سایر قسمت ها
اخلاق علوی سیره مهدوی - شیطان شناسی

قسمت صد و ششم برنامه اخلاق علوی سیره مهدوی با کارشناسی آیت الله حسینی قزوینی و اجرای آقای مرعشی


دیگر قسمت ها

 بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

برنامه اخلاق علوی و سیره مهدوی09 12 1403(قسمت106)

عنوان برنامه: شیطان شناسی

کلیدواژه: اخلاق علوی؛ شیطان شناسی؛ ابلیس؛ یاد خداوند؛ مهدویت؛ واسطه فیض؛ توکل؛ القائات شیطان؛ عبودیت؛ بندگی؛ عدالت صحابه؛ مذمت صحابه!

استاد: حضرت آیت الله حسینی قزوینی

مجری: حجت الاسلام آقای مرعشی

مجری:

أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيم‏، بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ الْحَمْدلِلَّهِ رَبِّ العالَمين‏ وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرِينَ

عرض سلام، ادب و احترام دارم خدمت همه شما بینندگان عزیز و ارجمند شبکه جهانی حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف).

الحمد لله این توفیق را امشب هم در شب جمعه ای دیگر در اواخر ماه شعبان هستیم در واپسین روزها و لیالی ماه شعبان، در آستانه ماه مبارک رمضان در شب جمعه آقا ماه شعبان هستیم این افتخار را داریم برنامه «اخلاق علوی و سیره مهدوی» را تقدیم شما بینندگان عزیز و ارجمند بکنیم!

برنامه ای که این افتخار را داریم در محضر حضرت استاد حضرت آیت الله دکتر «حسینی قزوینی» هستیم ان شاء الله امشب هم بتوانیم نهایت بهره و استفاده را از محضرشان ببریم.

 همان طور که مطلع هستید بحث، بحث معرفتی است می خواهیم با جان ها و دل هایمان راهی این منظر و این مبحث بشویم ان شاء الله دل های ما صاف باشد با نام نامی حضرت زهرای مرضیه (سلام الله علیها) بحث را آغاز می کنیم ان شاء الله بتوانیم راهی برای رسیدن به نور معرفت از رهگذر حضرت زهرای مرضیه پیدا کنیم سلام عرض می کنم حضرت استاد در خدمت تان هستیم.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

سلام علیکم و رحمة الله و برکاته

السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا بَقِيَّةَ اللَّهِ فِي أَرْضِه،‏ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا مِيثَاقَ اللَّهِ الَّذِي أَخَذَهُ وَ وَكَّدَهُ- ِ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا حُجَّةَ اللَّهِ وَ دَلِيلَ إِرَادَتِه‏، السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا وَعْدَ اللَّهِ الَّذِي ضَمِنَه‏، السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا صَاحِبَ الْمَرْأَى وَ الْمَسْمَع‏ فَمَا شَيْ‏ءٌ مِنَّا إِلَّا وَ أَنْتُمْ لَهُ السَّبَبُ وَ إِلَيْهِ السَّبِيل.

خدمت بینندگان عزیز و گرامی خالصانه ترین سلامم را تقدیم می کنم موفقیت روز افزون برای همه عزیزان از خدای منان خواهانم. همان طور که عزیزمان اشاره فرمودند طلیعه عرائض مان را با یادی از صدیقه طاهره آغاز کنیم باشد که گوشه چشمی هم به ما و بینندگان عزیزمان کرده باشد.

اجر پاداش رسالت شعله آذر نبود * این همه آزار حق دخت پیغمبر نبود

چهره انسیة الحوراء و ضرب دست دیو * فاطمه آخر مگر محبوبه داور نبود

فاطمه نقش زمین گردید مولا آه گفت * حیف حیف آن جا جناب حمزه و جعفر نبود

از فشار در همه اعضای او در هم شکست * فضه را می خواند و بالای سرش مادر نبود.

دست او بکشست اما دست مولا را گشود * غیر او کس را توان یاری حیدر نبود!

(وَسَيعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَي مُنْقَلَبٍ ينْقَلِبُونَ)

مجری:

طیب الله انفاسکم، الحمد لله توفیق بزرگی است این دل ها را حداقل هفته ای یکی، دو بار به همین بهانه راهی آن ذوات مقدسه و آن انوار نورانی بکنیم. ان شاء‌ الله که این دل های ما جلاء پیدا کند و این زنگارها از دل هایمان زدوده بشود.

همان طور که شما بینندگان عزیز مطلع هستید چند وقتی هست در محضر حضرت استاد متوجه شدیم خیلی از گناهانی که چه بسا خودمان آن ها را گناه به حساب نمی آوریم اما در اصل همان ها گناه هستند. همان ها منشأ بسیاری از بلاهای خانمان سوزی هستند که گردن گیر انسان می شود و زندگی انسان را تغییر می دهد. یکی از آن ها بحث تکبر بود اخیراً مطرح شده بود چند جلسه ای در محضر استاد تلمذ کردیم و از محضرشان استفاده کردیم.

یک نکته بسیار مهمی که در بحث تکبر مطرح شد این بود هر جا در قرآن نگاه می کنیم به نام شیطان می رسیم وقتی که صحبت از ابلیس پیش می آید علت این که چرا این فرد، چرا این شیطان و این جن آمد و به این جا رسید؟ خداوند دلیلی که می آورد این که تکبرش بود مایه این شد که از درگاه الهی رانده بشود.

به این بهانه می خواستیم بیشتر با اصل شیطان،‌ تفاوتش با ابلیس این که در قرآن در چه مواردی استعمال شده است؟ اصلاً جریان نسبت به شیطان و ابلیس چه بود؟ بیشتر می خواستیم با این مطلب آشنا بشویم. جلسه پیش یک مختصری در محضر استاد بودیم اگر امکانش هست از فرمایشات تان استفاده کنیم مختصری نسبت به آن چیزی که جلسات پیش مطرح شد بفرمایید

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيم‏، بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ وَبِهِ نَسْتَعين وَهُوَ خَيرُ نَاصِرٍ وَ مُعِينْ الْحَمْدُلِلَّه ‏وَ الصَّلَاةِ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ وَعلَیٰ آلِهِ آل الله لَا سِيَّمَا علَیٰ مَوْلانَا بَقِيَّةَ اللَّه‏ وَ الّلعنُ الدّائمُ‏ علَیٰ أَعْدائِهِمْ أعداءَ الله إلىٰ يَوم لِقَاءَ اللّه، وَأُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ، حَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَكِيلُ، نِعْمَ الْمَوْلَى وَنِعْمَ النَّصِيرُ

عرض کردیم حضرت امیر (سلام الله علیه) در خطبه 192 «نهج البلاغه» در رابطه با ابلیس می فرماید با این که شش هزار سال عبادت کرده بود معلوم نیست این شش هزار سال از سال های دنیا یا سال آخرت است؟ ولی به خاطر یک تکبر تمام اعمال شش هزار ساله اش را باطل کرد و از درگاه قرب الهی رانده شد و لعنت ابدی را نصیب خود کرد.

در روایتی از امام صادق (سلام الله علیه) هست روایت خیلی زیبایی است می فرماید:

«أَمَرَ اللَّهُ إِبْلِيسَ بِالسُّجُودِ لآِدَمَ»

خدا به ابلیس دستور داد به آدم سجده کند

«فَقَالَ يَا رَبِّ وَ عِزَّتِكَ إِنْ أَعْفَيْتَنِي مِنَ السُّجُودِ لِآدَمَ لَأَعْبُدَنَّكَ عِبَادَةً مَا عَبَدَكَ أَحَدٌ قَطُّ مِثْلَهَا»

خدایا اگر من را معفو بداری اجازه بدهی به آدم سجده نکنم تو را آن چنان عبادت می کنم که تا به حال احدی تو را آن طور عبادت نکرده است. خیلی عجیب است خدای عالم فرمود:

«قَالَ اللَّهُ جَلَّ جَلَالُهُ إِنِّي أُحِبُّ أَنْ أُطَاعَ مِنْ حَيْثُ أُرِيدُ.»

بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بيروت)؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، ناشر: دار إحياء التراث العربي، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، ج2، ص262

منِ خدا تابع اراده تو نیستم دوست دارم آن چه که خودم اراده می کنم انجام بشود نه تو اراده کنی. «وهابی» ها مصداق اتم این روایت هستند می گوییم خدای عالم در قرآن می گوید

(وَابْتَغُوا إِلَيهِ الْوَسِيلَةَ)

وسيله ‌ای برای تقرب به او بجوئيد!

سوره مائده (5): آیه 35

پیش پیغمبر بروید پیغمبر برای شما دعا کند

(وَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ رَسُولٍ إِلَّا لِيطَاعَ بِإِذْنِ اللَّهِ وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جَاءُوكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّابًا رَحِيمًا)

ما هيچ پيامبری را نفرستاديم مگر برای اين که به فرمان خدا، از وی اطاعت شود. و اگر اين مخالفان، هنگامی که به خود ستم می ‌کردند (و فرمان های خدا را زير پا می ‌گذاردند)، به نزد تو می ‌آمدند؛ و از خدا طلب آمرزش می ‌کردند؛ و پيامبر هم برای آنها استغفار می ‌کرد؛ خدا را توبه پذير و مهربان می ‌يافتند.

سوره نساء (4): آیه 64

و ده ها آیه دیگر می گویند نه ما کاری با این ها نداریم ما فقط «الله» می گوییم. به هیچ وجه حاضر نیستیم «یا رسول الله، یا علی و یا حسین» هم حاضر نیستیم بگوییم عین همان کاری است که شیطان داشت. می گوید اینی که خودمان دوست داریم انجام می دهیم لذا پشت بعضی از ماشین ها می نویستند «فقط بگو الله» عرض کردم زیر «فقط بگو الله» هزاران شرک، تکبر و عصیان خوابیده است.

 ائمه (علیهم السلام)، رسول اکرم این همه خدا را به آبروی خودش، به آبروی انبیاء گذشته قسم می دهد پس آن ها خدا را نشناختند شما «وهابی»ها خدا را شناختید؟ بعد اشاره کردیم بر این که شیطان و ابلیس دو واژه است در قرآن ده، پانزده آیه کلمه شیطان ذکر شد و ده، پانزده آیه دیگر هم واژه ابلیس به کار رفته است.

معنای لغوی شان غیر از معنای اصطلاحی است که در میان ما وجود دارد کلمه شیطان معنای اصلیش از «شَطَنه» گرفته می شود به معنای یک فرد مخالف، خبیث و پست است. در روایات داریم به میکروب های که در ظرف آلوده جمع می شود به شیطان تعبیر شده است.

امیر المؤمنین فرمود از ظرف شکسته آب نخورید. الان کوزه نیست پارچ و لیوان است می گوید از قسمتی که شکستگی دارد آب نخورید، چرا؟ برای این که، آن جا مرکز تجمع شیاطین است. این جا مراد همان شیطان مصطلح ابلیس نیست مراد این است این جا محل تجمع میکروب ها است و ضرر می زند یا «مشرب الشیاطین» است.

 یا شارب تان را بلند نکنید چون قرارگاه و محل امن شیطان می شود. محل امن شیطان در این جا میکروب های جمع می شود برای انسان ضرر دارد. این ها بحث های بود که ما در پایان جلسه قبل به این مطالب اشاره کردیم.

مجری:

سوالی که پیش می آید آن چیزی که از کلام خداوند به دست ما رسیده است در قرآن ذکر شد استعمالات لفظ شیطان را در قرآن اگر بخواهیم ببینیم معمولاً به چه اشاره دارند؟ می توانیم موردی در قرآن این ها را بررسی کنیم؟

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

شیطان در قرآن یک تعابیری دارد مثلاً

(وَكَذَلِكَ جَعَلْنَا لِكُلِّ نَبِي عَدُوًّا شَياطِينَ الْإِنْسِ وَالْجِنِّ يوحِي بَعْضُهُمْ إِلَى بَعْضٍ زُخْرُفَ الْقَوْلِ غُرُورًا وَلَوْ شَاءَ رَبُّكَ مَا فَعَلُوهُ فَذَرْهُمْ وَمَا يفْتَرُونَ)

اينچنين در برابر هر پيامبری، دشمنی از شياطين انس و جن قرار داديم؛ آنها به طور سری (و در گوشی) سخنان فريبنده و بی ‌اساس (برای اغفال مردم) به يکديگر می ‌گفتند؛ و اگر پروردگارت می ‌خواست، چنين نمی ‌کردند؛ و می ‌توانست جلو آنها را بگيرد؛ ولی اجبار سودی ندارد.) بنابراين، آنها و تهمت هايشان را به حال خود واگذار!

سوره انعام (6): آیه 112

اصل شیطان از جن است ولی در قرآن می گوید (وَكَذَلِكَ جَعَلْنَا لِكُلِّ نَبِي عَدُوًّا شَياطِينَ الْإِنْسِ وَالْجِنِّ) این جا کلمه شیطان از جن بالاتر رفت شامل انسان هم شد.

 همان طور که در لغت به معنای خباثت و دوری از حق است موارد دیگری مثل خبیث بودن، پست، طغیانگر و مخالف تعابیری است که در لغت برای شیطان آمد می توانیم بگوییم (وَكَذَلِكَ جَعَلْنَا لِكُلِّ نَبِي عَدُوًّا شَياطِينَ الْإِنْسِ وَالْجِنِّ) بعد دارد (يوحِي بَعْضُهُمْ إِلَى بَعْضٍ زُخْرُفَ الْقَوْلِ غُرُورًا) به صورت سری در گوش یکدیگر سخنان فریبنده برای اغفال مردم به یکدیگر می گویند.

(يوحِي بَعْضُهُمْ إِلَى بَعْضٍ) مراد آن وحی مصطلح نیست این جا مراد از کلمه وحی یعنی مسئله درِ گوش حرف زدن است در بعضی از آیات داریم یکی از کارهای شیطان عبارت از در گوشی حرف زدن است

(إِنَّمَا النَّجْوَى مِنَ الشَّيطَانِ)

نجوا تنها از سوی شيطان است.

سوره مجادله (58): آیه 10

درِ گوشی حرف زدن از مکاید شیطان است.

 ولذا در این جا هم می بینیم خدای عالم می فرماید ما برای هر پیغمبری دشمنانی از شیاطین جن و انس قرار دادیم این ها با همدیگر حرف های درِ گوشی و سِرّی مطرح می کنند (زُخْرُفَ الْقَوْلِ غُرُورًا) حرف های بی اساس (غُرُورًا) از راه غروری که دارند حاضر نیستند زیر بار حرف پیغمبر بروند.

(وَلَوْ شَاءَ رَبُّكَ مَا فَعَلُوهُ) اگر پروردگار می خواست این ها نمی توانستند بکنند (فَذَرْهُمْ وَمَا يفْتَرُونَ) ولی خدا نمی خواهد این ها را مجبوراً وادار به اطاعت پیغمبر و عدم شیطنت کند.

 پس در این جا می بینیم کلمه شیاطین آمد در انس و هم جن استعمال شده است. می توانیم از این استفاده کنیم هر انسانی که در برابر حق بایستد و برای مبارزه با حق تلاش کند شیطان می شود.

مصداقش هم مخالفت با انبیاء است دشمنی با انبیاء مصداق شیطان است. دشمنی با انبیاء از اجنه باشد یا از انسان ها باشد هیچ فرقی نمی کند.

دوستان عزیز این آیه یک پیامی دارد خدای عالم می گوید ما برای هر پیغمبری دشمنانی قرار دادیم این که خدای عالم این چنین کرد، چون پیامبران را هم امتحان کند. آن ها هم در این جا امتحانی دارند.

این طور نیست چون پیغمبر هست نباید دشمن داشته باشد. چون پیغمبر هست نباید اذیت بشود. چون پیغمبر هست همه اش در خفا باید باشد این طوری نیست. آن ها هم:

(قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ)

بگو: من فقط بشری هستم مثل شما؛

سوره کهف (18): آیه 110

یکی از انبیاء می گویند در مناجات با خدا خیلی اصرار می کرد خدایا زبان مردم را بر من ببند خیلی علیه من دارند حرف می زنند. خدا وحی کرد پیغمبر عزیزم زبان مردم را نسبت به خودم نبستم یکی می گوید خدا بالای آسمان ها است. یکی می گوید خدا دختر دارد. یکی می گوید خدا پسر دارد و ... زبان مردم نسبت به خودم نبستم بخواهم نسبت به تو ببندم!

ولذا این که بگوییم اصلاً نباید دشمن و حسود داشته باشیم نباید چنین و چنان کاملاً اشتباه است هر پیغمبری (لِكُلِّ نَبِي) برای تمام انبیاء خدا می گوید دشمنانی از شیاطین جن و انس قرار دادیم.

اما فرق پیامبران با افراد عادی این است که پیامبران از شر دشمنان انسی و جنی به خدا پناه می برند و کاملاً‌ در امان هستند. بعضی ها نه می خواهند با شیاطین جن و انس با قدرت خودشان بجنگند قطعاً شکست می خورند.

(وَمَنْ يتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ)

و هر کس بر خدا توکل کند، کفايت امرش را می ‌کند؛

سوره طلاق (65): آیه 3

(حَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَكِيلُ)

خدا ما را کافی است؛ و او بهترين حامی ماست.

سوره آل عمران (3): آیه 173

(نِعْمَ الْمَوْلَى وَنِعْمَ النَّصِيرُ)

چه سرپرست خوبی! و چه ياور خوبی!

سوره انفال (8): آیه 40

ولذا در رابطه با قضیه حضرت «لوط» یا «شعیب» می گویند تو را سنگسار می کنیم می گوید هر چه از دست تان بر می آید علیه من انجام بدهید به خدای عالم توکل کردم و به هیچ وجه از توطئه های شما ابائی ندارم.

خیلی عجیب است انبیاء (علیهم السلام) در مبارزه با دشمنان پناهگاه شان خدای عالم بود و کمک از او می گرفتند. آیه شریفه می گوید هر کاری دوست دارید انجام بدهید هیچ مضایقه نکنید.

ولذا اگر ما هم در زندگی، در مشکلات، در برابر حسود این طور باشیم هر انسانی حسود هم دارد

«لکل ذی نعمةٍ حسود»

خدا هر نعمتی به شما می دهد ده نفر حسادت می کنند این طبیعی کار است نمی توانی بگویی نعمت داشته باشم حسود نداشته باشم.

 ولذا باید برنامه مان را طوری تنظیم کنیم کارها را اگر به خدای عالم واگذار کنیم خدای عالم کارهای ما را خوب انجام می دهد.

داستان حضرت نوح را برای مردم بگویید، بگویید اگر چنان چه شما با جایگاه من مشکل دارید به خدا توکل می کنم

(وَاتْلُ عَلَيهِمْ نَبَأَ نُوحٍ إِذْ قَالَ لِقَوْمِهِ يا قَوْمِ إِنْ كَانَ كَبُرَ عَلَيكُمْ مَقَامِي وَتَذْكِيرِي بِآياتِ اللَّهِ فَعَلَى اللَّهِ تَوَكَّلْتُ فَأَجْمِعُوا أَمْرَكُمْ وَشُرَكَاءَكُمْ ثُمَّ لَا يكُنْ أَمْرُكُمْ عَلَيكُمْ غُمَّةً ثُمَّ اقْضُوا إِلَي وَلَا تُنْظِرُونِ)

سرگذشت نوح را بر آنها بخوان! در آن هنگام که به قوم خود گفت: ای قوم من! اگر تذکرات من نسبت به آيات الهی، بر شما سنگين (و غير قابل تحمل) است، (هر کار از دست تان ساخته است بکنيد.) من بر خدا توکل کرده ‌ام! فکر خود، و قدرت معبودهايتان را جمع کنيد؛ سپس هيچ چيز بر شما پوشيده نماند؛ (تمام جوانب کارتان را بنگريد؛) سپس به حيات من پايان دهيد، و (لحظه ‌ای) مهلتم ندهيد! (اما توانايی نداريد!)

سوره یونس (10): آیه 71

(فَأَجْمِعُوا أَمْرَكُمْ) تمام قدرت تان را به کار بگیرید (وَشُرَكَاءَكُمْ) تمام کسانی که با شما همفکر هستند دست به دست هم بدهید (ثُمَّ لَا يكُنْ أَمْرُكُمْ عَلَيكُمْ غُمَّةً ثُمَّ اقْضُوا إِلَي وَلَا تُنْظِرُونِ) هر چه از دست تان علیه من بر می آید انجام بدهید به هیچ وجه من الوجوه مضایقه نکنید توکلم بر خدای عالم است.

 (فَعَلَى اللَّهِ تَوَكَّلْتُ) اگر به خدا توکل کنیم به هیچ من الوجوه نمی توانند کاری انجام بدهند.

مثلاً در رابطه با حضرت «هود»، حضرت «هود» می گوید شما را به طرف خدای عالم دعوت می کنم گفتند باید از خدا دست بر داری به طرف بت ها بیایی وگرنه چنین و چنانت می کنیم. حضرت «هود» فرمودند:

(مِنْ دُونِهِ فَكِيدُونِي جَمِيعًا ثُمَّ لَا تُنْظِرُونِ * إِنِّي تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ رَبِّي وَرَبِّكُمْ مَا مِنْ دَابَّةٍ إِلَّا هُوَ آخِذٌ بِنَاصِيتِهَا إِنَّ رَبِّي عَلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ)

از آنچه غير او (می ‌پرستيد)! حال که چنين است، همگی برای من نقشه بکشيد؛ و مرا مهلت ندهيد! (اما بدانيد کاری از دست شما ساخته نيست!) من، بر «الله» که پروردگار من و شماست، توکل کرده ‌ام! هيچ جنبنده‌ ای نيست مگر اينکه او بر آن تسلط دارد؛ (اما سلطه‌ ای با عدالت! چرا که) پروردگار من بر راه راست است!

سوره هود (11): آیات 55 و 56

هر چه از دست تان بر می آید علیه من توطئه کنید تمام نیروهای تان را جمع کنید شمشیرهای تان را تیز کنید جوان های تان را علیه من بسیج کنید (لَا تُنْظِرُونِ) هیچ کوتاه نیایید (إِنِّي تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ رَبِّي وَرَبِّكُمْ) به خدای عالم توکل کردم که هم پروردگار و هم پروردگار شما است. (مَا مِنْ دَابَّةٍ إِلَّا هُوَ آخِذٌ بِنَاصِيتِهَا) تمام سرنوشت من و شما دست خدا است. این طو نیست شما تصمیم بگیرید من را بکشید و به اهداف تان هم برسید.

 ولذا باید دقت کنیم در این زمینه همان طور که انبیاء (علیهم السلام) در این طور قضایا با توکل بر خدا، بر شیاطین جنی و انسی غالب شدند ما هم با توکل بر خدای عالم به شیاطین و انسی غالب بشویم.

این آیات پیام خیلی سنگینی برای ما دارد. خداوند در سوره حج می‌فرماید:

(وَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رَسُولٍ وَلَا نَبِي إِلَّا إِذَا تَمَنَّى أَلْقَى الشَّيطَانُ فِي أُمْنِيتِهِ فَينْسَخُ اللَّهُ مَا يلْقِي الشَّيطَانُ ثُمَّ يحْكِمُ اللَّهُ آياتِهِ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ)

هيچ پيامبری را پيش از تو نفرستاديم مگر اينکه هرگاه آرزو می ‌کرد (و طرحی برای پيشبرد اهداف الهی خود می ‌ريخت)، شيطان القائاتی در آن می ‌کرد؛ اما خداوند القائات شيطان را از ميان می ‌برد، سپس آيات خود را استحکام می ‌بخشيد؛ و خداوند عليم و حکيم است.

سوره حج (22): آیه 52

تمام پیامبران و انبیائی که در گذشته ارسال کردیم این ها بلا استثناء (إِذَا تَمَنَّى أَلْقَى الشَّيطَانُ فِي أُمْنِيتِهِ) وقتی می خواستند کاری انجام بدهند و طرحی برای اهداف الهی خودشان می ریختند شیطان می آمد القائاتی می کرد. یا در ذهن انبیاء القائاتی داشتند یا مردم را تحریک می کردند خدا می گوید (فَينْسَخُ اللَّهُ مَا يلْقِي الشَّيطَانُ) خدای عالم القائات شیطان را نسبت به انبیاء از بین می برد (ثُمَّ يحْكِمُ اللَّهُ آياتِهِ) آیات خودش را استحکام می بخشد (وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ).

به قول معروف می گوید:

جایی که عقاب پر بریزد * از پشه لاغری چه خیزد!

 وقتی خدا می گوید هیچ پیغمبر و رسولی نیست وقتی می خواست یک طرحی در جامعه پیدا کند یک برنامه توحیدی و دعوتی را آغاز کند شیطان (أَلْقَى الشَّيطَانُ فِي أُمْنِيتِهِ) می کرد، شیطان القائاتی به او می کرد ولی فرق ما با انبیاء این است وقتی شیطان به انبیاء القاء می کرد توکل به خدا می کردند.

شیطان گفت خدایا من به کسانی که به تو توکل می کنند راه ندارم یکی از کسانی که شیطان برای اغوای او راهی ندارد عبارت از متوکلین است. مخلَصین به قولی: دست ما کوتاه و خرما بر نخیل! ولی توکل را می توانیم حداقل در حد رده پایین داشته باشیم. همان طوری که شما یک وکیل می گیرید به دادگستری برود از شما دفاع کند خاطر جمع هستید یک وکیل توانمندی باشد کاملاً به قانون مسلط است و ... با خیال راحت دنبال کارتان می‌روید.

 به اندازه یک وکیل خوب، متدین و مسلط به خدای عالم خاطر جمع باشیم خدا را وکیل خودمان قرا بدهیم. بگوییم خدایا

«إِلَهِي تَوَلَّ مِنْ أَمْرِي مَا أَنْتَ أَهْلُه‏‏»

إقبال الأعمال (ط - القديمة)؛ ابن طاووس، على بن موسى، محقق/ مصحح: ندارد ناشر: دار الكتب الإسلاميه، ج2، ص686

هر چه تو صلاح می بینی آقاییت اقتضاء می کند سرنوشت ما را به آن شکل رقم بزن. «تَوَلَّ مِنْ أَمْرِي مَا أَنْت‏» تعبیر خیلی سنگینی مال آقا امام سجاد (سلام الله علیه) است. خدایا آن طور که کرمت و آقایی تو اقتضاء می کند به همان شکل سرنوشت ما را جلو ببر به خودمان وا نگذار.

یا در بعضی از جاها دارد خدایا اختیار خودت را بر اختیار ما مقدم بدار، تو آن چه که صلاح ما هست اختیار کن و به ما هم وادار و الهام کن اختیار تو را انتخاب کنیم.

این آیه،‌ آیه خیلی عجیبی است انبیاء از القائات شیطان در امان نیستند، دوستان عزیز حساب مان نشسته پاک است.

 ولذا تلاش کنیم در طول روز به خدای عالم توکل کنیم از حضرت ولی عصر (ارواحنا لتراب مقدمه الفداء) استمداد کنیم. به تعبیر آیت الله العظمی «بهجت» صبح زود بلند شویم رو به قبله دست به سینه سلامی به آقا امام زمان بدهید واسطه فیض او است. خدا هر اراده ای برای ما بکند اراده خیر یا اراده شر همه از کانال حضرت ولی عصر به ما می رسد.

 عبادتی می کنیم و توفیقی پیدا می کنیم به وسیله حضرت ولی عصر به محضر خدا می رسد این ها واسطه فیض به صورت مطلق هستند.

«فَمَا شَيْ‏ءٌ مِنْهُ إِلَّا وَ أَنْتُمْ لَهُ السَّبَبُ وَ إِلَيْهِ السَّبِيل‏»

بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بيروت)؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، ناشر: دار إحياء التراث العربي، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، ج99، ص93

لذا اول صبح از حضرت ولی عصر بخواهیم آقا جان به احترام مادرت صدیقه طاهره دست ما را بگیر از لغزش، ما را حفظ کن بعد هم تلاش کنیم در طول روز بیشتر به یاد امام زمان باشیم، به یاد آقا امام زمان بودن ائمه فرمودند یاد ائمه، یاد خدا است هیچ فرقی نمی کند خدا را یاد کنید یا حجت او را یاد کنید.

خدا را یاد می کنید توسط خود حضرت به او می رسد حضرت را هم یاد کنید باز توسط او به خدا می رسد، منشأ همه الله است مقصد هم همه الله است.

نعمتی به ما می رسد واسطه این نعمت آقا امام زمان (سلام الله علیه) است اعمالی از ما بالا می رود باز در آن جا واسطه آقا امام زمان (سلام الله علیه) است. آن ها هم در سیر نزولی و هم در سیر صعودی واسطه هستند. مقداری دقت کنیم این ها را در قلب مان و در درون روح مان جا بدهیم.

 آیه دیگر در سوره یس خدای عالم می فرماید

(أَلَمْ أَعْهَدْ إِلَيكُمْ يا بَنِي آدَمَ أَنْ لَا تَعْبُدُوا الشَّيطَانَ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ* وَأَنِ اعْبُدُونِي هَذَا صِرَاطٌ مُسْتَقِيمٌ* وَلَقَدْ أَضَلَّ مِنْكُمْ جِبِلًّا كَثِيرًا أَفَلَمْ تَكُونُوا تَعْقِلُونَ)

آيا با شما عهد نکردم ای فرزندان آدم که شيطان را نپرستيد، که او برای شما دشمن آشکاری است؟! و اينکه مرا بپرستيد که راه مستقيم اين است؟! او گروه زيادی از شما را گمراه کرد، آيا انديشه نکرديد؟!

سوره یس (36): آیات 60 تا 62

ای بنی آدم آیا با شما عهد نکردم که شیطان را عبادت نکنید و نپرستید؟ (إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ) مگر مردم در برابر شیطان بندگی و سجده می کردند؟ نه، اطاعت از کسی

«مَنْ أَطَاعَ رَجُلًا فِي مَعْصِيَةٍ فَقَدْ عَبَدَهُ»

اطاعت بی چون و چرا از یک نفر به منزله عبادت آن فرد است!

الكافي (ط - الإسلامية)؛ نویسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الكتب الاسلامیة، ج2، ص398 ح8

عبادت یعنی تسلیم حق شدن. عبد، کسی است که از خودش اراده ندارد هر چه او می خواهد این هم می خواهد، مرض او می خواهد می گوید چشم، سلامتی می خواهد چشم، صفا و صمیمیت می خواهد چشم، مشکلات در زندگی می خواهد چشم ولذا باید تلاش کنیم به مرحله ای برسیم که بنده او باشیم.

بارها مثال زدم همیشه سر درس برای دوستان می گویم کسی عبدی خرید مولا گفت اسمت چیست؟ گفت هر چه تو برای من انتخاب کنی. گفت غذا چه می خوری؟ گفت هر چه تو بگویی. گفت چه ساعتی می خوابی؟ گفت هر ساعتی شما معین کنید. کارت چه است؟ گفت هر چه تو دستور بدهی. هر چه گفت، گفت از خودم اراده ندارم هر چه تو بگویی!

نبی مکرم قبل از این که ما شهادت به رسالتش بدهیم به عبودیتش شهادت می دهیم «أشهد انَّ محمداً عبدُه و رسوله» یعنی رسول اکرم در برابر اراده حق، اراده ای ندارد. امیر المؤمنین هم می فرماید:

«أَنَا عَبْدٌ مِنْ عَبِيدِ مُحَمَّدٍ»

من بنده ای از بندگان رسول الله هستم!

الكافي (ط - الإسلامية)، نویسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الكتب الاسلامیة، ج1، ص90، ح5

یعنی من در برابر رسول الله هیچ اراده ای ندارم هر چه او اراده می کند من تابع اراده او هستم.

 اگر ما به این مرحله برسیم کاری که انجام می دهیم فکری کنیم این کار برای رضای خدا هست یا برای هوای نفس است؟ مثال خیلی ساده بزنم می خواهم غذا بخوریم ببینیم غذایی که می خوریم برای این که لذت ببریم و سیر شویم؟ یا نه می خواهیم این غذا را بخوریم نیرو بگیریم بندگی خدا و تکلیف الهی را انجام بدهیم!

میان ماه من تا ماه گردون * تفاوت از زمین تا آسمان است

این‌ها کاملاً نشان می دهد آیا واقعاً بنده او هستیم یا نه؟

 همچنین تبعیت از شیطان که هوای نفس ما یکی از جنود شیطان است. شیطان سپاهیان و لشکریانی دارد من جمله نفس مان است.

«أَعْدَى عَدُوِّكَ نَفْسُكَ الَّتِي بَيْنَ جَنْبَيْكَ»

دشمن ترین دشمن شما نفس شما است که در درون قفسه سینه ات قرار گرفته است و دارد شما را مدام این طرف و آن طرف می کشد.

بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بيروت)؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، ناشر: دار إحياء التراث العربي، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، ج67، ص64

تلاشش این هست که از طرف شیطان دور نشوی طوری که حضرت یوسف (علی نبینا و آله و علیه السلام) با آن جلالت و عظمتش می گوید:

(وَمَا أُبَرِّئُ نَفْسِي إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ إِلَّا مَا رَحِمَ رَبِّي إِنَّ رَبِّي غَفُورٌ رَحِيمٌ)

من هرگز خودم را تبرئه نمی ‌کنم، که نفس (سرکش) بسيار به بديها امر می ‌کند؛ مگر آنچه را پروردگارم رحم کند! پروردگارم آمرزنده و مهربان است.

سوره یوسف (12): آیه 53

خدای عالم می فرماید شما هرگز شیطان را عبادت نکنید یعنی از شیطان تبعیت نکنید

(وَأَنِ اعْبُدُونِي هَذَا صِرَاطٌ مُسْتَقِيمٌ)

و اينکه مرا بپرستيد که راه مستقيم اين است؟!

سوره یس (36):‌ آیه 60

مرا عبادت و اطاعت کنید (هَذَا صِرَاطٌ مُسْتَقِيمٌ) صراط مستقیم یعنی این؛

(اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ)

ما را به راه راست هدايت کن

سوره فاتحه (1): آیه 6

یکی از معنایش این است خدایا ما را به راه بندگی خودت و صراط مستقیم هدایت کن صراط مستقیم چیست؟ بندگی خدای عالم است در روایات داریم که امیر المؤمنین

«عَلِيٌّ هُوَ الصِّرَاطُ الْمُسْتَقِيم‏»

علی، صراط مستقیم است!

الكافي (ط - الإسلامية)، نویسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الكتب الاسلامیة، ج1، ص417

یعنی اگر ما به علی رسیدیم علی را شناختیم دستورات علی را اطاعت کردیم یکی از راه ها، رسیدن به خدای عالم است.

«مَنْ أَرَادَ اللَّهَ بَدَأَ بِكُمْ بِكُمْ يُبَيِّنُ اللَّهُ الْكَذِبَ وَ بِكُمْ يُبَاعِدُ اللَّهُ الزَّمَانَ الْكَلِبَ وَ بِكُمْ فَتَحَ اللَّهُ وَ بِكُمْ يَخْتِمُ اللَّهُ ...»‏

الكافي (ط - الإسلامية)؛ نویسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، ناشر: دار الكتب الإسلامية، محقق/ مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ج‏4، ص576

قرآن می گوید:

(وَلَقَدْ أَضَلَّ مِنْكُمْ جِبِلًّا كَثِيرًا أَفَلَمْ تَكُونُوا تَعْقِلُونَ)

او گروه زيادی از شما را گمراه کرد، آيا انديشه نکرديد؟!

سوره یس (36): آیه 62

شیطان گروه زیادی از شما را با یک روش از راه به در کرد. آیت الله «مظاهری» خدا حفظ شان کند درس «مکاسب» ایشان می رفتیم در سال 54 یا 55 «مسجد فاطمیه» همان جایی که آقای «بهجت»‌ نماز می خواندند. مبنای آقایان سابق این بود روزهای چهارشنبه یک ربع آخر درس، درس اخلاق می فرمودند.

ایشان می فرمود دوستان (وَلَقَدْ أَضَلَّ مِنْكُمْ جِبِلًّا كَثِيرًا) شیطان بزاز، بزاز است، شیطان نجار تمام راه و روش نجاری را بلد است. شیطان سرباز، خودش سرباز است. شیطان افسر خودش افسر است. شیطان آخوند خودش آخوند است. شیطان مجتهد، خودش مجتهد است. شیطان پیغمبر هم تمام فوت و فن پیغمبری را هم بلد است.

تمام آن چه که پیامبران دارند انجام می دهند این ها را هم می داند چه است؛ ولذا برای اغوای هر کسی از راه های که مرتبط با شغل او هست او را اغوا می کند.

باز در سوره فاطر می‌خوانیم:

(إِنَّ الشَّيطَانَ لَكُمْ عَدُوٌّ فَاتَّخِذُوهُ عَدُوًّا إِنَّمَا يدْعُو حِزْبَهُ لِيكُونُوا مِنْ أَصْحَابِ السَّعِيرِ)

البته شيطان دشمن شماست، پس او را دشمن بدانيد؛ او فقط حزبش را به اين دعوت می ‌کند که اهل آتش سوزان (جهنم) باشند!

سوره فاطر (35): آیه 6

شیطان دشمن شماست شما هم او را دشمن بدارید، او اظهار دوستی می کند ولی اظهار دوستی او هیچ فایده ای ندارد هدفش نابودی شما و رساندن شما به آتش جهنم است. این خلاصه‌ای بود از آن چه که در ده، دوازده آیه در رابطه با واژه شیطان در قرآن استعمال شد.

مجری:

بسیار عالی! ان شاء الله بیشتر از محضرتان استفاده خواهیم کرد نسبت به راه های اغوای شیطان و جزئیات و نکات دیگری که نیاز هست که بر این ها مسلط بشویم.

 (میان برنامه)

مجری:

...در آستانه ماه مبارک رمضان هستیم در روایت داریم این ماه بگذرد و کسی آمرزیده نشود شقی ترین افراد هست. راههای نفوذ و اغوای شیطان را ان شاء‌ الله در محضر استاد باشیم و بپرسیم.

شیطان را چگونه وارد می شود و نفوذ می کند و به آن راهی که خودش می خواهد بندگان خدا را می کشاند ان شاء الله بتوانیم با دید بازتری ماه مبارک رمضان را آغاز کنیم. حضرت استاد راه های فریب و اغوای شیطان را از زبان حضرتعالی بشنویم.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

در رابطه با شیطان و راههای اغوایش خیلی زیاد است اگر این بحث را شروع کنیم قطعاً در این فرصت کم نمی رسیم ولی به بعضی از قسمت هایش اشاره می کنم با توجه به این که ان شاء‌ الله ماه مبارک رمضان هم نزدیک است ماه ضیافة الله است

«شَهْرٌ دُعِيتُمْ فِيهِ إِلَى ضِيَافَةِ اللَّه‏»

الأمالي (للصدوق)؛ ابن بابويه، محمد بن على، محقق/ مصحح: ندارد. ناشر: كتابچى، ص93

خدا به ضیافت و مهمانیش دعوت کرده است. اگر کسی را به خانه تان دعوت می کنید تلاش می کنید آن چه که در توان دارید مضایقه نکنید نسبت به توان تان از او پذیرایی می کنید.

خدای عالم ما را به مهمانی خودش دعوت کرد خدایی که تمام آسمان و زمین، دنیا و آخرت، عزت و ذلت، شقاوت و سعادت، روزی، عمر و همه چیز دست اوست. او ما را به مهمانی دعوت کرده است ولذا دقت کنیم در یکی، دو روزی که از ماه شعبان مانده است دعایی که خدایا اگر در گذشته ماه شعبان من را نیامرزیدی مابقی ماه شعبان من را بیامرز به زبان خیلی دوست داشتنی بگویید یعنی تلاش کنید با خدا دوست بشوید. در یکی از فقرات دعای «جوشن کبیر»:

«یَا حَبِیبَ مَنْ لَاحَبِیبَ لَهُ، یَا طَبِیبَ مَنْ لَاطَبِیبَ لَهُ، یَا مُجِیبَ مَنْ لَامُجِیبَ لَهُ، یَا شَفِیقَ مَنْ لَاشَفِیقَ لَهُ، یَا رَفِیقَ مَنْ لَارَفِیقَ لَهُ، یَا مُغِیثَ مَنْ لَامُغِیثَ لَهُ، یَا دَلِیلَ مَنْ لَادَلِیلَ لَهُ، یَا أَنِیسَ مَنْ لَاأَنِیسَ لَهُ، یَا راحِمَ مَنْ لَاراحِمَ لَهُ، یَا صاحِبَ مَنْ لَاصاحِبَ لَهُ»

اگر دنبال رفیق خوب می گردید خدا، بهترین دوست می گردید خدا است....

 یک جمله ای از شهید «سلیمانی» است تابلو کردم تعبیر ایشان می گوید خدایا می دانی تو را دوست دارم چون هر کس نمی تواند بگوید هر کس جرأت این را ندارد بگوید خدایا دوستت دارم. ولذا عزیزان تلاش کنیم با خدا دوست بشویم ولو لقلقه زبان مان باشد بگوییم خدایا دوستت دارم. همین باعث می شود یواش یواش دوستی خدای عالم در دل مان جا بگیرد.

 لذا یکی از راه هایی که شیطان اغوا می کند این است که ما را از یاد و راه خدا دور کند. در سوره زخرف می گوید:

(وَلَا يصُدَّنَّكُمُ الشَّيطَانُ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ * وَمَنْ يعْشُ عَنْ ذِكْرِ الرَّحْمَنِ نُقَيضْ لَهُ شَيطَانًا فَهُوَ لَهُ قَرِينٌ * وَإِنَّهُمْ لَيصُدُّونَهُمْ عَنِ السَّبِيلِ وَيحْسَبُونَ أَنَّهُمْ مُهْتَدُونَ)

و شيطان شما را (از راه خدا) باز ندارد، که او دشمن آشکار شماست! و هر کس از ياد خدا روی ‌گردان شود شيطان را به سراغ او می فرستيم پس همواره قرين اوست! و آنها [= شياطين‌] اين گروه را از راه خدا باز می ‌دارند، در حالی که گمان می ‌کنند هدايت ‌يافتگان حقيقی آنها هستند!

سوره زخرف (43): آیات 62- 36 و 37

شیطان شما را از راه خدا باز ندارد (إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ) دشمن آشکار شما است (وَمَنْ يعْشُ عَنْ ذِكْرِ الرَّحْمَنِ نُقَيضْ لَهُ شَيطَانًا فَهُوَ لَهُ قَرِينٌ) هر کس از یاد خدا روی گردان بشود شیطان را سراغ او می فرستیم همواره با او هست و از او جدا نمی شود.

در ادامه (وَإِنَّهُمْ لَيصُدُّونَهُمْ عَنِ السَّبِيلِ) شیطان این ها را از راه به در می کند (وَيحْسَبُونَ أَنَّهُمْ مُهْتَدُونَ) تصور می کنند جزء هدایت یافتگان هستند.

این (وَهُمْ يحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يحْسِنُونَ) طلب دوستان عزیز ان شاء الله در جلسه بعد مفصل صحبت می کنم یک عده ای در راه اطاعت شیطان هستند کارشان گناه و معصیت است به قدری شیطان این ها را اغوا کرده است

(الَّذِينَ ضَلَّ سَعْيهُمْ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَهُمْ يحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يحْسِنُونَ صُنْعًا)

آنها که تلاش هايشان در زندگی دنيا گم (و نابود) شده؛ با اين حال، می ‌پندارند کار نيک انجام می ‌دهند!

سوره کهف (18): آیه 104

غیبت می کند یا غیبت فلانی واجب است «قربة إلی الله» دروغ می گوید، دروغ همه جا حرام نیست این دروغ را می گویم «قرة إلی الله» مال مردم را می خورد این مال، مال خودش نیست از کسی دیگر تهیه کرده خوردن مال این هیچ اشکالی ندارد. شیطان یک سری اغوا می کند انسان تصور می کند دارد کار خوب انجام می دهد. کارهای زشت را «قربةً إلی الله»‌ انجام می دهد.

 خدا بیامرزد استاد ما آیت الله «شیخ محمد شاه آبادی» این را خیلی تکرار می کرد می فرمودند در «کربلاء» امام حسین وقتی در گودی قتلگاه افتاد دیگر توان دفاع ندارد شمشیری دستش نیست یکی ششمیر می زند یکی نیزه می زند یکی سنگ می زند یکی با چوب می زند «قربةً إلی الله»؛ (وَيحْسَبُونَ أَنَّهُمْ مُهْتَدُونَ) می خواهد این را بگوید.

در هر صورت...

یکی از چیزهایی که در این سه آیه است شیطان یاد خدا را از ذهن ما می برد دوست داریم همیشه به یاد خدا باشیم. دوست داریم خود را در محضر خدا ببینیم. دوست داریم همیشه احساس کنیم خدا دارد ما را می بیند

(أَلَمْ يعْلَمْ بِأَنَّ اللَّهَ يرَى)

آيا او ندانست که خداوند (همه اعمالش را) می ‌بيند؟!

سوره علق (96): آیه 14

آیا نمی دانید خدا شما را می بیند؟ همه دوست دارند گمان نمی کنم کسی را در کره زمین پیدا کنید چه مسلمان و چه غیر مسلمان آن های که تابع دین هستند «مسیحی، یهودی و زرتشتی» باشد دوست ندارد همواره در محضر خدا باشد. ولی شیطان نمی گذارد یکی از ابزار شیطان این هست که ما را از یاد خدا باز بدارد.

ولذا خدای عالم می گوید:

(فَاذْكُرُونِي أَذْكُرْكُمْ وَاشْكُرُوا لِي وَلَا تَكْفُرُونِ)

پس به ياد من باشيد، تا به ياد شما باشم! و شکر مرا گوييد و (در برابر نعمت هايم) کفران نکنيد!

سوره بقره (2): آیه 152

اول شما به یاد من باشید بعد من به یاد شما باشم. (فَاذْكُرُونِي أَذْكُرْكُمْ)

(يا أَيهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا اللَّهَ ذِكْرًا كَثِيرًا)

ای کسانی که ايمان آورده‌ ايد! خدا را بسيار ياد کنيد،

سوره احزاب (33): آیه 41

زیاد به یاد خدا باشید عرض کردم کلمه (کثیراً) در قرآن آن چه در ذهنم هست یک بار آمد نمی گوید «صلوا کثیراً» نماز زیاد بخوانید «صوموا کثیراً» روزه زیاد بگیرید «حجوا کثیراً»، «ذکّوا اموالکم کثیراً»‌ هیچ کدام از واجبات را ندارد ولی می گوید (اذْكُرُوا اللَّهَ ذِكْرًا كَثِيرًا) زیاد به یاد خدا باشید. اگر کسی به یاد خدا باشد گناه و معصیت نمی کند.

وقتی حضرت یوسف (علی نبینا و آله و علیه السلام) گرفتار «زلیخا» شده بود «زلیخا» ملکه «مصر» بود در وجاهت سرآمدی بود. (وَغَلَّقَتِ الْأَبْوَابَ) تمام درها را بست یوسف فرار نکند. گفت باید آن کاری که من می گویم انجام بدهی یعنی عمل منافی عفت؛ دید یوسف سرش را پایین انداخت و او را نگاه نمی کند

(وَرَاوَدَتْهُ الَّتِي هُوَ فِي بَيتِهَا عَنْ نَفْسِهِ وَغَلَّقَتِ الْأَبْوَابَ وَقَالَتْ هَيتَ لَكَ قَالَ مَعَاذَ اللَّهِ إِنَّهُ رَبِّي أَحْسَنَ مَثْوَاي إِنَّهُ لَا يفْلِحُ الظَّالِمُونَ)

و آن زن که يوسف در خانه او بود، از او تمنای کامجويی کرد؛ درها را بست و گفت: «بيا (به سوی آنچه برای تو مهياست!)» (يوسف) گفت: «پناه می ‌برم به خدا! او [= عزيز مصر] صاحب نعمت من است؛ مقام مرا گرامی داشته؛ (آيا ممکن است به او ظلم و خيانت کنم؟!) مسلما ظالمان رستگار نمی ‌شوند!

سوره یوسف (12): آیه 23

(وَقَالَتْ هَيتَ لَكَ) چه شد مردانگی نداری؟ چرا در برابر خواهش من جواب منفی می دهی و عملکرد منفی داری؟ یوسف یک جمله گفت (مَعَاذَ اللَّهِ إِنَّهُ رَبِّي أَحْسَنَ مَثْوَاي) خدا دارد من را می بیند چگونه بخواهم در محضر خدای عالم همچنین کار خلافی انجام بدهم؟

اگر واقعاً خودمان را در محضر خدا بدانیم فرض اگر در همان جا «زلیخا» و یوسف هستند بچه هفت، هشت ساله آن جا بود آیا «زلیخا» همچنین چیزی درخواست می کرد؟ قطعاً نمی کرد.

یا اگر درخواست می کرد حضرت یوسف در کنار یک بچه هفت، هشت ساله همچنین کاری می کرد؟ نه. پس معلوم می شود به تعبیر حضرت «امام» ما برای خدای عالم به اندازه یک بچه پنج، شش ساله که در محضر او هستیم اهمیت قائل نیستیم.

 ولذا در آیاتی که قرائت شد در سوره زخرف آیات 32- 36 و 37 می گوید از ابزار شیطان این است که یاد خدا را از ذهن ها ببرد.

قرآن هم می گوید:

(وَقِيلَ الْيوْمَ نَنْسَاكُمْ كَمَا نَسِيتُمْ لِقَاءَ يوْمِكُمْ هَذَا وَمَأْوَاكُمُ النَّارُ وَمَا لَكُمْ مِنْ نَاصِرِينَ)

و به آنها گفته می ‌شود: امروز شما را فراموش می ‌کنيم همان‌ گونه که شما ديدار امروزتان را فراموش کرديد؛ و جايگاه شما دوزخ است و هيچ ياوری نداريد!

سوره جاثیه (45): آیه 34

خدا می گوید در قیامت ما، شما را فراموش می کنیم همان طور که در دنیا شما، ما را فراموش کردید. خیلی عجیب است (الْيوْمَ نَنْسَاكُمْ كَمَا نَسِيتُمْ لِقَاءَ يوْمِكُمْ هَذَا وَمَأْوَاكُمُ النَّارُ) جایگاه شما همان آتش است (وَمَا لَكُمْ مِنْ نَاصِرِينَ) هیچ کس شما را کمک نمی کند. چرا؟ (الْيوْمَ نَنْسَاكُمْ كَمَا نَسِيتُمْ) همان طور که در دنیا ما را فراموش کردید ما هم در قیامت شما را فراموش می کنیم اصلاً توجهی به شما نداریم هر چه داد و فریاد بزنید.

هیچ کس به فریاد شما جواب نخواهد داد همان طور که شما در دنیا به فریاد انبیاء ما جواب ندادید یکی به یکی در می گویند چیزی که عوض دارد گلایه ندارد.

مجری:

خیلی وقت ها این سوال برای خیلی از ماها پیش می آید این که در روایت داریم گفته می شود شیطان در ماه مبارک رمضان در غل و زنجیر هست صرفاً می گوییم اما الان داریم به صورت موردی می بینیم. انسان می خواهد آب بخورد یاد خدا می افتد نباید آب بخورد می خواهد غذا بخورد یاد خدا می افتد نباید غذا بخورد.

راه های فریب و اغوای شیطان همان راهی که حضرتعالی اشاره فرمودید این هست که خداوند را از ذهن انسان خارج کند و ذکر الهی خارج بشود. طبیعتاً انسان در ماه مبارک رمضان متذکرتر هست و قطعاً راه های رسیدن شیطان به نفس انسان بسته خواهد بود. ان شاء الله بتوانیم این تذکر را همواره با خودمان داشته باشیم.

سراغ تماس‌ها بیرویم اولی تماس آقای «محمد رضا» از «اصفهان» سلام علیکم بفرمایید.

تماس بینندگان برنامه

بیننده: (آقا محمد رضا از اصفهان – شیعه)

سلام عرض می کنم یک سوال محضر استاد داشتم این که خیلی مشایخ «شیخ صدوق (رحمة الله)» که ایشان ذکر کردند در کتب رجالی ما مجهول است و صرفاً تنها چیزی که در مورد این ها می دانیم این که «شیخ صدوق» بر ایشان ترضی و ترحم کردند. مثلاً امثال حضرت آیت الله «خویی» می فرمایند این ترضیٰ و ترحم مجردش، حُسن حال راوی را ثابت نمی کند چه برسد به وثاقت.

سوال این است اگر به فرض این ترضی و ترحم عدالت راوی را ثابت کند آیا ضعفش را هم می تواند ثابت کند یا خیر؟ این که چه راه دیگری برای توثیق این روات وجود دارد؟

 یک پیشنهاد دارم الان متأسفانه در فضای مجازی علی الخصوص در «تلگرام»‌ یک کانالی جدیداً علیه علم اهل بیت (علیهم السلام) دارد خیلی مانور می دهد و فضائل اهل بیت را به زعم خودش با استناد به منابع شیعه دارد رد می کند و کلاً علم غیب اهل بیت را منکر می شوند. و واقعاً پیدا نمی کنیم جایی که درست، اصولی، کامل و دقیق این مباحث را بحث کرده باشند. صرفاً در حد یک پیشنهاد است کاش این شبکه این قدر دارید از تمام وجود شما و دیگر کارشناسان در دفاع از حریم اهل بیت زحمت می کشید ای کاش یک سری سلسله نشست ها و جلساتی برقرار می شد مختص فضائل و علم اهل بیت (علیهم السلام) باشد.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

اسم کانالی که در «تلگرام» است را اتاق فرمان ثبت کنند خودمان می بینینم.

 البته در رابطه با علم ائمه (علیهم السلام) خیلی زیاد صحبت کردیم در سایت ما هم در رابطه با علم غیب ائمه مطالب زیادی آمده است. «ابن تیمیه» می گوید اتباع ابوبکر و عمر چندین برابر ائمه علم غیب داشتند.

خلیفه دوم در بالای منبر در «مدینه» خطبه می خواند می بیند سپاه اسلام در «دماوند» در محاصره هستند می گوید به کوه پناه ببرید به کوه پناه می برند و پیروز می شوند.

مجری:

تشکر از تماس شما موفق باشید. تماس بعدی آقای «حاج حسینی» از «کرمان» سلام علیکم بفرمایید

بیننده: (آقای حاج حسینی از کرمان – شیعه)

سلام علیکم... راجع به «ابن عربی» خواستم بپرسم آیا در مواجه با اهل سنت و صحبت با آن ها می توانیم به این آقا استناد کنیم یا خیر؟ چند جا خواندم آقای «ابن عربی» را اهل سنت قبول ندارند.

دوم این که راجع به «ابن تیمیه» این طور که من شنیدم می گویند شاگردش «ابن عساکر» است قبول نداشت و اهل سنت هم «ابن تیمیه ناصبی» را قبول ندارند اگر می شود این را توضیح بدهید.

جدیدا ویدیوهایی از شخص به نام آقای «اللهیاری» دیدم آیا این آدم مورد اعتماد و تأیید حضرت استاد هستند یانه، چون بعضی از مطالبش واقعاً جالب بود؟

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

اولاً «ابن عساکر» متوفای 571 است «ابن تیمیه» متوفای 728 اصلاً نمی خورد شاید مراد شما این بود «ابن کثیر» شاگرد «ابن تیمیه» بوده است. «ابن عساکر» را که گفتید شاگر «ابن تیمیه»‌ بوده این طوری نیست «ابن عساکر» تقریباً دویست، سیصد سال قبل از «ابن تیمیه»‌ بوده است. «ابن عساکر» صاحب «تاریخ دمشق» است. شاید نظر شما «ابن کثیر دمشقی» است که شاگرد «ابن تیمیه» متوفای 774 است.

آقای حاج حسینی:

بله منظورم «ابن کثیر» بود.

مجری:

موفق باشید خدا نگهدارتان. تماس بعدی آقای «نارویی» از «ایرانشهر» از عزیزان اهل سنت هستند سلام بفرمایید

بیننده: (آقای نارویی از ایرانشهر – اهل سنت)

سلام عرض می کنم ... در مورد آیه ای که معروف به بیعت رضوان است خداوند در این آیه از اصحابی که در آن جنگ حضور داشتند ابراز رضایت کرد و به آن ها وعده بهشت داد. ولی شما بعضی از صحابه را قبول ندارید مثل «عثمان» داماد پیامبر که در آن جمع حضور نداشت ولی پیامبر برای این که او هم شامل این آیه بشود دست خودش را به جای دست «عثمان» قرار داد. ولی شما از آن ها راضی نیستید در این مورد چه می گویید؟

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

برادر بزرگوارم ما تابع قرآن هستیم در رابطه با بیعت رضوان می‌فرماید:

(إِنَّ الَّذِينَ يبَايعُونَكَ إِنَّمَا يبَايعُونَ اللَّهَ يدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيدِيهِمْ فَمَنْ نَكَثَ فَإِنَّمَا ينْكُثُ عَلَى نَفْسِهِ وَمَنْ أَوْفَى بِمَا عَاهَدَ عَلَيهُ اللَّهَ فَسَيؤْتِيهِ أَجْرًا عَظِيمًا)

کساني که با تو بيعت مي‌کنند (در حقيقت) تنها با خدا بيعت مي‌نمايند، و دست خدا بالاي دست آنهاست؛ پس هر کس پيمان‌شکني کند، تنها به زيان خود پيمان شکسته است؛ و آن کس که نسبت به عهدي که با خدا بسته وفا کند، بزودي پاداش عظيمي به او خواهد داد.

 سوره فتح (48): آیه 10

 (فَمَنْ نَكَثَ فَإِنَّمَا ينْكُثُ عَلَى نَفْسِهِ) هر کس بیعت رضوان را شکست به خودش ضرر رسانده است.

 برادر بزرگوارم کاملاً مشخص است شما می گویید کسانی در بیعت رضوان بودند. مگر «ثعلبة» در بیعت رضوان نبود که آیه در مورد ایشان نازل شد.

(فَأَعْقَبَهُمْ نِفَاقًا فِي قُلُوبِهِمْ إِلَى يوْمِ يلْقَوْنَهُ بِمَا أَخْلَفُوا اللَّهَ مَا وَعَدُوهُ وَبِمَا كَانُوا يكْذِبُونَ)

اين عمل، (روح) نفاق را، تا روزي که خدا را ملاقات کنند، در دلهايشان برقرار ساخت. اين بخاطر آن است که از پيمان الهي تخلف جستند؛ و بخاطر آن است که دروغ مي‌گفتند.

سوره توبه (9): آیه 77

همچنین افراد دیگر مگر نبودند که در زمان پیغمبر حد خوردند. در زمان خلیفه دوم حد خوردند.

 آقای «نارویی» بزرگوار مقداری دقت بفرمایید از ادب، محبت و بزرگواری شما تشکر می کنم ما نباید چشم مان را به یک سری آیاتی که در مدح صحابه هست بدوزیم. قرآن از صحابه هم تعریف و تمجید کرد هم مذمت کرده است.

آیاتی که در مذمت صحابه هست یک آیه، دو آیه نیست شما آیه 101 سوره توبه را ملاحظه بفرمایید:

(وَمِمَّنْ حَوْلَكُمْ مِنَ الْأَعْرَابِ مُنَافِقُونَ)

و از (ميان) اعراب باديه ‌نشين که اطراف شما هستند، جمعی منافقند؛

سوره توبه (9): آیه 101

کاملاً‌ واضح و روشن است!

 همچنین:

(إِذْ يقُولُ الْمُنَافِقُونَ وَالَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ)

و هنگامی را که منافقان، و آنها که در دلهايشان بيماری است

سوره انفال (8): آیه 49

(وَالَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ) چه کسانی هستند؟

(وَمِنْهُمُ الَّذِينَ يؤْذُونَ النَّبِي وَيقُولُونَ هُوَ أُذُنٌ قُلْ أُذُنُ خَيرٍ لَكُمْ يؤْمِنُ بِاللَّهِ وَيؤْمِنُ لِلْمُؤْمِنِينَ وَرَحْمَةٌ لِلَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَالَّذِينَ يؤْذُونَ رَسُولَ اللَّهِ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ)

از آنها کساني هستند که پيامبر را آزار مي‌دهند و مي‌گويند: «او آدم خوش‌باوري است!» بگو: «خوش‌باور بودن او به نفع شماست! (ولي بدانيد) او به خدا ايمان دارد؛ و (تنها) مؤمنان را تصديق مي‌کند؛ و رحمت است براي کساني از شما که ايمان آورده‌اند!» و آنها که رسول خدا را آزار مي‌دهند، عذاب دردناکي دارند!

سوره توبه (9): آیه 61

این‌ها چه کسانی بودند؟ غیر از صحابه بودند؟

«الآيات التي تدلّ على أنّ جمعاً من الصحابة كانوا يظنّون باللّه الظنون الكاذبة، ظنّ الجاهليّة من أهل الشرك باللّه، شكّاً في أمر اللّه، وتكذيباً لنبيّه’، وظنّاً منهم أنّ اللّه خاذل نبيّه، ومُعْلّ([175]) عليه أهل الكفر([176]). وقد عرّفهم الحق سبحانه بقوله:

(وَطَائِفَةٌ قَدْ أَهَمَّتْهُمْ أَنْفُسُهُمْ يظُنُّونَ بِاللَّهِ غَيرَ الْحَقِّ)

گروهي از شما را فرا گرفت؛ اماگروه ديگري در فکر جان خويش بودند؛ (و خواب به چشمانشان نرفت.) آنها گمانهاي نادرستي -همچون گمانهاي دوران جاهليت- درباره خدا داشتند!

سوره آل عمران (3): آیه 154

(إِنْ جَاءَكُمْ فَاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَينُوا)

اگر شخص فاسقی خبری برای شما بياورد، درباره آن تحقيق کنيد،

سوره حجرات (49): آیه 6

آیا در رابطه با «ولید ابن عقبه» نیست؟ این اجماع آقایان اهل سنت است.

(وَمِنْهُمْ مَنْ عَاهَدَ اللَّهَ لَئِنْ آتَانَا مِنْ فَضْلِهِ لَنَصَّدَّقَنَّ وَلَنَكُونَنَّ مِنَ الصَّالِحِينَ * فَأَعْقَبَهُمْ نِفَاقًا فِي قُلُوبِهِمْ إِلَى يوْمِ يلْقَوْنَهُ بِمَا أَخْلَفُوا اللَّهَ مَا وَعَدُوهُ وَبِمَا كَانُوا يكْذِبُونَ)

بعضی از آنها با خدا پيمان بسته بودند که: اگر خداوند ما را از فضل خود روزی دهد، قطعا صدقه خواهيم داد؛ و از صالحان (و شاکران) خواهيم بود! اين عمل، (روح) نفاق را، تا روزی که خدا را ملاقات کنند، در دلهايشان برقرار ساخت. اين به خاطر آن است که از پيمان الهی تخلف جستند؛ و به خاطر آن است که دروغ می ‌گفتند.

سوره توبه (9): آیه 75 و 77

آیا «ثعلبة ابن حاتب انصاری» مگر جزء صحابه نبود؟

یا:

(وَمِنَ النَّاسِ مَنْ يعْبُدُ اللَّهَ عَلَى حَرْفٍ)

بعضی از مردم خدا را تنها با زبان می ‌پرستند (و ايمان قلبی شان بسيار ضعيف است)؛

سوره حج (22): آیه 11

تمام این ها نشان می دهد صحابه افراد خیلی خوبی داشتند مرحوم «شیخ طوسی» می گوید بیش از هشتصد صحابه، تابع پیغمبر بودند و ما از این ها انتظار شفاعت داریم.

اگر کسی بگوید تمام صحابه بد بودند توهین به پیغمبر است ما او را از دایره اسلام بیرون می کنیم. صحابه ای که در زمان پیغمبر به شهادت رسیدند آن های که بعد از پیغمبر به وصیت پیغمبر ماندند.

در کل می‌گوییم «صحابه علی نوعین» تعدادی از آن ها تابع پیغمبر بودند این ها را ما اهل بهشت می دانیم از این ها انتظار شفاعت هم داریم این را «شیخ طوسی» و بزرگان ما می گویند.

 ولی کسانی که قلب پیغمبر را به درد آوردند گفتند «إنَّهُ لیحجُر» پیغمبرر دارد هذیان می گوید. وقتی پیغمبر در هنگام حرکت حجة الوداع فرمود الان روزه تان را بشکنید هیچ کس حاضر نشد روزه اش را بشکند.

 به طوری که همسر پیغمبر «أم سلمه» گفت:

«مَنْ أَغْضَبَكَ أَغْضَبَهُ اللَّه‏»

منهاج السنة النبوية؛ اسم المؤلف: أحمد بن عبد الحليم بن تيمية الحراني أبو العباس الوفاة: 728، دار النشر: مؤسسة قرطبة - 1406، الطبعة : الأولى، تحقيق: د. محمد رشاد سالم، ج4، ص315

یا در قضیه ورود به «مکه» پیغمبر غضبناک شد «عایشه»‌ گفت چه کسی تو را به غضب آورد به غضب خدا گرفتار بشود.

آقای «نارویی» جان!‌ ان شاء‌ الله اگر فرصت بشود سر فرصت در رابطه با صحابه اگر بحث کردیم تمام آیات را دو دسته می کنیم یک ستون، آیات در مدح صحابه و یک ستون، آیات ذم صحابه، یک ستون در آن های که خیلی تابع پیغمبر بودند. یک ستون آن های را که پیغمبر به آن ها حد زده است. صحابه ای که بهشتی هستند مگر می شود به آن ها حد زد؟

اگر این‌ها را مقداری دقت بفرمایید مسئله را برای حضرتعالی کاملاً روشن می کند آن های که مخصوصاً در زمان رسول اکرم حد خوردند و در زمان عمر ابن الخطاب افرادی که حد خوردند ببینید این ها چند نفر بودند؟ کسانی که در «بدر» و بیعت رضوان بودند خلیفه دوم به آن حد شراب زد.

«ابن نعیمان» حد شراب خورد. «عبد الله ابن حمار» حد شراب خورد. «عبد الله ابن عمر» پسر خلیفه و هم صحابی پیغمبر است. «ابو محجن» حد شراب خورد. «ولید ابن عقبه» حد شراب خورد. «قدامة ابن مضعون» که جزء «بدرییون» است «صحیح بخاری» می گوید:

«اطَّلَعَ على أَهْلِ بَدْرٍ فقال اعْمَلُوا ما شِئْتُمْ فَقَدْ غَفَرْتُ لَكُمْ»

الجامع الصحيح المختصر؛ اسم المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: 256، دار النشر: دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - 1407 - 1987، الطبعة : الثالثة ، تحقيق: د. مصطفى ديب البغا، ج3، ص1095، ح2845

ولی جناب خلیفه دوم این آقا را خواباند و حد شراب زد. «الإصابة»، جلد 5، صفحه 233 همچنین «مستدرک حاکم»، جلد 4، صفحه 29 با سند صحیح؛ «المحلی- ابن حزم»، جلد 11، صفحه 148؛ «فتح الباری»، جلد 8، صفحه 120!

 برادر بزرگوارم این قضایا سر درازی دارد. یکی از مشکلات عزیزان اهل سنت ما این هست چهار آیه در مدح صحابه می بینند تصور می کنند این مال عموم صحابه است. و حال آن که قرآن این را نمی گوید.

 ان شاء الله اگر محبت کنید روی خط بیایید آیات و مواردی که عرض کردم به عنوان یک سر منشأ تحقیق قرار بدهید بعد روی خط بیایید با هم دوستانه صحبت کنیم ما عاشق صحبت دوستان هستیم.

آقای نارویی:

ممنون از شما حاج آقای «قزوینی» تشکر می کنم!

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

ما هم از شما ممنون و متشکر هستیم.

مجری:

آقای «نارویی» خدا نگهدار شما. تماس بعدی آقای «بهادری» از «کرج» سلام علیکم بفرمایید.

بیننده: (آقای بهادری از کرج – شیعه)

سلام عرض می کنم... من جناب آٔقای «نارویی» بزرگوار اهل سنت ارجاع می دهم به کتاب «الإصابة فی تمییز الصحابة»‌ آقای «ابن حجر عسقلانی»، ج4، صفحه 334 شرح حال آقای «عبد الرحمان ابن عدیس بلوی» را نقل می کند. می گوید از اصحاب پیغمبر بود:

«وكان فيمن سار إلى عثمان وقال بن البرقي والبغوي وغيرهما كان ممن بايع تحت الشجرة»

از آن های بود که علیه عثمان لشکر کشید این آقا چه کسی بود؟ آقایان «ابن برقی، بغوی» و غیرهما گفتند در بیعت رضوان هم حاضر بود با پیامبر هم بیعت کرد خدا هم برای همیشه از او راضی بود آقای «ابن یونس» هم گفت:

«وقال بن يونس بايع تحت الشجرة ... ثم كان رئيس الخيل التي سارت من مصر إلى عثمان في الفتنة»

الإصابة في تمييز الصحابة؛ اسم المؤلف: أحمد بن علي بن حجر أبو الفضل العسقلاني الشافعي الوفاة: 852، دار النشر: دار الجيل - بيروت - 1412 - 1992، الطبعة: الأولى، تحقيق: علي محمد البجاوي، ج4، ص334

ایشان رهبر آن لشکری بود که از «مصر» برای قتل جناب عثمان آمده بودند و عثمان را هم کشتند چرا کشتند؟ «قربةً إلی الله»، «وهابیون» به آیه حشر اعتراض می کنند

(يبْتَغُونَ فَضْلًا مِنَ اللَّهِ وَرِضْوَانًا وَينْصُرُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ أُولَئِكَ هُمُ الصَّادِقُونَ)

در حالی که فضل الهی و رضای او را می ‌طلبند و خدا و رسولش را ياری می ‌کنند؛ و آنها راستگويانند!

سوره حشر (59): آیه 8

برادر عزیز آقای «نارویی» هشتصد نفر از همین صحابه عادل که شما می گویید همه صحابه عادل هستند دوست داشتند در قتل جناب عثمان به رضوان الهی برسند و در قتل عثمان شرکت کردند.

 در کتاب « الإستیعاب ابن عبد البر»، جلد 1، صفحه 505 روایت 1436 آمده آقای «عبد الرحمن ابن ادیس بلوی» رئیس و فرمانده آن لشکری بود که از «مصر» برای قتل جناب عثمان آمده بود.

در بیعت رضوان هم با رسول خدا بیعت کرده بود سوال: اگر «عبد الرحمن ابن عدیس بلوی» عثمان را «قربة إلی الله» کشت چرا شما از او ناراحت هستید و به او فحش می دهید؟

 در کتاب «الإصابة فی تمییز الصحابة»، جلد 4، صفحه 514 باز یکی از اصحاب پیامبر که در قتل آقای عثمان شرکت داشت «عمر ابن حمق خزائی» بود.

در کتاب «البدایة و النهایة» آقای «ابن اثیر دمشقی»، جلد 7 از «ابن عساکر» نقل می کند ایشان به عثمان حمله کرد و روی سینه عثمان نشست عثمان مقداری رمق داشت «عمر ابن حمق» نُه ضربه شمشیر به عثمان زد گفت سه تا از این ضربه ها را زدم «قربة إلی الله» برای رضای خدا بود. شش جای دیگرش را زدم به خاطر کینه های که از عثمان داشتم.

در کتاب «منهاج السنة ابن تیمیه»، جلد 4، صفحه 23 می گوید کسانی که مفسد فی الارض بودند این ها اوباش و قبایل خودشان بودند یعنی اهل فتنه بودند یعنی چه؟ یعنی آن صحابه ای که شما می گویید همه عادل هستند آن صحابه می گویند «قربة إلی الله» زدیم این آقا می گوید این ها اوباش بودند.

در کتاب « ابن حزم»،‌جلد 4، چاپ دوم، صفحه 242 ایشان بحث «عمار»‌ را پیش می آورد می گوید «عمار» را «ابو الغادیة» کشت. «ابو الغادیة» چون در بیعت رضوان بود جزو کسانی بود که خداوند شهادت داد بر قلب او سکینه نازل کرد و از «ابو الغادیة» راضی شد چون «عمار یاسر» را کشت، چرا؟ مجتهد بود مأجور است یعنی اجر بالا دارد چون تلاش کرد «عمار» را کشت.

خدا هم یک اجر به او می دهد بعد می گوید «ابو الغادیة» مثل قاتلان عثمان نیست چرا؟ چون آن ها مجتهد نبودند «ابو الغادیة، عبد الرحمن ابن عدیس بلوی» جزو بیعت رضوان هستند می گویند یکی مجتهد است دیگری نیست چرا؟ چون عثمان کسی را نکشته بود عثمان با کسی جنگ نکرده بود مرتد هم نشده بود. مگر خدای نا کرده «عمار یاسر» مرتد شده بود و زنا کرده بود؟ می گویند

«بل هم فساق محاربون سافكون دما حراما عمدا بلا تأويل على سبيل الظلم والعدوان فهم فساق ملعون»

الفصل في الملل والأهواء والنحل؛ اسم المؤلف: علي بن أحمد بن سعيد بن حزم الطاهري أبو محمد الوفاة: 548، دار النشر: مكتبة الخانجي – القاهرة، ج4، ص125

قاتلان عثمان فاسق و محارب بودند خون حلالی را ریختند پس آن ها ملعون هستند شما که می گویید صحابه پیامبر از کسانی بودند که (يبْتَغُونَ فَضْلًا مِنَ اللَّهِ وَرِضْوَانًا) ما حرف شما آقایان را گوش بدهیم یا حرف قرآن را؟ کسانی که یک لحظه پیامبر را دیدند باید بگوییم تمام ویژگی های یک انسان خوب را باید دارا باشند؟ این تفکر کاملاً غلط است.

مجری:

موفق باشید خیلی از شما تشکر می کنیم.

 استاد! سوال آقا «محمد رضا» از «اصفهان» راجع به مشایخ «شیخ صدوق» و آیا ترضی و ترحم نشانه توثیق یا تضعیف است؟

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

این که «شیخ صدوق» ترضی و ترحم می کند می گوید «رضی الله عنه» و «رحمَهُ الله» این ترضی و ترحم بی اساس نیست. نمی شود «شیخ صدوق» بی اساس به هر کسی «رحمَهُ الله، رضی الله عنه» بگوید.

 فرمایشات آقای «خویی» محترم می بوسیم روی چشم مان می گذاریم در «رجال» معتقد هستیم باید مجتهد و صاحب نظر باشیم. ایشان می گوید دلیل بر حسن حال نیست آیت الله «شبیری زنجانی» به مراتب و به مراتب از آقای «خویی» در «رجال» از آقای «خویی» قوی تر است.

 آیت الله العظمی «سبحانی» همیشه می فرمود آیت الله «شبیری زنجانی» مرد بی نظیر «رجال» در تاریخ شیعه است. ایشان می گوید ترضی و ترحم دلیل بر حسن حال است وثاقت را نمی خواهیم بیاوریم. وثاقت یک بحث دیگری است. و دیگر بزرگان مان همین طور هستند ولذا قطعاً‌ حُسن حال را می آورد روایتش حداکثر، حَسن می شود هیچ مشکلی ندارد.

اما نسبت به نکته دوم تان اگر هست شما زحمت بکشید پیامک بدهید گروهی که در «تلگرام» هستند البته این ها یکی، دو تا نیستند به تعبیر «مقام معظم رهبری» فضای مجازی قتلگاه جوان ها شده است.

آن ها دارند از این فضای مجازی و امکانات حداکثر استفاده می کنند ولی بچه شیعه های ما نه خواب هستند جز تعداد خیلی اندکی دارند کار می کنند آن های هم که کار می کنند تعدادی از این ها سرمایه علمی آن چنانی متأسفانه ندارند.

مجری:

آقای «حاج حسینی» پرسیدند آیا از «ابن عربی» در محاجات مان نسبت به اهل سنت استفاده کنیم بگوییم سنی بوده است؟

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

این که ایشان مسلک سنی دارد در او هیچ شک و شبهه ای نیست در تمام چیزهایشان داد می زند من سنی هستم. ولی این طور نیست سنی هر چه بگوید باطل است. ایشان حرف های خوب هم دارد و غیر خوب هم دارد بعضی از اولیاء می گویند ایشان در آخر عمر شیعه از دنیا رفت مطالب خوبی دارد.

 «امام (رضوان الله تعالی علیه)» به عبارت ایشان در جای جای کتابش استناد می کند بزرگان دیگر استناد می کردند.

حتی شنیدم مرحوم «قاضی» که از اولیاء الله بود دیدار حضرت را داشتند و ... نسبت به حرف های «ابن عربی» استناد می کردند. این که یکی از عزیزان ما آمد با آب و تاب، تجلیل و ... کرد، مادامی بزرگانی مثل «مقدس اردبیلی»، «سید بحر العلوم، ابن فهد حلی» داریم نیازی نداریم برویم از این ها استفاده کنیم.

اگر در فلسفه هم باشد «ملا صدرا، بو علی و ...» را داریم به اندازه بزرگانی داریم به عبارت هایشان استناد کنیم ولی این ها در مسائل توحید و ... مطالب واقعاً خیلی با ارزش و قابل توجهی دارند. بنده نسبت به این ها خنثی هستم نه تجلیل و تمجید می کنم نه مذمت و ... دارم.

مجری:

«ابن تیمیه» در عصر خودش آیا مقبول همه علما بود؟

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

اصلا، ایشان را محاکمه کردند قضات «شافعی، مالکی، حنفی و حنبلی» جمع شدند چند بار او را محاکمه کردند حتی آخر عمری به فتوای چهار مذهب در «زندان قلعه دمشق» زندانی کردند و در آن جا هم از دنیا رفت. تمام علمای چهار مذهب به گمراهی ایشان فتوا دادند.

 بعدها سیاست های سیاستمداران و حکومت ها این بود اختلاف بیانداز و حکومت کن؛ دیدند بر این که «ابن تیمیه» سوژه خوبی است برای این که اختلاف میان امت درست کند.

بزرگ ترین شاگرد ایشان افکارش را منتشر کرد «ابن قیم جوزیه» بود ولی بعد از او مدت ها تا هفت - هشت قرن کسی اصلاً سراغ «ابن تیمیه» نرفت تا «محمد ابن عبد الوهاب» این خبیث آمد و دوباره یاد «ابن تیمیه» را در «عربستان»‌ احیاء کردند.

مجری:

نسبت به آقای «اللهیاری» پرسیدند آیا مورد اعتماد است؟

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

نه تنها مورد تأیید نیستند یک آدم فاجر، فاسق و خبیث که شاید نمونه اش در جهان اسلام نداریم. نسبت به مراجع جسارت های دارد. نسبت به آیت الله العظمی «سیستانی»، به آیت الله العظمی «وحید خراسانی»، آیت الله العظمی «مکارم شیرازی» و نسبت به «امام» عبارت های وقیح که باید تعزیر بشود و حد قذف بخورد و سنگسار بشود.

نسبت به «مقام معظم رهبری» افتراهای دارید که تمام این ها حد قذف لازم دارد، آن زمان که در «شبکه سلام» برنامه داشتم ایشان تمام حرف های که من می زدم یاداشت می‌کرد و یک مدت حرف های خود من را در شبکه اش (شبکه اهل بیت) می زد.

بعد این ها را منبع قرار داد خودش هم مطالعه کرد و ... بعضی ها هم کمکش کردند طوری که در شبکه، کسی کمکش نکرد.حتی آن که ضد انقلاب هم بودند کمک می کردند دیدند او آدم فاسقی است.

 الان هم مطرود است عمامه اش را کنار گذاشت یک کراوات قرمز بسته و یک ریش شیطانی هم گذاشته روزی هفت، هشت ساعت به زبان «اردو» برنامه دارد آن هم در یوتیوپ و امثال این ها.

مجری:

قبلش شاید صرفاً سیرتی بود کسی نمی دید اما الان صورتاً چنین فسقی ظاهر و جلی شده است.

آقای «نارویی» از «ایرانشهر» پاسخ شان را نقداً گرفتند. حضرت استاد تشکر می کنم خیلی استفاده کردیم، از همه شما بینندگان عزیز و ارجمند هم تشکر می‌کنم که تا انتهای برنامه امشب همراه ما بودید ان شاء الله موفق، مؤید و منصور باشید تا دیدار آینده خدا نگهدار!


اخلاق علوی سیره مهدوی - شیطان شناسی>

اخلاق علوی شیطان شناسی ابلیس یاد خداوند مهدویت واسطه فیض توکل القائات شیطان عبودیت بندگی عدالت صحابه مذمت صحابه