سایر قسمت ها
مراحل اخلاص آیت الله حسینی قزوینی

قسمت صد و سی و هفتم برنامه اخلاق علوی سیره مهدوی با کارشناسی آیت الله حسینی قزوینی و اجرای آقای مرعشی


دیگر قسمت ها

 بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

برنامه اخلاق علوی و سیره مهدوی – 04 10 1404 (قسمت صد و سي وهفتم)

عنوان برنامه: مراحل اخلاص

کلیدواژه: اخلاق علوی سیره مهدوی؛ اخلاص؛ تقوا؛ عبادت؛ نماز؛ ذکر؛ دوری از عجب؛ کتاب پرواز روح؛ معرفی کتاب؛ لیلة الرغائب؛ ریا؛ اخلاق؛ سلوک؛ عرفان!

استاد: حضرت آیت الله حسینی قزوینی

مجری: حجت الاسلام والمسلمین مرعشی

مجری:

أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيم‏، بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ، الْحَمْدُلِلَّه رَبّ العَالَمِینْ، وَصَلی الله عَلیٰ مُحَمّدٍ وَآلِه الطَاهِرین؛

عرض سلام، ادب و احترام دارم خدمت همه شما بینندگان عزیز و ارجمند شبکه جهانی حضرت ولی عصر (عج الله تعالی فرجه الشریف)؛ الحمدلله این توفیق را داریم امشب اولین شب جمعه ماه رجب المرجب با برنامه اخلاق علوی و سیره مهدوی خدمت شما باشیم!

امشب لیلة الرغائب شب رغبت‌ها و میل‌ها است، ان شاءالله که رغبت، میل و تمام زندگی ما و آن چیزی که قلب‌مان خواهانش است به سوی آن چیزی باشد که ولی زمان امام زمان مان حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) به سوی آن است. ان شاءالله رغبت‌های ما در این مسیر قرار بگیرد و این توفیقی است که بحمدالله در خدمت شما بینندگان عزیز و ارجمند در این شب نورانی باشیم!

 همان طور که مطلع هستید در این شب برنامه «اخلاقی علوی و سیره مهدوی» محضر شما گرامیان تقدیم می‌شود. برنامه که این توفیق را داریم در محضر حضرت استاد حضرت آیت الله دکتر حسینی قزوینی هستیم، ان شاءالله امشب هم بتوانیم نهایت بهره و استفاده را از محضرشان ببریم. و همانطور که منتظر هستید در ابتدای برنامه از حضرت استاد کلماتی را راجع به حضرت صدیقه طاهره (سلام الله علیها) بشنویم و به آن حضرت متوسل بشویم.

امشب به تعبیر برخی قدر ماه رجب است، به قدر عالم هستی حضرت صدیقه طاهره (سلام الله علیها) در همین ابتدا متوسل بشویم ان شاءالله که این شب نورانی را برایمان پر از رغبت‌های به خیر بفرمایند حضرت استاد سلام عرض می‌کنم در خدمت تان هستیم!

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

سلام علیکم و رحمة الله و برکاته

السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا بَقِيَّةَ اللَّهِ فِي أَرْضِه،‏ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا مِيثَاقَ اللَّهِ الَّذِي أَخَذَهُ وَ وَكَّدَهُ- ِ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا حُجَّةَ اللَّهِ وَ دَلِيلَ إِرَادَتِه‏، السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا وَعْدَ اللَّهِ الَّذِي ضَمِنَه‏، السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا صَاحِبَ الْمَرْأَى وَ الْمَسْمَع‏ فَمَا شَيْ‏ءٌ مِنَّا إِلَّا وَ أَنْتُمْ لَهُ السَّبَبُ وَ إِلَيْهِ السَّبِيل.

خدمت بینندگان عزیز و گرامی خالصانه ترین سلامم را تقدیم می کنم، موفقیت روز افزون برای همه عزیزان از خدای منان خواهانم!

همانطور که عزیزمان هم اشاره کردند، طلیعه عرایض مان را که خدا توفیق داد، آقا ولی‌عصر (ارواحنا فداه) عنایتی کرده با یادی از مادرشان صدیقه طاهره (سلام الله علیها) آغاز می‌کنیم، باشد که یک لحظه‌ای از این لحظات مقبول آن بی بی دو سرا باشد و نظر لطف عنایتی هم به همه ما و بینندگان ما داشته باشد.

 نیش مسمار اگر لب به سخن وا می‌کرد * پرده از راز غم فاطمه بالا می‌کرد

 آستان دَرْ اگر حق تکلم می‌داشت * دشمنان را هم زآن واقعه رسوا می‌کرد

 پیش شوهر زن اگر گریه کند عیبی نیست * مرد اگر گریه کند در بر همسر سخت است

 دوش دیدم حسنینم که به هم می‌گفتند * که تماشای کتک خوردن مادر سخت است

یک زن و آن همه نامرد خدا صبر دهد * چقدر دیدن این صحنه به شوهر سخت است!

(وَسَيعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَي مُنْقَلَبٍ ينْقَلِبُونَ)

مجری:

طیب الله انفاسکم، خیلی متشکر الحمدلله توفیق بلندی است، ما داریم در شب‌های جمعه که شب‌های مخصوص و خاصی است، دل‌های ما اگر به این واسطه با حضرت زهرا گره بخورد راحت‌تر می‌تواند به آن آستان الهی متصل بشود که این شب‌هایی که به نام حضرت آقا سیدالشهداء و به نام زیارتی مخصوص حضرت است و بی‌بی صدیقه طاهره (سلام الله علیها) روشنی بخش این جلسات ما است الحمدلله می‌توانیم سرمان را بالا بگیریم بگوییم این شب جمعه را با نام حضرت آغاز کردیم.

 مخصوصاً امشب که لیلة الرغائب است، ان شاءالله بحث مان، بحث اخلاق علوی و سیره مهدوی را عزیزانی که پیگیری کردند مطلع هستند که به بحث اخلاص رسیدیم و این بحث پیوند غریبی با بحث لیلة الرغائب دارد، استاد اگر امکانش است یک مقدار راجع به امشب بفرمایید تا ان شاءالله وارد مبحث بشویم

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيم‏، بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ وَبِهِ نَسْتَعين وَهُوَ خَيرُ نَاصِرٍ وَ مُعِينْ الْحَمْدُلِلَّه ‏وَ الصَّلَاةِ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ وَعلَیٰ آلِهِ آل الله لَا سِيَّمَا علَیٰ مَوْلانَا بَقِيَّةَ اللَّه‏ وَ الّلعنُ الدّائمُ‏ علَیٰ أَعْدائِهِمْ أعداءَ الله إلىٰ يَوم لِقَاءَ اللّه، وَأُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ، حَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَكِيلُ، نِعْمَ الْمَوْلَى وَنِعْمَ النَّصِيرُ

در رابطه با لیلة الرغائب که بعضی‌ها شب آرزوها معنا می‌کنند، شب آرزوها لیلة الآمال می‌شود نه لیلة الرغائب، رغائب از رغبت تمایل خواستن، حرکت کردن به سوی خواستن، و برای عطا و بخشش ویژه خدا که امشب مخصوص مؤمنین و بندگان خودش است رغبت پیدا کردن.

 شما گرسنه می‌شوید به غذا خوردن رغبت پیدا می‌کنید، کنار سفره می‌آید مشغول خوردن غذا می‌شود. تشنه می‌شوید رغبت و تمایل پیدا می‌کنید بیروید آب بخورید.

امشب رحمت خدای عالم سراسر عالم را فرا گرفته است، دارد بعد از آن که یک سوم از شب گذشت، ملائکه کنار بیت الله الحرام می‌آیند برای مؤمنین و برای روزه داران ماه رجب دعا می‌کنند، و برای آن کسانی که امشب مشغول دعا و راز و نیاز هستند.

 ببینیم ما امشب همت و رغبت و میل مان امشب چه است، تشنه دنبال آب است، گرسنه دنبال غذا است، ما به دنبال چه باشیم؟ بهشت، خلاصی از جهنم همه این‌ها خوب است؛ ولی بالاترین چیزی که می‌شود امروز از خدا خواست، خود خدا را از خدا خواستن است.

 اگر ما توانستیم به خدا برسیم که هر روز در نمازمان (اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ) می‌گوییم:

(اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ)

ما را به راه راست هدايت کن...

سوره فاتحه (1): آیه 6

خدایا ما را به صراط مستقیم هدایت کن. قرآن می‌گوید: «إن ربک لعلی صراط مستقیم» پایان بخش صراط مستقیم الله است.

«إلهي وَ رُؤْيَتُكَ حَاجَتِي وَ لِقَاؤُكَ قُرَّةُ عَيْنِي»

زاد المعاد- مفتاح الجنان‏؛ نويسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى‏ (تاريخ وفات مؤلف: 1110 ق‏)، محقق / مصحح: اعلمى، علاءالدين‏، ناشر: موسسة الأعلمي للمطبوعات‏، بيروت‏ 1423 ق، ص411

جمله امام سجاد (سلام الله علیه) در مناجات است خدایا دیدن تو حاجت من است، زیارت تو بالاترین رغبت من است. اگر ما بتوانیم امشب از خدا، خدا را بخواهیم، اگر کسی برسد به آنجایی که: «كنت سَمْعَهُ الذي يَسْمَعُ بِهِ»

«وما يَزَالُ عَبْدِي يَتَقَرَّبُ إلي بِالنَّوَافِلِ حتى أُحِبَّهُ فإذا أَحْبَبْتُهُ كنت سَمْعَهُ الذي يَسْمَعُ بِهِ وَبَصَرَهُ الذي يُبْصِرُ بِهِ وَيَدَهُ التي يَبْطِشُ بها وَرِجْلَهُ التي يَمْشِي بها»

الجامع الصحيح المختصر؛ اسم المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: 256، دار النشر: دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - 1407 - 1987، الطبعة: الثالثة، تحقيق: د. مصطفى ديب البغا، ج5، ص2384، 6137

چشم، گوش، دست ما همه رنگ خدا بگیرد.

(صِبْغَةَ اللَّهِ وَمَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ صِبْغَةً وَنَحْنُ لَهُ عَابِدُونَ)

رنگ خدايي (بپذيريد! رنگ ايمان و توحيد و اسلام؛) و چه رنگي از رنگ خدايي بهتر است؟! و ما تنها او را عبادت مي‌کنيم.

سوره بقره (2): آیه 138

روح، قلب، ذهن و فکر ما همه رنگ خدا بگیرد، بهتر از رنگ خدا چیز دیگری نیست. در اونجا دیگر گناه و معصیتی نمی‌ماند، در اونجا:

(فَأُولَئِكَ يبَدِّلُ اللَّهُ سَيئَاتِهِمْ حَسَنَاتٍ)

خداوند گناهان آنان را به حسنات مبدل مي‌کند!

سوره فرقان (25): آیه 70

«يَا مُبَدِّلَ السَّيِّئَاتِ بِأَضْعَافِهَا مِنَ الْحَسَنَاتِ إِنَّكَ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ.»

الصحيفة السجادية؛ على بن الحسين عليه السلام، محقق / مصحح: ندارد، ناشر: دفتر نشر الهادى - قم، 1376ش. ص36

وقتی به آن‌جا رسیدیم خدا تمام گناهان مان را چند برابر به حسنه تبدیل می‌کند. اگر غیبت کردیم که مستحق عذاب، شلاق خوردن و مستحق جهنم رفتن هستیم، همین غیبت و گناه ما را که فرض به اندازه ۳۰ درجه عقوبت دارد، صدها درجه به حسنه مبدل می‌کند.

به نظرم در قرآن امیدوارترین آیه برای گناهکارها همین آیه: (فَأُولَئِكَ يبَدِّلُ اللَّهُ سَيئَاتِهِمْ حَسَنَاتٍ) است. از خدای عالم امشب این را بخواهیم همت مان را بالا ببریم.

 در روایت از رسول اکرم یا از حضرت امیر است می‌فرماید وقتی حال پیدا می‌کنید دلتان می‌شکند، اشک چشم تان جاری می‌شود از خدا حاجت‌های بزرگ بخواهید بخواهید، حاجت‌های کوچک از خدا نخواهید، خدای عالم مالک تمام عالم هستی است، دنیا و آخرت دست او است، عزت و ذلت همه چیز دست او است. از خدا چیزی بخواهید که مناسب با قدرت، رحمت و کرم او باشد.

 یک کسی مثلاً پیش دهیار می‌رود، دهیار یک امکاناتی دارد و با توجه به آن تقاضا می‌کند مثلاً ما آب مان اینطوری است زمین مان اینطوری است سند زمین مان مشکل دارد.

وقتی نزد بخشدار می‌رود، بخشدار یک امکانات بالاتر دارد، نزد فرماندار می‌رود، فرماندار اختیاراتش از بخشدار بیشتر است، نزد استاندار می‌رود او امکانات و اختیاراتش از فرماندار بیشتر است. همین طور وزیر، و نخست وزیر، رئیس جمهور و رهبری!

ببینید از هر کسی انسان با توجه به قدرت، امکانات و اختیارات او مطالبه می‌کند، خدای عالم قدرت و امکاناتش چه است؟ خدای عالمی که:

(لَهُ مَقَالِيدُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ يبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ يشَاءُ وَيقْدِرُ إِنَّهُ بِكُلِّ شَيءٍ عَلِيمٌ)

کليدهاي آسمانها و زمين از آن اوست؛ روزي را براي هر کس بخواهد گسترش مي دهد يا محدود مي‌سازد؛ او به همه چيز داناست.

سوره شوری (42): آیه 12

 تمام کلید آسمان و زمین دست او است، مالک آسمان و زمان او است، مالک خود ما او است. به تعبیر مناجات شعبانیه:

«يَا نَعِيمِي وَ جَنَّتِي يَا دُنْيَايَ وَ آخِرَتِي يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِين‏»

نام كتاب: زاد المعاد- مفتاح الجنان‏؛ نويسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى‏ (تاريخ وفات مؤلف: 1110 ق‏)، محقق / مصحح: اعلمى، علاءالدين‏، ناشر: موسسة الأعلمي للمطبوعات‏، بيروت‏ 1423 ق، ص412

«... وَ بِيَدِكَ لَا بِيَدِ غَيْرِكَ زِيَادَتِي وَ نَقْصِي وَ نَفْعِي وَ ضُرِّي»

بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بيروت)؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، ناشر: دار إحياء التراث العربي، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، ج91، ص97

همه چیزمان دست او است.

 عزیزان امشب، همت‌ها را بالا ببریم، و چیزی بخواهیم که فردای قیامت پشیمان نشویم؛ یعنی چیزی که بالاتر از او چیزی نیست، آن را از خدای عالم بخواهیم، من در خدمت حضرتعالی هستم!

مجری:

 بسیار عالی، سلامت باشید. ما قطعاً در همین مسیر تا الان با بینندگان عزیز و ارجمند برنامه‌هایی که در برنامه لاخلاق علوی و سیره مهدوی» رفتیم، دقیقاً در راستای همین بوده از خیلی وقت پیش، بعد از اینکه برنامه آغاز شد، سراغ آن اعمالی رفتیم که شاید در ظاهر عمل نبودند، یک حالت نفسانی بودند آن چیزی بود که صرفاً در قلب دارند مرور می‌شوند، شبیه همان رغبت‌ها و تمایلاتی که وجود داشت و خواستیم به صورت دقیق موشکافانه با بیان حضرت استاد بررسی بکنیم ببینیم چه کار کنیم که این آفات قلبی از دل مان زوده بشود و جایگزین آن، آن نورهایی که به قلب مان ممکن است تابیده بشود تا بتواند عمل مان ان شاءالله عمل درستی شکل بگیرد.

 به بحث مهمی رسیدیم که در محضر حضرت استاد بودیم، یک مقدار از بحث گذشته ناتمام ماند، خلاصه ای از آن مباحثی که مطرح شد بفرمایید و آن بخشی از کلام مرحوم امام که ناتمام ماند را اگر بفرمایید استفاده می‌کنیم!

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

ما در رابطه با بحث اخلاص نکاتی را عرض کردیم، که قرآن یک مرتبه مُخلِصْ تعبیر می‌کند:

(فَإِذَا رَكِبُوا فِي الْفُلْكِ دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ فَلَمَّا نَجَّاهُمْ إِلَى الْبَرِّ إِذَا هُمْ يشْرِكُونَ)

هنگامي که بر سوار بر کشتي شوند، خدا را با اخلاص مي‌خوانند (و غير او را فراموش مي‌کنند)؛ اما هنگامي که خدا آنان را به خشکي رساند و نجات داد، باز مشرک مي‌شوند!

سوره هود (11): آیه 41

 خالص یعنی از ریا، از عجب، از هوا و هوس خالص است، یک دفعه مُخْلَصْ است

(إِنَّا أَخْلَصْنَاهُمْ بِخَالِصَةٍ ذِكْرَى الدَّارِ)

ما آنها را با خلوص ويژه‌اي خالص کرديم، و آن يادآوري سراي آخرت بود!

سوره ص (38): آیه 46

 ما آن‌ها را خالص کردیم. مُخْلِصْ اخلاصش را با سعی و کوشش خودش و حول قوه الهی انجام می‌دهد ولی مُخْلَصْ به آن درجه فقط به عنایت الهی می‌رسد، اونجا دیگر عمل و غیر عمل کاره‌ای نیست.

 فردای قیامت:

(وَإِنْ كُلٌّ لَمَّا جَمِيعٌ لَدَينَا مُحْضَرُونَ)

و همه آنان (روز قيامت) نزد ما احضار مي‌شوند! (إِلَّا عِبَادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ)

مگر بندگان مخلصت را

سوره یس (36): آیه 32

همه در قیامت حاضرند مگر بندگان مخلص، اصلاً قیامتی نمی‌بینند!

 شیطان می‌گوید:

(قَالَ فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِينَّهُمْ أَجْمَعِينَ؛ إِلَّا عِبَادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ)

گفت: به عزتت سوگند، همه آنان را گمراه خواهم کرد، مگر بندگان خالص تو، از ميان آنها!

سوره ص (38): آیه 82 و 83

من جز بندگان خدا که مُخْلَصْ هستند به اینها به هیچ وجه تسلط ندارم! فردای قیامت پاداش طبق عمل است؛ ولی خدای عالم مخلصین را فراتر از عمل پاداش می‌دهد. نکاتی در این زمینه ما مطرح کردیم و به فضیلت اخلاص در احادیث اهل بیت رسیدیم، روایات متعددی آوردیم.

 در رابطه با جایگاه مُخلِصین و رابطه اخلاص نسبت به پذیرش اعمال، گفتیم عمل فقط با رنگ بوی اخلاص پذیرفته می‌شود نه با خم شدن و راست شدن، رکوع و سجده.

 اشاره شد بر اینکه اخلاص در عمل از خود عمل سخت تر است، عمل را آدم راست و خم می‌شود، قنوت، رکوع و سجده انجام می‌دهد؛ ولی کاری هم شیطان به این شکل با ما ندارد.

ولی اگر خواستیم به طرف اخلاص برویم شیطان خود و تمام یارانش را بسیج می‌کند ما را از مسیر باز بدار.

نکته دیگری که داشتیم، جلسه گذشته اولین مرحله و ابتدایی‌ترین مرحله اخلاص را از دیدگاه اهل بیت آوردیم و آن هم عبارت است که قدم اول پا گذاشتن روی نفس اماره، قدم دوم در بارگاه حضور حق تعالی، در محضر اولیای الهی، در محضر ائمه هدی (سلام الله علیهم اجمعین)

اشاره شد همانطوری که امام (رضوان الله تعالی علیه) در اکثر کتاب هایشان بویژه در چهل حدیث شان می‌گوید بعضی‌ها آمدند گفتند سیر سلوک دارای هزار منزل است، بعضی‌ها صد منزل یا صد میدان گفتند و نوشتند.

 بعضی‌ها گفتن هفت میدان است.

 هفت شهر عشق را عطار گشت * ما هنوز اندر خم یک کوچه ایم!

ایشان می‌فرماید نخیر، یک منزل بیشتر نیست، سیر و سلوک یک منزل، و آن هم:

(وَأَمَّا مَنْ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِ وَنَهَى النَّفْسَ عَنِ الْهَوَى)

و آن کس که از مقام پروردگارش ترسان باشد و نفس را از هوی باز دارد

سوره نازعات (79):‌ آیه 40

اگر کسی بتواند پا روی نفس اماره اش بگذارد، یک قدم پا روی نفس اماره، قدم دیگر در کوی جانان!

 لذا از ائمه (علیهم السلام) روایات متعددی آوردیم، که ترک گناه و انجام واجبات در مرحله اول، بعد عمل به مستحبات، ترک مکروهات در مرتبه دوم، در مرتبه سوم هم ترک مباهات یا تبدیل مباهات به مستحبات، دیگر در اونجاست که خدا می‌گوید: «إني احبهم» من این‌ها را دوست دارم، عاشق این‌ها هستم!

 به اینجا که رسید می‌گوید منِ خدا چشم او می‌شومع با من می‌بیند، من دست او می‌شوم با من حرکت می‌کند، من گوش او می‌شوم با من می‌شنود. اگر به اینجا رسیدیم بالاترین مرحله کمال را رسیده‌ایم که هدف نهایی از خلقت‌مان که خدا ما را آفریده و به این دنیا آورده رسیده‌ایم و فردای قیامت هم تأسف نمی‌خوریم در خدمت شما هستم!

مجری:

طیب الله خیلی ممنون، یک نکته ای که خیلی وقت‌ها انسان دلش می‌خواهد به هر طریقی است میانبر بزند و به این مراتب برسد، مخصوصاً آن شوق برای انسان ایجاد می‌شود که بتواند مراتب مختلف اخلاص را حداقل بچشد، یک راهکاری در این زمینه است؟

 مثلاً در صحبت‌ها مخصوصاً شیعیانی که چه بسا احساس می‌کنند اعتقاد قلبی شان هم بسیار قوی است، شاید بگویند صرف این‌که ما اهل بیت را داریم و می‌توانیم به وسیله شفاعت این‌ها خودمان را به آن درجات بالای بهشت برسانیم در همین راستا هم با شفاعت اهل بیت صرفاً بتوانیم به اخلاص برسیم آیا چنین تصوری می‌تواند درست باشد؟

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

سئوال خیلی زیبایی است و پاسخ خیلی دقیق هم می‌خواهد، معمولاً ما افتخار می‌کنیم که محبت اهل بیت در قلب مان است، این بالاترین سرمایه، بالاترین عشق است که خدای عالم این را به هر کس نمی‌دهد؛ ولی به شرطها و شروطها، که آیا خود داشتن محبت به تنهایی ما را کفایت می‌کند، مایه نجات ما هم می‌شود یا نمی‌شود؟

ما کاری با آقایان مداح‌ها و منبری‌ها و ... نداریم، ما هستیم و اهل‌بیت، ملاحظه بفرمایید این کتاب «کافی» شریف مال مرحوم «کلینی (رضوان الله تعالی علیه)» است، جلد دوم صفحه 75

 «جابر ابن یزید جعفی» از اصحاب امام باقر (سلام الله علیه) است ایشان از امام باقر نقل می‌کند، روایت هم صد در صد صحیح است هیچ مشکلی ندارد. می‌گوید امام باقر به من فرمود:

«يَا جَابِرُ أَ يَكْتَفِي مَنِ انْتَحَلَ التَّشَيُّعَ‏ أَنْ يَقُولَ بِحُبِّنَا أَهْلَ‏ الْبَيْتِ‏ فَوَ اللَّهِ مَا شِيعَتُنَا إِلَّا مَنِ اتَّقَى اللَّهَ وَ أَطَاعَهُ وَ مَا كَانُوا يُعْرَفُونَ يَا جَابِرُ إِلَّا بِالتَّوَاضُعِ وَ التَّخَشُّعِ وَ الْأَمَانَةِ وَ كَثْرَةِ ذِكْرِ اللَّهِ وَ الصَّوْمِ وَ الصَّلَاةِ وَ الْبِرِّ بِالْوَالِدَيْنِ وَ التَّعَاهُدِ لِلْجِيرَانِ مِنَ الْفُقَرَاءِ وَ أَهْلِ الْمَسْكَنَةِ وَ الْغَارِمِينَ وَ الْأَيْتَامِ وَ صِدْقِ الْحَدِيثِ وَ تِلَاوَةِ الْقُرْآنِ وَ كَفِّ الْأَلْسُنِ عَنِ النَّاسِ إِلَّا مِنْ خَيْرٍ وَ كَانُوا أُمَنَاءَ عَشَائِرِهِمْ فِي الْأَشْيَاءِ قَالَ جَابِرٌ فَقُلْتُ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ مَا نَعْرِفُ الْيَوْمَ أَحَداً بِهَذِهِ الصِّفَةِ فَقَالَ يَا جَابِرُ لَا تَذْهَبَنَّ بِكَ الْمَذَاهِبُ حَسْبُ الرَّجُلِ أَنْ يَقُولَ أُحِبُّ عَلِيّاً وَ أَتَوَلَّاهُ ثُمَّ لَا يَكُونَ مَعَ ذَلِكَ فَعَّالًا فَلَوْ قَالَ إِنِّي أُحِبُّ رَسُولَ اللَّهِ- فَرَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه واله وسلم) خَيْرٌ مِنْ عَلِيٍّ (علیه السلام) ثُمَّ لَا يَتَّبِعُ سِيرَتَهُ وَ لَا يَعْمَلُ بِسُنَّتِهِ مَا نَفَعَهُ حُبُّهُ إِيَّاهُ شَيْئاً فَاتَّقُوا اللَّهَ وَ اعْمَلُوا لِمَا عِنْدَ اللَّهِ لَيْسَ بَيْنَ اللَّهِ وَ بَيْنَ أَحَدٍ قَرَابَةٌ أَحَبُّ الْعِبَادِ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ أَكْرَمُهُمْ عَلَيْهِ أَتْقَاهُمْ وَ أَعْمَلُهُمْ بِطَاعَتِهِ يَا جَابِرُ وَ اللَّهِ مَا يُتَقَرَّبُ إِلَى اللَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى إِلَّا بِالطَّاعَةِ وَ مَا مَعَنَا بَرَاءَةٌ مِنَ‏ النَّارِ وَ لَا عَلَى اللَّهِ لِأَحَدٍ مِنْ حُجَّةٍ مَنْ كَانَ لِلَّهِ مُطِيعاً فَهُوَ لَنَا وَلِيٌّ وَ مَنْ كَانَ لِلَّهِ عَاصِياً فَهُوَ لَنَا عَدُوٌّ وَ مَا تُنَالُ وَلَايَتُنَا إِلَّا بِالْعَمَلِ وَ الْوَرَعِ.»

الكافي (ط - الإسلامية)؛ كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، دار الكتب الإسلامية – تهران: 1407 ق، ج‏2، ص75

«يَا جَابِرُ أَ يَكْتَفِي مَنِ انْتَحَلَ التَّشَيُّعَ‏ أَنْ يَقُولَ بِحُبِّنَا أَهْلَ‏ الْبَيْتِ‏» آیا همین بس است یک انسانی که منتسب به تشیع شده و می‌گوید من شیعه اهل بیت هستم، فقط محبت ما را دارد، جز محبت چیزی در او نیست نه نماز می‌خواند، نه روزه می‌گیرد، نه حج می‌رود، نه زکات می‌دهد.

 حضرت می‌فرماید:

«فَوَ اللَّهِ مَا شِيعَتُنَا إِلَّا مَنِ اتَّقَى اللَّهَ وَ أَطَاعَهُ»؛ قسم به خدا، امام باقر (سلام الله علیه) قسم می‌خورد شیعه ما آن‌های هستند که تقوا دارند، خدا را اطاعت می‌کنند. من می‌گویم شیعه هستم، اما نماز نمی‌خوانم، این چه شیعه‌ای است!

«وَ مَا كَانُوا يُعْرَفُونَ يَا جَابِرُ إِلَّا بِالتَّوَاضُعِ وَ التَّخَشُّعِ وَ الْأَمَانَةِ وَ كَثْرَةِ ذِكْرِ اللَّهِ»؛ شیعیان ما نشانه‌هایی دارند، آدم‌های متواضع‌ هستند، خاشع هستند، تکبر نمی‌کنند، به دیگران نظر تحقیر ندارند، امانت دارند «کثرة ذکر الله» زیاد به یاد خدا هستند.

در قرآن فقط یک مورد کلمه کثیراً آمده است نمی‌گوید «صلوا کثیرا، صوموا کثیرا، حجوا کثرا، ذکوا کثرا» نماز زیاد بخوانید، روزه زیاد بگیرید، حج زیاد بیروید و... بلکه می‌گوید:

(يا أَيهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا اللَّهَ ذِكْرًا كَثِيرًا)

اي کساني که ايمان آورده‌ايد! خدا را بسيار ياد کنيد!

سوره احزاب (33): آیه 41

دوستان عزیز! به یاد خدا بودن هزینه هم نداره یعنی همواره احساس کنیم در محضر خدا هستیم، او دارد ما را می‌بیند، دین، دنیا و زندگی ما به دست او است.

«وَ الصَّوْمِ وَ الصَّلَاةِ وَ الْبِرِّ بِالْوَالِدَيْنِ»؛ شیعیان ما نسبت به پدر و مادر احترام می‌گذارند، خوبی می‌کنند.

«وَ التَّعَاهُدِ لِلْجِيرَانِ مِنَ الْفُقَرَاءِ وَ أَهْلِ الْمَسْكَنَةِ وَ الْغَارِمِينَ وَ الْأَيْتَامِ وَ صِدْقِ الْحَدِيثِ وَ تِلَاوَةِ الْقُرْآنِ»؛ نسبت به همسایگان عهد و پیمان دارند رعایت می‌کنند، نسبت به فقرا رسیدگی می‌کنند، نسبت به بیچارگان و گرفتاران رسیدگی می‌کنند.

 کسانی که بدهکار هستند نسبت به بدهی آن‌ها اقدام می‌کنند، و به ایتام کمک می‌کنند حرف می‌زنند راست می‌گویند، قرآن تلاوت می‌کنند.

 دارد بر اینکه اگر هر یک روزی از عمر مؤمن بگذرد کمتر از پنجاه آیه قرآن بخواند چقدر در روایات مذمت شده است. ما تلاش کنیم هر روز حداقل یک جز قرآن، نصف جز قرآن یا بعضی از سُوَری که توصیه شده مثلاً مثل سوره مریم که خیلی برکت دارد، این سوره را به نیت پدر و مادرت، به نیت ائمه (علیهم السلام، به نیت مادران ائمه (علیهم السلام) هر کس که عشقت میکشد به نیتش بخوان، هرکس که تو دلت محبتش افتاده بخوان!

 عزیزان! تلاش کنید سوره مریم را هر روز ملتزم باشید بخوانید، خیلی برکت دارد، خیلی عنایت در آن است، بخوانید و در آخر خدا را قسم بدهید به آن اولیاء و انبیایی که در این سوره نام شان برده شده است، هر حاجتی دارید بخوانید.

 یا سوره مزمل برای کسانی که مشکلات مالی دارند خیلی عجیب و مجرب است.

«وَ كَفِّ الْأَلْسُنِ عَنِ النَّاسِ إِلَّا مِنْ خَيْرٍ وَ كَانُوا أُمَنَاءَ عَشَائِرِهِمْ فِي الْأَشْيَاءِ»؛ نسبت به مردم بدگویی نمی‌کنند، دروغ نمی‌گویند، بهتان نمی‌زنند!

«قَالَ جَابِرٌ فَقُلْتُ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ مَا نَعْرِفُ الْيَوْمَ أَحَداً بِهَذِهِ الصِّفَةِ»؛ آقا جان این را که دارید می‌گویید ما شیعیان را اینطوری نمی‌یابیم، این ویژگی که شما گفتید این‌ها در شیعیان معاصر ما نیست.

حضرت فرمود: «يَا جَابِرُ لَا تَذْهَبَنَّ بِكَ الْمَذَاهِبُ»، این گروه‌ها و مذاهب و این‌ها تو را گمراه نکند، هر کسی ادعای دارد یکی دم از شیعه می‌زند، یکی می‌گوید من اهل سنت پیغمبر هستم.

 یا یک مردی می‌آید ادعا می‌کند: «حَسْبُ الرَّجُلِ أَنْ يَقُولَ أُحِبُّ عَلِيّاً وَ أَتَوَلَّاهُ ثُمَّ لَا يَكُونَ مَعَ ذَلِكَ فَعَّالًا»؛ می‌گوید من علی را دوست دارم، ولایت علی را دارم ولی طبق ولایت علی حرکت نمی‌کند.

از علی بالاتر، در مورد پیغمبر کسی بیاید بگوید «فَلَوْ قَالَ إِنِّي أُحِبُّ رَسُولَ اللَّهِ- فَرَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه واله وسلم) خَيْرٌ مِنْ عَلِيٍّ (علیه السلام)»، پیغمبر از علی بالاتر است بگوید پیغمبر را دوست دارم.

«ثُمَّ لَا يَتَّبِعُ سِيرَتَهُ وَ لَا يَعْمَلُ بِسُنَّتِهِ»؛ اگر بگوید پیغمبر دوست دارم از سیره پیغمبر، از سنت پیغمبر تبعیت نکند این محبت پیغمبر نفعی به حال او ندارد.

طرف بگوید یا رسول الله تو را دوست دارم، ولی حرفت را گوش نمی دهم، یا رسول الله عاشقت هستم، ولی نماز نمی‌خوانم، عاشقتم ولی روزه نمی‌گیرم، سختم هست، می‌ترسم بیماری معده بگیرم.

 آقا رسول الله دوستت دارم؛ ولی وجوهات نمی‌دهم، آخر وجوهات بدهم وضعم خراب می‌شود، چه لازم است که من بیست درصد منافعم را به مراجع و فقرا بدهم. بگویم زن و بچه ا‌م گرفتار هستند من همین که به زن و بچه‌ ام برسم بهتر از حج رفتن است!

می‌گوید این‌ها هیچ فایده‌ای ندارد: «مَا نَفَعَهُ حُبُّهُ إِيَّاهُ شَيْئاً»، این محبت پیغمبر بدون عمل به سخنان پیغمبر هیچ نفعی به حال او ندارد. «فَاتَّقُوا اللَّهَ» تقوا پیشه کنید «وَ اعْمَلُوا لِمَا عِنْدَ اللَّهِ»؛ آنچه که خدا دستور داده به آن عمل کنید.

 بعد یک جمله خیلی زیبا و اساسی می‌فرماید: «لَيْسَ بَيْنَ اللَّهِ وَ بَيْنَ أَحَدٍ قَرَابَةٌ» خدا با کسی خویشاوندی ندارد.

(فَإِذَا نُفِخَ فِي الصُّورِ فَلَا أَنْسَابَ بَينَهُمْ يوْمَئِذٍ وَلَا يتَسَاءَلُونَ)

هنگامي که در «صور» دميده شود، هيچ يک از پيوندهاي خويشاوندي ميان آنها در آن روز نخواهد بود؛ و از يکديگر تقاضاي کمک نمي‌کنند (چون کاري از کسي ساخته نيست)!

سوره مؤمنون (23): آیه 101

نسب، خویشاوندی نسبتی بین خدا و کسی نیست. «أَحَبُّ الْعِبَادِ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ أَكْرَمُهُمْ عَلَيْهِ»؛ محبوب‌ترین بنده به خدا، کریم‌ترین و گرامی‌ترین بنده به خدا «أَتْقَاهُمْ» با تقواترین این‌ها است.

(إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ)

گرامي‌ترين شما نزد خداوند با تقواترين شماست.

سوره حجرات (49): آیه 13

«وَ أَعْمَلُهُمْ بِطَاعَتِهِ»؛ محبوب‌ترین بنده، گرامی‌ترین بنده کسی است که به اطاعت خدا عمل می‌کند.

«يَا جَابِرُ وَ اللَّهِ مَا يُتَقَرَّبُ إِلَى اللَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى إِلَّا بِالطَّاعَةِ»؛ قسم به خود تنها یک چیز ما را به خدا نزدیک می‌کند آن هم اطاعت از دستور خدا است.

«وَ مَا مَعَنَا بَرَاءَةٌ مِنَ‏ النَّارِ»، ما برگ برائت از آتش نداریم، ما دو جور می‌توانیم این را معنا کنیم، یک اینکه کسانی که ادعای محبت می‌کنند، عمل نمی‌کنند ما به آن‌ها برگ برائت از آتش نمی‌دهیم که بهشت بیروند.

یک دفعه بالاتر از این ما که ائمه هستیم، ما بدون عمل به جایی نمی‌رسیم ما برای خودمان چک سفید از خدا نداریم، هر کاری کردیم خدا ما را بهشت ببرد، نه چک سفید از خدا برای خودمان داریم، نه برای احدی دیگر داریم.

«وَ لَا عَلَى اللَّهِ لِأَحَدٍ مِنْ حُجَّةٍ»؛ و هیچ حجتی هم پیش خدا نداریم اگر عمل نکنیم بگوییم خدایا مرا بهشت ببر، همچنین دلیل و همچنین برهانی هم نداریم.

 بعد فرمود: «مَنْ كَانَ لِلَّهِ مُطِيعاً فَهُوَ لَنَا وَلِيٌّ» هر کس مطیع خدای عالم است، آن ولی و دوست ما است.

«وَ مَنْ كَانَ لِلَّهِ عَاصِياً فَهُوَ لَنَا عَدُوٌّ»؛ آن کسی که معصیت کار است دشمن ما است.

«وَ مَا تُنَالُ وَلَايَتُنَا إِلَّا بِالْعَمَلِ وَ الْوَرَعِ.»؛ به ولایت ما هرگز دسترسی کسی پیدا نمی‌تواند بکند مگر با عمل به دستور ما ورع و اجتناب از مخالفت دستورات!

 ببینید این روایت یک منشور بزرگی برای ما شیعیان است. چه اون‌هایی که فقط ماه محرم عزاداری و گریه می‌کنند ولی در طول سال یک دفعه هم پیشانش مهر را زیارت نکرده، در عمرش یک روز روزه نگرفته می‌خواهد چه کار کند؟ این روایت امام باقر (سلام الله علیه) است، حرف من نیست.

 روایت دیگری که است آن هم خیلی جالب است این روایت در صفحه76 است.

«وَ اللَّهِ مَا مَعَنَا مِنَ اللَّهِ بَرَاءَةٌ وَ لَا بَيْنَنَا وَ بَيْنَ اللَّهِ قَرَابَةٌ وَ لَا لَنَا عَلَى اللَّهِ حُجَّةٌ وَ لَا نَتَقَرَّبُ إِلَى اللَّهِ إِلَّا بِالطَّاعَةِ فَمَنْ كَانَ مِنْكُمْ مُطِيعاً لِلَّهِ تَنْفَعُهُ‏ وَلَايَتُنَا وَ مَنْ كَانَ مِنْكُمْ عَاصِياً لِلَّهِ لَمْ تَنْفَعْهُ وَلَايَتُنَا وَيْحَكُمْ لَا تَغْتَرُّوا وَيْحَكُمْ لَا تَغْتَرُّوا.»

الكافي (ط - الإسلامية)؛ كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، دار الكتب الإسلامية – تهران: 1407 ق، ج‏2، ص76

«وَ اللَّهِ مَا مَعَنَا مِنَ اللَّهِ بَرَاءَةٌ وَ لَا بَيْنَنَا وَ بَيْنَ اللَّهِ قَرَابَةٌ»؛ با ما برائت از آتش از طرف خدا نیست نه برای خودمان و نه برای پیروان، بین ما و خدا خویشاوندی نیست. «وَ لَا لَنَا عَلَى اللَّهِ حُجَّةٌ»، اگر عمل نکنیم هیچ حجت و عذری نداریم.

«وَ لَا نَتَقَرَّبُ إِلَى اللَّهِ إِلَّا بِالطَّاعَةِ»، ما ائمه اگر بخواهیم به خدا تقرب بجوییم، فقط راهش اطاعت است.

«فَمَنْ كَانَ مِنْكُمْ مُطِيعاً لِلَّهِ تَنْفَعُهُ‏ وَلَايَتُنَا»؛ هر کس مطیع خدا باشد ولایت ما هم برایش فایده دارد. «وَ مَنْ كَانَ مِنْكُمْ عَاصِياً لِلَّهِ لَمْ تَنْفَعْهُ وَلَايَتُنَا»؛ خدایا به خودت پناه می‌بریم، هر کس معصیت کار است ولایت ما هیچ فایده ای به حال او ندارد.

«وَيْحَكُمْ لَا تَغْتَرُّوا وَيْحَكُمْ لَا تَغْتَرُّوا.»؛ آی شیعه به این که مدعی هستید ما ولایت اهل بیت را داریم، محبت اهل بیت را داریم، عمل نمی‌کنید مغرور نشوید!

لذا عزیزان! این را داشته باشیم و به آن عمل کنیم. چند تا روایت در این مضمون است من گل روایات را انتخاب کردم می‌فرماید:

«مَنْ كَانَ لِلَّهِ مُطِيعاً فَهُوَ لَنَا وَلِيٌّ»؛ هر کس مطیع خدا است دوست ما است. «وَ مَنْ كَانَ لِلَّهِ عَاصِياً فَهُوَ لَنَا عَدُوٌّ» هرکس معصیت کار است آن دشمن ما است. «وَ مَا تُنَالُ وَلَايَتُنَا إِلَّا بِالْعَمَلِ وَ الْوَرَعِ» ما خودمان ائمه از خدای عالم چک سفید امضاء نداریم، اگر عمل کردیم به خدا نزدیک هستیم، اگر عمل نکردیم هیچ عذری نداریم!

آی شیعیان ما ائمه خودمان اینطوری هستیم، شما به خاطر داشتن محبت ما خودتان را گول نزنید. این دو تا روایت و بعضی از روایات دیگر هم است شاید در لابلا اشاره کنم خیلی برای ما تکان دهنده است.

 یعنی به نظر من در میان روایات اهل بیت (علیهم السلام) این روایت، روایت شیعه ساز است. روایت انسان‌ ساز و روایت عبد درست کن است، یک مقداری ما نسبت به بعضی از فرازهای روایت دقت کنیم ان شاءالله در خدمت دوستان هستیم!

مجری:

خیلی ممنون، واقعاً تکان دهنده بود چه بسا خیلی از ما وقتی که می‌خواهیم یک کاری را انجام بدهیم می‌خواهیم اعمال زندگی مان را در آن خلل و چیزی می‌بینیم با خودمان می‌گویم ما شیعه‌ اهل بیت هستیم یک نمازی دیر شد، یک کار اشتباهی انجام دادیم، یا خطایی از ما سر زد، با این بهانه که خودمان را شیعه می‌دانستیم ممکن است خیلی از گناه‌ها را می‌گفتیم انجام بدهیم بعداً برطرف می‌شود.

 اما نص روایت دارد «فوالله ما شیعتنا» این خیلی در ابتدا عجیب بود، عجیب‌تر هم شد که خود حضرت آقا امام محمد باقر (علیه السلام) می‌فرمایند آن تیکه اش باز یک مقدار هضمش سخت است فعلاً نمی‌دانم اگر باز تعبیر را بشود بیشتر باز کرد یک چیزی که اشاره هم کردید که این نوع روایت‌ها روایات شیعه ساز هستند، ما این مسئولیت پذیری را چه طور می‌توانیم از این‌ها استفاده بکنیم از آن طرف هم صرف همین روایت را جلوی چشم ما بگذارند با همین معلوماتی که داشتیم چه بسا نتوانیم قضاوت درست را انجام بدهیم، یک کم بیشتر اگر ممکن است در این رابطه توضیح بدهید.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

در رابطه با این روایت حرف خیلی زیاد است، اگر ما بخواهیم یک مقداری مفصل بگوییم شاید سه - چهار جلسه طول بکشد؛ یعنی در میان روایاتی که دیدم خیلی بحث مفصل و روایت زیاد است.

خداوند توفیق داد کتاب «بحار الانوار – علامه مجلسی» را در یک تابستان یک صد و ده جلد را از اول تا آخر مطالعه و نوت برداری کردم. در میان روایات دو - سه تا روایت تکان دهنده که برای من خیلی عجیب بود دیدم، یک موردش همین روایت بود. برای من هنوزم که هنوز است هضمش برایم خیلی سخت است.

 از طرفی این همه بحث ولایت، محبت اهل بیت و این‌ها را داریم از این طرف هم امام این را می‌فر‌ماید.

در این روایت قبل از آن‌ که امام باقر (سلام الله علیه) یک فرمان به ما شیعیان بدهد یک دعوت عارفانه به سوی حرکت و سلوک دارد که در حقیقت ولایت را از یک مفهوم صرفاً کلامی و سیاسی به یک حقیقت وجودی حضرت ارتقا می‌دهد.

من چند تا تحلیل روی این روایت دارم، از عزیزان تقاضا دارم دقت کنند. نکته اول تفاوت دوست و شیعه است.

محبت و دوستی حالتی است که در دل می‌تواند صادقانه باشد؛ اما تشیع و یک روش زندگی است. امام می‌فرماید ادعای محبت ما یک طرف سکه است؛ اما تقوا و اطاعت حقیقت و باطن آن طرف سکه است.

کسی که فقط محبت می‌ورزد و در مقام عمل متوقف است، این شیعه نیست. شیعه کسی است که محبت او، او را به حرکت و عمل وادارد. «من عرفهم» البته این روایت را من ندیدم؛ ولی آیت الله «شاه آبادی (رضوان الله تعالی علیه)» استاد ما و استاد زاده امام خیلی رویش تکیه می‌کرد.

 من گشتم، مدرکی هم پیدا نکردم، مضمون و مشابهش است، ایشان این روایت را خیلی سر درس می‌گفت

«من عرفهم فقط احبهم»

 هر کس اهل بیت را بشناسد آن‌ها را دوست می‌دارد!

«و من أحبهم فقط اطاعهم»

 هر کس اهل بیت را دوست داشته باشد، از آن‌ها اطاعت می‌کند!

«ومن أطاعهم فهو في الجنة»

 هر کس از اهل بیت تبعیت کند داخل بهشت است!

 پس در اینجا امام باقر (علیه السلام) در مرحله اول بین دوست و شیعه فرق گذاشت. دوست داشتن یک مفهوم و شیعه مفهوم دیگری است. دوست علاقه قلبی است اگر این علاقه قلبی شیعه را به حرکت واداشت، عمل کردن به آنچه که موالیانش می‌گوید خوب است.

 نکته دوم ولایت پاداش بندگی است، در نگاه عرفانی ولایت اهل بیت ابزاری برای رسیدن به خدا است، غایت و نتیجه وصول الی الله است؛ یعنی این ولایت و محبت باید ما را به خدا برساند، اگر رساند این محبت و ولایت ارزش دارد، اگر این ولایت و محبت ما را به خدا نرساند این هیچ فایده‌ای به تعبیر حضرت ندارد که حضرت قسم هم می‌خورد.

«وَ مَا تُنَالُ وَلَايَتُنَا إِلَّا بِالْعَمَلِ وَ الْوَرَعِ»؛ وقتی انسان از روی صداقت مطیع خدا می‌شود، و تقوا پیشه در مسیر تقرب الی الله گام بر می‌دارد، این در حقیقت در مسیر نور ولایت اهل بیت قرار گرفته است این نور ولایت در قلب او تابیده و بر مبنای این تابش نور ولایت حرکت کرده است.

مثال عرض کنم امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) آفتاب است در آن شکی نیست؛ ولی اگر شما بروید تو سایه بمانید، در داخل خانه هستید از خانه بیرون نیایید از این نور آفتاب استفاده نمی‌کنید، هرچه هم بگوییم ولایت اهل بیت و محبت اهل بیت را داریم اگر چنانچه طبق ولایت عمل نکردیم هیچ فایده‌ای برای ما ندارد!

 نکته سوم نفی حجاب قرابت و خویشاوندی است، امام می‌فرماید: «وَ لَا بَيْنَنَا وَ بَيْنَ اللَّهِ قَرَابَةٌ»؛ عزیزان دقت کنند یعنی بین کسی با خدا خویشاوندی نیست، ما ائمه هم با خداوند عالم خویشاوندی نداریم.

 این در حقیقت یک اعلامیه رهایی بخشی است که در مسیر عشق به خدای عالم و حرکت به طرف خدای عالم که هر نوع واسطه سازی را از بین می‌برد. و این واسطه‌های خیالی که ما درست کرده بودیم، این واسطه‌های خیالی را به یک حرکت زیبا و نورانی که منتها الیه آن صراط مستقیم است تبدیل می‌کند. «إنّ ربک لعلی صراط مستقیم»

یا به تعبیر امام باقر (سلام الله علیه) «وَ اللَّهِ مَا يُتَقَرَّبُ إِلَى اللَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى إِلَّا بِالطَّاعَةِ»؛ ما ائمه جز از طریق پیروی از دستورات خدا راهی برای رسیدن به خدا و تقرب به خدا نداریم. ما این طوری هستیم آن وقت شما انتظار دارید به مجرد این‌که ما را دوست دارید به خدا برسید!

 در حقیقت اینجا آقا امام باقر (سلام الله علیه) به عبارت امروزی ولایت و محبت را سکوی پرش قرار داده، نه بالشتی برای آسایش، این را داشته باشید محبت و ولایت اهل بیت سکویی برای پرش است، بالشی برای آسایش و استراحت نیست.

 نکته چهارم که از این روایت برداشت می‌کنیم، معنای عاشقانه برائت از آتش است، حضرت می‌فرماید: «وَ مَا مَعَنَا بَرَاءَةٌ مِنَ‏ النَّارِ» ما ائمه شفاعت را از روی معامله و بی‌ عملی انجام نمی‌دهیم، شفاعت ظهور رحمت الهی برای کسانی است که زمینه تقرب به خدا را با عمل آماده می‌کنند.

 دوباره تکرار می‌کنم شفاعت که نتیجه محبت و نتیجه ولایت است، رحمت خدای عالم را برای کسانی که زمینه تقرب را بخواهند برسند با عمل آماده می‌کند. در میدان عشق به الله، علاقه به رسیدن به لقاء الله، رسیدن به اهل بیت (علیهم السلام) در حقیقت این محبت یک وسیله‌ای است که ما از این وسیله استفاده می‌کنیم، به طاعت، از طاعت به وصل می‌رسیم.

راز ولایت پیروی از سیرت است نه صرف شعار محبت، در مکتب اهل بیت، در عرفان اهل بیت هر که به خدا نزدیک‌تر باشد به ائمه هم نزدیک‌تر است. از خدا دور باشد به همان اندازه هم از اهل بیت دور است.

 نکته پنجم محبت اگر بی‌بصیرت باشد، صورتی بی‌روح است مثل یک مرده زمین افتاده نمی‌تواند حرکت کند. عرض کردم امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) آفتاب است شاید تشبیه به آفتاب هم اشتباه باشد، ما به عنوان تقریب ذهن این را می‌گوییم.

 نمی‌توانیم بگوییم ما آفتاب را دوست داریم؛ ولی از سایه حرکت نمی‌کنم، همین‌جا در سایه می‌خواهم بمانم، محبت اگر موجب حرکت نباشد این تقلید است تولی نیست. این خود گول زدن است بصیرت نیست.

 امام باقر (سلام الله علیه) یک جمله خیلی زیبایی دارد، به قدری زیباست که به تعبیر مرحوم «سبزواری (رضوان الله تعالی علیه)» صاحب منظومه «یلیق ان یکتب با النور علی خدود الحور»؛ با قلم نور بر گونه‌های حور نوشته بشود.

حضرت فرمود: «فَرَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه واله وسلم) خَيْرٌ مِنْ عَلِيٍّ (علیه السلام)» شما دم از محبت و ولایت علی می‌زنید، پیغمبر که از علی بالاتر است، اگر کسی «ثُمَّ لَا يَتَّبِعُ سِيرَتَهُ وَ لَا يَعْمَلُ بِسُنَّتِهِ مَا نَفَعَهُ حُبُّهُ إِيَّاهُ شَيْئاً» می‌گوید من پیغمبر را دوست دارم ولی از سنت پیغمبر تبعیت نمی‌کنم.

 این محبت پیغمبر فایده ای برای او ندارد؛ پس مغرور نشوید به اینکه ما علی را دوست داریم و چنین و چنان است. پیغمبر را که بالاتر از علی است دوست داشته باشید هیچ فایده‌ای ندارد مگر طبق سیره و سنت پیغمبر عمل کنید.

نکته ششم: برتری در پیشگاه خدا با نسبت نیست با ادب بندگی است، امام باقر می‌فرماید خدا با هیچ احدی نسب خویشاوندی ندارد، حتی اهل بیت (علیهم السلام) فرمودند ما بر خود امان نامه از آتش جهنم نداریم.

«وَ مَا مَعَنَا بَرَاءَةٌ مِنَ‏ النَّارِ»؛ ما ائمه چک سفید امضا از خدا نداریم که حتماً می‌خواهیم بهشت بیرویم! عزیزان دقت کنند «والله مَا مَعَنَا براءة من النار» ما هرگز از خدای عالم تضمین صد درصد بهشت رفتن نداریم.

«وَ لَا بَيْنَنَا وَ بَيْنَ اللَّهِ قَرَابَةٌ»، ما با خدای عالم خویشاوندی و نسبتی هم نداریم. «وَ لَا عَلَى اللَّهِ لِأَحَدٍ مِنْ حُجَّةٍ»؛ اگر ما عمل نکردیم عذری نداریم. بعد می‌فرماید: «وَ اللَّهِ مَا يُتَقَرَّبُ إِلَى اللَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى إِلَّا بِالطَّاعَةِ»؛ ما ائمه جز با اطاعت خدا به خدای عالم تقرب نمی‌جوییم. چقدر زیبا و عالی است!

 امام یک اگر دستورالعملی برای ما می‌دهد، خودش را هم در این زمینه همسطح ما می‌داند، می‌گوید این نسخه‌ای که ما را برای شما پیچیدیم، محبت بدون عمل فایده‌ای ندارد این نسخه مال ما هم است، این نسخه فقط مخصوص شما نیست، وقتی خود معصوم اینطوری می‌گوید، می‌گوید ما خویشاوندی با خدا نداریم و چک سفید امضا هم از خدا نداریم.

آن وقت من شیعه می‌توانم به صرف انتساب به ائمه، محبت و عشق به ائمه خاطر جمع باشم.

 نکته هفتم: معیار دوستی خدا طاعت و ورع است، امام باقر (علیه السلام) در اینجا یک قانون جاودانه و قاعده جامع و کامل بیان می‌فرماید: «مَنْ كَانَ لِلَّهِ مُطِيعاً فَهُوَ لَنَا وَلِيٌّ»؛ هر کس مطیع خدا است آن دوست ما است.

«وَ مَنْ كَانَ لِلَّهِ عَاصِياً فَهُوَ لَنَا عَدُوٌّ»؛ کسی که معصیت کار است دشمن ما است، دوست ما نیست. دیگر از این واضح‌تر و روشن‌تر؛ یعنی می‌خواهد بگوید ولایت ما پیمان عمل است نه شعار زمان، اگر گفتید دوست دارم و طبق دستور ما عمل کردی در دوستی‌ات صادق هستی و گرنه نه!

به تعبیر دیگر ولایت اهل بیت عصاره ایمان می‌شود، که محبت در دل، اطاعت در عمل، خشوع در روح و جان ایجاد کند، و ولایت همانند نوری است که وقتی در دل مؤمن می‌تابد او را به تقوا می‌کشاند، هر که از خدا دور شود از اهل بیت هم جدا گشته است. هرچه به خدا نزدیک‌تر بشود به اهل بیت هم نزدیک‌تر گشته است.

 این کاملاً نشان می‌دهد بر اینکه ائمه (علیهم السلام) اولاً خودشان را همسطح شیعه قرار دادند، و یک قانون کلی و قاعده جاودان که ملاک عمل است، عمل نباشد ما با شما هیچ تفاوتی نداریم.

ما از خدای عالم ضمانتنامه قطعی نداریم که فردای قیامت (نستجیر بالله) هر گناهی کردیم هم باید بهشت برویم.

یک روایتی از آقا امام سجاد (سلام الله علیه) است که خیلی روایت عجیب و تکاندهنده است.

یکی از اصحاب حضرت است می‌بیند حضرت دارد گریه و ناله می‌کند اشک می‌ریزد، می‌گوید آقا جان تو فرزند پیغمبر، فرزند علی و فرزند زهرا هستی، این بی‌تابی‌ها چه است که شما دارید انجام می‌دهید، اگر شما اینطوری باشید؛ پس ما وظیفه‌مان چه است، ما چه کار باید بکنیم؟

 یا به تعبیر امروزی‌ها ما چه خاکی به سرمان بریزیم، حضرت در اونجا نکات بسیار ظریف و زیبا دارد ان شاءالله سر فرصت در ذیل تحلیل‌ها عرض می‌کنم. حضرت می‌گوید این چه حرفی است، پیغمبر، فرزند زهرا، فرزند علی، در پیشگاه خدای عالم عمل می‌خواهند فرزند پیغمبر بودن، فرزند زهرا بودن، اونجا ملاک نیست. اگر عمل داشتیم پیش خدا آبرو داریم، اگر عمل نداشتیم نزد خدا آبرو نداریم. من در خدمت حضرتعالی هستم!

مجری:

 بزرگوارید بسیار عالی، بسیار شیرین اما مشکل، تا الان چه بسا ذهن مخصوصاً آن افرادی که خودشان را تا الان شیعه واقعی می‌دونستند این بود که با همین محبت با همین دوستی و صرف علاقه می‌توانند کار خودشان را پیش ببرند؛ اما وقتی که حضرت آقا امام باقر (علیه السلام) به خداوند قسم می‌خورد که صرف محبت «ان یقول بحبنا اهل البیت» این اصلاً حساب نمی‌شود، چه بسا روز قیامت ما را جزء شیعیان به حساب نیاروند، طبق روایتی که اینجا امده و طبق آن تحلیل زیبای که حضرتعالی فرمودید.

 نکات، نکات متعددی بود هر کدام از این‌ها را چه بسا یک جلسه از حضرتعالی بخواهیم که نسبت به آن یک فرمایشات مبسوط ‌تری ان شاءالله داشته باشید.

 شما بینندگان عزیز اگر نسبت به این مطالب، نسبت به برنامه‌ای که امشب تقدیم حضورتان دارد می‌شود، سوال، دغدغه‌ای داشتید، یا نسبت به مطالب مختلف دیگری که در ذهن تان است اگر مطلبی بود با شماره‌هایی که زیرنویس شده در تماس باشید، ان شاء الله در فرصت مقتضی صدای تان را خواهیم شنید.

ما قصد داریم ان شاءالله بیشتر نسبت به این روایت، و این نوع نگاهی که باید به خودمان داشته باشیم این مسئولیتی که متوجه ما به خصوص شیعیان است، تا الان چه بسا به این شکل نگاه نکرده بودیم به مسئولیت سنگین و خطیری که بر عهده ما قرار گرفته اگر می‌خواهیم خودمان را شیعه بدانیم باید این اعمال را انجام بدهیم، ان شاءالله مبسوط‌تر، کامل‌تر و مفصل‌تر نسبت به اینها از حضرت استاد درخواست خواهیم کرد تا توضیح بدهند. مطلب مطلب بسیار مهمی است

همراه ما باشید یک فاصله می‌گیریم بعد از آن برمی‌گردیم و با ادامه با ادامه برنامه در خدمت تان خواهیم بود!

(میان برنامه)

مجری:

عرض سلام مجدد، خدمت همه شما بینندگان عزیز و ارجمند شبکه جهانی حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف)؛ الحمدلله همچنان با برنامه اخلاق علوی و سیره مهدوی در خدمت تان هستیم.

در این شبی که بنا است تمایلات ما شکل بگیرد، لیلة الرغائب است، رغبت هایمان شکل بگیرد، در این چند دقیقه‌ای که در خدمت تان بودیم رغبت میل آن چیزی که اهل بیت (علیهم السلام) به دنبالش بودند را دیدیم، چقدر گزاف است اگر ما بخواهیم ادعا بکنیم بگوییم ما صرفاً تمایل مان به اهل بیت است، محبت مان به اهل بیت است؛ اما همان چیزی که اهل بیت به آن تمایل داشتند که آن حاصلش می‌شد آن عمل نیکی که انجام می‌دادند، حاصلش می‌شد آن شب زنده داری که انجام می‌دادند، آن تلاوت قرآنی که انجام می‌دادند آن را ما رها بکنیم بخواهیم صرفاً بگوییم ما محبت مان اهل بیت را خواهیم داشت.

تعابیر بلند و بالایی که در آن روایت زیبا حضرت استاد نقل فرمودند، استفاده کردیم ان شاءالله بیشتر به آن خواهیم پرداخت، حتماً در جلسات آینده همراه ما باشید، باید به این روایات مخصوصاً آن افرادی که پای گیرنده هستند و خودشان را شیعه می‌دانند، اگر کسی می‌خواهد شیعه واقعی باشد باید به اینها گوش بدهد. حضرت آقا امام باقر و دیگر ائمه دارند شیعه را معرفی می‌کنند.

 تصدیع اوقات نکنیم سراغ تماس‌های بینندگان عزیز برویم، تماس‌های زیادی هم داریم عزیزانی که پشت خط هستند ان شاءالله در خدمت شان خواهیم بود. تماس اول جناب آقای «رضایی از بندرعباس» پشت خط ارتباطی هستن، آقای رضایی در خدمت تان هستیم بفرمایید.

(تماس بینندگان برنامه)

بیننده: (آقای رضایی از بندر عباس – شیعه)

 سلام علیکم، حاج آقای مرعشی عزیز ما، و خدمت استاد بزرگوار حاج آقای قزوینی عزیز هم سلام عرض می‌کنم،

امشب که شب برات است این شعر را خدمت امام زمان عرض می‌کنم:

 گفتم که خدا مرا براتی بفرست * طوفان زده ام راه نجاتی بفرست

 گفت با زمزمه یا مهدی نذر گل نرگس صلواتی بفرست. اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم. ان شاءالله که شب برات همه دوستان، همه شیعیان و همه محبین حضرات معصومین، امشب شب برات شان فرج امام زمان باشد.

از حاج آقا می‌خواستم بگویم، حاج آقا چرا آقا رسول الله فرمودند که سیره ما سیره برادرم یحیی نیست چرا که برادرم یحیی همه اش در خوف بودند و همیشه گریه می‌کردند؛ ولی سیره ما مثل برادرم عیسی هست که هم توکل داشت و هم خوف داشت لطفا این را برای مان توضیح بدهید.

حاج آقا جان! همچنین اما برای رذایل اخلاقی مثل حسد، عجب، انانیت و فرعونیت، برای برطرف شدن این‌ها بی زحمت برای مان توضیح بدهید. فرمودید یک کتاب هم این هفته معرفی می‌کنم، به حاج آقا مرعشی گفته بودید یادآوری کند، دست شما درد نکند خدا نگهدار شما.

مجری:

 آقای «رضایی» کتاب راجع به چه خواسته بودید؟

اقای رضایی:

راجع به ملا آقا جان زنجانی که فرمودید این هفته کتاب در موردش معرفی می‌کنید.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

کتاب «پرواز روح»، این کتاب در اینترنت موجود است. خیلی کتاب نازنین و خوبی است، شرح حال مرحوم «ملا آقا جان زنجانی» است نکات خیلی قشنگی در آن آمده است اگر بتوانید دانلود کنید خیلی خوب است.

مجری:

 بسیار عالی، آقای رضایی، سؤالات شما را یاد داشت کردیم، تشکر از تماس تان خدانگهدار. تماس بعدی آقا «علیرضا از خوزستان» پشت خط ارتباطی هستن، در خدمت تان هستیم بفرمایید.

بیننده: (آقای علیرضا از خوزستان – شیعه)

 سلام و عرض ادب خدمت شما جناب آقای مرعشی و سلام خدمت حاج آقای قزوینی. ببخشید من یک سوالی داشتم پیرو نکاتی که حاج آقا درباره بحث محبت به اهل بیت می‌گفتند. من روایتی در کتاب «بحار الانوار» دیده بودم مثلا اگر حق الناسی به گردن مان باشد، اهل بیت خودشان در آن دنیا حق الناس را پرداخت می‌کنند یا ما را شفیع می‌شوند چون ما کمتر شنیدیم که می‌گویند حق الناس مثل حق‌الله نیست، حق الله را خدا می‌بخشد، منظور من این نیست که مثلاً ما حق الناس به گردن خود کنیم.

 بعضی موقع‌ ممکن است کسی حق الناسی به گردنش باشد کوتاهی کرده باشد یا فراموش کرده باشد از این دسته روایات در کتاب «بحار الانوار» بود خواستم بگویم حاج آقا این فرمایش را تأیید می‌کنند که ممکن است اهل بیت دست ما را در آن دنیا حتی به خاطر حق الناس هم بگیرند یا نه؟ ممنون می شوم توضیح بدهید!

مجری:

 بسیار عالی، تشکر از تماس تان آقای «علیرضا» خدانگهدار شما. تماس بعد آقای «محمدی از اصفهان» پشت خط ارتباطی هستن!

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

خلاصه سوال اقای «علیرضا» چه شد؟

مجری:

این‌که امروز روایات و این بحثی که مطرح شد، در مقابل یک سری روایات دیگر هم است که ایشان گفت ما در مقابلش هم روایت داریم، حتی نسبت به حق الناس هم ایشان روایتی دیده بودند که بواسطه اهل بیت بخشیده می‌شود.

 آقای محمدی از اصفهان بفرمایید!

بیننده: (آقای محمدی از اصفهان – شیعه)

سلام علیکم خدمت مجری محترم و درود بر شما استاد ارجمند خدا قوت و شب شما بخیر. اگر اجازه بفرمایید من یک مطلبی که مقداری نیمه فنی است، یعنی دو - سه تا برهان کنار هم اقامه می‌کنم اغلب علما، چون فکر می‌کنند ما عوام هستیم گاهی دقت نمی‌شود فکر می‌کنند که ما سر سری صحبت می‌کنیم ولی احتمال بدهید که شاید درست باشد.

راستش یک عبارتی است که اسمش را می‌گوید عبارت تعجب، ما اشبه، ما افعل، ما اجمل را که مستحضر هستید عبارت تعجب است، با توجه به فرمایش‌هایی که از برنامه‌های شما استفاده کردیم به اینجا رسیدیم که حضرت امام هادی (علیه السلام) چه فرازهای زیبا و متعالی در ارتباط با مقام ائمه هدا فرمودند؛ پس با توجه به اینکه حضرت علی (علیه السلام) فرمودند:

«أَنَا عَبْدٌ مِنْ عَبِيدِ مُحَمَّدٍ»

الكافي (ط - الإسلامية)، نویسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الكتب الاسلامیة، ج1، ص90، ح5

پس بنابراین مقام ائمه نسبت به پیغمبر و بر عکسش بسیار مشخص می‌شود؛ یعنی واقعاً مقام رسول الله در جهان اصلاً برای ما قابل احصاء نیست؛ بنابراین نتیجه می‌خواهم این را بگیرم وقتی از پیغمبر اکرم راجع به شب قدر سؤال می‌کنیم همه اطلاعاتی که ائمه دارند از پیغمبر اکرم رسیده؛ یعنی ایشان عقل کل هستند؛ پس این ترجمه‌های که ما می‌کنیم

(وَمَا أَدْرَاكَ مَا لَيلَةُ الْقَدْرِ)

و تو چه مي‌داني شب قدر چيست؟!

سوره قدر (97): آیه 2

یک عالمی از گذشتگان مثل «شیخ طوسی» گفته است اینجا این ما ادراک به معنی ما افعل است؛ یعنی ای حبیب ما، شما از همه بیشتر می‌دانی که شب قدر چه است! پس اگر راجع به پیامبر اکرم بگوییم که تو چه می‌دانی شب قدر چیست، یک مقدار افت مقام رسول الله است؛ یعنی باید در ترجمه هایمان تجدید نظر کنیم.

حالا استاد عرض من را بررسی کنند چقدر درست است و از نویسندگان گذشته در نتیجه استفاده درست را کردیم یا نه، ما ادراک راجع به همه یکسان نیست.

(وَمَا أَدْرَاكَ مَا الْحُطَمَةُ)

و تو چه مي‌داني «حطمه» چيست؟!

سوره همزه (104): آیه 5

(وَمَا أَدْرَاكَ مَا الْحُطَمَةُ) و (وَمَا أَدْرَاكَ مَا لَيلَةُ الْقَدْرِ) زمین تا آسمان فاصله دارد؛ یعنی خلاص اش کنم خسته نشوید این نوشتن که‌ای حبیب ما تو بهتر از همه می‌دانی که شب قدر چه است، و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین!

مجری:

 اللهم صل علی محمد و آل محمد، تشکر از تماس تان و نکته‌ای که اشاره کردید، ان شاءالله بررسی خواهیم کرد. تماس بعدی آقای بهادری از کرج پشت خط اربتاطی هستن، آقای بهادری در خدمت انسان هستیم بفرمایید

بیننده: (آقای بهادری از کرج – شیعه)

 بسم الله الرحمن الرحیم سلام عرض می‌کنم خدمت حضرت آیت الله دکتر حسینی و جناب آقای مرعشی دو بزرگوار! این شب مبارک را هم عرض تبریک و تهنیت دارم. حضرت آقا «ابن حجر عسقلانی» در کتاب «الاصابه فی تمییز الصحابه» یکی از علمای درجه که اهل سنت است.

شاید یکی از بهترین کتاب‌ها است که می‌گویند در مورد صحابه نوشته، در صفحه ۱۶ فصل اول «فی تعریف صحابه» که متاسفانه به خاطر همین تفکر چقدر خون شیعیان را به زمین ریختند، ایشان می‌گوید صحیح‌ترین کلامی که در مورد صحابه می‌توان گفت اینکه صحابه، کسی است که پیامبر را دیده در حالی که به پیامبر ایمان آورده و مسلمان از دنیا رفته فرقی نمی‌کند که با پیامبر زیاد مجالست کرده یا نکرده، فرقی نمی‌کند این کسی که پیغمبر را دیده آیا از پیامبر روایتی نقل کرده یا نکرده است.

 این شخص صحابی با پیامبر به جنگ رفته باشد نرفته باشد، حتی کسی که یک بار پیامبر را تصادفی دیده و اصلاً با پیامبر مجالست هم نداشته باشد حتی این شخص اگر کور هم باشد پیامبر را هم ندیده باشد و در یک جایی پیامبر یک لحظه او را دیده آن هم صحابه پیامبر نامیده می‌شود یعنی «کلهم عدول»

 بعضی‌ها می‌گویند «من رأی النبی او رأی» هر کس پیامبر او را ببیند یا نه او پیامبر را دیده باشد او هم صحابه پیامبره هر کسی پیامبر را ببیند یا پیامبر او را ندیده باشد حتی بچه تو قنداق.

 باز در صفحه ۲۳ همین کتاب می‌گوید همه این آدم‌های که گفتیم عادل هستند این نظر نظر اجماعی آقایون مکتب عامه است، مگر گروه خاصی از اهل بدعت، بعد می‌گوید «وقد ذکر خطیب فی الکفایه» جناب خطیب در فصل کتاب «الکفایه» چنین گفته عدالت صحابه ثابت است معلوم است چرا چون خداوند متعال این‌ها را عادل معرفی کرده است.

 ما سئوال مان این است، این مقدار ارزش گذاری حضرت آقا به صحابه که حتی سوءظن به آنها بدگویی بد زبانی نسبت به آنها مساوی با کفر است چرا نسبت به خود رسول الله چنین چیزی نمی‌گویند حتی عصمت پیامبر را انکار می‌کنند حتی خطا و اشتباه را نسبت به پیامبر جایز نمی‌دانند. همان قدر که مقام صحابه را بالا می‌برند مقام پیامبر را پایین می‌آورند.

 ببینید آقای «احمد حنبل» در «مسند» خودش جلد ۱۵ صفحه ۳۹۰ می‌گوید من همه احادیثی در مسند نقل کردم همه اش صحیح است، می‌گوید:

«عن أبي هُرَيْرَةَ أَنَّ رَجُلاَ شَتَمَ أَبَا بَكْرٍ والنبي صلى الله عليه وسلم جَالِسٌ فَجَعَلَ النبي صلى الله عليه وسلم يَعْجَبُ وَيَتَبَسَّمُ فلما أَكْثَرَ رَدَّ عليه بَعْضَ قَوْلِهِ فَغَضِبَ النبي صلى الله عليه وسلم وَقَامَ فَلَحِقَهُ أبو بَكْرٍ فقال يا رَسُولَ اللَّهِ كان يشتمني وَأَنْتَ جَالِسٌ فلما رَدَدْتُ عليه بَعْضَ قَوْلِهِ غَضِبْتَ وَقُمْتَ قال انه كان مَعَكَ مَلَكٌ يَرُدُّ عَنْكَ فلما رَدَدْتَ عليه بَعْضَ قَوْلِهِ وَقَعَ الشَّيْطَانُ فلم أَكُنْ لأَقْعُدَ مع الشَّيْطَانِ ثُمَّ قال يا أَبَا بَكْرٍ ثَلاَثٌ كُلُّهُنَّ حَقٌّ ما من عَبْدٍ ظُلِمَ بِمَظْلَمَةٍ فيغضي عنها لِلَّهِ عز وجل ألا أَعَزَّ الله بها نَصْرَهُ وما فَتَحَ رَجُلٌ بَابَ عَطِيَّةٍ يُرِيدُ بها صِلَةً إِلاَّ زَادَهُ الله بها كَثْرَةً وما فَتَحَ رَجُلٌ بَابَ مَسْأَلَةٍ يُرِيدُ بها كَثْرَةً الا زَادَهُ الله عز وجل بها قِلَّةً»

مسند الإمام أحمد بن حنبل؛ اسم المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبدالله الشيباني الوفاة: 241، دار النشر: مؤسسة قرطبة – مصر، ج2، ص436

 یک کسی آمد در حضور پیامبر که ابوبکر نشسته بود و شروع کرد به ابوبکر توهین کردن، یعنی پیغمبر گوش کرد یک تبسمی هم کرد «فلما أَكْثَرَ رَدَّ عليه بَعْضَ قَوْلِهِ»؛ شخص پشت سر هم فحش می‌داد، ابوبکر دید این مرد ول نمی‌کند شروع کرد، آقای ابوبکر فحش‌های او را جواب دادن.

«فَغَضِبَ النبي صلى الله عليه وسلم»؛ پیامبر از فحش دادن ابوبکر ناراحت شده و بلند شدند و در ادامه حدیث دارد ابوبکر به رسول خدا می‌گوید یا رسول الله تا زمانی که این مرد به من فحش می‌داد شما چیزی نمی‌گفتید، ناراحت نشدید ولی من که با فحش‌، فحش‌های او را جواب دادم بلند می‌شوی می‌روی؟

رسول خدا فرمودند تا زمانی که او داشت به تو توهین می‌کرد یک ملکی داشت از تو دفاع می‌کرد ولی وقتی که تو جواب فحش او را دادی دیدم مجلس تو مجلس شیطانی شد و من پا شدم رفتم!

 این صحابه‌ای را می‌گویند همه عدول هستند، این‌ها به هم توهین کردند به هم بد و بیراه گفتند، بعضی از صحابه با هم شرب خمر کردند، شما چطوری این‌ها را عادل می‌دانید؟

حضرت آقا شما فرمودید خداوند چک سفید امضا به کدام صحابه داده که آقای صحابه تو هر کاری خواستی بکنی، مثلاً شرب خمر بکن، غیبت بکن بدگویی بکن، من تو را اهل بهشت کردم و بهشت می‌برم، آخر این با کدام اصول قرآنی و کدام اصول حدیثی روایی رسول مکرم اسلام سازگاری دارد؟ این را آقایان به ما جواب بدهند، ببخشید مصدع اوقات شدم یا علی التماس دعا.

مجری:

بزرگوارید آقای بهادری عزیز، خوشحال شدیم صداتان را شنیدیم خدا نگهدار. استاد ان شاءالله به سوالات پاسخ بدهیم چون بیشتر از ده دقیقه فرصت نداریم آقا «محمد» هم تماس واتساپی گرفتن اگر متصل شد و فرصت بود در خدمت شان خواهیم بود.

 حضرت استاد آقای «رضایی از بندرعباس» سوال شان نسبت به تمثیلی که پیامبر به کار بردند نسبت به حضرت یحیی و حضرت عیسی بود!

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

در رابطه با آنچه که نسبت به حضرت یحیی (علی نبینا و آله وعلیه السلام) مطرح است، محور حضرت یحیی خوف از خدا بود، ترس شبانه روز، گریه زاری و زهد شدید، بی‌توجهی به دنیا و زیاد می‌گریست کم می‌خندید همواره در حال محاسبه نفس بود.

 حضرت عیسی محورش خوف رجا بوده، مردم را تسلی می‌داد، مردم را به محبت الهی دعوت می‌کرد؛ اما زهد با آرامش و بردباری بود (و رَحْمَةٍ مِنَّا) عیسی (سلام الله علیه) نماد صبر، رحمت و آرام سازی دل‌ها بوده و امید به مغفرت الهی در کلمات حضرت عیسی بیشتر بوده است.

 لذا روی این جهت اگر روایتی هم باشد من آن روایت را ندیدم؛ ولی این تفاوت بین سیر و سلوک حضرت یحیی و سیر و سلوک حضرت عیسی (علی نبینا و آله و علیهما السلام) است.

مجری:

نسبت به حل شدن برخی از رذایل اخلاقی هم هرچند مفصل صحبت شده و به ایشان هم توصیه می‌کنیم برنامه‌های اخلاق علوی و سیره مهدوی را اگر به صورت کامل ببینند مفصل نسبت به این رذائل اخلاقی قلبی صحبت شده است، اما اگر باز نکته‌ای است نسبت به امثال عُجب و حسد و این‌ها بفرمایید.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

بله، تنها راهش این است که خیلی‌ از ما ها مشکل مان این است که نسبت به معاصی جاهل هستیم، فردی گرفتار عجب و گرفتار ریا است. بفرض نماز می‌خواند یک مقدار در قرائتش (مغضوب علیهم) را به صورت خاص می‌کشد و دوست دارد افرادی که می‌شنوند بگویند چه قرائتی دارد!

شاید عمد هم نداشته باشد، ولی بی خبر از اینکه همین عجب و ریا از گناهان کبیره کبیره‌تر است. ماها نمی‌دانیم بعضی وقت است تکبر یا حسد در ما است. به نظر من اگر دوستان می‌خواهند در این زمینه قدم بردارند، بهترین کتاب کتاب «معراج السعاده مرحوم نراقی» است بنده مثل این کتاب را ندیدم!

مرحوم «محدث قمی» که صد و ده جلد کتاب «بحار الانوار» را در دو جلد به اسم «سفینه البحار» خلاصه کرده، ایشان می‌گوید من هر شب ملتزم بودم چند صفحه از کتاب «معراج ساده مرحوم نراقی» را بخوانم.

 بعد می‌گوید این کتاب بزرگ بود در مسافرت‌ها نمی‌توانستم با خودم ببرم، این کتاب را خلاصه کردم و خلاصه کتاب را با خودم می‌بردم، شب‌ها قبل از خواب چند صفحه مطالعه می‌کردم. اسم کتاب خلاصه مرحوم «قمی» «مقامات العلیه» است نمی‌دانم در اینترنت است یا نه!

 ما یکی از توفیقاتی که در حوزه علمیه قزوین داشتیم، سال دوم تحصیلی ما این کتاب کتاب درسی حوزه علمیه قزوین - مدرسه سردارین بود. کتاب خیلی خوبی است یعنی می‌آید تمام گناه‌ها را می‌گوید آیات را می‌آورد، احادیث می‌آورد، داستان می‌آورد، شعر می آورد و در پایان هم می‌گوید کسی گرفتار عجب است چه کار کند از عجب نجات پیدا کند، گرفتار غیبت است، گرفتار دروغ است، آیات و روایات را می‌آورد داستان، شعر می‌اورد و بعد راهکار هم ارائه می‌کند و می‌گوید چه کار کند دیگر غیبت نکند و دروغ نگوید.

 خیلی چیز جالبی است خداوند این مرد بزرگ را بیامرزد. برادر بزرگوار این بهترین راهکار است.

مجری:

بسیار عالی، اشاره می‌کنند در اینترنت هم ملاحظه شده و کتابش است می‌توانند دانلود کنند به آقای رضایی کتاب «پرواز روح» هم معرفی شد.

آقای «علیرضا از خوزستان» نسبت به برخی از روایاتی که اشاره به محبت اهل بیت و آثاری که حتی در قیامت دارد سؤال پرسیدن.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

ببینید این‌که اگر محبت اهل بیت نباشد هیچ عملی فایده‌ای ندارد، همان روایتی که از خود اهل سنت است «خوارزمی» در کتاب «مناقب» خودش صفحه ۶۷ آورده، رسول اکرم می‌گوید یا اگر کسی به اندازه عمر حضرت نوح عبادت کند، هزار مرتبه به زیارت خانه خدا برود، مظلومانه بین صفا و مروه کشته بشود، در رکن یمانی، رکن مقام کشته بشود اگر ولایت تو را نداشته باشد بوی بهشت نمی‌شنود در آن شکی نیست.

 ولی این که آیا مجرد محبت اهل بیت، بدون عمل ما را نجات می‌دهد مثلا من اصلاً در طول عمرم نماز نخوانم، روزه هم نگیرم، آیا این محبت مایه نجات من می‌شود یا نمی‌شود؟

مجری:

 فهمیدیم که اصلاً به این محبت نمی‌گویند این چه محبتی است؟

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

بله، این چه محبتی است که من اهل بیت دوست دارم ولی به حرف شان گوش نمی‌دهم، این در حقیقت خود گول زنی است، روایتی که امروز خواندیم امام باقر (سلام الله علیه) این نکته را فرمودند نه تنها این روایت بلکه ده‌ها روایت دیگر داریم، محبتی که از او عمل نخیزد این محبت در حقیقت یک توهمی بیشتر نیست.

 بله کسی محبت دارد عمل هم می‌کند یک روزی نمازش هم قضا شد، یک روزی هم روزه اش را در سفر خورد یک اشتباهی کرد ما معصوم نیستیم در اینجا ما امید شفاعت از این‌ها داریم در آن هیچ شک و شبهه‌ای نیست.

 من مثال می‌زنم یک دانش آموزی که در درس شرکت نمی‌کند، مطالعه هم نمی‌کند، بازی گوشی می‌کند، سر امتحان آیا معلم به او ارفاق می‌کند و یک نمره ارفاقی می‌دهد؟ یک صدم نمره ارفاقی هم به او نمی دهد.

ولی اگر یک دانش آموزی دارد کار می‌کند، سر موعد می‌آید مشق‌هایش را می‌نویسد، سر امتحان شرکت کرد یک سوال را متوجه نشد، بفرض اگر مثلاً معدلش باید بیست می‌شد نوزده و نیم شد، معلم می‌آید نیم نمره را ارفاق می‌دهد.

 شفاعت اهل بیت (علیه السلام) برادر بزرگوارم این شکلی است، کسانی که واقعاً طبق محبت حرکت می‌کنند، عمل می‌کنند محبت را رختخواب آرامش برای خودشان انتخاب نکرده‌اند، بلکه محبت سنگر پرش است.

«من احبهم فقط اطاعهم» هرکس این‌ها را دوست دارد، باید از این‌ها اطاعت کند، مثلا شما عاشق یک بزرگوار و خانمی هستید این خانم می‌گوید برای من لباس بخر، می‌گویی نمی‌خرم، می‌گوید برای من کفش بخر، بگویی نمی‌خرم، بگوید فلان کار را انجام بده، بگویی نمی‌کنم.

مثلا بگوید در خانه هیچ چیزی برای خوردن نداریم، برو خرید کن، نمی‌رود خرید کند این معشوقه شما یک لنگ کفش بر می‌دارد و به جانت می‌افتد می‌گوید فلان، فلان شده بلند شو برو بیرون!

 این کاملاً مشخص است یعنی در زندگی عادی ما هم همین‌طور است.

یا مثلا بچه پدرش را دوست دارد، ولی بابا می‌گوید فلان کار را انجام بده، بگوید انجام نمی دهم، پدر می‌گوید برو درس بخوان، بگوید نمی‌خوانم، بگوید برو کار کن، بگوید نمی‌کنم، این مشخص است مغضوب پدر قرار می‌گیرد این طبیعی کار است.

بله داریم بله آن کسانی که واقعاً در دل محبت اهل بیت را دارند تلاش هم می‌کنند یک سری گناهانی هم گردن‌شان است مثلا حق الناسی هم گردن شان آمده، فردای قیامت، روایت داریم اهل بیت (علیهم السلام) می‌آیند واسطه می‌شود، حق الناس را هم از صاحب حق حلالیت می‌گیرد در آن هیچ شکی نیست.

 حتی ما روایت داریم، شیعه این طوری که کارهایش را خوب انجام می‌دهد، نه شیعه شعاری، جهنم رفته است ائمه می‌روند از جهنم بیرون می‌آورند، به آن کسی که طلبکارش بوده می‌گویند آقا اگر این شیعه ما را ببخشی تو را از جهنم نجات می‌دهیم، می‌گوید آقا جان چشم، کور از خدا دو چشم بینا می‌خواهد.

این‌ها را هم داریم؛ ولی دوستان عزیز این‌ها مال کسانی است که طبق محبت اهل بیت حرکت کردند کار کردند، نماز خواندند، در عمر شان چهار تا اشتباه هم کردند، خطا هم کردند!

مجری:

حضرت استاد خیلی ممنون این جلسه هم از محضرتان استفاده کردیم خداوند به شما خیر و سلامتی عنایت کند. همچنین تشکر می‌کنم از همه شما بینندگان عزیز و ارجمند که تا انتهای برنامه امشب همراه ما بودید موفق و مؤید و منصور باشید تا دیدار آینده خدانگهدار!


مراحل اخلاص>

اخلاق علوی سیره مهدوی اخلاص تقوا عبادت نماز ذکر دوری از عجب کتاب پرواز روح معرفی کتاب ليله الرغائب ریا اخلاق سلوک عرفان