خورشید کعبه - ویژه برنامه ولادت حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام

قسمت سوم ویژه برنامه خورشید کعبه با کارشناسی حجت الاسلام جباری


 بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

برنامه خورشید کعبه 15 11 1401 (قسمت سوم)

عنوان: ویژه برنامه ولادت حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام

استاد: حجت الاسلام والمسلمین دکتر جباری

مجریان: آقای سید محمد صفایی و اقای سجاد اکبری

کلیدواژها:

ولادت؛ حضرت امیرالمومنین علی(سلام الله علیه)؛ پیامبر اکرم (صلی الله علیه واله وسلم)؛ پدر امت؛ ولادت در کعبه؛ کتب اهل تسنن؛ ناله شیطان؛ کنیه ابوالقاسم؛ وصی!

آقای صفایی:

ها علیٌّ بشرٌ کیفَ بشر * ربُّه فیه تَجَلّى وظَهَر

علی آمد بشر اما چه بشر * بشری کوست خدا را مظهر

هو وَالمَبْدَأُ شمسٌ و ضیاء * هو والوَاجِبُ نورٌ وقَمَر

علی و حق چو ضیاء و خورشید * علی و حقّ به‌مَثَل نور و قمر

اُذُنُ اللهِ وعَیْنُ الباری * یا له صاحبُ سَمْعٍ وبَصَر

خود، علی گوش و علی چشم خداست * ای عجب حقّ بوَدش سمع و بصر

مَا هو اللهُ ولکنْ مَثَلا * مَعَه اللهُ کَنارٍ وحَجَر

مَثَل حقّ بُوَد او نیست خدا * لیک با اوست چو سنگ آذر

جنسُ الاَجْناسِ علیٌّ وبَنُوه * نوعُ الانْواعِ إلَی الحادی عَشَر

جنس الاجناس علی و ابناش* نوع الانواع یک و دَه بشمر

فلکٌ فى فلکٍ فیه نُجُوم * صَدفٌ فى صدفٍ فیه دُرَر

فلکی در فلکی پر انجم * صدفی در صدفی پر گوهر

حُبُّه مَبْدَأ خُلْدٍ و نِعیم *‌ بُغْضُه مَنْشأ نارٍ وسَقَر

مهر او باعث جنّات نعیم* کین او مورث نار است و سقر

مَن له صاحبةٌ کّالزَّهراء * أو سَلیلٌ کشُبیر وشَبر

خود که را هست چو زهرا همسر *یا دو فرزند چو شبیر و شُبَّر

یا علی عَبدُکَ یَغدُو یَروح * مِن مَعاصیه بخوفٍ و خَطَر

یا علی، بنده‌ات اندر شب و روز * باشد از خوف معاصی به خطر

طالَ ما یأمُلُ منک نظرا * هَل أتی مُرتَقِبٌ مِنْک نَظَر

دیرگاهی است امیدش نگهی است * از تو آیا رَسَد اینش آخر؟

لِذَراریکَ صلوةٌ و سَلام * شارِقُ العالَمِ ما لاحَ و ذَرّ

باد بر آلِ کِرام‌ات صلوات * تا که خور می‌زند از مشرق سر

لِحُماکَ نَفَحاتُ البَرَکات * کُلَّما جاءَ نسیمٌ بِسَحَر.

بر طرفدار تو بادا برکات * می‌وزد تا که نسیمی به سحر

آقای اکبری:

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِه‏ مُحَمَّد وَ عَجِّلْ فَرَجَهُم؛ عرض سلام، ادب، احترام و ارادت ویژه دارم حضور یکایک شما عزیزان و ارجمندان بیننده ویژه برنامه خورشید کعبه به ویژه برنامه امشب خیلی خوش آمدید.

 ولادت سراسر نور، سعادت، میمنت و نورانیت حضرت امیر المؤمنین، اسد الله الغالب علی ابن ابی طالب (صلوات الله و سلامه علیه) را ابتدا محضر حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) و همچنین شما محبان آن حضرت تبریک، تهنیت و شادباش عرض بکنم.

ان شاء الله هر جای جهان هستید از هر طریقی و به هر شکلی بیننده این قاب جهانی هستید دل هایتان چراغانی شده باشد لب هایتان خندان باشد در این مناسبت فرخنده!

آقای صفایی:

بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ وَبِهِ نَسْتَعين اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِه‏ مُحَمَّد وَ عَجِّلْ فَرَجَهُم وَاحْشُرْنَا مَعَهُمْ والْعَنْ اَعْدائَهُمْ، السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا أَمِينَ اللَّهِ فِي أَرْضِهِ وَ حُجَّتَهُ عَلَى عِبَادِهِ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ‏(سلام الله علیه)

بنده هم عرض سلام و ادب و احترام دارم خدمت شما بینندگان عزیز و ارجمند تبریک و شادباش عرض می کنم روز ولادت با سعادت مولی الموحدین امیر المؤمنین علی ابن ابی طالب (صلوات الله علیه)، مردترین مرد عالم را به محضر تمام مردان و پدران عزیز و ارجمند ان شاء الله که عیدی ما به زودی زود فرج آل محمد (صلوات الله علیهم اجمعین) باشد.

عرض قبولی طاعات و عبادات دارم در این روز که اولین روز از ایام البیض بود از همه شما عزیزان التماس دعای فرج و دعای خیر داریم. عزیزان و خدمت گزاران تان در شبکه جهانی حضرت ولی عصر (ارواحنا فداه) را از دعای خیرتان فراموش نکنید، امشب هم در آخرین شب از ویژه برنامه خورشید کعبه با بخش‌های متنوعی که عزیزان تدارک دیده اند تا پایان برنامه با ما همراه باشید.

...به بخش کارشناسی اول می رسیم، در خدمت استاد ارجمند تاریخ و سیره کارشناس عالیقدر و نام آشنای شبکه جناب حجة‌ الاسلام و المسلمین دکتر جباری باشیم و از مباحث شان استفاده کنیم، حاج آقا سلام علیکم اسعد الله ایامکم

استاد جباری:

علیکم السلام و رحمة الله، بسم الله الرحمن الرحیم عرض سلام و ادب دارم خدمت شما و همه بینندگان عزیز این برنامه هر جایی که شرف حضور دارند. عرض تبریک این مناسبت بسیار بزرگ و روز پدر را، پدر امت همان طور که اشاره فرمودید ان شاء الله حق فرزندی را بتوانیم ادا بکنیم. امیر المؤمنین نسبت به امت حق پدری را ادا می کنند چنان که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) همین طور.

ان شاء الله بتوانیم فرزندان شایسته ای برای آن حضرت باشیم اداء تکلیف بکنیم وظایفی که در قبال آن بزرگوار داریم شکرانه نعمت تشیع، ولایت و محبتی که خداوند متعال به ما عطا کرده، بسیاری از این نعمت محروم هستند ان شاء الله حداقل مثل امروزی بتواند بهانه ای بشود بر این که به این نعمت توجهی بکنیم. آن چه که هر یک از ما به نوبه خودمان وظیفه داریم بتوانیم ادا بکنیم.

آقای صفایی:

ان شاء الله خیلی ممنون و متشکرم مباحثی که در خدمت حضرتعالی هستیم عموماً مباحث تاریخی است هر وقت بنده در محضر شما بودم نکته های ارزنده ای را آموختم. چنان نکاتی را می فرمایید کمتر شاید مطرح شده باشد، جا دارد امشب که شام ولادت آقا امیر المؤمنین هست از ولادت حضرت بفرمایید این که چه اتفاقاتی افتاد و رابطه آقا امیر المؤمنین و پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم)، این رابطه برادری، این رابطه اخوت و همچنین پدری امت همه این ها را ان شاء الله امشب در محضر شما می آموزیم.

استاد جباری:

چون دیشب هم برنامه آیینه تاریخ را در خدمت عزیزان بیننده بودیم به مناسبت با تفصیل روایت منقول از امام صادق (سلام الله علیه) که البته عرض شد روایت مربوط به ولادت امیر المؤمنین در کعبه را بسیاری از شیعه و اهل سنت نقل کردند با تفصیل هم نقل شده است. منتها ویژگی آن روایتی که دیشب از امالی مرحوم شیخ طوسی اشاره کردیم این که از لسان امام صادق (سلام الله علیه)، «عن آبائه» نقل شده است.

این که در لحظه ورود جناب فاطمه بنت اسد (سلام الله علیها) به مسجد الحرام و آن نجوایی که در کنار خانه کعبه با خداوند متعال دارد این که خدا را قسم می دهد به این مولود و ولدی که در شکم دارد و این که او با من سخن می گوید با او انس می گیرم و می دانم که او آیه ای از آیات توست. می گوید سرش را به سمت آسمان بلند کرد خدا را با حق این مولود قسم داد با این اوصاف که این وضع حمل را برایم آسان بگردانی.

«قَالَ الْعَبَّاسُ بْنُ عَبْدِ الْمُطَّلِبِ وَ يَزِيدُ بْنُ قَعْنَبٍ: لَمَّا تَكَلَّمَتْ فَاطِمَةُ بِنْتُ أَسَدٍ وَ دَعَتْ بِهَذَا الدُّعَاءِ، رَأَيْنَا الْبَيْتَ قَدِ انْفَتَحَ مِنْ ظَهْرِهِ، وَ دَخَلَتْ فَاطِمَةُ فِيهِ، وَ غَابَتْ عَنْ أَبْصَارِنَا، ثُمَّ عَادَتِ الْفَتْحَةُ وَ الْتَزَقَتْ بِإِذْنِ اللَّهِ (تَعَالَى)، فَرُمْنَا أَنْ نَفْتَحَ الْبَابَ لِيَصِلَ إِلَيْهَا بَعْضُ نِسَائِنَا، فَلَمْ يَنْفَتِحِ الْبَابُ، فَعَلِمْنَا أَنَّ ذَلِكَ أَمْرٌ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ (تَعَالَى)، وَ بَقِيَتْ فَاطِمَةُ فِي الْبَيْتِ ثَلَاثَةَ أَيَّامٍ. قَالَ: وَ أَهْلُ مَكَّةَ يَتَحَدَّثُونَ بِذَلِكَ فِي أَفْوَاهِ السِّكَكِ، وَ تَتَحَدَّثُ الْمُخَدَّرَاتُ فِي خُدُورِهِنَّ. قَالَ: فَلَمَّا كَانَ بَعْدَ ثَلَاثَةِ أَيَّامٍ انْفَتَحَ الْبَيْتُ مِنَ الْمَوْضِعِ الَّذِي كَانَتْ دَخَلَتْ فِيهِ، فَخَرَجَتْ فَاطِمَةُ وَ عَلِيٌّ (عَلَيْهِ السَّلَامُ)»

الأمالي (للطوسي)؛ نویسنده: طوسى، محمد بن الحسن، ناشر: دار الثقافة، مصحح: ندارد، ص707

عباس ابن عبد المطلب عموی پیامبر اکرم و یزید ابن قعنب شاهد آن صحنه هستند و امام صادق (سلام الله علیه) هم اشاره به این می کنند این ها، آن جا نشسته بودند و گروهی از بنی هاشم بین آن ها بودند منتها این ها نقل می کنند و امام صادق از این ها نقل می کند. می گوید وقتی دیوار کعبه شکافته شد

«إنفتح البیت نظرت باب البیت»

این درواقع رد می کند بعضی از گزارش های را که سعی کردند بگویند در خانه کعبه گشوده شد و از در وارد شد. بناست بحث ولادت حضرت خارق العاده باشد کاملاً متوجه شدند دیوار از سمت مقابل در ورودی کعبه یعنی سمت مستجار شکافته شد. عزیزانی که مشرف شدند کنار رکن یمانی بخش دیوار چسبیده به رکن یمانی مستجار معروف است محلی که گناهکاران پناه به آن جا می برند.

آن جا شکافته شد و وارد شد و دیوار التیام پیدا کرد می گویند رفتیم هر چه کردیم در را با باز بکنیم ممکن نشد فهمیدیم «أَمْرٌ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ (تَعَالَى)» این عنایت الهی و امر خاصی است ولذا دست بر داشتیم منتظر شدیم ببینیم که چه رخ خواهد داد؟ این خبر تا سه روز در مکه پیچید و زبانزد شده بود زن ها درون «الْمُخَدَّرَاتُ فِي خُدُورِهِنَّ» خانه ها سخن می گفتند بعد از سه روز فاطمه بنت اسد از همان قسمتی که شکافته شده بود دوباره دیوار باز شد و از همان جا خارج شد.

مشخص است که خداوند متعال می خواهد به بشریت و جهان اعلام کند که این طفلی که الان متولد شد از بدو ولادتش تا زمان شهادتش وجود برگزیده من، مصطفی و مجتبی هست. گرچه این القاب، القاب رسول خدا (صلی الله علیه و آله) هست اما امیر المؤمنین نفس پیامبر هست ولذا او هم برگزیده هست.

چنین ولادتی که خاص امیر المؤمنین (سلام الله علیه) هست و در تاریخ به اقرار شیعه و اهل سنت؛ شیعه که در این قسمت متفق هستند تعدادی از عالمان اهل سنت هم اقرار به این کرده اند که این خاص امیر المؤمنین هست.

 روایات ما درباره ولادت حضرت درون کعبه در لسان اهل سنت بخشی از آن روایتی هست که تصریح کردند

«عَلِيٌّ وُلِدَ فِي الْكَعْبَة»

اما این های که تصریح کردند که «لم یولد في الکعبة غیر علي» در بخشی از این گزارش ها از اهل سنت هست.

«وکان ولد فی الکعبة ولم یولد فیها خلیفة غیر امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب علیه السلام»

تاریخ موصل؛ ازدی، ابوزکریا، کتاب الثالث عشر، ص۵۸.

شیعه در این قسمت متفق هستند بخشی از اهل سنت این تصریح را دارند که در کعبه غیر از علی کس دیگری متولد نشده است در طول تاریخ هیچ گزارشی نه قبل و نه بعد از امیر المؤمنین درباره ولادت درون کعبه نیامده است.

 نکته ای را دیشب هم عرض کردم حاکم نیشابوری وقتی که در میان عالمان اهل سنت تصریح می کند به این که:

«فقد تواترت الأخبار أن فاطمة بنت أسد ولدت أمير المؤمنين علي بن أبي طالب كرم الله وجهه في جوف الكعبة»

المستدرك على الصحيحين؛ اسم المؤلف: محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاكم النيسابوري الوفاة: 405 هـ، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت - 1411هـ - 1990م، الطبعة: الأولى، تحقيق: مصطفى عبد القادر عطا، ج3، ص550، ح6044

اخبار متواتر هست درباره این که فاطمه بنت اسد، علی را درون کعبه متولد کرد. دیشب هم اشاره کردم حاکم نیشابوری کسی است که مستدرک بر صحیحین می نویسد. صحیح بخاری و مسلم یعنی کسی است که دارد به با زبان بی زبانی به بخاری و مسلم که دو عالم برجسته محدث اهل سنت هستند می گوید این روایاتی که من آوردم شما شایسته بود باید می آوردید و نیاوردید طبق شرط خودتان باید می آوردید. به تعبیری روی دست آن ها بلند شده از این باب که چنین کسی می گوید «وقد تواترت الأخبار» اخبار متواتر هستند.

 وقتی که چنین گزارشی داده می شود طبیعتاً باید در دوره حاکم نیشابوری که دوره حیاتش نیمه دوم قرن چهارم و اول قرن پنجم بود باید در متون روایی و تاریخی اهل سنت فراوان در حد تواتر آمده باشد. تواتر یعنی یک خبری این قدر فراوان نقل شده که هیچ شکی درباره آن نیست یعنی علم آور و یقین آور است. باید این قدر نقل شده باشد که هیچ کس تردیدی نمی کند الان آن اخبار کجاست؟

ولذا خود این یکی از شواهد هست که خیلی از گزارش های مربوط به فضائل امیر المؤمنین (سلام الله علیه) مورد دستبرد قرار گرفت، نابود و کتمان کردند، تحریف کردند و تغییر دادند، این جنایت فرهنگی را در خصوص امیر المؤمنین (سلام الله علیه) انجام دادند ولی به هر حال نتوانستند این نور را خاموش بکنند با تمام این غرض ورزی ها تا عصر حاضر یک چنین گزارشی در متون اهل سنت و هم شیعه ماند.

به هر حال ولادت حضرت در کعبه فضیلت خاصی است برای هیچ کس اتفاق نیافتد. دیشب اشاره کردم عزیزانی که برنامه آیینه تاریخ را ملاحظه فرمودند به این که حتی این مسئله که این قدر قطعی است روایات تواتر در آن هست باز مورد سوء نظر و دستبرد قرار گرفت و خواستند شبیه سازی بکنند اشاره کردم بعضی هایشان آمدند عمدتاً آل زبیر هستند برای حکیم ابن حزام ابن خویلد ابن اسد ابن عبد العزی او ادعا کرد او هم به خاطر این که از جهت نسبی پسر عموی پدرشان، زبیر بود و گفتند او هم درون کعبه متولد شد در حالیست که اشاره شد او چه فضیلتی دارد؟

او کسی بود که تا فتح مکه، اسلام نیاورد، بعد از آن از روی اکراه اسلام آورد جزو طلقاء محسوب می شود بعد از آن جزو محتکرین طعام بعد از اسلامش نامش آمده، بعد از آن خیلی جانب امیر المؤمنین نبود عثمانی الهواء بود یک چنین سوابقی درباره اش نقل شده است. منظور این که خیلی مفتضحانه آمدند و تلاش کردند فضائل امیر المؤمنین را انکار کنند و به دیگران نسبت بدهند.

این در ارتباط با مسئله ولادت امیر المؤمنین؛ قصد داشتم امشب یک مقدار به رابطه خاص امیر المؤمنین با رسول خدا (صلی الله علیه و آله) اشاره بکنم در بدو ولادت فاطمه بنت اسد وقتی که از کعبه خارج شد با مردمی مواجه شد که آمدند از او سوال کردند چه اتفاقی افتاد؟ در حالی که علی (علیه السلام) در آغوشش بود اینی که الان می خوانم از امالی شیخ طوسی، صفحه 706 دیشب فقط این قسمتش را اشاره کردم

«فَخَرَجَتْ فَاطِمَةُ وَ عَلِيٌّ (عَلَيْهِ السَّلَامُ) عَلَى يَدَيْهَا، ثُمَّ قَالَتْ: مَعَاشِرَ النَّاسِ، إِنَّ اللَّهَ (عَزَّ وَ جَلَّ) اخْتَارَنِي مِنْ خَلْقِهِ، وَ فَضَّلَنِي عَلَى الْمُخْتَارَاتِ مِمَّنْ مَضَى قَبْلِي، وَ قَدِ اخْتَارَ اللَّهُ آسِيَةَ بِنْتَ مُزَاحِمٍ فَإِنَّهَا عَبَدَتِ اللَّهَ سِرّاً فِي مَوْضِعٍ لَا يُحَبُّ أَنْ يُعْبَدَ اللَّهُ فِيهِ إِلَّا اضْطِرَاراً، وَ مَرْيَمَ بِنْتَ عِمْرَانَ حَيْثُ اخْتَارَهَا اللَّهُ، وَ يَسَّرَ عَلَيْهَا وِلَادَةَ عِيسَى، فَهَزَّتِ الْجِذْعَ الْيَابِسَ مِنَ النَّخْلَةِ فِي فَلَاةٍ مِنَ الْأَرْضِ حَتَّى تُسَاقِطَ عَلَيْهَا رُطَباً جَنِيًّا، وَ إِنَّ اللَّهَ (تَعَالَى) اخْتَارَنِي وَ فَضَّلَنِي عَلَيْهِمَا، وَ عَلَى كُلِّ مَنْ مَضَى قَبْلِي مِنْ نِسَاءِ الْعَالَمِينَ، لِأَنِّي وَلَدْتُ فِي بَيْتِهِ الْعَتِيقِ، وَ بَقِيتُ فِيهِ ثَلَاثَةَ أَيَّامٍ آكُلُ مِنْ ثِمَارِ الْجَنَّةِ وَ أَوْرَاقِهَا، فَلَمَّا أَرَدْتُ أَنْ أَخْرُجَ وَ وَلَدِي عَلَى يَدَيَّ هَتَفَ بِي هَاتِفٌ وَ قَالَ: يَا فَاطِمَةُ، سَمِّيهِ عَلِيّاً، فَأَنَا الْعَلِيُّ الْأَعْلَى، وَ إِنِّي خَلَقْتُهُ مِنْ قُدْرَتِي، وَ عِزِّ جَلَالِي، وَ قِسْطِ عَدْلِي، وَ اشْتَقَقْتُ اسْمَهُ مِنْ اسْمِي، وَ أَدَّبْتُهُ بِأَدَبِي، وَ فَوَّضْتُ إِلَيْهِ أَمْرِي، وَ وَقَّفْتُهُ عَلَى غَامِضِ عِلْمِي، وَ وُلِدَ فِي بَيْتِي، وَ هُوَ أَوَّلُ مَنْ يُؤَذِّنُ فَوْقَ بَيْتِي، وَ يَكْسِرُ الْأَصْنَامَ وَ يَرْمِيهَا عَلَى وَجْهِهَا، وَ يُعَظِّمُنِي وَ يُمَجِّدُنِي وَ يُهَلِّلُنِي، وَ هُوَ الْإِمَامُ بَعْدَ حَبِيبِي وَ نَبِيِّي وَ خِيَرَتِي مِنْ خَلْقِي مُحَمَّدٍ رَسُولِي، وَ وَصِيُّهُ»

الأمالي (للطوسي)؛ نویسنده: طوسى، محمد بن الحسن، ناشر: دار الثقافة، مصحح: ندارد، ص707

علی (علیه السلام) در دستش بود و این جملات را خطاب به مردم گفت «مَعَاشِرَ النَّاسِ، إِنَّ اللَّهَ (عَزَّ وَ جَلَّ) اخْتَارَنِي مِنْ خَلْقِهِ وَ فَضَّلَنِي عَلَى الْمُخْتَارَاتِ مِمَّنْ مَضَى قَبْلِي، وَ قَدِ اخْتَارَ اللَّهُ آسِيَةَ بِنْتَ مُزَاحِمٍ فَإِنَّهَا عَبَدَتِ اللَّهَ سِرّاً فِي مَوْضِعٍ لَا يُحَبُّ أَنْ يُعْبَدَ اللَّهُ فِيهِ إِلَّا اضْطِرَاراً، وَ مَرْيَمَ بِنْتَ عِمْرَانَ حَيْثُ اخْتَارَهَا اللَّهُ، وَ يَسَّرَ عَلَيْهَا وِلَادَةَ عِيسَى، فَهَزَّتِ الْجِذْعَ الْيَابِسَ مِنَ النَّخْلَةِ فِي فَلَاةٍ مِنَ الْأَرْضِ حَتَّى تُسَاقِطَ عَلَيْهَا رُطَباً جَنِيًّا، وَ إِنَّ اللَّهَ (تَعَالَى) اخْتَارَنِي وَ فَضَّلَنِي عَلَيْهِمَا، وَ عَلَى كُلِّ مَنْ مَضَى قَبْلِي مِنْ نِسَاءِ الْعَالَمِينَ» خدا من را از میان خلقش بر گزید و من را بر زنان بر گزیده قبلی تفضیل داد هم جناب مریم (سلام الله علیها) و هم جناب آسیه همسر فرعون این ها بر گزیده هستند اما به مریم گفته می شود از مسجد خارج شو

(وَهُزِّي إِلَيكِ بِجِذْعِ النَّخْلَةِ تُسَاقِطْ عَلَيكِ رُطَبًا جَنِيا)

و اين تنه نخل را به طرف خود تکان ده، رطب تازه‌ اي بر تو فرو مي ‌ريزد!

سوره مریم (19): آیه 25

اما درون کعبه دعوت می شود با آن وضعیت داخل می شود پذیرایی می شود حضرت مریم در مسجد پذیرایی می شد وقتی برای عبادت می رفت

(فَتَقَبَّلَهَا رَبُّهَا بِقَبُولٍ حَسَنٍ وَأَنْبَتَهَا نَبَاتًا حَسَنًا وَكَفَّلَهَا زَكَرِيا كُلَّمَا دَخَلَ عَلَيهَا زَكَرِيا الْمِحْرَابَ وَجَدَ عِنْدَهَا رِزْقًا قَالَ يا مَرْيمُ أَنَّى لَكِ هَذَا قَالَتْ هُوَ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يرْزُقُ مَنْ يشَاءُ بِغَيرِ حِسَابٍ)

خداوند، او [= مريم‌] را به طرز نيکويي پذيرفت؛ و به طرز شايسته‌ اي، (نهال وجود) او را رويانيد (و پرورش داد)؛ و کفالت او را به «زکريا» سپرد. هر زمان زکريا وارد محراب او مي ‌شد، غذاي مخصوصي در آن جا مي‌ ديد. از او پرسيد: «اي مريم! اين را از کجا آورده‌ اي؟!» گفت: «اين از سوي خداست. خداوند به هر کس بخواهد، بي حساب روزي مي‌ دهد.»

سوره آل عمران (3): آیه 37

در آن سه روز طبق اقرار جناب فاطمه بنت اسد برای او هم یک چنین پذیرایی انجام می شد «لِأَنِّي وَلَدْتُ فِي بَيْتِهِ الْعَتِيقِ» فرزندم را در بیت عتیق متولد کردم «وَ بَقِيتُ فِيهِ ثَلَاثَةَ أَيَّامٍ» سه روز در آن جا ماندم «آكُلُ مِنْ ثِمَارِ الْجَنَّةِ وَ أَوْرَاقِهَا» از میوه های بهشتی برایم آورده می شد.

«فَلَمَّا أَرَدْتُ أَنْ أَخْرُجَ وَ وَلَدِي عَلَى يَدَيَّ» وقتی که می خواستم خارج بشوم فرزندم در دستم بود «هَتَفَ بِي هَاتِفٌ» یک ندائی شنیدم که که آن ندا گفت «وَ قَالَ: يَا فَاطِمَةُ، سَمِّيهِ عَلِيّاً» او را علی نام بگذار «فَأَنَا الْعَلِيُّ الْأَعْلَى، وَ إِنِّي خَلَقْتُهُ مِنْ قُدْرَتِي» به نحوی نشان می دهد فاطمه بنت اسد صوت مخلوقِ توسط خداوند متعال را درون کعبه شنیده است. خداوند با لسان خودش البته با خلق صوت با فاطمه بنت اسد سخن می گوید. نه این که فرشته ای واسطه باشد.

آقای صفایی:

در مورد حضرت مریم واسطه بود

استاد جباری:

بله جبرئیل می آمد این جا به روایت امام صادق «فَأَنَا الْعَلِيُّ الْأَعْلَى، وَ إِنِّي خَلَقْتُهُ مِنْ قُدْرَتِي وَ عِزِّ جَلَالِي، وَ قِسْطِ عَدْلِي» یعنی این علی نماد عدالت، عزت، جلال و قدرت من هست «وَ اشْتَقَقْتُ اسْمَهُ مِنْ اسْمِي» اسمش از اسم من بر گزیدم و اشتقاق کردم «وَ أَدَّبْتُهُ بِأَدَبِي» علی را با آداب و ادب خودم او را تربیت کردم «وَ فَوَّضْتُ إِلَيْهِ أَمْرِي، وَ وَقَّفْتُهُ عَلَى غَامِضِ عِلْمِي» و این که او بت ها را خواهد شکست.

در ادامه دارد وقتی که پیامبر با علی در قنداق مواجه شد علی بر چهره پیامبر (صلی الله علیه و آله) تبسم کرد در واقع همدیگر را در این عالم یافتند. چون ارواح شان قبل از آن توسط خداوند متعال خلق شد در این عالم وقتی که علی روحش حلول در این جسم کرد آمد و با پیامبر مواجه شد تبسم کرد خواندن آیات سوره مؤمنون هنوز قرآن نازل شد و اسلام نیامده است.

وجود بسیط قرآن کریم در علم الهی است خداوند متعال آن آیاتی که بناست بعدها نازل بشود

(قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ)

مؤمنان رستگار شدند

سوره مؤمنون (23): آیه 1

الان بر لسان علی جاری کرد بُعدی ندارد با قدرت و علم الهی همه این ها ممکن هست. اجمالاً اشاره ای به بحث ولادت بود.

 بحث دوران طفولیت خیلی جالب هست در خطبه 192 نهج البلاغه به نام خطبه قاصقه بلندترین خطبه نهج البلاغه هست آن جا فقرات فراوانی دارد اواخر آن خطبه خیلی پیام دارد که امیر المؤمنین وضعیت خودش را در طفولیت و رابطه اش با پیامبر را توصیف می کند. با این بیان

«أَنَا وَضَعْتُ فِي الصِّغَرِ بِكَلَاكِلِ الْعَرَبِ وَ كَسَرْتُ نَوَاجِمَ قُرُونِ رَبِيعَةَ وَ مُضَر وَ قَدْ عَلِمْتُمْ مَوْضِعِي مِنْ رَسُولِ اللَّهِ ص بِالْقَرَابَةِ الْقَرِيبَةِ وَ الْمَنْزِلَةِ الْخَصِيصَةِ وَضَعَنِي فِي [حَجْرِهِ‏] حِجْرِهِ وَ أَنَا وَلَدٌ [وَلِيدٌ] يَضُمُّنِي إِلَى صَدْرِهِ وَ يَكْنُفُنِي فِي فِرَاشِهِ وَ يُمِسُّنِي جَسَدَهُ وَ يُشِمُّنِي عَرْفَهُ وَ كَانَ يَمْضَغُ الشَّيْ‏ءَ ثُمَّ يُلْقِمُنِيهِ وَ مَا وَجَدَ لِي كَذْبَةً فِي قَوْلٍ وَ لَا خَطْلَةً فِي فِعْلٍ وَ لَقَدْ قَرَنَ اللَّهُ بِهِ (صلی الله علیه واله وسلم) مِنْ لَدُنْ أَنْ كَانَ فَطِيماً أَعْظَمَ مَلَكٍ مِنْ مَلَائِكَتِهِ يَسْلُكُ بِهِ طَرِيقَ الْمَكَارِمِ وَ مَحَاسِنَ أَخْلَاقِ الْعَالَمِ لَيْلَهُ وَ نَهَارَهُ وَ لَقَدْ كُنْتُ أَتَّبِعُهُ اتِّبَاعَ الْفَصِيلِ أَثَرَ أُمِّهِ يَرْفَعُ لِي فِي كُلِّ يَوْمٍ مِنْ أَخْلَاقِهِ عَلَماً وَ يَأْمُرُنِي بِالاقْتِدَاءِ بِهِ وَ لَقَدْ كَانَ يُجَاوِرُ فِي كُلِّ سَنَةٍ بِحِرَاءَ فَأَرَاهُ وَ لَا يَرَاهُ غَيْرِي وَ لَمْ يَجْمَعْ بَيْتٌ وَاحِدٌ يَوْمَئِذ فِي الْإِسْلَامِ غَيْرَ رَسُولِ اللَّهِ ص وَ خَدِيجَةَ وَ أَنَا ثَالِثُهُمَا أَرَى نُورَ الْوَحْيِ وَ الرِّسَالَةِ وَ أَشُمُّ رِيحَ النُّبُوَّةِ وَ لَقَدْ سَمِعْتُ رَنَّةَ الشَّيْطَانِ حِينَ نَزَلَ الْوَحْيُ عَلَيْهِ ص فَقُلْتُ يَا رَسُولَ اللَّهِ مَا هَذِهِ الرَّنَّةُ فَقَالَ هَذَا الشَّيْطَانُ قَدْ أَيِسَ مِنْ عِبَادَتِهِ إِنَّكَ تَسْمَعُ مَا أَسْمَعُ وَ تَرَى مَا أَرَى إِلَّا أَنَّكَ لَسْتَ بِنَبِيٍّ وَ لَكِنَّكَ لَوَزِيرٌ وَ إِنَّكَ لَعَلَى خَيْرٍ وَ لَقَدْ كُنْتُ مَعَهُ ص لَمَّا أَتَاهُ الْمَلَأُ مِنْ قُرَيْشٍ فَقَالُوا لَهُ يَا مُحَمَّدُ إِنَّكَ قَدِ ادَّعَيْتَ عَظِيماً لَمْ يَدَّعِهِ آبَاؤُكَ وَ لَا أَحَدٌ مِنْ بَيْتِكَ وَ نَحْنُ نَسْأَلُكَ أَمْراً إِنْ أَنْتَ أَجَبْتَنَا إِلَيْهِ وَ أَرَيْتَنَاهُ عَلِمْنَا أَنَّكَ نَبِيٌّ وَ رَسُولٌ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ عَلِمْنَا أَنَّكَ سَاحِرٌ كَذَّابٌ فَقَالَ ص وَ مَا تَسْأَلُونَ قَالُوا تَدْعُو لَنَا هَذِهِ الشَّجَرَةَ حَتَّى تَنْقَلِعَ بِعُرُوقِهَا وَ تَقِفَ بَيْنَ يَدَيْكَ فَقَالَ ص- إِنَّ اللَّهَ عَلى‏ كُلِّ 213 شَيْ‏ءٍ قَدِيرٌ فَإِنْ فَعَلَ اللَّهُ لَكُمْ ذَلِكَ أَ تُؤْمِنُونَ وَ تَشْهَدُونَ بِالْحَقِّ قَالُوا نَعَمْ قَالَ فَإِنِّي سَأُرِيكُمْ مَا تَطْلُبُونَ وَ إِنِّي لَأَعْلَمُ أَنَّكُمْ لَا تَفِيئُونَ إِلَى خَيْرٍ وَ [أَنَ‏] إِنَّ فِيكُمْ مَنْ يُطْرَحُ فِي الْقَلِيبِ وَ مَنْ يُحَزِّبُ الْأَحْزَابَ ثُمَّ قَالَ ص يَا أَيَّتُهَا الشَّجَرَةُ إِنْ كُنْتِ تُؤْمِنِينَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ وَ تَعْلَمِينَ أَنِّي رَسُولُ اللَّهِ فَانْقَلِعِي بِعُرُوقِكِ حَتَّى تَقِفِي بَيْنَ يَدَيَّ بِإِذْنِ اللَّهِ- [وَ الَّذِي‏] فَوَالَّذِي بَعَثَهُ بِالْحَقِّ لَانْقَلَعَت

همه می دانید جایگاه من را نسبت به پیامبر اکرم در آن قرب و نزدیکی که با پیامبر اکرم داشتم و جایگاه خاص «وَ الْمَنْزِلَةِ الْخَصِيصَةِ وَضَعَنِي فِي [حَجْرِهِ‏] حِجْرِهِ وَ أَنَا وَلَدٌ [وَلِيدٌ]» طفلی بودم پیامبر اکرم من را در دامانش قرار می داد. «يَضُمُّنِي إِلَى صَدْرِهِ» این مال چه زمان هست؟ می تواند مال دوران طفولیت باشد.

اشاره کوتاهی از جهت تاریخی نسبت به ولادت حضرت و دوران طفولیت حضرت بکنم چون دیشب اشاره کردم گذرا عرض می کنم. امیر المؤمنین طبق گزارش های شیعی آن چه که در روایات شیعه درباره تاریخ ولادت حضرت به لحاظ سال ده سال قبل از بعثت متولد شدند، بعضاً دوازده سال گفتند در متون اهل سنت اقوال دیگری وجود دارد آن چه که ترجیح دارد ده سال هست.

از این ده سال در شش سالگی به خانه پیامبر رفت یک بهانه ظاهری بود این که پیامبر اکرم و عباس خواستند مقداری به لحاظ اقتصادی به ابو طالب کمک کنند در روایت این ذکر شده است اما همه این ها بهانه است در واقع امیر المؤمنین باید به خانه پیامبر برود تحت تعلیم پیامبر بزرگ بشود از شش سالگی وارد خانه می شود (از جهت تاریخی)

خداوند نگذرد و مشمول لعن خودش قرار بدهد کسانی که در دوران بنی امیه و معاویه دشمنی با امیر المؤمنین (سلام الله علیه) کردند و مردم را به سمت تبری و بیزاری جویی از امیر المؤمنین (سلام الله علیه) سوق می دادند.

 کسانی که به حضرت می گفتند این ها یک چنین چیزی را از ما می خواهند تبری بجوییم فرمود من کسی هستم:

«و لقد صلیت مع رسول الله قبل الناس بسبع سنین، و انا اول من صلی معه»

 

«ولقد صليت قبل الناس بسبع سنين»

الكتاب المصنف في الأحاديث والآثار؛ اسم المؤلف: أبو بكر عبد الله بن محمد بن أبي شيبة الكوفي الوفاة: 235، دار النشر: مكتبة الرشد - الرياض - 1409، الطبعة: الأولى، تحقيق: كمال يوسف الحوت، ج6، ص368

هفت سال قبل از این که مردم نماز بخوانند با پیامبر نماز خواندم، مردم چه زمان نماز خواندند؟ سه سال بعد از بعثت، چرا؟ چون دعوت آشکار شد «الناس» دارد یعنی عموم مردم؛ هفت سال باشد چهار سال قبل از بعثت می شود.

آقای صفایی:

دقیقاً شش سالگی حضرت

استاد جباری:

احسنت همان زمانی که حضرت به همراه پیامبر رفت قبل از بعثت هم پیامبر اکرم نماز می خواند، منتها موقع بعثت، جبرئیل نازل می شود یک مقدار حدود و قیود نماز را بیشتر می کند به پیامبر اکرم می آموزد که در روایات دارد «علمه الحدود الصلاة» دارد، والا اصل نماز قبل از بعثت هم بوده است.

امیر المؤمنین تحت تربیت پیامبر می رود. در این عبارات این اعم از این که در آن شش سال قبل یعنی از طفولیت تا آن شش سال یا بعد از آن، حضرت امیر می گوید پیامبر اکرم

«وَضَعَنِي فِي حِجْرِهِ وَ يَضُمُّنِي إِلَى صَدْرِهِ وَ يَكْنُفُنِي فِي فِرَاشِهِ وَ يُمِسُّنِي جَسَدَهُ وَ يُشِمُّنِي عَرْفَهُ وَ كَانَ يَمْضَغُ الشَّيْ‏ءَ ثُمَّ يُلْقِمُنِيهِ وَ مَا وَجَدَ لِي كَذْبَةً فِي قَوْلٍ وَ لَا خَطْلَةً فِي فِعْلٍ وَ لَقَدْ قَرَنَ اللَّهُ بِهِ ص مِنْ لَدُنْ أَنْ كَانَ فَطِيماً أَعْظَمَ مَلَكٍ مِنْ مَلَائِكَتِهِ يَسْلُكُ بِهِ طَرِيقَ الْمَكَارِمِ وَ مَحَاسِنَ أَخْلَاقِ الْعَالَمِ لَيْلَهُ وَ نَهَارَهُ وَ لَقَدْ كُنْتُ أَتَّبِعُهُ اتِّبَاعَ الْفَصِيلِ أَثَرَ أُمِّهِ يَرْفَعُ لِي فِي كُلِّ يَوْمٍ مِنْ أَخْلَاقِهِ عَلَماً وَ يَأْمُرُنِي بِالاقْتِدَاءِ بِهِ وَ لَقَدْ كَانَ يُجَاوِرُ فِي كُلِّ سَنَةٍ بِحِرَاءَ فَأَرَاهُ وَ لَا يَرَاهُ غَيْرِي وَ لَمْ يَجْمَعْ بَيْتٌ وَاحِدٌ يَوْمَئِذ»

نهج البلاغة (للصبحي صالح)؛ نویسنده: شريف الرضى، محمد بن حسين، ناشر: هجرت، محقق/ مصحح: فیض الاسلام، ص300

«وَضَعَنِي فِي حِجْرِهِ» در آغوشش من را می نشاند «وَ يَضُمُّنِي إِلَى صَدْرِهِ» به سینه اش می چسباند «وَ يَكْنُفُنِي فِي فِرَاشِهِ» در رختخواب کنار پیامبر می خوابیدم «وَ يُمِسُّنِي جَسَدَهُ» بدنم متصل به بدن پیامبر اکرم بود «وَ يُشِمُّنِي عَرْفَهُ» بوی خوش بدن پیامبر را استشمام می کردم این قدر پیامبر علاقه به مولود مبارک دارد که از خود جدا نمی کند.

آقای صفایی:

کأنه فرزند خودش هست بلکه بالاتر

استاد جباری:

مثل یک مادر بالاتر از این «وَ كَانَ يَمْضَغُ الشَّيْ‏ءَ ثُمَّ يُلْقِمُنِيهِ» لقمه ای که می داد آن لقمه را نرم و آماده می کرد به من می خوراند. این جمله «وَ مَا وَجَدَ لِي كَذْبَةً فِي قَوْلٍ» هیچگاه دروغی از من نشنید (طفولیتش را دارد بیان می کند) «وَ لَا خَطْلَةً فِي فِعْلٍ» یک رفتار ناشایستی از من ندید چند جمله امیر المؤمنین دارد آن جملات را طلایی می دانم.

واقعاً برای پیامبر شناسی بسیار مهم است امیر المؤمنین دست شیعه، اهل سنت و اهل اسلام کد داده این را بگذارید کنار بعضی از متأسفانه روایاتی که حتی در صحیح بخاری و غیر از آن ها آمده درباره دوران قبل از بعثت پیامبر اکرم و رفتارهای ناشایستی که به پیامبر نسبت دادند و حتی نعوذ بالله استلام اصنام که پیامبر اکرم حتی بت ها را استلام می کرد.

«استلام الأصنام: ومن أساطيرهم أيضاً: ما ذكروه من أنه «صلى الله عليه وآله» كان يستلم الأصنام، بل لقد ذكر البعض: أنه «صلى الله عليه وآله» قال :«أهديت للعزى شاة عفراء، وأنا على دين قومي»

الصحيح من سيرة النبي الأعظم (صلی الله علیه واله وسلم)؛ نويسنده: السيد جعفر مرتضى العاملي (وفات: معاصر)، ناشر: دار الحديث للطباعة والنشر - قم – ايران: 1426 - 1385 ش، ج2، ص97

«کان یستلم الاصنام» یا: «وأنا على دين قومي»، از این تعابیر متأسفانه هست اما امیر المؤمنین چند جمله خیلی مهم دارد «وَ لَقَدْ قَرَنَ اللَّهُ بِهِ (صلی الله علیه واله وسلم) مِنْ لَدُنْ أَنْ كَانَ فَطِيماً أَعْظَمَ مَلَكٍ مِنْ مَلَائِكَتِهِ» خداوند متعال به پیامبر از زمانی که از شیر باز ستانده شد بزرگ ترین فرشته اش را به عنوان مربی و معلم قرین با پیامبر کرد چه کار کند؟ «يَسْلُكُ بِهِ طَرِيقَ الْمَكَارِمِ وَ مَحَاسِنَ أَخْلَاقِ الْعَالَمِ لَيْلَهُ وَ نَهَارَهُ» شب و روز اعظمَ مَلک بزرگ ترین فرشته با پیامبر همراه بود که به سمت مکارم اخلاق سوق بدهد. عصمت یعنی هیچ رفتار نا شایستی از این پیامبر دیگر سر نمی زند.

لذا به تعبیر همان منطق قوی و معقول شیعه در ارتباط با عصمت چه پیامبر، چه انبیاء درباره پیامبر، ائمه و هم دیگر انبیاء قائل هستیم که قبل از نبوت و امامت شان معصوم بوده اند. در واقع امیر المؤمنین به این اشاره می کند.

 بعد این جمله معترضه که راجع به پیامبر است دوباره حالات خودش را بیان می کند که «وَ لَقَدْ كُنْتُ أَتَّبِعُهُ اتِّبَاعَ الْفَصِيلِ أَثَرَ أُمِّهِ» تشبیه به شتر و حالات شتر هم در قرآن کریم به شتر به عنوان یک مخلوق خاص توجه داده شده است هم در روایت و بیان امیر المؤمنین توجه داده شده است. این جا حضرت می گوید من دنبال پیامبر مثل بچه ناقه (شتر) دنبال مادرش چطور راه می افتد از پیامبر تبعیت می کردم می خواهد بیشتر این امر خاص را به اذهان نزدیک بکند این تشبیه را امیر المؤمنین می کند. «يَرْفَعُ لِي فِي كُلِّ يَوْمٍ مِنْ أَخْلَاقِهِ عَلَماً» هر روز یک نشانه ای از اخلاقش برایم بروز می داد. «وَ يَأْمُرُنِي بِالاقْتِدَاءِ بِهِ» به من امر می کرد از ایشان در این امور تبعیت بکنم

مجری:

استاد ببخشید، اشاره می‌کنند فرصت نیست، ادامه مطلب را برای بخش دوم برنامه بگذاریم.

(میان برنامه)

آقای اکبری:

خانه حق با تو بها یافته * سینه خود بهر تو بشکافته

جز تو کسی را ندهد ره در او * تافته بهر تو جدا بافته

«صلی الله علیک یا امیر المؤمنین» یک جذاب و دیگری بخش شعر خوانی تدارک دیده شده در خدمت شاعر اهل بیت جناب آقای جواهری هستیم سلام علیکم خیلی خوش آمدید.

آقای جواهری:

بسم الله الرحمن الرحیم السلام علیک یا مولانا یا امیر المؤمنین، بنده هم سلام عرض می کنم خدمت شما و همه بینندگان عزیز این ایام مبارک ماه رجب، اعیاد گذشته و میلاد آقا امیر المؤمنین را تبریک عرض می کنم خدمت آقا امام زمان از اول از همه خدمت همه شیعیان مولا در اقصی نقاط دنیا.

قبل از این که اشعار را خدمت تان تقدیم کنم خیلی دوست داشتم در حد چند کلمه از آن جایی که پیامبر رحمت فرمودند رحمت به آن مجلسی که در آن فضائل امیر المؤمنین گفته بشود این لطف خود مولا به بنده حقیر بود که نام ایشان به زبان ما هم جاری بشود. دوست دارم در مورد چه کسی شعر بخوانم؟

کسی که شافعی امام بزرگ اهل سنت می گوید در شگفتم از کسی که دشمنانش فضائلش را از روی حسد و بغض کتمان می کنند و دوستانش از روی ترس ولی شهره، نام و آوازه او شرق و غرب جهان را پر کرده است. مولایی داریم که حتی کسانی به ظاهر ولادت ایشان را قبول دارند ولی اشخاصی دیگری را هم کنار ایشان می گذارند این گونه به حقانیت و بزرگی شخصیت ایشان اعتراف می کنند فراتر از همه مذاهب و همه ادیان ها است.

جر جرداق مسیحی عاشق و دل شیفته آقا امیر المؤمنین بود که عمرش را صرف کرد به قول یکی از دوستان ما می فرمود یک علی شناس واقعی بود شاید خیلی بیشتر از ما شیعیان امیر المؤمنین را شناخته بود ان شاء الله که ما هم به آن معرفت برسیم و یک شیعه و محب واقعی آقا امیر المؤمنین باشیم.

آقای صفایی:

احسنتم اشاره خیلی خوبی فرمودید مقدمه بسیار خوبی بود حالا می شنویم از نظم، از نثر شنیدم

آقای جواهری:

شأن تو در اندیشه ما جای شدنی نیست * در کوزه که جا دادن دریا شدنی نیست

هرچند که توصیف تو مولا شدنی نیست * تو لطف کنی نا شدنی نا شدنی نیست

تبعی که نپرداخت به نام تو تلف شد * بر خاک نوشتیم علی دُر نجف شد

ماییم و دلی مست در ایوان طلایی * احسنت چه معماری انگشت نمایی

تاریخ ندیده به خود این گونه بنایی * دارد هنر شیخ بهائی چه بهائی

هر کس که تو را دید به زانو زدن افتاد * در صحن تو خورشید به جارو زدن افتاد

نام تو شده قوت بازوی پیمبر * در غزه احزاب تویی یک تنه لشکر

یک ضربه ات از کل عبادات فراتر * با فاطمه شد قدرت تو چند برابر

غیر از تو علی هیچ کسی حِصن حصین نیست * یا فاطمه گفتی رجزی بهتر از این نیست

***

هرچند دلم ایمن از امواج بلا نیست * آن جا که علی هست چه جایی نگرانیست

گیرم که عذابم کند این همه کرم اوست * قهر پدرانه که به فرزند جفا نیست

در مذهب ما بهره ای از عقل نبردست * هر کس که به دیوانگی انگشت نما نیست

از هر طرفی می نگرم جلوه کعبه * جذاب تر از جلوه ایوان طلا نیست

در فضل علی بس بود این نکته که باید * اثبات کند شیعه که این مرد خدا نیست

هرچند خدا نیست ولی نکته اش اینجاست * ذات علی از ذات خداوند جدا نیست

پس یا بجز حیدر کرار نداریم * ما غیر علی غیر علی غیر علی با احدی کار نداریم

بجاست از دل کعبه شکاف بر خیزد * بجاست کعبه برای طواف بر خیزد

همه دور کعبه می چرخند ولی وقتی مولود، امیر المؤمنین باشد در دل کعبه قرار می گیرد انگار دارد دور سر مولا می گردد.

بجاست از دل کعبه شکاف بر خیزد * بجاست کعبه برای طواف بر خیزد

علیست پاسخ هل من مبارز دشمن * که ذوالفقار سه بار از غلاف بر خیزد

به عمرو عاص بگو راه چاره عریانیست * اگر علی به هوای مصاف بر خیزد

نشسته اند خدا و علی برابر هم * که هر چه هست از این ائتلاف بر خیزد

به جای نور همه سمت تیرگی رفتند * چه فتنه ها که از این انحراف بر خیزد

چه جای بحث زمانی که از لب دشمن * برای فضل کسی اعتراف بر خیزد

که گر نبود علی من هلاک می گشتم!

این مطلبی است که در تمام کتب متواترشان هست ما هم نمی گوییم از زبان خودشان هست واقعاً جای بحث نمی ماند «أظهر من الشمس» است.

اقای صفایی:

احسنتم خیلی ممنون و متشکر

آقای اکبری:

خیلی ممنون، حسابی لذت بردیم فرمود «ذکر علیٍ عبادة» واسطه این عبادت ما در این بخش از برنامه آقای جواهری شد خداوند به تبع و نفست ان شاء الله برکت عنایت کند. گفت که

تمنا از علی هم صحبتی با اوست خود ور نه * شفاعت می کند پیش از علی ام البنین ما را

ز اعماق قرون از بین جمعیت تو را دیدیم * تو هم ای ناز مطلق از همان بالا ببین ما را

آقای صفایی:

نَادِ عَلِيّاً مَظْهَرَ الْعَجَائِبِ * تَجِدْهُ عَوْناً لَكَ فِي النَّوَائِب‏

مجدداً در خدمت استاد عزیز و ارجمند جناب حجة الاسلام و المسلمین دکتر جباری هستیم ادامه مباحث که از بخش اول برنامه باقی مانده بود.

استاد جباری:

بسم الله الرحمن الرحیم، چند جمله خیلی جالب و مهم از خطبه قاصعه نهج البلاغه، خطبه 192 که حضرت به توصیف اوج نزدیکی خودش به رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در دوران طفولیت می پردازد به تعبیر خود حضرت در این جا «وَ الْمَنْزِلَةِ الْخَصِيصَةِ» جایگاه خاصی نزد پیامبر داشتم رسیدیم به این جا جملات خیلی مهمی است توضیح عرض می کنم

«وَ لَقَدْ كَانَ يُجَاوِرُ فِي كُلِّ سَنَةٍ بِحِرَاءَ» پیامبر اکرم هر سال ایامی را مجاور حراء می شد اصطلاحاً «تهنوس» می گویند تهنوس حالت اعتکافی که الان ایامش هست فرد الان در مسجد می رود آن زمان رسول خدا هم دوره قبل از بعثت هم بعد از بعثت ایامی را حضرت در غار حراء برای تفکر و عبادت بودند ایام مختلفی بود.

جالب این که امیر المؤمنین می فرماید پیامبر اکرم این مجاورت را هر سال داشت «فَأَرَاهُ وَ لَا يَرَاهُ غَيْرِي»، «أراهُ» یعنی پیش ایشان بودم «أَتَّبِعُهُ اتِّبَاعَ الْفَصِيلِ أَثَرَ أُمِّهِ» مثل فرزندی که دنبال مادرش راه می افتد من او را می دیدم غیر از من او را نمی دید یعنی کسی دیگر آن جا نبود من و پیامبر بودیم.

«وَ لَمْ يَجْمَعْ بَيْتٌ وَاحِدٌ يَوْمَئِذ فِي الْإِسْلَامِ غَيْرَ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه واله وسلم) وَ خَدِيجَةَ وَ أَنَا ثَالِثُهُمَا» روزهای اولی که اسلام ظاهر شد پیامبر مبعوث شد هیچ خانه ای نبود که اسلام در آن رسوخ کرده باشد مگر خانه پیامبر ما سه نفر بودیم پیامبر، خدیجه و من این خانه بود که ابتدا نور اسلام در آن داخل شد.

«أَرَى نُورَ الْوَحْيِ وَ الرِّسَالَةِ»، «أرَی» من نور وحی و رسالت را می دیدم «وَ أَشُمُّ رِيحَ النُّبُوَّةِ» بوی نبوت را استشمام می کردم «وَ لَقَدْ سَمِعْتُ رَنَّةَ الشَّيْطَانِ حِينَ نَزَلَ الْوَحْيُ عَلَيْهِ (صلی الله علیه واله وسلم)» ناله شیطان را شنیدم هنگامی که وحی بر پیامبر نازل شد. «فَقُلْتُ يَا رَسُولَ اللَّهِ مَا هَذِهِ الرَّنَّةُ» پرسیدم این ناله چه است؟ فرمود «فَقَالَ هَذَا الشَّيْطَانُ قَدْ أَيِسَ مِنْ عِبَادَتِهِ» این ناله شیطان است این که بندگان عبادتش بکنند مأیوس شد یعنی یک رسالتی آمد که کمر شیطان را بناست بشکند.

این جملات را دقت بفرمایید «إِنَّكَ تَسْمَعُ مَا أَسْمَعُ» امیر المؤمنین وقتی ناله شیطان را شنید به پیامبر عرض کرد پیامبر فرمود ای علی «إِنَّكَ تَسْمَعُ مَا أَسْمَعُ» آن چه من می شنوم را تو هم می شنوی «وَ تَرَى مَا أَرَى» آن چه را که من می بینم تو هم می بینی منظور این جملات چه است؟ به اطلاقش حمل بکنیم امیر المؤمنین طبعاً جبرئیل را هم دیده باشد. آن چه که من می بینم تو می بینی،‌ آن چه که من می شنوم تو می شنوی!

آقای صفایی:

یک وحدت و وحدانیتی را می رساند.

استاد جباری:

بله در واقع مؤید نفس پیامبر بودن است «إِلَّا أَنَّكَ لَسْتَ بِنَبِيٍّ» جز این که تو پیامبر نیستی «وَ لَكِنَّكَ لَوَزِيرٌ» تو وزیر من هستی «وَ إِنَّكَ لَعَلَى خَيْرٍ» تو بر مسیر خیر هستی.

 یک نکته این جا می خواهم استفاده کنم درباره لحظات بعثت رسول خدا (صلی الله علیه و آله) روایت صریح نداریم در آن لحظه امیر المؤمنین در غار حراء کنار پیامبر بوده است. ندیدم روایتی که این معنا را برساند اما از این جملات می شود این را استظهار کرد هم جملات قبلش که از پیامبر جدا نمی شدم «أَتَّبِعُهُ اتِّبَاعَ الْفَصِيلِ» هم از این جمله که در حراء وقتی پیامبر اکرم تشریف می بردند مجاور می شدند جز من کسی پیامبر را نمی دید و همراه نبود و هم از نظر «سَمِعْتُ رَنَّةَ الشَّيْطَانِ» ناله شیطان کِی بلند شد؟ وقتی که پیامبر مبعوثِ به نبوت شد وحی بر حضرت نازل شد. شیاطین از صعود به آسمان ممنوع شدند که بتوانند از فرشتگان اخباری را بشنوند که در سوره جن هم اشاره به این شده است فرشتگان با شهاب آن ها را از آسمان می راندند

(قُلْ أُوحِي إِلَي أَنَّهُ اسْتَمَعَ نَفَرٌ مِنَ الْجِنِّ فَقَالُوا إِنَّا سَمِعْنَا قُرْآنًا عَجَبًا)

بگو: به من وحي شده است که جمعي از جن به سخنانم گوش فرا داده‌ اند، سپس گفته ‌اند: «ما قرآن عجيبي شنيده‌ايم...

سوره جن (72): آیه 1

در ادامه اشاره به این نکته شده است که امیر المؤمنین (سلام الله علیه) طبیعتاً باید در آن لحظات کنار پیامبر بوده باشد اما در روایات تصریح به این نشده استظهار از این قسمت خطبه 192 می شود این عبارت بسیار جالبی است مناسب دیدم عرض بکنم چون که برنامه و زمان، زمان بیان فضائل امیر المؤمنین (سلام الله علیه) هست این فضائل فراوان و اقیانوسی است که شیعه و سنی نقل کردند.

از میان این فضائل یک مناسبتی را انتخاب کردم ماه جمادی الثانی زمان وقوعش بود «سَرِيَّةَ ذَاتِ السَّلَاسِل»‏ به دو نکته اشاره می کنم. یک نکته اش عزیزان بیننده بحمد لله فرهیخته و اهل مطالعه هستند به تاریخ مراجعه کنید کتب تاریخی که عمدتاً توسط اهل سنت بعضاً هم تاریخ یعقوبی که شیعه نوشتند متأثر از آن ها است. «سَرِيَّةَ ذَاتِ السَّلَاسِل»‏ را به گونه ای نقل کرده اند که هیچ خبری و اسمی از امیر المؤمنین در آن نیست.

قهرمان آن سریه را امثال عمرو عاص و خلیفه اول و دوم معرفی کردند. این از جاهایی خیلی عجیب تاریخ است که آیات سوره والعادیات برای این سریه نازل شد. مرحوم شیخ مفید در کتاب ارشاد گزارشی از «سَرِيَّةَ ذَاتِ السَّلَاسِل»‏ می‌دهد می‌آورد که جریان را 180 درجه نشان می‌دهد که برعکس شده و تحریف عجیبی در آن رخ داده است.

و در نقل مرحوم شیخ مفید که عزیزان را به کتاب ارشاد مرحوم شیخ مفید جلد 1 صفحه 116 طبق چاپ معروف اهل بیت می‌دهم در آن جا ذیل فضائل امیر المؤمنین که در جلد 1 ذکر می‌کند به نقش حضرت در ذوات و سریه‌ها به «سَرِيَّةَ ذَاتِ السَّلَاسِل»‏ الرمله ظاهرا به آن جا که می‌رسد و آن را یاد می‌کند که سال هشتم اتفاق افتاد، جریان را این طور نقل می‌کند. پیامبر اکرم ابتدا آن‌های که اسم بردند را یکی پس از دیگری فرستاد و شکست خورده بر گشتند پیامبر زبان به ملامت آن‌ها گشود و امیر المؤمنین را فرستاد.

دقیقا چیزی شبیه آن چه که در سال قبلش در غزوه خیبر اتفاق افتاد، در غزوه خیبر یک مقدار قلعه‌ها فتح شد و کار به قلعه اصلی قلعه قموص رسید که جنگجویان امثال مرحب و این‌ها بودند و کار سخت شد دَرْ قلعه یک دَرْ سنگی محکم بود که درون ان جنگجویان نامی بودند. پیامبر خلیفه اول را فرستاد شکست خورد، خلیفه دوم را فرستاد همین طور شکست خورد، این که شکست خورد یعنی موفق به فتح نشد بعد پیامبر آن جمله معروف را فرمود:

«لَأُعْطِيَنَّ الرَّايَةَ أو قال لَيَأْخُذَنَّ غَدًا رجلا يُحِبُّهُ الله وَرَسُولُهُ أو قال يُحِبُّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ»

الجامع الصحيح المختصر ، اسم المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: 256 ، دار النشر : دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - 1407 - 1987 ، الطبعة : الثالثة ، تحقيق : د. مصطفى ديب البغا، ج 3 ، ص 1086

«لَأُعْطِيَنَّ الرَّايَةَ رَجُلًا يُحِبُّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَيُحِبُّهُ الله وَرَسُولُهُ قال فَتَطَاوَلْنَا لها فقال ادْعُوا لي عَلِيًّا فَأُتِيَ بِهِ ارمد فَبَصَقَ في عَيْنِهِ وَدَفَعَ الرَّايَةَ إليه فَفَتَحَ الله عليه»

صحيح مسلم؛ اسم المؤلف: مسلم بن الحجاج أبو الحسين القشيري النيسابوري الوفاة: 261، دار النشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي، ج4، ص1871، ح2404

« لأعطين الراية رجلا يحب الله ورسوله ويحبه الله ورسوله كرار غير فرار يفتح الله عليه جبريل عن يمينه وميكائيل عن يساره»

تاريخ مدينة دمشق وذكر فضلها وتسمية من حلها من الأماثل، اسم المؤلف: أبي القاسم علي بن الحسن إبن هبة الله بن عبد الله الشافعي، دار النشر: دار الفكر - بيروت - 1995، تحقيق: محب الدين أبي سعيد عمر بن غرامة العمري، ج 41، ص 219

فردا کرار غیر فرار را خواهم فرستاد، غیر فرار درواقع تعریض است یعنی اهل فرار نیست خواست بفرماید شما فرار کردید و فردا با تفصیلی که در روایت است امیر المؤمنین(سلام الله علیه) را فرستاد و حضرت با قتل مرحب و کندن دَر سنگی قلعه، قلعه را کند و این دَرْ را پُل قرار داد تا سربازها از آن رد شدند و قلعه کامل فتح شد.

چیزی شبیه به آن در مورد ذات السلاسل رخ داد، که این‌ها شکست خورده بر گشتند، پیامبر امیر المؤمنین را فرستاد و حضرت رفت و ظفر المسلمون با ظفر و پیروزی با آن تدبیری که امیر المؤمنین اندیشده بود یعنی شبانه و از بیراهه حرکت کردند شبیخون زد و این‌ها را به اسلام دعوت کرد، شبیخون به این معنا که مثل پیامبر اکرم ناخود آگاه وارد بر آن‌ها شد بدون این که آن‌ها بتوانند آماده بشوند.

اقای اکبری:

راهی را هم که انتخاب کردند راه سخت‌تر بود

استاد جباری:

بله راه صعب العبور و سنگ لاخ بود، عمرو عاص در آن‌جا به حضرت اعتراض می‌کرد که این چه مسیری است که انتخاب کردید.

«وَ انْهَزَمَ الْمُشْرِكُونَ وَ ظَفَرَ الْمُسْلِمُونَ وَ حَازُوا الْغَنَائِمَ وَ تَوَجَّهَ إِلَى النَّبِيِّ (صلی الله علیه واله وسلم) فَرُوِيَ عَنْ أُمِّ سَلَمَةَ رَحْمَةُ اللَّهِ عَلَيْهَا قَالَتْ: كَانَ نَبِيُّ اللَّهِ قَائِلًا فِي بَيْتِي إِذِ انْتَبَهَ فَزِعاً مِنْ مَنَامِهِ فَقُلْتُ لَهُ اللَّهُ جَارُكَ قَالَ صَدَقْتِ اللَّهُ جَارِي لَكِنْ هَذَا جَبْرَئِيلُ ع يُخْبِرُنِي أَنَّ عَلِيّاً قَادِمٌ ثُمَّ خَرَجَ إِلَى النَّاسِ فَأَمَرَهُمْ أَنْ يَسْتَقْبِلُوا عَلِيّاً (سلام الله علیه) وَ قَامَ الْمُسْلِمُونَ لَهُ صَفَّيْنِ مَعَ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه واله وسلم) فَلَمَّا بَصُرَ بِالنَّبِيِّ ص تَرَجَّلَ عَنْ فَرَسِهِ وَ أَهْوَى إِلَى قَدَمَيْهِ يُقَبِّلُهُمَا فَقَالَ لَهُ (سلام الله علیه) ارْكَبْ فَإِنَّ اللَّهَ تَعَالَى وَ رَسُولَهُ عَنْكَ رَاضِيَانِ فَبَكَى أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ(سلام الله علیه) فَرَحاً وَ انْصَرَفَ إِلَى مَنْزِلِهِ وَ تَسَلَّمَ الْمُسْلِمُونَ الْغَنَائِمَ فَقَالَ النَّبِيُّ (صلی الله علیه واله وسلم) لِبَعْضِ مَنْ كَانَ مَعَهُ فِي الْجَيْشِ كَيْفَ رَأَيْتُمْ أَمِيرَكُمْ قَالُوا لَمْ نُنْكِرْ مِنْهُ شَيْئاً إِلَّا أَنَّهُ لَمْ يَؤُمَّ بِنَا فِي صَلَاةٍ إِلَّا قَرَأَ بِنَا فِيهَا بِ قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ فَقَالَ النَّبِيُّ (صلی الله علیه واله وسلم) سَأَسْأَلُهُ عَنْ ذَلِكَ‏ فَلَمَّا جَاءَهُ قَالَ لَهُ لِمَ لَمْ تَقْرَأْ بِهِمْ فِي فَرَائِضِكَ إِلَّا بِسُورَةِ الْإِخْلَاصِ فَقَالَ يَا رَسُولَ اللَّهِ أَحْبَبْتُهَا قَالَ لَهُ النَّبِيُّ فَإِنَّ اللَّهَ قَدْ أَحَبَّكَ كَمَا أَحْبَبْتَهَا ثُمَّ قَالَ لَهُ يَا عَلِيُّ لَوْ لَا أَنَّنِي أُشْفِقُ أَنْ تَقُولَ فِيكَ طَوَائِفُ مَا قَالَتِ النَّصَارَى فِي عِيسَى ابْنِ مَرْيَمَ لَقُلْتُ فِيكَ الْيَوْمَ مَقَالًا لَا تَمُرُّ بِمَلَإٍ مِنْهُمْ إِلَّا أَخَذُوا التُّرَابَ مِنْ تَحْتِ قَدَمَيْك‏، فكان الفتح في هذه الغزاة لأمير المؤمنين(سلام الله علیه) خاصة بعد أن كان من غيره فيها من الإفساد ما كان و اختص علي(سلام الله علیه) من مديح النبي (صلی الله علیه واله وسلم) بها بفضائل لم يحصل منها شي‏ء لغيره. و قد ذكر كثير من أصحاب السيرة أن في هذه الغزاة نزل على النبي(سلام الله علیه) وَ الْعادِياتِ ضَبْحاً إلى آخرها فتضمنت ذكر الحال فيما فعله أمير المؤمنين(سلام الله علیه) فيها»

الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد؛ نویسنده مفيد محمد بن محمد (وفات: 413)، محقق/ مصحح: مؤسسة آل البيت عليهم السلام‏، ناشر : دار المفيد للطباعة والنشر والتوزيع - بيروت – لبنان، ج1، ص117 و 118

ام سلمه بانوی بزرگوار و همسر گرامی رسول اکرم بعد از خدیجه بهترین همسر پیامبر است. ایشان می‌گوید «كَانَ نَبِيُّ اللَّهِ قَائِلًا فِي بَيْتِي» قائل یعنی وسط روز پیامبر مختصر استراحتی در حجره من می‌کرد، «إِذِ انْتَبَهَ فَزِعاً مِنْ مَنَامِهِ» از خواب بیدار شد «فَقُلْتُ لَهُ اللَّهُ جَارُكَ» یا رسول الله خداوند پناه تو است «قَالَ صَدَقْتِ اللَّهُ جَارِي لَكِنْ هَذَا جَبْرَئِيلُ يُخْبِرُنِي أَنَّ عَلِيّاً قَادِمٌ» خداوند پناه من است ولکن جبرئیل دارد خبر می‌دهد علی دارد می‌آید. «ثُمَّ خَرَجَ إِلَى النَّاسِ فَأَمَرَهُمْ أَنْ يَسْتَقْبِلُوا عَلِيّاً (سلام الله علیه)» پیامبر خارج شد و از مردم خواست مردم برای استقبال علی بیایند.

«وَ قَامَ الْمُسْلِمُونَ لَهُ صَفَّيْنِ مَعَ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه واله وسلم)» مسلمان‌ها دو صف کشیدند و علی وارد شد «فَلَمَّا بَصُرَ بِالنَّبِيِّ (صلی الله علیه واله وسلم) تَرَجَّلَ عَنْ فَرَسِهِ» وقتی امیر المؤمنین پیامبر را دید از اسب پیاده شد «وَ أَهْوَى إِلَى قَدَمَيْهِ يُقَبِّلُهُمَا» به پای پیامبر افتاد و پای پیامبر را می‌بوسید. «فَقَالَ لَهُ (سلام الله علیه) ارْكَبْ فَإِنَّ اللَّهَ تَعَالَى وَ رَسُولَهُ عَنْكَ رَاضِيَانِ» سوار شو خدا و رسول از تو راضی هستند. «فَبَكَى أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ(سلام الله علیه) فَرَحاً» امیر المؤمنین وقتی این را شنید از شادی گریه کرد اشک شوق ریخت.

«وَ انْصَرَفَ إِلَى مَنْزِلِهِ وَ تَسَلَّمَ الْمُسْلِمُونَ الْغَنَائِمَ» به منزلش رفت و غنایم را پیامبر اکرم تقسیم کرد، «فَقَالَ النَّبِيُّ (صلی الله علیه واله وسلم) لِبَعْضِ مَنْ كَانَ مَعَهُ فِي الْجَيْشِ» پیامبر از بعضی از سپاهیان پرسید «كَيْفَ رَأَيْتُمْ أَمِيرَكُمْ» فرمانده تان را چطور یافتید؟ «قَالُوا لَمْ نُنْكِرْ مِنْهُ شَيْئاً» چیز بدی از او ندیدیم «إِلَّا أَنَّهُ» گاهی ایراد که از امیر المؤمنین پیدا نمی‌کردند

اقای صفایی:

ایرادهای بنی اسرائیلی می‌گرفتند.

استاد جباری:

بله، مثل آن شخصی که گفت علی اهل شوخی است چون چیز دیگر پیدا نکرده بود. گفتند «لَمْ يَؤُمَّ بِنَا فِي صَلَاةٍ إِلَّا قَرَأَ بِنَا فِيهَا بِ قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ» نمازها را که می‌خواند بعد از حمد فقط قل هو الله می‌خواند.

اقای صفایی:

یعنی سوره‌های طولانی را نمی‌خواند.

استاد جباری:

در سفر باید این طوری نماز خواند، «فَقَالَ النَّبِيُّ (صلی الله علیه واله وسلم) سَأَسْأَلُهُ عَنْ ذَلِكَ‏» این را از علی خواهم پرسید. «فَلَمَّا جَاءَهُ قَالَ لَهُ» وقتی که نزد امیر المؤمنین(سلام الله علیه) رفت پرسید «لِمَ لَمْ تَقْرَأْ بِهِمْ فِي فَرَائِضِكَ إِلَّا بِسُورَةِ الْإِخْلَاصِ» جز سوره اخلاص نخواندی؟ «فَقَالَ يَا رَسُولَ اللَّهِ أَحْبَبْتُهَا» حضرت گفت من سوره اخلاص را دوست دارم «قَالَ لَهُ النَّبِيُّ فَإِنَّ اللَّهَ قَدْ أَحَبَّكَ كَمَا أَحْبَبْتَهَا» خداوند تو را دوست دارد همان طور که تو این سوره را دوست داری.

(چون سوره قل هو الله یک سوره خاص است، درواقع شناسنامه خداوند است)

اما آن جمله طلایی که در این روایت است و عجیب است خداوند رحمت کند فوض و رضوان خودش را به روح مرحوم شیخ مفید واصل کند که این جمله را حفظ کرد. «ثُمَّ قَالَ لَهُ يَا عَلِيُّ لَوْ لَا أَنَّنِي أُشْفِقُ أَنْ تَقُولَ فِيكَ طَوَائِفُ مَا قَالَتِ النَّصَارَى فِي عِيسَى ابْنِ مَرْيَمَ» اگر نمی‌ترسیدم که گروهی از امت من در باره تو همان چیزی را بگویند که پیروان حضرت عیسی نصارا در مورد عیسی گفتند «لَقُلْتُ فِيكَ الْيَوْمَ مَقَالًا» امروز درباره تو جمله ای می‌گفتم که «لَا تَمُرُّ بِمَلَإٍ مِنْهُمْ» هیچگاه عبور نمی‌کردیم از گروه مسلمانان «إِلَّا أَخَذُوا التُّرَابَ مِنْ تَحْتِ قَدَمَيْك‏» و این که خاک پای تو را به عنوان تبرک از زیر پایت بر دارند!

ملاحظه بفرمایید از این جمله چه استفاده می‌شود؟ در لسان پیامبر (صلی الله علیه واله وسلم) انبوه فضائل گفته شده و پیامبر زبان نگه داشته و همه را نگفته است، اگر همه را می‌گفت چه می‌شد! یعنی پیامبر نگفته آن چه که باید در حق علی بگوید تا کسانی قائل به الوهیت و ربوبیت علی نشوند و در حق حضرت غلو نکنند. با این که حضرت این‌ها را نگفت بعضی‌ها دچار غلو شدند اگر پیامبر این‌ها را می‌گفت چه می‌شد.

اقای صفایی:

و به این کار و عمل اذن دادند که خاک پای علی را در حقیقت طوطیای چشم کنید یعنی این کار را بکنید.

استاد جباری:

احسنت بحث تبرک جویی به خاک قدم و ان چه که منسوب به آن فرد مقدس است استفاده می‌شود. بعد در ادامه دارد: «فكان الفتح في هذه الغزاة لأمير المؤمنين(سلام الله علیه)» فتح نصیب امیر المؤمنین شد و در روایت است پیامبر در آن صبح گاهی که امیر المؤمنین پیروز شد همان صبح گاه امیرالمؤمنین این جا است پیامبر در مسجد خودش در مدینه است و خداوند سوره والعادیات را توسط جبرئیل بر پیامبر نازل کرد.

پیامبر در نماز صبح سوره والعادیات را خواندند و مسلمان‌ها دیدند سوره جدید است پرسیدند منظور چه است؟ فرمودند این سوره ناظر بر پیروزی علی در جبهه جنگ است و جبرئیل آمد و این آیات را از طرف خداوند آورد. عزیزان سوره والعادیات را شنیدیم این سوره بخوانیم هم آیات اولیه اش:

(بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ وَالْعَادِياتِ ضَبْحًا فَالْمُورِياتِ قَدْحًا فَالْمُغِيرَاتِ صُبْحًا فَأَثَرْنَ بِهِ نَقْعًا)

سوگند به اسبان دونده (مجاهدان) در حالي که نفس‌زنان به پيش مي‌رفتند، و سوگند به افروزندگان جرقه آتش (در برخورد سمهايشان با سنگهاي بيابان)، و سوگند به هجوم آوران سپيده دم‌، که گرد و غبار به هر سو پراکندند!

سوره والعاديات (100):‌ آیات 1 تا 4

(فَالْمُغِيرَاتِ صُبْحًا فَأَثَرْنَ بِهِ نَقْعًا)؛ آیاتی که ناظر است به سپاهیانی که به هرحال با رشادت و شجاعت در آن صحنه حاضر شدند.

اقای اکبری:

خداوند قسم یاد می‌کند.

استاد جباری:

بله قسم یاد می‌کند و برق از زیر سم این اسبان می‌جهد و آیات نیمه دوم سوره آیات تکان دهنده ناظر به معاد است که خیلی جالب است و باید التزام داشت. این هم یک بخشی از عرایض بنده است اگر فرصت است من مطلبی را عرض کنم.

آقای صفایی:

بله در حدود ده دقیقه فرصت است.

استاد جباری:

در آغاز برنامه حضرتعالی اشاره کردید، بحث:

«أَنَا وَ عَلِيٌّ أَبَوَا هَذِهِ الْأُمَّة»

عيون أخبار الرضا (عليه السلام)؛ نویسنده: ابن بابويه، محمد بن على، مصحح: لا جوردی، مهدی، ناشر: نشر جهان، ج2، ص85

این روایت، روایت خیلی جالب است و در متون مختلف نقل شده مرحوم شیخ صدوق نقل کرده است و دیگران هم نقل کرده اند. در تفسیر منسوب به امام عسکری(سلام الله علیه) از تقریبا همه معصومان پیامبر، امیر مؤمنان، امام حسن، امام حسین، امام سجاد و امام باقر و... تا به امام عسکری برسیم این روایت با تعابیر مختلف نقل شده است. من یکی دو نمونه را می‌خوانم روایت از امام سجاد(سلام الله علیه) در تفسیر منسوب به امام عسکری (سلام الله علیه) در صفحه 329 است. (در آدرسی که استاد جباری می‌فرماید روایت نبود)

«حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ رَحِمَهُ اللَّهُ عَنْ عَمِّهِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي الْقَاسِمِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ الْكُوفِيِّ عَنْ عَامِرِ بْنِ كَثِيرٍ السَّرَّاجِ النَّهْدِيِّ عَنْ أَبِي الْجَارُودِ عَنْ ثَابِتِ بْنِ أَبِي صَفِيَّةَ عَنْ سَيِّدِ الْعَابِدِينَ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ سَيِّدِ الشُّهَدَاءِ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ عَنْ سَيِّدِ الْوَصِيِّينَ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ (سلام الله علیهم) عَنْ سَيِّدِ النَّبِيِّينَ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ خَاتَمِ النَّبِيِّينَ (صلی الله علیه واله وسلم) أَنَّهُ قَالَ: إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى فَرَضَ عَلَيْكُمْ طَاعَتِي وَ نَهَاكُمْ عَنْ مَعْصِيَتِي وَ أَوْجَبَ عَلَيْكُمْ اتِّبَاعَ أَمْرِي وَ فَرَضَ عَلَيْكُمْ مِنْ طَاعَةِ عَلِيٍّ بَعْدِي مَا فَرَضَهُ مِنْ طَاعَتِي وَ نَهَاكُمْ مِنْ مَعْصِيَتِهِ عَمَّا نَهَاكُمْ عَنْهُ مِنْ مَعْصِيَتِي وَ جَعَلَهُ أَخِي وَ وَزِيرِي وَصِيِّي وَ وَارِثِي وَ هُوَ مِنِّي وَ أَنَا مِنْهُ حُبُّهُ إِيمَانٌ وَ بُغْضُهُ كُفْرٌ وَ مُحِبُّهُ مُحِبِّي وَ مُبْغِضُهُ مُبْغِضِي وَ هُوَ مَوْلَى مَنْ أَنَا مَوْلَاهُ وَ أَنَا مَوْلَى كُلِّ مُسْلِمٍ وَ مُسْلِمَةٍ وَ أَنَا وَ إِيَّاهُ أَبَوَا هَذِهِ الْأُمَّةِ»

الأمالي (للصدوق)؛ ابن بابويه، محمد بن على، محقق/ مصحح: ندارد. ناشر: كتابچى، ص15

امام سجاد، از امام حسین، از امیر المؤمنین و از پیامبر نقل می‌کند «إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى فَرَضَ عَلَيْكُمْ طَاعَتِي» خداوند متعال اطاعت من پیامبر را بر شما واجب کرده است.

(وَمَا آتَاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا)

آنچه را رسول خدا براي شما آورده بگيريد (و اجرا کنيد)، و از آنچه نهي کرده خودداري نماييد؛

سوره حشر (59): آیه 7

(أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ)

اطاعت کنيد خدا را! و اطاعت کنيد پيامبر خدا و اولو الأمر [= اوصياي پيامبر] را!

سوره نساء (4): آیه 59

«وَ نَهَاكُمْ عَنْ مَعْصِيَتِي» خداوند شما امت را از معصیت من پیامبر نهی کرده است «وَ أَوْجَبَ عَلَيْكُمْ اتِّبَاعَ أَمْرِي» بر شما واجب کرده است اتباع از دستور من را «وَ فَرَضَ عَلَيْكُمْ مِنْ طَاعَةِ عَلِيٍّ بَعْدِي مَا فَرَضَهُ مِنْ طَاعَتِي» بر شما واجب کرده است بر این که علی را بعد از من آن چنان اطاعت کنید که از من موظف هستید اطاعت کنید «وَ نَهَاكُمْ مِنْ مَعْصِيَتِهِ عَمَّا نَهَاكُمْ عَنْهُ مِنْ مَعْصِيَتِي» شما را خداوند نهی کرده از این که عصیان علی را داشته باشید به همان میزانی که موظف هستید معصیت من پیامبر را نکنید.

«وَ جَعَلَهُ أَخِي وَ وَزِيرِي وَصِيِّي وَ وَارِثِي» خداوند متعال علی را برادر من، وزیر من، وصی من و وارث من قرار داده است «وَ هُوَ مِنِّي وَ أَنَا مِنْهُ» علی از من است و من از علی هستم. مثل همان:

«حُسَيْنٌ مِنِّي وَ أَنَا مِنْ حُسَيْن»

كامل الزيارات؛ نویسنده: ابن قولويه، جعفر بن محمد، ناشر: دار المرتضوية، محقق/ مصحح: امینی، عبدالحسین، ص332، الباب الثامن و المائة نوادر الزيارات‏، ص52

«حسين مني، وأنا من حسين، أحبّ الله من أحب حُسينا»

مسند ابن أبي شيبة؛ اسم المؤلف: أبي بكر عبد الله بن محمد بن أبي شيبة الوفاة: 235هـ، دار النشر: دار الوطن - الرياض - 1997م، الطبعة: الأولى، تحقيق: عادل بن يوسف العزازي و أحمد بن فريد المزيدي، ج2، ص308

راجع به امیر المؤمنین هم این تعبیر را دارد «وَ هُوَ مِنِّي وَ أَنَا مِنْهُ»، منی، یعنی وجودش و تربیتش از پیامبر است و انا منه چه است این که من هم از علی هستم، این درواقع همان تعبیری که راجع به ابا عبدالله الحسین(سلام الله علیه) دارد حسین منی و انا من حسین است یعنی دین من و رسالتی که من آوردم حسین تضمین می‌کند، خون حسین و مکتب حسین راجع به علی هم همین را می‌فرماید اگر علی نبود ما الان از دین پیامبر چه داشتیم؟ اگر علی نبود ما بودیم و این همه روایات تحریف شده و کذایی...

آقای صفایی:

حتی قرآن کریم هم ممکن بود دچار مشکل بشود.

استاد جباری:

بله از جهت تفسیر کم دست نبردند در مورد معانی آیات. حضرت می‌فرماید«وَ هُوَ مِنِّي وَ أَنَا مِنْهُ حُبُّهُ إِيمَانٌ وَ بُغْضُهُ كُفْرٌ» حب علی ایمان است و بغض علی کفر است. «وَ مُحِبُّهُ مُحِبِّي» دوست دار علی دوستدار من است «وَ مُبْغِضُهُ مُبْغِضِي» کسی که دشمن علی باشد دشمن من پیامبر است «وَ هُوَ مَوْلَى مَنْ أَنَا مَوْلَاهُ» علی مولای کسی است که من مولای او هستم.

«فَمَنْ كنت مَوْلاهُ فَهَذَا مَوْلاهُ يَعْنِي عَلِيًّا اللَّهُمَّ وَالِ من وَالاهُ وَعَادِ من عَادَاهُ»

المعجم الكبير؛ اسم المؤلف: سليمان بن أحمد بن أيوب أبو القاسم الطبراني الوفاة: 360، دار النشر: مكتبة الزهراء - الموصل - 1404 - 1983، الطبعة: الثانية، تحقيق: حمدي بن عبدالمجيد السلفي، ج 3، ص 180، ح3052

بعد دارد «وَ أَنَا مَوْلَى كُلِّ مُسْلِمٍ وَ مُسْلِمَةٍ» من پیامبر مولا و سرپرست هر مسلمانی هستیم حرفم این‌جا است «وَ أَنَا وَ إِيَّاهُ أَبَوَا هَذِهِ الْأُمَّةِ» من پیامبر و علی پدران این امت هستیم. این که پدران که عرض می‌کنم درواقع از باب تسامح است و الا که علی نفس پیامبر است می‌فرماید من و علی پدر این امت هستیم. این یک روایت از پیامبر (صلی الله علیه واله وسلم)

روایت دیگری عرض می‌کنم و تتمه اش روایت از فاطمه(سلام الله علیها) در این مورد قرار می‌دهم. روایت از امام کاظم(سلام الله علیه) در همان آدرسی که عرض کردم است.

«عَلِيُّ بْنُ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ فَضَّالٍ عَنْ أَبِيهِ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ(سلام الله علیه) فَقُلْتُ لَهُ لِمَ كُنِّيَ النَّبِيُّ (صلی الله علیه واله وسلم) بِأَبِي الْقَاسِمِ فَقَالَ لِأَنَّهُ كَانَ لَهُ ابْنٌ يُقَالُ لَهُ قَاسِمٌ فَكُنِّيَ بِهِ قَالَ فَقُلْتُ لَهُ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ فَهَلْ تَرَانِي أَهْلًا لِلزِّيَادَةِ فَقَالَ نَعَمْ أَ مَا عَلِمْتَ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه واله وسلم) قَالَ أَنَا وَ عَلِيٌّ أَبَوَا هَذِهِ الْأُمَّةِ قُلْتُ بَلَى قَالَ أَ مَا عَلِمْتَ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه واله وسلم) أَبٌ لِجَمِيعِ أُمَّتِهِ وَ عَلِيٌّ(سلام الله علیه) مِنْهُمْ قُلْتُ بَلَى قَالَ أَ مَا عَلِمْتَ أَنَّ عَلِيّاً(سلام الله علیه) قَاسِمُ الْجَنَّةِ وَ النَّارِ قُلْتُ بَلَى قَالَ فَقِيلَ لَهُ أَبُو الْقَاسِمِ لِأَنَّهُ أَبُو قَسِيمِ الْجَنَّةِ وَ النَّارِ فَقُلْتُ لَهُ وَ مَا مَعْنَى ذَلِكَ قَالَ إِنَّ شَفَقَةَ النَّبِيِّ ص عَلَى أُمَّتِهِ شَفَقَةُ الْآبَاءِ عَلَى الْأَوْلَادِ وَ أَفْضَلُ أُمَّتِهِ عَلِيٌّ(سلام الله علیه) وَ مِنْ بَعْدِهِ شَفَقَةُ عَلِيٍّ(سلام الله علیه) عَلَيْهِمْ كَشَفَقَتِهِ (صلی الله علیه واله وسلم) لِأَنَّهُ وَصِيُّهُ وَ خَلِيفَتُهُ وَ الْإِمَامُ بَعْدَهُ فَلِذَلِكَ قَالَ أَنَا وَ عَلِيٌ‏ أَبَوَا هَذِهِ الْأُمَّةِ وَ صَعِدَ النَّبِيُّ(صلی الله علیه واله وسلم) الْمِنْبَرَ فَقَالَ مَنْ تَرَكَ دَيْناً أَوْ ضَيَاعاً فَعَلَيَّ وَ إِلَيَّ وَ مَنْ تَرَكَ مَالًا فَلِوَرَثَتِهِ فَصَارَ بِذَلِكَ أَوْلَى بِهِمْ مِنْ آبَائِهِمْ وَ أُمَّهَاتِهِمْ وَ أَوْلَى بِهِمْ مِنْهُمْ بِأَنْفُسِهِمْ وَ كَذَلِكَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ(سلام الله علیه) بَعْدَهُ جَرَى ذَلِكَ لَهُ مِثْلُ مَا جَرَى لِرَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه واله وسلم)»

عيون أخبار الرضا (عليه السلام)؛ نویسنده: ابن بابويه، محمد بن على، مصحح: لا جوردی، مهدی، ناشر: نشر جهان، ج2، ص86

«سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ(سلام الله علیه)» از امام کاظم(سلام الله علیه) پرسیدم «فَقُلْتُ لَهُ لِمَ كُنِّيَ النَّبِيُّ (صلی الله علیه واله وسلم) بِأَبِي الْقَاسِمِ» چرا پیامبر (صلی الله علیه واله وسلم) کنیه ابی القاسم دارد؟ «فَقَالَ لِأَنَّهُ كَانَ لَهُ ابْنٌ يُقَالُ لَهُ قَاسِمٌ فَكُنِّيَ بِهِ» فرمود به خاطر این که فرزندی به اسم قاسم داشت و در طفولیت از دنیا رفت، به این خاطر ابی القاسم گفتند.

«قَالَ فَقُلْتُ لَهُ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ فَهَلْ تَرَانِي أَهْلًا لِلزِّيَادَةِ» من را شایسته این می‌دانی که بیشتر توضیح بدهی «فَقَالَ نَعَمْ» بعد دارد «أَ مَا عَلِمْتَ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه واله وسلم) قَالَ أَنَا وَ عَلِيٌّ أَبَوَا هَذِهِ الْأُمَّةِ» گفت شنیدی که پیامبر گفت من و علی پدران این امت هستیم. «قُلْتُ بَلَى» شنیدم «قَالَ أَ مَا عَلِمْتَ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه واله وسلم) أَبٌ لِجَمِيعِ أُمَّتِهِ» شنیدی که پیامبر برای همه امت پدر است «وَ عَلِيٌّ(سلام الله علیه) مِنْهُمْ» علی هم یکی از امت است. «قُلْتُ بَلَى»

 بعد دارد: «قَالَ أَ مَا عَلِمْتَ أَنَّ عَلِيّاً(سلام الله علیه) قَاسِمُ الْجَنَّةِ وَ النَّارِ» پیامبر پدر امت است علی هم جدای که ابوا هذه الامه است جدا از آن یکی از این امت است و فرمود قاسم الجنه والنار هم است. «قُلْتُ بَلَى قَالَ فَقِيلَ لَهُ أَبُو الْقَاسِمِ لِأَنَّهُ أَبُو قَسِيمِ الْجَنَّةِ وَ النَّارِ»

اقای صفایی:

به‌به الله اکبر، اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِه‏ مُحَمَّد وَ عَجِّلْ فَرَجَهُم

استاد جباری:

 چون پیامبر، پدر علی هم محسوب می شود «فَقُلْتُ لَهُ وَ مَا مَعْنَى ذَلِكَ» عرض کردم معنی سخن چه است؟ «قَالَ إِنَّ شَفَقَةَ النَّبِيِّ (صلی الله علیه واله وسلم) عَلَى أُمَّتِهِ شَفَقَةُ الْآبَاءِ عَلَى الْأَوْلَادِ» مهربانی و عطوفت پیامبر نسبت به امتش مثل مهربانی پدر نسبت به فرزند و بلکه برتر است. «وَ أَفْضَلُ أُمَّتِهِ عَلِيٌّ(سلام الله علیه)» برترین امتش هم علی است «وَ مِنْ بَعْدِهِ شَفَقَةُ عَلِيٍّ(سلام الله علیه) عَلَيْهِمْ كَشَفَقَتِهِ (صلی الله علیه واله وسلم)» بعد از پیامبر مهربانی علی نسبت به امت مثل مهربانی پیامبر نسبت به امت است. «لِأَنَّهُ وَصِيُّهُ وَ خَلِيفَتُهُ وَ الْإِمَامُ بَعْدَهُ» چون که خلیفه، وصی و امام بعد از پیامبر است.

«فَلِذَلِكَ قَالَ أَنَا وَ عَلِيٌ‏ أَبَوَا هَذِهِ الْأُمَّةِ» از این جهت پیامبر فرمود من و علی پدران این امت هستیم چون مهربانی ما نسبت به آن‌ها همچون پدر است.

«وَ صَعِدَ النَّبِيُّ(صلی الله علیه واله وسلم) الْمِنْبَرَ» این جمله اخر است که از این روایت عرض می‌کنم که توجه و امیدواری به ما می‌دهد، پیامبر بر منبر بالا رفتند و فرمودند «مَنْ تَرَكَ دَيْناً أَوْ ضَيَاعاً فَعَلَيَّ وَ إِلَيَّ» اگر کسی از دنیا برود بدهی داشته باشد حقی از کسی بر گردنش باشد بر گردن من پیامبر «وَ مَنْ تَرَكَ مَالًا فَلِوَرَثَتِهِ» کسی مال بگذارد برای ورثه اش است اما بدهی‌هایش بر گردن من پیامبر است.

بدهی ظاهری در زمان پیامبر این بود که کمک می‌کرد اما بدهی واقعی آن گرفتاری‌ها است که در نتیجه اعمال، انسان برای خودش ایجاد می‌کند پیامبر می‌فرماید من شفاعت می‌کنم من آن بدهی‌های که شما در مسیر طاعت دارید جبران می‌کنم لذا امام می‌فرماید «فَصَارَ بِذَلِكَ أَوْلَى بِهِمْ مِنْ آبَائِهِمْ وَ أُمَّهَاتِهِمْ» وقتی پدر و مادری از دنیا می‌رود ورثه اموال او را به ارث می‌برند اما اگر بدهی هم داشته باشد باید بپردازند.

اما پیامبر و امیر المؤمنین پدری هستند که این امت اگر ارثیه داشته باشند به امت می‌رسد اما بدهی شان را هم خود آن‌ها تقبل می‌کنند پدری هستیم که بدهی‌شان را به اولاد منتقل نمی‌کنند بلکه بدهی اولاد را عهده دار می‌شوند و لذا می‌فرماید «وَ أَوْلَى بِهِمْ مِنْهُمْ بِأَنْفُسِهِمْ وَ كَذَلِكَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ(سلام الله علیه) بَعْدَهُ» ما نسبت به آن‌ها اولی هستیم از خودشان و از آبا و امهات شان و همین طور امیر المؤمنین، «جَرَى ذَلِكَ لَهُ مِثْلُ مَا جَرَى لِرَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه واله وسلم)»

آن جمله حضرت فاطمه(سلام الله علیها) که عرض کردم حسن ختام باشد

«وَ قَالَتْ فَاطِمَةُ(سلام الله علیها) أَبَوَا هَذِهِ الْأُمَّةِ مُحَمَّدٌ وَ عَلِيٌّ، يُقِيمَانِ أَوَدَهُمْ وَ يُنْقِذَانِهِمْ مِنَ الْعَذَابِ الدَّائِمِ إِنْ أَطَاعُوهُمَا، وَ يُبِيحَانِهِمُ النَّعِيمَ الدَّائِمَ إِنْ وَافَقُوهُمَا»

التفسير المنسوب إلى الإمام الحسن العسكري (عليه السلام)؛ نویسنده: حسن بن على عليه السلام، امام يازدهم، محقق /مصحح: مدرسه امام مهدی علیه السلام، ص330

«أَبَوَا هَذِهِ الْأُمَّةِ مُحَمَّدٌ وَ عَلِيٌّ» پدران این امت محمد و علی هستند، «يُقِيمَانِ أَوَدَهُمْ» بدهی‌ها و خسارات آن‌ها را می‌دهند «وَ يُنْقِذَانِهِمْ مِنَ الْعَذَابِ الدَّائِمِ إِنْ أَطَاعُوهُمَا» اگر امت در مسیر اطاعت پدر باشند این‌ها را از عذاب نجات می‌دهند. «وَ يُبِيحَانِهِمُ النَّعِيمَ الدَّائِمَ» نعمت دائم و بهشت دائم را به آن‌ها عطا خواهند کرد «إِنْ وَافَقُوهُمَا» اگر موافق آن‌ها باشد و این فرزندان در مسیر آن‌ها باشند. در آغاز برنامه عرض کردم ان شاء الله فرزندان خلفی برای پدران بزرگوار باشیم!

اقای صفایی:

ان شاء الله رب العالمین، احسنتم، طیب الله انفاسکم. یاد این بیت افتادم این دو بیتی را حیف است امشب نخوانم:

 عليّ حبّه جنّة * قسيم النّار و الجنّة

 وصيّ المصطفى حقّا * إمام الإنس و الجنّة

جناب استاد جباری عزیز خیلی ممنون و متشکرم استفاده کردیم ان شاء الله موفق و مؤید در این مسیر باشید قلم و بیان تان در همین راه خرج بشود و بازهم در برنامه‌های بعدی در خدمت جنابعالی باشیم. حاج آقا چند کلمه هم دعا بفرمایید

استاد جباری:

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِه‏ مُحَمَّد وَ عَجِّلْ فَرَجَهُم، اللهم احینا علی ما احییت علیه علی ابن ابی طالب(سلام الله علیه) وامتنا علی ما امات علیه علی ابن ابی طالب(سلام الله علیه) وعجل في فرج مولانا و سیدنا صاحب العصر والزمان وجعلنا من خیر انصاره و اعوانه والمستشهدین بین یدیه.

اقای صفایی:

خیلی متشکرم، الحمدلله رب العالمین خدا را شاکر و سپاسگزاریم نه از این مورد که به ما توفیق داد بلکه از این مورد که به ما اذن داد و منت نهاد که ذکر مولا بر زبان ما جاری بشود و عرض پایانی ما هم در خاتمه این سه شب این باشد

آن خاتم هشت و چار خواهد امد * شاهنشه شه شکار خواهد آمد

عدلی که پس از علی از این عالم رفت * در سایه ذوالفقار خواهد آمد

اللهم عجل لولیک الحجة ابن الحسن الفرج والعافیة والنصر وجعلنا من خیر اعوانه وانصاره والمستشهدین بین یدیه

والسلام علیکم ورحمة الله و برکاته


خورشید کعبه - ویژه برنامه ولادت حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام>

ولادت حضرت امیرالمومنین علی ع پیامبر اکرم ص پدر امت ولادت در کعبه کتب اهل تسنن ناله شیطان کنیه ابوالقاسم وصی دکتر جباری