سایر قسمت ها
وجوه شباهت در حدیث سفینه ( آیات« انه لیس من اهلک» و « لتکونن من المرجومین») آیت الله حسینی قزوینی

قسمت دویست و هفتاد و هشتم برنامه حبل المتین با کارشناسی آیت الله حسینی قزوینی و اجرای آقای گودرزی


دیگر قسمت ها

 بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

برنامه حبل المتین 20 02 1405 (قسمت 278)

عنوان وجوه شباهت در حدیث سفینه (آیات «انه لیس من اهلک» و «لتکونن من المرجومین»)

استاد: حضرت آیت الله حسینی قزوینی

مجری: آقای گودرزی

کلیدواژها:

حبل المتین؛ امامت؛ حدیث سفینه؛ وجوه شباهت؛ فرقه ناجیه؛ حضرت نوح؛ عایشه؛ همسران انبیا؛ شبهه؛ شبکه کلمه؛ مولوی عبدالحمید؛ سیاسی؛ تمسخر؛ غدیر؛ ولایت فقیه!

فهرست عناوین بحث:

1-     طلیعه برنامه عرض ارادت به خانم حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)

2-     حدیث سفینة در منابع شیعه و اهل سنت قریب به تواتر آمده است.

3-     خلاصه ای از مباحث گذشته

4-     تکمله شباهت نهم آیه (يا نُوحُ إِنَّهُ لَيسَ مِنْ أَهْلِكَ إِنَّهُ عَمَلٌ غَيرُ صَالِحٍ)

5-     اختلاف عمیق و اساسی بین شیعه و سنی در مورد نسب فرزند حضرت نوح

6-     تقاضا از قوه قضائیه، جهت ورود علیه کسانی که خلاف مصالح کشور حرف می‌زنند

7-     حضور پر شور مردم در صحنه و به مدت طولانی در تاریخ بشریت بی سابقه است!

8-     وجه شباهت مسخره کردن قوم حضرت نوح، با اهل بیت(سلام الله علیه)

9-     آیه (ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا لِلَّذِينَ كَفَرُوا امْرَأَتَ نُوحٍ وَامْرَأَتَ لُوطٍ ...) چه شباهتی با اهل بیت(سلام الله علیهم) دارد؟

10- تماس بینندگان برنامه

11- کدام علما افضل از انبیاء بنی اسرائیل هستند؟

12- کار خوب و زیبای قوه قضائیه جای تقدیر دارد

13- حضرات معصومین (سلام الله علیهم) نیاز به ثواب ما ندارند خداوند این‌ها را کامل آفریده است.

مجری:

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ، عرض سلام و ادب و ارادت خدمت شما بیننده‌های عزیز امیدوارم هر جا هستید حال تان خوب و ان شاءالله ایام به کام تان باشد، لحظات خوبی را سپری کرده باشید، شب تان بخیر باشد.

 خیلی ممنونم از این‌که بیننده و همراه این شبکه هستید، شبکه ای که مزین به نام مقدس امام عصر (ارواحنا له الفداء) است، از شبکه حضرت ولی‌عصر (علیه السلام) در خدمت شما بیننده‌های عزیز با یکی دیگر از برنامه‌های «حبل المتین» در خدمت تان هستیم.

 افتخار دارم که در خدمت حضرت آیت الله دکتر حسینی قزوینی هستم، شما هم با ما همراه باشید ان شاء الله مباحثی که هفته‌های گذشته ارائه شده، امشب هم بخشی دیگر آن را حضرت استاد ارائه خواهند کرد، جناب استاد سلام علیکم عرض ادب خیلی خوش آمدید.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

سلام علیکم و رحمة الله و برکاته

السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا بَقِيَّةَ اللَّهِ فِي أَرْضِه،‏ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا مِيثَاقَ اللَّهِ الَّذِي أَخَذَهُ وَ وَكَّدَهُ- ِ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا حُجَّةَ اللَّهِ وَ دَلِيلَ إِرَادَتِه‏، السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا وَعْدَ اللَّهِ الَّذِي ضَمِنَه‏، السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا صَاحِبَ الْمَرْأَى وَ الْمَسْمَع‏ فَمَا شَيْ‏ءٌ مِنَّا إِلَّا وَ أَنْتُمْ لَهُ السَّبَبُ وَ إِلَيْهِ السَّبِيل.

خدمت بینندگان عزیز و گرامی خالصانه ترین سلامم را تقدیم می کنم موفقیت روز افزون برای همه گرامیان از خدای منان خواهانم!

ü       طلیعه برنامه عرض ارادت به خانم حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)؛

طبق برنامه همیشگی مان توفیق داریم طلیعه عرایض مان را با یادی است صدیقه طاهره (سلام الله علیها) مزین می‌کنیم، باشد که آن بی بی دو عالم گوشه چشمی به ما، بینندگان عزیز و کشور ما داشته باشد.

چنان در شهر خود گشتم غریب و بی کس و تنها

که غیر از چشم گریانم ندارم یار دلجویی

الهی! انتقامم را از آن بیدادگر بستان

که نه دستی برایم مانده، نه پهلو، نه بازویی

فتادم زیر ضرب تازیانه، بارها از پا

ولی نگذاشتم کم گردد از مولا سر مویی

گرفتم در میان کوچه، پاداش رسالت را!

چه پاداش گرانقدری! چه بازو بند نیکویی!

به خون دیده بنویسید بر دیوار این کوچه

که اینجا کشته‏ ی راه ولایت گشته، بانویی

مدینه! ثبت کن این را، که در امواج دشمنها

حمایت کرد از دست خدا بشکسته بازویی

یا بن الحسن:

ای خوش آن روز که رخ بنمایی

دل و جان همه را بربایی

خونِ مظلوم، تو را می‌خواند

آهِ محروم، تو را می‌خواند

اشکِ معصوم، تو را می‌خواند

قلبِ مغموم، تو را می‌خواند

خون رخسار رسول دو سرا

 فرق بشکافته شیر خدا

 ناله‌های شب روز زهرا

 پرچم سرخ شه کرب و بلا

 همه گویند بیا مهدی جان

بشنو ناله ما مهدی جان

 (وَ سَيَعْلَمُ الَّذينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنْقَلَبٍ يَنْقَلِبُون‏)؛ (اَللّهُمَّ عَجِّلْ لِوَلِیِّکَ الْفَرَجَ)

مجری:

جناب استاد خیلی ممنونم، مثل همیشه برنامه را به نام و یاد حضرت (سلام الله علیها) مزین کردید، ان شاءالله که بتوانیم و از خدای متعال بخواهیم که دل‌ هایمان را هرچه بیشتر به نور ایمان، معرفت و ولایت اهل بیت (علیهم السلام) ان شاءالله بیشتر نورانی بفرماید.

 همچنین خیلی ممنون از حضور شما بیننده‌های عزیز که همراه ما هستید، اگر بیننده شبکه، بویژه برنامه «حبل المتین» بودید قطعاً مستحضرید برنامه‌های گذشته پیرامون حدیث معروف «سفینه» که از پیغمبر اکرم (صلوات الله علیه) نقل شده بود، به طور مختصر شباهت نهم هفته گذشته ارائه شد، ان شاءالله امشب هم در خدمت استاد هستیم.

 جناب استاد اگر صلاح می‌دانید یک خلاصه ای از مباحث گذشته بفرمایید، بعد به شباهت نهم بپردازیم که این شباهت کامل بیان شده باشد، بفرمایید در خدمت تان هستیم.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

أَعُوذُ بِاللَّهِ الشَّيْطَانِ الرَّجِيم‏، بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ وَبِهِ نَسْتَعين وَهُوَ خَيرُ نَاصِرٍ وَ مُعِينْ الْحَمْدُلِلَّه ‏وَ الصَّلَاةِ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ وَعلَیٰ آلِهِ آل الله لَا سِيَّمَا علَیٰ مَوْلانَا بَقِيَّةَ اللَّه‏ وَ الّلعنُ الدّائمُ‏ علَیٰ أَعْدائِهِمْ أعداءَ الله إلىٰ يَوم لِقَاءَ اللّه، وَأُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ، حَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَكِيلُ، نِعْمَ الْمَوْلَى وَنِعْمَ النَّصِيرُ

ü      حدیث سفینة در منابع شیعه و اهل سنت قریب به تواتر آمده است.

یکی از روایت‌هایی که در منابع شیعه و سنی آمده و شاید بشود گفت در حد مستفیض یا قریب به متواتر نقل شده «حدیث سفینه» است. رسول اکرم (صلی الله علیه واله وسلم) فرمود:

«مَثَلُ أَهْلِ بَيْتِي فِيكُمْ كَمَثَلِ سَفِينَةِ نُوحٍ، مَنْ رَكِبَهَا نَجَا، وَ مَنْ تَخَلَّفَ عَنْهَا غَرِقَ، وَ مَثَلِ بَابِ حِطَّةٍ مَنْ دَخَلَهُ نَجَا وَ مَنْ لَمْ يَدْخُلْهُ هَلَكَ.»

الأمالي (للطوسي)؛ نویسنده: طوسى، محمد بن الحسن، ناشر: دار الثقافة ، مصحح: ندارد، ص60

«عَنِ بن عَبَّاسٍ رضي اللَّهُ عنه قال قال رسول اللَّهِ صلى اللَّهُ عليه وسلم مَثَلُ أَهْلِ بَيْتِي مَثَلُ سَفِينَةِ نُوحٍ من رَكِبَ فيها نَجَا وَمَنْ تَخَلَّفَ عنها غَرِقَ»

المعجم الكبير؛ اسم المؤلف: سليمان بن أحمد بن أيوب أبو القاسم الطبراني الوفاة: 360، دار النشر: مكتبة الزهراء - الموصل - 1404 - 1983، الطبعة: الثانية، تحقيق: حمدي بن عبدالمجيد السلفي، ج3، ص46

«...فأنا أبو ذر سمعت رسول الله (صلی الله علیه وسلم) يقول مثل أهل بيتي مثل سفينة نوح من ركبها نجا ومن تخلف عنها غرق هذا حديث صحيح على شرط مسلم ولم يخرجاه»

المستدرك على الصحيحين؛ اسم المؤلف: محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاكم النيسابوري الوفاة: 405 هـ، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت - 1411هـ - 1990م، الطبعة: الأولى، تحقيق: مصطفى عبد القادر عطا، ج2، ص373، ح3312

این روایت را آقای «حاکم نیشابوری» در کتاب «مستدرک» در جلد 2 صفحه 373 نقل کرده و می‌گوید: «هذا حديث صحيح على شرط مسلم ولم يخرجاه»، شرایط «صحیح مسلم» را دارد. «ذهبی» هم این روایت را تصحیح کرده است.

با توجه به آنچه که به ذهن مان رسید، حدود پانزده مورد وجه شبه بین کشتی حضرت نوح و اهل بیت عصمت و طهارت تنظیم کردیم، هشت، نه مورد را قبلاً عرض کردیم ان شاءالله امشب از شباهت دهم شروع می‌کنیم.

خیلی به اختصار وجه شبه را اشاره می‌کنم، اگر بعضی از عزیزان اولین بار است این بحث را می‌شنوند، قبلا بحث را نشنیده اند بشنوند یا کسانی که بودند جهت یادآوری (وَذَكِّرْ فَإِنَّ الذِّكْرَى تَنْفَعُ الْمُؤْمِنِينَ) عرض می‌کنم

(وَذَكِّرْ فَإِنَّ الذِّكْرَى تَنْفَعُ الْمُؤْمِنِينَ)

و پيوسته تذکر ده، زيرا تذکر مؤمنان را سود مي‌بخشد.

سوره ذاریات (55): آیه 51

ü      خلاصه ای از مباحث گذشته

در شباهت اول آیه 64 سوره اعراف را که را ذکر کردیم خدای عالم می فرماید:

(فَكَذَّبُوهُ فَأَنْجَينَاهُ وَالَّذِينَ مَعَهُ فِي الْفُلْكِ وَأَغْرَقْنَا الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآياتِنَا إِنَّهُمْ كَانُوا قَوْمًا عَمِينَ)

اما سرانجام او را تکذيب کردند؛ و ما او و کساني را که با وي در کشتي بودند، رهايي بخشيديم؛ و کساني که آيات ما را تکذيب کردند، غرق کرديم؛ چه اينکه آنها گروهي نابينا (و کوردل) بودند.

سوره اعراف (7): آیه 64

ما حضرت نوح و مؤمنین به حضرت نوح را نجات دادیم، و کسانی که حضرت نوح را تکذیب کردند، آن‌ها را غرق کردیم.

 از آن طرف می‌بینیم رسول اکرم نسبت به اهل بیت و امیر المؤمنین می‌فرماید:

«من آذا علیا، فقد آذاني، ومَنْ آذاني فقد اذ الله»

اذیت علی، اذیت من است، اذیت من، اذیت خدا است. قرآن هم می‌گوید:

(وَالَّذِينَ يؤْذُونَ رَسُولَ اللَّهِ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ)

و کساني که پيامبر خدا را آزار مي‏رسانند عذابي پر درد [در پيش] خواهند داشت

سوره توبه (9): آیه 61

این وجه شبه است بین کسانی که نسبت به حضرت نوح تکذیب کردند و کسانی که اهل بیت را تکذیب می‌کنند.

 شباهت دوم آیه 73 سوره یونس بود خدا می‌فرماید:

(فَكَذَّبُوهُ فَنَجَّينَاهُ وَمَنْ مَعَهُ فِي الْفُلْكِ وَجَعَلْنَاهُمْ خَلَائِفَ وَأَغْرَقْنَا الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآياتِنَا فَانْظُرْ كَيفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُنْذَرِينَ)

اما آنها او را تکذيب کردند! و ما، او و کساني را که با او در کشتي بودند، نجات داديم؛ و آنان را جانشين (و وارث کافران) قرار داديم؛ و کساني را که آيات ما را تکذيب کردند، غرق نموديم! پس ببين عاقبت کار کساني که انذار شدند (و به انذار الهي اهميت ندادند)، چگونه بود!

سوره یونس (10): آیه 73

قوم حضرت نوح را خلیفه در روی زمین قرار دادیم. در رابطه با اهل بیت هم شیعه و سنی با سندهای معتبر و در حد متواتر حدیث ثقلین را نقل کردند، از جمله آن‌ها است:

«انى تَارِكٌ فِيكُمْ خَلِيفَتَيْنِ كِتَابُ اللَّهِ حَبْلٌ مَمْدُودٌ ما بين السَّمَاءِ وَالأَرْضِ أو ما بين السَّمَاءِ إلى الأَرْضِ وعترتي أَهْلُ بيتي وَإِنَّهُمَا لَنْ يَتَفَرَّقَا حتى يَرِدَا عَلَىَّ الْحَوْضَ»

مسند الإمام أحمد بن حنبل؛ اسم المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبدالله الشيباني الوفاة: 241، دار النشر: مؤسسة قرطبة – مصر، ج 5، ص 181

پیغمبر فرمود میان شما دو خلیفه می‌گذارم کتاب خدا و اهل بیت من؛ یعنی همان طوری که اصحاب حضرت نوح خلیفه بودند، اهل بیت هم طبق فرمایش حضرت خلیفه رسول الله در میان مردم هستند، نه فقط امیر المؤمنین بلکه می‌فرماید اهل بیت خلیفه هستند.

شباهت سوم آیه 37 سوره هود بود:

(وَاصْنَعِ الْفُلْكَ بِأَعْينِنَا وَوَحْينَا وَلَا تُخَاطِبْنِي فِي الَّذِينَ ظَلَمُوا إِنَّهُمْ مُغْرَقُونَ)

و (اکنون) در حضور ما و طبق وحي ما، کشتي بساز! و درباره آنها که ستم کردند شفاعت مکن، که (همه) آنها غرق شدني هستند!»

سوره هود (11): آیه 37

خداوند فرمود کشتی را طبق وحی ما بساز؛ یعنی هر حرکتی حضرت نوح نسبت به کشتی انجام می‌داد طبق نقشه‌ای بود که خدا کشیده بود و وحی می‌کرد. نسبت به اهل بیت هم رسول اکرم فرمود:

«أوحي إلي في علي ثلاث...»

«عن عبد الله بن أسعد بن زرارة عن أبيه قال قال رسول الله صلى الله عليه وسلم أوحي إلي في علي ثلاث أنه سيد المسلمين وإمام المتقين وقائد الغر المحجلين هذا حديث صحيح الإسناد ولم يخرجاه»

المستدرك على الصحيحين؛ اسم المؤلف: محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاكم النيسابوري الوفاة: 405 هـ، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت - 1411هـ - 1990م، الطبعة: الأولى، تحقيق: مصطفى عبد القادر عطا، ج 3، ص 148، ح4668

«أوحى إلي في علي ثلاث خصال: أنه إمام المتقين وسيد المسلمين وقائد الغر المحجلين»

معرفة الصحابة؛ اسم المؤلف: لأبي نعيم الأصبهاني الوفاة: 430 ، دار النشر:، ج1، ص282

در رابطه با علی به من سه مسئله وحی شده است «سيد المسلمين وإمام المتقين وقائد الغر المحجلين» علی سید المسلمین است، امام المتقین است، و قائد الغر المحجلین است.

شباهت چهارم آیه 118 و 119 سوره شعرا بود:

(فَافْتَحْ بَينِي وَبَينَهُمْ فَتْحًا وَنَجِّنِي وَمَنْ مَعِي مِنَ الْمُؤْمِنِينَ * فَأَنْجَينَاهُ وَمَنْ مَعَهُ فِي الْفُلْكِ الْمَشْحُونِ)

اکنون ميان من و آنها جدايي بيفکن؛ و مرا و مؤمناني را که با من هستند رهايي بخش! ما، او و کساني را که با او بودند، در آن کشتي که پر (از انسان و انواع حيوانات) بود، رهايي بخشيديم!

سوره شعراء (26): آیات 118 و 119

ما حضرت نوح و کسانی که ایمان آورده بودند را از غرق شدن نجات دادیم. در رابطه با اهل بیت هم آمده رسول اکرم (صلی الله علیه واله وسلم) فرمود:

«علي قسیم الجنة والنار»

نام كتاب: تصحيح اعتقادات الإمامية؛ نويسنده: مفيد، محمد بن محمد (تاريخ وفات مؤلف: 413 ق‏)، محقق / مصحح: درگاهى، حسين‏، ناشر: كنگره شيخ مفيد، ايران؛ قم:‏ 1414 ق‏، ص109

کسانی که به علی ایمان آوردند، علی را دوست دارند فردای قیامت به دست علی وارد بهشت می‌شوند و مخالفین علی و دشمنان علی وارد آتش جهنم می‌شوند، همان گونه‌ای که اصحاب و حضرت نوح نجات پیدا کردند، دشمنان شان هم غرق شدند.

 شباهت پنجم آیه 48 سوره هود بود:

(قِيلَ يا نُوحُ اهْبِطْ بِسَلَامٍ مِنَّا وَبَرَكَاتٍ عَلَيكَ وَعَلَى أُمَمٍ مِمَّنْ مَعَكَ وَأُمَمٌ سَنُمَتِّعُهُمْ ثُمَّ يمَسُّهُمْ مِنَّا عَذَابٌ أَلِيمٌ)

(به نوح) گفته شد: «اي نوح! با سلامت و برکاتي از ناحيه ما بر تو و بر تمام امتهايي که با تواند، فرود آي! و امتهاي نيز هستند که ما آنها را از نعمتها بهره‌مند خواهيم ساخت، سپس عذاب دردناکي از سوي ما به آنها مي‌رسد (،چرا که اين نعمتها را کفران مي‌کنند!)»

سوره هود (11): آیه 48

با رحمت و سلام الهی نزول کن. در رابطه با اهل بیت هم داریم بر این‌که صدیقه طاهره در خطبه فدکیه فرمود اگر مردم ولایت علی را پذیرفته بودند:

«لفتحت عليهم بركات من السماء»

برکات آسمان بر روی مردم گشوده می‌شد!

بلاغات النساء؛ اسم المؤلف: أبو الفضل أحمد بن أبي طاهر ابن طيفور (المتوفى: 280هـ) الوفاة: 280، دار النشر : ج1، ص9

شباهت ششم آیه 28 سوره مؤمنون بود:

 (فَإِذَا اسْتَوَيتَ أَنْتَ وَمَنْ مَعَكَ عَلَى الْفُلْكِ فَقُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي نَجَّانَا مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ)

و هنگامي که تو و همه کساني که با تو هستند بر کشتي سوار شديد، بگو: «ستايش براي خدايي است که ما را از قوم ستمگر نجات بخشيد!»

سوره مؤمنون ن(23): آیه 28

وقتی که سوار کشتی شدید بگویید خدایا تو را حمد می‌کنیم که ما را از قوم ستمگر و ظالم نجات دادید.

در رابطه با اهل بیت رسول اکرم فرمود:

«الْوَيْلُ لِظَالِمِي أَهْلِ بَيْتِي- عَذَابُهُمْ مَعَ الْمُنَافِقِينَ فِي الدَّرْكِ الْأَسْفَلِ مِنَ النَّار»

صحيفة الإمام الرضا عليه السلام‏؛ نويسنده: على بن موسى، امام هشتم عليه السلام‏ (تاريخ وفات مؤلف: 203 ق‏)، محقق / مصحح: نجف، محمد مهدى‏، ناشر: كنگره جهانى امام رضا عليه السلام‏، مشهد: 1406ق، ص58

مقتل الحسین؛ تأليف: الموفق بن أحمد البكري المكي الحنفي الخوارزمي، ج2، ص83

وای بر کسانی که در حق اهل بیت ظلم کردند، حرف اهل بیت را گوش نکردند، همانطور کسانی که حرف حضرت نوح را گوش نکردند، غرق شدن و در عذاب الهی گرفتار شدند، کسانی هم که حرف اهل بیت را گوش نمی‌کنند، حرف علی را گوش نمی کنند این‌ها با منافقین در «درک اسفل» از جهنم قرار دارند.

شباهت هفتم دستور به شکر گزاری هست:

(...فَقُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي نَجَّانَا مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ)

و هنگامي که تو و همه کساني که با تو هستند بر کشتي سوار شديد، بگو: «ستايش براي خدايي است که ما را از قوم ستمگر نجات بخشيد!»

سوره مؤمنون ن(23): آیه 28

خدایا تو را شکر که ما را از قوم ظالم نجات دادید. در رابطه با اهل بیت (علیهم السلام) هم دارد کسانی که ولایت اهل بیت را دارند:

«الولایة هي الحیات الدائمة»

ولایت علی زندگی جاودانه است

«من ينتحل حبنا و يفارق أمرنا»

کسانی که محبت اهل بیت را دارند وارد بهشت، کسانی که از اهل بیت جدا می‌شوند وارد جهنم می‌شوند. دوستان علی وارد بهشت می‌شوند، می‌گویند:

(وَقَالُوا الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي هَدَانَا لِهَذَا وَمَا كُنَّا لِنَهْتَدِي لَوْلَا أَنْ هَدَانَا اللَّهُ لَقَدْ جَاءَتْ رُسُلُ رَبِّنَا بِالْحَقِّ وَنُودُوا أَنْ تِلْكُمُ الْجَنَّةُ أُورِثْتُمُوهَا بِمَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ)

و آنچه در دلها از کينه و حسد دارند، برمي‌کنيم (تا در صفا و صميميت با هم زندگي کنند)؛ و از زير (قصرها و درختان) آنها، نهرها جريان دارد؛ مي‌گويند: «ستايش مخصوص خداوندي است که ما را به اين (همه نعمتها) رهنمون شد؛ و اگر خدا ما را هدايت نکرده بود، ما (به اينها) راه نمي‌يافتيم! مسلما فرستادگان پروردگار ما حق را آوردند!» و (در اين هنگام) به آنان ندا داده مي‌شود که: «اين بهشت را در برابر اعمالي که انجام مي‌داديد، به ارث برديد!»

سوره اعراف (7): آیه 43

(الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي هَدَانَا لِهَذَا) شکر خدای عالم که عنایت کرده ما را به برکت اهل بیت تفضل دادی، همانطوری که قوم حضرت نوح شکرگزار بودند.

 شباهت هشتم آیه 15 سوره عنکبوت بود:

(فَأَنْجَينَاهُ وَأَصْحَابَ السَّفِينَةِ وَجَعَلْنَاهَا آيةً لِلْعَالَمِينَ)

ما او و سرنشينان کشتي را رهايي بخشيديم، و آن را آيتي براي جهانيان قرار داديم!

سوره عنکبوت (29): آیه 15

حضرت نوح سر نشینان کشتی را نشانه‌ای برای جهانیان قرار دادیم، هلاکت دشمنان او و نجات حضرت نوح و پیروانش.

در رابطه با اهل بیت تعبیری «فخر رازی» در کتاب تفسیرشان نسبت به سوره کوثر دارد:

«والقول الثالث: الكوثر أولاده قالوا: لأن هذه السورة إنما نزلت رداً على من عابه عليه السلام بعدم الأولاد، فالمعنى أنه يعطيه نسلاً يبقون على مر الزمان، فانظر كم قتل من أهل البيت، ثم العالم ممتلىء منهم، ولم يبق من بني أمية في الدنيا أحد يعبأ به، ثم أنظر كم كان فيهم من الأكابر من العلماء كالباقر والصادق والكاظم والرضا عليهم السلام والنفس الزكية وأمثالهم»

التفسير الكبير أو مفاتيح الغيب؛ اسم المؤلف: فخر الدين محمد بن عمر التميمي الرازي الشافعي الوفاة: 604، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت - 1421هـ - 2000م، الطبعة: الأولى، ج32، ص117

 (إِنَّا أَعْطَينَاكَ الْكَوْثَرَ)، کوثر نشانه‌ای از خدا برای اهل بیت، برای جهانیان هست، بعد ایشان می‌گوید ببینید چقدر از اهل بیت کشتند، چقدر آثار این‌ها را خواستند نابود کنند نشد.

الحمدالله در هر کوی و برزنی می‌رویم و در هر شهر و روستایی می‌رویم می‌بینیم سادات فرزندان پیغمبر حضور دارند و مثل ستاره می‌درخشند؛ ولی از بنی امیه هیچ آثاری نمانده است.

همانطوری که نجات یافتگان کشتی حضرت نوح نشانه جهانیان بودند، اهل بیت پیغمبر هم امروز نشانه برای جهانیان هستند.

ü      تکمله شباهت نهم آیه (يا نُوحُ إِنَّهُ لَيسَ مِنْ أَهْلِكَ إِنَّهُ عَمَلٌ غَيرُ صَالِحٍ)

در رابطه با شباهت نهم بحثی را در جلسه گذشته اشاره کردیم، ولی احساس می‌کنم بحث یک مقداری ناتمام ماند، بعضی از شباهت‌ها را همانطور که عزیزمان اشاره کردند توضیحی نسبت به شباهت نهم عرض کنم بعد نسبت به شباهت دهم اگر سوالی هست در خدمت عزیزمان و بینندگان عزیز هستیم.

 خدای عالم در سوره هود آیه 45 و 46 می‌فرماید:

(وَنَادَى نُوحٌ رَبَّهُ فَقَالَ رَبِّ إِنَّ ابْنِي مِنْ أَهْلِي وَإِنَّ وَعْدَكَ الْحَقُّ وَأَنْتَ أَحْكَمُ الْحَاكِمِينَ؛ قَالَ يا نُوحُ إِنَّهُ لَيسَ مِنْ أَهْلِكَ إِنَّهُ عَمَلٌ غَيرُ صَالِحٍ فَلَا تَسْأَلْنِ مَا لَيسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إِنِّي أَعِظُكَ أَنْ تَكُونَ مِنَ الْجَاهِلِينَ)

نوح به پروردگارش عرض کرد: «پروردگارا! پسرم از خاندان من است؛ و وعده تو (در مورد نجات خاندانم) حق است؛ و تو از همه حکم‌کنندگان برتري!» فرمود: «اي نوح! او از اهل تو نيست! او عمل غير صالحي است [= فرد ناشايسته‌اي است‌]! پس، آنچه را از آن آگاه نيستي، از من مخواه! من به تو اندرز مي‌دهم تا از جاهلان نباشي!!»

سوره هود (11): آیات 45 و 46

(وَنَادَى نُوحٌ رَبَّهُ فَقَالَ رَبِّ إِنَّ ابْنِي مِنْ أَهْلِي)، حضرت نوح گفت خدایا فرزندم از اهل خانواده من است. (وَإِنَّ وَعْدَكَ الْحَقُّ وَأَنْتَ أَحْكَمُ الْحَاكِمِينَ)؛ وعده تو حق است هیچ شکی نیست، فرزندم را نجات بده، خطاب آمد (قَالَ يا نُوحُ إِنَّهُ لَيسَ مِنْ أَهْلِكَ) ای نوح فرزندت هیچ گونه اهلیتی با خاندان تو ندارد (إِنَّهُ عَمَلٌ غَيرُ صَالِحٍ)

پسر نوح با بدان بنشست * خاندان نبوتش گم گشت

 در این موضوع بحثی داشتیم فرزند حضرت نوح روش و سیره پدر را کنار گذاشت، گرفتار عذاب الهی شد. در رابطه با اهل بیت هم کسانی که از فرزندان اهل بیت بودند هر کس بوده، اگر دودمان اهل بیت را کنار گذاشتند هلاک شدند.

در این زمینه روایتی را از «تاریخ ابن عساکر» خواندم باز برای اینکه مروری بشود خدمت تان عرض می کنم.

 روایت از آقا امام حسن مجتبی (سلام الله علیه) است:

«... فقلت يا سيدي مثلك من يقول هذه المقالة وأنت من أهل بيت النبوة ومعدن الرسالة قال هيهات يا أصمعي إن الله خلق الجنة لمن أطاعه وإن كان عبدا حبشيا وخلق النار لمن عصاه وإن كان ولدا قرشيا أما سمعت قول الله عز وجل ) فإذا نفخ في الصور فلا أنساب بينهم»

تاريخ مدينة دمشق وذكر فضلها وتسمية من حلها من الأماثل؛ اسم المؤلف: أبي القاسم علي بن الحسن إبن هبة الله بن عبد الله الشافعي الوفاة: 571، دار النشر: دار الفكر - بيروت - 1995، تحقيق: محب الدين أبي سعيد عمر بن غرامة العمري، ج41، ص359

«إن الله خلق الجنة لمن أطاعه وإن كان عبدا حبشيا»، خدا بهشت را آفریده برای کسانی که مطیع خدا باشند، ولو این‌که عبد حبشی باشد.

«وخلق النار لمن عصاه وإن كان ولدا قرشيا أما سمعت قول الله عز وجل (فإذا نفخ في الصور فلا أنساب بينهم)»، خدا آتش را برای معصیت کار آفریده، ولو این‌که قرشی باشد، ولو این‌که فرزند پیغمبر باشد، فرزند علی باشد فرزند امام صادق (سلام الله علیه) باشد.

ü      اختلاف عمیق و اساسی بین شیعه و سنی در مورد نسب فرزند حضرت نوح

 در این زمینه حرف زیاد داشتیم ولی نکته‌ای که هست، یک اختلاف عمیق بین شیعه و اهل سنت در این‌جا است که ناگزیرم آن را اشاره کنم.

 بحث سر این هست که این که خداوند فرمود (يا نُوحُ إِنَّهُ لَيسَ مِنْ أَهْلِكَ) مراد چست؟ در مورد (يا نُوحُ إِنَّهُ لَيسَ مِنْ أَهْلِكَ) همانطور که عرض کردیم:

پسر نوح با بدان بنشست * خاندان نبوتش گم گشت

پسر حضرت نوح رفت با دشمنان حضرت نوح نشست و برخاست کرد، و جامعه در او اثر گذاشت و منحرف شد.

بعضی از اهل سنت تعبیر خیلی تند دارند، به نظرم زیبنده حضرت نوح نیست که این نسبت را می‌دهند. برای این که ممکن است بینندگان عزیز اهل سنت هم پای گیرنده باشند، آزرده خاطر نشوند من عین عبارت را نشان می‌دهم.

کتاب «زاد المسیر – این جوزی» مشهور پدر هست نه «سبط ابن جوزی» در جلد چهارم تعبیری دارد.

«واختلفوا في هذا الذي سأل فيه نوح على قولين أحدهما أنه ابن نوح لصلبه قاله ابن عباس وعكرمة وسعيد بن جبير ومجاهد والضحاك والجمهور والثاني أنه ولد على فراشه من لغير رشدة ولم يكن ابنه روى ابن الأنباري باسناده عن الحسن أنه قال لم يكن ابنه إن امرأته فجرت وعن الشعبي قال لم يكن ابنه إن امرأته خانته وعن مجاهد نحو ذلك وقال ابن جريج ناداه نوح وهو يحسب أنه ابنه وكان ولد على فراشه، هود : ( 46 ) قال يا نوح . . . فعلى القول الأول يكون في معنى قوله (إنه ليس من أهلك) أحدهما ليس من أهل دينك والثاني (ليس من أهلك) الذين وعدتك نجاتهم قال ابن عباس ما بغت امرأة نبي قط وإنما المعنى ليس من أهلك الذين وعدتك نجاتهم وعلى القول الآخر الكلام على ظاهره والأول أصح لموافقته ظاهر القرآن ولاجتماع الأكثرين عليه وهو أولى من رمي زوجة نبي بفاحشة»

زاد المسير في علم التفسير؛ اسم المؤلف: عبد الرحمن بن علي بن محمد الجوزي الوفاة: 597، دار النشر: المكتب الإسلامي - بيروت - 1404، الطبعة: الثالثة، ج4، ص113 و 114

می‌گوید اولین نظر این است که: «أنه ابن نوح لصلبه قاله ابن عباس وعكرمة وسعيد بن جبير ومجاهد والضحاك والجمهور»؛ فرزند حضرت نوح و از صلب او بود، ابن عباس، عکرمه، سعید ابن جبیر، ضحاک و جمهور این را گفته‌اند.

قول دوم دارد: «أنه ولد على فراشه من لغير رشدة» (نستجیر بالله، نستجیر بالله) این فرزند زنا بوده است، همسر حضرت نوح عمل نامشروع با دیگران انجام داد، این فرزند به دنیا آمد. « ولم يكن ابنه» فرزند مستقیم حضرت نوح نبوده است.

«روى ابن الأنباري باسناده عن الحسن» این را ابن انباری به سندش از «حسن بصری» نقل کرده «لم یکن ابنه» این فرزند حضرت نوح نبود، «إن امرأته فجرت» (نستجیر بالله) نمی‌دانم این‌ها با چه دل و جرأتی همچنین حرفی می‌زنند! می‌گوید همسر حضرت نوح دچار انحراف شد و این فرزند به دنیا آمد.

 «شعبی» هم گفته «لم يكن ابنه إن امرأته خانته» فرزند حضرت نوح نبود، همسرش در حق حضرت خیانت کرد. «وعن مجاهد نحو ذلك»؛ از مجاهد هم همین‌طوری نقل شده است.

«وقال ابن جريج» «ابن جریج» که از بزرگان اهل سنت و شخصیت برجسته است مجمع علی ثقته می‌گوید: «ناداه نوح وهو يحسب أنه ابنه»، حضرت نوح گفت خدایا این فرزند من هست و حال آن‌که: «ولد علی فراشه» فرزند حضرت نوح نبود، بلکه فرزند دیگری بوده است.

«فعلى القول الأول يكون في معنى قوله (إنه ليس من أهلك) أحدهما ليس من أهل دينك» دوتا نظر هست (لیس من اهلک) یعنی «لیس من اهل دینک». نظر دوم این هست که (لیس من اهلک) یعنی فرزند تو نبوده است.

«قال ابن عباس ما بغت امرأة نبي قط» از ابن عباس می‌گوید همسر هیچ پیغمبری دچار انحراف اخلاقی نشده است. و این برای پیغمبر کسر شأن است و مردم از دعوت و خود او متنفر می‌شوند.

 در تفسیر «قرطبی» که تفسیرش عصاره تفسیر پنج قرن اول اسلام است، ایشان در جلد پانزدهم از «حسن بصری» نقل کرده است:

«وقال الحسن: معنى عمل غير صالح أنه ولد على فراشه ولم يكن ابنه وكان لغير رشدة وقاله أيضا مجاهد قال قتادة سألت الحسن عنه فقال: والله ما كان ابنه قلت إن الله أخبر عن نوح أنه قال: إن ابني من أهلي فقال: لم يقل مني وهذه إشارة إلى أنه كان بن امرأته من زوج آخر فقلت له : إن الله حكى عنه أنه قال: إن ابني من أهلي ونادى نوح ابنه ولا يختلف أهل الكتابين أنه ابنه فقال الحسن: ومن يأخذ دينه عن أهل الكتاب إنهم يكذبون وقرأ: فخانتاهما التحريم وقال بن جريج: ناداه وهو يحسب أنه ابنه وكان ولد على فراشه وكانت امرأته خانته فيه ولهذا قال : فخانتاهما وقال بن عباس: ما بغت امرأة نبي قط وأنه كان ابنه لصلبه وكذلك قال الضحاك وعكرمة وسعيد بن جبير وميمون بن مهران وغيرهم وأنه كان ابنه لصلبه»

الجامع لأحكام القرآن؛ اسم المؤلف: أبو عبد الله محمد بن أحمد الأنصاري القرطبي الوفاة: 671، دار النشر: دار الشعب – القاهرة، ج9، ص46

«معنى عمل غير صالح أنه ولد على فراشه ولم يكن ابنه وكان لغير رشدة» این که خدا عمل غیر صالح گفته یعنی «ولد علی فراشه» (نستجیر بالله) فرزند پیغمبر نبوده فرزند دیگری بوده، از دیگری این نطفه منعقد شده بوده.

«سألت الحسن عنه » از حسن بصری سوال کردند گفت: «والله ما كان ابنه»، این‌ها چقدر آدم‌های جسوری بودند، یعنی من نقل می‌کنم بدنم می‌لرزد می‌گوید قسم به خدا فرزندش نبوده است.

 حضرت نوح گفت: «إن ابني من أهلي فقال:لم يقل مني»، گفت از من نیست، اهل من است. «وهذه إشارة إلى أنه كان بن امرأته من زوج آخر فقلت له : إن الله حكى عنه أنه قال: إن ابني من أهلي ونادى نوح ابنه» قرآن می‌گوید (نادی نوح ابنه» حضرت نوح فرزندش را صدا زد، گفت که پسرم بیا سوار کشتی شو!

فرزندش گفت بابا من بالای کوه می‌روم آب به آن‌جا نمی‌رسد. هرچه حضرت نوح گفت آب به آن‌جا هم می‌رسد غرق می‌شوی قبول نکرد. این‌جا حضرت نوح می‌گوید «نادی نوح ابنه»، «ولا يختلف أهل الكتابين أنه ابنه»

این‌ها یک مسائلی است که آقایان آورده‌اند. البته بعضی از بزرگان معاصر اهل سنت مثل «البانی» هم می‌گوید بعید نیست زنان پیغمبر (نستجیر بالله) دچار مسائل اخلاقی شده باشد! این که قضیه‌اش چه است سر در نمی‌آوریم.

 آقای «سقاف» از علمای بزرگ «اردن» و شخصیت برجسته اهل سنت است ایشان در کتاب «البشارت والاتحاف» که در رابطه با «ابن تیمیه و البانی» نوشته، می‌گوید «البانی» هم گفته همسران پیامبران از زنا و فحشا دور نبودند! این خیلی مسئله عجیب است؛ یعنی واقعاً آدم نمی‌داند چرا آقایان این طور نظر دارند؟

در هر صورت...

در این موضوع ناگزیر هستیم، یک بحث اختلافی که میان شیعه و سنی نسبت به همسر نبی مکرم «عایشه» است را مطرح کنم، طبق قرآن، قرآن می‌گوید این‌ها امهات المؤمنین هستند.

 امهات المؤمنین معنایش این نیست که این‌ها دارای عصمت باشند، ام‌المؤمنین بودن یعنی نکاح و ازدواج با آن‌ها برای همه حرام است در این حد است و بیش از این نیست. این مطلب را در جای خودش مطرح کردیم.

 در شبکه‌های وهابی مخصوصاً که امروزها هتاکی را از حد گذرانده‌اند، بعضی از بی‌حیایی‌ها که این شبکه‌های مثل «کلمه و نور و...» دارند کمتر از شبکه‌های هتاک منحرف نیست. غالب شب‌ها برنامه دارند می‌گویند شیعه‌ها به عایشه نسبت نادرست می‌دهند، مرتب از این حرف‌ها می‌زنند. نمی‌دانیم این‌ها را از کجا درآورده‌اند؟

 من عبارتی را از کتاب «روح‌المعانی – آلوسی» نشان می‌دهم این را هم عرض کنم «آلوسی» یک سنی سلفی است. ایشان در جلد هجدهم می‌گوید:

«ونسب للشيعة قذف عائشة رضي الله تعالى عنها بما برأها الله تعالى منه وهم ينكرون ذلك أشد الإنكار وليس في كتبهم المعول عليها عندهم عين منه ولا أثر أصلا»

روح المعاني في تفسير القرآن العظيم والسبع المثاني؛ اسم المؤلف: العلامة أبي الفضل شهاب الدين السيد محمود الألوسي البغدادي الوفاة: 1270هـ ، دار النشر: دار إحياء التراث العربي – بيروت، ج18، ص122

«ونسب للشيعة قذف عائشة رضي الله تعالى عنها» بعضی‌ها به شیعه نسبت دادند که این‌ها به عایشه می‌گویند انحراف اخلاقی داشته است. «وهم ينكرون ذلك أشد الإنكار»، شیعه‌ها با شدت این را انکار می‌کنند. «وليس في كتبهم المعول عليها عندهم عين منه ولا أثر أصلا» در کتاب های معتبر شیعه و هم هیچ نشانه ای از بزرگان شیعه نسبت به انحراف عایشه وجود ندارد!

این حرف یک عالم بزرگ اهل سنت است که می‌گوید در کتاب‌های شیعه هیچ اثری از این نیست. حالا یک کتابی را مثلا یک آقای روضه ‌خوان نوشته، یا آخوندی نوشته که خیلی مسلط به مبانی نبوده، یا دچار تندی بوده مطلبی را نوشته آن‌ها ملاک نیست.

 ملاک امثال «سید مرتضی، شیخ مفید، شیخ طوسی، علامه حلی، مقدس اردبیلی، شهید اول، شهید ثانی، صاحب جواهر، صاحب مقاصد، امام و آقای خویی» هستند و گفتار این‌ها گفتار شیعه است.

حالا یک آقایی در یک گوشه‌ای نشسته و یک حرفی زده است این‌ها ملاک نیست. شما به جای این‌که بروید فرمایشات فقهای بزرگ را ببینید، سراغ آدم‌های ناآشنا و ضعیف رفتید. اگر واقعاً مریض نیستید چرا سراغ فقهای بزرگ شیعه نرفتید؟

ملاحظه بفرمایید «شیخ طوسی» که از او به «شیخ الطائفه» تعبیر می‌کنند در کتاب «تبیان» جلد 10، صفحه 52 می‌نویسد:

«وما زنت امرأة نبي قط ، لما في ذلك من التنفير عن الرسول وإلحاق الوصمة به، فمن نسب أحدا من زوجات النبي إلى الزنا، فقد أخطأ خطأ عظيما وليس ذلك قولا لمحصل»

التبيان في تفسير القرآن؛ المؤلف: الطوسي، محمد بن الحسن (المتوفى460ق)، تحقيق وتصحيح: أحمد حبيب قصير العاملي، ناشر: مكتب الإعلام الإسلامي، الطبعة: الأولى، 1409هـ. ج10، ص52

از یک صد و بیست و چهار هزار پیغمبر، از حضرت آدم تا خاتم همسران‌شان از فساد اخلاقی محفوظ و مصون بودند، هیچ همسر پیغمبری گرفتار فساد اخلاقی نشده است، چرا؟ «لما في ذلك من التنفير عن الرسول»، اگر چنانچه همسر پیغمبر دچار انحراف اخلاقی باشد مردم حرف پیغمبر را گوش نمی‌کنند.

«وإلحاق الوصمة به»، یک ننگی برای پیغمبر می‌چسبانند. «فمن نسب أحدا من زوجات النبي إلى الزنا»؛ هرکس یکی از همسران پیغمبر را نسبت ناروا داده «فقد أخطأ خطأ عظيما»، خطای خیلی بزرگی کرده است. «وليس ذلك قولا لمحصل»، این حرفش هیچ ارزشی ندارد!

 امیدوارم، ان شاءالله این مطالب به گوش شبکه‌‌هایی مثل «کلمه، نور و...» برسد، تا دست از هتاکی‌ها و دست از ایجاد تفرقه میان شیعه و سنی بردارند.

 این‌ها نکاتی بود که ضرورت داشت عرض کنم این نکات در جلسه قبلی مطرح نشده بود، ناگزیر شدم این مطالب را برای عزیزانم توضیحی داده باشم. در خدمت شما هستم.

مجری:

 خیلی ممنونم جناب استاد خدا خیرتان بدهد، اگر اجازه بفرمایید بخشی را دوستان آماده کردند ببینیم و برگردیم، ان شاءالله ادامه برنامه را در خدمت شما هستیم.

(میان برنامه)

مجری:

... جناب استاد در قرآن کریم یک آیه شریفه است دارد که قوم حضرت نوح (سلام الله علیه) حضرت را یک جورایی تهدید می‌کنند، نسبت به این‌که اگر دست از رسالت بر نداری سنگسار می‌کنیم. (قَالُوا لَئِنْ لَمْ تَنْتَهِ يا نُوحُ لَتَكُونَنَّ مِنَ الْمَرْجُومِينَ) آیا می‌توانیم از این آیه وجه شبه و تشابهی نسبت به اهل بیت (علیهم السلام) داشته باشیم؟ چنین چیزی از مضمون آیه استفاده می‌شود؟

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

بله، ملاحظه بفرمایید من ابتدا آیه را خدمت عزیزان نشان بدهم سوره شعرا جزء نوزدهم آیه 116

(قَالُوا لَئِنْ لَمْ تَنْتَهِ يا نُوحُ لَتَكُونَنَّ مِنَ الْمَرْجُومِينَ)

گفتند: «اي نوح! اگر (از حرفهايت) دست برنداري، سنگباران خواهي شد!»

سوره شعرا (26): آیه 116

اگر چنانچه دست از رسالتت برنداری تو را سنگسار می‌کنیم؛ یعنی نابودت می‌کنیم و از بین می‌بریم.

ببینید رسول اکرم (صلی الله علیه واله وسلم) نسبت به امیر المؤمنین(سلام الله علیه) هر چه که امکان‌پذیر بوده که درباره‌اش بگوید حضرت کوتاهی نکرده است، به هر عنوانی گفته است.

لازم است یاد آوری کنم من در کنار «بیت الله الحرام» با تعدادی از دانشجویان «دانشگاه ام القری» بحث می‌کردیم گفتم شما بگویید پیغمبر اگر این جمله را درباره علی گفته بود ما می‌پذیرفتیم، من عین جمله را از کتاب‌های شما با سند صحیح بیاورم

«علي ولي كل مؤمن بعدي»

فضائل الصحابة؛ اسم المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبد الله الشيباني الوفاة: 241، دار النشر: مؤسسة الرسالة - بيروت - 1403 - 1983، الطبعة: الأولى ، تحقيق: د. وصي الله محمد عباس، ج2، ص620

«... أنه سيد المسلمين وإمام المتقين وقائد الغر المحجلين هذا حديث صحيح الإسناد ولم يخرجاه»

المستدرك على الصحيحين؛ اسم المؤلف: محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاكم النيسابوري الوفاة: 405 هـ، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت - 1411هـ - 1990م، الطبعة: الأولى، تحقيق: مصطفى عبد القادر عطا، ج 3، ص 148، ح4668

«وإن عليا وصيي ووارثي»

تاريخ مدينة دمشق وذكر فضلها وتسمية من حلها من الأماثل؛ اسم المؤلف: أبي القاسم علي بن الحسن إبن هبة الله بن عبد الله الشافعي الوفاة: 571، دار النشر: دار الفكر - بيروت - 1995، تحقيق: محب الدين أبي سعيد عمر بن غرامة العمري، ج42، ص392

«وأنت أخي ووارثي»

فضائل الصحابة؛ اسم المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبد الله الشيباني الوفاة: 241، دار النشر: مؤسسة الرسالة - بيروت - 1403 - 1983، الطبعة: الأولى، تحقيق: د. وصي الله محمد عباس، ج2، ص1085

«وأنت خليفتي‏»

المستدرك على الصحيحين؛ اسم المؤلف: محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاكم النيسابوري الوفاة: 405 هـ، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت - 1411هـ - 1990م، الطبعة : الأولى، تحقيق: مصطفى عبد القادر عطا، ج 3، ص 143، ح 4652

هر چه شما بگویید پیامبر گفته باشد برایتان بیاورم.

در شبکه نحس وهابی «کلمه» گفت چرا پیغمبر به صراحت نگفت علی خلیفه من است، اگر می‌گفت علی خلیفه من است دیگر مسئله تمام بود؟ من نمی‌دانم با این‌ها آدم چه کار کند و با چه زبانی حرف بزند؟

 شبکه وهابی «کلمه» شب شنبه یا یکشنبه بود این مطلب را مطرح کرد، من شب دوشنبه همان هفته برنامه داشتم، «حدیث خلیفتی» را از کتاب‌های معتبرشان آوردم، به عنوان نمونه عزیزان دقت کنند.

 کتاب «الکامل في التاریخ - ابن اثیر» جلد اول صفحه 585، در رابطه با آیه:

(وَأَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ)

و خويشاوندان نزديکت را انذار کن!

سوره شعراء (26): آیه 214

در جمع تعداد بزرگان قریش فرمود: «إن هذا أخي ووصيتي وخليفتي فيكم»

«وقد أمرني الله تعالى أن أدعوكم إليه فأيكم يوازرني على هذا الأمر على أن يكون أخي ووصيي وخليفتي فيكم فأحجم القوم عنها جيمعا وقلت وإني لأحدثهم سنا وأرمصهم عينا وأعظمهم بطنا وأحمشهم ساقا أنا يا نبي الله أكون وزيرك عليه فأخذ برقبتي ثم قال إن هذا أخي ووصيتي وخليفتي فيكم فاسمعوا له وأطيعوا قال فقام القوم يضحكون فيقولون لأبي طالب قد أمرك أن تسمع لأبنك وتطيع»

الكامل في التاريخ؛ اسم المؤلف: أبو الحسن علي بن أبي الكرم محمد بن محمد بن عبد الكريم الشيباني الوفاة: 630هـ، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت - 1415هـ، الطبعة: ط2، تحقيق: عبد الله القاضي، ج1، ص586

«ثم دعاني بالطعام فقربته لهم ففعل كما فعل بالأمس فأكلوا حتى ما لهم بشيء حاجة ثم قال اسقهم فجئتهم بذلك العس فشربوا حتى رووا منه جميعا ثم تكلم رسول الله فقال يا بني عبد المطلب إني والله ما أعلم شابا في العرب جاء قومه بأفضل مما قد جئتكم به إني قد جئتكم بخير الدنيا والاخرة وقد أمرني الله تعالى أدعوكم إليه فأيكم يؤازرني على هذا الأمر على أن يكون أخي ووصيي وخليفتي فيكم قال فأحجم القوم عنها جميعا وقلت وإني لأحدثهم سنا وأرمصهم عينا وأعظمهم بطنا وأحمشهم ساقا أنا يا نبي الله أكون وزيرك عليه فأخذ برقبتي ثم قال إن هذا أخي ووصي وخليفتي فيكم فاسمعو له وأطيعوا قال فقام القوم يضحكون ويقولون لأبي طالب قد أمرك أن تسمع لابنك وتطيع»

تاريخ الطبري؛ اسم المؤلف: لأبي جعفر محمد بن جرير الطبري الوفاة: 310، دار النشر: دار الكتب العلمية – بيروت، ج1، ص542

دیگر از این بهتر و راحت‌تر، اولین جلسه اعلان رسالت بحث خلیفتی را مطرح کرده است.

«حاکم نیشابوری» در کتاب «مستدرک» جلد سه صفحه 143 از قول «ابن عباس» دارد حضرت فرمود:

«أما ترضى أن تكون مني بمنزلة هارون من موسى إلا أنه ليس بعدي نبي إنه لا ينبغي أن أذهب إلا وأنت خليفتي»

المستدرك على الصحيحين؛ اسم المؤلف: محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاكم النيسابوري الوفاة: 405 هـ، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت - 1411هـ - 1990م، الطبعة: الأولى، تحقيق: مصطفى عبد القادر عطا، ج3، ص143

همین طور کتاب «مجمع الزوائد هیثمی» جلد نهم صفحه 98 دارد:

«وعن علي أن النبي صلى الله عليه وسلم قال خلفتك أن تكون خليفتي قال أتخلف عنك يا رسول الله قال ألا ترضى أن تكون مني بمنزلة هارون من موسى إلا أنه لا نبي بعدي رواه الطبرني في الأوسط ورجاله رجال الصحيح»

مجمع الزوائد ومنبع الفوائد؛ اسم المؤلف: علي بن أبي بكر الهيثمي الوفاة: 807، دار النشر: دار الريان للتراث/‏دار الكتاب العربي - القاهرة , بيروت – 1407، ج9، ص110

ما می‌توانیم حداقل بیست تا سند صحیح ارائه بدهیم که پیغمبر فرمود: «انت خلیفتي من بعدي» یا پیامبر اکرم (صلی الله علیه واله وسلم) بفرماید «انت وصی، انت ولي کل مومن من بعدی، انت امام کل مؤمن و مؤمنة»

«أَنْتَ إِمَامُ كُلِّ مُؤْمِنٍ وَ مُؤْمِنَةٍ، وَ وَلِيُّ كُلِّ مُؤْمِنٍ وَ مُؤْمِنَةٍ بَعْدِي‏»

الأمالي (للطوسي)؛ نویسنده: طوسى، محمد بن الحسن، ناشر: دار الثقافة ، مصحح: ندارد، ص351، المجلس الثانی عشر

با چه عبارتی پیغمبر بگوید؛ ولی با همه این‌ سفارشات و فرمایشات پیامبر (صلی الله علیه واله وسلم) متأسفانه کار به جایی رسید بعد از قضیه سقیفه که امیر المؤمنین(سلام الله علیه) به مسجد نرفت، کشان کشان علی را به طرف مسجد بردند!

ملاحظه بفرمایید این عبارت «سنن کبری بیهقی – متوفای 458» در جلد هشتم صفحه143 دارد:

«فقال أبو بكر رضي الله عنه بن عم رسول الله صلى الله عليه وسلم وختنه أردت أن تشق عصا المسلمين»

سنن البيهقي الكبرى؛ اسم المؤلف: أحمد بن الحسين بن علي بن موسى أبو بكر البيهقي الوفاة: 458، دار النشر: مكتبة دار الباز - مكة المكرمة - 1414 - 1994، تحقيق: محمد عبد القادر عطا، ج8، ص143، ح16315

خلیفه اول گفت تو اراده کردی عصای مسلمین را بشکنی! این یک ضرب المثل بین عرب است، اگر کسی را بخواهند به فتنه‌گری و اختلاف‌ انگیزی متهم کنند، می‌گویند «تشق عصا المسلمین» تو می‌خواهی عصای مسلمین را بشکنی، نشانه این است که وحدت مسلمین را میخواهی بهم بزنی.

کتاب «معجم کبیر طبرانی» در جلد 11 صفحه 25، دارد:

«قال رسول اللَّهِ صلى اللَّهُ عليه وسلم من شَقَّ عَصا الْمُسْلِمِينَ وَالْمُسْلِمُونَ في إِسْلامٍ دامجٍ فَقَدْ خَلَعَ رِبْقَةَ الإِسْلامِ من عُنُقِهِ»

هر کس بخواهد فتنه‌گری کند از اسلام خارج است!

المعجم الكبير؛ اسم المؤلف: سليمان بن أحمد بن أيوب أبو القاسم الطبراني الوفاة: 360، دار النشر: مكتبة الزهراء - الموصل - 1404 - 1983، الطبعة: الثانية، تحقيق: حمدي بن عبدالمجيد السلفي، ج11، ص25، ح10925

همان کاری که با حضرت نوح کردند. (قَالُوا لَئِنْ لَمْ تَنْتَهِ يا نُوحُ لَتَكُونَنَّ مِنَ الْمَرْجُومِينَ) کتاب «استیعاب ابن عبدالبر» در جلد سوم صفحه 960 دارد:

«عبد بن عمير الأشجعى سمع رسول الله صلى الله عليه وسلم يقول إذا خرج عليكم خارج يشق عصا المسلمين ويفرق جمعهم فاقتلوه»

هر کس فتنه‌گری کند وحدت مسلمین را به هم بزند باید کشته بشود.

«ما أستثنى أحدا»

احدی را هم من استثنا نمی‌کنم

الاستيعاب في معرفة الأصحاب؛ اسم المؤلف: يوسف بن عبد الله بن محمد بن عبد البر الوفاة: 463، دار النشر: دار الجيل - بيروت - 1412، الطبعة: الأولى، تحقيق: علي محمد البجاوي، ج3، ص960

ü      عالم اهل سنتی که در شرایط فعلی کشور حرف‌های غیر معقول می‌زند!

من از بعضی از علمای اهل سنت که هر از گاهی بر خلاف نظرات علمای خودشان، برخلاف نظر عقیده اهل سنت حرف می‌زنند گله دارم.

 مثلا در رابطه مذاکره با «آمریکا» می‌گوید هوای «ایران»، در اختیار «آمریکا» است، یا می‌گوید بیایید «تنگه هرمز» را باز کنید! کسی که تسلط به مسائل سیاسی ندارد و اطلاعاتش کافی نیست، نباید این طور اظهار نظر کند.

 آن‌هایی که در «لیبی» حرف «آمریکا» را گوش کردند کارشان به کجا رسید؟ در «عراق» کارشان به کجا رسید؟ در همسایگی شما «افغانستان» کارشان به کجا رسید؟

«خدای ناکرده) آیا شما دوست دارید «ایران» هم همانند «لیبی، عراق و افغانستان» به دست نیروهای نظامی «آمریکا» نزدیک یک میلیون کشته بدهد؟ آیا شما این را دوست دارید؟ قطعاً این را دوست ندارید!

 من از ایشان خواهش می‌کنم کسانی که به ایشان مشورت‌های نادرست می‌دهند این مشاوران را کنار بگذارد و ببیند دنیا در چه وضعی است.

 الان غالب علمای اهل سنت در داخل و خارج چقدر حرف‌های زیبا می‌زنند این‌ها همراه و همگام با توده مردم هستند؛ حتی کار به جایی رسیده در خود «آمریکا» خیلی از سیاستمداران به صراحت اعلام می‌کنند جنگ با «ایران» جز فساد، گرفتاری، گرانی و تفرقه برای «آمریکا» چیز دیگری نداشته است.

 آن وقت شما به عنوان روحانی اهل سنت این‌طور حرف بزنید! گمان نمی‌کنم زیبنده باشد.

این تعبیری است که آقای «ابن عبدالبر» دارد پیغمبر می‌فرماید هر کس بخواهد حرفی خلاف وحدت مسلمان‌ها بزند قتلش واجب است باید اعدام بشود.

ü      تقاضا از قوه قضائیه، جهت ورود علیه کسانی که خلاف مصالح کشور حرف می‌زنند.

من از قوه قضاییه بویژه از برادر عزیزم جناب آقای «محسنی اژه‌ای» تقاضا دارم افرادی که مطالبی خلاف مصالح کشور مطرح می‌کنند، یا به حضور میلیونی مردم در خیابان‌ها در این هفتاد روز توهین می‌کنند، از کنار قضیه به سادگی نگذرند.

در حقیقت این‌ها رسالت دارند می‌خواهند وحدت مسلمان‌ها را با توهین به توده مردم بهم بزنند.

مثلا آقایی که سابقه آنچنانی دارد، می‌گوید یک عده اندکی رانت خواران در خیابان‌ها هستند، باید بگویم بهتر است ایشان را در تیمارستان داخل دیوانه‌ها ببرند، تا مدتی آن‌جا ایشان را مداوا کنند شاید خوب بشود.

 گرچه این‌ها:

(خَتَمَ اللَّهُ عَلَى قُلُوبِهِمْ وَعَلَى سَمْعِهِمْ وَعَلَى أَبْصَارِهِمْ غِشَاوَةٌ وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ)

خدا بر دلها و گوشهاي آنان مهر نهاده؛ و بر چشمهايشان پرده‌اي افکنده شده؛ و عذاب بزرگي در انتظار آنهاست.

سوره بقره (2): آیه 7

این‌ها هرگز خوب شدنی نیستند.

 آقایان شما ده سال در رابطه با «برجام» این همه شعار دادید گفتید «برجام» را خدا آورده، گفتید «آب، نان، هوا و اکسیژن» ما همه بستگی به «برجام» دارد آخرش چه شد و به کجا رسید؟

این همه به رهبر شهید افترا زدید، آخر این سید اولاد پیغمبر به زبان آورد و گفت این‌ها پیش من آمدند، من گفتم برجامی که شما دارید امضا می‌کنید، صلاح نیست قول دادند امضا نکنند؛ ولی رفتند امضا کردند، آیا این ننگ برای شما نیست؟ الان دوباره شما دنبال چه هستید؟

آیا دنبال این هستید که «برجام» دوم را احیا کنید؟ آیا دنبال این هستید که وحدت مردم را به هم بزنید؟

ü      این طوری حضور پر شور مردم در صحنه و به مدت طولانی در تاریخ بشریت بی سابقه است!

حضور میلیونی مردم در این هفتاد روز، نه تنها در تاریخ اسلام بلکه در تاریخ بشریت بی سابقه است. من این طوری حضور را نشنیدم و هیچ جا هم ندیدم که یک ملتی هفتاد شب برای دفاع از نظام، کشور، دفاع از رهبری و رزمندگان این طوری در کوچه‌ها، خیابان‌ها، و میادین حضور پیدا کنند و احساس خستگی هم نکنند!

آیا «أ من الانصاف یابن الطلقا»، که این طور موضع می‌گیرید و می‌گویید این‌ها اقلیت رانت خوار هستند؟ نمی‌دانم مراد شما از رانت خوار چه است؟ مردمی که در خیابان‌ها می‌آیند شما چنین نسبتی به این‌ها می‌دهید، اگر رانتی وجود دارد به ما هم خبر بدهید.

ما که خیابان‌ها را می‌چرخیم و می‌بینیم ندیدیم، فیلم‌ها را می‌بینیم، کنار منزل‌مان هم از ساعت 9:30 تا ساعت 2 بعد از نیمه شب مردم حضور دارند؛ ولی چیزی ندیدیم مگر این که اجنه چیزی به شما بدهند!

مجری:

فقط در حد یک چایی هست!

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

بله چایی است ولی نه آن به گستردگی، مثلاً در میدان انقلاب تهران که آن همه جمعیت است نمی‌توانند به همه چایی بدهند. بله اگر جمعیت کم باشد امکان‌پذیر است؛ ولی جمعیتی که در میادین تهران نشان می‌دهند امکانش نیست که بتوانند حتی چایی به همه بدهند.

مجری:

قطعا همین طور است.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

یک وقت جمعیت در حد صد، دویست نفر است می‌شود به این‌ها چایی داد ولی وقتی جمعیت به این گستردگی است دیگر امکانش نیست و این‌ها در یک جا نمی‌مانند که بخواهند چایی بخورند.

این تعبیر رسول اکرم در معتبرترین کتاب اهل سنت است، اگر کسی بخواهد برخلاف وحدت مسلمان‌ها حرف بزند «فاقتلوه ما أستثنى أحدا»، هر کس بخواهد باشد. پیغمبر فرمود احدی را استثنا نمی‌کنم. امیرالمؤمنین فرمود اگر از زیر عبا و عمامه من کسی ندای تفرقه سر دهد باید کشته شود.

 یا به تعبیری فرمود در زیر عبای من اگر فتنه‌گر و تفرقه انگیز باشد، ندای تفرقه داد باید کشته شود! دیگر از این بهتر و واضح‌تر! من در خدمت شما هستم.

مجری:

 خیلی ممنونم خدا خیرتان بدهد، آن‌چه که مربوط به این ایام، این روزها و این شب‌ها است انصافا اشارات خیلی خوبی داشتید، امیدوارم که این وحدت همانطور که روز به روز محکم‌تر، استوارتر و بیشتر می‌شود و الحمدلله شاهدش هستیم، قطعاً پیروزی نزدیک است و تا همین الان هم الحمدلله برای دنیا ثابت شد که برنده و پیروز این جنگ کشور عزیزمان «ایران» هست.

جناب استاد! خیلی ممنونم شباهت دهم را به زیبایی اشاره فرمودید، یک سوال دیگر هم در این بحث مطرح است این‌که قوم حضرت نوح (سلام الله علیه) حضرت نوح را طبق این آیه شریفه که در قرآن کریم هست مورد تمسخر قرار می‌دادند، آیا می‌توانیم بگوییم وجه تشابهی بین تمسخر قوم حضرت نوح و اهل بیت (علیهم السلام) است؟

ü      وجه شباهت مسخره کردن قوم حضرت نوح، با اهل بیت(سلام الله علیه)

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

به نکته قشنگی اشاره کردید، اولا آیات را نشان بدهم سوره هود جزء دوازدهم:

(وَيصْنَعُ الْفُلْكَ وَكُلَّمَا مَرَّ عَلَيهِ مَلَأٌ مِنْ قَوْمِهِ سَخِرُوا مِنْهُ قَالَ إِنْ تَسْخَرُوا مِنَّا فَإِنَّا نَسْخَرُ مِنْكُمْ كَمَا تَسْخَرُونَ)

او مشغول ساختن کشتي بود، و هر زمان گروهي از اشراف قومش بر او مي‌گذشتند، او را مسخره مي‌کردند؛ (ولي نوح) گفت: «اگر ما را مسخره مي‌کنيد، ما نيز شما را همين‌گونه مسخره خواهيم کرد!

سوره هود (11):‌ آیه 38

(وَيصْنَعُ الْفُلْكَ) حضرت نوح مشغول درست کردن کشتی بود، (وَكُلَّمَا مَرَّ عَلَيهِ مَلَأٌ مِنْ قَوْمِهِ سَخِرُوا مِنْهُ) هر کدام از قوم از کنار کشتی می‌رفتند مسخره می‌کردند، می‌گفتند باران نمی اید کشاورزی مان دارد می‌خشکد، شما می‌گویی باران می‌آید کشتی می‌سازی که داخل آب بیندازی!

(قَالَ إِنْ تَسْخَرُوا مِنَّا فَإِنَّا نَسْخَرُ مِنْكُمْ كَمَا تَسْخَرُونَ)؛ حضرت نوح گفت، باشد اگر امروز شما ما را مسخره می‌کنید، زمان مسخره کردن ما هم می‌رسد. مخصوصا آن زمانی که سوار کشتی شدند و این‌ها داشتند غرق می‌شدند هرچه فریاد می‌زدند، فریادشان به جایی نمی‌رسید.

آن چه در ذهنم است حضرت نوح به قومش گفت الان نوبت مسخره کردن ما است، یادتان هست ما را مسخره می‌کردید، می‌گفتید آب برای کشاورزی نداریم، حالا در همین آب غرق بشوید و مزه مسخره کردن را بچشید.

در رابطه با اهل بیت هم اولین جلسه‌ای که رسول اکرم ولایت علی را مطرح کرد، روایت در کتاب «تاریخ طبری» جلد 3 صفحه 321 است.

«... فأخذ برقبتي ثم قال إن هذا أخي ووصي وخليفتي فيكم فاسمعو له وأطيعوا قال فقام القوم يضحكون ويقولون لأبي طالب قد أمرك أن تسمع لابنك وتطيع»

تاريخ الطبري؛ اسم المؤلف: لأبي جعفر محمد بن جرير الطبري الوفاة: 310، دار النشر: دار الكتب العلمية – بيروت، ج1، ص542 (آدرس دهی بر اساس نرم افزار الجامع الکبیر)

«فأخذ برقبتي»، امیر المؤمنین(سلام الله علیه) می‌گوید رسول اکرم (صلی الله علیه واله وسلم) از گردن و از شانه من گرفت و فرمود: «إن هذا أخي ووصي وخليفتي فيكم»، ایشان برادر من، وصی من، و جانشین من است. «فاسمعو له وأطيعوا»، از او حرف شنوی داشته باشید و از او پیروی کنید.

در اینجا هم مثل قوم حضرت نوح مسخره کردند «فقام القوم يضحكون»، مردم شروع کردن به خندیدن و مسخره کردن. «ويقولون لأبي طالب» و شروع کردند به ابو طالب متلک گفتن «قد أمرك أن تسمع لابنك وتطيع» محمد دستور می‌دهد از فرزند سیزده ساله‌ یا پانزده ساله ات تبعیت کنی!

ملاحظه کنید قضیه عیناً به همین شکل است.

 در کتاب «کامل - ابن اثیر» جلد اول صفحه 586 باز مطلب همین است:

«فأخذ برقبتي ثم قال إن هذا أخي ووصيتي وخليفتي فيكم فاسمعوا له وأطيعوا قال فقام القوم يضحكون فيقولون لأبي طالب قد أمرك أن تسمع لأبنك وتطيع»

الكامل في التاريخ؛ اسم المؤلف: أبو الحسن علي بن أبي الكرم محمد بن محمد بن عبد الكريم الشيباني الوفاة: 630هـ، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت - 1415هـ، الطبعة: ط2، تحقيق: عبد الله القاضي، ج1، ص586

«فقام القوم يضحكون» وقتی ولایت علی مطرح می‌شود مردم شروع به مسخره کردن و خندیدن، طعنه زدن و متلک گفتن می‌کنند. و به حضرت ابوطالب (سلام الله علیه) بعضی از حرف‌های نادرست را می‌زنند.

این کاملا نشان می‌دهد یک وجه شبهی است که فرمود:

«مَثَلُ أَهْلِ بَيْتِي فِيكُمْ كَمَثَلِ سَفِينَةِ نُوحٍ، مَنْ رَكِبَهَا نَجَا، وَ مَنْ تَخَلَّفَ عَنْهَا غَرِقَ، وَ مَثَلِ بَابِ حِطَّةٍ مَنْ دَخَلَهُ نَجَا وَ مَنْ لَمْ يَدْخُلْهُ هَلَكَ.»

الأمالي (للطوسي)؛ نویسنده: طوسى، محمد بن الحسن، ناشر: دار الثقافة ، مصحح: ندارد، ص60

«عَنِ بن عَبَّاسٍ رضي اللَّهُ عنه قال قال رسول اللَّهِ صلى اللَّهُ عليه وسلم مَثَلُ أَهْلِ بَيْتِي مَثَلُ سَفِينَةِ نُوحٍ من رَكِبَ فيها نَجَا وَمَنْ تَخَلَّفَ عنها غَرِقَ»

المعجم الكبير؛ اسم المؤلف: سليمان بن أحمد بن أيوب أبو القاسم الطبراني الوفاة: 360، دار النشر: مكتبة الزهراء - الموصل - 1404 - 1983، الطبعة: الثانية، تحقيق: حمدي بن عبدالمجيد السلفي، ج3، ص46

آن‌جا قوم نوح، حضرت نوح و یارانش را مسخره می‌کردند، اینجا هم قوم حضرت رسول اکرم قریش پیغمبر و علی را مسخره می‌کردند؛ یعنی تاریخ دقیقاً دارد تکرار می‌شود.

 در روایات دیگر آقای «آلوسی» در کتاب «روح المعانی» یک قضیه خیلی مفصلی را نقل می‌کند، حیفم می‌آید این را نیاورم، مطلبی را در رابطه با ولایت حضرت امیر(سلام الله علیه) مطرح می‌کند.

اینجا بحث این‌که قرآن در سوره حجر آیه 92 تا 95 می‌فرماید:

(فَوَرَبِّكَ لَنَسْأَلَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ؛ عَمَّا كَانُوا يعْمَلُونَ؛ فَاصْدَعْ بِمَا تُؤْمَرُ وَأَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِكِينَ؛ إِنَّا كَفَينَاكَ الْمُسْتَهْزِئِينَ)

به پروردگارت سوگند، (در قيامت) از همه آنها سؤال خواهيم کرد... از آنچه عمل مي‌کردند! آنچه را مأموريت داري، آشکارا بيان کن! و از مشرکان روي گردان (و به آنها اعتنا نکن)! ما شر استهزاکنندگان را از تو دفع خواهيم کرد!

سوره حجر (15): آیات 92 تا 95

ابتدا مطلب را کتاب «بحارالانوار» که خیلی واضح است عرض کنم بعد حرف «آلوسی» را نشان بدهم. دارد رسول اکرم تصمیم داشت بعد از مراسم حج وقتی به مدینه رسیدند:

«أَنْ يُقِيمَ عَلِيّاً (سلام الله علیه) وَ يَنْصِبَهُ لِلنَّاسِ بِالْمَدِينَةِ»

علی را برای امامت نصب کند، جبرئیل آمد گفت:

«فَوَ رَبِّكَ لَنَسْئَلَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ عَمَّا كانُوا يَعْمَلُونَ فَاصْدَعْ بِما تُؤْمَرُ وَ أَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِكِينَ إِنَّا كَفَيْناكَ الْمُسْتَهْزِئِينَ»

مردم شروع کردند پیغمبر را مسخره کردن، می‌خواهد ابن عمش را به عنوان خلیفه مطرح کند. در مسیر و قبل از رسیدن به مدینه و رسیدن به منطقه غدیر جبرئیل آمد گفت یا رسول الله مدینه خیر، همین جا جمعیت را نگهدار:

«بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ»

علی را به عنوان خلیفه معین کن.

«وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ»

بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بيروت)؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، ناشر: دار إحياء التراث العربي، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، ج28، ص98

مردمی که مسخره می‌کردند خداوند می‌فرماید «إِنَّا كَفَيْناكَ الْمُسْتَهْزِئِينَ» ما شر استهزاکنندگان را از تو دفع خواهيم کرد! تا امثال این قضیه که خیلی مفصل هست.

در کتاب «روح المعانی» هم در ذیل آیه شریفه:

(وَقِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْئُولُونَ)

آنها را نگهداريد که بايد بازپرسي شوند!

سوره صافات(37): آیه24

می‌گوید:

«ومن أجله ولاية علي كرم الله تعالى وجهه»

روح المعاني في تفسير القرآن العظيم والسبع المثاني؛ اسم المؤلف: العلامة أبي الفضل شهاب الدين السيد محمود الألوسي البغدادي الوفاة: 1270هـ، دار النشر: دار إحياء التراث العربي – بيروت، ج23، ص80

ان‌هایی که در برابر رسول اکرم ایستادند و استهزا کردن، رسول اکرم گوش به استهزای مردم نداد و فردای قیامت از همه آن‌ها سوال می‌کنند چرا شما در برابر سخنان رسول اکرم این چنین عکس‌العمل زشت و وقیحی انجام دادید!

 در کتاب «شواهد التنزیل» باز یک نکته‌ای است من حیفم می‌آید این را نگویم. روایت خیلی مفصل است. «شواهد التنزیل – حسکانی» ایشان می‌گوید روایاتی که در کتابم آوردم همه این روایات از نظر من صحیح و معتبر است.

 تا ان‌جایی که می‌گوید جبرئیل آمد گفت:

إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكَ أَنْ تَدُلَّ أُمَّتَكَ عَلَى وَلِيِّهِمْ- عَلَى مِثْلِ مَا دَلَلْتَهُمْ عَلَيْهِ مِنْ صَلَاتِهِمْ وَ زَكَاتِهِمْ وَ صِيَامِهِمْ وَ حَجِّهِمْ- لِيَلْزَمَهُمُ الْحُجَّةُ فِي جَمِيعِ ذَلِكَ. فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ: يَا رَبِّ إِنَّ قَوْمِي قَرِيبُو عَهْدٍ بِالْجَاهِلِيَّةِ وَ فِيهِمْ تَنَافُسٌ وَ فَخْرٌ، وَ مَا مِنْهُمْ رَجُلٌ إِلَّا وَ قَدْ وَتَرَهُ وَلِيُّهُمْ وَ إِنِّي أَخَافُ- فَأَنْزَلَ اللَّهُ تَعَالَى: يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ- وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ يُرِيدُ فَمَا بَلَّغْتَهَا تَامَّةً وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ. فَلَمَّا ضَمِنَ اللَّهُ [لَهُ‏] بِالْعِصْمَةِ وَ خَوَّفَهُ أَخَذَ بِيَدِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ ثُمَّ قَالَ: يَا أَيُّهَا النَّاسُ مَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ فَعَلِيٌّ مَوْلَاهُ، اللَّهُمَّ وَالِ مَنْ وَالاهُ وَ عَادِ مَنْ عَادَاهُ، وَ انْصُرْ مَنْ نَصَرَهُ وَ اخْذُلْ مَنْ خَذَلَهُ وَ أَحِبَّ مَنْ أَحَبَّهُ وَ أَبْغِضْ مَنْ أَبْغَضَهُ. قَالَ زِيَادٌ: فَقَالَ عُثْمَانُ: مَا انْصَرَفْتُ إِلَى بَلَدِي بِشَيْ‏ءٍ أَحَبَّ إِلَيَّ مِنْ هَذَا الْحَدِيثِ.»

شواهد التنزيل لقواعد التفضيل؛ تأليف: الحافظ الكبير عبيد الله بن أحمد المعروف بالحاكم الحسكاني؛ الحذاء الحنفي النيسابوري، تحقيق وتعليق: الشيخ محمد باقر المحمودي؛ مؤسسة الطبع والنشر التابعة لوزارة الثقافة والارشاد الاسلامي مجمع أحياء الثقافة الاسلامية، 1411 ه‍ - 1990م، ج1، ص254

خدا دستور می‌دهد امتت را بر ولی‌ شان راهنمایی کن، همانطوری که نماز، زکات، روزه و حج را توضیح دادی، ولایت را هم توضیح بده. پیغمبر فرمود: «يا رب إن قومي قريبوا عهد بالجاهلية» قوم من تازه از جاهلیت بیرون آمدند.

«وفيهم تنافس وفخر»، بین این‌ها فخر فروشی، رقابت و امثال این‌ها هست. «وما منهم رجل إلا وقد وتره وليهم»، همه می‌خواهند خلیفه از قوم آن‌ها باشند «وَ إِنِّي أَخَافُ»، من از این‌ها می‌ترسم. خدای عالم وحی کرد: «يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ- وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ» اگر امروز علی را معرفی نکنی رسالت ناتمام است.

«وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ»، این مردمی که تو را تهدید و مسخره می‌کنند، خدای عالم تو را از شر این‌ها حفظ می‌کند. تا این‌که رسول اکرم آمد از دست علی ابن ابی‌طالب گرفت و در غدیر امیر المؤمنین را معرفی کرد.

امثال این‌ روایات در کتب اهل سنت زیاد داریم که بحث ولایت امیر المؤمنین آمد، هم در اولین روز اعلان ولایت شروع به مسخره کردن کردند، هم در غدیر و قبل از نصبش مسخره کردن، بعد از ان که قضایا کاملاً واضح و روشن است. در خدمت شما هستیم.

مجری:

حضرت استاد از شما خیلی ممنون و سپاسگزارم، به نظرم تا الان دوازده تا شباهت را حضرتعالی اشاره کردید، ان شاءالله فرصت باشد در این دقایق باقی مانده به بقیه بحث هم برسیم، حالا اگر هم که زمان نداشتیم ان شاءالله برای هفته آتی عرض کنیم.

 حضرت استاد! در قرآن کریم طبق آیه شریفه که می‌فرماید: (ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا لِلَّذِينَ كَفَرُوا امْرَأَتَ نُوحٍ وَامْرَأَتَ لُوطٍ كَانَتَا تَحْتَ عَبْدَينِ مِنْ عِبَادِنَا صَالِحَينِ فَخَانَتَاهُمَا فَلَمْ يغْنِيا عَنْهُمَا مِنَ اللَّهِ شَيئًا وَقِيلَ ادْخُلَا النَّارَ مَعَ الدَّاخِلِينَ)

در رابطه با همسر نوح و همسر لوط (علیهما السلام) اشاره شده و این آیه امده است، سوال این است که چه شباهتی این آیه می‌تواند با اهل بیت (علیهم السلام) داشته باشد؟

ü      آیه (ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا لِلَّذِينَ كَفَرُوا امْرَأَتَ نُوحٍ وَامْرَأَتَ لُوطٍ ...) چه شباهتی با اهل بیت(سلام الله علیهم) دارد؟

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

ملاحظه بفرمایید در این‌جا مسئله یک مقداری دقیق هست، من تلاش می‌کنم خیلی با لطافت مطرح کنم. در رابطه با فرزند حضرت نوح خدای عالم فرمود: (إِنَّهُ لَيْسَ مِنْ أَهْلِكَ إِنَّهُ عَمَلٌ غَيْرُ صالِح‏) اهل دین و مذهب تو نیست، رها کن بگذار هلاک بشود.

 فرزند حضرت نوح که از نسل او بود، میوه قلب و نور چشمش بود هلاک شد. پس فرزند پیغمبر بودن ملاک نیست، اهل دین پیغمبر بودن ملاک است.

 همچنین همسر پیغمبر بودن ملاک نیست، چون همسر پیغمبر است این باید حتماً باید نجات پیدا کند، حتماً باید بهشت برود، حتماً نباید جهنم برود.

در سوره تحریم، جزء بیست و هشتم آیه 10 خدای عالم دو تا از انبیاء را مثال می‌زند (عزیزان دقت کنند) این آیه قرآن است.

(ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا لِلَّذِينَ كَفَرُوا امْرَأَتَ نُوحٍ وَامْرَأَتَ لُوطٍ كَانَتَا تَحْتَ عَبْدَينِ مِنْ عِبَادِنَا صَالِحَينِ فَخَانَتَاهُمَا فَلَمْ يغْنِيا عَنْهُمَا مِنَ اللَّهِ شَيئًا وَقِيلَ ادْخُلَا النَّارَ مَعَ الدَّاخِلِينَ)

خداوند براي کساني که کافر شده‌اند به همسر نوح و همسر لوط مثل زده است، آن دو تحت سرپرستي دو بنده از بندگان صالح ما بودند، ولي به آن دو خيانت کردند و ارتباط با اين دو (پيامبر) سودي به حالشان (در برابر عذاب الهي) نداشت، و به آنها گفته شد: «وارد آتش شويد همراه کساني که وارد مي‌شوند!»

سوره تحریم (66): آیه 10

خدا برای کفار، زن حضرت نوح و زن حضرت لوط را مثال زده است (كَانَتَا تَحْتَ عَبْدَينِ مِنْ عِبَادِنَا صَالِحَينِ)، این‌ دو تا خانم همسر دو تا بنده صالح بودند، یکی همسر حضرت نوح پیغمبر یکی همسر حضرت لوط پیغمبر، (فَخَانَتَاهُمَا) نسبت به این دو پیغمبر خیانت کردند.

من توضیح می‌دهم مراد از خیانت چه است، این‌که بعضی‌ها می‌گویند (نستجیر بالله) این‌ها دچار فحشا شدند این دروغ و افترا است، هیچ شکی در آن نیست.

(فَلَمْ يغْنِيا عَنْهُمَا مِنَ اللَّهِ شَيئًا)، اینکه همسر پیغمبر بودند، باعث رفتن بهشت نشد. «وَقِيلَ ادْخُلَا النَّارَ مَعَ الدَّاخِلِينَ)، شما همراه با داخل شوندگان وارد آتش بشوید.

 در این‌جا بحث خیلی مهم و اساسی است، اینکه قرآن هم در سوره احزاب آیه 32 می‌فرماید:

 (يا نِسَاءَ النَّبِي لَسْتُنَّ كَأَحَدٍ مِنَ النِّسَاءِ إِنِ اتَّقَيتُنَّ فَلَا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَيطْمَعَ الَّذِي فِي قَلْبِهِ مَرَضٌ وَقُلْنَ قَوْلًا مَعْرُوفًا)

اي همسران پيامبر! شما همچون يکي از زنان معمولي نيستيد اگر تقوا پيشه کنيد؛ پس به گونه‌اي هوس‌انگيز سخن نگوييد که بيماردلان در شما طمع کنند، و سخن شايسته بگوييد!

سوره احزاب (33): آیه 32

مجری:

استاد با عرض معزرت تماس هم داریم، بیننده عزیز جناب آقای «آقاجانی از شهر مقدس قم» پشت خط ارتباطی هستن.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

اشکال ندارد ابتدا تماس بیننده را داشته باشیم اگر رسیدیم خوب و اگر نرسیدیم هفته آینده ان شاء الله ادامه بحث را عرض می کنم.

مجری:

بسیار عالی، جناب اقای آقا جانی عرض سلام و ادب داریم خدمت شما، بفرمایید.

ü      تماس بینندگان برنامه

بیننده: (آقای آقا جانی از قم – شیعه)

بسم الله الرحمن الرحیم عرض سلام و ادب خدمت آیت الله قزوینی بزرگوار، عزیز و مجری محترم. بنده سوالی که داشتم یک نکته‌ای را می‌خواستم خدمت شما عرض کنم این‌که بنده پیرامون این قضیه تحقیق کرده بودم می‌خواستم این موضوع را خدمت آیت الله عزیز و گرامی هم عرض کنم که ایشان هم نظر خودشان را پیرامون این مسائل بفرمایند.

ما یک روایتی داریم که روایت معروفی است و بین مردم هم خیلی پخش شده و آن روایتی است که آقا رسول الله فرمودند که «علماء امتي کانبیاء بني اسرائیل» در «مستدرک الوسائل» جلد 17 صفحه 320 امده است.

 من آن عبارت معروف که «افضل انبیاء بنی اسرائیل» را در منابع شیعه به طور مستند پیدا نکردم آن که پیدا کردم همین لفظ بود. حالا طبق آن چیزی که واضح است و دیدیم و با هر کسی که تحقیق کند خیلی واضح این است که هر عالمی علمای بزرگوار می‌توانند مراجع باشند و هر کسی شامل این حدیث نمی‌شوند از این جهت که انبیا معصوم بودند ولی عرض کنم خدمت شما که مراجع معصوم نیستند.

 ولی نکته‌ای که داشت و بنده به آن رسیده بودم این بود که یک سری از اصحاب خاص امیر المؤمنین و اهل بیت حالا مثل حضرت سلمان باشد، حضرت ابوذر، حضرت عمار، حضرت مقداد، حضرت مالک اشتر و بقیه این بزرگواران، آن روایتی که در فضیلت اصحاب درجه یک و حواریون اهل بیت داریم مثل این بزرگواران به طور مثال در رابطه با حضرت سلمان من فقط سریع چند نمونه را عرض کنم.

 مثلاً در «امالی - شیخ صدوق» صفحه 252 و «معجم رجال - آیت الله خویی» جلد 9 صفحه 99 و بقیه منابع داریم که:

«فَحَدِّثْنَا عَنْ سَلْمَانَ الْفَارِسِيِّ قَالَ أَدْرَكَ عِلْمَ الْأَوَّلِ وَ الْآخِرِ وَ هُوَ بَحْرٌ لَا يُنْزَحُ وَ هُوَ مِنَّا أَهْلَ الْبَيْت‏»

الأمالي (للصدوق)؛ ابن بابويه، محمد بن على، محقق/ مصحح: ندارد. ناشر: كتابچى، ص 252

حضرت سلمان علم اولین و آخرین را داشت «وَ هُوَ بَحْرٌ لَا يُنْزَحُ وَ هُوَ مِنَّا أَهْلَ الْبَيْت‏» یا در کتاب «منتهی الامال» جلد یک صفحه 277 چند تا مطلب در رابطه حضرت سلمان آمده این که ایشان محدث بود، اسم اعظم داشت و برتر از حضرت لقمان بود و در کتاب «نفس الرحمان فی فضائل سلمان» مال محدث نوری حتی این مطالب گفته شده و حتی گفته شده که ایشان از اوصیاء و وصی حضرت عیسی بود.

 حالا سوالی که من دارم این اصحاب خاص امیر المؤمنین طبق تحقیقاتی که بنده کردم شامل این روایت می‌شوند «کانبیاء بنی اسرائیل» باشند چون حضرت سلمان هم علم اولین و آخرین را داشت و عالم امت پیامبر می‌شد چون علم اولین و آخرین را داشت. این نتیجه تحقیقات بنده بود خواستم نظر حضرت آیت الله قزوینی را پیرامون این قضیه بدانم در پناه آقا حضرت صاحب الزمان باشید یا علی مدد.

مجری:

 آقای آقاجانی! بسیار عالی، از شما خیلی ممنونم. جناب استاد در خدمت شما هستیم بفرمایید.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

برادر بزرگوار! من یکی دو تا آدرس خدمت تان می‌دهم، از حضرت «امام (رضوان الله تعالی علیه)» کتاب «الاجتهاد و التقلید» صفحه 24 کتاب «الرسائل امام» جلد 2 صفحه 104 این‌ها را ملاحظه بفرمایید، ادله‌ای که ایشان برای اثبات ولایت فقیه آورده‌اند.

ü      کدام علما افضل از انبیاء بنی اسرائیل هستند؟

 حدود یازده یا ده تا روایت آورده‌اند من جمله از آن‌ها:

«الْعُلَمَاءَ وَرَثَةُ الْأَنْبِيَاءِ»

الكافي (ط - الإسلامية)؛ نویسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الكتب الاسلامیة، ج1، ص32، بَابُ صِفَةِ الْعِلْمِ وَ فَضْلِهِ وَ فَضْلِ الْعُلَمَاء، ح2

«الْفُقَهَاءُ أُمَنَاءُ الرُّسُلِ»

الكافي (ط - الإسلامية)؛ نویسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الكتب الاسلامیة، ج1، ص46، بَابُ الْمُسْتَأْكِلِ بِعِلْمِهِ وَ الْمُبَاهِي بِه‏، ح5

«الْفُقَهَاءَ حُصُونُ الْإِسْلَام‏»

الكافي (ط - الإسلامية)؛ نویسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الكتب الاسلامیة، ج1، ص38، بَابُ فَقْدِ الْعُلَمَاء‏، ح3

«فَإِنِّي أَفْتَخِرُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ بِعُلَمَاءِ أُمَّتِي عَلَى سَائِرِ الْأَنْبِيَاءِ قَبْلِي‏‏»

جامع الأخبار( للشعيري)؛ نويسنده: شعيري، محمد بن محمد (تاريخ وفات مؤلف: قرن 6)، محقق / مصحح: ندارد، ناشر: مطبعة حيدرية نجف، بی تا، ص38

«وما ورد في حق العلماء من كونهم (حصون الاسلام)، (أمناء)، و (ورثة الأنبياء)، و (خلفاء رسول الله)، و (أمناء الرسل)، وأنهم (كسائر الأنبياء)، و (منزلتهم منزلة الأنبياء في بني إسرائيل)، وأنهم (خير خلق الله بعد الأئمة إذا صلحوا)، وأن (فضلهم على الناس كفضل النبي على أدناهم)، وأنهم (حكام على الملوك)، وأنهم (كفيل أيتام أهل البيت)، و (أن مجاري الأمور والأحكام على أيدي العلماء بالله الأمناء على حلاله وحرامه)»

كتاب: الاجتهاد والتقليد؛ نويسنده: السيد الخميني (وفات : 1410)، تحقيق: مؤسسة تنظيم ونشر آثار الإمام الخميني، ناشر: مؤسسة تنظيم ونشر آثار الإمام الخميني، چاپ : 1418 – 1376ش، ص25

امثال این‌ها که در رابطه با علما آمده؛ ولی این برای مطلق علما نیست، در کنارش هم می‌گوید: «مجاري الأمور والأحكام على أيدي العلماء بالله»، مسئله حکومت، اجرای عدالت به دست علما است، کدام علما؟ «الأمناء على حلاله وحرامه» آن‌هایی که امین خدا بر حلال و حرام الهی هستند.

(شما این‌ها را داشته باشید)

یا در روایات دیگر در رابطه با فقها داریم:

«فَأَمَّا مَنْ كَان‏ مِنَ الْفُقَهَاءِ صَائِناً لِنَفْسِهِ حَافِظاً لِدِينِهِ، مُخَالِفاً لِهَوَاهُ، مُطِيعاً لِأَمْرِ مَوْلَاهُ فَلِلْعَوَامِّ أَنْ يُقَلِّدُوه‏»‏

تفصيل وسائل الشيعة إلى تحصيل مسائل الشريعة؛ شيخ حر عاملى، محمد بن حسن، ناشر: مؤسسة آل البيت عليهم السلام، محقق/ مصحح: مؤسسة آل البيت عليهم السلام، ج27، ص131

«فَأَمَّا مَنْ كَان‏ مِنَ الْفُقَهَاءِ صَائِناً لِنَفْسِهِ»، ‏آن دسته از فقها و علمایی که تسلط به نفس دارند، تابع نفس شان نیستند. «حَافِظاً لِدِينِهِ»، از دین خودشان حراست می‌کنند، «مُخَالِفاً لِهَوَاهُ»، مخالف هر نوع هوا و هوس هستند. «مُطِيعاً لِأَمْرِ مَوْلَاهُ» مطیع امر مولای خودشان هستند؛ یعنی در حقیقت تالی تلو معصوم هستند.

لذا امام و دیگر فقها و ولی فقیه و مرجع تقلید می‌گویند، اگر مرجع تقلید گناه صغیره انجام بدهد از مرجعیت ساقط است و تقلید از او باطل است؛ ولی فقیه گناه صغیره انجام بدهد، دیگر ولایت بر مردم ندارد!

ملاحظه بفرمایید این‌ها را می‌گوییم «علما امتي افضل من انبیا بني اسرائیل» هستند نه هر عالمی که لباس علم و لباس روحانی پوشیده باشد.

عزیزم جناب اقای آقا جانی! روایات را باید کنار هم بگذاریم، مقیدات، مطلقات، عام خاص را به هم بسنجیم و یک نتیجه زیبایی درست کنیم و به جامعه ارائه بدهیم.

مجری:

تشکر خدا خیرتان بدهد. بیننده عزیز دیگری هم پشت خط هستند، جناب آقای «بهادری از کرج» آقای بهادری خدمت شما عرض سلام دارم، خدمت شما هستیم بفرمایید.

بیننده: (آقای بهادری از کرج – شیعه)

 سلام علیکم و رحمة الله خدمت حضرت آیت الله دکتر حسینی قزوینی، و عرض سلام خدمت حضرتعالی، حضرت آقا همان طور که فرمودید خدا علامه امینی را رحمت کند، رضوان خدا بر این مرد بزرگ، ایشان نام 110 نفر از صحابه و 74 نفر از تابعین را آورده که رسول مکرم اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند اقرار گرفته «انا اولی بالمؤمنین من انفسهم» آیا من مقدم تر از شما بر تمام امور دینی هستم؟ همه گفتند «قالو بلی» رسول اکرم فرمود این علی ولی شما است بعد از من اختیاراتم به او واگذار شد، وقتی فرمودند من از همه مردم بر شما اولی تر هستم وقتی گفتم بله یعنی این اختیارات را بجز نبوت به صورت رسمی به علی ابن ابی طالب دادم.

 یک صد و بیست هزار نفر صحابه آن‌جا در «غدیر خم» حضور داشتند، این‌ها دیدند، چطور آقایون وهابی زیر بار خلافت علی بن ابی طالب نمی‌روند؛ اما معاویه ابن ابوسفیانی که از طلقاء بوده، چطور می‌آید فرزند نابکار، زنا کار و شراب‌خورش یزید ابن معاویه را خلیفه می‌کند، شما خلافت او را سریع قبول می‌کنید.

ملاحظه کنید «شرح ابن ابی الحدید معتزلی» جلد 5، صفحه 130 و 131 می‌گوید کثیری از علمای اهل سنت محترم می‌گوید معاویه دین ندارد، می‌گوید آدم لامذهب بود، حتی معاویه گفت به خدا قسم دین پیامبر اسلام باید دفع بشود. در این صفحه ابن ابی الحدید می‌گوید معاویه 15 جنایت مرتکب شده پیامبر گفته بود آشامیدن و خوردن در ظرف طلا و نقره حرام است، معاویه گفت در رای من اشکالی ندارد، بیت المال را ملک طلق خودش می‌دانست، به کسی که حد جاری نمی‌شد حد جاری کرد، کسانی که محکوم به حد بودند گفت حد نزنید!

 در رابطه با امت و دین خدا با رای خودش عمل کرد، پیامبر فرمود کسی از طریق زنا پدر نمی‌شود، ولی معاویه گفت اتفاقاً پدر من با سمیه زنا کرد، زیاد ابن ابی متولد شد. «حجر ابن عدی» و یارانش را شهید کرد. «ابوذر» را کتک زد و از مدینه با شتر بدون جهاز تبعید کرد. در بالای منبر به علی و خاندانش و به ابن عباس توهین کرد. به جای رای گرفتن از مردم برای خلافت ولی عهد قرار داد.

 وهابیان می‌گویند خدا یزید را بیامرزد، او خلیفه مشروع هست. چطور کسی که با رقاص‌ها، آوازخوان‌ها شراب می‌خورد و زناکار بود این‌ها یزید و معاویه را به عنوان خلیفه می‌دانند (رضی الله عنه) می‌گویند، به علی ابن ابی طالب هم (رضی الله عنه) می‌گویند! یعنی بهشت و جهنم برای این‌ها مهم نیست. این وسط حق و باطل چه معنی می‌دهد؟

آقایان باید جواب بدهند، علی بن ابی طالب که نفس پیغمبر است، از همان بدو پیغمبری که رسول مکرم اسلام مبعوث شد، در همان جریانی که جنابعالی فرمودید:

(وَأَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ)

و خويشاوندان نزديکت را انذار کن!

سوره شعراء (26): آیه 214

بارها و بارها در این مدت 23 سال پیغمبر به عناوین مختلف علی را جانشین خودش قرار داد، چرا قبول نمی‌‌کنند؟ ببخشید مصدع اوقات شدم، یا علی مدد این را به ما جواب بدهند.

مجری:

 خیلی ممنون از شما جناب آقای بهادری از کرج، آقای «محمدی از اصفهان» پشت خط ارتباطی هستن، آقای محمدی عرض سلام دارم خدمت شما بفرمایید.

بیننده: (آقای محمدی از اصفهان – شیعه)

 سلام علیکم مجری محترم و همچنین استاد ارجمند آیت الله قزوینی، شب شما بخیر و خدا قوت. استاد سوالم این است حضرتعالی و سایر علما که در ارتباط با دفاع از حکومت اسلامی مثلاً اشاره به تنگه هرمز می‌کنند، با آیات قرآنی استدلال می‌کنند. حالا می‌خواهم ببینم مسئول آن مسجد که هر دفعه ای به نمایندگی از دولت «اسرائیل» و «آمریکا» دارد می‌گوید این کارها را بکنید و این کارها را نکنید، این را اعدام کنید آن‌ را اعدام نکنید، تنگه را باز کنید یا ببندید، چه برهانی دارد؟ چه آیه قرآن و چه حدیثی پشت حرفش می‌تواند بیان کند؟

مطلب دیگر در جنگ‌هایی مثل «احزاب» بود دقیقا نمی‌دانم شما بهتر اطلاع دارید، سه تا شاعر به اصطلاح راجع به مسلمان‌ها هتک حرمت کردند، پیامبر گفتند بروید این‌ها را بیاورید و وضع‌شان را روشن کنید. این در تاریخ هست اگر اشاره بفرمایید سپاسگزارم.

مجری:

خیلی ممنونم از شما جناب آقای محمدی موفق باشید. آقای «امیر از تهران» خدمت شما عرض سلام دارم بفرمایید در خدمت شما هستیم.

بیننده: (آقای امیر از تهران – شیعه)

 آقا سلام خدمت شما امیدوارم که حال تان باشد، ببخشید عربی من زیاد خوب نیست می‌خواهم بگویم بعضی‌ها وقتی می‌خواهند چشم شان کور باشد، نبینند، ندیدند دیگر هر کاری بکنید متاسفانه نمی‌خواهند ببینند یا ندید هستند اصلاً وهابی‌ها یک جوری هستند. آیه 55 سوره مائده خیلی راحت می‌گوید ولی و سرپرست شما خدا و پیغمبر و کسانی که در رکوع صدقه می‌دهند هستند.

جالب است کتاب «درالمنثور» نویسنده «جلال الدین سیوطی»، همچنین کتاب «البدایه والنهایه - ابن کثیر» و « سعد ابن تفتازانی» همه مفسران می‌گویند که این آیه برای حضرت علی است حالا من چرا نمی‌بینم چون چشم ندارم اصلا حضرت علی را ببینم نمی‌توانم قبول کنم. این آقای میت بی عقل هاشمی و آقای ترشابی در شبکه کلمه هرچه به این‌ها بگوییم حالی شان نمی‌شود، البته واقعیت مطلب را می‌دانند، منتها نمی‌خواهند قبول کنند.

 حالا تا صبح به این‌ها بگو 1400 سال بگو، تا فردا صبح هم بگویی تا 1400 سال دیگر بگویی تا زمانی که حضرت مهدی بیاید این‌ها قبول نمی‌کنند، می‌دانید چرا؟ چون این‌ها ذاتاً بت‌پرست بودند، توسط آقا حضرت رسول الله به دین مبین اسلام مشرف شدند، این‌ها نه تنها علی را خود حضرت محمد و خود قرآن و خود خدا را هم قبول ندارند. می‌گویند خدا یک جوانی بوده که موهای فر داشته است. حالا با این‌ها حرف زدن مشکل است، این‌ها کسانی بودند که در «شام» به حضرت علی فحش می‌دادند.

«نسایی» که بنده خدا اهل سنت هم بود، حرف حق زد او را کتک زدند چون به حضرت علی فحش نمی‌داد، انقدر کتک زدند که پیره مرد هفتاد، هشتاد ساله را کشتند. خیلی ممنون که به من وقت دادید از شما تشکر می کنم.

مجری:

خیلی ممنون از شما تشکر می‌کنم. جناب استاد زمان محدود است فکر کنم شش، هفت دقیقه بیشتر زمان نداشته باشیم و سه، چهار تا سوالی که بیننده‌های عزیز مطرح فرمودند. در خدمت شما هستم.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

فرمایشاتی که جناب اقای بهادری داشتند واقعا همین طوری است، امیر المؤمنین(سلام الله علیه) با آن سابقه ای که دارد این‌ها زیر بار نرفتند؛ ولی معاویه را با آن پرونده سیاهی که دارد قبول دارند و از او به عنوان خلیفه مسلمین تجلیل می‌کنند.

در رابطه با مطالب جناب حاج آقای محمدی، ببینید برادر بزرگوارم دنیا آزاده همین که یک کسی آزادانه می‌آید از تریبون نماز جمعه علیه مصالح کشور حرف می‌زند و کشور فعلاً هیچ حرفی هم نمی‌زند این دلیل است که یک آزادی تمام در این کشور هست، فردا نگویند که شما دارید دیکتاتوری و امثال این‌ها می‌کنید.

 حالا با این که این طور آزادی هست ولایت فقیه را به دیکتاتوری متهم می‌کنند، ولی این‌ها هم درست می‌شوند ان شاءالله اصلاح می‌شوند، امید اصلاح داریم، این بندگان خدا را من احساس می‌کنم مشاورین خوب ندارند و باید مشاورین صالح داشته باشند. یک مقدار حقایق را درست ببینند و فقط این‌که چهار نفر اطرافیان شان بعضی از مشورت‌هایی می‌دهند، به این‌ها اکتفا نکرده و این آقا توجه نکند.

باز مسئولین امر بهتر می‌دانند، ما در قسمت‌های سیاسی کلان دخالت نمی‌کنیم، ولی نسبت به بعضی از خودی‌هایی که دارند وطن فروشی می‌کنند و نسبت به جمعیت مردم توهین می‌کنند یا دم از طرفداری کسی می‌زنند که من حتی نمی‌خواهم اسم نحسش را ببرم، باعث تأسف است.

 دیشب گفته است این‌که آمدند «دبستان میناب» را زدند حتما یک مسئله‌ای بوده است! یا مثلاً اگر فلان جا را زدند حتماً یک قضیه‌ای بوده است، یعنی دارند کار «اسرائیل» و «آمریکا» را توجیه می‌کنند.

ü      کار خوب و زیبای قوه قضائیه جای تقدیر دارد

یک کار خوبی که قوه قضاییه کرد واقعا باید به قوه قضای دست مریزاد گفت، کارشان نسبت به این وطن فروش‌ها بود که اموال این‌ها را مصادره کرد و این‌ها نقره داغ شدند، اگر این‌ها را صد سال هم به زندان انداخته بودند عین خیال شان نبود، این باعث می‌شد که این‌ها یک مقدار در نزد «آمریکا» و «اسرائیل» محبوبیت بیشتری پیدا کنند.

 ولی این‌ها را که نقره داغ کردند؛ یعنی تمام محصول عمرشان را طبق قانون مصادره کردند، این کار قوه قضاییه خیلی کار زیبایی بود. از قوه قضاییه می‌خواهیم کسانی که دارند هنجار شکنی می‌کنند وحدت جامعه را هدف قرار داده‌اند طبق قانون در مورد شان عمل کنند ما نمی‌خواهیم خلاف قانون عمل بشود، انتظار خلاف قانون نداریم انتظار هم داشته باشیم قوه قضاییه زیر بار نمی‌رود.

قضات محترم شجاع بیایند شجاعانه عمل کنند، همانطوری که نسبت به وطن فروش‌ها، هتاک‌ها به مصادره اموال شان و اقدام کردند، نسبت به مسائل دیگر هم بیان ان شاءالله اقدام کنند.

جناب اقای امیر هم که فرمایش داشتند و توضیح دادند فرمایشات کاملاً درست است ازشان تشکر می‌کنیم.

مجری:

خیلی ممنون، جناب استاد یکی از بینندگان عزیز سوال پرسیده و این سوال را برای ما ارسال کرده اند، گفتند من چند سال است که زیارت عاشورا با صد لعن و صد سلام می‌خوانم و به نیابت از حضرت زهرا (سلام الله علیها) این کار را انجام می‌دهم، اگر بر فرض به جای این نیت خاص، نیت کنم و به نیابت از 14 معصوم بخوانم، یا مثلاً بیشتر از آن 14 معصوم، یاران امام حسین (علیه السلام) را هم شریک کنم آیا از ثواب عمل من کم می‌شود و این تقسیم می‌شود یا نه؟

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

ملاحظه بفرمایید هرچه شما اهدایی تان بیشتر باشد، قطعاً پاداش تان را بیشتر است. یک دوستی داشتم، خدا رحمتش کند، مثلاً می‌گفت ثواب زیارت عاشورا را به به حضرت زهرا (سلام الله علیها) هدیه کردم، خدا این ثوابی که به من می‌خواهد بدهد به حضرت علی هدیه کردم.

ثوابی که خدا می‌خواهد به من بدهد به امام حسن و امام حسین هدیه کردم، همین‌طور می‌رفت تا به یک صد و بیست و چهار هزار پیغمبر می‌رسید. ببینید هرچه هدایا بیشتر باشد، پاداش شما هم بیشتر است هیچ تفاوتی ندارد.

در این‌طور موارد من معتقدم، ببینید قلب و روح شما چه می‌گوید. یک مقدار استغفار کنید، سوره (انا انزلنا) را یکی دو مرتبه بخوانید و چشم تان را ببندید فکر کنید ببینید در دل تان چه می‌گذرد.

«الْقَلْبُ حَرَمُ اللَّهِ فَلَا تُسْكِنْ حَرَمَ اللَّهِ غَيْرَ اللَّهِ.»

بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بيروت)؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، ناشر: دار إحياء التراث العربي، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، ج67، ص25

قلب حرم خدا است در دل تان هرچه افتاد انجام بدهید؛ ولی این‌که شما بیایید ثواب این‌ها را گسترده تر کنید نه تنها از ثواب شما کم نمی‌شود، بلکه بیشتر هم می‌شود.

ü      حضرات معصومین (سلام الله علیهم) نیاز به ثواب ما ندارند خداوند این‌ها را کامل آفریده است.

 البته این حضرات نیازی به ثواب ما ندارند، خدا این‌ها را کامل آفریده است.

 در زیارت جامعه کبیره می‌خوانیم:

«وَ جَعَلَ صَلَوَاتِنَا عَلَيْكُمْ وَ مَا خَصَّنَا بِهِ مِنْ وَلَايَتِكُمْ طِيباً لِخَلْقِنَا وَ طَهَارَةً لِأَنْفُسِنَا وَ تَزْكِيَةً لَنَا وَ كَفَّارَةً لِذُنُوبِنَا»

من لا يحضره الفقيه؛ نویسنده: ابن بابويه، محمد بن على، ناشر: دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم مصحح: غفاری، علی اكبر، ج2، ص613

ما صلوات بر محمد و آل محمد، می‌فرستیم این‌ها کامل، کامل هستند و نقصی ندارند که بخواهیم صلواتی بفرستیم این‌ها مقام‌شان یک ذره پیش خدا بالا برود، یعنی سر سوزن اینها با صلوات ما مقام‌شان بالا نمی‌رود، بلکه خوشحال می‌شوند. از خوشحالی آن‌ها خدای عالم به ما پاداش می‌دهد.

اهل بیت و چهارده معصوم(سلام الله علیهم) از این که ما اظهار ارادت می‌کنیم قلب شان شاد می‌شود و این باعث بخشش گناهان ما می‌شود. و لذا این کارها همه به این خاطر است که آن‌ها خوشحال بشوند نه این‌که مقام شان بالا برود.

 در زیارت رجبیه می‌خوانیم:

«لَا فَرْقَ بَيْنَكَ وَ بَيْنَهَا إِلَّا أَنَّهُمْ عِبَادُكَ وَ خَلْقُكَ فَتْقُهَا وَ رَتْقُهَا بِيَدِكَ بَدْؤُهَا مِنْكَ وَ عَوْدُهَا إِلَيْك‏»

مصباح المتهجد و سلاح المتعبد؛ طوسى، محمد بن الحسن‏ (تاريخ وفات مؤلف: 460 ق)، محقق و مصحیح: ندارد‏ ناشر: مؤسسة فقه الشيعة ، ج‏2، ص803

حضرت «امام (رضوان الله تعالی علیه)»‌ می‌گوید خدای عالم تمام کمالات ذاتی، صفاتی، اسمائی، افعالی را در وجود مقدس محمد و آل محمد قرار داده است، شما هرچه نظرتان می‌رسد انجام بدهید ان شاءالله ما را هم دعا کنید.

مجری:

خیلی ممنونم جناب استاد خدا خیرتان بدهد، خدا سلامتی عنایت کنید، ان شاءالله بتوانیم در برنامه‌های بعدی از محضر شما استفاده کنیم، جناب استاد سپاسگزارم. و همچنین خیلی ممنون از شما بیننده‌های عزیز که با ما همراه بودید، امیدوارم مطالب برنامه مورد توجه تان قرار گرفته باشد ما را هم از دعای خیرتان فراموش نکنید، ان شاء الله مجدد توفیق حاصل بشود در محضر حضرت استاد و خدمت شما بیننده‌های عزیز باشیم در پناه حضرت حق باشید یا علی مدد خدانگهدار!


وجوه شباهت در حدیث سفینه ( آیات« انه لیس من اهلک» و « لتکونن من المرجومین»)>

حبل المتین امامت حدیث سفینه وجوه شباهت فرقه ناجیه حضرت نوح عایشه همسران انبیا شبهه شبکه کلمه مولوی عبدالحمید سیاسی تمسخر غدیر ولایت فقیه