را فرمودید چون بحثتان خیلی بحث دقیقی است و یک انگیزه ناگفته است که باید مطرح شود از این بابت من دارم این اطمینان هم می دهم راهکارش هم خود بنده به هر حال ابتکاری برایش دارم که می شود آن را اجرا کرد و پیاده کرد.

بیننده

 بله این گفته شما دقیقا این ضرب المثل است می گوید سرم را بشکنم ولی نرخم را نشکن الو بله بله بله صدای من دارید بله خوب حالا یک موضوع دیگر هم خواستم حالا این حالا بحث خیلی طولانی می خواستیم موضوع دیگر بگویم من یک سوالی داشتم آقای دکتر چرا در رابطه با زبانشناسی در برنامه شما که اینقدر مهم است چیزی گفته نمی شود چون زبان‌شناسی می تواند خیلی یک کلیدی باشد برای دریافت حقیقت.

استاد: حسینی

 من این را عرض می کنم خدمتتان سوال خوبی است ببینید در مورد زبان شناسی من زبان شناس نیستم و ادعای زبان شناس بودن را هم ندارم ممکن است مطالعاتی داشته باشم در خصوصش واقعاً زبان شناس نیستم اما هرجا که لازم شده است به زبان شناس ها استناد کردم ماشالله دیگر الان بعضی ادعای زبان شناسی دارند که شاید زبان فارسیشان هم درست نمی‌توانند ادا کنند و صحبت کنند ولی حالا بحث زبان شناسی می گویند آن ها اگر دارند بحث هایشان را مطرح کنند ما اینجا ادعایش را چون نداریم ولی لازم شود ارجاعاتی داریم دیگر و یا یک جای دیگر خیلی مسئله بدیهی است می آییم اتاق فرمان دارد می گوید تمام شده است.

بیننده

 وقت بله من دو دقیقه سلیمانی صد و بیست ثانیه تقریبا در رابطه با همین زبان شناسی یک سوال چرا در این سرزمینی که الان همین نقشه جغرافیایی که ما الان داریم بزرگترش کنیم برمی گردیم چهارصد سال پیش که کمی بزرگتر هم بوده است ابعادش بزرگتر باشد این تنوع زبانی در این منطقه جغرافیایی که اسمش ایران است چرا اینقدر زیاد است به طوری که شمالش با جنوبش زبان های همدیگر را نمی‌فهمند بخواهند صحبت کنند یا شرقش با غربش اینقدر تفاوت دارد من می‌خواهم بگویم که این تنوع زبانی نشان دهنده این است که این روی مسئله زبانی که اینقدر استناد می کنند این باستان گراها رویش یا مثلا بگویم مثلا فردوسی فردوسی این شاهنامه را از زبان کدام زبان قومیت ایران گفته مشخص است به چه زبانی بوده است این فقط تهرانی‌های الان می‌توانند این را بخوانند این یک موضوع بوده است موضوع دوم هم حالا که چون گفتند صد و بیست فکر کنم شصت ثانیه رفت موضوع دیگر در رابطه با جمعیت شناسی است جمعیت این سرزمین چقدر بوده است از مثلاً دو هزار و پانصد سال تا الان این جمعیت چقدر بوده است که بر فرض می گویند آن فرد مثلا آقای داریوش لشکرکشی کرده است این هم خشایار آنجا با پنج میلیون نفر صد هزار نفر دویست هزار نفر چه طور یک توضیح بدهم خدانگهدار خدانگهدار.

استاد: حسینی

 زبانی برخی از همسایه ما هم دارند ولی تعدد اقوام در ایران وجود دارد طبیعتا تنوع زبانی هم عارضه ای است که بر تنوع اقوام وجود دارد در هر منطقه که باشد دیگر طبیعی است کار است و می تواند جنبه های زیبایی داشته باشد ولی زبان ملی هم طبیعتاً است در مورد جمعیت ایران و اینکه چطور گفتند اینقدر تعداد لشکر کشی است من چون در دوره جنگ های خشایار شاه یونان توضیح دادم ولی آدرس می دهم اتفاقا به کسی که اختلاف نظر هم با هم داریم ولی اینجا بعد ورود پیدا نکرده است باز البته دقیقا آن چیزی نیست که ما در برنامه گفتیم ولی قاعده را می تواند معرفی کند برای شما کتاب جناب آقای دکتر شروین وکیلی اسطوره معجزه یونانیشان در مورد آن تعداد عدد و رقم به خصوص با محوریت نقد اعداد و رقم های هرودوت مطالب خوبی را پیش کشیده است و مطرح کرده است آنجا می توانید مراجعه بفرمایید در برنامه فصل سوم بحث درگیری‌های خشایارشاه با یونان را گفتیم اشاره نسبت به آن داشتیم فرصتمان تمام شد عملاً مخالفی که بخواهد بیاید نبود سوال داشتند عزیزانی که تماس گرفتند ولی ممنون هستم از شما چند از سوالاتتان ماند واقعا ببخشید ان شاء الله که من بتوانم در برنامه‌های بعدی به آن ها می‌پردازم ان شاء الله در پناه حق باشید یا علی مدد خدانگهدار.


تاریخ بدون روتوش - پاسخ به سوالات مخاطبین در پنجاهمین قسمت از فصل سوم>

هشتگ‌ها زرتشت کوروش داریوش هخامنشیان اهورامزدا خلیج فارس بخت النصر آریایی انشان