پیامبر رحمت - به مناسبت عید بزرگ مبعث
ویژه برنامه پیامبر رحمت با کارشناسی استاد حسینی
دیگر قسمت ها
برنامه پیامبر رحمت 18 11 1402 (قسمت اول)
عنوان: ویژه برنامه به مناسبت عید بزرگ مبعث
استاد: آقای دکتر سید محمد حسینی
مجری: آقای علی اسماعیلی
کلیدواژها:
عید بعثت؛ بعثت؛ پیامبر اکرم(سلام الله علیه)؛ امیرالمومنین علی(سلام الله علیه)؛ اسلام؛ موثرترین شخصیت؛ تاریخ بشر؛ وحی؛ ناله شیطان؛ غار حراء؛ اولین سوره؛ جبرئیل؛ آغاز نبوت!
مجری:
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِه مُحَمَّد وَ عَجِّلْ فَرَجَهُم، وَ بَارِكْ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ ارْحَمْ مُحَمَّداً وَ آلِ مُحَمَّدٍ، وَ تَرَحَّمْ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ تَفَضَّلْ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ كَأَفْضَلِ مَا صَلَّيْتَ وَ بَارَكْتَ وَ تَرَحَّمْتَ وَ تَحَنَّنْتَ وَ سَلَّمْتَ عَلَى إِبْرَاهِيمَ وَ آلِ إِبْرَاهِيمَ إِنَّكَ حَمِيدٌ مَجِيد و صَلِّ عَلَى جَمِيعِ ألْأنبیاء وَ الْمُرْسَلِينَ وَ الشّهَداء وَالصّديقینْ وجَمیعِ عِبَادِ الله الصَالِحِینْ!
ستاره ای بدرخشید و ماه مجلس شد * دل رمیده ای ما را انیس و مونس شد
نگار من که به مکتب نرفت خط ننوشت* به غمزه مسئله آموز صد مدرس شد
سلام، درود، ارادت و تحیت خدمت شما دوستان عزیز و همراهان گرانقدر شبکه جهانی حضرت ولی عصر (عج الله تعالی فرجه الشریف)، به برنامه زنده پیامبر رحمت خیلی خوش امدید، در یک شب بسیار نورانی، شب عید، شبی که آغاز بعثت نبی مکرم و معظم حضرت محمد مصطفی (صلی الله علیه واله وسلم) است و یکی از اعیاد بزرگ مسلمین عالم است.
امشب و فردا اعمال زیادی دارد حتما به کتاب شریف مفاتیح مراجعه بفرمایید اعمال امشب و فردا را مرور کنید یکی از مهمترین اعمال فردا زیارت مولای متقیان امیر مؤمنان علی (سلام الله علیه) است خوشا به حال کسانی که این لحظات و دقایق امشب و فردا را در نجف در کنار حرم نورانی مولا امیر مؤمنان (صلوات الله علیه) هستند.
با افتخار با شما هستیم و سعی میکنیم امشب مباحثی را تقدیم کنیم که مورد عنایت و توجه شما قرار بگیرد برادر عزیز و گرانقدر جناب اقای دکتر حسینی مهمان ما هستند، اقای دکتر حسینی سلام علیکم و رحمة الله عید تان مبارک خیلی خوش آمدید.
استاد حسینی:
وعلیکم السلام ورحمة الله بنده هم عرض سلام، و ادب دارم خدمت شما و همچنین خدمت بینندگان عزیز و ارجمند، فرا رسیدن مبعث پیامبر رحمت حضرت محمد مصطفی (صلی الله علیه واله وسلم) را تبریک و تهنیت عرض میکنم و ان شاء الله که ما مشمول رحمت پیامبر هستیم و بیشتر هم مشمول رحمت ایشان قرار بگیریم.
مجری:
خيلی ممنون و متشکرم، با توجه به این که امشب، شب عید مبعث است برای شروع اگر کلیاتی در مورد مبعث نبی مکرم و معظم است بفرمایید تا ان شاء الله بقیه سوالات را عرض کنم.
استاد حسینی:
بسم الله الرحمن الرحیم، اتفاقی که در اسلام افتاد، در زندگی پیامبر اسلام افتاد، مبعث و بعثت ایشان نه فقط مورد توجه مسلمین به عنوان کسانی که اعتقاد به این دارند آخرین پیامبر الهی مبعوث شده بلکه مورد توجه حتی غیر مسلمین هم قرار گرفته است و برخی از متفکران، فلاسفه و مستشرقین نسبت به بعثت پیامبر و اثر گذاری پیامبر و زمان بعثت شان اصلا آثار مجزای دارند که خیلیها هم در خلال آثارشان به آن پرداخته اند.
یک اتفاقی در سالهای گذشته افتاد، شخص فیلسوف آمریکای به اسم مایکل هارد ایشان اصلا توجه به اسلام نداشت، محل بحث ایشان اسلام و پیامبر و اینها نبود گفتند با یک رویکرد تاریخی و فلسفی و اجتماعی ما با یک چارچوب خاص و مدون نگاه کنیم مشخص است که چارچوب ایشان چه است. گفت ما نگاه کنیم ببینیم اثرگذارترین شخصیتهای تاریخ بشر چه کسانی بودند.
ایشان لیستی را تهیه کردند و این چارچوب را ایشان کتابی نوشته و روال کارش و ملاکها را در مقدمه کتاب آورده است. افراد را چیدند و صد نفر از اثرگذارترینها را انتخاب کرده اند و این صد نفر را به ترتیب چیده اند، پیامبر اسلام در ده نفر اول قرار میگیرد و بعد در بین ده نفر اول، اولین نفر شناخته میشود؛ یعنی به عنوان اثرگذارترین شخصیت تاریخ بشر این کتاب مایکل هارت قابل دسترسی است و مستندی هم ما سالهای گذشته با دانشجویان دانشگاه تهران درست کردیم که اثرگذارترین مرد تاریخ چه کسی بود همین مایکل هارت را آنجا تشریح کردیم و خیلی از اثار دیگر را هم ترجمه کردیم و کلام بقیه مستشرقین را هم آوردیم.
اینها به حضرت به عنوان پیامبر نگاه نمیکنند آن طوری که ما او را پیامبر میدانیم به عنوان یک شخصیت اثرگذار تاریخی نگاه میکنند، به عنوان یک اندیشمند نگاه میکنند، به عنوان یک شخص مؤثر در زمان خودش و برای بعد از خودش نگاه میکنند این یک نگاه کلی است یعنی فارغ از اینکه ما پیامبر را، پیامبر بدانیم یا ندانیم این شخصیت مقدس و مبارک اثرگذاریش بحدی است که بر اساس آن لیستی تهیه شده توسط مایکل هارت و گروه و لجنه ای علمی که داشته به عنوان اثرگذارترین شخصیت تارخی بوده است.
اما اگر ما بخواهیم ببینیم این اثرگذارترین شخصیت تاریخ، آن گل سرسبد اهل بیت (سلام الله علیهم) و افضل تمام خلائق خداوند حتی برتر از سایر اهل بیت(سلام الله علیهم) حتی برتر از امیر المؤمنین چه کسی بوده است؟ ما خوب است سراغ خود کلام اهل بیت بیرویم ببینیم چه فرموده اند. مثلا آقا امیر المؤمنین(سلام الله علیه) چه فرموده اند.
عباراتی در خطبه قاصعه امیر المؤمنین(سلام الله علیه) در نهج البلاغه آمده است و در آنجا توصیفی از زبان مقدس آقا امیر المؤمنین(سلام الله علیه) در خصوص پیامبر اسلام(صلی الله علیه واله وسلم) است. و توضیحی راجع به ایشان است، من عباراتی را از نهج البلاغه خدمت شما بینندگان عزیز و ارجمند بخوانم و قرائت کنم که هم جلسه تبرک بشود و هم این که از اشرف مخلوقات و از بهترین مخلوقات از کلام بهترین مخلوقات ببینیم.
امیر المؤمنین(سلام الله علیه) در نهج البلاغه در خطبه قاصعه فرمودند:
«وَ لَقَدْ كَانَ يُجَاوِرُ فِي كُلِّ سَنَةٍ بِحِرَاءَ»
پیامبر صلوات الله علیه و اله هر سال قبل از بعثت به غار حرا میرفتند و در غار حرا خدا را عبادت میکردند، چون اعتقاد ما این است که پیامبر میدانسته که پیامبر است و بعثت پیامبر صرفا اعلام این جایگاه پیامبر است نه چیز فراتر از این، امیر المؤمنین فرمود پیامبر اسلام (صلی الله علیه واله وسلم) به غار حرا این مکان مقدس میرفته است.
«فَأَرَاهُ وَ لَا يَرَاهُ غَيْرِي»
امیر المؤمنین(سلام الله علیه) من پیامبر را میدیدم و کسی غیر از من پیامبر را نمیدید یعنی تنها ملازم پیامبر من بودم.
«وَ لَمْ يَجْمَعْ بَيْتٌ وَاحِدٌ يَوْمَئِذٍ فِي الْإِسْلَامِ غَيْرَ رَسُولِ اللَّهِ(سلام الله علیه) وَ خَدِيجَةَ وَ أَنَا ثَالِثُهُمَا»
و تنها خانه ای که این اسلام در آن جمع شده بود، خانه پیامبر و حضرت خدیجه(سلام الله علیها) بوده است و من امیر المؤمنین که نفر سوم در این خانه بودم.
«أَرَى نُورَ الْوَحْيِ وَ الرِّسَالَةِ وَ أَشُمُّ رِيحَ النُّبُوَّةِ»
من نور وحی را میدیدم، و بوی نبوت حس میکردم. بعد میفرماید شیطان عکس العملی نشان داد
«وَ لَقَدْ سَمِعْتُ رَنَّةَ الشَّيْطَانِ حِينَ نَزَلَ الْوَحْيُ عَلَيْهِ (صلی الله علیه واله وسلم)»
ناله شیطان را از روی نا امیدی شنیدم. بعد امیر المؤمنین میفرماید من موقع وحی وقتی متوجه این صدا میشدم از پیامبر اسلام (صلوات الله و سلامه علیه) سوال پرسیدم
«فَقُلْتُ يَا رَسُولَ اللَّهِ مَا هَذِهِ الرَّنَّةُ»
این عربده شیطان چه است؟
«فَقَالَ هَذَا الشَّيْطَانُ قَدْ أَيِسَ مِنْ عِبَادَتِهِ»
شیطان است که ناامید شده است.
«إِنَّكَ تَسْمَعُ مَا أَسْمَعُ وَ تَرَى مَا أَرَى»
یا علی تو میشنوی آنچه من میشنوم و میبینی آنچه من میبینم
«إِلَّا أَنَّكَ لَسْتَ بِنَبِيٍّ»
تفاوت من پیامبر با تو امیر المؤمنین این است که تو پیامبر نیستی، مثل همان مقام حضرت هارون برای حضرت موسی(سلام الله علیه) را داری
«وَ لَكِنَّكَ لَوَزِيرٌ وَ إِنَّكَ لَعَلَى خَيْرٍ»
نهج البلاغة (للصبحي صالح)؛ نویسنده: شريف الرضى، محمد بن حسين، ناشر: هجرت، محقق/ مصحح: فیض الاسلام، ص 301
تو امیر المؤمنین وزیر من هستی و توصیفاتی که میکند. خطبه قاصعه مفصل است همین بخشش را من مورد توجه شما قرار میدهم در این خصوص که امیر المؤمنین چگونه ملازم بوده است. پس بعثت پیامبر جدایی از مقام امیر المؤمنین(سلام الله علیه) نیست.
مجری:
خیلی ممنون و متشکرم، یکی از مباحثی که میخواهیم امشب به آن بپردازیم این است که بحث شروع وحی از غار حرا بوده و یا قبل از آن بوده و یا بعد از آن بوده است به چه شکل است؟
استاد حسینی:
ببینید بسیاری از مفسرین ما میتوانیم تماما بگوییم الا افرادی یعنی جمهور مفسرین ما و تقریبا اجماع بین اهل سنت این است که شروع وحی از غار حرا بوده است برای مثال شیخ طبرسی عبارتی دارد من عبارت را خدمت شما بینندگان عزیز نشان بدهم این عبارتی است که در کتب تفسری ما زیاد هم تکرار شده است و علمای شیعه و اهل سنت هردو آمدند این عبارت را در کتب تفسیری مطرح کردند.
برای مثال شیخ طبرسی در کتاب تفسیر مجمع البیان شان این عبارت را دارند.
«وأكثر المفسرين على أن هذه السورة أول ما نزل من القرآن، وأول يوم نزل جبرائيل عليه السلام على رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم، وهو قائم على حراء، علمه خمس آيات من أول هذه السورة»
مجمع البيان في تفسير القران؛ الطبرسي، الفضل بن الحسن (المتوفى548ق)، تحقيق: لجنة من العلماء والمحققين الأخصائيين، ناشر: مؤسسة الأعلمي للمطبوعات ـ بيروت، الطبعة الأولى، 1415هـ ـ 1995م. ج10، ص398
سوره ای که میآورند سوره علق:
(بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ؛ خَلَقَ الْإِنْسَانَ مِنْ عَلَقٍ؛ اقْرَأْ وَرَبُّكَ الْأَكْرَمُ؛ الَّذِي عَلَّمَ بِالْقَلَمِ؛ عَلَّمَ الْإِنْسَانَ مَا لَمْ يعْلَمْ ...)
بخوان به نام پروردگارت که (جهان را) آفريد، همان کس که انسان را از خون بستهاي خلق کرد! بخوان که پروردگارت (از همه) بزرگوارتر است، همان کسي که بوسيله قلم تعليم نمود، و به انسان آنچه را نميدانست ياد داد!
سوره علق (96): آیه 1 تا 5
اولین سوره ای است که نازل شده است «وأول يوم نزل جبرائيل عليه السلام على رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم، وهو قائم على حراء» و موقعی که این سوره به عنوان اولین سوره بر پیامبر نازل شد پیامبر در غار حرا بود، محل نزول را غار حرا میداند.
بقیه هم مثل قرطبی همین عبارات و شبیه به این عبارات را دارند. علمای متعددی از مفسرین ما این مسئله را مطرح کردند اولین سوره ای که بر پیامبر نازل شد در غار حرا نازل شده است.
اما آن چه که ما داریم در مورد شروع وحی نسبت به پیامبر (صلی الله علیه واله وسلم) که بعد از چهل سالگی ایشان بوده است برخی از روایات ما منطقه دیگری را نام میبرند غار حرا مقدس است امیر المؤمنین(سلام الله علیه) فرمود قبل از بعثت پیامبر اسلام در آنجا عبارت میکردند. در همین خطبه قاصعه به آن اشاره شده است و در جاهای دیگر آمده است در غار حرا هم وحی صورت میگرفته است مانعی وجود نداشته است.
غار حرا به صورت شکلی نماد وحی بر پیامبر (صلی الله علیه واله وسلم) است، بله همه اینها درست است اما اولین باری که جبرئیل به عنوان بعثت پیامبر با پیامبر سخن گفت کجا بود؟ در روایات ما سرزمین ابطح آمده که یک فرسخ تا مکه فاصله دارد ابطح سرزمین بین مکه و منا از آن نام برده شده است.
مجری:
خیلی ممنون، از بین علمای شیعه کسی اعتقاد به این موضوع دارد که وحی از غیر غار حرا بوده است یعنی در جاهای دیگر غیر از غار حرا بوده است میخواهیم به صراحت بفرمایید نظر علمای شیعه در این مورد چه بوده است.
استاد حسینی:
در این خصوص که جبرئیل ملاقاتی را با پیامبر (صلی الله علیه واله وسلم) دارند و سخنی را در خصوص بعثت شان آنجا مطرح میکنند که در سرزمین ابطح بوده است ما کلامی را در کتب شیعه داریم. من همین اول کار نکته را عرض کنم این مسئله ممکن است قابل جمع باشد با این که سوره ای در غار حرا نازل شده باشد اولین سوره در غار حرا نازل شده باشد یا برخی از آیات قرآن چندین بار بر پیامبر نازل شده است؛ اما یک مکالمه ای که جبرئیل با پیامبر دارد که مکالمه کلامی است و قابل استنباط کلامی و اعتقادی است آن در سرزمین ابطح نقل شده است.
برای مثال فتال نیشابوری متوفای 508 اول قرن ششم است در کتاب روضة الواعظین شان یک باب دارد:
«باب الكلام في مبعث نبينا محمد (صلی الله علیه واله وسلم) قال الله تعالى يا أَيُّهَا الْمُدَّثِّرُ قُمْ فَأَنْذِرْ وَ رَبَّكَ فَكَبِّرْ. اعلم أن الطائفة قد اجتمعت على أن رسول الله (صلی الله علیه واله وسلم) كان رسولا نبيا مستخفيا يصوم و يصلي على خلاف ما كانت قريش تفعله مذ كلفه الله تعالى فإذا أتت أربعون سنة أمر الله عز و جل جبرئيل(سلام الله علیه) أن يهبط إليه بإظهار الرسالة»
«اعلم» بدانید که «أن الطائفة» طائفه چه کسانی هستند؟ طائفه منظورش شیعه است ما میگوییم به شیخ طوسی شیخ الطائفه گفته میشود «قد اجتمعت على أن رسول الله (صلی الله علیه واله وسلم)» در قرن پنجم و ششم این را میگوید شیعه اجماع دارد «كان رسولا نبيا» پیامبر از همان ابتدا پیامبر و نبی بوده است و به این علم داشته است «مستخفيا يصوم و يصلي على خلاف ما كانت قريش تفعله» و پیامبر نماز میخوانده و روزه میگرفته است، عبادت خدا را به جا میآورده است بر خلاف آن کاری که قریش انجام میدادند و خدا را عبادت نمیکردند و یا دچار شرک شده بودند پیامبر موحد بوده است و عبادت خدا را قبل از بعثت به جا میاورده است.
«مذ كلفه الله تعالى» تا زمانی که خداوند او را مکلف میکند «فإذا أتت أربعون سنة» زمانی که پیامبر اسلام چهل ساله شد این را به عنوان یک اجماع در قرن پنجم و ششم مطرح کرده است «أمر الله عز و جل جبرئيل(سلام الله علیه)» خداوند به جبرئیل دستور داد «أن يهبط إليه بإظهار الرسالة» که به سمت پیامبر هبوط کند و به اظهار رسالت، این رسالتی که پیامبر دارد را بروز بدهد نه این که پیامبر تازه چهل سالگی دارای رسالت بشود تازه پیامبر بشود، پیامبر، پیامبر بوده است و این جا در بحث بعثت پیامبر فقط مبعوث به اظهار شده است «بإظهار الرسالة» دارد.
«وَ ذَلِكَ فِي يَوْمِ السَّابِعِ وَ الْعِشْرِينَ مِنْ شَهْرِ اللَّهِ الْأَصَمِّ فَاجْتَازَ بِمِيكَائِيلَ فَقَالَ أَيْنَ تُرِيدُ»
روز بست هفتم از رجب بوده است، و میکائیل هم با جبرئیل صحبت داشت و با جبرئیل برای این مسئله همراه شد.
«فَقَالَ لَهُ قَدْ بَعَثَ اللَّهُ جَلَّ وَ عَزَّ نَبِيَّنَا نَبِيَّ الرَّحْمَةِ»
پیامبر رحمت بود از همان اول پیامبر رحمت بوده است.
«وَ أَمَرَنِي أَنْ أَهْبِطَ إِلَيْهِ بِالرِّسَالَةِ فَقَالَ لَهُ مِيكَائِيلُ فَأَجِيءُ مَعَكَ قَالَ لَهُ نَعَمْ فَنَزَلَا»
و به من دستور داده است جبرئیل به میکائیل گفت خدا به من دستور داده است که برای رسالت و اظهار رسالت نزد پیامبر بروم میکائیل هم با جبرئیل همراه شد باهم سمت پیامبر آمدند. بعد نکته اینجا است
«وَ وَجَدَ رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه واله وسلم) نَائِماً بِالْأَبْطَحِ»
موقع رجوع به پیامبر، به این داستان فقط کار دارم این که در غار حرا بود سر جای خودش، در هنگام مراجعت سه تا از ملائکه که رأس این ملائکه جبرئیل بوده است پیامبر در سرزمین ابطح خوابیده بودند. پیامبر چه وضیعتی داشتند، با چه کسانی بودند؟ آیا تنها بودند؟ خیر
«بَيْنَ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ وَ جَعْفَرِ بْنِ أَبِي طَالِبٍ فَجَلَسَ جَبْرَئِيلُ عِنْدَ رَأْسِهِ وَ مِيكَائِيلُ عِنْدَ رِجْلَيْهِ»
روضة الواعظين و بصيرة المتعظين( ط- القديمة)؛ نويسنده: فتال نيشابورى، محمد بن احمد (تاريخ وفات مؤلف: 508 ق)، محقق / مصحح: ندارد، ناشر: انتشارات رضى، قم: 1375ش، ج1، ص52
یعنی در کنار پیامبر امیر المؤمنین و حضرت جعفر ابن ابی طالب هم در آنجا بودند. این یک نمونه از عبارتهای که فتال نیشابوری ذیل یک اجماع نقل میکند. بخش اولش قطعا با بحث اجماع تقویت میشود که پیامبر نبی بوده است ولی این هم ذیلش آورده شده که این گونه جبرئیل نزد پیامبر آمده است و اعلام و ابلاغ رسالت کرده است که جزئیاتش را در ادامه عرض میکنم.
مجری:
خیلی ممنون، اشاره فرمودید شیخ الطائفه یکی از کسانی است که چنین تعبیر و نظری دارد در بین علمای دیگر چه؟ علمای بزرگوار شیعه اصلا چنین بحثی را مطرح کردند و یا ندارند؟
استاد حسینی:
من از شیخ طوسی هم برای تان مطلبی را میآورم، اما علمای دیگر آیا همچنین مطلبی را در دیدار جبرائیل با پیامبر اسلام و امیر المؤمنین(سلام الله علیه) مطرح کرده اند یا مطرح نکرده اند؟ در کتاب شرح الاخبار قاضی نعمان مغربی روایتی را ایشان نقل کرده است روایت اینگونه است:
«إن اللّه عز و جل اختارنا (أنا و عليا و حمزة و جعفر) يوم بعثني برسالته و كنت نائما بالأبطح و علي نائم عن يميني و حمزة عن يساري و جعفر عند رجلي فما انتبهت إلا بحفيف أجنحة الملائكة، فنظرت فاذا أربعة من الملائكة، واحدهم يقول لصاحبه: يا جبرائيل، الى أيّ الأربعة ارسلت، فرفسني برجله، و قال: الى هذا. قال: و من هذا؟! قال: محمد سيد المرسلين. قال: و من هذا عن يمينه؟ قال: علي سيد الوصيّين. قال: و من هذا عن يساره؟ قال: حمزة سيد الشهداء. قال: و من هذا عند رجليه؟ قال: جعفر الطيّار في الجنة»
شرح الأخبار في فضائل الأئمة الأطهار عليهم السلام؛ نويسنده: ابن حيون، نعمان بن محمد (تاريخ وفات مؤلف: 363 ق.)، محقق / مصحح: حسينى جلالى، محمد حسين، ناشر: جامعه مدرسين، قم: 1409ق، ج1، ص120 و 121
از زبان پیامبر است «إن اللّه عز و جل اختارنا» خداوند انتخاب کرد یعنی چه کسانی؟ «أنا و عليا و حمزة و جعفر» این چهار شخص، چه اتفاقی افتاد؟ «يوم بعثني برسالته و كنت نائما بالأبطح» برای بعثت ما در ابطح در حال استراحت بودیم «و علي نائم عن يميني و حمزة عن يساري و جعفر عند رجلي» و پیامبر میفرماید من این جا بیدار شدم موقعی که ملائکه آمدند و به سمت من رجوع کردند از همان حرکات ملائکه بیدار شدم و نگاه کردم دیدم که چهار تا ملائکه آمدند.
یکی از این ملائکه به دیگری میگفت ای جبرئیل کدام یک از این چهار نفر پیامبر هستند؟ و جبرئیل من را نشان داد، حالا نشان دادنش هم تعبیری دارد که خودش تفسیر دارد، خود قاضی نعمان مغربی میگوید چرا این جا باید با پا اشاره کند؟ این خودش ممکن است نکته ای داشته باشد من خلاصه اشاره کنم این که پای جبرئیل موضعیت دارد، ممکن است ما این قسمت از روایت را دچار تصحیف و تحریف بدانیم یا این که قاضی نعمان مغربی خودش میگوید این بخشش جزء مباحث غریب است.
یا این که پای جبرئیل را اصلا نماد بدانیم نه پا به معنی این که شخصی با پا اشاره کند و کار بدی باشد. یک اشاره ای بکنم که برخی نقل کردند نمیخواهم تأیید و یا رد کنم نقل کردند حتی وقتی که سامری میخواست امت را منحرف کند این نقل را برخی آورده اند که خاکی از زیر پای جبرئیل برداشت و در کنار پا داریم که جبرئیل موقعی که راه میرفت پا با بخشی از زمین در زمان حضرت موسی در تماس بوده آن بخش زمین شروع دمیدن حیات برای زمین بوده است.
مجری:
آقای حسینی! حالا این شبهه ایجاد میشود مگر جبرئیل جسم است؟
استاد حسینی:
تجسم جبرئیل را...
مجری:
پا و زیر پا وقتی است که جسمی باشد؛ یعنی قائل به جسمیت جبرئیل هستیم؟
استاد حسینی:
جبرئیل میتواند در قالب جسم تجسم پیدا کند.
مجری:
اینجا در قالب جسم بوده است؟
استاد حسینی:
برخی علمای ما وقتی به این روایت اشاره کردهاند فرمودند که جبرئیل تجلی پیدا کرده است. و البته دست و پا برخی جاها همیشه نمیتوانیم بگوییم که قائل به جسم باشیم مثل ید الله، دست خدا (يدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ غُلَّتْ أَيدِيهِمْ وَلُعِنُوا بِمَا قَالُوا بَلْ يدَاهُ مَبْسُوطَتَانِ)
(وَقَالَتِ الْيهُودُ يدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ غُلَّتْ أَيدِيهِمْ وَلُعِنُوا بِمَا قَالُوا بَلْ يدَاهُ مَبْسُوطَتَانِ ينْفِقُ كَيفَ يشَاءُ وَلَيزِيدَنَّ كَثِيرًا مِنْهُمْ مَا أُنْزِلَ إِلَيكَ مِنْ رَبِّكَ طُغْيانًا وَكُفْرًا وَأَلْقَينَا بَينَهُمُ الْعَدَاوَةَ وَالْبَغْضَاءَ إِلَى يوْمِ الْقِيامَةِ كُلَّمَا أَوْقَدُوا نَارًا لِلْحَرْبِ أَطْفَأَهَا اللَّهُ وَيسْعَوْنَ فِي الْأَرْضِ فَسَادًا وَاللَّهُ لَا يحِبُّ الْمُفْسِدِينَ)
و يهود گفتند: «دست خدا (با زنجير) بسته است.» دستهايشان بسته باد! و بخاطر اين سخن، از رحمت (الهي) دور شوند! بلکه هر دو دست (قدرت) او، گشاده است؛ هرگونه بخواهد، ميبخشد! ولي اين آيات، که از طرف پروردگارت بر تو نازل شده، بر طغيان و کفر بسياري از آنها ميافزايد. و ما در ميان آنها تا روز قيامت عداوت و دشمني افکنديم. هر زمان آتش جنگي افروختند، خداوند آن را خاموش ساخت؛ و براي فساد در زمين، تلاش ميکنند؛ و خداوند، مفسدان را دوست ندارد.
سوره مائده (5): آیه 64
خدا دستش باز است یعنی توانمند است. کشف از ساق، آستین بالا زدن اینها بعضی وقتها تأویل و تفسیر دارد بعضی وقتها هم به عنوان نماد استفاده میشود. مثلا دارد جبرئیل بالش را بر این سرزمین کشید، خداوند دست رحمتش را بر ما گذاشت یعنی نشان از یک ارتباط معنوی و ملکوتی در برخی از جاها دارد.
به هرحال قاضی نعمان مغربی این بخشش را «ضبط الغريب» آورده است. ولی بقیه را ایشان رد نکرده است. چه مکالمه ای اینجا رد و بدل میشود؟ این است که پیامبر در این جا توسط جبرئیل این طوری معرفی میشود «قال: محمد سيد المرسلين» آقای پیامبران، و سوال پرسید سمت راست پیامبر چه کسی است؟ «و من هذا عن يمينه؟ قال: علي سيد الوصيّين.» امیر المؤمنین هم سید اوصیاء است. چه کسی در سمت چپ است؟ «و من هذا عن يساره؟ قال: حمزة سيد الشهداء.» حمزه(سلام الله علیه) تا زمان شهادت حضرت امام حسین(سلام الله علیه) لقب سید الشهداء را دارد.
چه کسی است که پایین پای پیامبر دارد استراحت میکند؟ «قال: و من هذا عند رجليه؟ قال: جعفر الطيّار في الجنة»؛ جعفر همان جعفر شهید طیار است که این چهار نفر در آن محل بودند.
مجری:
آن موقع مگر حمزه لقب سید الشهداء را داشته است؟
استاد حسینی:
اینجا باید بگوییم بر اساس همان علم الهی است.
مجری:
در مورد جعفر طیار هم همین طور؟
استاد حسینی:
بله. جعفر طیار هم همین است.
مجری:
این قضیه در مکه است؟
استاد حسینی:
بله، روایات توصیفی است براساس این که وقتی معرفی میشود سوال هم در ذیل برخی از روایات پرسیده شده است داستان را شرح دادند که این اتفاق برای او میافتد مثلا ابی عبدالله(سلام الله علیه) لقب سید الشهداء را قبل از واقعه کربلا داشته است این بر اساس علمی است که خداوند در اختیار ملائکه قرار میدهد و یک موقع در اختیار فرستادگانشان قرار میدهد.
حالا ممکن است بگوییم مگر ملائکه ممکن است نشناسند کسی را که ملائکه دیگر مثل جبرئیل بخواهد معرفی کند؟ این اولا مشخص است که این لقبها برای فهم ما است و بله ممکن است علم را خداوند بعضی موقع از ملائکه پنهان کند کما این که در روایت داریم چهار وجودی که در آنجا بودند از جمله وجود مقدس پیامبر و امیر المؤمنین صورتها را پوشانده بودند. این را هم در برخی از روایتها داریم. وقتی که استراحت بودند صورت را پوشانده بودند.
ممکن است اینجا جبرئیل به عنوان فرشته ای که بالاتر از بقیه فرشتهها است در حال تعلیم باشد. این تعلیم، تعلیم تأکیدی باشد چون همیشه پرسیدن هم از روی جهل نیست خداوند هم از حضرت موسی سوال پرسید این در دستت چه است؟ بعضی موقع سوال بحث تعلیم و یا بحث تأکید است که به کار برده میشود.
جای دیگری که ما این روایت و نقل را داریم در کتاب تفسیر قمی است، در مورد تفسیر قمی قبلا در شبکه راجع به آن عرض کردیم خود علی ابن ابراهیم از دیدگاه علمای شیعه مورد وثوق است و کتاب تفسیر قمی یک واسطه ای از فرزندان امام موسی کاظم(سلام الله علیه) دارد که در کتب رجالی در خصوصش چیزی گفته نشده است.
اما اقا بزرگ تهرانی بر اساس همین نقلی که دارد میفرماید که در کتاب الذریعه (اگر اشتباه نکنم) دلالت بر جلالت ابا الفضل العباس راوی دارد و کاتب تفسیر علی ابن ابراهیم.
به هرحال تفسیر قمی یکی از منابعی است که الان این تفسیر قمی که ما در دست داریم همچنین روایتی را نقل کرده است و یک مقدار جزئیات را هم اینجا بیشتر آورده است. از زبان پیامبر اسلام به این شکل است خداوند ما را انتخاب کرد
(إِنَّمَا يرِيدُ اللَّهُ لِيذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيتِ وَيطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا)
خداوند فقط ميخواهد پليدي و گناه را از شما اهل بيت دور کند و کاملا شما را پاک سازد.
سوره احزاب (33): آیه 33
تا آن جا که دارد:
«اخْتَارَنِي وَ عَلِيّاً وَ جَعْفَراً ابْنَيْ أَبِي طَالِبٍ وَ حَمْزَةَ بْنَ عَبْدِ الْمُطَّلِبِ كُنَّا رُقُوداً بِالْأَبْطَحِ لَيْسَ مِنَّا إِلَّا مُسَجًّى بِثَوْبِهِ عَلَى وَجْهِهِ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ عَنْ يَمِينِي- وَ جَعْفَرُ بْنُ أَبِي طَالِبٍ عَنْ يَسَارِي- وَ حَمْزَةُ بْنُ عَبْدِ الْمُطَّلِبِ عِنْدَ رِجْلِي- فَمَا نَبَّهَنِي عَنْ رَقْدَتِي غَيْرُ خَفِيقِ أَجْنِحَةِ الْمَلَائِكَةِ- وَ بَرْدِ ذِرَاعِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ فِي صَدْرِي- فَانْتَبَهْتُ مِنْ رَقْدَتِي وَ جَبْرَئِيلُ فِي ثَلَاثَةِ أَمْلَاكٍ- يَقُولُ لَهُ أَحَدُ الْأَمْلَاكِ الثَّلَاثَةِ- إِلَى أَيِّ هَؤُلَاءِ الْأَرْبَعَةِ أُرْسِلْتَ- فَرَفَسَنِي بِرِجْلِهِ فَقَالَ إِلَى هَذَا، قَالَ: وَ مَنْ هَذَا يَسْتَفْهِمُهُ فَقَالَ: هَذَا مُحَمَّدٌ سَيِّدُ النَّبِيِّينَ (صلی الله علیه واله وسلم)- وَ هَذَا عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ سَيِّدُ الْوَصِيِّينَ- وَ هَذَا جَعْفَرُ بْنُ أَبِي طَالِبٍ لَهُ جَنَاحَانِ خَضِيبَانِ- يَطِيرُ بِهِمَا فِي الْجَنَّةِ وَ هَذَا حَمْزَةُ بْنُ عَبْدِ الْمُطَّلِبِ سَيِّدُ الشُّهَدَاء»
تفسير القمي؛ قمى، على بن ابراهيم، محقق/ مصحح: موسوى جزائرى، طيّب، ناشر: دار الكتاب، ج2، ص348
«اخْتَارَنِي وَ عَلِيّاً وَ جَعْفَراً ابْنَيْ أَبِي طَالِبٍ وَ حَمْزَةَ بْنَ عَبْدِ الْمُطَّلِبِ كُنَّا رُقُوداً بِالْأَبْطَحِ» ما چهار نفر در سرزمین ابطح بودیم، «لَيْسَ مِنَّا إِلَّا مُسَجًّى بِثَوْبِهِ عَلَى وَجْهِهِ» ما هر چهار نفر صورت مان را هم پوشانده بودیم «عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ عَنْ يَمِينِي- وَ جَعْفَرُ بْنُ أَبِي طَالِبٍ عَنْ يَسَارِي- وَ حَمْزَةُ بْنُ عَبْدِ الْمُطَّلِبِ عِنْدَ رِجْلِي» و پیامبر میفرماید وقتی که ملائکه آمدند من از آمدن ملائکه «وَ بَرْدِ ذِرَاعِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ فِي صَدْرِي» با سردی دست امیر المؤمنین از خواب بیدار شدم. در این روایت فی صدری دارد در یک جای دیگر علی تحت وجهی دارد اگر اشتباه نکنم.
امیر المؤمنین بر توصیفات این روایتها دست مبارک شان را زیر صورت پیامبر گذاشته بودند در وقتی که پیامبر استراحت بودند. و آنجا فضا طوری شده بود که سرد شد بود و پیامبر اسلام با آن شرایط از خواب بیدار شدند. پیامبر هم مثل انسانها جسم دارد و مثل انسانها غذا میخورد و مثل انسانها استراحت میکند و بدنش زخم بر میدارد و جسم درد دارد و مثل بقیه انسانها است. امیر المؤمنین دستش را زیر صورت پیامبر گذاشته بود، پیامبر میفرماید اینها آمدند.
در روایت دیگر دارد که جبرئیل حیا کرد که حتی پیامبر را بیدار کند، جبرئیل مبهوت حیرت پیامبر و خود پیامبر بیدار شد و آن اتفاقی که باید میافتاد و آن توصیفی که باید میشد شد. «هَذَا مُحَمَّدٌ سَيِّدُ النَّبِيِّينَ (صلی الله علیه واله وسلم)- وَ هَذَا عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ سَيِّدُ الْوَصِيِّينَ- وَ هَذَا جَعْفَرُ بْنُ أَبِي طَالِبٍ لَهُ جَنَاحَانِ خَضِيبَانِ» توصیف اینجا است که دو تا بال به جعفر داده میشود این بال چه ویژگی دارد؟ «يَطِيرُ بِهِمَا فِي الْجَنَّةِ» در بهشت طیر میکند این توصیف علی ابن ابراهیم بیشتر از روایت دیگر است. «وَ هَذَا حَمْزَةُ بْنُ عَبْدِ الْمُطَّلِبِ سَيِّدُ الشُّهَدَاء» و روایت بعدی را می آورد.
این روایت باز یک مقدار جرئیات بیشتری در این خصوص دارد؛ پس امیر المؤمنین که در خطبه قاصعه فرمودند هر چیزی که پیامبر میدید من میدیدم و هرچیزی که میشنید من میشنیدم این یک نمونه از آنجا است که امیر المؤمنین هم کنار پیامبر است.
نکته مهم دیگر در این خصوص این است که پیامبر در هنگام این اتفاق بله ممکن است وحی به صورت فرادا بر پیامبر باشد و پیامبر تنها باشد، ولی بر اساس این عبارات پیامبر اسلام تنها نیست و بر بعثت خودشان شاهد هم دارد، چون برخی از این خدا ناباوران چند سالی است مطلبی را مطرح میکنند میگویند ما پیامبر را آدم بدی نمیدانیم ولی (نعوذ بالله) پیامبر دچار تخیلات شده است. پیامبر اینجا تنها نیست و سه نفر دیگر از افراد عاقل و شناخته شده کنار پیامبر هستند و اینها هم به عنوان شاهد هستند و این طوری نیست که شما بگویید پیامبر اسلام به صورت تنها آمده این را مطرح کرده است. ممکن است حالا حرفهای باشد در حالی که افراد دیگری هستند که آنها هم دارند میبینند و میشنوند.
مجری:
حضرت امیر المؤمنین که حسابش جدا است و حضرت جعفر و حضرت حمزه ملائکه را میدیدند؟
استاد حسینی:
بله شرایط را میدیدند، در این خصوص هم نقلی داریم که برخیها ملائکه را میدیدند به تناسب و جایی که لازم است نه این که بگوییم حالت عادی و شرایط عادی باشد. ممکن است افراد عادی تجسم ملائکه را هم ببینند برای این که گزارش بدهند و شهادت بدهند و یا گواه برای یک شهادت صدیق باشند بر کلام یک شخص صادق میخواهند ادعایی را مطرح کنند.
حتی ممکن است در جایی دشمنان اهل بیت باشند تجسم ملائکه را ببینند و یا تجسم شیطان را ببینند، این در اصل وجود ندارد ولی به دلایلی ممکن است محقق بشود و این متعدد هم اتفاق افتاده است حتی اگر ما آن عبارت سامری را معتبر بدانیم سامری میگوید از زیر پای جبرئیل من آن خاک را برداشتم و گوساله سامری را درست کردم حتی ممکن است شخص مثل سامری هم ببیند یا ممکن است کسی بگوید ادعای دروغ کرده است. در جای دیگر هم داریم که افرادی گفتند ما اینها را دیدیم.
زمان سلیمان هم اتفاقاتی میافتاد که دیگران رؤیت کنند افرادی را که جزو مجردات هستند!
مجری:
بسیار عالی خیلی ممنون و متشکرم ان شاء الله بحث مان را ادامه خواهیم داد. امشب، شب بسیار عزیز و ولایی است شب عید است، شب عید مبعث است همان طور که عرض کردم فردا یکی از اعیاد بزرگ مسلمین است پس روزه فردا جزء روزه های ممتاز سال است ما چهار روز در سال داریم که روزه گرفتنش ممتاز است و با روزه عمر برابری میکند یعنی ثواب هفتاد سال روزه را دارد البته آنهای که روزه قضا دارند قاعدتا باید نیت قضا کنند و ان شاء الله در کنار روزه قضایشان ثواب روزه آن را روز را هم به ایشان عنایت خواهند کرد.
اما کسانی که روزه قضا ندارند روزه مستحبی بگیرند ان شاء الله ثوابش را ببرند و بسیار فضیلت دارد مخصوصا که پنجشنبه و شب جمعه و مناسبتها همه باهم آمیخته شده است. بیرویم حال و هوای دل مان را متبرک به نام نامی پیامبر بکنیم و بر گردیم باز ان شاء الله در خدمت آقای دکتر حسینی هستیم.
(میان برنامه)
مجری:
بله، اشهد ان علیا ولی الله در شب مبعث در آغاز نبوت و رسالت نبی مکرم و معظم حضرت محمد مصطفی (صلی الله علیه واله وسلم) ما ولایت مولای متقیان حضرت مؤمنان علی(سلام الله علیه) را جشن میگیریم، اصلا باید قدری فکر کنیم که چرا در روز عید مبعث زیارت امیر المؤمنین(سلام الله علیه) وارد شده است اینها همه پیام دارد که ما قدری در موردش تأمل کنیم که آغاز بعثت، آغاز امامت هم است و امشب و فردا هم علاوه بر ذکر و دعا و توسلی که به ساحت پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه واله وسلم) داریم باید «الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي جَعَلَنَا مِنَ الْمُتَمَسِّكِينَ بِوَلَايَةِ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْأَئِمَّةِ المَعْصُومِین عَلَيْهِمُ السَّلَام» هم بگوییم.
خیلی خوشحالیم از شبکه حضرت ولی عصر و برنامه پیامبر رحمت در خدمت تان هستیم شب عید است و فضای خانه را شاد کنید. در خدمت برادر عزیز و بزرگوار جناب دکتر حسینی هستیم، بحث این که آیا آغاز وحی از غار حرا بوده و یا نبوده نقل علمای شیعه نقل خاص و نقل جمهور علمای را بیان کردند.
آقای دکتر حسینی بفرمایید آیا اهل سنت هم این موضوع را نقل کردند که آغاز بعثت از غار حرا نبوده است؟
استاد حسینی:
معمولا اهل سنت تحت تأثیر روایت و بابی هستند که در صحیح بخاری آمده است
«بَاب بَدْءُ الْوَحْيِ»
روایت هم خیلی جالب است از عایشه نقل میکنند یعنی راوی ایشان را میدانند بر اساس آن چه که معروف و مشهور از جانب اهل سنت در خصوص سن عایشه است است از عایشه اصلا نباید این جا روایت وجود داشته باشد. ولی از ایشان نقل کردند. هرکسی از علمای اهل سنت خواست برود نگاه کند ببیند که ب«َاب بَدْءُ الْوَحْيِ» مثلا بیاورند و عبارت را نشان بدهند خیلی عجیب است که شروع وحی پیامبر را آمدند از عایشه نقل کردند. کسی این جا ندارد که از شخص دیگری و از خود پیامبر بخواهد شنیده باشد.
مجری:
مثلا خودش مستقیم بوده و دیده است!
استاد حسینی:
اهل سنت باید این را پاسخ بدهند که به شکل میشود؟
«باب كَيْفَ كان بَدْءُ الْوَحْيِ إلى رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم وَقَوْلُ اللَّهِ جَلَّ ذِكْرُهُ (إِنَّا أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ كما أَوْحَيْنَا إلى نُوحٍ وَالنَّبِيِّينَ من بَعْدِهِ)»
تا به این جا میرسد که از عایشه روایتی را نقل میکند، بعد روایاتی دیگری که اصلا دارد توصیف از خود عایشه میکند که کاملا باید حضور داشته باشد و الان نمیخواهم در این زمینه ورود به این بحث پیدا کنم.
مجری:
فکر کنم اصلا ایشان متولد هم نشده بود
استاد حسینی:
بله اگر مستقیم از خود عایشه نقل کنند متولد نشده بوده اگر مستقیم از خود عایشه این را آورده باشند خیلی عجیب و غریب به نظر میرسد. بعد کسانی دیگری که در آنجا بودند حضرت خدیجه(سلام الله علیها) بوده و امیر المؤمنین بوده است اینها باید در این خصوص اظهار نظر بفرمایند که روایتی هم در این خصوص داریم.
تصویر را ملاحظه بفرمایید «باب كَيْفَ كان بَدْءُ الْوَحْيِ إلى رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم)» بدء الوحی که در این جا آورده است
«حدثنا الْحُمَيْدِيُّ عبد اللَّهِ بن الزُّبَيْرِ قال حدثنا سُفْيَانُ قال حدثنا يحيى بن سَعِيدٍ الْأَنْصَارِيُّ قال أخبرني محمد بن إبراهيم التَّيْمِيُّ أَنَّهُ سمع عَلْقَمَةَ بن وَقَّاصٍ اللَّيْثِيَّ يقول سمعت عُمَرَ بن الْخَطَّابِ رضي الله عنه على الْمِنْبَرِ قال سمعت رَسُولَ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم يقول إنما الْأَعْمَالُ بِالنِّيَّاتِ وَإِنَّمَا لِكُلِّ امْرِئٍ ما نَوَى فَمَنْ كانت هِجْرَتُهُ إلى دُنْيَا يُصِيبُهَا أو إلى امْرَأَةٍ يَنْكِحُهَا فَهِجْرَتُهُ إلى ما هَاجَرَ إليه»
این روایت اول روایت بعدی:
«حدثنا عبد اللَّهِ بن يُوسُفَ قال أخبرنا مَالِكٌ عن هِشَامِ بن عُرْوَةَ عن أبيه عن عَائِشَةَ أُمِّ الْمُؤْمِنِينَ رضي الله عنها أَنَّ الْحَارِثَ بن هِشَامٍ رضي الله عنه سَأَلَ رَسُولَ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم فقال يا رَسُولَ اللَّهِ كَيْفَ يَأْتِيكَ الْوَحْيُ فقال رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم أَحْيَانًا يَأْتِينِي مِثْلَ صَلْصَلَةِ الْجَرَسِ وهو أَشَدُّهُ عَلَيَّ فَيُفْصَمُ عَنِّي وقد وَعَيْتُ عنه ما قال وَأَحْيَانًا يَتَمَثَّلُ لي الْمَلَكُ رَجُلًا فَيُكَلِّمُنِي فَأَعِي ما يقول قالت عَائِشَةُ رضي الله عنها وَلَقَدْ رَأَيْتُهُ يَنْزِلُ عليه الْوَحْيُ في الْيَوْمِ الشَّدِيدِ الْبَرْدِ فَيَفْصِمُ عنه وَإِنَّ جَبِينَهُ لَيَتَفَصَّدُ عَرَقًا»
الجامع الصحيح المختصر؛ اسم المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: 256، دار النشر: دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - 1407 - 1987، الطبعة: الثالثة، تحقيق: د. مصطفى ديب البغا، ج1، ص3 و 4، ح2
طبیعتا اگر براساس سن صحابه هم بخواهیم در نظر بگیریم از عایشه نباید باشد، جای دیگر اصلا مستقل کیفیت را آوردند نقل کردند که بعضی موقع مورد سوء استفاده هم از طرف دشمنان اسلام قرار گرفته است. من الان خیلی نمیخواهم وارد این بحثها بشوم جوابهای هم که اینها علی الحساب داده اند را میدانم و جوابی هم که نسبت به این جوابشان دادند داریم نمیخواهیم مسیر برنامه مان را به آن سمت ببریم.
در هر صورت آن روایات را مبنا قرار میدهند و نسبت به آن روایات در خصوص این که وحی بر پیامبر چگونه شروع شده است صحبت میکنند؛ اما روایتی در کتاب کنزل العمال متقی هندی است. متقتی هندی میگوید این روایت را از مسند عبدالله ابن عباس دارد نقل میکند و در کتاب خودش روایت را میآورد ملاحظه بفرمایید جلد 13، روایت 37629
«(مسند ابن عباس) عن ابن عباس قال رسول الله صلى الله عليه وسلم: إن إلهي عز وجل اختارني في ثلاثة من أهل بيتي على جميع أمتي: أنا سيد الثلاثة وسيد ولد آدم يوم القيامة ولا فخر، اختارني وعلي بن أبي طالب وحمزة بن عبد المطلب وجعفر بن أبي طالب، كنا رقودا بالأبطح ليس منا إلا مسجى بثوبه، علي عن يميني وجعفر عن يساري وحمزة عند رجلي، فما نبهني من رقدتي إلا حفيف أجنحة الملائكة وبرد ذراع علي تحت خدي، فانتبهت من رقدتي وجبريل في ثلاثة أملاك، فقال له بعض الأملاك الثلاثة: يا جبريل إلى أي هؤلاء الأربعة أرسلت فضربني برجله وقال: إلى هذا هو سيد ولد آدم، فقال: من هذا يا جبريل؟ قال: محمد بن عبد الله سيد النبيين وهذا علي بن أبو طالب وهذا حمزة بن عبد المطلب سيد الشهداء وهذا جعفر، له جناحان يطير بهما في الجنة حيث يشاء»
كنز العمال في سنن الأقوال والأفعال؛ اسم المؤلف: علاء الدين علي المتقي بن حسام الدين الهندي الوفاة: 975هـ، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت - 1419هـ-1998م، الطبعة: الأولى، تحقيق: محمود عمر الدمياطي، ج13، ص200، ح37629
همان روایت است که ما صورتها را پوشانده بودیم، پیامبر و امیر المؤمنین(سلام الله علیه) بوده است، حمزه و جعفر بوده اند وضعیتی که ایستاده بودند را آنجا توصیف کرده است و بحث بیدار شدن پیامبر «وبرد ذراع علي تحت خدي» دست امیر المؤمنین(سلام الله علیه) زیر صورت پیامبر بوده است و با آن سردی دست که در آن شرایط بوده بر اساس روایت بیدار شدند و ملائکه ای آمدند و معرفی را آقای متقی هندی این طوری آورده مطرح کرده است.
روایات را دیدیم که چگونه بود حالا ایشان چطور نقل کرده است. «...إلى هذا» به دست چه کسی مبعوث شدم «إلى هذا هو سيد ولد آدم، فقال: من هذا يا جبريل؟ قال: محمد بن عبد الله سيد النبيين» این در مورد پیامبر «وهذا علي بن أبو طالب» دیگر این جا سید الوصین را ندارد «وهذا حمزة بن عبد المطلب سيد الشهداء وهذا جعفر، له جناحان يطير بهما في الجنة حيث يشاء» یعنی این چهار نفر را که آورده است پیامبر محمد بن عبدالله صلوات الله علیه واله، حمزه سید الشهداء، جعفر طیار و علی ابن ابی طالب دیگر هیچی نیاورده است.
نکته جالب این جا است، البته ایشان میگوید یعقوب ابن سفیان در سند روایت است ولی از غلات شیعه است جدای این که غلات شیعه بودن منجر به تضعیف میشود و یا نمیشود غلات شیعه بوده که این را راجع به ولایت امیر المؤمنین نیاورده است، از غلات شیعه باشد که باید اتفاقا به صورت خاص و ویژه آورده باشد؛ پس قطعا روایت را شما تحریف کردید و دارید نقل میکنید.
آقای حاکم حسکانی کتابی تحت عنوان شواهد التنزیل دارد، محقق کتاب حاکم حسکانی در پاروقی که در خود متن کتاب نیست در پاورقی آمده این روایت را با آن تتمه کامل خودش آورده نقل کرده است با این که حاکم حسکانی یک شخصیت اهل سنت است. شواهد التنزیل، جلد 2 صفحه 48 و 49 عبارت را این گونه اورده است
«قَالَ أَهْلُ السُّدَّةِ: يَا رَسُولَ اللَّهِ سَمِّ لَنَا الثَّلَاثَةَ [حَتَّى] نَعْرِفَهُمْ فَبَسَطَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ كَفَّهُ الطَّيِّبَةَ الْمُبَارَكَةَ ثُمَّ حَلَّقَ بِيَدِهِ [وَ] قَالَ: اخْتَارَنِي وَ عَلِيٌّ وَ حَمْزَةُ وَ جَعْفَرٌ عَلَيْهِمْ السَّلَامُ كُنَّا رُقُوداً بِالْأَبْطَحِ لَيْسَ مِنَّا إِلَّا مُسَجًّى بِثَوْبِهِ عَلِيٌّ عَنْ يَمِينِي وَ جَعْفَرٌ عَنْ يَسَارِي وَ حَمْزَةُ عِنْدَ رِجْلِي فَمَا نَبَّهَنِي مِنْ رَقْدَتِي غَيْرُ حَفِيفِ أَجْنِحَةِ الْمَلَائِكَةِ وَ بَرْدُ ذِرَاعِ عَلِيٍّ عَلَيْهِ السَّلَامُ تَحْتَ خَدِّي فَانْتَبَهْتُ مِنْ رَقْدَتِي وَ جِبْرِيلُ عَلَيْهِ السَّلَامُ فِي ثَلَاثَةِ أَمْلَاكٍ فَقَالَ لَهُ بَعْضُ الْأَمْلَاكِ الثَّلَاثَةِ: يَا جِبْرِيلُ إِلَى أَيِّ هَؤُلَاءِ أُرْسِلْتَ فَحَرَّكَنِي بِرِجْلِهِ وَ قَالَ: إِلَى هَذَا. وَ هُوَ سَيِّدُ وُلْدِ آدَمَ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ فَقَالَ لَهُ أَحَدُ الثَّلَاثَةِ: وَ مَنْ هُوَ سَمِّهِ فَقَالَ: هَذَا مُحَمَّدٌ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ سَيِّدُ الْمُرْسَلِينَ وَ هَذَا عَلِيٌّ خَيْرُ الْوَصِيِّينَ وَ هَذَا حَمْزَةُ سَيِّدِ الشُّهَدَاءِ وَ هَذَا جَعْفَرٌ لَهُ جَنَاحَانِ خَضِيبَانِ يَطِيرُ بِهِمَا فِي الْجَنَّةِ حَيْثُ يَشَاءُ.»
شواهد التنزيل لقواعد التفضيل؛ تأليف: الحافظ الكبير عبيد الله بن أحمد المعروف بالحاكم الحسكاني؛ الحذاء الحنفي النيسابوري، تحقيق وتعليق: الشيخ محمد باقر المحمودي؛ مؤسسة الطبع والنشر التابعة لوزارة الثقافة والارشاد الاسلامي مجمع أحياء الثقافة الاسلامية، 1411 ه - 1990م، ج2، ص48
محقق حاکم حسکانی کاملا حدیث را آورده است «هَذَا مُحَمَّدٌ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ سَيِّدُ الْمُرْسَلِينَ وَ هَذَا عَلِيٌّ خَيْرُ الْوَصِيِّينَ وَ هَذَا حَمْزَةُ سَيِّدِ الشُّهَدَاءِ وَ هَذَا جَعْفَرٌ لَهُ جَنَاحَانِ خَضِيبَانِ يَطِيرُ بِهِمَا فِي الْجَنَّةِ حَيْثُ يَشَاءُ.» توصیفی که برای امیر المؤمنین است را این جا اورده است اما در کتاب کنزل العمال متقی هندی این عبارت امیر المؤمنین که پیامبر که سید المرسلین میشود و امیر المؤمنین خیر الوصیین میشود، خیر الوصیین امیر المؤمنین را نقل نکرده و نیاورده است. این روایت در جای دیگر به چه شکل امده است؟ آقای علامه بحرانی این روایت به صورت کامل آورده و در کتاب البرهان خودش نقل کرده است. در غایة المرام اگر اشتباه نکنم علامه بحرانی اصلا به عنوان یک استدلال برای امیر المؤمنین(سلام الله علیه) در مورد سبقت امیر المؤمنین در ایمان به آن استناد کرده است.
شخص دیگری که این را آورده است سید علی بهبهانی است که در کتاب مصباح الهدایه شان در صفحه 261 آورده است من اینها را سریع میگویم تا به بحث و موضع کامل برسم دیگر کتاب را نشان نمیدهم در کتاب مصباح الهدایه که آقای سید علی بهبهانی آورده ایشان میگوید سبقت امیر المؤمنین(سلام الله علیه) در ایمان متواتر است؛ اما تبرکا یک روایت میخواهد نقل کند و همین روایت را به عنوان تبرک در این موضوع میآورد و نقل میکند.
آیت الله مرعشی هم در کتاب شرح احقاق الحق شان همچنین مسئله و روایتی را آورده و نقل کرده است.
مجری:
خیلی عالی، ممنون و متشکرم حالا ببینیم از خود نبی مکرم و معظم چه نقل شده است ایشان خودشان در مورد بعثت چه فرمودند در این زمینه روایتی داریم؟
استاد حسینی:
بله، از خود وجود مقدس پیامبر (صلی الله علیه واله وسلم) عبارتی را داریم که شیخ الطائفه شیخ طوسی در کتاب امالی خودش این را نقل کرده است.
«وَ بِهَذَا الْإِسْنَادِ، عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ صَالِحٍ، عَنْ زَيْدِ بْنِ الْحَسَنِ، عَنْ أَبِيهِ، عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عَلَيْهِ السَّلَامُ)، قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ): رَقَدْتُ بِالْأَبْطَحِ عَلَى سَاعِدِي، وَ عَلِيٌّ عَنْ يَمِينِي، وَ جَعْفَرٌ عَنْ يَسَارِي، وَ حَمْزَةُ عِنْدَ رِجْلِي. قَالَ: فَنَزَلَ جَبْرَئِيلُ وَ مِيكَائِيلُ وَ إِسْرَافِيلُ، فَفَزِعْتُ لِخَفْقِ أَجْنِحَتِهِمْ. قَالَ: فَرَفَعْتُ رَأْسِي، فَإِذَا إِسْرَافِيلُ يَقُولُ لِجَبْرَئِيلَ: إِلَى أَيِّ الْأَرْبَعَةِ بُعِثْتَ وَ بُعِثْنَا مَعَكَ قَالَ: فَرَكَضَ بِرِجْلِهِ، فَقَالَ: إِلَى هَذَا- وَ هُوَ مُحَمَّدٌ سَيِّدُ النَّبِيِّينَ- ثُمَّ قَالَ: مَنْ هَذَا الْآخَرُ قَالَ: هَذَا أَخُوهُ وَ وَصِيُّهُ وَ ابْنُ عَمِّهِ، وَ هُوَ سَيِّدُ الْوَصِيِّينَ. ثُمَّ قَالَ: فَمَنِ الْآخَرُ قَالَ: جَعْفَرُ بْنُ أَبِي طَالِبٍ، لَهُ جَنَاحَانِ خَضِيبَانِ، يَطِيرُ بِهِمَا فِي الْجَنَّةِ. قَالَ: ثُمَّ قَالَ: فَمَنِ الْآخَرُ قَالَ: عَمُّهُ حَمْزَةُ، وَ هُوَ سَيِّدُ الشُّهَدَاءِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ.»
الأمالي (للطوسي)؛ نویسنده: طوسى، محمد بن الحسن، ناشر: دار الثقافة ، مصحح: ندارد، ص723
این گونه از پیامبر اسلام نقل شده است «...رَقَدْتُ بِالْأَبْطَحِ عَلَى سَاعِدِي، وَ عَلِيٌّ عَنْ يَمِينِي، وَ جَعْفَرٌ عَنْ يَسَارِي، وَ حَمْزَةُ عِنْدَ رِجْلِي. قَالَ: فَنَزَلَ جَبْرَئِيلُ وَ مِيكَائِيلُ وَ إِسْرَافِيلُ» بعد ادامه را اورده که پیامبر اسلام آنجا در حال استراحت بود بعد برخواستند، «فَرَفَعْتُ رَأْسِي، فَإِذَا إِسْرَافِيلُ يَقُولُ لِجَبْرَئِيلَ» این جا میگوید اسرافیل بود که از جبرئیل پرسید کدامیک از این چهار نفر پیامبر هستند و کدام شان به پیامبری مبعوث شده است اشاره اش به پیامبر اسلام بود «وَ هُوَ مُحَمَّدٌ سَيِّدُ النَّبِيِّينَ» این را خود پیامبر دارد توصیف میکند «ثُمَّ قَالَ: مَنْ هَذَا الْآخَرُ قَالَ: هَذَا أَخُوهُ وَ وَصِيُّهُ وَ ابْنُ عَمِّهِ، وَ هُوَ سَيِّدُ الْوَصِيِّينَ» همزمان با بعثت پیامبر وصایت و ولایت امیر المؤمنین(سلام الله علیه) را هم بیان میکند «ثُمَّ قَالَ: فَمَنِ الْآخَرُ قَالَ: جَعْفَرُ بْنُ أَبِي طَالِبٍ، لَهُ جَنَاحَانِ خَضِيبَانِ، يَطِيرُ بِهِمَا فِي الْجَنَّةِ.» که حمزه و جعفر ابن ابی طالب هم به عنوان این چهار تا معرفی میشوند.
یعنی از بین این چهار نفر یک پیامبر داریم و یک امام داریم که مشخص شده است و شاید برخی از سوالاتی که در ذهن پیش میآید و یا در آینده پیش میآید این مسئله پاسخ بدهد بگویند چون پیامبر با یک نفر دیگر بوده است مثلا (نعوذ بالله) سیستم آفرینش خدایی که مسلمانها قائل هستند این گونه است که یک نفر را به عنوان پیامبر گذاشت و یک نفر را هم به عنوان امام، نه چهار نفر سرشناس هستند خداوند بر اساس ویژگی این چهار نفر آنها را به مقامهای مختلف منصوب میکند و یا برای ما انتخاب میکند.
بنا نیست هر چهار نفری که در آنجا هستند حالا یک نفرش پیامبر بشود و سه نفر بعدی هم هر سه جزء اوصیای پیامبر و امام بشوند، نه فقط امیر المؤمنین است که این جا انتخاب میشود.
و باز این دلالت دارد بر همان سخن و کلام امیر المؤمنین(سلام الله علیه) که فرمود هر آنچه که بر پیامبر نازل میشد هرچه میشنید من میشنیدم و هرچه میدید را هم من میدیدم.
مجری:
این هم نظر نورانی نبی مکرم در این زمینه بود اما ببینیم وجود نازنین آقا امیر المؤمنین(سلام الله علیه) در این زمینه چه است از ایشان هم در این زمینه روایت و نقل داریم؟
استاد حسینی:
از خود امیر المؤمنین(سلام الله علیه) هم در کتاب خصال شیخ صدوق (اعلی الله مقامه الشریف) نقل داریم، روایت را ملاحظه بفرمایید روایت مناشده روز شوری است روز شوری امیر المؤمنین(سلام الله علیه) فرمود:
«نَشَدْتُكُمْ بِاللَّهِ هَلْ فِيكُمْ أَحَدٌ قَالَ لَهُ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه واله وسلم) إِنَّ اللَّهَ خَلَقَ الْخَلْقَ فَفَرَّقَهُمْ فِرْقَتَيْنِ فَجَعَلَنِي مِنْ خَيْرِ الْفِرْقَتَيْنِ ثُمَّ جَعَلَهُمْ شُعُوباً فَجَعَلَنِي فِي خَيْرِ شُعْبَةٍ ثُمَّ جَعَلَهُمْ قَبَائِلَ فَجَعَلَنِي فِي خَيْرِ قَبِيلَةٍ ثُمَّ جَعَلَهُمْ بُيُوتاً فَجَعَلَنِي فِي خَيْرِ بَيْتٍ ثُمَّ اخْتَارَ مِنْ أَهْلِ بَيْتِي أَنَا وَ عَلِيّاً وَ جَعْفَراً فَجَعَلَنِي خَيْرَهُمْ فَكُنْتُ نَائِماً بَيْنَ ابْنَي أَبِي طَالِبٍ فَجَاءَ جَبْرَئِيلُ وَ مَعَهُ مَلَكٌ فَقَالَ يَا جَبْرَئِيلُ إِلَى أَيِّ هَؤُلَاءِ أُرْسِلْتَ فَقَالَ إِلَى هَذَا ثُمَّ أَخَذَ بِيَدِي فَأَجْلَسَنِي غَيْرِي قَالُوا اللَّهُمَّ لا»
الخصال؛ ابن بابويه، محمد بن على، محقق/ مصحح: غفارى، على اكبر، ناشر: جامعه مدرسين، ج2، ص559
«نَشَدْتُكُمْ بِاللَّهِ هَلْ فِيكُمْ أَحَدٌ قَالَ لَهُ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه واله وسلم) إِنَّ اللَّهَ خَلَقَ الْخَلْقَ» تا آن فرقه ای که انتخاب شد تا آن شعب و گروهی که انتخاب شد و قبیله ای که انتخاب شد و ویژگی من این بود که در آن خانه اصلی بودم در خیر بیوت بودم
«ثُمَّ اخْتَارَ مِنْ أَهْلِ بَيْتِي أَنَا» پیامبر فرمود خداوند از اهل بیت من پیامبر را انتخاب کرد «وَ عَلِيّاً وَ جَعْفَراً فَجَعَلَنِي خَيْرَهُمْ» پیامبر هم بین اینها برترین میشود «فَكُنْتُ نَائِماً بَيْنَ ابْنَي أَبِي طَالِبٍ» پیامبر فرمود من بین دو تا فرزند ابی طالب (علی و جعفر ابن ابی طالب) خواب و در حال استراحت بودم «فَجَاءَ جَبْرَئِيلُ وَ مَعَهُ مَلَكٌ فَقَالَ يَا جَبْرَئِيلُ إِلَى أَيِّ هَؤُلَاءِ أُرْسِلْتَ فَقَالَ إِلَى هَذَا ثُمَّ أَخَذَ بِيَدِي فَأَجْلَسَنِي غَيْرِي» پیامبر فرمود آنجا جبرئیل آمد استناد میکند که پیامبر فرمود امیر المؤمنین با من بود ما را خداوند انتخاب کرد به خاطر آن پیامی که از طرف جبرئیل آمده بود.
پس امیر المؤمنین(سلام الله علیه) نسبت به این مسئله اشاره ای داشته و روایتی در مناشده امیر المؤمنین(سلام الله علیه) در شورا است و روایت در کتاب خصال شیخ صدوق صفحه شماره 599 در مناشده امیر المؤمنین و قسم دادن آمده است که اینها هم جواب دادند «قَالُوا اللَّهُمَّ لا» یعنی مردم آن زمان هم نسبت به این مسئله واقف بودند و مناشده امیر المؤمنین را تأیید کردند به عنوان کسانی که در جریان مسئله قرار گرفته بودند.
مجری:
خیلی ممنون و متشکرم، اقای دکتر حسینی ما یک جمع بندی از مطالب داشته باشیم اگر نکته ای دیگر هم است ثمره این بحث چه است شاید این هم برای مخاطب جذاب باشد که بداند حالا که این بحث را مطرح کردیم ثمره و نتیجه اش چه است قرار است چه شبهه ای را پاسخ بدهد و چه مسئله ای را حل کند؟
استاد حسینی:
ملاحظه بفرمایید آن چه که روال سنتی کتب تفسیری ما و اهل سنت است طبیعتا شروع وحی را تماما از غار حرا میدانند آیا این لطمه و ضربه ای میزند کسی همچنین اعتقادی داشته باشد؟ به هیچ عنوان، آیا اگر شروع وحی از غار حرا نباشد، غار حرا دیگر موضوعیت ندارد؟ خیر به هیچ عنوان آنجا مکان کاملا مقدس است سوره ای مشهور در کتب تفسیری است که در غار حرا بر پیامبر (صلی الله علیه واله وسلم) نازل شده است هیچ بحثی در این زمینه وجود ندارد.
اما آن ملاقات اول جبرئیل با پیامبر در چهل سالگی پیامبر (صلی الله علیه واله وسلم) با چه وضعی بوده است؟ در غار حرا میخواهد باشد و یا در جای دیگری باشد. پیامبر تنها نیست و امیر المؤمنین و دو نفر دیگر نزد پیامبر هستند.
ثمره چیست؟ یک همان طور که دیدیم بعضی از اهل سنت و در عبارتهای دیگر هم است که در این زمینه جا به جا کردند اما اهل سنت طبیعی هم است بر اساس اعتقاد و نگرشی که به خلافت و امامت دارند بحث وصایت امیر المؤمنین(سلام الله علیه) که در کنار روایت نبوت سید مرسلین بوده است را مطرح نکردند اگر به عنوان غار حرا با آن کیفیتی که اهل سنت گفتند مطرح بشود دیگر امیر المؤمنین کنار میرود یعنی آنجا موضوع فقط پیامبر و بعثت بر نبوت است دیگر بحث وصایت مطرح نیست. این روایت میآید میگوید هردوی اینها است.
مسئله دوم آیا پیامبر ممکن است چند سال در غار حرا رفته باشد و بعد (نعوذ بالله) بر اثر ادعایی که بعضیها میکنند بحث تخیلات پیش آمده باشد و یک شئی دیده باشد و صدای شنیده باشد؟ بعد بیاید به مردم بگوید و یک ترجمه ای در ذهنش از این صدا داشته باشد کما این که برخیها مثلا گفتند فلانی وقتی در غار میرفته است مثلا یک همچنین توهماتی داشته است دروغ نمیگفته پیچیدن صدای باد و اینها بوده تصور کرده جبرئیل بوده است.
ما میخواهیم بگوییم پیامبر تنها نبوده که بگوییم یک نفر چنینن چیزی برایش اتفاق بیفتد.
مجری:
بعدا هم آیاتی که نازل میشد حالا چه اصراری دارد که روی این موضوع بگوییم بعدا هم که نازل میشد اصحاب بودند و حتی در جنگ و در مراحل دیگری زندگی که وحی و آیه نازل میشد چه اصرار است که در این موضوع بحث میکنیم؟
استاد حسینی:
یک نکته ای دارد و آن هم این است که براساس گزارشی پیامبر اسلام بعد از این اتفاق یکی از موضوعاتی که پیش آمد هرچند طبری سال دیگری را میگوید اما بر اساس آن گزارش پیامبر اطرافیان خودش را جمع کردند و براساس این افراد اولی که ایمان آورده بودند خودشان را نزد دیگران معرفی کردند. یک زمان شروع کار است و هیچ کس چیزی راجع به آن نمیداند و یک زمان یک مسئله و یک شروطی دارد و بعد متناسب با آن شروط و جلسه اول وحی نکاتی را گفتند بعد ادامه پیدا میکند.
یعنی اول کار مشخص است که یک توهمات ذهنی و شخصی نیست، افرادی بودند که آن را تثبیت میکنند. حتی برخی به عنوان جلسه اول بعد از این اتفاق میگوید پیامبر اطرافیانش را جمع کرد اتفاقا در گزارشهای دیگر داریم که این افراد هم در آن جلسه بودند پیامبر میگوید ببینید من به رسالت مبعوث شدم.
مجری:
یوم الانذار جدا از این جلسه است.
استاد حسینی:
بعضیها ذیل یوم الانذار گفتند و طبری این را برای سال سوم هجری میداند، متناسب با آن احتمال دارد جور در نیاید. ممکن است بگوید این آیه نازل نشده است ولی نزدیکان خودش را جمع کرده از نظر تاریخی هم همچنین چیزی محقق است یعنی پیامبر بعد از این که به رسالت مبعوث شدند عمده مورخین ما معتقد هستند که پیامبر مدتی به صورت پنهانی تبلیغ میکرد.
بگوییم شروع تبلیغ پنهانی پیامبر است یک جمعی دور پیامبر جمع بشوند که توانایی ابلاغ علنی را پیدا کنند، این جمع محدودی که قرار است به پیامبر اسلام و ایمان بیاورند برای اینها باید مسئله اثبات بشود و بعد این در جامعه ضریب پیدا کند و جالب است همان پیامبر مناشده ای که دارد و فرمودند اگر من به شما بگویم لشکر دشمن دارد به شما حمله میکند باور میکنید یا باور نمیکنید؟ یعنی پیامبر اول بعثت خودش را انتظار نداشته که کسی سریع قبول کند، اول پیامبر دارد صداقت خودش را یاد آوری میکند اگر شخصی بیاید بگوید پیامبر صداقت دارد اما ممکن است اینجا دچار خطا شده باشد و صدایی را به خطا شنیده است و تفسیر کرده آن هم با این افرادی که کنار پیامبر هستند پوشش داده میشود هم پیامبر صداقت دارد، و هم در موضوعی دارد صحبت میکند که دیگرانی در آنجا به عنوان شاهد حضور داشته اند و این ماجرا را درک کرده اند؛ پس صداقت در این مسئله قابل تسری و قابل تعمیم است.
مجری:
آیا جناب جعفر و جناب حمزه شهادت هم داده اند؟
استاد حسینی:
روایتی که شهادت داده باشند را ندیدم به جز این که پیامبر اشاره به این مسئله در مورد فضیلت امیر المؤمنین(سلام الله علیه) میکند. کلا روایاتی که از حضرت حمزه و حضرت جعفر (سلام الله علیهما) داریم خیلی کم به ما رسیده است روایت بسیار محدود است و اصلا قابل توجه نیست. این کارکردش در آن دوره و در آن زمان بوده است.
اگر کسی از باب دلسوزی به مسئله وحی بخواهد ورود پیدا کند و بگوید این وحی آن گونه که پیامبر درک کرده نبوده است این هم پاسخش برای آن.
یک نکته ای دیگری که در این خصوص است ادعای برخی از روشنفکران است اینها منکر وحی هستند مثل امثال سروش میگوید اینها رؤیانه رسولانه است در خواب بوده و در بیداری نبوده است تصریح این دسته از روایات این است که اتفاقا پیامبر با چند نفر دیگر در حال استراحت در این حادثه بوده است اما بیدار میشوند و بر آنها وحی نازل میشود حتی اینجا پیامبر میفرماید که من دلیل بیدار شدنم سردی بود که از دست امیر المؤمنین(سلام الله علیه) حس کردم امیر المؤمنین دستش سرد شده بود و دستش زیر صورت پیامبر بود پس این در خواب اتفاق نیافتاده است.
روایت تصریح میکند پیامبر میگوید وقتی با جبرئیل میخواستم صحبت کنم من نشستم، جبرئیل دست من را گرفت و من نشستم و صحبت کردم یعنی اینها تماما جلوی یک سری شبهات را میگیرد از جمله همین شبهاتی که امثال سروش مطرح میکند که پیامبر در خواب اینها را میدیده است در بیداری نبوده است تصریحات بر این است که پیامبر بیدار بوده است خود پیامبر فرموده من بیدار بودم امیر المؤمنین هم فرمود ما بیدار شدیم و این اتفاق افتاد و ما میشنیدیم و میدیدیم نه در خواب بلکه در بیداری این هم یک بحث دیگر است که ذیل این موضوع مطرح میشود.
اما مهمترین به نظر بنده حقیر همان است که وصایت و امامت آنجا هم متصل به این است کما این که روایتی داریم جایی که نبوت پیامبر اسلام ذکر میشود مأمور این است که وصایت امیر المؤمنین هم از او یاد و ذکر بشود.
در هر صورت آیا روایتی که من آوردم روایت صحیح است؟ نه، در مورد هیچ کدام یکی از روایات که آوردم ادعای روایت صحیحه ادعا نمیکنم. یک نقل اجماع داریم، گزارش تفسیر علی ابن ابراهیم را داریم ممکن است یک شخصی اینها را بپذیرد و ممکن است اینها را نپذیرد و بگوید من ادله دیگری دارم. ما در این شبکه میخواهیم گزارشهای دیگری را هم مطرح کنیم یعنی به جای این که دشمن ما بیاید بگوید خود ما این روایتها را میگوییم؛ اما اگر همه روایتها مورد دقت قرار بگیرد باز امامت امیر المؤمنین(سلام الله علیه) استخراج میشود ضربه ای به نبوت نمیخورد بلکه تقویت هم میکند ولایت امیر المؤمنین هم اتفاقا اینجا میآید تقویت میکند.
اما باید توجه کرد نسبت به غار حرا، غار حرا چه بسا محل وحی بوده است مکان قطعا مقدس است وجود مقدس پیامبر اسلام در آنجا بوده است امیر المؤمنین همراه پیامبر در آن غار بوده است و اصلا نباید در خصوص غار چیزی بگوییم بلکه جبرئیل در موقعیتهای مختلفی سمت پیامبر اسلام آمده است یک موردش همین سرزمین ابطح است.
مجری:
وقت مان تمام شد فقط یک جمله بفرمایید این که حالا در سرزمینی که فرمودید جناب حمزه و جناب جعفر بوده اند این ابلاغ را نفرمود چه در آنجا ابلاغ شده است؟
استاد حسینی:
همان معرفی است، ذیل برخی که من نخواستم ورود پیدا کنم بحث شروع وحی و اولین سوره وحی در آنجا آمده است.
مجری:
یعنی سوره علق آنجا است؟
استاد حسینی:
بله در تتمه همین روایت به آن اشاره شده است. منتهی مهمترین مسئله بعثت و معرفی بعثت به سه و چهار تا از ملائکههای که در آسمانها و عالم ملکوت باید ندا بدهند و چند نفر در زمین که باید اینها بیاید دور و بر پیامبر باشند و اطرافیان پیامبر به عنوان کسانی که هسته مرکزی برای بحث تبلیغ نبوت پیامبر باشند.
مجری:
خیلی ممنون اقای دکتر حسینی استفاده کردیم خداوند به شما جزای خیر بدهد دوستان عزیز از شما هم ممنون و سپاسگزاریم که امشب هم برنامه پیامبر رحمت را ملاحظه فرمودید تا دیدار آینده خدا نگهدار!