سایر قسمت ها
مع اِمامٍ مَنْصُورٍ _ویژه برنامه ایام عزاداری حضرت سید الشهداء علیه السلام

قسمت پانزدهم ویژه برنامه مع امام منصور با کارشناسی استاد حسینی


دیگر قسمت ها

 بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

برنامه مع امام منصور – 08 06 1402 (قسمت 15)

عنوان برنامه: ویژه برنامه ایام عزاداری حضرت سید الشهداء علیه السلام

کلیدواژه:

حق؛ قرآن؛ برتری اهل بیت (علیهم السلام)؛ تورات و انجیل؛ تعبیر سید؛ سید الشهداء(علیه السلام)؛ حضرت حمزه (علیه السلام)؛ زیارت؛ ناحیه مقدسه!

استاد: آقای دکتر سید محمد حسینی

مجری: آقای محمدرضا گودرزی

مجری:

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ، صَلی الله عَلَيْكَ يَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ، السَّلَامُ عَلَى الْحُسَيْنِ وَ عَلَى عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ وَ عَلَى أَوْلَادِ الْحُسَيْنِ وَ عَلَى أَصْحَابِ الْحُسَيْن‏

با نام و یاد خدا عرض سلام، ادب و احترام دارم خدمت شما بینندگان عزیز، همراهان گرامی و محترم بیننده شبکه جهانی حضرت ولی عصر (عج الله تعالی فرجه الشریف) خیلی ممنون و سپاسگزاریم از شما که این شبکه و این برنامه را برای دیدن و ملاحظه کردن انتخاب کردید. خدا را شاکر هستیم که این توفیق و سعادت را در این لحظه به همه ما عنایت کرد که بتوانیم در خدمت شما بینندگان عزیز باشیم.

جا دارد به مناسبت فرا رسیدن ایام اربعین حسینی عرض تسلیت و تعزیت داشته باشیم، خداوند به همه ما توفیق بدهد بتوانیم در مسیر اهل بیت (علیهم السلام)، در مسیر امام حسین (علیه السلام) قدم بر داریم تا زنده هستیم به عشق امام حسین (علیه السلام) نفس بکشیم.

امشب هم با یک ویژه برنامه دیگر «مع امام منصور» در خدمت شما بینندگان عزیز هستیم، کارشناس محترم برنامه جناب آقای دکتر حسینی عزیز حضور دارند ان شاءالله که تا پایان برنامه همراه ما باشید، حتما گفتگوی خیلی خوب و مفیدی خواهم داشت، امیدوارم که مورد توجه شما قرار بگیرد. جناب استاد سلام و عرض ادب خیلی خوش آمدید و عرض تسلیت هم خدمت شما دارم!

استاد حسینی:

و علیکم السلام و رحمة الله، بسم الله الرحمن الرحیم سلام عرض می کنم خدمت شما بینندگان عزیز و ارجمند تسلیت عرض می کنم ایامی را که سالگرد ایام اسارت خاندان ابا عبد الله الحسین (علیه السلام) هست و ایام جدا رأس مطهر از بدن مطهر ابا عبد الله الحسین (علیه السلام) هست.

مجری:

از شما سپاسگزارم، استاد در قرآن شریف خیلی اشاره شده است و خیلی وقت ها در این عصری که زندگی می کنیم کم و بیش هست برتری چه از لحاظ قومیتی، نژادی، مذهبی و دینی این برتری نسبی هست یا مربوط به یک مقطع و دورانی می شود یا همیشه بوده و هست؟

 خیلی وقت ها با این که شاید صدها سال گذشته باشد اما شاید تغییر رویه کسانی داشته باشند با این حال باز هم خودشان را چون منتسب به یک جایی می دانند فکر می کنند برتری را دارند. ولو این که هر کاری و هر عملی را بخواهند انجام بدهند حضرتعالی در این مورد توضیحی بفرمایید.

استاد حسینی:

در خصوص یک سری ویژگی ها و صفاتی که برخی از افراد، برخی از اقوام و برخی از گروه ها نسبت به آن تأکید شده است فلان گروه، فلان ویژگی را داشت جزء برترین بود.

 برخی از این برترین ها و ویژگی های مطلق است و برخی از این ها برتری و ویژگی های نسبی است. همین منطق در قرآن کریم هست و همین منطنق در سایر کتب آسمانی مثل عهد عتیق و عهد جدید دیده می شود. همین منطق، منطق اسلام و تشیع هم هست.

 برای نمونه بخواهم خدمت شما عرض بکنم در سوره مبارکه بقره آیه 122 در خصوص بنی اسرائیل، بنی اسرائیل گروهی بودند سبک زندگی و رفتارشان فراز و نشیب های داشته است و انبیاء خیلی زحمت کشیدند تا این ها را بتوانند هدایت بکنند و مسائل مختلفی که در طول تاریخ برای شان بوجود آمد. قرآن هم تأکیدی در ذکر و بازگو کردن داستان بنی اسرائیل به نسبت بقیه اقوام دارد.

 در این آیه خداوند می فرماید:

(يا بَنِي إِسْرَائِيلَ اذْكُرُوا نِعْمَتِي الَّتِي أَنْعَمْتُ عَلَيكُمْ وَأَنِّي فَضَّلْتُكُمْ عَلَى الْعَالَمِينَ)

ای بنی اسرائيل! نعمت مرا، که به شما ارزانی داشتم، به ياد آوريد! و(نيز به خاطر آوريد) که من شما را بر جهانيان برتری بخشيدم!

سوره بقره (2): آیه 122

بنی اسرائیل ! به یاد بیاورید نعمتی که به شما داده بودیم و بر عالمین شما را برتری دادیم. آیه دیگر آیه 20 سوره مائده حضرت موسی (علیه السلام) نسبت به قومش می فرماید:

(وَإِذْ قَالَ مُوسَى لِقَوْمِهِ يا قَوْمِ اذْكُرُوا نِعْمَةَ اللَّهِ عَلَيكُمْ إِذْ جَعَلَ فِيكُمْ أَنْبِياءَ وَجَعَلَكُمْ مُلُوكًا وَآتَاكُمْ مَا لَمْ يؤْتِ أَحَدًا مِنَ الْعَالَمِينَ)

(به ياد آوريد) هنگامی را که موسی به قوم خود گفت: «ای قوم من! نعمت خدا را بر خود متذکر شويد هنگامی که در ميان شما، پيامبرانی قرار داد؛ (و زنجير بندگی و اسارت فرعونی را شکست) و شما را حاکم و صاحب اختيار خود قرار داد؛ و به شما چيزهايی بخشيد که به هيچ يک از جهانيان نداده بود!

سوره مائده (5): آیه 20

بنی اسرائیل چیزی به شما داده شد که به احدی در عالمین داده نشده بود. این ها ویژگی هایی هست که دارد بیان می شود. در سوره مبارکه اعراف آیه 140 موقعی که حضرت موسی (علیه السلام) آن ها را از دریا نجات داد به یک سری بت هایی رسیدند که در آن منطقه پرستیده می شد رسیدند به حضرت موسی گفتند برای ما بت قرار بده ما هم خدای شکلی و مجسمه ای می خواهیم.

 حضرت موسی (علیه السلام) فرمودند:

(قَالَ أَغَيرَ اللَّهِ أَبْغِيكُمْ إِلَهًا وَهُوَ فَضَّلَكُمْ عَلَى الْعَالَمِينَ)

(سپس) گفت: «آيا غير از خداوند، مبعودی برای شما بطلبم؟! خدايی که شما را بر جهانيان (و مردم عصرتان) برتری داد!»

سوره اعراف (7): آیه 140

خدایی که شما را بر عالمین برتری داد شما می خواهید یک خدای دیگر را بسازید و بپرسید که او واقعاً خدا نیست. از این طرف، این دسته از آیات را در مورد بنی اسرائیل را داریم. از طرف دیگر آیه قرآن در خصوص مسلمان ها داریم:

(كُنْتُمْ خَيرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَتَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَتُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ)

شما بهترين امتی بوديد که به سود انسانها آفريده شده‌ اند؛ (چه اينکه) امر به معروف و نهي از منکر می ‌کنيد و به خدا ايمان داريد.

سوره آل عمران (3): آیه 110

(كُنْتُمْ خَيرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ) شما بهترین امتی هستید که ویژگی های دارید (تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَتَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ) امر به معروف و نهی از منکر می کنید (وَتُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ) به خدا ایمان دارید. اگر این ویژگی ها را داشته باشید این ها قید شرط هست برتری به این نیست همه مسلمان ها بهتر هستند.

یکی از دلائل برتری امت اسلام این است که در امت اسلام، پیامبر خاتم گل سرسبد آفرینش و مخلوقات خدا هست اهل بیت (علیهم السلام) هستند با این ها میانگین خیلی بالا است و این ویژگی ها ایمان به خدا، در مورد اهل کتاب هم می گوید بیشترشان فاسق هستند ولی قلیلی از این ها ایمان آوردند.

مجری:

در مورد گذشته این ها بوده است.

استاد حسینی:

و الان هم در میان امت اسلامی امام حی، هست منتها اگر قدر بدانیم یا قدر ندانیم. مسئله ای که می خواهم اشاره بکنم جدای از این که موضوع «خَیرُ أمة» چه است؟ دوره بنی اسرائیل را خداوند فرمود بر عالمین برتری دادیم اشاره حضرت موسی (علیه السلام) این هست انبیاء مختلف در بین شان بود شاید به همین خاطر دارای جایگاه بودند.

اما با این که تعبیر عالمین در قرآن برای بنی اسرائیل آمد اما آن فضیلت، فضیلت مشروط بود و مقید در زمان خاصی بود. بعداً گروه دیگری می آیند از آن ها بهتر هستند اتفاقاً در عهد عتیق در کتب مقدس یهودی ها همین را داریم که این برتر بودن مقید به قیودی بود همین طور رها و جبری نبود. البته خودشان هم دارند که دچار عذاب شدند و چه اتفاقاتی برای شان افتاده است؟

عرض بنده در این بخش، این هست بله بعضی وقت ها یک فضیلت و برتری برای یک دوره خاصی بود.

 یا در سوره انعام آیه 86:

(وَإِسْمَاعِيلَ وَالْيسَعَ وَيونُسَ وَلُوطًا وَكُلًّا فَضَّلْنَا عَلَى الْعَالَمِينَ)

و اسماعيل و اليسع و يونس و لوط را؛ و همه را بر جهانيان برتری داديم.

سوره انعام (6): آیه 86

این ها را بر عالمین برتری دادیم آیا بر پیامبر خاتم هم این ها برتری دارند؟ نه!

(إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَى آدَمَ وَنُوحًا وَآلَ إِبْرَاهِيمَ وَآلَ عِمْرَانَ عَلَى الْعَالَمِينَ)

خداوند، آدم و نوح و آل ابراهيم و آل عمران را بر جهانيان برتری داد.

سوره آل عمران (3): آیه 33

جدای این که ببینیم آل ابراهیم و آل عمران چه کسانی هستند ولی انبیائی که بر عالمین فضیلت داده شدند قطعاً پیامبر خاتم فضیلت و برتری بر آن ها دارد. در زمان خودشان بر عالمین برتر بودند از بابت خلقت ظاهری که در روی کره زمین داشتند چرا؟ چون سوره مبارکه انبیاء آیه 107 خداوند خطاب به پیامبر خاتم می فرماید:

(وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا رَحْمَةً لِلْعَالَمِينَ)

ما تو را جز براي رحمت جهانيان نفرستاديم.

سوره انبیاء (21): آیه 107

یعنی پیامبر خاتم بر حضرت موسی، حضرت عیسی و بقیه انبیاء هم رحمت، چیره و بالاتر است تقریباً می شود گفت اجماع تمام مسلمان ها و قطعاً می شود گفت اجماع تشیع بر این که پیامبر خاتم افضل و برتر است بر تمام مخلوقات خداوند حتی امیر المؤمنین، حتی انبیاء گذشته، حتی اولو العزم ها این را در مورد پیامبر خاتم، شیعه معتقد است.

بنی اسرائیل سقوط داشتند آن بحث به کنار در سوره مبارکه آل عمران آیه 42 در مورد حضرت مریم (سلام الله علیها) می فرماید:

(وَإِذْ قَالَتِ الْمَلَائِكَةُ يا مَرْيمُ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَاكِ وَطَهَّرَكِ وَاصْطَفَاكِ عَلَى نِسَاءِ الْعَالَمِينَ)

و (به ياد آوريد) هنگامی را که فرشتگان گفتند: ای مريم! خدا تو را برگزيده و پاک ساخته؛ و بر تمام زنان جهان، برتری داده است.

سوره آل عمران (3): آیه 42

خدا تو را بر انگیخت، انتخاب کرد و تو را پاک قرار داد (وَاصْطَفَاكِ عَلَى نِسَاءِ الْعَالَمِينَ) بر زن های عالمین تو برتری داد. از این طرف شیعه و سنی اجماعاً این روایت را پذیرفتند چون در صحیح بخاری معتبرترین کتاب آقایان اهل سنت هست از این طرف شیعه اجماع دارد حضرت زهرا (سلام الله علیها)، «سیدة النساء أهل الجنة» است.

حضرت مریم و حضرت زهرا (سلام الله علیها) در بهشت می روند «سیدة النساء» چه کسی است؟ آن کسی است که بر دیگری هم برتری داشته باشد وقتی حضرت زهرا (سلام الله علیها) شد یعنی حضرت مریم مقدس و پاک در زمان خودش بر عالمین برتر بود. اما بعد حضرت زهرا (سلام الله علیها) برتری بیشتری نسبت به او دارد نه این که از مقام او کم و کاسته شده باشد.

ولذا برخی از این ویژگی ها و برخی از این صفات نسبت به زمان و مکان متغیر است منتهیٰ برخی از صفات، صفات قطعی، مطلق و لا یتغیر است در مورد پیامبر خاتم دیگر کسی نمی تواند بالاتر از او بیاید.

مجری:

آن چه که الان مخصوصاً در ایام اربعین، محرم و صفر قاعدتاً بیشتر می شنویم یکی از القاب امام حسین (علیه السلام) را به اسم سید الشهداء، «سَيِّد شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّة» می شناسیم معنی این کلمات یعنی چه؟

استاد حسینی:

در مورد لفظ سید وقتی اضافه می شود به یک تعبیر دیگر مثل سید شباب، سید شهداء در خصوص اضافه شدن این تعبیرها واضح و مشخص است به معنای سرور آن بخش و گروه است. یعنی اگر «سَيِّد شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّة» می گوییم یعنی سرور جوانان اهل بهشت؛ سید الشهداء یعنی سرور تمام شهداء در مورد لغت، بحث زیاد کردند.

اما آن چه که در تفسیر آلوسی، جلد 3، صفحه 147 یاد شد این است که اصل معنی سید یعنی کسی که بر قوم خودش برتری و سروری داشته باشد.

«ثم أطلق على فائق في دين أو دنيا»

روح المعاني في تفسير القرآن العظيم والسبع المثاني؛ اسم المؤلف: العلامة أبي الفضل شهاب الدين السيد محمود الألوسي البغدادي الوفاة: 1270هـ، دار النشر: دار إحياء التراث العربي – بيروت، ج3، ص147

گروهی در دنیا یا گروهی در آخرت اگر شخصی بر آن ها برتری و سروری داشته باشد اسم سید به او ملحق می شود. فکر می کنم واژه سرور درست و نزدیک تر به معنای سید باشد، ولذا واژه سید الشهداء به این معناست هر کسی که شهید می شود آن شخصی که سید الشهداء است بر بقیه شهداء برتری دارد.

البته در لغت یک جاهایی هم داریم سید قوم هر گروهی که نامگذاری شده باشد سید مضاف به یک مسئله دیگر شده باشد به معنای این است که سختی های آن قوم و ملامت های که از سمت قوم می کشد را هم درک می کند و به دوش می کشد.

یکی از جنبه های برتریش همین است در مورد هر جا سید بودن به یک گروه اضافه یا مختص می شود جا، جای خودش متفاوت است، ویژگی های باید داشته باشد که بر آن گروه بتواند طرف سرور باشد این ویژگی ها، ویژگی های جبری نیست ویژگی هایی است که بر اساس عدالت خدا است در مورد بحث سید الشهداء ان شاء الله رسیدیم در این خصوص توضیح می دهم و عرض خواهم کرد.

مجری:

سوالی هست فکر می کنم نیاز است پاسخ داده بشود و این که بیشتر بشناسند و بدانند.

استاد حسینی:

تعبیر سید در مورد بحث نسل وقتی می آید عموماً الان به فرزندان حضرت زهرا (سلام الله علیها) و بنی هاشم نسبت داده می شود. حضرت زهرا هم یک تیره ای از آن جریان می شود. جا افتاده در جامعه ماست.

مجری:

سید الشهداء را فرمودید قبل از امام حسین (علیه السلام) هم شنیدیم به حضرت حمزه سید الشهداء عموی پیغمبر (صلوات الله علیه) نسبت داده می شود می خواهیم ببینیم این لقب برای ایشان از کجا آمد؟ و این که چه شد این لقب را به ایشان دادند؟ آیا این لقب فقط برای ایشان بود یا بعدش برای امام حسین (علیه السلام) شد؟

می خواهیم تفاوت سید الشهداء را بفرمایید چه بود آن جا هم خطاب می شود خیلی وقت ها شاید می شنویم سید الشهداء می فرمایند حضرت حمزه است این لقب در اصل برای ایشان بود بعداً به امام حسین (علیه السلام) نسبت داده شده است این را هم اگر توضیح بدهید ممنون می شوم.

استاد حسینی:

در مورد این که لقب سید الشهداء برای حضرت حمزه از کجا آمد؟ در کتب تاریخی عموماً اهل سنت نسبت به چند شخص لقب سید الشهداء را دادند حتی شخصی بود در معرکه جنگ نبود در جنگ هم کشته نشد لقب سید الشهداء را گاهی در کتب شان می بینیم که به این فرد دادند. در کتب شیعه هم نسبت به حضرت حمزه سید الشهداء هم گفته شده است.

نسبت به امیر المؤمنین علی (علیه السلام) هم در زیارت، سید الشهداء گفته شده است این تعبیر مشخص است برای افرادی کاربرد داشت که در معرکه و جنگ بودند به شهادت می رسیدند و شهادت این ها یک وجه علنی، بارز و ویژگی ها و صفاتی را داشته است.

در خصوص حضرت حمزه ایشان در جنگ احد به شهادت رسیدند. جنگ احد پیچیدگی ها و سختی های خودش را داشت یک تعدادی گریختند اتفاقاتی افتاد بینندگان ما می دانند و کسانی که بحث ها را دنبال کردند. حضرت حمزه سید الشهداء به خاطر فرار عده ای گیر افتاد و به شهادت رسید. البته در آن جنگ حضرت حمزه با امیر المؤمنین علی (علیه السلام) به جنگ می رفتند و به دل دشمن می زدند که توصیفاتش در بحث های تاریخی آمده است.

روایتی داریم در جنگ احد قبل از شهادت حضرت حمزه، نبی مکرم اسلام (صلی الله علیه و آله) با حضرت حمزه مکالمه ای دارند نکاتی را می فرمایند و شهادت هایی را از ایمان حضرت حمزه دریافت می کنند و حضرت حمزه تأیید و تکرار می کنند بعد می فرمایند تو سید الشهداء هستی این روایت شیعه هم نقل کرده است و دارد. الان مناقشه سندی در موردش نمی خواهم مطرح بکنم.

 اما نکته ای در مورد لقب سید الشهداء برای حضرت حمزه است. همین طور که در مقدمه عرض کردم گاهی صفتی و ویژگی به کار برده می شود اما مقیّد به زمانی برای دوره ای است از کتب اهل سنت می خواهم مطلب و مطالبی را خدمت شما نشان بدهم مشخص بشود قضیه حمزه سید الشهداء، سید الشهداء بودنش آیا مطلق در تمام تاریخ هست یا خیر؟

عبارتی در کتاب شرح مسند ابی حنیفه هست جناب آٔقای ملا علی قاری از علمای سرشناس اهل سنت آورده است که از عکرمه، از ابن عباس:

«قال رسول الله صلى الله عليه وسلم: سيد الشهداء، أي بعد الأنبياء أو سيد شهداء أحد»

شرح مسند أبي حنيفة للامام الاعظم أبي حنيفة النعمان بن ثابت؛ شرحهه الملاعلي القارئي الحنفي، الناشر: لبنان دار الكتب العلمية بيروت، ص 184

یعنی سید شهیدان جنگ احد نه تمام جنگ ها و بعد از پیامبر البته جنگ احد، جنگ خاصی بود سید الشهداء احد مقام خیلی بالایی دارد بسیاری روایت داریم بخواهند مقام و جایگاه را توصیف بکنند توصیف به شهدای احد یا اکثر شهدای احد می کنند چون حمزه سید الشهداء، سید الشهداء جنگ احد بوده است از این تعبیر وقتی می گوییم ثواب اکثر شهدای احد را دارد یعنی نه همه شان پس حضرت حمزه سید الشهداء گاهی جدا می شود مقام حضرت حمزه بسیار مقام بالاتری است.

در جایی دیگر هم داریم آقای ابن الحدید معتزلی متعصب اهل سنت ایشان در فقه شافعی است تعصب بالایی دارد کسی با آثار آقای ابن ابی الحدید آشنا باشد جدای گزارش های تاریخی گاهی راحت در مورد مظلومیت اهل بیت (علیهم السلام) نقد کرده در مذهب خودش، در سنی خودش تعصب بالایی دارد.

در شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، جلد 13، صفحه 275 ایشان اعتقادات خودش را بیان می کند در مورد خلفاء مطالبی را مطرح می کند.

 «وَ أما حمزة»

 اما در مورد حضرت حمزه

«و أما حمزة فهو عندنا ذو فضل عظيم و مقام جليل و هو سيد الشهداء الذين استشهدوا على عهد رسول الله (صلی الله علیه واله)»‏

شرح نهج البلاغة؛ اسم المؤلف: أبو حامد عز الدين بن هبة الله بن محمد بن محمد بن أبي الحديد المدائني الوفاة: 655 هـ، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت / لبنان - 1418هـ - 1998م، الطبعة: الأولى، تحقيق: محمد عبد الكريم النمري، ج13، ص275

جایگاه مشخص است و مقام جلیلی دارد «و هو سيد الشهداء الذين استشهدوا على عهد رسول الله (صلی الله علیه واله)‏» ایشان حمزه سید الشهداء را علی الإطلاق تا قیامِ قیامت نمی داند تصریح می کند سید الشهداء یا شهدایی است که در زمان پیامبر به شهادت رسیدند. نمی شود با لقب سید الشهداء بودن حضرت حمزه، سید الشهداء بودن امام حسین (علیه السلام) را رد کرد.

این از مصادر اهل سنت نمونه هایی را خدمت شما عرض کردم.

 آقای ملا صالح مازندرانی تعبیری دارد کتابی دارد شرح اصول کافی اهل فضل با این کتاب و شرح آن آشنا هستند. شرح وزینی نسبت به کافی شریف است ایشان در شرح اصول کافی ملا صالح مازندرانی، جلد 11، صفحه 268

«(و حمزة عمك سيد الشهداء) لعل المراد بهم الشهداء فى عصره صلى اللّه عليه و آله و الحكم اضافى و الا فسيد الشهداء على الاطلاق الحسين بن على عليهما السلام‏»

شرح الكافي-الأصول و الروضة (للمولى صالح المازندراني)؛ مازندرانى، محمد صالح بن احمد، محقق / مصحح: شعرانى، ابوالحسن‏، ناشر: المكتبة الإسلامية، ج11، ص268

چه بسا مراد، شهدای زمان پیامبر است امام حسین (علیه السلام) زمان پیامبر به شهادت نرسید در ادامه می فرماید «و الحكم اضافى و الا» چون زمان پیامبر، مطلق نیست زمان پیامبر را دارد می گوید سید الشهداء است «فسيد الشهداء على الاطلاق الحسين بن على عليهما السلام‏» وقتی مطلق تعبیر سید الشهداء را گفتیم امام حسین است.

اگر گفتیم سید الشهدای زمان پیامبر یا به تعبیر آقایان اهل سنت سید الشهداء زمان جنگ احد، حمزه می شود و سید الشهداء تا این جا سید الشهداء (علیه السلام) می شود.

 تعابیری دیگری هم در این موضوع داریم همین جا یک سوال و شبهه ای را مطرح کنم و جواب بدهم در یکی از تعبیراتی که داریم زیارت پیامبر اسلام از راه دور تعبیری در آن جا آمده است. آن جا داریم سلام بر توی پیامبر گل سرسبد خلقت خداوند که عموی تو حمزه سید الشهداء است این تعبیر در چندین کتاب ما در مورد این زیارت آمده است.

علامه مجلسی (اعلی الله مقامه الشریف) در دوره ای که بودند دسترسی به یک سری متون و کتب تاریخی و خطی از قدماء داشتند بقیه جاها آمده علامه مجلسی می فرماید هرچند این روایت، این گونه نقل شد ولی من در نسخ خطی این تکه را ندیدم چون ایشان دسترسی داشت.

دوره صفویه دسترسی علما به مخازن و کتابخانه ها بیشتر از قبل بوده علامه مجلسی مطالب مطلوب و قابل توجهی را در این زمینه دارند ایشان در کتاب بحار الأنوار، جلد 97، صفحه 189 قبل از این که بگویند در زیارت رسول خدا هم برای حضرت حمزه سید الشهداء آمده که البته تضادی با سید الشهداء بودن امام حسین (علیه السلام) ندارد و در ادامه برنامه عرض خواهم کرد. علامه مجلسی می فرماید:

«أقول رأيت في نسخة قديمة من مؤلفات أصحابنا بعد قول آمنة بنت وهب‏ السَّلَامُ عَلَى عَمِّكَ عِمْرَانَ أَبِي طَالِبٍ السَّلَامُ عَلَى ابْنِ عَمِّكَ جَعْفَرٍ الطَّيَّارِ فِي جِنَانِ الْخُلْدِ السَّلَامُ عَلَى عَمِّكَ حَمْزَةَ سَيِّدِ شُهَدَاءِ أُحُدٍ السَّلَامُ عَلَى أَزْوَاجِكَ الطَّاهِرَاتِ الْخَيْرَاتِ أُمَّهَاتِ الْمُؤْمِنِينَ خُصُوصاً الصِّدِّيقَةَ الطَّاهِرَةَ الزَّكِيَّةَ الرَّاضِيَةَ الْمَرْضِيَّةَ خَدِيجَةَ الْكُبْرَى أُمَّ الْمُؤْمِنِينَ السَّلَامُ عَلَى التَّابِعِينَ لَكَ بِإِحْسَانٍ إِلَى يَوْمِ الدِّينِ السَّلَامُ عَلَى الْبَقِيعِ وَ مَا ضَمَّ الْبَقِيعُ مِنَ الْأَنْبِيَاءِ وَ الْمُرْسَلِينَ وَ الصِّدِّيقِينَ وَ الشُّهَدَاءِ وَ الصَّالِحِين‏»

بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بيروت)؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، ناشر: دار إحياء التراث العربي، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، ج97، ص189

«أقول رأيت‏»؛ منِ علامه مجلسی دیدم در نسخه ای قدیمی از مؤلفات «أصحابنا» از بزرگان و گذشتگان مان که این زیارت تعبیر تکمیلی دارد این طوری نقل می کند خطاب به پیامبر عرض می کند در فهرست هم دارد زیارته صلی الله علیه و آله فی البعید، «السَّلَامُ عَلَى عَمِّكَ حَمْزَةَ سَيِّدِ شُهَدَاءِ أُحُدٍ» سلام ما بر عموی تو حمزه سید الشهداء احد یعنی سید الشهدائی که سید الشهداء احد است.

مقام شهدای احد خیلی بالاست کسی که سید الشهداء احد می شود به تعبیر ابن ابی الحدید ذو فضل است خیلی صاحب فضل، کرامت و بزرگی است. اما لقب سید الشهداء مرتبط با زمان پیامبر و جنگ احد و آن دوره است.

مجری:

می‌خواهیم بدانیم حضرت حمزه سید الشهداء آن ویژگی های که یک بُعدش شهادتش در جنگ احد بود که اهمیت ویژه ای داشت یکی از ویژگی های شخصی ایشان چه بود این لقب و عنوان برای ایشان آن زمان ماندگار شده است؟

استاد حسینی:

در مورد حضرت حمزه و ویژگی های که داشت ایمان راسخی که داشت تعابیر اهل بیت (علیهم السلام) و حتی شخصیتی که فریقین، شیعه و اهل سنت در مورد او معتقد است. مطالب مختلف گفته شد در ویژه برنامه های ما به ایشان پرداخته شده است. اما یک تعبیری را بیاورم بعد خودم چند عنوان را نسبت به این موضوع اضافه می کنم.

علامه سید جعفر مرتضی عاملی در کتاب الصحیح مسیرة الإمام علی (علیه السلام)، جلد 2، صفحه 621 ایشان در مقام دفاع از حضرت حمزه مطلبی آورد که شخصی دیگری را گفتند سید الشهداء بود ایشان دارد دفاع می کند. در مقام دفاع سید الشهداء بودن حمزه در زمان پیامبر یا در زمان جنگ احد.

«ثالثاً: إن مجرد أن يكون أحد أول مقتول في المعركة لا يجعله سيد الشهداء، بل لهذه السيادة مقوماتها، من العلم بالله، والمعرفة بآياته، والتقوى، والخلوص، والإخلاص. وغير ذلك»

الصحيح من سيرة النبي الأعظم (صلی الله علیه واله وسلم)؛ نويسنده: السيد جعفر مرتضى العاملي (وفات: معاصر)، ناشر: دار الحديث للطباعة والنشر - قم – ايران: 1426 - 1385 ش، ج2، ص323

سومین مسئله ای که ایشان می آورد: «إن مجرد أن يكون أحد أول مقتول في المعركة لا يجعله سيد الشهداء»، آن شخص گفته بود فلانی اولین نفری بود که در احد شهید شد پس او سید الشهداء است ایشان دارد جواب می دهد می گوید چه ربطی دارد اولین نفری که شهید بشود بگوییم سید الشهداء است.

«بل لهذه السيادة مقوماتها» مواردی دارد مثل «من العلم بالله، والمعرفة بآياته، والتقوى، والخلوص، والإخلاص. وغير ذلك»، ویژگی هایی که کسی را سید الشهداء می کند ویژگی های این چنینی است. چون از لحاظ زمانی زودتر شهید شد شاید شهادت زودتر صرفاً به خاطر اتفاق و حادثه باشد شاید هم به خاطر رشادت باشد.

 اما دلیل کاملی نسبت به این مسئله نیست و ایشان دارد دفاع می کند حمزه سید الشهداء احد است این ویژگی ها را می آورد. ایمانی که نسبت به خدا وجود داشت، علمی که نسبت به آیات خدا و قرآن وجود داشت، تقوا، خلوص و اخلاصی که ایشان داشتند و یک سری ویژگی های دیگر که می شود از مسئله و موضوع جنگ احد این ها را در مورد حضرت حمزه متوجه شد و فهمید.

دیگر چه ویژگی هایی است؟ دلاوری حضرت حمزه مثال زدنی است. حضرت حمزه سید الشهداء احد دلاوری که در جنگ داشت گاهی توصیف های که از احد داریم به جزء است چگونه گلاویز می شدند و در جنگ با هم تن به تن می جنگیدند؟ مسئله بعدی نامردی که در قتل و شهادت حضرت حمزه بود. حتی متوقف کردن حضرت حمزه بنا بر گزارشی طرف پشت درخت یا صخره ای پنهان شد حضرت حمزه را هُل داد حضرت سقوط کردند.

البته این طرف نسبت به ابی عبد الله الحسین (علیه السلام) هم داریم به این ها هم اشاره ای بکنم. نسبت به ابی عبد الله (علیه السلام) بالاتر بود چون بر اساس برخی از مقاتل خون پیشانی را حضرت داشت پاک می کرد با تیر زدند منجر به سقوط حضرت شد.

مجری:

در مورد حضرت حمزه سید الشهداء پس نوع شهادت هم مرتبط هست.

استاد حسینی:

بله، شیوه قتل شان قضیه ای که وحشی و هند جگر خوار رقم زدند طرف مقابل لشکر ابی سفیان بودند همان لشکر ابی سفیانی که فرزندان اسمی شان نسبت به امام حسین (علیه السلام) هم آن اتفاقات را در کربلاء رقم زدند. حضرت حمزه سید الشهداء در احد بنا بر گزارش های برهنه کردند.

البته خدا را شکر پیامبر آن جا بود بدن حضرت حمزه سید الشهداء را کفن کرد و نماز بر ایشان خواند. قرابت و نزدیکی که حضرت حمزه با رسول خدا (صلی الله علیه و آله) داشت باعث شد که این جایگاه را در احد به دست بیاورد. امیر المؤمنین در جنگ ها کنار حضرت حمزه است این را فراموش نکنیم.

حتی گزارشی داریم حضرت حمزه گلاویز شده بود توصیف آن بخش خیلی جالب است امیر المؤمنین با آن ها درگیر است جنگی است که مشرکین آمدند وضعیت قضیه احد هم مشخص است به چه شکل است، عملاً آن ها دارند مسلمان ها را نابود می کنند امیر المؤمنین دارد چند تا کار در میدان انجام می دهد. یعنی حضرت حمزه سید الشهداء احد که چنین جایگاه والا، رشید و رشادت در جنگ داشت یک جا گیر می افتد امیر المؤمنین علی (علیه السلام) را ندا می کنند.

امیر المؤمنین فرمود سرت را پایین بیاور طرف را از پشت زد. وسط میدان معرکه بودند توصیفش آمده است. امیر المؤمنین کنار حضرت حمزه است مسئله امیر المؤمنین نیست دارد دفاع می کند در کنار دفاع کردن چند کار دیگر نیز انجام می دهد زخمی ها را جابجا می کند، افراد را نجات می دهد منتها آن طرف فرار کردند بالای کوه رفتند و جبهه را خالی کردند.

این سمت، امیر المؤمنین بود و در جنگ احد کنار حضرت حمزه داشتند رشادت می کردند. رشادت امیر المؤمنین قطعاً بالاتر از حضرت حمزه بود منتها امیر المؤمنین در احد شهید نشد وگرنه قطعاً سید الشهداء آن زمان امیر المؤمنین می شد.

یک عبارتی در چند کتب شیعه آمده است از جمله تفسیر فرات کوفی از حمزه سید الشهداء در جنگ احد جنگیدند

«وَ قَدْ كَانَ قُتِلَ مَعَهُ كَثِيرٌ فَكَانَ حَمْزَةُ سَيِّدَهُمْ بِقَرَابَتِهِ مِنْ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه واله وسلم)»

تفسير فرات الكوفي؛ نویسنده: كوفى، فرات بن ابراهيم، محقق/ مصححكاظم، محمد، ناشر: مؤسسة الطبع و النشر في وزارة الإرشاد الإسلامي، ص 170

علت والا بودن جایگاه حضرت حمزه نزدیکیش به پیامبر بود نه صرفاً نزدیکی جسمانی که کنار هم نبرد می کردند. نزدیکی که مقام و جایگاه پیامبر را درک کرده بود پیامبر اسلام در شب قتال یا قبل از قتال با حضرت حمزه سید الشهداء احد مکالمه دارد این نزدیکی هم این ویژگی را بوجود آورد. نزدیکی حضرت حمزه به پیامبر بالاتر است یا نزدیکی امام حسین (علیه السلام)؟ این ها را در کنار هم می توانیم دانه دانه ببینیم و در نظر داشته باشیم.

یک نکته عرض بکنم فرمودید وضعیت شهادت ایشان به چه شکل بود، تعبیری است در لوامع صاحب قرانی آقای محمد تقی مجلسی بزرگ، پدر علامه محمد باقر مجلسی صاحب بحار الانوار که شرحی بر کتاب من لا یحضره الفقیه دارد. ایشان تعبیری استفاده کرد دوست دارم قرائت بکنم. جلد 2، صفحه 297

و به درستی که حضرت سید المرسلین (صلی الله علیه و آله) نماز بر حمزه کردند با این که شهید معرکه بودند اتفاقاتی دیگر که بر ایشان افتاد در موردش بحث کردند. بقیه فقهاء هم به آن اشاره کردند و کفن کردند شهید معرکه نباید کفن بشود وقتی که در معرکه شهید شد نباید کفن بشود با همان لباس خودش دفن می شود.

اما حضرت حمزه با این که شهید معرکه بود ولی کفن شدند، چرا؟ و آن وسایل و لوازم دفن در نظر گرفته شد ایشان می فرماید از جهت آن که، کفار او را برهنه کرده بودند چون لباسی بر تن حضرت حمزه در جنگ احد باقی نمانده بود به خاطر همین باید کفن می شد. پیامبر نمازی خواندند تعابیری در مورد این نماز داریم که تکبیرهایش خیلی بالاتر از تکبیرهای معمولی بود.

این به منزله اعتراضی است که بر کلام آن حضرت (صلوات الله علیه و آله) ظاهر می آید که کسی بگوید که چون حمزه سید الشهداء را دریافتند او شهید شده بود. چون اگر کسی در معرکه زخم بر دارد از معرکه بیرون بیاورند کشته بشود شهید معرکه نیست باید غسل و کفن شود ولی حمزه سید الشهداء این طور نبود چرا کفن کردند؟ به این دلیل بود پس چرا حضرت او را کفن و حنوط کرد؟ حضرت جواب فرمودند چون نماز تابع کفن است علی الظاهر مِن الأخبار یا آن که چون حمزه را برهنه کرده بودند با جامه خود دفن نمی توانست کردن حضرت او را کفن از این جهت کردند. همچنین وضیعتی را برای حضرت حمزه سید الشهداء در احد رقم زدند.

 بعضی وقت ها آدم این تعابیر را می خواند نباید فکر بکند از بابت این که فکر کردن نسبت به عمقش جایی دارد، ولی پیامبر برای حضرت حمزه که بدنش را عریان کرده بودند کفن کردند و پیامبری بود که بتواند کاری کند آن ها مجبور بشوند حتی علی الظاهر بیایند بگویند اشتباه کردیم پیامبر هم به این ها فرمود بروید اصلاً ‌روی تان را نبینم. پیامبر فرمود باید انتقام حضرت حمزه (صلوات الله علیه) گرفته بشود. اما امام حسین (علیه السلام) همچنین وضعیت و ویژگی را نداشتند.

حضرت حمزه بلافاصله دفن شدند اما ابا عبد الله الحسین این طوری نشد بدن حضرت حمزه هرچند مثله شد جزئی از بدن بودند یک جمله سربسته بخواهم عرض بکنم و حاضرم این مسئله را اثبات بکنم جراحاتی که بر رأس ابی عبد الله الحسین (علیه السلام) بعد از شهادت وارد کردند قبل از آن واضح و مشخص است. جراحاتی که بر سر مطهر ابی عبد الله الحسین (علیه السلام) بعد از شهادت چه بسا از جراحاتی که بر تمام بدن حضرت حمزه در جنگ احد بر جای گذاشتند بیشتر بود. آن جا پیامبر بودند این جا پیامبر حضور نداشتند.

مجری:

جناب دکتر خیلی ممنون از شما استفاده کردیم، یک میان برنامه ای ببینیم و بر گردیم در خدمت شما و بینندگان عزیز هستیم.

 (میان برنامه)

مجری:

...واقعاً یک وقت های حسرت و افسوس می خوریم از این قافله و کاروان عشقی که به سمت نجف و کربلاء راهی شدند و پیاده دارند قدم بر می دارند جا ماندیم. امیدواریم که این توفیق عنایت بشود زنده باشیم و بتوانیم در این مسیر حرکت کنیم. خیلی از ذهنیت ها لازم هست پاسخ داده بشود.

جناب آٔقای حسینی بحث اولی که به شهادت امام حسین (علیه السلام) اشاره کردید آدم خیلی آزرده خاطر می شود روح و روان به هم می ریزد تصورش هم خیلی وقت ها سخت است. بحث سید الشهداء را که فرمودید این لقب چه شد که به امام حسین (علیه السلام) داده شد؟ با این که فرمودید در رابطه با حضرت حمزه (علیه السلام) لقب داده شد در مورد امام حسین (علیه السلام) این لقب چرا داده شد؟

استاد حسینی:

روایتی است اهل سنت و شیعه هم این را دارد از کتاب من لا یحضره الفقیه شیخ صدوق،‌ جلد 1، صفحه 183

«وَ لَمَّا انْصَرَفَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه واله وسلم) مِنْ وَقْعَةِ أُحُدٍ إِلَى الْمَدِينَةِ سَمِعَ مِنْ كُلِّ دَارٍ قُتِلَ مِنْ أَهْلِهَا قَتِيلٌ نَوْحاً وَ بُكَاءً وَ لَمْ يَسْمَعْ مِنْ دَارِ حَمْزَةَ عَمِّهِ فَقَالَ (صلی الله علیه واله وسلم) لَكِنَّ حَمْزَةَ لَا بَوَاكِيَ لَهُ فَآلَى أَهْلُ الْمَدِينَةِ أَنْ لَا يَنُوحُوا عَلَى مَيِّتٍ وَ لَا يَبْكُوهُ حَتَّى يَبْدَءُوا بِحَمْزَةَ فَيَنُوحُوا عَلَيْهِ وَ يَبْكُوهُ فَهُمْ إِلَى الْيَوْمِ عَلَى ذَلِكَ.»

من لا يحضره الفقيه؛ نویسنده: ابن بابويه، محمد بن على، ناشر: دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم مصحح: غفاری، علی اكبر، ج1، ص183

از هر خانه ای که شخصی شهید شده بود شنیدند صدای نوحه و بکاء می آید. جالب است وهابی ها می آیند ایراد می گیرند این جا پیامبر نهی نکردند عزاداری نکنید «وَ لَمْ يَسْمَعْ مِنْ دَارِ حَمْزَةَ عَمِّهِ» صدای بکائیی بخواهد بلند بشود «فَقَالَ (صلی الله علیه واله وسلم) لَكِنَّ حَمْزَةَ لَا بَوَاكِيَ لَهُ» حمزه گریه کن ندارد از همه خانه صدای گریه می آید.

رسول خدا به جای این که بگوید چرا عزاداری می کنید؟ به بقیه خانه ها فرمود چرا از این خانه صدای عزاداری نمی آید؟ بعد اهل مدینه شروع به عزاداری کردند ایشان می گوید این عزاداری ادامه هم دارد و نقل می کند دیگر هر کسی، هر عزیزی را از دست می داد «فَآلَى أَهْلُ الْمَدِينَةِ أَنْ لَا يَنُوحُوا عَلَى مَيِّتٍ وَ لَا يَبْكُوهُ حَتَّى يَبْدَءُوا بِحَمْزَةَ» هر که عزیزی از دست می داد می خواست برایش عزاداری و گریه کند با ذکر حمزه سید الشهداء شروع می کرد.

از این طرف امام رضا (علیه السلام) فرمود:

«يَا ابْنَ شَبِيبٍ إِنْ كُنْتَ بَاكِياً لِشَيْ‏ءٍ فَابْكِ لِلْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ (علیه السلام)‏»

عيون أخبار الرضا (عليه السلام)؛ نویسنده: ابن بابويه، محمد بن على، مصحح: لا جوردی، مهدی، ناشر: نشر جهان، ج1، ص299

این جا برای کسی بود کسی را از دست می داد برای شروع گریه اش مصیبت حضرت حمزه را قرار می داد. این جا «إِنْ كُنْتَ بَاكِياً لِشَيْ‏ءٍ» برای هر چیزی «فَابْكِ لِلْحُسَيْنِ» برای امام حسین (علیه السلام) گریه کنید. پیامبر اسلام فرمودند حضرت حمزه گریه کن ندارد شما برایش گریه بکنید. و این سنت در زمان پیامبر بود چرا؟ چون لقب سید الشهداء داشت و مظلومانه شهید شد.

اما در خصوص سوال شما فرمودید چرا ما لقب سید الشهداء را برای امام حسین (علیه السلام) به کار می بریم با این که پیامبر برای حضرت حمزه سید الشهداء به کار برده بودند؟ مقداری می خواهم بینندگان عزیز از این بخش دقت شان را بیشتر بکنند می خواهم یک سری اسناد را بگویم و یک منطقی را در این خصوص مطرح بکنم. البته این منطق بنده، ادامه همان ابتدای برنامه است گفتم برخی از فضیلت ها مقطعی و دوره ای بوده است.

گفتیم لقب سید الشهداء برای چند نفر در تاریخ ذکر شد حتی نسبت به امیر المؤمنین علی (علیه السلام) در زیارت شان هم لقب سید الشهداء به کار برده شد. اما شهادت امیر المؤمنین هم قبل از امام حسین (علیه السلام) بود.

در مورد بحث حمزه سید الشهداء احد دو تخصیص داریم یک: تخصیص رتبه ای در مورد توضیح می دهم اسناد هم نشان می دهم. دو: تخصیصی که زمانی است یعنی یک تخصیص رتبه ای در مورد لقب حمزه سید الشهدای احد داریم و یک تخصیص زمانی داریم. منظور از تخصیص رتبه ای چه است؟ روایتی را می خواهم نشان می دهم در کتاب سلیم ابن قیس آمده است البته در مورد این که چقدر از بخشش جزء کدام یک از نسخه ها است بحث هایی هست.

چند نسخه از کتاب های که از سلیم ابن قیس الان چاپ شد را نگاه کردیم توضیحاتی داده شد فعلاً ورود به آن نمی خواهم پیدا بکنم.

یکی از نسخه ها را می خواهم نشان بدهم روی این پیش برویم همین کفایت می کند اگر لازم شد بعداً توضیح می دهم. کتاب سلیم ابن قیس هلالی در مورد بحث انتسابش به سلیم و اعتبارش مفصل استاد ما آیت الله حسینی قزوینی در برنامه ها توضیح دادند.

این هم بر اساس چاپ انتشارات دلیل ما هست صفحه 567 این چاپ ایشان روایتی را آوردند که سید انبیاء مرسلین در امت اسلام بود امیر المؤمنین به عنوان بهترین وصی در امت اسلام بود و پیامبر فرمودند:

«شَهِيدُنَا خَيْرُ الشُّهَدَاء»

بعضی از نسخه ها این عبارت را دارد داخل گیومه نیاوردند یعنی حمزه عموی پیامبر؛ شهید ما برترین شهداست سوال پرسیده شد و عرض شد چون پیامبر اسلام هست حضرت فرمود به پیامبر اسلام عرض کرد

«يَا رَسُولَ اللَّهِ سَيِّدُ الشُّهَدَاءِ الَّذِينَ قُتِلُوا مَعَكَ قَالَ لَا بَلْ سَيِّدُ الشُّهَدَاءِ مِنَ الْأَوَّلِينَ وَ الْآخِرِينَ مَا خَلَا الْأَنْبِيَاءَ وَ الْأَوْصِيَاءَ وَ جَعْفَرُ بْنُ أَبِي طَالِب‏»

كتاب سليم بن قيس الهلالي، محقق / مصحح: انصارى زنجانى خوئينى، محمد؛ ناشر: الهادى‏؛ ج‏2، ص 567

سید الشهدایی که با شما جنگیدند؟ «قَالَ لَا بَلْ سَيِّدُ الشُّهَدَاءِ مِنَ الْأَوَّلِينَ وَ الْآخِرِينَ» اگر منظورش این جا حضرت حمزه سید الشهداء باشد متناسب با نسخه های مختلفی که از کتاب وجود دارد بگیریم منظور حضرت حمزه هست که با این ادامه جور در می آید اگر خط دوم را جزء نسخه اصلی بدانیم نخیر این جا پیامبر می فرماید نه این که جزء شهداء یعنی از شهدای قبل هم برتر نه فقط زمان من!

می شود این طور بگوییم شاید منظور پیامبر این است تا زمان من منتها یک قید؛ عرض کردم لقب سید الشهدای احد برای حمزه قید رتبه دارد حضرت حمزه «مِنَ الْأَوَّلِينَ وَ الْآخِرِينَ مَا خَلَا الْأَنْبِيَاءَ وَ الْأَوْصِيَاءَ» سید الشهدایی از اولین بوده است منتها به جز انبیاء و اوصیاء انبیاء؛ امام حسین (علیه السلام) جزء اوصیاء هست یا نیست؟

برترین اوصیاء، انبیاء بود در نتیجه اگر هم بگوییم حمزه سید الشهداء به تعبیر پیامبر اسلام‏ «مَا خَلَا الْأَنْبِيَاءَ وَ الْأَوْصِيَاءَ» نه سید الشهداء بر تمام انسان ها شما انبیاء و اوصیاء انبیاء را جدا کنار بگذار در بین بقیه شهداء حمزه جایگاه سید الشهداء ‌را داشت.

 مسئله بعدی در تفسیر فرات کوفی هم البته تعبیر و روایتی را داریم جای دیگر هم آمده است فعلاً از تفسیر فرات کوفی نشان می دهم. اصطلاحاً به قول اصولیین بحث انبیاء و اولیاء تخصصاً از بحث سید الشهداء بودن حمزه خارج هستند تعبیری که در کتاب فرات کوفی آمده این که برترین مردم بعد از اوصیاء چه کسانی هستند؟ شهداء هستند در جاهای مختلفی عرض کردم این تعبیر آمده است.

این مطلب را از کافی شریف نشان بدهم در مورد نویسنده تفسیر فرات شبهه مطرح می کنند. کتاب کافی شریف شیخ کلینی، جلد 1، صفحه 450

«وَ إِنَّ أَفْضَلَ الْخَلْقِ بَعْدَ الْأَوْصِيَاءِ الشُّهَدَاءُ أَلَا وَ إِنَّ أَفْضَلَ الشُّهَدَاءِ- حَمْزَةُ بْنُ عَبْدِ الْمُطَّلِبِ وَ جَعْفَرُ بْنُ أَبِي طَالِب‏»

الكافي (ط - الإسلامية)؛ نویسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، ناشر: دار الكتب الإسلامية، محقق/ مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ج‏1، ص450

بحث اوصیاء که امام حسین (علیه السلام) به عنوان سید الشهداء جزء این اوصیا است موضوعش جدا است این ها در مقام و مرتبه ای نیستند که با هم بخواهیم مقایسه بکنیم. در بین بقیه غیر از انبیاء و اوصیاء حضرت حمزه سید الشهداء شده است.

پس تا این جا این تخصیص، تخصیص رتبه ای است انبیاء و اوصیاء را کنار بگذاریم که ابی عبد الله الحسین (علیه السلام) جزء اوصیاء می شود این را کنار می گذاریم که مقام مشخص بشود. کنار می گذاریم یعنی این که مقام خیلی بالاتر است مقایسه نمی کنیم.

اما تخصیص زمانی چیست؟ اهل سنت تعبیر و روایتی دارند فکر می کنم از لحاظ سندی اختصاص به کتب اهل سنت دارد تا آن جایی که من نگاه کردم ممکن است شیعه نقل داشته باشد. این روایت را اول از کتاب حاکم بیاورم بعد در مورد سندش صحبت خواهم کرد.

حاکم نیشابوری از پیامبر نقل می کند همان پیامبری که لقب سید الشهداء را به حمزه احد داده است سند را آورده است:

«عن النبي صلى الله عليه وسلم قال سيد الشهداء حمزة بن عبد المطلب ورجل قام إلى إمام جائر فأمره ونهاه فقتله صحيح الإسناد ولم يخرجاه»

المستدرك على الصحيحين؛ اسم المؤلف: محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاكم النيسابوري الوفاة: 405 هـ، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت - 1411هـ - 1990م، الطبعة: الأولى، تحقيق: مصطفى عبد القادر عطا، ج3، ص215

آیا تمام شد؟ نخیر، این روایت ادامه دارد آقایان اهل سنتی که پای منبر می نشینند می گویند امام حسین (علیه السلام) سید الشهداء نیست حمزه سید الشهداء است می گوییم ادامه روایت را بخوان.

 «وَ رجُلٌ» و مردی که «قام إلى إمام جائر فأمره ونهاه فقتله»؛ یعنی آن جائر او را می کشد نفر بعدی سید الشهداء است یک مردی که قیام می کند علیه امام یا حاکم جائری که او را امر به معروف و نهی از منکر می کند اما به شهادت می رسد. سند، این هم عبارت حاکم نیشابوری «صحيح الإسناد ولم يخرجاه» سند صحیح است ولی آقای بخاری و مسلم در صحیحین شان نیاوردند.

احتمالاً آقای بخاری و مسلم حواس شان جمع بود که مسئله چه است؟ پس یک سید الشهدائی هم از لحاظ زمانی پیامبر می فرماید که او هم سید الشهداء است. این هم در کتب اهل سنت.

من دو، سه جای دیگر از لحاظ سندی هم این را نشان بدهم بحثش تمام بشود. کتاب در بحث اعتقادی نوشته شده است در نرم افزار مکتبة الشاملة هست آنلاینش هم آقایان می توانند دسترسی داشته باشند با یک جستجوی ساده می توانند پیدا کنند. همین روایت در مورد فضائل، (حمزه) اولاً در مورد حمزه گفت چه کسی است؟ سید الشهداء است.

«عن جابر، عن النبي (صلی الله علیه واله) سید الشهداء حمزة بن عبدالمطلب ورجل قام إلى إمام جائر فأمره ونهاه فقتله»

امر به معروف و نهی از منکر هم می کند ولی به شهادت می رسد او هم سید الشهداء است. سند، «رواه الحاکم» حاکم در مستدرک، جلد 3، صفحه 215 نقل کرد «وَ قالَ صحیح الإسناد و لَم یخرِجاه» صحیح است اما بخاری و مسلم نیاوردند

«وَ صححه الآبانی فی سلسلة الأحادیث الصحیحة»

آقای البانی سرشناس وهابی و متخصص جزء نفرات اول اگر نگویم نفر اول است فن حدیث و رجال وهابیت هم می گوید سند روایت صحیح است.

 مطلب بعدی در کتاب «ذخائر العقبیٰ - محب الدین طبری» آورده البته از حلبی نقل می کند احتمالاً از کتاب سیره حلبی است.

«وفي رواية حمزة خير الشهداء وعن ابن مسعود قال قال رسول الله صلى الله عليه وسلم (ألا أنبئكم بأفضل الشهداء عند الله بعد حمزة بن عبد المطلب قيل بلى يا رسول الله قال رجل اتى أميرا جائرا فأمره بالمعروف ونهاه عن المنكر فإن هو لم يقتله لم يجر عليه ذنب ما دام حيا وإن هو قتله كان من أفضل الشهداء عند الله عز وجل بعد حمزة بن عبد المطلب)»

ذخائر العقبى في مناقب ذوي القربى؛ اسم المؤلف: محب الدين أحمد بن عبد الله الطبري الوفاة: جمادى الآخرة / 694هـ، دار النشر: دار الكتب المصرية – مصر، ج1، ص176

پیامبر فرمود آیا به شما خبر بدهم از برترین شهدا بعد از حمزه عبد المطلب به قرینه روایاتی که خدمت تان آوردم بعدِ رتبه نیست بعدِ زمانی است. چه کسی است؟ «قِیلَ بلیٰ یا رسول الله» بله بفرمایید مگر سید الشهداء دیگری هم هست؟ «قالَ رَجُلٌ» با همان ویژگی ها مردی که نزد امیری می رود که آن امیر جائر است امر به معروف و نهی از منکرش می کند و به شهادت می رسد او هم سید الشهداء است.

پس در کتب اهل سنت هم از لحاظ بحث سید الشهداء شخصی را دارد نام می برد از اهل سنت بپرسید طرف عالم و فاضل باشد حداقل تاریخ اسلام بلد باشد بگویید بعد از پیامبر یک رجلی بود که علیه حاکم جائری قیام کرده او را امر به معروف و نهی از منکر می کند اما به شهادت می رسد دنبال او می گردم می گوید امام حسین (علیه السلام)، علناً مشخص است که ابی عبد الله الحسین (علیه السلام) است.

 نکته بعدی، تعبیری است که آقای ابو الإبن جوزی صاحب تبصره، ایشان مطلبی را در این کتاب آورده به مقایسه کردن افتادیم این را هم مقایسه بکنیم. در کتاب التبصرة للإمام ابی الفرج عبد الرحمن ابن جوزی قرن ششم، دار السلام مطلبی را دارد که روضه برای امام حسین (علیه السلام) است.

مقتلی را ذکر می کند خیلی درد آور است این مطلب را چند سالی دیدم یک جا جرأت کردم دقیق یک بخشی از آن را بخوانم یا ترجمه بکنم صفحه 462 بر اساس این چاپ ایشان می گوید

«لما أسر العباس يوم بدر سمع رسول الله صلى الله عليه وسلم أنينه فما نام، فكيف لو سمع أنين الحسين؟ لما أسلم وحشي قال له: غيب وجهك عني. هذا والله والمسلم لا يؤاخذ بما كان في الكفر، فكيف يقدر الرسول صلى الله عليه وسلم أن يبصر من قتل الحسين؟»

التبصرة؛ اسم المؤلف: أبي الفرج عبد الرحمن بن الجوزي الوفاة: 597هـ، دار النشر: دار الكتاب المصري - دار الكتاب اللبناني - مصر - لبنان - 1390هـ - 1970م، الطبعة: الأولى، تحقيق: د.مصطفى عبد الواحد، ج2، ص17

زمانی که وحشی قاتل حضرت سید الشهداء اسلام آورد پیش پیامبر آمد گفت اسلام می آورم پیامبر «رحمةً للعالمین» است وحشی جهنمی است سر جای خودش قصاص دنیوی «قال له: غيب وجهك عني» پیامبر، وحشی را قصاص نکرد اما پیامبر گفت برو رویت را نبینم کاری که با سید حمزه سید الشهداء کردی!

بعد آقای ابن جوزی صاحب التبصرة می گوید که «هذا والله والمسلم لا يؤاخذ بما كان في الكفر»، در زمان کفر، وحشی این کار را کرد مؤاخذه نمی شود، «فكيف يقدر الرسول صلى الله عليه وسلم أن يبصر من قتل الحسين؟»، بحث شهادت امام حسین، اوضاعی که برای حمزه بوجود آمد خیلی بد و فاجعه بود ولی امام حسین (علیه السلام) غیر قابل مقایسه است پیامبر آن جا وقتی وحشی را دید با این که دیگر قصاصش نکرد گفت برو رویت را نبینم.

اگر پیامبر می دید با امام حسین (علیه السلام) چه کار کردند؟ آن موقع چه عکس العملی نشان می داد؟

البته بحث ایشان ادامه دار است پس در نتیجه لقب سید الشهدائی که برای حضرت حمزه داده شده است یک: بحث رتبه و مکانی است که انبیاء و اوصیاء را باید کنار بگذاریم دو: بحث زمانی است که پیامبر فرمود شخص دیگری می آید و لقب سید الشهداء را دارد. با این ویژگی ها که با روایات اهل سنت در خصوص امام حسین (علیه السلام) کاملاً مطابق است.

آن عبارتی که امام حسین (علیه السلام) فرمودند برای امر به معروف و نهی از منکر قیام می کنم که این جا هم روایت آورده بودن آن شخص برای امر به معروف و نهی از منکر علیه امام جائر قیام می کند خود اهل سنت از امام حسین (علیه السلام) نقل کردند. یکی از اهداف قیام را حضرت سید الشهداء (علیه السلام) این را مطرح کردند.

مجری:

به قول حضرتعالی یک وقت هایی سوالات و شبهاتی که طرح می شود فکر می کنم نیاز هست قبلش، قدری مطالعه بشود به راحتی می توانید به پاسخ خیلی از سوالات برسید نیازی هم نیست این شبهات را مطرح کنید. همان طور که مشاهده فرمودید جناب استاد خیلی مستند و مستدل خدمت شما ارائه دادند.

آن دسته از عزیزانی که گاهی وقت ها ان قلت های دارند و صحبت های دارند چون ما قائل به این هستیم قیامت، حساب و کتابی هست به اعمال ما رسیدگی می شود واقعاً هر چیزی که گفته می شود مسئولش هستیم اگر خدای نا خواسته غیر منطقی و عادلانه نباشد این ها را مد نظر داشته باشیم ان شاء الله فردای قیامت سرمان بالا باشد شرمنده خداوند نباشیم.

جناب استاد لقب سید الشهداء برای امام حسین (علیه السلام) از کجا آمد؟ وجه تشابه های جزئی نمی توانم خیلی بگویم به قول حضرتعالی نوع شهادت امام حسین (علیه السلام) با شهادت حمزه سید الشهداء خیلی قابل قیاس نیست ولی لقب سید الشهداء برای امام حسین (علیه السلام) از کجا آمد و ماند و ما با این لقب زندگی می کنیم.

استاد حسینی:

دوست دارم با همراهی مخاطب ها پیش برویم در نرم افزار مکتبه اهل بیت عبارت سید الشهداء را جستجو می زنم در خاطر مخاطبین عزیز بماند کجا این مطلب را می توانند پیدا بکنند.

 در بین کتاب سراغ کتاب ابن قولویه می روم جایگاهش نزد شیعه مشخص است نمی گوییم هر آن چه که در آن آمد صد در صد صحیح است بحث های رجالی خودش را دارد؛ اما جایگاه کتاب کامل الزیارات واضح است عزیزانی که در بحث رجال کار کردند می دانند نقل ها هم از دیدگاه برخی، اعتبار می آورد در بحث رجالی خیلی مورد توجه است.

روایت های مختلفی در مورد لقب سید الشهداء (علیه السلام) آمده است اما یک بابی است باب 37 کتاب کامل الزیارات تحت این عنوان آن چه روایت شده است که امام حسین (علیه السلام) سید الشهداء است. ابن قولویه چندین روایت فقط در این باب می آورد تعبیر سید الشهداء در جاهای دیگر کتاب هم آورده است ولی این باب را اختصاصی گذاشته است.

روایت اول سیصد و شانزدهمین روایت از مجموع روایات کامل الزیارات می شود فرمود به زیارت امام حسین (علیه السلام) بروید اجحاف نکنید

«حَدَّثَنِي مُحَمَّدُ بْنُ جَعْفَرٍ الرَّزَّازُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ عَنْ حَنَانٍ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) زُورُوا الْحُسَيْنَ (علیه السلام) وَ لَا تَجْفُوهُ فَإِنَّهُ سَيِّدُ شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّةِ مِنَ الْخَلْقِ وَ سَيِّدُ الشُّهَدَاءِ.»

روایت دوم:

«حَدَّثَنِي أَبِي رَحِمَهُ اللَّهُ عَنْ سَعْدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْعَبَّاسِ بْنِ مَعْرُوفٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ رِبْعِيِّ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) بِالْمَدِينَةِ أَيْنَ قُبُورُ الشُّهَدَاءِ فَقَالَ أَ لَيْسَ أَفْضَلُ الشُّهَدَاءِ عِنْدَكُمْ وَ الَّذِي نَفْسِي بِيَدِهِ إِنَّ حَوْلَهُ أَرْبَعَةَ آلَافِ مَلَكٍ شُعْثاً غُبْراً يَبْكُونَهُ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ.»

«قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) بِالْمَدِينَةِ أَيْنَ قُبُورُ الشُّهَدَاءِ» امام صادق (علیه السلام)، به مدینه آمدند دنبال قبر حمزه سید الشهداء احد می گشتند «أَ لَيْسَ أَفْضَلُ الشُّهَدَاءِ عِنْدَكُمْ وَ الَّذِي نَفْسِي بِيَدِهِ» تا این تعبیر «أَفْضَلُ الشُّهَدَاءِ عِنْدَكُمْ» یعنی چه؟ آیا افضل بر حمزه سید الشهدای احد هم می شود یا نمی شود؟

روایت بعدی:

«حَدَّثَنِي أَبُو الْعَبَّاسِ الرَّزَّازُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ بْنِ أَبِي الْخَطَّابِ عَنْ أَبِي دَاوُدَ الْمُسْتَرِقِّ عَنْ أُمِّ سَعِيدٍ الْأَحْمَسِيَّةِ قَالَتْ كُنْتُ عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) وَ قَدْ بَعَثْتُ مَنْ يَكْتَرِي لِي حِمَاراً إِلَى قُبُورِ الشُّهَدَاءِ فَقَالَ مَا يَمْنَعُكِ مِنْ زِيَارَةِ سَيِّدِ الشُّهَدَاءِ قَالَت‏ قُلْتُ وَ مَنْ هُوَ قَالَ الْحُسَيْنُ (علیه السلام) قَالَتْ قُلْتُ وَ مَا لِمَنْ زَارَهُ قَالَ حِجَّةٌ وَ عُمْرَةٌ مَبْرُورَةٌ وَ مِنَ الْخَيْرِ كَذَا وَ كَذَا ثَلَاثَ مَرَّاتٍ بِيَدِه‏»

«قَالَت‏ قُلْتُ وَ مَنْ هُوَ» سید الشهداء چه کسی است؟ چون لقب سید الشهداء در زیارت برای امیر المؤمنین علی (علیه السلام) استفاده شده بود احتمالاً تردید به خاطر همین بود خودش هم نسبت به آن اشاره دارد «قَالَ الْحُسَيْنُ علیه السلام» سید الشهداء امام حسین (علیه السلام) است.

روایت بعدی باز هم از امام صادق (علیه السلام)

«وَ عَنْهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنِ الْحَكَمِ بْنِ مِسْكِينٍ عَنْ أُمِّ سَعِيدٍ الْأَحْمَسِيَّةِ قَالَتْ جِئْتُ إِلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) فَدَخَلْتُ عَلَيْهِ فَجَاءَتِ الْجَارِيَةُ فَقَالَتْ قَدْ جِئْتُ بِالدَّابَّةِ فَقَالَ لِي يَا أُمَّ سَعِيدٍ أَيُّ شَيْ‏ءٍ هَذِهِ الدَّابَّةُ- أَيْنَ تَبْغِينَ تَذْهَبِينَ قَالَتْ قُلْتُ أَزُورُ قُبُورَ الشُّهَدَاءِ قَالَ أُخْرَى ذَلِكَ الْيَوْمَ مَا أَعْجَبَكُمْ يَا أَهْلَ الْعِرَاقِ تَأْتُونَ الشُّهَدَاءَ مِنْ سَفَرٍ بَعِيدٍ وَ تَتْرُكُونَ سَيِّدَ الشُّهَدَاءِ لَا تَأْتُونَهُ قَالَتْ قُلْتُ لَهُ مَنْ سَيِّدُ الشُّهَدَاءِ فَقَالَ الْحُسَيْنُ بْنُ عَلِيٍّ (علیه السلام) قَالَتْ قُلْتُ إِنِّي امْرَأَةٌ- فَقَالَ لَا بَأْسَ لِمَنْ كَانَ مِثْلَكِ أَنْ يَذْهَبَ إِلَيْهِ وَ يَزُورَهُ قَالَتْ أَيُّ شَيْ‏ءٍ لَنَا فِي زِيَارَتِهِ- قَالَ تَعْدِلُ حِجَّةً وَ عُمْرَةً وَ اعْتِكَافَ شَهْرَيْنِ فِي الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَ صِيَامَهَا وَ خَيْرُهَا كَذَا وَ كَذَا قَالَتْ وَ بَسَطَ يَدَهُ وَ ضَمَّهَا ضَمّاً ثَلَاثَ مَرَّاتٍ.»

كامل الزيارات؛ نویسنده: ابن قولويه، جعفر بن محمد، ناشر: دار المرتضوية، محقق/ مصحح: امینی، عبدالحسین، ص332، الباب الثامن و المائة نوادر الزيارات‏، ص109، ح1، 2، 3

«وَ تَتْرُكُونَ سَيِّدَ الشُّهَدَاءِ» به زیارتش نمی روید؟ «مَنْ سَيِّدُ الشُّهَدَاءِ فَقَالَ الْحُسَيْنُ بْنُ عَلِيٍّ ع» امام معصوم فرمود «الْحُسَيْنُ بْنُ عَلِيٍّ علیهم السلام» طرف گفت من خانم هستم مشکلی ندارد به زیارت برو. روایت اول کتاب شریف کامل الزیارات لقب سید الشهداء را آورد این روایت است.

 روایت برای زمان ولادت امام حسین (علیه السلام)

«حَدَّثَنِي أَبِي رَحِمَهُ اللَّهُ عَنْ سَعْدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى بْنِ عُبَيْدٍ الْيَقْطِينِيِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي سَعِيدٍ الْقَمَّاطِ عَنِ ابْنِ أَبِي يَعْفُورٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ: بَيْنَمَا رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه واله وسلم) فِي مَنْزِلِ فَاطِمَةَ (علیها السلام) وَ الْحُسَيْنُ فِي حَجْرِهِ إِذْ بَكَى وَ خَرَّ سَاجِداً ثُمَّ قَالَ يَا فَاطِمَةُ يَا بِنْتَ مُحَمَّدٍ إِنَّ الْعَلِيَّ الْأَعْلَى تَرَاءَى لِي فِي بَيْتِكِ هَذَا فِي سَاعَتِي هَذِهِ فِي أَحْسَنِ صُورَةٍ وَ أَهْيَإِ هَيْئَةٍ وَ قَالَ لِي يَا مُحَمَّدُ أَ تُحِبُّ الْحُسَيْنَ (علیه السلام) فَقُلْتُ نَعَمْ قُرَّةُ عَيْنِي وَ رَيْحَانَتِي- وَ ثَمَرَةُ فُؤَادِي وَ جِلْدَةُ مَا بَيْنَ عَيْنَيَّ فَقَالَ لِي يَا مُحَمَّدُ وَ وَضَعَ يَدَهُ عَلَى رَأْسِ الْحُسَيْنِ (علیه السلام) بُورِكَ مِنْ مَوْلُودٍ عَلَيْهِ بَرَكَاتِي وَ صَلَوَاتِي وَ رَحْمَتِي وَ رِضْوَانِي. وَ لَعْنَتِي وَ سَخَطِي وَ عَذَابِي وَ خِزْيِي وَ نَكَالِي عَلَى مَنْ قَتَلَهُ وَ نَاصَبَهُ وَ نَاوَاهُ وَ نَازَعَهُ أَمَا إِنَّهُ سَيِّدُ الشُّهَدَاءِ مِنَ الْأَوَّلِينَ وَ الْآخِرِينَ- فِي الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ وَ ذَكَرَ الْحَدِيثَ.»

كامل الزيارات؛ نویسنده: ابن قولويه، جعفر بن محمد، ناشر: دار المرتضوية، محقق/ مصحح: امینی، عبدالحسین، ص332، الباب الثامن و المائة نوادر الزيارات‏، ص67

رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در منزل حضرت زهرا (سلام الله علیها) بودند امام حسین (علیه السلام) در بغل حضرت بودند گریه می کردند پیامبر اسلام به سجده افتادند فرمودند «يَا فَاطِمَةُ يَا بِنْتَ مُحَمَّدٍ إِنَّ الْعَلِيَّ الْأَعْلَى» خدای والا بعد روایت را فرمودند می خواهم وقت برسد چون روایت های دیگر هم می خواهم نشان بدهم عزیزان مراجعه کنند تا به این جا می رسد امام حسین چه ویژگی هایی دارد، امام حسین ثمره فؤاد من است میوه دل من هست.

 و ... «وَ وَضَعَ يَدَهُ عَلَى رَأْسِ الْحُسَيْنِ علیه السلام» تا این جا که می رسد لعنت منِ پیامبر یا از خداوند نقل می کند که لعنت او «وَ سَخَطِي وَ عَذَابِي وَ خِزْيِي وَ نَكَالِي عَلَى مَنْ قَتَلَهُ وَ نَاصَبَهُ وَ نَاوَاهُ وَ نَازَعَهُ أَمَا إِنَّهُ سَيِّدُ الشُّهَدَاءِ مِنَ الْأَوَّلِينَ وَ الْآخِرِينَ- فِي الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ» حتی این حدیث و سیاق از جانب خداوند هم هست دارد می فرماید که چه ویژگی های داشت؟

پیامبر حرف را از زبان خودش زده باشد یا از جبرئیل از خداوند تفاوتی نمی کند (وَمَا ينْطِقُ عَنِ الْهَوَى) پیامبر از روی هوا و هوس حرفی نمی زند (إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْي يوحَى) پیامبر اسلام موقع ولادت ابی عبد الله (علیه السلام) فرمودند او سید الشهداء است. امام صادق (علیه السلام) فرمودند سید الشهداء است در گزارش های مختلف آمده است.

علمایی را از اهل سنت داریم قرن نُهم و دهم چند نفری هستند که به امام حسین (علیه السلام) لقب سید الشهداء دادند. هرچند در مسئله لقب سید الشهداء (علیه السلام) برای ابی عبد الله الحسین از جانب مخالفین شیعه اجحاف شده است. آن قدر که باید توجه به این کلام و روایت خودشان هم در این مسئله نداشتند.

در هر صورت ...

این لقب، لقبی بود که پیامبر اسلام بر اساس این روایت و روایاتی دیگر دادند امامان و ائمه (علیهم السلام) بر ابی عبد الله الحسین (علیه السلام) این لقب را دادند و ما هم در این زمینه مقیّد به کلام معصوم هستیم.

 نکته بعدی این جا داریم در مورد امام حسین (علیه السلام) و حمزه سید الشهدای احد و مقایسه آن صحبت می کنیم می خواهم در مورد امام حسین نه یک روایت و عبارت دیگری در مورد شخص دیگری بیاورم.

کتاب خصال شیخ صدوق (اعلی الله مقامه الشریف) ایشان عبارتی دارد باز مثل بقیه عباراتی که خواندم در کتب مختلف هم نقل شده است احتمالاً عزیزان هم شنیدند راجع به این مسئله مقداری دقت کنیم. جلد 1، صفحه 68

«حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ زِيَادِ بْنِ جَعْفَرٍ الْهَمَذَانِيُّ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ بْنِ هَاشِمٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى بْنِ عُبَيْدٍ عَنْ يُونُسَ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ عَنِ ابْنِ أَسْبَاطٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ سَالِمٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ ثَابِتِ بْنِ أَبِي صَفِيَّةَ قَالَ قَالَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ (علیه السلام) رَحِمَ اللَّهُ الْعَبَّاسَ يَعْنِي ابْنَ عَلِيٍّ فَلَقَدْ آثَرَ وَ أَبْلَى وَ فَدَى أَخَاهُ بِنَفْسِهِ حَتَّى قُطِعَتْ يَدَاهُ فَأَبْدَلَهُ اللَّهُ بِهِمَا جَنَاحَيْنِ يَطِيرُ بِهِمَا مَعَ الْمَلَائِكَةِ فِي الْجَنَّةِ كَمَا جَعَلَ لِجَعْفَرِ بْنِ أَبِي طَالِبٍ وَ إِنَّ لِلْعَبَّاسِ عِنْدَ اللَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى لَمَنْزِلَةً يَغْبِطُهُ بِهَا جَمِيعُ الشُّهَدَاءِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ.»

الخصال؛ ابن بابويه، محمد بن على، محقق/ مصحح: غفارى، على اكبر، ناشر: جامعه مدرسين، ج1، ص68

«وَ فَدَى أَخَاهُ بِنَفْسِهِ» جان خودش را برای برادرش فدا کرد حتی این که آن شخص «قُطِعَتْ يَدَاهُ» دستانش قطع شد در مورد قمر بنی هاشم (علیه السلام) خداوند بدل و جایگزینی به او می دهد همان طور که به جعفر داد «وَ إِنَّ لِلْعَبَّاسِ عِنْدَ اللَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى لَمَنْزِلَةً» امام حسین نه سردار امام حسین در روز عاشوراء مقام و منزلتی نزد خداوند دارد که به آن مقام و منزلت همه شهداء روز قیامت غبطه می خورند.

حمزه سید الشهداء هم بر اساس این روایت به مقام قمر بنی هاشم غبطه می خورد، معنای غبطه هم مشخص است، لذا می گوییم حسادت مذموم است در حسادت چیزی که دیگری دارد من ندارم می گویم ای کاش او هم نداشت.

غبطه این است که می گویم عجب جایگاهی داشت و یا دارد، عجب نعمتی شامل حالش شده است کاش من هم آن نعمت را می داشتم. حتی حمزه سید الشهداء احد هم به مقام حضرت عباس در روز قیامت غبطه می خورد مقام امام حسین که جای خود دارد و بماند که مسئله اش به چه شکلی است. به نظرم این روایت خیلی مسئله را واضح و شفاف می کند.

از این ها که بگذریم آن چیزی که در مورد حمزه شهید احد فرمود بروید برایش گریه کنید.

«لكن حمزة لا بواكي له»

المصنف؛ اسم المؤلف: أبو بكر عبد الرزاق بن همام الصنعاني الوفاة: 211، دار النشر: المكتب الإسلامي - بيروت - 1403 ، الطبعة : الثانية، تحقيق: حبيب الرحمن الأعظمي، ج 3، ص 561

«فقال رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم وَلَكِنْ حَمْزَةُ لاَ بواكي له قال ثُمَّ نَامَ فَاسْتَنْبَهَ وَهُنَّ يَبْكِينَ قال فَهُنَّ الْيَوْمَ إِذاً يَبْكِينَ يَنْدُبْنَ بِحَمْزَةَ»

مسند الإمام أحمد بن حنبل؛ اسم المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبدالله الشيباني الوفاة: 241، دار النشر: مؤسسة قرطبة – مصر، ج2، ص40، ح4984

پیامبر (صلی الله علیه واله وسلم) قبل از شهادت امام حسین (علیه السلام) بر اساس روایات شیعه و اهل سنت برای امام حسین (علیه السلام) بارها گریه کردند.

امیر المؤمنین علی (علیه السلام) قبل از شهادت امام حسین (علیه السلام) زمانی که با جمعی داشتند می رفتند در فرات رسیدند گریه کردند. این که پیامبر (صلی الله علیه واله وسلم) گریه کردند و توصیف کردند در آن جا چه اتفاقاتی می افتد گزارش‌های در این زمینه داریم و مردم هم با پیامبر برای ابا عبدالله الحسین (علیه السلام) گریه می‌کردند.

این که امام صادق (علیه السلام) سید الشهداء فرمود این سید الشهداء است، مشخص می شود که پیامبر اسلام سید الشهداء نامگزاری می کند من الاولین والاخرین فی الدنیا والاخره است.

در زمان حضرت حمزه سید الشهدا که حضرت امام حسین (علیه السلام) شهید نشدند، ولی وقتی بنا شد همه شهداء، انبیاء و اوصیا، افراد عادی، جهنمی و بهشتی همه در قیامت یک جا جمع شدند جایگاه واقعی در قیامت مشخص می شود فلذا حضرت زهرا (سلام الله علیها) سیدة النساء اهل الجنه که می شود مشخص است که از حضرت مریم بالاتر است. حضرت مریم (سلام الله علیها) هم در قیامت و در بهشت است.

 مقام و رتبه سید الشهداء و مقام حضرت عباس چرا اصلا سید الشهداء می گوییم مقام قمر بنی هاشم مقام غبطه امثال حمزه سید الشهداء در احد است. مقام حمزه (علیه السلام) هم سر جای خودش ما از مقام ایشان کم نمی کنیم کما این که مقام حضرت مریم مقدس با مقام حضرت زهرا (سلام الله علیها) کاهش پیدا نمی کند.

اما واقعیت این است که امام حسین (علیه السلام) خاصتا سید الشهداء نام گزاری شده و این لقب به ایشان داده شده و تأکید روی این لقب شده و ما هم ان شاء الله مثل ائمه معصومین (علیهم السلام) بر این لقب تأکید و پا فشاری می کنیم.

مجری:

جناب اقای دکتر ممنونم خیلی استفاده کردیم و ممنون از شما بینندگان عزیز که ما را تا این لحظه همراهی فرمودید، یک بخشی را ببینیم و بعد در خدمت شما هستیم.

(میان برنامه)

مجری:

صلی الله علیک یا ابا عبدالله، ان شاءالله عزاداری‌هایتان قبول باشد، خداوند این محرم و صفر را، محرم و صفر آخرمان قرار ندهد باز هم زنده باشیم و بتوانیم این ایام را درک کنیم واقعا رزق و روزی کل سال ما از عشق و علاقه اهل بیت (علیهم السلام) است، امیدواریم که عمری داشته باشیم و بتوانیم عرض ادب کنیم.

جناب استاد! در بخش پایانی برنامه در خدمت تان هستیم، شرح صفات امام حسین (علیه السلام) که سید الشهداء نامیده می شد را اشاره کردید اگر باز نکاتی است بفرمایید در خدمت تان هستیم.

استاد حسینی:

به روی چشم از شما متشکرم! این جا یک سری اشاراتی به برخی از شباهت‌های که بین حمزه سید الشهداء احد و حضرت سید الشهداء ابا عبدالله الحسین (علیه السلام) بود اشاره کردیم. میان برنامه که پخش شد شعری که حاج محمود کریمی می خواندند اشاره ای به زیارت ناحیه مقدسه داشتند.

زیارت ناحیه مقدسه یا از امام هادی (علیه السلام)، یا از امام زمان (علیه السلام) است. تعبیر ناحیه مقدسه را علما عموما امام مهدی (علیه السلام) را گرفتند که فرقی در حجیتش ندارد. اما یک تعبیری در آن امده است برای عزیزانی که می خواهند پژوهش کنند ببینیم به چه نتیجه ای می رسند، فقط این مطلب را عرض می کنم و از کنارش آرام رد می شوم.

تعبیری در زیارت ناحیه مقدسه داریم، در خصوص صحرای کربلا و اجسادی که باقی مانده بود و حیواناتی که در آن بیابان بودند، و تعبیری را از پیامبر اسلام (صلی الله علیه واله وسلم) در خصوص حمزه سید الشهداء داریم و همین مسئله حیوانات درنده. اگر دوستان خواستند این ها را کنار هم بگذارند ببینند چه اتفاقی بود که برای حمزه سید الشهداء نیفتاد اما برای ابی عبدالله الحسین سید الشهداء روز قیامت افتاد؟ این یک مسئله.

شباهت‌های دیگری هم بود خیلی جالب است بدانید ابی عبدالله الحسین کنار نحر به شهادت رسید، حضرت حمزه هم کنار نحر به شهادت رسید، محراس یک منطقه ای در احد است و نحری بود اصلا شهید محراس که گفته می شد منظور حمزه سید الشهداء احد بود.

امام حسین (علیه السلام) هم در کنار نحر بود منتها حمزه این قدر تشنه نبود که ابا عبدالله الحسین تشنه بود.

دو نفری به قلب دشمن زدند، بر اساس مقاتل چند تا از مقاتل دست اول را که بررسی می کنیم قمر بنی هاشم (علیه السلام) تنهایی به دل دشمن در حمله اخر نزد بلکه با ابا عبدالله الحسین (علیه السلام) باهم رفتند و به دل دشمن زدند. در جنگ احد امیر المؤمنین از حمزه سید الشهداء دفاع می کردند اما قمر بنی هاشم را نگذاشتند دفاع کند. با نامردی خیلی زیادی آمدند حمله کردند و دستان حضرت را قطع کردند. براساس برخی از مقاتل پاها را هم قطع کردند.

هردو تک و تنها افتادند، توانستند لباس از تن حمزه سید الشهداء در بیاورند و ایشان را با آن وضعیت بیندازند که بعد کفن بشود. منتها وقتی امام حسین (علیه السلام) تنها افتاد کسی سراغش نمی رفت کسی نداشت که برود همه به شهادت رسیده بودند و فقط خانواده اش مانده بود که حمله کردند و آن‌ها را هم اسیر گرفتند.

هردو را با نامردی انداختند، در مورد حمزه پنهان شدند هُل دادند و روی زمین افتاد، ابی عبدالله الحسین (علیه السلام) در هنگام حمله آن لحظه نبود در هنگام کنار زدن خون از صورت و پیشانی مقدس بود که آن اتفاق برای شان افتاد.

در هردو بحث غارت جامه و این مسائل بود، هردو را مثله کردند در مورد حمزه قلب و جگر را خواستند برون بیاورند که «آکلة الاکباد» هند جگر خوار نتوانست بخورد، وحشی فقط سینه حضرت حمزه را شکافت ولی برای ابا عبدالله الحسین (علیه السلام) وضعیتی گفته شده است...

نکته بعدی بحث عزاداری است در مورد حضرت حمزه سید الشهدا (علیه السلام) بحث عزاداری از جانب پیامبر داریم که فرمود «لا بواکی له» حضرت حمزه گریه کن ندارد، برای حمزه گریه کنید.

امام رضا (علیه السلام) نسبت به ابی عبدالله الحسین فرمود هر اتفاقی برایتان افتاد خواستید گریه کنید اصلا شروع گریه تان با یاد عزای امام حسین (علیه السلام) باشد، چرا که این داغ و غم تازه است هر اتفاقی برای آدم می افتد غم ابی عبدالله سید الشهداء دوباره زنده می شود.

هر غمی اصلا غم دنیایی، یک جایی از بدنت به جای خورد درد گرفت خواستی گریه کنی یاد ابا عبدالله الحسین بیفت و گریه کن هیچ مسئله ای که غمگینت کند پیش نمی آید الا اینکه امام حسین بالاتر از آن را بر جسم مبارک کشیده است.

چیزی که دل آدم را بیشتر از همه می سوزاند این است که در زمان شهادت حمزه سید الشهداء پیامبر بودند کسی به حریمش حمله نکرد، برای حمزه هم اتفاق خیلی بد بود ان شاء الله حضرت حمزه سید الشهدا (علیه السلام) روز قیامت شفیع ما باشد اما نگران حمله به خانواده و اهل بیتش نبود.

ابی عبدالله الحسین (علیه السلام) تا لحظات آخر نگاهی به خیمه‌ها داشتند و در حد توان جسمی ظاهری مراقبت می کردند که کسی به خیمه‌ها حمله نکند. درد، غم و فشار این موضوع بر انسان کم از آن زخم‌ها واقعا نداشته باشد که باعث شد حضرت زینب کبرا (علیها السلام) که یادی از حضرت حمزه بکند و به رسول خدا عرض کند:

«يَا مُحَمَّدَاهْ هَذَا حُسَيْنٌ بِالْعَرَاء مُرَمَّلٌ بِالدِّمَاءِ مَقَطَّعُ الْأَعْضَاءِ وَ بَنَاتُكَ سَبَايَا إِلَى اللَّهِ الْمُشْتَكَى‏»

نام كتاب: اللهوف على قتلى الطفوف / ترجمه فهرى‏؛ نويسنده: ابن طاووس، على بن موسى- فهرى زنجانى، احمد (تاريخ وفات مؤلف: 664 ق‏)، محقق / مصحح: ندارد، ناشر: جهان‏، تهران: 1348 ش، ص133

ماجرا قابل مقایسه نیست، ماجرای روز عاشورای امام حسین (علیه السلام) اصلا قابل مقایسه با حمزه سید الشهداء (علیه السلام) نیست. ان شاءالله حضرت حمزه (علیه السلام) روز قیامت شفیع ما باشد تا بتوانیم یک مقدار به امام حسین (علیه السلام) نزدیک بشویم، برای ما واسطه باشد و ما برای حضرت حمزه هم می توانیم عزاداری کنیم منتها هر وقت خواستیم برای حضرت حمزه عزاداری کنیم مقدمه ای عزاداری برای امام حسین (علیه السلام) است.

این ایام، ایامی است که عزیزان شیعه به زیارت اربعین مشرف می شوند، زیارت اربعین یک زیارت شیعی است، یک کنگره عظیم شیعی است البته دیگران هم می آیند ما که صاحب آن‌جا نیستیم صاحبش خود ابا عبدالله الحسین (علیه السلام) است، کسانی که دل شان از ادیان و مذاهب دیگر راهی می شوند درست ولی زیارت اربعین ماهیتش شیعی است.

ان شاءالله اولا بتوانیم به این زیارت مشرف بشویم، و ثانیا بتوانیم از برکاتش استفاده کنیم و ثالثا این برکات برای ما بماند آن هم مهم است اگر جایی برویم برکت کسب کنیم و آن را حفظ نکنیم بد است. عبرات‌های که در مورد بنی اسرائیل و دیگران گفتیم خدا نکند یک زمان بر سر ما بیاید.

خداوند ان شاءالله به حق حمزه سید الشهداء (علیه السلام) خیر بدهد به هرکسی که برای ابا عبدالله عزاداری می کند.

مجری:

جناب دکتر از شما خیلی ممنون و سپاسگزارم، واقعا حال و هوای استدیو حال و هوای حسینی بوده و است یک موکبی هم ما این جا داشتیم و داریم الحمدلله که برکت نام مقدس امام زمان (علیه السلام) و برنامه مع امام منصور است خودشان قبول کنند و خودشان پشت و پناه ما باشند و بتوانیم که عرض ادبی داشته باشیم و به قول حضرتعالی ذخیره داشته باشیم و بتوانیم این حال و هوا را حفظ کنیم.

خوشا به سعادت کسانی که در این ایام خیلی وقت‌ها قدم‌های که بر می دارند اصلا لحظه به لحظه اش جز عشق به امام حسین چیز دیگر نیست، خیلی وقت‌ها می بینیم پیره مردی که با کمر خمیده دارد راه می رود به ایشان می گویند بیا وسیله است سوار شو چرا پیاده راه می روی؟ قبول نمی کند دوست دارد پیاده برود.

در این راه پیره مرد، پیره زن جوان همه به عشق امام حسین می روند و سفری است که هیچ وقت فراموش نمی شود و دوست دارند تا جان و نفس دارند این مسیر را به عشق امام حسین (علیه السلام) بروند. ان شاءالله خداوند عنایت کند بتوانیم موثر باشیم.

استاد حسینی:

فقط یک نکته را عرض کنم چون اجحاف در حق عزیزان و دوستان نباشد ما این جا جلوی دوربین می آییم عزیزان بیننده ما را می بینند و تصور ممکن است برای شان این باشد که این ها دارند این برنامه را اجرا می کنند واقعا برای دوستان اطاق فرمان دعا کنیم می خواهیم دوستان از ته دل برای شان دعا کنند به هرحال مشقت‌های دارد وقتی برنامه زنده داریم دوستان هم زحمت می کشند حضور دارند و کار انجام می دهند این ساعتی است که باید پیش خانواده شان باشند این جا می آیند و زحمت می کشند با حداقل امکاناتی که در مقایسه با جاهای دیگر و شبکه‌های وهابی است دارند کار می کنند برای این دوستان هم حداقل به خاطر ما دعا کنید.

همه کسانی که زحمت می کشند، تنها ما نیستیم بعضی وقت‌ها دیگرانی که هستند بیشتر از ما دارند زحمت می کشند تا برنامه به خوبی اجرا بشود.

مجری:

زحمت اصلی روی دوش این دوستان است که دیده نمی شوند و واقعا که خدا از همه شان به نحو احسن قبول کند، خداوند توفیق شان بدهد. جناب استاد از شما ممنونیم خیلی استفاده کردیم و همچنین از شما بینندگان عزیز هم سپاسگزاریم که با ما همراه بودید امیدوارم که برنامه مورد توجه تان قرار گرفته باشد.

 این نکته را در نظر داشته باشید که هدف برنامه، هدف همه دوستان و کارشناس برنامه که تشریف می آورند و ساعت‌ها وقت می گذارند و مطالعه می کنند با تمام انرژی برنامه را اجرا می کنند همه هم و غم مان و هدف مان این است که بتوانیم در خدمت شما بینندگان عزیز و همه مان در خدمت اهل بیت و قرآن باشیم.

خیلی ممنون که ما را همراهی فرمودید تا یک برنامه و فرصت دیگر که بازهم توفیق بشود در خدمت شما باشیم همه شما عزیزان را به خدای بزرگ می سپاریم خدا یار و نگهدار!


مع اِمامٍ مَنْصُورٍ _ویژه برنامه ایام عزاداری حضرت سید الشهداء علیه السلام>

حق قرآن برتری اهل بیت ع تورات و انجیل تعبیر سید سید الشهداءع حضرت حمزه ع زیارت ناحیه مقدسه