سایر قسمت ها
شرح و تحلیل مناجات جانسوز امام مجتبی علیه‌السلام با خداوند متعال آیت الله حسینی قزوینی

قسمت صد و پنجاهم برنامه اخلاق علوی سیره مهدوی با کارشناسی آیت الله حسینی قزوینی و اجرای آقای مرعشی


دیگر قسمت ها

 بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

برنامه اخلاق علوی و سیره مهدوی 31 02 1405 (قسمت 150)

عنوان برنامه: شرح و تحلیل مناجات جانسوز امام مجتبی علیه‌السلام با خداوند متعال

استاد: حضرت آیت الله حسینی قزوینی

مجری: حجت الاسلام والمسلمین مرعشی

کلیدواژها:

اخلاق علوی و سیره مهدوی؛ یاد مرگ؛ مناجات اهل بیت؛ امام مجتبی (علیه‌السلام)؛ امام سجاد (علیه‌السلام)؛ گناه؛ سکرات مرگ؛ قیامت؛ برزخ؛ دنیا؛ امامت؛ ایمان؛ ذی الحجه؛ استغفار!

فهرست عناوین بحث:

  1. طلیعه برنامه عرض ارادت به خانم حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)
  2. ائمه خیلی از معارف را با لسان دعا، مناجات و زیارتنامه بیان فرموده اند
  3. شرح و توضیح مناجات امام مجتبی(سلام الله علیه)
  4. امام سجاد(سلام الله علیه) بدترین ساعت‌ها و لحظه فرزند آدم سه لحظه است
  5. دقت‌ و توجه به فرازهای از دعای ابو حمزه ثمالی
  6. روایت داستان عابد و زن بدکاره
  7. تماس بینندگان برنامه
  8. قوم بنی اسرائیل ضعف معرفتی داشتند
  9. طبری در کتاب تفسیرش فرمایش پیامبر (صلی الله علیه واله وسلم) را سانسور کرده است.

مجری:

أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيم‏، بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ، الْحَمْدُلِلَّه رَبّ العَالَمِینْ، وَصَلی الله عَلیٰ مُحَمّدٍ وَآلِه الطَاهِرین؛

عرض سلام، ادب و احترام دارم خدمت همه شما بینندگان عزیز «شبکه جهانی حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف)»

الحمد لله این توفیق را داریم باز هم به رسم سید اللیالی، شب های جمعه با برنامه «اخلاق علوی و سیره مهدوی» محضر شما گرامیان برسیم، برنامه ای که این توفیق را داریم در محضر حضرت آیت الله استاد حسینی قزوینی هستیم.

ان شاء الله بتوانیم امشب هم نهایت بهره و استفاده را از محضرشان ببریم همان طور که مطلع هستید این توفیق را داریم در رنامه هایی که محضر استاد هستیم ابتدای برنامه دل هایمان را روانه ساحت مقدسه حضرت زهرای مرضیه (سلام الله علیها) می کنیم این دل های غبار گرفته و زنگار گرفته را مقداری جلاء بدهیم آماده بشود برای این نوع برنامه هایی که قرار است در آن ذکر بشود و از یاد خدا صحبت بشود در آن از معنویت، اخلاق و عرفان صحبت بشود.

 حضرت استاد سلام عرض می کنم در خدمت تان هستیم.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

سلام علیکم و رحمة الله و برکاته

السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا بَقِيَّةَ اللَّهِ فِي أَرْضِه،‏ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا مِيثَاقَ اللَّهِ الَّذِي أَخَذَهُ وَ وَكَّدَهُ- ِ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا حُجَّةَ اللَّهِ وَ دَلِيلَ إِرَادَتِه‏، السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا وَعْدَ اللَّهِ الَّذِي ضَمِنَه‏، السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا صَاحِبَ الْمَرْأَى وَ الْمَسْمَع‏ فَمَا شَيْ‏ءٌ مِنَّا إِلَّا وَ أَنْتُمْ لَهُ السَّبَبُ وَ إِلَيْهِ السَّبِيل. إِرَادَةُ الرَّبِّ فِي مَقَادِيرِ أُمُورِهِ تَهْبِطُ إِلَيْكُمْ وَ تَصْدُرُ مِنْ بُيُوتِكُم!

خدمت بینندگان عزیز و گرامی خالصانه ترین سلامم را تقدیم می کنم موفقیت همه عزیزان را از خدای منان خواهانم!

ü      طلیعه برنامه، عرض ارادت به خانم حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)

طبق برنامه همیشگی مان همان طور که عزیزم اشاره داشتند طلیعه عرائض مان را با یادی از صدیقه طاهره (سلام الله علیها) زینت می دهیم باشد که آن سیدة نساء العالمین بی بی دو عالم گوشه چشم و عنایتی هم به ما و بینندگان ما و ملت بیدار ما داشته باشد!

نیلی از سیلی جورش رخ زیباست هنوز * شرر ناله اش اندر دل خاراست هنوز

ز در خانه اش آتش به ثریاست هنوز * اثر خستگیش ظاهر از اعضاست هنوز

ظاهراً این اشعار مال مرحوم آیت الله «شیخ محمد حسین اصفهانی (کمپانی)» است.

چه خطا کرد چه تقصیر چه جرم و چه گناه * که پدیدار شد این حادثه سبحان الله

بود بی طاقت و بی طاق ز هجران پدر * دشمنش در دو سرا سوخت چه افروخت شرر

پهلویش را بشکستند چون از تخته در * محسنش سقط شد و کرد روی خاک مقر

این همان طفل صغیر است که روز سئلت * عرش را گیرد و گوید به چه جرمی قتلت

(وَسَيعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَي مُنْقَلَبٍ ينْقَلِبُونَ)

مجری:

طیب الله انفاسکم الحمد لله توفیقی هست این کلمات را شنیدن حداقل عزیزانی که بیننده برنامه هستند هفته ای دو مرتبه که محضر استاد هستیم این فرصت را به دل های خودمان می دهیم این فرصت را برای خودمان ایجاد می کنیم ان شاء الله بتوانیم این دل ها را گره بزنیم با ذکر نامی حضرت زهرای مرضیه (سلام الله علیها)

عزیزانی که پی گیر برنامه بودند در برنامه اخلاق علوی و سیره مهدوی مشاهده کردند موضوعاتی که بررسی می شود در چند جلسه ای که محضر حضرت استاد هستیم شروع کردیم آن قسمت های که به نظر ما قطعاً تمام کلمات اهل بیت (علیهم السلام) دُر ناب هستند اما آن چیزی که از ظاهر آن ها داریم می فهمیم و متوجه می شویم آن های که دلچسب یا دلسوز است.

محضر استاد مناجات شعبانیه، آن فقرات نابش را استماع و استفاده کردیم. همچنین آن جملات عاشقانه ای که نسبت به عشق الهی در حدیث قدسی آمده بود. کلمات و جملاتی که بعضاً در کلمات حضرت آقا امام زین العابدین (علیه السلام) ذکر شده است. در کلمات ائمه اطهار (علیهم السلام)، در کلمات و مناجات های حضرت آقا امیر المؤمنین ذکر شده است.

جلسه پیش یک مناجاتی از حضرت امام مجتبی (علیه السلام) شروع شد مناجاتی که نه تنها وقتی که آن را می خوانیم به انسان حس پرواز می دهد. در متن مناجات ذکر شده وقتی خود حضرت این گونه با خداوند خودشان راز و نیاز می کنند این گونه یاد مرگ را برای خودشان زنده می کنند گویی از حس، حال و هوش می روند ببینید تکلیف ما چه خواهد بود؟

حضرت استاد دوست داریم این فرمایش تکمیل بشود از مناجات حضرت آقا امام حسن مجتبی از محضر شما استفاده کنیم.

ü      ائمه خیلی از معارف را با لسان دعا، مناجات و زیارتنامه بیان فرموده اند.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيم‏، بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ وَبِهِ نَسْتَعين وَهُوَ خَيرُ نَاصِرٍ وَ مُعِينْ الْحَمْدُلِلَّه ‏وَ الصَّلَاةِ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ وَعلَیٰ آلِهِ آل الله لَا سِيَّمَا علَیٰ مَوْلانَا بَقِيَّةَ اللَّه‏ وَ الّلعنُ الدّائمُ‏ علَیٰ أَعْدائِهِمْ أعداءَ الله إلىٰ يَوم لِقَاءَ اللّه، وَأُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ، حَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَكِيلُ، نِعْمَ الْمَوْلَى وَنِعْمَ النَّصِيرُ

در رابطه با مناجات معصومین (سلام الله علیهم اجمعین) به تعبیر «امام راحل (رضوان الله تعالی علیه)» خیلی از معارف هست ائمه نمی توانستند با لسان روایت و حدیث بیان کنند. با لسان مناجات، دعا، زیاتنامه این ها را بیان کردند چون مناجات در حقیقت هم آن معارف منتقل می شود و هم این که، آن حال و سوزی که امام در مناجات دارد آن منتقل می شود و تأثیر معارف را دو چندان می کند.

لذا پرداختن به بعضی از مناجات ائمه (علیهم السلام) حال خودشان هست می خواهند به ما آموزش بدهند، این ها چه مراحلی را طی کردند و چه مسائلی را دارند می بینند که ما نمی بینیم، دارند به ما آموزش و یاد می دهند این ها را باید نصب العین خودمان قرار بدهیم.

ü      شرح و توضیح مناجات امام مجتبی(سلام الله علیه)

 یکی از مناجات های خیلی جانسوز از امام مجتبی (سلام الله علیه) هست.

«وَ رَوَى الْمُفَضَّلُ بْنُ عُمَرَ عَنِ الصَّادِقِ(سلام الله علیه) قَالَ حَدَّثَنِي أَبِي عَنْ أَبِيهِ(سلام الله علیهما) أَنَّ الْحَسَنَ بْنَ عَلِيٍّ(سلام الله علیه) كَانَ أَعْبَدَ النَّاسِ فِي زَمَانِهِ وَ أَزْهَدَهُمْ وَ أَفْضَلَهُمْ وَ كَانَ إِذَا حَجَّ حَجَّ مَاشِياً وَ رَمَى مَاشِياً وَ رُبَّمَا مَشَى حَافِياً وَ كَانَ إِذَا ذَكَرَ الْمَوْتَ بَكَى وَ إِذَا ذَكَرَ الْبَعْثَ وَ النُّشُورَ بَكَى وَ إِذَا ذَكَرَ الْمَمَرَّ عَلَى الصِّرَاطِ بَكَى وَ إِذَا ذَكَرَ الْعَرْضَ عَلَى اللَّهِ تَعَالَى ذِكْرُهُ شَهَقَ شَهْقَةً يُغْشَى عَلَيْهِ مِنْهَا وَ كَانَ إِذَا قَامَ فِي صَلَاتِهِ تَرْتَعِدُ فَرَائِصُهُ بَيْنَ يَدَيْ رَبِّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ كَانَ إِذَا ذَكَرَ الْجَنَّةَ وَ النَّارَ اضْطَرَبَ اضْطِرَابَ السَّلِيمِ وَ سَأَلَ اللَّهَ الْجَنَّةَ وَ تَعَوَّذَ بِاللَّهِ مِنَ النَّارِ»

بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بيروت)؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، ناشر: دار إحياء التراث العربي، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، ج67، ص400

«كَانَ إِذَا ذَكَرَ الْمَوْتَ بَكَى»، حضرت امام مجتبی(سلام الله علیه) به یاد مرگ می افتاد گریه می کرد. ما چرا بارها به یاد مرگ می افتیم گریه نمی کنیم؟ این را باید در خودمان جستجو کنیم علت چه است؟

پدر، مادر، برادر، خواهر و اقوام یا شهدای عزیز از دنیا می روند این ها را با دست خودمان به قبرستان می بریم دفن می کنیم؛ ولی این حالی که امام مجتبی دارد «إِذَا ذَكَرَ الْمَوْتَ بَكَى» به یاد مرگ می افتاد گریه می کرد اشک چشمانش جاری می شد.

ان شاء الله عرض می کنیم چه کار باید کرد ما هم اگر به یاد مرگ افتادیم منقلب بشویم. نمی گوییم گریه کنیم حداقل متأثر بشویم و بدانیم یک روزی هم حضرت عزرائیل به درِ خانه ما خواهد آمد.

 «وَ إِذَا ذَكَرَ الْبَعْثَ وَ النُّشُورَ بَكَى» حضرت یادآوری می کرد روزی که از قبر و برزخ با دمیدن صور اسرافیل همه مردگان از قبر بر می خیزند به طرف عرصات محشر می روند گریه می کرد.

«وَ إِذَا ذَكَرَ الْمَمَرَّ عَلَى الصِّرَاطِ بَكَى» عبور از پل صراط به یادش می آمد گریه می کرد «وَ إِذَا ذَكَرَ الْعَرْضَ عَلَى اللَّهِ تَعَالَى‏ ذِكْرُهُ شَهَقَ شَهْقَةً يُغْشَى عَلَيْهِ مِنْهَا» وقتی مقام حسابرسی در محضر خدا پیش می آمد.

(فَمَنْ يعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَيرًا يرَهُ * فَمَنْ يعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَيرًا يرَهُ)

پس هر کس هموزن ذره‌اي کار خير انجام دهد آن را مي ‌بيند! و هر کس هموزن ذره‌اي کار بد کرده آن را مي ‌بيند!

سوره الزلزلة (99): آیات 7 و 8

آن حسابرسی که مو را از ماست می کشند حرکت های دست ما هم به تعبیر «امام راحل» به خواب «حاج احمد آقا» آمده بود گفته بود «احمد» دستی که تکان می دهید این دست هم آن جا حساب دارد به چه نیتی این دست را تکان دادید!

 خیلی سخت است نگاه ما، فکر ما، حرکت های ما همه آن جا حساب دارد. خوشا به حال آن های که تمام حرکات و سکنات شان لله است.

(قُلْ إِنَّ صَلَاتِي وَنُسُكِي وَمَحْياي وَمَمَاتِي لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ)

بگو: نماز و تمام عبادات من، و زندگي و مرگ من، همه براي خداوند پروردگار جهانيان است.

سوره انعام (6): آیه 162

عبادت، حرکت، نشستن، برخواستن، نماز، روزه، خوردن، خوابیدن و حتی مرگش هم خالص برای خداست. این روایت را شاید بارها و بارها عرض کردم رسول اکرم به «ابا ذر» می گوید:

«يَا أَبَا ذَرٍّ لِيَكُنْ لَكَ فِي كُلِّ شَيْ‏ءٍ نِيَّةٌ حَتَّى فِي الْأَكْلِ وَ النَّوْم‏»

نام كتاب: مجموعة ورّام‏؛ نويسنده: ورام بن أبي فراس، مسعود بن عيسى‏ (تاريخ وفات مؤلف: 605 ق‏)، محقق / مصحح: ندارد، ناشر: مكتبه فقيه‏، قم‏: 1410 ق‏، ص58

خوردن و خوابیدنت هم برای خدا باشد اگر خوردنت قربةً إلی الله بود به نیتی که غذا می خورم تو دستور دادی غذا بخورم. تو این غذا را برایم به برکت حضرت ولی عصر به دست او فراهم کردی. نیرو بگیرم واجبات و تکلیفم را انجام بدهم این عبادت می شود. خوابیدن عبادت می شود.

 ان شاء الله در رابطه با بحث دنیا روایات عجیبی است. انسان وقتی این روایت ها را می بیند بدنش می لرزد

«کلما في الدنیا ملعون الا ما کان للله»‌

تمام آن چه که در دنیا هست خوردن، خوابیدن، زندگی کردن، تهیه معاش همه و همه ملعون و مورد لعن خداست «إلا ما کان لله» مگر آنی که برای خدا باشد.

 این روایت تکلیف همه ما را روشن کرده، حتی نماز ما هم اگر خالص برای او نباشد به خدای عالم پناه می بریم همین نماز مورد لعن خدا قرار می گیرد. برای این که تکلیفی انجام بدهیم برای این که اگر نماز نخوانیم مقداری ناراحت می شویم همچنین دیگر امورمان.

 دوستان عزیز! تلاش کنیم تمرین کنیم روزی سه، چهار مرتبه از خومان حسابرسی کنیم. قسم بخوریم مثلاً دو ساعت آفتاب بالا آمد پنج دقیقه گوشه ای خلوت کنیم ببینیم چند کار انجام دادیم، چه کارهای برای خدا بود، چه کارهای برای غیر خدا بود، چه کارهای گناهی کردیم و چه کارهایی نیت نکردیم!

 فردای قیامت به تعداد ساعات عمرمان جعبه هایی هست باز می کنیم روایت هست اگر چنان چه کار برای خدا بود از آن نور تلألو می کند و باعث ترفیع مقام می شود. اگر چنان چه کار برای خدا نبود اصلاً هیچ نیت و گناه هم نکردیم.

 غذا خوردیم برای این که سیر بشویم حرکت و ورزش کردیم برای این که کاری انجام داده باشیم. آن ساعت های که برای خدا نبود وقتی این جعبه ها باز می شود به خدای عالم پناه می بریم بوی تعفن از او بلند می شود.

«کلما في الدنیا ملعون الا ما کان للله»‌

یا:

 «الا اراد الله»

با عبارت های مختلفی آمده است. ان شاء‌ الله روایاتش را یک روز فرصت کنم برای عزیزان عرض می کنم.

یکی از جاهایی که واقعاً وحشتناک هست وقتی پای حساب می آییم «وَ إِذَا ذَكَرَ الْعَرْضَ عَلَى اللَّهِ تَعَالَى ذِكْرُهُ»، وقتی امام حسن مجتبی به یادش می افتاد باید یک روزی در محضر خدا بایستد و حساب پس بدهد «شَهَقَ شَهْقَةً يُغْشَى عَلَيْها»، آن چنان نعره و صیحه می کشید و ناله می کرد به حالت غش می افتاد.

 «وَ إِذَا قَامَ فِي صَلَاتِهِ تَرْتَعِدُ فَرَائِصُهُ بَيْنَ يَدَيْ رَبِّه‏» وقتی به نماز می ایستاد تمام اندامش به لرزه می افتاد «وَ كَانَ إِذَا ذَكَرَ الْجَنَّةَ وَ النَّارَ اضْطَرَبَ اضْطِرَابَ السَّلِيمِ» به یاد بهشت و جهنم می افتاد مانند مار گزیده به خودش می پیچید.

«وَ يَسْأَلُ اللَّهَ الْجَنَّةَ وَ يَتَعَوَّذُ بِهِ مِنَ النَّارِ» از خدای عالم بهشت طلب می کرد و از آتش به خدا پناه می برد.

 این ها یک سری مسائلی هست که واقعاً آدم نمی داند چه کار کند؟ این ها را برای ما بیان کردند وقتی روایت را می بینم و مطالعه می کنم برایم حجت است. روایت را در رسانه جهانی مطرح می کنم برای شنوندگان همه این ها حجت است. فردای قیامت باید پاسخ بدهیم.

ü      امام سجاد(سلام الله علیه) بدترین ساعت‌ها و لحظه فرزند آدم سه لحظه است.

 روایت دیگری از آقا امام سجاد در همین رابطه هست این را هم عرض کنم. امام سجاد فرمود:

«حَدَّثَنَا أَبِي رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا سَعْدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ قَالَ حَدَّثَنِي الْقَاسِمُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ سُلَيْمَانَ بْنِ دَاوُدَ قَالَ حَدَّثَنَا عَبْدُ الرَّزَّاقِ عَنْ مَعْمَرٍ عَنِ الزُّهْرِيِّ قَالَ قَالَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ (سلام الله علیه) أَشَدُّ سَاعَاتِ ابْنِ آدَمَ ثَلَاثُ سَاعَاتٍ السَّاعَةُ الَّتِي يُعَايِنُ فِيهَا مَلَكَ الْمَوْتِ وَ السَّاعَةُ الَّتِي يَقُومُ فِيهَا مِنْ قَبْرِهِ وَ السَّاعَةُ الَّتِي يَقِفُ فِيهَا بَيْنَ يَدَيِ اللَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى فَإِمَّا إِلَى الْجَنَّةِ وَ إِمَّا إِلَى النَّارِ ثُمَّ قَالَ إِنْ نَجَوْتَ يَا ابْنَ آدَمَ عِنْدَ الْمَوْتِ فَأَنْتَ أَنْتَ وَ إِلَّا هَلَكْتَ وَ إِنْ نَجَوْتَ يَا ابْنَ آدَمَ حِينَ تُوضَعُ فِي قَبْرِكَ فَأَنْتَ أَنْتَ وَ إِلَّا هَلَكْتَ وَ إِنْ نَجَوْتَ حِينَ يُحْمَلُ النَّاسُ عَلَى الصِّرَاط فَأَنْتَ أَنْتَ وَ إِلَّا هَلَكْتَ وَ إِنْ نَجَوْتَ حِينَ يَقُومُ النَّاسُ لِرَبِّ الْعالَمِينَ فَأَنْتَ أَنْتَ وَ إِلَّا هَلَكْتَ ثُمَّ تَلَا وَ مِنْ وَرائِهِمْ بَرْزَخٌ إِلى‏ يَوْمِ يُبْعَثُونَ قَالَ هُوَ الْقَبْرُ وَ إِنَّ لَهُمْ فِيهِ لَمَعِيشَةً ضَنْكاً وَ اللَّهِ إِنَّ الْقَبْرَ لَرَوْضَةٌ مِنْ رِيَاضِ الْجَنَّةِ أَوْ حُفْرَةٌ مِنْ حُفَرِ النَّارِ ثُمَّ أَقْبَلَ عَلَى رَجُلٍ مِنْ جُلَسَائِهِ فَقَالَ لَهُ لَقَدْ عَلِمَ سَاكِنُ السَّمَاءِ سَاكِنَ الْجَنَّةِ مِنْ سَاكِنِ النَّارِ فَأَيُّ الرَّجُلَيْنِ أَنْتَ وَ أَيُّ الدَّارَيْنِ دَارُكَ.»

الخصال؛ ابن بابويه، محمد بن على، محقق/ مصحح: غفارى، على اكبر، ناشر: جامعه مدرسين، ج1، ص119 و 120

«أَشَدُّ سَاعَاتِ ابْنِ آدَمَ ثَلَاثُ سَاعَاتٍ السَّاعَةُ» بدترین ساعت ها و لحظه فرزند آدم سه لحظه هست «السَّاعَةُ الَّتِي يُعَايِنُ فِيهَا مَلَكَ الْمَوْتِ» آن لحظه ای که چشم انسان به ملک الموت می افتد. بلند شو برویم تمام شد می گویی وصیت نکردم اجازه بدهید از فرزندان خداحافظی کنم

(فَلَا يسْتَطِيعُونَ تَوْصِيةً وَلَا إِلَى أَهْلِهِمْ يرْجِعُونَ)

(چنان غافلگير مي‌شوند که حتي) نمي ‌توانند وصيتي کنند يا به سوي خانواده خود باز گردند!

سوره یس (36): آیه 50

ساعتی که چشم انسان به ملک الموت می افتد «وَ السَّاعَةُ الَّتِي يَقُومُ فِيهَا مِنْ قَبْرِهِ» یکی از بدترین لحظات و ساعات عمر انسان آن لحظه ای است که از قبر بر می خیزد. «وَ السَّاعَةُ الَّتِي يَقِفُ فِيهَا بَيْنَ يَدَيِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ» آن ساعتی که در برابر خدا می ایستد باید به حساب و کتاب عمرش پاسخ دهد. «فَإِمَّا إِلَى الْجَنَّةِ أَوْ إِلَى النَّارِ» یا راهی بهشت یا راهی جهنم می شود.

 «ثُمَّ قَالَ(سلام الله علیه)» این موردش خیلی جالب است «إِنْ نَجَوْتَ يَا ابْنَ آدَمَ عِنْدَ الْمَوْتِ فَأَنْتَ أَنْتَ وَ إِلَّا هَلَكْتَ» ای فرزند آدم اگر به هنگام مرگ، از عذاب خدا نجات پیدا کردی خوش به حالت رستگار و سعادتمند شدی «وَ إِلَّا هَلَكْتَ» وگرنه نابود و هلاک شدی.

«وَ إِنْ نَجَوْتَ يَا ابْنَ آدَمَ حِينَ تُوضَعُ فِي قَبْرِكَ فَأَنْتَ أَنْتَ» ای فرزند آدم وقتی که داخل قبرت قرار می دهند اگر آن جا عنایت حق شامل حالت شد اعمالت به دادت رسید خوشا به حالت «وَ إِلَّا هَلَكْتَ» وگرنه نابود شدی.

 «وَ إِنْ نَجَوْتَ حِينَ يُحْمَلُ النَّاسُ عَلَى الصِّرَاطِ فَأَنْتَ أَنْتَ» چقدر روایت زیبایی است؟ یعنی جانا سخن از زبان ما می گویی! ای فرزند آدم آن زمانی که از پل صراط عبور می کنید اگر نجات پیدا کردید «فَأنْتَ أنْتَ» خوش به حالت «وَ إِلَّا هَلَكْتَ» اگر به هنگام عبور از صراط به ته جهنم و آتش افتادی هلاک شدی.

 «وَ إِنْ نَجَوْتَ حِينَ يَقُومُ النَّاسُ لِرَبِّ الْعَالَمِينَ فَأَنْتَ أَنْتَ» اگر چنان چه آن روزی که در برابر خدای عالم می خواهی بایستی «يَقُومُ النَّاسُ لِرَبِّ الْعَالَمِينَ» جواب بدهی اگر «إِنْ نَجَوْتَ حِينَ، فَأَنْتَ أَنْتَ» خوش به حالت «وَ إِلَّا هَلَكْتَ» وگرنه نابود شدی.

پس این آیه را خواند «ثُمَّ تَلَا وَ مِنْ وَرائِهِمْ بَرْزَخٌ إِلى‏ يَوْمِ يُبْعَثُونَ»

(لَعَلِّي أَعْمَلُ صَالِحًا فِيمَا تَرَكْتُ كَلَّا إِنَّهَا كَلِمَةٌ هُوَ قَائِلُهَا وَمِنْ وَرَائِهِمْ بَرْزَخٌ إِلَى يوْمِ يبْعَثُونَ)

شايد در آنچه ترک کردم (و کوتاهي نمودم) عمل صالحي انجام دهم!» (ولي به او مي‌گويند:) چنين نيست! اين سخني است که او به زبان مي‌گويد (و اگر بازگردد، کارش همچون گذشته است)! و پشت سر آنان برزخي است تا روزي که برانگيخته شوند!

سوره مؤمنون (23):‌ آیه 100

بعد از آن که وارد قبر می شود حساب و کتاب پس می دهد اگر نجات پیدا کردند فبها وگرنه به دنبال آن برزخی هست تا روز قیامت‌؛ «قَالَ هُوَ الْقَبْرُ» مراد از آیه «وَ مِنْ وَرائِهِمْ بَرْزَخٌ إِلى‏ يَوْمِ يُبْعَثُونَ» قبر است.

یعنی بعد از جان کندن وارد قبر شد، وارد یک برزخی شد «وَ إِنَّ لَهُمْ فِيهِ مَعِيشَةً ضَنْكاً» در قبر زندگی سخت و تنگی خواهد داشت. بعد امام سجاد فرمود «وَ اللَّهِ إِنَّ الْقُبُورَ لَرَوْضَةٌ مِنْ رِيَاضِ الْجَنَّةِ أَوْ حُفْرَةٌ مِنْ حُفَرِ النَّارِ.» قبرها یا باغی از باغ های بهشتی است، یا حفره و چاهی از چاه های جهنم است.

«ثُمَّ أَقْبَلَ عَلَى رَجُلٍ مِنْ جُلَسَائِهِ» حضرت رو کرد به چند نفری که آن جا بودند روایت از «معمر» و «شهاب الدین زهری» آخوند درباری دودمان «اموی» است. هر روز به یک قالبی در می آمد هم پیش امام سجاد بود هم پیش «بنی امیه» ظاهراً کنایه به «شهاب الدین زهری» هست.

به او رو کرد: «فَقَالَ لَهُ لَقَدْ عَلِمَ سَاكِنُ السَّمَاءِ سَاكِنَ الْجَنَّةِ مِنْ سَاكِنِ النَّارِ» آن های که بالا هستند همه می دانند بهشتیان و جهنمیان چه کسانی هستند؟ اهل بهشت چه افرادی هستند و اهل آتش چه افرادی هستند؟ «فَأَيُّ الرَّجُلَيْنِ أَنْتَ» شما از کدامش هستید؟ مرد جهنم یا مرد بهشت هستید؟ «وَ أَيُّ الدَّارَيْنِ دَارُكَ.» در کجا می خواهی سکونت کنی؟ در جهنم یا در بهشت چقدر زیباست؟

ائمه (علیهم السلام) حجت را برای همه تمام می کنند شیعه باشد مثل «ابو حمزه ثمالی، محمد ابن مسلم، زرارة ابن اعین، جمیل ابن درّاج» یا کسی مثل «شهاب الدین زهری» و دیگران باشد فرقی نمی کند، وظیفه این ها اتمام حجت است به کسی که آن جا نشست می گوید «فَأَيُّ الرَّجُلَيْنِ أَنْتَ» هر کس به خودش آگاه هست مرد بهشت یا مرد جهنم است.

اعمال هر کس برای شخص از هر کسی آگاهتر است خدا می گوید هر انسانی:

(بَلِ الْإِنْسَانُ عَلَى نَفْسِهِ بَصِيرَةٌ)

بلکه انسان خودش از وضع خود آگاه است.

سوره القیامة (75): آیه 14

می دانیم در طول عمرمان اهل حق، اهل باطل، اهل گناه و اهل عبادت بودیم این ها خیلی تأثیر گذار است. انسان می داند فردای قیامت در کدام دسته هست؟ از اصحاب یمین یا از اصحاب شمال است.

نکته دیگر باز در فرمایشات امام سجاد خیلی جانسوز است این هم در راستای فرمایش امام مجتبی (سلام الله علیه) هست.

ü      دقت‌ و توجه به فرازهای از دعای ابو حمزه ثمالی

در کتاب «مصباح المتهجد شیخ طوسی»،‌ صفحه 591 دعای «ابو حمزه ثمالی» است تقاضا دارم عزیزان این فراز را خوب دقت کنند شاید بارها خواندیم و شنیدیم ولی تأمل نکردیم. این ها برای مَنْ که این را مطالعه و بیان می کنم حجت است برای شما عزیزی که این عرائض را می شنوید سخن امام سجاد را می شنوید حجت است.

«فَمَا لِي لَا أَبْكِي أَبْكِي لِخُرُوجِ نَفْسِي أَبْكِي لِظُلْمَةِ قَبْرِي أَبْكِي لِضِيقِ لَحْدِي أَبْكِي لِسُؤَالِ مُنْكَرٍ وَ نَكِيرٍ إِيَّايَ أَبْكِي لِخُرُوجِي مِنْ قَبْرِي عُرْيَاناً ذَلِيلًا حَامِلًا ثِقْلِي عَلَى ظَهْرِي أَنْظُرُ مَرَّةً عَنْ يَمِينِي وَ أُخْرَى عَنْ شِمَالِي إِذِ الْخَلَائِقُ فِي شَأْنٍ غَيْرِ شَأْنِي- لِكُلِّ امْرِئٍ مِنْهُمْ يَوْمَئِذٍ شَأْنٌ يُغْنِيهِ وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ مُسْفِرَةٌ ضاحِكَةٌ مُسْتَبْشِرَةٌ وَ وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ عَلَيْها غَبَرَةٌ تَرْهَقُها قَتَرَةٌ وَ ذِلَّة»

مصباح المتهجّد و سلاح المتعبّد؛ نویسنده: طوسى، محمد بن الحسن، محقق/ مصحح: ندارد، ناشر: مؤسسة فقه الشيعة، ج2، ص591

«فَمَا لِي لَا أَبْكِي أَبْكِي لِخُرُوجِ نَفْسِي» خدا چرا گریه نمی کنم؟ ان شاء الله عرض خواهیم کرد یکی از بهترین حالات مؤمن این هست که به یاد گناهش بیافتد و گریه کند. اگر در سجده باشد «أقرب الناس إلی الله» آن جایی که در سجده به خاطر گناهش گریه می کند. رحمت خدای عالم تمام وجودش را فرا می گیرد خدای عالم، گناهانش را می بخشد و تبدیل به حسنات می کند.

از طرفی هم می فرمایند اگر کسی قساوت قلب دارد قلبش محزون نمی شود چشمش اشک آلود نمی شود اشک از چشمش نمی آید

«قَسَاوَةُ الْقَلْب‏ مِنْ کثْرةِ السُوء»

به خاطر گناهان زیادی است که مرتکب می شویم این گناهان زیاد مانع شکستن دل، مانع سرازیر شدن اشک می شود. دوستان عزیز تلاش کنیم استغفار را که بالاترین نعمت خدای عالم به ما هست در هر لحظه از لحظات مان فراموش نکنیم. هر کاری انجام می دهیم سریع استغفار به دنبالش باشد.

یعنی تلاش کنیم هر عملی انجام می دهیم چه واجب، چه مستحب، چه مباح و چه گناه استغفار کنارمان باشد.

 عبارت امام سجاد (سلام الله علیه) (قریب به این مضمون) می گوید خدایا به خاطر یک غفلتی که از تو کردم به قدری در رکوع بمانم بندهای کمرم از هم گسیخته شود به قدری در سجده بمانم بندهای دست و پایم از هم جدا شوند.

به قدری گریه کنم حدقه های چشمم از جا بیافتد، مژگان چشمانم جدا شوند چه کنم چه کنم چه کنم در برابر یک غفلت جرأت نمی کنم سرم را بلند کنم یا الله بگویم.

دیگر:

جایی که عقاب پر بریزد * از پشه لاغری چه خیزد!

امام سجاد عرضه می دارد «فَمَا لِي لَا أَبْكِي» خدایا چرا گریه نمی کنم و چرا گریه ام نمی آید؟ «أَبْكِي لِخُرُوجِ نَفْسِي» گریه هم می خواهی بکنی به تو یاد بدهم برای چه گریه کنی؟ گریه می کنم برای آن لحظه ای که جان از کالبدم جدا شود.

 «أَبْكِي لِظُلْمَةِ قَبْرِي» خدایا گریه می کنم برای تاریکی قبرم و تنهاییم در قبر «أَبْكِي لِضِيقِ لَحْدِي» خدایا به خاطر تنگی و ضیق قبرم گریه می کنم. «أَبْكِي لِسُؤَالِ مُنْكَرٍ وَ نَكِيرٍ إِيَّايَ» خدایا گریه می کنم به خاطر آن که دو فرشته ات نکیر و منکر می آیند از من حساب و کتاب پس می گیرند.

 «أَبْكِي لِخُرُوجِي مِنْ قَبْرِي» خدایا گریه می کنم برای آن لحظه ای که از قبر خارج شوم «عُرْيَاناً» با بدن عریان «ذَلِيلًا» با حالت ذلت «حَامِلًا ثِقْلِي عَلَى ظَهْرِي» در حالی که بار سنگین اعمالم بر دوشم سنگینی می کند.

«أَنْظُرُ مَرَّةً عَنْ يَمِينِي وَ أُخْرَى عَنْ شِمَالِي» خدایا گاهی به راستم نگاه می کنم گاهی به چپم نگاه می کنم «إِذِ الْخَلَائِقُ فِي شَأْنٍ غَيْرِ شَأْنِي» می بینم هر کس گرفتار کار خودش است هر کس درگیر مشکلات خودش است. همان تعبیری که در سوره مبارکه «عبس» داریم از آیه 34 تا آیه 42

(يوْمَ يفِرُّ الْمَرْءُ مِنْ أَخِيهِ * وَأُمِّهِ وَأَبِيهِ * وَصَاحِبَتِهِ وَبَنِيهِ * لِكُلِّ امْرِئٍ مِنْهُمْ يوْمَئِذٍ شَأْنٌ يغْنِيهِ * وُجُوهٌ يوْمَئِذٍ مُسْفِرَةٌ * ضَاحِكَةٌ مُسْتَبْشِرَةٌ * وَوُجُوهٌ يوْمَئِذٍ عَلَيهَا غَبَرَةٌ * تَرْهَقُهَا قَتَرَةٌ * أُولَئِكَ هُمُ الْكَفَرَةُ الْفَجَرَةُ)

در آن روز که انسان از برادر خود مي ‌گريزد، و از مادر و پدرش، و زن و فرزندانش؛ در آن روز هر کدام از آنها وضعي دارد که او را کاملا به خود مشغول مي‌ سازد! چهره ‌هائي در آن روز گشاده و نوراني است، خندان و مسرور است؛ و صورت هايي در آن روز غبار آلود است، و دود تاريکي آنها را پوشانده است، آنان همان کافران فاجرند!

سوره عبس (80): آیات 34 تا 42

آن روزی که هر انسانی از برادرش،‌ از مادرش، از پدرش، از همسرش، از فرزندانش فرار می کند می ترسد این ها بیایند حقی به گردنش هست او را مطالبه کنند. «لِكُلِّ امْرِئٍ مِنْهُمْ يَوْمَئِذٍ شَأْنٌ يُغْنِيهِ»‌ همان تعبیر امام سجاد فرمودند: «أَنْظُرُ مَرَّةً عَنْ يَمِينِي وَ أُخْرَى عَنْ شِمَالِي إِذِ الْخَلَائِقُ فِي شَأْنٍ غَيْرِ شَأْنِي»، قرآن هم می گوید (لِكُلِّ امْرِئٍ مِنْهُمْ يوْمَئِذٍ شَأْنٌ يغْنِيهِ) آن روز هر کسی گرفتاریی دارد هر کس مشغول گرفتاری خودش است هر کس به فکر نجات خودش است کار به هیچ کس ندارد. نه مادر به فکر فرزند، نه فرزند به فکر مادر، نه برادر به فکر برادر، نه خواهر به فکر خواهر است همه دنبال این هستند که خودشان را نجات بدهند خیلی سخت است.

بعد قرآن یک جمله خیلی زیبایی دارد (وُجُوهٌ يوْمَئِذٍ مُسْفِرَةٌ * ضَاحِكَةٌ مُسْتَبْشِرَةٌ) در آن جا یک سری چهره ها گشاده و نورانی، خندان و مسرور هستند. خیلی جالب است (وُجُوهٌ يوْمَئِذٍ مُسْفِرَةٌ) افرادی هستند که آن جا چهره های گشاده و نورانی دارند (ضَاحِكَةٌ مُسْتَبْشِرَةٌ) خندان و مسرور هستند به خدا پناه می ریم!

(وَوُجُوهٌ يوْمَئِذٍ عَلَيهَا غَبَرَةٌ) یک سری صورت ها و چهره ها غبار آلود است غبار آتش و دود آتش بر چهره هایشان نشسته است. (تَرْهَقُهَا قَتَرَةٌ) دود و تاریکی کل وجود و چهره شان را فرا گرفته است. (أُولَئِكَ هُمُ الْكَفَرَةُ الْفَجَرَةُ) این همان کافران و فجاران هستند.

در قرآن برای آتش جهنم گاه مربوط به کفار است ان شاء‌ الله که ما جزء آن ها نیستیم. خدا توفیق مان بدهد ایمان را حفظ کنیم.

یک سری وعده های آتش جهنم برای مشرکین است ان شاء الله که ما نیستیم خدا ایمان مان را حفظ کند. ولی یک سری آیاتی داریم مال فجار (اهل گناه) است پناه به خدای عالم می بریم. یکی از بحث‌ها آیاتی است که در قرآن برای اهل گناه آورده است این ها قطعی است ما خطاب این آیات هستیم.

ولی اگر خدای نا کرده موقع جان کندن ان شاء‌ الله سکرات مرگ را مفصل عرض می کنم یکی از بدترین حالات در سکرات مرگ و در جان دادن، شیطانی است که آمد ایمان مان را از دست مان بگیرد خدایا به خودت پناه می بریم.

«اللهم انا أَسْتَوْدِعُكَ یَقیني هذا»

خدایا ایمان مان را پیش تو امانت می گذاریم تو بهترین امین هستی ایمان مان را هنگام مرگ به ما بر گردان.

 یکی از چیزهایی که در ادعیه معصومین (سلام الله علیهم) آمد این که وقتی به وحدانیت خدا و رسالت نبی مکرم و امامت ائمه شهادت می دهید می گویید خدایا این عقیده ام را پیش تو امانت می گذارم موقع جان کندن این امانت را به من بر گردان.

دوستان عزیز خیلی سخت است یک عمر یا حسین، یا علی و یا زهرا بگوییم برای این ها سینه بزنیم و اشک بریزیم خدای نا کرده خدای نا کرده در آخرین لحظه شیطان بیاید ایمان مان را از دست مان بگیرد و ببرد بدون ایمان از دنیا برویم.

 اگر صد و بیست و چهار هزار پیغمبر هم بخواهند شفاعت کنند «لَا تَنْفَعُ شَفاعَةُ الشَّافِعِينَ‏»

(يوْمَئِذٍ لَا تَنْفَعُ الشَّفَاعَةُ إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمَنُ وَرَضِي لَهُ قَوْلًا)

در آن روز، شفاعت هيچ کس سودي نمي‌بخشد، جز کسي که خداوند رحمان به او اجازه داده، و به گفتار او راضي است.

سوره طه (20): آیه 109

به خدای عالم پناه می بریم!

 ولذا در سوره عبس از آیه 34 تا آیه 42 این چند آیه خیلی تکان دهنده هست مقداری دقت کنیم حواس مان باشد.

الان دو تا قضیه به ذهنم آمد نکته ظریفی است ماها خیلی بی خیال هستیم ولی بعضی از مردان خدا به فکر آن طرف بودند قبل از این که به فکر این جا باشند. «ابو حمزه ثمالی» از امام باقر (سلام الله علیه) نقل می کند.

ü      روایت داستان عابد و زن بدکاره

«قصص الأنبياء عليهم السلام بِهَذَا الْإِسْنَادِ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ(سلام الله علیه) قَالَ: خَرَجَتِ امْرَأَةٌ بَغِىٌّ عَلَى شَبَابٍ مِنْ بَنِي إِسْرَائِيلَ فَأَفْتَنَتْهُمْ فَقَالَ بَعْضُهُمْ لَوْ كَانَ الْعَابِدُ فُلَاناً رَآهَا أَفْتَنَتْهُ وَ سَمِعَتْ مَقَالَتَهُمْ فَقَالَتْ وَ اللَّهِ لَا أَنْصَرِفُ إِلَى مَنْزِلِي حَتَّى أُفْتِنَهُ فَمَضَتْ نَحْوَهُ فِي اللَّيْلِ فَدَقَّتْ عَلَيْهِ فقال [فَقَالَتْ‏] آوِي عِنْدَكَ فَأَبَى عَلَيْهَا فَقَالَتْ إِنَّ بَعْضَ شَبَابِ بَنِي إِسْرَائِيلَ رَاوَدُونِي عَنْ نَفْسِي فَإِنْ أَدْخَلْتَنِي وَ إِلَّا لَحِقُونِي وَ فَضَحُونِي فَلَمَّا سَمِعَ مَقَالَتَهَا فَتَحَ لَهَا فَلَمَّا دَخَلَتْ عَلَيْهِ رَمَتْ بِثِيَابِهَا فَلَمَّا رَأَى جَمَالَهَا وَ هَيْئَتَهَا وَقَعَتْ فِي نَفْسِهِ فَضَرَبَ يَدَهُ عَلَيْهَا ثُمَّ رَجَعَتْ إِلَيْهِ نَفْسُهُ وَ قَدْ كَانَ يُوقِدُ تَحْتَ قِدْرٍ لَهُ فَأَقْبَلَ حَتَّى وَضَعَ يَدَهُ عَلَى النَّارِ فَقَالَتْ أَيَّ شَيْ‏ءٍ تَصْنَعُ فَقَالَ أُحْرِقُهَا لِأَنَّهَا عَمِلَتِ الْعَمَلَ فَخَرَجَتْ حَتَّى أَتَتْ جَمَاعَةَ بَنِي إِسْرَائِيلَ فَقَالَتِ الْحَقُوا فُلَاناً فَقَدْ وَضَعَ يَدَهُ عَلَى النَّارِ فَأَقْبَلُوا فَلَحِقُوهُ وَ قَدِ احْتَرَقَتْ يَدُه‏»

بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بيروت)؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، ناشر: دار إحياء التراث العربي، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، ج14، ص492

«امْرَأَةٌ بَغِىٌّ عَلَى شَبَابٍ مِنْ بَنِي إِسْرَائِيلَ فَأَفْتَنَتْهُمْ» زن بد کاره ای بود جوان های «بنی اسرائیل» را فریب می داد و آلوده می کرد. یکی از این ها گفت «لَوْ كَانَ الْعَابِدُ فُلَاناً رَآهَا أَفْتَنَتْهُ» فلان عباد هم اگر این را ببیند گرفتارش می شود. وقتی این را شنید «وَ سَمِعَتْ مَقَالَتَهُمْ فَقَالَتْ وَ اللَّهِ لَا أَنْصَرِفُ إِلَى مَنْزِلِي حَتَّى أُفْتِنَهُ» به خانه ام نمی روم تا این عابد را هم مثل جوان های «بنی اسرائیل» منحرف و آلوده کنم.

شبانه رفت در خانه عابد را زد گفت پناه می خواهم به من پناه بده این عابد قبول نکرد. گفت تعدادی از جوان های «بنی اسرائیل» دنبال من هستند که به من تجاوز کنند، اگر چنان چه به من پناه ندهی گرفتار این افراد عیاش خواهم شد.

 می گوید «فَلَمَّا سَمِعَ مَقَالَتَهَا فَتَحَ لَهَا» وقتی که حرف این زن را شنید یک سری افراد عیاش به دنبالش هستند در را باز کرد. «فَلَمَّا دَخَلَتْ عَلَيْهِ رَمَتْ بِثِيَابِهَا» وقتی داخل شد لباس ها را از تن خود کند، «فَلَمَّا رَأَى جَمَالَهَا وَ هَيْئَتَهَا وَقَعَتْ فِي نَفْسِهِ» اینجاست تا محک تجربه آید به میان معلوم می شود که ما چند مرده حلاج هستیم!

عابد بودن و غیر عابد بودن، عالم بودن و غیر عالم بودن «عند الإمتحان یختبر الرجال»، در وقت امتحان مردها مشخص می شود، خلاصه نفس اماره به او غلبه کرد «فَضَرَبَ يَدَهُ عَلَيْهَا» دست روی بدن این زن کشید «ثُمَّ رَجَعَتْ إِلَيْهِ نَفْسُهُ» متوجه شد چه کار بدی کرده است!

 به یاد مرگ، به یاد قبر، به یاد قیامت افتاد همان تعابیری که از امام سجاد (سلام الله علیه) آوردیم. وقتی که متوجه شد قیامت و عذاب الهی را به یاد ‌آورد «وَ قَدْ كَانَ يُوقِدُ تَحْتَ قِدْرٍ لَهُ فَأَقْبَلَ حَتَّى» دیگی روی آتش در حال جوشیدن بود. «وَضَعَ يَدَهُ عَلَى النَّارِ» دستی که به بدن این زن بدکاره خورده بود روی آتش گذاشت.

 «فَقَالَتْ أَيَّ شَيْ‏ءٍ تَصْنَعُ» زن به عابد گفت چه کار داری می کنی؟ دستت را روی آتش گذاشتی «فَقَالَ أُحْرِقُهَا» می خواهم این دستم را بسوزانم چند نفر از ماها همچنین کاری می توانیم بکنیم؟ «لِأَنَّهَا عَمِلَتِ الْعَمَلَ» برای این که، این دستم از مسیر درست خارج شد.

«فَخَرَجَتْ حَتَّى أَتَتْ جَمَاعَةَ بَنِي إِسْرَائِيلَ» این زن دید عابد دستش را دارد می سوزاند از آن جا سریع بیرون آمد تعدادی از «بنی اسرائیل» را دید «فَقَالَتِ الْحَقُوا فُلَاناً» سریع بروید این عابد را در یابید «فَقَدْ وَضَعَ يَدَهُ عَلَى النَّارِ فَأَقْبَلُوا فَلَحِقُوهُ وَ قَدِ احْتَرَقَتْ يَدُه‏» دستش را روی آتش گذاشت دارد می سوزاند وقتی آمدند دیدند دستی که به نا محرم زده بود کاملاً سوخته است.

این ها دارند می بینند همان تعبیری که آقا امام سجاد (سلام الله علیه) دارد از امام حسن مجتبی «إِذَا ذَكَرَ الْمَوْتَ بَكَى وَ إِذَا ذَكَرَ الْقَبْرَ بَكَى وَ إِذَا ذَكَرَ الْبَعْثَ وَ النُّشُورَ بَكَى وَ إِذَا ذَكَرَ الْمَمَرَّ عَلَى الصِّرَاطِ بَكَى‏»

این روایت عابد و زن بدکاره را مرحوم «علامه مجلسی» در دو جا آورده است «بحار»، جلد 14، صفحه 492 و جلد 67، صفحه 387 باز در جلد 14، صفحه 492، جلد 67، صفحه 300

باز داستان دیگری این دفعه از آقا امام صادق آن از امام باقر (سلام الله علیه) بود.

«قصص الأنبياء عليهم السلام عَنْ هَارُونَ بْنِ خَارِجَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ(سلام الله علیه) أَنَّ عَابِداً كَانَ فِي بَنِي إِسْرَائِيلَ فَأَضَافَ امْرَأَةً مِنْ بَنِي إِسْرَائِيلَ فَهَمَّ بِهَا فَأَقْبَلَ كُلَّمَا هَمَّ بِهَا قَرَّبَ إِصْبَعاً مِنْ أَصَابِعِهِ إِلَى النَّارِ فَلَمْ يَزَلْ ذَلِكَ دَأْبَهُ حَتَّى أَصْبَحَ فَقَالَ اخْرُجِي لَبِئْسَ الضَّيْفُ كُنْتِ لِي.»

بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بيروت)؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، ناشر: دار إحياء التراث العربي، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، ج67، ص388

می گوید زنی مهمان یک عابد «بنی اسرائیل» شد دست نزد ولی دید داخل وجودش تمایل پیدا کرد. «كُلَّمَا هَمَّ بِهَا قَرَّبَ إِصْبَعاً مِنْ أَصَابِعِهِ إِلَى النَّارِ» هر وقت شیطان وسوسه اش می کرد به طرف این زن نگاه کند یکی از انگشتانش را روی آتش می گرفت و می سوزاند. «فَلَمْ يَزَلْ ذَلِكَ دَأْبَهُ حَتَّى أَصْبَحَ» تا صبح تمام ده انگشتش را سوزاند صبح شد به این زن گفت «فَقَالَ اخْرُجِي لَبِئْسَ الضَّيْفُ كُنْتِ لِي.» سریع بیرون برو عجب مهمان شوم و بدی برایم بودی!

دوستان عزیز، این های که ائمه (علیهم السلام) برای مان نقل می کنند چه مسائلی از آن ها است چه بسا افراد دیگری از اصحاب و ... داریم که این ها با دیدن یک عنایتی از اهل بیت، مثل «بشر حافی» که با یک جمله ای از آقا امام کاظم (سلام الله علیه) منقلب شد آن بساط ساز، آواز، ترانه و رقص را کنار گذاشت یکی از اولیاء الله شد!

یا شخصی که به دزدی می رفت بالای دیوار خانه فرد رفت دید دارد قرآن می خواند به این آیه رسید

(أَلَمْ يأْنِ لِلَّذِينَ آمَنُوا أَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ اللَّهِ)

آيا وقت آن نرسيده است که دل هاي مؤمنان در برابر ذکر خدا و آنچه از حق نازل کرده است خاشع گردد؟!

سوره حدید (57): آیه 16

آیا وقت آن نرسیده است که قلب مؤمنین برای خدا خاشع بشود؟! همان بالای دیوار منقلب شد گفت وقتش رسیده است از همان جا برگشت و یکی از اولیاء الله شد.

 امیدواریم که ان شاء الله این فرمایشات ائمه (علیهم السلام) در ما اثراتی بگذارد ما هم به یاد مرگ بیافتیم گریه کنیم. به یاد قبرمان بیافتیم گریه کنیم. به یاد قیامت مان، حساب و کتاب مان، عبور از پل صراط مان بیافتیم و گریه کنیم.

شاید یک روزی این گریه ها یا متذکرات ما قلب مان را خاشع کند و روح مان را منقلب کند به جایی برساند که این وجود ما، لیاقت نظر لطف الهی و نظر عنایت حضرت ولی عصر (ارواحنا لتراب مقدمه الفداء) داشته باشد. مقداری طول کشید ولی چه باید کرد!

مجری:

چه تذکری بالاتر و بهتر از این یادها؛ خیلی ممنون و متشکر ان شاء الله بیشتر می خواهیم از این کیمیایی که در اختیارمان قرار گرفت از ذکر و یاد مرگ بشنویم همین ها ان شاء الله بتواند این دل های غبار گرفته را یک مقدار تکان بدهد بتواند تحولی ان شاء الله در این قلب های ما ایجاد بکند.

همراه ما باشید، باز هم بناست از یاد مرگ و بعد از آن سکراتی که به سراغ انسان خواهد آمد بشنویم بدانیم که چه چیزی در پیش داریم؟ چه باید بکنیم و برای آینده خودمان نگران باشیم.

 (میان برنامه)

مجری:

عرض سلام، مجدد خدمت همه شما بینندگان عزیز «شبکه جهانی حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف)» الحمدلله این توفیق را داریم همچنان با برنامه «اخلاق علوی و سیره مهدوی» در خدمت تان هستیم.

 از محضر حضرت استاد استفاده کردیم و شنیدیم آن نکاتی را که هر آن و هر لحظه انسان لحظه ای هم به یادش بیافتد همان مقدار باز دارندگی (اصطلاحاً) برایش ایجاد می کند می تواند در پناه ذکر و یاد مرگ یک مصونیتی برای خودش بوجود بیاورد.

آن وقتی این یادها شیرین تر می شود که از کلام معصومین (علیهم السلام) این ذکرها و یادها را بشنویم قطعاً در همه نفوس تأثیر گذاری بیشتری خواهد داشت.

ما بنای مان بر این است ان شاء الله مبحث را تکمیل کنیم؛ اما تماس‌های هم از جانب بینندگان است اگر اجازه بفرمایید تماس‌ها را وصل کنیم.

 همچنان هم شما بینندگان عزیز این فرصت را دارید اگر تمایل داشتید با تلفن‌های که زیر نویس شده در ارتباط باشید تماس بگیرید تا ان شاء الله بتوانیم صدای تان را بشنویم و دغدغه خودتان را مطرح کنید سوال شما چه بسا سوال بعضی دیگر بینندگان عزیز و ارجمند هم باشد که قطعا مفید خواهد بود.

اولین تماس جناب آقای «احمدی» از «یاسوج» هستن سلام علیکم بفرمایید.

ü      تماس بینندگان برنامه

بیننده: (آقای احمدی از یاسوج – شیعه)

خدمت حضرتعالی جناب اقای مرعشی و همچنین استاد ارجمند حضرت آیت الله حسینی و همه عزیزان شبکه حضرت ولی عصر (سلام الله علیه) عرض سلام، ادب و احترام دارم

اسم حضرت موسی (علیه السلام) خیلی در قرآن بیان شده است «بنی اسرائیل» در زمان فرعون تحت فشار و ظلم بودند و قومی ضعیف بودند. تا این که خداوند حضرت موسی (علیه السلام) را برای نجات آن ها فرستاد و قوم «بنی اسرائیل» با فراز و فرودهای زیادی مواجه بودند خداوند آن ها را از شر فرعون نجات داد.

آن ها را از نیل گذر داد و این قوم معجزات زیادی همان طوری که در قرآن و هم در کتاب های تاریخی نقل شده از حضرت موسی دیدند. اما با این حال وقتی حضرت موسی به طور رفت و به جهت امتحان خداوند مدت سی روزه به مدت ده روز افزایش یافت خداوند به موسی امر کرد و این هم به جهت امتحان بود که این قوم مورد آزمایش قرار گیرند.

اما چه شد که قوم بنی اسرائیلی که این همه بخشش و نعمت خداوند بوسیله موسی بر آن ها ارزانی داشت گوساله پرست شدند توسط نیرنگی که از «سامری» به کار برده شد خواستم حضرت استاد دلیل آن را بیان کنند.

 دیگر این که آیا غاصبین خلافت امیر المؤمنین را می شود به «سامری» و گوساله اش تشبیه کرد در این باب روایت یا حدیثی وجود دارد یا خیر؟ ممنون از برنامه خوب تان وصلی الله علی محمد و اله الطاهرین بحق فرج مولانا صاحب الزمان، خدا یار و نگهدارتان.

مجری:

خدا یار و نگهدار شما، از تماس تان تشکر می کنیم. تماس بعدی آقای «بهادری» از «کرج» پشت خط ارتباطی هستن سلام علیکم بفرمایید.

بیننده: (آقای بهادری از کرج – شیعه)

علیکم السلام و رحمة الله و برکاته، سلام عرض می‌کنم خدمت حضرت آیت الله دکتر حسینی قزوینی و جناب اقای مرعشی دو سید بزرگوار!

حضرت آقا! علمای «وهابی» چه بغض و کینه ای نسبت به خاندان پیغمبر مخصوصاً علی ابن ابی طالب (علیه السلام) دارند آقای «محمد ابن جریر طبری – متوفای 310» هجری قمری یکی از بزرگ ترین علمای اهل سنت است که در قرن سوم یا اوائل قرن چهارم زندگی می کرد. در سال 310 هم از دنیا رفته است.

بیش از یازده قرن از فوت ایشان می گذرد ایشان اولین تفسیر مفسر اهل سنت را نوشت به نام «تفسیر جامع البیان» که معروف به «تفسیر طبری» است. ایشان اولین تاریخ مفصل و گسترده به نام «تاریخ خلفاء رسل و ملوک» را نوشته است. ایشان در جریان یوم الدار نقل کرده است. جریان «یوم الدار» این بود وقتی خداوند متعال این آیه شریفه را بر پیغمبر نازل فرمود

(وَأَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ)

و خويشاوندان نزديکت را انذار کن!

سوره شعراء (26): آیه 214

نخست خویشان خودت را از خدا بترسان رسول مکرم اسلام به آقا امیر المؤمنین فرمود غذایی درست کردند و چهل نفر از خویشان خاندان عبد المطلب را جمع کردند غذایی خوردند بعد از غذا مقداری شیر خوردند. بعد از اتمام غذا پیغمبر شروع کردند نبوت خودشان را اعلام کردن حتی عموهای حضرت هم جزء مهمانان بودند یکی از آن ها «ابو لهب» بود.

ایشان هم عموی پیغمبر بود «ابو لهب» چون دید پیامبر می خواهد نبوت خودش را بیان کند سر و صدا کرد و جلسه به هم خورد گفت این فرزند برادرم چه ساحری است مردم را متفرق کردند. دوباره حضرت پیامبر مکرم اسلام به آقا امیر المؤمنین فرمودند باز خویشان را دعوت کن همان غذا را درست کردند و خوردند باز رسول مکرم اسلام فرمودند حدیث از مولا علی ابن ابی طالب است

«عن علي بن أبي طالب قال لما نزلت هذه الآية على رسول الله وأنذر عشيرتك الأقربين دعاني رسول الله فقال لي يا علي إن الله أمرني أن أنذر عشيرتي الأقربين»

خدا به من دستور داد بستگان نزدیک خودم را انذار کنم تا آخر آیه؛ خدا می فرماید:

«يا بني عبد المطلب إني والله ما أعلم شابا في العرب»

ای بنی عبد المطلب به خدا قسم جوانی در عرب نمی شناسم برای خودش و قومش افضل و بهتر از آنی که من برای شما آورده ام. برای شما خیر دنیا آورده ام

«فأيكم يؤازرني على هذا الأمر على أن يكون أخي ووصيي وخليفتي فيكم»

تاريخ الطبري؛ اسم المؤلف: لأبي جعفر محمد بن جرير الطبري الوفاة: 310، دار النشر: دار الكتب العلمية – بيروت، ج1، ص542

«وقد أمرني الله أن أدعوكم إليه فأيكم يؤازرني على هذا الأمر على أن يكون أخي وكذ وكذا»

جامع البيان عن تأويل آي القرآن؛ اسم المؤلف: محمد بن جرير بن يزيد بن خالد الطبري أبو جعفر الوفاة: 310، دار النشر: دار الفكر - بيروت – 1405، ج19، ص122

«و کذا و کذا» که این جا آوردند یعنی چه؟ یعنی یک چیز دیگری، یک چیز دیگری نمی فهمم این آقایان چطور در تاریخ خیانت کردند؟ اصل ماجرا در «تاریخ طبری»، جلد 2، صفحه 63 که به تحقیق «محمد ابوالفضل ابراهیم» آمد «فأيكم يؤازرني على هذا الأمر على أن يكون أخي ووصيي وخليفتي فيكم» این اصل روایت است کدام یک از شما مرا در این امر کمک می کند که برادر، وصی و جانشین من در این دنیا بشود؟

سوال ما از آقایان «وهابی» این است چطور خیانت در تاریخ می کنند؟ «کذا و کذا» یک چیز دیگری، یک چیز دیگری این ها فکر نمی کنند الان عصر روشنگری،‌ عصر اینترنت و ماهواره و عصر مطالعه هست.

یک جوان دانشجو الان بخواهد مطالعه کند یک چیز دیگری یعنی چه؟ توهین به پیغمبر است یک چیز دیگری، یک چیز دیگری؟! این را می شود بیان کنند آقایان به ما جواب بدهند چرا در کتاب های تاریخی شان دست می برند به خاطر بغضی که به آ‌قا امیر المؤمنین دارند؟ این چه کینه ای است که نسبت به اهل بیت پیغمبر دارند؟

مجری:

خیلی ممنون از آقای «بهادری» از «کرج» مثل همیشه سوال خودشان را نسبت به «وهابیت» مطرح کردند و وجدان های بیدار را مخاطب خودشان قرار دادند.

حضرت استاد آقای «احمدی» از «یاسوج» نسبت به مسئله «بنی اسرائیل» و این که همین ایام هم ایام بین نماز و مغرب عشاء آیه

(وَوَاعَدْنَا مُوسَى ثَلَاثِينَ لَيلَةً وَأَتْمَمْنَاهَا بِعَشْرٍ فَتَمَّ مِيقَاتُ رَبِّهِ أَرْبَعِينَ لَيلَةً وَقَالَ مُوسَى لِأَخِيهِ هَارُونَ اخْلُفْنِي فِي قَوْمِي وَأَصْلِحْ وَلَا تَتَّبِعْ سَبِيلَ الْمُفْسِدِينَ)

و ما با موسي، سي شب وعده گذاشتيم؛ سپس آن را با ده شب (ديگر) تکميل نموديم؛ به اين ترتيب، ميعاد پروردگارش (با او)، چهل شب تمام شد. و موسي به برادرش هارون گفت: «جانشين من در ميان قومم باش. و (آنها) را اصلاح کن! و از روش مفسدان، پيروي منما!»

سوره اعراف (7): آیه 142

(وَأَتْمَمْنَاهَا بِعَشْرٍ) باعث شد گوساله پرست بشوند. یک سوال این بود دلیل گوساله پرستی این ها صرفاً همین بود که دیدند ده روزی دیر شد دلیل اصلیش چه می تواند باشد؟ بعد از آن هم تشبیه «سامری» یا گوساله اش به غاصبین حق اهل بیت (علیهم السلام) بود.

ü      قوم بنی اسرائیل ضعف معرفتی داشتند

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

در رابطه با این که، این ها چرا این چنین کردند؟ مسئله ضعف معرفتی است هیچ مسئله ای نیست رسول اکرم فرمودند:

«أَفْضَلُكُمْ أَفْضَلُكُمْ مَعْرِفَةً»

بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بيروت)؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، ناشر: دار إحياء التراث العربي، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، ج3، ص14

نه با نماز زیاد خواندن شما افضل می شوید نه روزه زیاد، نه حج و نه جهاد بالاترین فضیلت مال کسی است که معرفتش بالا باشد. اگر معرفت به خدای عالم،‌ معرفت به اهل بیت هر چه قوی تر باشد قطعاً در لغزشگاه ها موفق تر هستیم پای مان نمی لغزد، فرقی نمی کند قوم «بنی اسرائیل» باشد یا قوم رسول اکرم باشد.

«ابن تیمیه، محمد ابن عبد الوهاب» و ... به صراحت بیان کردند، بر این که همان لغزش های که در قوم «بنی اسرائیل» بود در امت رسول الله انجام خواهد شد. تعبیر «ابن تیمیه» هم این هست همان طوری که قوم «بنی اسرائیل» کافر شدند گفتند

(يا مُوسَى اجْعَلْ لَنَا إِلَهًا كَمَا لَهُمْ آلِهَةٌ)

(در اين هنگام، بني اسرائيل) به موسي گفتند: «تو هم براي ما معبودي قرار ده، همان‌گونه که آنها معبودان (و خداياني) دارند!»

سوره اعراف (7): آیه 138

برای ما هم همانند بت پرست ها یک بتی درست کن، بعد ایشان می گوید امت اسلامی هم گرفتار شرک شدند مثال می زند شیعه و ... و تمام کسانی که توسل به رسول اکرم دارند مشرک هستند. این مطالبی است که خودشان آوردند.

 عقیده بنده این هست که ضعف اعتقادی است. قضیه گوساله پرستی، این که «سامری» از زیر پای «براق» یا چیزی که حضرت موسی با او می رفت چیزی دید جادوگری و چشم بندی کرد این ها را فریب داد. گفت حضرت موسی رفت و دیگر بر نمی گردد و از دین برگشته است خدای شما این گوساله است. داستانش خیلی مفصل است نمی خواهیم به آن بپردازیم.

 ولی به نظرم از گوساله پرستی بالاتر قوم حضرت موسی از او می خواهند یک بتی همانند بت پرست ها برای شان درست کند. این ها هم بت پرستی کنند خیلی عجیب است گوساله پرستی در غیاب حضرت موسی بود ولی این ها جلوی حضرت موسی می گویند یک بتی برایمان درست کن بت پرستی کنیم.

مشخص است خدا را نشناختند حضرت موسی می گوید باید برویم با این ها مبارزه کنیم

(قَالُوا يا مُوسَى إِنَّا لَنْ نَدْخُلَهَا أَبَدًا مَا دَامُوا فِيهَا فَاذْهَبْ أَنْتَ وَرَبُّكَ فَقَاتِلَا إِنَّا هَاهُنَا قَاعِدُونَ)

(بني اسرائيل) گفتند: «اي موسي! تا آنها در آنجا هستند، ما هرگز وارد نخواهيم شد! تو و پروردگارت برويد و (با آنان) بجنگيد، ما همين جا نشسته ‌ايم»!

سوره مائده (5): آیه 24

تو با خدایت با آن ها بجنگ فعلاً همین جا نشسته ایم. مشخص است مشکل معرفتی داشتند.

لذا در روایات مان در مورد معرفت اهتمام زیادی ورزیدند در رابطه با بحث یاران حضرت مهدی بارها این روایت را عرض کردیم منابع شیعه دارد کتاب «الفتوح ابن اعثم» و کتاب «الزام الناصب» دارد که یاران حضرت «يَعْرِفُونَهُ حَقَّ مَعْرِفَتِه‏»

«رِجَالٌ مُؤْمِنُونَ عَرَفُوا اللَّهَ حَقَّ مَعْرِفَتِه‏ وَ هُمْ أَنْصَارُ الْمَهْدِيِّ آخِرَ الزَّمَان‏»‏

الفتوح؛ نويسنده: أحمد بن أعثم الكوفي (وفات: 314)، تحقيق: علي شيري ( ماجستر في التاريخ الإسلامي)، ناشر: دار الأضواء للطباعة والنشر والتوزيع، 1411ق، ج2، ص320

«...فهم الذين وحّدوا اللّه تعالى حقّ توحيده لهم بالليل أصوات كأصوات الثواكل حزنا من خشية اللّه تعالى، قوّام الليل صوّام النهار كأنّما ربّاهم أب واحد و أمّ واحدة، قلوبهم مجتمعة بالمحبّة و النصيحة ...»

إلزام الناصب في إثبات الحجة الغائب عجّل الله تعالى فرجه الشريف؛ ‏نويسنده: يزدى حايرى، على‏ (تاريخ وفات مؤلف: 1323 ق‏)، محقق / مصحح: عاشور، على‏، ناشر: مؤسسة الأعلمى‏، لبنان بیروت: 1422ق، ج2، ص165

خدا به آن گونه ای که شایسته هست می شناسند نه با تصورات و توهمات ذهنیه!

 اما این که ایشان فرمودند آیا نسبت به قوم رسول اکرم هم آمده است؟ در روایات متعدد داریم شیعه و هم سنی نقل کردند شاید در حد تواتر هست. حدیث افتراق امت فرمود امت من بعد از من به هفتاد و سه فرقه تقسیم می شوند یک فرقه اهل نجات هستند هفتاد و دو فرقه اهل آتش جهنم هستند، مشخص است.

 در حدیث حوض رسول اکرم می فرماید اصحابی که می شناسم شان کنار حوض می آیند آن ها هم من را می شناسند نمی گذارند به من برسند بر می گردانند. رسول اکرم می گوید:

«...ما شَأْنُهُمْ قال إِنَّهُمْ ارْتَدُّوا بَعْدَكَ على أَدْبَارِهِمْ القهقري فلا أُرَاهُ يَخْلُصُ منهم إلا مِثْلُ هَمَلِ النَّعَمِ»

الجامع الصحيح المختصر؛ اسم المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: 256، دار النشر: دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - 1407 - 1987، الطبعة: الثالثة، تحقيق: د. مصطفى ديب البغا، ج5، ص2404، ح6215 (آدرس دهی بر اساس نرم افزار الجامع الکبیر)

«وَ مَا شَأْنُهُم‏» اصحابم چه کار کردند نگذاشتید به حوض بیایند؟ «قَالَ إِنَّهُمْ قَدِ ارْتَدُّوا عَلى‏ أَدْبارِهِمْ الْقَهْقَرَى‏» همان تعبیر «سامری» این ها بعد از تو به همان عقاید دوران جاهلیت بر گشتند.

دسته دیگر و دسته دیگر این عبارت «صحیح بخاری» هست این که «فَلَا أَرَاهُ يَخْلُصُ مِنْهُمْ إِلَّا مِثْلُ هَمَلِ النَّعَم‏» جز تعداد اندکی از این ها، از آتش جهنم نجات پیدا نمی کنند. این ها را چه کار باید بکنیم؟ مشخص است مسئله یکی، دو تا روایت نیست.

(آدرس روایت «صحیح بخاری»، چاپ جدید حدیث 1259، 6586 روایت حوض در «صحیح مسلم» و هم در «صحیح بخاری» آمده است.)

همچنین حضرت امیر (سلام الله علیه) را وقتی کشان کشان به طرف مسجد برای بیعت آوردند همان عبارت را که حضرت هارون به حضرت موسی گفت ایشان نیز گفتند. حضرت امیر (سلام الله علیه) رو به قبر پیامبر کرد گفت: (ابْنَ أُمَّ إِنَّ الْقَوْمَ اسْتَضْعَفُونِي وَكَادُوا يقْتُلُونَنِي)

(وَأَخَذَ بِرَأْسِ أَخِيهِ يجُرُّهُ إِلَيهِ قَالَ ابْنَ أُمَّ إِنَّ الْقَوْمَ اسْتَضْعَفُونِي وَكَادُوا يقْتُلُونَنِي)

و سر برادر خود را گرفت (و با عصبانيت) به سوي خود کشيد؛ او گفت: فرزند مادرم! اين گروه، مرا در فشار گذاردند و ناتوان کردند؛ و نزديک بود مرا بکشند،

سوره اعراف (7): آیه 150

همان حرفی که حضرت «هارون» به حضرت موسی گفت (وَأَخَذَ بِرَأْسِ أَخِيهِ يجُرُّهُ) چرا گذاشتی این ها بت پرستی کنند؟ عرضه داشت ای پسر مادرم قوم من را تضعیف کردند به حرفم گوش نکردند (وَكَادُوا يقْتُلُونَنِي) اگر با گوساله پرستی مبارزه می کردم من را می کشتند.

این‌ها وقتی امیر المؤمنین را در مسجد به زور آورده بودند تا بیعت کند و گفتند اگر بیعت نکنی گردنت را می زنیم همین آیه را آقا امیر المؤمنین در «مسجد النبی» خطاب به رسول اکرم داشتند.

این از منابع اهل سنت در «الإمامة و السیاسة ابن قطیبه دینوری»، جلد 1، صفحه 16؛ «بحار الأنوار»، جلد 28، صفحه 268؛ «احتجاج طبرسی»، جلد 1، صفحه 109 و ده ها مصادر دیگر آمده است.

در بعضی از روایات هم آمده است سندش خیلی زیاد در ذهنم نیست «ابو ذر» می گوید:

«فَرَأَيْتُ عِجْلَ هَذِهِ الْأُمَّةِ وَ سَامِرِيَّهَا رَاجَعَا رَسُولَ اللَّهِ(صلی الله علیه واله وسلم) ثُمَّ قَالا حَقٌّ مِنَ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ فَغَضِبَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه واله وسلم) ثُمَّ قَالَ حَقٌّ مِنَ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ أَمَرَنِي اللَّهُ بِذَلِك‏»

كتاب سليم بن قيس، نویسنده: هلالى، سليم بن قيس، محقق / مصحح: انصارى زنجانى خوئينى، محمد؛ ناشر: الهادى‏، ج‏2، ص 730

در رابطه با غدیر و آیاتی که رسول اکرم خواندند گفتند آیا این حرف تو یا حرف خدا هست؟ رسول اکرم فرمود حرف خدای عالم هست به من دستور داده است.

کتاب «العقد النضيد و الدر الفريد لمحمّد بن الحسن القمّي‏»، صفحه 114 و کتاب های متعدد شیعه و سنی این روایت را نقل کردند.

مجری:

طیب الله سوال آقای «بهادری» از «کرج» این که امثال «طبری» در تفسیرش در ذیل آیه انذار عشیره تعبیر کذا و کذا را می آورد تا سانسور بکند این که جانشینی امیر المؤمنین در همان جریان اتفاق افتاد در عین حال در دیگر کتب و تاریخ خودش وقتی که قرار است تاریخ را نقل بکند به این مطلب اشاره می کند.

چه اتفاقی می افتد در بعضی از جاها از دست شان در می رود یا سانسورهایی را که انجام می دهند با چه اهدافی انجام می دهند؟ اصطلاحاً دم خروس پیدا می شود.

ü      طبری در کتاب تفسیرش فرمایش پیامبر (صلی الله علیه واله وسلم) را سانسور کرده است.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

«طبری» در «تاریخ طبری»، جلد 3، صفحه 321 به صراحت آورد رسول اکرم فرمود: «هَذَا أَخِي وَ وَصِيِّي وَ خَلِيفَتِي فِيكُم‏»

«فأيكم يؤازرني على هذا الأمر على أن يكون أخي ووصيي وخليفتي فيكم»

تاريخ الطبري؛ اسم المؤلف: لأبي جعفر محمد بن جرير الطبري الوفاة: 310، دار النشر: دار الكتب العلمية – بيروت، ج1، ص542

«... فأخذ برقبتي ثم قال إن هذا أخي ووصيتي وخليفتي فيكم فاسمعوا له وأطيعوا قال فقام القوم يضحكون فيقولون لأبي طالب قد أمرك أن تسمع لأبنك وتطيع»

الكامل في التاريخ؛ اسم المؤلف: أبو الحسن علي بن أبي الكرم محمد بن محمد بن عبد الكريم الشيباني الوفاة: 630هـ، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت - 1415هـ، الطبعة: ط2، تحقيق: عبد الله القاضي، ج1، ص586

«ابن اثیر» در «الکامل فی التاریخ»، جلد 1، صفحه 586 همین روایت را به همین شکل می آورد.

 جالب این که «احمد امین مصری» در یکی از کتاب هایش می آورد. «علامه امینی» در «الغدیر» می گوید:

«قامت القیامة علی»

قیامت علیه «احمد امین مصری» برپا شد هجمه ها از هر طرف او آمد در چاپ های بعدی این کتابش حذف کرد و یک کذا و کذا آن جا گذاشت.

می گویند: (خوش بود گر محک تجربه آید به میان) در میدان خالی حق گفتن هنر نیست اگر چنان چه دشمن به ما حمله و هجمه کرد باز از حق دست بر نداشتیم آن هنر است.

 ولذا بعضی از مورخین هم بودند واقعاً ثابت قدم ماندند در او هیچ شکی نیست ولی امثال «طبری» و ... نمی آورد در تاریخش نقل می کند ولی در تفسیرش به جای «هَذَا أَخِي وَ وَصِيِّي وَ خَلِيفَتِي فِيكُم‏» می نویسد کذا و کذا

البته تنها مربوط به این نیست در جاهای دیگر هم مفصل چه «طبری» و غیر طبری باشد حقایق را جرأت نمی کردند مطرح کنند. علتش چه است؟ علتش این است که تعدادی از تندروهای اهل سنت هجمه می کنند، به طوری که ایشان از خانه اش نمی تواند بیرون برود در حقیقت حبس خانگی برایش درست می کنند.

 آقای «طبری» درست کنند چه اشکالی دارد؟ این حق که از زبان تو صادر شد در کتاب تاریخ تو ثبت شده است بگذار باشد. حتی دارد که به خاطر همین قضایا شبانه دفنش کردند کسی در تشییع جنازه «طبری» نیامد. به خاطر این که در رابطه با امیر المؤمنین بحث خلافتش را مطرح کرده است با این که در تفسیرش هم بر گشت ولی مردم حاضر نشدند.

یعنی هم وجدانش را زیر سوال برد و هم رضایت مردم را به دست نیاورد!

مجری:

خیلی ممنون و متشکر، در فرصت انتهایی برنامه در ماه ذی الحجه قرار داریم ایام و مناسبت های مبارکی را ان شاء ‌الله در پیش خواهیم داشت روز عرفه را در پیش خواهیم داشت. انتهای برنامه هست دعایی بفرمایید

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

خدایا تو را قسمت می دهیم به آبروی زهرای مرضیه به آبروی زهرای مرضیه به آبروی زهرای مرضیه مقدمات ظهور مولا و صاحب مان حجة ابن الحسن سریعاً فراهم بگردان. با ظهورش قلب نازنینش، قلب انبیاء، ملائکه، صدیقین، صالحین، شهداء، ملت های مظلوم، ملت به پا خواسته ایران را خدایا مسرور بگردان.

ما را از یاران خاص، سربازان فداکار و شهدای رکابش قرار بده. انقلاب ما را به انقلاب جهانیش متصل بفرما. خدایا این مردم ما که نزدیک به نود شب (سه ماه) در خیابان ها دارند با تمام وجود و عشق از نظام، انقلاب و کشور دفاع می کنند در برابر «آمریکا و اسرائیل» این چنین شعارهای حماسی می دهند خدایا به حق حضرت زهرا این ها را ثابت قدم بدار.

خدایا دشمنان ما که دشمنان دین تو هستند و در رأس آن «آمریکا و صهیونیسم» و تمام یاران شان هر چه سریع تر به آبروی زهرا محو، نابود و مضمحل شان بگردان و شرشان را به خودشان وا گذار، خیر دنیا و آخرت به ما ارزانی بدار، شر دنیا و آخرت از ما دور بگردان، دعاهای ما به اجابت برسان، حوائج ما برآورده نما به حق محمد و آل محمد! اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِه‏ مُحَمَّد وَ عَجِّلْ فَرَجَهُم

مجری:

خیلی ممنون و متشکر استفاده کردیم. همچنین تشکر می کنم از همه شما بینندگان عزیز و ارجمند که تا انتهای برنامه امشب همراه بودید و برنامه «اخلاق علوی و سیره مهدوی را مشاهده فرمودید، ان شاء الله که توانسته باشیم در این مسیر معرفت زائی بر دانسته های شما بینندگان عزیز بیافزاییم و سهمی در این ثواب هم داشته باشیم. در جلسات آینده با ادامه مباحثی که مطرح شد در خدمت تان خواهیم بود، تا دیدار آینده خدا نگهدار!


شرح و تحلیل مناجات جانسوز امام مجتبی علیه‌السلام با خداوند متعال>

اخلاق علوی سیره مهدوی یاد مرگ مناجات اهل بیت امام مجتبی علیه‌السلام امام سجاد علیه‌السلام گناه سکرات مرگ قیامت برزخ دنیا امامت ایمان ذی الحجه استغفار