ریشه های تاریخی عاشورا قسمت 2 مع اِمامٍ مَنْصُورٍ

قسمت دهم ویژه برنامه مع امام منصور با کارشناسی آیت الله حسینی قزوینی و اجرای آقای لطفی پور


 بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

برنامه مع امام منصور 14 04 1404 (قسمت دهم)

عنوان: ریشه های تاریخی عاشورا 02

استاد: حضرت آیت الله حسینی قزوینی

مجری: آقای علیرضا لطفی پور

کلیدواژها:

مع امام منصور؛ شب عاشورا؛ امام حسین(سلام الله علیه)؛ عزاداری؛ محرم؛ کربلا؛ امام عصر(سلام الله علیه)؛ صحابه؛ نقل روایت؛ خوارج؛ حدیث؛ قرآن؛ شهدا

فهرست عناوین بحث:

1-     طلیعه برنامه عرض ارادت به خانم حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)؛

2-     اعلام وفاداری یاران حضرت سید الشهداء(سلام الله علیه) در شب عاشورا؛

3-     مصائب و مسائل سید الشهداء (سلام الله علیه) در عاشورا؛

4-     سخت ترین لحظه عاشورا؛

5-     کنار گذاشتن اهل بیت و رفتن به سمت نواصب و خوارج؛

6-     برخورد و رفتارهای دو گانه!

مجری:

رکاب آهسته آهسته ترک خورد و نگین افتاد * پر از یاقوت شد عالم سوار از روی زین افتاد

دگرگون شد جهان لرزید دنیا زیر و رو شد خاک * دمی که زینت دوش نبی روی زمین افتاد

پس از بی مهری دریا قسی القلب شد آتش * به جام دودمان رحمةٌ للعالمین افتاد

خدایا هیچ زخمی بدتر از دلواپسی ها نیست * که چشمش سوی خیمه لحظه ها واپسین افتاد

برای من نگه دار و بیاور زخم هایت را * اگر خواهر مسیرت سوی من در اربعین افتاد

السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ، السَّلَامُ عَلَيْكِ یَا زَینَبَ الکُبْری، السَّلَامُ عَلَيْكَ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُه؛‏ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ، بینندگان عزیز، فهیم و فرهیخته شبکه جهانی حضرت ولی عصر، عزاداران حسینی عرض سلام و ادب و احترام دارم خدمت شما، عَظَّمَ اللَّهُ أُجُورَنَا بِمُصَابِنَا بِالْحُسَيْنِ(سلام الله علیه) وَ جَعَلَنَا وَ إِيَّاكُمْ مِنَ الطَّالِبِينَ بِثَأْرِهِ مَعَ وَلِيِّهِ الْإِمَامِ الْمَهْدِيِّ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه واله وسلم)

فرا رسیدن شب عاشورای حسینی را این شب عظیم، پر از مصیبت و پر از داغ را به قلب مطهر آقا جان مان بقیة الله الاعظم تسلیت عرض می کنیم صاحب عزای واقعی این داغ ها و مصیبت هاست و بعد هم خدمت همه شما محبین و شیعیان اهل بیت (علیهم السلام) عرض تسلیت دارم ان شاء الله که عزاداری های شما تا این لحظه از ماه محرم مورد قبول حضرت حق تعالی و مورد عنایت اهل بیت (علیهم السلام) قرار گرفته باشد.

ان شاء الله فردا که روز عاشوراء و اوج این مصیبت هاست ان شاء الله ما هم اوج عزاداری ها، گریه ها، ناله ها و ابراز حزن های خودمان را داشته باشیم و مورد عنایت حضرت بقیة الله الاعظم قرار بگیرد.

در این جلسه هم با ویژه برنامه مع امام منصور در خدمت شما و در محضر کارشناس محترم برنامه حضرت استاد آیت الله دکتر حسینی قزوینی هستیم، حضرت استاد سلام علیکم فرا رسیدن عاشورای حسینی را تسلیت عرض می کنم!

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

سلام علیکم و رحمة الله و برکاته

السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا بَقِيَّةَ اللَّهِ فِي أَرْضِه،‏ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا مِيثَاقَ اللَّهِ الَّذِي أَخَذَهُ وَ وَكَّدَهُ- ِ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا حُجَّةَ اللَّهِ وَ دَلِيلَ إِرَادَتِه‏، السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا وَعْدَ اللَّهِ الَّذِي ضَمِنَه‏، السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا صَاحِبَ الْمَرْأَى وَ الْمَسْمَع‏ فَمَا شَيْ‏ءٌ مِنَّا إِلَّا وَ أَنْتُمْ لَهُ السَّبَبُ وَ إِلَيْهِ السَّبِيل.

خدمت بینندگان عزیز و گرامی خالصانه ترین سلامم را تقدیم می کنم موفقیت روز افزون برای همه گرامیان از خدای منان خواهانم. فرا رسیدن عاشورای حسینی را به پیشگاه مقدس مولای مان بقیة الله الاعظم (ارواحنا لتراب مقدمه الفداء) و همه علاقمندان به خاندان اهل بیت عصمت و طهارت تسلیت و تعزیت عرض می کنیم.

خدا را سوگند می دهیم به آبروی سید الشهداء و یاران با وفایش و اهل بیت داغدارش پاداش ما را فرج موفور السرور مولای مان بقیة الله الاعظم ان شاء الله قرار بدهد.

 قبل از شروع برنامه یک اظهار ارادتی خدمت صدیقه طاهره (سلام الله علیها) کرده باشم و یادی از شب عاشورای حسینی

ü       طلیعه برنامه عرض ارادت به خانم حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)

حق بردن و سیلی زدن و سینه شکستن * مزد زحمات شب و روز پدرم بود

قرآن فرمود:

(قُلْ لَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَى)

من هيچ پاداشي از شما بر رسالتم درخواست نمي‌ کنم جز دوست ‌داشتن نزديکانم [= اهل بيتم‌]؛

سوره شوری (42): آیه 23

اگر می خواهید پاداش رسالت به من بدهید مزد 23 سال تلاش من، محبت عزیزانم هست.

حق بردن و سیلی زدن و سینه شکستن * مزد زحمات شب و روز پدرم بود

از فضه غم مادرِ فرزند بپرسید * او شاهد حال من و قتل پسرم بود

بشکاف مرا سینه زمسمار من آن دم * کز هجر پدر خون جگر در بصرم بود

یکبار فشار در و دیوار مرا کشت * قنفذ به خدا باعث قتل دگرم بود

ü       اعلام وفاداری یاران حضرت سید الشهداء(سلام الله علیه) در شب عاشورا

امشب شب عاشورای حسینی و شبی است که یاران امام حسین در «کربلاء» حماسه آفریدند. به حق مسائلی مطرح شد که در تاریخ در هیچ جُرگه، قوم و قبیله ای همچنین تعبیری نداشت که در «کربلاء» یاران امام حسین ادا کردند. «جرج جرداغ» مسیحی تعبیری دارد می گوید سپاهیان «عمر سعد» می گفتند اگر به «کربلاء» بیاییم چقدر پاداش به ما می دهید؟

ولی یاران امام حسین می گفتند یا حسین اگر ما هزاران بار کشته شویم و زنده شویم باز از تو دست بر نمی داریم. این تعبیر «مسلم ابن عوسجه (سلام الله علیه)» است وقتی آقا امام حسین در همچنین شبی خطبه ای خواند فرمود حجت را از همه شما برداشتم این ها با من کار دارند اگر چنان چه به من دسترسی پیدا کنند و مرا به شهادت برسانند با هیچ کدام از آن ها کاری ندارند.

از تاریکی شب استفاده کنید اگر از من خجالت می کشید عبا را به سرم می کشم راه خانه تان را بگیرید بروید بر گردید.

یکی از کسانی که حماسه آفرید «مسلم ابن عوسجه (رضوان الله تعالی علیه)» این پیر مرد و پیر غلام حسین (سلام الله علیه) عرضه داشت

«وَ اللَّهِ لَوْ عَلِمْتُ أَنِّي أُقْتَلُ ثُمَّ أُحْيَا ثُمَّ أُحْرَقُ ثُمَّ أُحْيَا ثُمَّ أُذْرَى يُفْعَلُ ذَلِكَ بِي سَبْعِينَ مَرَّةً مَا فَارَقْتُكَ حَتَّى أَلْقَى حِمَامِي دُونَكَ وَ كَيْفَ لَا أَفْعَلُ ذَلِكَ وَ إِنَّمَا هِيَ قَتْلَةٌ وَاحِدَةٌ ثُمَّ هِيَ الْكَرَامَةُ الَّتِي لَا انْقِضَاءَ لَهَا أَبَداً.»

قسم به خدا اگر بدانم کشته می شوم دوباره زنده می شوم، دوباره کشته می شوم دوباره زنده می شوم، خاکسترم را به باد می دهند هفتاد مرتبه این کار را با من انجام بدهند یا حسین از تو دست بر نمی دارم. ولی تأسف می خورم یک کشته شدن در راه تو بیش نیست.

 همچنین «زهیر ابن قین» در وسط راه به امام حسین ملحق می شود می گوید:

«وَ اللَّهِ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ لَوَدِدْتُ أَنِّي قُتِلْتُ ثُمَّ نُشِرْتُ أَلْفَ مَرَّة وَ أَنَّ اللَّهَ تَعَالَى يَدْفَعُ بِذَلِكَ الْقَتْلَ عَنْ نَفْسِكَ وَ عَنْ أَنْفُسِ هَؤُلَاءِ الْفِتْيَانِ مِنْ أَهْلِ بَيْتِكَ»

الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد؛ نویسنده مفيد محمد بن محمد (وفات: 413)، محقق/ مصحح: مؤسسة آل البيت عليهم السلام‏، ناشر : دار المفيد للطباعة والنشر والتوزيع - بيروت – لبنان، ج2، ص93 و 94

حسین جان قسم به خدا دوست دارم در راه تو هزاران بار کشته و زنده شوم از تو دست بر ندارم ولی چه کار کنم یک مرتبه بیشتر نیست. از این قضایا زیاد هست اهل بیت امام حسین، قمر بنی هاشم و «قاسم ابن الحسن» و دیگر یارانش چه تعبیری داشتند؟ در حقیقت شب عاشوراء باید بگوییم شب حماسه یاران حسین بود که این ها در تاریخ حماسه آفریدند و درس به ما دادند.

ما در هر عصری با حسین زمان و امام زمان، با کسانی که از طرف آقا امام زمان مسئولیت تدبیر جامعه ما هستند این چنین باید باشیم و این چنین باید فداکاری کنیم. فقط شب و روز عاشوراء مصیبت گریه کردن نباشد پیام این گریه ها و عزاداری ها را هم درک کنیم.

ü       مصائب و مسائل سید الشهداء (سلام الله علیه) در عاشورا

هر زمانی حسینی و یزیدی است یا باید حسینی بود یا یزیدی راه سومی نیست. ولذا دقت کنیم در همچنین شبی به قول شاعر:

امشب شهادتنامه عشاق امضاء می شود * فردا ز خون عاشقان این دشت دریا می شود

امشب صدای خواندن قرآن به گوش آید ولی * فردا صدای الامان زین دشت برپا می شود

امشب کنار مادرش لب تشنه اصغر خفته است * فردا خدایا بسترش آغوش صحرا می شود

یا شعری که پدر آیت الله العظمی «بهجت (رضوان الله تعالی علیه)» سرودند واقعاً جانسوز است. نزدیکی های سحر عاشوراء می شود این شعر را زمزمه می کنم آتش می گیرم یعنی واقعاً قلب آدم را می سوزاند و جگر آدم را کباب می کند.

امشبی را شه دین در حرمش مهمان است * مکن ای صبح طلوع

عصر فردا بدنش زیر سم اسبان است * مکن ای صبح طلوع

ای چرخ مزن چرخ دگر امشب را * تا قیامت تو نگه دار همه کوکب را

نه حسین فکر عیال است نه به فکر جان است * مکن ای صبح طلوع

همه بینند زما ناله و چون شیون را * شمر از قتل حسین بهر حسین دربان است

مکن ای صبح طلوع

ای آسمان ویران شوی، ای چرخ سرگردان شوی * اولاد پیغمبر کجا، این ظلم و این آزارها

«لَا يَوْمَ كَيَوْمِكَ يَا أَبَا عَبْدِ اللَّه‏»

الأمالي (للصدوق)؛ ابن بابويه، محمد بن على، محقق/ مصحح: ندارد. ناشر: كتابچى، ص115

حسین جان نمی دانیم کدام یک از مصیبت ها برای شما سخت بود؟ ناله های جانسوز خواهرت شب عاشوراء، سخنان حماسی یاران و اصحابت در روز عاشوراء کدام یک از مصائب بر تو گران آمد قلب شما را بیشتر سوزاند؟ آیا بالای جنازه قطعه قطعه شده علی اکبرت که فرمود:

«عَلَى الدُّنْيَا بَعْدَكَ الْعَفَاء»

خاک بر سر این دنیا بعد از تو علی!

«لقد استرحت من همّ الدنیا و غمّها و بقی ابوک فریدا وحیدا»

پسرم رفتی و راحت شدی پدر غریبت در میان دشمن تنها ماند جمعی شمشیرهای خود را برای کشتن بابایت آماده کردند. یا حسین جان بالای جنازه قاسم ابن حسن دُر دانه برادرت آمدی فرمودی:

«عَزَّ وَ اللَّهِ عَلَى عَمِّكَ أَنْ تَدْعُوَهُ فَلَا يُجِيبُكَ أَوْ يُجِيبُكَ فَلَا يَنْفَعُكَ صَوْتُه‏»

الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد؛ نویسنده مفيد محمد بن محمد (وفات: 413)، محقق/ مصحح: مؤسسة آل البيت عليهم السلام‏، ناشر : دار المفيد للطباعة والنشر والتوزيع - بيروت – لبنان، ج2، ص106 و 108

عزیز دل برادر یک وقتی بالای سرت آمدم دیدم زیر سُم اسب ها جان دادی، جان در رمق نداری برایم خیلی سخت است. حسین جان، آن لحظه ای که دُر دانه و ناز دانه ات علی اصغر روی دستت بود بوسه بر گونه های او زدی خداحافظی کنی تیر سه شعبه گلوی او را هدف گرفت دست مبارکت را زیر گلوی فرزندت گرفتی خون پر شد به آسمان پرت کردی.

خدایا آن چه که این مصیبت را بر من آسان می کند که تمام این قضایا جلوی چشم تو و در منظر توست این سخت بود یا آن لحظه ای که بالای جنازه قمر بنی هاشم آمدی نمی دانم چه دیدی؟ فرمودی:

«الْآنَ انْكَسَرَ ظَهْرِي‏»

الان کمرم شکست!

بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بيروت)؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، ناشر: دار إحياء التراث العربي، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، ج45، ص42

یا سخت ترین حال آن لحظه ای بود که آمدی از عزیزانت خداحافظی کنی می گویند آقا ولی عصر (ارواحنا فداه) روضه وداع را خیلی دوست دارد آخرین لحظه داخل خیمه بچه ها آمد بچه ها در یک خیمه جمع هستند ظاهراً خیمه امام حسین (سلام الله علیه) است.

راوی می گوید دیدم خون از زخم های بدن حسین جاری است بچه هایش یکی دست، صورت و پای حسین را می بوسد و یکی لباس حسین را هر کدام ضجه و ناله می زند و شیون می کند. نمی دانم حسین جان گریه های بچه هایت چه بر قلبت وارد کرد؟ چقدر جگرت را آتش زد آن لحظه ای که از فرزندانت خداحافظی کردی، نمی دانم این جمله را گفتی یا نه؟

 ای خدا، ای پناه بی پناهان اهل بیت بی پناهم را در این بیابان به امید تو می گذارم و به تو می سپارم خیلی سخت و دشوار است تعبیر آقا امام مجتبی که فرمود حسین جان: «لَا يَوْمَ كَيَوْمِكَ يَا أَبَا عَبْدِ اللَّه‏»

ü       سخت ترین لحظه عاشورا

بینندگان عزیز یک چیزی برداشت شخصی خودم است، سخت ترین لحظات عاشوراء آن روزی بود که بچه های امام حسین دیدند زمین «کربلاء» به لرزه در آمد اسب بی صاحب حسین به خیمه ها بر گشت. لحظه ای نگذشت اشرار و اوباش به خیمه ها حمله کردند بچه های امام حسین را تازیانه زدند. سیلی به صورت بچه ها زدند. خیمه هایشان را ‌به آتش کشیدند.

نمی دانم چه حالی برای بچه های امام حسین اتفاق افتاد صدای یا محمدا به عرش الهی می رسید. نمی دانم امشب و فردا بر قلب مقدس آقا ولی عصر چه می گذرد؟ می گویند روز عاشوراء‌ برای سلامتی آقا امام زمان صدقه بدهید چون این مصائب برای قلب آقا حجة ابن الحسن خیلی سنگین و درد است.

ما یک عزیزمان از دست می رود کباب می شویم جگرمان آتش می گیرد، آقا ولی عصر جلوی چشمش است هفتاد و اندی یاران امام حسین جلوی چشمش پر پر زدند و جان دادند.

خدایا به آبروی حسین، به آبروی خون های ریخته شده در «دشت نینوا» اگر بناست برای ما در این ماه محرم و ایام عزاداری یک حاجتی به ما بدهی و یک دعای ما به اجابت برسانی خدایا تو را قسمت می دهیم به خون پاک شهدای «کربلاء» به خون پاک گلوی علی اصغرِ حسین فرج مولای ما امام زمان را نزدیک بگردان.

تفضلی کن ما را از یاران خاص، سربازان فداکار، ملازمین رکاب و شهدای رکاب حضرتش قرار بده یا رب العالمین!

مجری:

حضرت استاد استفاده کردیم همان طور که فرمودید امشب، شب عاشوراء و شب حماسه اصحاب است عرضه بداریم یا سید الشهداء اگر ما نبودیم در صحرای «کربلاء» که یار شما باشیم اما تمنای ما این است که:

«يَا لَيتَنا كُنّا مَعَکُمْ فَنَفُوزَ فَوْزًا عَظِيمًا»

**

(يا لَيتَنِي كُنْتُ مَعَهُمْ فَأَفُوزَ فَوْزًا عَظِيمًا)

اي کاش ما هم با آنها بوديم، و به رستگاري (و پيروزي) بزرگي مي ‌رسيديم!

سوره نساء (4): آیه 73

ان شاء‌ الله که در این صف بندی تاریخی که حضرت سید الشهداء در واقعه عاشوراء ‌رقم زدند همیشه در صف حسینی های تاریخ بایستیم و از خدا بخواهیم همین الان که داریم زندگی می کنیم در صف سپاه حضرت بقیة الله الاعظم باشیم و ببینیم آن روز را که حضرت تشریف می آورند و انتقام خون های به ناحق ریخته شده از اهل بیت را، انتقام خون به ناحق ریخته شده سید الشهداء و اصحاب شان را ان شاء الله در رکاب حضرت بگیریم.

(میان برنامه)

مجری:

سلام علیکم بینندگان عزیز و گرامی، ان شاء الله که توسلات و عزاداری های شما مورد قبول حضرت حق تعالی قرار گرفته باشد ان شاء الله که رزق و روزی اشک و نوکری ما در این شب ها و روزها زیاد باشد. عزیزان در جلسه های گذشته خدمت حضرت آیت الله دکتر حسینی قزوینی بودیم در جریان هستید ریشه های تاریخی واقعه عاشوراء را در محضر استاد مرور می کردیم.

حضرت استاد چهار ریشه اصلی را به عنوان رأس مشکلاتی که در جامعه صدر اسلام بوجود آمد و باعث بوجود آمدن واقعه عاشوراء شد بیان فرمودند. آخرین عامل که مهم ترین عامل بود بحث جایگزینی صحابه به جای اهل بیت (علیهم السلام) بود که ذیل این عنوان یازده مورد از اتفاقاتی که در تاریخ صدر اسلام رقم خورد را حضرت استاد فرمودند.

به چند مورد به طور مفصل تر پرداختیم اما حضرت استاد اگر اجازه بدهید به مورد بعدی بپردازیم یکی از اتفاقاتی که فرمودید با جایگزینی صحابه به جای اهل بیت (علیهم السلام) رقم خورد و گریبان گیر جامعه اسلامی شد بحث نقل روایت از نواصب، خوارج و دشمنان اهل بیت (علیهم السلام) بود که این ها تریبون دار شدند و به عنوان راوی حدیث شناخته شدند.

راجع به این زمینه اگر توضیح بفرمایید از شما ممنون می شوم.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

أَعُوذُ بِاللَّهِ الشَّيْطَانِ الرَّجِيم‏، بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ وَبِهِ نَسْتَعين وَهُوَ خَيرُ نَاصِرٍ وَ مُعِينْ الْحَمْدُلِلَّه ‏وَ الصَّلَاةِ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ وَعلَیٰ آلِهِ آل الله لَا سِيَّمَا علَیٰ مَوْلانَا بَقِيَّةَ اللَّه‏ وَ الّلعنُ الدّائمُ‏ علَیٰ أَعْدائِهِمْ أعداءَ الله إلىٰ يَوم لِقَاءَ اللّه، وَأُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ، حَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَكِيلُ، نِعْمَ الْمَوْلَى وَنِعْمَ النَّصِيرُ

یکی از مسائلی که بعد از رحلت نبی مکرم پیش آمد عرض کردیم آتش زدن و ممانعت از نقل حدیث بود و این در جامعه اثرات خودش را گذاشت به چند مورد قبلاً اشاره کردیم.

ü       کنار گذاشتن اهل بیت و رفتن به سمت نواصب و خوارج

 یکی از آن ها اهل بیت را کنار گذاشتند سراغ نواصب رفتند. با این که در «صحیح مسلم» آمد حضرت امیر(سلام الله علیه) از قول پیغمبر (صلی الله علیه واله وسلم) فرمود: «ولا يُبْغِضَنِي إلا مُنَافِقٌ»

«قال عَلِيٌّ وَالَّذِي فَلَقَ الْحَبَّةَ وَبَرَأَ النَّسَمَةَ إنه لَعَهْدُ النبي الْأُمِّيِّ صلى الله عليه وسلم إلي أَنْ لَا يُحِبَّنِي إلا مُؤْمِنٌ ولا يُبْغِضَنِي إلا مُنَافِقٌ»

صحيح مسلم؛ اسم المؤلف: مسلم بن الحجاج أبو الحسين القشيري النيسابوري الوفاة: 261، دار النشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي، ج1، ص86، ح78

 

دشمنان تو همه منافق هستند قرآن می گوید

(وَاللَّهُ يشْهَدُ إِنَّهُمْ لَكَاذِبُونَ)

اما خداوند گواهي مي‌ دهد که آنها دروغگو هستند!

سوره توبه (9): آیه 107

خدا شهادت می دهد بر این که، این ها کاذب هستند و دروغ می گویند یا اگر این ها به رسالت پیغمبر هم اگر شهادت می دهند دروغ می گویند از این واضح تر؟ در جامعه ورق چطور بر می گردد؟ روز، شب و شب، روز می شود.

 یکی از کسانی که می بینیم در «صحیح بخاری» یا «صحیح مسلم» مطرح شده «عمران ابن حطان طوسی» هست.

«عقیلی» در «ضعفاء»، جلد 2، صفحه 733 می گوید:

«وعمران بن حطان كان أيضا من الخوارج»

الضعفاء الكبير؛ اسم المؤلف: أبو جعفر محمد بن عمر بن موسى العقيلي الوفاة: 322، دار النشر: دار المكتبة العلمية - بيروت - 1404هـ - 1984م، الطبعة: الأولى، تحقيق: عبد المعطي أمين قلعجي، ج2، ص733

جالب این که می بینیم «ابن عبد البر» در «الاستیعاب»، جلد 3، صفحه 1128 که البته 1128 چون مسلسل است مثلاً‌ جلد اول صفحه 700 است جلد دوم از صفحه 701 شروع شده است.

می گوید «عمران ابن حطان خارجی» وقتی امیر المؤمنین به شهادت رسید در مدح «عبد الرحمن ابن ملجم» شعر گفت:

يَا ضَرْبَةً مِنْ تَقِيٍّ مَا أَرَادَ بِهَا * إِلَّا لِيَبْلُغَ مِنْ ذِي الْعَرْشِ رِضْوَانا

ای کسی که با شمشیر بر فرق امیر المؤمنین زدی اراده کردی که به خدای ذات عرش و قدرت نزدیک شوی!

إِنِّي لَأَذْكُرُهُ حِيناً وَ أَحْسَبُهُ * أَوْفَى الْبَرِيَّةِ عِنْدَ اللَّهِ مِيزَانا

من «عبد الرحمن ابن ملجم مرادی» را یاد می کنم و احساس می کنم بهترینِ پاداش 0را فردای قیامت خواهد گرفت.

الاستيعاب في معرفة الأصحاب؛ اسم المؤلف: يوسف بن عبد الله بن محمد بن عبد البر الوفاة: 463، دار النشر: دار الجيل - بيروت - 1412، الطبعة: الأولى، تحقيق: علي محمد البجاوي، ج3، ص1128

این آقا در «صحیح بخاری» و «صحیح مسلم» چه می خواهد بگوید؟ در این جا حرف خیلی زیاد دارم.

ملاحظه کنید «ابن حجر عسقلانی» در «تهذیب التهذیب»، جلد 3 وقتی به «عمران ابن حطان» می رسد می‌گوید «عجلی» گفته:

 «بصري تابعي ثقةٌ»

 خیلی عجیب است.

«ابو داود» گفت کسانی که اهل «احواء» هستند صحیح ترین حدیث مال «عمران ابن حطان» هست. «ابن حبان» او را در «ثقات» آورده با این که می گوید رأیش، رأی خوارج بوده است. در ابتدا (خ دال سین) می گوید یعنی از رجال «صحیح بخاری، سنن ابن داود، سنن نسائی» به «سنن ابی داود و نسائی» کار نداریم این آقا از روات «صحیح بخاری» است.

در جامعه چه اتفاقی افتاد که یک دفعه «عمران ابن حطانی» که از خوارج و قاتل امام حسین را «أَوْفَى الْبَرِيَّةِ عِنْدَ اللَّهِ مِيزَانا» می گوید بهترین پاداش قیامت مال اوست. این آقا در «صحیح بخاری» چه چیزی می خواهد نقل کند؟ این نتیجه دور شدن از اهل بیت، رفتن سراغ این ها است.

 خیلی واضح تر و درد آورتر بگویم، عزیزان، می دانم با شنیدن این عبارت قلب همه به درد می آید کتاب «تهذیب التهذیب ابن حجر عسقلانی» که اصل کتاب «تهذیب الکمال» مال آقای «مذی» است ایشان تهذیب کرد آن کتاب 35 جلد بود این کتاب 12 جلد شد «تقریب تهذیب»ش هم دو جلد شده است. ایشان در جلد 3 به «عمر ابن سعد» قاتل امام حسین می رسد می گوید:

«قال العجلی وهو تابعي ثقة وهو الذي قتل الحسين»

تهذيب التهذيب؛ اسم المؤلف: أحمد بن علي بن حجر أبو الفضل العسقلاني الشافعي الوفاة: 852، دار النشر: دار الفكر - بيروت - 1404 - 1984، الطبعة: الأولى، ج 7، ص 396

«وهو الذي قتل الحسين، وهو تابعي ثقة»

تهذيب الكمال؛ اسم المؤلف: يوسف بن الزكي عبدالرحمن أبو الحجاج المزي الوفاة: 742، دار النشر: مؤسسة الرسالة - بيروت - 1400 - 1980 ، الطبعة: الأولى، تحقيق: د. بشار عواد معروف، ج21، ص357

عجب! خاک بر سرت آتش جهنم بر تو گوارا باد تابعی، ثقه و قاتل امام حسین هم هست چه فرهنگی در جامعه درست شده است؟ «عمر سعد» را در «کربلاء» آورد امام حسین را به شهادت رساند کار او تمام شد آقای «عجلی» بعد از مدتی کتاب رجال نوشت می گوید تابعی است ولی مورد ثقه هست با این که امام حسین را کشت.

عزیزان اهل سنت این ها را برای مردم بگویید به جوان هایتان بگویید روشن بشوند چه اتفاقی در صدر اسلام افتاده است که این‌ها به این شکلی مطلب می‌نویسند؟!

«ذهبی» در «میزان الإعتدال» ترجمه 6122 «عمر ابن سعد، ابن ابی وقاص زهری»

«قال العجلي ... تابعي ثقة»

ميزان الاعتدال في نقد الرجال؛ اسم المؤلف: شمس الدين محمد بن أحمد الذهبي الوفاة: 748، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت - 1995، الطبعة: الأولى، تحقيق: الشيخ علي محمد معوض والشيخ عادل أحمد عبدالموجود، ج5، ص239

از «یحیی ابن معین» که از بنیانگزاران علم رجال است گفتند «عمر ابن سعد ثقةٌ» آیا «عمر ابن سعد»‌ ثقه می شود؟

«كيف يكون من قتل الحسين ثقة؟»

تهذيب الكمال؛ اسم المؤلف: يوسف بن الزكي عبدالرحمن أبو الحجاج المزي الوفاة: 742، دار النشر: مؤسسة الرسالة - بيروت - 1400 - 1980، الطبعة: الأولى، تحقيق: د. بشار عواد معروف، ج 21، ص 357

کسی که امام حسین را به شهادت رساند ثقه می شود؟ یعنی این قدر خباثت دارد (لعنة الله) خدا ان شاء الله هر آنی بعدِ آنی بر عذابش بیافزاید. آیا این زیبنده است که ما به قاتل امام حسین ثقه بگوییم؟ آدم این ها را می خواند قلبش به درد می آید که وقتی «عمر سعد» قاتل امام حسین در یک مکتبی ثقه بشود این متکب چه چیزی می خواهد برای مردم ارائه بدهد؟ این مذهب برای رسیدن انسان ها به کمال چه می خواهد تقدیم جامعه کند؟

 «شمر ابن ذی الجوشن (لعنة الله علیه)» راوی می گوید دیدم کنار «بیت الله الحرام» دعا می خواند (یک تعبیر این طوری است) می گوید خدایا بنده صالح تو هستم مرا مورد رحمت قرار بده. دعایش تمام شد گفتم «شمر» خجالت نمی کشی امام حسین را کشتی می گویی من بنده صالح تو هستم؟

گفت بزرگان ما فتوا دادند امرای ما دستور دادند اگر دستور این ها را جرا نمی کردیم از الاغ طویله مان هم پست تر بودیم. چه فرهنگی در جامعه شده «شمر ابن ذی الجوشن» خودش را از صالحین می داند می گوید اگر من امام حسین را نمی کشتم صالح نبودم. یعنی ورق صد و هشتاد درجه برگشته است.

شب به جای روز، روز به جای شب رفت ظلمت تبدیل به نور شد و نور تبدیل به ظلمت شده است. کفر مبدل به ایمان و ایمان مبدل به کفر شده است. باید ببینیم چه اتفاقاتی جامعه ما را به این جا رسانده است؟ در مورد «عمر سعد» می گویند کبوتر مسجد بود سجاده اش در مسجد پهن بود و بسته نمی شد.

مردم از امیر المؤمنین (سلام الله علیه) یا دیگر ائمه شنیده بودند که «عمر سعد» قاتل امام حسین خواهد بود. وقتی می گفتند می گفت همه این ها دچار توهم شدند من قتل امام حسین؟ اصلاً امکان پذیر نیست ولی وقتی «عبید الله زیادی» طبقی از طلا، جواهرات، درهم و دینار برایش فرستاد.

در بعضی از تاریخ‌ها آمده طبقی از جواهرات را گذاشته بود دورش می چرخید می گفت چه کار کنم امام حسین را بکشم فردای قیامت وارد جهنم می شوم امام حسین را نکشم این همه طلا و جواهرات از دستم می رود. می گفت تا صبح فکر کرد در آخر به این نتیجه رسید

«و ما عاقل باع الوجود بدين»

طلا، جواهرات و حکومت «ری» همه این ها نقد است شفاعت پیغمبر نسیه هست امام حسین را می کشم بعد می روم توبه می کنم. چقدر ورق دارد بر می گردد؟ یعنی واقعاً نمی دانیم فرصتی پیش بیاید نسبت به دو، سه خانواده ها مثل «سعد ابن ابی وقاص» و فرزندانش، «اشعث» و فرزندانش که این ها چه کردند؟

در جامعه یک دفعه «حاتم طائی» است در سخاوت ضرب المثل می شود، برادرش هم «زمزم» را نجس می کند حاجی ها که آمدند در تمام دنیا پخش کردند آن جا رفتیم برادر «حاتم طائی» زمزم را آلوده کرده بود. یکی با آلوده کردن «زمزم» شهره آفاق می شود یکی هم با سخاوت و ...

«ابن حجر عسقلانی» در «تهذیب التذهیب»،‌ در رابطه با «حریز ابن عبد الله سجستانی»

«فقال: ثقة، ثقة، ثقة»

تهذيب الكمال؛ اسم المؤلف: يوسف بن الزكي عبدالرحمن أبو الحجاج المزي الوفاة: 742، دار النشر: مؤسسة الرسالة - بيروت - 1400 - 1980، الطبعة: الأولى، تحقيق: د. بشار عواد معروف، ج 5، ص 573

از «احمد ابن حنبل» سوال کردیم «حریز ابن عثمان» چطور است؟ گفتن او ثقه است یعنی در وثاقتش هیچ شکی نیست. در منطقه «شامات» متدین تر و مورد وثوق تر از «حریز ابن عثمان» نداریم. از «یزید ابن هارون» نقل می کند «حریز» می گفت:

«لا أحب عليا قتل آبائي...فجعل يسب عليا ويلعنه»

تهذيب التهذيب؛ اسم المؤلف: أحمد بن علي بن حجر أبو الفضل العسقلاني الشافعي الوفاة: 852، دار النشر: دار الفكر - بيروت - 1404 - 1984، الطبعة: الأولى، ج 1، ص 208 و 209

«لا أحبُ علیاً» علی را دوست ندارم «قتلَ آبائِی» پدرانم را در «جنگ نهروان» کشته است. راوی می گوید از «مصر» تا «مکه» همسفر با «حریز ابن عثمان» بودم در طول مسیر «فجعل يسب عليا ويلعنه» این «ثقةٌ ثقة» شد!

 جالب این که راوی می گوید:

«لم لم تكتب عن حريز بن عثمان؟ قال كيف اكتب عن رجل صليت معه الفجر سبع سنين فكان لا يخرج من المسجد حتى يلعن عليا سبعين لعنة كل يوم»

تاريخ مدينة دمشق وذكر فضلها وتسمية من حلها من الأماثل؛ اسم المؤلف: أبي القاسم علي بن الحسن إبن هبة الله بن عبد الله الشافعي الوفاة: 571، دار النشر: دار الفكر - بيروت - 1995 ، تحقيق: محب الدين أبي سعيد عمر بن غرامة العمري، ج12، ص349

«صليت معه الفجر سبع سنين» هفت سال با «حریز ابن عثمان» با هم به مسجد برای نماز می رفتیم. «فكان لا يخرج من المسجد حتى يلعن عليا سبعين لعنة كل يوم»، از مسجد قدم بیرون نمی گذاشت مگر این که هفتاد بار علی را (نستجیر بالله) لعنت می کرد این «ثقةٌ ثقة» شد.

 «ابن حبان» می گوید:

«كان يلعن عليا بالغداة سبعين مرة وبالعشي سبعين مرة ... ليس بالشام أثبت من حريز»

تهذيب التهذيب؛ اسم المؤلف: أحمد بن علي بن حجر أبو الفضل العسقلاني الشافعي الوفاة: 852، دار النشر: دار الفكر - بيروت - 1404 - 1984، الطبعة: الأولى، ج 1، ص 208 و 209

صبحگاهان هفتاد بار امیر المؤمنین را لعنت می کرد، شامگاهان هم به همین شکل؛ این آقا شده «ثقةٌ ثقةٌ ثقة» در منطقه «شامات» از این ثقه تر از مورد اعتمادتر نداریم. این ها هست وقتی ورق بر می گردد احادیث پیغمبر نقل نمی شود صد سال بر دهان صحابه مُهر می زنند ناقلین احادیث را شکنجه می کنند، شلاق می زنند مثل «ابو درداء و عبد الله ابن مسعود» زندانی و ... می کنند نتیجه این می شود.

و این ها هست که زمینه شهادت امام حسین را در «کربلاء» فراهم می کند و اگر امام حسین را شهید نمی کردند از این ها باید تعجب می کردیم. این ها اگر در «کربلاء» جمع نمی شدند فرزند پیغمبر را قطعه قطعه نمی کردند جای تعجب بود اگر نه آن مقدماتی که آقایان فراهم کردند نتیجه ای جز این نداشت.

شب عاشوراء هست خیلی می سوزم بینندگان عزیز ما هم بسوزند آقایان نسبت به «حریز ابن عثمان»ی که روز صد و چهل بار علی را سب می کرد «ثقةٌ ثقة» می شود. «عمر ابن سعد» قاتل امام حسین ثقه می شود. «شمر ابن ذی الجوشن» آدم صالح می شود.

ü       برخورد و رفتارهای دو گانه

ملاحظه کنید آقایان کسی که به حدیث آقای ابوبکر بی اعتنائی کرده است چه برخوردی با او دارند.

کتاب «تذکرة الحفاظ» در جلد 2 دارد:

«بن خراش الحافظ البارع الناقد أبو محمد عبد الرحمن بن يوسف بن سعيد بن خراش المروزي ثم البغدادي... وقال بن عدى سمعت عبدان يقول قلت لابن خراش حديث ما تركنا صدقة قال باطل اتهم مالك بن أوس بالكذب ثم قال عبدان وقد روى مراسيل وصلها ومواقيف رفعها قلت جهلة الرافضة لم يدروا الحديث ولا السيرة ولا كيف ثم فاما أنت أيها الحافظ البارع الذي شربت بولك ان صدقت في الترحال فما عذرك عند الله مع خبرتك بالأمور فأنت زنديق معاند للحق فلا رضى الله عنك مات بن خراش إلى غير رحمة الله سنة ثلاث وثمانين ومائتين»

تذكرة الحفاظ؛ اسم المؤلف: أبو عبد الله شمس الدين محمد الذهبي الوفاة: 748، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت، الطبعة: الأولى، ج2، ص685

خیلی از او تعبیرهای این طوری می کند می گوید به «ابن خراش» گفتم حدیث «ما ترکناه الصدقة»، چه است؟ گفت باطل است که تمام اساس غصب فدک با این حدیث جعلی بوده گفت این حدیث باطل است.

«ذهبی» می گوید «جهلة الرافضة» آقای «ابن خراش» شیعه نیست سنی است اصلاً هیچ ارتباطی به شیعه ندارد. فاصل بین شیعه و سنی امیر المؤمنین خلیفه اول بداند شیعه است قائل به خلافت آقای ابوبکر، عمر، عثمان و علی باشد سنی است.

نمی داند حدیث چه است؟ بعد می گوید «بن خراش الحافظ البارع» حافظ یعنی کسی که حداقل صد هزار حدیث حفظ است کسی که واقعاً نمونه هست «شَرِبتَ بولَک» چه عبارت زشتی است نمی توانم ترجمه کنم!

 بعد می گوید: «فأنت زنديق معاند للحق فلا رضى الله عنك»، تو زندیق و منکر توحید هستی خدای عالم از تو رازی نشود بعد می گوید «مات بن خراش إلى غير رحمة الله»، وقتی هم از دنیا رفت به غیر رحمت خدا هست گناهش چه است؟ گفته حدیث «ما ترکناهُ الصدقة» باطل است. تنها این شخص نگفت زهرای مرضیه، امیر المؤمنین، ام السلمة، امام حسن و امام حسین گفت باطل است. صدها و هزاران نفر در طول تاریخ گفتند باطل است.

 اگر بنا بود این صحیح باشد اول کسی که باید آگاه می بود حضرت زهرا بود. اضافه خلاف قرآن است «ما ترکناهُ الصدقة» نمی گوید «ما ترکتُه الصدقة» یا

«نَحْنُ مَعَاشِرَ الْأَنْبِيَاءِ لَا نُورَث‏»

خلاف قرآن است (وَوَرِثَ سُلَيمَانُ دَاوُودَ)

(وَوَرِثَ سُلَيمَانُ دَاوُودَ وَقَالَ يا أَيهَا النَّاسُ عُلِّمْنَا مَنْطِقَ الطَّيرِ وَأُوتِينَا مِنْ كُلِّ شَيءٍ إِنَّ هَذَا لَهُوَ الْفَضْلُ الْمُبِينُ)

و سليمان وارث داوود شد، و گفت: «اي مردم! زبان پرندگان به ما تعليم داده شده، و از هر چيز به ما عطا گرديده؛ اين فضيلت آشکاري است.»

سوره نمل (27): آیه 16

حضرت صدیقه طاهره در خطبه فدکیه اش به این آیه استدلال کرد.

یا در سوره مریم وقتی حضرت داود می گوید خدایا فرزندی به من بده

(يرِثُنِي وَيرِثُ مِنْ آلِ يعْقُوبَ وَاجْعَلْهُ رَبِّ رَضِيا)

که وارث من و دودمان يعقوب باشد؛ و او را مورد رضايتت قرار ده!

سوره مریم (19): آیه 6

این ها کاملاً واضح و روشن و منطق قرآن است این ها را چه کار کنیم؟ این ها چیزی نیست بخواهیم از کنارش به سادگی رد بشویم و بگوییم این ها مسائلی نیست این آقا همچنین عبارتی گفته است «شربتُ بولک، انت زندیقٌ و ...» این تعبیر را نسبت به «حریز ابن عثمان» که هر روز هفتاد بار امیر المؤمنین را لعنت می کند به او بگو چرا به او نگفتی؟!

آقایانی که گفتند «عمر ابن سعد» قاتل امام حسین ثقه هست در مورد آن ها می گفتی آقای «ذهبی» این چه منطقی است شما داری؟ این آقا می گوید «ما ترکناه الصدقة» در اول سوره مریم از قول حضرت زکریا (علیه السلام) می گوید (يرِثُنِي وَيرِثُ مِنْ آلِ يعْقُوبَ وَاجْعَلْهُ رَبِّ رَضِيا) نبوت ارث گذاشتی نیست.

نبوت دست خدای عالم هست نداریم کسی بگوید نبوت هم ارث و موروثی هست این ها نمونه هایی بود عرض کردیم. بینندگان عزیز دقت کنید ورق چطور بر می گردد!

مجری:

آدم این ها را می شنود قلبش به درد می آید از مظلومیتی که بر اهل بیت روا داشتند و چقدر در زیارات و دعاهای ما ‌آمده که «أَسَّسَتْ أَسَاسَ الظُّلْم‏» همین ها را شامل می شود جامعه اسلامی به یک باره فاجعه عاشوراء را رقم نمی زند

(ثُمَّ كَانَ عَاقِبَةَ الَّذِينَ أَسَاءُوا السُّوأَى أَنْ كَذَّبُوا بِآياتِ اللَّهِ وَكَانُوا بِهَا يسْتَهْزِئُونَ)

سپس سرانجام کساني که اعمال بد مرتکب شدند به جايي رسيد که آيات خدا را تکذيب کردند و آن را به مسخره گرفتند!

سوره روم (30): آیه 10

یعنی این که ولی خدا را به این شکل فجیع به قتل و شهادت می رسانند و اهل بیت حضرت را به اسارت می برند در گذشته قدم هایی گذاشته شده که جامعه به این جا رسیده است. حضرت استاد خیلی دوست داشتیم بیشتر از محضر شما در این برنامه استفاده بکنیم در دقایق پایانی برنامه سوالی اگر مطرح کنیم احتمالاً ناقص می ماند برای جلسه آتی می گذاریم که در محضر شما خواهیم بود.

امشب، شب عاشوراء‌ است شبی که سید الشهداء فرمودند دوست دارم این شب را به دعا، استغفار، قرآن و نماز بپردازم دقایق آخر را دعا بفرمایید

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

همان طوری که اشاره داشتیم در قضایای شب و روز عاشوراء برایم خیلی عجیب است آقا سید الشهداء بالا سر تمام شهداء آمد از «مسلم ابن عوسجه، زهیر ابن قین» حتی بالای «حجر ابن یزید ریاحی» و ... هر کدام شان وقتی احساس می کردند امام حسین بالا سرشان هست از خوشحالی بال در می آوردند واقعاً خیلی لذت دارد کاری با جملاتی که این ها گفتند نداریم.

خودم می گویم خدایا در محضرت تو را شاهد می گیرم اگر هزاران مرتبه شهادت نصیب ما کنید در هر مرتبه چشم مان به جمال نورانی آقا امام زمان روشن بشود این شهادت از سطنتِ بر کل کره زمین برای مان لذتبخش تر است.

 وقتی حضرت سید الشهداء(سلام الله علیه) بالای سر غلام سیاه «ابوذر» آقای «جون» آمد سر غلام را روی زانویش گذاشت دید سرش را روی خاک انداخت. قریب به این تعبیر دوباره امام حسین سرش را روی زانویش گذاشت گفت آقا جان سر من که لیاقت بالای زانوی تو قرار بگیرد ندارد خجالت می کشم بگذار سرم روی خاک «کربلاء» باشد تا جان بدهم.

چقدر ادب، چقدر عشق، خجالت می کشد در آخرین لحظه سر پاکش روی زانوی مقدس امام حسین قرار بگیرد. این ها چیزهایی است که ادب و معرفت این ها نسبت به مقام امام معصوم (سلام الله علیه) است.

 امیدواریم که ان شاء الله خدای عالم به ما توفق بدهد شب و روز عاشوراء به یاد امام حسین باشیم. آن روز هم عرض کردم آیت الله العظمی «بهجت» تعبیری داشتند می فرمودند در یکی از تشرفات یکی از بزرگان خدمت حضرت ولی عصر رسید حضرت فرموده بود هر کس برای جدم امام حسین گریه کند برای فرجم دعا کند برای او دعا می کنم.

عزیزان اگر قلب تان شکست اشک تان جاری شد شما را به امام حسین اول چیزی که از خدای عالم می خواهید فرج امام زمان باشد. دعای ما در حق خودمان معلوم نیست به اجابت برسد یا نه ولی دعای امام زمان قطعاً در حق ما به اجابت می رسد «المؤمنُ کیِّس» همان تعبیر را چون خودم عامل هستم ان شاء الله اثر می گذارد.

همیشه می گویم خدایا اگر بناست امشب برایم یک دعای مستجاب و حاجت بر آورده قرار دادی خدایا تو، اولیاء و ملائکه ات شاهد می گیرم آن یک دعای مستجاب و یک حاجت قبول شده من را فرج مولای مان امام زمان قرار بده، بعد می گویم خدایا می خواهی کرم کنی حاجت دیگر شروع می کنیم خدای عالم فرمود:

«فَاسْأَلُوا اللَّهَ مِنْ فَضْلِه‏»

تفصيل وسائل الشيعة إلى تحصيل مسائل الشريعة؛ نویسنده: شيخ حر عاملى، محمد بن حسن، ناشر و محقق: مؤسسة آل البيت عليهم السلام، ج‏7، ص121

از فضل خدا بخواهید خودش دستور داد بعد حوائج خودمان را در نظر می گیریم چون خدای عالم دوست دارد به حضرت موسی گفت نمک آشت هم از من بخواه، عیسی علف الاغت هم از من بخواه خدا دوست دارد بنده اش درِ خانه اش برود گدایی کند.

«فَإِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ إِلْحَاحَ الْمُلِحِّينَ مِنْ عِبَادِهِ الْمُؤْمِنِين‏»

الكافي (ط - الإسلامية)، نویسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الكتب الاسلامیة، ج4، ص316

هر چه اصرار کنیم معمولاً به بزرگی یکی، دو بار اسرار کنید ناراحت می شود شما را بیرون می اندازد ولی خدای عالم از اصرارِ اصرار کنندگان ملول نمی شود «فَإِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ إِلْحَاحَ الْمُلِحِّينَ» آنی که به خدا می گوید خدایا قطعاً بده همین طوری اسرار می کند خدا این را دوست دارد. ولذا شب و روز عاشوراء مخصوصاً غروب عاشوراء سخت ترین حال برای وجود مقدس آقا امام زمان (سلام الله علیه) هست. از خدای عالم فرج حضرت را بخواهیم بعد از آن حوائج خودمان را بخواهیم.

مجری:

اسم «جون» غلام حضرت را بردید شاعر چقدر خوب فرمود

یکسان رخ غلام و پسر بوسه داد و گفت * در دین ما سیه نکند فرق با سفید

ان شاء‌ الله ما هم به فرموده حضرت استاد برای فرج دعا بکنیم که فرمود:

«وَ أَكْثِرُوا الدُّعَاءَ بِتَعْجِيلِ الْفَرَجِ فَإِنَّ ذَلِكَ فَرَجُكُم‏»

كمال الدين و تمام النعمة؛ ابن بابويه، محمد بن على، محقق/ مصحح: غفاری، علی اكبر، ناشر: اسلاميه، ج2، ص485

آخرین جمله مان در این برنامه این باشد که: «أَيْنَ الطَّالِبُ بِدَمِ الْمَقْتُولِ بِكَرْبَلَاء» تا برنامه بعد التماس دعا خدا نگهدار!


ریشه های تاریخی عاشورا قسمت 2>

مع امام منصور شب عاشورا امام حسین ع عزاداری محرم کربلا امام عصر ع صحابه نقل روایت خوارج حدیث قرآن شهدا