-
آیت الله حسینی قزوینی
1:22:37 دقیقه
ریشه های عاشورا 8 تیر 1404 -
مع اِمامٍ مَنْصُورٍ
53:49 دقیقه
مذهب سپاه یزید چه بود؟ 7 تیر 1404 -
مع اِمامٍ مَنْصُورٍ
55:30 دقیقه
صحابه، سکوت یا همراهی؟ نقش یاران پیامبر در کربلا 6 تیر 1404 -
مع اِمامٍ مَنْصُورٍ
1:02:52 دقیقه
ریشه های عاشورا 5 تیر 1404 -
دست انداز
57:20 دقیقه
جایگاه قرآن/عمر و سنت پیامبر صلی الله علیه و آله 1 خرداد 1404
تاریخچه عزاداری و گریه کردن
قسمت ششم ویژه برنامه مع امام منصور با کارشناسی حجت الاسلام یزدانی و اجرای آقای لطفی پور
دیگر قسمت ها
برنامه مع امام منصور 10 04 1404 (قسمت ششم)
عنوان: تاریخچه عزاداری و گریه کردن، قبل از اسلام و قبل از واقعه عاشورا
استاد: حجت الاسلام والمسلمین دکتر یزدانی
مجری: آقای علیرضا لطفی
کلیدواژها:
مع امام منصور؛ عزاداری؛ امام حسین علیه السلام؛ سید الشهداء علیه السلام؛ حضرت یعقوب(سلام الله علیه)؛ حضرت یوسف(سلام الله علیه)؛ اشک؛ گریه؛ حزن؛ بکاء؛ امام سجاد علیه السلام!
مجری:
دل جز به یاد روی تو خرم نمی شود * دیده به غیر نام تو پر نم نمی شود
چشمان تر ز آتش دوزخ دهد امان * گریه کن تو اهل جهنم نمی شود
ما را بهشت مجلس روضه ست والسلام * طوبیٰ شبیه سایه پرچم نمی شود
یک عمر هم اگر که بگوییم یا حسین * یک ذره از حلاوت آن کم نمی شوود
بر ما که عاشقیم و اسیر غم توئیم * ماهی شبیه ماه محرم نمی شود
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ، السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ، السَّلَامُ عَلَيْكَ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ؛ بینندگان عزیز و گرامی شبکه جهانی حضرت ولی عصر عَظَّمَ اللَّهُ أُجُورَنَا بِمُصَابِنَا بِالْحُسَيْنِ(سلام الله علیه) وَ جَعَلَنَا وَ إِيَّاكُمْ مِنَ الطَّالِبِينَ بِثَأْرِهِ مَعَ وَلِيِّهِ الْإِمَامِ الْمَهْدِيِّ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه واله اجمعین)
عرض سلام و ادب و احترام دارم و تسلیت عرض می کنم ایام عزاداری حضرت سالار شهیدان سید الشهداء (علیه السلام) را اولاً محضر آقا جان مان بقیة الله الاعظم که صاحب عزای واقعی این ایام هستند و بعد هم خدمت همه شما محبین و شیعیان اهل بیت (علیهم السلام) که این روزها و شب ها دل تان داغدار مصیبت عظمای حسین فاطمه است و ابراز ارادت ها و عزاداری های خودتان را به بهترین وجه ان شاء الله در این شب ها و روزها دارید انجام می دهید.
با ویژه برنامه مع امامٍ منصور در خدمت شما هستیم امشب هم از محضر کارشناس محترم برنامه جناب حجة الاسلام و المسلمین دکتر یزدانی استفاده می کنیم سلام علیکم عزاداری های شما قبول باشد تسلیت عرض می کنم.
استاد یزدانی:
سلام علیکم و رحمة الله و برکاته
أعوذ بِاللَّهِ مِنَ الشَّیطَانِ الرَّجِیمِ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ اَلْحَمدُ للهِ رَبِّ العالَمین وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى سَيِّدِنَا مُحَمَّدٍ النَّبِيِّ وَ آلِهِ الْأَئِمَّةِ الطَّاهِرِينَ الْمَعْصُومِين!
سلام و عرض ادب دارم خدمت حضرتعالی و خدمت همه بینندگان عزیز شبکه جهانی حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) و ایام شهادت سید الشهداء (علیه السلام) را خدمت همه بینندگان عزیز تسلیت عرض می کنم.
امیدوارم که ان شاء الله ما را خداوند جزء عزاداران حضرت سید الشهداء (علیه السلام) قرار بدهد و ان شاء الله که این عزاداری ها را از همه ما به احسن وجه قبول بفرماید و ثوابش را هم ان شاء الله به حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) تقدیم می کنیم
مجری:
در این برنامه به مباحثی که حول شبهات محرم، بحث وقایع تاریخی، اعتقادی و حتی اعمال و رفتار شیعیان در این ایام می پردازیم. شیعه به خاطر عزاداری بر سید الشهداء و اهل بیت، سید الشهداء به طور خاص بارها از جانب مخالفین مورد طعن و مسخره قرار می گیرد و مذمت می کنند می خواهیم بحث را از این جا شروع بکنیم تاریخچه عزاداری در طول زندگانی انسان بر روی زمین به چه شکل بوده، در امم و ملل گذشته، انبیاء گذشته آیا عزاداری می کردند یا نمی کردند؟ آیا این ساخته و پرداخته شیعه است و یا این که سابقه تاریخی دیگری دارد؟
استاد یزدانی:
بحث عزاداری، گریه بر عزیزان اولاً یک مسئله فطری است یعنی خدا در وجود هر انسان سالمی این مسئله را گذشت هر وقت عزیزی را از دست می دهد ناخود آگاه شروع به گریه می کند. مادری که جوان از دست می دهد دست خودش نیست به او بگو عزاداری نکن، گریه نکن، ناله نکن، فریاد نزن نمی تواند، خدا این را در وجودش نهاده است وقتی غم بزرگی را احساس می کند وقتی عزیزی را از دست می دهد گریه می کند.
مجری:
اصلاً یکی از نشانه های سلامت روح و جسم انسان این است موقعی یک عزایی می بیند گریه کند اگر کسی گریه نمی کند قطعاً مشکل دارد معمولاً در این مواقع دکترش می برند.
استاد یزدانی:
بله، سید الشهداء (علیه السلام) هم طبق روایات ما بزرگ ترین مصیبت تاریخ هست روایت داریم ائمه مان به این مسئله اشاره کردند. در زیارت عاشوراء هم داریم بزرگ ترین مصیبت تاریخ، مصیبت سید الشهداء (علیه السلام) هست. ما برای خیلی خیلی کمتر از مصیبت سید الشهداء (علیه السلام) عزاداری هایی داریم که ده ها سال طول کشیده است.
همه بینندگان می دانند گریه های حضرت یعقوب (علیه السلام) بر فرزندش یوسف با این که خبر داشت و می دانست پسرش زنده است فقط نمی دانست جایش گذاشت، در فراق فرزندش، حضرت یعقوب طبق روایات اهل سنت هفتاد سال، طبق برخی روایات شان نود سال گریه کرد.
این نص صریح قرآن کریم هست در قرآن دو آیه در این موضوع داریم خداوند این قصه را نقل می کند که حضرت یعقوب بر پسرش یوسف به حدی گریه کرد که به حال مرگ (احتضار) می افتاد و آنقدر گریه کرد و اشک ریخت که چشمش نابینا شد.
با این که خودش قول داده بود در عزای یوسفم صبر جمیل خواهم کرد نص صریح قرآن کریم است آیاتش را خدمت بینندگان عزیز بخوانم در سوره مبارکه یوسف آیه 18 وقتی پیراهن حضرت یوسف را فرزندانش با آن خون دروغین آوردند حضرت یعقوب (علیه السلام) فرمود: (فَصَبْرٌ جَمِيلٌ)
(وَجَاءُوا عَلَى قَمِيصِهِ بِدَمٍ كَذِبٍ قَالَ بَلْ سَوَّلَتْ لَكُمْ أَنْفُسُكُمْ أَمْرًا فَصَبْرٌ جَمِيلٌ وَاللَّهُ الْمُسْتَعَانُ عَلَى مَا تَصِفُونَ * قَالَ بَلْ سَوَّلَتْ لَكُمْ أَنْفُسُكُمْ أَمْرًا فَصَبْرٌ جَمِيلٌ عَسَى اللَّهُ أَنْ يأْتِينِي بِهِمْ جَمِيعًا إِنَّهُ هُوَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ * وَتَوَلَّى عَنْهُمْ وَقَالَ يا أَسَفَى عَلَى يوسُفَ وَابْيضَّتْ عَينَاهُ مِنَ الْحُزْنِ فَهُوَ كَظِيمٌ * قَالُوا تَاللَّهِ تَفْتَأُ تَذْكُرُ يوسُفَ حَتَّى تَكُونَ حَرَضًا أَوْ تَكُونَ مِنَ الْهَالِكِينَ)
و پيراهن او را با خوني دروغين (آغشته ساخته، نزد پدر) آوردند؛ گفت: «هوس هاي نفساني شما اين کار را برايتان آراسته! من صبر جميل (و شکيبائي خالي از ناسپاسي) خواهم داشت؛ و در برابر آنچه مي گوييد، از خداوند ياري مي طلبم!» (يعقوب) گفت: «(هواي) نفس شما، مسأله را چنين در نظرتان آراسته است! من صبر مي کنم، صبري زيبا (و خالي از کفران)! اميدوارم خداوند همه آنها را به من باز گرداند؛ چرا که او دانا و حکيم است! و از آنها روي بر گرداند و گفت: «وا اسفا بر يوسف!» و چشمان او از اندوه سفيد شد، اما خشم خود را فرو ميبرد (و هرگز کفران نمي کرد)! گفتند: «به خدا تو آنقدر ياد يوسف مي کني تا در آستانه مرگ قرار گيري، يا هلاک گردي!»
سوره یوسف (12): آیات 18- 83- 84- 85
(فَصَبْرٌ جَمِيلٌ) یک صبر جمیل خواهم کرد پیامبر خدا دروغ نمی گوید خدا دارد از زبانش نقل می کند در آیه 83 همین سوره باز همین را تکرار می کند که (قَالَ بَلْ سَوَّلَتْ لَكُمْ أَنْفُسُكُمْ أَمْرًا فَصَبْرٌ جَمِيلٌ عَسَى اللَّهُ أَنْ يأْتِينِي بِهِمْ جَمِيعًا) صبر جمیل خواهم کرد این صبر جمیل است؟ در ادامه خداوند نقل می کند (وَتَوَلَّى عَنْهُمْ وَقَالَ يا أَسَفَى عَلَى يوسُفَ)
تک تک (یا أسَفَی) را برای تان از تفاسیر اهل سنت معنا خواهم کرد (يا أَسَفَى عَلَى يوسُفَ وَابْيضَّتْ عَينَاهُ مِنَ الْحُزْنِ فَهُوَ كَظِيمٌ) این قدر تأسف می خورد این قدر حزن، این قدر غم، این قدر گریه و اشک که چشم حضرت یعقوب از شدت گریه کور شد.
مجری:
یعنی منافاتی با این صبر جمیل ندارد.
استاد یزدانی:
خود خدا گفت صبر جمیل است از زبان پیغمبرش نقل می کند (فَصَبْرٌ جَمِيلٌ) این صبر جمیل است (قَالُوا تَاللَّهِ تَفْتَأُ تَذْكُرُ يوسُفَ) چرا این قدر نام یوسف را می بری و همیشه به یادش هستی؟ (تَفْتَأ) را از کتاب های اهل سنت معنا می کنم (حَتَّى تَكُونَ حَرَضًا) این قدر یاد یوسف می کرد، این قدر غم و غصه داشت به حالت (حَرَض) می افتاد حرض را هم معنا می کنم (أَوْ تَكُونَ مِنَ الْهَالِكِينَ) به حد مرگ برای پسرش گریه، عزاداری و ناراحتی می کرد.
دوازده پسر داری از زبان حضرت امام زین العابدین روایتش را خدمت تان می خوانم حضرت یعقوب دوازده پسر داشت یک دانه اش یک مدت کوتاه از جلوی چشمش دور شده بود تا این حد گریه کرد چشمش کور شد و به حالت مرگ می افتاد. روایات دیگر از منابع اهل سنت می خوانم این قدر گریه می کرد از شهر بیرونش کردند.
خانواده اش خسته شده بودند شب و روز گریه، هر لحظه گریه برای چه؟ بیرونش کردند بیرون شهر رفت بالای تپه ای خانه ساخت اسمش را بیت الأحزان گذاشت علمای اهل سنت روایت دارند هفتاد سال در آن جا گریه کرد. این مصیبتی است که خدا در قرآنش نقل کرده است گریه هایی است که از زبان یک پیغمبر حضرت یعقوب (علیه السلام) نقل می کند.
ما چرا برای سید الشهداء (علیه السلام) گریه نکنیم؟ توضیحات آیاتی که گفتم بدهیم روایاتش را هم از منابع شیعه و سنی بخوانیم. یک روایت به عنوان تیمن و تبرک از کتاب های شیعه به عنوان نمونه از امالی شیخ صدوق بخوانم امالی شیخ صدوق (رضوان الله تعالی علیه)، صفحه 109، مجلس شماره 29، حدیث 5 روایتی از حضرت امام صادق (علیه السلام) نقل می کند:
«حَدَّثَنَا الْحُسَيْنُ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ إِدْرِيسَ رَحِمَهُ اللَّهُ قَالَ حَدَّثَنَا أَبِي قَالَ حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى قَالَ حَدَّثَنَا الْعَبَّاسُ بْنُ مَعْرُوفٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سَهْلٍ النَّجْرَانِيِّ رَفَعَهُ إِلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ الصَّادِقِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ(سلام الله علیه) قَالَ: الْبَكَّاءُونَ خَمْسَةٌ آدَمُ وَ يَعْقُوبُ وَ يُوسُفُ وَ فَاطِمَةُ بِنْتُ مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه واله وسلم) وَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ ع فَأَمَّا آدَمُ فَبَكَى عَلَى الْجَنَّةِ حَتَّى صَارَ فِي خَدَّيْهِ أَمْثَالُ الْأَوْدِيَةِ وَ أَمَّا يَعْقُوبُ فَبَكَى عَلَى يُوسُفَ حَتَّى ذَهَبَ بَصَرُهُ وَ حَتَّى قِيلَ لَهُ تَاللَّهِ تَفْتَؤُا تَذْكُرُ يُوسُفَ حَتَّى تَكُونَ حَرَضاً أَوْ تَكُونَ مِنَ الْهالِكِينَ وَ أَمَّا يُوسُفُ فَبَكَى عَلَى يَعْقُوبَ حَتَّى تَأَذَّى بِهِ أَهْلُ السِّجْنِ فَقَالُوا إِمَّا أَنْ تَبْكِيَ بِالنَّهَارِ وَ تَسْكُتَ بِاللَّيْلِ وَ إِمَّا أَنْ تَبْكِيَ بِاللَّيْلِ وَ تَسْكُتَ بِالنَّهَارِ فَصَالَحَهُمْ عَلَى وَاحِدٍ مِنْهُمَا وَ أَمَّا فَاطِمَةُ بِنْتُ مُحَمَّدٍ(صلی الله علیه واله وسلم) فَبَكَتْ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ(صلی الله علیه واله وسلم) حَتَّى تَأَذَّى بِهَا أَهْلُ الْمَدِينَةِ وَ قَالُوا لَهَا قَدْ آذَيْتِنَا بِكَثْرَةِ بُكَائِكِ فَكَانَتْ تَخْرُجُ إِلَى الْمَقَابِرِ مَقَابِرِ الشُّهَدَاءِ فَتَبْكِي حَتَّى تَقْضِيَ حَاجَتَهَا ثُمَّ تَنْصَرِفَ وَ أَمَّا عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ فَبَكَى عَلَى الْحُسَيْنِ(سلام الله علیه) عِشْرِينَ سَنَةً أَوْ أَرْبَعِينَ سَنَةً وَ مَا وُضِعَ بَيْنَ يَدَيْهِ طَعَامٌ إِلَّا بَكَى حَتَّى قَالَ لَهُ مَوْلًى لَهُ جُعِلْتُ فِدَاكَ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ إِنِّي أَخَافُ عَلَيْكَ أَنْ تَكُونَ مِنَ الْهَالِكِينَ قَالَ إِنَّما أَشْكُوا بَثِّي وَ حُزْنِي إِلَى اللَّهِ وَ أَعْلَمُ مِنَ اللَّهِ ما لا تَعْلَمُونَ إِنِّي لَمْ أَذْكُرْ مَصْرَعَ بَنِي فَاطِمَةَ إِلَّا خَنَقَتْنِي لِذَلِكَ عَبْرَةٌ.»
الأمالي (للصدوق)؛ ابن بابويه، محمد بن على، محقق/ مصحح: ندارد. ناشر: كتابچى، ص 109 و 110، مجلس 29، حدیث 5
«البکّائون خَمسة»، آن های که در طول تاریخ خیلی گریه کردند پنج نفر هستند یک: حضرت آدم برای دوری از بهشت این قدر گریه کرد روی چهره اش خط اشک مانده بود. دوم: یعقوب این قدر برای یوسفش گریه کرد «حَتَّى ذَهَبَ بَصَرُه» بعد آیه قران میخواند: (قَالُوا تَاللَّهِ تَفْتَأُ تَذْكُرُ يوسُفَ حَتَّى تَكُونَ حَرَضًا أَوْ تَكُونَ مِنَ الْهَالِكِينَ)
سوم: حضرت یوسف هست ایشان این قدر گریه می کرد برای چه گریه می کرد؟ در فراق پدرش این قدر گریه می کرد آن های که همراهش در زندان بودند اذیت می شدند به یوسف اعتراض کردند گفتند شب یا روز گریه کن با آن ها مصالحه کرد گفت یا شب یا روز گریه کند.
مجری:
حضرت یعقوب یک نکته ای داشت یک پیراهن خونینی هرچند به کذب آوردند. حضرت یوسف از سلامت پدر و اتفاقاتی که افتاد اطلاع داشتند.
استاد یزدانی:
در ادامه همین می گوید حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) او هم بر پیغمبر بعد از شهادت پیغمبر تمام عمرش را گریه کرد یعنی بعد از شهادت رسول خدا (صلی الله علیه و آله) تا زمانی که حضرت زنده بود اهل سنت شش ماه می گویند روایات ما دارد هفتاد و پنج تا نود و پنج روز دارد هر کدام از این روایات باشد از لحظه شهادت پیغمبر تا آخر عمرش یکسره بر پیغمبر گریه کرد.
به حدی بود روایت دارد مردم مدینه اذیت شدند مردم گفتند این قدر گریه می کنی ما را اذیت می کنی «قَدْ آذَيْتِنَا بِكَثْرَةِ بُكَائِكِ»، دیگر چاره ای نداشت خارج شهر داخل قبرستان بقیع، امیر المؤمنین علی ابن ابی طالب (علیه السلام) برای ایشان اتاق کوچکی ساختند اسمش را بیت الأحزان یا بیت الحزن گذاشتند.
روایت داریم اگر فرصت شد روایتش را خدمت تان می خوانم. ما هم مقلد و پیرو حضرت زهرا هستیم مصیبت پیامبر، مصیبت خیلی بزرگی بود قطعاً مصیبت خیلی بزرگی است اشرف مخلوقات خدا با مظلومیت به شهادت رسید؛ ولی با مصیبت امام حسین قابل مقایسه نیست پیغمبر از دنیا رفت سرش در دامان امیر المؤمنین علی ابن ابی طالب بود همه عزیزانش اطرافش بودند نه شمشیر و نه نیزه ای بود نه فجایعی بود و جلوی چشمش ناموسش قرار نبود اسیر بشود ولی مصیبت سید الشهداء (علیه السلام) با هیچ مصیبتی قابل قیاس نیست.
امام در ادامه می فرماید: «وَ أَمَّا عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ(سلام الله علیه) فَبَكَى عَلَى الْحُسَيْنِ عِشْرِينَ سَنَةً أَوْ أَرْبَعِينَ سَنَةً، بیست سال (أَوْ أَرْبَعِينَ سَنَةً) یا چهل سال در واقع تا آخر عمرش یعنی تا زمانی از دنیا رفتند و به شهادت رسیدند برای امام حسین (علیه السلام) گریه می کرد جلویش غذا می گذاشتند گریه می کرد جوانی می دید گریه می کرد کودک می دید گریه می کرد آب می دید گریه می کرد همه اش به یاد کربلاء می افتاد. روزی غلامی به او گفت «جُعِلْتُ فِدَاكَ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ إِنِّي أَخَافُ عَلَيْكَ أَنْ تَكُونَ مِنَ الْهالِكِينَ» می ترسم با این همه گریه جانت را از دست بدهی فرمود «قالَ إِنَّما أَشْكُوا بَثِّي وَ حُزْنِي إِلَى اللَّهِ وَ أَعْلَمُ مِنَ اللَّهِ ما لا تَعْلَمُونَ» این روایت ثابت می کند خیلی ها گریه کردند برای چیزهایی که با مصیبت سید الشهداء (علیه السلام) اصلاً قابل مقایسه نیست.
اما تفسیر آیه (يا أَسَفَى) به علت کمبود وقت فاکتور می گیرم فقط (حَرَضًا) را معنا بکنم در این آیه داشت (حَتَّى تَكُونَ حَرَضًا)، (حَرَضًا) یعنی چه؟ علمای اهل سنت (حَرَضًا) را معنا کردند. آقای طبری در کتاب تفسیر خودش، جلد 13با تحقیق محسن الترکی دارد:
«وقوله حتى تكون حرضا يقول حتى تكون دنف الجسم مخبول العقل وأصل الحرض الفساد في الجسم والعقل من الحزن أو العشق»
جامع البيان عن تأويل آي القرآن؛ اسم المؤلف: محمد بن جرير بن يزيد بن خالد الطبري أبو جعفر الوفاة: 310، دار النشر: دار الفكر - بيروت – 1405، ج13، ص42
«وقوله حتى تكون حرضا» حرضا یعنی چه؟ «يقول حتى تكون دنف الجسم» یعنی چه؟ یعنی بدن از شدت گریه خشک بشود «مَخبُول العقل» علمای اهل سنت گفتند (نعوذ بالله) کسی که جسمش و عقلش را از دست داده باشد.
«وأصل الحرض الفساد في الجسم والعقل من الحزن أو العشق» کسی این قدر عاشق بشود که از شدت عشق، عقلش را از دست بدهد و مجنون بشود به این حرضَ می گویند یا از شدت حزن بدنش خشک بشود پوست و استخوان بشود. حضرت یعقوب با این که قول داده بود صبر جمیل کند این قدر گریه کرد به حدی که بدنش پوست و استخوان شده بود.
در صفحه بعد در مورد حَرَض میگوید:
«حتى تكون حرضا قال دون الموت»
«دونَ الموت» می گوید یعنی یک مرحله قبل از مرگ؛ انسان در حال مرگ را حَرَضا می گویند باز در ادامه روایت دیگری از قتاده نقل می کند:
«عن قتادة حتى تكون حرضا حتى تبلى أو تهرم»
جامع البيان عن تأويل آي القرآن؛ اسم المؤلف: محمد بن جرير بن يزيد بن خالد الطبري أبو جعفر الوفاة: 310، دار النشر: دار الفكر - بيروت – 1405، ج13، ص43
یعنی این قدر گریه کند پشتش خمیده بشود بعضی از پیر مردها و پیر زن ها چقدر خمیده می شوند. حضرت یعقوب این قدر گریه کردند که خمیده شده بود. در تفسیر الجامع الاحکام القرآن آقای قرطبی یکی از بزرگان اهل سنت در تفسیر خودش «حرضا» را معنا کرده است.
«وقال بن عباس ومجاهد : دنفا من المرض وهو ما دون الموت»
به حد مرگ خودش را اذیت می کرد.
«وقال قتادة: هرما»
«هرما» خمیده بشود
الضحاك: باليا داثرا محمد بن إسحاق: فاسدا لا عقل لك الفراء: الحارض الفاسد الجسم والعقل وكذا الحرض بن زيد: الحرض الذي قد رد إلى أرذل العمر الربيع بن أنس: يابس الجلد على العظم المؤرج: ذائبا من الهم ... وأصل الحرض الفساد في الجسم أو العقل من الحزن أو العشق أو الهرم»
الجامع لأحكام القرآن؛ اسم المؤلف: أبو عبد الله محمد بن أحمد الأنصاري القرطبي الوفاة: 671، دار النشر: دار الشعب – القاهرة، ج9، ص250
جسمش و عقلش را از دست بدهد... «يابس الجلد على العظم» یعنی چه؟ یعنی پوست روی استخوان خشک بشود. ضرب المثلی که می گویند طرف پوست و استخوان شده است این قدر گریه می کرد «حتَی تکون حرضا» یعنی پوست و استخوان شده بود. «ذائبا من الهم» از غصه آب شده بود حضرت یعقوب در فراق فرزندش یوسف این قدر گریه کرده بود که از غصه آب شده بود و باز می گوید: «الحرض الفساد في الجسم أو العقل من الحزن أو العشق أو الهرم»، این هم حرف های که علمای اهل سنت در معنای حرضا گفتند.
حضرت یعقوب قول داده بود صبر جمیل کند این چه صبر جمیلی است؟ ما اگر بودیم می گفتیم حضرت یعقوب خودت گفتی (فَصبرٌ جمیلٌ) این چه صبر جمیلی است که خودت را کور کردی و به هلاکت رساندی؟ آیا حضرت یعقوب نعوذ بالله اشتباه و گناه کرده بود؟ قطعاً گناه نکرد او پیامبر خداست هر کاری می کند به دستور خدا و مطابق دستور خداست آن وقت ما چرا برای حضرت امام حسین (علیه السلام) گریه نکنیم؟
یک روایت از ائمه بخوانم در منابع شیعه و اهل سنت این روایت آمده است که ائمه ما به همین آیه برای جواز گریه بر سید الشهداء (علیه السلام) استدلال می کنند. کتاب خصال شیخ صدوق، چاپ جامعه مدرسین روایتی که از امام باقر (علیه السلام) هست روایت طولانی هست در صفحه 518 می فرماید:
«وَ لَقَدْ كَانَ بَكَى عَلَى أَبِيهِ الْحُسَيْنِ(سلام الله علیه) عِشْرِينَ سَنَةً وَ مَا وُضِعَ بَيْنَ يَدَيْهِ طَعَامٌ إِلَّا بَكَى حَتَّى قَالَ لَهُ مَوْلًى لَهُ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ أَ مَا آنَ لِحُزْنِكَ أَنْ يَنْقَضِيَ فَقَالَ لَهُ وَيْحَكَ إِنَّ يَعْقُوبَ النَّبِيَّ(سلام الله علیه) كَانَ لَهُ اثْنَا عَشَرَ ابْناً فَغَيَّبَ اللَّهُ عَنْهُ وَاحِداً مِنْهُمْ فَابْيَضَّتْ عَيْنَاهُ مِنْ كَثْرَةِ بُكَائِهِ عَلَيْهِ وَ شَابَ رَأْسُهُ مِنَ الْحُزْنِ وَ احْدَوْدَبَ ظَهْرُهُ مِنَ الْغَمِّ وَ كَانَ ابْنُهُ حَيّاً فِي الدُّنْيَا وَ أَنَا نَظَرْتُ إِلَى أَبِي وَ أَخِي وَ عَمِّي وَ سَبْعَةَ عَشَرَ مِنْ أَهْلِ بَيْتِي مَقْتُولِينَ حَوْلِي فَكَيْفَ يَنْقَضِي حُزْنِي»
الخصال؛ ابن بابويه، محمد بن على، محقق/ مصحح: غفارى، على اكبر، ناشر: جامعه مدرسين، ج2، ص518
امام زین العابدین برای پدرش امام حسین بیست سال گریه کرد برایش «وَ مَا وُضِعَ بَيْنَ يَدَيْهِ طَعَامٌ إِلَّا بَكَى حَتَّى قَالَ لَهُ مَوْلًى لَهُ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ» غذا جلویش گذاشته نمی شد مگر این که گریه می کرد (این را خواندیم) غلامی داشت آمد اعتراض کرد گفت تا کِی می خواهی گریه بکنی؟ «أَ مَا آنَ لِحُزْنِكَ أَنْ يَنْقَضِيَ فَقَالَ لَهُ وَيْحَكَ» وقتش نرسیده غصه و غمت پایان یابد؟ فرمود «وَيْحَكَ» وای بر تو «إِنَّ يَعْقُوبَ النَّبِيَّ(سلام الله علیه) كَانَ لَهُ اثْنَا عَشَرَ ابْناً فَغَيَّبَ اللَّهُ عَنْهُ وَاحِداً مِنْهُمْ» حضرت یعقوب دوازده پسر داشت این کلام حضرت امام زین العابدین، امام معصوم است. خدای یک فرزندش را از جلوی چشمش دور کرد «فَغَيَّبَ اللَّهُ عَنْهُ وَاحِداً مِنْهُمْ فَابْيَضَّتْ عَيْنَاهُ مِنْ كَثْرَةِ بُكَائِهِ عَلَيْهِ» از شدت و کثرت گریه بر پسرش چشمش کور شد.
«وَ شَابَ رَأْسُهُ مِنَ الْحُزْنِ» موهای سرش سفید شد «وَ احْدَوْدَبَ ظَهْرُهُ مِنَ الْغَمِّ» پشتش از غم خم شده بود «وَ كَانَ ابْنُهُ حَيّاً فِي الدُّنْيَا» پسرش هم زنده بود و فقط نمی توانست او را ببیند یعنی پسرش از جلوی چشمش دور شده بود بعد امام می فرماید «وَ أَنَا نَظَرْتُ إِلَى أَبِي وَ أَخِي وَ عَمِّي وَ سَبْعَةَ عَشَرَ مِنْ أَهْلِ بَيْتِي مَقْتُولِينَ حَوْلِي فَكَيْفَ يَنْقَضِي حُزْنِي» پدرم، برادرم، عمو و هفده نفر از خانواده ام را با چشمم دیدم که جلوی چشمم کشته شدند چرا باید حزنم تمام بشود؟
استدلال امام معصوم (علیه السلام) به یک آیه قرآن، به یک واقعه تاریخی، به یک عمل از عملکرد انبیاء گذشته قابل مقایسه نیست. حزن، دوری و فراق یوسف با جنایات عظیمی که در کربلاء اتفاق افتاد قابل مقایسه نیست. آن وقت امام زین العابدین تمام عمرش را گریه کرد ما چقدر برای امام حسین گریه کردیم؟ هیچی، کل سال می رسد دهه محرم می شود دهه محرم آنی که خیلی اهل هیئت باشد یک بار صبح چند دقیقه ای گریه کند یک بار هم شب می رود و چند دقیقه ای گریه می کند و چند دقیقه ای هم سینه می زند آنی که خیلی اهل هیئت باشد کلاً روی همدیگر در این دهه شاید بیست، سی ساعت عزاداری بکند کسانی دیگر بیشتر از این!
ما کاری برای امام حسین کاری نکردیم حق امام حسین را نتوانستیم ادا بکنیم اگر مثل حضرت یعقوب گریه می کردیم چه می شد؟ این قدر گریه می کردیم که چشم مان کور می شد و پشت مان خم می شد پوست و استخوان می شدیم شایسته این طوری بود ولی ما در حد توان مان عزاداری می کنیم.
مجری:
دو بیت مناسب این فضا و مطالبی است که حضرت استاد فرمودند عرض می کنم
هر روز پای هر مِحنت گریه می کنم * بر هر هزار زخم تنت گریه می کنم
یعقوب های چشم من از دست رفته است * از بس برای پیراهنت گریه می کنم
(میان برنامه)
مجری:
سلام علیکم، کماکان در خدمت شما هستیم با ویژه برنامه مع امامٍ منصور همراه استاد یزدانی عزیز داریم به تاریخچه عزاداری و گریه کردن در قبل از اسلام و واقعه عاشوراء می پردازیم. اما استاد عزیز در لا به لای صحبت هایتان فرمودید وقتی خیلی از گریه ها و صدای گریه های حضرت یعقوب اذیت شدند ایشان را از شهر بیرون بردند. ایشان مکانی را برای گریه کردن خودشان به نام بیت الاحزان بنا کرد اشاره هم فرمودید مشابه همین اتفاق برای حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) هم اتفاق افتاد.
می خواهم از شما سوال بپرسم آیا بنای بیت الاحزان توسط حضرت صدیقه طاهره (سلام الله علیها) در منابع اهل سنت هم آمده است؟
استاد یزدانی:
اول مستنداتی از بیت الاحزان حضرت یعقوب (علیه السلام) خدمت تان ارائه بدهم استفاده های زیادی می شود از این مطلب کرد. به دلیل ضیق وقت فقط یکی، دو مستند خدمت تان نشان می دهم. کتاب بصائر ذوي التمييز في لطائف الكتاب العزيز آقای مجد الدین فیروز آبادی – متوفای 817 تحقیق استاد عبد العلی الطحاوی، جلد 6، صفحه 43، چاپ قاهره کلمه «بَصیرة» را می خواهد توضیح بدهد.
کلاً این فصل درباره حضرت یعقوب (علیه السلام) است می گوید:
«وكان يَعْقوبُ حَفِيدَ الخَلِيل، ووَلَدَ الذَّبِيحِ، ووالِد الصدِّيق، ومُقْدَّمَ الأَسْباط وشَيْخَهم، وجَدَّ أَنْبِياءِ بنى إِسْرائِيلَ، وابن أَخى إِسماعيل، ووارِثَ جَمالِه. واعتكف فى بيت الأَحْزان أَرْبَعِينَ سَنَةً، وقيل: سَبْعِين سنةً. واسْتَنْشَقَ ريحَ ثَوْب يوسفَ من مسافةِ ثمانين فَرْسَخاً.»
الكتاب: بصائر ذوي التمييز في لطائف الكتاب العزيز؛ المؤلف: مجد الدين أبو طاهر محمد بن يعقوب الفيروزآبادى (المتوفى: 817هـ)، المحقق: محمد علي النجار، الناشر: المجلس الأعلى للشئون الإسلامية - لجنة إحياء التراث الإسلامي، القاهرة، ج6، ص43
«وكان يَعْقوبُ حَفِيدَ الخَلِيل» نوه حضرت ابراهیم خلیل بود. «ووَلَدَ الذَّبِيحِ» این که ذبیح حضرت اسماعیل یا اسحاق بود اختلاف است. مثلاً حضرت اسحاق را گفت «ووالِد الصدِّيق» پسر یوسف صدیق بود «ومُقْدَّمَ الأَسْباط وشَيْخَهم، وجَدَّ أَنْبِياءِ بنى إِسْرائِيلَ»، جد همه انبیاء بنی اسرائیل حضرت یعقوب (علیه السلام) هست. یعنی یک جایگاه ویژه ای در بین همه انبیاء دارد.
«وابن أَخى إِسماعيل، ووارِثَ جَمالِه» بعد میگوید «واعتكف فى بيت الأَحْزان أَرْبَعِينَ سَنَةً، وقيل: سَبْعِين سنةً» حضرت یعقوب در بیت الأحزانش چهل سال اعتکاف کرد بعضی روایات هفتاد سال دارد. البته چهل سال به روایات ما نزدیک تر است. چهل سال حضرت یعقوب در بیت الاحزانش اعتکاف کرده بود اعتکاف یعنی کسی بیرون نمی آید یا حداقل بیرون می آید همیشه آن جاست و مدام گریه می کند یکسره گریه می کرد.
به حدی که انسان کور بشود با گریه عادی آدم کور نمی شود در عمرمان بر خیلی مصائب گریه کردیم بر سید الشهداء (علیه السلام) هم زیاد کردیم خداوند ان شاء الله از همه ما قبول کند. ولی در این حد که آدم گریه کند از شدت گریه کور بشود باید خیلی گریه کرده باشد.
مجری:
اصلاً کسی را سراغ نداریم و نشنیدیم که این طوری گریه کرده باشد.
استاد یزدانی:
مسئله ای است که قرآن دارد نقل می کند:
(وَقَالَ يا أَسَفَى عَلَى يوسُفَ وَابْيضَّتْ عَينَاهُ مِنَ الْحُزْنِ فَهُوَ كَظِيمٌ)
و از آنها روي برگرداند و گفت: «وا اسفا بر يوسف!» و چشمان او از اندوه سفيد شد، اما خشم خود را فرو ميبرد (و هرگز کفران نميکرد)!
سوره یوسف (12): آیه 84
«واسْتَنْشَقَ ريحَ ثَوْب يوسفَ من مسافةِ ثمانين فَرْسَخاً»، چقدر عاشق بود، بوی پیراهن یوسف را از هشتاد فرسخی می فهمید یعنی وقتی پیراهنش را حضرت یوسف فرستاد از هشتاد فرسخی بوی پیراهن پسرش را استشمام می کرد. از این نوع مصیبت ها خیلی از انسان ها دچار شدند. خیلی ها فرزندان شان را در کودکی و بزرگسالی گم کردند. پسرشان را از دست دادند حضرت یوسف، ولی الله است پسرش فرق می کند. شاید اگر به جای حضرت یوسف، حضرت یعقوب یازده تا از پسرهایش را از دست می داد این قدر گریه نمی کرد و این قدر ارزش گریه کردن و کور شدن چشم نداشت. ارزش نداشت این قدر گریه بکند که پوست و استخوان بشود جسمش را از دست بدهد و کمرش خمیده بشود اگر یازده پسرش را از دست می داد گریه نمی کرد ولی برای حضرت یوسف ولی الله پسرش این قدر گریه کرد.
غیر از این، بقیه علمای اهل سنت هم همین را نقل کردند و گفتند به یک سند بسنده می کنم.
عین همین بیت الاحزان را حضرت زهرا (سلام الله علیها) در بقیع داشت. زمانی که همه مردم اذیت می شدند نه این که حضرت زهرا مقصر بشود آن ها اذیت می شدند آن ها هم باید گریه می کردند یعنی حق پیامبر این بود مردم در فراقش هر روز گریه کنند. ایشان اشرف مخلوقات خداست حضرت زهرا این قدر گریه می کرد مردم گفتند یا روز یا شب گریه کن از شدت گریه تو خسته شدیم. این طور نبود حضرت وسط بیابان بیاید داد بزند یا نصف شب خانه مردم برود مردم رد می شدند گریه اش را می شنیدند یا صدایش می رسید ناراحت می شدند.
تا این که امیر المؤمنین (علیه السلام) برای حضرت زهرا بیت الاحزان در بقیع ساخت. یکی، دو مستند خدمت تان نشان بدهم کتاب وفاء الوفاء آقای سمهودی، وقتی بحث مسجد حضرت زهرا (سلام الله علیها) را نقل می کند دارد:
«ويصلي في مسجد فاطمة قال أبن جبير وهو المعروف ببيت الحزن يقل إن فاطمة أقامت به أيام حزنها على أبيها»
خلاصة الوفا بأخبار دار المصطفى؛ اسم المؤلف: علي بن عبد الله بن أحمد الحسني السمهودي (المتوفى: 911هـ) الوفاة: 911، دار النشر:، ج1، ص260
«ويصلي في مسجد فاطمة» حضرت زهرا مسجدی داشت «قال أبن جبير وهو المعروف ببيت الحزن»، مسجد حضرت زهرا بعداً تا زمان ورود وهابیت ملعون در بقیع سالم بود می گوید این مسجد معروف به بیت الحزن بود «إن فاطمة أقامت به أيام حزنها على أبيها»، حضرت زهرا (سلام الله علیها) در آن ایامی که برای پدرش گریه می کرد در این جا ساکن بود.
ما چقدر برای امام حسین گریه کردیم؟ یک هزارم این را گریه نکردیم که بیت الاحزان داشته باشید هر روز برای امام حسین (علیه السلام) یا پیامبر گریه کنیم.
رِحله ابن جُبیر یا ابن جَبر کتاب معروفی هست سفرنامه آقای ابی الحسن محمد ابن احمد ابن جُبیر که ایشان تمام سرزمین های اسلامی را گشت و از خاطرات خودش در مدینه نقل می کند هر شهری که می رفت توصیفات آن شهر را بیان می کرد تا به مدینه می رسد درباره بقیع صحبت می کند:
«ويلي هذه القبة العباسية بيت ينسب لفاطمة بنت الرسول، صلى الله عليه وسلم، ويعرف ببيت الحزن، يقال: إنه الذي أوت اليه والتزمت فيه الحزن على موت أبيها المصطفى، صلى الله عليه وسلم»
الكتاب: رحلة ابن جبير؛ المؤلف: ابن جبير، محمد بن أحمد بن جبير الكناني الأندلسي، أبو الحسين (المتوفى: 614هـ)، الناشر: دار بيروت للطباعة والنشر – بيروت، الطبعة: الأولى، ج1، ص155 و 173
«ويلي هذه القبة العباسية» آن جا قُبه عباسیه بود همین طور «بيت ينسب لفاطمة بنت الرسول، صلى الله عليه وسلم» (ایشان «ابن جبیر» متوفای قرن هشتم است.) «ويعرف ببيت الحزن» خانه حضرت زهرا در بقیع معروف به بیت الحزن بود می گوید این خانه ای است که «يقال: إنه الذي أوت اليه والتزمت فيه الحزن على موت أبيها المصطفى، صلى الله عليه وسلم»، خانه ای که حضرت زهرا در آن جا پناه برده بود و ملتزم شده بود به قول معروف یا به قول روایت دیگر اعتکاف کرده بود در مصیبت پدرش حضرت مصطفی (صلی الله علیه و آله) گریه می کرد. بحث بیت الاحزان و گریه حضرت زهرا (سلام الله علیها)، تاریخچه مصیبت بر حضرت زهرا (سلام الله علیها)
ما از این دست روایات زیاد داریم. بقیه بزرگان که برای سید الشهداء (علیه السلام) گریه کردند کسانی را داریم تمام عمرشان را بر امام حسین گریه کردند حتی از گریه بر امام حسین (علیه السلام) جانشان را از دست دادند. مثلاً حضرت رباب (سلام الله علیها) برای امام حسین جانش را از دست داد. قبل از این که بحث حضرت رباب را بگویم گریه بر سید الشهداء (علیه السلام) طبق برخی روایات سیصد سال قبل از شهادت امام حسین (علیه السلام) هم روایت داریم برای امام حسین در کنیسه ای گریه کردند.
روایتش را از تاریخ البدایة و النهایة ابن کثیر، جلد 8، صفحه 280 چاپ دار ابن کثیر روایت را از ابن عساکر نقل می کند.
«وروى ابن عساكر أن طائفة من الناس ذهبوا فى غزوة إلى بلاد الروم فوجدوا فى كنسية مكتوبا: (أترجو أمة قتلت حسينا * شفاعة جده يوم الحساب) فسألوهم من كتب هذا فقالوا إن هذا مكتوب ههنا من قبل مبعث نبيكم بثلاثمائة سنة وروى أن الذين قتلوه رجعوا فباتوا وهم يشربون الخمر والرأس معهم فبرز لهم قلم من حديد فرسم لهم فى الحائط بدم هذا البيت (أترجو أمة قتلت حسينا * شفاعة جده يوم الحساب)»
البداية والنهاية؛ اسم المؤلف: إسماعيل بن عمر بن كثير القرشي أبو الفداء الوفاة: 774، دار النشر: مكتبة المعارف – بيروت، ج8، ص200
می گوید طایفه ای از مسلمان ها وقتی برای جنگ با روم رفتند کنیسه ای را در روم پیدا کردند روم همان شامات امروزی هست در آن کنیسه لوحی بود در این لوح چه نوشته بود؟ «أترجو أمة قتلت حسينا * شفاعة جده يوم الحساب»، امتی که امام حسین را به شهادت رساندند آیا این ها منتظر هستند و امید دارند که شفاعت جدشان در قیامت شامل حال شان بشود؟ امتی که امام حسین را به شهادت رساندند آیا امید دارند که جد امام حسین آن ها را در قیامت شفاعت کند؟
می گوید این قصه چه زمانی بود؟ «مَنْ کَتَبَ هَذا؟» کسانی که آن جا رفته بودند گفتند این لوح را چه کسی نوشته است؟ گفتند «فقالوا إن هذا مكتوب ههنا من قبل مبعث نبيكم بثلاثمائة سنة»، این لوح سیصد سال قبل از بعثت پیغمبر در کنیسه یهودیها در روم نوشته شده بود.
این عزاداری برای امام حسین(سلام الله علیه) سیصد سال قبل از بعثت، و سیصد و پنجاه سال قبل از شهادت امام حسین(سلام الله علیه)
مجری:
بحث معروف روضه خوانی جناب جبرئیل و حضرت آدم برای حضرت سید الشهداء(سلام الله علیه) هم است.
استاد یزدانی:
بله این مطلب در منابع شیعه است که پیامبران همه گریه کردند، آن چه کتابهای تخصصی گریه بر سید الشهداء(سلام الله علیه) نوشته شده حضرت پیامبر، حضرت نوح، حضرت ابراهیم و حضرت موسی و حضرت عیسی و پیامبر خودمان. اینها را هم داریم که در منابع شیعه است. ما بیشتر داریم از منابع اهل سنت خدمت تان میخوانیم.
اما بحث حضرت رباب، حضرت رباب همسر سید الشهدا(سلام الله علیه) است ایشان این قدر در مصیبت همسرش گریه کرد که جان خودش را از شدت گریه و عزاداری از دست داد. این مطلب را فقط شیعه نقل نکرده است در منابع اهل سنت در کتابهای معروف تاریخی اهل سنت آمده است.
کتاب الکامل فی التاریخ یکی از کتابهای تاریخی معتبر اهل سنت است که خود نویسنده در مقدمه اش گفته من صحیحترین روایات تاریخی را در این کتاب جمع کردم کتاب الکامل فی التاریخ نویسنده ابن اثیر جذری جلد 3 صفحه 440 حوادث سال 61 را ذکر میکند.
«وكان مع الحسين امرأته الرباب بنت امرئ القيس وهي أم ابنته سكينة وحملت إلي الشام فيمن حمل من أهله ثم عادت إلي المدينة فخطبها الأشراف من قريش فقالت ما كنت لأتخذ حموا بعد رسول الله وبقيت بعده سنة لم يظلها سقف بيت حتى بليت وماتت كمدا وقيل إنها أقامت علي قبره سنة وعادت إلي المدينة فماتت أسفا عليه»
الكامل في التاريخ؛ اسم المؤلف: أبو الحسن علي بن أبي الكرم محمد بن محمد بن عبد الكريم الشيباني الوفاة: 630هـ، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت - 1415هـ، الطبعة: ط2، تحقيق: عبد الله القاضي، ج3، ص440
«وكان مع الحسين امرأته الرباب» به همراه امام حسین(سلام الله علیه) همسرش رباب هم بود. رباب چه کسی بود؟ «بنت امرئ القيس وهي أم ابنته سكينة» دختر امرئ القیس و مادر حضرت سکینه(سلام الله علیها) بود. «وحملت إلي الشام فيمن حمل من أهله» حضرت رباب اسیر به همراه سایر خانواده امام حسین(سلام الله علیه) شد.
«ثم عادت إلي المدينة» از شام به مدینه برگشت «فخطبها الأشراف من قريش» خیلیها به خواستگاریش آمدند، بزرگان قریش به خواستگاری همسر امام حسین آمدند چون در آن زمان رسم بود زن بیوه را خیلی زود خواستگاری میکردند و معمولا با اولین خواستگاری هم قبول میکردند. اما هرکس خواستگاری آمد قبول نکرد.
«فقالت ما كنت لأتخذ حموا بعد رسول الله» من بعد از پیامبر نمیخواهم پدر شوهری داشته باشم وقتی کسی مثل پدر شوهر پیامبر دارد کسی دیگر را نمیخواهد و خلاصه این که قبول نکرد «وبقيت بعده سنة» بعد از شهادت حضرت سید الشهدا(سلام الله علیه) یک سال زنده بود «لم يظلها سقف بيت» هیچ وقت زیر سقف نرفت، سقف هیچ خانه ای بر او سایه نیانداخت یعنی هیچ وقت داخل خانه زیر سایه نرفت. همیشه زیر آفتاب بود.
این قدر زیر آفتاب بود به خاطر این که سید الشهداء(سلام الله علیه) سه روز جنازه شان زیر آفتاب مانده بود همسرش به خاطر این که با امام حسین(سلام الله علیه) مواسات کرده باشد دیگر زیر سایه نرفت. «حتى بليت وماتت كمدا» این قدر ماند که از شدت غم و غصه بر سید الشهداء(سلام الله علیه) از دنیا رفت «وقيل إنها أقامت علي قبره سنة» یک سال بعد از این که اهل بیت برگشتند ایشان کربلا رفت و سر قبر همسرش امام حسین ماند «وعادت إلي المدينة فماتت أسفا عليه» یک سال در کربلا ماند وقتی به مدینه برگشت به خاطر غصه بر امام حسین(سلام الله علیه) از دنیا رفت.
اینها برای ما نمونه است، اینها برای ما اسوه هستند، اهل بیت(سلام الله علیهم) برای ما اسوه هستند وقتی حضرت رباب (سلام الله علیها) این قدر گریه کرده که از شدت غم و غصه و گریه بر امام حسین(سلام الله علیه) جانش را از دست داده ما که کاری برای امام حسین(سلام الله علیه) نکردیم.
بعد یک عده میآیند میگویند چرا شما برای امام حسین(سلام الله علیه) عزاداری میکنید؟ ما مگر چه کار کردیم؟ حداکثر سال ده، بیست روز آن هم نیم ساعت و یک ساعت دور هم جمع میشویم و عزاداری میکنیم. ما کسانی را داریم که تمام عمرش برای امام حسین(سلام الله علیه) گریه کردند و از شدت گریه بر امام حسین(سلام الله علیه) جانشان را از دست دادند. این هم بحث حضرت رباب(سلام الله علیها)
مجری:
ما به قولی خودمان را شبیه اهل بیت(سلام الله علیهم) میکنیم که همه عمرشان را برای سید الشهداء(سلام الله علیه) گریه کردند.
استاد یزدانی:
نمیتوانیم!
مجری:
توان و بضاعت ما واقعا بیش از این نیست و خوش به حال کسانی که این شبها و روزها میتوانند به اندازه ارادت خودشان ابراز ارادت و عزاداری و گریه بر سید الشهداء را داشته باشند. به نظرم وقت مان رو به اتمام است اگر در انتها دعا هم بفرمایید متشکر میشوم.
استاد یزدانی:
خدمت تان عرض کنم ما تاریخچه کوتاهی از عزاداری گفتیم یک وقت فرصت بشود مفصلتر این را بحث کنیم، امیدواریم ان شاء الله به همین اندازه خداوند از ما قبول بفرماید، به حق سید الشهداء (سلام الله علیه) و به حق بی بی رباب (سلام الله علیها) در فرج مولا و آقایمان حضرت حجت ابن الحسن تعجیل بفرماید و تنها دعایی که ارزش دارد آدم دعا کند و دستش را به سمت خدا دراز کند همین دعا است اللهم عجل لولیک الفرج!
مجری:
بسیار عالی، استفاده کردیم از حضور گرم شما تقدیر و تشکر میکنم، بینندگان عزیز و گرامی از این که تا آخرین دقایق این برنامه همراه ما بودید از همه شما تقدیر و تشکر میکنیم ان شاء الله که در این عزاداریهای تان برای همه مظلومین و برای همه مسلمین و شیعیان علی ابن ابی طالب دعا بفرمایید و مخصوصا دعا کنیم برای آن اقایی که فرمود:
«فَلَئِنْ أَخَّرَتْنِي الدُّهُورُ، وَ عَاقَنِي عَنْ نَصْرِكَ الْمَقْدُورُ، وَ لَمْ أَكُنْ لِمَنْ حَارَبَكَ مُحَارِباً، وَ لِمَنْ نَصَبَ لَكَ الْعَدَاوَةَ مُنَاصِباً، فَلَأَنْدُبَنَّكَ صَبَاحاً وَ مَسَاءً، وَ لَأَبْكِيَنَّ عَلَيْكَ بَدَلَ الدُّمُوعِ دَماً»
المزار الكبير (لابن المشهدي)؛ نویسنده: ابن مشهدى، محمد بن جعفر، ناشر: دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم، محقق/ مصحح: قيومى اصفهانى، ص501
هم خودمان این روزها شبیه حضرت باشیم و هم ان شاء الله برای ظهور حضرت دعا کنیم، دستهایمان را به دعا بر میداریم و عرضه میداریم یا رب الحسین بحق الحسین اشف صدر الحسین بظهور الحجه، یا علی مدد خدا نگهدار!