سایر قسمت ها
راهکار پیامبر اسلام (ص) برای نجات امت( وجوه شباهت در حدیث سفینه «آیه انه لیس من اهلک») آیت الله حسینی قزوینی

قسمت دویست و هفتاد و هفتم برنامه حبل المتین با کارشناسی آیت الله حسینی قزوینی و اجرای آقای اسماعیلی


دیگر قسمت ها

 بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

برنامه حبل المتین 13 02 1405 (قسمت 277)

عنوان برنامه: راهکار پیامبر اسلام (صلی الله علیه واله وسلم) برای نجات امت(وجوه شباهت در حدیث سفینه «آیه انه لیس من اهلک»)

استاد: حضرت آیت الله حسینی قزوینی

مجری: آقای علی اسماعیلی

کلیدواژها:

حبل المتین؛ امامت؛ ولایت؛ حدیث سفینه؛ حضرت نوح؛ عمل صالح؛ کشتی حضرت نوح؛ صراط مستقیم؛ اختلاف؛ وحدت؛ برتری اهل بیت؛ گرانی؛ تجمعات خیابانی!

فهرست عناوین بحث:

1-     طلیعه برنامه عرض ارادت به خانم حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)؛

2-     خلاصه ای از مباحث گذشته

3-     شباهت پسر حضرت نوح با اهل بیت (سلام الله علیهم)

4-     آموزش زیارت امام حسین(سلام الله علیه) از راه دور توسط امام صادق(سلام الله علیه) به ابو خالد کابلی

5-     چرا به امام صادق(سلام الله علیه)، امام صادق می‌گویند؟

6-     شباهت آیه (لَئِنْ لَمْ تَنْتَهِ يا نُوحُ لَتَكُونَنَّ مِنَ الْمَرْجُومِينَ) به اهل بیت (سلام الله علیه)

7-     پرداختن به مسئله گرانی‌ها، گله از دولت و درخواست از قوه قضائیه

8-     تماس بینندگان برنامه

9-     سوال بیننده شبکه در مورد حق الناس و دادن رد مظالم

مجری:

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ، وَ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِيِّ الْعَظِيمِ، وَأُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ، حَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَكِيلُ، نِعْمَ الْمَوْلَى وَنِعْمَ النَّصِيرُ، اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَة وَ اَبیها وَ بَعْلِها وَ بَنیها وَ سِرِّ الْمُسْتَوْدَعِ فیها بِعَدَدِ ما اَحَاطَ بِهِ عِلْمُکَ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِه‏ مُحَمَّد وَ عَجِّلْ فَرَجَهُم

سلام درود، ارادت و تحیت به پیشگاه نورانی و ملکوتی مولا و آقا جانمان امام زمان (ارواحنا و ارواح العالمین له الفداء) و عرض سلام خدمت یکایک شما مردم عزیز و نازنین بیننده‌های خوب و گرانقدر «شبکه جهانی حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف)» به برنامه زنده «حبل المتین» خیلی خوش آمدید، با افتخار امشب هم در کنار شما هستیم و بهترین‌ها را برای شما مردم آرزومندیم!

 خداوند متعال را شاکریم که این توفیق را به داد نفس داد، با یک برنامه دیگر خدمت شما برسیم. بر ارواح پاک، مطهر و نورانی همه شهدایمان درود می‌فرستیم، امام و ولی و قائد شهیدمان و همه شهدای عزیز و بزرگواری که در جنگ تحمیلی سوم جنگ تحمیلی رمضان، به شهادت رسیدند، زنان، کودکان بی‌گناه و سرداران و دانشمندان عزیزمان همگی مظلومانه به شهادت رسیدند.

 اخیراً هم که سیزده نفر از یگان چک و خنثی، بچه‌های تخریب در زنجان به شهادت رسیدند این هم سند جنایتی دیگر از رژیم صهیونیستی این رژیم آدمکش و آمریکای مستکبر و جنایتکار که برای خنثی کردن بمب رفته بودند و بمب به شکلی عمل کرده بود که درون این بمب ظاهراً بمب‌های دیگری هم بود و این‌ها با فاصله زیاد منفجر شده بود.

در این انفجار سیزده نفر از عزیزان به شهادت رسیدند امروز تشییع پیکر این عزیزان بود و تعداد زیادی هم زخمی شدند. بر ارواح پاک، مطهر و نورانی همه شان درود می‌فرستیم، و سلام خدمت شما مردم عزیزی که مبعوث شده‌های این شب‌ها هستید هرچه از شما بگوییم کم است.

 من بعضی وقت‌ها می‌گردم کلمات و واژه‌ها را پیدا کنم، می‌بینم چیزی برای گفتن نیست، جز اینکه باید به این فرمایش نورانی فقیه و مفسر بزرگ حضرت آیت الله جوادی آملی حفظ الله برگردیم که فرمود شما اینقدر بزرگ هستید که باید در مقابل شما احساس کوچکی کرد و فرمود که شما فرشته‌های روی زمین هستید.

امشب شب شصت و چهارم است که مردم در خیابان هستند از الان خودشان را برای یک حضور پرشکوه آماده کردند و به تعبیر رهبر عزیز و بزرگوار و شهیدمان شما مبعوث شده‌ها هستید، واقعاً این شب‌ها مبعوث شده اید. کسی نمی‌تواند شما را به خانه‌هایتان برگرداند جز امام، ولی و رهبر جامعه و ان شاء الله ما پای کار هستیم، به شرطی که مسئولین هم حواس شان به مردم باشد.

 من در این برنامه‌ها مفصل دارم می‌گویم وضعیت گرانی وضعیت سرسام آوری که دارد اتفاق می‌افتد، تورمی که است بی سر و صدا یک عده دارند یک سری نیازهای اصلی مردم را گران می‌کنند. با این‌ها باید حتماً برخورد بشود، قوه قضاییه حتماً باید یک حرکتی بزند، مردمی که اینطور در خیابان هستند حقشان این نیست که این کم لطفی‌ها نسبت به آن‌ها بشود، حتماً باید مسئولین یک توجه جدی و یک نظارت جدی نسبت به این مسئله داشته باشند.

 با افتخار امشب در محضر شما هستیم، در کنار من سرور عزیز، بزرگوار و گرانقدرمان حضرت آیت الله دکتر حسینی قزوینی هستند و برنامه «حبل المتین» را در محضر ایشان هستیم، حضرت استاد سلام علیکم و رحمت الله شب تان بخیر!

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

سلام علیکم و رحمة الله و برکاته

السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا بَقِيَّةَ اللَّهِ فِي أَرْضِه،‏ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا مِيثَاقَ اللَّهِ الَّذِي أَخَذَهُ وَ وَكَّدَهُ- ِ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا حُجَّةَ اللَّهِ وَ دَلِيلَ إِرَادَتِه‏، السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا وَعْدَ اللَّهِ الَّذِي ضَمِنَه‏، السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا صَاحِبَ الْمَرْأَى وَ الْمَسْمَع‏ فَمَا شَيْ‏ءٌ مِنَّا إِلَّا وَ أَنْتُمْ لَهُ السَّبَبُ وَ إِلَيْهِ السَّبِيل.

خدمت بینندگان عزیز و گرامی خالصانه ترین سلامم را تقدیم می کنم موفقیت روز افزون برای همه گرامیان از خدای منان خواهانم!

ü       طلیعه برنامه عرض ارادت به خانم حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)؛

طبق برنامه همیشگی مان آغاز برنامه‌مان با یادی از صدیقه طاهره (سلام الله علیها) است، باشد که یک لحظه‌ای از این لحظات مرضی آن بزرگوار قرار بگیرد و فرزند بزرگوارش گوشه ای چشمی هم به ما بکنند که دین دنیا و آخرت مان در گروی گوشه چشم این بزرگواران است.

 خیز از بستر خاک ای گل بستان علی * بنگر زمزمه و ناله افغان علی

 گر به ظاهر بود این خاک مزار تو ولی * خفته اینجا به خدا جسم تو و جان علی

 یا دعا کن که اجل جان مرا بستاند * یا ز جا خیز و ببین دیده گریان علی

 کاش این خانه نمی‌داشت در و دیواری * تا نمی‌شد ز جفا مقتل جانانه علی

 کاش آن میخ که بر سینه زهرا بنشست * تا که می‌گشت از آن سینه سوزان علی

 سر سامان علی همچو فدک غارت شد * تا تو رفتی ز برم ای سر و سامان علی!

(وَ سَيَعْلَمُ الَّذينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنْقَلَبٍ يَنْقَلِبُون‏)

مجری:

خیلی ممنون و متشکرم، مثل همیشه نام و یاد حضرت صدیقه طاهره فاطمه شهیده(سلام الله علیها) زینت بخش برنامه‌ و قوت قلب مان است، و هرچه داریم از حضرت مادر است، عاجزانه می‌خواهیم که حضرت زهرای مرضیه (علیها سلام) به صورت خاص و ویژه برای مردم، ملت و ایران عزیز ما ان شاءالله دعا کنند تا از شر دشمنان از سر کشورمان کم بشود.

 دوستانی که برنامه‌های یکشنبه شب ما را دنبال می‌کردند، درس‌هایی از امامت و ولایت موضوعی بود که تقدیم شما کردیم، سراغ یک حدیث بسیار نورانی از نبی مکرم و معظم حضرت محمد مصطفی (صلی الله علیه و آله و سلم) رفتیم که در آن حدیث اهل بیت را تشبیه به کشتی نوح کردند، هر کسی سوار بر این کشتی بشود نجات پیدا می‌کند و هر کسی تخلف کند و سوار نشود غرق می‌شود.

تشبیه بسیار زیبایی که حضرت رسول (صلی الله علیه و آله و سلم) داشتند را مورد بحث قرار دادیم استاد تک تک شباهت‌هایی که بین اهل بیت عصمت و طهارت و بحث کشتی نوح مطرح بود را یک به یک بر اساس آیات نورانی قرآن بهش پرداختند، من از حضرت استاد درخواست می‌کنم خلاصه‌ای از مباحث گذشته بفرمایند.

در جلسات گذشته حضرت استاد نُه مورد از شباهت‌ها را بحث کردند و مورد نهم یک مقدار ناقص ماند. حضرت استاد یک خلاصه‌ای بفرمایند ان شاء الله من وارد بحث جدید می‌شوم.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

أَعُوذُ بِاللَّهِ الشَّيْطَانِ الرَّجِيم‏، بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ وَبِهِ نَسْتَعين وَهُوَ خَيرُ نَاصِرٍ وَ مُعِينْ الْحَمْدُلِلَّه ‏وَ الصَّلَاةِ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ وَعلَیٰ آلِهِ آل الله لَا سِيَّمَا علَیٰ مَوْلانَا بَقِيَّةَ اللَّه‏ وَ الّلعنُ الدّائمُ‏ علَیٰ أَعْدائِهِمْ أعداءَ الله إلىٰ يَوم لِقَاءَ اللّه، وَأُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ، حَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَكِيلُ، نِعْمَ الْمَوْلَى وَنِعْمَ النَّصِيرُ

ü      خلاصه ای از مباحث گذشته

همانطوری که عزیزمان اشاره کردند شباهت‌های بین کشته نوح و اهل بیت عصمت و طهارت است که نبی مکرم فرمود مثل اهل بیت من همانند کشتی نوح است، کسانی که سوار کشتی شدند نجات پیدا کردند، کسانی که تخلف کردند هلاک شدند.

 کسانی که به اهل بیت من تمسک کردند نجات پیدا می‌کنند، کسانی که از اهل بیت من فاصله گرفتند هلاک خواهند شد.

 در شبهات اول با توجه به آیه شریفه:

(فَكَذَّبُوهُ فَأَنْجَينَاهُ وَالَّذِينَ مَعَهُ فِي الْفُلْكِ وَأَغْرَقْنَا الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآياتِنَا إِنَّهُمْ كَانُوا قَوْمًا عَمِينَ)

اما سرانجام او را تکذيب کردند؛ و ما او و کساني را که با وي در کشتي بودند، رهايي بخشيديم؛ و کساني که آيات ما را تکذيب کردند، غرق کرديم؛ چه اينکه آنها گروهي نابينا (و کوردل) بودند.

سوره اعراف (7): آیه 64

در این آیه دارد خداوند می‌فرماید حضرت نوح و همراهانش را نجات دادیم. از آن طرف هم می‌بینیم، کسانی هم که تخلف کردند (وَأَغْرَقْنَا الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآياتِنَا إِنَّهُمْ كَانُوا قَوْمًا عَمِينَ) آن‌هایی که آیات خدا را تکذیب کردند اونها را هم غرق کردیم.

 در رابطه با اهل بیت هم رسول اکرم فرمود:

«من عادا علیا فقد عاداني ومن عاداني فقد عاد الله»

(وَالَّذِينَ يؤْذُونَ رَسُولَ اللَّهِ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ)

و کساني که پيامبر خدا را آزار مي‏رسانند عذابي پر درد [در پيش] خواهند داشت

سوره توبه (9): آیه 61

در شباهت دوم آیه شریفه 73 سوره یونس بود:

(فَكَذَّبُوهُ فَنَجَّينَاهُ وَمَنْ مَعَهُ فِي الْفُلْكِ وَجَعَلْنَاهُمْ خَلَائِفَ وَأَغْرَقْنَا الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآياتِنَا فَانْظُرْ كَيفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُنْذَرِينَ)

اما آنها او را تکذيب کردند! و ما، او و کساني را که با او در کشتي بودند، نجات داديم؛ و آنان را جانشين (و وارث کافران) قرار داديم؛ و کساني را که آيات ما را تکذيب کردند، غرق نموديم! پس ببين عاقبت کار کساني که انذار شدند (و به انذار الهي اهميت ندادند)، چگونه بود!

سوره یونس (10): آیه 73

نجات یافتگان را خلیفه قرار دادیم!

 در رابطه با اهل بیت هم در «مسند احمد» دارد:

«انى تَارِكٌ فِيكُمْ خَلِيفَتَيْنِ كِتَابُ اللَّهِ حَبْلٌ مَمْدُودٌ ما بين السَّمَاءِ وَالأَرْضِ أو ما بين السَّمَاءِ إلى الأَرْضِ وعترتي أَهْلُ بيتي وَإِنَّهُمَا لَنْ يَتَفَرَّقَا حتى يَرِدَا عَلَىَّ الْحَوْضَ»

مسند الإمام أحمد بن حنبل؛ اسم المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبدالله الشيباني الوفاة: 241، دار النشر: مؤسسة قرطبة – مصر، ج 5، ص 181

من در میان شما دو تا خلیفه می‌گذارم کتاب الله و اهل بیتی، کتاب خدا و اهل بیتم. همانطوری که حضرت نوح و نجات یافتگان خلایف الهی بودند اهل بیت پیغمبر و قرآن خلائف و جانشینان خدا هستند.

 در شباهت سوم آیه شریفه 37 سوره هود بود:

(وَاصْنَعِ الْفُلْكَ بِأَعْينِنَا وَوَحْينَا وَلَا تُخَاطِبْنِي فِي الَّذِينَ ظَلَمُوا إِنَّهُمْ مُغْرَقُونَ)

و (اکنون) در حضور ما و طبق وحي ما، کشتي بساز! و درباره آنها که ستم کردند شفاعت مکن، که (همه) آنها غرق شدني هستند!»

سوره هود (11): آیه 37

ای نوح کشتی را در جلوی چشم ما و طبق وحی ما بساز! در رابطه با اهل بیت هم رسول اکرم فرمود: «أوحي إلي في علي ثلاث...»

«عن عبد الله بن أسعد بن زرارة عن أبيه قال قال رسول الله صلى الله عليه وسلم أوحي إلي في علي ثلاث أنه سيد المسلمين وإمام المتقين وقائد الغر المحجلين هذا حديث صحيح الإسناد ولم يخرجاه»

المستدرك على الصحيحين؛ اسم المؤلف: محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاكم النيسابوري الوفاة: 405 هـ، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت - 1411هـ - 1990م، الطبعة: الأولى، تحقيق: مصطفى عبد القادر عطا، ج 3، ص 148، ح4668

«أوحى إلي في علي ثلاث خصال: أنه إمام المتقين وسيد المسلمين وقائد الغر المحجلين»

معرفة الصحابة؛ اسم المؤلف: لأبي نعيم الأصبهاني الوفاة: 430 ، دار النشر:، ج1، ص282

در شباهت چهارم آیه 118 و 199 سوره شعرا بود:

(فَافْتَحْ بَينِي وَبَينَهُمْ فَتْحًا وَنَجِّنِي وَمَنْ مَعِي مِنَ الْمُؤْمِنِينَ * فَأَنْجَينَاهُ وَمَنْ مَعَهُ فِي الْفُلْكِ الْمَشْحُونِ)

اکنون ميان من و آنها جدايي بيفکن؛ و مرا و مؤمناني را که با من هستند رهايي بخش! ما، او و کساني را که با او بودند، در آن کشتي که پر (از انسان و انواع حيوانات) بود، رهايي بخشيديم!

سوره شعراء (26): آیات 118 و 119

در قیامت کسانی که با علی ابن ابی طالب هستند نجات پیدا می‌کنند، بدون دریافت برگ از علی ابن ابیطالب کسی نجات پیدا نمی‌کند و بدون اذن علی ابن ابی طالب کسی وارد بهشت نخواهد شد، کلید بهشت جهنم در دست امیرالمومنین است. همانطوری که نجات از غرق شدن به دست حضرت نوح (سلام الله علیه) بوده است.

 شباهت پنجم آیه 48 سوره هود بود:

(قِيلَ يا نُوحُ اهْبِطْ بِسَلَامٍ مِنَّا وَبَرَكَاتٍ عَلَيكَ وَعَلَى أُمَمٍ مِمَّنْ مَعَكَ وَأُمَمٌ سَنُمَتِّعُهُمْ ثُمَّ يمَسُّهُمْ مِنَّا عَذَابٌ أَلِيمٌ)

(به نوح) گفته شد: «اي نوح! با سلامت و برکاتي از ناحيه ما بر تو و بر تمام امتهايي که با تواند، فرود آي! و امتهاي نيز هستند که ما آنها را از نعمتها بهره‌مند خواهيم ساخت، سپس عذاب دردناکي از سوي ما به آنها مي‌رسد (،چرا که اين نعمتها را کفران مي‌کنند!)»

سوره هود (11): آیه 48

در اینجا هم مفصل درباره این‌که تنها راه سلامتی از بلاهای دنیا و بلاهای جان دادن، بلاهای برزخ و بلاهای روز قیامت تمسک به ولایت علی ابن ابی طالب و اهل بیت است.

در شباهت هفتم این آیه بود: (فَقُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي نَجَّانَا مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ)

(فَإِذَا اسْتَوَيتَ أَنْتَ وَمَنْ مَعَكَ عَلَى الْفُلْكِ فَقُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي نَجَّانَا مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ)

و هنگامي که تو و همه کساني که با تو هستند بر کشتي سوار شديد، بگو: «ستايش براي خدايي است که ما را از قوم ستمگر نجات بخشيد!»

سوره مؤمنون ن(23): آیه 28

ای نوح وقتی نجات پیدا کردی بگو خدایا تو را شاکر هستم، ما هم شاکر هستیم که خدای عالم نعمت توحید، نعمت ولایت اهل بیت، محبت اهل بیت را در قلب ما قرار داده است.

یکی از اصحاب امام صادق (سلام الله علیه) یونس ابن یعقوب است به امام صادق عرض می‌کند یابن رسول الله من ولایت شما را با تمام دنیا عوض نمی‌کنم، یونس ابن یعقوب می‌گوید دیدم امام صادق رنگشان تغییر پیدا کرد آثار غضب از سیمای مبارک پدیدار شد گفت یونس ابن یعقوب دنیا چه ارزشی دارد که دارید ولایت را با دنیا مقایسه می‌کنید؟

«إنّما ولایتنا هي الحیات الدائمة»

 ولایت ما زندگی جاودانه است، بهشت جاودان، نعمت جاودان، در جوار محمد و آل محمد جاودان بودن است، اصلاً دنیا ارزشی ندارد. دنیا برای سیر کردن شکم و و رفع شهوات مادی، ریاست و امثال این‌ها است.

 در شباهت هشتم بود:

(فَأَنْجَينَاهُ وَأَصْحَابَ السَّفِينَةِ وَجَعَلْنَاهَا آيةً لِلْعَالَمِينَ)

ما او و سرنشينان کشتي را رهايي بخشيديم، و آن را آيتي براي جهانيان قرار داديم!

سوره عنکبوت (29): آیه 15

خدای عالم نجات یاران حضرت نوح را نشانه‌ای برای عالمین قرار داد. خدای عالم هم تمسک به اهل بیت و نجات به برکت این‌ها را بزرگ‌ترین نشانه خدای عالم قرار داده است.

 هیچ شک و شبهه‌ای نیست و ما خدا را شاکریم، خدا را ممنونیم و نمی‌دانیم به چه زبانی هم شکر کنیم از این‌که خدای عالم نعمت ولایت اهل بیت که بزرگ‌ترین نشانه دنیا و آخرت است (نه نشانه فقط دنیا) بلکه بزرگترین عنایت خدا در دنیا و آخرت است.

 امام صادق (سلام الله علیه) فرمود در دنیا شما قدر و ارزش ولایت را نمی‌دانید، جایگاه ما را نمی‌دانید در قیامت خواهید دید همه چیز دست ماست، همه چه با ولایت گره خورده است.

امیدواریم ان شاء الله خدای عالم ما را در ولایت اهل بیت ثابت قدم نگه دارد و ما را موفق بدارد به آنچه که رضای او است. بنده در دعاهای زیاد دیدم حالا در نماز عید فطر و عید قربان می‌خوانیم:

«اللَّهُمَّ أَدْخِلْنِي فِي كُلِّ خَيْرٍ أَدْخَلْتَ فِيهِ مُحَمَّداً وَ آلَ مُحَمَّدٍ وَ أَخْرِجْنِي مِنْ كُلِّ سُوءٍ أَخْرَجْتَ مِنْهُ مُحَمَّداً وَ آلَ مُحَمَّد»

الكافي (ط - الإسلامية)، نویسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الكتب الاسلامیة، ج2، ص529

من دیدم این کلمات در دعاهای متعدد آمده که ائمه (علیهم السلام) این را خوانده‌اند و به ما آموزش داده‌اند. «اللَّهُمَّ أَدْخِلْنِي فِي كُلِّ خَيْرٍ أَدْخَلْتَ فِيهِ مُحَمَّداً وَ آلَ مُحَمَّدٍ وَ أَخْرِجْنِي مِنْ كُلِّ سُوءٍ أَخْرَجْتَ مِنْهُ مُحَمَّداً وَ آلَ مُحَمَّد»؛

 لذا یکی از چیزهایی که من همیشه به دوستان توصیه می‌کنم در قنوت نماز، در سجده آخر نماز، یا در سجده های دیگر لازم نیست حتما سجده آخر نماز باشد بلکه وسط نماز، (صِرَاطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيهِمْ)، همه فقها فتوا دادند «یجوز الدعا في جمیع حالات الصلاة» وقتی (صِرَاطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيهِمْ) را می‌خوانیم آهسته بگوییم «اللَّهُمَّ أَدْخِلْنِي فِي كُلِّ خَيْرٍ أَدْخَلْتَ فِيهِ مُحَمَّداً وَ آلَ مُحَمَّدٍ وَ أَخْرِجْنِي مِنْ كُلِّ سُوءٍ أَخْرَجْتَ مِنْهُ مُحَمَّداً وَ آلَ مُحَمَّد»

در خدمت حضرتعالی هستیم!

مجری:

از شما خیلی ممنون و متشکر هستم، ما در این بخش می‌خواهیم بحث و گفتگوی مان را ادامه بدهیم. هشت مورد شباهت بین اهل بیت عصمت و طهارت و کشتی نوح بود که حضرت استاد اشاره فرمودند و شمردند.

 حتما دوستان در داستان‌ها شنیدید، در قرآن هم به آن اشاره شده یکی از کسانی که از کشتی نوح تخلف کرد، فرزند حضرت نوح بود.

 پسر نوح با بدان بنشست * خاندان نبوتش گم شد.

 بعضی‌ها می‌گویند خاندان بنوتش گم شد، هر دو واژه را به کار می‌برند.

 استاد وقتی که حضرت نوح در آن شرایط دید که فرزندش دارد غرق می‌شود، از خداوند متعال نجات فرزندش را خواست. از طرف خدای متعال خطاب آمد: (يا نُوحُ إِنَّهُ لَيسَ مِنْ أَهْلِكَ إِنَّهُ عَمَلٌ غَيرُ صَالِحٍ)، با توجه به مضمون آیه نورانی قرآن می‌خواهیم ببینیم چه شباهتی با اهل بیت عصمت و طهارت اینجا وجود دارد؟

ü      شباهت پسر حضرت نوح با اهل بیت (سلام الله علیهم)!

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

بله در سوره هود آیه 45 دارد:

(وَنَادَى نُوحٌ رَبَّهُ فَقَالَ رَبِّ إِنَّ ابْنِي مِنْ أَهْلِي وَإِنَّ وَعْدَكَ الْحَقُّ وَأَنْتَ أَحْكَمُ الْحَاكِمِينَ * قَالَ يا نُوحُ إِنَّهُ لَيسَ مِنْ أَهْلِكَ إِنَّهُ عَمَلٌ غَيرُ صَالِحٍ فَلَا تَسْأَلْنِ مَا لَيسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إِنِّي أَعِظُكَ أَنْ تَكُونَ مِنَ الْجَاهِلِينَ)

نوح به پروردگارش عرض کرد: «پروردگارا! پسرم از خاندان من است؛ و وعده تو (در مورد نجات خاندانم) حق است؛ و تو از همه حکم‌کنندگان برتري!» فرمود: «اي نوح! او از اهل تو نيست! او عمل غير صالحي است [= فرد ناشايسته‌اي است‌]! پس، آنچه را از آن آگاه نيستي، از من مخواه! من به تو اندرز مي‌دهم تا از جاهلان نباشي!!»

سوره هود (11): آیات 45 و 46

(وَنَادَى نُوحٌ رَبَّهُ) وقتی حضرت نوح دید که همه دارند غرق می‌شوند، از پروردگارش خواست: (رَبِّ إِنَّ ابْنِي مِنْ أَهْلِي)، پسر من خانواده، اهل و خاندان من است. (وَإِنَّ وَعْدَكَ الْحَقُّ)؛ وعده‌ای هم که تو دادی حق است. (وَأَنْتَ أَحْكَمُ الْحَاكِمِينَ) تو احکم الحاکمین هستی.

(قَالَ يا نُوحُ) خطاب آمد (إِنَّهُ لَيسَ مِنْ أَهْلِكَ إِنَّهُ عَمَلٌ غَيرُ صَالِحٍ) این تعبیر خیلی جالب است (عمل غیر صالح) یعنی آمده آن صلاحیتی که در پیغمبر بوده، در پدر بوده، از صلاحیت پدر ارثی نبرده فقط به ظاهر فرزند حضرت نوح است، ولی در واقع هیچ آثاری از اخلاق، دیانت، تقوا، توحید حضرت نوح ندارد.

در این‌جا باز خیلی نکات زیبایی هم است، در این موضوع یک روایتی از کتب اهل سنت بخوانم، کتاب «تاریخ دمشق» (این بخش را تقاضا دارم دوستان خوب دقت کنند) فرزند پیغمبر بودن ملاک نیست، عمل صالح ملاک است، فرزند امام بودن ملاک نیست عمل صالح ملاک است.

 فرزند رهبر بودن، فرزند آیت الله بودن، فرزند روحانی بودن، فرزند نایب امام بودن، این‌ها ملاک نیست، بلکه عمل صالح ملاک است.

 هر کس عمل صالح داشت موفق و نجات پیدا می‌کند، عمل صالح نبود:

 گیرم پدر تو بود فاضل * از فضل پدر تو را چه حاصل

ملاحظه بفرمایید این جلد 41 «تاریخ دمشق» است، روایت از امام حسن مجتبی (سلام الله علیه) است.

«يحكي عن الأصمعي أنه قال دخلت في الطواف عند السحر فإذا أنا بغلام شاب حسن الوجه حسن القامة عليه شملة وله ذؤابتان وهو متعلق بأستار الكعبة يقول:

ألا أيها المأمول في كل ساعة

شكوت إليك الضر فارحم شكايتي

ألا يا رجائي أنت كاشف كربتي

وهب لي ذنوبي كلها واقض حاجتي

فزادي قليل ما أراه مبلغي

أللزاد أبكي أم لبعد مسافتي

أتيت بأعمال قباح ردية

فما لي الورى خلق جنى كجنايتي

أتحرقني بالنار يا غاية المنى

فأين رجائي ثم أين مخافتي

قال فتقدمت إليه وكشفت عن وجهه فإذا به الحسن بن الحسن بن علي بن أبي طالب عليهم السلام فقلت يا سيدي مثلك من يقول هذه المقالة وأنت من أهل بيت النبوة ومعدن الرسالة قال هيهات يا أصمعي إن الله خلق الجنة لمن أطاعه وإن كان عبدا حبشيا وخلق النار لمن عصاه وإن كان ولدا قرشيا أما سمعت قول الله عز وجل ) فإذا نفخ في الصور فلا أنساب بينهم»

تاريخ مدينة دمشق وذكر فضلها وتسمية من حلها من الأماثل؛ اسم المؤلف: أبي القاسم علي بن الحسن إبن هبة الله بن عبد الله الشافعي الوفاة: 571، دار النشر: دار الفكر - بيروت - 1995، تحقيق: محب الدين أبي سعيد عمر بن غرامة العمري، ج41، ص359

راوی می‌گوید خدمت ایشان رفتم، در طواف دیدم یک جوان زیبا صورت و رشید مشغول دعا است، پرده کعبه را گرفته است. جلو رفتم، صورتش را ببینم، دیدم امام حسن (سلام الله علیه) است. «قلت يا سيدي مثلك من يقول هذه المقالة وأنت من أهل بيت النبوة» تو از اهل بیت پیامبر هستی، «ومعدن الرسالة»

حضرت فرمود: «هيهات يا أصمعي إن الله خلق الجنة لمن أطاعه وإن كان عبدا حبشيا»، خدا بهشت را خلق کرده برای کسی که مطیع خدا باشد و اگرچه بنده حبشی باشد.

«وخلق النار لمن عصاه وإن كان ولدا قرشيا»، آتش را هم آفریده برای کسی که معصیت کار است گرچه این معصیت کار فرزند قریشی باشد. این یک روایت است.

 یک روایت خیلی عجیب و تکان دهنده دیگر است که «ابن شهرآشوب مازندرانی» در کتاب «مناقب» خودش در جلد 4، صفحه 16 آورده است.

«طاوس الفقيه: رأيته يطوف من العشاء إلى سجر ويتعبد، فلما لم ير أحدا رمق السماء بطرفه وقال: إلهي غارت نجوم سماواتك، وهجعت عيون أنامك، وأبوابك مفتحات للسائلين، جئتك لتغفر لي وترحمني وتريني وجه جدي محمد في عرصات القيامة ثم بكى وقال: وعزتك وجلالك ما أردت بمعصيتي مخالفتك. وما عصيتك إذ عصيتك وأنا بك شاك، ولا بنكالك جاهل، ولا لعقوبتك متعرض، ولكن سولت لي نفسي وأعانني على ذلك سترك المرخى به علي، فأنا الآن من عذابك من يستنقذني، وبحبل من اعتصم ان قطعت حبلك عني، فوا سوأتاه غدا من الوقوف بين يديك إذا قيل للمخفين جوزوا وللمثقلين حطوا، أمع المخفين أجوز أم مع المثقلين أحط ؟ ويلي كلما طال عمري كثرت خطاياي ولم أتب، أما آن لي أن استحي من ربي ؟ ثم بكى، ثم أنشأ يقول:

 أتحرقني بالنار يا غاية المنى * فأين رجائي ثم أين محبتي أتيت بأعمال قباح ردية * وما في الورى خلق جنى كجنايتي

 ثم بكى وقال: سبحانك تعصى كأنك لا ترى، وتحلم كأنك لم تعصى، تتودد إلى خلقك بحسن الصنيع كأن بك الحاجة إليهم، وأنت يا سيدي الغني عنهم. ثم خر إلى الأرض ساجدا فدنوت منه وشلت رأسه ووضعته على ركبتي وبكيت حتى جرت دموعي على خده فاستوى جالسا وقال : من ذا الذي أشغلني عن ذكر ربي ! فقلت : انا طاوس يا ابن رسول الله ما هذا الجزع والفزع؟ ونحن يلزمنا أن نفعل مثل هذا ونحن عاصون جافون أبوك الحسين بن علي وأمك فاطمة الزهراء وجدك رسول الله ؟ قال : والتفت إلي وقال: هيهات هيهات يا طاوس دع عني حديث أبي وأمي وجدي خلق الله الجنة لمن اطاعه وأحسن ولو كان حبشيا وخلق النار لمن عصاه ولو كان سيدا قرشيا، أما سمعت قوله تعالى : ( فإذا نفخ في الصور فلا أنساب بينهم يومئذ ولا يتساءلون ) والله لا ينفعك غدا إلا تقدمة تقدمها من عمل صالح»

مناقب آل أبي طالب عليهم السلام (لابن شهرآشوب)؛ نویسنده: ابن شهر آشوب مازندرانى، محمد بن على، محقق / مصحح: ندارد ناشر: علامه، ج‏3، ص292

«طاووس یمانی» از اصحاب امام سجاد (سلام الله علیه) است. روایت خیلی مفصل است. (روایت را در بحث اخلاق علوی و سیره مهدوی) مفصل مطرح می‌کنیم. ایشان می‌گوید نیمه شب دیدم امام سجاد (سلام الله علیه) از «مدینه» بیرون رفته در بیابان مشغول دعا و گریه است.

بعد می‌گوید خدایا «من عذابك من يستنقذني» از عذابت خدایا چه کسی من را نجات می‌دهد؟ آن روزی که می‌گویی «للمخفين جوزوا وللمثقلين حطوا»، آن‌هایی که گناهان کم دارند بارشان سبک است بگویید طرف بهشت بروید، آن‌هایی که بارشان سنگین و گناه شان زیاد است گفته می‌شود به جهنم فرو بریزید.

«أمع المخفين أجوز أم مع المثقلين أحط؟» این را امام سجاد(سلام الله علیه) دارد می‌گوید!! آیا با سبک بالان از پل صراط عبور می‌کنم به بهشت می‌رسم، یا با سنگین باران در جهنم سقوط می‌کنم؟

«ويلي كلما طال عمري كثرت خطاياي ولم أتب»؛ این‌ها دارند به ما یاد می‌دهند، ای وای خدایا هرچه عمرم طولانی می‌شود خطاهایم بیشتر می‌شود! «أما آن لي أن استحي من ربي؟» آیا نرسیده است که از خدا حیا کنم؟

 بعد شروع کرد گریه کردن ناله کردن، تا آن‌جایی که می‌گوید من جلو رفتم، سلام گفتم حضرت فرمود: «من ذا الذي أشغلني عن ذكر ربي»، من که مشغول هستم چه کسی است آمد من از یاد خدا غافلم کرد؟

«فقلت: انا طاوس يا ابن رسول الله ما هذا الجزع والفزع؟» گفتم من طاووس یمانی اصحاب شما هستم. آقا جان! این جزع و فزع در دل شب چه است؟ «ونحن يلزمنا أن نفعل مثل هذا ونحن عاصون جافون»، ما باید این‌طور ناله و گریه کنیم. ما گنه‌کار هستیم، اعمالم ما سبک است.

(من تقاضا دارم خیلی دقت کنید) این را با بحث فرزند حضرت نوح مقایسه کنیم بحث زیبایی است دارد به ما یاد می‌دهد.

«أبوك الحسين بن علي وأمك فاطمة الزهراء وجدك رسول الله؟»، می‌گوید پدرت حسین ابن علی، مادرت حضرت زهرا، جدت رسول الله است. «قال: والتفت إلي» وقتی من گفتم، پدرت حسین ابن علی، مادرت حضرت زهرا، جدت رسول الله است، این همه ناله و جزع و فزع می‌کنی!

 فرمود: «هيهات هيهات يا طاوس دع عني حديث أبي وأمي وجدي» طاووس امانی ول کن، این که پدرت چه کسی بوده، مادرت چه کسی بوده، جدت چه کسی بوده

«خلق الله الجنة لمن اطاعه وأحسن ولو كان حبشيا»، خدا بهشت را آفریده برای کسی که مطیع خدا باشد، گناه نکند اوامر خدا را به جا بیاورد، ولو این‌که عبد حبشی بنده سیاه باشد. بنده حبشی که کسی توجه به آن‌ها نمی‌کند!

«وخلق النار لمن عصاه ولو كان سيدا قرشيا»، جهنم را خدا آفریده برای کسی که معصیت می‌کند، ولو این‌که سید قرشی باشد.

دوستان عزیز! خیلی مراقب باشیم همین که چهار روز نمازی خواندیم، زیارت عاشورا خواندیم، گریه و عزاداری کردیم، مبادا این عزاداری‌ها و عبادت‌ها ما را مغرور کند. خدای نکرده اگر یک لحظه ورق برگردد نمی‌دانیم چه کار باید کرد؟

به عنوان تکمه بحث چند تا روایت دیگر هم بخوانم، روایت در کتاب «کمال الدین - شیخ صدوق» است. در رابطه با اسماعیل فرزند امام صادق(سلام الله علیه) که فرزند حجت خدا است. ما معتقد هستیم ائمه مقام شان از انبیاء بالاتر است. در آن شک و شبهه ای نیست و دلیل هم به اندازه کافی داریم که ائمه (علیهم السلام) مقام شان از همه انبیاء حتی انبیاء مرسل و اولوالعزم بالاتر هستند.

اگر انبیاء به مقام اولوالعزم رسیده‌اند، به برکت محمد و آل محمد بوده است لا شک ولاریب. بنده حاضر هستم با هر مخالفی هم مناظره و هم مباهله کنم.

 هرکس می‌خواهد خوب این مسئله را بفهمد به کتاب «امام (رضوان الله تعالی علیه)» مراجعه کند. چه کتاب «چهل حدیث» شان، چه «آداب الصلاة» و چه کتاب «مصباح الهدایه» ایشان! ملاحظه خواهند آن‌جا امام در رابطه با اهل بیت چه کار کرده است!

«حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ الْوَلِيدِ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا سَعْدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنِ ابْنِ أَبِي نَجْرَانَ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ الْمُخْتَارِ عَنِ الْوَلِيدِ بْنِ صَبِيحٍ قَالَ: جَاءَنِي رَجُلٌ فَقَالَ لِي تَعَالَ حَتَّى أُرِيَكَ ابْنَ الرَّجُلِ قَالَ فَذَهَبْتُ مَعَهُ قَالَ فَجَاءَ بِي إِلَى قَوْمٍ يَشْرَبُونَ فِيهِمْ إِسْمَاعِيلُ بْنُ جَعْفَرٍ قَالَ فَخَرَجْتُ مَغْمُوماً فَجِئْتُ إِلَى الْحَجَرِ فَإِذَا إِسْمَاعِيلُ بْنُ جَعْفَرٍ مُتَعَلِّقٌ بِالْبَيْتِ يَبْكِي قَدْ بَلَّ أَسْتَارَ الْكَعْبَةِ بِدُمُوعِهِ قَالَ فَخَرَجْتُ أَشْتَدُّ فَإِذَا إِسْمَاعِيلُ جَالِسٌ مَعَ الْقَوْمِ فَرَجَعْتُ فَإِذَا هُوَ آخِذٌ بِأَسْتَارِ الْكَعْبَةِ قَدْ بَلَّهَا بِدُمُوعِهِ قَالَ فَذَكَرْتُ ذَلِكَ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ(سلام الله علیه) فَقَالَ لَقَدِ ابْتُلِيَ ابْنِي بِشَيْطَانٍ يَتَمَثَّلُ فِي صُورَتِهِ. وَ قَدْ رُوِيَ أَنَّ الشَّيْطَانَ لَا يَتَمَثَّلُ فِي صُورَةِ نَبِيٍّ وَ لَا فِي صُورَةِ وَصِيِّ نَبِيٍّ فكيف يجوز أن ينص عليه بالإمامة مع صحة هذا القول منه فيه‏»

كمال الدين و تمام النعمة؛ ابن بابويه، محمد بن على، محقق/ مصحح: غفاری، علی اكبر، ناشر: اسلاميه، ج1، ص70

«ولید ابن صبیح» می‌گوید «اسماعیل» پسر امام صادق یک مقدار رعایت حال پدر را نمی‌کرد، تقوا را رعایت نمی‌کرد، یک کارهایی انجام می‌داد. می‌گوید این قضایا را برای امام صادق عرض کردم حضرت فرمود: «لَقَدِ ابْتُلِيَ ابْنِي بِشَيْطَانٍ يَتَمَثَّلُ فِي صُورَتِهِ» پسر من اسماعیل مبتلا به شیطان شده است، شیطان در قیافه او ظاهر می‌شود؛ یعنی شیطان در او تصرف می‌کند و آنچه که دلش می‌خواهد انجام می‌دهد.

 بعد می‌گوید: «وَ قَدْ رُوِيَ أَنَّ الشَّيْطَانَ لَا يَتَمَثَّلُ فِي صُورَةِ نَبِيٍّ وَ لَا فِي صُورَةِ وَصِيِّ نَبِيٍّ»؛ این مرحوم «شیخ صدوق» می‌گوید شیطان هرگز به صورت پیغمبر و به صورت وصی پیغمبر در نمی‌آید.

«فكيف يجوز أن ينص عليه بالإمامة مع صحة هذا القول منه فيه‏»، می‌شود امام صادق فرزندش را برای امامت نصب کند، و از آن طرف بگوید شیطان به صورت فرزندم متمثل می‌شود!

 در روایت دیگر باز در «کمال الدین - شیخ صدوق» است

«حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ مُوسَى بْنِ الْمُتَوَكِّلِ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى الْعَطَّارُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ يَحْيَى بْنِ عِمْرَانَ الْأَشْعَرِيِّ عَنْ يَعْقُوبَ بْنِ يَزِيدَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ رَاشِدٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ(سلام الله علیه) عَنْ إِسْمَاعِيلَ فَقَالَ عَاصٍ لَا يُشْبِهُنِي وَ لَا يُشْبِهُ أَحَداً مِنْ آبَائِي.»

كمال الدين و تمام النعمة؛ ابن بابويه، محمد بن على، محقق/ مصحح: غفاری، علی اكبر، ناشر: اسلاميه، ج1، ص70

می‌گوید از امام صادق در رابطه با اسماعیل که فرزند امام است سوال کردم «فَقَالَ عَاصٍ» معصیت کار است «لَا يُشْبِهُنِي وَ لَا يُشْبِهُ أَحَداً مِنْ آبَائِي.»، این پسرم نه شبیه من است و نه شبیه پدران و اجدادم است!

ملاحظه بفرمایید طرف فرزند امام است، همانطوری که فرزند حضرت نوح، پسر پیغمبر بود، خاندان نبوتش گم شد. برگشت گفت پدر شما کار خودت بکن. (قَالَ سَآوِي إِلَى جَبَلٍ يعْصِمُنِي مِنَ الْمَاءِ...)

(وَهِي تَجْرِي بِهِمْ فِي مَوْجٍ كَالْجِبَالِ وَنَادَى نُوحٌ ابْنَهُ وَكَانَ فِي مَعْزِلٍ يا بُنَي ارْكَبْ مَعَنَا وَلَا تَكُنْ مَعَ الْكَافِرِينَ؛ قَالَ سَآوِي إِلَى جَبَلٍ يعْصِمُنِي مِنَ الْمَاءِ قَالَ لَا عَاصِمَ الْيوْمَ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ إِلَّا مَنْ رَحِمَ وَحَالَ بَينَهُمَا الْمَوْجُ فَكَانَ مِنَ الْمُغْرَقِينَ»

و آن کشتي، آنها را از ميان امواجي همچون کوه‌ها حرکت ميداد؛ (در اين هنگام،) نوح فرزندش را که در گوشه‌اي بود صدا زد: «پسرم! همراه ما سوار شو، و با کافران مباش!» گفت: «بزودي به کوهي پناه ميبرم تا مرا از آب حفظ کند!» (نوح) گفت: «امروز هيچ نگهداري در برابر فرمان خدا نيسست؛ مگر آن کس را که او رحم کند!» در اين هنگام، موج در ميان آن دو حايل شد؛ و او در زمره غرق‌شدگان قرار گرفت!

سوره هود (11): آیه 42 و 43

سَآوِي إِلَى جَبَلٍ يعْصِمُنِي مِنَ الْمَاءِ...)؛ من بالای کوه می‌روم، آن‌جا دیگر آب نمی‌آید! تصور می‌کرد اگر بالای کوه رفت آن‌جا غرق نخواهد شد؛ ولی بالای کوه رفت غرق شد.

روایت دیگر در کتاب «الامامة والتبصرة» برای پدر «شیخ صدوق - ابن بابویه» است روایت طولانی است.

«مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ، عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ مَهْزِيَارَ، عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ مَهْزِيَارَ، عَنْ أَخِيهِ عَلِيِّ بْنِ مَهْزِيَارَ، عَنْ فَضَالَةَ بْنِ أَيُّوبَ، عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ الضَّرِيرِ، عَنْ أَبِيهِ، قَالَ: كُنْتُ عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَلَيْهِ السَّلَامُ وَ عِنْدَهُ إِسْمَاعِيلُ ابْنُهُ، فَسَأَلْتُهُ عَنْ قَبَالَةِ الْأَرْضِ، فَأَجَابَنِي فِيهَا فَقَالَ لَهُ إِسْمَاعِيلُ: يَا أَبَتِ، إِنَّكَ لَمْ تَفْهَمْ مَا قَالَ لَكَ! قَالَ: فَشَقَّ ذَلِكَ عَلَيَّ، لِأَنَّا كُنَّا يَوْمَئِذٍ نَأْتَمُّ بِهِ بَعْدَ أَبِيهِ، فَقَالَ: إِنِّي كَثِيراً مَا أَقُولُ لَكَ: (الْزَمْنِي، وَ خُذْ مِنِّي) فَلَا تَفْعَلُ. قَالَ: فَطَفِقَ إِسْمَاعِيلُ وَ خَرَجَ، وَ دَارَتْ بِيَ الْأَرْضُ، فَقُلْتُ: إِمَامٌ يَقُولُ لِأَبِيهِ: (إِنَّكَ لَمْ تَفْهَمْ) وَ يَقُولُ لَهُ أَبُوهُ: (إِنِّي كَثِيراً مَا أَقُولُ لَكَ أَنْ تَقْعُدَ عِنْدِي، وَ تَأْخُذَ مِنِّي، فَلَا تَفْعَلُ!) قَالَ: فَقُلْتُ: بِأَبِي أَنْتَ وَ أُمِّي، وَ مَا عَلَى إِسْمَاعِيلَ أَنْ لَا يَلْزَمَكَ وَ لَا يَأْخُذَ عَنْكَ، إِذَا كَانَ ذَلِكَ وَ أَفْضَتِ الْأُمُورُ إِلَيْهِ، عَلِمَ مِنْهَا مِثْلَ الَّذِي عَلِمْتَهُ مِنْ أَبِيكَ حِينَ كُنْتَ مِثْلَهُ؟! قَالَ: فَقَالَ: إِنَّ إِسْمَاعِيلَ لَيْسَ مِنِّي كَأَنَا مِنْ أَبِي. قَالَ: قُلْتُ: إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ، ثُمَّ إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ، فَمَن‏ بَعْدَكَ؟- بِأَبِي أَنْتَ وَ أُمِّي- فَقَدْ كَانَتْ فِي يَدِي بَقِيَّةٌ مِنْ نَفْسِي، وَ قَدْ كَبِرَتْ سِنِّي، وَ دَقَّ عَظْمِي، وَ جَاءَ أَجَلِي، وَ أَنَا أَخَافُ أَنْ أَبْقَى بَعْدَكَ. قَالَ: فَرَدَدْتُ عَلَيْهِ هَذَا الْكَلَامَ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ، وَ هُوَ سَاكِتٌ لَا يُجِيبُنِي، ثُمَّ نَهَضَ فِي الثَّالِثَةِ، وَ قَالَ: لَا تَبْرَحْ. فَدَخَلَ بَيْتاً كَانَ يَخْلُو فِيهِ، فَصَلَّى رَكْعَتَيْنِ، يُطِيلُ فِيهِمَا، وَ دَعَا فَأَطَالَ الدُّعَاءَ. ثُمَّ دَعَانِي، فَدَخَلْتُ عَلَيْهِ، فَبَيْنَا أَنَا عِنْدَهُ، إِذْ دَخَلَ عَلَيْهِ الْعَبْدُ الصَّالِحُ، وَ هُوَ غُلَامٌ حَدَثٌ، وَ بِيَدِهِ دِرَّةٌ، وَ هُوَ يَبْتَسِمُ ضَاحِكاً. فَقَالَ لَهُ أَبُوهُ: بِأَبِي أَنْتَ وَ أُمِّي، مَا هَذِهِ الْمِخْفَقَةُ الَّتِي أَرَاهَا بِيَدِكَ؟ فَقَالَ: كَانَتْ مَعَ إِسْحَاقَ يَضْرِبُ بِهَا بَهِيمَةً لَهُ، فَأَخَذْتُهَا مِنْهُ... فَقَالَ: تَرَى ابْنِي هَذَا؟ إِنِّي لَأَجِدُ بِهِ كَمَا كَانَ أَبِي يَجِدُ بِي.»

الإمامة و التبصرة من الحيرة؛ نويسنده: ابن بابويه، على بن حسين‏ (تاريخ وفات مؤلف: 329 ق‏)، محقق / مصحح: مدرسه امام مهدى عليه السلام‏، ناشر: مدرسة الإمام المهدى عجّل الله تعالى فرجه الشريف‏، قم: 1404ق، ص66

راوی می‌گوید خدمت امام صادق (سلام الله علیه) بودم در رابطه با زمین‌های که به کشاورزها و این‌ها اجاره می‌دهیم، از حضرت سوال کردم. حضرت مسئله من را جواب داد. «فَقَالَ لَهُ إِسْمَاعِيلُ: يَا أَبَتِ، إِنَّكَ لَمْ تَفْهَمْ مَا قَالَ لَكَ» (نستجیر بالله) من واقعا جرأت نمی‌کنم این تعبیر را به زبان بیاورم اسماعیل گفت «يَا أَبَتِ، إِنَّكَ لَمْ تَفْهَمْ مَا قَالَ لَكَ» تو نمی‌فهمی چه دارد می‌گوید!

 راوی فضالة ابن ایوب از اصحاب اجماع و آدم معتبری است می‌گوید «فَشَقَّ ذَلِكَ عَلَيَّ»؛ خیلی برایم سنگین بود که فرزند امام به پدرش بگوید لم تفهم تو نمی‌فهمی!

 خیلی عجیب است اگر پسر نوح گفت به کوه پناهنده می‌شوم و نجات پیدا می‌کنم این‌هم پسر امام است. می‌گوید من تصور می‌کردم که بعد از امام صادق اسماعیل امام است.

«فَقَالَ: إِنِّي كَثِيراً مَا أَقُولُ لَكَ: (الْزَمْنِي، وَ خُذْ مِنِّي) فَلَا تَفْعَلُ»؛ امام صادق گفت اسماعیل من خیلی بهت می‌گویم همراه من باش، احکام و معارف را از من بگیر؛ ولی تو انجام نمی‌دهی.

 می‌گوید اسماعیل بیرون رفت «وَ دَارَتْ بِيَ الْأَرْضُ» راوی فضالة ابن ایوب می‌گوید به قدری حرف اسماعیل بد بود گویا زمین دور سرم چرخید که به پدرش می‌گوید: «إِنَّكَ لَمْ تَفْهَمْ»

 بعد می‌گوید از حضرت سوال کردم چرا فرزندت این‌طور بی ادبانه برخورد کرد؟ فرمود: «إِنَّ إِسْمَاعِيلَ لَيْسَ مِنِّي كَأَنَا مِنْ أَبِي.»، ملاحظه بفرمایید فرق حضرت نوح با امام صادق چیست؟ حضرت نوح گفت: (إِنَّ ابْنِي مِنْ أَهْلِي)

(وَنَادَى نُوحٌ رَبَّهُ فَقَالَ رَبِّ إِنَّ ابْنِي مِنْ أَهْلِي وَإِنَّ وَعْدَكَ الْحَقُّ وَأَنْتَ أَحْكَمُ الْحَاكِمِينَ)

نوح به پروردگارش عرض کرد: «پروردگارا! پسرم از خاندان من است؛ و وعده تو (در مورد نجات خاندانم) حق است؛ و تو از همه حکم‌کنندگان برتري!»

سوره هود (11): آیه 45

نجاتم بده! امام صادق (سلام الله علیه) می‌گوید «إِنَّ إِسْمَاعِيلَ لَيْسَ مِنِّي»، این از من نیست. این که می‌گوییم ائمه مقام شان بالاتر از انبیا است این جا است.

 ملاحظه بفرمایید انحرافی در فرزندش می‌بیند، بند دلش است، نور چشمش است وقتی می‌بیند منحرف است می‌گوید «إِنَّ إِسْمَاعِيلَ لَيْسَ مِنِّي»، قبل از این‌که خدای عالم بگوید: (لَيسَ مِنْ أَهْلِكَ) امام صادق(سلام الله علیه) می‌فرماید: «لیس مني»

(قَالَ يا نُوحُ إِنَّهُ لَيسَ مِنْ أَهْلِكَ إِنَّهُ عَمَلٌ غَيرُ صَالِحٍ فَلَا تَسْأَلْنِ مَا لَيسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إِنِّي أَعِظُكَ أَنْ تَكُونَ مِنَ الْجَاهِلِينَ)

فرمود: «اي نوح! او از اهل تو نيست! او عمل غير صالحي است [= فرد ناشايسته‌اي است‌]! پس، آنچه را از آن آگاه نيستي، از من مخواه! من به تو اندرز مي‌دهم تا از جاهلان نباشي!!»

سوره هود (11): آیه 46

خیلی جالب است بعد راوی می‌گوید دوبار گفتم: «انا لله و انا الیه راجعون» گفتم آقا جان پس بعد از شما امام چه کسی است؟

می‌گوید حضرت یک مقدار تأمل کرد، بعد فرمود بیا جلو، وقتی رفتم وارد یک اتاقی شدیم دیدم «إِذْ دَخَلَ عَلَيْهِ الْعَبْدُ الصَّالِحُ، وَ هُوَ غُلَامٌ حَدَثٌ، وَ بِيَدِهِ دِرَّةٌ» در آن اطاق امام کاظم عبد صالح نشسته و یک جوان نو رسیده نورانی هم آن‌جا است به دستش یک شلاق گرفته «وَ هُوَ يَبْتَسِمُ ضَاحِكاً»؛ خوشحال و خنده رو است.

در ادامه دارد حضرت فرمود: «تَرَى ابْنِي هَذَا؟» این پسرم را دیدی؟ «إِنِّي لَأَجِدُ بِهِ كَمَا كَانَ أَبِي يَجِدُ بِي» این فرزندم نسبت به من همان گونه است که من نسبت به پدرم هستم!

حضرت در مورد فرزندش اسماعیل می‌گوید لیس منی، نسبت به امام کاظم می فرماید رابطه این فرزند با من عین رابطه من با پدرم امام باقر(سلام الله علیه) است.

یک روایت دیگری هم است این روایت هم خیلی جالب در مورد جعفر کذاب است. شخصی که فرزند امام، برادر امام و عموی امام است.

چند روز قبل یک بنده خدایی از من سوال کرد، چرا به امام صادق، امام صادق می‌گوید؟ برای پاسخ دادنش حضور ذهن نداشتم، امروز این روایت را دیدم خیلی برایم جالب بود انگار پاسخ آن شخص را دارد می‌دهد!

«ابوحمزه ثمالی» از «ابوخالد کابلی» نقل می‌کند «ابوخالد کابلی» همان شخصی است که امام صادق می‌فرماید «ابوخالد» هر هفته به زیارت جدم امام حسین می‌روی یا نه؟ عرض کرد آقا جان ما در «بصره» هستیم امام حسین(سلام الله علیه) در «کربلا» است الان حکومت پدر ما را در می‌آورد.

ü      آموزش زیارت امام حسین(سلام الله علیه) از راه دور توسط امام صادق(سلام الله علیه) به ابو خالد کابلی

حضرت فرمود «ابوخالد» بالای پشت بام برو سمت راست، سمت چپ و بالای سرت نگاه کن، رو به سمت کربلا و امام حسین کن، در «بصره» رو به امام حسین رو به غرب است در «ایران» مخصوصاً در «قم و تهران» تقریبا به اندازه بیست پنج تا سی درجه از قبله به طرف سمت راست کربلا می‌شود.

حضرت به «ابو خالد کابلی» می‌گوید رو به طرف حرم امام حسین کنید و بگویید «السلام علیک یا اباعبدالله، السلام علیک و رحمة الله و برکاته» خدا یک زیارت کربلا برای تان می‌نویسد.

«ابوخالد کابلی» می‌گوید بعضی از روزها بیست بار بالای پشت بام می‌رفتم و به حضرت سلام می‌دادم. در یک روایت دیدم می‌گوید چهل بار بالای پشت بام می‌رفتم و به دستور امام صادق عمل می‌کردم.

ملاحظه بفرمایید این‌ها چقدر آدم‌های متعبدی بودند. اصلاً من اسم «ابو خالد کابلی» می‌آید لذت می‌برم، یعنی جز کسانی است که امام صادق (سلام الله علیه) می‌فرمود من از «ابو خالد کابلی» راضی هستم. خیلی مهم است امام صادق بگوید من از کسی راضی هستم، یا دارد حضرت می‌فرماید از تنها کسی که راضی هستم «ابو خالد کابلی» است.

ü      چرا به امام صادق(سلام الله علیه)، امام صادق می‌گویند؟

«ابو خالد کابلی» می‌گوید خدمت امام سجاد (سلام الله علیه) وارد شدم در رابطه با ائمه(سلام الله علیه) از حضرت سوال کردم، از حضرت پرسیدم:

«عَنْ أَبِي حَمْزَةَ الثُّمَالِيِّ عَنْ أَبِي خَالِدٍ الْكَابُلِيِّ قَالَ: سَأَلْتُ عَلِيَّ بْنَ الْحُسَيْنِ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِ مَنِ الْحُجَّةُ وَ الْإِمَامُ بَعْدَكَ فَقَالَ ابْنِي مُحَمَّدٌ وَ اسْمُهُ فِي التَّوْرَاةِ الْبَاقِرُ يَبْقُرُ الْعِلْمَ بَقْراً هُوَ الْحُجَّةُ وَ الْإِمَامُ بَعْدِي وَ مِنْ بَعْدِ مُحَمَّدٍ ابْنُهُ جَعْفَرٌ وَ اسْمُهُ عِنْدَ أَهْلِ السَّمَاءِ الصَّادِقُ فَقُلْتُ لَهُ يَا سَيِّدِي كَيْفَ صَارَ اسْمُهُ الصَّادِقَ وَ كُلُّكُمْ صَادِقُونَ فَقَالَ حَدَّثَنِي أَبِي عَنْ أَبِيهِ (سلام الله علیه) أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه واله وسلم) قَالَ إِذَا وُلِدَ ابْنِي جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ فَسَمُّوهُ الصَّادِقَ فَإِنَّ الْخَامِسَ مِنْ وُلْدِهِ الَّذِي‏ اسْمُهُ جَعْفَرٌ يَدَّعِي الْإِمَامَةَ اجْتِرَاءً عَلَى اللَّهِ وَ كَذِباً عَلَيْهِ فَهُوَ عِنْدَ اللَّهِ جَعْفَرٌ الْكَذَّابُ الْمُفْتَرِي عَلَى اللَّهِ الْمُدَّعِي لِمَا لَيْسَ لَهُ بِأَهْلٍ الْمُخَالِفُ عَلَى أَبِيهِ وَ الْحَاسِدُ لِأَخِيهِ ذَلِكَ الَّذِي يَكْشِفُ سِرَّ اللَّهِ عِنْدَ غَيْبَةِ وَلِيِّ اللَّهِ ثُمَّ بَكَى عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ(سلام الله علیه) بُكَاءً شَدِيداً ثُمَّ قَالَ كَأَنِّي بِجَعْفَرٍ الْكَذَّابِ وَ قَدْ حَمَلَ طَاغِيَةَ زَمَانِهِ عَلَى تَفْتِيشِ أَمْرِ وَلِيِّ اللَّهِ وَ الْمُغَيَّبِ فِي حِفْظِ اللَّهِ وَ التَّوْكِيلِ بِحَرَمِ أَبِيهِ جَهْلًا مِنْهُ بِوِلَادَتِهِ وَ حِرْصاً عَلَى قَتْلِهِ إِنْ ظَفِرَ بِهِ طَمَعاً فِي مِيرَاثِ أَبِيهِ حَتَّى يَأْخُذَهُ بِغَيْرِ حَقِّهِ الْخَبَر»

بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بيروت)؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، ناشر: دار إحياء التراث العربي، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، ج50، ص228

«مَنِ الْحُجَّةُ وَ الْإِمَامُ بَعْدَكَ» بعد از شما امام چه کسی است؟ حضرت فرمود بعد از من امام باقر(سلام الله علیه) است بعد از او امام صادق (سلام الله علیه) امام است.

«فَقُلْتُ لَهُ يَا سَيِّدِي كَيْفَ صَارَ اسْمُهُ الصَّادِقَ وَ كُلُّكُمْ صَادِقُونَ»؛ چطور از میان ائمه فقط اسم امام صادق، صادق شده است همه شما صادق هستید؟ حضرت فرمود: «فَقَالَ حَدَّثَنِي أَبِي عَنْ أَبِيهِ(سلام الله علیهما) أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه واله وسلم) قَالَ إِذَا وُلِدَ ابْنِي جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ فَسَمُّوهُ الصَّادِقَ» پدرم از رسول الله، نقل کرد گفت فرزندی من برای من به دنیا می‌آید او را صادق می‌نامند.

«فَإِنَّ الْخَامِسَ مِنْ وُلْدِهِ» پنجمین فرزند امام صادق «الَّذِي‏ اسْمُهُ جَعْفَرٌ يَدَّعِي الْإِمَامَةَ» ادعای امامت می‌کند «اجْتِرَاءً عَلَى اللَّهِ وَ كَذِباً عَلَيْهِ فَهُوَ عِنْدَ اللَّهِ جَعْفَرٌ الْكَذَّابُ الْمُفْتَرِي عَلَى اللَّهِ» اون جعفر است، اسم فرزند امام باقر هم جعفر است آن جعفر کذاب است و ایشان جعفر صادق است. به امام جعفر صادق، جعفر صادق گفتند، تا بین جعفر صادق و جعفر کذاب فرق باشد!

 لذا از این جهت اسم نوه من را صادق می‌نامند تا تفاوتی بین جعفر صادق و جعفر کاذب باشد.

 این روایت هم نشان می‌دهد:

«إن الله خلق الجنة لمن أطاعه وإن كان عبدا حبشيا وخلق النار لمن عصاه وإن كان ولدا قرشيا»

تاريخ مدينة دمشق وذكر فضلها وتسمية من حلها من الأماثل؛ اسم المؤلف: أبي القاسم علي بن الحسن إبن هبة الله بن عبد الله الشافعي الوفاة: 571، دار النشر: دار الفكر - بيروت - 1995، تحقيق: محب الدين أبي سعيد عمر بن غرامة العمري، ج41، ص359

«وخلق النار لمن عصاه» ولو فرزند امام باشد، مثل اسماعیل و مثل جعفر کذاب باشد، مثل فرزند حضرت نوح باشد!

 لذا دوستان عزیز! باید تلاش کنیم بر این‌که خودمان چه کار می‌کنیم، این‌که پدر و مادرم چه کسی است، جدم چه کسی بوده فایده ندارد.

 بله اگر روش پدر مادر صالح مان را در زندگی پیاده کنیم قطعاً پدر مادرمان هم از کار ما اجر می‌برند؛ ولی این‌که بیایم بگویم پدرم چنین بوده به پدرم افتخار کنم، به جدم افتخار کنم، به مادرم افتخار کنم و خودم فاقد عمل باشم با این آیه و روایت‌ها به هیچ وجهی تطبیق نمی‌کند!

مجری:

خیلی عالی، حضرت استاد از شما ممنون و متشکرم، همچنان دوستان عزیز با شما هستیم و در کنار شما برنامه زنده «حبل المتین» و این شباهت‌ها را باز ادامه خواهیم داد و محور بحث و گفتگوی ما در برنامه «حبل المتین - درس‌هایی از امامت و ولایت» محور امیرالمؤمنین است. از امیرالمومنین رسیدیم به این مباحثی که الان حضرت استاد دارند ادامه می‌دهد.

یک نکته‌ای که این شب‌ها خیلی برای ما ملموسه این است که قالب مداحی‌ها، قالب شعارها، قالب فریادها، قالب توسل‌ها مدد گرفتن از مولای متقیان امیر مومنان اسدالله الغالب علی بن ابی طالب حیدر کرار است، این حیدر حیدر گفتن در خیابان‌ها و میدان‌ها کلی به مردم انرژی می‌دهد.

(میان برنامه)

مجری:

بهبه این تصویر زیبای آخری چقدر دلمان را با خودش برد، حرم نورانی مولای متقیان امیر مؤمنان علی (علیه السلام) بابای عالم است، دلمان تنگ می‌شود مگر می‌شود کسی دلش برای بابا تنگ نشود.

 خود نبی مکرم و معظم فرمودند:

«أَنَا وَ عَلِيٌّ أَبَوَا هَذِهِ الْأُمَّة»

من و علی دو پدر این امت هستیم!

عيون أخبار الرضا (عليه السلام)؛ نویسنده: ابن بابويه، محمد بن على، مصحح: لا جوردی، مهدی، ناشر: نشر جهان، ج2، ص85

دلمان برا بابا تنگ می‌شود، بابای عالم دستش رو سر ما است بویژه مردم ایران اعتقاد داریم، با تمام وجود هم اعتقاد داریم و همین هم است که اتفاقاً ما را نگهداشته است.

 این را همه باید یادمان باشد، ما دلمان به موشک‌ها، پهپادها و ادوات نظامی که داریم به اینها خوش نیست، دل ما به همان قوت و ایمانی که مردم ما دارند، به آن دلمان خوش است. دلمان به پشتوانه مولای متقیان امیر مومنان علی (علیه السلام) و اهل بیت و آن توسلاتی که داریم این‌ها است که سلاح واقعی، سلاح قوی، بمب هسته‌ای ما این‌ها است.

کسی نمی‌تواند این‌ها را از ما بگیرد، این‌ها در دل ما است، در دل تک تک مردم عزیز و نازنین ایران اسلامی است که از هزاران بمب هسته‌ای قوی‌تر است؛ ولی آن‌ها نمی‌فهمند، آن‌ها این را درک نمی‌کنند، این ایمان، این قدرت ایمان این توسلات که داریم توجهاتی که به اهل بیت عصمت و طهارت داریم، باید خیلی خیلی قدردانش باشیم و حواسمان نسبت به این موضوع باشد.

با افتخار با شما هستیم تا ساعت 21:15 دقیقه برنامه زنده «حبل المتین» را تقدیم حضور شما می‌کنیم و برویم ادامه مباحث مان را محضر حضرت استاد داشته باشیم، بحث و گفتگوی ما شباهت‌های کشتی نوح یا بهتر بگویم شباهت‌های اهل بیت با کشتی نوح است که پیامبر مثل اهل بیت را فرمودند کمثل سفینة نوح، شبیه کشتی نوح است هرکس که سوار بشود نجات پیدا می‌کند و هر کسی که سوار نشود یا تخلف بکند به نوعی بگوید من بالای کوه می‌روم که پسر نوح این را گفت.

پسر نوح گفت بالای کوه می‌روم، آن‌جا که دیگر آب نیست، دریا نیست و نمی‌دانم سیل خروشان نیست، من نجات پیدا می‌کنم اگر در قله‌ها هم بروی خدا اراده کند غرق می‌شوی، حواسمان باشد اگر سوار بر کشتی امام حسین و کشتی اهل بیت و کشتی امیرالمومنین و کشتی بی‌بی جانمان حضرت زهرای مرضیه (سلام الله علیها) سوار شدیم نجات پیدا می‌کنیم و الا جز نابودی هیچ چیز دیگری نیست.

 حالا از مسائل زندگی شخصی‌مان گرفته از مسائل خانوادگی‌مان گرفته، از مسائل اجتماعی مان گرفته از مسائل جهانی گرفته، فرق نمی‌کند، هرجا می‌خواهیم نجات پیدا کنیم راهش این است که سوار بر کشتی اهل بیت عصمت و طهارت بشویم.

حضرت استاد نه تا شباهت را در برنامه‌ها و بخش‌های قبلی گفتیم، شباهت نهم را امشب مفصل بهش پرداختیم؛ اما می‌خواهیم سراغ شباهت دهم برویم، در شباهت دهم حضرت استاد من داشتم نگاه می‌کردم تهدید حضرت نوح به سنگسار کردن است. من خودم این را تا به حال بهش توجه نکرده بودم، می‌گویم نکاتی که شما می‌فرمایید دقیق و جدید است.

 قابل توجه است و جالب هم است 950 سال کسی پیامبر باشد، روایات مختلف است، آن چیزی که در قرآن امده، ببینید این همه زحمت و خون دل، بعد تهدید به سنگسار کردن آیه این‌طوری می‌فرماید:

(قَالُوا لَئِنْ لَمْ تَنْتَهِ يا نُوحُ لَتَكُونَنَّ مِنَ الْمَرْجُومِينَ)

گفتند: «اي نوح! اگر (از حرفهايت) دست برنداري، سنگباران خواهي شد!»

سوره شعرا (26): آیه 116

اگر از رسالت دست برنداری سنگسارت می‌کنیم. حالا حضرت استاد برای خود من سوال است مضمون این آیه چطوری به اهل بیت شباهت دارد؟

ü      شباهت آیه (لَئِنْ لَمْ تَنْتَهِ يا نُوحُ لَتَكُونَنَّ مِنَ الْمَرْجُومِينَ) به اهل بیت (سلام الله علیه)

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

خیلی عجیب است، لطفا دوستان آیه را از قرآن ملاحظه بفرمایند، معمولا از قرآن تا به حال برنامه نداشتیم نشان بدهم؛ ولی با توجه به این تشبیه‌ها دوست دارم این آیه قرآن را مخاطبین ببینند تا بعد ببینیم که قضیه‌اش چه است.

 در سوره شعرا آیه 116 داستان مفصل است گفتند:

(فَقَالَ الْمَلَأُ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ قَوْمِهِ مَا نَرَاكَ إِلَّا بَشَرًا مِثْلَنَا وَمَا نَرَاكَ اتَّبَعَكَ إِلَّا الَّذِينَ هُمْ أَرَاذِلُنَا بَادِي الرَّأْي وَمَا نَرَى لَكُمْ عَلَينَا مِنْ فَضْلٍ بَلْ نَظُنُّكُمْ كَاذِبِينَ)

اشراف کافر قومش (در پاسخ او) گفتند: «ما تو را جز بشري همچون خودمان نمي‌بينيم! و کساني را که از تو پيروي کرده‌اند، جز گروهي اراذل ساده‌لوح، مشاهده نمي‌کنيم؛ و براي شما فضيلتي نسبت به خود نمي‌بينيم؛ بلکه شما را دروغگو تصور مي‌کنيم!»

سوره هود (11): آیه 27

گفتند جز اراذل از تو تبعیت نکردند، این‌ها را از خودت دور کن تا ما بیاییم، حضرت نوح گفت:

(قَالَ يا قَوْمِ أَرَأَيتُمْ إِنْ كُنْتُ عَلَى بَينَةٍ مِنْ رَبِّي وَآتَانِي رَحْمَةً مِنْ عِنْدِهِ فَعُمِّيتْ عَلَيكُمْ أَنُلْزِمُكُمُوهَا وَأَنْتُمْ لَهَا كَارِهُونَ؛ وَيا قَوْمِ لَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيهِ مَالًا إِنْ أَجْرِي إِلَّا عَلَى اللَّهِ وَمَا أَنَا بِطَارِدِ الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّهُمْ مُلَاقُو رَبِّهِمْ وَلَكِنِّي أَرَاكُمْ قَوْمًا تَجْهَلُونَ)

(نوح) گفت: «اگر من دليل روشني از پروردگارم داشته باشم، و از نزد خودش رحمتي به من داده باشد -و بر شما مخفي مانده- (آيا باز هم رسالت مرا انکار مي‌کنيد)؟! آيا ما مي‌توانيم شما را به پذيرش اين دليل روشن مجبور سازيم، با اينکه شما کراهت داريد؟! اي قوم! من به خاطر اين دعوت، اجر و پاداشي از شما نمي‌طلبم؛ اجر من، تنها بر خداست! و من، آنها را که ايمان آورده‌اند، (بخاطر شما) از خود طرد نمي‌کنم؛ چرا که آنها پروردگارشان را ملاقات خواهند کرد؛ (اگر آنها را از خود برانم، در دادگاه قيامت، خصم من خواهند بود؛) ولي شما را قوم جاهلي مي‌بينم!

سوره هود (11): آیه 28 و 29

حضرت نوح گفت من همچنین وظیفه و حقی ندارم که مؤمنین را از خودم دور کنم. بعد قوم حضرت نوح دیدند، هر کاری که کردند حضرت نوح دست بر نمی‌دارد.

(قَالُوا لَئِنْ لَمْ تَنْتَهِ يا نُوحُ لَتَكُونَنَّ مِنَ الْمَرْجُومِينَ)

گفتند: «اي نوح! اگر (از حرفهايت) دست برنداري، سنگباران خواهي شد!»

سوره شعرا (26): آیه 116

اگر از ادعای نبوت دست برنداری، (لَتَكُونَنَّ مِنَ الْمَرْجُومِينَ) با لام تاکید و نون تاکید ثقیله، یعنی حتماً و حتماً تو را سنگسار می‌کنیم. این‌جا بود که حضرت نوح گفت:

قَالَ رَبِّ إِنَّ قَوْمِي كَذَّبُونِ؛ فَافْتَحْ بَينِي وَبَينَهُمْ فَتْحًا وَنَجِّنِي وَمَنْ مَعِي مِنَ الْمُؤْمِنِينَ)

گفت: پروردگارا! قوم من، مرا تکذيب کردند، اکنون ميان من و آنها جدايي بيفکن؛ و مرا و مؤمناني را که با من هستند رهايي بخش!

سوره شعرا (26): آیه 117 و 118

خدایا یک فتح و گشایشی برای ما قرار بده (وَنَجِّنِي وَمَنْ مَعِي مِنَ الْمُؤْمِنِينَ)، همیشه ما هم وقتی دعا می‌کنیم هم خودمان، هم مومنین را دعا کنیم. ملاحظه بفرمایید حضرت نوح نجني تنها نمی‌گوید، بلکه می‌گوید (وَنَجِّنِي وَمَنْ مَعِي مِنَ الْمُؤْمِنِينَ)

مجری:

جمع می‌آورد.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

بله. در رابطه با این تشبیه، من حرف زیاد دارم، ولی فعلاً با توجه به وضع موجود کشور بعضی از مسائل را صلاح نمی‌بینم مطرح کنم.

کتاب «مسند احمد» را ملاحظه کنید و ببینید که رسول اکرم (صلی الله علیه واله وسلم) نسبت به اهل بیت چه می‌فرماید. «مسند، احمد ابن حنبل - متوفی 241» با شرح «احمد محمد شاکر» که از محققین توانمند اهل سنت است در جلد اول، صفحه 537، حدیث شماره 859، سند روایت را می‌گوید:

«اسناده صحیح»

 رسول اکرم فرمود:

«وان تُؤَمِّرُوا عَلِيًّا رضي الله عنه وَلاَ أُرَاكُمْ فَاعِلِينَ تَجِدُوهُ هَادِياً مَهْدِيًّا يَأْخُذُ بِكُمُ الطَّرِيقَ الْمُسْتَقِيمَ»

مسند الإمام أحمد بن حنبل؛ اسم المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبدالله الشيباني الوفاة:241، دار النشر: مؤسسة قرطبة – مصر، ج1، ص108 (آدرس دهی بر اساس نرم افزار الجامع الکبیر)

«وان تُؤَمِّرُوا عَلِيًّا رضي الله عنه» اگر امارت، خلافت و حکومت دست علی باشد «وَلاَ أُرَاكُمْ فَاعِلِينَ» گرچه می‌دانم نمی‌کنید، «تَجِدُوهُ هَادِياً مَهْدِيًّا» هم هدایت شده است هم هدایت کننده است. «يَأْخُذُ بِكُمُ الطَّرِيقَ الْمُسْتَقِيمَ»، اگر می‌خواهید به صراط مستقیم بروید (اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ) شما به اجابت برسد تنها تن به ولایت علی دادن و تن به خلافت علی دادن است.

 یا در کتاب «مستدرک» در جلد سوم، صفحه 153 تعبیر دیگری دارد:

«إن وليتموها عليا فهاد مهتد يقيمكم على صراط مستقيم هذا حديث صحيح على شرط الشيخين ولم يخرجاه»

المستدرك على الصحيحين؛ اسم المؤلف: محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاكم النيسابوري الوفاة: 405 هـ ، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت - 1411هـ - 1990م، الطبعة : الأولى، تحقيق: مصطفى عبد القادر عطا، ج3، ص153

«إن وليتموها عليا» اگر علی را ولی خودتان قرار بدهید، ولایت علی را قبول کنید، «فهاد مهتد يقيمكم على صراط مستقيم»، هم هدایت کننده و هم هدایت شده است. (أَفَمَنْ يهْدِي إِلَى الْحَقِّ أَحَقُّ أَنْ يتَّبَعَ...)

(قُلْ هَلْ مِنْ شُرَكَائِكُمْ مَنْ يهْدِي إِلَى الْحَقِّ قُلِ اللَّهُ يهْدِي لِلْحَقِّ أَفَمَنْ يهْدِي إِلَى الْحَقِّ أَحَقُّ أَنْ يتَّبَعَ أَمَّنْ لَا يهِدِّي إِلَّا أَنْ يهْدَى فَمَا لَكُمْ كَيفَ تَحْكُمُونَ)

بگو: «آيا هيچ يک از معبودهاي شما، به سوي حق هدايت مي‌کند؟! بگو: «تنها خدا به حق هدايت مي‌کند! آيا کسي که هدايت به سوي حق مي‌کند براي پيروي شايسته‌تر است، يا آن کس که خود هدايت نمي‌شود مگر هدايتش کنند؟ شما را چه مي‌شود، چگونه داوري مي‌کنيد؟!»

سوره یونس (10): آیه 35

قرآن می‌گوید کسی که هدایت یافته است، آن می‌تواند شما را به هدایت برساند، یا کسی که احتیاج به هدایت دیگران دارد؟ اگر ولایت علی را بپذیرید هدایت کننده «يقيمكم» شما را مقیم می‌کند، می‌رساند کجا؟ «على صراط مستقيم»؛ پس یکی از جاهایی که داریم: «ان علیا هو صراط المستقیم» در (اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ) است، اگر خوب نیت کنیم خدایا ما را به صراط مستقیم؛ یعنی صراط علی، و ولایت علی (سلام الله علیه) هدایت کن.

بعد می‌گوید «هذا حديث صحيح على شرط الشيخين ولم يخرجاه»، این روایت صحیح است و شرط «بخاری و مسلم» را هم دارد.

 آقای «بزار - متوفای 292» از علمای بزرگ اهل سنت و مال قرن سوم است، ایشان در جلد هفتم کتابش تعبیر دیگری آورده است.

ملاحظه بفرمایید رسول اکرم (صلی الله علیه واله وسلم)، با عبارت‌های مختلف فرموده است «وان تُؤَمِّرُوا عَلِيًّا، «إن وليتموها عليا» در این جا دارد:

«ألا تستخلف عليا قال إن تستخلفوه ولن تفعلوا يسلك بكم الطريق»

آن راه واقعی که باید به خدا برسید شما را می‌رساند!

البحر الزخار؛ اسم المؤلف: أبو بكر أحمد بن عمرو بن عبد الخالق البزار الوفاة: 292، دار النشر: مؤسسة علوم القرآن , مكتبة العلوم والحكم - بيروت , المدينة - 1409 ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : د. محفوظ الرحمن زين الله، ج7، ص299

اگر به خلافت علی تن بدهید «ولن تفعلوا»، گرچه می‌دانم هرگز نمی‌کنید، پیغمبر خودش ناامید است می‌داند وضعیت چطوری است. «يسلك بكم الطريق» شما را در طریق مستقیم هدایت می‌کند.

 یا اگر می‌خواهید گرفتار اختلاف نشوید بفرمایید علی و اهل بیت علی، «مستدرک» جلد 3 صفحه 162 دارد:

«قال رسول الله صلى الله عليه وسلم النجوم أمان لأهل الأرض من الغرق وأهل بيتي أمان لأمتي من الاختلاف فإذا خالفتها قبيلة من العرب اختلفوا فصاروا حزب إبليس هذا حديث صحيح الإسناد ولم يخرجاه»

المستدرك على الصحيحين؛ اسم المؤلف: محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاكم النيسابوري، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت - 1411هـ - 1990م، الطبعة: الأولى، تحقيق: مصطفى عبد القادر عطا؛ ج 3، ص 162، ح 4715

اگر امت من می‌خواهد اختلاف نداشته باشد، فقط در سایه اهل بیت، همه سوار کشتی اهل بیت بشوند ان‌هایی که کشتی حضرت نوح سوار شدند آیا با هم اختلاف داشتند؟ نه. آن‌ها نه در زندگی با هم اختلاف داشتند، نه قبل از کشتی، نه بعد از اینکه سوار کشتی شدند، بعد از پیاده شدن از کشتی هم این‌ها مادامی که حضرت نوح بود اختلاف نداشتند، بعدها یک سری مسائل پیش آمد.

 از آن طرف «سلمان» صحابه پیغمبر است در کتاب «انساب الاشراف» دارد:

«لَو بایَعوا علیاً لَأَكَلُوا مِنْ فَوْقِهِمْ وَ مِنْ تَحْتِ أَرْجُلِهِم‏»

أنساب الأشراف؛ اسم المؤلف: أحمد بن يحيى بن جابر البلاذري (المتوفى : 279هـ)؛ دار النشر: ج1، ص255

آی مردم اگر شما دنیا می‌خواهید، می‌خواهید دنیای تان آباد بشود، سراغ علی بروید، اگر خلافت علی را بپذیرید از آسمان و زمین نعمت‌ به سر شما می‌باراند.

 وقتی دست علی باشد، علی بن ابی طالب نمی‌گذارد، هر کسی از جایش بلند بشود ارزاق عمومی را احتکار کند، پول‌ها و ثروت های باد آورده بیاورند، همه را علی همه را بالسویه تقسیم می‌کند؛ یعنی برای علی آنچه که مهم است پیاده کردن عدالت و مساوات است.

ü      پرداختن به مسئله گرانی‌ها، گله از دولت و درخواست از قوه قضائیه

لذا در اینجا همانطور که عزیزم حاج آقای اسماعیلی هم اشاره کردند، من از دولتمردان این تقاضا را دارم اگر به گوش شان برسد، گرچه من بعضی از دوستان وزارت امور خارجه‌ هم مفصل صحبت کردم.

 حق این مردم نیست که در این شصت و چند روزی که در خیابان‌ها کوچه‌ها و میدان‌ها این چنین شهامت به خرج دادند، این چنین استقامت و پیکار داشتند و حضور پیدا کردند، این گرانی‌ها زیبنده مردم نیست. هر روز ثروتمندان اقتصاد را دست کاری کنند افراد شب بخوابند صبح بلند شوند، ببینند ماشین گران شده، لبنیات گران شده، گوشت گران شده و همین طور وسائل دیگر...

دولت باید فکری برای این کار بکند، از اسرائیل کسی نمی‌آید اینجا ارزاق عمومی مردم را گران کند، از آمریکا هم که نمی‌آیند از همین مردم هستند.

همه چیز هم دست دولت است، دولت می‌تواند جلوی این‌ها را بگیرد، دولت می‌تواند این مسائل را مدیریت کند، چرا مدیریت نمی‌کنند؟ وزیر محترم می‌گوید آقایان باید اینطوری باشد، آقا باید اینطوری باشد که نشد کار دست خودتان است.

مجری:

کار دست خود دولت است رهبر شهیدمان خطاب فرمودند کار دست خودتان است!

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

بله باید خودتان انجام بدهید، نحوه گفتنش را من از تلویزیون دیدم واقعا خجالت کشیدم، برای یک وزیر این ننگ است بیاید بگوید گفتیم اینطوری بشود. بایستید درست نظارت و رصد کنید.

از قوه قضائیه هم عاجزانه تقاضا داریم، قاطعیت به خرج بدهید همانطوری که واقعاً دست مریزاد، من واقعاً به نوبه خودم دست رئیس قوه قضاییه را می‌بوسم و افتخارم می‌کنم در رابطه با کسانی که با صهیونیزم و آمریکا همکاری می‌کردند اموال این‌ها را مصادره کردند، این یک نقطه سفید و افتخار در تاریخ قوه قضاییه ایران شد.

 دست مریزاد حالا بعضی از افراد منحرف هم حرف های می‌گویند قوه قضاییه به حرف‌های این‌ها گوش نکنند. یا بعضی از فریب خوردگانی که در اختیار صهیونیزم بودند این‌ها را دارند هر روز به اعدام و چوبه دار می‌سپارند واقعا دست مریزاد.

امیدواریم قوه قضائیه نسبت به مسئله گران‌فروشی همانند ورودشان به قضیه وطن‌فروش‌ها و جاسوس‌ها اقدام کنند، چهار تا از این‌ها را به پای چوبه دار ببرند، قضیه برای همیشه تمام می‌شود.

مجری:

خیلی ممنون و متشکرم، ده دقیقه‌ از برنامه باقی مانده، ان شاء الله برسیم چند تا تلفن هم در خدمت مخاطبین عزیز باشیم. آقای «سلیمانی» بیننده بزرگوارمان از «کابل افغانستان» روی خط ارتباطی از طریق واتساپ هستن، آقای سلیمانی سلام به شما بفرمایید

ü      تماس بینندگان برنامه

بیننده: (آقای سلیمانی از کابل افغانستان)

 سلام و عرض ادب خدمت شما بزرگوار عزیز و جناب آقای دکتر قزوینی عزیز، ببخشید من سوال خاصی ندارم، فقط می‌خواستم این مطلب را به عنوان پیشنهاد بگویم مستند‌هایی را که سابق می‌گذاشتید یک ذره کم شده، اگر امکانش است مستندها و بعضی از پخش‌هایی را که در مجموعه تلویزیون تان به نمایش می‌گذاشتید همان‌ها را دوباره پخش کنید بسیار جالب بود.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

کدام مستندها؟

مجری:

مستندهای که از شبکه پخش می‌شده است پخشش یک مقدار کم‌تر شده است. چشم ان شاء الله بررسی می‌شود و به دوستان نکته اش را یاد آوری خواهیم کرد. ممنونیم از شما اقای سلیمانی موفق باشید.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

عزیز جان! سلام ما را هم به دوستان افغانستانی و کابلی برسانید.

مجری:

بیننده بعدی آقای «عبدالکریم از مشهد» روی خط ارتباطی هستن، آقای عبدالکریم سلام بفرمایید.

بیننده: (آقای عبدالکریم از مشهد – شیعه)

سلام علیکم حاج آقای اسماعیلی خسته نباشید. عرض سلام و عرض ادب دارم خدمت حضرت آیت الله قزوینی.

ü      سوال بیننده شبکه در مورد حق الناس و دادن رد مظالم

 خدمت با سعادت شما عرض کنم دو تا سوال داشتم یک سوالم این بود که من در جوانی‌هایم حقیقتش خیلی حق‌الناس این‌ها فکر می‌کنم در حدود شاید 500 میلیون حق الناس به گردنم باشد.

بعضی از این حق الناس‌ها این طوری است که مثلا ساختمان ساختیم برق از دولت گرفتیم حساب نکردیم. آب غیرمجاز نگرفتیم چون می‌گفتیم وضو می‌گیریم مشکل پیدا می‌شود؛ ولی پول برق و امثالهم را پرداخت نکردیم، این حق الناس‌ها به گردن مان مانده، خیلی از این بابت نگرانم.

بعد سوال دوم این است کارگران یا کسی مثلاً می‌آید از من پول قرض و نسیه می‌گیرد، روی همین حساب که حق الناس گردنم است، به عنوان رد مظالم دیگر پول که قرض دادم را از آن‌ها پس نگرفتم، گفتم باشد به شما بخشیدم. می‌خواستم ببینم این‌ها به عنوان رد مظالم حساب می‌شود یا حتما بهشان بگویم رد مظالم است. (این یک موضوع)

 موضوع بعد این است که برنامه‌هایتان را در تلویزیون زیرنویس کنید تا بفهمیم که مثلاً شما کی برنامه دارید، من قبل از جنگ منتظر بودم که متوجه شوم شما کَیْ برنامه دارید تا خدمت شما تماس بگیرم، با شما صحبت کنم از شما تشکر کنم. و عرض کنم اگر مشهد آمدید تشریف بیاورید من افتخار می‌کنم که خدمتگزار شما باشم.

مجری:

 سلامت باشید.

آقای عبدالکریم:

 موضوع بعد که خدمت شما عرض کنم در این موقعیتی که متاسفانه رهبر عزیز را به شهادت رساندن، حقیقتش برای ما خیلی غصه و درد بود در این مدت برنامه شما را هم گم کرده بودم نمی‌توانستم پیدا کنم، بعد از جنگ اولین بار بود که برنامه شما را پیدا کردم خیلی دلم برایتان هم اقای اسماعیلی و هم حاج آقای قزوینی تنگ شده بود، و این که برنامه تان را پیدا کردم خیلی خوشحال شدم.

مجری:

خیلی ممنون خداوند حفظ تان کند سلامت باشید.

آقای عبدالکریم:

کارتون پهلوانان را هم که می‌گذارید خیلی خوب است من با نوه ام نگاه می‌کنم خیلی لذت می‌بریم دست شما درد نکند.

مجری:

سلامت باشید، دست شما درد نکند، قول بدهید ان شاء الله حرم مشرف شدید ما را دعا کنید.

آقای عبدالکریم:

ما یک کلبه درویشی داریم یک واحد آن همیشه خالی است، فقط برای مهمان‌ها گذاشتیم اگر طلبه ای از قم خواست مشهد بیاید مشکل مسکن و جا داشت واحد ما رایگان در خدمتش هست فقط کافی است تلفن ما را به ایشان بدهید ما این طبقه را در خدمت شان بگذاریم و استفاده کنند و برای ما باعث افتخار است که خدمتگزار طلاب باشیم.

مجری:

چشم شماره شما را از دوستان می‌گیرم حتما اگر موردی باشد خدمت تان معرفی می‌کنم. خداوند به شما خیر بدهد، هر وقت حرم نورانی آقا امام رضا (سلام الله علیه) رفتید ما را دعا کنید یا علی خدا حافظ تان باشد.

حضرت استاد آقای «سلیمانی از کابل» به بحث مستندها اشاره کردند گفتن این مستندهایی که از شبکه پخش می‌شده ان شاء الله تداوم داشته باشد. (این نکته اول)

آقای «عبدالکریم» عزیز در خصوص اطلاع رسانی برنامه مطلبی را گفتن، در خصوص اطلاع رسانی اگر منظورتان برنامه‌های حضرت استاد است، ایشان دو تا برنامه در هفته به صورت ثابت دارند یکی برنامه «حبل المتین» است که یک شنبه شب‌ها فعلاً در این زمان از ساعت بیست برنامه شروع می‌شود.

 برنامه دیگر حضرت استاد برنامه «اخلاق علوی و سیره مهدوی» است، آن برنامه شب‌های جمعه، پنجشنبه شب‌ها آن هم ساعت بیست هست. منتها اگر منظورتان کلاً شبکه ولی عصر است، شما اگر سرچ و جستجو در اینترنت بزنید در بین شبکه های ماهواره‌ای به راحتی میتوانید پیدا کنید.

اگر به سایت شبکه هم مراجعه بفرمایید، جزئیات برنامه را نوشته است، در ایتا کانال هم داریم، اگر به کانال ولی عصر هم مراجعه بفرمایید جزئیات برنامه‌ها و اطلاع رسانی‌ برنامه‌ها آن‌جا هست.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

شاید نظرشان این است که برنامه‌های ثابت هفتگی اعلام بشود، مثلاً شنبه‌ها چه برنامه‌ای است.

مجری:

 همه این‌ها است.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

برنامه‌های ثابت را الان بنده حضور ذهن ندارم، برنامه‌های ثابت را اگر دوستان اعلام کنند، بعضی از افراد هستند دوست دارند مثلاً فلان برنامه را ببینند، زیرنویس بشود.

مجری:

 دوستان گفتند حتماً این کار انجام خواهد شد. سوال ایشان احکام در مورد حق الناس و رد مظالم بود، شما اشاره‌ای بفرمایید.

این نکته را عرض کنم دوستان عنایت داشته باشند، الحمدلله شبکه در موضوعات مختلف غنی است، یک روز در هفته روزهای سه شنبه برنامه احکام داریم «روشنایی احکام» از ساعت 16:30 تا 17:30 برنامه پخش می‌شود خدمت استاد وحیدپور هستیم و حقیر خدمت شما هستم. آن‌جا سوالات احکام را جواب می‌دهیم.

ایشان گفتن در جوانی یک سری حق‌الناس به گردنشان بوده الان به عنوان رد مظالم به کارگرها قرض که می‌دهند پس نمی‌گیرند.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

آقای عبدالکریم عزیز! اولا رد مظالم باید با اجازه مرجع تقلید باشد، شما خودتان نمی‌توانید بدون اجازه مرجع تقلید رد مظالم به کسی بدهید یا معامله‌ای کنید. و حق الناسی که به گردن شما است اگر از دولت باشد، شما برق دولت استفاده کردید، آب دولت را استفاده کردید، باید بروید با اداره برق تصفیه حساب کنید.

البته به ذهنم می‌رسد اداره برق حق گرفتن پول ندارند، شما اگر برق و آب دولتی استفاده کردید شماره از بانک مرکزی بگیرید، آن‌جا باید واریز بشود. این چیزی نیست که بتوانید به فلان اداره بدهید.

عرض کردم از جزئیاتش دقیق نمی‌دانم، آقای عبدالکریم ولی چیزهایی که مربوط به دولت است خیلی سخت است؛ یعنی همان رد مظالم که فرض مثلاً مال فلان آقا را خوردید می‌توانید بروید رضایت بگیرید اگر هم نیست می‌توانید رد مظالم بدهید.

 رد مظالم را هم باید به کسی داد که واقعا مستحق و فقیر است؛ یعنی کسی که زکات فطره به او می‌رسد بدهید.

مجری:

آن هم فقیر شیعه باشد.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

بله آن‌هم باید حتما فقیر شیعه باشد، با اجازه مرجع تقلید و مجتهد باشد. یا با اجازه حداقل نماینده ولی فقیه در استان باشد.

مجری:

 حضرت استاد از شما خیلی ممنونم سایه تان مستدام باشد استفاده کردیم، باز یادآوری می‌کنم اگر جزئی‌تر در مورد بحث رد مظالم و اینها سوال داشتید در بحث برنامه «روشنایی احکام» سه شنبه ساعت 16:30 تا 17:30، تماس بگیرید در خدمت تان هستیم. از محبت آقای عبدالکریم هم ممنونم.

 عزیزان دلم برای عبادت شبانه برویم، عبادت شبانه ما کف خیابان و کف میدان است، قم که غوغا است هرجا که شما می‌بینی یک عده ایستادند پرچم تکان می‌دهند، سرود پخش می‌کنند، یک خیابان در قم معروف به خیابان «زنبیل آباد» است البته اسم خیابان «خیابان شهید صدوقی رحمت الله علیه» است، منتها معروف به اسم قدیمیش زنبیل آباد است، قمی‌ها بیشتر به این نام می‌شناسند، کل این خیابان پر از جمعیت راهپیمایی و تظاهرات تا ساعت دوازده و نیم یک نصف شب است.

 خیابان‌های دیگر هم که همه اش پر جمعیت است، شهرهای دیگر هم که ماشاءلله حضور دارید احسنت به شما مردم عزیز و نازنین، در پناه حضرت حق باشید و زیر سایه آقا جانمان حضرت مرتضی علی خدانگهدارتان!

 


راهکار پیامبر اسلام (ص) برای نجات امت( وجوه شباهت در حدیث سفینه «آیه انه لیس من اهلک»)>

حبل المتین امامت ولایت حدیث سفینه حضرت نوح عمل صالح کشتی حضرت نوح صراط مستقیم اختلاف وحدت برتری اهل بیت گرانی تجمعات خیابانی