-
با کاروان
1:03:49 دقیقه
ورود كاروان اسرا به شهر شام 3 مرداد 1404 -
با کاروان _ ویژه برنامه شهادت حضرت رقیه سلام الله علیها 30 مرداد 1402
55:20 دقیقه -
با کاروان _ ویژه برنامه شهادت حضرت رقیه سلام الله علیها 12 شهریور 1401
1:29:26 دقیقه -
با کاروان _ ویژه برنامه شهادت حضرت رقیه سلام الله علیها 10 شهریور 1401
1:21:32 دقیقه -
با کاروان _ ویژه برنامه شهادت حضرت رقیه سلام الله علیها 9 شهریور 1401
1:23:37 دقیقه
بررسی قدیمی ترین اسناد موجود در خصوص حضرت رقیه سلام الله علیها با کاروان
قسمت دوم ویژه برنامه با کاروان به کارشناسی استاد حسینی و اجرای آقای حسینی
- سیر تاریخی اسناد تاریخی موجود در خصوص حضرت رقیه سلام الله علیها
- بررسی دلیل نگارش کتاب الحاویه فی مثالب معاویه
- بررسی محل ارجاع کتاب کامل بهایی به کتاب الحاویه
- بررسی قدمت کتاب الحاویه فی مثالب معاویه و زمان نگارش آن
- بررسی حذف نام حضرت در کتاب مطالب السؤول محمد بن طلحه شافعی
- پاسخ به شبهه انکار حضرت رقیه توسط شهید مطهری
دیگر قسمت ها
برنامه با کاروان 07 05 1404 (قسمت دوم)
عنوان: بررسی قدیمی ترین اسناد موجود در خصوص حضرت رقیه سلام الله علیها
استاد: آقای دکتر حسینی
مجری: آقای سید مهدی حسینی
کلیدواژها:
با کاروان؛ حضرت رقیه؛ شهادت؛ الحاویه؛ ابن فندق؛ قاسم بن محمد مأمونی؛ عمادالدین طبری؛ کامل بهائی!
مباحث مطرح شده در این برنامه:
1- سیر تاریخی اسناد تاریخی موجود در خصوص حضرت رقیه سلام الله علیها؛
2- بررسی دلیل نگارش کتاب الحاویه فی مثالب معاویه؛
3- بررسی محل ارجاع کتاب کامل بهایی به کتاب الحاویه؛
4- بررسی قدمت کتاب الحاویه فی مثالب معاویه و زمان نگارش آن؛
5- بررسی حذف نام حضرت در کتاب مطالب السؤول محمد بن طلحه شافعی؛
6- پاسخ به شبهه انکار حضرت رقیه توسط شهید مطهری!
مجری:
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ، سلام عرض می کنم محضر یکایک شما و جا دارد همین ابتدای امر بدون هیچ مقدمه ای عرض بکنیم که آجرک الله یا بقیة الله سالروز فرا رسیدن شهادت جانسوز بی بی سه ساله حضرت رقیه (سلام الله علیها) را تسلیت و تعزیت عرض می کنیم ابتدا محضر اعلی حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) و بعد خدمت یکایک شما محبان آل الله.
اصل ماجرا را به زبان شعر برای شما بخوانم با همدیگر با یک دل آماده وارد مباحث امشب خواهیم شد.
مرا دشمن به قصد کشت می زد * به جسم کوچک من مشت می زد
هر آن که پایم از ره خسته می شد * مرا با نیزه ای از پشت می زد
بیا بشنو پدر جان صحبتم را * غم تو برده از کف طاقتم را
دو چشم خویش را یک لحظه وا کن * ببین سیلی چه کرده صورتم را
مرا با تو سر گفت و شنود است * یتیمی منِ مظلومه زود است
بگو با دخترت در این دل شب * چرا لب های تو بابا کبود است
این تمام شرح ماوقعی است که در یک خرابه اتفاق می افتد و ماجرایی که بالغ بر هزار و سیصد سال است دارد راجع به آن بحث می شود، روضه خوانده می شود و مباحث تاریخی مطرح می شد که از قضا امشب در ویژه برنامه با کاروان از قاب شبکه جهانی حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) به این مباحث تاریخی ان شاء الله خواهیم پرداخت.
در خدمت استاد بزرگوار و توانا دکتر سید محمد حسینی هستم سلام عرض می کنم خیلی خوش آمدید.
استاد حسینی:
و علیکم السلام و رحمة الله خدمت شما و بینندگان عزیز و گرامی عرض سلام، ادب و احترام دارم و تسلیت بابت فرا رسیدن ایام شهادت حضرت رقیه (سلام الله علیها)، ایام اسارت خاندان ابی عبد الله الحسین (علیهم السلام) و ان شاء الله هر کجا هستید زیر سایه توجهات حضرت ولی امر و امام زمان مان زندگی خوب و پر برکتی را داشته باشید.
مجری:
نکته خیلی جالبی شد این که، سراغ مباحث تاریخی برویم چون از باب روضه و از باب معرفتی اگر بخواهیم وارد بشویم درست است شب شهادت هست همه دل ها آماده این اتفاقات هست مباحث شاید بعضاً تکرار محسوب بشود اما اصل ماجرا آنجاست ما در بحث های تاریخی می بینیم همچنان شبهات مطرح می شود. وهابی ها خیلی وسط می آیند بعضاً همان وهابی ها نسبت به برخی نظریه پردازها یا تاریخ دان های شیعه ایراد وارد می کنند ببینید خود این ها هم گفتند حضرت رقیه ای هم وجود ندارد. یعنی خود این کتمان یا عدم کتمان وجود همچنین دُر دانه ای یک بحث است اما این که ببینیم واقعاً آن روایت و سند تاریخی راجع حضرت و وجود ایشان ذکر شده از کجا نشأت می گیرد؟ اگر مدام عقب برویم این سِیر داستانی قرار است به کجا ختم بشود؟
لذا از شما می خواهم خواهش بکنم در این بحث تاریخی به ما کمک بکنید مقداری معرفت مان در این زمینه بالاتر برود باطبع این طوری می توانیم پاسخ برای خیلی ها داشته باشیم.
استاد حسینی:
بسم الله الرحمن الرحیم اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم؛ در شبکه جهانی حضرت ولی عصر نسبت به مسائل دینی که حساس و طبعاً غیور هستیم سعی می کنیم هر آن چه که شبهه مطرح می شود را با زبان علم پاسخ بدهیم. اهانت و جسارت را بلد نیستیم جواب بدهیم چون آن ها جسارت و اهانت می کنند ما علمی باید جواب بدهیم.
ولی یکی از آن موارد در قالب انکار، وجود مقدس حضرت رقیه (سلام الله علیها) است سال ها در این شبکه هم داریم به این می پردازیم برخی دیگر از اساتید به این موضوع پرداختند. ولی از آن جایی که مظلومیت حضرت رقیه (سلام الله علیها) مستمر است ما هم باید مدافع مظلومیت حضرت از باب این که، مظلومیت ایشان را اثبات بکنیم و در تاریخ وجود داشته را بازگو بکنیم پیگیر این موضوع هستیم و این مسئله را رها نخواهیم کرد.
یکی از خطوط قرمز بسیار مشخص ما، حضرت رقیه (سلام الله علیها) هست انکار هم لزوماً دلالت بر حقانیت ادعا ندارد. بالاتر از حضرت رقیه، خداوند را منکر می شوند بگویید فلانی منکر خدا شده است دلیل نمی شود بخواهد به جای استدلال گذاشته بشود.
اما امشب می خواهیم یکی از این روندهای تاریخی در نقل را با هم بررسی بکنیم واقعاً منطقی و سخت گیرانه جلو برویم. واقعاً سعی بکنیم هر آن چیزی که در خصوص این یک رشته مستند در مورد حضرت رقیه (سلام الله علیها) هست را ببینیم با هم مرور بکنیم بعد هم قلب های ما ان شاء الله به سمت حضرت رقیه (سلام الله علیها) متوجه بشود هم این که عقل ما بتواند پاسخگو باشد نسبت به آن سوالات و شبهاتی که گاهی معاندین مطرح می کنند.
گاهی هم برای ذهن یک مخاطب است یعنی لزوماً از روی عناد نیست می گوید یک ادعای تاریخی است سند یا اسناد تاریخی در این زمینه چه هست!
مجری:
در این جا به نظرم جا دارد این نکته مثبت را ببینم و بیان بکنم آن هم این که تا جایی که یاد گرفتم فقط شیعه هست که این جرأت را به خودش می دهد وارد این مباحث بشود. به قول شما خود ما به عنوان شیعیان سخت گیرانه این را بررسی می کنیم و منطقاً اثبات می کنیم چرا که خیلی ها اصلاً به طلبه ها و درس خوان هایشان اجازه نمی دهند وارد یک سری موارد کتابی بشوند آن ها را بخوانند.
اما این که خودمان به قول شما اول همه چیز را تا صد می آوریم و مطرح می کنیم نکته دیگر این که از باب معرفتی شاید برای ما شیعیان نیازی به اثبات با دلیل خیلی وجود ندارد چون این قدر معجزات واقعاً محیر العقول الحمد لله از حضرت رقیه دیدیم برای مان اثبات شده است.
اما نکته ای که شما فرمودید می خواهیم جوری از بُعد تاریخی بیان بکنیم برای بقیه به هر دلیلی می تواند درست باشد سوال ایجاد شده ان شاء الله پاسخ داشته باشیم.
استاد حسینی:
سراغ یکی از سندها بروم بعد رشته سند را بگیریم ببینیم از لحاظ تاریخی به کجا می رسد؟ گاهی می خواهند شبهه کنند می گویند از قرن هفتم، هشتم بحث حضرت رقیه یا فرزندی که بهانه ابی عبد الله (علیه السلام) را می گرفت مطرح شده است. سراغ کتاب کامل بهائی می رویم مخاطبین مان نیاز است مقداری با دقت بحث ما را پیگیری کنند چون نمی خواهیم سند بخوانیم رد شویم می خواهیم اتصال رشته را با همدیگر بگوییم.
در کتاب کامل بهائی (راجع به آن توضیح می دهم) عماد الدین حسن ابن علی ابن علی ابن طبری همان عماد الدین طبری معروف آقای اکبر صفدی قزوینی هم این کتاب را تحقیق کرده است در متن کتاب اختلافی نیست همه نسخه های کامل بهائی این را دارند بر اساس این متن صفحه 523 توضیحی در مورد خود کتاب بدهم سراغ متن برویم.
کتاب کامل بهائی را عماد الدین طبری وقتی نوشتند لقب عماد الدین طبری به خاطر جایگاه بالای ایشان است که نویسنده کتاب است. کامل بهائی در مقدمه کتاب آمده که در سال 675 نوشته و تکمیل شد. دوازده سال نوشتن این کتاب زمان برد البته نویسنده می گوید در طول این که، این کتاب را می نوشتم کتاب های دیگری نوشتم و تمام کردم این کتاب از لحاظ زمانی بیشتر طول کشید ولی این کتاب را طوری تدوین کرد کتاب کلامی و عقیدتی است.
دوره قرن هفتم در سال 675 این کتاب نوشته شد قبلش دوره ای است که آن تعصبات اسلامی اموی و عباسی کمرنگ شده است. دوره ایلخانیان شد در آن فضا بیشتر می شود کار کرد یا بعضی هایشن شیعه شده بودند برخی هایشان هم تسامح داشتند خیلی برای شان مهم نبود شما بخواهید در مورد مسائل تاریخی روشنگری کنید.
نقلی داریم از نویسنده کتابی که از شش واحد تقیه، چهار واحدش را الان رعایت نکردم دو واحد هنوز در تقیه هستم. اما این کتاب موقعی نوشته شد که شیعه می توانست در آن فضا یک نفس راحتی بکشد و یکسری مطالب را بگوید. مثل قبل خفقان نبود به ایران و سمت اصفهان آمده بود آن جا فضای متفاوتی تا فضای شام داشت.
در کتاب کامل بهائی جناب آٔقای عماد الدین طبری، صفحه 523 همان موقع کتاب به زبان فارسی نوشته شد یک مقدار زبانش ثقیل بود مجدد عبارات را ساده تر کرد. حرف و سخن این است می نویسند در هاویه آمد (هاویه چه است به شما می گویم) که زنان خاندان نبوت در اسیری حال مردان که در کربلاء شهید شده بودند بر پسران و دختران ایشان پوشیده می داشتند و هر کودکی را وعده ها می دادند که پدر تو به فلان سفر رفته است باز می آید.
به کودکان دلداری می دادند پدرت بر می گردد از باقیمانده شهدائی که در کربلاء شهید شده بودند به فرزندان شان همچنین وعده و وعیدی می دادند. تا ایشان را به خانه یزید آوردند بعد از کوفه به شام وارد شدند دخترکی چهار ساله بود سه ساله معروف است ولی متن چهار ساله هم داریم سه ساله یا چهار ساله بودن خیلی مهم نیست صغیر بودنش طبیعتاً موضوعیت دارد.
شبی از خواب بیدار شد و گفت پدرِ من حسین کجاست؟ یعنی این فرزند، فرزند امام حسین (علیه السلام) است این که بعضی ها گفتند فرزند امام حسین نبود مقداری مثل این که ضعف در نوع فهم عبارات داشتند مشخص است می گوید پدرم حسین کجاست؟ این ساعت او را به خواب دیدم سخت پریشان از زبان آن دختر دارد نقل می کند.
زنان و کودکان جمله در گریه افتادند و فغان از ایشان برخواست یزید خفته بود از خواب بیدار شد و حال، تفحص کرد، پرسید این صدا چه است و این گریه ها به چه دلیل است؟ خبر بردند که حال چنین است آن لعین (یزید) در حال گفت که برو (ببخشید شب شهادت است داریم این ها را راحت می خوانیم)
گفت بروند و سر پدر او را بیاورند و در کنار او نهند ملاعین سر بیاوردند و در کنار آن دختر چهار ساله نهادند پرسید این چیست؟ ملاعین گفتند سر پدر توست آن دختر بترسید و فریاد بر آورد و رنجور شد و در آن چند روز جان به حق تسلیم کرد.
یک متن فارسی آورد به خاطر این که کتاب به زبان فارسی است یعنی ترجمه شده و به نوعی تلخیص شده است. عماد الدین طبری در کتابی آورد که سال 675 نوشت.
اما عبارت اول در هاویه آمد یعنی چه؟ هاویه یعنی جهنم قضیه هاویه چه است؟ کتابی به اسم الهاویة فی مطالب معاویة یا بنی امیة یعنی جهنم در مورد جریان اموی و معاویه؛ الهاویه اول اسم کتاب الهاویة است. کتاب الهاویة به دست ما نرسیده الهاویه چه زمانی بود؟ ما مطالبی داریم از جمله مطلبی را ذهبی در سیر اعلام النبلاء دارد سعی می کنم روی آن ها نروم چون مرتب باید اسکن نشان بدهم این ها را شفاهی خدمت تان عرض می کنم. نشان دهنده این است نویسنده کتاب الهاویة قاسم ابن محمد مأمونی – متوفای 448 راویانی که از آن ها نقل روایت مستقیم کرد مثلاً از عبد الرحیم ابن العجوز مستقیم شنید و نقل روایت کرد سال او را داریم.
متناسب با این قطعاً مال قرن پنجم بود الهاویة منتسب به یک شخصی است که خودش سنی و اسمش را تأکید قاسم ابن محمد مأمونی چون با مأمونی بودنش کار دارم مال قرن پنجم است؛ کامل بهائی مال قرن هفتم، فاصله چطور حل می شود؟ دارد از کتاب نقل می کند نگفت از نویسنده اش شنیدم.
عماد الدین طبری در دوره ای است که به خاطر حضور حکومت جدید حتی می توانیم نوپا در آن مناطق بگوییم به کتابخانه ها دسترسی پیدا کرده است. کتابخانه هایی که عموماً قبلاً دست اهل سنت بود و شیعیان نمی توانستند به این کتابخانه ها راه پیدا کنند. آقای عماد الدین طبری می گوید چند سال قبل در شمال ایران (منطقه طبرستان) پانصد نفر هم شیعه نبود الان که آمدم همه شیعه شدند شاید پانصد نفر سنی وجود نداشته باشد.
دسترسی به مخازن کتابخانه ها باز شده اصلاً کتاب کامل بهائی یکی از ویژگی هایش این است که دارد به منابعی استناد می کند که این منابع در دست نویسنده بوده و به دست ما نرسیده است چون قرن هفتم سرعت از بین رفتن این آثار بیشتر شد مگر آثاری که از آن نقل شده است. پس نقل از کتاب الهاویة قاسم ابن محمد مأمونی است. مأمونی در قرن پنجم بود.
داستان این کتاب چه است و چرا به آن مأمونی می گفتند؟ به خاطر این که او از فرزندان مأمون عباسی بود در کتاب تجارب الأمة مطلبی آمده نشان می دهد این کتاب کجا بود و چطوری دست به دست آمد؟ در کتاب تجارب الأمم جناب آقای ابن مسکویه به معنای بو کردن مُشک. آقای ابن مسکویه مال 421 یعنی دوره قبل از این اتفاقات است ایشان عبارتی در کتاب تجارب الأمم، صفحه 375 این کتاب می آورد می گوید:
«ثمّ تقدّم المعتضد بإخراج الكتاب الذي كان المأمون أمر بإنشائه وفيه مثالب معاوية، ولعنه بعد ذلك فأخرج وهو كتاب طويل»
كتاب :تجارب الأمم؛ نويسنده: أحمد بن محمد مسكويه الرازي (وفات: 421)، تحقيق: الدكتور أبو القاسم امامي، ناشر: دار سروش للطباعة والنشر، سال چاپ: 1377 ش - 1998 م، ج5، ص2
«ثمّ تقدّم المعتضد بإخراج الكتاب» معتضد عباسی – متوفای 289 می گوید معتضد دستور داد کتابی را بیرون بیاورند که «الذي كان المأمون أمر بإنشائه» مأمون دستور داد این کتاب نوشته بشود «وفيه مثالب معاوية، ولعنه» معاویه را لعن کرد کتاب را آورد «و هوَ کتابٌ طویل» کتاب مفصلی بود، چرا مأمون؟
عرض می کنم پس معتضدی که 289 به درک واصل شد می گوید مأمون دستور داده بود. مأمون 198 هجری به قدرت رسید یعنی عبارت روضه حضرت رقیه (سلام الله علیها) مال زمان معصوم، امام رضا (علیه السلام) است.
مجری:
می خواهم بگویم الان از قرن هفتم عقب و عقب تر رفتیم حتی به 195 رسیدیم تا آن جایی که مأمون هست.
استاد حسینی:
بله زمان حضور معصوم.
نکته: چرا مأمون دستور داد چنین کتابی نوشته بشود؟ و چرا این کتاب مدتی پنهان بود احتمالاً در دسترس عموم نبود تا زمان قاسم ابن محمد مأمونی که عماد الدین طبری دسترسی به کتابخانه ها پیدا کرد رفت از این کتاب نقل قول کرد و این نقل باقی ماند. بنی عباس با تمام آن خباثت ها و ظلمی که داشتند و هیچ چیز در ظلم از بنی امیه کم ندارند هیچ تردیدی در آن نیست.
به قول آن شاعر عرب ای کاش جور بنی امیه بر گردد مرده شور عدالت بنی عباس را ببرد، چون بنی عباس، دشمن بنی امیه بودند و رقیب قبلی خودشان می دانستند طبیعی هست بعضی وقت ها حکومتی می آید حکومت قبلی را مذمت می کند. شروع کرد در مورد بنی امیه، معاویه و ظلم جنایتی که کرده بودند صحبت کردن و دستور داد کتاب بنویسید این ظلم ها را بیاورید. چرا این داستان در مورد حضرت رقیه (سلام الله علیها) این قدر جدی شد؟
مجری:
خیلی جالب شد واقعاً این اتفاق افتاد می گوید (عدو شود سبب خبر گر خدا خواهد) یک نکته ای را این جا باید حواس مان باشد پس آن جا لزوماً خودمان بنی عباس را تطهیر نکنیم بعد بگوییم به به چقدر این ها آدم های خوبی بودند که برای اثبات حق شیعه این را نوشتند. هدف آن ها چیز دیگری بود اما خودشان متوجه نشدند با این کار چقدر دارند به ما کمک می کنند؟ اثبات حقانیت دارد رقم می خورد.
استاد حسینی:
بله در روایت اهل سنت هم دارند
«إن الله ليؤيد دينه برجل الفاجر»
ممکن است کسی آدم فاجری باشد ولی ناخواسته به دین کمک کند. وقتی که مأمون دستور داد چون فکر بنی امیه نباید دوباره باز می گشت بخواهد واقعیت چهره شان را معرفی کند و همچنین مدلی گزارش های تاریخی را دستور داد در این کتاب جمع شد که نام این کتاب الهاویة شد. چرا داستان این دختر صغیره مهم و محل بحث بود؟
مجری:
این را نگه داریم میان برنامه ای ببینیم چون دارم جالب تر می شود مدام عقب تر می رویم برای این که اصل مطلب حتماً لحاظ بشود حتماً این فاصله را داشته باشیم
(میان برنامه)
مجری:
نکته ای که وجود دارد شعر زیاد آماده کرده بودم بخوانم حقیقتاً حال دل هایمان به نظرم بیشتر از این اگر بخواهد وارد این ماجرا بشود کم می آوریم. چون این قدر، این مصیبت بزرگ است و این غم، دردها و آلامی که بر اهل بیت امام حسین نائل آمد سنگین است واقعاً در کلام نمی گنجد.
اما پیشنهاد می کنم در این شب ها، امشب و فردا مخصوصاً لطف بفرمایید در روضه های که شرکت می کنید اشکی که بر حضرت رقیه (سلام الله علیها) می ریزید برای فرزند برومند اعلی حضرت امام حسین (علیه السلام) یعنی امام زمان که تشریف بیاورند و انتقام همه این دردها را بگیرند.
به ادامه مبحث بپردازیم نکته جالبی در صحبت های شما بود این که منِ نوعی می گوید آن ها منقبت بنی امیه را بنویسند و بدشان را بگویند می توانستند فقط به امام حسین (علیه السلام) و واقعه عاشوراء بسنده کنند. چه می شود می رود تا به تاریخی مثل پنج صفر می رسد و جریان خاصی یعنی یک اتفاقی که به ظاهر کوچک تر و جزئی تر حساب می شود مثل جریان حضرت رقیه (سلام الله علیها) را می آورند. لزوم این چه بود که این را هم ذکر کردند؟
استاد حسینی:
کتاب کامل بهائی، عماد الدین طبری چون کتاب مقتل نیست فکر می کنم یک سری عبارات را تلطیف کرده برایش قرینه دارد. یک سری عبارات را تلطیف کرده و نقل کرده چون عبارات خیلی اذیت کننده تر از این هاست. مثلاً سر را کنار دختر نگذاشتند متن تاریخی تر از طبری از عماد الدین طبری می آورم.
چرا بنی عباس این را نقل کرد؟ در کنار انگیزه های دیگر یک دلیل واضح می تواند داشته باشد حکومت بنی عباس، حکومت ظلم و جور است و امام می کشد و به شهادت می رساند. خودش دارد مردهای جنگی را می کشد و به شهادت می رساند نمی تواند بگوید بنی امیه این طوری بودند پس بد بودند باید یک نکته ای را بیاورد بگوید هر آدمی که وجدان داشته باشد می فهمد چقدر این ها ظالم بودند؟
فلذا این روایت و حقیقت را نقل می کند که امام حسین (علیه السلام) را بنی امیه به شهادت رساند دخترش را چرا این طوری و در این وضعیت به شهادت رساندید؟ این می شود «فی مثالب بنی امیه، فی مثالب معاویه» یعنی «ویلٌ لمن کفروا نمرود» وای بر بنی امیه ای که دید بنی عباس برای توبیخ کردن بنی امیه روضه حضرت رقیه می نویسند و می خوانند. چقدر این ها جنایتکار هستند؟ همین الان در دنیا هم وجود دارد یک جنگی جایی اتفاق افتاد اگر آمار را بیاورید می گوید این قدر سرباز این طرف کشته شد آن طرف هم سرباز کشته شد جنگ است دیگر.
ولی اگر بگویی یک دختر کوچک وجود داشت این دختر در چنی شرایطی بود بدن مثله شده پدر را جلوی این دختر انداختند می گویند آن کسی که این کار را کرد بی وجدان است این دیگر ظلم آشکار است و هیچ جوره قابل توجیه نیست. فلذا کتابی که به دستور مأمون عباسی نوشته شده بود این روایت را در آن کتاب گنجاند.
یکی از سوالاتی که چند سال پیش در ذیل شبهات شان مطرح می شد این است از کجا معلوم قاسم ابن محمد مأمونی این را نقل کرده باشد و این را آقای عماد الدین طبری نسبت دروغ به این شخص نداده باشد؟ سال گذشته یک سند و نسخه خطی در یکی از کتابخانه های ترکیه پیدا شد کتاب دیگری از قاسم ابن محمد مأمونی است.
این کتاب نسخه خطیش است چاپ نشد می توانیم پی دی اف کتاب را ببینیم اسم کتاب الصنیع أجل اولاد النبی است ولی معروف به السنی فی قتل أولاد النبی، آقای قاسم ابن محمد مأمونی کتابی در مورد روش و شیوه های به شهادت رساندن اهل بیت (علیهم السلام) نوشت نویسنده همان اهل سنت است. وقتی در مورد امیر المؤمنین صحبت می کند می گوید در باب دوم
«فی فضائل امیر المؤمنین علی ابن ابی طالب»
در ادامه اش می گوید: «رضی الله عنه» همان نویسنده اهل سنت است تردیدی در این نیست. در این نسخه قدیمی و خطی کتاب دیگری از آن نویسنده ای است که کامل بهائی از او نقل کرده کتاب السنی فی قتل أولاد النبی است یعنی مطالب سنگین و گران در مورد شهادت فرزندان پیامبر؛ این جا بر اساس پی دی اف این کتاب در فضای مجازی هست. صفحه 104 پی دی اف چون وضعیت نسخه اش این طوری است صفحه بندی ندارد متنی را آورده است.
با عرض پوزش از قلب نازنین مان این قدیمی ترین تصویر و سندی است که به این شکل و شیوه نه این که بگوییم فقط همین هست. به این شکل بحث مقتل حضرت رقیه (سلام الله علیها) را مطرح کرده، یک بازنویسی از متن صورت گرفت از روی این می خوانم ببینید وضعیت به چه شکل بود؟ می گوید:
«انّ یزید لمّا أنزل آل النبی بیتاً من بیوت داره کان فیهم صبیة.. ابنة أربع سنین، وکانت مشتاقة إلی ابیها، وکانوا یکتمون ذلک عنها.. فانتبهت من منامها فی الهاجرة وقالت: یا امّاه رأیت أبی فی المنام.. وأین هو؟ فصیحن بأجمعهنّ. فبعث إلیهنّ یزید أن یسألهنّ؛ وذلک أنه کان فی مقیله فانتبه لصحیهنّ، فسألهنّ فقلن: إنّ هذه الصبیة رأت أباها فی المنام، وقصصن علیه القصة. فأخبره بذلک وأمره اللعین بطرح رأس أبیها فی حجرها. فعلوا کذلک فصاحت: ما هذا؟ فقالوا: رأس أبیک. ففزعت الصبیة وفاضت وماتت»
«انّ یزید لمّا أنزل آل النبی بیتاً من بیوت داره کان فیهم صبیة...» یک دختر بچه ای در بین آن ها بود که او «ابنة أربع سنین» چهار سال داشت. «وکانت مشتاقة إلی ابیها»، به دنبال پدرش می گشت دلش برای پدرش تنگ شده بود «وکانوا یکتمون ذلک عنها» از او پنهان می کردند پدر چگونه به شهادت رسید؟ «ذلک» را می شود به جزهای مختلفی هم تعبیر کرد.
«فانتبهت من منامها فی الهاجرة» از خواب بیدار شد «وقالت: یا امّاه رأیت أبی فی المنام» من پدر را در خواب دیدم «و أینَ هوَ» او کجاست؟ همه شروع به ناله کردند به خاطر همچنین حرفی که از این دختر شنیدند معلوم است حضرت رقیه خیلی عزیز بود. آن جا این قدر شلوغ شد یزید هم با آن حالت مست و خموری اگر داشت بیدار شد. می گوید «فَبَعثَ یزید» یزید بلند شد پرسید چه شده و داستان چه است؟ همان گزارش دیگری که خدمت تان عرض کردم مثل همان است پاسخ دادند «إنّ هذه الصبیة رأت أباها فی المنام»، پدرش را در خواب دید پس مشخص است فرزند ابا عبد الله الحسین (علیه السلام) بوده است.
«وقصصن علیه القصة»، به تعبیری روضه حضرت رقیه را برای یزید خواندند که چه شد، چه دید و چه گذشته است؟ «فأخبره بذلک وأمره اللعین بطرح رأس أبیها فی حجرها»، گفت این دختر، پدر را می خواهد، نه این که سر را ببرید نزد او بگذارید سر پدر را به سمت او پرتاب بکنید. «فعلوا کذلک» این کار را کردند.
«فصاحت: ما هذا؟» فریاد زد نه این که چه کسی است از من استفاده می کند «ما هذا؟» این جا نمی توانم بحث را باز بکنم یکی از اساتید آقای دکتر جباری یکبار این بحث را باز کردند، اشاره ای به آن کردند واقعاً جرأت در برنامه زنده گفتن نیست فقط می گویم بفهمید چرا حضرت رقیه تشخیص نداد آن چیست و آن هم بلایی بود که بر رأس مطهر ابی عبد الله در مسیر آورده بودند که سر حالت قبل را نداشت.
فلذا حضرت رقیه (سلام الله علیها) نپرسید این سر کیست فرمودند اصلاً این چه است؟ بر اساس این مطلب و سند تاریخی «فقالوا: رأس أبیک»، سر پدر توست. «ففزعت الصبیة وفاضت وماتت»، این دختر بچه «ففزعت الصبیة وفاضت» خدا نیاورد کسی همچنین صحنه ای ببیند دختر بچه در یک مصیبت سنگین قرار می گیرد چطوری عکس العمل نشان می دهد؟ این دختر بچه وقتی فهمید یا به او گفته شد می دانست ولی این که بدانی یک کسی بگوید یک چیزی دیگر است. ما روضه می خوانیم ولی یک کسی همان مطلب را دوباره برای مان می گوید برای مان شعله ور می شود.
وقتی این را به حضرت رقیه (سلام الله علیها) این بچه خردسال گفتند این دختر جان داد. این سند تاریخی مال قرن 448 احتمالاً یا بیست سال این طرف و آن طرف تر؛ نویسنده این کتاب مال آن موقع هست همچنین مطلبی را آورده است. این، آن روایتی نیست که کامل بهائی آورد اشتباه نگیرید. کامل بهائی از کتاب الهاویة بود گفتیم نگارش این کتاب به زمان اهل بیت (علیهم السلام) می رسد. این کتاب دیگری است که این نویسنده دارد منتها از کجا آورده؟ از همان نقل روایتی که از زمان معصومین (علیهم السلام) رسیده بود، چون این جا دیگر آدرس کتاب نمی دهد ولی این جا مختصرتر و چند کلمه آورده است.
این نشان دهنده این است که روایت عماد الدین طبری الان نصف صفحه بود، نشان دادیم باز مفصل تر بود منتها چون به زبان فارسی آورده یکی از آن جاهایی که احساس می کنم کتاب کامل بهائی متن را تلطیف کرد و نقل کرد همین است که سر برای فرزند آوردند خیلی فرق می کند یا برای فرزند پرتاب کردند؟ این یک خط تاریخی در یک نقل روایی و تاریخی هست.
کتاب دیگری را می آورم کتاب مطالب السئول فی مناقب آل الرسول نویسنده محمد ابن طلحه شافعی – متوفای 652 این عددها را در خاطر داشته باشید. 582 تا 652 بر اساس این چاپ یک عالم اهل سنت شافعی مذهب واقعاً عالم و سرشناس بود بر اساس این چاپ صفحه 69 در مورد امام حسین (علیه السلام) تاریخ نوشت. در مورد کتاب و نویسنده توضیح می دهم تا این مطلب کاملاً واضح بشود می گوید «فی اولادهِ علیه السلام» در مورد فرزندان امام حسین (علیه السلام)؛ بینندگان عزیز خواهش می کنم همین چند ثانیه را با دقت گوش بدهید ببینید در تاریخ چه اتفاق افتاده است؟
«في أولاده، وعمره ( عليه السلام ) . . . الفصل التاسع في أولاده ( عليه السلام ) كان له من الأولاد ذكور وإناث عشرة : ستة ذكور وأربع إناث، فالذكور: علي الأكبر ، علي الأوسط وهو سيد العابدين وسيأتي ذكره في بابه إن شاء الله، وعلي الأصغر، ومحمد، و عبد الله، وجعفر. فأما علي الأكبر فإنه قاتل بين يدي أبيه حتى قتل شهيدا. وأما علي الأصغر جاءه سهم وهو طفل فقتله، وقد تقدم ذكره عند ذكر الأبيات لما قتل. وقيل: إن عبد الله أيضا قتل مع أبيه شهيدا وأما البنات: فزينب، وسكينة، وفاطمة هذا هو المشهور وقيل: بل كان له أربع بنين وبنتان والأول أشهر، وكان الذكر المخلد والثناء المنضد مخصوصا من بين بنيه بعلي الأوسط زين العابدين دون بقية الأولاد»
مطالب السؤول في مناقب آل الرسول (علیه السلام)؛ نويسنده: محمد بن طلحة الشافعي (وفات: 652)، تحقيق: ماجد ابن أحمد العطية، ص392
«كان له من الأولاد ذكور وإناث عشرة»، از فرزندان امام حسین (علیه السلام) پسر و دختر ده نفر بودند «ستة ذكور وأربع إناث» شش پسر و چهار دختر «فذکور» فرزندان پسر «علي الأكبر، علي الأوسط وهو سيد العابدين وسيأتي ذكره في بابه إن شاء الله، وعلي الأصغر، ومحمد، و عبد الله، وجعفر» حضرت علی اکبر، امام سجاد (علیه السلام)، علی اصغر، محمد، عبد الله و جعفر شش فرزند پسر شد.
«فأما علي الأكبر فإنه قاتل بين يدي أبيه حتى قتل شهيدا. وأما علي الأصغر جاءه سهم وهو طفل فقتله»، احمق های بی سواد وهابی می گویند حضرت علی اصغر کجا بوده است اینها چند وقت دیگر می گویند امام حسین هم وجود نداشت. این ها مطالب علما و بزرگان شما است.
«وقيل: إن عبد الله أيضا قتل مع أبيه شهيدا» این داستان را می آورد که حضرت علی اصغر یک فرزند دیگر است احتمالاً فرزند دیگری به اسم عبد الله هست که با پدرش شهید شد. بحث هست حضرت علی اصغر آیا یک فرزند بود یا عبد الله رضیع که متفاوت است با آن کار ندارم با این عبارت کار دارم. شش پسر شدند بنا بود ده فرزند باشد.
«و أما البنات» چهار دختر «فزينب، وسكينة، وفاطمة» سه تا با شش تا نُه تا می شود چهارمی کجاست؟
مجری:
شش را کنار بگذاریم جمعاً نُه تا می شود چهار دختر گفت الان سه دختر داریم یک دختر دیگر چه شد؟
استاد حسینی:
خیلی بی وجدان هستند یعنی به حضرت رقیه (سلام الله علیها) اکتفاء نکردند تو که داری می گویی چهار تا دختر بود دختر چهارمی اسم نیاوردی که است؟ دختری که اسمش نه زینب، نه سُکینه و نه فاطمه است. فاطمه صغیر و کبیر هم احتمالاً نیست به خاطر این که علی اکبر و علی اصغر را بالاتر توضیح داده بود.
نویسنده کتاب محمد ابن طلحه شافعی است در تقریباً دوره عماد الدین طبری هست منتها عماد الدین طبری به ایران آمد در دل شیعیان است محمد ابن طلحه شافعی در سوریه، شام، دمشق و حلب است. این آدم مفتی دمشق است این قدر اسم حضرت رقیه (سلام الله علیها) ضدیّت با بنی امیه پیدا کرد که بنی عباس می خواست مثالب بنی امیه را بگویند روضه این دختر را آوردند و مقتلش را نقل کردند.
محمد ابن طلحه شافعی که مفتی و محدث در دمشق و حلب است می خواهد تاریخ بنویسد می گوید امام حسین چهار دختر داشت اسم سه تا را می آورد و اسم یکی را نمی آورد.
مجری:
و این چه جور تاریخی نویسی است؟ خیلی جالب است به قول شما دو خط بالاتر هست.
استاد حسینی:
می خواست این عبارات را سانسور کند می شود با یک نگاه خیلی خیلی مثبت نگاه کنیم باید بگوییم محمد ابن طلحه شافعی چون یک کرامتی از امیر المؤمنین دید احتمالاً در مباحث روضه و مظلومیت اهل بیت (علیهم السلام) افتاد، خواست این جا یک نشانی بگذارد چهار تا دختر بگوید و بعد اسم و صفت همه فرزندان را آورد توضیح هم داد چطوری شهید شدند؟ این ها چه تفاوتی با همدیگر داشتند ولی اسم این یکی را نیاورده است.
قطعاً هر آدم عاقلی این متن را بخواند برای سوال می شود پس دختر چهارم کجاست؟ تو چهار تا دختر گفتی اسمش کجاست؟ حتی نگفتی مجهول بود تقریباً هم دوره هستند.
نکته ای دیگر می خواهم عرض بکنم یک سری افراد داریم که این بزرگواران عالمان شیعه هستند و معروف به سخت گیر بودن معروف هستند. یعنی این افراد، این قدر سخت گیر هستند حتی به طبل و سنج محرم هم چه بسا به دیدگاه حرمت نگاه کردند یعنی طرف تعارفی نداشت در این که اظهار نظر بکند ولو در دستگاه امام حسین (علیه السلام) این چنین اظهار کرده است. یکسری از موضوعات تاریخی را این قدر سخت گیر بود هر کار می کنی انگار نپذیرفت کنار گذاشته است.
یکی از این شناسنامه دارها می خواهم سند را بگویم می خواهم بگویم علما ما نسبت به این سندها چطوری رفتار کردند و چطوری این سندها را دیدند؟ یکی از علمای خیلی سخت گیر ما سید محسن امین است. یعنی بعضی از وهابی ها حتی می خواهند در مورد عزاداری ما و در مورد مسائل و مصائب ابی عبد الله الحسین (علیه السلام) گاهی تشکیک بکنند می بینیم بعضی وقت ها عبارتی را از عبارات سید محسن امین می آورند.
اسم کتاب بزرگان شیعه هست مثلاً ذهبی کتاب دارد سیر اعلام النبلاء (نامداران) یک زمانی کتاب می نویسد می گوید می خواهم بگویم مراجع شیعه چه کسانی بودند؟ اعلام، بزرگان و معروف ها چه کسانی بود؟ ایشان اعیان الشیعه می گوید بزرگان شیعه در طول تاریخ چه کسانی بودند؟ چه کسی می گوید؟ سید محسن امین خیلی سخت گیر است. ایشان در جلد 7، صفحه 34 مطلب می آورد جزء اعیان و بزرگان شیعه رقیه بنت الحسین (علیه السلام) یعنی در ردیف بزرگان! در تاریخ می خواهی اسم بیاوری چه کسی از اعلام، بزرگان و اعیان بودند؟ یکیش حضرت رقیه (سلام الله علیها) طفل سه یا چهار امام حسین (علیه السلام) است.
جالب این که به آن اشاره می کند می گوید قبر مطهر ایشان هم در دمشق است. بعد می گوید «الله أعلم بصحتِهِ جدته میرزا علی اصغر خان وزیر» فلان که داستانش جداست در مورد حضرت اصلاً تردیدی وجود ندارد بعد می گوید در این باب ورودی هم شعری گفته شده منقوش در آن جاست حتی از این بالاتر هم می گویم اشتباه نگرفته بود رقیه فرزند امیر المؤمنین (علیه السلام) است بعدیش می گوید «رقیه بنت امیر المؤمنین» است هیچ مو لا درز این عبارت نمی رود.
حتی در همین دوره اخیر که پای تکفیری ها به دمشق باز شد وقتی این ها آمدند خبرگزاری نایا کلیپش را پخش کرده بود کلیپش را دارم. اولین بار که پای این ها به حرم حضرت رقیه (سلام الله علیها) باز شد وقتی دارد وارد می شود معرفی می کند می گوید این جا مزار رقیه بنت الحسین (رضی الله عنها) است. چقدر بعضی از کسانی که اسم خودشان را شیعه گذاشتند بی وجدان هستند این وهابی تکفیری که در دمشق و سوریه هست در آن فضای اموی بزرگ شده این قدری که شروع به جنگیدن کرد و به این حرم مطهر رسید اولین حرفی که دارد می زند می گوید این جا مزار حضرت رقیه بنت الحسین (رضی الله عنها) است این تعبیر را به کار می برد.
حتی آن ها خواستند به خاطر ادا، به خاطر برکت خون مدافعان حرم به هر دلیلی بار اول خواستند وارد حرم بشوند کفش شان را در آوردند وارد شدند. تو گوشه ای نشستی یک تلفن همراه به دستت گرفتی نه سند و کتاب می دانی چه است نه ریشه این ها را می دانی چه است، نه متون را بررسی کردی نه نسخ خطی را دیدی نه اصلاً می فهمی روند تاریخی چیست؟ برای ما می گویی حضرت رقیه آیا وجود داشت؟ آن چیزی که وجود ندارد فهم، شعور، عقل و درک است برای کسی که بخواهد جاهلانه منکر وجود حضرت بشود.
حضرت رقیه وجود داشت در این بحثی نیست بحث فهمی است که این جا وجود دارد.
مجری:
به قول شما باید ریشه یابی کرد چه آسیبی به توی نوعی زد می خواهی اثبات کنی وجود کسی که این همه سال است مردم دارند از او حاجت می گیرند این همه سال باب الحوائجی برای خودش است این همه سال به قول شما معجزات مکرر در همان حرم از او دیده شده و افرادی که حتی شیعه نیستند در آن جا به او احترام می گذارند و ارزش قائل هستند.
شیطان در برخی افراد چه اثری می گذارد دنبال اثبات همچنین چیزی می روند؟ در نهایت آدم به چه می رسد؟
استاد حسینی:
به همانی که بنی امیه در انکار حضرت می رسیدند می رسد.
مجری:
نکته ای را عرض بکنم چون می خواهیم کلیپی را نشان بدهیم. توانستیم یک روایت تاریخی را نقل بکنیم چقدر جذاب شد این که مدام عقب رفتیم تاریخ ها، کتاب ها و موارد مختلف دیگر این جا بیان شد. می دانم با دوستان تان یک زحمتی کشیدید کتابی را در آپارات دارید آن جا تقریباً بالغ بر نود درصد خصوصاً تاریخی راجع به حضرت رقیه (سلام الله علیها) را به انواع مختلف پاسخ دادید می دانم این برنامه هم آن جا قرار می گیرد مدام دارد به روز رسانی صورت می گیرد.
لذا با اجازه شما کلیپ معرفی آن کانال را با هم داشته باشیم که بیننده های ما بتوانند استفاده بکنند آن جا خیلی از سوالات تان را خاصه راجع به حضرت رقیه (سلام الله علیها) می توانید پاسخ بگیرید.
معرفی کانال آپارات اسناد حضرت رقیه (سلام الله علیها)
صدها سال است که نامی در دل تاریخ طنین انداز شد دختری کوچک با نقشی بزرگ در واقعه عاشوراء حضرت رقیه (سلام الله علیها)؛ اما همچون هر عنصر مؤثر دیگری شخصیت ایشان نیز دور از هجمه معاندین و شبهه پراکنی دشمنان نبوده. سوالاتی همچون آیا در کلام امام حسین (علیه السلام) به ایشان اشارده شده است؟
آیا در متون معتبر تاریخی و نسب شناسی نامی از حضرت آمده است؟ آیا جایگاه ایشان بر اساس قرآن قابل اثبات است؟ اسناد شهادت شان چقدر قابل اتکاء است؟ نظر اندیشمندان بزرگی چون سید محسن امین و رجبی دوانی درباره ایشان چیست؟ و سوالات پر تکرار دیگر!
آیا سخنان شهید مطهری واقعاً به معنای انکار وجود حضرت رقیه است یا برداشت های غلط از دیدگاه ایشان مشهور شده است؟ ما این شبهات را یک به یک با مستندات علمی و منابع معتبر بررسی کردیم. اگر به دنبال پاسخی دقیق، علمی و مستند درباره مستند زندگی و شهادت حضرت رقیه (سلام الله علیها) هستید ما را در کانال آپارات اسناد حضرت رقیه (سلام الله علیها) دنبال کنید.
مجری:
بنابراین از شما دعوت می کنم حتماً به این کانال مراجعه بفرمایید چرا که خیلی از سوالاتی که به هر دلیلی تحت عنوان شبهات یا ... مطرح شده را آن جا دوستان پاسخ دادند شما می توانید از آن ها استفاده بکنید.
ادامه گفتگوی خودمان را در محضر استاد دکتر سید محمد حسینی داشته باشیم. یک سوالی این جا مطرح می شود آن این که از بُعد تاریخی اگر فقط بخواهیم نگاه بکنیم آیا این اسنادی که در کتب تاریخی ذکر شده منبع و مأخذ درستی حساب می شوند یا نه؟ ما چون شیعه هستیم، چون عرق داریم و چون دوست داریم که این اثبات وجود داشته باشد داریم این ها را استدلال می کنیم این به چه طریقی است؟
استاد حسینی:
یک خلاصه بخواهم عرض بکنم این طور شد عماد الدین طبری در کامل بهائی سال 675 این کتاب را نوشت نقلی از کتاب الهاویة دارد که قاسم ابن محمد مأمونی اوسط قرن پنجم محسوب می شود که او میراث دار کتابی است که ابن مُسکویه مال 421 هجری در کتاب تجارب الأمم گفت معتضد عباسی این کتاب را آورد همان کتابی که مأمون عباسی دستور داد نوشته بشود.
یعنی یک رشته تاریخی تا زمان معصوم و داستان حضرت رقیه (سلام الله علیها) صغیره امام حسین (علیه السلام) که با آن وضعیت و کیفیت به شهادت می رسد. تاریخ ها را گفتیم می خواهیم کلاً مدل تاریخی نگاه کنیم همچنین چیزی معتبر است یا نه؟ یک چیزی می خواهم بگویم فقط بیننده هایمان خیلی جا نخورند. وقتی موضوع بحث حدیثی یا تاریخی اسلام می شود اتفاقاً ما داریم نسبت به این موضوعات خیلی سخت می گیریم یک نمونه می خواهم بگویم کتابی است نویسنده اش شخصی به نام کِتریاس؛ مثلاً دوره هخامنشیان را نگاه کنید فرزندان اردشیر اول سقدیانه، خشایار شاه دوم، بغور زوس نامی برخی شان شاه هخامنشی بودند در هیچ کتاب دیگری از آن زمان و هیچ کتبیه ای حتی اسمی از این ها نیامده و تنها سندی که برای آن زمان است و اثبات می کند اصلاً این ها بودند که بگوییم در دوره هخامنشیان پادشاه بودند مال دوره کِتریاس است.
کِتریاس حدود چهارصد سال قبل از میلاد وارد دربار هخامنشی می شود هفده سال آن جا پزشکی می کرد بعد کتاب کتریاس را می نویسد. حدود چهار قرن قبل از میلاد در نظر بگیرید کتابش چطوری به دست ما رسید می گوییم این کتاب کتریاس است؟ قدیس فوتیوس می گوید این کتاب به دست من رسید بخش های از آن را منتشر می کند؛ یعنی کتاب کتریاس اطلاعاتی که در دوره باستانی داریم از دوره قدیس فوتیوس است یک نویسنده و یک جمع آوری کننده است بعد از قدیس فوتیوس هم شخصی به نام لوئید لون جویز می آید که معاصر ماست این کتاب را مقداری تصحیح می کند البته ترجمه فارسی هم دارد. فاصله نویسنده با فاصله چهارصد قبل از میلاد بود. قدیس فوتیوس را چهارصد سال قبل از میلاد در نظر بگیرید چقدر با او فاصله داشت؟ کسی کتابی نوشت کسی دیگر می خواهد بگوید این کتاب، این است
مجری:
معقولش این است به قول شما نهایتاً چهارصد سال است.
استاد حسینی:
قدیس فوتیوس مال قرن نهم هجری است نهصد را به علاوه چهارصد سال بکنیم هزار و سیصد سال بین نویسنده کتاب با خود کتابی که الان منتشر شده فاصله است. از لحاظ زمانی مثل این است یک کتاب بیاورم بگویم این صحیفه سجادیه است از دست امام سجاد به دست من رسید هیچ واسطه ای که این بین نباشد مثل این است!
کتیاس با هزار و سیصد سال فاصله نوشت کتابش بیرون آمد شما قبول می کنید بعد یک همچنین دوره تاریخی که داریم این قدر فشرده می گوییم و نقل از کتاب است.
مجری:
چهارصد سال قبل از میلاد این طرف نهم میلادی است خیلی است.
استاد حسینی:
تقریباً به اندازه فاصله زمان ما با حضرت رقیه (سلام الله علیها) است نُه بعد از میلاد، چهارصد قبل از میلاد؛ اولی کتریاس چهارصد قبل از میلاد است بعدی قدیس فوتیوس قرن نهم میلادی است هزار و سیصدسال فاصله بین نویسنده و خود کتاب است او را قبول می کنید. در مورد حضرت رقیه می رسد این چنین نقل و مستنداتی را داریم از هزار سال پیش داریم مطلب می آوریم. از هزار سال پیش نسخه خطی باقی مانده است.
مجری:
بعد آن سلسله تاریخی کنار هم می گذاریم فاصله هایشان صد سال و دویست سال شد
استاد حسینی:
بله، فقط نسخه السنی مال هزار سال پیش است. نقل الهاویة به زمان معصومین (علیهم السلام) می رسد این هم از مدل تاریخی. بقیه هم هست کتاب تاریخی هرودت را بخواهم باز کنم هرودت چه زمان بود بعد نسخه های تاریخیش چه زمان به دست آمد و نوشته شد ممکن است این فاصله ها برای برخی بحران ذهنی ایجاد بکند. فلذا نه خودتان و نه مؤمنین را اذیت کنید این مسئله به صورت تاریخی جواب جدی دارد.
کتاب مقتل جامع سید الشهداء (علیه السلام) این کتاب تازه نوشته شد روی کتاب نوشته گروهی از تاریخ پژوهان اما نویسندگان این کتاب در شبکه ما برنامه دارند آقای دکتر جباری به عنوان نمونه از نویسندگان این کتاب است. این کتاب با سخت گیری زیادی نوشته شده گاهی باید پای درد دل نویسندگان نشست که چقدر سخت گیری های تاریخی در مورد نوشتنش شده است.
بر اساس صفحه 378 حکایت دختر خردسال امام حسین (علیه السلام) در دمشق را آورده پاورقی که محقق زده چون به صورت مجزا روی بحث حضرت رقیه (سلام الله علیها) کار کردند. او هم نقل که در این جا دارد این احتمال را می دهد که می توان دریافت که قاسم ابن محمد مأمونی در قرن پنجم می زیست افزون بر این، نسب مأمونی برای او این گمان را تقویت می کند که کتاب الهاویة در اصل همان کتابی بود که در دوران مأمون خلیفه عباسی نگاشته شده بود یا نگاشته شد اما به سبب ملاحظاتی منتشر نگردید.
معتضد هم وقتی کتاب را آورد یک طوری آورد مدل توبیخش مشخص است آن کتاب را برایم بیاورید بعد شروع کرد لعن کردن بنی امیه و معاویه یعنی بیاورید ببینیم شما چه کار کردید و چه جنایت های رقم زدید؟ یکیش بحث حضرت رقیه (سلام الله علیها) است. جدای از این، مقداری در این موضوع پیش بروم چون بحث حضرت رقیه (سلام الله علیها) است.
مگر تاریخ مقتل نویسی ما مگر مال چه زمانی است؟ بعضی ها کلاً نسبت به مقاتل یک موضعی دارند دعوایش جداست باید در یک تشک علمی دیگری کشتی بگیریم. اگر کسی بگوید نه چون فلان مقتل نیامده یا تاریخش با مقتل اختلاف دارد یا نسبت به مقاتل متأخر است. مگر مال چه زمانی است؟ منطقی دفاع می کنیم مقتل به صورت خاص چه قرنی نوشته شده است؟
مثلاً مقتل ابی مخنف، مقتل ابی مخنف اصلاً به دست مان نرسیده فقط نقل هایی که از کتاب ابی مخنف بوده را جمع کردند خودِ من سه نسخه مقتل ابی مخنف دیدم که از لحاظ حجم بعضی هایش دو برابر یکی دیگر بود. نقل کرد مثلاً طبری – متوفای قرن 4 هجری گفت در این کتاب مقتل ابی مخنف بود درست است رویش متوفای 157 نوشت ولی به این معنا نیست کتاب مقتلی که دسترسی داریم همان کتابی است که 157 نوشته شد. نقل است کلی هم در آن بحث است باید جدا جدا بررسی بشود.
یا مطلب دیگر کتاب لهوف سید ابن طاوس در مورد جایگاه لهوف فکر نمی کنم کسی بحثی داشته باشد مگر سید ابن طاوس مال چه سالی است؟ سید ابن طاوس - متوفای 664 هجری است دارم برای تان از کتابی که از دوره بنی عباس دارد نقل می کند می آورم اصلاً آن هم را کنار بگذاریم
آن کتاب را کنار بگذاریم کتاب دیگر، کتاب السنی که این کتاب قرن چهارم و پنجم نوشته شده را قبول نمی کنید بعد می خواهید بگویید بررسی هم کردیم بحث روایات حضرت رقیه (سلام الله علیها) دیدیم. این مقاتلی که داریم بسیاریش از لحاظ زمانی متأخر از اولین کتاب مکتوب شده در مورد حضرت رقیه (سلام الله علیها) است نمی گویم همه روایات این گونه است.
اگر می خواهی حضرت رقیه (سلام الله علیها) را این طوری تضعیف بکنی که نمی توانی همه این کتاب ها را باید تضعیف بکنی. اول باید در مورد مقاتل صحبت کنی مقتل خوارزمی سنی مذهب کتاب مقتل نوشت اتفاقاً مقتلش دارای یک سری جزئیاتی است خوارزمی – متوفای 568 است کتاب مقتل دارد.
اتفاقاً اهل سنت سراغ سایر آثارش می روند استفاده می کنند برای دیگران هم یک سری کتاب ها و مطالبی دارد آن جا انگار برای کل کتابش مشکلی پیش نمی آید این جا کتاب مکتوبش مال قبل از این مقاتلی است که نوشته شده است. کسی آورد، نیاورده یا ممکن است دسترسی نداشت ممکن است همین حساسیت ها روی حضرت رقیه (سلام الله علیها) مؤثر واقع شده باشد خیلی ها هم آوردند.
در مورد لهوف، سید ابن طاوس، شیخ مفید در الارشاد توضیح دادیم آن ها بحث جدایی است اگر توفیق و فرصت بود آن جا می پردازیم بعضی ها دروغ می گویند نیست این همه مطالب علمای ما دیدند این مسائل را آوردند از طرق خودشان هم نقل کردند خیلی از این ها اصلاً متصل به طُرق الهاویة نیست. خودشان از طرق دیگری روایاتها را داشتند نقل کردند و آوردند.
ما این را اگر داریم میگوییم یکی از دلایلش این است که از باب قاعده الزام به اهل سنت میگوییم که روایت، روایت خود شما است. مطلبی که خود شما آوردید و علمای شما آورده اند نقل کردیم. خدمت شما هستم.
مجری:
زنده باشید، نکات این قدر کامل و جامع است و الحمدلله پاسخ دادید که دیگر جای بحث نمی ماند. ولی استاد همچنان شاید یک سوال برای خیلی از شیعیان حتی مطرح میشود و آن این است که در ابتدای برنامه هم یک اشاره ای به آن کردیم این که خیلی از شیعیان بنا به هر دلیلی که خیلی وقتها شاید جامع گفته نشده است میبینیم که یا حضرت رقیه (سلام الله علیها) را یا منکر شدند و یا ایراداتی نسبت به سندهای تاریخی آن وارد کردند و از این قبیل موارد.
یکی از این افراد شهید مطهری است که همواره راجع به این موضوع بحث میشود آقای شهید مطهری هم این موضوع را قبول ندارد پس چرا ما باید قبول کنیم؟ بعد این جا دو تا جنگ اتفاق میافتد، یک سریها میگویند چون شهید مطهری گفته نیست پس قطعا نیست. یک سری هم میگویند چون ما می دانیم و اصلا دوست داریم حضرت رقیه باشد مگر میشود نباشد پس شهید مطهری و امثالهم که میآیند به هر دلیل نقض میکنند را کامل زیر سوال میبرند. برای این که این تعادل بر قرار بشود البته میدانم که شما بارها پاسخ دهنده به این ماجرا بودید اما چون میخواهیم یک کم معاصرتر هم بحث کنیم این را هم اگر شما پاسخ بدهید ممنون میشوم.
استاد حسینی:
خیلی عالی، در مورد بحث انکار حضرت کسی را که سرش به تنش بیرزد نداریم یعنی واقعا نداریم اگر یک نفر بود و داشتیم میگفتیم و مطالبش را نقل و نقد میکردیم. دو تا پاسخ کلی بدهم و یک جرئیاتی به بحث شهید مطهری داشته باشم خواهش میکنم عزیزان بیننده دقت کنند اگر کسی برایش سوال بود پاسخ بدهیم.
بحث اول ما این است که حتی اگر شهید مطهری منکر حضرت رقیه (سلام الله علیها) شده باشد ما منکر ایشان نمیشویم، چون ما اسناد خودمان را داریم این همه مراجع عظام تقلید باهمدیگر اختلاف نظر دارند نمیشود شما یک قول را بیایی بگیری بعد بگویی چون این مرجع این قول را دارد بقیه را کنار بگذاریم.
شهید مطهری مطالبی دارد ممکن است آدم نگاه کند و بگوید این جای این مطلب دقیق نیست، شهید مطهری امام معصوم که نیست.
نکته بعدی که مهمتر است من اول آخرش را گفتم تا به اینجا برسیم، شهید مطهری اصلا کجا منکر حضرت رقیه شده است؟ میگویند در کتاب حماسه حسینی. شهید مطهری اصلا بی خبر بوده از این که یک چنین کتابی نوشته شده است. حماسه حسینی کتاب نوشته شده شهید مطهری نیست. باز میخواهد بنیاد شهید مطهری علیه ما بیانیه بدهد هزار تا بیانیه بدهد کتاب حماسی حسینی سخنرانی شهید مطهری است بدون اجازه و بعد از شهادت شان چاپ شد و در همان هم نیست. ما دو تا نسخه از آن حماسه حسینی داریم. یکی کتابی که جامع سخنرانی شهید مطهری را آورده در مقدمه کتاب گفته ما فقط جایی که صوت شهید مطهری است آوردیم.
دو: کتاب حماسه حسینی که اولش گفته ما یاداشت هم برداشتیم آوردیم یاداشت یعنی چه؟ یعنی من این جا یک چیزی نوشتم و این را بیاییم بگذاریم و بگوییم این را گفته است. یاداشتهای شهید مطهری را برداشتند این جا گذاشتند. ما گفتیم چرا این تکه ای که معتقد هستید شهید مطهری منکر شده صوتش را از شهید مطهری پخش نکردید؟ آیا دارید یانه؟ گفتند داریم اگر دارید پخش کنید. نکردند و مطمئنا ندارید هرکسی که میگوید دارد دروغ است.
من میخواهم یک سوال دیگر بپرسم نه تنها در موضوع ضعف در این قضیه نیستیم میخواهیم تهاجمی به این موضوع نگاه کنیم. آقا این روزنامه جام جم انلاین است که فارس و جاهای دیگر هم دارد استاد شهید مطهری در یکی از نوارهای سخنرانی، نوار سخنرایش را اقای دفتر شهید مطهری چرا پخش نمیکنید؟ آقایان بنیاد شهید مطهری چرا این نوار سخنرانیش پخش نمیشود؟ استاد منذر آمده گفته من این را شنیدم چرا پخش نمیکنید؟ استاد منذر را که دیگر نمیتوانید حرف در موردش بزنید. عبارت شهید مطهری در آن صحبت این است ملاحظه بفرمایید فایل صوتی اش هم باید باشد ولی دست ما نیست.
ایشان میفرماید "اما سالار شهیدان در تداوم و تکمیل حرکت آن بزرگواران توانست با قافله اسیران به شام نفوذ کند و با سخنرانیهای کوبنده و افشاگرانه ای زینب و امام سجاد (علیهما السلام) کاخ سبز اموی را بگشاید و در بازگشت (که به شام رفتند و دارند باز میگردند) در بازگشت به مدینه نیز سفیری جاویدان رقیه بنت الحسین(سلام الله علیها) را برای ابلاغ پیام عاشورا در پایتخت بنی امیه بر جای نهاد که به نماد ابدی از مظلومیت آل الله به شمار میرود"
این حرف شهید مطهری است. حالا بی سلیقگی انتشارات است که یک جمله ای را در کتاب بگذارد، بعد میگوید فایل صوتی اش اگر هست کجاست؟ دست من که نیست من که آن موقع نبودم حرفهای شهید مطهری را بخواهم ضبط کنم. بنیاد دارد باید آن را منتشر کند. اولا اگر شهید مطهری منکر شده بود ما حرفی نداشتیم از باب این که او را بخواهیم ملاک اصلی بکنیم.
مجری:
خودتان فرمودید و روایت از امام صادق(سلام الله علیه) مگر نداریم کسی را غیر از من درواقع امام معصوم حجت قرار ندهید.
استاد حسینی:
خود شهید مطهری این مطلب است امیدوارم کسی را به اشتباه نیندازد، شهید مطهری در خصوص برخی از مسائل جزئی با امام خمینی اختلاف نظر داشتند. فایل صحبتهای امام خمینی است فایل صحبتهای شهید مطهری هم است عبارتی را امام خمینی به کار برده نمی گویم چه است که بعضیها بروند در بیاورند و ان را بخواهند شبهه جدید بکنند.
شهید مطهری فرموده هرکس این برداشت را داشته باشد چنین و چنان است و یک صفاتی را به کار بردند.
مجری:
این یک چیز طبیعی در مسائل علمی است که شما هم به آن اشاره کردید. راجع به تقلید نویسندگان در حوزه تاریخ و در حوزه ادبیات در هر حوزه ای ما میدانیم و داریم این را می بینیم که خیلی از عالمان در آن حوزه ممکن است اختلاف نظر داشته باشند. یک شخص ممکن است چنین برداشت کرده باشد و شخص دیگر برداشت دیگری کرده باشد. اصلا چیز عجیب نیست.
استاد حسینی:
مراجع عظام تقلید در مسائل فقهی اجتهاد میکنند. یعنی از ادله کلی میآیند مصداق حکم را مشخص میکنند. آن موضوع، موضوع اجتهاد و جدا است، بحث تقلید که دارد: «فَلِلْعَوَامِّ أَنْ يُقَلِّدُوه»
«فَأَمَّا مَنْ كَان مِنَ الْفُقَهَاءِ صَائِناً لِنَفْسِهِ حَافِظاً لِدِينِهِ، مُخَالِفاً لِهَوَاهُ، مُطِيعاً لِأَمْرِ مَوْلَاهُ فَلِلْعَوَامِّ أَنْ يُقَلِّدُوه»
تفصيل وسائل الشيعة إلى تحصيل مسائل الشريعة؛ شيخ حر عاملى، محمد بن حسن، ناشر: مؤسسة آل البيت عليهم السلام، محقق/ مصحح: مؤسسة آل البيت عليهم السلام، ج27، ص131
دستور معصوم در این زمینه مشخص است. در زمینه تاریخ که نباید ما مقلد باشیم تاریخ را یک کسی آمده مطلبی را نوشته مثلا مقتل جامع سید الشهدا(سلام الله علیه) نوشته شده زحمت کشیده ولی گاهی حقیر نگاه کردم و توضیح هم دادم و عرض کردم این نکته ای که این جا آمده با این که جزء بوده ولی نکته احتمالا با فلان مسئله اشتباه گرفته شده است.
به صورت خاص یکی از سالها را که میخواستند بیرون بیاورند دو تا سال ذکر شده بود یک موردش در مورد نفر بعدی است حالا اشتباه شده، حالا بیا بگو جمعی از نویسندگان سالها وقت گذاشتند مقتل جامع نوشتند ان وقت شما ایراد میگیرید، نباید تقلید بکنیم در تاریخ تقلید نیست. تقلید مال بحث رساله و توضیح المسائل است، فتوای مرجع جدا است.
شهید مطهری هم که آمده این طور گفته اگر میخواهید از ایشان تقلید کنید، ایشان که حضرت رقیه را به عنوان سفیر جاویدان امام حسین(سلام الله علیه) در شام دارد یاد میکند. این جا چرا شما مقلد نمیشوید؟ این جا مقلد بشوید! این مسائل متأسفانه از مصائبی است که برخیها دارند و متوجه نمیشوند که علوم چطوری باید دیده بشود.
یعنی یک زمان علمی که به آن مراجعه میکنید علم ریاضی است یک زمان علم شیمی است و یک زمان علم فلسفه است شما نمیتوانید به کسی که فلسفه میخواند بگویی تو باید مقلد باشی؛ چون او این تعریف را از وجود و موجود دارد از ماهیت دارد تو هم باید همین را داشته باشی. میگوییم استادش تعریفی داشته من هم تعریف دیگری دارم.
یک زمان تاریخ است و یک زمان فقاهت و مرجعیت است، در فقاهت و مرجعیت ما پایمان را در آن دایره نمیگذاریم اصلا ارتباطی به ما ندارد ما کجا آن کجا؟ بحث تاریخ بالاخره یک شخصی سندهای تاریخی را دیده میخواهد بر اساس آن حرف بزند و صحبت کند.
بله جزئی در بحث اجتهاد در تاریخ داریم که در این مقوله نمیشود چون این جا تصمیمات متعدد داریم البته من جمله ام را دوباره تکرار کنم کسی که از لحاظ علمی و وجاهت سرش به تنش بیرزد منکر حضرت رقیه باشد نداریم. چهار تا مثل این وهابیها و اینها هستند که میآیند حرفی را میزنند و آن هم به خاطر این است مایحتاجی که زیاد هم برای شان است تأمین بشود و رسانهشان را داشته باشند آنها هر حرفی را می زنند آنها که سرشان به تن شان نمیارزد.
مجری:
حالا چون مدام علمی فرمودید از آن طرف هم است یک کم عامیانهتر و یک کم دلی و احساسی نگاه کنیم سند مظلومیت و البته وجود نازنین حضرت رقیه(سلام الله علیها) همین است که همین امشب استاد از تقریبا ساعت شش بعد از ظهر در سراسر کشور شروع شده و تا آخر شب هست در سراسر ایران بزرگترین سفره حضرت رقیه مدام پهن است و مجالسی که برپا است معجزاتی که همه دیدند شفاهای که گرفتند و مواردی که برای ما کاملا اثبات شده و دیدیم.
به نظرم همین به ما نشان میدهد و خدا این را اثبات میکند که بعد از هزار و سیصد سال ببینیم که یک دختر سه ساله چگونه دارد این طوری دستگیری میکنید و ما هم به نظرم بیرویم در خانه این دختر سه ساله و یقینا حاجت خواهیم گرفت. استاد اگر کلامی پایانی دارد ما در خدمت تان هستیم.
استاد حسینی:
حضرت رقیه(سلام الله علیها) هم نماد مظلومیت است و هم نماد مبارزه با ظالم است. آدم باید شرم کند همین کتابی که خدمت تان عرض کردم السنی فی قتل اولاد النبی مطالبی دارد این کتاب نسخه خطی و مسائل تاریخی را نوشته که نویسنده اصلا شیعه نیست هدفش هم مقتل نویسی به آن معنا نیست که در ذهن برخیها ممکن است باشد.
واقعا این نماد مظلومیت به تعبیر شهید مطهری حضرت رقیه سفیر جاویدانه شد. یک بیت شعر خیلی من را این چند وقت اذیتم کرد معروف هم است شاید همه شنیده باشند بعضی وقتها نیاز نیست حتما بروید کتاب بخوانید بعضی وقتها یک بیت شعر و یک مصرع شعر میبینید به اندازه چندین صفحه کتاب جواب می دهد آن شعر معروف:
اومدم زیارتت با گریه با زاری * تو هنوزم وسط بازاری
ببینیم حضرت در چه جایگاهی بود و چطوری زندگی کرد و چطوری به شهادت رسید کجا برای امام حسین(سلام الله علیه) علمداری کرد؟ حضرت رقیه در دل شام برای امام حسین(سلام الله علیه) علمداری کرد. در دمشق برای امام حسین(سلام الله علیه) علمداری کرد. و هنوز دارد برای امام حسین(سلام الله علیه) علمداری میکند.
بی وجدان و بی انصاف نباشید روایتهای تاریخی را ببینید خود حضرت رقیه هم میبخشد اگر اشتباهی کرده باشند حتی اگر دل شان نسبت به این مقوله دچار شک و شبهه شده باشد.
شخصیتی که در قرن هفتم ثبت شده کامل بهائی است از کتاب الهاویه قاسم ابن محمد مأمونی است که مال قرن پنجم بوده است و کتابی که به دست مأمون رسیده استمرار کتابی است که در دست معتضد بوده است معتضد 289 و این معتضد 289 همان کتاب را آورده و به ان استناد کرده است که مأمون دستور به نگارشش داده بود. مأمونی که 198 به قدرت رسیده است خط همین تک روایت به زمان معصومین(سلام الله علیهم اجمعین) میرسد. اصلا من وارد بقیه نشدم همین تک روایت به زمان معصومین رسیده است. آن مسیرهای دیگری که شیعه نقل کردند سر جای خودش است.
به خدا زشت است ما در شب شهادت حضرت رقیه بخواهیم سند برای اثبات وجود حضرت ارائه بدهیم این از مظلومیت حضرت است. خداوند ان شاء الله نسبت به اینها دلهای ما که نرم است نرمتر کند برای نزدیکتر شدن به مسیر ائمه و اهل بیت(سلام الله علیهم اجمعین)
مجری:
خیلی ممنونم استاد حسینی عزیز محبت کردی و خیلی استفاده کردیم. فقط با این جمله شما را هم دعوت کنم به این روضه یک خطی خود شما دختر داری میدانی وقتی از یک سفر و یک فاصله ای به خانه بر میگردی دختر اولین کاری که میکند میگوید بابا این اتفاق برایم افتاد امروز فلان جا رفتم این طوری شد؛ ولی وقتی سر حضرت امام حسین(سلام الله علیه) را برای حضرت رقیه میآورند اول نمیگوید برای من چه اتفاق افتاد، اول میگوید بابا من الذی قطع وریدک، سراغ بابا میرود شاید تنها جمله و آخرین عبارتی که حضرت فرموده باشد این باشد
زخانهها همه بوی طعام میآید * ولی به جان تو بابا گرسنه خوابیدم
و یکی از نقل قولهای قطعی حضرت رقیه شاید این بوده که: (نمانده طاقت هجران پدر بیا به سراغم) ما هم میخواهم به تأسی از حضرت رقیه(سلام الله علیها) خطاب به پدرمان به امام حی و حاضرمان همین را بگوییم اقا جان یا صاحب الزمان نمانده طاقت هجران پدر بیا به سراغم!
ما دست به دامن عمه سه ساله شما میشویم و برای ظهور موفور السرور شما دعا میکنیم که منتقم خون سید شهیدان و سالار شهیدان حضرت ابا عبدالله الحسین(سلام الله علیه) هستیم عرض میکنیم الهی بحق رقیه بنت الحسین عجل لولیک الفرج به امید دیدار یا علی!