-
آیت الله حسینی قزوینی
1:25:09 دقیقه
تبیین روایتی شیرین در چشم روشنی شیعیان حضرت زهرا (سلام الله علیها) 18 خرداد 1402 -
آیت الله حسینی قزوینی
1:26:33 دقیقه
هشت اثر مهم دنیوی و اخروی در قبول ولایت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) 11 خرداد 1402 -
آیت الله حسینی قزوینی
1:19:49 دقیقه
«قسيم الجنة و النار»؛ ویژگی اختصاصی امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) 4 خرداد 1402 -
آیت الله حسینی قزوینی
1:25:04 دقیقه
«گریه از خوف خدا»؛ اکسیر اعظم در دنیا و آخرت! 28 اردیبهشت 1402 -
آیت الله حسینی قزوینی
1:29:09 دقیقه
عبور از پل صراط در قیامت، فقط با اجازه نامه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) 21 اردیبهشت 1402 -
آیت الله حسینی قزوینی
1:23:54 دقیقه
نظرات متناقض کتب تفسیری اهل سنت، درباره آیه 71 سوره مریم 14 اردیبهشت 1402 -
آیت الله حسینی قزوینی
1:27:21 دقیقه
تفسیر و تبیین شنیدنی آیه 71 سوره مریم! 7 اردیبهشت 1402 -
آیت الله حسینی قزوینی
1:24:1 دقیقه
پیام زیبای آیات مقایسه عالم و جاهل؛ آگاه و ناآگاه 31 فروردین 1402 -
برهان مقایسه یا برهان تحریک احساسات؛ راهکاری نو برای حل معضلات! 10 فروردین 1402
1:29:27 دقیقه -
آیت الله حسینی قزوینی
1:21:28 دقیقه
وضعیت بسیار وحشتناک برزخ و قیامت در بیان آیات و روایات! 25 اسفند 1401 -
آیت الله حسینی قزوینی
1:25:21 دقیقه
حالات مختلف افراد در لحظه مرگ و برزخ در بیان آیات قرآن کریم! 11 اسفند 1401 -
آیت الله حسینی قزوینی
1:26:58 دقیقه
تلنگری به لحظات وحشتناک مشرف به مرگ با بیان آیات و روایات! 20 بهمن 1401 -
آیت الله حسینی قزوینی
1:26:44 دقیقه
مقایسه تطبیقی لحظه جان دادن مؤمن و غیر مؤمن در آیات و روایات! 6 بهمن 1401 -
آیت الله حسینی قزوینی
1:24:21 دقیقه
لزوم توجه جدی و همزمان به آیات تبشیر در کنار آیات انذار! 29 دی 1401 -
آیت الله حسینی قزوینی
1:27:33 دقیقه
لزوم توجه به خاصیت ویژه قرآن کریم در از بین بردن آثار گناهان! 15 دی 1401 -
آیت الله حسینی قزوینی
01:27:40 دقیقه
مراحل مختلف دفاع حضرت زهرا (سلام الله علیها) از ولایت و امامت! 8 دی 1401 -
آیت الله حسینی قزوینی
1:22:30 دقیقه
یاد مرگ عاملی مهم برای نابودی و بخشش گناهان! 24 آذر 1401 -
آیت الله حسینی قزوینی
1:23:36 دقیقه
«گرفتاری در بیماری» عاملی برای از بین رفتن آثار گناه در انسان! 10 آذر 1401 -
آیت الله حسینی قزوینی
1:24:48 دقیقه
گریه بر سیدالشهدا (سلام الله علیه) و زیارت عاشورا دو اکسیر اعظم نجات بخش! 3 آذر 1401 -
آیت الله حسینی قزوینی
1:24:23 دقیقه
افرادی که به تصریح قرآن، شیطان هرگز به آنها تسلطی ندارد! 26 آبان 1401 -
آیت الله حسینی قزوینی
1:22:03 دقیقه
تبیین «احدیت اطلاقی» و «صمدیت اطلاقی» خداوند متعال! 19 آبان 1401 -
آیت الله حسینی قزوینی
1:27:04 دقیقه
شرح شیرین «توجه به خداوند متعال» از راههای رسیدن به توحید! 12 آبان 1401 -
آیت الله حسینی قزوینی
1:26:50 دقیقه
«دوازده راه» که باید برای رسیدن به حقیقت توحید، طی شود! 5 آبان 1401 -
آیت الله حسینی قزوینی
1:25:16 دقیقه
شرح زیبا و روان، بر خطبه اول نهج البلاغه در تبیین حقیقت توحید! 28 مهر 1401 -
آیت الله حسینی قزوینی
1:23:27 دقیقه
حقیقت توحید اهل بیتی، با بیان شیرین استاد «حسینی قزوینی»! 14 مهر 1401 -
آیت الله حسینی قزوینی
1:30:19 دقیقه
مکتب اهلبیت (علیهم السلام) تنها راه رسیدن به حقیقت توحید الهی! 7 مهر 1401 -
آیت الله حسینی قزوینی
1:27:12 دقیقه
مهمترین و شاخص ترین ویژگی یاوران امام زمان (سلام الله علیه) 31 شهریور 1401 -
آیت الله حسینی قزوینی
1:28:07 دقیقه
آیا ائمه اطهار (علیهم السلام) داشتن علم غیب را از خودشان نفی کردند!؟ 17 شهریور 1401 -
آیت الله حسینی قزوینی
1:24:06 دقیقه
نمونه های زیبا و شنیدنی از علم امام معصوم به احوال بندگان! 3 شهریور 1401 -
آیت الله حسینی قزوینی
1:22:57 دقیقه
پیامبر و ائمه (علیهم السلام) ناظر کامل بر اعمال ما انسانها! 27 مرداد 1401 -
آیت الله حسینی قزوینی
1:۲۶:۴۲ دقیقه
سفارشی از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) که هیچگاه به آن عمل نشد! 30 تیر 1401 -
آیت الله حسینی قزوینی
1:27:13 دقیقه
حضرت محمد و آل محمد (علیهم السلام) مظهر اتم صفات خداوند عالم! 16 تیر 1401 -
آیت الله حسینی قزوینی
1:26:58 دقیقه
نمونه هایی از علم غیب داشتن «ابوبکر»، «عمر» و «عثمان»! 9 تیر 1401 -
آیت الله حسینی قزوینی
1:26:26 دقیقه
اعتراف بزرگان شیعه و سنی به علم غیب داشتن ائمه (علیهم السلام) 26 خرداد 1401 -
اخلاق علوی سیره مهدوی 19 خرداد 1401
1:21:05 دقیقه -
آیت الله حسینی قزوینی
1:23:26 دقیقه
آثار و عواقب بسیار سخت «بداخلاقی» در دنیا و آخرت 12 خرداد 1401 -
آیت الله حسینی قزوینی
1:24:13 دقیقه
(وَأَقِمِ الصَّلَاةَ لِذِكْرِي) چه زمانی درباره ما محقق می شود!؟ 29 اردیبهشت 1401 -
آیت الله حسینی قزوینی
1:22:57 دقیقه
ویژگی های دولت کریمه حضرت صاحب الزمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) 22 اردیبهشت 1401 -
اخلاق علوی سیره مهدوی 8 اردیبهشت 1401
1:21:43 دقیقه -
اخلاق علوی سیره مهدوی 1 اردیبهشت 1401
1:25:26 دقیقه -
اخلاق علوی سیره مهدوی 25 فروردین 1401
1:25:28 دقیقه -
اخلاق علوی سیره مهدوی 18 فروردین 1401
12217 دقیقه
آیا غیر شیعه کافر است؟ آیت الله حسینی قزوینی
قسمت چهل وهفتم برنامه اخلاق علوی سیره مهدوی با کارشناسی آیت الله سید محمد حسینی قزوینی
دیگر قسمت ها
عنوان برنامه: اخلاق علوی و سیره مهدوی
تاريخ: 25 03 1402
استاد: حضرت آیت الله حسینی قزوینی
مجری: حجت الاسلام والمسلمین مرعشی
مجری:
أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيم، بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ الْحَمْدلِلَّهِ رَبِّ العالَمين وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرِينَ
عرض سلام و ادب و احترام دارم خدمت شما بینندگان عزیز شبکه جهانی حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف).
الحمد لله این توفیق نصیب مان شد باز در سید اللیالی، شب جمعه ای دیگر محضر همه شما گرامیان برنامه اخلاق علوی و سیره مهدوی را تقدیم بکنیم.
برنامه ای که این افتخار را داریم در محضر حضرت آیت الله دکتر حسینی قزوینی هستیم ان شاء الله این جلسه هم بتوانیم نهایت استفاده و بهره را از محضرشان ببریم.
همان طور که مستحضر هستید در ابتدای همه برنامه های که در محضر حضرت استاد هستیم در ابتدای برنامه این اصرار می کنیم که خدایا ما می خواهیم دل هایمان را پاک و زلال بکنیم و این دل ها را آماده بکنیم برای تابش نور معرفت و چه چیزی بهتر از ذکر نام حضرت صدیقه کبری زهرای مرضیه (سلام الله علیها) حضرت استاد سلام عرض می کنم در خدمت تان هستیم از محضرتان استفاده کنیم.
حضرت آیت الله حسینی قزوینی:
سلام علیکم ورحمة الله وبرکاته.
السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا بَقِيَّةَ اللَّهِ فِي أَرْضِه، السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا مِيثَاقَ اللَّهِ الَّذِي أَخَذَهُ وَ وَكَّدَهُ- السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا وَعْدَ اللَّهِ الَّذِي ضَمِنَه، السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا صَاحِبَ الْمَرْأَى وَ الْمَسْمَع فَمَا شَيْءٌ مِنَّا إِلَّا وَ أَنْتُمْ لَهُ السَّبَبُ وَ إِلَيْهِ السَّبِيل
خدمت بینندگان عزیز و گرامی خالصانه ترین سلامم را تقدیم می کنم موفقیت روز افزون برای همه گرامیان از خدای منان خواهانم. همان طوری که عزیزمان هم اشاره کردند مطلع عرایض مان را با یادی از صدیقه طاهره (سلام الله علیها) آغاز کنیم باشد که آن سیده نساء العالمین گوشه چشمی هم به ما کند.
گفتند یا شب گریه کن یا روز...
یکی از برنامه های صدیقه طاهره بعد از رحلت رسول اکرم این بود کنار قبر رسول الله می آمد با پدر بزرگوارشان درد دل، ناله و گریه می کرد.
دیگر مدینه جای ماندن نیست بابا * این شهر بی تو حرمت ما را ندارد
گفتند یا شب گریه کن یا روز اما * دل که بگیرد روز و شب معنا ندارد بابا
من خواستم حق ولایت را بگیرم * ورنه که یک قطعه زمین دعوا ندارد
وقتی سلام مرتضایت بی جواب است * این درد غربت گریه دارد یا ندارد؟
بابا من آرزو دارم بیایم پیشت اما * می ترسم از روزی که او زهرا ندارد
تمام مصائبی که برای صدیقه طاهره بود همه را امیر المؤمنین تحمل کرد چون این ها یک روح در دو بدن بودند. ولی بعد از رفتن صدیقه طاهره، امیر المؤمنین (سلام الله علیه) سوخت و ساخت.
گل نو رسته ما را چیدند * سفره زندگی ام بر چیدند
شب که تاریک شود منزل من * عوض شمع بسوزد دل من
امیر المؤمنین چاره ای نداشت درد دل خود را با چاه در میان می گذاشت
الا ای چاه یارم را گرفتند * گلم، باغم بهارم را گرفتند
میان کوچه ها با ضرب سیلی * همه دار و ندارم را گرفتند
(وَسَيعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَي مُنْقَلَبٍ ينْقَلِبُونَ)
آنها که ستم کردند به زودي ميدانند که بازگشتشان به کجاست!
سوره شعراء (26): آیه 227
مجری:
طیب الله انفاسکم خیلی ممنون و متشکر استفاده کردیم الحمد لله همیشه این توفیق را داریم در ابتدای برنامه ها از محضر استاد حُسن مطلع برنامه ها نام حضرت صدیقه شهیده است از محضرشان استفاده می کنیم. این برنامه را همچنین با این نام آغاز کردیم ان شاء الله همچنان هم آغازگر برنامه ما خواهد بود.
یک نکته در مورد بحث مسابقه ای است که در شب های دوشنبه سوالش مطرح می شود.
همان طور که ملاحظه فرمودید این سوال در برنامه حبل المتین از میان صحبت های حضرت استاد مطرح شد با توجه به آن مطالبی که در برنامه حبل المتین در تاریخ 20 خرداد مطرح شده است کدام احادیث هستند که در تمامی منابع چه منابع شیعی، چه منابع اهل سنت آمدند؛ اما دلالت آن ها فقط و فقط مطابق اعتقادات شیعه اثنی عشری است؟
بسیاری از افراد جواب دادند الحمد لله آمار همچنان رو به افزایش است، هر جلسه تشکیل می شود بحمد لله می بینیم تعداد بیشتری در این مسابقات شرکت می کنند جای شکرش باقی است خود این مطلب بیانگر این است که شما دغدغه این مطالب را دارید و هم الحمد لله بیانگر این است که چقدر افراد زیادی هم پاسخ درست دادند و عنایت داشتند به این پاسخی که هست. 1700 نفر پاسخ درست دادند حدیث ثقلین و حدیث خلفائی اثنی عشر بود.
حضرت استاد طبق قولی که از حضرت عالی جلسه پیش گرفته بودیم این جوایز را یک مقدار بیشتر بکنیم به فراخور تعدادی که شرکت کردند بنا شد دو نفر اول هر کدام 500 هزار تومان و نفر سوم و چهارم هر کدام 250 هزار تومان تقدیم بشود.
حضرت آیت الله حسینی قزوینی:
این بشارت برای عزیزان می دهیم با غدیر خیلی فاصله نداریم دو شنبه 3 روز قبل از غدیر مسابقه می گذاریم شب جمعه، شب غدیر است ان شاء الله برای 10 نفر اول 500 هزار تومان، 10 نفر دوم 250 هزار تومان، 10 نفر سوم 150 هزار تومان برای 30 نفر به مناسبت عید غدیر ان شاء الله جایزه تقدیم می کنیم. البته تلاش می کنیم سوالش یک مقدار سوال غدیری و پیچیده باشد.
بینندگان عزیزمان بزرگواری دارند برنامه ها را خوب می بینند می توانند جواب سوالات را از عرایض ما در برنامه در بیاورند یا در سایت ولی عصر و یا در ایتا کانالی که مربوط به بنده است ببینند. البته بنده هیچ دخالتی ندارم دوستان دیگر اداره می کنند بنده حتی یک کلمه نمی توانم اضافه کنم و نه می توانم کم کنم ادمینش هم دوستان دیگر هستند ولی تلاش می کنیم کلیپی که سوالات هست در همین کانال بگذاریم دوستان می توانند وارد این کانال بشوند و استفاده کنند.
مجری:
الحمد لله این قول را از حضرت استاد گرفتیم ان شاء الله همراه ما باشید برنامه های آتی حبل المتین و اخلاق علوی و سیره مهدوی را حتماً مشاهده بفرمایید از لحاظ معنوی و علمی بی شمار فایده در آن است افرادی که همراه ما بودند به وضوح این مطلب را مشاهده کردند.
این ایام، ایام مبارکی خواهد بود در ایام غدیر اثرات مادی لبریز خواهد شد از برنامه ای که تقدیم شما بینندگان عزیز و ارجمند خواهد شد.
حضرت استاد اصل برنامه ای که است برنامه اخلاق علوی و سیره مهدوی است اگر مختصری از آن چیزی که در این برنامه مطرح شده است عنایت بفرمایید استفاده می کنیم.
حضرت آیت الله حسینی قزوینی:
أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيم، بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ وَبِهِ نَسْتَعين وَهُوَ خَيرُ نَاصِرٍ وَ مُعِينْ الْحَمْدُلِلَّه وَ الصَّلَاةِ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ وَعلَیٰ آلِهِ آل الله لَا سِيَّمَا علَیٰ مَوْلانَا بَقِيَّةَ اللَّه وَ الّلعنُ الدّائمُ علَیٰ أَعْدائِهِمْ أعداءَ الله إلىٰ يَوم لِقَاءَ اللّه.
در جلسات گذشته در رابطه با اخلاق علوی و سیره مهدوی عرایضی را مطرح کردیم، عرض کردیم اگر ما بخواهیم از یاران حضرت ولی عصر (ارواحنا فداه) باشیم و در صف سربازان حضرت باشیم نه در صف مقابل یک لوازماتی دارد به قول آن بزرگی گفت بهشت را بهاء دهند به بهانه ندهند. از یاران حضرت ولی عصر بودن بهاء دارد به بهانه نمی شود در صف یاران حضرت ولی عصر بود.
عرض کردیم یکی از شرایطش این است که ما تلاش کنیم در زندگی مان گناه صورت نگیرد؛ چون گناه به منزله جنگ با خدا و امام زمان است. در قرآن فقط رباء را به عنوان نمونه آورده است کسانی که اهل رباء هستند با خدا در جنگ هستند ولی ما با توجه به روایات متعدد دیگر حرکت کردن به طرف خدا، حرکت کردن به طرف اهل بیت (علیهم السلام) با گناه نمی سازد امام صادق فرمود:
«مَنْ كَانَ لِلَّهِ عَاصِياً فَهُوَ لَنَا عَدُوٌّ»
کسی که کارش گناه است غیبت می کند دروغ می گوید ترانه گوش می کند رباء می دهد، رباء می گیرد مال حرام می خورد وجوهات مالش را نمی دهد زکات مالش را نمی دهد به زن و بچه اش اذیت می کند به همسایه هایش اذیت می کند. مخصوصاً گناهان کبیره آیت الله دستغیب را دوستان اگر ملاحظه کنند نکات خیلی زیبایی دارد برای مطالعه عموم شاید از معراج السعادة راحت تر باشد.
با گناه کردن نه تنها ما در صف دوستان نیستیم «مَنْ كَانَ لِلَّهِ عَاصِياً فَهُوَ لَنَا عَدُوٌّ»؛ کسی که کارش گناه است دشمن ما است حضرت ولی عصر هم بیاید ببیند ما اهل گناه و معصیت هستیم ما را در صف یاران قرار نمی دهد ما در صف دشمنانش قرار می دهد. ولذا
«مَنْ كَانَ لِلَّهِ مُطِيعاً، فَهُوَ لَنَا وَلِي»
هر کس مطیع و فرمانبردار خدا است به واجباتش عمل می کند از محرمات اجتناب می کند این دوست ما است.
كافي( ط- دارالحديث)؛ نويسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق (تاريخ وفات مؤلف: 329 ق)، محقق / مصحح: دارالحديث، ناشر: دار الحديث، قم، ق 1429، ج3، ص190
ائمه با این جمله کاملاً تکلیف همه ما را روشن کردند این ما هستیم چه مسیری را انتخاب کنیم.
(إِنْ أَحْسَنْتُمْ أَحْسَنْتُمْ لِأَنْفُسِكُمْ وَإِنْ أَسَأْتُمْ فَلَهَا)
اگر نيکي کنيد، به خودتان نيکي ميکنيد؛ و اگر بدي کنيد باز هم به خود ميکنيد.
سوره اسراء (17): آیه 7
انتخاب خوب نتیجه اش به خود ما می رسد خدای عالم بی نیازتر از آن است که عبادت ما نستجیر بالله تسجیر بالله نفعی برای خدا ندارد او غنی مطلق است کمال مطلق، بلکه فوق اطلاق یعنی هر چه شما در کمالات تصور کنید خدا بالاتر از آن است. یا به تعبیر آقایان می گوید کمال لا یتناهی، کمالی که اول، آخر، ظاهر و باطن ندارد بی انتهاء است.
یکی از راه های که انسان از گناه اجتناب بکند این است که انسان به یاد خدا باشد مراقب باشد یعنی در شبانه روز احساس کند که خدای عالم ما را می بیند و از تمام اعمال ما هم با خبر است. چه اعمال قلبی و ذهنی باشد چه اعمال ظاهری باشد.
یک دسته از آیاتی که مربوط به آگاهی خدای از اعمال ما است در سوره علق آیه 14 خدا دارد گلایه می کند می گوید:
(أَلَمْ يعْلَمْ بِأَنَّ اللَّهَ يرَى)
آيا او ندانست که خداوند (همه اعمالش را) می بيند؟!
سوره علق (96): آیه 14
این بنده من نمی داند که خدا او را می بیند؟ یعنی خدا بلا تشبیه بلا تشبیه یک دوربینی که 24 ساعته دارد از اعمال ما فیلمبرداری می کند در سوره بقره آیه 77
(أَوَلَا يعْلَمُونَ أَنَّ اللَّهَ يعْلَمُ مَا يسِرُّونَ وَمَا يعْلِنُونَ)
آيا اينها نمی دانند خداوند آنچه را پنهان می دارند يا آشکار می کنند می داند؟!
سوره بقره (2): آیه 77
این آیات را انتخاب کردم جایی به این شکل ندیدم روی این کار شده باشد آیا نمی دانند خدای عالم هم کارهای سرّی و هم کارهای علنی آن ها را می بیند؟ شما اگر در شب تاریک در داخل اتاق تاریک زیر لحاف در آن تاریکی و ظلمت یک گناهی بکنید نسبت به کسی حسد بورزید، نسبت به کسی بخل بورزید از او هم خدا با خبر است. بخل و حسدتان را هم ابراز کنید باز هم با خبر است در سوره نحل آیه 19
(وَاللَّهُ يعْلَمُ مَا تُسِرُّونَ وَمَا تُعْلِنُونَ)
خداوند آنچه را پنهان می داريد و آنچه را آشکار می سازيد، می داند.
سوره نحل (16): آیه 19
نمونه آوردم شاید نزدیک به 100 آیه خدای عالم در قرآن می گوید خدا شما را می بیند حواس تان را جمع کنید
(لَا جَرَمَ أَنَّ اللَّهَ يعْلَمُ مَا يسِرُّونَ وَمَا يعْلِنُونَ إِنَّهُ لَا يحِبُّ الْمُسْتَكْبِرِينَ)
قطعا خداوند از آنچه پنهان می دارند و آنچه آشکار می سازند با خبر است؛ او مستکبران را دوست نمی دارد!
سوره نحل (16): آیه 23
هیچ شک و شبهه ای نداشته باشید خدای عالم تمام کارهای سرّی و کارهای علنی شما را می بیند سوره قصص آیه 69
(وَرَبُّكَ يعْلَمُ مَا تُكِنُّ صُدُورُهُمْ وَمَا يعْلِنُونَ)
و پروردگار تو می داند آنچه را که سينه هايشان پنهان می دارد و آنچه را آشکار می سازند!
سوره قصص (28): آیه 69
خدای عالم می بیند آن چه که بنده ها در سینه هایشان مخفی کردند اظهار نمی کنند و آن گناهی که علنی انجام می دهند.
باز می فرماید:
(وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يعْلَمُ مَا فِي أَنْفُسِكُمْ فَاحْذَرُوهُ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ غَفُورٌ حَلِيمٌ)
و بدانيد خداوند آنچه را در دل داريد، می داند! از مخالفت او بپرهيزيد! و بدانيد خداوند، آمرزنده و بردبار است (و در مجازات بندگان، عجله نمی کند)!
سوره بقره (2): آیه 235
(وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يعْلَمُ مَا فِي أَنْفُسِكُمْ) خدا آن چه که مربوط به خودتان است از همه با خبر است (فَاحْذَرُوهُ) در کنارش می گوید (وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ غَفُورٌ حَلِيمٌ) خدای عالم بخشنده و حلیم است یعنی اگر گناه هم کردی چه سرّی، چه علنی تنها راهش استغفار است.
در آيه 99 سوره مائده:
(مَا عَلَى الرَّسُولِ إِلَّا الْبَلَاغُ وَاللَّهُ يعْلَمُ مَا تُبْدُونَ وَمَا تَكْتُمُونَ)
پيامبر وظيفه ای جز رسانيدن پيام (الهی) ندارد؛ (و مسؤول اعمال شما نيست). و خداوند آنچه را آشکار، و آنچه را پنهان می داريد می داند.
سوره مائده (5): آیه 99
خدای عالم آن چه که ظاهر می کنید و آن چه که کتمان می کنید بدی کسی را، بخل کسی را یا تصمیم دارید یک ضرری به کسی بزنید هر آن گناهی که ظاهر نمی کنید ولی این ها را کتمان می کنید تمامش را خدا می داند.
در خلوت گناه کردی رفتی مال پدرت را برداشتی خوردی، مغازه پدرت رفتی چیزی برداشتی در جیبت گذاشتی کتمان کردی خدا خبر دارد.
در سوره انعام آیه 3 می فرماید:
(وَهُوَ اللَّهُ فِي السَّمَاوَاتِ وَفِي الْأَرْضِ يعْلَمُ سِرَّكُمْ وَجَهْرَكُمْ وَيعْلَمُ مَا تَكْسِبُونَ)
اوست خداوند در آسمانها و در زمين؛ پنهان و آشکار شما را می داند؛ و از آنچه (انجام می دهيد و) به دست می آوريد، با خبر است.
سوره انعام (6): آیه 3
خدای عالم تمام آن چه که سرّی و جهری انجام می دهید می داند و آن چه که مایه کسب شما است حالا این کسب علم است، تجارت است، زراعت و هر چه است تمام این ها را می داند.
باز در آیه 5 سوره هود می فرماید:
(يعْلَمُ مَا يسِرُّونَ وَمَا يعْلِنُونَ إِنَّهُ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ)
(خداوند) می داند آنچه را پنهان می کنند و آنچه را آشکار می سازند؛ چرا که او، از اسرار درون سينه ها، آگاه است!
سوره هود (11): آیه 5
(يعْلَمُ مَا يسِرُّونَ وَمَا يعْلِنُونَ) خدا آن چه که سرّی و علنی انجام می دهید می داند (إِنَّهُ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ) در زاویه ذهنت کوچک ترین چیزی خطور کند از آن هم خدا آگاه است.
باز در سوره انبیاء آیه 110 می فرماید:
(إِنَّهُ يعْلَمُ الْجَهْرَ مِنَ الْقَوْلِ وَيعْلَمُ مَا تَكْتُمُونَ)
او سخنان آشکار را می داند، و آنچه را کتمان می کنيد (نيز) می داند (و چيزي بر او پوشيده نيست)!
سوره انبیاء (21): آیه 110
آن چه غیبت می کنید دروغ می گویید اهانت می کنید همه کارهای جهری شما را خدا می داند و آن چه که کتمان هم می کنید خدا می داند.
در سوره حج آیه 76 می فرماید:
(يعْلَمُ مَا بَينَ أَيدِيهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَإِلَى اللَّهِ تُرْجَعُ الْأُمُورُ)
آنچه را در پيش روی آنها و پشت سر آنهاست می داند؛ و همه امور به سوی خدا باز می گردد.
سوره حج (22): آیه 76
در گذشته هر چه گناه کردید خدا خبر دارد در آینده هم هر چه بناست گناه بکنید همه را خدا می داند.
این بخشی از آیات قرآن است که خدای عالم تأکید می کند بنده من، هر کاری می خواهی بکنی بدان که خدا می بیند. خدا آگاه است فردای قیامت هم خدای عالم با علمی که بر شما دارد شما را محاکمه خواهد کرد.
ولذا اگر این مسئله برای ما روشن بشود که بنده این جا دارم حرف می زنم خدای عالم من را می بیند حضرت ولی عصر من را می بیند به چه نیتی من دارم حرف می زنم؟ آیا برای این که خودی نشان بدهم؟ برای این که یک مطالبی بگویم بله من آنم که رستم بود پهلوان.
یا این نه مطالبی که من می گویم برای رضای خدای عالم است هم خودم از این آیات بهره ببرم هم شنوندگان عزیز ما بهره ببرند. هر نیتی من دارم این جملات را می گویم خدا می داند بر مبنای نیت من هم خدا فرد را محاکمه می کند.
شما بیننده عزیز پای تلویزیون نشستید برنامه را می بیند تکرار برنامه را می بینید به چه نیتی می بینید؟ به نیت این که واقعاً از این آیات، از این روایات و از این مطالب بهره ببرید؟ به طرف کمالات برسید و از گناه و معصیت دوری کنید واجبات را انجام بدهید.
لحظه لحظه شما عبادت است یا نه خدای نا کرده آن جا نشستید ببینید این کارشناسی که حرف می زند نقطه ضعفش کجا است؟ سوادش تا چقدر است؟ یک زنگی بزنیم بپیچانیم این یک نیت پای صحبت نشستن است که سرا پا گناه و معصیت است.
یک کسی خدمت آقا امام حسین (سلام الله علیه) آمد عرض کرد می خواهم با شما مناظره کنم. امام حسین فرمود من در عقایدم نه شک و شبهه ای دارم عقایدم محکم است اگر تو در عقایدت شک داری برو عقایدت را درست کن من احتیاجی به مناظره ندارم.
بعضی ها هستند برای این که خودی نشان بدهند به امام معصوم می گوید بیا با هم مناظره کنیم. موارد این طوری داشتیم خدمت ائمه می آمدند می خواستند خودی نشان بدهند بله ما هم بلد هستیم.
یک دفعه این است که یک کسی واقعاً خالصانه می آید مسئله برایش روشن بشود آن مرد شامی در مکه خدمت امام صادق می آید می گوید:
«أرید أن أناظرک»
«فَصِرْتُ إِلَيْكَ لِأُنَاظِرَكَ»
من می خواهم با شما مناظره کنم حضرت اصحابش را جمع می کند أبان ابن تغلب، زراره، مؤمن الطاق، قیس ماصر، حمران ابن أعین و ... می گوید با این ها مناظره کن به او بر می خورد می گوید می خواهم با خود شما مناظره کنم با این بچه ها مناظره نمی کنم.
بعد اولین کسی که برای مناظره کاندید می شود حمران ابن أعین است فرمود:
«إِنْ غَلَبْتَ حُمْرَانَ فَقَدْ غَلَبْتَنِي»
رجال الكشي إختيار معرفة الرجال؛ كشى، محمد بن عمر ناشر: مؤسسة نشر دانشگاه مشهد محقق/ مصحح: طوسى، محمد بن حسن / مصطفوى، حسن، ص276
اگر به شاگردان من پیروز شدی پیروزی بر این ها، پیروزی بر منِ امام صادق است. بعد همین آقا با اصحاب امام صادق مناظره می کند تعجب می کند می گوید یأبن رسول الله خواستی به من نشان بدهی چه شاگردهای تربیت کردی؟ خواستی شاگردهایت را به رخ من بکشی؟ گفت بله.
شما تصور می کنید در گوشه کنار شام می روید شبهه تولید می کنید ما این جا بیکار بنشینیم! خواستم به شما بگویم شاگردهای قدری تربیت کردیم. بعد همین آقایی که برای مناظره آمده است التماس می کند وقتی این شاگردها را دید دهانش آب افتاد، آقا جان می شود یک خواهش کنم می شود منهم جزء این شاگردهای شما باشم مثل این ها، این طور در معارف دینی تسلط داشته باشم؟ حضرت می گوید شاگردهای من نه در آن حد نیستی.
حضرت به هشام ابن حکم می گوید فعلاً یک مدتی ایشان را آموزش بده تا ببینیم چه می شود؟ هشام ابن حکم یک مدتی به آن مرد شامی شروع به آموزش دادن می کند، مرد شامی به شام بر می گردد انقلابی در او ایجاد می کند بعد دارد هر از چند خدمتی امام صادق می آمد و سوغات شام برای حضرت می آورد یک دفعه این طوری است هیچ مسئله ای نیست امام می نشینید یکی دو ساعت با طرف حرف می زند.
در هر صورت ...
برای رسیدن به کمالات، رسیدن به اخلاق علوی و سیره مهدوی یکی از اساسی ترین راه این است که بدانیم خدای عالم ما را می بیند و به اذن خدا، حضرت ولی عصر (ارواحنا فداه) هم از تمام اعمال قلبی و قالبی ما علنی و سرّی ما، کتمان شده و آشکار شده های ما از همه چیز خبر دارد.
فردای قیامت حساب کتاب مان با خدا و اهل بیت (علیهم السلام) است.
«وَ إِيَابُ الْخَلْقِ إِلَيْكُمْ وَ حِسَابُهُمْ عَلَيْكُم»
من لا يحضره الفقيه؛ نویسنده: ابن بابويه، محمد بن على، ناشر: دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم مصحح: غفاری، علی اكبر، ج2، ص612، زِيَارَةٌ جَامِعَةٌ لِجَمِيعِ الْأَئِمَّةِ (علیهم السلام)، ح 3213
در رابطه با بحث قیامت مطرح کردیم وقتی آن جا می آیند با توجه به اعمالی که در دنیا انجام داده اند یکی از نتایج خوب اعمال صالح در دنیا رسیدن به شفاعت اهل بیت است، رسیدن به شفاعت امیر المؤمنین است.
امیر المؤمنین علی (علیه السلام) «قَسِيمُ الجنَّةِ والنَّار» است.
«قَسِيمُ الجنَّةِ والنَّار»
نثر الدر في المحاضرات؛ اسم المؤلف: أبو سعد منصور بن الحسين الآبي الوفاة: 421هـ، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت /لبنان - 1424هـ - 2004م، الطبعة: الأولى، تحقيق: خالد عبد الغني محفوط، ج5، ص138
کلید بهشت را جبرئیل به رسول اکرم می دهد رسول اکرم به امیر المؤمنین می دهد. کلید جهنم را جبرئیل به رسول اکرم می دهد رسول اکرم به امیر المؤمنین می دهد.
هر کس در این دنیا رابطه با امیر المؤمنین داشت از پل صراط مثل برق رد می شود، اصلاً نمی فهمد آن پایین ها چه بود؟ آن هایی که رابطه نداشتند با سر در آتش جهنم می افتند و تا ابد در آن جا در عذاب الهی مخلد هستند.
مجری:
طیب الله این توفیق را داریم حضرت استاد به اسم این که مختصر برنامه قبل را بخواهیم بشنویم آن شاکله اصلی دستگیرمان می شود اما تماماً مصادیق و محتوایی که ارائه می شود محتوای جدید و نابی است.
عزیزان بیننده همراه ما باشید ما همین مبحث را ان شاء الله پی خواهیم گرفت و دقیق تر و عمیق تر وارد بحث هایی خواهیم شد که قطعاً مورد انتظار بسیاری از شما هم بوده است.
حضرت استاد این نکته مهم که حب آقا امیر المؤمنین علی ابن ابی طالب آن چیزی است که به انسان جواز عبور از پل صراط و جواز ورود به بهشت و نیفتادن در آتش جهنم را می دهد.
اما آن مطلبی که بسیار مطرح می شود می بینیم بعضی از معاندین به خاطر این که بخواهند بر آتش اختلافات بین شیعه و اهل سنت بدمند بخواهند این اختلافات را بیشتر و بیشتر بکنند بخواهند جنگ های چه بسا راه بیاندازند و از این ها سوء استفاده بکنند می آیند یک صحبت هایی انجام می دهند مبنی بر این که شیعه ادعایش این است هر کسی که غیر شیعه است او دشمن، مخالف و حتی کافر است.
حالا آن حکم های که به تبع تکفیر به آن ها داده می شود را به این ها نسبت می دهند یک سری افراد معاند هستند و خیلی از افراد هستند به تبع این صحبت ها برداشت شان این گونه شده است شاید عناد واقعی قلبی نداشته باشند یعنی غرض شان، غرض بدی نباشد. اما در ذهن شان این است که فقط و فقط و فقط شیعه است که وارد بهشت می شود و هر کسی غیر از شیعه است او مطلقاً کافر و دشمن خدا است روز قیامت قطعاً حسابش با جهنم و آتش جهنم خواهد بود آیا این مطلب درست است؟
حضرت آیت الله حسینی قزوینی:
الان در فضای مجازی، شبکه های وهابی، کانال ها و گروه های وهابی کلیپی از جناب آقای سید کمال حیدری دارند پخش می کنند، بله ایشان ادعاء کرده است تمام علمای شیعه بر این عقیده هستند غیر از شیعه کسی وارد بهشت نخواهد شد، همه این ها مخلد در آتش هستند اگر در دنیا هم حکم به طهارت این ها بشود باطناً این ها کافر هستند و راهی به بهشت ندارند.
نکته ای عرض کنم خیلی از مطالبی که از جناب آقای سید کمال حیدری نقل می شود تقطیع است، ایشان یک بد سلقیگی دارد می آید یک شبهه ای را مطرح می کند طوری مطرح می کند که آدم تصور می کند حرف خودش است خیلی جدی مطرح می کند و حال آن که این از نظر روش سخنرانی خلاف است. ما شبهه را بال و پر بدهیم چنین و چنان کنیم.
این شبهه وقتی در ذهن یک فردی نشست به این سادگی نمی شود شبهه را از ذهن او بر طرف کرد.
یادم است یک وقت خدمت آيت الله العظمی وحید خراسانی بودیم بعضی از وهابی ها، مسیحی ها یا بهائی ها شیعه شده بودند به این ها گزارش داده بودند تعدادی افراد به مذهب اهل بیت مشرف شدند.
بعضی از افراد داشتیم قبلاً هم عرض کردم از لندن به قم آمد گفت من 19 سال مبلغ بهائی بودم، ولی صحبت های شما را شنیدم منقلب شدم آدرس نداشتم به حرم و مدرسه فیضیه آمدم پرسان پرسان آمد ما را پیدا کرد.
گفت آیا من می توانم توبه کنم؟ گفتم راه توبه باز است چرا نمی توانی. دوباره شهادت ثالثه را برای شان تلقین کردیم ایشان هم تکرار کرد گفت غذای حلال لندن دست فرزندان من است خیلی هم اصرار می کرد آن جا آمدید جای دیگر نروید به منزل ما بیایید. گفت یک چیزی می توانید بنویسید من از بهائیت توبه کردم ما هم یک چیزی نوشتیم و مُهر کردیم.
از این طور قضایا الی ماشاء الله در این بیست و بیست و پنج سال داشتیم آیت الله العظمی وحید خراسانی جمله ای زیبایی گفت، گفت فلانی ده ها هزار نفر را شما به مذهب شیعه و اهل بیت بکشانید ده هزار مسیحی، یهودی، بهائی و ... شیعه بشود این ها را در یک کفه بگذارید اگر شبهه ای که مطرح می کنید این شبهه را با آب و تاب مطرح کنید در ذهن طرف بیافتد جواب شما، جواب قانع کننده نباشد گناه این شبهه از هزاران نفری که به مذهب شیعه مشرف شدند بیشتر است.
یعنی آن چنان بیان کرد که بدن مان لرزید، ایشان آن زمان حال شان خوب بود این قضیه مال دهه 80 است.
در ذهنم نیست سال 85 یا 86 بود خدمت ایشان رسیده بودیم می فرمود اگر یک شبهه در ذهن یک جوان وارد بشود و اگر بیرون نرود گناه این از ده ها هزار نفری که با صحبت شما به مذهب اهل بیت کشیده شدند بیشتر است.
بعضی از آقایان یک مقداری بد سلیقه هستند شبهه را مطرح می کنند تصور می کنند که اگر من شبهه را با آب و تاب مطرح کردم یک فن و هنری است طرف منتظر است که من جواب بدهم.
بدبختی ما این است ایشان در یک جلسه همه اش شبهه مطرح می کند در جلسات بعدی شروع می کند شبهات را جواب دادن معاندین می آیند این جلسه ای که شبهه را مطرح کرده است می گیرند شروع می کنند در فضای مجازی منتشر کردن.
این ها یک مقداری دور از انصاف است هم روش ایشان را ما نا درست می دانیم هم کاری که می آیند تقطیع می کنند.
سایت جناب آقای سید کمال حیدری "الموقع الرسمی لمکتب سماحة المرجع الدینی السید کمال الحیدری" برای 31/ 8/ 2010 است ایشان در این جا از وهابی ها که شیعه و سنی را تکفیر می کنند تمام این ها را ایشان آورده است.
بعد نسبت به عقاید شیعه می رسد عبارتی از مرحوم شیخ مفید نقل می کند می گوید بعضی ها این کار را انجام می دهند این کفر در برابر اسلام نیست. انکار ولایت امیر المؤمنین
«لم یخرجوهم بذلک عن حکم ملة الإسلام»
بعد می گوید:
«فهؤلاء ليسوا كفّاراً بحسب الشرع نعم في الآخرة ما ذا يعامَلون سیأتي بحثه»
بعد ایشان می گوید:
«في الأعم في الأغلب المسلمون یذهبون إلى الجنه»
اغلب مسلمان ها شیعه، سنی همه وارد بهشت خواهند شد.
بعد موارد دیگری هم مطرح می کند فعلاً ما کاری با آن مطالب شان نداریم خود ایشان در سایت شان می گوید اغلب مسلمان ها وارد بهشت می شوند.
مجری:
همان مطلبی که حضرتعالی جلسه پیش مسلماً روایات و مطالبش را بیان فرمودید.
حضرت آیت الله حسینی قزوینی:
بله، روایت مربوط به صدیقه طاهره، جز افراد شاک، مشرک و منافق یا کافر، منافق و شاک یعنی کسانی که واقعاً نسبت به خدا و پیغمبر و ائمه (علیهم السلام) یا در شک هستند یا کلاً کافر هستند یا منافق هستند، غیر از این 3 دسته همه مسلمان ها وارد بهشت می شوند.
روایات متعدد دیگری داریم فقط یک اشاره ای بکنم، روایتی است در کتاب محاسن مرحوم برقی متوفای 274 در زمان غیبت صغرا و یکی از کتاب های قدیمی شیعه است.
در این جا می آورد راوی می گوید آن کسانی که:
«يَجْرِي لِهَؤُلَاءِ مِمَّنْ لَا يَعْرِفُ مِنْهُمْ هَذَا الْأَمْرَ»
آیا (مَنْ جَاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثَالِهَا) درباره کسانی که ولایت شما را قبول ندارند جاری است؟
(مَنْ جَاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثَالِهَا)
هر کس کار نيکی بجا آورد، ده برابر آن پاداش دارد
سوره انعام (6): آیه 160
فرمود برای مؤمنان خاصه است عرض کردم آقا جان:
«أَ رَأَيْتَ مَنْ صَامَ وَ صَلَّى وَ اجْتَنَبَ الْمَحَارِمَ»
کسی روزه می گیرد نماز هم می خواند و از محرمات اجتناب می کند
«وَ حَسُنَ وَرَعُهُ»
ورعش هم خوب است.
«مِمَّنْ لَا يَعْرِفُ وَ لَا يَنْصِبُ»
نه ولایت شما را می شناسد و نه ناصبی است به شما بد و بیراه می گوید.
خیلی جالب است ولایت شما را قبول ندارد به شما ناسزا هم نمی گوید فرمود:
«إِنَّ اللَّهَ يُدْخِلُ أُولَئِكَ الْجَنَّةَ بِرَحْمَتِه»
خدای عالم این ها را به رحمت خودش وارد بهشت می کند.
المحاسن؛ نویسنده: برقى، احمد بن محمد بن خالد، محقق / مصحح: محدث، جلال الدين، ناشر: دار الكتب الإسلامية، ج1، ص158
از این بهتر! از این طور روایات حدود 40- 45 روایت داریم یکی دو تا روایت نیست. فقط روایات را بخواهیم نقل کنیم آن های که ائمه را نمی شناسند از ولایت ائمه آگاهی ندارند و ناسزا هم به ائمه نمی گویند یعنی ناسزای به ائمه، ناسزای به پیغمبر است. ناسزای به رسول الله، ناسزای به خدای عالم است.
کسی که به خدا و پیغمبر ناسزا بگوید بهشت جایش نیست مشخص است با این کارش جای خودش را در آن جا انتخاب کرده است.
یا مرحوم مقدس اردبیلی (رضوان الله تعالی علیه) از فقهای بزرگ ما است در مجمع الفائده، جلد 3، صفحه 220 همین تعبیر را دارد جالب است مرحوم شیخ طوسی در امالی روایت خیلی زیبایی دارد از این روایت خیلی خوشم می آید عزیزان دقت کنند.
آن آقایانی که بالای منبر می روند یا بعضی از عزیزان مداح برای این که یک مقداری مجلس گرم کنند می گوید بهشت در انحصار امیر المؤمنین و شیعیان علی است. این روایت را دقت کنند می گوید:
«إِذَا كَانَ يَوْمُ الْقِيَامَةِ، وَ فَرَغَ اللَّهُ مِنْ حِسَابِ الْخَلَائِقِ، دَفَعَ الْخَالِقُ (عَزَّ وَ جَلَّ) مَفَاتِيحَ الْجَنَّةِ وَ النَّارِ إِلَيَّ فَأَدْفَعُهَا إِلَيْكَ، فَيَقُولُ لَكَ: احْكُمْ. قَالَ عَلِيٌّ (عَلَيْهِ السَّلَامُ): وَ اللَّهِ إِنَّ لِلْجَنَّةِ أَحَداً وَ سَبْعِينَ بَاباً، يَدْخُلُ مِنْ سَبْعِينَ مِنْهَا شِيعَتِي وَ أَهْلُ بَيْتِي»
خدای عالم برای بهشت هفتاد و یک دَرْ گذاشته است از هفتاد دَرْ آن شیعیان و اهل بیت من می آیند.
«وَ مِنْ بَابٍ وَاحِدٍ سَائِرُ النَّاسِ»
یک در مخصوصی بهشت دارد که غیر از شیعه ها از آن جا وارد می شوند.
الأمالي (للطوسي)؛ نویسنده: طوسى، محمد بن الحسن، ناشر: دار الثقافة ، مصحح: ندارد، ص369
از این بهتر؟ روایت از نظر سند کاملاً صحیح است بررسی سندی هم داشتیم. این روایت برای ما چه می گوید؟ دَرِ مخصوصی برای غیر شیعه.
مجری:
حتی مسیرشان هم مشخص است
حضرت آیت الله حسینی قزوینی:
بله، مسیرش را هم مشخص کرده است امام صادق (سلام الله علیه) از رسول اکرم می گوید غیر از شیعه ها در مخصوی بهشت دارد از آن جا وارد می شوند.
شیخ صدوق در خصال درهای اصلی را می گوید. آن جا که 71 در گفت، درهای فرعی است. حضرت می فرماید:
«إِنَّ لِلْجَنَّةِ ثَمَانِيَةَ أَبْوَابٍ بَابٌ يَدْخُلُ مِنْهُ النَّبِيُّونَ وَ الصِّدِّيقُونَ وَ بَابٌ يَدْخُلُ مِنْهُ الشُّهَدَاءُ وَ الصَّالِحُونَ وَ خَمْسَةُ أَبْوَابٍ يَدْخُلُ مِنْهَا شِيعَتُنَا وَ مُحِبُّونَا فَلَا أَزَالُ وَاقِفاً عَلَى الصِّرَاطِ أَدْعُو وَ أَقُولُ رَبِّ سَلِّمْ شِيعَتِي وَ مُحِبِّي وَ أَنْصَارِي وَ مَنْ تَوَلَّانِي فِي دَارِ الدُّنْيَا فَإِذَا النِّدَاءُ مِنْ بُطْنَانِ الْعَرْشِ قَدْ أُجِيبَتْ دَعْوَتُكَ وَ شُفِّعْتَ فِي شِيعَتِكَ وَ يُشَفَّعُ كُلُّ رَجُلٍ مِنْ شِيعَتِي»
بعد دارد:
«وَ مَنْ تَوَلَّانِي وَ نَصَرَنِي وَ حَارَبَ مَنْ حَارَبَنِي بِفِعْلٍ أَوْ قَوْلٍ فِي سَبْعِينَ أَلْفَ مِنْ جِيرَانِهِ وَ أَقْرِبَائِهِ»
آن کسانی که از ما دفاع می کنند. بهشت 8 تا در اصلی دارد از یک در پیغمبرها و صدیقین می روند یک در شهداء و صالحین می روند 5 تا در است که شیعیان و محبین ما از آن می روند.
«وَ بَابٌ يَدْخُلُ مِنْهُ سَائِرُ الْمُسْلِمِينَ»
یک در مخصوصی هم است غیر از شیعه ها از آن جا وارد می شوند
«مِمَّنْ شَهِدَ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ»
شهادت به وحدانیت خدا دادند حتی پیغمبر هم به گوش شان نرسیده است خیلی از افراد هستند اسمی از رسول اکرم، اسمی از حضرت مسیح و حضرت موسی به گوش شان نرسیده است. ولی:
«وَ لَمْ يَكُنْ فِي قَلْبِهِ مِقْدَارُ ذَرَّةٍ مِنْ بُغْضِنَا أَهْلَ الْبَيْتِ»
در قلبش ذره ای از بغض و کینه ما اهل بیت را ندارد.
الخصال؛ ابن بابويه، محمد بن على، محقق/ مصحح: غفارى، على اكبر، ناشر: جامعه مدرسين، ج2، ص408
این ها از آن در مخصوص وارد بهشت خواهند شد.
در کافی، جلد 3، صفحه 247 ضریس کُناسی می گوید از امام باقر سوال کردم
«أَنَّ النَّاسَ يَذْكُرُونَ أَنَّ فُرَاتَنَا يَخْرُجُ مِنَ الْجَنَّةِ فَكَيْفَ هُوَ وَ هُوَ يُقْبِلُ مِنَ الْمَغْرِبِ وَ تُصَبُّ فِيهِ الْعُيُونُ وَ الْأَوْدِيَةُ ...»
تا آن جای که حضرت می فرماید آن کسانی که عمل صالح دارند عداوتی از ما در قلب شان نیست.
«فَإِنَّهُمْ يُخَدُّ لَهُمْ خَدٌّ إِلَى النَّارِ الَّتِي خَلَقَهَا اللَّه»
از قبرشان دالان نوری باز می شود حتی در عالم برزخ هم این ها در بهشت برزخی هستند. بعد از این که خدای عالم در قیامت می خواهد حساب کند بستگی دارد این ها را به بهشت ببرد
«فَهَؤُلَاءِ مَوْقُوفُونَ لِأَمْرِ اللَّه»
الكافي (ط - الإسلامية)؛ نویسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الكتب الاسلامیة، ج3، ص247
کارش دست خدا است خدا به رحمتش عده ای را به بهشت می برد آن های که واقعاً در قلب شان ذره ای از بغض آل محمد نیست و آن های که در قلب شان بغض و کینه آل محمد است به جهنم می برد.
این را مرحوم علامه مجلسی در مرآة العقول، جلد 14، صفحه 228 می گوید:
«الحدیث الأول صحیحٌ»
مرآة العقول في شرح أخبار آل الرسول؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، حقق / مصحح: رسولى محلاتى، هاشم، ناشر: دار الكتب الإسلامية، ج14، ص228
سندش هم صحیح است.
مجری:
از مجلسی آمده علامه مجلسی هم تأیید کرده است.
حضرت استاد یک نکته ای که وجود دارد این ها روایات هستند در چه منابع معتبری هم ذکر شدند برای کسی که اهل تحقیق است همه این ها قابل استناد است اما یک نکته ای که در آن کلیپ ها مخصوصاً به چشم می خورد این که ادعا این بود خیلی از فقهاء و علماء تکفیر کردند. یعنی بیان این بود شما هیچ از فقهاء را پیدا نمی کنید هیچ کس از علمای شیعه را پیدا نمی کنید که غیر از شیعه را تکفیر نکرده باشد.
اگر بخواهیم نسبت به خود همین مطلب، اصل مطلب برای ما جا افتاد اما نظر فقهاء نسبت به اهل سنت چه است؟ مخصوصاً فقهای بزرگی در معاصرین مثل حضرت امام خمینی بعد از آن هم اگر فرصت شد به مابقی فقهایی که عَلَمْ بودند ان شاء الله برسیم این ها را بررسی بکنید ممنون می شوم.
حضرت آیت الله حسینی قزوینی:
نکته زیبایی فرمودید الان فرمایشات امام (رضوان الله تعالی علیه) برای ما حجت است، انقلابی باشیم یا نباشیم کارهای سیاسی امام را قبول داشته باشیم یا نداشته باشیم آن جدا است.
ولی این که امام یک فقیه است و یک کسی است که تمام عمرش را با روایات اهل بیت گذرانده است و یک اسلام شناس است. یعنی اسلام شناس واقعی است این شیعه، سنی ندارد انقلابی و غیر انقلابی ندارد مدافع اپوزوسیون ندارد.
همه این ها بر این عقیده هستند که امام در مسائل دینی یک آدم متخصصی است، نظرات ایشان، نظرات مقبول برای عموم مسلمین است.
ایشان اولاً در کتاب الطهارة، جلد 3، صفحه 437 می گوید:
«وأنّ ما أُخذ في ماهية الإسلام ليس إلَّا الشهادة بالوحدانية، والرسالة، والاعتقاد بالمعاد»
آن که ثابت می کند یک نفر مسلمان است شهادت به وحدانیت خدا، شهادت به رسالت پیغمبر و شهادت به قیامت است.
دو تای اولی قطعی است یعنی اگر کسی شهادت به وحدانیت و رسالت خدا بدهد مسلمان است و از کفر بیرون می آید. آیا اعتقاد به معاد هم ضرورت دارد؟ یعنی کسی خدا و پیغمبر را قبول دارد ولی نسبت به معاد، اعتقاد ندارد می گوید اشکالی ندارد برایش ضرر ندارد. چقدر واضح و روشن است بعد دارد:
«ولا يعتبر فيها سوى ذلك»
غیر از این سه تا که دو تا قطعی است یکیش احتمالی است هیچ چیزی در مسلمان بودن فرد معتبر نیست.
«سواء فيه الاعتقاد بالولاية وغيرها»
معتقد به ولایت باشد یا نباشد این مسلمان است.
«فالإمامة من أُصول المذهب، لا الدين»
امامت، اصول مذهب است اصول دین نیست.
از این واضح تر از این روشن تر؟ بحث دیگری را ایشان می آورد می گوید بعضی از روایات است غیر شیعه کافر هستند کفر نیستند حتی تنزیل در احکام ظاهریه هم نیست بلکه این روایت، مخالف است با اخبار مستفیض بلکه متواتر و این اخباری که می گوید غیر شیعه کافر است همه این ها:
«واضح البطلان»
بطلان این روایت ظاهر است.
یعنی اگر یک روایتی پیدا کردی می گوید غیر از شیعه همه کافر هستند حضرت امام می فرمایند تمام این ها بطلانش واضح است از این بهتر، واضح تر و روشن تر بگوید؟ چرا؟ دلیل:
«ضرورة معاشرة أهل الحقّ معهم أنواع العشرة من لدن عصر الأئمّة ( عليهم السّلام ) إلى الحال من غير نكير ، ومن غير شائبة تقيّة»
كتاب الطهارة ( ط.ج )؛ السيد الخميني (وفات : 1410)، تحقيق: مؤسسة تنظيم ونشر آثار الامام الخميني (س)، ناشر: مؤسسة تنظيم ونشر آثار الامام الخميني (س)، قم 1427، ج 3 ص 437
می بینیم از زمان ائمه (علیهم السلام) خود ائمه و شیعیان با غیر شیعه معاشرت و رفت و آمد داشتند غذای آن ها را می خوردند از ذبیحه آن ها استفاده می کردند هیچ کدام شبهه ای نداشتند چون آقا شیعه نیست کافر و نجس است. اصلا خود ائمه و اصحاب ائمه و بعد از ائمه، متشرعین و فقهای ما با غیر شیعه تعامل شان، تعامل اسلامی بوده است.
اگر ما چهار تا روایت پیدا کردیم غیر شیعه همه کافر و نجس هستند معلوم می شود این ها «واضح البطلان» است.
همچنین ایشان در جلد 3، صفحه 441 فرمایشی دارد. اتفاقاً سال 84 یا 85 در مکه در منزل جناب آقای دکتر غامدی جلسه مناظره ای داشتیم جناب آقای دکتر مبلغی که آن زمان رئیس دانشکده مذاهب بودند و جناب آقای دکتر زمانی نماینده رهبری در امور اهل سنت بودند هم بودند آن جا رفتیم دیدیم.
جناب آقای دکتر معارف که از هیئت علمی دانشگاه تهران (الهیات) است جناب آقای دکتر عادل مسئول بعثه در قسمت عربی بودند. آن ها آن جا نشسته بودند حدود 3 ساعت و نیم با ایشان مناظره داشتیم.
یکی از مناظرات خیلی موفق ما که با توفیقات الهی و عنایت حضرت ولی عصر بود یک جلسه ای در مشهد بودیم آقای دکتر زمانی، جناب آقای روستا آزاد که از بچه های دفتر تبلیغات هم بود گفت در عمرم همچنین مناظره ای ندیدم که در مناظره طرف مقابل آن هم وهابی چند بار اعتراف کند من اشتباه کردم.
یکی از آن ها همین بحث بود ایشان چند فتوکپی از کتاب های امام آورد ببینید امام این جا نوشته است اهل سنت، نجس و کافر هستند.
من لپ تابم جلویم بود سریع سرچ کردم این عبارت را آورد گفتم آقای غامدی اگر این را یک شتر چران بیابان های ریاض بگوید ما گلایه نمی کنیم شمایی که 22 سال در مقطع دکترا تدریس می کنید استاد تمام دانشگاه ام القریٰ هستید دارای این همه تألیفات از شما بعید است گفت مگر چه است؟
گفتم بفرمایید امام این عبارت را از صاحب حدایق نقل کرده است بعد هر چه عبارت تند می توانست نثار کرده است.
در کتب الطهارة، جلد 3 ایشان مطالب صاحب جواهر را می آورد
«ومن بعض ما ذكر يظهر حال الدعوى الأُخرى لصاحب " الحدائق " : وهي أنّهم منكرون للضروري من الإسلام، ومن كان كذلك فكافر، لكنّه خلط بين مطلق العامّة، ونصّابهم من قبيل يزيد وابن زياد عليهما لعائن الله»
كتاب الطهارة ( ط.ج )؛ السيد الخميني (وفات : 1410)، تحقيق: مؤسسة تنظيم ونشر آثار الامام الخميني (س)، ناشر: مؤسسة تنظيم ونشر آثار الامام الخميني (س)، قم 1427، ج 3 ص 437
صاحب حدایق روایاتی را مطرح کرده است بین اهل سنت و ناصبی ها قاطی کرده است همه را با یک دید ملاحظه کرده است. این روایاتی که می گوید کافر و نجس است مال نصاب (افراد ناصبی) است نسبت به ائمه ناسزا می گویند ربطی به اهل سنت ندارد.
بعد می گوید:
«وفيها أوّلًا: أنّ الإمامة بالمعنى الذي عند الإمامية، ليست من ضروريات الدين»
امامت به آن چه که در نزد شیعه است اعتقاد به امامت حضرت امیر و یازده فرزند بزرگوارش از ضروریات دین نیست.
«فإنّها عبارة عن أُمور واضحة بديهية عند جميع طبقات المسلمين»
تا آن جایی که می گوید:
«نعم هي من أُصول المذهب، ومنكرها خارج عنه، لا عن الإسلام»
امامت از اصول مذهب است اگر کسی امامت را قبول نکرد از مذهب بیرون رفت شیعه نیست نه این که از اسلام بیرون رفته است.
بعد می گوید:
«وأمّا التمثيل بمثل قاتلي الأئمّة ( عليهم السّلام ) وناصبيهم، فغير مربوط بالمدعى»
كتاب الطهارة ( ط.ج )؛ السيد الخميني (وفات : 1410)، تحقيق: مؤسسة تنظيم ونشر آثار الامام الخميني (س)، ناشر: مؤسسة تنظيم ونشر آثار الامام الخميني (س)، قم 1427، ج 3 ص 441
ایشان خیلی مفصل در چند جا نسبت به فرمایشات بزرگان مثل صاحب حدایق و ... موضع می گیرد و عبارت خیلی تندی هم بیان می کند نقل می کند و رد می کند. گفتم دکتر شما آمدید نقل را گرفتید این عبارت مال خود امام نیست مال صاحب حدایق است بعدش هم می گوید صاحب حدایق اصلاً متوجه این روایت نشده است.
این روایت ناظر به نواصب است ناظر به اهل سنت نیست، یعنی سوادش در حدی بود که نتوانست تشخیص بدهد.
مجری:
تقطیع ها همان جا هم کار دست شان داده است.
استاد ایت الله حسینی قزوینی:
باز ایشان در کتاب الطهارة، جلد 4، صفحه 378 بعد از نقل فرمایشات صاحب حدایق و دیگران می گوید:
«أنّ الروايات الواردة في تشريح حقيقة الإسلام، ظاهرة في أنّ جميع أحكام الإسلام»
روایاتی است که در حقیقت اسلام وارد شده است ظاهر از این که جمیع احکام اسلام
«مترتّبة على من أقرّ بالشهادتين»
كتاب الطهارة ( ط.ج )؛ السيد الخميني (وفات : 1410)، تحقيق: مؤسسة تنظيم ونشر آثار الامام الخميني (س)، ناشر: مؤسسة تنظيم ونشر آثار الامام الخميني (س)، قم 1427، ج 4 ص 378
در تمام احکام اسلام ازدواج جایز است. ذبیحه اش را می شود خورد. غذای او درست است می شود مصاحفه کرد. رفت و آمد اشکالی ندارد تمام احکام اسلام جاری است «من أقرّ بالشهادتین» مثل موثقه سماعة ابن مهران می گوید به امام صادق عرض کردم
«أَخْبِرْنِي عَنِ الْإِسْلَامِ»
اسلام واقعی چه است که با گفتن او انسان پاک می شود و وراث او از او ارث می برند. چون اگر کسی کافر شد دیگر از پدر مسلمانش ارث نمی برد یعنی بین کافر و اولادش توارثی در کار نیست حضرت فرمودند:
«الْإِسْلَامُ شَهَادَةُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ التَّصْدِيقُ بِرَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه وله وسلم)»
اسلام شهادت به وحدانیت خدا و تصدیق رسول خدا است.
«بِهِ حُقِنَتِ الدِّمَاءُ»
اگر کسی وحدانیت خدا را قبول کرد و پیغمبر را قبول کرد خون او، مال او، عِرض و ناموس او در پناه اسلام و محترم است.
«وَ عَلَيْهِ جَرَتِ الْمَنَاكِحُ وَ الْمَوَارِيثُ»
ازدواج ها و ارث بر مبنای توحید و نبوت جاری است.
«وَ عَلَى ظَاهِرِهِ جَمَاعَةُ النَّاسِ»
تمام اهل سنت هم بر این عقیده هستند.
الكافي (ط - الإسلامية)، نویسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الكتب الاسلامیة، ج2، ص25
نگاه ما به اهل سنت هم همین است از این بهتر؟ می گوید عبارت امام صادق (سلام الله علیه) است می گوید اهل سنت معتقد به وحدانیت خدا و رسالت پیغمبر هستند «جَرَتِ الْمَنَاكِحُ وَ الْمَوَارِيثُ»
بعد می گوید: صحیحه حمران ابن أعین هم همین است در پاورقی عبارت اول موثقه سماعه را کافی، جلد 2، صفحه 25، حدیث 1 حدیث صحیحه حمران ابن أعین برادر زراره کافی، جلد 2، صفحه 26، حدیث 5 بعد می گوید:
«ومعلوم أنّ تلک الامثلة لإفادة أنّ جمیع الاحکام الظاهرة»
از این روایات که حضرت مثال زده است «جَرَتِ الْمَنَاكِحُ وَ الْمَوَارِيثُ» ظاهر است که تمام احکام ظاهری، معاشرت با اهل سنت، ازدواج با اهل سنت، خوردن ذبیحه اهل سنت، خوردن غذای اهل سنت تمام این ها مترتب بر شهادتین است.
«فتوهم أنّ الطهارة التي هي من أوضح ما یحتاج إلیها الناس في عشرتهم لا تترتب علیها في غایة السقوط»
آن کسانی که توهم کردند دچار وهم شدند خیالاتی شدند تصور کردند بر این که طهارت منوط به قبول ولایت اهل بیت است می گوید «في غایة السقوط». از این واضح تر و روشن تر؟
امام در وصیتنامه سیاسی الهی شان می گوید آن کسانی که برای شان محرز شد یقینی شد رسول اکرم، امیر المؤمنین را به عنوان خلیفه معین کرد. ائمه را به عنوان امام و خلیفه معین کرد یقین کرد با یقین، انکار کرد (وَجَحَدُوا بِهَا وَاسْتَيقَنَتْهَا أَنْفُسُهُمْ) این ها معلوم نیست آن شفاعت اهل بیت البته بحث نجاست و طهارت بر او مترتب نیست.
ولی این که فردای قیامت این ها اهل شفاعت می شوند و وارد بهشت می شوند برای ما ملاک نیست مثلاً بگوییم برای این، مسئله روشن شده است بعد از این که مسئله روشن شد انکار کرده است.
مجری:
حضرت استاد کلام را از حضرت امام (رحمة الله علیه) نقل کردیم، به عنوان یکی یا شاید بگوییم قطعاً بزرگ ترین فقیهی که معاصر ما است. این صحبت را وقتی می شنویم به وضوح می توانیم عقیده شیعه را نسبت به دین با استناد به این کلام بفهمیم اما بخواهیم دیگر فقهاء را هم بررسی بکنیم از دیگر فقهاء بزرگ مرحوم حضرت آیت الله العظمی خویی هستند ایشان هم نسبت به اهل سنت صحبتی داشتند؟
حضرت آیت الله حسینی قزوینی:
ایشان به نظرم تندتر از امام فرمایش دارند. ایشان در کتاب تنقیح شرح عروة قسمت طهارت، مؤسسه آقای خویی چاپ کرده است صفحه 80 می فرماید:
«وأمّا الولاية بمعنى الخلافة فهي ليست بضرورية بوجه»
ولایت به معنای خلافت از ضروریات اسلام نیست.
«وإنما هي مسألة نظرية»
این مسئله فقهی، اجتهادی است.
«وقد فسّروها بمعنى الحب والولاء ولو تقليداً لآبائهم وعلمائهم»
این ها ولایت به معنای خلافت را تفسیر به معنای محبت کردند
«من کنتُ مولاه فعلیٌ مولاه»
هر کس من را دوست دارد علی را هم دوست داشته باشد ولو به خاطر تقلید از پدران شان یا تقلید از علماء.
«وإنكارهم للولاية بمعنى الخلافة مستند إلى الشبهة»
این که ولایت به معنای خلافت را انکار کردند به خاطر شبهاتی که وجود دارد. ما قبلاً گفتیم انکار ضروری که موجب کفر و نجاست می شود در جایی که مستلزم تکذیب پیغمبر باشد
«كما إذا كان عالما بان ما ينكره مما ثبت من الدين بالضرورة»
یعنی برایش محرز بشود عالم باشد موضوع ولایت را یقین کند که دارد انکار می کند از ضروریات دین است. یعنی اگر کسی معتقد باشد از نظر علمی، اجتهادی به این برسد که ولایت ائمه از ضروریات دین است با این حال انکار بکند خیلی مهم است. بحث علم نیست این که جزء شریعت است نه؛ جزء «ما جاء بِه النبي» است نه بلکه یقین کند ولایت از ضروریات دین است با همه این حال انکار کند.
مشخص است فرقی نمی کند چه سنی باشد چه شیعه باشد اگر کسی یقین کرد ولایت اهل بیت جزء ضروریات دین است آمد انکار کرد:
«کلهم إلی النار»
شک و شبهه ای نیست تعارف هم نداریم خیلی به صراحت داریم می گوییم عقیده بزرگان ما مثل امام، آیت الله العظمی خویی، صاحب جواهر حتی صاحب حدایق، صاحب ریاض، علامه حلی (رضوان الله تعالی علیهم)، شیخ طوسی همه بزرگان مان.
در جلسه بعد ان شاء الله همه فقهاء را در صفی قرار می دهیم که این ها بر این عقیده هستند اگر کسی باز تکرار می کنم معتقد باشد ولایت، جزء ضروریات دین است با این حال انکار کند این فرق نمی کند شیعه، مسیحی، یهودی، سنی، وهابی، اسماعیلی، زیدی باشد هر کس می خواهد باشد شکی نیست. ایشان باز می گوید:
«وهذا لم يتحقق في حق أهل الخلاف لعدم ثبوت الخلافة عندهم بالضرورة لأهل البيت (علیه السلام)»
اهل سنت برای شان ثابت نشده که خلافت علی و امامت اهل بیت جزء ضروریات دین است نه ولایت به معنای خلافت.
«نعم الولاية - بمعنى الخلافة - من ضروريات المذهب لا من ضروريات الدين»
ولایت به معنای خلافت از ضروریات مذهب است از ضروریات دین نیست.
كتاب الطهارة؛ نويسنده: السيد الخوئي (وفات : 1413)، ناشر: دار الهادي للمطبوعات قم: 1410، ج2، ص86
این همان تعبیری که امام (رضوان الله تعالی علیه) داشتند.
من بارها گفتم کلمات بزرگان ما نشانگر عقاید مذهب است نه فلان عالم افراطی یا تفریطی. ما گرفتار یک سری این طور افراد مخصوصاً بعد از انقلاب شدیم یک عده آمدند به قدری عقب بر گشتند از پشت بام از عقب افتادند. بعضی ها هم به قدری افراط کردند جلو رفتند با سر از بالای پشت بام به زمین افتادند.
باید دقت کنیم نه حالت افراطی داشته باشیم نه حالت تفریطی داشته باشیم باز ایشان در تنقیح شرح عروه، جلد 3، صفحه 78 ایشان می گوید:
«فلا يعتبر في الإسلام غير الشهادتين»
در این که یک نفر مسلمان است غیر از شهادتین چیز دیگری را معتبر نمی دانیم. بعد می گوید:
«مضافاً إلى السيرة القطعية الجارية»
سیره قطعیه جاری است
«على طهارة أهل الخلاف»
تمام اهل سنت را ما پاک می دانیم
این حرف چرندی که بعضی ها می گویند هیچ فقیهی نیست از فقهای شیعه الا این که فتوا به نجاست اهل سنت داده است آقای محترم، بزرگوار با ایشان یک جلسه ای در منزل مان بود به ایشان گفتم شمایی که این مطالب را می گویید فرمایشات آقای خویی و امام را می خواهی چه کار کنی؟ این ها جزء فقهاء شیعه هستند یا نه یا این ها را جزء فقهای شیعه نمی دانید؟ روایت را کنار می گذاریم جوابی نداشت به ما بگوید.
سیره قطعیه است بر طهارت غیر شیعه چون متشرعین در زمان ائمه و خود ائمه (علیهم السلام) از این ها گوشت می خریدند اگر گوسفند و گاوی می کشتند این ها را حلال می دانستند با این ها مباشرت می کردند معاشرت داشتند و با این ها معامله طهارت و اسلام می کردند.
«من غير أن يرد عنه ردع»
شرح العروة الوثقى - الطهارة ( موسوعة الإمام الخوئي )؛ نويسنده : تقرير بحث السيد الخوئي للغروي (وفات : 1413)، ناشر: مؤسسة إحياء آثار الأمام الخويي قدس سره، قم: 1426 – 2005 م، ج3، ص78
یک روایت نداریم ائمه به اصحابش بگوید اهل سنت اگر گوسفندی را کشتند گوشت شان را نگیرید نجس است. ماستی، پنیری چیزی درست کردند چون به دست شان خورده است نجس است نباید استفاده بکنید.
در روایتی است ظاهراً امام صادق (سلام الله علیه) اگر اشتباه نکنم در حال رفتن به جایی بودند یکی از شیعه های چهار آتشه گفت آقا افرادی که در بادیه هستند عشایر و ... این ها نه طهارتی نه نجاستی نمی دانیم چه کار کنیم از محصولات دامپروری این ها استفاده می کنیم حضرت گفت همین جا اطراق کنید.
خیمه ای در بیابان بود گفت برو از او ماست و پنیر بگیر آورد خود حضرت با نان از ماست و پنیرش خورد عملاً نشان داد این چیزهایی که در ذهن تان درست کردید یک چارچوبی برای اسلام درست کردید می گویید کسی در این چارچوب بود مسلمان و پاک است از این چارچوب بیرون رفت کافر می شود. امام عملاً گفت برو از این چادر ماست و پنیر بیاور تا بخوریم.
مجری:
بسیار عالی! امر واضح تر از این امکان نداشت
حضرت آیت الله حسینی قزوینی:
مطالب زیاد است ان شاء الله در جلسه بعدی فرصت شد در خدمت عزیزان هستیم.
مجری:
ان شاء الله از محضرتان استفاده خواهیم کرد. حضرت استاد خیلی ممنون از لطف شما استفاده کردیم و ممنون از شما بینندگان عزیز و ارجمند تا دیدار آینده خدا نگهدار!