سایر قسمت ها
تاریخ بدون روتوش - الهیات تمدن عیلام

قسمت صد و سی و یکم برنامه تاریخ بدون روتوش با کارشناسی استاد حسینی
چندخدایی ایرانیان در تمدن عیلام
نام عیلام، هلتمتی یعنی سرزمین خدایان بود
تمدن عیلام، تمدن ایرانیِ پیش از هخامنشیان
آغاز تاریخ ایران از زمان هخامنشیان نیست
نام بیش از ۳۷ خدا در کتیبه نرام سین
هخامنشیان ادامه دهنده راه تمدن عیلام
شباهت‌های تمدن عیلام و هخامنشیان
کوروش پارسی یا عیلامی
نقدی بر برنامه محفل
کوروش ذوالقرنین نیست


دیگر قسمت ها

 بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

عنوان برنامه: تاریخ بدون روتوش

تاریخ: 15/ 12/ 140۳

استاد: آقای حسینی

قسمت:131

بسم الله الرحمن الرحیم اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.

استاد: حسینی

 عرض سلام و ادب و احترام خدمت شما بینندگان عزیز و ارجمند شما که بیننده قسمت صد و یکم هستید برنامه تاریخ هستید و در فصل سوم این برنامه هستیم بحث ما در بین دو دوره پادشاهی هخامنشیان رسید به موضوعاتی که مرتبط با یک پادشاه لزوماً نیست و بنا شد که به صورت موردی به این موضوعات بپردازیم که وارد فصل دوم بخش پادشاه هخامنشیان شدیم ساعت بالاتری را داریم در ارائه محتوا مطالب انقدر اندازه دوره اولش بحث های وجود ندارد یکی از موضوعاتی که لازم دیدیم به آن بپردازیم این بود که آقایانی که مطرح می کنید بحث های نژادی را آیا کوروش کوروش هخامنشی آریایی بوده است یا عیلامی بوده است همین اول بحث باید بیایم ما ببینیم که اول بحث نژاد را وقتی که شما مطرح می کنید آیا امکان اثبات آریایی بودند کوروش وجود دارد یا خیر اصلا سوالات و مباحثی وجود دارد در این زمینه که نشان دهنده این است که کوروش احتمال عیلامی بودنش قطعاً بالاتر از آریایی بودنش است و گفتیم که ما همینطوری که به بحث بابل گریز زدیم وقتی در مورد فتح بابل توسط کمبوجیه صحبت می کردیم زمان کوروش صحبت می کردیم وقتی که در مورد تمدن مصر صحبت کردیم زمانی که در خصوص فتح مصر در زمانی کمبوجیه صحبت می‌کردیم و وقتی که در مورد حمله خشایار شاه به یونان صحبت کردیم رسیدیم به بحث یونان در مورد یونان با شما صحبت کردیم حالا می‌خواهیم در مورد عیلام صحبت کنیم چند قسمتی در خدمت جناب آقای دکتر کامیار عبدی بودیم در یکی از قسمت ها توضیحاتی را فرمودند ایشان دیگر از نفرات درجه یک بحث عیلام شناسی و باستان شناسی عیلام هستند و عرض کردیم که در قسمت قبل آمدیم یک دسته بندی شده محتوا را خدمتتان عرض کردیم موضوع مهم بپردازیم.

 ببینید بحثی که امشب می‌خواهیم به آن بپردازیم در این فرصتی که است چون برنامه هم الان اگر به صورت زنده بیننده برنامه هستید ما در ایام ماه مبارک رمضان هستیم از لحاظ زمانی فشرده تر است برنامه‌مان و مدتش کمتر هر قسمت در این فرصت می ‌خواهیم به چی بپردازیم به بحث این عقیده عیلامی‌ها کلیاتی راجع به عقیده و اعتقاد عیلامی‌ها بپردازیم و نکات مهمی که به آن پرداخته نمی شود در مورد این تمدن چرا مهم است یکی از آن گل کارهایی که با بحث عقیده عیلامی‌ها مشخص می شود واضح می شود این است که آیا واقعاً اینکه گفته می شود ما اصلاً از اولش قبل از اینکه اسلام بخواهد در ایران ترویج شود همه موحد بودند تمام تمدن های ما یکتاپرست بودند همه ما واقعا یک خدا پرست هستند درست است یا غلط است یعنی با فکت‌های تاریخی با مسائل تاریخی جور در می آیید یا جور در نمی آیید و خلاف آن است خدمت شما در مورد منابعی که در مورد ایران صحبت کرده است قبلا گفتگو کردیم و عرض کردیم که اولین کتابی که دیگر تاریخ جدید ایران را می آید می نویسد یعنی نوع نگارشش و مبسوط هم است آقای حسن پیرنیا است همان مشیرالدوله که قسمت توضیح دادیم تاریخ ایران قبل از اسلام را می آید می نویسد این کتاب که در موردش حالا یک صحبتی هم داشتیم که انگیزه‌ها چه بود در این خصوص.

 ببینید ایشان وقتی که آمده است تاریخ ایران را شروع کرده است نوشتن از هخامنشیان شروع نکرده است خوشبختانه اینجا و آمده است از بحث عیلامی‌ها شروع کرده است منتها چی گفته است در مورد همان البته دانسته‌ها در این چند دهه اخیر قطعاً بیشتر از گذشته شده است اما در مورد اعتقاد و مذهب و دینشان چه گفته است این کتاب تاریخ ایران قبل از اسلام است جناب آقای پیرنیا همین کتابی که در استودیو هم چاپ شده است ملاحظه فرمودید این فهرستی که می‌بینید می آید از اول ببینید فهرست شروع می شود فلات ایران نژاد آریایی‌ها آمدند آریایی‌ها مذهب آریایی اخلاقشان خانواده طبقاتش شکل حکومت مختصری از تاریخ عیلام از اینجا عیلام را مطرح می کند ببینید قبل از اینکه بیاید برسد به موضوعات دوره هخامنشیان آمده است سلسله‌های عیلامی را در موردش توضیح داده است بر اساس این چاپ یک بخشی دارد تحت عنوان مذهب صفحه شماره سی است ببینیم عیلامی‌هایی که قبل از هخامنشیان بودند گذشتگان ما بودند در این سرزمین عقیده آن ها به اعتقادشان چه بوده است صفحه شماره سی من این بخش را بخوانم برایتان خیلی مهم است به نظر میرسد البته یافته‌های جدید هم دارای تماماً موید همین حرف ها است به صورت کلی یعنی رد و نقض نشده است به خاطر همین کتابی که صد سال پیش نوشته شده است را همچنان داریم اینجا به آن استناد می کنیم این مسئله تاریک است یعنی یک مقدار ناشناخته است بحث مذهب اما حالا جنبه‌هایی که برایمان روشن است چیست؟ ولی باز این کلیات معلوم شده است عالم در نظر عیلامی‌ها پر از ارواح بوده است خدای بزرگ را شوشیناک می نامیدند ولی پرستش او فقط به پادشاهان و کهنه کاهنان اختصاص داشته است است بعد از او به شش رب النوع یا الهه و پس از آنها به گروهی از ارواح معتقد بودند خدایانشان و هر کدام از ارواح را خدای محلی می‌دانستند یعنی خدا چه بوده است خدای کوچکی هر محله خدایی قائل بودند.

 عیلامی‌ها مانند بابلی‌ها مجسمه خدایان را می‌ساختند بخواهم سریع‌تر و شفاف‌ترش را بگویم عیلامی‌ها هم مانند بابلی‌ها بت می‌ساختند مجسمه خدایان یعنی چی بت و وقتی که مجسمه باز ترجمه روان یعنی بت مجسمه شهری را به شهری دیگر می‌بردند عقیده داشتند که خدای آن شهر انتقال داده‌اند آن بت که خدا جابجا می‌ شده است.

 یک تکه سنگ یک تکه چوب جابجا می‌کردند خدای حمل می‌ شده است دیگر جابجا می‌ شده است بنابراین آقای پیرنیا تصریح می کند در مورد عیلامی‌هایی که قبل از هخامنشیان بودند و پایدارترین تمدن تاریخ ایران را داشتند مذهب آن ها بنابراین مذهب آن ها شرک و بت پرستی بوده است کهنه بسیار قوی و متنفذ بودند کلیتاً مذهب آنان شباهت زیادی به مذهب بابلی‌ها و چنین به نظر می آیید که آداب مذهبی آنان هم به آداب مذهبی بابل شباهت داشته است است بابلیان بت پرست بودند دیگر این خیلی واضح و مشخصه جلوتر که می رویم درس این کتاب جناب آقای پیرنیا صفحه شماره اینجا را هم ببینید سی و سه مذهب ایرانی صحبت می کند می گوید هر شهری رب‌النوع یا به قول سومریا خدایی داشته است اهالی هر شهری ارباب انواع سایر شهرها در رتبه پایین‌تری از شهر آن ها بوده است سه نوع رب النوع داشتند خدا آسمان و خدای دره عمیق و بعل رب النوع زمین این بعل برایتان آشنا نیست کجا در کدام کتیبه یا کدام منشور بود پادشاه دیگری در مورد بعل صحبت کرده است بود کوروش بعل خدایی چی بود خدای باستانی بوده است خدای باستانی بوده است که بعداً هم در من شروع کوروش منعکس می شود حالا ان شاء الله می رسیم دوباره.

 غیر از این ها هم یک گروهی از ارواح بد و عفریت‌ها و جن‌ها بودند که به آن ها معتقد بودند برای این ها از شهر برای اینکه از شهرشان محفوظ بمانند قربانی می‌کردند نیاز و تقدیمی می‌دادند مجسمه ارباب انواع را می‌ساختند و چیکار می ‌کردند می‌ پرستیدند یعنی عیلامی‌ها مشرک و بت پرست بودند خدایان در نظر آنها دارای صفاتی بودند مثل صفات انسانی و غضب و چه و چه این هم که ادامه توضیحاتی که داده است جناب آقای پیرنیا در مورد مذهبشان می گوید خدایشان قساوت داشته است شهوت داشته است صفات انسانی را داشته است معابد را از خویش می‌ساختند محراب را در راس آن قرار می‌دادند که همه نفوذ بسیاری داشتند و می‌گفتند که خدایان مانند شاهان در میان تجملات و فراوانی زندگی می‌نمایند از این جهت معابد پر بود از خزائن و ذخایر و انبارهای مختلف پس به زبان ساده ما بخواهیم بگوییم عیلامی‌ها عقیده آن ها چی بوده است بت پرست بودند منتها یک مسئله مهم است جدی در این زمینه وجود دارد و آن هم این است که عیلامی‌ها بسیار مذهبی بودند حالا مذهبی الان وقتی که ما می گوییم یک شخصی مذهبی است یک چیزی به ذهن متبادر می شود وقتی که در مورد باستان داریم ما می گوییم مذهبیت طبیعتاً چیز دیگری است.

 یعنی مذهبی الان اگر به معنای یک شخص توحیدی و عابد و این ها باشد نه آنجا به معنای چی است آنجا به معنای این است که آثاری که در از آن زمان برای ما باقی مانده است بسیار تحت تاثیر خدایان بوده است ساختمان سازی خدایان بوده است پیکرک‌هایی که می‌ساختند بر اساس آن الهیاتی بوده است که داشتند این یعنی که یک مجموعه مذهبی بوده است عیلام کلاً تمدن تمدن مذهبی بوده است منتها تمدن مذهبی پایه شرک بوده است نه پایه ایمان البته ما الان اینجا دنبال ارزش گذاری نیستیم دنبال بهشتی بودند یا جهنمی بودند عیلامی ها طبیعت نیستیم هر دوره اقتضائاتی را داشته است در تاریخ ما داریم بحث می کنیم که چه اتفاقاتی در آن زمان افتاده بوده است و چه نگرشی وجود داشته است چرا برای ما مهم است به خاطر اینکه در وقتی که می آییم دوره‌های بعد تاریخ را بررسی می کنیم اثراتی که از آن زمان از دوره عیلام بوده است و رسوخ کرده است به دوره هخامنشیان برای ما بسیار مهم است چند خدا داشتند من یک کتابی نشانتان بدهم این مطلب از این کتاب خوانده باشیم کتاب مهمی است بعد اینجا از آن یاد کنیم یافته‌های تازه از ایران باستان پروفسور والتر کینگز این کتاب در قسمت قبل اشاره کردیم ولی اینجا نشان بدهیم مهم است والتر هینس این یافته‌ها را آمده است جمع آوری کرده است و به خصوص البته کتابش می گوید ایران باستان دیگر از عیلام یک سری آثارو بررسی می کند تا دوره ساسانیان می رسد بیشتر بحث ساسانیان مهم است در این کتاب و یافته‌هایی که اینجا آورده است مطرح کرده است ولی در مورد خط و زبان عیلامی‌ها نکات مهمی را دارد که به نظرم هر کسی بخواهد کار کند در تاریخ ایران بی نیاز نیست از اینکه این کتاب را بخواند آقای دکتر پرویز رجبی هم آمده است کتاب را ترجمه کردید باستان گرایی که عمرش را برای تاریخ باستان گذاشته است.

 خوب یافته های تازه‌ای از ایران باستان پروفسور والتر هینس ترجمه دکتر پرویز رجبی مطلب را ببینید در مورد الهیات عیلام چه مطلبی را مطرح کرده است صفحه شماره بیست و یک بر اساس این چاپ و این ترجمه می گوید ایرانی‌ها یک رب‌النوع های مختلفی که داشتند نام این ایزد بانو برای نخستین بار به صورت نارو د ناروندی یا نارونته که در پیمان اتحادیه می آیید که نرامسیم شاه اکد در بین‌النهرین این کتیبه دارد بحث محتوای کتیبه عیلامی را می گوید در سال دو هزار و دویست و هشتاد پیش از میلاد با شاه عیلام احتمالاً هیتا از خاندان عوان بسته بود یک پیمان نامه بسته شده است خیلی مهم است این سند مهمی است در تاریخ در این پیمان‌نامه یک سری افراد به عنوان شاهدان و این ها آمده است و همپیمان و به عنوان ناظران آمده است آنجا این پیمان با نام حدود سی و پنج ایزد آغاز می شود به ترتیب نام خدایان را آنجا آوردند که البته می گوید حدود سی و پنج تا الان تا سی و هفت تا و برخی سی و هشت تا الان بیشتر مطرح است در مورد سی و هفت خدایی که در یک مورد از این کتیبه‌ها آمده است اصلا عیلامی ها خودشان را عیلامی نمی دانستند حتمتی یا اتمتی یعنی سرزمین خدایان خدایان مختلف تعدد و کثرت خدایان در ایران وجود داشته است در همه دوره‌هایش هم بوده است حالا گاهی ممکن بوده است چند تا خدا با هم جمع شوند بعد دوباره این ها انفکاک پیدا کند مثل نظام پادشاهیش که بعضی جاها شهرهای مختلف پادشاهان مختلفی را در بر دارد بعد یک نفر ممکن است در رأس این ها باشد بعضی جاها قدرت کمتر است خدایان هم این مدلی بودند در ایران.

 نکته بعدی این است که ادامه اش را من عرض کنم خدمتتان همین کتاب یافته‌های تازه از ایران باستان پروفسور والتر هینس صفحه شماره بیست و دو می گوید که در پیمان یاد شده است نیز نام ببینید این اسمی که آورده یکی از داستانش چیست؟ می گوید که ایزد بانویی داشتند ناروندی نارون ده یا نارون ته می گوید این ایزد بانوئه آمده است اسمش در لیست خدایان آمده است بحث اهمیتش را دارد والتر هینس مطرح می کند می گوید در پیمان یاد شده است نیز نام ناروند در می آیند نام پنج ایزد اصلی طرف سوگند قرار دارد در ترجمه من خود والتر هینس از این پیمان آنجایی که نام ناورنده به طور مکرر می آیید چنین است شاهان به خدایان سوگند یاد می کنند یعنی الهیات مشرکانه و بت پرستی که آن زمان بوده است از صفر تا صد جامعه در بر گرفته بوده است هم شاهان اعتقاد به خدایان مختلف و بت‌های مختلف داشتند تا آن مردمی که دیگر پیشکش برای معبد و هزینه‌هایشان را می‌بردند به معبد می ‌دادند که این صاحب معبد برای خودشان طبیعتاً بر شاهان خدایان سوگند یاد می کنند یک شاه به نام ناهیدی خدای خورشید از درون خود وابسته است ببینید هر شاهی به چه کسی وابسته است یک شاه به نام ایزد این شوشینک یا این شوشیناک از درون خود وابسته است به ایزد بانو سیاشوم از درون خود وابسته است و یک شاه به ایزد ناپیر و یک شاه به ایزد بانو ناورنده از درون خود وفا دارد یعنی هر شاهی یک خدایی هم برای خودش داشته است که احتمالاً خدا خدای منطقه ایشان بوده است.

 مدل الهیات عیلام کاملا مشخص است که مدل چند خدایی بوده است و البته این مدل چند خدایی است می آید و ادامه پیدا می کند در دوره هخامنشیان هم ما استمرارش را داریم کاملاً واضح می‌بینیم یک زاویه دیگری نگاه کنیم نسبت به موضوع آن اگر من به شما بگویم عیلام چه تصویری از تمدن عیلام به ذهن شما می رسد به شما بگویم مصر باستان احتمالاً اهرام مصر تصویرش در ذهن شما می آید.

 اگر بگویم عیلام چه تصویری می آید احتمالاً بسیار زیاد چغازنبیل می آید یک سری از این المان‌ها را که این ها هم الهیاتی است خودش معبد است در آنجا خدایان مختلفی مورد عبادت قرار می‌گرفتند محوطه‌ اش هم باز معابد دیگری داشته است و اصلاً کلاً آن منطقه چغازنبیل یک منطقه مقدس بوده است و بنای چغازنبیل یک بنای معبد است برویم با همدیگر یک بررسی کنیم ببینیم که این ساختمان سازی عیلامی‌ها را بر اساس چه منوال و به چه شکل و چه اساسی بوده است ساختمان سازی یک قدمت ساختمان چهاربی اتاق فرمان نمی دهد پاورپوینت را تخت جمشیدی که الان ما داریم می‌بینیم بیشتر است چون چغازنبیل در دوره عیلامی ساخته می شود و طبیعتا تخت جمشیدی که از زمان داریوش ساخته شروع می شود حداقل این برنامه از زمان داریوش ساخته می شود و ساخته شروع می شود و در دوره خشایار شاه ادامه پیدا می کند این قدمت بیشتری را دارد منتها چیست؟

 این خود چغازنبیل خود به نسبت تخت جمشید نگاه می کنیم خود چغازنبیل که در اینجا محو شده است تصویر می بینید چغازنبیل خودش معبده یعنی معابد مختلفی که در دوره قبل از هخامنشیان در ایران بوده است چغازنبیل نمونه اش است چغازنبیل که یک معبد احتمالاً در پنج طبقه بوده است که الان حدود دو طبقه یعنی دو طبقه و نیم دو طبقه‌اش باقی مانده به همراه یک بخش‌هایی از طبقه سومش باقی مانده و دور تا دور معبد چغازنبیل کتیبه‌ای نوشته شده است و نگارش شده است که کاملاً واضحه که این بنا بنای معبد بوده است نه برای پرستش خدای یکتا باز من دوباره دارم می گویم اینجا بحث ارزش گذاری نیست ایمان عیلامی ها را بسنجیم یک واقعیت تاریخی را ببینیم که برخیا دقیقاً دارند دروغ می گویند دروغ می گویند می گویند هر کسی به شما آمد گفت از اول تا آخر یعنی از آن اول تمدن‌های ایرانی چه آن دوره که ما شکوه و جلال زیادی داشته است امپراطوری داشتیم چون دوره‌ای که ضعیف‌تر بودیم درگیر جنگ بودیم تا اسلام این ها همه موحد بودند یگانه پرست بودند دروغ دارد می گوید به شما یا اینکه بگوییم فقر علمیش انقدر زیاده که نیاز به ترحم دارد یکی از این دوتا است هر نقطه‌ای شما دست بگذارید امشب هم یک تحدی برام مناظره می‌خواهم انجام بدهم باشید با ما در عیلام ما ناپیراسو را داریم که یک ملکه بوده است مجسمه ا‌ش هم باقی مانده است حدود یک تن این مجسمه است که در آن زمان در دوره تمدن عیلام با یک ظرافت خاصی ساخته شده است که البته الان سرش متصل به مجسمه نیست و احتمالاً کنده شده است حالا آسیبش با آن مدلی که این ها نقل کردند و کندند احتمال داشته است که باید حفظ می‌ شده است.

 احتمالاً در درگیری پیدا کردند مجسمه زدند شکاندند این ناپیراسو را چند بار چند نفر از شما اسمش را شنیدید و چند بار شنیدید ملکه در دوره عیلام در دوره تمدن عیلام است و نکته جالب این است که این مجسمه ناپیراسویی که ما داریم می‌بینیم کتیبه را هم دارد یعنی خودش را دارد معرفی می کند این ناپیراسو اگر آن افرادی که می روند دنبال یک سری افراد در تاریخ ایران که اصلا بعضی از این ها که اصلاً افسانه است ولی افراد دیگر که الان به آن می‌پردازند می روند سراغش این ناپیراسو در تاریخ تمدن ما بوده است ببینید دوست داشته باشیم یا دوست نداشته باشیم خوشمان بیاید خوشمان نیاید این بخشی از تاریخ ایران چرا می‌ذارید کنار چرا می‌برید به خاطر دفاع از هخامنشیان این دوره از تاریخ را می‌برید می‌اندازید کنار در نظر بگیرید خوب یعنی کتیبه را مطلب خارق العاده و خاصی ندارد که خیلی درس بخواهد در آن داشته باشد جدای از اینکه اصلا ملکه ناپیراسول چه شخصیتی داشته است.

 و چه جایگاهی در دوره عیلام داشته است و چه کارهایی را انجام داده بوده است می‌خواهم این را بگویم می‌خواهم بگویم که خود کسانی که دارند بحث شعار باستان گرایی را می دهند خودشان دارند یک بخش از باستان را دارند تقطیع می کنند که در آن بخش تقطیع شده است و جدا شده است و کنار گذاشته شده است یکی ناپیراسوئه بعد مطرح می کنند عجیب اینجا است ناپیراسویی که مجسمه دارد و کتیبه دارد در دوره عیلام را کنار می گذارند کسی مثل چه کسی؟ آرتمیس در حالی که ما از آرتمیس هیچ اثری در اثر باستانی نداریم یک گزارش‌های تاریخی کلاسیک داریم که به آن پرداختیم و آرتمیس که مهمترین مسئله آرتمیس ایرانی نیست پدر و مادر ایرانی نیستند عملاً توضیح دادیم قبلا و نکته بعد که بدتر این است که یک آرتمیس یک خائن به ایرانی‌ها است به همان هخامنشیان به همان خشایارشاه آرتمیس خیانت کرده است کشتی‌هایی که آورده بود را زد به دل کشتی ایرانی‌ها برای اینکه اخلال ایجاد کند در فتح یونان شما چرا می آیید یک بخش چند هزار ساله تاریخ ایران را کنار می گذارید می روید سراغ آن افراد دیگر الان اصلاً بحث اینجا الگوی ایرانی چه کسی باید باشد نیامدم بیرون از باستان گزینه دیگری را بیایند مطرح کنند استدلال بیاورم در مورد همان تاریخ باستان می گویم می‌خواهم بگویم خیلی از باستان‌گراها که دارند ایراد می‌گیرند.

 همین روزها به برخی از مثلاً مسلمان‌ها که شما چرا این عقیده را دارید یا برخی از مردم ایران عموم مردم ایران که مسلمان هستند و خودشان انتخاب کردند یک مدل دینی را و هر روز هم که دارد پیش می رود روز به روز بهتر می‌بینید استدلال آورده می شود در مورد عقیده‌ای که دارند می گویند نه برویم سراغ ایرانیش رفتی سراغ آرتمیس زن ایرانی آرتمیسی که خانه از درآمد بعد تازه اصلاً ایرانی نبود که بعد شما اگر واقعا بحث دلت برای ایران باستان می‌سوخت ناپیراسو کجای کار شما است چرا جشن ندارد چرا سالروز ندارد و این ها این نشان دهنده این است که این افرادی که می آیند دم از برخی از ادعاها می ‌زنند در خود ادعای خودشان هم تناقض دارند.

 نکته بعدی در مورد بحث تمدن عیلام ختم نگارش کتیبه شما زیاد دیدید در مورد کتیبه‌های دوره هخامنشیان صحبت می کنند استناد می کنند استدلال می کنند حرفی هم نیست در موردش خود من که آمدیم اینجا منشور کوروش را حالا گذاشتیم در استودیو به عنوان دکورمان جالب هم است که زیادی هم وجود داشت کتیبه‌هایی که در عیلام بوده است و از لحاظ قدمت می‌دانید کتیبه‌هایی که در زمان هخامنشیان اگر از تمدن عیلام پیدا می‌شد خودش آثار باستانی بود یعنی عیلام برای هخامنشیان به خصوص دوره آغازینش خود عیلام برای هخامنشیان باستان محسوب می‌ شده است بعد شما آن را بریدید گذاشتید کنار قدمت استفاده از خط در عیلام که خیلی قبل‌تر و پیش‌تر از هخامنشیان بوده است اصلا هخامنشیان سیستم نگارش خط حکومتشان عیلامی بوده است واضح است دیگر این همه کتیبه‌ای که باقی مانده سیستم نگارشان عیلامی بوده است نباید واقعا برای شما سوال شود که این سیستم خط عیلامی از کجا آمده است آقای عیلامی اصلاً کی بودند کجا بودند چه تمدنی داشتند قبل از هخامنشیان که خطشان را هخامنشیان گرفتند استفاده کردند سیستم نگارششان را گرفتند استفاده کردند.

 کتیبه‌های موجود عیلامی هم که تعدادشان الان دیگر کم نیست بعد از این کشفیاتی که انجام شده است تعداد کتیبه‌های قابل توجهی البته متاسفانه بسیاری از آثار عیلامی در موزه لوور فرانسه است البته در موزه بریتانیا هم است جای دیگر هم است ولی چون فرانسوی آمدند چند دهه قریب یک قرن کار کردند و باستان شناسی دوره عیلام را آن ها انجام دادند خیلی از آن ها را برداشتند بردند دیگر طبق معمولی که این ها می آیند آثار باستانی جاهای دیگر برمی‌دارند و می‌برند قدمت خط میخی فارسی چقدر است خط عیلامی در موردش توضیح دادیم صحبت کردیم در قسمت قبل قدم خط میخی فارسی چه کسی است از زمانی که شروع می شود از زمان داریوش هخامنشی شروع می شود یعنی حتی از زمان خود هخامنش که البته این ها در موازات با دوره ای افتاد اما هخامنش هم نه در زمان ارشام آریامهر ویشتاست هم نه از این سمت در زمان کوروش اول و کمبوجیه اول و خود کوروش و کمبوجیه فرزندش بردیا فرزندش هم نه از زمان داریوش خط فارسی باستان شروع می شود استفاده می شود این ها چیست؟

 آن کتیبه‌ها بعداً نوشته شده است قبلا توضیح دادیم عبارات جناب آقای نورمن شارپ هم اینجا برایتان خواندیم مسئله بعدی قدرت سیاسی فراگیر ببینید یکی از ابعادی که تمرکز را می ‌برند روی هخامنشیان بعد بعضی اوقات تذکرات لازم است بگویم هخامنشیان ما دوست داشته است باشیم یا دوست نداشته است بدمان بیاید یا خوشمان بیاید موحد باشند یا مشرک باشند یا چندگانه پرست باشند ظالم باشند یا عادل باشند تاریخ این سرزمین هستند حداقلش تاریخ این است که برایش عبرت از آن گرفته شود دیگر حداقلش تاریخ این سرزمینن هیچ بحثی در این زمینه وجود ندارد و هر کسی بخواهد جلوی مثلاً بایستد ما خودمان قبل از باستان نیستیم منتها ما بحثمان سر این است که چرا تاریخ ایران را از دور هخامنشیان تاریخ ایران که کیک نیست شما ببرید مثل جغرافیای ایران که خیلی از پادشاهان که آمدند یک تکه را بریدند هدیه کردند به دیگران تاریخ ایران یک کل منسجم است یک فرهنگی که در طول تاریخ روی یک امواجی بوده است که فراز و نشیب داشته است ولی استمرار داشته است و این تاریخ از دوره هخامنشیان شروع نمی شود حکومت قبل از تمدن قبل از هخامنشیان تمدن عیلام بعضی اوقات می آییم می گوییم چرا از هخامنشیان شروع می کنیم ببینید هخامنشیان فراگیری شد فراگیری شروع شد کوروش رفت بابل را گرفت درست است یعنی کوروش بعد از اینکه حالا یک سری مناطق شرقی را درگیر شد آمد ما را گرفت البته گرفتن سرزمین ما کار ساده‌ای نبود این خیلی واضح و مشخص است مادی که آشورا انداخته است به هر حال ماد را می‌گیرد و بعد بابل و بابل سقوط می کند همین عیلامی‌ها این ها را هم که رفته بودند بابل را گرفته بودند در دوره‌هایی مگر کم فراگیر بوده است از تمدن عیلام چه از لحاظ بستر فرهنگی اقتصادی و آن شواهدی که الان وجود دارد البته اگر بخواهیم عیلام را یک مقداری گسترده‌تر ببینیم فراتر از آن انشان و شوش ببینیم که تقریبا حالا نقشه اینجا آمده است.

 اگر اینجا سرزمین اکد و سومر بوده است سمت چپ سرزمین عیلام این هم تازه به شما عرض می کنم البته در مورد انشان یک مقداری درست است نزدیک پاسارگاد است انشان یک مقداری اینجا می‌توانیم گسترده‌تر مرحشی هم ببینیم تا شهر سوخته برویم سمت گسترده‌تر می شود این گستردگی تمدن عیلام را فراگیری قدرت سیاسی ایران را شما دارید می بینید مگر کم بوده است برای آن دوران مگر کم بوده است برای چند هزار سال قبل از هخامنشی شما یک چنین سیطره داشته است باشید با آشور نو آن قدرت بزرگی که حکومت می‌کرد قدرت بزرگ از لحاظ ظاهری و آن نوع خشونتی که داشته است این نشان دهنده این است که عیلام در خودش مید دیده است که وارد درگیری و مهم‌تر از این ها انقدر این ریشه‌دار بوده است این تمدن عیلام قبل از هخامنشیان که دوره فروپاشی عصر برنز را می تواند پشت سر بگذارد تنها تمدنی که بعد از این دوره فروپاشی توانست همچنان ادامه پیدا کند اگر این ها کم چیزی است در تاریخ ما چرا فقط در مورد بحث هخامنشیان صحبت کنیم ما خود من هم در این مسیر مجبور شدیم حرکت کنیم قسمت از برنامه است فکر می کنم حدود نود و هفت و نود و هشت قسمت و هخامنشیان پرداختیم اگر اشتباه نکنم بیشتر از نود در قسمت چون دارم آن سی قسمت بود اشتباه می کنم به من بگویید که فصل اول هخامنشیان باز اشاره داشتیم متناسب با موضوعاتی که بوده است خود من هم بیشتر هخامنشیان بپردازیم دیگر.

 البته دلایل مختلف قسمت فصل یک بوده است هشتاد قسمت خوب است ما این همه قسمت ما داریم به بحث هخامنشیان داریم می‌پردازیم البته دلایل دیگری هم است آثاری که از زمان هخامنشیان باقی مانده است بیشتر است تاریخ کلاسیکی که ما داریم از هخامنشیان شروع می شود در تاریخ کلاسیک چیزی در مورد عیلام نداریم این ها دلیلش است ولی دلیل حقیقی نیست همین اندازه همین اندازه کاوش‌هایی که شده است و پژوهش‌هایی که شده است در مورد بحث عیلام باید بیشتر از این ها به آن پرداخته شود در ذیل قدرت سیاسی فراگیر عیلام تشکیل اولین امپراطوری ها توسط عیلام بوده است دوبار یا سه بار به امپراطوری رسیدند عیلامی آیند حالا باز جناب آقای دکتر عبدی ما یک صحبتی را داشتیم که امپراطوری می توانیم بگوییم یا نمی ‌توانیم بگوییم آن هم دیگر آن قسمتی که ایشان فرمایشاتشان در برنامه شنیده می‌شد اما استفاده می‌کردیم مراجعه بفرمایید ولی به همان تعبیری که اگر هخامنشیان امپراطوری تشکیل دادند عیلامی‌ها هم امپراطوری تشکیل دادند حالا شما اسمش را هر چی می‌خواهید بگذارید بگذارید هر عنوانی که بذارید روی ایکس نگذارید امپراطوری همان مدل حکومتی فراگیری که هخامنشیان داشتند یعنی مجموعه‌های دیگری که از لحاظ بسته های فرهنگیشان بسته های نگارشی عقیدتیشان تمام این ها برای یک محدوده سرزمین بوده است ذیل یک محدوده دیگری بخواهد این چرخ دنده‌ها شروع کنند حرکت کردند طوری که این ها با همدیگر ضدیت پیدا نکند و در یک مسیری بخواهند حرکت کنند خیلی هخامنشیان نیست در سرزمین ایران را باز کنند و ایران باستان برای عیلامی‌ها است.

 نکته بعدی زمان تشکیل امپراطوری هخامنشیان از چه زمانی بوده است اگر قبول می کنید بگوییم زمان کوروش بوده است که بابل را گرفته است که هیچ اگر نه شما باید وایستید تا دوره کمبوجیه که مصر گرفته شود اما عیلامی‌ها قطعاً از لحاظ قدمت تشکیل امپراطوریشان قدیمی‌تر بودند تمام دیگر ولی عیلامی‌ها درگیر بودند منطقه غربی خودشان مسئله بعدی بحث تمدن سازی شروع تمدن آقای هخامنشیان تمدن ساختن عیلامی‌ها یک مشت قبایل بدوی بودند که این ها یکجانشین نبودند گوسفند داشتند می‌چراندند دقیقا این مسئله در مورد هخامنشی در مورد عیلامی‌ها عکسش یعنی عیلامی ها یکجا نشین بودند آریایی‌ها که کوچ کردند و مدلشان همان مدلی است که چادر نشین هستند و می آیند به قدرتی می‌رسند بعد از عیلامی‌ها عیلامی‌ها متمدن بودند از قبل شهرنشین بودند قدمت تمدن عیلامی هم که قطعاً از دوره هخامنشیان بیشتر است تبدیل شدن هخامنشیان به تمدن هم از یک دوره به بعد باید در نظر بگیرید شما نمی‌توانید بگویید.

 کوروش به قدرت رسید پس یک تمدن ساخته شد اینجا نه ممکن است شما بگویید بعد از فتح بابل امپراطوری تشکیل شد ولی به تمدن رسیدن باید مشخص کنید که بگویید زمان کمبوجیه بوده است بگویید زمان داریوش بوده است کی این به تمدن رسید البته می دانم مدل آکادمی که بخواهیم بررسی کنیم در مورد تمدن سازی باید برویم این دوره پیشا تمدنی‌شان و آن زمانی که خلاصه نیت کرد کوروش این کار را انجام بدهد را باید مدل تمدنی بگویید در نظر بگیریم ولی می‌خواهم واقع بینانه و عملیاتی ببینم این دوره تمدن تعریف کنم یک سری المان ها را بالاخره داشته است با این تعریف تمدن کنیم از هر زمان دوره هخامنشی شما بخواهید بگیرید قبلش تمدن عیلام بود حمله می کند به شوش اتفاقات بعدی که می افتد چون قسمت قبل هم یک بزرگواری تماس گرفته بودند اشاره کردم به آن می‌پردازم که آیا خود هخامنشی چه اثری روی تمدن عیلام گذاشتند درگیری های زمان نکات مهمی ان شاء الله به آن خواهم پرداخت.

 تعدد خدایان اینجا یک مقداری مقایسه می کنیم دیگر بحث عیلام و هخامنشیان از باب تعدد منتها یک بت‌های عیلامی ما داریم پیکرک های عیلامی داریم کتیبه چهل خدای عیلام را داریم حالا این چهل خدایا اسمش را ما گفتیم چهل خدایی بین همکارانمان دیگر بین خودملن چهل خدا ولی هملنی که والتر هینس گفته بود سی و پنج خدا بقیه سی و هفت تا خدا گفته بودند حالا دیگر وقتی شد سی و هفت تا خدا دیگر حالا سه چهار مورد اضافه شود به توحیدشان که بر نمی خورد حالا اسم خدا شاید در آن ستون ها بالاخره خدای جدیدی هم آنجا کشف شد هیچ اثری از زرتشت و اوستا در دوره عیلام هم نیست.

 این هم نکته مهمی است البته ممکن است کسی بیاید بگوید آن موقع در ایران شرقی بوده است در ایران غربی نبوده است منطقه جیرفت و منطقه شهر سوخته و این ها را هم شما نمی توانید مسئله‌ای را بیاورید در مورد زرتشت به هر حال در عیلام هم که قبل از هخامنشیان هیچ اثری از ارتش نمی ‌بینیم نه از اثری از اوستا البته درست است منظور همان آموزه های زرتشته شما بگویید گاتها گاهان بگذارید منظورمان از همان آثار نمی‌بینیم دیگر به هیچ عنوان نمی بینیم در عیلام که آثاری از زرتشت باشد در دوره هخامنشی چنین اثری نیست پایتخت و قدمت آغاز را هم که بگوییم وقتی تمدن و بحث کردیم طبیعتاً اینجا کار خیلی ساده‌تر می شود پایتخت و قدمت آغاز کدامشان عیلام یا هخامنشیان عیلامی آیند با شهر انشان و شهر شوش دارای دو تا پایتخت بودند که وقتی که به شوش حمله می‌ شده است باز انشان حفظ می‌ شده است به جز آن دوره سوم پادشاهی حمله شد به آن معمولاً این انشان به عنوان یک مدل فرهنگی مرکز فرهنگی عقیدتی آن ها هنوز باقی می ماند و بعد بازگشت عیلامی ها به مرزهای غربی خودشان وابسته انگار به انشان بوده است که البته بین خود انشان و بین خود انشان و شوش واسطه‌های همین الان وجود دارد و مشخص است یک مقدار زیاد است.

 بین شوش و هفت تپه فاصله کم یعنی معقول است که ما بگوییم مثلاً یک دوره از شوش رفت یا این تمدنه ذیل همدیگر بوده است در آن زمان و حکومت واحدی داشته است ولی بین انشان و شوش طبیعتا باید یک مراکزی به عنوان این واسطه های چرخه تمدنی این رشته را به همدیگر وصل کند که آن ها را هم است یعنی حالا ما نمی‌خواهیم خیلی بحث تمدن ایران زیاد بپردازیم استفاده می‌کردیم اینجا یافته‌هایی که در منطقه چغال سفلا بود آن ها را هم به همدیگر یک مروری می‌کردیم در کل بدانید که شما روی نقشه نگاه کنید این واسطه‌ها را تا حدودی پیدا کرد پایتخت قدمتش عیلامی آیند داشتند و شوش را داشتند در زمانی که عیلامی‌ها انشان و شوش را داشتند به عنوان پایتخت خودشان آریایی ها هنوز چیکار می‌کردند واقعاً چادرشین می‌کردند چوپانی می کردند این ها عیلامی‌ها بودند که در ایران بودند این ها بودند که تمدن داشتند چادر نشین چوپانی بدهد نه ممکن است انبیای هم بوده باشند که چوپانی کرده باشند منتها البته این چوپانی که من دارم می گویم به معنی کوچ گردی است این توهین نیست زمان توهین برداشت نکنید اما عیلامی‌ها به تمدن رسیدند که شروع و آغاز تمدن عیلام انقدر قدیمی است که تازه آریایی‌ها باید بیایند در سرزمین ما وارد شهرهای ما شوند.

 بعد ببینند که تازه شهرهای ما چه مدلی دارند زندگی می کنند کم کم بیایند این ها حاشیه شهرها یاد بگیرند زندگی شهری را تصور نکنید آریایی ایرانیان اصیل قدیمی بودند دروغ اگر کسی چنین یعنی مهاجر و مهاجم بودند آریایی‌ها را اگر مهاجم بودنشان را کسی قبول نکند مهاجر بودنشان دیگر اصلا نمی تواند بزند کی مهاجرت می کنند هزار و دویست تا هزار و ششصد قبل از میلاد اصلا بگیرید دو هزار سال قبل از میلاد وقتی دارند می آیند آریایی‌ها از مناطقی که در حالت کوچ گردی بودند وارد ایران می شوند تازه به شهر شهرهای ایران از جمله همان پارس هایی که آمدن در منطقه انشان حالا بعدا هر چقدر لازم شد توضیح می دهم که انشان و پارس چقدر روی هم باید تعریف شود و چه مرزی بین تصور ایرانی عیلامی بودند متمدن بودند اگر ملاکت این است اگر ملاک تمدن و شهرنشینی و ساختن این شهرها بوده است و رسیدن به خط و تمدن و این ها بوده است عیلامی‌ها بودند یک تعدادی بودند وارد ایران شدند هخامنشیان بعد از فتح بابل تقریبا به یک شهر ثباتی میرسند اگر انشان را که مال ایران عیلامی‌ها بوده است را در نظر نگیریم و اگر ماد را چون ماد با پارس متفاوت بوده است دیگر از پارس و انشان اگر کوروش رفته باشد باز یک منطقه خارج از محدوده این ها بوده است از می‌خواهم بگویم که هخامنشیان وقتی هخامنشی شدند که توانستند یعنی دوره بعد از امپراطوری شدند توانستند بروند یک سرزمین خارجی را فتح کنند که بابل بوده است و الا گرفتن سرزمین ماد هم آنچنان امپراطوری برایشان رقم نمی‌زده است قبلش تصرف بابل بود که هخامنشیان را عملاً هخامنشی کرد که البته اینجا هخامنشیان منظورم خود کوروش است.

 کوروش را کوروش کرد تصرف بابل و فتح بابل بود حتی با اینکه کار جدی بوده است فتح ماد ولی نقطه عطفی در مثلاً پیدایش قدرت‌های امپراطوری هخامنشیان محسوب نمی شود به نسبت بابل آثار هنری هم که باقی مانده را خدمتتان می گوییم این خیلی پیکرک باقی مانده از دوره عیلام این پیکرک‌ها چه چیزی هستند مجسمه‌های ظریف عیلامی بودند به اندازه و تعداد این مجسمه‌ها و پیکرک‌ها فکر می کنند که ما پیکرک از دوره هخامنشیان نداریم البته کاوش‌ها باید بیشتر انجام شود سه چهار سانتاین دوره عیلام عجیب است واقعا یکی دو مورد نیست ولی یک اشاره کنم ببینید یک کتابی است کتاب شهریاری عیلام بخوانید دکتر پرویز رجبی ترجمه شده است شهریاری عیلامی ها یک ترجمه دیگری هم دارد آن این چون پی‌دی‌افش در فضای مجازی نیست و کتاب را تهیه کنید یک ترجمه دیگر هم دارد شهریاری عیلام نیست اسمش یادآوری کنند شهر گم شده است عیلام فیروز فیروزنیا.

 پس این هم بگویم به شما باز شهریاری ایران والتر هینز کتاب خوبی است پرویز رجبی ترجمه کرده است منتها با این ترجمه شده است شهریاری عیلام وگرنه پیروزی که ترجمه است این کتاب تندیس گری و شمایل نگاری تصویر معروف این زن عیلامی را هم آورده است گذاشته است خوب است الان اینجا این کتاب تندیسگری و شمایل نگاری هم اگر خواستید مراجعه بفرمایید تهیه کنید این کتاب را پیکرک‌های مختلفی را از دوره عیلام گفته است من چون حالا نویسنده اش خیلی زنانه است و فقط ورق می زنم این تعداد پیکرک ها را ببینید زوم نکنید آقای بله اگر می خواستم تصاویر این پیکرک ها است که بسیاری از این حالا مورد پرستش قرار می‌گرفتند دیگر گفتم ورود پیدا نکنم جستجوی ساده خیلی از آثار این ها را ببینید دوست داشتم که اینجا من یک سری از آثار باستانی که دسته بندی کرده بودیم را برایتان نشان بدهم ولی باید یک موضوعی را بگویم که موضوع مهمی است کارهای عجیبی می کردند یک نمونه را ببینید یک نمونه کار از تمدن عیلام چطوری معبد را به تصویر کشیدند اصلا آمدن این مینیاتور چطوری آمدند و زمان پیشکش کردند را ساختن خیلی عجیب است دیگر بعد شما اینجا مثلا نوشته کتیبه‌ها را هم دارید می بینید چیکار می کرد همیشه انگار من فکر می کنم تا سال ها تمدن عیلام غافلگیری و شگفتی خواهد داشت و داستان نشان بدهم بعدا خودتان جستجو بزنید.

 آثار جالبی البته برخیش پیوستگی با بابل دارد فقط یک توضیح مختصر بدهم اگر رفتی سراغ این پیکرک ها ببین یک جمع بندی دارد این کتاب در بر اساس این ترجمه صفحه شماره دویست و سی نتیجه گیریش این است که پیکرک های مختلف متعدد همه جای ایران در قرن پنج وجود داشته است که این مسئله واقعی است و غیر قابل انکاره یک نمادهایی را شما می‌بینید احتمالاً دست را اگر روی سینه دیدید اگر این مادینه بود به معنای بحث باروری و این ها است اگر دست را روی شکم دیدید باز مادینه بود به معنای آن باروری به معنای تکثر محسوب می شود روی سینه اگر گرفته بود حالا معنای دیگر هم دارد آن مادینه‌اش مردم راحت تر می شود توضیح داد مردها احتمالاً نماد سرد نماد سیاسی نماد نظامی را کجا می گذارند همین الان در دوره ما نماد نظامی را معمولاً روی سر نمی‌زنند روی مثلاً شانه می زنم سر نماد سیاسی سینه نماد نظامی است فلذا اگر ابزار وسیله‌ای را روی سینه برای مردها دیدید گذاشته بودند این نماد نظامی را سر ابزار نماد سیاسی پیش زمینه داشته است باشید خیلی در تصویر شکمشان است یا مثلا در این پیکرک ها این نمادهای باروری و این ها مسئله انگار پیچیده نیست اینقدر پر تکرار است که می شود فرصت ده دقیقه فرصت داریم تماس مخالف اول چند تا تماس مخالف نداریم مخالف اگر نداریم.

 من در پنج دقیقه یک نکته‌ای را پس توضیح بدهم من واقعاً عذرخواهم باشد حالا باشند ببینیم فرصت می شود یا نه چون نکته مهم است بزرگواران و عزیزان ما در برنامه تاریخ بدون روتوش بیش از صد و سی قسمت داریم مستنداتی را نشان می دهیم که حقایق ایران باستان را بارها دیدیم افرادی آمدند و سعی کردند برخی از موضوعات باستانی را گره بزنند به مسائل عقیدتی در راس آن ها بحث یکی دانستن یا یکی معرفی کردن کوروش و ذوالقرنین است این موضوع تا جایی الان پیش رفته که در یک برنامه قرآنی در صدا و سیما برنامه محفل که باید برنامه علمی برنامه صادقانه باشد جناب آقای حجت‌الاسلام ابوالقاسمی یا ابوالقاسمیان ایشان آمدند آنجا مسئله‌ای را مطرح کردند و در برنامه محفل آمدند گفتند که بله این کوروش چیست همان ذوالقرنین یا یکی از حالا جدی‌ترین نامزد ذوالقرنین است که البته شما نگاه کنید آن بخش انگار می‌خواهم بگویم واقعاً خود کوروش همان ذوالقرنین در قرآن بوده است بزرگواران عزیزان سروران چی بگویم ما از شما درخواست می کنیم خواهش می کنیم استدعا می کنیم برای گفتگو و مناظره علمی در خصوص اینکه آیا کوروش همان ذوالقرنین است در قرآن است یا خیر؟

 برای مناظره با ما اعلام آمادگی کنید اگر می‌خواهید کوروش در تاریخ را ببینیم می رویم سراغ تاریخ در تاریخ تاریخ کلاسیک بحث می کنیم بر اساس تفاسیر و نظر علمای شیعه بخواهید با شما بحث می کنیم بر اساس روایات و گزارش‌ها و کلام علمای اهل سنت بخواهید با شما بحث می کنیم با هر کدام از این ها خواستید بحث می کنیم البته اگر علمش را در آن موضوع داشته باشید یعنی اگر کتیبه‌ها را مطرح کردیم تازه کتیبه دوره کوروش را نشان بدهید بگویید تا حالا ندیده کسی که می خواهد بیاید طبیعتاً باید شناخت حداقلی از این موضوعات داشته باشد ما با چه زمانی از شما ما با چه زبانی از شما خواهش کنیم بیاید بحث و گفتگوی دو طرفه.

 ببینید عزیزان بزرگوار و زحمت‌کشی که در برنامه محفل هستید یک سری از محبوبیت‌های خدشه‌دار شده است با اینطور کارا احیا نمی شود خیالتان راحت النجاة فی الصدق راه نجات در راستگویی نه بزک کردن بیخودی نه دروغ گفتن به مردم اگر می گویید ما داریم اشتباه می کنیم بسم الله ما به شما عرض کردیم دو طرفه کنیم چرا جوان‌ها و مذهبی‌ها را منحرف می کنید از لحاظ فکری مردم که وقت و حوصله این را ندارند الان بروند بشینند تاریخ باستان را ورق بزنند زیر و را کنند تا ببینند حقایق چه بوده است شما چرا دارید اطلاعات غلط می دهید چرا به علامه طباطبایی هم دروغ می‌بدید نکنید از این کارها ما یک کاری نکنید واقعا رها نکنیم این بحث علمی را دو سه ویژگی دارند اونایی که می گویند کوروش همان ذوالقرنین است یک متنی که دارند از تورات می کنند و استدلال می کنند نشان نمی دهند دو در تاریخ به شدت بی‌سواد هستند سه از روایات و آیات به شدت فراری حاضر به مناظره باشد یک نفر را پیدا کنید ما با میکروسکوپ تلسکوپ و هرچی که بگویید داریم دنبالش می گردیم پیدا نمی کنیم تا دلتان بخواهد یک طرفه می گویند چرا این کار را می کنید چرا حرفی را میزنید که نتوانید از پسش بربیاید چرا حرفی را می زنید که فقط یک طرفه بتوانید در صدا و سیما بگویید چرا به گفتگوی علمی دو طرفه شما قائل نیستید.

 عزیزان بزرگواران آن دوره یک طرف حرف زدن تمام شد رفت نسلش هم دارد تمام می شود چرا این کارو نمی کنند مردم می‌دانید چرا این کار را نمی کنند چون دستشان خالی از استدلال است نمی‌توانند آن ادعایی که دارند اثبات کنند مثل همین وهابی چطوری فراری هستند چند ساله دارند در می روند چند دور دور کره زمین را زدند چرا نمی‌توانسته است اثبات کند آن عقیده اثبات کند چی می گویند نه فقط برویم سراغ مثلا سوره کوثر از آیه اول بروید توسل را اثبات کنید اهل سنت حالا وهابی‌ها را اینجا داریم می گوییم از آن ها بپرسیم می گوید من اهل سنت هم ولی از تنها چیزی که فراری همان سنت است چرا بخاطر اینکه می خواهد برود سراغ متشابهات وزیر بار حقیقت آقایان بیاید بنشینید با همدیگر گفتگو کنیم این موضوع که کوروش ذوالقرنین است یا نیست بیاید بشینید یک بار برای همیشه این پرونده ببندیم.

 یک لطفی کنید یا اینکه مستندات به مردم نشان بدهید یک از این دیگر فرصت تماس هم نمی رسیم ببخشید آقای محمد عزیز که پشت خط ماندید فرصتی نیست چون در ایام ماه مبارک رمضان هستیم برنامه کنداکتور شبکه این تایم برنامه ها طبیعتاً محدودتر شده است حالا برای آینده هم در نظر می‌گیریم که برنامه چه مدت زمانی تقدیم حضور شما عزیزان شود ولی این برنامه ادامه خواهد داشت فصل دارید ملاحظه می‌فرمایید قسمت صد و سی و یک ببینیم می‌آیند برای گفتگوی علمی یا نه جناب آقای حجت الاسلام قاسمیان در مورد اینکه کوروش ذوالقرنین است یا نیست منتظر هستیم به ما خبر بدهید آیا حاضر به مناظره علمی می‌شوید یا خیر یا علی مدد خدانگهدار.


تاریخ بدون روتوش - الهیات تمدن عیلام>

الهیات عیلام هلتمتی سرزمین خدایان تمدن عیلام قدمت عیلام جغرافیای عیلام نرام سین خط عیلامی ناپیراسو مبدا تاریخ ایران کوروش ذوالقرنین