انیس النفوس-ویژه برنامه شهادت امام رضا علیه السلام
ویژه برنامه انیس النفوس به مناسبت شهادت امام رضا علیه السلام
کارشناس: حجت الاسلام دکتر ابوالقاسمی
دیگر قسمت ها
برنامه انیس النفوس 05 07 1401 (قسمت 03)
عنوان برنامه: شهادت امام رضا (علیه السلام)
استاد: حجت الاسلام استاد ابوالقاسمی
مجری: سید محمد صفایی
کلیدواژه: تائیه دعبل خزاعی؛ صله؛ بیعت فلتة؛ مأمون؛ آقامیری؛ نصیری؛ حجاب؛ بی حجابی؛ کارما؛ مالک اشتر؛ محمد حنفیه!
مجری:
فصل عزا و اشک دمادم تمام شد
بازی چه شورش است و چه ماتم تمام شد
پیراهن سیاه دلم گریه میکند
من زندهام به گریه برو غم تمام شد
در این دو ماه چشم من از باده خیس بود
فصل عزای عالم و آدم تمام شد
امسال هم بهار دل ما دو ماه بود
دیگر بهار بیرق و پرچم تمام شد
وقتی کتیبههای دلم جمع میشوند
یعنی زمان عفو گناهم تمام شد
در پستوی دلم همه را جمع میکنم
مشکی درآورید صفر هم تمام شد
بسم الله الرحمن الرحیم اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و أحشرنا معهم و أهلک و العن أعدائهم السلام علیکم یا أهل بیت النبوة
عرض سلام و احترام خدمت شما بینندگان جان، عاشقان و موالیان حضرات آل الله (صلوات الله علیهم اجمعین) در هر نقطهای از جهان.
عرض تسلیت و تعزیت دارم شام شهادت حضرت شمس و شموس انیس النفوس ابوالحسن الرضا (علیه آلاف التحیة و الثناء) را به محضر آقا و مولایمان حضرت بقیه الله الأعظم (ارواحنا فداه) و همچنین خدمت شما خوبان.
بسیار مفتخرم که در پایان دو ماه محرم و صفر با برنامه «انیس النفوس» در خدمت شما عزیزان هستم. ان شاءالله که مقبول باشد عزاداریهایتان، مأجور باشید و ان شاءالله سال آینده این عرض ارادتها و این عرض عزاداریها در محضر مولا و مقتدایمان حضرت بقیة الله الأعظم (ارواحنا فداه) انجام شود.
به همین مناسبت در خدمت شما هستیم با ویژه برنامه «انیس النفوس» از جوار آخت الرضا حضرت فاطمه معصومه (سلام الله علیها) شهر مقدس قم و از «شبکه جهانی حضرت ولی عصر».
امشب در خدمت کارشناس ارجمند جناب استاد حجت الاسلام و المسلمین دکتر ابوالقاسمی هستیم و از محضرشان استفاده میکنیم. حاج آقا سلام علیکم، عرض تسلیت و تعزیت.
استاد ابوالقاسمی:
علیکم السلام و رحمة الله؛ بنده هم خدمت شما و خدمت همه بینندگان عزیز و گرانقدر «شبکه جهانی حضرت ولی عصر» سلام و وقت بخیر دارم.
امشب را که شام شهادت مولایمان، ولی نعمتمان، سلطان سریر ارتضا حضرت علی بن موسی الرضا هست، خدمت همه بینندگان و سروران تسلیت عرض میکنم و خدمت حضرت معصومه (سلام الله علیها) که ولی نعمت ما در قم هستند.
ان شاءالله که این عزاداریها در این دو ماه مورد قبول درگاه احدیت قرار گرفته باشد و ان شاءالله که بتوانیم شیعیان خوبی برای اهل بیت (علیهم السلام) باشیم.
مجری:
ان شاءالله رب العالمین، خیلی ممنون متشکرم. برنامه دیشب و امشب اختصاص دارد به وجود نازنین امام رضا (علیه السلام) و چه شایسته است که این برنامه را هم اختصاص بدهیم به آن وجود نازنین. بفرمایید در خدمت شما هستیم با مقدمهای.
استاد ابوالقاسمی:
بسم الله الرحمن الرحیم. امروز سایت مقام معظم رهبری در صفحه اینستاگرامشان یک سری عکسهایی گذاشتند و در صفحه اول سایتشان هم به نشانی «Khamenei.ir» به نام «گستره آفتاب» موجود است.
روایت از آیت الله العظمی خامنهای از حرکت عظیم دوران امامت حضرت علی بن موسی الرضا برای ترویج مکتب اهل بیت (علیهم السلام) هست و یک داستان مصوری را در اینجا گذاشتند که بسیار مهم هم هست.
طبق ماجرایی که در اینجا مطرح کرده است عمر مبارک حضرت تقریباً ۱۵۵ سال بوده است. سپس میآیند راجع به ماجرای شعر خوانی «دعبل خزاعی» برای حضرت صحبت میکنند.
حتماً شنیدهاید که «دعبل» به مرو و خراسان آمد و آن اشعار معروف را در مدح امام رضا (علیه السلام) انشاد کرد بعد هم جایزه گرفت.
«أَرَی فَیئَهُمْ فِی غَیرِهِمْ مُتَقَسِّماً»
من حق خاندان عصمت را تقسیم شده نزد دیگران میبینم.
«وَ أَیدِیهُمْ مِنْ فَیئِهِمْ صِفْرَات»
و دستهایشان از حق و اموالشان خالی است.
«دعبل» این شعر را خواند، بعد امام رضا (علیه السلام) آن صله معروف را به او دادند که تا به حال به هیچ شاعری اینقدر صله نداده بودند.
ماجرای معروفی است که وقتی «دعبل» یک بیت از یک شعر را خواند امام رضا (علیه السلام) سه بار از شدت اندوه بیهوش شدند. آن بیتی که مطرح میکند راجع به شهادت سیدالشهدا (علیه السلام) است و بسیار سنگین است.
شعری که امروز سایت مقام معظم رهبری (حفظه الله) در سایت و اینستاگرامشان گذاشتند چیست؟! این شعر یکی از اشعاری است که شیعیان باید این شعر را یاد بگیرند. به این شعر «تائیه دعبل خزاعی» گفته میشود.
«تائیه» شعری است که حروف آخرش تاء است و با تاء تمام میشود. در ویکی شیعه هم شعر «مدارس آیات خلت من تلاوت» را آورده است.
این شعر بلندترین شعر «دعبل خزاعی» است و در سایت «ویکی شیعه» هم متن کامل آن موجود است. همچنین بسیاری از علما به این شعر شرح زدند. «شرح تائیه دعبل» را «علامه مجلسی»، «نعمت الله جزائری»، «میرزا علی اولیاری تبریزی» و افراد دیگری آوردهاند.
افراد زیادی به این شعر شرح زدند به این دلیل که امام رضا (علیه السلام) بسیاری از ابیاتی که نزدشان خوانده شد را تأیید و امضا کردند. این امضا برای ما از جهت عقیدتی مهم است.
مثلاً این شعر ابیاتی دارد که من چند بیت آن را میخوانم. اولاً راجع به عزاداری میگوید که یک گروهی هستند که برای اهل بیت عزاداری میکنند.
«فَکیفَ وَ مِنْ أَنَّی بِطَالِبِ زُلْفَةٍ
إِلَی اللَّهِ بَعْدَ الصَّوْمِ وَ الصَّلَوَاتِ
سِوَی حُبِّ أَبْنَاءِ النَّبِی وَ رَهْطِه
وَ بُغْضِ بَنِی الزَّرْقَاءِ وَ الْعَبَلَات »
مضمون شعر این است که هیچ چیزی بعد از نماز و روزه فایدهای ندارد، جز محبت اهل بیت و دشمنی با بنی امیه. روز قیامت در کنار نماز و روزه و محبت اهل بیت باید بغض بنی امیه را هم با خودتان داشته باشید.
«وَ هِنْدٍ وَ مَا أَدَّتْ سُمَیةُ وَ ابْنُهَا»
دشمنی هند و دشمنی فرزندان سمیه.
«أُولُو الْکفْرِ فِی الْإِسْلَامِ وَ الْفَجَرَاتِ»
کسانی که در اسلام کافر و فاجر بودند.
«هُمُ نَقَضُوا عَهْدَ الْکتَابِ وَ فَرْضَهُ»
اینها پیمان خدا را شکستند.
«وَ مُحْکمَهُ بِالزُّورِ وَ الشُّبُهَات»
و با محکمات قرآن با زور و شبهات مخالفت کردند.
از کجا شروع شد؟!
«وَ مَا سَهَّلَتْ تِلْک الْمَذَاهِبُ فِیهِمْ»
چه شد که به اینجا رسیدند و توانستند چنین کاری انجام بدهند؟!
«عَلَی النَّاسِ إِلَّا بَیعَةَ الْفَلَتَات»
آن بیعت فلتة.
بیعت فلته چیست؟! بیعت فلته یکی بیشتر در تاریخ نیست. در کتاب «صحیح بخاری» روایتی آمده است که عمر بن خطاب میگوید: بیعت ابوبکر بیعت فلته بوده است.
ایشان می گویند آنچه موجب شد بنی امیه روی کار بیایند بیعت فلته بود! این شعر را امام رضا (علیه السلام) تأیید کردند.
«وَ مَا قِیلَ أَصْحَابُ السَّقِیفَةِ جَهْرَةً»
اصحاب سقیفه فریادی زدند.
«بِدَعْوَی تُرَاثٍ فِی الضَّلَالِ بَنَاتٍ»
«وَ لَوْ قَلَّدُوا الْمُوصَی إِلَیهِ أُمُورَهَا»
اگر امور را به وصی پیغمبر واگذار کرده بودند.
«لَزُمَّتْ بِمَأْمُونٍ عَلَی الْعَثَرَات»
مشکلات برطرف میشد و لغزشی پیش نمیآمد.
«أَخِی خَاتَمِ الرُّسْلِ الْمُصَفَّی مِنَ الْقَذَی»
برادر پیغمبر خاتم بود که هیچ آلودگی نداشت.
«وَ مُفْتَرَسِ الْأَبْطَالِ فِی الْغَمَرَات»
کسی بود که ابطال را در جاهای سخت تکه و پاره کرد.
«فَإِنْ جَحَدُوا کانَ الْغَدِیرُ شَهِیدَهُ»
اگر خلافت حضرت را قبول ندارند، غدیر شاهد خلافت علی است.
«وَ بَدْرٌ وَ أُحْدٌ شَامِخُ الْهَضَبَات»
و ببینید که در بدر و احد چکار کردند.
«وَ آی مِنَ الْقُرْآنِ تُتْلَی بِفَضْلِهِ»
آیات قرآن در مدح اوست.
«وَ إِیثَارِهِ بِالْقُوتِ فِی اللَّزَبَات»
«مَنَاقِبُ لَمْ تُدْرَک بِخَیرٍ [بِکیدٍ] وَ لَمْ تُنَلْ»
حضرت علی مناقب خود را با سختی به دست آورده است.
«بِشَیءٍ سِوَی حَدِّ الْقَنَا الذَّرَبَات»
اینها به آسانی به دست نیامده است.
«نَجِی لِجِبْرِیلَ الْأَمِینِ وَ أَنْتُمُ»
حضرت علی با جبرئیل امین صحبت میکرد.
«عُکوفٌ عَلَی الْعُزَّی مَعاً وَ مَنَاتِ»
همان زمانی که شما داشتید لات و عزی را میپرستیدید.
این مطالب را بیان میکند، تازه میرسد به:
«مَدَارِسُ آیاتٍ خَلَتْ مِنْ تِلَاوَةٍ»
«وَ مَنْزِلُ وَحْی مُقْفِرُ الْعَرَصَات»
یعنی قبلیها را برای ما نمیخوانند!! این شعری که امام رضا اینقدر به آن صله داده فقط برای روضه خوانیاش نبوده است. از اول مقدمه چیده است و دهها بیت گفته است. بعد دوباره در آخر شروع میکند مطالبی در مدح اهلبیت و ذم طرف مقابل صحبت میکند.
«أَ فَاطِمُ لَوْ خِلْتِ الْحُسَینَ مُجَدَّلا»
تا جایی که میگوید:
«عَلِی بْنُ مُوسَی أَرْشَدَ اللَّهُ أَمْرَهُ»
«وَ صَلَّی عَلَیهِ أَفْضَلَ الصَّلَوَات»
مدح امام رضا (علیه السلام) را مطرح میکند، سپس دوباره در مورد حضرت سیدالشهدا صحبت میکند. تا اینجا که مینویسد:
«فَإِنْ فَخَرُوا یوْماً أَتَوْا بِمُحَمَّدٍ»
«وَ جِبْرِیلَ وَ الْفُرْقَانِ وَ السُّوَرَات»
«وَ عَدُّوا عَلِیاً ذَا الْمَنَاقِبِ وَ الْعُلَی»
«وَ فَاطِمَةَ الزَّهْرَاءِ خَیرَ بَنَات»
سپس مینویسد:
«أُولَئِک لَا مَنْتُوجُ هِنْدٍ وَ حِزْبُهَا»
نه پسر هند و حزب هند.
یعنی او پسر یک حزب بوده است!!
«سُمَیةَ مِنْ نُوْکی وَ مِنْ قَذَرَات»
سمیهای که خودش یک شخصیت سفیه و پلید بود.
«سَتُسْأَلُ تَیمٌ عَنْهُمُ وَ عَدِیهَا»
تیم و عدی باید بیایند و جواب بدهند.
«وَ بَیعَتُهُمْ مِنْ أَفْجَرِ الْفَجَرَات»
راجع به بیعتی که از بدترین کارهایشان بود.
این شعر را امام رضا تأیید کردند و نزد امام رضا خوانده شده است و برای آن صله دادهاند. لذا اینقدر برای «مأمون» سنگین تمام شد که گفت هرطور شده «دعبل» را پیدا کنید. «دعبل» میخواست فرار کند، اما او را گرفتند.
«مأمون» به «دعبل» گفت: میخواهم خودت این شعر را برایم بخوانی تا ببینم آیا واقعاً علی بن موسی الرضا این شعر را تأیید کرده است یا خیر. فقط این برایم مهم است که بدانم علی بن موسی الرضا این شعر را تأیید کرده است و چه برایش خواندهای!!
«هُمُ مَنَعُوا الْآبَاءَ عَنْ أَخْذِ حَقِّهِمْ»
اینها بودند که نگذاشتند پدران اهلبیت حقشان را بگیرند.
«وَ هُمْ تَرَکوا الْأَبْنَاءَ رَهْنَ شَتَات»
سپس مینویسد:
«وَ هُمْ عَدَلُوهَا عَنْ وَصِی مُحَمَّدٍ»
«فَبَیعَتُهُمْ جَاءَتْ عَلَی الْغَدَرَات»
ببینید در این شعر چطور صحبت کرده است!! در ادامه مینویسد:
«وَ إِنِّی لَمَوْلَاهُمْ وَ قَالَ عَدُوُّهُمْ»
من عاشق اهلبیت هستم و دشمنان آنها را دور انداختم.
«وَ إِنِّی لَمَحْزُونٌ بِطُولِ حَیاتِی»
و تمام زندگیام برای اهلبیت محزون خواهم بود.
«أَرَی فَیئَهُمْ فِی غَیرِهِمْ مُتَقَسِّماً»
«وَ أَیدِیهِمُ مِنْ فَیئِهِمْ صَفِرَات»
اینجا تازه آن بیتی آمده است که در سایت دفتر مقام معظم رهبری هم گذاشته بودند.
«وَ کیفَ أُدَاوِی مِنْ جَوًی بِی وَ الْجَوَی»
«أُمَیةُ أَهْلُ الْکفْرِ وَ اللَّعَنَاتِ»
«وَ آلُ زِیادٍ فِی الْحَرِیرِ مَصُونَةٌ»
«وَ آلُ رَسُولِ اللَّهِ مُنْهَتَکات»
از اینجا من میخواهم وارد یک بحث دیگری شوم. اولین چیزی که در مورد مصیبت اهل بیت (علیهم السلام) میگوید چیست؟!
«وَ آلُ زِیادٍ فِی الْحَرِیرِ مَصُونَةٌ»
زنان آل زیاد چادر حریر دارند.
«وَ آلُ رَسُولِ اللَّهِ مُنْهَتَکات»
اما خاندان پیغمبر اکرم بدون حجاب هستند.
کشف الغمة فی معرفة الأئمة، نویسنده: اربلی، علی بن عیسی، محقق / مصحح: رسولی محلاتی، سید هاشم، ج 2، ص 318 – 320، باب مولد الرضا ع من کتاب عیون أخباره
سختترین چیزی که اینجا برای اهل بیت (علیهم السلام) آورده است این است که میگوید زنان اهل بیت (علیهم السلام) را در عاشورا و در کربلا از حجاب بیرون آوردند، اما زنهای خودشان حجاب دارند!!
متأسفانه اتفاقی در کشور ما رخ داده است و در این اتفاقی که رخ داده است هر کسی هر طور توانسته دین را زیر سؤال میبرد.
یکی از کسانی که ما به این گونه رفتارهایش عادت کردیم، آقای «حسن آقامیری» است. هفته گذشته یک کلیپی از ایشان پخش شد و یک لایوی در اینستاگرام رفت و در آن لایو مطالبی مطرح کرد.
اولاً گفت که من دیگر روضه خوانی نخواهم کرد! خدا را شکر که تو دیگر روضه خوانی نخواهی کرد. روضه اهل بیت حرمت دارد. او گفت: گریه کردن جلوی دیگران مناسب نیست.
به جهت اینکه ممکن است بعضی افراد باور نکنند، از اتاق فرمان میخواهیم کلیپ شماره 1 را پخش کنند با همدیگر ببینیم.
کلیپ 1:
"من گریه را جلوی جمع قبول ندارم. دیدی ما روضهمان را هم قطع میکنیم."
استاد ابوالقاسمی:
خدا را شکر که روضه را قطع میکنید. روضه اهل بیت حرمت دارد و لیاقت میخواهد. هر بی لیاقتی نباید روضه اهل بیت را بخواند. این آقا یک سری حرفهایی زده است. به عنوان مثال کلیپ شماره 2 را با همدیگر ببینیم که راجع به بحث حجاب چه گفته است.
کلیپ 2:
"ما این همه لب مرز شهید دادیم که اینجوری شود؟! وقتی جنازه ناموسمان در خرمشهر آویزان بود، شهید دادیم جنازه دخترمان را برگردانیم که دست بعثی نماند!! این بود؟!!"
استاد ابوالقاسمی:
این ماجراها را به چی ربط میدهد؟!! او میگوید جنازه یکی از دخترانمان مانده بود و شهید داریم که جنازه را برگرداند.
آقای «آقامیری» داری برعکس استدلال میکنی. ما شهید دادیم تا دخترمان برهنه نشود، آن وقت تو برای برهنه شدنش به شهادت استناد میکنی؟!
شهدای ما در وصیتنامهشان گفتند ما نمیگذریم روز قیامت از کسانی که سبب برهنگی دختران را مهیا میکنند. آنوقت تو می گویی ما شهید دادیم تا جنازه دخترمان دست بعثیها نماند!! بله، میخواستیم برهنگی نباشد.
شهدای ما رفتند بیناموسی و بیغیرتی و فساد نباشد. کدام یکی از شهدای ما رفتند که دخترها بیحجاب شوند؟! کدام یکی از شهدا گفتند ما میرویم که مردم هر طور خواستند در خیابان بیایند؟! کدام یک از شهدا گفتند ما میرویم که دخترها اگر خواستن سر برهنه به خیابون بیایند؟!!
شما یک نمونه شهید بیاور که چنین حرفی زده باشد. آنها گفتند ما میرویم که دخترانمان پوشیده باشند.
نمیدانم تو چه عقلی داری!! خجالت نمیکشی اینطور صحبت میکنی؟! رفتارهای شهدا ترویج فساد بوده است که تو یک بند ترویج فساد میکنی؟! خودت با آن زن فاسد لایو برگزار میکنی، ترویج فساد میکنی، ترویج اباهی گری میکنی!!
مگر خود تو نبودی که گفتی خدا شمر را هم میبخشد؟! او گفت: خدا شمر را هم میبخشد!! اصلاً فرض بگیریم فرض محال که این دختر را زده باشند و تجاوز هم کرده باشند و کشته باشند!! از شمر که بدتر نیست!! خدا میبخشد!! کلیپ بعدی را با همدیگر ببینیم.
کلیپ 3:
"پیغمبر اکرم تا جهنم را تعطیل نکند دست برنمی دارد.
(إِنَّ اللَّهَ یغْفِرُ الذُّنُوبَ جمیعاً)
خدا همه گناهان را میآمرزد.
سوره زمر (39): آیه 53
همه جهنمیها را نجات میدهند از شر خودشان، چون جهنم خودمان هستیم. جهنم من هستم. خودم جهنم را درست کردم.
(نارُ اللَّهِ الْمُوقَدَةُ الَّتِی تَطَّلِعُ عَلَی الْأَفْئِدَة)
آتش برافروخته الهی است. آتشی که از دلها سرمیزند!
سوره همزة (104): آیات 6 و 7
از درون من میجوشد. میگوید خاموشش میکنم. من خدا هستم. من که هستم. مگر قرار است از بین بروی؟! ابدی هستی!! من هم تا ابد پایت ایستادم و نجاتت میدهم. اگر این جهنم را تعطیل نکردم!! اگر خاموشش نکردم!!
من یک امام حسین میشناسم از پس همه جهنمیها برمی آید. حالا شاید امام حسین ذهن تو نمیتواند. من نمیدانم. امام حسین ذهن من میتواند، زورش به همه میرسد. حتی به شمر زورش میرسد! حتی به شمر زورش میرسد!"
استاد ابوالقاسمی:
ما هم یک خدایی میشناسیم که زورش به همه زورگوهای این دنیا میرسد و همه را بهشت میبرد. مگر نمیگویی؟! این حرف، حرف خودت بود.
مجری:
امکانش وجود دارد.
استاد ابوالقاسمی:
خودت همین حرفها را زدی. خودت در بحث ترویج فساد این حرفها را میزنی. سر مقابله با فساد که میشود فحاشی هم میکنی. اگر میخواهید ببینید چه چیزی صحبت کرده است این دوتا کلیپ را ببینید.
متاسفانه از فحاشی ایشان کلیپ نگرفتند، چون خیلی بد صحبت کرده است. برویم کلیپ شماره 4 را با هم ببینیم.
کلیپ 4:
"آقایان هم باید پاسخگوی رفتارشان باشند. اگر فکر میکنند میتوانند هر کاری بکنند پاسخگو نباشند اشتباه میکنید. در همین دنیا جوابش را پس میدهید. اینها کارما دارد، اینها عکسالعمل دارد، اینها نتیجه دارد. اگر دین و خدا و پیغمبر سرتان میشود اعمال نتیجه دارد. مگر شب جمعه دعای کمیل نمیخوانید؟!
«اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِی الذُّنُوبَ الَّتِی تَهْتِک الْعِصَم اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِی الذُّنُوبَ الَّتِی تُنْزِلُ النِّقَمَ، اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِی الذُّنُوبَ الَّتِی تُغَیرُ النِّعَمَ، اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِی الذُّنُوبَ الَّتِی تَحْبِسُ الدُّعَاءَ، اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِی الذُّنُوبَ الَّتِی تُنْزِلُ الْبَلَاء»
فرازی از دعای کمیل
مگر میشود خلاف کنی با نتیجه آن روبرو نشوی؟! روبرو میشوی، روبرو قطعاً روبرو میشوید!! من دلم واسه تک تک شما میسوزد."
استاد ابوالقاسمی:
مگر میشود خلاف کنید و نتیجه آن را نبینید؟! مگر میشود شمر با نتیجه اعمالش روبرو نشود؟! نه، خدا او را میبخشد!!
مجری:
خیلی عجیب است که کارهای آنها را خدا میبخشد!
استاد ابوالقاسمی:
اگر شمر باشد خدا میبخشد، اما اگر میخواهد جلوی فساد را بگیرد خدا نمیبخشد. کارما است، خدا نیست!! خدا شمر را میبخشد، اما کارما یقهات را در این دنیا و آن دنیا میگیرد!!
آقای «آقامیری» واقعاً بد جهنمی داری برای خودت میخری. بازی با دین، بازی با عقاید مردم شوخی نیست. الان تو در خون تمام این کسانی که شهید شدن شریک هستی. در خون تک تک اینها تو شریک هستی و روز قیامت باید جواب بدهی. کارما نه، خدا یقهات را میگیرد. مردم را تهییج کن که به خیابان بیایند و خون ریخته شود و فتنه شود.
(وَ الْفِتْنَةُ أَشَدُّ مِنَ الْقَتْل)
و فتنه (و بت پرستی) از کشتار هم بدتر است!
سوره بقره (2): آیه 191
تعارف که ندارد. خداوند چند بار در قرآن کریم راجع به فتنه صحبت کرده است. کار تو فتنه است. اصلاً فرض کنیم قتل باشد. تو الآن داری چیکار میکنی؟!
پیغمبر اکرم چه زمانی اینجوری بوده است؟! آقای «آقامیری» پیغمبر موقع دعوت مردم رگ گردنش میزد بیرون. این اخلاق پیغمبر است با رگ بیرون زده و فحاشی؟! ایشان خیلی حرفای رکیک زده بود!! انقدر فحاشی بکنی، انقدر هتاکی بکنی؟! تمام آنها لایقش خودت هستی.
مجری:
(وَ لَوْ کنْتَ فَظًّا غَلِیظَ الْقَلْبِ لانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِک)
و اگر خشن و سنگدل بودی از اطراف تو پراکنده میشدند.
سوره آل عمران (3): آیه 159
استاد ابوالقاسمی:
این چه مدل برخورد با دین است؟! بعد یه سری صحبتهایی کرده است و میگوید: مگر ما در دین اجبار داریم؟!! کیپ شماره ۹ را با همدیگر ببینیم:
کلیپ 9:
"این چه کاری است؟! اگر می گویید اسلام است، در اسلام ما اجبار داریم؟! حجاب اصول دین است؟! حجاب فروع دین است؟! شما اگر می گویید اصول دین است که اصول دین نیست. اگر میگوید فروع دین است فروع دین هم نیست.
الان نماز مگر واجب نیست؟! اسلحه میگذارید روی سر مردم که زودباش نماز بخوان؟! شما یک کاری کردید ملت از توحید بیزار شدند، چه برسد به نماز. الان نماز هم واجب است، نماز اجبار است؟! زکات هم واجب است، زکات اجبار است؟! روزه هم واجب است، روزه اجبار است؟! باید روی سر کسی اسلحه بگذارید؟!"
مجری:
با این قیاسهایی که انجام میشود...
استاد ابوالقاسمی:
اتفاقاً این قیاسهایش برای ما خیلی خوب است. خیلی خوب است. اولاً میگوید که حجاب نه اصول دین است و نه فروع دین!! شما کجا درس خواندید؟! فروع دین یعنی اعمال، اصول یعنی عقاید. رایجترین معنایش این است که عقاید در مقابل اعمال.
حجاب جزو واجب دین نیست؟! فروع یعنی اعمال. رساله، رساله فروعات است. حالا شاید عوام متوجه این نشوند، اما تو که باید متوجه باشی.
مجری:
موردی که جزو فروعات است، جزو..
استاد ابوالقاسمی:
آنها رؤسای فروعات است، اما وجوب حجاب یکی از فروعات دین است که همه طلبهها این را بلدند. فروع یعنی اعمال. حجاب جزو اعمال دین نیست؟! این چه دینی است که تو داری که داخل آن حجاب نیست؟!
این مرحله اول بود. مرحله دوم این بود که او گفت: مگر ما در دین اجبار داریم؟! بله که داریم!! در کتاب «روضه المتقین» اثر «مرحوم علامه مجلسی (رضوان الله تعالی علیه)» آمده است:
«و روی الکلینی و الشیخ فی الصحیح»
روضة المتقین فی شرح من لا یحضره الفقیه، نویسنده: مجلسی، محمدتقی بن مقصودعلی، محقق / مصحح: موسوی کرمانی، حسین و اشتهاردی علی پناه، ج 5، ص 11، ح 2862
سند روایت صحیح است. بنده روایت را از کتاب «کافی» نشان میدهم. در کتاب «کافی» جلد 4 صفحه 272 آمده است:
«لَوْ عَطَّلَ النَّاسُ الْحَجَّ لَوَجَبَ عَلَی الْإِمَامِ أَنْ یجْبِرَهُمْ عَلَی الْحَجِّ إِنْ شَاءُوا وَ إِنْ أَبَوْا»
اگر مردم حج را تعطیل کردند، بر امام واجب است که آنها را بر حج وادار کند، چه بخواهند و چه نخواهند.
الکافی، نویسنده: کلینی، محمد بن یعقوب، محقق / مصحح: غفاری علی اکبر و آخوندی، محمد، ج 4، ص 272، ح 2
ما در اسلام بر حج اجبار داریم. چه کسی گفته نداریم؟! اسلامی که تو داری درست میکنی که با آن زن آوازه خوان بنشینی و شهدا بروند برای بیناموسی، در چنین اسلامی هم سر برهنه بودن خوب است.
در مقابل اسلامی که پیغمبر آورده حجاب جزو فروع دین آن است. در آن اسلام حکومت اسلامی واجب این است که بر انجام واجبات و ترک محرمات مردم را وادار کند تا مقداری که میتواند. این واجب حکومت است. این یکی از روایات است که میفرماید:
«عَلَی الْإِمَامِ أَنْ یجْبِرَهُمْ عَلَی الْحَجِّ إِنْ شَاءُوا وَ إِنْ أَبَوْا»
ما در مورد نماز اجبار نداریم؟! آن روایتی که وقتی بچه به هفت سال یا نُه سال رسید؛
«وَ أُمِرَ بِالصَّلَاةِ وَ ضُرِبَ عَلَیهَا»
من لا یحضره الفقیه، نویسنده: ابن بابویه، محمد بن علی، محقق / مصحح: غفاری، علی اکبر، ج 1، ص 281، ح 863
الآن بچهها بی نماز هستند، چون پدر و مادر خودش شل میگیرد. شخصی آمده بود پیش قاضی و گفت: آقای قاضی زنم نماز نمیخواند. آقای قاضی گفت: زن خود را بیاور تا به او توضیحاتی بدهم.
وقتی زن آمد، گفت: آقای قاضی اول به شوهرم بگو خودش نماز بخواند تا بعد من بخوانم!!
حالا بعضی پدر و مادرها خودشان نماز نمیخوانند، اما بعداً خودشان روز قیامت پشیمان میشوند. یعنی چند تا نماز قضا گردن شما است و چند تا گردن بچهات است. به قول آقای «آقامیری» همین کارما جواب شما را خواهد داد.
چطور کارمای اتفاقی که معلوم نیست چه هست میخواهد دامنگیر کل مملکت شود، اما کارمای نماز دامنگیر خانوادهها نمیشود؟! اگر بینمازی باشد، توقع دارید زندگیها خوب شود؟! برای نماز روایت دارد:
«وَ ضُرِبَ عَلَیهَا»
نه ضربی که کودک کبود شود. این ضرب فقط برای ابراز ترس در کودک است. ما در اسلام نسبت به احکام یک چیزی به نام ترس داریم.
«وَ نُصِرْتُ بِالرُّعْب»
من لا یحضره الفقیه، نویسنده: ابن بابویه، محمد بن علی، محقق / مصحح: غفاری، علی اکبر، ج 1، ص 241، ح 724
این را همه قبول دارند که پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرموده است: من با ترس پیروز شدم. میشود ما بیایم یکی یکی همه را ببریم در یک خانه و هر کسی فساد کرد به او شلاق بزنند و برود. اسلام نسبت به آن عمل بسیار شنیعی که سختترین حکم را دارد فرموده است:
(وَ لْیشْهَدْ عَذابَهُما طائِفَةٌ مِنَ الْمُؤْمِنِین)
و باید گروهی از مؤمنان مجازات آنها را مشاهده کنند.
اولاً:
(وَ لا تَأْخُذْکمْ بِهِما رَأْفَةٌ فِی دِینِ اللَّه)
و هرگز در دین خدا رأفت (و محبت کاذب) شما را نگیرد.
سوره نور (24): آیات 1 و 2
بعضی افراد می گویند که اسلام دین رأفت است، اما رأفت در اینجا معنی ندارد. می دانید این کار چه زندگیهایی را خراب میکند؟!
(وَ لا تَأْخُذْکمْ بِهِما رَأْفَةٌ فِی دِینِ اللَّه)
و:
(وَ لْیشْهَدْ عَذابَهُما طائِفَةٌ مِنَ الْمُؤْمِنِین)
و باید گروهی از مؤمنان مجازات زانی و زانیه را مشاهده کنند. خداوند برای چه این دستور را داده است؟! برای ترس!! باید این ترس در جان مردم بیفتد که دیگر دنبال این کار نروند.
باید دست دزد را قطع کرد که ترس آن در جان مردم بیفتد که دیگر دنبال این کار نروند. اگر من از اینکه سمت پرتگاه بروم بترسم که خوب است، بد نیست. این ترس مفید است.
حالا فرض بگیریم یک نفری آمده است دارد این صحنه را میبیند و از شدت این صحنه سکته کرد و مُرد. حکم چیست؟! آیا باید حکم را تعطیل کنیم چون از ترس این صحنه مرده است؟! آیا باید با دزد هیچ برخوردی نکنیم؟!
صحنه دزدی است، ده نفر را گروگان گرفتند، پلیس آمده است و دارد به گروگان گیر شلیک میکند. تیر به صورت یکی از آنها خورد و خون پاشید و افتاد. یک نفر هم از دیدن این صحنه که خون دارد میپاشد سکته کرد و مُرد.
آقای پلیس چرا برخورد کردی؟! خیلی جاها باید برخورد کرد!! باید یک ترسی باشد!! اسلام یک سری شروط سختی برای اثبات این مسئله گذاشته است که اثبات آن زیاد نشود و نگویند مسلمانها اینقدر فساد میکنند.
در مقابل باید یک مورد باشد که کل شهر یا کل کشور متنبه شوند. هر دوتا باید کنار هم باشد.
چرا می گویند به بچههایتان سوره نور را یاد بدهید؟! به چه دلیل؟! بچه بفهمد که این تبعات دارد، عقوبت دارد. اگر خدا نکرده یک کودک عمل زشتی انجام داد که نباید انجام بدهد، میگویند حاکم شرع باید او را تأدیب کند و با شلاق یا چیزی دیگر چند بار به دستش بزند.
این بچه میترسد. باید بترسد!!! اگر ما بچه را خیلی نازک نارنجی بزرگ بکنیم، بعد میشود همین که بازیها را دیده است و فکر میکند جامعه هم همین است و هیچ قانونی هم ندارد.
این کودک بعداً شیشه میشکند، ماشین آتش میزند، آدم آتش میزند و فکر میکند بازی و سرگرمی است و واقعیتی در کار نیست. ما دو طرفش را داریم. لذا یک کلیپ دیگری از ایشان داریم. اگر اتاق فرمان کلیپ 5 را پخش کنند ممنونیم:
کلیپ 5:
"شما دخترمان را ببری اینجوری بزنی لت و پار کنی. حالا این را نمیدانم، من الان نمیخواهم گناه کسی را بشورم.
دوست من یک استوری گذاشته و نوشته است: خدا کند زده باشند، چون ضرب است و بالاخره این به سر من میخورد. خدا کنه زده باشند، اما اگر از ترس مرده باشد خاک بر سرتان!!
کثافتها آن که دردش بیشتر است!! آن که زخمش عمیقتر است!! آن که یک نفر را از داخل منهدم میکند!! چرا اینقدر بیشعورید؟!! یک بار خطا میکنید، دوبار خطا میکنید، سه بار خطا میکنید!!"
مجری:
این هم یک نمونه دیگر از استدلالها است. این استدلالها و قیاسها خیلی عجیب است.
استاد ابوالقاسمی:
حالا اتاق فرمان تصویر را پخش کنند. "مرگ یک زن زندانی در پی اجرای حکم شلاق در آذربایجان شرقی." این زن زیر شلاق مرده است، پس این را هم قتل اعلام کنیم و شلاق را هم تعطیل کنیم.
آن یکی را هم حد دادید مُرد، پس حد را هم تعطیل کنید. شخص دیگر از فلان مسئله ترسید و مُرد، پس آن را هم تعطیل کنید.
این چه مدل قانونی است؟! اگر یک نفر خلاف قانون میکند و تند میرود، بعد وقتی پلیس جلویش را بگیرد از ترس سکته کند و بمیرد چون تند میرفت!!
اگر شخصی مواد مخدر داشت میبرد و وقتی پلیس جلویش را گرفت از ترس سکته کرد و مُرد، باید پلیس دیگر جلوی قاچاقچیان مواد مخدر را نگیرد!!
مجری:
یا وقتی پلیس تعقیبش کرد، ماشینش چپ کرد و مُرد!
استاد ابوالقاسمی:
این چه مغزی است که شما دارید؟! می گویند آقا شما بررسی کنید آیا در این مورد زیاد از حد بوده یا نبوده است؟! برخوردش متناسب بوده یا نبوده است؟! اگر متناسب بود، دیگر هیچ چیزی گردن حاکم نیست و گردن مجری هم نیست. اگر متناسب نبود فقط آن مجری که متناسب برخورد نکرده است باید توبیخ شود.
حال سؤآل اینجاست که آیا باید این قانون درست را کنار بگذاریم به خاطر اینکه یک عده میترسند؟! آنها که نمیترسند را چیکار کنیم؟!
آنها در این صورت جری میشوند و در خیابان میآیند و بدتر میشوند. اگر رها کنید همین میشود که شما میخواهید که یک زن برهنه در خیابان بیاید و هرطور خواست برود!!
این هم راجع به این مطلبی که گفت آقا اگر ترسیده باشد خیلی بدتر است. بعد هم ایشان یک کلیپ پخش کردند از بعضی شبکهها که یک جوانی اومده میگوید: مثل حضرت رقیه مظلوم بود!!
تو اصلاً میفهمی چه می گویی؟! حضرت رقیه (سلام الله علیها) و خاندان اهل بیت جلوی رویشان به ناحق سر از تن جدا کردند، به ناحق جلوی رویشان پیکرهای شهدا را زیر سُم اسبها گذاشتند، به ناحق خودشان را شلاق زدند، حجاب از سرشان کشیدند، خودشان را در گرسنگی و سختی چندین روز قرار دادند.
روزها با پای برهنه در بیابانها بردند، آخر هم سر بریده جلوی آن دختر گذاشتند و اعتراضشان به یزید این است که حضرت زینب میفرماید:
«تخدیرک نساءک و إماءک»
بلاغات النساء، نویسنده: ابن طیفور، احمد بن أبی طاهر، ص 35، باب کلام زینب بنت علی بن أبی طالب ع
ای یزید! حجاب بر سر خاندان خود کردی و ما را بی حجاب قرار دادی؟!! آقای «آقامیری» من العدل است که این را با حضرت رقیه مقایسه کنی؟! آن کسی که اسمش را بچه هیئتی گذاشته است، من العدل که تو مثل یزید میمانی. بلکه تو بدتر از یزیدی. یزید خجالت کشید، اما تو با اسم دین داری از آن تفکر دفاع میکنی!!
او را با حضرت رقیه مقایسه میکنی؟! دختری است که گفتند وضعیتش نامناسب بوده است. همه ما می دانیم که در تهران وضعیت نامناسب است. ما بگوییم نیست؟! چرا هست!! فیلمش پخش شده است که این دختر چگونه داشت در شهرشان میچرخیده است.
ان شاءالله خداوند از سر تقصیرات همه ما بگذرد، زیرا موقع مرگ ما معلوم نیست ما چطور باشیم، اما به هر صورت باید بگوییم که نه این خیلی حجابش خوب بوده است؟! خیر، بدحجاب بوده و با او برخورد شده است.
به خاطر چه؟! به خاطر اینکه بیحجاب کنند یا با حجاب کنند؟! برای چه؟! بعد خودش هم بیمار بوده است و راجع به او دروغ هم گفتند، کتمان کردند. هیچ اثری از شکنجه روی بدنش نبوده است.
جالب است که پدرش میگوید نگذاشتند ما دخترمان را ببینیم. بعد مجری میگوید: شما که از تهران تا شهرستان دخترتان را بردید و خودتان کفن و دفن کردید، چطور ندیدید؟!! مشخص است که عدهای میخواهند از این آب گل آلود ماهی بگیرند.
آنوقت ترس این مورد را که به خاطر یک قضیه که اصلش مشروع است بیایی با حضرت رقیه مقایسه کنی و بگویی که او از حضرت رقیه مظلومتر است؟!
من نمیدانم چطور دین را به این افراد یاد دادند. اگر استادشان «آقامیری» باشد همین میشود!! اگر استادشان «آقامیری» باشد تهش همین درمی آید که آن مورد را با حضرت رقیه مقایسه میکند.
او دختر سه ساله گریهاش برای این است که حجاب از سر من کشیدند، تو برای این گریه میکنی که چرا میخواستند حجاب سرش کنند!! اصلاً اینها با هم قابل مقایسه است؟!
اینجا من پرونده ایشان را میبندم. ایشان حرفهای دیگری هم زده است. ما میخواهیم سراغ دو تا مطلب دیگر هم برویم.
یکی آقای «نصیری» هفته گذشته متنی زده بود که مثل متنهای قبلی او ناشی از جهالتها و تصرعهای ایشان به وضعیت امروز و روایات است. دیگری هم یک سری شبهه راجع به وضعیت حجاب در زمان پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) است.
مجری:
ان شاءالله یک توقف داشته باشیم و بعد از این میان برنامه به این صحبتهای بعدی هم پاسخ بدهید. با همدیگر میان برنامه را ببینیم.
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی عَلِی بْنِ مُوسَی الرِّضَا الْمُرْتَضَی الْإِمَامِ التَّقِی النَّقِی وَ حُجَّتِک عَلَی مَنْ فَوْقَ الْأَرْضِ وَ مَنْ تَحْتَ الثَّرَی
عرض سلام و خیر مقدم مجدد و عرض تسلیت مجدد خدمت شما بینندگان عزیز و ارجمند. همچنان در خدمت شما هستیم با ویژه برنامه «انیس النفوس» از «شبکه جهانی حضرت ولی عصر» و در خدمت کارشناس محترم جناب آقای دکتر ابوالقاسمی هستیم.
جناب استاد در بخش اول برنامه اشاره فرمودید به شبهاتی که مطرح شده بود از سمت آقای «آقامیری» و اشاره فرمودید به دو مطلب ظاهراً آقای «نصیری» و مطلب دیگر. بفرمایید در خدمت شما هستیم.
استاد ابوالقاسمی:
بسم الله الرحمن الرحیم. یکی اینکه وضعیت حجاب در زمان پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) چگونه بوده است و آیا کنیزها در زمان آن حضرت نباید حجاب میداشتند. ما روایاتی داریم که خیلی عجیب است.
در این روایات آمده است که در جنگ خیبر دو تا دختر به اسارت گرفته شدند که اینها هم با خانوادههایشان در محاربه با پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) سابقه طولانی داشتند و اینها هم همکاری کرده بودند، وگرنه هیچکس دیگر غیر از این دوتا به اسارت گرفته نشد. جالب اینجاست که میگوید پیغمبر اکرم وقتی او را دیدند؛
«القی علیها رداء»
پیغمبر اکرم عبایشان را روی سر آن دختر انداختند.
این در حالی است که هنوز آیه حجاب نیامده است. یعنی کنیز منِ پیغمبر هم باید حجاب داشته باشد. حتی با کنیز اینگونه رفتار میکردند. دوم عبارتی است که همه شنیدید و امروز هم خواندم.
«أمن العدل یا بن الطلقاء؟!»
آیا این انصاف است؟!
«تخدیرک حرائرک وإمائک»
همسران آزادت و کنیزانت را پشت پرده قرار دادی.
«وسوقک بنات رسول الله سبایا، قد هتکت ستورهن، وأبدیت وجوههن»
یعنی زنان و کنیزان یزید حجاب را روی صورتشان میانداختند، آنوقت صورت ما خاندان اهلبیت مکشوف باشد و دیگران به ما نگاه کنند. پس حتی خیلی از کنیزها هم حجاب داشتند.
در تاریخ یک جا از حجاب کنیز جلوگیری شده است. آن کجاست؟! در زمان عمر بن خطاب ایرانیهایی که به اسارت گرفتند را آوردند. عمر بن خطاب دید یکی از کنیزها حجاب دارد. اغلب کنیزها آن زمان مال ایران بودند.
وقتی عمر بن خطاب دید این کنیز حجاب دارد، او را شلاق زد و گفت: تو باید بیحجاب باشی، تو کنیز هستی. تو نباید حجاب سر کنی!!
یعنی اولین شخصیتی که به سمت بی حجاب کردن ایرانیهایی که دنبال حجاب بودن رفت خلیفه دوم بود.
روایتهایی هم در کتب شیعه است که هرچه به امام گفتند آیا کنیز حجاب داشته باشد یا خیر، فرمود: یک نفری دستور داد که کنیز حجاب نداشته باشد. همیشه اینطور میگفتند.
در روایتها نمیگویند کنیز حجاب نداشته باشد، بلکه می گویند: یک نفری دستور داده است. مشخص است دارند چه می گویند. کسی که ماجرا را بداند، میفهمد چیست. حال آقای «رعینی» در کتاب «مواهب الجلیل» عبارتی را مطرح میکند و مینویسد:
«وما رأیت بالمدینة أمة تخرج وإن کانت رائعة إلا وهی مکشوفة الرأس فی ضفائرها أو فی شعر محمم لا تلقی علی رأسها جلبابا لتعرف الأمة من الحرة»
بعد از آن ماجرا هر کنیزی در مدینه بیرون میآمد با سر باز بیرون میآمد و روی سرش چادر نداشت تا کنیز از آزاد شناسایی شود.
مواهب الجلیل، نویسنده: الحطاب الرعینی، وفات: 954، رده: فقه مالکی، خطی: خیر، تحقیق: ضبطه وخرج آیاته وأحادیثه: الشیخ زکریا عمیرات، چاپ: الأولی، سال چاپ: 1416 - 1995 م، ج 2، ص 184، فصل هل ستر عورته بکثیف وإن بإعارة أو طلب إلی قوله خلاف
یعنی آزادی بوده که بیحجاب باشد؟!
مجری:
بی حجاب بودن عار بوده است.
استاد ابوالقاسمی:
هیچ زن آزادی بیحجاب نبوده است! می گویند: مگر کسی اجبار کرده است؟! اصلاً بیحجاب نبوده است که بخواهد اجباری صورت بگیرد. برخلاف آن آقایانی که آمدند. فساد را در کشور ترویج کردند، حالا که دارد بیحجابی زیاد میشود می گویند چرا برخورد میکنید؟!!
اصلاً آن دوران بیحجاب نبوده است. اصلاً سالب به انتفاع موضوع بوده است. یک چیزهایی ما در تاریخ میبینیم خیلی عجیب است. از جمله آنها عبارتی است که زنی به امام حسن مجتبی گفت: من یک استفتا دارم.
امام حسن (علیه السلام) خیلی خوش سیما بود، بی حد و حصر خوش سیما بود. زیبایی ایشان طبق روایات چندین برابر حضرت یوسف بود.
نقل شده است در زمان حکومت معاویه یک زنی بود که شوهرش طلاقش داده بود و داشت عدهاش هم تمام میشد.
معاویه شخصی را نزد او فرستاد که من میخواهم با تو ازدواج کنم. زن گفت: من هنوز در عده هستم و بهانه آورد. معاویه گفت:
«نحن أعلم بعدتک»
ما از زمان عده تو خبر داریم.
«فقالت: فإنی لا أخبرک دون یوم الجمعة»
زن گفت: من تا جمعه به تو خبر میدهم.
«ثم أرسلت إلی الحسن بن علی علیه السلام: إنی أرید أن تأتینی لأمر أستفتیک فیه»
این زن شخصی را پیش امام حسن فرستاد و گفت: تشریف بیاورید به منزل ما که سؤالی از شما دارم.
«فأرسل إلیها: إن مثلی لا یأتی النساء للفتیا»
حضرت به فرستاده او فرمودند: چنین نیست که برای سؤال پرسیدن به منزل زنان بروم.
«فأرسلت إلیه: إن لم تأتنی أتیتک فی مجلسٍ حاسرةً»
فرستاده او گفت: اگر شما نیایید، من سربرهنه به مجلس شما میآیم.
اگر میخواهید یک زن آزاد سربرهنه بیاید، خودتان می دانید! یعنی نگاه کنید اصلاً آن موقع زن آزاد بیحجاب نبوده است! او میگوید: اگر میخواهی من اولین زن بیحجاب باشم، نیا جواب سؤال مرا بده.
«فأعظم ذلک وخرج حتی أتاها»
امام حسن به منزل این زن آمدند تا این کار را انجام ندهد.
الجلیس الصالح والأنیس الناصح، اسم المؤلف: أبو الفرج المعافی بن زکریا النهروانی (المتوفی: 390 هـ)، ج 1، ص 365، باب المجلس الرابع والسبعون
امام حسن مجتبی (علیه السلام) این کار را انجام دادند تا یک زن بیحجاب در جامعه نیاید. من نمیفهمم کدام نادان و آدم دین نشناسی میگوید اشکال ندارد!!
یک زن میخواست سر برهنه بیاید، اما امام حسن مجتبی جلوگیری کردند تا ساختار شکنی نشود. نباید ساختار شکنی شود. این در حالی است که حکومت دست امام حسن مجتبی نبود که جور دیگری جلوی آن زن را بگیرند.
این مطالب در روایات راجع به اهل بیت ما آمده است، بعد عدهای ادعا میکنند که در دین اجبار نیست؟!
مورد دیگری برایتان نقل کنم. چطور ائمه اطهار (علیهم السلام) نسبت به دین و نسبت به مسئله مخالفتهای خلاف شرع واکنش نشان میدادند.
از اینجا به بعد میخواهیم وارد بحث آقای «نصیری» شویم. آقای «نصیری» یک متنی نوشته است که من بعضی قسمتهایش را میخوانم. او مینویسد:
"امام علی (علیه السلام) بر اساس روایتی در کتاب «کافی» بعد از قبول خلافت به دلیل مقاومتهایی که از سوی عدهای از خواص یا عوام در برابر اصلاحات ایشان صورت میگرفت، از مقابله با ۲۶ بدعت و امر حرامی که میراث خلفای پیشین بود دست کشید. با این استدلال که پای فشاری بر رفع این بدعتها به از بین رفتن انسجام اجتماعی و از دست دادن حمایت مردمی میانجامد و این مفسده و خسارتی بسیار بزرگ برای جامعه اسلامی بود.
این ۲۶ بدعت با بیان خود حضرت علی (علیه السلام) که باید به آنها مقابله میکرد اما خودداری نمود به شرح ذیل است:
درباره مقام ابراهیم، فدک، پیمانه، زمینهای زمان پیغمبر، خانه جعفر، احکام خلاف شرعی که در زمان عمر بوده است برطرف شود، زنانی که زیر دست مردان به ناحق آن فرد خودش را شوهر آنها میداند جدایشان کند.
همانگونه که میبینیم برخی از ۲۶ حکم شرع و خدا را که امام علی تنها به دلیل پرهیز از تفرق و فروپاشی اجتماعی از اجرای آنها خودداری کرد از حکم حجاب مهمتر هستند."
ما اول برویم آن روایت را ببینیم. در کتاب شریف «کافی» روایتی است که امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) سخنرانی کردند و اطرافشان چه کسانی بودند؟!
«نَاسٌ مِنْ أَهْلِ بَیتِهِ وَ خَاصَّتِهِ وَ شِیعَتِه»
اولاً دور و بر حضرت آدمهای خاصی هستند، تعدادی محدود.
«فَقَال قد عَمِلَتِ الْوُلَاةُ قَبْلِی أَعْمَالًا»
حضرت فرمودند: حکام قبل از من کارهایی انجام دادند.
«خَالَفُوا فیها رَسُولَ اللَّهِ ص مُتَعَمِّدِینَ لِخِلَافِهِ»
با پیغمبر اکرم مخالفت کردند، عمداً مخالفت کردند.
«نَاقِضِینَ لِعَهْدِهِ مُغَیرِینِ لِسُنَّتِهِ»
عهد را نقض کردند و سنت را از بین بردند.
«وَ لَوْ حَمَلْتُ النَّاسَ عَلَی تَرْکهَا»
سؤال اول این است که «وَ لَوْ حَمَلْتُ النَّاسَ عَلَی تَرْکهَا» به چه معناست؟! یعنی به کاری وادار کند.
بنابراین حضرت میفرمایند: من این کار را نمیکنم، چون تبعات منفی دارد. یعنی اگر تبعات منفی این کار نبود باید انجام میدادند.
آقایانی که می گویید حکومت وظیفه ندارد، همین روایت «کافی شریف» یعنی اینکه حکومت وظیفه دارد!!
فقط هم این روایت نیست، بلکه چندین روایت دیگر وظیفه حاکم را گفته است. حاکم وظیفه دارد تمام دستورات شرع را اجرا کند و از انجام دادن تمام نواهی جلوگیری کند. این وظیفه حاکم است.
عبارت دیگری بیاورم. خطبه معروفی در کتاب «نهج البلاغه» از حضرت امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) هست که فرمودند: باید حکومتی باشد.
«حَتَّی یسْتَرِیحَ بَرٌّ»
تا انسان دین دار راحت باشد.
سؤال اینجاست که اگر انسان دیندار در خیابان بیحجابی را ببیند آیا راحت است؟! به آقای «آقامیری» کار ندارم که مینشیند با آن زن آنطور حرف می زند!! او راحت است. امام حسن میفرماید: من یک زن بیحجاب نمیتوانم ببینم!
«وَ یسْتَرَاحَ مِنْ فَاجِر»
و فاجر هم نتواند کار بد انجام دهد.
نهج البلاغة، نویسنده: شریف الرضی، محمد بن حسین، محقق / مصحح: صالح، صبحی، ص 82، باب 40 و من کلام له ع [للخوارج] فی الخوارج لما سمع قولهم «لا حکم إلا لله»
این وظیفه حاکم است. حاکم باید جامعه را طوری قرار بدهد که «یسْتَرِیحَ بَرٌّ». بشرایط باید اینطور باشد، این وظیفه حاکم است. الآن در روایت خواندیم:
«وَ لَوْ حَمَلْتُ النَّاسَ عَلَی تَرْکهَا»
سؤال اینجاست که کدام یک از آنها جزو واجبات و به قول آن آقا جزو اصول دین است؟! اینکه مثلاً جای مقام ابراهیم را جابجا کنم جزو اصول دین است؟! اگر بخواهم فدک را به ورثه پیغمبر که بچههای خودم هستند برگردانم جز فروع دین است؟!
حضرت میفرماید: «حَمَلْتُ النَّاسَ»؛ من حاکم ذاتاً میتوانم مردم را وادار کنم و مشکلی ندارد، اما اگر من این کار را انجام دهم:
«لَتَفَرَّقَ عَنِّی جُنْدِی حَتَّی أَبْقَی وَحْدِی»
لشکرم متفرق میشوند و من تنها میمانم.
یا تعداد انگشت شماری از کسانی که فضل من را و فرض امامتم را از کتاب خدا و سنت رسول الله میدانند. حضرت به چه واقعهای اشاره میکنند؟! زمان جنگ صفین.
امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) «مالک» را به جنگ با معاویه فرستادند و ایشان رفتند. «عمروعاص» گفت: قرآن سر نیزه کنید. قرآن سر نیزه کردند. چه شد؟! لشکریان حضرت علی که میگفتند: علی بن أبی طالب خلیفه چهارم است و حضرت را به امامت الهی قبول نداشتند.
آنها دور حضرت علی ریختند و گفتند: یا علی! یا قبول میکنی یا تو و حسن و حسین و «محمد حنفیه» و «مالک اشتر» را میکشیم و تحویل معاویه میدهیم. «عمار» شهید شده است، فلانی هم شهید شده است و کسی نمانده است.
بقیه هم یکی رفته فلان شهر حاکم است و یکی دیگر هم در شهر دیگر رفته است. کلاً تو و شیعیانت ده یا دوازده نفر هستید! کسانی که به مشروعیت علی بن أبی طالب اعتقاد دارند تنها ده یا دوازده نفر هستند.
«أَبْقَی وَحْدِی»
آقای «نصیری»! چشمت را باز کن، روایت را تحریف نکن. حضرت نمیگوید گسست اجتماعی، بلکه میفرماید که منِ علی تنهای تنها میمانم.
«أَوْ قَلِیلٌ مِنْ شِیعَتِی الَّذِینَ عَرَفُوا فَضْلِی وَ فَرْضَ إِمَامَتِی»
الآن اگر ما حجاب را اجبار کنیم که حکم شرع هم هست، فقط قلیل با حکومت میمانند. واقعاً میشود اینجا را با اونجا قیاس کرد؟! اصلاً قابل قیاس است؟! چه قیاسی است شما انجام میدهید؟!
آنجا گفتند: علی است، حسن، حسین، «محمد حنفیه» و «مالک اشتر». آنها پنج نفر هستند. این پنج نفر را یا میکشیم یا تحویل معاویه میدهیم.
این هم مظلومیت امیرالمؤمنین علی بن أبی طالب است. حضرت خودشان فرمودند: حکومت بر شما را من نمیخواهم. اصلاً حکومت نیست. شما میخواهید من بیایم و برایتان کارها را سامان بدهم، نمیخواهید من بیایم حاکم شوم.
حضرت علی را به عنوان حاکم نمیخواستند، بلکه به عنوان یک کار فرما میخواستند. آنها میگفتند که شما قبلاً کارها را درست کردید، الآن هم کارها را درست کن.
مجری:
نه به عنوان حاکم شرع، نه به عنوان امام دین!
استاد ابوالقاسمی:
اینها را قبول نداشتند. حضرت همین را میفرماید و میگوید: من اگر لشکرم از هم نمیپاشید!
حال سؤال اینجاست که اگر الآن برعکس شود چه اتفاقی می افتد؟! اگر الان فساد در جامعه باب شود و بیحجابی رایج شود، آن موقع نظام از هم میپاشد یا اگر جلوی فساد گرفته شود؟!
جلوی فساد اقتصادی هم باید گرفته شود، جلوی رانت هم باید گرفته شود، جلوی بیحجابی هم باید گرفته شود، اما اگر فرض بگیریم بعدش انجام نمیشود.
یک بیمار خونریزی دارد، ضربه مغزی هم هست، سرطان هم دارد. آیا درست است بگوییم حالا چون سرطان دارد و ضربه مغزی شده است جلوی خونریزیاش را نگیریم؟! واقعاً این معنی دارد؟! آیا درست است که او را رها کنیم؟!
اینطور درست نیست، باید او را درمان کنیم. اگر شما الان جلوی خونریزی را نگیری دیگر به آن ضربه مغزی و سرطان نمیتوانی برسی!!
به عنوان مثال وقتی ترکیه حجاب را باز گذاشت، دینداری بهتر شد یا دارد روز به روز در ترکیه پس رفت میکند؟! دین تعارف بردار نیست.
خداوند متعال قوانینی گذاشته است و میفرماید: اگر وارد این قوانین شوید یک سری عقوبتهایی دارد. به قول آقای «آقامیری» کارما که در همین دنیا هم جواب خواهید داد. ما چند آیه برای حجاب داریم؟!
(یا أَیهَا النَّبِی قُلْ لِأَزْواجِک وَ بَناتِک وَ نِساءِ الْمُؤْمِنِینَ یدْنِینَ عَلَیهِنَّ مِنْ جَلابِیبِهِنَّ ذلِک أَدْنی أَنْ یعْرَفْنَ فَلا یؤْذَینَ وَ کانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحِیما)
ای پیامبر! به همسران و دخترانت و زنان مؤمنان بگو جلبابها (روسریهای بلند) خود را بر خویش فرو افکنند، این کار برای اینکه (از کنیزان و آلودگان) شناخته شوند و مورد آزار قرار نگیرند بهتر است و (اگر تا کنون خطا و کوتاهی از آنها سر زده) خداوند همواره غفور و رحیم است.
سوره احزاب (33): آیه 59
(یدْنِینَ) دستور است، به این معنا که باید حتماً جلباب داشته باشند. افرادی ادعا میکنند که در اسلام امر به حجاب نیست، در حالی که خود آیه میفرماید: پیغمبر اکرم مأمور به دستور به حجاب است.
پیغمبر اکرم به عنوان حاکم شرع این وظیفه را بر عهده دارند. آیاتی که (قُلْ) دارند، به این معناست که شما باید از موضع بالا با آن برخورد کنید.
خداوند متعال در این آیه خطاب به پیغمبر اکرم میفرماید: یا رسول الله! تو به آنها بگو. اگر (قُلْ) در این آیه نبود، یعنی اینکه این کارها را انجام دهید و توصیه است حتی اگر امر هم باشد.
در مقابل وقتی (قُلْ) میآید به این معناست که پیغمبر اکرم حواست به این امر باشد. این مسئولیت در جامعه با شماست به عنوان حاکم جامعه!
من نمیفهمم یک عده آیات را نگاه نمیکنند و این حرفها را میزنند یا خیر!! خداوند متعال میفرماید: ای پیغمبر! تو از موضع بالا باید این حرفها را به آنها بزنی.
امر به معروف یعنی چه؟! نهی از منکر یعنی چه؟! درجات دارد. من ابوالقاسمی فقط تذکر لسانی باید داشته باشم، اما حکومت مراحل دیگر را هم باید داشته باشد. این همه روایت برای درجات معروف داریم. اینها چیست؟! بازی و شوخی است؟!
پس آقای «نصیری» آمد این ماجرا را اصلاً تحریف کرد. اینکه امیرالمؤمنین گفتند: اگر من مردم را به این کارها وادار کردم، از کنار من پراکنده میشوند به یک دلیل. آن دلیل چیست؟! در آخر روایت آمده است:
«إِذاً لَتَفَرَّقُوا عَنِّی»
از من فراری میشوند.
«وَ اللَّهِ لَقَدْ أَمَرْتُ النَّاسَ أَنْ لَا یجْتَمِعُوا فِی شَهْرِ رَمَضَانَ إِلَّا فِی فَرِیضَةٍ»
به خدا سوگند به مردم دستور دادم و گفتم: به غیر از نمازهای فریضه در ماه رمضان اجتماع نکنید.
نماز تراویح بدعت است.
«وَ أَعْلَمْتُهُمْ أَنَّ اجْتِمَاعَهُمْ فِی النَّوَافِلِ بِدْعَةٌ»
نماز مستحبی را به جماعت خواندن بدعت است.
«فَتَنَادَی بَعْضُ أَهْلِ عَسْکرِی مِمَّنْ یقَاتِلُ مَعِی یا أَهْلَ الْإِسْلَامِ غُیرَتْ سُنَّةُ عُمَرَ ینْهَانَا عَنِ الصَّلَاةِ فِی شَهْرِ رَمَضَانَ تَطَوُّعا»
الکافی، نویسنده: کلینی، محمد بن یعقوب، محقق / مصحح: غفاری علی اکبر و آخوندی، محمد، ج 8، ص 59 - 63، ح 21
چه اتفاقی افتاد؟! من ترسیدم لشکر خودم ضد من شورش کنند، همان کاری که در صفین کردند. اگر الان دستور به حجاب باشد، ارتش و بسیج شورش میکنند.
اگر یک نفری زن خودش بیحجاب میرود، آن هم اشکال دارد. بعضی مسئولین را می دانیم که خودشان مراعات نمیکنند. او جامعه را رها کرده است، یعنی ما هم باید جامعه را رها کنیم؟!
آقایی هست که خودش و خانوادهاش و دختر و نوهاش دلشان نمیخواهد باحجاب باشند. وقتی با این آقا برخورد شود زن او در خانه غذا درست نمیکند و این شخص وقتی شب برمیگردد خانه زن او غر می زند و این شخص هم مجبور است ضد حجاب بیانیه بدهد.
در مقابل اگر مثل اهل بیت برخورد میکردند و در خانه مراقب زن و فرزندشان بودند این حرفها نبود. حضرت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) راجع به تراویح صحبت کردند و فرمودند:
«وَ أَعْلَمْتُهُمْ أَنَّ اجْتِمَاعَهُمْ فِی النَّوَافِلِ بِدْعَة»
من به مردم گفتم که به جماعت خواندن نوافل بدعت است.
چطور «أَعْلَمْتُهُمْ»؟! این را برای مردم گفتند که امیرالمؤمنین چطور مردم را آگاه کرد که تراویح بدعت است، هم در کتب شیعه است و هم در کتب اهل سنت. در کتاب «الشافی» اثر «مرحوم سید مرتضی» آمده است:
«وقد روی أن أمیر المؤمنین علیه السلام لما اجتمعوا إلیه بالکوفة فسألوه أن ینصب لهم إماما یصلی بهم نافلة شهر رمضان»
نقل شده است که وقتی در کوفه خلافت درست شد، مردم در کوفه اجتماع کردند که امامی برای ما قرار بدهید تا نافله رمضان بخوانیم.
«زجرهم، وعرفهم أن ذلک خلاف السنة فترکوه»
یک مرجع تقلید گفت که چون مخالف ما گفتید، ما از شما تقلید نمیکنیم و حضرت را ترک کردند.
«واجتمعوا لأنفسهم وقدموا بعضهم»
خودشان جمع شدند و این نافله را به جا آوردند.
چه شد که «وا سنت عمراه» گفتند؟!
«فبعث إلیهم الحسن علیه السلام فدخل علیهم المسجد ومعه الدرة»
حضرت امام حسن را با شلاق به مسجد فرستادند که نماز تراویح نخوانید.
حال عدهای می گویند: یا أمیرالمؤمنین! اگر یک نفر آنجا سکته میکرد چه میشد؟!! شما فکر این نیستید که یک نفر سکته کند؟! شاید یک خانم آنجا باردار باشد و سقط کند، امام حسن را آنجا فرستادی که نماز تراویح نخوانند؟!!
«فلما رأوه تبادروا الأبواب»
مردم به سمت در دویدند.
آنها میخواستند نگذارند امام حسن به مسجد بیاید و جلوی مردم را بگیرد. آنها حاضر شدند که جان فدا شوند و نماز تراویح خوانده شود!
«وصاحوا واعمراه»
و فریاد «وا عمراه» سر دادند.
الشافی فی الامامة، نویسنده: الشریف المرتضی، ج 4، ص 219، فصل فی تتبع کلامه وجوابه عن المطاعن علی عمر
پس آنجا را با اینجا قیاس نکنید. حضرت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) میفرماید: اولاً وظیفه منِ حاکم برخلاف آن دروغگویانی که میگویند وظیفه حکومت اینها نیست، وظیفه حکومت وادار کردن به کارهای واجب و بازداشتن از محرمات علنی و اجتماعی است.
در اجتماع هر اتفاقی بیفتد باید دستور بدهد انجام بدهید. در خانهاش میخواهد باشد خودش میداند. یک مسیحی در محله خودش، در منزل خودش گوشت خوک بخورد یا شراب بخورد تکلیف با خودش است، اما اگر همین مسیحی در جامعه اسلامی این کار را کند امکان ندارد هیچ بلکه تعذیر هم دارد.
بنابراین وظیفه حکومت طبق روایات وادار کردن به دستورات دینی و بازداشتن از مناهی اجتماعی است، هر چیزی میخواهد باشد. تا چه حدی؟! حضرت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) میفرمایند: تا جایی که کلاً حکومت از بین برود.
اگر موجب فروپاشی حکومت شد، آنجا شما به آن واجب دستور میدهید، آن هم یک مورد نه همه آن. مثلاً من میخواهم با معاویه بجنگم حالا چهار تا بدعت هم فعلاً بماند. من فعلاً با معاویه میجنگم.
مجری:
چه کسی باید اینجا تصمیم بگیرد و انتخاب کند؟!
استاد ابوالقاسمی:
حاکم باید تصمیم بگیرد. مسئله بعد این است که آیا اجبار و اکراه یعنی فقط دستور دادن که این کار بکنید؟! خیر، امام حسن را با شلاق فرستادند.
برای مسائلی مثل تراویح چکار دارید؟! میخواهد در ماه رمضان نماز جماعت بخواند. چکارشان دارید؟! بیحجابی هم نیست!! نماز هم دارد میخواند.
قضیه اینجور هست، نماز هم داشتند میخواندند. حضرت به همین خاطر امام حسن را با شلاق فرستادند. آن وقت شما می گویید که چرا اینطور برخورد میکنند!!
بنابراین ما با چند تا مشکل طرف هستیم. مشکل اول بیدینی بعضی افرادی که ادعای علم میکنند. واقعاً میداند دین چیست، اما رسماً مخالفت میکند.
همین آقای «آقامیری» در همان سخنرانی خود میگوید: تمام عواقب آن در دنیا گریبان گیر شما خواهد شد، قبل از آخرت. کارما جواب شما را میدهد. همین آقا وقتی به فساد میرسند، می گویند: خدا شمر را هم میبخشد!!
نسبت به اغتشاشگر ادعا میکند که اصلاً مشکل ندارد. آن دختر باحجاب چشمش کور شود اشکال ندارد، سر آن بسیجی را ببرند اشکال ندارد، جایی را آتش بزنند اشکال ندارد. اصلاً انگار نه انگار، رقیه هم نبودند اینها!
حضرت رقیه فقط جایی است که بخواهند یک دختر بد حجابی را ببرند کلاس ارشاد کنند. اینجا حضرت رقیه یادشان میآید، بقیه جاها دین یادشان نمیآید.
مشکل دوم دوم تحریف عمدی آیات و روایات است. حضرت در روایت میفرماید که فقط خودم ماندم و چهار پنج نفر. ارتش خودم بر ضد من شورش خواهند کرد. این را هم برای مردم نمیگویند و تحریف میکنند.
رفتارهای اهل بیت برای ما گفته نمیشود. زمان رسول خدا کنیز پیغمبر اکارم حجاب داشته است. هر زمان از اهلبیت سؤال کردن کنیز حجاب داشته باشد یا خیر، فرمودند: یک نفری جلوی حجاب را میگرفت. کنیزان اهلبیت حجاب داشتند.
دختران ایرانی را کنیز گرفتند و در بلاد اسلامی آوردند و اینها کنیز شدند. خلیفه دوم میگوید: خیر، کنیزها حجاب نداشته باشند. این را چکار کنیم؟! شما طرفدار چه کسی میخواهید باشید؟!
مطلب خیلی مهمتر اینکه راجع به حجاب وضعیت را دیدیم. روایتها میگوید: اصلاً هیچ زنی بیحجاب نبود در آن دوران. یعنی آن (قُلْ) که آیه شریفه به پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرموده است حالت امری به حضرت گفته است.
روایات میگوید: یک مورد زن هم بیحجاب نبود. آن زن زمان معاویه خواست امام حسن (علیه السلام) را تهدید کند که اگر شما نیایی و گوش به حرف من ندهی، من بی حجاب میآیم.
من یک سؤال از شما دارم و میخواهم قیافه شما را ببینم. حالا به بهانه سؤال میخواهم قیافه شما را ببینم. اگر نیایی من بیحجاب بیرون میآیم. این قضیه به قدری برای امام حسن سنگین است که میفرمایند: من حاضر میشوم بروم و این زن چهره مرا ببیند، اما یک مورد زن بیحجاب بیرون نیاید.
لذا مسائل دین مشخص است. ما سر خودمان را شیره نمالیم. الکی نیاییم بازی در بیاوریم. واقعاً آن زمانی که امام زمان (روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفداء) بیایند دیگر این بازیها جواب نمیدهد!
حضرت آن موقع با بدعت گذار بلد هستند چطور برخورد کنند. اگر همه را هم ببخشند بدعت گذارها را نخواهند بخشید. این خلاصه عرایض بنده بود.
مجری:
احسنتم، خیلی ممنون و متشکرم جناب استاد ابوالقاسمی بزرگوار، استفاده کردیم. ان شاءالله که خداوند همه ما را به راه راست هدایت کند. حقایق آشکار شود در این دوران فتنه آخرالزمانی. ان شاءالله خود خداوند متعال دستگیری کند. عرضه میداریم:
«یا اللَّهُ یا رَحْمَانُ یا رَحِیمُ یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِک»
دعای غریق
تشکر مجدد دارم جناب آقای استاد ابوالقاسمی بزرگوار. همچنین تشکر میکنم از شما بینندگان و همراهان عزیز و ارجمند.
ان شاءالله قبول باشد این دو ماه عزاداریهایتان و ان شاءالله سال آینده عزاداریها و عرض ارادتها در محضر مولایمان حضرت بقیة الله الأعظم (ارواحنا فداه) برگزار شود. عرض دعا و توسل ما همی شود همین باشد:
یا رب الحسین به حق الحسین أشف صدر الحسین بظهور الحجة
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته