-
حجت الاسلام ابوالقاسمی
58:54 دقیقه
تکفیر عبد الغنی مقدسی توسط شافعی ها 24 تیر 1400 -
حجت الاسلام ابوالقاسمی
55:23 دقیقه
درگیری حنبلی ها و شافعی ها 17 تیر 1400 -
حجت الاسلام ابوالقاسمی
01:22:29 دقیقه
آیا شیعیان تکفیری هستند؟ 6 تیر 1400 -
حجت الاسلام ابوالقاسمی
01:20:10 دقیقه
ارتباط مذهب حنفی و مذهب حنبلی 30 خرداد 1400 -
حجت الاسلام ابوالقاسمی
01:28:34 دقیقه
چه مذاهبی مذاهب تکفیری هستند و دیگران را تکفیر کردند؟ 23 خرداد 1400 -
حجت الاسلام ابوالقاسمی
01:27:54 دقیقه
نقد سخنان «دکتر سروش» پیرامون وحی 9 مهر 1399 -
حجت الاسلام ابوالقاسمی
01:30:16 دقیقه
نقد سخنان «دکتر سروش» پیرامون تمسخر شیعیان 23 مرداد 1399 -
حجت الاسلام ابوالقاسمی
01:00:18 دقیقه
راه روشن - نقد سخنان دکتر سروش پیرامون عقاید شیعیان 9 مرداد 1399 -
حجت الاسلام ابوالقاسمی
00:56:37 دقیقه
نقد سخنان دکتر سروش پیرامون عقاید شیعیان 2 مرداد 1399 -
حجت الاسلام ابوالقاسمی
00:59:41 دقیقه
مباحثی پیرامون نقد و بررسی ادعاهای «دکتر سروش» 26 تیر 1399 -
حجت الاسلام ابوالقاسمی
00:56:53 دقیقه
راه روشن - نقد سخنان دکتر سروش پیرامون عقاید شیعیان 19 تیر 1399 -
حجت الاسلام ابوالقاسمی
01:01:00 دقیقه
نقد سخنان دکتر سروش پیرامون عقاید شیعیان 12 تیر 1399 -
دکتر ابوالقاسمی
00:59:38 دقیقه
دگر اندیشان شیعه 5 تیر 1399
تطبیق فقهی تکفیر بر بقیه مذاهب حجت الاسلام ابوالقاسمی
قسمت چهاردهم برنامه راه روشن با کارشناسی حجت الاسلام و المسلمین ابوالقاسمی
موضوع: نقد دگر اندیشان شیعی
دیگر قسمت ها
برنامه راه روشن 31 4 1400 (قسمت 14)
عنوان برنامه: نقد دگر اندیشان شیعی (شبهه شیعیان تکفیری هستند)
کلیدواژه: راه روشن؛ نقد؛ دگر اندیشان؛ شیعه؛ تکفیر؛ ابن تیمیه!
استاد: حجت الاسلام والمسلمین دکتر ابو القاسمی
أعوذ بِاللَّهِ مِنَ الشَّیطَانِ الرَّجِیمِ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ اَلْحَمدُ للهِ رَبِّ العالَمین اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ الْمُصْطَفَى وَ عَلِيٍّ الْمُرْتَضَى وَ فَاطِمَةَ الزَّهْرَاءِ وَ الْحَسَنِ الرِّضَا وَ الْحُسَيْنِ الْمُصَفَّى، وَ جَمِيعِ الْأَوْصِيَاءِ مَصَابِيحِ الدُّجَى وَصلّ عَلیٰ مَنْ بِيُمْنِهِ رُزِقَ الْوَرَي وَ بِوُجُودِهِ ثَبَتَتِ الْاَرْضُ وَ السَّمَاءُ مَوْلانا صَاحِبَ العَصْرِ وَالزمَان!
عرض سلام و وقت بخیر دارم خدمت شما عزیزان و گرامیان، بینندگان شبکه جهانی حضرت ولی عصر از برنامه راه روشن در خدمت شما هستم، برنامه ای که در آن به شبهات کسانی که به اسم دگر اندیشان شیعی شناخته می شوند مطرح کردند پاسخ می دهیم.
در ابتدا به شبهات آقای سروش جواب دادیم بعد از آن یکی از آقایانی که به عنوان دگر اندیش شناخته می شود از درون شیعه ادعا کرده که شیعیان تکفیری هستند. گفتیم برای این که مشخص بشود شیعیان تکفیری هستند یا خیر؟ اولین کاری که باید بکنیم ببینیم تکفیر در نظر مذاهب اسلامی چیست؟ مذاهب اسلامی چه کسانی را تکفیر کردند؟ سپس ببینیم آیا شیعیان مثل آن ها چنین فتاوایی دارند یا خیر؟ تا مشخص شود آیا شیعه تکفیری است یا دیگران؟
فتاوای احناف در تکفیر دیگر مذاهب را بیان کردیم و حتی در تکفیر بعضی از حنفی ها؛ فتاوای مالکیان در تکفیر دیگر مذاهب، فتاوای شافعیان در تکفیر مذاهب؛ حنابله و وهابی مشخص است اصلاً نیازی به این قضایا ندارد به همین دلیل کتابی در مورد حنابله تألیف کردند با عنوان «کُلُکُم کَفرَ» همه شما کافر هستید. «دراسة علمیة تثبت بالأدلة القاطعة تکفیر السلفیة للأمة جمیعاً»؛ نشان می دهد که سلفی ها کل امت را تکفیر می کنند تألیف نور الدین أبو لحیة دار الأنوار للنشر و التوزیع می آید و نشان می دهد که سلفی ها همان حنبلی ها باشند و گروه های منطقه شان شروع به تکفیر گروه های مختلف از سنی، شیعه و ابازی کردند. خلاصه به این نتیجه می رسد که حنابله همه را کافر می دانند.
البته عرض کردیم چیز جدیدی نیست شبیه به همین فتوا را از حنفی ها، شافعی ها و مالکی ها هم ارائه کردیم؛ اما در وهابی ها و حنبلی ها با توجه به این که، این قضیه که الان قدرت دست شان افتاد و توانستند دیگر مسلمان ها را بکشند و رسانه هم بود این فتاوا خیلی منتشر شد. اگر در زمان های گذشته که این درگیری ها بین مذاهب اسلامی بود همین رسانه ها بود همین حرف ها را در مورد بقیه مذاهب از جمله احناف، شافعی و مالکی هم می زدند.
اما برویم سراغ تطبیق فقهی تکفیر بر بقیه مذاهب البته بعضی از چیزهایی که قبلاً مطرح کردیم تطبیق فقهی بود؛ اما الان بعضی از این تطبیق های فقهی را مطرح می کنیم. به عنوان نمونه نماز بر میت، آیا می شود بر میت کافر نماز گزارد؟ خیر قطعاً نمی شود به همین دلیل بریلوی ها گفتند نماز خواندن بر وهابی ها جایز نیست و هر کس بر وهابی ها نماز بخواند کافر شده است.
کتاب البریلوی عقائدٌ و التاریخ تألیف احسان الهی زهیر، اداره ترجمان السنة ایشان آدم خیلی تندی بر ضد شیعه ها بود و کتابش را در عربستان و بقیه جاها هم چاپ کردند. در صفحه 196 این کتاب می گوید:
«وقد کتبوا کتابا مستقلا»
این آقایان کتاب مستقلی نوشتند یک مقدار قبل ترش را بخوانیم چون فتاوا زیاد است نمی توانیم مقداری این طرف تر بیاییم بخوانیم از صفحه 193 می گوید بریلوی ها چه کسانی را تکفیر کردند؟ وهابی را و عبارت هایشان همه را به همراه پاورقی آدرس داده است. وهابیت و رهبران شان به ادله مختلفی کافر هستند و این که شهادتین می گویند کفر آن ها را بر طرف نمی کند.
این طائفه یعنی وهابیت کفرشان به هزاران وجه و دلیل ثابت شده این ها به اجماع ائمه کافر و مرتد هستند. وهابیت مرتد و منافق هستند چون تظاهر به اسلام می کنند و شهادتین می گویند. وهابی ها از ابلیس پست تر، فاسدتر و گمراه تر هستند شیطان دروغ نمی گفت این ها دروغ می گویند لعنت خدا بر وهابیه و خدا آن ها را ذلیل کند و آن ها را به آتش ببرد.
وهابیت، خدا آن ها را از بین ببرد وهابیت در اسفل السافلین هستند خدای متعال برای وهابیت کفر را مقدر کرده است و بعد می گوید:
«لیست صلاتهم صلاة وجماعتهم جماعة»
اصلاً نمازشان، نماز به حساب نمی آید آقایان بریلوی که حنفی هستند، اغلب سنی های پاکستان، بریلوی هستند می گوید آقایان بریلوی به عربستان و حجاز رفتید پشت سر این ها نماز نخوانید اصلاً نمازشان درست نیست. راجع به مسجدی که وهابی ها بنایش کردند «هُمَ کَفرَ» آن ها کافر هستند مسجدشان هم مسجد کفار است مثل یک خانه عادی هیچ فرقی نمی کند.
اگر یک مؤذن وهابی اذان گفت تبعیت بکنیم برویم نماز بخوانیم؟ نه.
«لأن صلاتهم لا تعد صلاة، ولا أذانهم أذاناً»
نه اذان شان، اذان است نه نمازشان، نماز است. وهابی ها و غیر مقلدین حق ندارند در مساجد مسلمین وارد بشوند و داخل شدن آن ها در مساجد مسلمان ها سبب فساد می شود و اگر خودشان قبول نکردند خواستند بیایند به صورت رسمی باید جلوی شان گرفته بشود. کتابی نوشتند إخراج الوهابیین عن المساجد وهابی را باید از مسجد بیرون کرد.
«لا يؤذن للوهابيين أن يصلوا فيها»
ورودی های مسجدهایشان زدند وهابی حق ورود به مساجد ما را ندارد شیعه می تواند برود نماز بخواند وهابی نمی تواند. در مساجد بریلوی پاکستان تابلو زدند آقای وهابی و آقای غیر مقلد حق ورود نداری، نوشته «ممنوع دخول الوهابی» بعد خودش می گوید با چشمم دو مسجد در لاهور دیدم که هنوز این عبارت را دارد که
«إن الصلاة خلف الوهابية باطل محضا»
نماز پشت سر وهابی ها حتماً باطل است. مفتی بریلوی احمد یار خان کجراتی در فتاوایش این را گفته؛ بریلوی گفته است:
«إن صلّى الوهابي على جنازة مسلم فلا جنازة له»
نماز جنازه ای که وهابیت می خوانند درست نیست
«وإن دفن فكأنه دفن بدون صلاة الجنازة»
اگر با نماز جنازه یک وهابی او را دفن کردید انگار بی نمازش دفنش کردید. آقایانی که الان در مناطق تان نمازهای تان را به آقایان وهابی تحویل می دهید به خیال خودتان مقداری زیباتر قرآن می خوانند میت هایشان بدون نماز دفن می شوند خودتان می دانید. جایی دیگر می گوید:
«أن الوهابية كفرة مرتدون، ومن صلى عليهم فقد كفر»
وهابی ها کفار و مرتد هستند، بر آن ها نماز بخوانی کافری دعا برای آن ها جایز نیست. علاوه بر این ها حرف های دیگری هم زدند
«إن اللقاء مع الوهابيين حرام ومجالستهم حرام، وعيادتهم حرام إن مرضوا، وإن ماتوا فغسلهم حرام وحمل جنائزهم حرام»
همنشینی با آن ها حرام است بیمار شدند به عیادت شان نروید اگر مردند غسل شان نباید جنازه شان را نباید حمل بکنید. معامله با آن ها حرام است وهابی ها ضال، مضل و ملحد هستند نماز پشت سر آن ها جایز نیست. اختلاط با آن ها جایز نیست. گوش دادن به حرف شان جایز نیست. نشستن در جلسات شان جایز نیست. سخرانی هایشان حرام است مصافحه با آن ها حرام است. سلام کردن به آن ها حرام است موجب گناه می شود.
حتی احناف حق ندارند از آب چشمه وهابی ها بنوشند، جواب سلام به آن ها جایز نیست هر کسی با آن ها معامله بکند یا با آن ها مجالست بکند ازدواج با او هم حرام می شود. چقدر پاکستانی ها در برخورد با وهابی ها محکم هستند. اگر یک وهابی خطبه عقد ازدواج را بخواند خطبه عقدش باطل است و باید مجدد خوانده بشود.
شاهد گرفتن وهابی برای ازدواج هم حرام است ازدواج با وهابی حرام است چون وهابی کفو مسلمان نیست. وهابی مرتد است نباید با او ازدواج کرد
«إن الوهابي المرتد لا يزوج، لا من حيوان ولا من إنسان»
نه با حیوان و نه با انسان حق دارد ازدواج کند
«فإن تزوج يكون زنا محضا»
ازدواج بکنی زنای محض است. فتوایی که از بریلوی بر ضد وهابی ها دارند فتاوای تکفیر صریح آن ها؛ آقایان بگویند ما بریلوی های پاکستان را قبول نداریم با این که اکثریت پاکستان هستند آن موقع ببینیم چه برخوردی از پاکستان با آن ها صورت می گیرد؟ علمای این ها جرأت دارند همچنین حرفی بزنند؟
علمای بریلوی پاکستان این حرف ها را در مورد وهابیت زدند نظر شما چه است؟ البته آن ها در یک مقداریش حق دارند این ها می گویند اگر ما به خاطر سب صحابه بگوییم شیعه کافر است وهابی، سب پیغمبر و خدا کرده است خدا را مسخره کرده می گوید خدا یک شاب است شاب یعنی پسر، دختر نیست.
حرف هایی که این ها می زنند مقداری مطابقت با واقع دارد فرض کنید یک نفر از بودائی ها بیاید بگوید خدای من شکل پسر است شکل دختر نیست شما چه به او می گویید؟ همین حرف را وهابی ها می زنند گفتند هر کسی ایمان نیاورد
«فهو معتزلي فهو جهمي»
جهنمی، جهمی و کافر است. این یکسری از فتاوای این ها در مورد نماز خواندن و ارتباط با وهابیت است.
پس دعواهای سنی با سنی بود شیعه با سنی نبود باز از دعواهای سنی با سنی آقای احمد ابن حنبل می گوید نمازِ پشت سر لفظیه جایز نیست در کتب مختلفی نقل کردند آیا نماز خواندن پشت سر کسی که می گوید «لفظي بالقرآن مخلوقٌ» جایز هست یا نه؟ به این ها لفظیه می گفتند نمی خواهیم کامل وارد بحث بشوم اجمالاً عرض می کنیم در باب خلق قرآن کاری به صحت یا غلط بودن نظرشان نداریم داریم نظر را می گوییم بعضی ها می گفتند کلام خدا مخلوق است بعضی ها می گفتند کلام خدا (قرآن) مخلوق نیست.
بعضی ها به جای این که بگویند مخلوق هست یا مخلوق نیست می گفتند «لفظی بالقرآن مخلوقٌ» آن کلماتی که دارم از قرآن می گویم این ها مخلوق هست.
در سیره امام احمد ابن حنبل، جلد 1، صفحه 70 می گوید «قال ابو الفضل» پسر احمد
«من قال لفظي بالقرآن یکلم»
اگر کسی گفت لفظ من به قرآن مخلوق است حق صحبت با او داریم؟
«قال هذا لا یکلم»
گفت نه حتی حق صحبت با او ندارید
«و لا یصلی خلفَه»
پشت سرش هم نباید نماز بخوانید
«وإن صلی رجل اعاد»
و اگر کسی چنین کاری انجام داد باید اعاده بکند.
آقای احمد ابن حنبل فتوای فقهی داد می گوید فتوای کلامی نیست ببینیم چه کسانی اعتقاد لفظیه داشتند؟ آقای محمد ابن اسماعیل بخاری، محمد ابن اسماعیل بخاری که روایت ها را از او می گیرند احمد ابن حنبل گفت پشت سرش نماز بخوانی نمازت باطل است.
می گوید:
«علیک بکتاب مسلم فانه اکثر برکة»
به یکی از علماء ابو البرید گفتم گفت سراغ کتاب مسلم برو
«فان البخارى كان ينسب الى اللفظ»
بخاری جزو لفظیه به حساب می آید. سِیر، جلد 15، صفحه 494
در تذکرة الحفاظ، ذهبی می گوید:
«قال بن الذهبي ومسلم أيضا منسوب إلى اللفظ»
مسلم هم منصوب به لفظ است.
«والمسئلة مشكلة»
تذكرة الحفاظ؛ اسم المؤلف: أبو عبد الله شمس الدين محمد الذهبي الوفاة: 748، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت، الطبعة: الأولى، ج3، ص896
این مسئله از مسائل مشکل است نمی دانیم چه کارش کنیم؟ هم بخاری هم مسلم هم چندین نفر دیگر منسوب به لفظ و جزو لفظیه هستند و احمد ابن حنبل گفته لفظیه کافر هستند حق ندارید پشت سرشان نماز بخوانید.
الان روایت را از او می گیرید اگر الان بخاری این جا بود به فتوای احمد ابن حنبل حق نداشتی پشت سرش نماز بخوانی چه کار می خواستی بکنی؟ آقای بخاری روایتت را خواندم بمیری به تو نماز نمی خوانم در چاله می اندازمت تازه شاید با چوب بیاندازیمت یا رهایت کنیم سگ ها بخورنت پشت سرت نماز نمی خوانیم اما کتابت «أصح الکتب بعد کتاب الله!» چطور ممکن است حرف های که دارید یک مقداری دقت بکنید.
کجا بخاری همچنین حرفی زده؟ در سیر اعلام النبلاء، جلد 12، صفحه 458 آقای ذهبی از او نقل می کند و در کتاب های دیگر. در این کتاب می گوید بخاری بلند شد
«أفعالنا مخلوقة وألفاظنا من أفعالنا»
سير أعلام النبلاء؛ اسم المؤلف: محمد بن أحمد بن عثمان بن قايماز الذهبي أبو عبد الله الوفاة: 748، دار النشر: مؤسسة الرسالة - بيروت - 1413، الطبعة: التاسعة، تحقيق: شعيب الأرناؤوط , محمد نعيم العرقسوسي، ج12، ص458
بخاری گفت تمام کارهای مخلوقه ما مخلوق است و الفاظ ما هم جزو افعال ماست پس الفاظ ما هم مخلوقه می شود. این راجع به فتوای آقای بخاری. بخاری جزو لفظیه به حساب می آید احمد ابن حنبل گفت پشت سر او نباید نماز خواند آقای زَنویسی حنفی – متوفای 382 گفت پشت سر شافعی ها نباید نماز خواند این را قبلاً عرض کردیم. در کتاب بحر الرائق شرح کنز الدقائق، جلد 2، صفحه 49 این را مطرح کرده است.
رافعی قزوینی – متوفای 623 ایشان شافعی است می گوید در جوازِ نماز پشت سر احناف اختلاف است. نووی شافعی – متوفای 676 می گوید پشت سر احناف نماز نخوانی بهتر است. ترطوسی حنفی می گوید پشت سر شافعی ها نباید نماز خواند این را در کتاب تحفة الترک، جلد 1، صفحه 43 مطرح کرده است.
حسینی دمشقی – متوفای 829 که شافعی است می گوید پشت سر احناف و مالکی ها نباید نماز خواند. علمای سلفی معاصر می گویند پشت سر حنفی، پشت سر شافعی و پشت سر مالکی نباید نماز خواند. کجا این حرف را زدند؟ این مطلب را در کتاب إجماع السنة النبویة علی تکفیر المعطلة الجهمیة سلسلة السلفیة لرسائل و الکتب النجدیة در این کتاب:
«مجموع يضم عده رسائل لکل من الشیخ العلامه ابراهیم بن عبداللطیف آل الشیخ، عبدالله بن عبداللطیف آل الشیخ سلیمان بن سحمان الفزعی»
در این کتاب جمع آوری و تحقیق عبد العزیز بن عبد الله الزیر آل احمد، صفحه 10 عبارات مختلفی را مطرح می کند می گوید اطلاع پیدا کردم بر یک تعداد رساله از شیخ سلیمان بن سحمان، شیخ عبد الله بن عبد اللطیف آل الشیخ، شیخ ابراهیم ابن عبد اللطیف آل الشیخ مجموع آن ها تأکید بر کفر جهمیه است. جهمیه که می گوید بعداً توضیحش را می آوریم کل اشاعره و اتباع آن ها را می گوید
«وکفر من شک فیه کفره»
اگر کسی در کفر آن ها هم شک کند کافر است و آن ها گمراه و زندیق هستند.
«وأن الصلاة لا تجوز خلف من لا يكفر الجهمية»
اگر کسی جهمیه را تکفیر نکند نه این که اگر جهمیه باشد نماز پشت سرش جایز نیست، اگر جهمیه را تکفیر نکردی اگر طبق فتوای این ها شما اشعری، ماتریدی را تکفیر نکردی اگر مالکی، شافعی، حنفی که اعتقاد به اشعری و ماتریدی دارند را تکفیر نکردی کافر هستی و پشت سرت نمی شود نماز خواند.
«وأن هذا هو مذهب شیخ محمد بن عبدالوهاب»
مذهب شیخ محمد ابن عبد الوهاب هم همین است و بعد کتابی درست کردند به نام إجماع اهل السنة النبویة علی تکفیر المعطلة الجهمیة جالب است همه شان می گویند ما اهل سنت هستیم بقیه اهل سنت نیستند. راحت، بقیه کافر هستند از کجا فهمیدید مقصودشان چه کسانی است؟ چرا شما می گویید منظور افرادی هستند که اشعری به حساب می آیند؟ در همین کتاب صفحه 162
«بسم الله الرحمن الرحیم ما قول علماء المسلمین وأئمة الموحدين في امامة رجل يقول في الجهمية والقبورية المنكرين لتوحيد الذات والصفات وتوحيد العباداة»
نظر علمای مسلمین و ائمه موحدین در امامتِ کسی که در مورد جهمیه و قبوریه که منکر توحید ذات و صفات و توحید عبادت هستند این ها چه کسانی هستند؟
«كاكثر اهل دبي و ابي ظبي»
مثل اهل دوبی، ابوظبی کسی که می گوید این ها کافر نیستند و می گوید حجت به این ها تمام نشده وقتی از او پرسیدیم
«کَیفَ تُشَبِهنا بِهم»
چرا ما را مثل آن ها می دانی؟
«قال: هُم مِسلمون»
گفت آن ها مسلمان هستند. سال 1325 سوال پرسیدند کسی که اهل دوبی و ابوظبی را کافر نداند حکمش چه است؟
«الحمدلله وحده لا تصح امامه من لا یکفر الجهمیه والقبوریین او یشک فی تکفیرهم»
اگر در تکفیر اهل دوبی و ابوظبی شک داشته باشی کافر هستی و نماز پشت سرت جایز نیست چقدر جالب؟ این ها را گفت بقیه جاها را مطرح نکرد اگر این ها، آن موقع به بقیه جاها دست پیدا می کردند بقیه را هم راحت تکفیر می کردند که کردند سایر فتاوای تکفیری را هم خدمت شما ارائه خواهیم کرد.
علاوه بر این ها محمد بن ابراهیم بن عبد اللطیف آل الشیخ گفت نماز پشت سر اشعری جایز نیست. هیئت افتاء عربستان گفت نماز پشت سر اشعری جایز نیست این فتوا در فتاوای لجنه دائمه، جلد 7، صفحه 36 آمده علاوه بر این سیف سیف الرحمن احمد فتاواهای بریلوی ها در مورد وهابی را گفتیم فتاواهای وهابی در مورد کل سنی ها را گفتیم.
گروه دیگر از اهل سنت، حنفی هستند به این گروه اهل سنتِ حنفی، دیوبند می گویند در ایران هم هستند. البته در بقیه جاها به نسبت کمتر هستند کتابی است به نام نظرة عابرة اعتباریة حول الجماعة التبلیغیة در این کتاب، صفحه 50
«ولکن الوهابیه اخطر طائفه فی الاسلام»
نظر دیوبندهاست کار نداریم الان بعضی از این آقایان دارند لَه لَه می زنند برای این که کاسه لیسی وهابیت بکنند. وهابیت خطرناک ترین طایفه اسلام است نماز پشت سر آن ها جایز نیست مگر این که کسی اعاده بکند جز در حال اضطرار؛ نماز پشت سر وهابی ها مثل أکل مردار است فقط برای مضطر جایز است چقدر جالب!
این در کتاب نظرة عابرة اعتباریة حول الجماعة التبلیغیة، سیف الرحمن احمد نظر علمای دیوبند در مورد وهابیت را مطرح کرده و نظر جماعت تبلیغی ها در مورد علمای وهابی. چه کار کنیم کدامش را قبول کنیم؟ این ها می گویند تکفیر نمی کنیم از آن طرف می گویند پشت سر وهابی نمی شود نماز خواند از این طرف بِدو می روند از آن ها پول بگیرند هر وقت به مشکل بر می خورند به آن ها التماس می کنند.
هر وقت آن ها به مشکل بخورند این ها شروع می کنند سر و صدا کردن به کمک آن ها کدام شان را قبول کنیم؟ کاش دو دوزه بود این جا سه دوزه و چهار دوزه شده هر طرفی این ها دست بگذارند دچار مشکل می شوند. فتاوا یک فتاوایی است که هیچ راه فراری ندارند به راحتی گفت پشت سر وهابی نباید نماز خواند وهابی می گوید پشت سر شما نباید نماز خواند.
جالب است شیعه ای که می گوید مکه رفتی پشت سر سنی نماز بخوان پشت سر وهابی ها نماز بخوانی تکفیری می شوی این های که خودشان می گویند پشت سر همدیگر نماز نخوانید تکفیری نیستند!! یعنی بد حال تر از این افراد کسانی که می گویند شیعه تکفیری هست. خودشان می گویند پشت سر همدیگر نماز نخوانید تکفیری نیستند شیعه می گوید برو پشت سرشان نماز بخوان وحدت اسلامی لازم است می گویند نه شما تکفیری هستید.
(میان برنامه)
استاد ابو القاسمی:
عرض سلام مجدد دارم خدمت شما بینندگان بعد از یک میان برنامه بسیار جذاب، بحث در مورد این بود آیا واقعاً شیعیان تکفیری هستند؟ ببینیم بقیه مذاهب نسبت به همدیگر چه کار کردند؟ گفتیم این ها نماز پشت سر همدیگر را جایز نمی دانند حنفی می گوید نماز پشت سر شافعی جایز نیست. شافعی پشت سر حنفی جایز نیست. وهابی می گوید پشت سر هر دو جایز نیست این ها می گویند پشت سر وهابی جایز نیست.
ببینیم آیا می شود زکات به فقرای وهابی داد؟ در کتاب البریلویة عقائدٌ و تاریخ، صفحه 198
«من اعطی الزکاة لأحد من الوهابيين فلا زكاة له»
به وهابی زکات بدهی زکاتت ارزش ندارد سوال می کنیم آقایان مناطق سنی نشین کسانی که در منطقه شما هستند تصورشان، تصور وهابی یا دیوبند است؟ وهابی یا بریلوی است؟ مشخص است تفکر، تفکر وهابیت است خودتان می دانید سر خودتان نمی توانید شیره بمالید. زکات می گیرند زکات شما باطل حساب می شود باید مجدد زکات بدهید.
تدریس اولاد در نزد وهابی ها حرامٌ حرام و اگر کسی این کار را کند دشمن فرزندانش است خدای متعال فرمود:
(قُوا أَنْفُسَكُمْ وَأَهْلِيكُمْ نَارًا وَقُودُهَا النَّاسُ وَالْحِجَارَةُ عَلَيهَا)
خود و خانواده خويش را از آتشي که هيزم آن انسانها و سنگ هاست نگه داريد
سوره تحریم (66): آیه 6
خودتان و فرزندان تان را از آتش نجات بدهید خودشان می دانند ماها سنی نیستیم ما الحمد لله شیعه هستیم و این فتاواها را نداریم.
مسئله بعدی، مسئله اجبار به دخول در مذهب است این ها می گویند هیچ کس نباید غیر از مذهب ما را قبول داشته باشد خیلی از مذاهب این طور بودند آقای ابن تیمیه در المسوده جلد 1، صفحه 262، آقای غلام خلال کتابی تألیف کرد "الرَّد علی من إنتحلَ غیر مذهب أصحاب الحدیث" رد بر هر کسی که غیر مذهب اهل حدیث را انتخاب بکند باید مذهبش را عوض کند این که سراغ مذهبی غیر از مذهب اهل حدیث بروی مذهبت قبول نیست. سراغ مذهب اهل رأی از حنفیه، شافعی و مالکی بروی قبول نیست فقط باید شما حنبلی باشید.
برای این قضیه کتاب تألیف کردند می گویند شیعیان با شمشیر مردم را شیعه کردند ببینیم اهل سنت با گُل و بلبل مردم را به فتاوای احناف وادار کردند؟ امیر صنعانی در کتابش إرشاد النقاط، جلد 1، صفحه 21 می گوید مردم در آفریقا طرفدار مذهب اهل حدیث بودند
«قد حصل التناحر العجيب بن المذاهب بحيث لم يكن يحب صاحب مذهب أن تبقى المذاهب الأخرى وذلك تحت رعاية الدولة يقول المقريزي وكانت الأفريقية الغالب عليها السنن والآثار إلى أن قدم عبدالله بن فروج أبو محمد الفارسي بمذهب أبي حنيفة ثم غلب أسد بن الفرات بن سنان قاضي أفريقية بمذهب أبي حنيفة ثم أن المعز بن باديس حمل جميع أهل إفريقية على التمسك بمذهب مالك وترك ما عداها من المذاهب فرجع أهل إفريقية وأهل الأندلس كلهم إلى مذهب مالك إلى اليوم رغبة فيما عند السلطان وحرصا على طلب الدنيا فكان القضاء والإفتاء في جميع تلك المدن وسائر القرى لا يكون إلا لمن تسمى بالفقه على مذهب مالك فاضطرت العامة إلى أحكامهم وفتاواهم ففشا هذا المذهب هناك فشوا طبق تلك الأقطار كما فشا مذهب أبي حنيفة ببلاد المشرق»
إرشاد النقاد إلى تيسير الاجتهاد؛ اسم المؤلف: محمد بن إسماعيل الصنعاني الوفاة: 1182، دار النشر: الدار السلفية - الكويت - 1405، الطبعة: الأولى، تحقيق: صلاح الدين مقبول أحمد، ج1، ص21
«قد حصل التناحر العجيب بن المذاهب»، بین مذاهب درگیری های خونینی رخ داد به صورتی که صاحب مذهب دوست نداشت بقیه مذاهب را باقی بگذارد این در زمان دولت مقریزی در آفریقا اغلب آن ها سنی و طرفدار آثار بودند یعنی اهل حدیث بودند. تا این که عبد الله ابن فردوست، ابو محمد فارِسی مذهب ابو حنیفه را آورد بعد اسد ابن فرات ابن سنان قاضی آفریقا مذهب ابو حنیفه را در آن جا رایج کرد.
بعد از آن مُعز ابن بادیس آمد همه اهل آفریقا را وادار کرد مذهب مالک را داشته باشند و بقیه مذاهب را ترک کنند.
«فرجع أهل إفريقية وأهل الأندلس كلهم إلى مذهب مالك إلى اليوم رغبة فيما عند السلطان» برای چه همه مالکی شدند؟ چون سلطان، مالکی بود. «وحرصا على طلب الدنيا» به خاطر دنیا مالکی شدند قضاوت و فتوا در همه آن شهرها و سایر قراء فقط برای کسی بود که مالکی باشد به همین دلیل مردم مجبور شدند این مذهب را پخش کنند.
«ففشا هذا المذهب هناك فشوا طبق تلك الأقطار كما فشا مذهب أبي حنيفة ببلاد المشرق»، حنفی ها فکر نکنند خیلی گُل و بلبل بودند نه حنفی ها هم در مشرق همین کار را کردند.
ما حالا تکفیری هستیم یا مذاهبی که در شرق و غرب عالم با شمشیر پخش شدند؟ اصلاً رویشان می شود بگویند تشیع با شمشیر پخش شده؟ تبلیغ می خواهیم بکنیم می گویند تبلیغ نکن پس چه کار کنیم؟ مثل شما با شمشیر مذاهب مان را پخش کنیم؟ با شمشیر مردم را شیعه بکنیم؟
حنفی ها با شمشیر مردم را حنفی کردند مالکی ها هم با شمشیر مردم را مالکی کردند شیعه همچنین حرفی نزد سنی نقل کرده است. پس این که ما خیلی از این مسائل اطلاع نداریم دلیل نشود که شما سوء استفاده کنید و شیعه را به عنوان یک مذهب تکفیریِ تندرو معرفی کنید.
نمونه دیگر در أرکانُ فی التاریخ، جلد 8، صفحه 89 می گوید مُعز اولین کسی بود که مردم او را به مذهب وادار کرد و حال آن که اغلب در آن جا مذهب شان حنفی بود.
یا در جای دیگر یعقوب ابن منصور ظاهر در حوالی 595 قمری مالکی ها را مجبور به دخول در مذهب ظاهری کرده شافعی ها در سال 728 مردم را اجبار به دخول در مذهب شافعی کردند.
جلسه قبل عرض کردیم گفتند هر کسی اعتقاد ابن تیمیه را داشته باشد کافر است خون و مالش حلال است و بخصوص حنابله که باید شافعی بشوند. این مطلب را جلسه قبل از کتاب الدرر الکاملة ابن حجر، جلد 1، صفحه 171 مطرح کردیم.
نمونه دیگر برای عزیزان مطرح کنم سال 506 محمد ابن موسی ابن عبد الله بلاشاقونی حنفی کل شافعی ها را تکفیر کرد. ابو حامد طوسی شافعی – متوفای 567 یا 568 گفت از حنبلی ها جزیه بگیرید علی ابن مهدی ابن محمد رعینی حنفی – متوفای 533 گفت مناطق کل غیر حنفی ها بِلاد حرب است یعنی چه؟ یعنی می شود حمله کرد جان، مال، ناموس و هر چه دارند حلال فقط حنفی باید بشوند اگر نشوند همه چیزشان حلال می شود.
حَمد بن علی بن عتیق از علمای سلفی می گوید چون مکه در اختیار شافعی هاست بِلاد کفر است. مکه بلاد کفر است! این مطلب را در کتاب الدرر السنیة فی الأجوبة النجدیة، جلد 9، صفحه 259 مطرح کرده است.
«وقال ايضا رحمه الله لمن ناظره في أهل مكة»
مناظره ای شد اهل مکه را به شعب کشاند عنوانش را ببینیم
«جرت المذاكرة في كون مكة بلد كفر، أم بلد إسلام»
بحث کنیم ببینیم مکه بَلد کفر یا بلد اسلام است؟ بعد می گوید اسلام این است که شما همه قوانین را مراعات بکنید شرک در آن جا نباشد اما اگر شرک باشد به کعبه توسل کنند به مقام و حطيم توسل کنند از انبیاء و صالحین درخواست بکنند و چه طبیعتاً آن جا مشرک می شود.
«فلا يشك من له أدنى علم: أن هذه البلاد، محكوم عليها بأنها بلاد كفر، وشرك; لا سيما إذا كانوا معادين لأهل التوحيد»
اندکی علم داشته باشی می دانی این بلاد «محكوم عليها بأنها بلاد كفر، وشرك»، این بلاد، بلاد کفر و شرک می شود. تعجب می کنیم چرا شما راجع به مکه استثناء می کنید مکه هم همین طور است بعد نمونه های مختلف مطرح می کند در انتها می گوید:
«وَ جِماع الأمر»
اگر منطقه ای دعای غیر الله بود باید کافر بشوند
«مِن أهل مکة أو غیرٍ»
الكتاب : الدرر السنية في الكتب النجدية؛ المؤلف: علماء نجد الأعلام من عصر الشيخ محمد بن عبد الوهاب إلى عصرنا هذا، المحقق: عبد الرحمن بن محمد بن قاسم، ج12، ص265
چه مکه باشند چه غیر مکه برای مان فرقی نمی کند. تازه بدتر از این خبر دارید اهل مکه به ما وهابی ها فحش هم می دهند و می گویند طرز فکر وهابیت اشتباه است و ما را خوارج می دانند؟ اگر فقط دعای غیر الله بود شاید می بخشیدیم شان حالا که به ما وهابی ها فحش دادند ما وهابی ها را خوارج و کفار هم دانستند دیگر نمی شود به آن ها رحم کرد حتماً مکه بلاد کفر می شود.
این برخورد آقایان وهابی با اهل مکه که اشعری بودند سلیمان ابن سحمان اهل دوبی و ابوظبی را تکفیر کرده بود. سراغ یک مسئله فقهی دیگر برویم آیا می شود میتِ غیر مذهب خودت را تلقین بکنی؟ البته کار نداریم وهابی ها تلقین نمی کنند قدیم ها تلقین می کردند همه اهل سنت تلقین داشتند.
در كتاب ذيل طبقات الحنابلة راجع به یکی از علمای شان صحبت می کند می گوید:
«وحضره أصحاب الشافعي - على طبقاتهم وجموعهم - في فورة أيام القشيري وقوتهم بنظام الملك حضر، فلما بلغ الأمر إلى تلقين الحفار قال له: تنحّ حتى ألقنه أنا، فهذا كان على مذهبنا، ثم قال: يا عبد الله وابن أمته، إذا نزل عليك ملكان فظّان غليظان، فلا تجزع ولا تُرَعْ، فإذا سألاك فقل: رضيتُ بالله رباً، وبالإسلام ديناً لا أشعري ولا معتزلي بل حَنبلي سُنِّي. فلم يتجاسر أحد أن يتكلم بكلمة ولو تكلم أحد لفَضَخ رأسَه أهلُ باب البصرة، فإنهم كانوا حوله قد لَقّن أولادهم القراَن والفقه، وكان في شوكة ومنعَة، غير معتمد عليهم، لأنه أمة في نفسه.»
ذيل طبقات الحنابلة؛ اسم المؤلف: عبد الرحمن بن أحمد بن رجب الحنبلي (المتوفى: 795هـ) الوفاة: 795، دار النشر:، ج1، ص15
طرف حنبلی بود اصحاب شافعی در زمان قشیری جمع شدند کسی را می خواستند دفن کنند «فلما بلغ الأمر إلى تلقين الحفار» موقع تلقین که رسید «قال له: تنحّ حتى ألقنه أنا» برو کنار من می خواهم تلقینش کنم «فهذا كان على مذهبنا» این حنبلی بود شافعی نبود شافعی ها حق ندارند تلقین بخوانند بعد گفت: «ثم قال: يا عبد الله وابن أمته» ای بنده خدا اگر دو مَلک با چهره خشن پیش تو آمدند، نترسی از تو پرسیدند بگو »«رضيتُ بالله رباً، وبالإسلام ديناً لا أشعري ولا معتزلي» من اشعری و معتزلی نیستم «بل حَنبلي سُنِّي» من سنی هستم، هیچ کس هم جرأت نکرد حرف بزند و اگر حرف می زد اهل باب بصره که حنبلی بودند سرش را می شکستند.
این مدل تلقین آقایان اهل سنت است می گویند اگر یک حنبلی بمیرد حنفی، شافعی و مالکی حق ندارد تلقینش کند فقط حنبلی حق دارد تلقینش کند بقیه کافر هستند اشعری و معتزلی را کار ندارم فقط حنبلیِ سنی حق دارد تلقین بخواند!
الان بدبخت های بیچاره حنبلی ها فشار آوردند بقیه هم دست از تلقین برداشتند میت شان در قبر چه می خواهد جواب بدهد، خدا می داند اما چیزهایی که بین اهل سنت، سنت بود این ها گفتند خیر نمی شود. میت را نمی شود در قبر تلقین کرد.
بحث ازدواج چه؟ در باب ازدواج متعدد دارند آقای فضلی کماری بخاری – متوفای 381 حنفی است می گوید با شافعی نباید ازدواج کرد در جلسات اول عرض کردیم .... می گوید ازدواج حنفی با دختر شافعی جایز هست اما ازدواج شافعی با دختر حنفی جایز نیست. مروی نام حنفی می گوید نخیر اصلاً نه با دختر و نه با پسر شافعی می شود ازدواج کرد. برهان الدین بقائی شافعی می گوید مرد ما می شود با زن حنفی ازدواج کند اما زن شافعی نمی تواند با مرد حنفی ازواج کند مردهای حنفی کافر هستند زن هایشان جزو اهل کتاب ازدواج با ایشان را جایز می دانیم. قاسم ابن قَتل البغاء فتوای ... را در تکفیر شافعی و حرمت ازدواج مطلق با آن ها تأیید می کند.
بریلوی ها فتاوای شان را خواندیم در حرمت ازدواج با وهابیت این ها هم یکسری فتاوای فقهی که چقدر بین مذاهب گُل و بلبل است خودتان می دانید همه شان الحمد لله یک فرقه هستند همه با هم اهل سنت و جماعت هستند همه بهشت می رود فقط شیعه بهشت نمی رود. در بهشت رفتند می خواهند دوباره همدیگر را تکفیر کنند این فتاوا چه هست در مورد همدیگر دادید؟ در بهشت این آقای حنفی با شافعی می خواهد ازدواج کند می گوید نخیر تو شافعی هستی کافر بودی آن شافعی می خواهد با این حنفی ازدواج کند می گوید نخیر تو کافر هستی با تو ازدواج نمی کنم. فتاوایی که این ها دارند فتاوایی هست اصلاً مشخص نیست از کجا آوردند؟
فتوای دیگر بحث لعن می گویند لعن مسلمان جایز نیست اهل سنت فتوا دارند البته شیعه می گوید لعن فاسق جایز است لعن غیر فاسق جایز نیست لعن مؤمن جایز نیست لعن غیر مؤمن جایز است. اما اهل سنت می گویند لعن مسلمان مطلقا جایز نیست فقط فهرست وار عرض کنم چون این بحث ها خیلی طول کشید.
ابو الحسن اشعری توسط عبد الله ابن محمد انصاری حنبلی تکفیر و لعن شده در کتاب طبقات الشافعیة الکبریٰ، جلد 4، صفحه 273 می گوید:
«قلت والأشاعرة يرمونه بالتشبيه ويقولون إنه كان يلعن شيخ السنة أبا الحسن الأشعري وأنا لا أعتقد فيه أنه يعتقد الاتحاد وإنما أعتقد أنه يعتقد التشبيه وأنه ينال من الأشاعرة وأن ذلك بجهله بعلم الكلام وبعقيدة الأشعرية فقد رأيت أقواما أتوا من ذلك وكان شديد التعصب للفرق الحنبلية بحيث كان ينشد على المنبر على ما حكى عنه تلميذه محمد بن طاهر أنا حنبلي ما حييت وإن أمت * فوصيتي للناس أن يتحنبلوا»
طبقات الشافعية الكبرى؛ اسم المؤلف: تاج الدين بن علي بن عبد الكافي السبكي الوفاة: 771هـ، دار النشر: هجر للطباعة والنشر والتوزيع - 1413هـ، الطبعة: ط2، تحقيق: د. محمود محمد الطناحي د.عبد الفتاح محمد الحلو، ج4، ص273
اشاعره به حنبلی ها می گویند مشبهه بود برای خدا دست و پا قائل بودند همین که الان هستند. «ويقولون إنه كان يلعن شيخ السنة» می گویند ابو الحسن اشعری را لعنت می کرد، اما من اعتقاد دارم که تشبیه را قبول داشت و به اشاعره هم فحش می داد. اما من راجع به شیخ السنة جرأت نمی کنم بگویم او فحش می داد بعد هم می گفت: أنا حنبلي ما حييت وإن أمت * فوصيتي للناس أن يتحنبلوا» تا زنده ام حنبلی هستم اگر بمیرم به مردم وصیت می کنم مردم همه حنبلی بشوند این هم یک نمونه.
نمونه های دیگر یکی از آقایان وهابی در کتابش "عداء الماتريدية للعقيدة السلفية" فحش های بسیار بد و رکیک نسبت به بزرگان فرقه فَنجِفیلی یا پنجپیلی به فارسی پنجپیلی می گویند. در این کتاب، جلد 1، صفحه 147
«قال اکذب مولفی الفنجریه * طعنا فی ابی عمر مدیر الجامعه الاثریه»
آی فنجفیلی کذاب:
«المجرم، اللئیم البهات المرتاب الفاجر الماکر الفاسق الفحاش عدیم الحیاء المارق»
دوباره می گوید:
«هذا الفاسق المارق الخارق الناعق * السارق الناعق المفارق الزاهق»
بعد می گوید:
«فقال هذا الخائن المائن المفتون الفاتن والمابون البائن»
هر چه فحش در دنیا بلد بود با قافیه در مورد فنجفیلی حنفی مطرح کرد بعد می گوید
«وانما قلت فیه ما قلت لانی لم ار فنجفیریا اکثر کذبا»
این ها را گفتم از او دروغگوتر ندیدم خیلی دروغگوست چون دروغ گفت باید فحش ناموسی هر چه می توانم به او بدهم چون آدم بدی بود. این ها را کافر می دانند به همین سادگی می گوید چون این آدم را دروغگو می دانم هر چه فحش بلدم باید به او بدهم کتاب "عداء الماتريدية للعقيدة السلفية" شمس سلفی افغانی، جلد 1، مکتبة الصدیق طائف در عربستان چاپ کردند.
تازه این آدم فوق لیسانسش است در رساله فوق لیسانسش این طوری فحاشی می کند مؤسسه دانشگاهِ اهل حدیث در پیشاور، رساله علمیش، کسی که خودش مؤسس یک دانشگاه هست این قدر راحت به بقیه سنی ها فحش می دهد آن هم چه فحش هایی!
یا بعضی از سلفی ها، ابو حنیفه را لعنت کردند رَبیع ابن هادی المدخلی یک گروهی هستند به آن ها حدادیّه می گویند. می گوید از خصوصیات آن ها لعن فرد معین هست حتی بعضی از آن ها به اسم ابو حنیفه را لعنت کردند چون لعن معین را بعضی هایشان می گویند جایز نیست بعضی هایشان می گویند جایز است. این مطلب در کتاب ممیزاتُ الحدادیة، جلد 5، صفحه 5 ربیع ابن هادی المدخلی آورد.
مسئله بعدی عبد الله ابن محمد انصاری هروی می گوید ذبیحه اشاعره حلال نیست بخصوص شافعی ها، حنبلی می گفت اگر شافعی گوسفندی سر برید ذبیحه اش حلال نیست بریلوی ها می گفتند ذبیحه وهابی جایز نیست.
فتوای ارث بردن چه؟ عبد القاهر ابن طاهر بغدادی می گوید سنی، جَهمی که همان اشعری می شوند معتزلی، قَدری، مشبهه و بقیه فرقه ها از همدیگر نباید ارث ببرند. بین سنی که اهل حدیث باشد و بقیه مذاهب توارث هم نیست.
مورد دیگر در سال 716 احناف تلاش بسیار زیادی برای بستن مساجد شافعی ها داشتند چقدر زیباست! تصور کنید یک روزی از خانه بیرون رفتید می خواهید مسجد بروید نماز بخوانید یک مرتبه می بینید درِ مسجد را گِل گرفتند چه کسی گِل گرفت؟ فلان مذهب از کار شما راضی نیستند لذا آمدند درِ مسجد شما را گِل گرفتند کتاب التعیین فی شرح الأربعین
«وحتى بلغنا أن بعض بلاد ما وراء النهر من بلاد الحنفية، كان فيه مسجد واحد للشافعية وكان والي البلد يخرج كل يوم لصلاة الصبح فيرى ذلك المسجد فيقول: أما آن لهذه الكنيسة أن تغلق؟ فلم يزل كذلك، حتى أصبح يوما وقد سد باب ذلك المسجد بالطين واللبن فأعجب الوالي ذلك.»
شافعی ها یک مسجد داشتند والی مسجد هر روز می رفت این مسجد را می دید گفت وقتش نشده این کلیسا یا این کنیسه یهودی ها را ببندند؟ «فَلم یَزل کذلک» مدام هر روز این حرف ها را می زد یک روز آمد دید درِ آن جا را گِل گرفتند «فأعجب الوالي ذلك»، خیلی خوشش آمد توفیق سرسری در التعیین فی شرح الأربعین، جلد 1، صفحه 260 این را مطرح کرده است.
حنبلی ها می گویند شافعی ها به مدل شافعی ها حقِ اذان گفتن نداشتند در کتاب الکامل فی التاریخ، جلد 8، صفحه 325 ابن اثیر در درگیری هایی که بین مذاهب رخ داد می گوید:
«في هذه السنة وقعت الفتنة بين الفقهاء الشافعية والحنابلة ببغداد ومقدم الحنابلة أبو علي بن الفراء وابن التميمي وتبعهم من العامة الجم الغفير وأنكروا الجهر ببسم الله الرحمن الرحيم ومنعوا من الترجيع في الأذان والقنوت في الفجر ووصلوا إلى ديوان الخليفة ولم ينفصل حال وأتى الحنابلة إلى مسجد بباب الشعير فنهوا إمامه عن الجهر بالبسملة فأخرج مصحفا وقال أزيلوها من المصحف حتى لا أتلوها»
الكامل في التاريخ؛ اسم المؤلف: أبو الحسن علي بن أبي الكرم محمد بن محمد بن عبد الكريم الشيباني الوفاة: 630هـ، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت - 1415هـ، الطبعة: ط2 ، تحقيق : عبد الله القاضي، ج8، ص325
بین فقهای شافعی و حنبلی در بغداد درگیری شد رهبر حنابله ابو علی ابن فراء و ابن تمیمی بود و گروهی از عامه پشت سرشان بودند. گفتند آقایان شافعی شما بسم الله را بلند می گویید دیگر حق ندارید این کار را کنید اذان را با ترجیع می گویید حق ندارید با ترجیع بگویید. در نماز فجر قنوت می گویید حق ندارید.
«وأتى الحنابلة إلى مسجد بباب الشعير فنهوا إمامه عن الجهر بالبسملة» دم مسجدی در باب الشعیر آمدند به امامش گفتند حق نداری بسم الله را بلند بگویی یک قرآن آورد گفت بسم الله را از قرآن پاک کنید تا نخوانم بسم الله در قرآن آمده چرا نخوانم؟ چیزی که در قرآن هست نخوانم؟ شافعی ها بسم الله را بلند می گفتند می گوید نه شما حق ندارید حتی بسم الله را بلند بگویید.
این بلاها را خودشان سر خودشان آوردند این دوران ها را داشتند و هنوز هم دارند مگر الان درگیری بین اخوانی و وهابی ها چه است؟ درگیری های فقهی است اگر رنگ و بوی سیاسی به آن ندهند همین دعواها بود دعوای بین وهابیت و عثمانی ها سر چه بود؟ سر همین چیزها بود. همه به بهانه های مختلفی فقهی با همدیگر می جنگیدند.
عرض خواهیم پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود علی را کنار بگذارید همین جنگ ها بین شما رخ خواهد داد. حضرت علی را کنار گذاشتند این طور شد.
موفق الدین ابو نحمد عبد الله ابن احمد ابن قدامة – متوفای 620 جواب سلام شافعی ها را نمی داد می گفت این ها کافر هستند. احمد ابن حنبل می گفت با لفظیه، فرقه ای که طرفدار بخاری باشند نباشد نشست.
محمد ابن جریر طبری مؤلف مشهور صاحب تاریخ و تفسیر حنبلی ها گفتند حق ندارید با او مجالست داشته باشید به خاطر دعواهایی که بین خودشان بود. در کتاب های مختلفی راجع به این قضیه صحبت کردند از جمله در الکامل فی التاریخ، جلد 7، صفحه 9 در شرح حال آقای طبری می گوید:
الكامل في التاريخ؛ اسم المؤلف: أبو الحسن علي بن أبي الكرم محمد بن محمد بن عبد الكريم الشيباني الوفاة: 630هـ، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت - 1415هـ، الطبعة: ط2 ، تحقيق : عبد الله القاضي، ج7، ص9
«وكانت الحنابله تمنع من الدخول عليه»، حنابله اصلاً نمی گذاشتند کسی پیشش برود. «ولقد ظلمته الحنابلة»، حنابله خیلی به او ظلم کردند چرا؟ سر دعواهای فقهی چون این آقا می گفت من، احمد ابن حنبل را فقیه نمی دانم فقیه نبود محدث بود. این ها بخشی از دعواها است اگر بخواهیم بگوییم مثنوی هفتاد مَن کاغذ خواهد شد ان شاء الله باقی آن برای جلسات آینده باشد
«والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته»