شبکه جهانی حضرت ولی عصر (عج)
دانش افزایی فاطمی 5 آیت الله نجم الدین طبسی

ویژه برنامه دانش‌افزایی فاطمی به مناسبت ایام فاطمیه - جلسه پنجم
با کارشناسی آیت الله نجم الدین طبسی


 بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

 ویژه برنامه دانش‌افزایی فاطمی  24 10 1399 (قسمت پنجم)

عنوان:خطبه حضرت زهرا سلام الله علیها 

کلید واژه‌ها: دانش افزایی فاطمی؛ فاطمیه!

استاد: آیت الله طبسی

بسم الله الرحمن الرحیم لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِیِّ الْعَظِیمِ، إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُون‏، حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَکیلُ نِعْمَ الْمَوْلى‏ وَ نِعْمَ النَّصير والصلاة والسلام علی البشر النذیر و سراج المنیر حبیبنا وطبیب نفوسنا وحبیب اله العالمین ابا القاسم مصطفی محمد وعلی اهلبیته الطیبین الطاهرین والغر المیامین سیما امام زماننا حجة الله الارضین.

السلام علی المجهولة قدرا، والمخفیة قبرا السلام علی الصدیقة فاطمة الزهراء (علیها السلام)

سروان عزیزم اساتید مکرم روحانیت معزز السلام علیکم ورحمة الله و برکاته، محور بحث خطبه حضرت زهرا، طور کلی منابعی که از شیعه و سنی این خطبه را متعرض شدند است. (نمی دانم چقدر توفیق اجرای آن را داشته باشیم).

 محور بعدی اسناد این خطبه به چند طریق رسیده و چند تا سند دارد؟ محور سوم پاسخ به شبهه ای که بعضی ها مطرح می کنند. خطبه ابو العینان منسوب به فاطمه زهرا همین حرفی که نسبت به نهج البلاغه امیر المؤمنین می زنند، هر چه که باب طبع شان نباشد یک اَنگی می زنند اما اگر باب طبع شان باشد موضوع هم باشد برایش سند درست می کنند.

«نحن معاشر الأنبياء لا نورّث ما تركنا صدقة»

الكشف والبيان (تفسير الثعلبي )؛ اسم المؤلف: أبو إسحاق أحمد بن محمد بن إبراهيم الثعلبي النيسابوري الوفاة: 427 هـ - 1035م، دار النشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت - لبنان - 1422هـ-2002م، الطبعة: الأولى، تحقيق: الإمام أبي محمد بن عاشور، مراجعة وتدقيق الأستاذ نظير الساعدي، ج4، ص359

«لا تجتمع النبوة والخلافة في بیت واحد»

یا روایت عشره مبشره، فلانی در غار پیامبر اکرم، مسئله دومی «سِراجُ أهل الجنة» روشنایی و نور بهشت با فلانی است. فلانی و فلانی «سیدا کحول أهل الجنة» بزرگ سالمندان اهل بهشت هستند مثلاً بهشت جای سالمندان است. یک چیزی که به نفع شان باشد جعل می کنند، برایش سند درست می کنند و تأییدش می کنند به نفع شان نباشد به ضررشان باشد یک اَنگی می زنند.

گاهی راجع به مصادر و منابع، گاهی راجع به طُرق و اسناد، گاهی راجع به پاسخ این اتهام و شبهه که این مجعول أبو العیناء است. بعد هم راجع به موضع گیری حکومت در برابر خطبه فدک از یک طرف و موضع گیری بعضی از همسران نبی مکرم در ارتباط با تأیید حضرت فاطمه زهرا و محکوم کردن حکومت از یک طرف این محورهای بحثی است که اگر تا آن جایی که فرصت بشود مطرح می کنیم.

اما در ارتباط منابع و مصادر، منابع شیعه و سنی مخصوصاً از اهل سنت یکی از قدیمی ترین منابع نقل خطبه فدکیه کتاب بلاغات النساء ابن طیفور است که به سه طریق این روایت و خطبه را نقل می کند.

 در رابطه با ابن طیفور هم ابن ندیم راجع به او در صفحه 236 مطالبی دارد و هم تاریخ بغداد که وفاتش 463 است در جلد 4، صفحه 211 هم معجم الأدباء، جلد 3، صفحه 18 اجمالش این است که گفتند ایشان:

«أحد البلغاء الشعراء، الرّوات مِن أهل الفهم المذکورین بالعلم»

به علم، دانش و معرفت یادش می کنند. کتابی به نام تاریخ بغداد دارد وفاتش 280 در شام دفن شده است. آقای ابن طیفور احمد ابن ابی طاهر این قدیمی ترین منبع و مصدری است که خطبه فدکیه را نقل می کند ایشان از اهل سنت است.

 مرحوم طبرسی – متوفای 588 این خطبه را نقل می کند البته از طریق عبد الله ابن الحسن، در مقدمه اش آقای طبرسی می فرماید هر چیزی که این جا نقل می کنم یا مشهورات یا مطابق با عقول یا مُجمعٌ علیه است. اگر سند را نقل نمی کند به این خاطر است پس نمی شود با این کتاب به عنوان یک کتاب مرسل برخورد کرد.

قاضی نعمان مصری – متوفای 363 اهل سنت زمان فاطمی مالکی بود. ایشان شیعه اسماعیلی یا شیعه اثنی عشری شد بحث است ولی غالباً او را به عنوان شیعه اثنی عشری قبول ندارند.

 ولی قبلاً مالکی بود ایشان دو کتاب معروف دارد، دعائم الإسلام‏ و شرح الأخبار کتاب دعائم الإسلام، جلد 2، صفحه 40 این خطبه را نقل می کند. ابن طیفور – متوفای 280 هجری است، قاضی نعمان ابو حنیفه – متوفای 363 است.

ابن ابی الحدید به سه طریق این روایت را نقل می کند طریق می گوییم منظور این است که چه کسی این را از حضرت زهرا نقل می کند؟ اشاره خواهیم کرد. به سه طریق ابن ابی الحدید این خطبه را نقل می کند ابن ابی الحدید قرن هفتم و شیعه نیست الان جای این بحث نیست دلیل هم ندارد شیعه تراشی کنیم.

امیدواریم که تمام عالم پیرو مذهب اهل بیت بشوند ولی کسی که حرف هایش گویای این است که در مذهب فقهی پیرو احناف و در مسائل اعتقادی معتزلی است دلیل ندارد بگوییم این شخص شیعه است حرف هایش هم همین را می گوید. ایشان، این خطبه را به سه طریق نقل می کند.

سبط ابن جوزی نوه دختری ابن جوزی صاحب الموضوعات، المتنظم، صفة الصفوة او شخص متعصبی است. نوده دختری او این خطبه را از شعبی نقل می کند، شیخ مفید – متوفای 436 بخشی از این خطبه را به روایت زینب کبری نقل می کند. ابن شهر آشوب صاحب معالم العلماء و مناقب بخشی از این خطبه را نقل می کند.

مرحوم صدوق این خطبه را نقل می فرماید مرحوم شامی قرن نهم صاحب منتظم این خطبه را نقل می کند. سید مرتضی – متوفای 413 به روایت عایشه نقل می کند چند طریق دارد یکیش به عایشه منتهی می شود. سید مرتضی از آن طریق نقل می کند مرحوم ابن طاوس قرن هفتم این روایت را از طریق عایشه نقل می کند.

إربلی ظاهراً قرن هفتم است از دو کتاب اهل سنت نقل می کند کتاب کشف الغمة برای این که، برای برادران اهل سنت ما حجتی باشد مطالب را معمولاً از کتب اهل سنت نقل می کند و این خطبه را از دو کتاب سقیفه و فدک که مؤلف آن آقای جوهری اهل سنت است نقل می کند.

فاضل آبی – متوفای 521 این خطبه را نقل می کند. تا به خوارزمی می رسد که از بزرگان اهل سنت گیرم وهابی ها نمی پسندند این مشکل خودشان است بیمار دهانش تلخ است مشکل خودش است غذا هر چه خوب هم باشد نمی پسندد. این ها باید مشکل شان را حل کنند. آقای خوارزمی صاحب مقتل و مناقب این خطبه را نقل می کند.

 ابن اثیر صاحب کتاب الکامل با این که شخص متعصبی است در عین حال این خطبه را نقل می کند. منابع متعددی دیگری تا به ابن میثم بحرانی این خطبه را نقل می کند.

در هر صورت...

 خواسته باشیم وارد تتبع در یافتن منابع و مصادر این خطبه شریف بشویم می بینیم منابع خیلی زیاد است. شاید فقط از اهل سنت بیش از بیست منبع باشد که این را نقل کرده باشند. اما در ارتباط با طُرق و اسناد، طبری محمد ابن رستم صاحب کتاب دلائل الإمامة قرن سه و چهار این خطبه را نقل می کند.

اما محور دوم به چند طریق از حضرت فاطمه زهرا رسیده است شاید شش طریق باشد.

طریق اول: حضرت زینب کبری، سندها گاهی به زینب کبری می رسد که ایشان این متن را نقل کردند.

طریق دوم: از امام حسین به سند خود امام حسین یعنی سند و طریق به امام حسین منتهی می شود ایشان این متن را نقل کردند.

طریق سوم: عبد الله ابن الحسن، امام حسن مجتبی فرزندی به نام حسن داشتند ایشان داماد امام حسین شدند، ایشان همسر فاطمه دختر امام حسین هستند که شبیه ترین زنان و دختران امام حسین به حضرت فاطمه بود. پس فاطمه عروس امام حسن مجتبی شد. این فرزند امام حسن که باز اسمش حسن است «حسن ابن حسن» داماد امام حسین شد خدا به ایشان فرزندان زیادی داد اکثراً شهید شدند. فاطمه دختر امام حسین مادر چند شهید است عبد الله هم یکی شان است.

عبد الله نوه امام حسن مجتبی و امام حسین این روایت را نقل می کند (این سه طریق شد) جالب این که ابن طیفور خطبه را از این سه طریق نقل می کند. سید مرتضی این روایت را به روایت عایشه و به روایت ابن عایشه اگر نگوییم نسخه بدل است دو طریق می شود پنج طریق شد.

 باز إربلی این خطبه را به طریق امام زین العابدین علی ابن الحسین از امام حسین و به روایت امام باقر این دو تا و به روایت عبد الله ابن الحسن نقل می کند. تا آن جا پنج طریق شد دو طریق دیگر هم إربلی اضافه کرد سه طریق شد روایت به طریق امام زین العابدین و به طریق امام باقر آن جا چهار طریق داشتیم، دو طریق اضافه شش طریق می شود.

آقای قاضی نعمان صاحب دعائم الإسلام این روایت را به طریق محمد ابن سلام نقل می کند این هفت طریق شد. سبط ابن الجوزی صاحب تذکرة الحفاظ بخشی از خطبه را از طریق شعبی نقل می کند بد نیست شعبی را بشناسیم

«کان متجاهراً ببغض علي ابن ابی طالب»

این ها جزء خوبان نبودند بگوییم این ها جزء خوبان بودند یک چیزهایی را به نفع اهل بیت آوردند دشمن اهل بیت بود. شعبی مواضع بسیار زشت نسبت به اهل بیت و خصوص امیر المؤمنین دارد ناصبی است در عین حال این ناصبی، این اقرار را کرده است. ابن جوزی از ایشان نقل می کند هفت طریق برای این خطبه پیدا شد.

امام باقر، امام زین العابدین، امام حسین، زینب کبری، عبد الله ابن الحسن، شعبی، عایشه، محمد ابن سلام همه این ها کسانی هستند که اسناد به این ها منتهی می شود. و این ها در خطبه فدکیه می گویند «قالت فاطمة» اسانید زیاد و وقت گیر است در این جا اشاره ای می کنم. دلائل الإمامة چندین سند می آورد. علل الشرایع سه سند می آورد.

«حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ مُوسَى بْنِ الْمُتَوَكِّلِ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ السَّعْدَآبَادِيُّ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ الْبَرْقِيِّ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ مِهْرَانَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ جَابِرٍ عَنْ زَيْنَبَ بِنْتِ عَلِيٍّ قَالَتْ قَالَتْ فَاطِمَةُ (علیها السلام) فِي خُطْبَتِهَا»

«حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ مُوسَى بْنِ الْمُتَوَكِّلِ»، آن هم می گوید «حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ السَّعْدَآبَادِيُّ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ الْبَرْقِيِّ»، این ها شخصیت های معروف هستند.

«عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ مِهْرَانَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ جَابِرٍ»، به سندی که مرحوم صدوق در علل نقل می کند احمد ابن محمد می گوید «عَنْ زَيْنَبَ بِنْتِ عَلِيٍّ»

 باز سند دیگری را نقل می کند:

«أَخْبَرَنِي عَلِيُّ بْنُ حَاتِمٍ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ أَسْلَمَ قَالَ حَدَّثَنِي عَبْدُ الْجَلِيلِ الْبَاقِلَانِيُّ قَالَ حَدَّثَنِي الْحَسَنُ بْنُ مُوسَى الْخَشَّابُ قَالَ حَدَّثَنِي عَبْدُ اللَّهِ بْنُ مُحَمَّدٍ الْعَلَوِيُّ عَنْ رِجَالٍ مِنْ أَهْلِ بَيْتِهِ عَنْ زَيْنَبَ بِنْتِ عَلِيٍّ عَنْ فَاطِمَةَ (علیها السلام) بِمِثْلِهِ وَ أَخْبَرَنِي عَلِيُّ بْنُ حَاتِمٍ أَيْضاً قَالَ حَدَّثَنِي مُحَمَّدُ بْنُ أَبِي عُمَيْرٍ قَالَ حَدَّثَنِي مُحَمَّدُ بْنُ عُمَارَةَ قَالَ حَدَّثَنِي مُحَمَّدُ بْنُ إِبْرَاهِيمَ الْمِصْرِيُّ قَالَ حَدَّثَنِي هَارُونُ بْنُ يَحْيَى النَّاشِبُ قَالَ حَدَّثَنَا عُبَيْدُ اللَّهِ بْنُ مُوسَى الْعَبْسِيُّ عَنْ عُبَيْدِ اللَّهِ بْنِ مُوسَى الْعَمْرِيِّ عَنْ حَفْصٍ الْأَحْمَرِ عَنْ زَيْدِ بْنِ عَلِيٍّ عَنْ عَمَّتِهِ زَيْنَبَ بِنْتِ عَلِيٍّ عَنْ فَاطِمَةَ (علیها السلام)‏ بِمِثْلِهِ وَ زَادَ بَعْضُهُمْ عَلَى بَعْضٍ فِي اللَّفْظ»

علل الشرائع؛ ابن بابويه، محمد بن على، محقق / مصحح: ندارد، ناشر: كتاب فروشى داورى، ج1، ص249

«أَخْبَرَنِي عَلِيُّ بْنُ حَاتِمٍ» شیخ مرحوم صدوق است او هم از محمد ابن اسلم، از باقّلانی از حسن ابن موسی خشّاب از عبد الله ابن محمد علوی «عَنْ رِجَالٍ مِنْ أَهْلِ بَيْتِهِ» شخصیت های متعدد همه «عن زینب» یک طریق سوم هم دارد.

 مرحوم طبری شیعی در دلائل الإمامة پنج سند می آورد که این روایت، حدیث و خطبه حضرت زهرا را با پنج سند نقل می کند. اضافه کنید ما شش طریق پیدا کردیم عبد الله ابن عباس را هم اضافه کنید حضرت زینب، امام حسین، امام زین العابدین، امام باقر، شعبی، محمد ابن أسلم و از طریق عبد الله ابن عباس رسیده است.

 باز سند دیگری را از امام زین العابدین نقل می کند این دوتا، سند سومی را از دلائل الإمامة نقل می کند باز از امام زین العابدین.

سند چهارمی را نقل می کند «رَجُل مِنْ بَنی هاشِم» سند پنجمی را نقل می کند عبد الله ابن الحسن، ابن حسن سه طریق مرحوم صدوق نقل می فرماید پنج سند به چند طریق مرحوم طبری شیعی و همین طور دیگران.

 این جریان واقعیت است جای انکار نمی تواند باشد. ممکن است این روایت را کم و بیش نقل کنند اصل این جریان را نمی توانند منکر بشوند، اعتراض را نمی توانند منکر بشوند نارضایتی از حکام مدینه بوده است، زهرای اطهر به حالت نارضایتی و غضب بر حکم مدینه از دنیا رفت. نمی توانند واقعیت را منکر بشوند فکری به حال خودشان بکنند کسانی را به عنوان الگو قرار می دهند که مورد غضب حضرت زهرا، نبی مکرم و خداوند عز وجل است.

بعد از این دو محور به محور سوم می رسیم القاء شبهه می کنند که این خطبه از حضرت زهرا نیست از چه کسی است؟ ابو العیناء این شبهه جدید است ابو العیناء چه کسی است؟ اولاً توضیح بدهم ابو العیناء – متولد 191 و متوفای 282 هجری است اسم ابو العیناء، محمد بن قاسم ابن خلاط، کور بود قبل از این که کور بشود لوچ بود.

ایشان ادعا می کند که من و جاحظ، این حدیث را جعل کردیم. جاحظ معروف به نسب و بغض اهل بیت و امیر مؤمنین است کتاب در تفضیل معاویه نوشت بعد از آن دوران خلافت امویین، شجره ملعون به پایان رسید خلافت عباسیان مجبورش کردند یک چیزهایی به نفع بگوید خطش مشخص است.

ابو العیناء ادعا می کند که من این را وضع کردم بین شیوخ بغداد توضیع کردم همه قبول کردند الا ابن شیبه علوی، آقای ابو العیناء از نظر نسب به چه کسی بر می گردد! خودش می گوید جد من به نام ابو العیناء هست جد بزرگ ما امیر المؤمنین را ملاقات کرد و به حضرت پرخاش، جسارت، بد زبانی و توهین کرد

«كان جدّ أبي العيناء الأكبر لقي عليّ بن أبي طالب (عليه السلام) فأساء المخاطبة بينه وبينه، فدعا عليه بالعمى له ولولده من بعده، فكلّ من عمي من ولد جدّ أبي العيناء فهو صحيح النسب»

كتاب: الوافي بالوفيات؛ نويسنده : الصفدي (فات : 764)، تحقيق: أحمد الأرناؤوط وتركي مصطفى، ناشر: دار إحياء التراث – بیروت: 1420 – 2000م، ج4، ص243

كتاب: قاموس الرجال؛ نويسنده: الشيخ محمد تقي التستري (وفات : معاصر)،

 ناشر: مؤسسة النشر الإسلامي التابعة لجماعة المدرسين بقم المشرفة: 1419 ه‍، ج9، ص521

«فأساء المخاطبة بينه وبينه فدعا عليه بالعمى له» مولا نفرینش کرد که کور بشود. «له ولولده من بعده»، بعد از دعای امیر المؤمنین همچنین شد لذا هر کس مدعی بود من از نسل ابو العیناء هستم باید کور باشد. «فكلّ من عمي من ولد جدّ أبي العيناء فهو صحيح النسب»، آن های که می گفتند ما از نسل شان هستیم اگر کور باشد صحیحُ النسب است و الا نه، این را خود ابو العیناء می گوید که نسل ما این طوری است.

 این آقا ندیم متوکل بود به وافی الوفیات، جلد 4، صفحه 243 نگاه کنید سوال من این است کسی که این ادعا را می کند می گوید من وضع کردم، من جعل کردم، من نسبت دادم راست یا دروغ می گوید. اگر دروغ می گوید حرف دروغگو را نمی شود پذیرفت اگر راست می گوید با همین نسبت دروغ دادن فاسق می شود. چطور حرف فاسق را می پذیرید؟

 این شبهه که بعضی از شبکه های مواجب بگیر آل یهود و آل سعود مطرح می کنند. بدانند این شبهات جدید نیست همین شبهه را آقای ابن طیفور در کتابش نقل می کند ایشان می گوید: «ذَکرةُ لأبی الحسین» ابی الحسین چه کسی است؟ زید پسر علی فرزند حسین، فرزند زید یعنی این زیدی که همزمان با ابن طیفور این شبهه را مطرح می کند نتیجه زید ابن علی شهید می شود.

 ابن طیفور می گوید به زید ابن علی ابن الحسین ابن زید ابن علی گفتم

«كلام فاطمة بنت رسول الله صلى الله عليه وسلم قال أبو الفضل ذكرت لأبي الحسين زيد بن علي بن الحسين بن علي بن أبي طالب صلوات الله عليهم كلام فاطمة عليها السلام عند منع أبي بكر إياها فدك وقلت له إن هؤلاء يزعمون أنه مصنوع وأنه من كلام أبي العيناء " الخبر منسوق البلاغة على الكلام " فقال لي رأيت مشايخ آل أبي طالب يروونه عن آبائهم ويعلمونه أبناءهم وقد حدثنيه أبي عن جدي يبلغ به فاطمة على هذه الحكاية ورواه مشايخ الشيعة وتدارسوه بينهم قبل أن يولد جد أبي العيناء وقد حدث به الحسن بن علوان عن عطية العوفي أنه سمع عبد الله بن الحسن يذكره عن أبيه ثم قال أبو الحسين وكيف يذكر هذا من كلام فاطمة فينكرونه وهم يرون من كلام عائشة عند موت أبيها ما هو أعجب من كلام فاطمة يتحققونه لولا عداوتهم لنا أهل البيت»

بلاغات النساء؛ اسم المؤلف: أبو الفضل أحمد بن أبي طاهر ابن طيفور (المتوفى: 280هـ) الوفاة: 280، دار النشر:، ج1، ص6

سخن فاطمه را برای ایشان نقل کردم و گفتم «إنَّ هولاء» جریان نصب یا مخالفین گمان می برند که «إنَّهُ مَصنوعٌ» ساخته است «وَ إنَّهُم مِنْ کلام أبی العیناء» این سخن ابو العیناء است «الخبر منسوق البلاغة على الكلام»، این خبر بافته شده و طبق خُطَب نهج البلاغه است.

 نتیجه زید شهید ابو الحسین گفت چه می گویی؟ مشایخ آل ابی طالب، بزرگان آل ابی طالب این روایت را از پدرهایشان روایت می کنند و به فرزندان و نسل جدید یاد می دهند حفظ کنند و پدرِ من یعنی علی ابن الحسین یعنی نوه زید پدر من این حدیث و خطبه را از جدم از فاطمه زهرا نقل کرده است.

به همین نحوی که الان برایت می خوانم و مشایخ شیعه، بزرگان شیعه در حوزه هایشان این روایت را بازگو می کردند « وتدارسوه بينهم» کِی؟ «قبل أن يولد جد أبي العيناء»، ابی العیناء چه کسی است؟ ابی العینائی که در 282 فوت شد می گوید این خطبه را من جعل کردم جدش هنوز دنیا نیامده بود این خطبه در حوزه ها تدریس می شد.

 این خطبه را آل ابی طالب دست به دست می کردند به نسل های بعد و‌ به نسل های جدید یاد می دادند و تدریس می کردند بعد طریقی نقل می کند که بالاخره «وقد حدث به الحسن بن علوان عن عطية العوفي»، از عطیه عوفی، عطیفه عوفی عصا کش حضرت جابر ابن عبد الله در زیارت اربعین بود چه زمانی این خطبه را نقل می کند؟ سال 61 هجری این آقا چه برای چه زمانی است؟ قرن سوم، برای قرن سوم می گوید من جعل کردم عصا کش جابر این خطبه را نقل کرده است.

ابو الحسین نتیجه زید شهید می گوید تعجب می کنم اگر این خطبه ها به فاطمه زهرا منتهی بشود منکرش می شود اما اگر این خطبه ها را به عایشه نسبت بدهیم هنگام مرگ پدرشان چه و چه گفتند؟ می پذیرید و ایرادی نمی گیرید مشکل کجاست؟

(میان برنامه)

بسم الله الرحمن الرحیم، پس اسناد، طُرق، منابع، مصادر و شبهات راجع به این خطبه مطرح شد این خطبه شفاف سازی و افشاء گرانه بود، لذا برای حکومت خیلی سنگین تمام شد خلیفه اول بلافاصله موضع گرفت و تهدید کرد.

 «تَسْتَعِينُونَ بِالصِّبْيَة»

 از فاطمه زهرا تعبیر استغفر الله صبیه و کودک یاد می کند.

 «وَ تَسْتَنْهِضُونَ النِّسَاءَ» ‌

زن ها را علیه من تحریک می کنید؟

«وَ قَدْ بَلَغَنِي- يَا مَعْشَرَ الْأَنْصَارِ- مَقَالَةُ سُفَهَائِكُمْ»

انصار، تهدیدتان می کنم حرف های سفیهان و جُهال شما به گوش من رسیده است.

«فَوَ اللَّهِ إِنَّ أَحَقَّ النَّاسِ بِلُزُومِ عَهْدِ رَسُولِ اللَّهِ لأَنْتُمْ»

شما باید پابند و مدافع حکومت من باشید چرا؟ بعد می گوید:

«إِنِّي لَسْتُ كَاشِفاً قِنَاعاً، وَ لَا بَاسِطاً ذِرَاعاً، وَ لَا لِسَاناً إِلَّا عَلَى مَنِ اسْتَحَقَّ ذَلِكَ، وَ السَّلَامُ»

مواظب باشید دست به سلاح می برم، آن هایی را که مستحق توبیخ و تأدیب بدانم تأدیب شان می کنم. این تهدید، تهدید انصار، جوان ها و اهل بیت بعد از همین خطبه بود. چه تأثیری گذاشته بود.

 ابن ابی الحدید در جلد 16، صفحه 215 می گوید به استادم نقیب، این درس را خدمت شان تلمذ کردم به استادم آقای یحیی ابن ابی زید بصری گفتم صحبت های ابوبکر بعد از خطبه فدک تعریض به چه کسی است؟ گفت تعریض نیست تصریح است، گفتم اگر تصریح بود سوال نمی کردم استادم خندید و گفت تعریض به علی ابن ابی طالب است.

 «تَسْتَعِينُونَ بِالصِّبْيَة» به علی تعریض می کند گفتم این همه سخنرانی و موضع گیری تند مقصودش علی ابن ابی طالب است؟

«أ هذا الكلام كلّه لعليّ عليه السلام؟! قال: نعم إنّه الملك يا بنيّ!. قلت: فما مقالة الأنصار؟. قال: هتفوا بذكر عليّ فخاف من اضطراب الأمر عليه فنهاهم‏»

«قال: نعم إنّه الملك» گفت بله تاج و تخت و حکومت، کرسی و خلافت است «قلت: فما مقالة الأنصار؟.» فهمیدیم مخاطب، امیر المؤمنین است انصار را تهدید کرد گفت «بلغني مقالة السفهائکم» حرف ها نادان هایتان به گوشم رسید. انصار چه گفتند؟ گفت «قال: هتفوا بذكر عليّ» بعد از خطبه فاطمه زهرا و روشنگری شعار دادند رهبر و جانشین پیغمبر فقط علی است کسی دیگر را نمی خواهیم.

 «فخاف من اضطراب الأمر عليه فنهاهم» ترسید علیه او انقلاب بشود ترسید او را سرنگون کنند. «فنهاهم»، ببینید یک خطبه چه تأثیری داشت؟ چقدر روشن گرانه بود که می رفت بساط حکومت جمع بشود، لذا این جور با حضرت زهرا برخورد کردند.

 از آن طرف بعضی از زنان پیامبر اکرم در تأیید حضرت فاطمه و محکومیت حکومت آمدند که چرا این موضع را گرفتید؟ سخنرانی کردند و در همان مجلس صحبت کردند.

«فَأَطْلَعَتْ أُمُّ سَلَمَةَ رَأْسَهَا مِنْ بَابِهَا وَ قَالَتْ: أَ لِمِثْلِ فَاطِمَةَ بِنْتِ رَسُولِ اللَّهِ يُقَالُ هَذَا، وَ هِيَ الْحَوْرَاءُ بَيْنَ الْإِنْسِ، وَ الْأُنْسُ لِلنَّفْسِ، رُبِّيَتْ فِي حُجُورِ الْأَنْبِيَاءِ، وَ تَدَاوَلَتْهَا أَيْدِي الْمَلَائِكَةِ، وَ نَمَتْ فِي حُجُورِ الطَّاهِرَاتِ، وَ نَشَأَتْ خَيْرَ مَنْشَأٍ، وَ رُبِّيَتْ خَيْرَ مُرَبًّى؟! أَ تَزْعُمُونَ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ حَرَّمَ عَلَيْهَا مِيرَاثَهُ وَ لَمْ يُعْلِمْهَا؟! وَ قَدْ قَالَ اللَّهُ لَهُ: وَ أَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ؟ أَ فَأَنْذَرَهَا وَ جَاءَتْ تَطْلُبُهُ وَ هِيَ خِيَرَةُ النِّسْوَانِ، وَ أُمُّ سَادَةِ الشُّبَّانِ، وَ عَدِيلَةُ مَرْيَمَ ابْنَةِ عِمْرَانَ، وَ حَلِيلَةُ لَيْثِ الْأَقْرَانِ، تَمَّتْ بِأَبِيهَا رِسَالاتُ رَبِّهِ؛ فَوَ اللَّهِ لَقَدْ كَانَ يُشْفِقُ عَلَيْهَا مِنَ الْحَرِّ وَ الْقُرِّ، فَيُوَسِّدُهَا يَمِينَهُ، وَ يُلْحِفُهَا بِشِمَالِهِ؛ رُوَيْداً فَرَسُولُ اللَّهِ بِمَرْأًى لِغَيِّكُمْ ، وَ عَلَى اللَّهِ تَرِدُونَ، فَوَاهاً لَكُمْ وَ سَوْفَ تَعْلَمُونَ. قَالَ: فَحُرِمَتْ أُمُّ سَلَمَةَ تِلْكَ السُّنَّةَ عَطَاءَهَا؛ وَ رَجَعَتْ فَاطِمَةُ (عَلَيْهَا السَّلَامُ) إِلَى مَنْزِلِهَا فَتَشَكَّت‏»

دلائل الإمامة( ط- الحديثة)؛ نويسنده: طبرى آملى صغير، محمد بن جرير بن رستم‏ (تاريخ وفات مؤلف: قرن 5)، محقق / مصحح: قسم الدراسات الإسلامية مؤسسة البعثة، مكان چاپ: ايران؛ قم‏: 1413ق، ص124

خانه شان نزدیک بود حضرت ام المؤمنین ام السلمة سر بیرون آورد به خلیفه اعتراض کرد گفت «وَ قَالَتْ: أَ لِمِثْلِ فَاطِمَةَ بِنْتِ رَسُولِ اللَّهِ يُقَالُ هَذَا»، «ضعف، صبیه» را به فاطمه زهرا می گویید؟ این حرف ها را به ایشان نسبت می دهید «وَ هِيَ الْحَوْرَاءُ بَيْنَ الْإِنْسِ، وَ الْأُنْسُ لِلنَّفْسِ، رُبِّيَتْ فِي حُجُورِ الْأَنْبِيَاءِ» در دامان پیامبر بزرگ شده است.

«وَ تَدَاوَلَتْهَا أَيْدِي الْمَلَائِكَةِ» مَلَائکه او را دست به دست می کردند «وَ نَمَتْ فِي حُجُورِ الطَّاهِرَاتِ» خودش پاک، در دامان پاکان بزرگ شده است. «وَ نَشَأَتْ خَيْرَ مَنْشَأٍ، وَ رُبِّيَتْ خَيْرَ مُرَبًّى؟! أَ تَزْعُمُونَ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ حَرَّمَ عَلَيْهَا مِيرَاثَهُ» شما می گویید پیامبر اکرم میراثش را به فاطمه زهرا حرام کرده بود به ایشان نگفت به شما گفت؟

اگر پیامبر اکرم میراثش را به فاطمه زهرا حرام می کرد باید اول به خود فاطمه زهرا می گفت «وَ لَمْ يُعْلِمْهَا؟! وَ قَدْ قَالَ اللَّهُ لَهُ: وَ أَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ؟» اول باید به حضرت زهرا می فرمود چرا به شماها فرمود چرا به فاطمه زهرا نفرمود؟ «أَ فَأَنْذَرَهَا وَ جَاءَتْ تَطْلُبُهُ» آمد حقش را بگیرد «وَ هِيَ خِيَرَةُ النِّسْوَانِ، وَ أُمُّ سَادَةِ الشُّبَّانِ» این مادر حسنین و بهترین زنان عالمیان است.

«وَ عَدِيلَةُ مَرْيَمَ ابْنَةِ عِمْرَانَ» همسنگ حضرت مریم است «وَ حَلِيلَةُ لَيْثِ الْأَقْرَانِ» این همسر علی است «تَمَّتْ بِأَبِيهَا رِسَالاتُ رَبِّهِ؛» خاتمیّت به پدر ایشان تمام شد «فَوَ اللَّهِ لَقَدْ كَانَ يُشْفِقُ عَلَيْهَا مِنَ الْحَرِّ وَ الْقُرِّ، فَيُوَسِّدُهَا يَمِينَهُ، وَ يُلْحِفُهَا بِشِمَالِهِ؛ رُوَيْداً فَرَسُولُ اللَّهِ بِمَرْأًى لِغَيِّكُمْ، وَ عَلَى اللَّهِ تَرِدُونَ، فَوَاهاً لَكُمْ وَ سَوْفَ تَعْلَمُونَ.» برای حکومت سنگین بود لذا «قَالَ: فَحُرِمَتْ أُمُّ سَلَمَةَ تِلْكَ السُّنَّةَ عَطَاءَهَا؛» حقوقش را قطع کردند، به دیگران هزاران هزار دینار و درهم می دادند چون با آن ها هماهنگ بود اما حضرت ام السلمه چون فاطمه زهرا را تأیید کرد چون حکومت و موضعش را محکوم کرد شهریه اش را هم قطع می کنند. «وَ رَجَعَتْ فَاطِمَةُ (عَلَيْهَا السَّلَامُ) إِلَى مَنْزِلِهَا فَتَشَكَّت‏» این ها این طوری برخورد کردند.

جا داشت راجع به خطبه بحث کنیم. محور خطبه

«وطاعتنا نظاماً وامامتنا أمنا من الفرقة»

خلافت را کجا دارید می برید؟ روی خوش و امنیت نمی بینید چرا؟ چون مسیر امامت را عوض کردید، باید از ما اطاعت کنید اگر وحدت می خواهید وحدت در سایه رهبری این خاندان است. اگر می خواهید جامعه از اختلاف پرهیز کند در سایه امامت علی ابن ابی طالب است به این خطبه نگاه کنید روی چه تأکید می کند، شما کجا بودید که الان بر مسند خلافت تکیه کردید؟

 در جنگ ها، در جریانات منافقین، در جریانات کسانی که آتش بیار معرکه بودند چه کسی را پیامبر می فرستد تا آن ها را سرکوب کند؟ شماها، شماها که راحت در خانه هایتان نشسته بودید در امن و امان بودید نمی دانستید این امنیت به چه قیمتی دارد تأمین می شود، به چه قیمتی پیامبر اکرم، علی را می فرستاد، شماها جرأتش را نداشتید علی را می فرستاد دهان آن ها را خرد می کرد و بال و پرشان را زیر پای خودش لِه می کرد و پیروزمندانه بر می گشت.

 او اولیٰ است او نهال اسلام را زحمتش را کشید آبیاری کرد نه شمایی که در جنگ همیشه فرار می کردید. در امنیت و خوشی با کمترین احساس خطر، فرار می کردید شما خلفاء و وارثان پیامبر اکرم شدید و ان وقت فاطمه وارث نیست؟ امیر مؤمنین حقی ندارد؟ آن سابقه تان این هم لاحقه تان بعد هم اشاره می کند علی چه کسی و چه شخصیتی است، با او اصلاً قابل قیاس نیستید بعد هم به مردم خطاب می کند به مردم بها می دهد مردم:

«يَا مَعَاشِرَ الْفِتْيَةِ وَ أَعْضَادَ الْمِلَّةِ، وَ أَنْصَارَ الْإِسْلَام‏»

بلاغات النساء؛ اسم المؤلف: أبو الفضل أحمد بن أبي طاهر ابن طيفور (المتوفى: 280هـ) الوفاة: 280، دار النشر:، 28 و 29

کجا هستید چرا ساکت هستید دارند مسیر را عوض می کنند. در خطبه ای دیگر می فرماید نتیجه این مسیر چه است؟ به زودی از این ناقه عوض شیر، خون بدوشید. به شما زهر خوراندند، به شما سم دادند نسل های بعد شما را نفرین می کنند که این چه انتخابی بود؟ این چه چیزی بود که در آستین ما قرار دادید و ما را گرفتار کردید.

این خطبه برای حکومت خیلی سنگین است لذا با شدت برخورد کردند در جلسات قبل گفتم مخالفین دیگر هم بودند اما این برخورد خشنی که با فاطمه زهرا شد با هیچ کس نشد چرا؟ چون روشنگری و افشاء گری کرد و این خاندان مطرح شد از هیچ کس در این حجم مطرح نشده بود لذا هر کاری که دل شان خواست انجام دادند بعد هم برای عذرخواهی آمدند.

ذهبی در دو جا نقل می کند در سیر اعلام النبلاء، جلد 2 کتاب 25 جلدیش چه می گوید؟ برای عذرخواهی آمدند اگر کاری نکردید عذرخواهی برای چه است؟ اگر تکلیف شرعی تان را انجام دادید عذرخواهی برای چه است؟ کسی که خلافی نکرد عذرخواهی نمی کند. عذرخواهی برای چه می کنید؟ لابد خلافی کردید که عذرخواهی می خواهید بکنید.

(إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيهِ رَاجِعُونَ)

ما از آن خدائيم؛ و به سوی او باز می ‌گرديم!

سوره بقره (2): آیه 156

پرسش:

استاد! چرا امیر المؤمنین زمانی که حکومت در دست شان بود فدک را پس نگرفتند با این که قدرت انجام این کار را داشتند؟

استاد طبسی:

امیر مؤمنین (علیه السلام) با این که خودشان صریحاً زمان حضرت فاطمه زهرا ورود پیدا نکردند، به دنیا خواهی و دنیا پرستی متهم شان کردند می گوید:

«وإنما قاتل للرئاسة لا للديانة»

الدرر الكامنة في أعيان المائة الثامنة؛ اسم المؤلف: الحافظ شهاب الدين أبي الفضل أحمد بن علي بن محمد العسقلاني الوفاة: 852هـ/ 1449م، دار النشر: مجلس دائرة المعارف العثمانية - صيدر اباد/ الهند - 1392هـ/ 1972م، الطبعة: الثانية، تحقيق: مراقبة / محمد عبد المعيد ضان، ج1، ص181

با این وقاحت تمام نویسنده نواصب، علی را متهم می کند به این که اهل دنیا است و برای دنیا جنگید با این که، ایشان ورود پیدا نکرد این اتهام را به ایشان زدند اگر ایشان ورود پیدا می کرد بعد هم فدک را پس می گرفت. می گفتند گفتیم ایشان برای دنیا و اهداف شخصی خودش وارد شده است.

لذا حضرت در خطبه فرمودند که من کاری به فدک ندارم دنیا برایم چیزی نیست تا چه برسد به فدک!

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته

 


دانش افزایی فاطمی 5>

دانش افزایی فاطمی فاطمیه شبکه ولی عصر آیت الله نجم الدین طبسی