سایر قسمت ها
نقد علمی دیدگاه‌های انحرافی پیرامون رابطه انسان با پیامبران و عقل راه روشن

قسمت صد و بیست و هفتم برنامه راه روشن با کارشناسی دکتر ابوالقاسمی و اجرای آقای غضبانی


دیگر قسمت ها

 بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

برنامه راه روشن 13 03 1404 (قسمت 127)

عنوان برنامه: نقد علمی دیدگاه‌های انحرافی پیرامون رابطه انسان با پیامبران و عقل

کلیدواژهراه روشن؛ سلیمانی اردستانی؛ حجت الاسلام قنبریان؛ تفسیر به رأی؛ نشوز؛ تحریف؛ امام خمینی ره؛ پیامبر ظاهر؛ پیامبر باطن؛ شبهه؛ زکات!

استاد: حجت الاسلام والمسلمین دکتر ابو القاسمی

مجری: آقای محمد تقی غضبانی

مجری:

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ وَبِه نَسْتَعینْ، اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِه‏ مُحَمَّد وَ عَجِّلْ فَرَجَهُم؛ عزیزان بیننده سلام علیکم وقت شما بخیر، به برنامه راه روشن از شبکه جهانی حضرت ولی عصر (عج الله تعالی فرجه الشریف)، خیلی خوش آمدید. مهمان گرانقدر و راهنمای ما در این برنامه جناب آقای دکتر ابوالقاسمی هستند استاد عزیز سلام خیلی خوش آمدید.

استاد ابو القاسمی:

علیکم السلام علیکم ورحمة الله

أعوذ بِاللَّهِ مِنَ الشَّیطَانِ الرَّجِیمِ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ اَلْحَمدُ للهِ رَبِّ العالَمین اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى ‌مُحَمَّدٍ الْمُصْطَفَى وَ عَلِيٍّ الْمُرْتَضَى وَ فَاطِمَةَ الزَّهْرَاءِ وَ ‌الْحَسَنِ الرِّضَا وَ الْحُسَيْنِ الْمُصَفَّى، وَ جَمِيعِ الْأَوْصِيَاءِ ‌مَصَابِيحِ الدُّجَى وَصلّ عَلیٰ مَنْ بِيُمْنِهِ رُزِقَ الْوَرَي وَ بِوُجُودِهِ ثَبَتَتِ الْاَرْضُ وَ السَّمَاءُ مَوْلانا صَاحِبَ العَصْرِ وَالزمَان!

عرض سلام دارم خدمت شما و بینندگان عزیز و گرانقدر شبکه جهانی حضرت ولی عصر ایام شهادت امام باقر (علیه السلام) و یوم الترویه، روز خروج سید الشهداء (علیه السلام) از مکه و روز خروج حضرت مسلم ابن عقیل را خدمت همه بزرگواران تسلیت عرض می کنم.

مجری:

خیلی متشکرم ان شاء الله بتوانیم ساعات و دقایقی خوبی را برای بینندگان فراهم کنیم با صحبت های که شما برای می فرمایید و نکاتی را که بیان می کنید.

اما شامگاه شهادت حضرت امام محمد باقر (علیه السلام) است این مناسبت را خدمت شما تسلیت عرض می کنم و امشب و این ساعات یادآوری خاطرات غم انگیز برای بسیار ما و شما عزیزان بیننده که در 13 خرداد 1368 همچنین ساعات و دقایقی را خیلی از ماها یادمان هست که در رسانه های ملی درخواست می کردند مردم برای حضرت امام راحل ان شاء الله شفا پیدا کنند ولی ساعات، دقایق احتضار حضرت امام بود. همچنین شب و روزی بسیار غم انگیز و دردناک بود خبر رحلت حضرت امام (رحمة الله علیه) یادم هست در آن زمان صبح 14 خرداد وقتی خبر پخش شد خیلی ها غم انگیز شدند آن موقع امتحانات ثلث آخر سال بود، آن ها را لغو کردند یک هفته تعطیل شد بعد از یک هفته دوباره امتحانات گرفتند. جامعه به خاطر رحلت امام یک جامعه عجیب و غریبی بود غوغایی به پا شد.

به یاد دارم مردم در قم به طرف حرم حضرت معصومه (سلام الله علیها) می رفتند و آن جا برای امام عزاداری می کردند. این مناسبت را هم خدمت شما عزیزان بیننده و استاد گرانقدر تسلیت عرض می کنم. استاد عزیز برای ما امروز کلیپ‌های که دارید از محضرتان استفاده کنیم.

استاد ابوالقاسمی:

راجع به یوم الترویه عبارتی در مورد حضرت مسلم ابن عقیل (رضوان الله علیه) در مسار الشیعة مرحوم شیخ مفید (رضوان الله علیه) این را مطرح کردند

«و في اليوم الثامن منه و هو يوم التّروية»

در روز هشتم ذی الحجه که روز ترویه هست

«ظهر فيه مسلم بن عقيل رحمة الله علیه»

حضرت مسلم اعلام تشکیل حکومت کرد و قیامش را شروع کرد «ظَهرَ» یعنی تشکیل حکومت، یک حکومت ابتدایی تشکیل داد

«داعيا إلى سيّدنا أبي عبد اللّه الحسين عليه السّلام.»

مسار الشيعة في مختصر تواريخ الشريعة؛ نويسنده: الشيخ المفيد (وفات: 413)، تحقيق: الشيخ مهدي نجف، ناشر: دار المفيد للطباعة والنشر والتوزيع - بيروت – لبنان: 1414- 1993م، ص17

اما حکومت او، حکومت خودش نبود به دنبال تشکیل حکومت برای دعوت به سید الشهداء (علیه السلام)

 یا عبارت دیگری که مرحوم شیخ مفید در الإرشاد مطرح کردند می فرمایند

«و كان خروج مسلم بن عقيل رحمة الله عليهما بالكوفة يوم الثلاثاء لثمان مضين من ذي الحجة سنة ستين و قتله يوم الأربعاء لتسع خلون منه يوم عرفة و كان توجه الحسين (علیه السلام) من مكة إلى العراق في يوم خروج مسلم بالكوفة و هو يوم التروية»

الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد؛ نویسنده مفيد محمد بن محمد (وفات: 413)، محقق/ مصحح: مؤسسة آل البيت عليهم السلام‏، ناشر : دار المفيد للطباعة والنشر والتوزيع - بيروت – لبنان، ج2، ص66

حضرت مسلم ابن عقیل (رضوان الله علیه) آقایانی که می گویند حضرت مسلم فقط دعوتگر بود دنبال تشکیل حکومت و قیام نبود. اصلاً عنوانمرحوم شیخ مفید این است «و كان خروج مسلم بن عقيل رحمة الله عليهما بالكوفة يوم الثلاثاء لثمان مضين من ذي الحجة سنة ستين» ابتدای قیام حضرت مسلم (رحمة الله علیه) هم مسلم، هم عقیل در کوفه روز سه شنبه هشتم ذی الحجة سال شصت بود.

«و قتله يوم الأربعاء لتسع خلون منه يوم عرفة» و شهادتش هم روز عرفه بود «و كان توجه الحسين ع من مكة إلى العراق في يوم خروج مسلم بالكوفة و هو يوم التروية» حرکت سید الشهداء (علیه السلام) از سمت مکه به سمت عراق و در روز قیام حضرت مسلم (رضوان الله علیه) بود که روز ترویه است این هم در الإرشاد شیخ مفید، جلد 2، صفحه 66 مطرح کردند.

کسانی که ادعا می کنند حضرت مسلم و سید الشهداء دنبال تشکیل حکومت نبودند نمی دانم بر چه اساسی این مسائل را مطرح می کنند، مطالبی که خیلی از جهت تاریخی روشن هست و جای انکار ندارد. این نکته اولی که خدمت شما مطرح کردیم.

 اما در ادامه امروز مقام معظم رهبری (حفظه الله) سخنرانی داشتند بعد از مراسم عزاداری که در بیت شریف شان انجام شد. قسمتی از آن را کانال خودشان هم پخش کردند علاوه بر قسمتی که کانال رهبر معظم انقلاب این را آماده کرده بودند از صحبت های قدیم و گذشته ایشان در زمینه فعالیت های امام باقر (علیه السلام) اولین کلیپ را ببینیم.

مجری:

کلیپ اول را از سخنرانی مقام معظم رهبری در روز شهادت حضرت امام باقر (علیه السلام) با هم می بینیم

کلیپ شماره یک مقام معظم رهبری در مورد شهادت امام باقر (علیه السلام)

حضرت مثلاً در ظرف سی و پنج سال آرام آرام زمینه ها را آماده کردند نوبت به امام باقر (علیه السلام) که می رسد این جمعیت زیاد می شوند در همان روایت هست

«ثُمَّ إِنَّ النَّاسَ لَحِقُوا وَ كَثُرُوا»

یواش یواش ملحق شدند چه کسی این ها را به امام باقر ملحق کرد؟ برای این که ترس از دل ها برود فقط بیان مباحث دینی، فقه و این ها کافی نیست چیزهای دیگر لازم است. می بینید در دنیا امروز باید جور دیگری حرکت کرد جور دیگری باید حرف زد تا بتواند انسان آن سه، چهار نفر محدود را به صدها نفر و بعد هزارها نفر تبدیل کند این کار را امام باقر کردند.

مجری:

در خدمت شما هستیم.

استاد ابوالقاسمی:

ایشان می فرمایند تعداد شیعیان اهل بیت (علیهم السلام) در ابتدا، در زمان شهادت امام سجاد (علیه السلام) کلاً سه، چهار نفر بود. روایتی در نقل مرحوم شیخ مفید است که

«ارْتَدَّ النَّاسُ بَعْدَ الْحُسَيْنِ (علیه السلام) إِلَّا ثَلَاثَة»

الكافي (ط - الإسلامية)؛ نویسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الكتب الاسلامیة، ج2، ص380

بعد از سید الشهداء همه دچار لغزش شدند. رهبر انقلاب بعد از روضه و ذکر مصیبت به مناسبت سالروز شهادت حضرت امام باقر (علیه السلام)، "امام باقر جمعیت سه، چهار نفری شیعیان را به صدها و هزارها نفر تبدیل کردند. آن بزرگوارانی که چندین سال است درگیر فهم اشتباه شان از دین، فهم اشتباه شان خیلی وقت است صریح تر می گویم تعمدشان در نفهمیدن"

نمی شود یک شخصی این قدر کج فهم باشد فرمایشات مقام معظم رهبری به صراحت می گوید ایشان سه، چهار نفر شیعه را صدها و هزاران نفر کردند می گویند نه کسی دنبال شیعه کردن نبود. یک عده آقایان چه حرف هایی می زنند؟

در کلیپ بعدی خیلی صریح تر صحبت می کنند کلیپی از گذشته است و این کلیپ را هم دفتر مقام معظم رهبری نشر دادند.

"تبیین معارف تا مبارزه با دستگاه خلافت دو محور اساسی دوران امام باقر (علیه السلام)" کلیپ را ببینیم تا مشخص بشود.

مجری:

یک یادآوری برای بینندگان باشد قبلاً این بحث را خدمت آٔقای دکتر بودیم این بحث را مطرح کردیم آیا کسانی که در مذاهب دیگر از مذاهب اسلامی هستند و به آن مذاهب گرایش دارند آیا می توانیم آن ها را هدایت کنیم؟ خیلی ها بر این اساس می گفتند نه لازم نیست همین که آن ها در خط ما هستند کافی است و این صحبت های مقام معظم رهبری مهر باطلی بر حرف آن ها است.

کلیپ شماره دو مقام معظم رهبری:

این ها را باید در زندگی امام باقر (علیه السلام) مورد توجه قرار بدهیم. به این اکتفا نمی کنند مبارزاتی که انجام گرفت این ها باید ادامه پیدا کند. لذا سفارش می کنند که در منا ده روز برای من عزاداری کنید. امام که محتاج عزاداری نیست اما این را می خواهد می گوید ده روز در منا مردم فارغ هستند از همه جای دنیا آمدند بعد می بینند مجلس عزاداری است. می پرسند چرا عزاداری می کنید؟ چرا این جا؟ چه اتفاقی افتاده است؟ به این ترتیب پیام امام باقر به اکناف دنیای اسلام از این طریق می رسد. خود یک ابتکار بسیار مهم است.

استاد ابوالقاسمی:

این کلیپ را آماده کردیم بودیم، اگر اطاق فرمان این کانال را لطف کنند. آقای مهدی مسائلی مطالعات و یادداشت: آیا امام باقر (علیه السلام) وصیت به عزاداری در منا کردند؟ در روایتی از امام صادق (علیه السلام) نقل شده است

«عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ يُونُسَ بْنِ يَعْقُوبَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ: قَالَ لِي أَبِي يَا جَعْفَرُ أَوْقِفْ لِي مِنْ مَالِي كَذَا وَ كَذَا لِنَوَادِبَ تَنْدُبُنِي عَشْرَ سِنِينَ بِمِنًى أَيَّامَ مِنًى.»

الكافي (ط - الإسلامية)؛ نویسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الكتب الاسلامیة، ج5، ص117

جعفر این مقدار از مال من را کنار بگذار برای کسانی که ده سال برای من در ایام منا نوحه سرایی کنند. بعد می گوید نُدبه در این روایت به معنی عزاداری و مصیبت گرفتن نیست ذکر فضائل و مناقب است. مقام معظم رهبری صراحتاً می گوید عزاداری که مردم جمع بشوند برای ذکر فضائل روی منبر ذکر فضائل کسی را بکند کسی جذب نمی شود.

چرا«لِنَوَادِبَ» گفت؟ «لمنبری ها و خطباء» چرا نگفت؟ این آقایان چه کار می کنند و چه حرف ها می زنند؟ در جمع بندی می گوید با توجه به این که روایات متعددی از طریق شیعه در نهی از نیاحن و نوحه سرایی در مرگ افراد وارد شده است تفسیر این روایت به ذکر فضائل و یادآوری مناقب با جمع روایت هم خوانی دارد.

عزاداری در شیعه نداریم؟ پس برای امام حسین هم نوحه گری نباید کرد؟ آقای مسائلی و دیگر بزرگوارانی که این قدر با فهم محدود ... چطور بگویم روایت خوانی داشتید؟ لغت کار کردید؟ تاریخ خواندید؟ چه خواندید که این برداشت ها را می کنید؟ همان اول می گوید «لِنَوَادِبَ» برای نوحه سراها؛ مقام معظم رهبری می فرمایند جنبه این روایات از این جهت است وقتی که شخصی وارد منا می شود بیند دارند عزاداری می کنند جمع بشود.

یکی ایستاده است دارد سخنرانی می کند ده تا منبری دیگر هم هستند. آنی که در منا جلب توجه می کرد جنبه نوحه سرایش بود. حالا آقایان نمی خواهند هر چیزی که در مورد مکتب اهل بیت و در مورد عزاداری است که دل ها را احیاء می کند می خواهند با آن مخالفت کنند بعد اسم خودشان را شیعیان و احیا گران مکتب اهل بیت اهل بیت می گذارند. کسانی که آزاد پژوه هستیم در قید و بند تفکرات و توهمات دیگران نیستیم.

در کلیپ بعدی در مورد رفتارهای امام باقر (علیه السلام) در دعوت کردن به سمت تشیع و نظام امامت یک کلمه خیلی مهم است که مقام معظم رهبری مطرح می کنند کلیپ را بببینیم

کلیپ شماره سه مقام معظم رهبری:

امام باقر از سال 94 یا 95 شروع کردند تا سال 114 که سال شهادت امام باقر است یعنی نوزده یا بیست سال در دوران این بیست سال مبارزه فکری و عقیدتی که شامل بیان قرآن، بیان حدیث، بیان احکام، بیان معارف، بیان تکالیف شرعی و اخلاقیات است و خط سیاسی را یعنی مبارزه با دستگاه خلافت، جمع کردن مردم، در جمع کردن شیعیان، شیعه کردن یعنی وابسته به دستگاه امامت کردنِ هر چه ممکن است از بقیه مسلمان ها این را ادامه دادند. این دو خط و محور اساسی را امام باقر ادامه دادند.

مجری:

چقدر نکات خوبی را در این کلیپ دیدیم.

استاد ابوالقاسمی:

رسماً می فرمایند شیعه کردن یعنی وابسته به دستگاه امامت کردن؛ فقهش را می خواهد بگیرد از دستگاه امامت می خواهد بگیرد. اخلاقش را می خواهد بگیرد از دستگاه امامت بگیرد. این باید وابسته به این دستگاه بشود. نه این که فقط در یک جهت همراه شد باید وابستگی به دستگاه امام ایجاد بشود.

وصیتنامه مرحوم امام (رضوان الله تعالی علیه) هست در فقه تان، در اخلاق تان، در سیاست تان، در همه چیز از مردم مسلمان سر تا سر دنیا دعوت می کنم که با جان و دل از ائمه شیعه تبعیت بکنند.

مجری:

در وصیتنامه حدیث ثقلین را خیلی خوب مطرح کردند.

استاد ابوالقاسمی:

وصیتنامه سیاسی الهی ایشان آمده است "و با کمال جِد و عجز از ملت های مسلمان می خواهم که از ائمه اطهار و فرهنگ سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، نظامی این بزرگ راهنمایان عالم بشریت به طور شایسته و به جان و دل و جان فشانی و نثار عزیزان پیروی کنند." از ملت های مسلمان می خواهم در فرهنگ سیاسی شان، در فرهنگ اجتماعی شان، در فرهنگ اقتصادی شان و فرهنگ نظامی شان از ائمه اطهار شیعه با جان فشانی پیروی کنند.

آقایانی که مخالفت می کنند می گویند این ها دنبال استبصار نبودند دنبال تشیع نبودند. بله ما هیچ وقت استبصار و تشیع را فقط پذیرش رهبری دینی اهل بیت (علیهم السلام) نمی دانیم بلکه ما اعتقاد داریم کسی که می گوید می خواهم شیعه بشوم باید همان رفتارهای سیاسی و ظلم ستیزی معصومین (علیهم السلام) را در جای خودش، تقیه معصومین (علیهم السلام) را در جای خودش، فعالیت سیاسی معصومین در جای خودش همه این ها را باید عمل کند.

این که من فقط بگویم یک عزاداری برپا می کنم و یک فقهی از ائمه (علیهم السلام) می گویم این اتباع از ائمه (علیهم السلام) نیست.

مجری:

مثل بعضی ها، بعضیش را قبول کنم بعضیش را قبول نکنم.

استاد ابوالقاسمی:

اما فی الجمله این کلیپ به خوبی نشان می دهد دیدگاه مقام معظم رهبری را از رفتارهای امام باقر (علیه السلام) که دعوت به تشیع و متصل کردن مردم به دستگاه امامت بوده است. این برای ما خیلی مهم است یک دفعه آقایان مخالف می گویند جنبه سیاسیش باشد یک دفعه می گویند نه فقط دینی نباشد ما می گوییم هر دو جنبه باید باشد. همان فرمایشات مرحوم امام خمینی در وصیتنامه شان که مثل پس فردا خوانده شد برای ما بسیار مهم است.

مجری:

خیلی متشکرم یک میان برنامه ای ببینیم چون شهادت امام باقر (علیه السلام) است فضا را به یاد حضرت امام باقر (علیه السلام) عطراگین کنیم و بعد از آن به موضوع خودمان بر گردیم.

(میان برنامه)

مجری:

صلی الله علیک یا مولای یا جعفر بن محمد الصادق الباقر، ان شاءالله که عزاداری‌های شما در این روزها و شب‌ها مقبول درگاه الهی باشد و مورد عنایت اقا امام عصر قرار گرفته باشد.

 استاد در خدمت شما باشیم با موضوعاتی که در خصوص نقد صحبت های آقای سلیمانی اردستانی داشتیم.

استاد ابوالقاسمی:

قبل از آن مجدداً نکته دیگری که هفته قبل بود به نظرم مناسب باشد راجع به آن صحبت بکنیم. در ابتدا مقدمه ای عرض می کنم روایتی در نهج البلاغه است امیر مؤمنان علی (علیه السلام) فرمودند

«وَ قَالَ (علیه السلام) أَقِيلُوا ذَوِي الْمُرُوءَاتِ عَثَرَاتِهِمْ فَمَا يَعْثُرُ مِنْهُمْ عَاثِرٌ إِلَّا وَ [يَدُهُ بِيَدِ اللَّهِ‏] يَدُ اللَّهِ بِيَدِهِ يَرْفَعُه‏»

نهج البلاغة (للصبحي صالح)؛ نویسنده: شريف الرضى، محمد بن حسين، ناشر: هجرت، محقق/ مصحح: فیض الاسلام، ص471

اگر کسی از صاحبان مروت، کسانی که شما می دانید آن شخص اهل مروت است لغزشی داشت اقاله کنید آن را نادیده بگیرید، چرا؟ «فَمَا يَعْثُرُ مِنْهُمْ عَاثِرٌ» هیچ کدام از آن ها لغزشی ندارند مگر این که دستش به دست خدا است و او را «یَرْفَعُه» بلند می کند.

 یکی از کسانی که سالیان سال خودم از مطالب، روضه خوانی ها و ذکر مصیبت هایشان استفاده کردم، هفته قبل اتفاقی رخ داد همه در جریان هستند خیلی نمی خواهم وارد جزئیاتش بشوم ایشان در کلیپی جوابیه ای دادند که من از باب اخلاق با یک فردی دیدار داشتم و روایاتی را مطرح کردند در مورد این که حتی با کفار هم می شود ارتباط داشت. اما حقیر از باب این که به ایشان علاقه دارم چند نکته را عرض می کنم.

یک: ما اسلام را از غدیر و از سال ها قبل از غدیر وقتی که از زمان حضرت ابراهیم (علی نبینا و آله و علیه السلام) قضیه امامت الهی در دوازده ذریه اسماعیلی قرار داده شد از آن جا می بینیم. یک نگاه فقط هدایتی و اخلاقی صرف به اسلام نداریم. در اسلام سیاست باید در اختیار اولیاء الهی قرار بگیرد و آن ها باید سیاستگر مردم باشند. لذا این که ما فقط دین را بخواهیم اخلاق بدانیم و جدای از سیاست قطعاً صحیح نیست و نظر خود شما هم قطعاً این نیست.

 اما از باب این که شما بزرگوار خودتان به جنبه اخلاق بسیار پایبند هستید و تأکید دارید رساله حقوق امام سجاد (علیه السلام) که در امالی شیخ صدوق (رضوان الله علیه)، صفحه 452 هم آمده است یک بخشی دارد این بخش را قطعاً مد نظر قرار بدهید به نظرم نتیجه گیری تان از رفتاری که خودتان داشتید عوض خواهد شد.

«وَ حَقُّ السُّلْطَانِ أَنْ تَعْلَمَ أَنَّكَ جُعِلْتَ لَهُ فِتْنَةً وَ أَنَّهُ مُبْتَلًى فِيكَ بِمَا جَعَلَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لَهُ عَلَيْكَ مِنَ السُّلْطَانِ وَ أَنَّ عَلَيْكَ أَنْ لَا تَتَعَرَّضَ لِسَخَطِهِ فَتَلْقَى بِيَدِكَ إِلَى التَّهْلُكَةِ وَ تَكُونَ شَرِيكاً لَهُ فِيمَا يَأْتِي إِلَيْكَ مِنْ سُوءٍ وَ حَقُّ سَائِسِكَ بِالْعِلْمِ التَّعْظِيمُ لَهُ وَ التَّوْقِيرُ لِمَجْلِسِهِ وَ حُسْنُ الِاسْتِمَاعِ إِلَيْهِ وَ الْإِقْبَالُ عَلَيْهِ وَ أَنْ لَا تَرْفَعَ عَلَيْهِ صَوْتَكَ وَ لا تُجِيبَ أَحَداً يَسْأَلُهُ عَنْ شَيْ‏ءٍ حَتَّى يَكُونَ هُوَ الَّذِي يُجِيبُ وَ لَا تُحَدِّثَ فِي مَجْلِسِهِ أَحَداً وَ لَا تَغْتَابَ عِنْدَهُ أَحَداً وَ أَنْ تَدْفَعَ عَنْهُ إِذَا ذُكِرَ عِنْدَكَ بِسُوءٍ وَ أَنْ تَسْتُرَ عُيُوبَهُ وَ تُظْهِرَ مَنَاقِبَهُ وَ لَا تُجَالِسَ لَهُ عَدُوّاً وَ لَا تُعَادِيَ لَهُ وَلِيّاً فَإِذَا فَعَلْتَ ذَلِكَ شَهِدَتْ لَكَ مَلَائِكَةُ اللَّهِ بِأَنَّكَ قَصَدْتَهُ وَ تَعَلَّمْتَ عِلْمَهُ لِلَّهِ جَلَّ اسْمُهُ لَا لِلنَّاسِ»

الأمالي (للصدوق)؛ ابن بابويه، محمد بن على، محقق/ مصحح: ندارد. ناشر: كتابچى، ص 369

بعد «وَ حَقُّ سَائِسِكَ بِالْعِلْمِ» کسی که با آن علومی که دارد جهت گیری سیاسی تو را تعیین می کند. به نظرم بهترین تعبیری که در روایات بر رهبر معظم انقلاب تطبیق بکند همین باشد «وَ حَقُّ سَائِسِكَ بِالْعِلْمِ التَّعْظِيمُ لَهُ وَ التَّوْقِيرُ لِمَجْلِسِهِ» باید او را تعظیم بکنیم در جلسه او وقار داشته باشیم «وَ حُسْنُ الِاسْتِمَاعِ إِلَيْهِ» خوب به فرمایشاتش گوش بدهیم «وَ الْإِقْبَالُ عَلَيْهِ» توجه داشته باشیم «وَ أَنْ لَا تَرْفَعَ عَلَيْهِ صَوْتَكَ» صدایت را بلند نکنی «وَ لا تُجِيبَ أَحَداً يَسْأَلُهُ عَنْ شَيْ‏ءٍ حَتَّى يَكُونَ هُوَ الَّذِي يُجِيبُ» اگر کسی سوالی داشت ایشان باید جواب بدهد.

 «وَ لَا تُحَدِّثَ فِي مَجْلِسِهِ أَحَداً وَ لَا تَغْتَابَ عِنْدَهُ أَحَداً» مبادا در مجلس او قصد بدعت داشته باشی و کسی را غیب بکنی «وَ أَنْ تَدْفَعَ عَنْهُ إِذَا ذُكِرَ عِنْدَكَ بِسُوءٍ وَ أَنْ تَسْتُرَ عُيُوبَهُ» اگر نزد شما از او به بدی یاد شد از او دفاع کنید. عیوبش را بپوشانی «وَ تُظْهِرَ مَنَاقِبَهُ» این جا مهم است «وَ لَا تُجَالِسَ لَهُ عَدُوّاً» اگر یکی از دشمنان و مخالفانش خواست با شما جلسه بگذارد «لَا تُجَالِس» با او نشین.

 در روایات چقدر تأکید داریم بر جلسه هایمان که با چه کسی جلسه داشته باشیم؟ این جنبه اخلاقیش است سیاسیش را کنار بگذاریم جنبه این که ما اسلام را یک دین سیاسی می دانیم کنار بگذاریم. خود شما استاد اخلاق هستید ما هم از درس های اخلاق شما استفاده کردیم اما «وَ لَا تُجَالِسَ لَهُ عَدُوّاً وَ لَا تُعَادِيَ لَهُ وَلِيّاً فَإِذَا فَعَلْتَ ذَلِكَ» اگر این چنین کردی «شَهِدَتْ لَكَ مَلَائِكَةُ اللَّهِ بِأَنَّكَ قَصَدْتَهُ وَ تَعَلَّمْتَ عِلْمَهُ لِلَّهِ جَلَّ اسْمُهُ لَا لِلنَّاسِ» چیزهایی که از او فرا گرفتی برای خدا بود نه برای مردم.

 مقام معظم رهبری هم مرحوم امام (رضوان الله تعالی علیه) حق بسیار بزرگی بر ما دارند. از حق حیات شاید برای ما این حقی که در این زمان، ولایت اهل بیت (علیهم السلام) را این گونه داریم برای ما بالاتر باشد. ولذا خیلی باید مراقب باشیم دستوری که ائمه (علیهم السلام) دادند مبادا با کسانی که مخالفان آن ها باشند هم جلسه بشویم. این دستور صریح امام سجاد (علیه السلام) در رساله حقوق شان است خود شما هم استاد اخلاق هستید. امیدواریم که این درخواست حقیر را بپذیرید و نسبت به آن کسانی که جلیس شما هستند یک دقت نظر مجدد داشته باشید!

مجری:

تا این حد که حتی هم جلسه شدن با این ها اشکال دارد نه این که با آن ها صحبت کنی و همسو با آن ها بشوی. خیلی متشکرم از نکته ای که فرمودید ان شاء الله برای بینندگان هم مورد استفاده قرار بگیرد پیشینه کارشان باشد داریم زندگی می کنیم هر قدم و هر کلامی که گفته می شود یک روزی باید حساب و کتاب پس بدهیم. باید حواس مان باشد در آن جا حجت داشته باشیم. استاد در خدمت شما باشیم

استاد ابوالقاسمی:

سراغ آقای سلیمانی اردستانی برویم و کلیپ هایی که از ایشان مطرح می کردیم و پخش می کردیم. قبلاً عرض کردم برداشت های ایشان از اسلام، برداشت های غیر صحیح و سطحی است بعضی از موارد ایشان در جواب گفت فلانی هم همچنین حرفی زده است. تعجب می کنم این همه کلیپ دادم تنها جواب ایشان این بود فلانی هم همچنین حرفی زده است. بقیه را هم می گوید این ها را خودتان ببینید جوابش ان شاء الله بعداً.

 آٔقای سلیمانی اردستانی جواب چه شد؟ بی ادبی به شما کردم؟ جالب است ایشان می گویند مناظره آن جایی که من می گویم آن جایی که شما می گویید دوستان می توانند مناظرات شما را ببینند مجری که شما گذاشتید از اول تا آخر دفاع از شما، حرف های شما و تهاجم به طرف مقابل می کند.

این مجری عادل شما است؟ بعد می گوید مناظره باید بین دو طرفین باشد اصلاً مجری نباید دخالت داشته باشد این ها را کنار می گذاریم این بحث ها خیلی برایمان مهم نیست الان دنبال نقد مطالب ایشان هستیم چون می دانیم ایشان جرأت مناظره در جایی که بی طرفی باشد را ندارد و تواناییش را هم ندارد.

در کلیپی که نشان می دهیم یک مطلبی است مثلاً واجب الوجود می گوییم. واجب الوجود یعنی چه؟ یعنی بر خدا واجب است وجود داشته باشد؟ وجوب به معنای طرف مقابلش محقق نشدنش محال است. واجب در این جا به معنی ضرورت تحقق است علما گفتند بر خدا واجب است که لطف داشته باشد یعنی چه؟ یعنی این که کسی می گوید خدایا به تو واجب است به خدا واجب نمی شود.

خدای متعال محال است لطف نداشته باشد واجب است عقلی است یعنی محال است که خدا لطف نداشته باشد. واجب است خدا، انبیاء را بفرستد یعنی چه؟ یعنی محال است که خدا انبیاء را نفرستد. ایشان معنای وجوب و لزوم بر خدا را متوجه نشد کلیپ را ببینیم با بفهمیم ایشان چه گفته است؟

کلیپ شماره چهار از آقای سلیمانی اردستانی:

این که خداوند می‌گوید... این جا اشتباه شد، ممکن است من نماز بخوانم یاد خدا در آن نباشد. آن سرخ پوست یاد خدا را داشته باشد نماز هم ندارد او وضعش بهتر از من است؛ چون او یاد خدا را دارد من ندارم. گوهر را دارد من ندارم هرچند واجب است اصلا نمی‌خواهم نفی کنم.

مجری برنامه سلیمانی اردستانی:

بله دعوای شکل و محتوا است

آقای سلیمان اردستانی:

شما باید توجه بفرمایید فرمودید اگر پیامبر ظاهر نبود، فرض کنید یک کسی مثل مرحوم بهشتی همه گفته اند بر خدا لازم بود، پیامبر بفرستد مرحوم بهشتی گفته لازم نبود. حالا منت گذاشته و فرستاده است خود قرآن هم می‌ گوید: (لَقَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ إِذْ بَعَثَ فِيهِمْ رَسُولًا...)

(لَقَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ إِذْ بَعَثَ فِيهِمْ رَسُولًا مِنْ أَنْفُسِهِمْ يتْلُو عَلَيهِمْ آياتِهِ وَيزَكِّيهِمْ وَيعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَإِنْ كَانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِي ضَلَالٍ مُبِينٍ)

خداوند بر مؤمنان منت نهاد [= نعمت بزرگي بخشيد] هنگامي که در ميان آنها، پيامبري از خودشان برانگيخت؛ که آيات او را بر آنها بخواند، و آنها را پاک کند و کتاب و حکمت بياموزد؛ هر چند پيش از آن، در گمراهي آشکاري بودند.

سوره آل عمران (3): آیه 164

منت گذاشت و فرستاد، ولی حجت بر انسان تمام شده بود، چون می‌ گوید:

(إِنَّا هَدَينَاهُ السَّبِيلَ إِمَّا شَاكِرًا وَإِمَّا كَفُورًا)

ما راه را به او نشان داديم خواه شاکر باشد و پذيرا گردد يا ناسپاس

سوره انسان (76): آیه 3

ما هدایتش کردیم، با همین می‌ تواند خودش را رستگار کند. بله پیامبران را منت گذاشت یک چیزهای هم یاد من دادند...

مجری شبکه حضرت ولی عصر:

مثال خیلی زیبایی شما زده بودید با شمع می رود فیوز و کلیدها را پیدا می کند مثال خیلی کاربردی و زیبایی بود.

استاد ابو القاسمی:

ایشان می ‌گوید همه گفته اند خدا لازم بود پیامبر بفرستد، لازم بود یعنی چه؟ بر خدا لازم است! نه اصلا نمی‌ شود خدای مهربان پیغمبرها را نفرستد، اما این که پیغمبرها را فرستاده از چه باب است؟ از باب منت گذاشتن بر سر ما است. می ‌شد خدا این منت را نگذارد؟ نه نمی ‌شود ذاتش این قدر مهربان است که این منت را بر سر ما گذاشته است. هم حرف مرحوم بهشتی درست است که خدا منت گذاشته و هم حرف بقیه درست است که گفتند خدا لازم است پیغمبرها را بفرستد، آن لازم است به معنای این که نمی ‌شود نفرستد، آن که گفته منت گذاشته، یعنی چه؟ یعنی خدا به اندازه کافی برایمان راهنما قرار داده است برای این که به کف هدایت برسیم.

مجری:

تعبیرهای بعضی وقت‌ ها می‌ شود واجب است از خود خدا من الله

استاد ابو القاسمی:

این چیزی که ایشان مطرح می‌ کند در واقع فکر کرده آن لازم است با این منت گذاشته باهم منافات دارد لذا نه بقیه گفتند لازم بود. شهید بهشتی گفته لازم نبود خدا منت گذاشته است. بزرگوار! این دو تا، دو جور بیان کردن یک مطلب است هیچ منافاتی هم با همدیگر ندارد. این ها درس ‌های پایه سه حوزه علمیه است.

مجری:

مقدمات را خوب می ‌خواندند!

استاد ابو القاسمی:

ابتدائیات حوزه است. مشخص شد این برداشت ایشان یک برداشت اشتباه است یک جور دیگر عرض کنم. بعضی افراد مشخص است مسیر را عمداً منحرف می کنند. خدای متعال یک شاهد برای ما گذاشته، اعضای بدنمان

(اقْرَأْ كِتَابَكَ كَفَى بِنَفْسِكَ الْيوْمَ عَلَيكَ حَسِيبًا)

(و به او می ‌گوييم:) کتابت را بخوان، کافی است که امروز، خود حسابگر خويش باشي!

سوره اسرا(17): ‌آیه 14

علیک شهیدا، خودت به خودت شهادت بده، زمین هم شهادت می‌ دهد، زمان هم شهادت می‌ دهد، پیغمبر‌ها هم شهادت می‌ دهند، ملائکه هم شهادت می‌ دهند، ائمه هم شهادت می ‌دهند. یکی از این‌ ها هم بود کافی بود، بیشتر از این لازم بود؟ نه، خدا منتی گذاشته برای این که دیگر حرفی نباشد هیچ کس حرف نزند دو، سه، و ده تا شاهد گذاشته است.

این که خدا ده تا گذاشته یعنی این که خدا کار اشتباه کرده زیادی انجام داده است؟ نه آن ذات خدا این‌قدر مهربان است برای این که هیچ راه بهانه باقی نماند خود من را شاهد قرار داده، زمین را شاهد قرار داده است. می‌ شد خدا این کار را نکند، از باب کف نیاز نگاه کنید کف یک نفر شاهد بود بس بود.

مجری:

همان ملائکه کافی بود!

استاد ابو القاسمی:

اما واقعا خدا به همان کف بسنده می‌ کرد؟ نه، بر خدا به خاطر محبتی که دارد لازم است. این چه لزومی است؟ لزومی که از ذاتش نشأت می‌گیرد و صدور پیدا می ‌کند؛ پس این از یک طرف لطف است و از یک طرف لازم است لطف بودن با لازم بودن باهم منافاتی ندارد. در واقع ایشان به جای این که بیاید الاهیات شیعه را بخواند رفته الاهیات اشاعره را خوانده است. اشاعره این‌جا به تناقض خوردند و متوجه قابلیت جمع بین این دو تا نشدند لذا اشکال گرفتند و گفتند بر خدا چیزی واجب نیست؛ ولی این وجوب و لزوم آن چیزی که شما فکر می ‌کنید نیست.

در کلیپ بعدی راجع به این که تبعیت از مراجع تقلید را ایشان یک عمل کورکورانه و اشتباه می داند در ادامه می گوید در اسلام روش این نیست روش چیز دیگری بود.

کلیپ شماره پنج از اقای سلیمانی اردستانی

مجری برنامه سلیمانی اردستانی:

یک مشکل دیگر هم پیش می آید قول شما به اسلام رایج قسمت فقه شیعه اش معتقد به مرجعیت شیعه است و بحث مرید، مراد و مقلد؛ آیت الله خمینی در کتابش گفت حتی با زبان بدن هم می توانیم برخورد بکنیم. تکلیف مرجعیت چه می شود؟ تکلیف این بخش از فقه شیعه چه می شود؟ اگر مولای من (مولای من، منِ نوعی را می گویم) مرجع تقلید من، من به آن عقل جمعی یا معروفی که فرمودید مورد پسند عقلای زمان کاری ندارم. من به عنوان یک آدمی که تقلیدی هستم می گویم مولا یا مرجع من هر چه گفت مراجعه می کنم می گویم من پیرو آیت الله خمینی هستم گفت این است پس تکلیفش این می شود؟

آقای سلیمانی اردستانی:

خیلی مسائل وجود دارد اولاً بگویم با کل این دستگاه مخالف هستم

مجری برنامه سلیمانی اردستانی:

دستگاه فکری؟

آقای سلیمانی اردستانی:

این دستگاهی که مرجع، مقلد و به این شکل است با کلش مخالف هستم. انسان ها طبق متون ما همه باید به اندازه وسع و توان شان تفقه کنند. عالم دین هم وظیفه دارد به اندازه توانش زمینه را برای انسان ها فراهم کند که خودشان تفقه کنند. روایات می آورند هیچ چیز برای شان نداریم تقلید به معنایی که امروز مطرح است یک چیز مضمومی است. این تقلیدی که به آن می گویند یعنی تبعیت کور کورانه است این ضد قرآن است قرآن می گوید تبعیت کور کورانه نکنید.

مجری برنامه سلیمانی اردستانی:

آیه 24 سوره اسراء می فرماید

(وَلَا تَقْفُ مَا لَيسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ)

از آنچه به آن آگاهي نداري، پيروي مکن

سوره اسراء (17): آیه 36

در حالی که اطمینان حاصل نکردی پیروی نکن؛

آقای سلیمانی اردستانی:

بله پیروی نباید بکند آیه قرآن نگفت

(وَنَفْسٍ وَمَا سَوَّاهَا * فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا)

و قسم به جان آدمي و آن کس که آن را (آفريده و) منظم ساخته، سپس فجور و تقوا (شر و خيرش) را به او الهام کرده است،

سوره شمس (91): آیات 7 و 8

بد کاری ها و خوب کاری ها را جزو فطرت من قرار داد. می دانم چه چیزهایی بد و چه چیزهایی خوب است؟ آیا این چیزی را هم که جزء فطرتم گذاشت این هم باید از کسی تبعیت بکنم؟ یا این را خودم می دانم؟ این را باید ملاک قرار بدهم تازه بشناسم. با این ها باید بشناسم که این پیامبر، پیامبر راستین است یا نیست؟

این قرآن کتاب خوبی است یا نه؟ با این هایی که جزء فطرتم هست و با عقل و فطرتم باید این ها را بسنجم. پس من می توانم سوال این است بر اساس یک روایت برخی از فقها فتوا دادند که اگر کسی دیدی بدعت در دین گذاشت می توانی کاری هم که نکرده است به او نسبت بدهی. بهتان به او بزنی بگویی زنا کرده بعد شهادت بدهی؛ هر چه خواستی می توانی به او نسبت بدهی.

واقعاً این طوری است؟ یعنی من یک کسی را فکر کردم دارد در دین بدعت می گذارد هر چه خواستم می توانم نسبت به او بدهم؟ عقل و فطرت چه می گوید؟ به نظر من بدعت نه، شاید من اشتباه بکنم نمی توانم کاری که نکرد به او نسبت بدهم. مرجع بسیار مشهور فتوا داد که می توانی به نظرن شما این جا می شود تبعیت کرد یا نه؟

تبعیت از عقل و فطرت کنم یا تبعیت از مرجع کنم؟ نه ما در اسلام و تشیع بویژه تبعیت کور کورانه نداریم. فقیه نباید بنویسد ان شاء الله مجزی است این گونه عمل کنید، نه، نیم ساعت یا یک ساعت دیگر باید بروم صحبت کنم مدلم این است می گویم من به این دلیل این گونه از حکم برداشت می کنم مثل نمونه (فضربوهنَّ) الان گفتم.

به همین مدل برای خودم اجتهاد می کنم شما ببینید چگونه می فهمید؟ شما هم می شنوید ببینید می توانید اجتهاد کنید یا نه؟

مجری برنامه سلیمانی اردستانی:

مدل مرجعیت را چه کار باید کرد؟ این نهادینه شده است هر مرجعی یک تعدادی مرید دارد عین آن چه که می گوید به عنوان حکم اسلامی و به عنوان تکلیف الهی باید اجرا بکنند.

آقای سلیمانی اردستانی:

کاملاً انحراف از اسلام است اسلام همچنین چیزی را نخواست اسلام از انسان ها خواست خودشان تفقه کنند. منتها از عالم باید کمک بگیرند و به اندازه وسع تفقه یعنی چه؟ اگر فهمیدی تهمت زدن ناروا است دیگر تبعیت نکن خودت می دانی. اگر فهمیدی فلان مسئله درست نیست این جا لازم نیست تبعیت بکنی. تلاش خودت را بکن اگر فهمیدی ... در دم و دستگاهی که الان هست از مردم تبعیتِ کور کورانه طلب می کنند.

مجری برنامه سلیمانی اردستانی:

البته الان نیست پانصد سال است کمتر ولی هست

آقای سلیمانی اردستانی:

بله قبلاً رساله عِلْمیه نوشته می شد الان رساله عَمَلیه نوشته می شود کل رساله عملیه نوشتن یک انحراف است جزء اسلام نیست. انسان ها باید به اندازه وسع شان فکر بکنند به نظر من حتی یک چوپان روستایی که سواد خواندن و نوشتن ندارد اگر بیایم مسئله تهمت زدن را برایش بگویم می گوید این کار ناروایی است.

این که بگویم اگر کسی فکر کرد و بدعت گذاشت هر کاری که نکرد به او نسبت بدهی می گوید کار ناروایی است پس می تواند یک چیزهایی را خودش بفهمد لازم نیست از مرجع تبعیت کند.

مجری شبکه حضرت ولی عصر:

پر از مغالطه، اصل مرجعیت چه هست؟ یک جاهایی در حرف هایش تناقض پر است وقتی می گوید در اندازه وسعش آن جایی که یاد گرفت اگر جایی یاد نگرفت چه کار کند؟

استاد ابوالقاسمی:

برویم سراغ قرآن از قرآن شروع کنیم قرآن گفت همه باید تفقه کنند

(وَمَا كَانَ الْمُؤْمِنُونَ لِينْفِرُوا كَافَّةً فَلَوْلَا نَفَرَ مِنْ كُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طَائِفَةٌ لِيتَفَقَّهُوا فِي الدِّينِ وَلِينْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذَا رَجَعُوا إِلَيهِمْ لَعَلَّهُمْ يحْذَرُونَ)

شايسته نيست مؤمنان همگي (بسوي ميدان جهاد) کوچ کنند؛ چرا از هر گروهي از آنان، طايفه ‌اي کوچ نمي ‌کند (و طايفه‌اي در مدينه بماند)، تا در دين (و معارف و احکام اسلام) آگاهي يابند و به هنگام بازگشت به سوي قوم خود، آنها را بيم دهند؟! شايد (از مخالفت فرمان پروردگار) بترسند، و خودداري کنند!

سوره توبه (9): آیه 122

آقای سلیمانی اردستانی دقیقاً صد و هشتاد درجه مخالف قرآن می گویی قرآن کجا گفت همه تفقه کنند؟ دقیقاً قرآن می گوید از هر گروهی یک طایفه ای بیاید تفقه کند. چرا می گویی قرآن گفت همه بیایند؟ وقتی رسماً ضد قرآن صحبت می کند توقع دارد ما ساکت بنشینیم هر چه دلت خواست بگویی؟ بعد هم رسماً می گوید این چیزها انحراف است.

آقایان باید با او برخورد بکنند یک بحث دیگری است اگر بگوییم این آقا منحرف است به او بر می خورد اما به طور رسمی بگوید کل نظام و حوزه ها منحرف است توهین نیست. انسان ها باید به اندازه وسع شان تفقه کنند. تفقه در چه؟ در (فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا) آن تفقه نمی خواهد (فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا) نیاز به تفقه دارد؟

آقای سلیمانی اردستانی عقل عملی، حسن و قبح عقلی نیاز به تفقه دارد؟ این که کتک زدن بچه یتیم بد است دزدی از دیگران بد است این که فلان رفتار زشت این ها نیاز به تفقه دارد؟ اصلاً این ها را از فقیه نمی خواهد بپرسد دو دو تا چهار تا است. مسئله ای نیست که شک داشته باشد رجوع به فقیه کجا است؟ آن جایی که شک داشته باشد وقتی یقین به حکم داری به فقیه مراجعه می کنی؟ کدام فقیه گفت در مسئله ای که یقین داری به من مراجعه کن اصلاً معقول است و عقلی می شود؟ یک ذره ابتدای رسائل را خوانده بودی چیزی که یقین داری نمی توانی مخالف آن عمل کنی، نمی شود. چقدر شما نسبت به این قضیه بی سواد هستی؟

من یقین دارم فلان قضیه این طور است یقین دارم می روم از کسی دیگر سوال کنم؟ آن جایی که (فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا) جایی که یقین دارد یعنی از کسی نپرسد؟ مرجع گفت بیا از من بپرس پس کجا از دیگران سوال می پرسد؟ در جایی که خودش توانایی فهم مستقلش را ندارد مثالی که شما زدید مثال روایت «باهتوهم» اولاً خیلی ها گفتند «باهتوهم» به معنای مبهوت کردن است.

برای این که قضیه مقداری روشن تر بشود روایت را می آورم روایت خیلی خیلی مهمی است که اتفاقاً این روایت را اگر شما با دید اجتماعی به آن نگاه بکنی می گویی صد در صد حکم همین است.

قبل از این که بخواهم روایت را توضیح بدهم مثالی برای شما می زنم ماشینی آمد دارد ویروس کرونا پخش می کند. شما نه متخصص واکسن سازی هستی، نه فرصت برای واکسن سازی داری بگویی واکسن نمی توانم تولید کنم لذا در خانه بنشینم بگذارم مردم دچار کرونا بشوند. یا یک سری ماسک بر دارم این ماشین هر کجا رفت بین مردم، ماسک پخش کنم یا یک راه سوم بزنم ماشین را پنچر کنم یا راننده را کتک بزنم شما کدام را انتخاب می کنید؟

عاقل در این جا کدام راه را انتخاب می کند؟ بلد نیستم واکسن کرونا تولید کنم لذا دو راه ماند هر جا این ماشین رفت ویروس کرونا پخش می کرد ماسک پخش کنم یا این که راننده را کتک بزنم تمام بشود ماشین این طرف و آن طرف نرود بینندگان بگویید با عقل خودتان کدام روش را انتخاب می کنید؟ روایت را ببینیم

«قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه واله وسلم) إِذَا رَأَيْتُمْ أَهْلَ الرَّيْبِ وَ الْبِدَعِ مِنْ بَعْدِي فَأَظْهِرُوا الْبَرَاءَةَ مِنْهُمْ وَ أَكْثِرُوا مِنْ سَبِّهِمْ وَ الْقَوْلَ فِيهِمْ وَ الْوَقِيعَةَ وَ بَاهِتُوهُمْ كَيْلَا يَطْمَعُوا فِي الْفَسَادِ فِي الْإِسْلَامِ وَ يَحْذَرَهُمُ النَّاسُ وَ لَا يَتَعَلَّمُوا مِنْ بِدَعِهِمْ يَكْتُبِ اللَّهُ لَكُمْ بِذَلِكَ الْحَسَنَاتِ وَ يَرْفَعْ لَكُمْ بِهِ الدَّرَجَاتِ فِي الْآخِرَةِ.

الكافي (ط - الإسلامية)؛ نویسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الكتب الاسلامیة، ج2، ص375

اهل ریب و بدعت از من را دیدید «فَأَظْهِرُوا الْبَرَاءَةَ مِنْهُمْ وَ أَكْثِرُوا مِنْ سَبِّهِمْ وَ الْقَوْلَ فِيهِمْ وَ الْوَقِيعَةَ» با آن ها خیلی تند برخورد کنید (برائت جستن)، «أَكْثِرُوا مِنْ سَبِّهِمْ» زیاد به آن ها دشنام بگویید. دشنام به معنی لعن است «وَ الْقَوْلَ فِيهِمْ» نسبت به آن ها صحبت بکنید « وَ الْوَقِيعَةَ» حرف های پست بزنید جایگاه شان را پایین بیاورید. «وَ بَاهِتُوهُمْ» هر طور خواستی ترجمه کن چه بهتان، چه مبهوت هدف چه است؟ «كَيْلَا يَطْمَعُوا فِي الْفَسَادِ فِي الْإِسْلَامِ وَ يَحْذَرَهُمُ النَّاسُ» برای این که، این ها طمع در فساد و اسلام پیدا نکنند و مردم هم نسبت به این ها در حذر باشند «وَ لَا يَتَعَلَّمُوا مِنْ بِدَعِهِمْ» و از بدعت های این ها یاد نگیرند.

«يَكْتُبِ اللَّهُ لَكُمْ بِذَلِكَ الْحَسَنَاتِ» خدا به شما حسنه هم می دهد و درجه شما را هم در آخرت بالا می برد. یک ماشین دارد کرونا پخش می کند بزن لاستیکش را پنچر کن یا پای راننده را بشکن خدا ثواب برات می نویسد. پای یک آدم را شکستی، ماشین مردم را پنچر کردی خجالت نمی کشی؟ از یک چوپان هم بپرسی می گوید این کار بد است.

نه آقای سلیمانی اردستانی از چوپان بپرسی که هیچ از هر متخصصی بپرسی می گوید این کار خوب است. آن چوپان هم در چنین وضعیتی می گوید باید جلویش گرفته بشود درست وضعیت را تفصیل کن، درست روایت را توضیح بده نگفت یک جا توهم زدی، احتمال دادی اهل ریب است نه؛ یک نفر را می دانی و یقین داری اهل ریب است چه کارش کنیم؟

یقین حجت است کاری نمی شود کرد یقین داری این طرف بدعت درست می کند چه کار کنیم؟ و من نمی توانم جلوی انتشار بدعتش در جامعه را بگیرم او را بزن شل و پَل لسانی کن روایت این را دارد می گوید که دیگر مردم بفهمند این آدم بدعتگزار است اطراف او نروند.

حالا فرض کنیم بهتان باشد اصلاً من این جا یک بهتانی بزنم که مردم بگویند این چه آدم بدی است دور و برش نروند. فرض کنید بگویم ماشینی که دارد از این جا رد می شود هر که از جلویش رد بشود با لیزر می زند می سوزاند. مردم هم بترسند نروند کرونا نگیرند. من دروغ گفتم جان مردم را نجات دادم مردم کرونا نگرفتند اشتباه کردم؟ شما برای یک چوپان به خوبی توضیح بدهی چه می گوید؟

مجری:

صد در صد قبول می کند.

استاد ابوالقاسمی:

به یک متخصص هم توضیح بدهی چه می گوید؟ مشکل شما این است اصلاً نمی خواهی چیزی که در روایت آمده است برای مردم بگویی؛ می خواهی مردم را دور و بر خودت نگه داری سراغ روایات معصومین نروند تا افکار باطل خودت را وارد ذهن شان کنی.

مجری:

عملاً دارد همان کار را می کند.

استاد ابوالقاسمی:

دقیقاً بر عکسش داری عمل می کنی به جای این که کلام معصوم را کامل بخوانی و توضیح بدهی برداشت خودت را که روایت را باید کنار بگذارید مردم، فقط عقل خودتان؛ تهمت زدن بد است بگو کجا دارد مطرح می کند؟ اتفاقاً این مثال یکی از بهترین مثال ها برای ثابت کردن این است که ذهن اخلاقی صرف همیشه جواب درست نمی دهد.

آن ماشین دارد کرونا پخش می کند ایشان می گوید از نظر اخلاقی بد است که برویم این ماشین را پنچر کنیم کار خیلی بدی داری انجام می دهی آنی که می گوید از جهت اخلاقی بد است یک فتنه گری مثل شما است دنبال این است که ویروس در جامعه پخش بشود. شما دنبال این هستی که بدعت ها در جامعه پخش بشود. چون روایت گفت با بدعتگزار برخورد بکنید ناراحت می شوی.

شما دنبال این هستی، دنبال این نیستی بفهمی کجا باید جلوی بدعتگزار گرفته بشود و کجا نباید گرفته بشود؟

مجری:

دنبال پوشاندن حقیقت است.

استاد ابوالقاسمی:

این روایت، روایت خیلی خوبی است آنی هم که شما گفتی چیزهایی که فطرت می فهمد نرو تقلید نکن اصلاً هیچ کس نمی رود در چیزی که فطرت آن را می فهمد تقلید بکند خود فقیه هم در چیزی که فطرت می گوید فتوا نمی دهند.

 یک سوال دیگر تقلید بد است؟ شما نسبت به پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) چه کار می کردی؟ پیغمبر مناطات و ملاکات احکام را گفت برو این طوری نماز بخوان پیغمبر (صلی الله علیه و آله) چقدر راجع به مناطات و ملاکات احکام صحبت کرده است؟ برای چند نفر از کسانی که احکام پرسید حضرت توضیح داد اگر این طور و کنید این طور می شود. کل علل الشرایع شیخ صدوق چقدر است؟ کل علل الشرایع را جمع کرد یک کتاب شده است.

این همه معصومین (علیهم السلام) فرمایشات داشتند علل الشرایع یک کتاب شد تازه خیلی از سندهایش معتبر نیست. از ائمه می پرسید چه کار باید بکنیم؟ شما این ها را تقلید کور کورانه می دانی؟ یا وقتی که با دلیل برای شما ثابت شد که او امام است باید تبعیت بکنند. الان امام در کار نیست عقل می گوید در چنین وضعیتی باید سراغ متخصص بروی.

اگر امام معصوم باشد چون اعتقادم این است هر چیزی در هر علمی در نزد معصوم هست. منِ ابو القاسمی اعتقادم این است اگر امام معصوم بود سوال شیمی داشتم مثل جابر ابن حیان پیش امام معصوم بروم به من یاد می دهد. فیزیک نیاز داشتم پیش امام بروم به من یاد می دهد. طب نیاز داشتم پیش امام بروم به من یاد می دهد.

الان امام معصوم نیست پیش چه کسی بروم؟ عقل من چه می گوید؟ یا پیش دکتر بروم آٔقای دکتر داروی اولی که نوشتی مواد شیمیایی تشکیل دهنده این دارو چه است؟ چه سود و ضرری دارد؟ می گوید برو بیرون دیگر در مطب من نیا پیش مهندس بروم بگویم آقای مهندس تیر آهنی که نوشتی چند درصد آهن و چند درصد فلان آلیاژ است و چقدر در گرما و سرما تغییر پیدا می کند و چقدر زنگ می زند؟ مهندس می گوید به تو چه.

خود شما از راننده، آشپز، مهندس، دکتر و از هر شغلی پیش متخصصش می روی تقلید کور کورانه نیست. یک دانه دین بدبخت بیچاره آن هم با دلیل پیش متخصصش بروی تقلید کور کورانه می شود پانصد سال هم هست نخیر پانصد سال نیست از زمان حضرت آدم (علی نبینا و آله و علیه السلام) همین روش در بین همه عقلاء بوده است شما می خواهی از جمع عقلاء بیرون بروی برو اما روش غیر عقلایی خودت را عقلایی جلوه نده.

روش عقلاء مراجعه به متخصص است و متخصص هم وقت ندارد که بخواهد در هر مسئله ای یکی یکی توضیح بدهد. بله شما می خواهی بدانی تمام مراجع ما بلا استثناء درس خارج دارند توضیح دادند. کتاب نوشتند توضیح دادند. دلیلش را می خواهی در آن کتاب ها هست مگر فقیه راه را بسته است؟ یک طوری می گویی انگار فقیه راه را بست گفت هیچ کس نباید بفهمد

مجری:

پس این همه شاگرد تربیت می شود.

استاد ابوالقاسمی:

پس این کتاب ها چه است؟ خجالت بکش، زشت است این همه سال در حوزه بودی یا درس خارج ندیدی یا کتاب های حوزوی نخواندی یا اگر خواندی تو یک فرد واقعاً نابکار هستی که می خواهی مردم را منحرف بکنی از این دو حال خارج نیست توبه کن این حرف ها چه است شما می گویی؟

مجری:

یک تماس داریم آقای برمکی از اصفهان سلام عرض می کنم

بیننده: (آقای برمکی از اصفهان – شیعه)

عرض سلام و ادب دارم خدمت شما و خدمت حجت الاسلام اقای دکتر ابو القاسمی، شهادت حضرت امام باقر (علیه السلام) و سالگرد رحلت امام (رحمة الله) را تسلیت عرض می کنم. بنده دو سوال دارم با بحث اخیری که الان بود مرتبط است در واقع مقابله با بدعت ها و جنبه اخلاقی و حقوقی که خیلی هم در صحبت های آقای سلیمانی اردستانی و در واقع امثال این قشر که مجمع مدرسین حوزه علمیه قم هستند. این افکار مطرح می شود این بحث را بعضاً مطرح می کنند در واقع برای تخطئه اجرای احکام در حاکمیت دینی البته به نوعی نشأت گرفته از افکار بعضی از اندیشمندان غربی است. گفته می شود احکام دینی در یک جامعه فقط برای پیروانش و محدوده قائلین به آن دین قابل اجرا است شما نمی توانید یک جامعه ای را مدیریت بکنید و حاکمیت تشکیل بدهید و احکام دین را در سراسر آن اجرا بکنید و جنبه های حقوقی و فقهی دین را حاکم بر جامعه بکنید. چون فقط این برای پیروان و معتقدین آن الزام آور است.

برای سایرین نه جنبه الزام ندارد لذا شما نمی توانید تحمیل بکنید و سایرین را الزام بکنید به تبعیت از دین چون شرط دین ایمان و اعتقاد است ممکن است همه اعتقاد و ایمان به دین نداشته باشند و این را نتوانند بپذیرند این سوالم مرتبط به جلسه قبلی بود بحث زنان در قرآن را هم ایشان مطرح کرد.

سوال دیگرم این که بعضی روایات داریم آقای سلیمانی اردستانی بعضی جاها دیدم در بعضی از مذاکرات ایشان اشاره کرده است با این محتوا اگر با زنان مشورت کردید مخالفت بکنید «فَإِنَّ فِيهِنَّ الْبَرَكَةَ.» مثلاً چنین تعبیری وجود دارد اگر با زنی مشورت کردید با او مخالفت بجویید و به آن مشورت زن عمل نکنید و امثال این روایات را، این افراد مغایر قرآن می دانند. این سنخ مباحث را مغایر عقلانیت می شمارند کما این که جلسه قبل درباره این موضوع، بحث های مطرح شد استاد جواب دادند. اگر امکانش هست درباره این دو سوال استاد نکات و تبیینی بفرمایند.

مجری:

خیلی متشکرم از تماس تان، برنامه وحیانی یکی از برنامه هایی است که متکفل پاسخ به همچنین سوالات و شبهاتی هست چهارشنبه‌ها ساعت 19 از شبکه پخش می شود به آرشیومان هم مراجعه کنید خیلی از این مباحث آن جا مطرح شده است. جناب استاد در خدمت شما هستیم.

استاد ابوالقاسمی:

سوال اول شان خیلی ساده است جواب بدهم، کسی شراب خورد او ملتزم به دین است؟ نه ملتزم نبود که شراب خورده. اما این شلاقی که زده می شود چه کسی می زند؟ خودش به خودش شلاق می زند یا یک دیندار به او شلاق می زند؟ مغالطه ای که این ها مطرح می کنند از این است که آیا آن شخصی که به او حکم دین اجرا می شود و او را ملزم به آن حکم دینی می کنیم آیا خودش هم باید تابع دین ما باشد یا نه؟

در اسلام می گوید اگر یک شخصی خواست شما را بکشد شما هم او را بکش (فَضَرْبَ الرِّقَابِ)، نه او دیندار نیست بخواهم گردنش را بزنم باید اول مسلمان بشود بعد گردنش را بزنم! این منطق نمی شود احکام دین می گوید آقایان دیندار شما نسبت به آدم های که دین را مراعات نکردند وظایفی دارید.

دقیقاً مشکل یزید و امثال یزید همین بود یزید می خواست یک اسلامی تعریف کند که شما نسبت به دین هیچ کاری نداشته باشید. دقیقاً قیام سید الشهداء (علیه السلام) برای این بود که بگوید من نسبت به بی دین وظیفه دارم دین برای منِ دیندار در مورد شخص بی دین وظایفی تعیین کرده است. بله اگر من حکومت نداشته باشم نمی توانم آن وظایف را انجام بدهم. قدرت نداشته باشم نمی توانم آن وظایف را انجام بدهم اتفاقاً‌ همین حال لزوم رفتن به سمت قدرت و حکومت را اثبات می کند.

 اما این که بگوید نه در دین شرط است که برای الزام آن طرف باید حتماً دین را قبول کرده باشد این یک حرف خنده دار است. مثال بزنیم بچه را می خواهند ختنه کنند این بچه اصلاً نمی فهمد و نمی داند دین چه است؟ بچه تازه متولد شده هفت روزش است، صبر کنید بزرگ بشود دیندار بشود بعد ختنه اش کنید در واقع مغالطه های بسیار عجیبی است.

 اما در مورد روایاتی که در مورد مشورت با زن ها و شبیه به این آمده است. یک سری دستورات اخلاقی در جامعه داریم این دستورات اخلاقی به فرد مربوط نمی شود بلکه به صنف مربوط می شود.

مثال می زنم در مورد کودکان می گوید:

«سبع أمیر وسبع أسیر وسبع وزير»

 هفت سال بچه به عنوان پادشاه با او برخورد بشود. هفت سال به عنوان برده یا اسیر و هفت سال به عنوان وزیر، در بعضی از روایت خَمس تعبیر کردند. در این روایت های اخلاقی یک بچه ای است از سه سالگی می فهمد به خوبی متوجه می شود به اندازه آدم ده، یازده ساله فهمیده است این را چه کار کنیم؟

مجری:

نمی شود همان رفتار کرد

استاد ابوالقاسمی:

مشخص است نمی شود آن رفتار را با او داشت این روایات، روایاتی که به صنف مربوط می شود می گوید مصلحت کلی جامعه این است که با این صنف، این برخورد بشود اما یک فردی خصوصیت خاصی داشت این حکم بر او بار نمی شود. لذا مشورت گرفتن با عقیله بنی هاشم (سلام الله علیها)، با حضرت ام البنین (سلام الله علیها)، با ام السلمه (سلام الله علیها) این ها در روایات نقل شده است و مشکلی ندارد.

آن چیزی که روایات دارد می گوید، می گوید شما عنانت را در اختیار زن قرار نده حتی بعضی وقت ها جلو برو با او صحبتی بکن بعد با او مخالفت کن که ببیند مرد می تواند با همسرش مخالفت کند. «فَإِنَّ فِي خِلَافِهِنَّ الْبَرَكَةَ.» این که زن ببیند مرد با او مخالفت هم می تواند بکند برکت دارد. چون زن احساس بکند مطلق العنان است سریع خانواده و جامعه فاسد می شود و مشکلات دیگری پیش می آید. این ها صنفی است به فرد مربوط نیست.

 ثانیاً جنبه اجتماعیش را باید نگاه کنیم در خیلی از مسائل راست هم گفته است قبلاً هم گفتم از جهت روان شناسی، زن ها اخلاقیاتی دارند زن علاقه به مردی دارد که مقداری مردانگی داشته باشد. اتفاقاً کلیپ ها هم خیلی زیاد شده است الحمد لله کارشناس روان شناسی خیلی زیاد است.

غربی هایش را مطرح می کنم دو، سه ماه اخیر چند کلیپ دیدم می گوید زن ها از مردی که همیشه بله بگوید هر چه زن به او گفت انجام داد خوشش نمی آید. شما هر چه گفت گوش به حرف بده خودت بدبخت می شوی و زندگیت به هم می ریزد. اما عمداً برو خودت می دانی نظرت چه است نظرش را بگیر یعنی به حرف تو گوش می دهم و حرفت را می شنوم. حرف او را بشنو فکر می کند بله حرف من را شنید پس حداقل گوش شنوا دارد.

 دوم: هر چه من گفتم به او عمل نمی کند، شما دو چیز به او نشان می دهی هم نشان می دهی که برایت ارزش دارد حرفش را گوش دادی هم نشان می دهی هر چه گفتی گوش به حرفت نمی دهم. آخرش هم تصمیم با خودت است؛ پس فکر نکن اگر زن چیزی شنیدی حتماً باید عمل کنی چون زنم گفت راه دیگر ندارم. این راجع به این روایت های که به صورت صنفی این مطالب را مطرح می کنند.

مجری:

خیلی متشکرم از این روشنگری و پاسخی که فرمودید با بخشی دیگری از برنامه در خدمت شما هستیم.

استاد ابوالقاسمی:

کلیپ بعدی را ببینیم برای این که مشخص شود آقای سلیمانی اردستانی با مسائل دینی آشنایی ندارد و فقط یک چیزهایی که این طرف و آن طرف دیده است بدون هیچ مراجعه ای، بدون هیچ دقیقی بیان می کند هفته های قبل به چند نمونه اش اشاره کردیم. ایشان در این کلیپ می گوید ما اصلاً در اسلام دستور حبس برای کارها و گناهان نداریم بله برای تحقیق، طرف فرار نکند حبسش می کردند؛ اما ما جایی نداریم در اسلام دستوری به عنوان حبس داشته باشیم این را مطرح می کند بعد می گوید الان عقلا به خاطر این که دیدند حبس یکی از عقاب ها و مجازات های مناسب است گذاشتند ما هم رفتیم از غربی های تقلید کردیم.

کلیپ شماره شش آقای سلیمانی اردستانی:

بنده مثال می‌زنم اصلا سیستم مجازات ‌ها، مجازات‌ ها که می‌ گوییم، مجازات اسلامی، نمی‌تواند یک چیز ثابتی باشد. مجازات ممکن است یک دوره ای باز دارندگی داشته باشد، در یک دوره ای باز دارندگی نداشته باشد در یک دوره ای باعث وهن دین یک جایی بشود یک جایی نشود، یک جایی اصلا انسان را از حیثیت ساقط کند.

مجری برنامه سلیمانی اردستانی:

برای برخی از جرائم حکم داشته باشیم، ممکن است هم نداشته باشیم، باید تولید کنیم.

اقای سلیمانی اردستانی:

بله، شاهدش هم این است، زندان را که به عنوان مجازات در اسلام نداشتیم، الان شما ایجاد کردید. ما زندان به عنوان مجازات نداشتیم، داشتیم که کسی فرار نکند ولی نه به عنوان مجازات! اما الان داریم برای این که عقلای عالم دارند از آن ‌ها گرفتیم.

مجری شبکه ولی عصر:

به قول این آقا در این طور جاها تقلید هم خوب است اشکال ندارد!

استاد ابو القاسمی:

ایشان می ‌آید مطرح می‌ کند می‌ گوید ما در اسلام زندان به عنوان مجازات نداشتیم، رفتیم تقلید کردیم از آن ‌ها گرفتیم.

آقای سلیمانی اردستانی! کتابی به نام موارد السجن است استاد معظم ما ایت الله نجم الدین طبسی این کتاب را نوشته اند. در این کتاب روایات متعدد موجود است که زندان به عنوان عقوبت است.

«قُلْتُ لِأَبِي جَعْفَرٍ (علیه السلام) عَشَرَةٌ قَتَلُوا رَجُلًا فَقَالَ إِنْ شَاءَ أَوْلِيَاؤُهُ قَتَلُوهُمْ جَمِيعاً وَ غَرِمُوا تِسْعَ دِيَاتٍ وَ إِنْ شَاءُوا تَخَيَّرُوا رَجُلًا فَقَتَلُوهُ وَ أَدَّى التِّسْعَةُ الْبَاقُونَ‏ إِلَى أَهْلِ الْمَقْتُولِ الْأَخِيرِ عُشْرَ الدِّيَةِ كُلُّ رَجُلٍ مِنْهُمْ قَالَ ثُمَّ إِنَّ الْوَالِيَ بَعْدُ يَلِي أَدَبَهُمْ وَ حَبْسَهُمْ.»

الكافي (ط - الإسلامية)؛ نویسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الكتب الاسلامیة، ج7، ص284

«قُلْتُ لِأَبِي جَعْفَرٍ (علیه السلام) عَشَرَةٌ قَتَلُوا رَجُلًا» ده نفر یک آدم را کشتند، «فَقَالَ إِنْ شَاءَ أَوْلِيَاؤُهُ قَتَلُوهُمْ جَمِيعاً وَ غَرِمُوا تِسْعَ دِيَاتٍ» حضرت فرمود اگر اولیاء دم خواستند نه نفرشان را می‌کشند ولی چون این‌ها نه تا جان بیشتر از یک جان بودند باید نه تا دیه بدهند. «وَ إِنْ شَاءُوا تَخَيَّرُوا رَجُلًا فَقَتَلُوهُ» خواستند فقط یکی را انتخاب کنند و فقط او را بکشند «وَ أَدَّى التِّسْعَةُ الْبَاقُونَ‏ إِلَى أَهْلِ الْمَقْتُولِ الْأَخِيرِ عُشْرَ الدِّيَةِ كُلُّ رَجُلٍ مِنْهُمْ» و باقی باید دیه را به خانواده آن یک نفر بدهند

«قَالَ ثُمَّ إِنَّ الْوَالِيَ بَعْدُ يَلِي أَدَبَهُمْ وَ حَبْسَهُمْ»؛ وظیفه والی بعد از این قضیه این است که این‌ها را تأدیب کند و به زندان بیندازد. بعد از این که این‌ها مشخص کردند و تمام شد. الان این نه تا زدند یک نفر را کشتند والی باید حبس شان بکند.

«وقال المجلسیان حسن موثق»

سندش هم معتبر است.

آقای سلیمانی اردستانی! چرا چیزی که نمی ‌دانی اظهار نظر می‌ کنی؟ به خدا زشته، خجالت بکش از این لباسی که بر تنت کردی. این‌ قدر شما فریفته و شیفته غرب نباش، به خدا غرب هیچی ندارد. این چه است که شما می ‌گویی حقوق انسانی که در غرب هست چنین و چنان، این در روایت‌ های معصومین به عنوان یک عقوبت است، این را می‌ خواهی چه کار کنی روایت هم معتبر است؟

مورد دوم روایت را مطرح می‌کند:

«حبس المولی الذي قتل عبده»

حبس مولایی که بنده اش را کشته است!

«أَنَّ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ (علیه السلام) رُفِعَ إِلَيْهِ رَجُلٌ عَذَّبَ عَبْدَهُ حَتَّى مَاتَ فَضَرَبَهُ مِائَةً نَكَالًا وَ حَبَسَهُ سَنَةً وَ أَغْرَمَهُ قِيمَةَ الْعَبْدِ فَتَصَدَّقَ بِهَا عَنْهُ.»

الكافي (ط - الإسلامية)؛ نویسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الكتب الاسلامیة، ج7، ص303

یک شخصی بنده اش را تعذیب کرده بود تا آن بنده مرد، «فَضَرَبَهُ مِائَةً نَكَالًا» صد تا ضربه شلاق زد «وَ حَبَسَهُ سَنَةً» و یک سال هم او را حبس کرد، در بعضی از متن‌ ها سنة ندارد. او را حبس کردند. این به عنوان چه است، نگهش دارد تا فرار نکند تا بعدا حکمش چیست؟ نه، دستور العمل است کسی که این کار را انجام داد برای عقوبت زندان شود!

مورد سوم:

«وردت روایات بحبس ناقب للبیت، والکاسر القفل وشبهه»

روایات داریم کسی که برای وارد شدن به یک خانه ای تونل بزند، تا از زیر دیوار وارد بشود، یا قفل را بشکند یا شبیه به آن حبس می ‌شود.

بعد کتاب دعائم الاسلام:

«وَ عَنْ عَلِيٍّ (علیه السلام) أَنَّهُ أُتِيَ بِلِصٍّ نَقَبَ بَيْتاً»

یک دزدی را آوردند که تونل زده بود از زیر دیوار رفته بود وارد خانه ای شده بود.

«فَعَاجَلُوهُ وَ أَخَذُوهُ»

سریع رفتند گرفتند. سر وقت رسیدند. عاجلوا یعنی به موقع رسیدند.

«فَقَالَ عَجِلْتُمْ عَلَيْهِ»

به موقع و سر وقت رسیدید.

«وَ ضَرَبَهُ»

او را زدند.

«وَ قَالَ لَا يُقْطَعُ مَنْ نَقَبَ بَيْتاً وَ لَا مَنْ كَسَرَ قُفْلًا وَ لَا مَنْ دَخَلَ الْبَيْتَ وَ أَخَذَ الْمَتَاعَ حَتَّى يُخْرِجَهُ مِنَ الْحِرْزِ»

کسی که تونل زده و کسی که قفل شکسته و کسی که وارد شده و کالا را برداشته تا وقتی بیرون نیاورده حق قطع دستش را ندارید. اگر داخل گرفتنش حق دارید دستش را قطع کنید. اگر بیرون آمد...

«وَ لَكِنْ يُضْرَبُ ضَرْباً وَجِيعاً»

می ‌زنید که حسابی دردش بیاید، دیگر ادب بشود.

«وَ يُحْبَسُ»

حبس هم بشود

«وَ يُغَرَّمُ مَا أَفْسَدَهُ»

چیزی هم که خراب کرده باید خسارت بپردازد.

دعائم الإسلام و ذكر الحلال و الحرام و القضايا و الأحكام؛ ابن حيون، نعمان بن محمد مغربى، محقق / مصحح: فيضى، آصف،‏ ناشر: مؤسسة آل البيت عليهم السلام، 2 فصل ذكر من يستحب أن ينكح و من يرغب عن نكاحه‏، ج‏2، ص473

روایت بعدی:

«حبس الآمر بالقتل»

این خیلی معروف است و در همه کتاب ‌های فقهی هم است.

«وهو المشهور عندنا، بل ادعي الإجماع عليه»

اجماع هم داریم

«ووردت بذلك رواية صحيحة»

روایت صحیحه هم دارد و عمل اکثر اصحاب هم است. بقیه فقهای مذاهب گفتند هر دو کشته می‌شوند.

 روایت‌های شیعه:

«مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ جَمِيعاً عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنِ ابْنِ رِئَابٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ (علیه السلام)»

...از امام باقر (علیه السلام)

«فِي رَجُلٍ أَمَرَ رَجُلًا بِقَتْلِ رَجُلٍ فَقَتَلَهُ»

کسی به دیگری دستور داد فلانی را بکش و او هم کشت.

«فَقَالَ يُقْتَلُ بِهِ الَّذِي قَتَلَهُ»

قاتل کشته می‌شود.

«وَ يُحْبَسُ الْآمِرُ بِقَتْلِهِ فِي السِّجْنِ حَتَّى يَمُوتَ»

 الكافي (ط - الإسلامية)؛ نویسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الكتب الاسلامیة، ج7، ص285

حبس ابد هم داریم. کسی که دستور به قتل داده حبس ابد می‌شود.

آقای سلیمانی اردستانی! این روایت نیست، این دین شیعه و شریعت شیعه نیست؟

مجری:

آیا فتوا را ندیدی؟

استاد ابو القاسمی:

فتوا است، روایت است.

«قال المجلسی: صحيح و الحكمان مقطوع بهما في كلام الأصحاب»

مرآة العقول في شرح أخبار آل الرسول؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، حقق / مصحح: رسولى محلاتى، هاشم‏، ناشر: دار الكتب الإسلامية، ج24، ص35

روایت صحیح السند است، حکم که در کلام اصحاب قطعی است. مشکل این است که یک عده بی سواد رسانه ‌های فتنه گر پیدا کرده اند، دنبال خراب کردن عقیده مردم و بدعت گزاری هستند، دنبال دور کردن مردم از روایت معصومین هستند، فریفته غرب شدند ولی لباس روحانیت تن شان است. توقع دارند هیچ کس هم نگوید بالای چشمت ابرو است. هیچ کس نقد شان هم نکند بعد وقتی می ‌گویی بیا مناظره می‌ گوید من فقط همین‌ جایی که هستم از جایم تکان نمی‌ خورم مجری هم باید همان باشد که نمی‌ گذارد طرف مقابل صحبت کند فقط هم سوال ‌های خودش را بپرسد غیر اون مجری کسی دیگر را قبول نمی ‌کنم!

این مدل رفتارهای آقایان است واقعاً غصه می خورم کسانی که فریفته این ها می شوند. یک ذره تحقیق بکنید باطل بودن حرف هایش مشخص می شود. بحث خیلی روشن است ایشان به هیچ وجه یا باید بگوییم آشنایی با عقیده تشیع ندارد یا باید بگوییم اگر آشنایی دارد تعمد بر گمراه کردن مردم دارد.

مجری:

خدا امان بدهد از همچنین انحرافاتی و همچنین افرادی که می خواهند ما را منحرف کنند خیلی باید مواظب باشیم. استاد تشکر می کنم از این که این مباحث را تبیین می کنید فضای مجازی این ها را خیلی وقت ها پخش می کند بدون این که کسی فکر و اندیشه ای بکند فکر می کند چه حرف های زیبا و درستی بد نیست ما هم این ها را پخش کنیم خدای نا کرده خودمان در این گمراه شریک نشویم.

جناب اقای دکتر ابو القاسمی خیلی متشکرم از حضورتان در این برنامه ان شاءالله که بتوانیم مباحث دیگری را در برنامه‌های آتی هم در خدمت شما باشیم.

عزیزان بیننده از شما تشکر می کنم امیدوارم که برنامه مورد استفاده تان قرار گرفته باشد و این ساعات و دقایقی که در خدمت شما بودیم جزء صالح اعمال ما و شما ثبت بشود و مورد عنایت اقا امام عصر (عج الله تعالی فرجه الشریف) قرار گرفته باشد. اللهم عجل لولیک الفرج!

 


نقد علمی دیدگاه‌های انحرافی پیرامون رابطه انسان با پیامبران و عقل>

راه روشن سلیمانی اردستانی حجت الاسلام قنبریان تفسیر به رأی نشوز تحریف امام خمینی ره پیامبر ظاهر پیامبر باطن شبهه زکات