سایر قسمت ها
شرح و تحلیل مناجات جانسوز امام مجتبی علیه‌السلام با خداوند متعال (جلسه ششم) آیت الله حسینی قزوینی

قسمت صد و پنجاه و چهارم برنامه اخلاق علوی سیره مهدوی با کارشناسی آیت الله حسینی قزوینی و اجرای حجت الاسلام مرعشی


دیگر قسمت ها

 بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

برنامه اخلاق علوی و سیره مهدوی 05 06 1405 (قسمت 154)

عنوان برنامه: شرح و تحلیل مناجات جانسوز امام مجتبی علیه‌السلام با خداوند متعال (جلسه ششم)

استاد: حضرت آیت الله حسینی قزوینی

مجری: حجت الاسلام والمسلمین مرعشی

کلیدواژها:

اخلاق علوی و سیره مهدوی؛ مناجات امام حسن؛ دعا؛ مرگ اندیشی؛ وحدت؛ جمهوری اسلامی؛ شیرازی؛ چند امامی؛ اهل نجات؛ دوازده امامی؛ ولایت امام علی(سلام الله علیه)؛ اخلاص؛ مخلصین؛ البانی!

فهرست عناوین بحث:

  1. طلیعه برنامه عرض ارادت به خانم حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)؛
  2. علت نامگذاری هفته وحدت، و دیدگاه حضرت امام و رهبر شهید پیرامون آن؛
  3. خلاصه ای از مباحث گذشته؛
  4. چرا ما وقتی به یاد مرگ و قیامت می‌افتیم اشک نمی‌ریزیم؟
  5. تماس بینندگان برنامه!

مجری:

أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيم‏، بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ، الْحَمْدُلِلَّه رَبّ العَالَمِینْ، وَصَلی الله عَلیٰ مُحَمّدٍ وَآلِه الطَاهِرین؛

عرض سلام، ادب و احترام دارم خدمت همه شما بینندگان عزیز «شبکه جهانی حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف)»

الحمد لله این توفیق را داریم در این ایام فرخنده ولادت حضرت آقا ختمی مرتبت حضرت محمد مصطفی (صلی الله علیه و آله و سلم) و همچنین حضرت آقا امام جعفر صادق (علیه السلام) این توفیق را داریم در محضر شما بینندگان عزیز و ارجمند هستیم.

در این ایام و هفته ای که به نام وحدت نامگذاری شده محضر همه شما گرامیان برنامه اخلاق علوی و سیره مهدوی را تقدیم می کنیم. این توفیق را داریم الحمد لله در شب های جمعه سید الیالی محضر حضرت استاد حضرت آیت الله دکتر حسینی قزوینی هستیم ان شاء الله بتوانیم امشب هم نهایت بهره و استفاده را از محضرشان ببریم.

حضرت استاد از طرف شما و بینندگان عزیز و خودم سلام عرض می کنم در خدمت تان هستیم.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

سلام علیکم و رحمة الله و برکاته

السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا بَقِيَّةَ اللَّهِ فِي أَرْضِه،‏ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا مِيثَاقَ اللَّهِ الَّذِي أَخَذَهُ وَ وَكَّدَهُ- ِ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا حُجَّةَ اللَّهِ وَ دَلِيلَ إِرَادَتِه‏، السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا وَعْدَ اللَّهِ الَّذِي ضَمِنَه‏، السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا صَاحِبَ الْمَرْأَى وَ الْمَسْمَع‏ فَمَا شَيْ‏ءٌ مِنَّا إِلَّا وَ أَنْتُمْ لَهُ السَّبَبُ وَ إِلَيْهِ السَّبِيل. إِرَادَةُ الرَّبِّ فِي مَقَادِيرِ أُمُورِهِ تَهْبِطُ إِلَيْكُمْ وَ تَصْدُرُ مِنْ بُيُوتِكُم!

خدمت بینندگان عزیز و گرامی خالصانه ترین سلامم را تقدیم می کنم موفقیت بیش از پیش برای همه گرامیان از خدای منان خواهانم! ایام ولادت نبی مکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) و فرزند بزرگوارش امام صادق (سلام الله علیه) را هم به پیشگاه مقدس مولای مان بقیة الله الاعظم (ارواحنا لتراب مقدمه الفداء) و همه علاقمندان به اهل بیت عصمت و طهارت و شما گرامیان تبریک و تهنیت عرض می کنیم.

خدا را قسم می دهیم به تجلی اعظم بواسطه فیض الهی و به جعفر ابن محمد عیدی ما را فرج موفور السرور مولای مان ولی عصر (ارواحنا لتراب مقدمه الفداء) ان شاء الله قرار بدهد.

ü      طلیعه برنامه، عرض ارادت به خانم حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)

طبق برنامه همیشگی مان تلاش می کنیم یادی از حضرت زهرا (سلام الله علیها) داشته باشیم باشد که یک لحظه ای از این لحظات مرضی آن بزرگوار قرار بگیرد و گوشه چشمی هم به ما و بینندگان ما داشته باشد.

 یابن الحسن:

سیدی باز آ که پیغمبر صدایت می کند * مادرت صدیقه اطهر صدایت می کند

بازی مجروح زهرا چشم گریان حسن * دست های بسته حیدر صدایت می کند

چارده قرن است کز قلب مزاری گمشده * پهلوی بشکسته مادر صدایت می کند

زخمی یاسین قلب طه سینه مجروح نور * آیه های سوره کوثر صدایت می کند

یابن الحسن:

جد مظلومت علی سر برده در آغوش چاه * با دل خونین و چشم تر صدایت می کند

تیرباران پیکر مجروح عمویت حسن * از کنار قبر پیغمبر صدایت می کند

قامت خم گشته جدت کنار علقمه * بازوی عباس نام آور صدایت می کند

قبر ثار الله را بنگر که از پایین پا * جسم صد چاک علی اکبر صدایت می کند

آقا جان:

بر فراز دست خونین حسین ابن علی * حلق خونین علی اصغر صدایت می کند

«اللهم عجل فرج مولانا و سیدنا صاحب الزمان و جعلنا من خاصة أعوانه و أنصاره و الممهدین قیامه و المستشهدین بین یدیه فی جملة اولیاء»

مجری:

الحمدلله این توفیق را داریم باز در خدمت تان هستیم ان شاء الله بتوانیم از محضرتان استفاده بکنیم، همان طور که بینندگان عزیز هم قطعاً مستحضر هستند ایام خاص اگر باشد مناسبتی باشد اتفاق خاصی مقارن با برنامه ما باشد سعی می کنیم از حضرتعالی جویا بشویم روش و منشی که باید در این ایام داشته باشیم به چه صورت است؟

الان در هفته ای هستیم که به نام هفته وحدت نامگذاری شده در این ایام فرخنده میلاد حضرت ختمی مرتبت حضرت محمد مصطفی (صلی الله علیه و آله و سلم) و حضرت آقا امام جعفر صادق (علیه السلام) به نام هفته وحدت نامگذاری شده ابتکاری که از بزرگان انقلاب دیدیم و شنیدیم که این هفته را به این نام،‌ نامگذاری کردند.

اصل این نامگذاری را بخواهیم برویم سراغ منشأ و ریشه اش برویم ببینیم دیدگاه حضرت «امام راحل» رحمة الله علیه همچنین امام شهیدمان نسبت به اصل وحدت، نسبت به آن خصوصیاتی که باید رعایت بکنیم یک بار از این طرف بوم نیافتیم و یک بار از آن طرف بالاخره دچار لغزش نشویم. این دیدگاه ها را اگر حضرتعالی تبیین بفرمایید تشکر می کنم.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيم‏، بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ وَبِهِ نَسْتَعين وَهُوَ خَيرُ نَاصِرٍ وَ مُعِينْ الْحَمْدُلِلَّه ‏وَ الصَّلَاةِ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ وَعلَیٰ آلِهِ آل الله لَا سِيَّمَا علَیٰ مَوْلانَا بَقِيَّةَ اللَّه‏ وَ الّلعنُ الدّائمُ‏ علَیٰ أَعْدائِهِمْ أعداءَ الله إلىٰ يَوم لِقَاءَ اللّه، وَأُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ، حَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَكِيلُ، نِعْمَ الْمَوْلَى وَنِعْمَ النَّصِيرُ

ü      علت نامگذاری هفته وحدت، و دیدگاه حضرت امام و رهبر شهید پیرامون آن

«امام راحل (رضوان الله تعالی علیه)» در جای جای برنامه هایشان تلاش کردند بر این که نسبت به بحث وحدت، اساسی ترین نکات را مطرح کنند. در کتاب «صحیفه امام»، جلد 2، صفحه 33 و 34 تعبیری دارند می فرمایند:

 "الان بر رؤسای اسلام، بر سلاطین اسلام و رؤسای جمهوری اسلامی تکلیف است که اختلافات جزئی موسمی را که گاهی دارند این اختلافات را کنار بگذارند. در جامعه اسلامی مشترک بین همه هست در کلمه توحید که مشترک بین همه هست در مصالح اسلامی که مشترک بین همه هست با هم توحید کلمه داشته باشند. اگر این ها توحید کلمه کنند دیگر «یهود» به «فلسطین» طمع نمی کند. دیگر «هندو» به «کشمیر» طمع نمی کند این برای، این است که نمی گذارند شما متحد بشوید."

باز در «صحیفه امام»، جلد 6، صفحه 284 می فرمایند:

 "اخلافات ما باید کمتر بشود متأسفم که در بعضی از بلاد می شنوم اختلاف شده؛ اختلاف سر چه؟ برای چه اختلاف؟ آن های که اختلاف می اندازند معلوم شد از اسلام هیچ حضی ندارند. این اختلاف معنایش شکست اسلام است اگر با هم مختلف شدیم اسلام شکست می خورد.

باز در «صحیفه امام»، جلد 6، صفحه 339 می فرمایند:

"اگر مسلمین با هم بودند این طور ذلیل زیر دست اجناب و امال اجناب نبودند مسلمین قریب به یک میلیارد جمعیت هستند ولی یک میلیارد جمعیت متفرق جدا از هم اگر یک حکومت مثل صدر اسلام بود و همه تابع این حکومت بودند ما به این روز نمی نشستیم."

الحق نکات خیلی زیبا و اساسی است.

 «مقام معظم رهبری» رهبر شهیدمان هم در یکی از کنفرانس های وحدت اسلامی نکاتی را مطرح کردند نکات خیلی جالبی هست. کنفرانس اسلامی 24 تیر 74 رهبر شهید می فرمایند:

 "از جمله عواملی که می تواند محور این وحدت قرار گیرد و همه مسلمین می توانند بر آن اتفاق نظر کنند تبعیت از اهل بیت پیغمبر است."

 گمانم از این واضح تر امکان نداشت این بزرگوار صحبت کند این که بعضی از افراد تحت عنوان امت واحده که در حقیقت شکست و ذلت امت واحده را می خواهند دنبال یکسری حرف های بر خلاف نظر امام، رهبر شهیدمان و مراجع مان دارند یکسری مباحثی را مطرح می کنند که نتیجه حرف هایشان این هست تمام شیعه ها را سنی کنیم و با هم وحدت برقرار کنیم.

نمی دانم این ها فردای قیامت پیش رسول الله چه پاسخی دارند؟ دوستان می توانند «مجله نهج البلاغه» شماره 4 و 5 مقاله ای است از یکی از آقایانی که منادی وحدت بود. می گوید اگر ما بخواهیم وحدت برقرار کنیم باید از منصوص الخلافة علی دست بر داریم. یعنی همه سنی بشویم چون با تکیه بر منصوص الخلافة علی، اهل سنت از ما ناراحت می شوند می گویند شما معقد هستید علی، خلیفه واقعی بوده و دیگران خلیفه نبودند.

بعد ایشان می گوید از طلاب حوزه های علمیه و دانشجویان درخواست می کنم به دنبال ادله مشروعیتِ خلافت شیخین بگردند.

 بنده هم جواب مفصلی در شماره 6 مجله نهج البلاغه نوشتم دوستان می توانند ملاحظه کنند مقایسه کنند ببینند قضیه چه است؟

ولذا رهبر شهید می فرماید تنها محور وحدت تبعیت از اهل بیت پیغمبر است.

"اهل بیت پیغمبر را همه مسلمین قبول دارند البته شیعه اعتقاد به امامت آن ها دارد غیر شیعه آن ها را به معنای امامت در اصطلاح شیعی امام نمی دانند. ولکن از بزرگان اسلام و خانواده پیغمبر می دانند. مطلع از معارف و احکام اسلامی که می دانند مسلمین باید در عمل به کلمات ائمه (علیهم السلام) و اهل بیت پیغمبر اتفاق کلمه کنند این یکی از وسائل وحدت است."

بعد می گوید خلافت «بنی العباس و بنی امیه» تلاش کردند بر این که معارف اهل بیت را از ذهنیّت دنیای اسلام بیرون کنند، لذا روایات آنان کم نقل شده است.

«بخاری» با آن عظمتش بارها گفتیم از امیر المؤمنین مجموعاً بیست و نُه روایت دارد خیلی بد است. امیر المؤمنینی که از اول طفولیت تا آخرین لحظه حیات پیغمبر با حضرت بود به قول یکی از علمای اهل سنت «مصر» می گوید اگر بنا بود علی هر روز یک روایت از رسول اکرم یاد بگیرد الان بالای صد و بیست هزار روایت باید از حضرت علی داشتیم.

از آن طرف «ابو هریره» که هجده ماه با پیغمبر بود می بینیم در «صحیح بخاری» نزدیک 470 روایت دارد در مجموع 5700 روایت؛ امیر المؤمنین در مجموع کتب اهل سنت پانصد و خرده ای روایت دارد.

 رهبر شهید می گوید «بنی امیه و بنی العباس» تلاش کردند احادیث اهل بیت در میان امت اسلامی مطرح نشود.

ولی از آن طرف ائمه (علیهم السلام) تمام تلاش شان را کردند به تعبیر صاحب «وسائل»، جلد 20، فائده پنجم می گوید در عصر ائمه بیش از 6600 کتاب اصحاب ائمه از کلمات ائمه تألیف کردند. «اصول اربعه مأة» اصول چهارصد گانه منتخبی از این 6600 کتاب بوده که علماء و بزرگان مراجعه روزانه شان به این کتاب بوده است.

مرحوم «کلینی» بیش از بیست سال شبانه روز تلاش کرد «اصول اربعه مأة» را به صورت «اصول کافی، فروع کافی و روضه کافی» در آورد که مجموع روایات کافی 16199 روایت است.

 با این که «صحاح سته» برادران عزیز اهل سنت ما «صحیح بخاری، صحیح مسلم، سنن ابن ماجه» و ... را جمع کردند مکرراتش را حذف کردند به ده هزار تا نرسیده است. کتابی که «ابن اثیر جزری» نوشت ملاحظه بفرمایید ببینید به ده هزار می رسد؟ فقط «کلینی» در «کافی» 16199 روایت است.

در هر صورت...

 رهبر شهید خدا ان شاء الله روح شان را شاد کند با اجداد طاهرینش محشور بشود ایشان در یکی از صحبت هایش می گوید "ما نمی گوییم سنی های عالم بیایند شیعه بشوند یا شیعه های عالم دست از عقیده شان بر دارند. این کلام، کلام اهل بیت، کلام دلنشین، کلام منطبق با عقل، منطق و فطرت می شود نمی گوییم سنی های عالم بیایند شیعه شوند شیعه های عالم دست از عقیده شان بر دارند. البته اگر یک سنی یا هر کسی تحقیق و تفحص کرد عقیده اش هر چه باشد باید بر طبق عقیده و تحقیق خودش عمل کند تکلیف او با خدایش هست به ما مربوط نیست. حرف ما در هفته وحدت و به عنوان پیام وحدت این است که مسلمانان بیایند با هم متحد بشوند با یکدیگر دشمنی نکنند محور هم کتاب خدا، سنت نبی مکرم و شریعت اسلامی باشد این حرف، حرف بدی نیست. این حرف، حرفی است که هر عاقلی بی غرض و منصفی آن را قبول دارد ما به همه می گوییم احترام یکدیگر را حفظ کنند به عقائد و مقدسات هم اهانت نکنند."

الان در جهان اسلام به تعبیر حضرت «امام»‌ بیش از یک میلیارد مسلمان است، «فلسطین» شیعه نیستند. «حزب الله لبنان» شیعه هستند عزیزان «یمن» شیعه هستند نزدیک به هشتاد هزار انسان بی گناه کشته شده آیا کشورهای اسلامی اقدامی کردند؟

 از آن طرف می بینید «یمن» برای رفع محاصره چندین ساله «عربستان»‌ اقدام می کند. «پاکستان و ترکیه» در «مکه» جمع می شوند تعهد نامه امضاء می کنند. آقایان نزدیک به هشتاد سال «فلسطین» اشغال شده نزدیک به هشتاد هزار مسلمان در دو سال و اندی کشته شدند چرا جمع نشدند یک تفاهم نامه، وحدت و برنامه ای برای جلوگیری از کشت و کشتار مسلمان ها داشته باشند؟ بگذریم آیندگان قضاوت خوبی خواهند کرد.

در کتاب های تاریخی آیندگان نوشته خواهد شد تنها حامی مسلمانان مظلوم «فلسطین»، «جمهوری اسلامی ایران» و دیگر عزیزانی که همگام با «جمهوری اسلامی» بودند مثل شیعیان «یمن» و «حزب الله» عزیز!

من به همین اندازه اکتفا می کنم گرچه حرف در این زمینه خیلی زیاد هست امیدواریم اگر فرصتی باشد یا سوالی عزیزان ما داشته باشند بتوانیم بیشتر در این زمینه ان شاء الله توضیحاتی ارائه بدهیم.

مجری:

تشکر از محضرتان استفاده کردیم اما در بحث اخلاق علوی و سیره مهدوی بحمد لله این توفیق را داشتیم از محضر حضرتعالی استفاده کنیم بینندگان عزیز قطعاً شاهد بودند. رسیدیم به مناجات های بسیار زیبایی که از ائمه (علیهم السلام) به دست ما رسیده است یک سری از آن فرازهای خیلی ناب را که انسان اصطلاحاً با آن ها عشق بازی می تواند بکند بعضی از آن ها را می خواندیم.

حضرتعالی تحلیل می فرمودید و لذت می بردیم از طرفی دیگر بحثی را سابقاً آغاز کرده بودیم تحت این عنوان که چطور انسان می تواند به مراتب کمال، اخلاصی که بتواند جزء مخلصین قرار بگیرد آن چیزی که حداقل در اختیار خودش هست بحث مخلَصین را فرمودید به این شکل نمی شود پیاده بکنیم ببینیم چطور باید پیش برویم؟ باید آن انسان ها بر گزیده بشوند.

اما یکی از نکات مهمی که در اخلاص حضرتعالی اشاره فرمودید بحث یاد مرگ هست هر کسی می خواهد به آن درجات برسد همواره باید این را مد نظر قرار بدهد. اواخر به یک تلاقی بین این دوتا رسیدیم یک مناجاتی از حضرت آقا امام مجتبی (علیه السلام) و در عین حال نسبت به یاد مرگ و آن حالاتی که برای خود حضرت پیش آمده بود در صدر آن مناجات و روایت آمده بود «وَ كَانَ إِذَا ذَكَرَ الْمَوْتَ بَكَى‏»، حضرت به گریه می افتادند وقتی که این مناجات را می خواندند اگر امکانش هست باز وارد همین حال و هوا بشویم و ان شاء ‌الله از محضرتان بهرمند بشویم.

ü       خلاصه ای از مباحث گذشته

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيم‏، بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ، در یکی از مناجات های حضرت امام مجتبی (سلام الله علیه) همان طور که عزیزمان اشاره کردند:

«أَنَّ الْحَسَنَ بْنَ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ(سلام الله علیه) كَانَ أَعْبَدَ النَّاسِ فِي زَمَانِهِ وَ أَزْهَدَهُمْ وَ أَفْضَلَهُمْ وَ كَانَ إِذَا حَجَّ حَجَّ مَاشِياً وَ رُبَّمَا مَشَى حَافِياً وَ كَانَ إِذَا ذَكَرَ الْمَوْتَ بَكَى وَ إِذَا ذَكَرَ الْقَبْرَ بَكَى وَ إِذَا ذَكَرَ الْبَعْثَ وَ النُّشُورَ بَكَى وَ إِذَا ذَكَرَ الْمَمَرَّ عَلَى الصِّرَاطِ بَكَى‏ وَ إِذَا ذَكَرَ الْعَرْضَ عَلَى اللَّهِ تَعَالَى ذِكْرُهُ شَهَقَ شَهْقَةً يُغْشَى عَلَيْهِ مِنْهَا وَ كَانَ إِذَا قَامَ فِي صَلَاتِهِ تَرْتَعِدُ فَرَائِصُهُ بَيْنَ يَدَيْ رَبِّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ كَانَ إِذَا ذَكَرَ الْجَنَّةَ وَ النَّارَ اضْطَرَبَ اضْطِرَابَ السَّلِيمِ وَ سَأَلَ اللَّهَ الْجَنَّةَ وَ تَعَوَّذَ بِهِ مِنَ النَّارِ»

بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بيروت)؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، ناشر: دار إحياء التراث العربي، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، ج70، ص399

«وَ كَانَ إِذَا ذَكَرَ الْمَوْتَ بَكَى‏» کلمه «کانَ» هر کجا می آید دلیل بر استمرار است یعنی همیشه این چنین بوده است. حضرت به یاد مرگ می افتاد گریه می کرد

«وَ إِذَا ذَكَرَ الْبَعْثَ وَ النُّشُورَ بَكَى» وقتی که صور اسرافیل دمیده می شود انسان ها از قبرها بیرون می آیند به عرسات محشر می روند به یاد می آورد گریه می کرد «وَ إِذَا ذَكَرَ الْمَمَرَّ عَلَى الصِّرَاطِ بَكَى» عبور از پل صراط را یاد می کرد گریه می کرد آن وقتی که در محضر خدا، حساب و کتاب به یادش می افتاد.

 «وَ إِذَا ذَكَرَ الْعَرْض‏‏ عَلَى اللَّهِ تَعَالَى ذِكْرُهُ شَهَقَ شَهْقَةً يُغْشَى عَلَيْهِ مِنْهَا» وقتی که در برابر خدای عالم روز «تطائر الکتب» روزی که جواب دست تکان را هم باید داد نگاه، فکر هم باید جواب داد وقتی به یاد آن می افتاد ناله می کرد ناله ای که به زمین می افتاد و غش می کرد. نکته جالبی است ان شاء الله توفیق داشته باشیم می خواهم در این زمینه بیشتر با بینندگان صحبت کنیم.

«وَ كَانَ إِذَا قَامَ فِي صَلَاتِهِ تَرْتَعِدُ فَرَائِصُهُ» وقتی به نماز می ایستاد بدن حضرت به لرزه می افتاد، «وَ كَانَ إِذَا ذَكَرَ الْجَنَّةَ وَ النَّارَ اضْطَرَبَ اضْطِرَابَ السَّلِيم» وقتی بهشت و جهنم را

(اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ * صِرَاطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيهِمْ غَيرِ الْمَغْضُوبِ عَلَيهِمْ وَلَا الضَّالِّينَ)

ما را به راه راست هدايت کن راه کساني که آنان را مشمول نعمت خود ساختي؛ نه کساني که بر آنان غضب کرده‌اي؛ و نه گمراهان.

سوره الفاتحة (1): آیات 6 و 7

خدایا مرا به آن صراط مستقیم هدایت کن، صراط مستقیمی که به آن ها نعمت دادی

(مِنَ النَّبِيينَ وَالصِّدِّيقِينَ وَالشُّهَدَاءِ وَالصَّالِحِينَ)

از پيامبران و صديقان و شهدا و صالحان؛

سوره نساء (4): آیه 69

این عین بهشت است گریه می کرد.

«واذا ذکر غیر المغضوب علیهم»، خدایا مرا جزء کسانی قرار نده بر آن غضب کردی همانند یهود «و الضالین» و آن ها را به حال خودشان واگذار کردی همانند «نصارا»؛ حضرت گریه می کردند روایت خیلی عجیبی است واقعاً انسان روی این روایت ساعت ها بحث کند باز کم است.

بعد روایتی را از نبی مکرم اضافه کردیم که فرمود:

«قَالَ النَّبِيُّ (صلی الله علیه واله وسلم) أَفْضَلُ الزُّهْدِ فِي الدُّنْيَا ذِكْرُ الْمَوْتِ وَ أَفْضَلُ الْعِبَادَةِ ذِكْرُ الْمَوْتِ وَ أَفْضَلُ التَّفَكُّرِ ذِكْرُ الْمَوْتِ فَمَنْ أَثْقَلَهُ ذِكْرُ الْمَوْتِ وَجَدَ قَبْرَهُ رَوْضَةً مِنْ رِيَاضِ الْجَنَّةِ»

جامع الأخبار( للشعيري)؛ نويسنده: شعيري، محمد بن محمد (تاريخ وفات مؤلف: قرن 6)، محقق / مصحح: ندارد، ناشر: مطبعة حيدرية نجف، بی تا، ص165

«أَفْضَلُ الزُّهْدِ فِي الدُّنْيَا ذِكْرُ الْمَوْتِ» بالاترین زُهد در دنیا، یاد مرگ است «وَ أَفْضَلُ الْعِبَادَةِ ذِكْرُ الْمَوْتِ» با فضیلت ترین عبادت یاد مرگ است «وَ أَفْضَلُ التَّفَكُّرِ ذِكْرُ الْمَوْتِ» با فضیلت ترینِ تفکر یاد مرگ است «فَمَنْ أَثْقَلَهُ ذِكْرُ الْمَوْتِ وَجَدَ قَبْرَهُ رَوْضَةً مِنْ رِيَاضِ الْجَنَّة» اگر کسی یاد مرگ در زندگیش کاملاً مشهود باشد قبر خودش را باغی از باغ های بهشتی خواهد یافت.

در رابطه با این روایت حضرتعالی تشریف نداشتید مقداری در این زمینه توضیح دادیم بحث هایی داشتیم برای ادامه اش مربوط به نماز و ... بود عرض کردم ان شاء الله بعد مقداری بیشتر صحبت خواهیم کرد.

ü       چرا ما وقتی به یاد مرگ و قیامت می‌افتیم اشک نمی‌ریزیم؟

 ولی آن چه که خیلی مهم هست در جلسه قبل هم در همین جا ماندیم حضرت وقتی به یاد مرگ و قیامت می افتد اشک می ریزد و ناله می کند همانند مار گزیده به خودش می پیچد. چرا ما این طوری نیستیم؟

«علامه طباطبایی (رضوان الله تعالی علیه)» صاحب «المیزان» می گوید روزی خدمت استادم مرحوم «قاضی» در اواخر عمرش رسیدم دیدم استاد در حالتی بسیار خوش و آرام بود انگار بار سفری سبک بر دوش داشت.

 نکته خیلی ظریفی است برای ماهایی که کاری نکردیم و دست مان از عمل خالی است جز شرمندگی چیزی نداریم. همان تعبیر امام سجاد را باید بگوییم

إلهي عبدك العاصي أتاكا * مقرّاً بالذنوب قد دعاكا

ناله های شبانه امام سجاد است خدایا بنده گنهکارت درِ خانه ات آمده در محضر تو با گریه و زاری تو را می خواند

فإن تغفر فأنت أهل لذلك * وإن تطرد فمن يرحم سواكا

«فإن تغفر فأنت أهل لذلك» اگر مرا ببخشی آقایی از آقا جز آقایی چیزی انتظار نمی رود «وإن تطرد فمن يرحم سواكا» خدایا اگر از در خانه ات مرا برانی کجا بروم؟ درِ چه کسی را بزنم و سراغ چه کسی بروم؟ می گوید لحظات آخر عمر «قاضی» بود دیدم خیلی سبک و خوشحال است گفتم استاد با این مقام عالی و علومی که دارید نگاه تان به مرگ و رفتن چه است؟

عزیزان این بخش را تقاضا دارم دقت ویژه ای داشته باشند مرحوم «قاضی» تبسمی فوق العاده زیبا کرد فرمود بهترین حالتی که یاد مرگ به انسان می دهد این است که بفهمد هیچ چیز از خودش ندارد. وقتی به مرگ فکر می کنم «قاضی» که آن همه مقامات و آن همه مکاشفات و ... داشت می گوید وقتی به مرگ فکر می کنم می بینم با دست خالی دارم می روم هیچ چیز ندارم.

ولی با یک پشتیبان بزرگ که آن فضل و رحمت خداست، وقتی انسان بفهمد خودش هیچ است و خدا همه چیز مرگ برایش شیرین ترین لحظه وصال می شود.

 دوستان عزیز! دست مان خالی هست و کوله باری سنگین از گناه داریم چه کار کنیم؟ نتوانستیم شب ها بیدار باشیم، اشک بریزیم و گناهان مان را مورد بخشش قرار بدهیم.

نتوانستیم از خدا بخواهیم گناهان مان را به چندین برابر حسنه مبدل کند داریم می رویم، دیگر این توفیق و عنایتی هست که به هر کس نمی دهند امثال «قاضی» و بزرگانی مثل ایشان و بندگان خالص می گویند خدایا ما با دست خالی آمدیم چیزی که زیبنده این سفر باشد فراهم نکردیم.

 معمولاً کسی که می خواهد به سفر برود تلاش می کند اگر سفرش طولانی باشد وسائل رفاه در سفر غذا و ... را به همراه ببرد؛ ولی کسی مجبوراً به سفر می رود چیزی ندارد چه کار کند!

ü       مستحب است بر کفن هر میت این دو بیت شعر را بنویسند

جمله ای هست مرحوم «صاحب عروه» در «عروة» این را به عنوان یک فتوا نقل کرده است می گوید:

«ويستحب - أيضا - أن يكتب عليه البيتان»

مستحب بر کفن هر میت این دو بیت شعر را بنویسند.

«اللذان كتبهما أمير المؤمنين (عليه السلام) على كفن سلمان (رضي الله عنه)»

بعضی ها می گویند این را حضرت علی با انگشتش روی قبر نوشت، نه این حقیقت ندارد. حضرت امیر بر کفن «سلمان» این دو بیت را نوشت ولذا مستحب است دوستان وصیت بکنید آن های که کفن خریدند آماده دارند این دو بیت را بنویسید.

 در اینترنت جستجو کنید این دو بیت شعر را می آورد. اینترنت یک آیت الله العظمیی شده است هر سوالی داریم جواب می دهد. شعر چه بود حضرت علی نوشت

رَفَدْتُ عَلَى الْكَرِيمِ بِغَيْرِ زَادٍ * مِنَ الْحَسَنَاتِ وَ الْقَلْبِ السَّلِيمِ‏

وَ حَمْلُ الزَّادِ أَقْبَحُ كُلِّ شَيْ‏ءٍ * إِذَا كَانَ الْوُفُودُ عَلَى الْكَرِيم‏

«رَفَدْتُ عَلَى الْكَرِيمِ بِغَيْرِ زَادٍ» سفرم را آغاز کردم به سوی خدای کریم، مهربان، بخشنده و اکرم الاکرمین «بِغَيْرِ زَادٍ» هیچ چیز ندارم با دست خالی هستم «مِنَ الْحَسَنَاتِ وَ الْقَلْبِ السَّلِيمِ‏» نه حسنه و نه قلب سلیمی دارم در بیت دوم می گوید

«وَ حَمْلُ الزَّادِ أَقْبَحُ كُلِّ شَيْ‏ءٍ» با خود توشه بر داشتن خیلی زشت است وقتی که انسان می خواهد به میهمانی کریمی برود. مثلاً کسی می خواست به دیدار حضرت «امام»‌ یا «مقام معظم رهبری» یا پیش وزیر یا رئیس جمهور برود معمولاً نمی گویند شیرینی، سوغاتی و ... ببر، زشت است انسان نزد بزرگی می رود با خودش چیزی حمل نمی کند.

همین که پیش بزرگ می روی بزرگ قبول کرد چند لحظه ای با او باشید بالاترین نعمت است.

 دوباره شعر را بخوانم:

رَفَدْتُ عَلَى الْكَرِيمِ بِغَيْرِ زَادٍ * مِنَ الْحَسَنَاتِ وَ الْقَلْبِ السَّلِيمِ‏

وَ حَمْلُ الزَّادِ أَقْبَحُ كُلِّ شَيْ‏ءٍ * إِذَا كَانَ الْوُفُودُ عَلَى الْكَرِيم‏

به نزد کریمی برفتم ز راه * نه توشه نه قلبی بری از گناه

برِ شخص بخشنده توشه برند * بود زشت ترین کارِ اهل کرَم

رو نمودم سوی آن رب کریم * بی عمل خالی ز یک قلب سلیم

با خود آوردن نکو نبود زاد * چون قدم نزد کریمی باید داد

ولذا دوستان عزیز! این را هم ان شاء الله داشته باشیم وصیت کنیم یا خودمان با دست خودمان یا بدهیم به کسی که خط خوشی دارد روی کفن مان متن عربی شعر را بنویسد. اگر ترجمه اش را خواستند بنویسند یا شعری که خواندم از اینترنت هم می توانید بگیرید

به نزد کریمی برفتم ز راه * نه توشه نه قلبی بری از گناه

برِ شخص بخشنده توشه برند * بود زشت ترین کارِ اهل کرَم

در قضیه ای دیدم کسی خیلی از مرگ می ترسید پیش مرحوم «قاضی» آمد گفت چه کار کنم اصلاً خواب و آرامش ندارم وقتی به یاد مرگ می افتم زندگی برایم تلخ می شود. مرحوم «قاضی» خنده ملیحی کرد گفت کسی که می خواهد به طرف مرگ برود در اولین قدمِ مرگ ملاقات با علی، ملاقات با صدیقه طاهره، ملاقات با رسول اکرم، ملاقات با امام حسن و امام حسین ترس و وحشت دارد؟

ولذا دارد بر این که:

يَا حَارِ هَمْدَانَ مَنْ يَمُتْ يَرَنِي * مِنْ مُؤْمِنٍ أَوْ مُنَافِقٍ قُبُلا

«يَا حَارِ هَمْدَانَ مَنْ يَمُتْ يَرَنِي» ای «حارث همدانی» هر کس از دنیا برود منِ علی را می بیند «مِنْ مُؤْمِنٍ أَوْ مُنَافِقٍ قُبُلا» چه مؤمن و چه منافق باشد. مؤمن با دیدن علی خوشحال می شود و لذت می برد منافق با دین علی شرمنده می شود

ای که گفتی فَمَن یَمُت یَرَنی * جان فدای کلام دلجویت

کاش روزی هزار مرتبه من * مردمی تا بدیدمی رویت

یا امیر المؤمنین گناه مان زیاد است ولی امیدمان به کَرم و آقایی توست این قلب ما مملو از عشق به تو و اهل بیت تو است. آیا آتش جهنم جرأت می کند بر این قلب رخنه کند؟ یک عمر علی گفتیم

«أَ تُسَلِّطُ النَّارَ عَلَى وُجُوهٍ خَرَّتْ لِعَظَمَتِكَ سَاجِدَةً وَ عَلَى أَلْسُنٍ نَطَقَتْ بِتَوْحِيدِكَ صَادِقَة وَ بِشُكْرِكَ مَادِحَة»

مصباح المتهجد و سلاح المتعبد؛ طوسى، محمد بن الحسن‏؛ ناشر: مؤسسة فقه الشيعة ، ج‏2، ص 846

تعابیر حضرت امیر است اصلاً به ذهن مان نمی رسد ولی علی جان، در دنیا عشق مان محبت تو و محبت اهل بیت توست.

خدا شفاء بدهد آقای «قرائتی» از یکی از بزرگان نقل می کرد می گفت در «مکه» یکی از بزرگان مسئولیت بزرگی در نظام داشت (ایشان نام نبردند) گفت دیدم خیلی دارد بی تابی می کند گفتم چه است؟

گفت در عالم خواب دیدم وارد قبر شدم نکیر و منکر آمدند از من سوال کنند از نمازم سوال کردند رد کردند از حجم سوال کردند رد کردند، از روزه هایم سوال کردند هر چه جواب دادم رد کردند. هر چه عمل از من سوال کردند پاسخ دادم رد کردند گفت یک دفعه ناله زدم آیا من دوست علی هم نیستم؟ آیا محبت علی در دلم نیست؟

گفت وقتی این را گفتم گفتند این را راست می گوید این واقعیت دارد همین باعث شد دیدم نورانیت و نسیم خوشی وزیده شد از خواب بیدار شدم.

در هر صورت...

 عرض می کنم علی جان نه نماز قابل عرضه داریم نه روزه، نه حج و نه دیگر اعمالی داریم. از آن طرف گناهان مان به قدری زیاد است به تعبیر خودت یا علی:

إِلَهِي ذُنُوبِي بَذَّتِ الطَّوْدَ وَ اعْتَلَتْ * وَ صَفْحُكَ عَنْ ذَنْبِي أَجَلُّ وَ أَرْفَع‏

گناهان مان از کوه های بلند هم بلندتر است ولی کَرم و بزرگی تو خدایا از هر چه گناه ما بیشتر باشد پیش تر است.

 ولذا تلاش کنیم در دل شب مخصوصاً قبل از اذان صبح اگر توفیقی داشته باشیم بیدار بشویم مقداری عاشقانه با خدا و اهل بیت حرف بزنیم. عاشقانه با امام زمان (سلام الله علیه) حرف بزنیم چه بسا یک جمله عاشقانه حرف زدن از صدها رکعت نماز مستحبی تأثیرش بیشتر باشد.

مجری:

بسیار لذت بردیم و استفده کردیم خیلی ممنون و متشکر ان شاء‌ الله بتوانیم به این مراتب دست پیدا بکنیم. ان شاء الله همچنان با حضرت استاد خواهیم بود و از محضرشان استفاده خواهیم کرد یک فاصله بگیریم و میان برنامه ای ببینیم بر می‌گردیم و در خدمت تان هستیم.

(میان برنامه)

مجری:

عرض سلام مجدد خدمت همه شما بینندگان عزیز «شبکه جهانی حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف)»، الحمدلله این توفیق را داریم همچنان با برنامه اخلاق علوی و سیره مهدوی در خدمت تان هستیم.

همان طور که قبلا خدمت تان عرض کردیم فرصتی که در اختیار تان قرار گرفته است با تلفن‌های که زیر نویس شده می‌توانید تماس بگیرید به صورت مستقیم با این برنامه و کارشناس محترم آیت الله دکتر حسینی قزوینی ارتباط بگیرید و سوالات خودتان را مطرح کنید.

 اولین تماس آقا «امیر» از «گلستان» در خدمت تان هستیم بفرمایید.

ü      تماس بینندگان برنامه

بیننده: (آقا امیر از گلستان – شیعه)

سلام بر استاد گرانمایه دکتر قزوینی عزیز و مجری محترم از برنامه های بسیار خوب تان مثل برنامه دست انداز، کافه پرسش و برنامه گران سنگ تریبون آزاد،‌ فیلم های و سریال های خوب تان و کارتن های خوب تان مثل کارتن پند آموز پهلوانان و برنامه اخلاقی عالی شما صمیمانه سپاسگزاریم.

استاد گرامی سوالی از مقدار دارائی های یک مسلمان شیعه داشتم در کتاب شریف «تحف العقول» ظاهراً از امام صادق است چنین آمده دارایی چهار هزار درهم است حساب کردم دویست میلیون امروز می شود. ادامه حدیث دوازده هزار درهم گنج است یعنی ششصد میلیون امروز، بیست هزار درهم یک میلیارد امروز می شود از راه حلال فراهم نشود.

آن کس که سی هزار یعنی یک و نیم میلیارد امروز دارد هلاک است شیعه ما نباشد کسی که صد هزار درهم دارد داخل پرانتز آمده اگر صدورش ثابت باشد ناچار ناظر به زمان خود آن حضرت هست یا مراد پول نقد بی کار است لطفاً منظور این مقدار دارائی را توضیح بفرمایید.

سوال دوم آیا دعای فرد غریبه یا پدر و مادر در حق فرزندی که اهل نماز و روزه نیست به استجابت می رسد یا خیر؟

آخرین سوال حدیثی می فرمایید هیچ ثروتی جمع نگردد مگر آن که حق مظلومی در آن پایمال شده باشد آیا این حدیث از امام علی (علیه السلام) هست یا خیر؟ با تشکر از شما و عوامل زحمتکش پشت برنامه

مجری:

سلامت باشید خدا نگهدار تان، تماس بعدی آقا «امین» از «تهران» سلام علیکم بفرمایید.

بیننده: (آقا امین از تهران – شیعه)

خدمت شما و خدمت حاج آقا سلام عرض می کنم حاج آقا یکشنبه به شما زنگ زدم شما در رابطه با «شبکه امام حسین» صحبتی کردید سوالی برایم پیش آمد. البته دو سوال دارم اگر لطف کنید هر دو سوالم را جواب بدهید ممنون می شوم. در رابطه با «شبکه امام حسین» و آقای «شیرازی» صحبت کردید می گفتیم این ها مناسب و خوب هستند شما می گویید خیلی تعریفی نیستند ما نظر شما را برداشتیم.

این ها می گویند جمهوری اسلامی بد است خیلی خوب، ‌سنی ها بد هستند خیلی خوب نظرشان چه است مثلاً چه خوب و درست است؟ این یک سوالم بود.

 سوال دیگرم در مورد شیعیان «یمن» صحبت هایی کردید آن های که سه امامی هستند مثل «یمنی» ها که زیدی، چهار امامی، هفت امامی، ‌هشت امامی هستند ما که دوازده امام هستیم.

این هایی که سه امامی هستند جهنمی هستند، به نظرم این ها را کافر می دانیم چون این ها چند امامی (سه امامی، چهار امامی، هفت امامی، هشت امامی) هستند می خواستم بدانم این ها جهنمی یا بهشتی هستند؟ تکلیف اهل سنت مشخص است می گویند ما دوازده امام شما را قبول نداریم ولی این هایی که نصفه نیمه قبول دارند حکم شان چه هست بهشتی هستند یا کافر هستند؟

مجری:

سلامت و موفق باشید. آقای «رضایی» از «کرمانشاه» یک پیام فرستادند نسبت به جایگاه «البانی» و «شعیب الأرنؤوط» در بین بزرگان اهل سنت که احتمالاً نسبت به دیدگاه رجالی این ها چه نظری معمولاً علمای اهل سنت دارند؟

ان شاء الله بعد از پاسخ به سوال آقا «امیر» از «گلستان» و آقا امین» از «تهران» جواب سوال اقای رضایی را هم از استاد پیگیر خواهیم بود.

حضرت استاد سوال اقا امیر از گلستان این بود ظاهراً در حدیثی در «تحف العقول» ذکر شده اگر کسی این مقدار دارایی داشته باشد جزء شیعیان نخواهد بود و به هلاکت خواهد رسید.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

اولاً بر این که، این روایت ها باید بررسی سندی بشود به مجرد این که در «تحف العقول» آمد نمی شود صحیح باشد. «تحف العقول» سندی ندارد یعنی سندی که بتواند انسان بررسی کند روایت صحیح است یا صحیح نیست؛ چون در طول تاریخ روایت های جعلی زیاد بود بزرگان ما هم نشد یا نمی شد احادیث صحیح را از غیر صحیح جدا کنند.

چون هر فقیهی برای صحت سند یک مبنایی داشت این مبنا برای فقیه دیگر حجت نیست الان کتاب فقهی حضرت «امام» را ملاحظه کنید کتاب های فقهی آقای «خویی» را هم ببینید؛ مثلاً روایات زیادی را «امام» می گوید صحیح و استناد می کند آقا «خویی» رد می کند. نمی توانیم بگوییم مثلاً کدامش حق است مبنا، نظر فقهی شان هست و حجت برای این ها است.

آن چه که از نظر مبنای فقهی می رسند برای خودش و مقلیدنش هم حجت است برای مجتهد دیگر حجت نیست.

 مثلاً آیت الله العظمی «شبیری زنجانی» به قول حاج آقای «سبحانی» فرمود ما در طول تاریخ، رجالی مثل ایشان (آقای زنجانی) نداریم. نظر ایشان کاملاً خلاف نظر خیلی جاها و آقای «خویی» هم هست.

مثلاً در رابطه با اصحاب اجماع و ... «مشایخ الثقات» کاملاً صد و هشتاد درجه با همدیگر نظرشان فرق می کند.

 ولذا به مجرد این که روایت می بینیم این ها حجت نیست باید بررسی سندی بشود. ثانیاً مواردی که هست صحت سند هم داشته باشد ناظر به ایام ائمه (علیهم السلام) است. حسابی که برای درهم کردید کسی اگر همین را داشته باشد فرض ماشین دارد ماشین خراب شد می خواهد تعمیر کند چه کار کند؟

فرض مسائل دیگری پیش آمد خدای نا کرده بیماری و ... اتفاق افتاد می خواهد برود هزینه کند با این پول ها می تواند هزینه کند؟ کسی بخواهد به سفره زیارت حج برود با این پول ها می تواند به زیارت برود؟ اصلاً امکان پذیر نیست ولذا در رابطه با مباحث مربوط به اموال و ... هر عصری برای خودش ملاک است.

اضافه بر این‌ها ائمه (علیهم السلام) مثلاً آقا امام حسن (سلام الله علیه) ثروت زیادی داشت بخشنده بود افراد زیادی که فقیر بودند خانه و زندگی نداشتند کمک می کرد. امیر المؤمنین (سلام الله علیه) زاهد بود نخلستانی داشت آن جا را آب می داد می فروخت تمام اموالی که به دست می آورد قبل از این که به خانه بیاید برای مستمندان خرج می کرد زندگی شان هم با نان خشک سپری می شد.

یک زاهد مغز خالی خدمت امام صادق (سلام الله علیه) آمد گفت شنیدیم جد شما لباس های مندرس می پوشید غذاهای چنین و چنان و ... می خورد. حضرت فرمود زمان جدم امیر المؤمنین وضع مردم خراب بود امیر المؤمنین برای این که خودشان را با پایین ترین افراد جامعه تطبیق بدهد آن بود الان وضع مردم خوب است.

حضرت دکمه لباسش را باز کرد گفت پیراهن خشنی که پوشیدم برای خداست لباس نویی هم که پوشیدم برای این که مردم وضع شان به این شکلی است با نظر تحقیر به ما نگاه نکنند.

خدا بیامرزد آٔقای «شهید قدوسی» را به طلبه های توصیه می کرد می خواهید به مسافرت بروید لباس خوب،‌ شیک و تمیز همراه ببرید عمامه تان را خیلی قشنگ ببندید.

چون اگر بنا باشد با لباس کثیف، سر و صورت و ریش های نا منظم و شلخته باشد در ماشین کسی نگاه می کند می گوید معلوم هست هیچ چیزی بارش نیست. اگر سوالی داشته باشد نمی آید از او سوال کند.

 ولذا هر عصری برای خودش یک توقعات و انتظاری دارد. فقط این را در نظر بگیرید زندگی ائمه (علیهم السلام) را هم ببینید کاملاً متفاوت است.

مجری:

سوال دیگرشان دعای افراد مختلف هر چند این که پدر و مادر آن فرد باشد ظاهراً نزدیک تر به اجابت هست اما در حق انسان بی نماز مثلاً فرزندشان بی نماز هست آیا نزدیک به اجابت خواهد بود؟

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

دعای پدر و مادر رد نمی شود، اگر پدر و مادر از خدا بخواهد فرزندش را با نماز بکند چه اشکالی دارد؟ یا از سر تقصیراتش بگذرد به صراط مستقیم او را هدایت کند هیچ اشکالی ندارد قطعاً دعای پدر و مادر در حق فرزند به اجابت می رسد. اگر موانع اجابت در بچه باشد قطعاً مانع اجابت دعا هست.

مجری:

سوال دیگری هم نسبت به این روایت معروف هیچ ثروتی جمع نگردد مگر این که حق مظلومی در آن باشد پایمال شده چنین چیزی صحیح هست؟

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

بله این تعبیر هست

«ما رأیت نعمة موفورة الا و الی جانبها حق مضیع»

یا این تعبیر که در «نهج البلاغه» است:

«إِنَّ اللَّهَ فَرَضَ فِي أَمْوَالِ الْأَغْنِيَاءِ أَقْوَاتَ الْفُقَرَاءِ فَمَا جَاعَ فَقِيرٌ إِلَّا بِمَا مَنَعَ غَنِيٌّ وَ اللَّهُ تَعَالَى سَائِلُهُمْ عَنْ ذَلِكَ.»

نهج البلاغة (للصبحي صالح)؛ نویسنده: شريف الرضى، محمد بن حسين، ناشر: هجرت، محقق/ مصحح: فیض الاسلام، ص533

«إِنَّ اللَّهَ فَرَضَ فِي أَمْوَالِ الْأَغْنِيَاءِ أَقْوَاتَ الْفُقَرَاءِ» خدا در اموال اغنیاء روزی فقراء را قرا داده است «فَمَا جَاءَ فَقِيرٌ إِلَّا بِمَا مَنَعَ غَنِيٌّ» هیچ فقیری گرسنه نمی ماند مگر به خاطر زیاده روی هایی که ثروتمند انجام می دهد «وَ اللَّهُ تَعَالَى سَائِلُهُمْ عَنْ ذَلِكَ.»

در این زمینه روایات داریم «ما رأیت نعمة موفورة الا و الی جانبها حق مضیع»

 برادر بزرگوارم! امثال این مسائل هست البته باز هم ناظر به آن جامعه ای است که حقوق زکات داده نمی شود. وجوهات شرعیه، سهم امام و سهم سادات داده نمی شود. کفارات داده نمی شود، صدقات به اندازه کافی داده نمی شود قطعاً خدای عالَم این عالم را آفریده نظام احسن، اقتضایش این است اگر منی ثروتمند هستم در اموالم حقوقی قرار داده است.

الان ثروتم ده میلیارد تومان هست از این ده میلیارد تومان، دو میلیاردش وجوه شرعیه است که باید بپردازم. وقتی این را بپردازم با این دو میلیارد ده تا فقیر حداقلش به یک نان و نوای روز مره اش می رسد.

یا بعضی از آقایان معتقدند این اموال اگر تبدیل به طلا و نقره بشود زکات هم دارد، پول های که در بانک می گذارند البته بستگی دارد هر از مرجع تقلید خودش سوال کند. این در جامعه کاملاً مشهود است اگر وجوهات شرعیه داده شود فقرا به این شکل به گرفتاری نمی افتند.

مجری:

پس این قول را بگیریم مرتبط با موضوع برنامه مان هم چه بسا خواهد بود نسبت به مذمت یا مدح دنیا نظر اهل بیت چه خواهد بود؟ آقا «امیر» از «گلستان» جلسه آینده ان شاء الله همراه ما باشد حضرتعالی فرمایشاتی داشته باشید.

 سوال آقا «امین» از «تهران»‌ سوال شان نسبت به «شبکه امام حسین» بود نهایتاً ‌گفتند این ها چه چیزی را خوب می دانند؟

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

این طور افراد در عصر ائمه هم بودند، کاری با ائمه نداشتند نظرات خاص خودشان را اعمال می کردند این آقایان هر چه هست عرض کردم نظر «سید محمد شیرازی» این بود که ما «نظام جمهوری اسلامی» را اسلامی نمی دانیم ولی تضعیف این نظام را هم خلاف شرع می دانیم.

آیت الله «سید صادق» ظاهراً نظرش این است. البته با ایشان جلساتی داشتم ولی این تعبیر را نشنیدم از برادر بزرگ شان این مشهور هست، در او هیچ شکی نیست.

حتی پسر «سید محمد» زندان بود بیرون آمد از «ایران» فرار کرد، ایشان مدتی در «بحرین» بود از آن جا به «سوریه» رفت آن جا دیداری با ایشان داشتم. ایشان بر مبنای پدرشان یک جمله علیه «جمهوری اسلامی»‌ نزد.

گفت من را مظلومانه زندان کردند از آن طرف این علقه مضغه هایی که به نظر خودشان چهار روز بدون گناه زندان می روند دنیا را به هم می ریزند. یا سلبریتی های آن چنانی آن جا می روند یکسری حرف هایی می زنند واقعاً آدم تعجب می کند که یک آدم عاقل همچنین حرفی نمی زند. آن بابا گفت زنده باد عمو یزید این قدر وقیح و پست هستند!

مشخص هست بر این که در نطفه اش باید شک کرد کسی این قدر وقیح است این طوری دارد از «یزید» مدح و دفاع می کند. «وهابی»ها هم نسبت به «یزید» اظهار ارادتی نمی کنند که این آدم احمق همچنین تعبیری می کند.

 ولی «سید مجتبی یا سید مصطفی» یادم رفت کدام شان بود ایشان تا الان یک جمله علیه نظام حرف نزده است.

اما آقا زاده آقای «سید صادق شیرازی» مطالبی گفت دستگیر کردند به زندان انداختند آمد مقداری آرام شد بعد از او ندیدم چیزی بگوید. این‌ها در «شبکه امام حسین» و ... مطالبی را مطرح می کنند کار به کار سیاست ندارند.

مجری:

سوال دیگرشان راجع به این که شیعیان غیر اثنی عشری آیا می توانیم (با تعبیر خود ایشان) همه این ها را جهنمی و کافر بدانیم؟

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

برادر عزیز! ملاک همان فرمایشی است که «امام (رضوان الله تعالی علیه)» در وصیتنامه سیاسی الهی شان نوشت اگر برای کسی حجت تمام بشود و یقین کند که مثلاً سه امام بیشتر نداریم و ادله دوازده امام هم به گوشش نرسیده باشد قطعاً پیش خدا عالم معذور است. (وَمَا كُنَّا مُعَذِّبِينَ حَتَّى نَبْعَثَ رَسُولًا)

(مَنِ اهْتَدَى فَإِنَّمَا يهْتَدِي لِنَفْسِهِ وَمَنْ ضَلَّ فَإِنَّمَا يضِلُّ عَلَيهَا وَلَا تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى وَمَا كُنَّا مُعَذِّبِينَ حَتَّى نَبْعَثَ رَسُولًا)

هر کس هدايت شود، براي خود هدايت يافته؛ و آن کس که گمراه گردد، به زيان خود گمراه شده است؛ و هيچ کس بار گناه ديگري را به دوش نمي ‌کشد؛ و ما هرگز (قومي را) مجازات نخواهيم کرد، مگر آنکه پيامبري مبعوث کرده باشيم (تا وظايفشان را بيان کند.)

سوره نساء (17): آیه 15

ولی اگر حجت تمام شده باشد مطلب به گوشش رسیده باشد فرضاً بشنود مذهب دوازده امامی هست این ها روایاتی دارند ولی حوصله رفتن، بررسی روایات و شنیدن روایات را هم نداشته باشد قطعاً داخل جهنم است در او هیچ شکی نیست.

همان طوری که یک سنی احساس کند یک مذهبی هست این همه روایات و ... دارد تعمداً دنبال کار نرود دچار مشکل می‌شود.

 ولذا «امام (رضوان الله تعالی علیه)» در وصیتنامه سیاسی الهی شان به صراحت می گوید اگر عوام اهل سنت عذری داشته باشند برای علماء عذری نیست. تعاراف نداریم ولذا باید مقداری در این زمینه دقت کنیم آیا حجت برای ما تمام است یا نه؟

بنده می شنوم یک مذهب دیگری هست مطالب خوب و ارزشمندی دارند ولی حوصله بررسی نداشته باشم من هم همین طور هیچ فرقی نمی کند. ولذا آن چه که مهم هست این که حجت برای ما تمام شده باشد اگر حجت تمام شده باشد معذور هستند، اگر حجت تمام نشده باشد برای رفتنِ ‌دنبال حجت و حجت را با توهّمات ذهنی رد کرده باشد قطعاً فردا گرفتار هستند هیچ شک و شبهه ای نیست.

مجری:

آقای «رضایی» از «کرمانشاه» سوال شان این بود جایگاه «البانی و شعیب الأرنؤوط» در بین بزرگان اهل سنت به چه شکل است؟

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

«شعیب الأرنؤوط و البانی» هر دو چهره وهابی دارند البته «الأرنؤوط» از «البانی» تا حدودی منصف تر است. در کتاب «مسند احمد» دیگران هم شرح کردند ایشان هم شرح کرده به روایاتی در رابطه با فضائل ائمه می رسد امیر المؤمنین «ضعیفٌ ضعیفٌ ضعیفٌ» مشخص است بر این که، بر مبنای علم نیست بر مبنای هوای نفس است.

وهابی ها «البانی» را قبول دارند ولی اهل سنت زیر بار نمی روند آٔقای «سقاف – متوفای 1420» همان سالی که «مفتی اعظم عربستان بن باز» از دنیا رفت ایشان هم از دنیا رفت آن جا هم قطعاً با هم هستند در آن هیچ شک و شبهه ای نیست. ایشان از علمای بزرگ اهل سنت «اردن» به «قم» چند بار آمد مهمان حضرت آیت الله العظمی «سبحانی» بودند. ایشان چند کتاب در رد عقاید «ناصر الدین البانی 1420» نوشت.

برای خیلی از اهل سنت منصف نه حرف «شعیب الأرنؤوط» حجت است و نه «ناصر الدین البانی»، اگر چنان چه بعضی از موارد بیاید طبق عقاید اهل سنت نظر بدهد که نمی دهند. «البانی»‌ دو موسوعه دارد «سلسلة الأحادیث الصحیحة»‌ و «سلسلة الأحادیث الضعیفة» در «سلسلة الأحادیث الضعیفة» چقدر روایات در فضیلت امیر المؤمنین را ایشان رد می کند.

حال آن که اهل سنت این طوری نیستند حتی اهل سنت داخل کشور آن چه که در جریان هستیم تضعیفات «البانی» را به این سادگی زیر بار نمی روند چون قبل از «البانی»، «حاکم نیشابوری، ذهبی» و بعضی از بزرگان دیگر روایت را تصحیح کردند. هیچ سنیی نمی آید تصحیح «ذهبی» یا تصحیح «حاکم نیشابوری» را رد کند و تضعیفات «البانی» یا «الأرنؤوط» را قبول کند!

مجری:

تشکر می کنم از حضرتعالی در حد یک دعای خیر فرصت داریم

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

خدایا تو را قسمت می دهیم این عید را بر مسلمانان مبارک بگردان و این عید را مایه سربلندی رزمندگان ما و پیروزی نهایی رزمندگان ما، ذلت نهایی دشمنان ما خدایا قرار بده و مردم عزیز ما تقریباً شش ماه شد در خیابان دارند شعار می دهند.

 بعضاً شرکت می کنیم می بینیم از ساعت 9 تا 12 شب در تجمع هستند. این ها از نعمت بزرگ الهی و توجه خاص حضرتر ولی عصر (ارواحنا فداه) بر ما هست همه این ها نعمت های خداست خدایا همه این ها را ثابت قدم بدار و این نظام ما را متصل به ظهور حضرت ولی عصر قرا بده. خدایا ما را از یاران خاص، سربازان فداکار و ملازمین حضرت و شهدای رکابش قرار بده.

خدایا روح پر فتوح امام ما، رهبر شهید ما را عالیست متعالی بگردان بر مسئولین و عزیزان ما در تمام جبهه های دیپلماسی و ... خدایا بیداری اهل بیتی به این ها عنایت کن و در مسیر احقاق حق موفق شان بدار ان شاء الله

مجری:

ان شاء الله تشکر می کنم از محضرتان همچنین تشکر می کنم از همه شما بینندگان عزیز و ارجمندی که تا انتهای برنامه اخلاق علوی و سیره مهدوی امشب همراه ما بودید. ان شاء‌ الله بتوانیم در پرتو عنایات اهل بیت (علیهم السلام) و آموزه هایی که از این برنامه ها کسب می کنیم بتوانیم ثابت قدم باشیم. موفق، مؤید و منصور باشید تا دیدار آینده خدا نگهدار!


شرح و تحلیل مناجات جانسوز امام مجتبی علیه‌السلام با خداوند متعال (جلسه ششم)>

اخلاق علوی سیره مهدوی امام حسن مجتبی ع دعا مرگ اندیشی وحدت جمهوری اسلامی شیرازی چند امامی اهل نجات دوازده امامی ولایت امام علی ع اخلاص مخلصین البانی