پیامبر رحمت - به مناسبت عید بزرگ مبعث

ویژه برنامه پیامبر رحمت با کارشناسی حجت الاسلام و المسلمین طبسی


 بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

برنامه پیامبر رحمت 28 11 1401 (قسمت اول)

عنوان: ویژه برنامه به مناسبت عید بزرگ مبعث

استاد: حجت الاسلام والمسلمین طبسی

مجری: آقای سید مهدی حسینی

کلیدواژها:

حامی رسالت؛ ایمان حضرت ابوطالب(سلام الله علیه)؛ بعثت؛ قرآن؛ پیامبر خاتم؛ نبوت و رسالت؛ امامت؛ امیرالمومنین علی(سلام الله علیه)؛ اسلام؛ سنن النبی!

مجری:

اسلام من آغاز شد با یا رسول الله * من بنده ناچیزم و آقا رسول الله

من از ازل تا روز آخر عبد درگاهم * از ابتدا تا انتها مولا رسول الله

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ عرض ادب و سلام و احترام دارم خدمت یکایک شما بینندگان عزیز، محترم و ارجمند شبکه جهانی حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) اسعد الله ایامکم، تبریک عرض می کنیم این ایام پر برکت را شب عید بزرگ مبعث را و ان شاء الله که در پناه حضرت رسول بتوانیم بندگی بکنیم با محبت و ولایت امیر المؤمنین و اهل بیت و دعا بکنیم در همین امشب خصوصاً برای فرج فرزندشان حضرت صاحب الزمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف)

خیلی خرسندیم از این که افتخاری نصیب مان شد می توانیم با ویژه برنامه پیامبر رحمت در خدمت شما عزیزان باشیم. در خدمت کارشناس محترم حجة الاسلام و المسلمین طبسی هستیم سلام علیکم و رحمة الله اسعد الله ایامکم

استاد طبسی:

علیکم السلام خدمت شما و همه مسلمانان عرض تبریک و تهنیت دارم به مناسبت مبعث نبی مکرم اسلام

مجری:

خیلی خوشحالیم از این که افتخار دادید در برنامه تشریف فرما شدید ان شاء الله می خواهیم از صحبت های شما استفاده بکنیم. دو بیتی را که آغاز کردم تمام بکنم و یک غزل بسیار زیبایی از شاعر گرانقدر جناب آقای محسن ناصحی است به ساحت پیامبر اکرم (صلوات الله علیه) تقدیم می کنیم

اسلام من آغاز شد با یا رسول الله * من بنده ناچیزم و آقا رسول الله

من از ازل تا روز آخر عبد درگاهم * از ابتدا تا انتها مولا رسول الله

ما ذره ایم از ذره کاری بر نمی آید * می سازد از ما قطره ها دریا رسول الله

وقت اذان دست مؤذن را که می گیرد * الا خدا الا علی الا رسول الله

نام علی را می برم زیرا که می دانم * راضیست از ما با علی تنها رسول الله

پیغام مبعث را که آوردی بمان جبریل * بگذار تا حیدر بگوید با رسول الله

نور علی نور محمد بوده از اول * در صورت حیدر شود پیدا رسول الله

از کعبه و از مسجد الأقصی کجا می رفت * با مرتضی در لیلة الأسراء رسول الله

هر جا محمد بوده آن جا با علی بوده * با مرتضی بودست در هر جا رسول الله

وقتی منافق ها فراری می شدند از جنگ* می ماند در حِصن علی حتی رسول الله

من معتقد هستم به تأیید علی راحت * پرونده ام را می زند امضاء رسول الله

ان شاء الله که این محبت و ولایت امیر المؤمنین را قدر بدانیم و شاکر باشیم از این که، این محبت در دل مان هست و این شب مبعث را گرامی بداریم با ولایت امیر المؤمنین (علیه السلام) در خدمت شما هستیم دوست داریم از زبان شما بشنویم آغاز بکنیم موضوعات مان را راجع به مبعث و بعثت پیامبر خصوصاً این که شروع ما می تواند این باشد از نگاه قرآن که در این شب بر پیامبر نازل شد صحبت بکنیم و به بعثت این طوری بپردازیم.

استاد طبسی:

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ اللهم كن لوليِّك الحُجَّةِ بن الحسن، صلواتُكَ عليه و على آبائهِ، في هذه السّاعة و في كلِّ ساعةٍ، وليّاً و حافظاً، و قائداً و ناصراً، و دليلًا و عيناً، حتى تسكنه أرضك طوعاً، و تُمتّعَهُ فيها طويلا

امروز چون روز رحلت حضرت ابو طالب (سلام الله علیه) هست دو، سه جمله راجع به ابو طالب عرض کنم و یادمان نرود که حامی اصلی صاحب امشب حضرت ابو طالب بود. متأسفانه نسبت به ایشان بعضی ها خیلی کم لطفی می کنند. قضیه اسلام و ایمان حضرت ابو طالب یک قضیه ای نیست که ما شیعه ها بتوانیم به سادگی از کنار آن عبور کنیم.

دو: قضیه ایمان ابو طالب اگر بعضی از عزیزان نمی دانند امشب بدانند ریشه در یکی از معتبرترین کتاب های اهل سنت دارد. ممکن است بعضی ها تعجب کنند که این چه کتابی است می گویید ایمان ابو طالب ریشه در آن کتاب دارد. جناب احمد ابن حنبل – متوفای 241 پیشوای اهل حدیث و رئیس مذهب حنبلی ها است.

این کتاب، کتاب ایشان به نام فضائل الصحابة است، در صفحه 675، حدیث 1154 حدیثی را از صحابی بزرگ پیغمبر جناب انس ابن مالک نقل می کند وقتی که ابو طالب بیمار شد

«عن أنس قال لما مرض أبو طالب مرضه الذي مات فيه أرسل إلى النبي صلى الله عليه وسلم ادع ربك أن يشفيني فإن ربك يطيعك وابعث إلي بقطاف من قطاف الجنة فأرسل اليه النبي صلى الله عليه وسلم وأنت يا عم ان أطعت الله عز وجل أطاعك»

فضائل الصحابة؛ اسم المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبد الله الشيباني الوفاة: 241، دار النشر: مؤسسة الرسالة - بيروت - 1403 - 1983، الطبعة: الأولى، تحقيق: د. وصي الله محمد عباس، ج2، ص675، ح1152

ابو طالب در بستر بیماری است عزیزان به این متن احمد ابن حنبل به خوبی دقت کنند. ابو طالب در بستر بیماری است یک نفر را خدمت نبی مکرم اسلام می فرستد دو تقاضا دارد تقاضای اول این است که از خدا بخواه مرا شفاء بدهد. دو: پارچه ای از پارچه های بهشتی را هم برایم بفرست معلوم می شود ایشان این پارچه را به عنوان کفن خواست از او استفاده کند.

فعلاً تکه دوم محل بحث من نیست محل بحث من جمله اول است اگر حضرت ابو طالب طبق گفته طرفداران مکتب خلفاء که اصرار دارند ابو طالب (نعوذ بالله) بی ایمان و بی دین از دار دنیا رفت چه معنا دارد که ایشان شخصی را خدمت نبی مکرم اسلام بفرستند و از او تقاضا کنند که شما از خدا بخواه مرا شفاء بدهد. این که نص در ایمان حضرت ابو طالب است

مجری:

چون آدم بدون ایمان چنین تقاضایی نمی کند.

استاد طبسی:

بله، چطور بعضی ها جرأت می کنند حضرت ابو طالب را (نعوذ بالله) مشرک یا بی ایمان معرفی کنند؟ پس بدون تردید و بدون شک حضرت ابو طالب مؤمن و موحد از دنیا رفتند این جمله ای بود در رابطه با حضرت ابو طالب که لازم بود در طلیعه عرائضم به آن اشاره کنم.

مجری:

خیلی عالی چه بهتر از این که نام پدر امیر المؤمنین را این چنین در برنامه جاری کردید و متبرک شد.

استاد طبسی:

بله یگانه حامی پیغمبر، حضرت ابو طالب بود. تاریخ را آقایان مراجعه کننند تاریخ اهل سنت گواه این ادعای من است اصلاً پیغمبر اکرم در خانه حضرت ابو طالب بزرگ شدند و این یک افتخاری برای حضرت ابو طالب است.

اما در رابطه با بعثت نبی مکرم اسلام که امشب، شب مبعث آن حضرت است، دو، سه آیه در رابطه با بعثت نبوی بخوانم و چند نکته ای که در رابطه با این آیه خدمت شما و بینندگان عزیز عرض کنم آیه اول بسم الله الرحمن الرحیم

(هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الْأُمِّيينَ رَسُولًا مِنْهُمْ يتْلُو عَلَيهِمْ آياتِهِ وَيزَكِّيهِمْ وَيعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَإِنْ كَانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِي ضَلَالٍ مُبِينٍ)

و کسي است که در ميان جمعيت درس نخوانده رسولي از خودشان برانگيخت که آياتش را بر آنها مي ‌خواند و آنها را تزکيه مي ‌کند و به آنان کتاب (قرآن) و حکمت مي‌ آموزد هر چند پيش از آن در گمراهي آشکاري بودند!

سوره جمعه (62): آیه 2

آیه دوم:

(لَقَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ إِذْ بَعَثَ فِيهِمْ رَسُولًا مِنْ أَنْفُسِهِمْ يتْلُو عَلَيهِمْ آياتِهِ وَيزَكِّيهِمْ وَيعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَإِنْ كَانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِي ضَلَالٍ مُبِينٍ)

خداوند بر مؤمنان منت نهاد [= نعمت بزرگي بخشيد] هنگامي که در ميان آنها، پيامبري از خودشان بر انگيخت؛ که آيات او را بر آنها بخواند، و آنها را پاک کند و کتاب و حکمت بياموزد؛ هر چند پيش از آن، در گمراهي آشکاري بودند.

سوره آل عمران (3): آیه 164

آیه سوم:

(كَمَا أَرْسَلْنَا فِيكُمْ رَسُولًا مِنْكُمْ يتْلُو عَلَيكُمْ آياتِنَا وَيزَكِّيكُمْ وَيعَلِّمُكُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَيعَلِّمُكُمْ مَا لَمْ تَكُونُوا تَعْلَمُونَ)

همان ‌گونه (که با تغيير قبله، نعمت خود را بر شما کامل کرديم،) رسولي از خودتان در ميان شما فرستاديم؛ تا آيات ما را بر شما بخواند؛ و شما را پاک کند؛ و به شما، کتاب و حکمت بياموزد؛ و آنچه را نمي‌ دانستيد، به شما ياد دهد.

سوره بقره (2): آیه 151

این سه آیه در رابطه با بعثت نبی مکرم اسلام است. پنج، شش نکته در رابطه با این سه آیه یادداشت کردم محضر شما و بینندگان عزیز عرض کنم. نکته اول: پیغمبر اکرم در میان مردم شبه جزیرة العرب در میان آدم های أمی ظهور کرد خیلی مهم است. (هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الْأُمِّيينَ رَسُولًا مِنْهُمْ) این یک نکته.

نکته دوم: این رسولی را که خداوند میان این امت امی ارسال کرد این رسول از آسمان پایین نیامده بود قرآن می گوید این رسول و این فرستاده از خود شماست. نکته سومی که از این سه آیه استفاده می شود هدف از بعثت نبی مکرم اسلام است هدف بعثت از این دو، سه آیه کاملاً استفاده می شود.

یک: (يتْلُو عَلَيهِمْ آياتِهِ) پیغمبر تلاوت کننده آیات قرآن بر مردم شد. دو: (وَيزَكِّيهِمْ) تزکیه نفس شد این ها اهداف بعثت است. سه: تعلیم آیات قرآن (وَيعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ) پس پیغمبر طبق این چند آیه رسول و آموزگار شد این برای پیغمبر اکرم خیلی مهم است. در پایان آیه این جمله هم به نظرم خیلی قابل توجه است که پروردگار عز وجل می فرمایند (وَإِنْ كَانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِي ضَلَالٍ مُبِينٍ)

 در رابطه با این آیه (ضَلَالٍ مُبِينٍ) مفسرین چند تفسیر را ارائه می دهند (ضَلَالٍ مُبِينٍ) که در این آیه هست اشاره به چه چیزی است؟ اشاره به وضعیت مردم قبل از بعثت هست. اگر ما واقعاً خواسته باشیم به حقیقت بعثت پی ببریم باید مقداری تاریخ قبل از بعثت را بررسی و تحلیل کنیم.

به بیانی دیگر و ساده تر کسی که خواسته باشد به اهمیت بعثت نبی مکرم اسلام تا حدودی برسد باید وضعیت مردم را قبل از بعثت مطالعه کند. در شرایطی پروردگار عز وجل نبی مکرم اسلام را برای هدایت انسان ها و مردم فرستاد؟ اگر از لحاظ اعتقادی از من سوال کنید می گویم یک مردمانی بودند که در نهایت انحطاط فکری و فرهنگی به سر می بردند.

اگر از لحاظ غذایی آن ها با ما صحبت کنند می گویم وضع غذایی آن ها طبق بیان امیر المؤمنین مردار بوده است. اگر در رابطه با عبادت از ما سوال کنند می گویم به تاریخ مراجعه کنید که این ها لات، عزیٰ و خرما را می پرستیدند. خرمایی را که صبح خدا را خرما درست می کردند شب همان خرما را می خوردند این وضع منحط مردم قبل از بعثت بود.

این مطلب چون خیلی مهم است ما هم در شب بعثت نبی مکرم اسلام هستیم بد نیست برای جنابعالی و بینندگان عزیز شبکه جهانی حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) به بیان جناب فخر رازی اشاره کنم. فخر رازی – متوفای 606 هجری صاحب آن تفسیر معروف، ایشان در ذیل آیه:

(وَإِذَا بُشِّرَ أَحَدُهُمْ بِالْأُنْثَى ظَلَّ وَجْهُهُ مُسْوَدًّا وَهُوَ كَظِيمٌ)

در حالي که هرگاه به يکي از آنها بشارت دهند دختر نصيب تو شده، صورتش (از فراب ناراحتي) سياه مي‌ شود؛ و به شدت خشمگين مي‌ گردد؛...

سوره نحل (16): آیه 58

(ظَلَّ وَجْهُهُ مُسْوَدًّا وَهُوَ كَظِيمٌ) یعنی چه؟ یعنی وضع مردم این بود که وقتی به آن ها اطلاع داده می شد خدا به تو دختری عنایت کرده است از شدت ناراحتی چهره اش سیاه می شد که چرا خدا به من دختر داده است؟

 فخر رازی می گوید مردم آن زمان برای از بین بردن این دختر از چهار شیوه استفاده می کردند واقعاً تکان دهنده است. در تفسیر کبیر، جلد 7، صفحه 226

«واعلم أنهم كانوا مختلفين في قتل البنات فمنهم من يحفر الحفيرة ويدفنها فيها إلى أن تموت، ومنهم من يرميها من شاهق جبل، ومنهم من يغرقها ومنهم من يذبحها، وهم كانوا يفعلون ذلك تارة للغيرة والحمية، وتارة خوفا من الفقر والفاقة ولزوم النفقة، ثم إنه قال (ألا ساء ما يحكمون) وذلك لأنهم بلغوا من الاستنكاف من البنت إلى أعظم الغايات، فأولها: أن يسود وجهه، وثانيها: أنه يختفي عن القوم من شدة نفرته عن البنت، وثالثها: أن الولد محبوب بحسب الطبيعة، ثم إنه بسبب شدة نفرته عنها يقدم على قتلها، وذلك يدل على أن النفرة عن البنت والاستنكاف عنها قد بلغ مبلغا لا يزداد عليه»

التفسير الكبير أو مفاتيح الغيب؛ اسم المؤلف: فخر الدين محمد بن عمر التميمي الرازي الشافعي الوفاة: 604، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت - 1421هـ - 2000م، الطبعة: الأولى، ج20، ص46

یک: می گوید گودالی را می کندند و فرزند دختر را زنده زنده به گور می گذاشتند. دو: او را از بالای کوه به پایین پرتاب می کردند تا بمیرد. نمی دانم واقعاً دختر چند روزه یا چند ماهه گناهش چه است که باید پدر او را بالای کوه ببرد از بالای کوه به پایین پرت کند. سه: فخر رازی می گوید دختر را زنده زنده در آب می انداختند.

اما روش چهارم به نظرم این روش از آن سه روش خیلی بدتر است می گوید «ومنهم من يذبحها»، کارد روی گلوی این دختر بی گناه می گذاشت و او را می کشت. این وضع مردم قبل از بعثت در شبه جزیره عربستان بود. سوال: چه کسی با این فرهنگ مبارزه کرد؟ پیغمبر، ‌چه کسی با این اعتقادات جاهلی مبارزه کرد و در مقابل این ها ایستاد؟ اسلام، در بعضی از آیات پروردگار عز وجل از بعثت پیغمبر به (مَنَّ اللَّهُ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ إِذْ بَعَثَ فِيهِمْ رَسُولًا) تعبیر می کند.

(مَنَّ) یعنی چه؟ یعنی خداوند عنایت کرد، اعطاء کرد پس بعثت یکی از مواهب الهی بر بشر شد. اصلاً نمی توانیم در میان نِعَم الهی، نعمتی بالاتر از نعمت بعثت نبوی تصور کنیم

(وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعًا وَلَا تَفَرَّقُوا وَاذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيكُمْ إِذْ كُنْتُمْ أَعْدَاءً فَأَلَّفَ بَينَ قُلُوبِكُمْ فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْوَانًا وَكُنْتُمْ عَلَى شَفَا حُفْرَةٍ مِنَ النَّارِ فَأَنْقَذَكُمْ مِنْهَا كَذَلِكَ يبَينُ اللَّهُ لَكُمْ آياتِهِ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ)

و همگي به ريسمان خدا [= قرآن و اسلام، و هرگونه وسيله وحدت‌]، چنگ زنيد ، و پراکنده نشويد! و نعمت (بزرگ) خدا را بر خود، به ياد آريد که چگونه دشمن يکديگر بوديد، و او ميان دلهاي شما، الفت ايجاد کرد، و به برکت نعمت او، برادر شديد! و شما بر لب حفره ‌اي از آتش بوديد، خدا شما را از آن نجات داد؛ اين چنين، خداوند آيات خود را براي شما آشکار مي‌ سازد؛ شايد پذيراي هدايت شويد.

سوره آل عمران (3): آیه 103

آیه دارد که (فَأَلَّفَ بَينَ قُلُوبِكُمْ فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْوَانًا) شماها که قبل از پیغمبر دشمن یکدیگر بودید. مرحوم شیخ طوسی در تفسیر گران سنگ تبیان به نکته جالبی ذیل آیه اشاره می کنند به آن جنگ های که میان دو قبیله اوس و خزرج بود و این جنگ و خونریزی یکصد و بیست سال ادامه پیدا کرد. چه کسی غیر از بعثت نبوی به این جنگ ها پایان داد؟ واقعاً چه کسی میان این خون ها را جز نبی مکرم اسلام گرفت؟

پس بعثت را اگر خواسته باشیم بشناسیم باید وضع انسان ها را قبل از آمدن پیغمبر اکرم بشناسیم و از این جا می توانیم به اهمیت بعثت پیغمبر و به اهمیت چنین شبی برسیم هنوز بشریت، هنوز انسانیت نتوانسته است به جوهره بعثت و به عمق بعثت برسد که این بعثت چه نعمتی برای انسانیت و بشریت بود؟

مجری:

حتی تک بُعدی و از نگاه تاریخ هم اگر نگاه بکنیم همان طور که به عنوان مثال انقلاب صنعتی در فرانسه رخ داد چطور می خواهند مقام آن انقلاب را برای خودشان بالا ببرند می گویند قبل از آن ببین وضعیت چه بود الان این اتفاق افتاد با این قابل مقایسه نیست.

حالا راجع به بعثت دقیقاً همین نگاه ارزشمندی که شما به صورت کاملاً‌ بدیع فرمودید اگر این طور نگاه کنیم شاید یک کم متوجه بشویم چه ارزش بالایی داشت و چه نعمت بزرگی را خدا در اختیارمان گذاشت که اول برنامه هم گفتم خیلی باید خدا را شکر گزار باشیم که در این شب خوشحال هستیم و در شعب هم بود در کنار این، با محبت امیر المؤمنین می دانیم که پذیرفته می شود.

(میان برنامه)

مجری:

ویژه برنامه پیامبر رحمت از شبکه جهانی حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) تقدیم نگاه تان می‌شود، و خرسندیم از این که این توفیق نصیب مان شده تا در شب بزرگ عید مبعث در خدمت شما عزیزان باشیم. مهمان ارزشمندمان استاد گرانقدر حجت الاسلام والمسلمین طبسی این جا هستند می خواهیم به ادامه مبحث و گفتگوی مان بپردازیم.

 حاج آقا این سوال را داشتم این که خیلی صحبت می شود راجع به این که، اولین کسی که بعد از اتفاق بعثت ایمان آورد چه کسی است؟ می دانیم همیشه هم شکر گزار هستیم اما به این ماجرا بپردازیم فکر می کنم در یک همچنین شبی جایش هست بدانیم این ماجرا از چه قرار است و به چه شکل بیان بشود.

استاد طبسی:

اسم برنامه تان پیامبر رحمت است این به نظرم متخذ از آیه قرآن است

(وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا رَحْمَةً لِلْعَالَمِينَ)

ما تو را جز براي رحمت جهانيان نفرستاديم.

سوره انبیاء (21): آیه 107

این تعبیر، تعبیر بزرگی از سوی پروردگار عز وجل نسبت به نبی مکرم اسلام است. (وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا رَحْمَةً لِلْعَالَمِينَ) پیغمبر ما با پیامبران قبل خیلی فرق دارد، این تعبیر را خدا نسبت به هیچ یک از پیامبران خودش به کار نگرفت. نمی دانم صاحب امشب چه کسی است و پیغمبر اکرم برای این امت چه کار کرد و آیا امت قدر او را دانستند یا نه؟ آن یک بحث دیگر است. نعمت های الهی که خدا به ما ارزانی داشت یکی، دو تا نیست

(وَإِنْ تَعُدُّوا نِعْمَةَ اللَّهِ لَا تُحْصُوهَا إِنَّ اللَّهَ لَغَفُورٌ رَحِيمٌ)

و اگر نعمت هاي خدا را بشماريد، هرگز نمي ‌توانيد آنها را احصا کنيد؛ خداوند بخشنده و مهربان است!

سوره نحل (16): آیه 18

این را می خواهم در شب بعثت پیغمبر اکرم عرض کنم هر نعمتی که خدا به انسانیت و به بشریت ارزانی داشت از برکت بعثت و وجود مبارک پیغمبر اکرم است. اگر خدا به ما و شما نعمت امامت و ولایت را داد به مسئله نبوت و رسالت بر می گردد. اصلاً امامت بدون نبوت معنا ندارد از آن طرف نبوت و رسالت منهای امامت هم معنا ندارد

(يا أَيهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيكَ مِنْ رَبِّكَ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللَّهُ يعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ لَا يهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ)

اي پيامبر! آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده است، کاملا (به مردم) برسان! و اگر نکني، رسالت او را انجام نداده ‌اي! خداوند تو را از (خطرات احتمالي) مردم، نگاه مي‌ دارد؛ و خداوند، جمعيت کافران (لجوج) را هدايت نمي ‌کند.

سوره مائده (5): آیه 67

آیه در رابطه با نبوت نیست در رابطه با امامت است، اما کدام امامت؟ امامتی که ریشه در نبوت دارد پس نبوت، اصل و امامت فرع آن اصل شد. اگر خدا به ما فاطمه زهرائی را عنایت کرد از برکت نبوت و رسالت است این ها را خیلی ها متوجه نیستند اگر در شب بعثت نبوی به این مسائل اساسی اشاره نکنیم کِی می خواهیم اشاره کنیم؟

در مورد بعثت و نبوت باید دنبال نهج البلاغه امیر المؤمنین و سخنان اهل بیت رفت آن ها می فهمند معنای بعثت چه است؟ آن ها قدر نبوت را می دانند نه ما و علی قدر نبوت و بعثت را می داند نه ما سوال خوبی الان مطرح فرمودید که بالاخره یک بعثتی در تاریخ رخ داد

(اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ * خَلَقَ الْإِنْسَانَ مِنْ عَلَقٍ * اقْرَأْ وَرَبُّكَ الْأَكْرَمُ * الَّذِي عَلَّمَ بِالْقَلَمِ * عَلَّمَ الْإِنْسَانَ مَا لَمْ يعْلَمْ)

بخوان به نام پروردگارت که (جهان را) آفريد، همان کس که انسان را از خون بسته ‌اي خلق کرد! بخوان که پروردگارت (از همه) بزرگوارتر است، همان کسي که بوسيله قلم تعليم نمود، و به انسان آنچه را نمي ‌دانست ياد داد!

سوره علق (96): آیات 1 تا 5

این آیه مربوط به بعثت نبوی است. این بعثت اتفاق افتاد سوالی را که مطرح فرمودید این سوال، ‌سوال کلیدی است که بالاخره اول کسی که به پیغمبر اکرم ایمان و اسلام آورد چه کسی بود؟ برخی ها متأسفانه اصرار دارند اول کسی که اسلام آورد خلیفه اول بود. اما بنده در شب بعثت نبوی می خواهم متونی را محضر شما بخوانم تا معلوم بشود نه اول کسی که به پیغمبر اکرم اسلام و ایمان آورد وجود مبارک و نازنین علی ابن ابی طالب بود.

نمی خواهم امشب این مدعا را از کتاب کافی به اثبات برسانم و نمی خواهم از بحار علامه مجلسی برای شما و بینندگان عزیز به اثبات برسانم که می خواهم دنبال کتاب فضائل الصحابه امام احمد ابن حنبل بروم. ایشان یک شخصیتی نزد اهل سنت است اگر بخاری – متوفای 256 است، و اگر مسلم – متوفای دویست و چهل و خرده ای است ایشان متوفای 241 است. یعنی هم بر مسلم و هم بر بخاری مقدم است ایشان در کتاب فضائل الصحابه اش از مفسر معروف جناب ابن عباس روایت نقل می کند:

«عن بن عباس ان عليا أول من اسلم»

فضائل الصحابة؛ اسم المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبد الله الشيباني الوفاة: 241، دار النشر: مؤسسة الرسالة - بيروت - 1403 - 1983، الطبعة: الأولى، تحقيق: د. وصي الله محمد عباس، ج2، ص589، ح997

«أَنَّ عَلِيّاً أَوَّلُ مَنْ أَسْلَم‏»، اول کسی که به پیغمبر اکرم اسلام آورد علی ابن ابی طالب بود. ما باید امشب امامت را به مسئله نبوت گره بزنیم. دو: یکی از دانشمندان قرن پنجم اهل سنت کتابی دارد به نام الإستیعاب اهل فن می دانند که این کتاب چقدر نزد اهل سنت اعتبار دارد؟ ایشان یعنی ابن عبد البر مالکی مذهب؛ این مطلب را از خود کتاب مستقیماً نقل نمی کنم بلکه از یکی از کتاب های معتبر اهل سنت به نام تهذیب الکمال جناب حافظ مذی، جلد 20، صفحه 480 نقل می کنم.

ایشان می گوید هفت نفر (اسم می برد) از صحابه پیغمبر اکرم معتقد هستند اول کسی که به پیغمبر ایمان و اسلام آورد علی ابن ابی طالب بود.

«روي عن سلمان، وأبي ذر، والمقداد، وخباب، وجابر، وأبي سَعِيد الخُدْرِيّ، وزيد بن أرقم رضي الله عنهم أن علي بن أَبي طالب رضي الله عنه أول من أسلم، وفضله هؤلاء على غيره»

تهذيب الكمال؛ اسم المؤلف: يوسف بن الزكي عبدالرحمن أبو الحجاج المزي الوفاة: 742، دار النشر: مؤسسة الرسالة - بيروت - 1400 - 1980، الطبعة: الأولى، تحقيق: د. بشار عواد معروف، ج20، ص480

 

سلمان، ابی ذر، مقداد، خباب، جابر ابن عبد الله انصاری، ابو سعید خدری و زید ابن ارقم می گوید این ها می گویند «أن علي بن أَبي طالب رضي الله عنه أول من أسلم» اول کسی که اسلام آورد آقا امیر المؤمنین علی ابن ابی طالب بود از یک نفر متعجبم؛ یک نفر به نام ابراهیم نخعی در مقابل ضرورت تاریخ قد عَلم کرده است. نمی دانم این آقا واقعاً به چه ملاک می گوید اول کسی که به رسول خدا ایمان آورد خلیفه اول بود؟ ابن اسحاق یک مورخ متقدم اهل سنت است می گوید:

«أَوَّلُ مَنْ أَسْلَمَ مِنَ الرِّجَالِ عَلِي‏»

این هم خدمت تان عرض کنم اول کسی که از زنان به پیغمبر اکرم ایمان و اسلام آورد خدیجه کبری بود.

محمد ابن کعب قُرضی یکی از بزرگان اهل سنت است یک وقت از ایشان سوال کردند اول کسی که به پیغمبر ایمان آورد چه کسی بود؟

«سئل محمد بن كعب القرظي عن أول من أسلم علي أو أبو بكر ؟ قال: سبحان الله أولهما إسلاما علي»

تهذيب الكمال؛ اسم المؤلف: يوسف بن الزكي عبدالرحمن أبو الحجاج المزي الوفاة: 742، دار النشر: مؤسسة الرسالة - بيروت - 1400 - 1980، الطبعة: الأولى، تحقيق: د. بشار عواد معروف، ج20، ص481

«علیٌ أو ابوبکر» این را باز جناب حافظ مذی در تهذیب الکمال آورده است. آقا جواب داد گفت سبحان الله «أولهما اسلاما علي»

أنس ابن مالک همه این ها از صحابه پیغمبر هستند می گوید در روز دوشنبه پیغمبر به رسالت مبعوث شد و در روز سه شنبه علی با پیغمبر اکرم نماز خواند. بعضی ها چون نمی توانند در این مسئله محوری تشکیک کنند شک را جایی دیگر بردند. می گوید علی وقتی که ایمان و و اسلام آورد یک کودک هشت، نُه ساله بیشتر نبود این چه امتیازی برای علی ابن ابی طالب است؟ اما دیگران عمرشان از علی بالاتر بود. نمی دانم واقعاً سن می تواند ملاک امر باشد؟ این یک.

 دو: به این آقایان عرض می کنم شما لطفاً به تهذیب الکمال مذی خودتان مراجعه کنید ایشان روایت نقل می کند که علی به پیغمبر اسلام و ایمان آورد در حالی که سنش شانزده یا هجده ساله بود. هیچ روایتی را در رابطه با «أَنَّ عَلِيّاً أَوَّلُ مَنْ أَسْلَم‏» از منابع خودمان نقل نمی کنم.

از همه این ها بالاتر و مهم تر حرف خود پیغمبر اکرم است این روایت را چه کسی نقل می کند؟ جناب ابن عساکر دمشقی – متوفای 571 در کتاب تاریخ دمشق، جلد 45، صفحه 102 از اسماء بنت عمیس یکی از زن های صحابی پیغمبر اکرم نقل می کند. می گوید روزی پیغمبر اکرم به پاره تن شان رو کردند (این تعبیر من است) به دخترشان فاطمه زهرا فرمودند فاطمه آیا می دانی من، تو را به ازدواج کسی در آوردم که سه ویژگی داشت. یک

«عن أسماء بنت عميس قالت قال رسول الله صلى الله عليه وسلم لفاطمة زوجتك أقدمهم سلما وأعظمهم حلما وأكثرهم علما»

تاريخ مدينة دمشق وذكر فضلها وتسمية من حلها من الأماثل؛ اسم المؤلف: أبي القاسم علي بن الحسن إبن هبة الله بن عبد الله الشافعي الوفاة: 571، دار النشر: دار الفكر - بيروت - 1995، تحقيق: محب الدين أبي سعيد عمر بن غرامة العمري، ج42، ص133

«زَوَجتُکِ أَقْدَمُهُمْ سِلْماً» علی اول کسی است که به من اسلام آورد «وَ أَعْظَمَهُمْ حِلْما» کسی به پای حلم علی نمی رسد. زهرا من تو را به ازدواج کسی در آوردم یک «أَقْدَمُهُمْ سِلْماً»، دو «أَعْظَمَهُمْ حِلْما» سه «وَ أَكْثَرَهُمْ عِلْما» این خیلی مهم است. یک وقت بنده می گویم علی ابن ابی طالب اعلم از همه است حرف من که ارزشی ندارد.

اما یک وقت (وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا رَحْمَةً لِلْعَالَمِينَ) او می گوید فاطمه علم علی از همه بالاتر بود و من می خواهم از جمله «وَ أَكْثَرَهُمْ عِلْما» هم افضلیت علی را استفاده کنم و هم اعلمیت علی ابن ابی طالب را بر اولین و آخرین استفاده کنم جز پیغمبر اکرم؛ آن هم عرض کردم از زبان خود پیغمبر اکرم است.

پس لطفاً بعضی ها آدرس غلط در کتاب هایشان ننویسند و مردم را با آدرس های اشتباه عمدی منحرف نکنند. به کتاب سیر اعلام النبلاء جناب حافظ ذهبی، به تهذیب الکمال جناب حافظ مذی، أسد الغابة ابن اثیر جذری، الإستیعاب ابن عبد البر مالکی قرن 5 مراجعه کنند تا معلوم بشود اول کسی که به نبی مکرم اسلام، اسلام و ایمان آورد وجود مبارک و مقدس علی ابن ابی طالب بود.

مجری:

خیلی متشکرم و این اتفاق می افتد همان طور که فرمودید چون همیشه در این باره شبهاتی مطرح می شود این که ما اعتقاد راسخ بر این داریم اما جذابیت ماجرا به همین بود که شما فرمودید حتی بدون استفاده از یک روایت از کتب خودمان توانستید به این اشاره کنید و اثبات شده است.

همیشه در این برنامه ها گفتیم این جا خیلی این کار را می کنیم تا آخر هم ان شاء الله به این موضوع پایبند هستیم طبیعتاً انتخاب با خودشان است به قول شما وقتی کتاب خودشان را ورق نمی زنند و یک همچنین شبهاتی را در کتاب های بعدی مطرح می کنند دیگر جای حرفی نمی ماند داریم از کتاب خودشان می گوییم می توانند ببینند بپذیرند یا نه خودشان می دانند.

(میان برنامه)

مجری:

فارغ از هرگونه اما و اگر آورده ای * برکت اسلام را سمت بشر آورده ای

صبح بعثت فتح کردی قله توحید را * از خدای لا شریک له خبر آورده ای

گنج عالم را به تو دادند با پیغمبری * در دل غار حراء یک کوه زر آورده ای

نور اقرء بسم ربک باغ را آباد کرد * نوبرانه بر درخت دین ثمر آورده ای

وحی نازل شد رسالت های تو جریان گرفت * موج دریا را به خاک شعله ور آورده ای

جبرئیل از لطف دستت باز هم شد نو نوار * چون برایش با محبت بال و پر آورده ای

می شود با دست های تو بساط کفر جمع * از برای مشرکان بار سفر آورده ای

می خورد امشب تبر بر قامت لات و هبل * خیر مطلق را برای اهل شر آورده ای

با شجاعت جاهلیت را سپردی دست گور * دختران را سمت آغوش پدر آورده ای

شرط بعثت بود تبلیغ ولایت در غدیر * اینچنین نام علی را بیشتر آورده ای

بر در خیبر هراس افتاد چون که با خودت * حیدر کرار نه شیر نر آورده ای

بی در و پیکر شد آری قلعه با دست علی * در میان معرکه شور و شرر آورده ای

در غدیر خم علی را جانشینت کردی * یک امیر المؤمنینِ معتبر آورده ای

...الحمد لله این منت بر سرمان نهاده شد محبت امیر المؤمنین و اهل بیت را داریم و در این شب به برکت نام امیر المؤمنین می نازیم این که محبت امیر المؤمنین، محبت پیامبر را داریم و خوشحالیم از این که پیامبر مبعوث شدند تا ما بتوانیم محب اهل بیت (علیهم السلام) قرار بگیریم.

در بخش آخر برنامه به یک موضوع جذاب بپردازیم تا این جا که صحبت کردیم نکات و شبهات خیلی خاصی صحبت شد و پاسخ داده شد اما بپردازیم یک مقدار از سنت های که پیامبر بعد از بعثت خودشان آوردند یا اصطلاحاً سنن النبی می توانیم بگوییم چه چیزهایی بودند؟

استاد طبسی:‌

قرآن در سوره مبارکه احزاب دارد که

(لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ كَانَ يرْجُو اللَّهَ وَالْيوْمَ الْآخِرَ وَذَكَرَ اللَّهَ كَثِيرًا)

مسلما براي شما در زندگي رسول خدا سرمشق نيکويي بود، براي آنها که اميد به رحمت خدا و روز رستاخيز دارند و خدا را بسيار ياد مي ‌کنند.

سوره احزاب (33): آیه 21

اسوه را هم مفسرین به ...همانا که الگو است تفسیر می‌کنند و درست هم است. عنایت کنید ما وقتی سنت می‌گوییم هیچ وقت منظورمان فقط فعل پیغمبر نیست. ما که سنت می‌گوییم هم فعل پیغمبر است و هم قول پیغمبر است و هم تقریر پیغمبر است به هر سه این‌ها تعبیر به سنت می‌کنیم.

متأسفانه این مطلب را من به جرأت به محضرتان و محضر بینندگان عزیز عرض کنم جامعه از خیلی از سنت‌های پیامبر فاصله گرفته است. خدا مرحوم علامه طباطبایی را رحمت کند امشب یادی هم از این مرد مفسر کرده باشیم خوب است. ایشان اگر یک دوره قرآن را به نام المیزان فی تفسیر القران تفسیر کرد.

 یک کتابی هم از خودش به اسم سنن النبی یاد گار گذاشت، من این کتاب را تا الان سه، چهار بار شاید هم بیشتر از اول تا آخر مطالعه کردم، دسته بندی اش خیلی دسته بندی خوبی است من این کتاب را به همه مردم مخصوصا به نسل جوان توصیه می‌کنم که یک دور سنن النبی مرحوم علامه طباطبایی را مراجعه کنند و بخوانند.

ببینید همه چیز پیامبر اکرم (صلی الله علیه واله وسلم) برای ما باید الگو باشد، از اخلاقش گرفته، نشستن پیامبر، سخن گفتن پیامبر، غذا خوردن پیامبر و... این‌ها تمام در روایات تحت عنوان سنن النبی قید شده است. و اکثر این‌ها را مرحوم علامه طباطبایی نقل کرده است مثلا یکی از سنت‌های قطعی پیغمبر این بوده که در نماز بسم الله الرحمن الرحیم را آرام نمی گفتند بلند می‌فرمود حالا مدرکش را می‌خوانم.

فخر رازی در تفسیرش در جلد اول در ذیل آیه بسم الله الرحمن الرحیم بیان خوبی دارد می‌گوید:

«كان رسول الله صلى الله عليه وسلم يجهر في الصلاة ببسم الله الرحمن الرحيم»

کان دال بر استمرار است. اصلا روش پیغمبر این بوده است که در نماز بسم الله الرحمن الرحیم را بلند می‌فرمود نه آرام. بعد ایشان نام برخی از صحابه پیامبر را می‌برد که این‌ها اصلا کارشان این بوده که جهر به بسمله می‌کردند. بعد به این‌جا می‌رسد می‌گوید:

«وأما أن علي بن أبي طالب رضي الله عنه كان يجهر بالتسمية فقد ثبت بالتواتر ومن اقتدى في دينه بعلى بن أبي طالب فقد اهتدى والدليل عليه قوله عليه السلام: اللهم أدر الحق مع علي حيث دار»

التفسير الكبير أو مفاتيح الغيب؛ اسم المؤلف: فخر الدين محمد بن عمر التميمي الرازي الشافعي الوفاة: 604، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت - 1421هـ - 2000م، الطبعة: الأولى، ج1، ص168

عرض کردم باید امشب امامت را به نبوت وصل کنیم می‌گوید «وأما أن علي بن أبي طالب رضي الله عنه كان يجهر بالتسمية» ایشان شیوه اش این بوده است که بسم الله الرحمن الرحیم را بلند می‌گفته است بعد می‌گوید «فقد ثبت بالتواتر» اصلا جهر به بسم الله الرحمن الرحیم از طریق تواتر به ما رسیده است.

مهم این حرف فخر رازی است که من می‌خواهم در شب مبعث نبی مکرم اسلام برای بینندگان عزیز شبکه جهانی حضرت ولی عصر عرض کنم «ومن اقتدى في دينه بعلى بن أبي طالب فقد اهتدى» می‌گوید علی روشش این بوده است که در نماز اخفات در بسمله نمی‌کرده است هرکس در دینش به علی ابن ابی طالب اقتدا و پیروی کند این هدایت شده است.

بعد این قضیه را فخر رازی برهانی اش می‌کند به این بیان چرا «ومن اقتدى في دينه بعلى بن أبي طالب فقد اهتدى» می‌گوید «والدليل عليه قوله عليه السلام» دلیل من حرف پیامبر است چون پیامبر اکرم در رابطه با علی فرمود «اللهم أدر الحق مع علي حيث دار» چه شد؟ پس جهر به بسم الله الرحمن الرحیم هم کار پیامبر بود، این یک. هم کار سایر صحابه پیامبر بود این دو. فخر رازی ادعای تواتر می‌کند سه. و چهارم دنبال این می‌رود کسی که در کارهایش از علی ابن ابی طالب پیروی کند بداند که هدایت شده است.

حالا سوال این است بعد از رحلت پیامبر اکرم چه کسی با این سنت پیامبر به مبارزه برخواست؟ آقایان مراجعه کنند و ببینند آیا یکی از کسانی که با این سنت مبارزه علنی کرد اقای معاویه ابن ابی سفیان بود یا نبود؟ پس سنت شکنی متأسفانه امروز در حرمین شریفین هم وجود دارد می‌بینی وقتی که می‌خواهند سوره را بخوانند این هم که یکی از سوره‌های قرآن است.

در مورد پیامبر اکرم هم فخر رازی می‌گوید «کان یجهر ببسم الله الرحمن الرحیم» من نمی‌دانم اقایان روی چه میزان و روی چه حساب بسم الله را آرام می‌گویند این یکی از سنت‌های پیامبر است.

دو: انگشتر را در دست راست قرار دادن بدون تردید و بدون شک یکی از سنت‌های قطعی پیامبر اکرم است روایات برادران اهل سنت این ادعای بنده را ثابت می‌کند که نوشته‌ اند:

«أَنَّ النبي صلى الله عليه وسلم كان يَتَخَتَّمُ بِيَمِينِهِ»

المجتبى من السنن؛ اسم المؤلف: أحمد بن شعيب أبو عبد الرحمن النسائي الوفاة: 303، دار النشر: مكتب المطبوعات الإسلامية - حلب - 1406 - 1986، الطبعة: الثانية، تحقيق: عبدالفتاح أبو غدة، ج8، ص175

 مگر یمین دست راست نیست؟ سنن نسائی تو این را نوشتی نه کلینی! حالا تنها کسی که با این سنت قطعی به مخالفت برخواست باز هم معاویه بود، دلیل شما چه است؟ حرف راغب اصفهانی است، در چه کتابی؟ محاضرات الادباء تصریح می‌کند می‌گوید:

«وأول من تختم في يساره معاوية»

محاضرات الأدباء ومحاورات الشعرء والبلغاء؛ اسم المؤلف: أبو القاسم الحسين بن محمد بن المفضل الأصفهاني الوفاة: 502، دار النشر: دار القلم - بيروت - 1420هـ- 1999م، تحقيق: عمر الطباع، ج2، ص384

چرا؟ سنت شکنی برای چه می‌کند الان وقت بیانش نیست. سوم یکی دیگر از سنت‌های قطعی پیامبر که در روایات است و مرحوم علامه طباطبایی در سنن النبی شان به آن اشاره فرمودند و ما روایات فراوانی در این زمینه داریم سلام کردن به یکدیگر است. این یکی از سنت‌های پیامبر است آقا علی ابن موسی الرضا(سلام الله علیه) که امشب هم از وجود مبارک امام رضا (علیه الاف التحیة والثناء) هم اذن ببریم ایشان می‌فرماید پیغمبر اکرم چند تا عمل را انجام داد از جمله سلام کردن به همه حتی بر کودکان بود.

«وَ التَّسْلِيمُ عَلَى الصِّبْيَانِ لِتَكُونَ سُنَّةً مِنْ بَعْدِي»

تفصيل وسائل الشيعة إلى تحصيل مسائل الشريعة؛ شيخ حر عاملى، محمد بن حسن، ناشر: مؤسسة آل البيت عليهم السلام، محقق/ مصحح: مؤسسة آل البيت عليهم السلام، ج12، ص62

حضرت فرمود من این کار را می‌کنم «لِتَكُونَ سُنَّةً مِنْ بَعْدِي»؛ من می‌خواهم این سنت بعد از من پا برجا باشد. آقا سلام کردن به قدری مهم است که شریعت مقدس اسلام می‌گوید اگر مشغول نماز واجب هم بودی کسی به تو سلام کرد واجب است در نماز جواب سلام او را بدهی.

بیاییم واقعا در شب بعثت نبوی این سنت‌های پیامبر را در زندگی فردی و اجتماعی خودمان وارد کنیم، پدر به پسر سلام کند، پسر به پدر سلام کند، داریم در کوچه و بازار راه می‌رویم به همدیگر سلام کنیم، بدانیم که اگر سلام نکردیم و از روی بی اعتنایی نکردیم به یکی از سنن پیامبر اکرم(سلام الله علیه) بی توجه بودیم.

سنت چهارم که از سنت‌های قطعی پیامبر اکرم است به این هم در شب مبعث اشاره کنم نماز شب است.

رسول گرامی اسلام طبق روایتی روزی به وجود مبارک حضرت امیر المؤمنین علی فرمودند: «عَلَيْكَ بِصَلَاةِ اللَّيْلِ»

«وَ قَالَ النَّبِيُّ (صلی الله علیه واله وسلم) فِي وَصِيَّتِهِ لِعَلِيٍّ(سلام الله علیه) يَا عَلِيُّ عَلَيْكَ بِصَلَاةِ اللَّيْلِ وَ عَلَيْكَ بِصَلَاةِ اللَّيْلِ وَ عَلَيْكَ بِصَلَاةِ اللَّيْل‏»

من لا يحضره الفقيه؛ نویسنده: ابن بابويه، محمد بن على، ناشر: دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم مصحح: غفاری، علی اكبر، ج1، ص484

امیدوارم دوستانی که امشب این برنامه را می‌بینند واقعا از امشب تصمیم بگیرند که یک ربع قبل از اذان صبح از خواب بیدار بشوند نماز شب این یازده رکعت را بخوانند به نیت این که سنتی از سنت‌های پیغمبر را احیا کنند.

اول بحثم عرض کردم جامعه ای می‌تواند موفق و مؤید باشد که هم به قرآن پیامبر عمل کند و هم به سنت‌های نبی مکرم اسلام عمل کنند. شما ملاحظه کنید در بعضی از روایات داریم که پیامبر اکرم وقتی می‌خواستند آب بنوشند آب را حضرت با یک نفس نمی‌خوردند یعنی آب را ایشان طی سه مرتبه می‌خوردند. این خیلی مهم است که به این مسائل جزئی هم پیامبر اکرم توجه داشتند.

یکی دیگر از سنت‌های قطعی پیامبر ازدواج است.

«تَزَوَّجُوا فَإِنَّ التَّزْوِيجَ سُنَّةُ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه واله وسلم) فَإِنَّهُ كَانَ يَقُولُ مَنْ كَانَ يُحِبُّ أَنْ يَتَّبِعَ سُنَّتِي فَإِنَّ مِنْ سُنَّتِيَ التَّزْوِيجَ»

تفصيل وسائل الشيعة إلى تحصيل مسائل الشريعة؛ شيخ حر عاملى، محمد بن حسن، ناشر: مؤسسة آل البيت عليهم السلام، محقق/ مصحح: مؤسسة آل البيت عليهم السلام، ج20، ص15

یکی دیگر از سنت‌های قطعی پیامبر عیادت بیمار است. همچنین تشییع جنازه و حضور در مراسم ختم میت از سنت پیامبر است. در بعضی از روایات دیدم وقتی که برای مجلس ختم میت می‌روی خودت را به صاحب عزا نشان بده، این مهم است در این یک نکته روانی نهفته است گویا نشان دادن خود به صاحب عزا یک تسلی خاطر برای کسی که عزیزش را از دست داده است.

همین امروز در کتاب سنن النبی توجه من را به خودش جلب کرد که حضرت فرمود هنگامی که می‌خواهید غذا بخورید

«قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه واله وسلم) اخْلَعُوا نِعَالَكُمْ عِنْدَ الطَّعَامِ فَإِنَّهُ سُنَّةٌ جَمِيلَةٌ وَ أَرْوَحُ لِلْقَدَمَيْنِ»

المحاسن؛ نویسنده: برقى، احمد بن محمد بن خالد، محقق / مصحح: محدث، جلال الدين‏، ناشر: دار الكتب الإسلامية، ج2، ص449

هنگامی که می‌خواهید غذا بخورید به احترام طعام و غذا کفش‌ها را از پاهایتان بیرون بیاورید. آن وقت جالب است که پیامبر علت این کار را هم بیان می‌کند «فَإِنَّهُ سُنَّةٌ جَمِيلَةٌ وَ أَرْوَحُ لِلْقَدَمَيْنِ» ببینید چقدر اسلام ظریف است و چقدر مسائلی که مربوط به سنن النبی مهم است که حضرت می‌فرماید در حالی که کفش به پای تان است غذا نخورید، کفش را از پای تان بیرون بیاورید چرا؟ برای این که این کار برای قدم‌ها و پاها راحت است. آیا سزاوار نیست که یک سری در زندگی پیامبر اکرم از این جهت بکنیم؟ در زندگی پیامبر اکرم (صلی الله علیه واله وسلم) ببینیم چه چیزی را به عنوان سنن النبی ما داریم.

یک مورد دیگر که در رابطه با سنن النبی است عطر زدن است در روایت دارد پیامبر اکرم خیلی از عطر استفاده می‌کرد.

 این مسئله که عرض می‌کنم هم خیلی الان مبتلابه است امروز اگر یک عزیزی را ما از دست بدهیم به خانه اش می‌رویم غذا می‌خوریم و یا برایش غذا می‌بریم؟

مجری:

می‌رویم غذا می‌خوریم و بعضی‌ها هم چند روز می‌مانند.

استاد طبسی:

بله، دو روز، سه روز و بعضا چهار پنج روز می‌مانند، این بر خلاف سنت پیامبر است.

مجری:

سنت پیامبر کاملا بر عکسش است.

استاد طبسی:

واقعا بر عکس است. برای شما روایت بخوانم حضرت فرمود:

«اتَّخِذُوا لآِلِ جَعْفَرٍ طَعَاماً فَقَدْ شُغِلُوا»

الكافي (ط - الإسلامية)، نویسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الكتب الاسلامیة، ج3، ص217

برای خاندان آل جعفر غذا آماده کنید این‌ها ذهن شان به چه مشغول است؟ به این که شهیدی را از دست دادند، عزیزی را از دست دادند؛ پس سنت پیامبر این نیست که یک روز، دو روز و سه روز یک هزینه ای را روی دست این بندگان خدا بگذارید بلکه غذا درست بکنید و برای آن‌ها تقدیم کنید.

این مطلب را هم عرض کنم شاید بعضی‌ها این را خیلی نادیده بگیرند، از بینندگان عزیز خیلی عذر خواهی می کنم می‌فرماید وقتی که می‌خواهید وارد بیت الخلا و دستشویی بشوید با پای چپ وارد بشوید، نه پای راست. شاید من و شما علت و حکمتش را ندانیم ولی پیامبر که بدون علت و حکمت حرف نمی‌زند. این یک.

دو: روایت داریم وقتی می‌خواهید دستشویی بروید حتما سر خود را بپوشانید، می‌گوید در آن حالت هم به یاد خدا باشید. الان یک کسی ممکن است بگوید روایتش در کجا است؟ الهدایه مرحوم شیخ صدوق، صفحه 15

خلاصه بیاییم واقعا در شب بعثت نبی مکرم اسلام قدری هم به سنن النبی پیامبر اکرم توجه بکنیم.

مجری:

ان شاء الله که عامل به آن باشیم. اما همان طور که فرمودید متأسفانه الان دو تا اتفاق می‌افتد یکی این که خیلی‌هایش دارد بر عکس انجام می‌شود شاید دلیلش این است که کم گفتیم و یا خودمان کم دنبالش رفتیم و تحقیق بکنیم و بشنویم و یکی دیگر این طور موارد کمتر بیان شده است.

اما یک مسئله دیگر که متأسفانه شکل گرفته و به واسطه آن کم بیان کردن این اتفاق و برداشت صورت می‌گیرد که این‌ها مهم نیست و اصلا دلیلش چه است. خیلی جالب است وقتی یک متخصص طب در یک زمینه خاص به ما یک داروی را تجویز می‌کند ما بی چون و چرا آن را می‌پذیریم؛ اما وقتی می‌دانیم از اول شخص عالم فلان مبحث به ما رسیده است شروع به نقد می‌کنیم و متخصص می‌شویم و دنبال این هستیم که دلیل، علت و حکمتش چه است.

شما نکته ای خوبی را فرمودید همین که بدانم پیامبر فرموده برای من حجت تمام است.

استاد طبسی:

سنت است.

مجری:

چه بسا تازه پزشکی دارد کم کم به خیلی از روایات و به خیلی از احادیث می‌رسد و پی می‌برد که مثلا علت این کار فلان مبحث در پزشکی است. امیدوارم عامل به این سنت‌ها باشیم مخصوصا این سنت، خیلی سنت ظریف و قشنگی است که نشان می‌دهد که اسلام به چه نکات ریزی توجه داشته و طبیعتا اگر آن خلافت از جانب امیر المؤمنین(سلام الله علیه) ادامه پیدا می‌کرد و یا از اول شکل می‌گرفت یک عزیزی تعبیر قشنگی داشت چنان الان در زمینه پزشکی و دیگر زمینه‌های مختلف پیشرفت می‌دیدیم که تازه آن موقع می‌فهمیدیم علم چه است. و امیدوارم این اتفاق با ظهور حضرت ولی عصر(سلام الله علیه) بیفتد.

استاد طبسی:

این مطلب را عرض کنم شما اسم علی(سلام الله علیه) را بردید خاتمه این باشد، عایشه همسر پیامبر است حدیث را ابن عساکر نقل می‌کند می‌گوید:

«عن عائشة قالت علي بن أبي طالب أعلمكم بالسنة»

تاريخ مدينة دمشق وذكر فضلها وتسمية من حلها من الأماثل؛ اسم المؤلف: أبي القاسم علي بن الحسن إبن هبة الله بن عبد الله الشافعي الوفاة: 571، دار النشر: دار الفكر - بيروت - 1995، تحقيق: محب الدين أبي سعيد عمر بن غرامة العمري، ج42، ص408

عالم‌ترین شما به سنت‌های نبوی امیر المؤمنین است.

مجری:

دقیقا، و این سنت تغییر پیدا کرد وقتی امیر المؤمنین(سلام الله علیه) بعد از بیست و پنج سال به حکومت رسیدند آن‌جا فرمودند الان من می‌خواهم بر خلاف گذشته بیایم و مجددا سنت پیامبر را احیاء کنم.

الحمدلله خیلی خوشحال شدیم و برای من باعث افتخار بود لذت و بهره بردیم.

استاد طبسی:

تشکر از شما و تشکر از شبکه جهانی حضرت ولی عصر (عج الله تعالی فرجه الشریف) که این فرصت را در این شب عزیز در اختیار بنده قرار داد.

مجری:

باعث افتخار بود که در این شب این بیانات ارزشمند را شنیدیم به رسم همیشه من این را از کارشناسان محترم در پایان برنامه می‌خواهم که یک دعا بفرمایید.

استاد طبسی:

دعا می‌کنم که خداوند ما را از اهل بیت پیامبر اکرم آنی و کمتر از آنی جدا نکند.

مجری:

ان شاء الله، الهی آمین، خیلی ممنون و متشکرم، همچنین تشکر و سپاسگزارم از همراهی و توجه شما عزیزان بیننده توفیق شد در خدمت شما باشیم و ان شاء الله فردا شب هم ساعت 20 به وقت تهران اگر عمری باشد و زنده باشیم با ویژه برنامه پیامبر رحمت در خدمت شما خواهم بود و در آخر این را عرض کنیم اسم پیامبر آمد، اسم بعثت امد، حاج آقا فرمودند این بعثت و امامت بهم متصل است و می‌دانیم که پیامبر بارها این را تأکید داشتند آخرین پیامبر من هستم و اولین امام علی است و آخرین امام مهدی است.

پس خدا را قسم بدهیم که به حق این شب عزیز و به حق این بعثت بزرگ هرچه زودتر فرج حضرت صاحب الزمان را برساند یا حمید بحق محمد عجل لولیک الفرج به امید دیدار یا علی مدد خدا نگهدار!


پیامبر رحمت - به مناسبت عید بزرگ مبعث>

حامی رسالت ایمان حضرت ابوطالب ع بعثت قرآن پیامبر خاتم نبوت و رسالت امامت امیرالمومنین علی ع اسلام سنن النبی ع