-
محراب اشک
1:11:39 دقیقه
آیا امام سجاد علیه السلام با یزید بیعت کردند؟ 30 تیر 1404 -
محراب خون
1:11:18 دقیقه
شرح فضائل امام سجاد علیهالسلام: از عبادت و سجده تا جود و دستگیری نیازمندان 29 تیر 1404 -
محراب اشک - جایگاه امام سجاد علیه السلام از منظر امام حسین علیه السلام 9 مرداد 1403
55:08 دقیقه -
محراب اشک - ویژه برنامه شهادت امام سجاد علیه السلام 21 مرداد 1402
52:38 دقیقه -
محراب اشک - ویژه برنامه شهادت امام سجاد علیه السلام 31 مرداد 1401
1:28:14 دقیقه
امام سجاد علیهالسلام؛ از عاشورا تا مناجات آیت الله حسینی قزوینی
ویژه برنامه محراب اشک با کارشناسی آیت الله حسینی قزوینی و اجرای آقای سید محمد صفائی
دیگر قسمت ها
ویژه برنامه: محراب اشک 18 04 1405 (قسمت 15)
عنوان: امام سجاد علیهالسلام، از عاشورا تا مناجات
استاد: حضرت آیت الله حسینی قزوینی
مجری: آقای سید محمد صفایی
کلیدواژها:
امام سجاد(سلام الله علیه)؛ امامان معصوم(سلام الله علیهم اجمعین)؛ حضرت فاطمه الزهرا(سلام الله علیها)؛ امام حسین(سلام الله علیه)؛ حضرت زینب(سلام الله علیها)؛ دشمنان اهل بیت(سلام الله علیهم اجمعین)؛ غصب خلافت؛ امام صادق(سلام الله علیه)؛ سیر اعلام النبلاء؛ مناجات توبهکنندگان؛ مناجات شاکین؛ مناجات خائفین؛ مناجات راجین (امیدواران)؛ مناجات راغبین؛ مناجات شاکرین؛ مناجات عارفین؛ مناجات خمس عشر!
فهرست عناوین بحث:
1- طلیعه برنامه عرض ارادت به خانم حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)؛
2- زمان امامت حضرت سجاد(سلام الله علیه) سختترین دوران بر اهل بیت بود؛
3- تعابیر ذهبی و بزرگان اهل سنت در مورد امام سجاد(سلام الله علیه)؛
4- تعابیر بزرگان اهل سنت در مورد امامان خودشان؛
5- مناجات خمسه عشر امام سجاد(سلام الله علیه)؛
6- شرح و توضیح فراز مناجات تائبین؛
7- لباس انسان دو ویژگی دارد؛
8- حضرت امام و رهبر شهید (رضوان الله تعالی علیهما) همیشه سر و صورتشان تمیز، مرتب و منظم بودند؛
9- تمیزی، مرتب و منظم بودن سر و صورت نشانه شخصیت انسان است؛
10- پیام این فراز از مناجات امام سجاد(سلام الله علیه) «وَجَلَّلَنِي التَّبَاعُدُ ...» برای انسانهای عصر حاضر!
مجری:
بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ وَبِهِ نَسْتَعين اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِه مُحَمَّد وَ عَجِّلْ فَرَجَهُم وَاحْشُرْنَا مَعَهُمْ والْعَنْ اَعْدائَهُمْ اَلسَّلاَمُ عَلَيکَ یَا أبَاالحَسَنْ یَا عَلي یَبنَ الحُسَینْ یَا زَیْنَ العَابِدینْ، سَلامٌ عَلَيْكُمْ بِما صَبَرْتُمْ فَنِعْمَ عُقْبَى الدَّار
بینندگان عزیز و ارجمند خالصانه ترین درودها، تحیت ها و سلام ها را روانه می کنیم به محضر مقدس مولای مان حضرت بقیة الله الاعظم (ارواحنا فداه) و عرض تسلیت داریم به محضر آن بزرگوار و همچنین خدمت شما عزیزان و همراهان گرامی، امشب را که شب بیست و پنجم ماه محرم الحرام هست و بنا به روایتی شب شهادت حضرت زین العبادین سید الساجدین چهارمین پیشوای مؤمنین و شیعیان هست.
ان شاء الله که به زودیِ زود زیارت آن امام همام در مدینه منوره روزی و نصیب همه دلدادگان و عاشقان بشود و ان شاء الله که از محضر امام سجاد (علیه السلام) کسب معرفت کنیم.
این نکته را هم یاد آور بشوم مراسم تدفین قائد عظیم الشأن امت، شهید آیت الله العظمی سید علی حسینی خامنه ای در حال برگزاری هست اگر این مراسم انجام شد ان شاء الله نماز لیلة الدفن فراموش نشود.
به رسم پنجشنبه شبها، در خدمت استاد گرانقدر و معظم آیت الله دکتر حسینی قزوینی با ویژه برنامه «محراب اشک» از شبکه جهانی حضرت ولی عصر (عج الله تعالی فرجه الشریف) هستیم، ان شاء الله امشب برنامه به دلیل تقارن با شب شهادت امام سجاد (علیه السلام) به وجود نازنین امام زین العابدین (علیه السلام) اختصاص دارد. حضرت استاد سلام علیکم عرض تسلیت و تعزیت دارم.
حضرت آیت الله حسینی قزوینی:
سلام علیکم و رحمة الله و برکاته
السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا بَقِيَّةَ اللَّهِ فِي أَرْضِه، السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا مِيثَاقَ اللَّهِ الَّذِي أَخَذَهُ وَ وَكَّدَهُ- ِ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا حُجَّةَ اللَّهِ وَ دَلِيلَ إِرَادَتِه، السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا وَعْدَ اللَّهِ الَّذِي ضَمِنَه، السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا صَاحِبَ الْمَرْأَى وَ الْمَسْمَع فَمَا شَيْءٌ مِنَّا إِلَّا وَ أَنْتُمْ لَهُ السَّبَبُ وَ إِلَيْهِ السَّبِيل.
خدمت بینندگان عزیز و گرامی خالصانه ترین سلامم را تقدیم می کنم موفقیت روز افزون برای همه گرامیان از خدای منان خواهانم.
شهادت مظلومانه زین العابدین سید الساجدین علی ابن الحسین (سلام الله علیهما) را به پیشگاه مقدس مولای مان بقیة الله الاعظم (ارواحنا لتراب مقدمه الفداء) و همه علاقمندان به اهل بیت عصمت و طهارت و شما بینندگان گرامی تسلیت و تعزیت عرض می کنم.
خدا را سوگند می دهیم به مظلومیت امام سجاد، به ناله های جانسوز سی و پنج ساله حضرت پاداش ما را فرج موفور السرور مولای مان ولی عصر قرار بدهد ما را از یاران خاص، سربازان فداکار، شهدای رکابش ان شاء الله قرار بدهد!
ü طلیعه برنامه عرض ارادت به خانم حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)؛
طبق برنامه همیشگی مان یادی از صدیقه طاهره (سلام الله علیها) می کنیم باشد که آن بی بی دو عالم گوشه چشمی به ما و بینندگان عزیز ما و ملت ما داشته باشد.
بی بی سلام با غم حیدر چه می کنی * با گریه های هجر پیمبر چه می کنی
بی بی سلام راهی بستر شدی چرا * بی بی سلام این همه لاغر شدی چرا
حتی «ذهبی» از علمای بزرگ اهل سنت دارد صدیقه طاهره آخرهای عمرش به قدری در اثر غصه، غم و گریه پوست و استخوان شده بود!
بی بی سلام این همه لاغر شدی چرا
چیزی نمانده است دگر از وجود تو * رنگی نمانده است به روی کبود تو
پهلو شکسته درد تو را آب کرده است * خیلی تو را شکسته و بی خواب کرده است
بی بی سلام با غم زینب چه می کنی * با غصه سه تا کفن امشب چه می کنی
انگار سوز تو آه در شور و شین شد * ذکر لبان خشک تو نام حسین شد
تو می روی ولی پسرت بی کفن شود * در قتلگاه کشته صد پاره تن شود
پس با زبان پر گله زینب در آن میان * رو بر مدینه کرده و وا می کند زبان
این کشته فتاده به هامون حسین توست * وین صید دست و پا زده در خون حسین توست
(وَسَيعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَي مُنْقَلَبٍ ينْقَلِبُونَ)
مجری:
طیب الله انفاسکم «صلی الله علیک یا ابا عبد الله» شب جمعه و شب زیارتی حضرت ابا عبد الله الحسین (علیه السلام) هست و امشبی را انبیاء، اولیاء و ائمه اطهار زائر آن حضرت هستند در رأس همه این زوار مادرشان صدیقه طاهره (سلام الله علیها) هست ان شاء الله ما هم از راه دور سلام های خودمان را محضر ارباب بی کفن حضرت ابا عبد الله الحسین روانه و نثار خواهیم کرد.
حضرت استاد با توجه به شب شهادت ابتدا مقدمه ای را بفرمایید بنده ان شاء الله بعد از آن سوالی دارم. به عباراتی در مورد «ذهبی» اشاراتی فرمودید ان شاء الله سوالاتی را در همین موضوع خواهم داشت.
ü زمان امامت حضرت سجاد(سلام الله علیه) سختترین دوران بر اهل بیت بود.
حضرت آیت الله حسینی قزوینی:
أَعُوذُ بِاللَّهِ الشَّيْطَانِ الرَّجِيم، بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ وَبِهِ نَسْتَعين وَهُوَ خَيرُ نَاصِرٍ وَ مُعِينْ الْحَمْدُلِلَّه وَ الصَّلَاةِ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ وَعلَیٰ آلِهِ آل الله لَا سِيَّمَا علَیٰ مَوْلانَا بَقِيَّةَ اللَّه وَ الّلعنُ الدّائمُ علَیٰ أَعْدائِهِمْ أعداءَ الله إلىٰ يَوم لِقَاءَ اللّه، وَأُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ، حَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَكِيلُ، نِعْمَ الْمَوْلَى وَنِعْمَ النَّصِيرُ
در میان ائمه (سلام الله علیهم اجمعین) دوران امام سجاد از سخت ترین، پر دردترین، با غصه ترین و با فشارترین دوران بر اهل بیت عصمت و طهارت بود. گرچه قضیه امام حسین «لَا يَوْمَ كَيَوْمِكَ يَا أَبَا عَبْدِ اللَّه»، برای امام حسین قضیه، یک روز بود گرچه آن روز به تعبیر امام مجتبی «لَا يَوْمَ كَيَوْمِكَ يَا أَبَا عَبْدِ اللَّه»
ولی امام سجاد (سلام الله علیه) بعد از حادثه «کربلاء» سی و پنج سال هر روزش عاشوراء بود، آن جنایاتی که بعد از حادثه «کربلاء» انجام شد، حضرت اولاً چهار سال معاصر یزید ابن معاویه (علیه لعنة و العذاب) از سال 60 تا 64 بود.
یک سال با معاویه ابن یزید و چند روز «مروان حکم» که در حقیقت پست ترین انسان در «بنی امیه» که عداوت و دشمنی او با رسول الله برای همگان روشن است. از سال 64 تا 65، «عبد الملک مروان» از 65 تا 86، «ولید ابن عبد الملک» به دستور هم امام سجاد به شهادت رسید از سال 86 تا 96
قضیه عاشوراء یکی از سخت ترین دوران امام سجاد بود تمام آن وقایع را جلوی چشمش می دید. مخصوصاً لحظه ای که وارد گودی قتلگاه شدند در روایت دارد نزدیک بود روح از بدن مطهرش جدا شود. زینب کبری (سلام الله علیها) آن عالم غیر مُعلَمه که دارای ولایت تکوین بود از ولایتش برای نجات جان امام سجاد (سلام الله علیه) استفاده کرد.
همان طوری که صدیقه طاهره هم از ولایت تکوینیش برای نجات امیر المؤمنین استفاده کرد، از دست یک عده ای که تصمیم داشتند امیر المؤمنین را اگر بیعت نکند به قتل برساند.
یکی از سخت ترین دوران امام سجاد معاصر با «عبد الملک مروان» که فرد شرور، بی حیاء و خونریز به نام حجاج ابن یوسف ثقفی که سال 94 به درک واصل شد خدا بر او و بر همه دوستانش لعنت کند، می گوید در عراق صد و بیست هزار مسلمان را کشت که غالب این ها شیعه بودند.
بنا به نقل «ابن حجر» زندان های مختلطی از مرد و زن داشت همه نیمه عریان بودند. پنجاه هزار مرد و سی هزار زن «مسعودی» در «مروج الذهب»، جلد 3، صفحه 175 آورده است.
«عبد الملک مروان» رسماً اعلام کرد مقام من از پیامبر بالاتر است پیامبر رسول الله و پیام آور بود ما خلیفه و جانشین او هستیم، خلیفه خدا (نستجیر بالله) بالاتر از نامه رسان خدا هست.
امام سجاد (سلام الله علیه) منبر، سخنرانی و نماز جماعتی در اختیارش نبود با اسلحه دعا در رابطه با تثبیت امامت ائمه (علیهم السلام) مطالب زیادی دارد.
ان شاء الله خدا اگر توفیق مان بدهد چند جلسه ای امامت در «صحیفه سجادیه» بحث کنیم که جایش خالی است کم بحث شده یا بگوییم خوب بحث نشده است. ما تصور می کنیم که «صحیفه سجادیه» فقط دعا هست «اللهم اغفر لی، اللهم، اللهم» در «صحیفه سجادیه» می بینیم فرازهای عجیبی در رابطه با امامت ائمه (علیهم السلام) دارد.
«صحیفه سجادیه» در بعضی از چاپ ها 50 بعضی از چاپ ها 48 و بعضی از چاپ ها هم 148 است هر کدام صحیفه را جمع کردند، مخصوصاً آقای «سید محمد باقر ابطحی (رضوان الله تعالی علیه)» یک «صحیفه سجادیه کامله» دارد که شاید هفت، هشت برابر این صحیفه موجود است. خیلی تلاش کرده و زحمت کشیده کل ادعیه حضرت را آورد.
ایشان در 148، صفحه 238 یا 48 یا 50 سه آدرس دادم دوستان بتوانند مراجعه کنند مثلاً
«اللَّهُمَّ إِنَّ هَذَا الْمَقَامَ لِخُلَفَائِكَ وَ أَصْفِيَائِكَ وَ مَوَاضِعَ أُمَنَائِكَ فِي الدَّرَجَةِ الرَّفِيعَةِ الَّتِي اخْتَصَصْتَهُمْ بِهَا قَدِ ابْتَزُّوهَا، اللَّهُمَّ الْعَنْ أَعْدَاءَهُمْ مِنَ الْأَوَّلِينَ وَ الْآخِرِينَ، وَ مَنْ رَضِيَ بِفِعَالِهِمْ وَ أَشْيَاعَهُمْ وَ أَتْبَاعَهُمْ.»
الصحيفة السجادية؛ على بن الحسين عليه السلام، محقق / مصحح: ندارد، ناشر: دفتر نشر الهادى - قم، 1376ش. ص236
خدایا مقام ولایت و امامت برای خلفا، اصفیاء و انتخاب شده های توست و کسانی که موضع امن تو هستند در درجه رفیعه ای که اختصاص دادی، «قَدِ ابْتَزُّوهَا» این مقام ولائی که برای ائمه قرا دادی این ها غصب کردند یعنی هم غصب خلافت را حضرت مطرح می کند و هم جایگاه امامت را مطرح می کند.
جالب این هست در بند 10 به این جا می رسد «اللَّهُمَّ الْعَنْ أَعْدَاءَهُمْ مِنَ الْأَوَّلِينَ وَ الْآخِرِينَ» خدایا دشمنان آل محمد را از اولین تا آخرین لعنت کن «وَ مَنْ رَضِيَ بِفِعَالِهِمْ» و هر کس به کار دشمنان اهل بیت راضی باشد «وَ أَشْيَاعَهُمْ» و شیعیان دشمنان اهل بیت «وَ أَتْبَاعَهُمْ» و تابعین دشمنان اهل بیت را خدایا گرفتار لعنت خودت قرار بده.
این ها نشان می دهد آقا امام سجاد (سلام الله علیه) درست هست در گوشه مسجد دعا و ... می کند ولی در قالب دعا هم حقانیت اهل بیت و غصب خلافت را تثبیت می کند لعن هایی شدید و غلیظ نسبت به دشمنان اهل بیت دارد.
حتی از امام صادق (سلام الله علیه) که فرصت طلائی برای نشر معارف شیعه داشت این طور تعابیر را یاد نداریم یا خیلی نادر است، که «اللَّهُمَّ الْعَنْ أَعْدَاءَهُمْ مِنَ الْأَوَّلِينَ وَ الْآخِرِينَ وَ مَنْ رَضِيَ بِفَعَالِهِمْ وَ أَشْيَاعِهِمْ وَ أَتْبَاعِهِم»
این ها نشان می دهد آقا امام سجاد (سلام الله علیه) در قالب دعا هم بحث ارتباط با خدا را مطرح می کند و هم راه اصلاح نفس را مطرح می کند و هم حقانیت اهل بیت را مطرح می کند و هم غصب خلافت را و هم شدیدترین لعن بر دشمنان اهل بیت را در قالب همین «صحیفه سجادیه» مطرح می کند. شاید خیلی از بینندگان ما تا به حال همچنین فرازی از «صحیفه سجادیه» نشنیده بودند.
ان شاء الله به بینندگان عزیز قول می دهیم در یک فرصتی در برنامه حبل المتین بحث امامت در «صحیفه سجادیه» مطرح می کنیم. ببینیم آقا امام سجاد (علیه السلام) چقدر در این صحیفه در رابطه با امامت اهل بیت در قالب دعا مطالبی را بیان فرمودند!
مجری:
خیلی ممنون و متشکر نگاه می کردم دعای چهل و هشت نسخه ای که دارم برای عید قربان و جمعه، در لا به لای فرازها حضرت، این فراز را مطرح کردند.
حضرت استاد سوال اول را این چنین مطرح کنم در ابتدای برنامه اشاره ای به ذهبی داشتید. «ذهبی» و برخی از بزرگان اهل سنت گاهی در مورد امام سجاد (علیه السلام) و اهل بیت (علیهم السلام) تعابیری دارند. می بینیم بعضی از این تعابیر، تعابیر خیلی بلند بالایی هست آیا این تعابیر را هم برای عموم ائمه خودشان هم استفاده کردند یا نه اختصاص به اهل بیت دارد؟
ü تعابیر ذهبی و بزرگان اهل سنت در مورد امام سجاد(سلام الله علیه)
حضرت آیت الله حسینی قزوینی:
در رابطه با «ذهبی» البته بزرگان شان هم مطالبی دارند ایشان در کتاب «سیر اعلام النبلاء»، جلد 4، صفحه 386 با تحقیق «شعیب الأرنؤوط» وهابی سرشناس عصر ما وقتی به امام سجاد می رسد:
«علي ابن حسين ابن الأمام بن أبي طالب بن عبد المطلب بن هاشم بن عبد مناف السيد الإمام زين العابدين الهاشمي العلوي المدني يكنى أبا الحسين ويقال أبو الحسن ويقال أبو محمد ويقال أبو عبد الله وأمه أم ولد اسمها سلامة سلافة بنت ملك الفرس يزدجرد وقيل غزالة ولد في سنة ثمان وثلاثين ظنا»
سير أعلام النبلاء؛ اسم المؤلف: محمد بن أحمد بن عثمان بن قايماز الذهبي أبو عبد الله الوفاة: 748، دار النشر: مؤسسة الرسالة - بيروت - 1413، الطبعة: التاسعة، تحقيق: شعيب الأرناؤوط , محمد نعيم العرقسوسي، ج4، ص386
«السید الإمام زین العابدین»، سید امام و زین العابدین در کتاب «العبر في خبر من غبر»، جلد 1، صفحه 83 از «امام مالک» نقل می کند
«وقال مالك إن علي بن الحسين كان يصلي في اليوم والليلة ألف ركعة إلى أن مات قال وكان يسمى زين العابدين لعبادته»
امام سجاد در شبانه روز هزار رکعت نماز می خواند تا روزی که از دنیا رفت، «وكان يسمى زين العابدين لعبادته» به امام سجاد زینت عابدین به خاطر عبادتش لقب داده بودند.
این عبارت خود «ذهبی» است می گوید:
«مناقبه كثيرة من صلواته وخشوعه وحجه وفضله رضي الله عنه»
العبر في خبر من غبر؛ اسم المؤلف: شمس الدين محمد بن أحمد بن عثمان الذهبي الوفاة: 748هـ، دار النشر: مطبعة حكومة الكويت - الكويت - 1984، الطبعة: ط2، تحقيق: د. صلاح الدين المنجد، ج1، ص111
«مناقِبُهُ کَثیرة» مناقب حضرت سجاد زیاد است از نمازش، خضوعش، حجش و فضلش (رضی الله عنه)
باز در کتاب «سیر اعلام النبلاء»، جلد 4 می گوید:
«وكان له جلالة عجيبة وحق له والله ذلك فقد كان أهلا للإمامة العظمى لشرفه وسؤدده وعلمه وتألهه وكمال عقله قد اشتهرت قصيدة الفرزدق وهي سماعنا أن هشام بن عبد الملك حج قبيل ولايته الخلافة فكان إذا أراد استلام الحجر زوحم عليه وإذا دنا علي بن الحسين من الحجر تفرقوا عنه إجلالا له فوجم لها هشام وقال من هذا فما أعرفه فأنشأ الفرزدق يقول:
هذا الذي تعرف البطحاء وطأته * والبيت يعرفه والحل والحرم
هذا ابن خير عباد الله كلهم * هذا التقي النقي الطاهر العلم»
سير أعلام النبلاء؛ اسم المؤلف: محمد بن أحمد بن عثمان بن قايماز الذهبي أبو عبد الله الوفاة: 748، دار النشر: مؤسسة الرسالة - بيروت - 1413، الطبعة: التاسعة، تحقيق: شعيب الأرناؤوط , محمد نعيم العرقسوسي، ج4، ص398
«له جلالة عجيبة»، امام سجاد دارای جایگاه عجیبی بود «وحق له والله ذلك» قسم به خدا شایسته این جلالت هم بود، «فقد كان أهلا للإمامة العظمى»، این تعبیر را در حق احدی ندارد جز رسول اکرم که معتقدند نبی مکرم هم نبی و هم امام بوده.
«فقد كان أهلا للإمامة العظمى»شایسته امامتِ عظمیٰ، «لشرفه وسؤدده وعلمه وتألهه وكمال عقله»، برای شرافت، سیادت، آقایی، علم، خدا شناسی و کمال عقلی که دارد شایسته امامت عظمیٰ هست.
در این که همچنین تعبیری آورد یقیناً اهل بیت بدون مزد نمی گذارند هیچ شکی نیست. گرچه به قول یکی از شاگردان «ذهبی» می گوید استاد ما «ذهبی» بهره ای از نصب و عداوت اهل بیت هم داشت کاری به آن نداریم.
ناصبی هم باشد همچنین تعبیری در رابطه با اهل بیت داشته باشد قطعاً اهل بیت او را بدون مزد نمی گذارند، یا یک مرتبه یا تخفیف عذابی برای او می دهند. ولی تعجب ما اینجاست که ایشان وقتی می گوید شایسته امامتِ عظمیٰ بوده به خاطر شرافت، سیادت و ... آقا «ذهبی» شما این طور لالایی بلد هستی چرا خوابت نمی برد؟!
وقتی نسبت به امام سجاد این طور می گویی نسبت به «عبد الملک مروان، مروان حکم» و ... با آن ها چه حرفی دارید؟ نسبت به دیگر خلفای «بنی امیه» آیا آن ها را خلفاء می دانید یا نمی دانید؟ «بنی عباس» را جزء خلفاء می دانید یا نمی دانید؟ بالاتر اگر امام سجاد (سلام الله علیه) شایسته امامت و خلافت است آیا پدر بزرگوارش امام حسین هم شایسته خلافت عظمیٰ بود؟
جد بزرگوارش امیر المؤمنین هم شایسته خلافت عظمیٰ بود یا نه آن جا شما به جاده خاکی می زنید، آن جا مطالب دیگری مطرح می کنید!
غرض به تعبیر «شیخ صدوق (سلام الله علیه)» محکمه امیر المؤمنین تماشا کردنی است. این را بارها گفتم مشهور است «شیخ صدوق» وصیت کرد من را در «قم» و «نجف» دفن نکنید گفتند چرا؟ گفت کسی در «قم» و «نجف» دفن بشود قیامت را نمی بیند مستقیم بهشت می رود گفتند خیلی خوب است گفت نه نمی خواهم مستقیم بهشت بروم می خواهم قیامت را ببینم محکمه عدل را تماشا کنم ببینم کسانی که در حق علی ظلم کردند چه جوابی در آن محکمه دارند؟
خیلی سخت است انسان تمام سختی های قیامت را حاضر باشد تحمل کند به این قصد که محکمه عدل علی را تماشا کند.
آن جا نمی دانیم «ذهبی، ابن حجر» و دیگران چه پاسخی دارند؟ آیا حرف هایی که می زنند این ها قبول دارند یا قبول ندارند؟
ü تعابیر بزرگان اهل سنت در مورد امامان خودشان
نظر بزرگان اهل سنت نسبت به ائمه خودشان!
مجری:
منظور کدام ائمه هستند؟
حضرت آیت الله حسینی قزوینی:
بزرگان شان «مالک» و ... منظور است. در کتاب «الرواة الثقات المتكلم فيهم بما لا يوجب ردهم» می گوید:
«وَلَو فتحنا هَذَا الْبَاب على نفوسنا لدخل فِيهِ عدَّة من الصَّحَابَة وَالتَّابِعِينَ والائمة فبعض الصَّحَابَة كفر بَعضهم بِتَأْوِيل مَا وَالله يرضى عَن الْكل وَيغْفر لَهُم فَمَا هم بمعصومين... فَأَما الصَّحَابَة رَضِي الله عَنْهُم فبساطهم مطوي وَإِن جرى مَا جرى وَإِن غلطوا كَمَا غلط غَيرهم من الثِّقَات»
الكتاب: الرواة الثقات المتكلم فيهم بما لا يوجب ردهم؛ المؤلف: شمس الدين أبو عبد الله محمد بن أحمد بن عثمان بن قَايْماز الذهبي (المتوفى: 748هـ)، المحقق: محمد إبراهيم الموصلي، الناشر: دار البشائر الإسلامية - بيروت – لبنان، الطبعة: الأولى، 1412هـ - 1992م، ص23 و 24
«وَلَو فتحنا هَذَا الْبَاب على نفوسنا» اگر علم رجال را باز کنیم هر کس را خواستیم با علم رجال بسنجیم «لدخل فِيهِ عدَّة من الصَّحَابَة وَالتَّابِعِينَ والائمة» در این علم رجال هم عده ای از صحابه و ائمه ما هم وارد می شوند «فبعض الصَّحَابَة كفر بَعضهم بِتَأْوِيل مَا»، بعضی از صحابه یکدیگر را تکفیر کردند تا تفسیق کردند. به تعبیر ما، یک چیزی خلاف نظرشان می دیدند همدیگر را تکفیر می کردند. بعد می گوید: «فَمَا هم بمعصومين» این ها معصوم نبودند.
در رابطه با صحابه آقایان می گویند:
«والصحابة كلهم عدول»
سير أعلام النبلاء؛ اسم المؤلف: محمد بن أحمد بن عثمان بن قايماز الذهبي أبو عبد الله الوفاة: 748، دار النشر: مؤسسة الرسالة - بيروت - 1413، الطبعة: التاسعة، تحقيق: شعيب الأرناؤوط , محمد نعيم العرقسوسي، ج2، ص608
«فالصحابة كلهم عدول أولياء الله تعالى وأصفياؤه وخيرته من خلقه بعد أنبيائه ورسله هذا مذهب أهل السنة»
الجامع لأحكام القرآن؛ اسم المؤلف: أبو عبد الله محمد بن أحمد الأنصاري القرطبي الوفاة: 671، دار النشر: دار الشعب – القاهرة، ج 16، ص 299
می گوید: «فَأَما الصَّحَابَة رَضِي الله عَنْهُم فبساطهم مطوي وَإِن جرى مَا جرى وَإِن غلطوا كَمَا غلط غَيرهم من الثِّقَات» گرچه این ها غلط های زیادی کردند همان طور که دیگران هم از این غلط ها کردند در رابطه با امام سجاد، ائمه همچنین تعبیری نسبت به صحابه و ائمه خودشان دارند.
از این طور قضایا حرف زیاد داریم. تدلیس های که صحابه داشتند و ... «امام شافعی، شوکانی» نسبت به علماء حرف های دارد «علامه معلمی» از متأخرین هست نسبت به صحابه و ائمه حرف های دارند.
خلاصه تعبیری که «ذهبی» در رابطه با ائمه (سلام الله علیهم) دارد همچنین نسبت به امام سجاد تعبیری که دارد «أهلاً للإمامة» در رابطه با امام باقر، امام صادق، امام کاظم و امام رضا هم دارد فقط مخصوص امام سجاد نیست. الان چون فرصت نیست می ترسیم از اصل بحث بمانیم یک وقت فرصت باشد نظر «ذهبی» نسبت به دیگر ائمه شیعه چه هست این را دانه دانه می آورم.
آن چه در ذهنم هست در جلد 13«سیر اعلام النبلاء» ایشان مفصل در رابطه با ائمه (علیهم السلام) آورد. نسبت به آقا حجة ابن الحسن (سلام الله علیه) مطالبی خیلی بلندی دارد. می گوید در کودکی از دنیا رفت ولی معلوم نیست کِی مرد، کجا مرد و چطور شد؟ در آخر مثل گاوی که شیر می دهد یک دفعه پا می زند همه شیر را می ریزد!
مجری:
پس اقرار می کند در کودکی به این مقامات رسید.
حضرت آیت الله حسینی قزوینی:
بله، در کودکی دارای این مقامات بود.
مجری:
ان شاء الله به مناسبت های اگر بشود شهادت ها یا ولادت های ائمه اطهار اگر در خدمت حضرت استاد بود ان شاء الله یک به یک این ها را مطرح کرد.
(میان برنامه)
مجری:
...برنامه امشب به وجود نازنین زین العابدین و سید الساجدین حضرت علی ابن الحسین (علیهم السلام) اختصاص دارد. حضرت استاد مقدمه ای در بخش قبلی داشتند ان شاء الله قرار شد سوال و موضوعی را مطرح کنم. حضرت استاد، چون درخواست های در مورد مناجات خمسه عشر حضرت امام سجاد (علیه السلام) بود به تناسب امشب که وقتش هست ان شاء الله سلسله مباحثی باشد که مطرح بفرمایید.
ابتدا در مورد این مناجات یک توضیح و نگاه اجمالی داشته باشید اگر هم قرار شد سلسله بحث باشد به این هم اشاره بفرمایید.
ü مناجات خمسه عشر امام سجاد(سلام الله علیه)
حضرت آیت الله حسینی قزوینی:
مناجات خمسه عشر یعنی همان مناجات پانزده گانه که در حقیقت از مناجات تائبین (توبه کنندگان) شروع می شود خیلی فرازهای عجیبی دارد
«إِلَهِي أَلْبَسَتْنِي الْخَطَايَا ثَوْبَ مَذَلَّتِي وَ جَلَّلَنِي التَّبَاعُدُ مِنْكَ لِبَاسَ مَسْكَنَتِي»
تا آن جا که می گوید:
«إِلَهِي إِنْ كَانَ النَّدَمُ عَلَى الذَّنْبِ تَوْبَةً فَإِنِّي وَ عِزَّتِكَ مِنَ النَّادِمِين وَ إِنْ كَانَ الِاسْتِغْفَارُ مِنَ الْخَطِيئَةِ حِطَّةً فَإِنِّي لَكَ مِنَ الْمُسْتَغْفِرِينَ»
الصحيفة السجادية؛ على بن الحسين عليه السلام، محقق / مصحح: ندارد، ناشر: دفتر نشر الهادى - قم، 1376ش. ص146
«إِلَهِي إِنْ كَانَ النَّدَمُ عَلَى الذَّنْبِ تَوْبَةً» خدایا اگر ندامت و پشیمانی از گناه، توبه هست قسم به عزت و جلالت من پشیمان هستم «وَ إِنْ كَانَ الِاسْتِغْفَارُ مِنَ الْخَطِيئَةِ حِطَّةً فَإِنِّي لَكَ مِنَ الْمُسْتَغْفِرِينَ» اگر استغفار باعث ریزش گناه می شود خدایا قسم به عزتت من جزء مستغفرین هستم.
ان شاء الله بتوانیم در رابطه با مناجات تائبین که اولین مناجات هست مقداری بیشتر ان شاء الله در خدمت عزیزان مان هستیم.
مناجات دوم، مناجات شاکّین هست با این جمله شروع می شود:
«إِلَهِي إِلَيْكَ أَشْكُو نَفْساً بِالسُّوءِ أَمَّارَةً وَ إِلَى الْخَطِيئَةِ مُبَادِرَةً وَ بِمَعَاصِيكَ مُولَعَةً وَ بِسَخَطِكَ مُتَعَرِّضَةً تَسْلُكُ بِي مَسَالِكَ الْمَهَالِك»
خدایا شکایت می کنم به تو از چه و از که؟ از نفس اماره ای که همواره من را به طرف گناه می کشد و شتابان من را به سوی خطاها می اندازد. بعد تعابیر خیلی عجیبی هست.
مناجات سوم، مناجات خائفین هست مناجات کسانی که می ترسند با این تعبیر شروع می شود:
«إِلَهِي أَ تُرَاكَ بَعْدَ الْإِيمَانِ بِكَ تُعَذِّبُنِي أَمْ بَعْدَ حُبِّي إِيَّاكَ تُبَعِّدُنِي أَمْ مَعَ رَجَائِي لِرَحْمَتِكَ وَ صَفْحِكَ تَحْرِمُنِي»
بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بيروت)؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، ناشر: دار إحياء التراث العربي، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، ج91، ص143
«إِلَهِي أَ تُرَاكَ بَعْدَ الْإِيمَانِ بِكَ تُعَذِّبُنِي» خدایا بعد از این که به تو ایمان آوردم می خواهی عذابم کنی؟ «أَمْ بَعْدَ حُبِّي إِيَّاكَ تُبَعِّدُنِي» خدایا دوستت دارم بعد از این که ثابت کردم دوستت دارم می خواهی من را از خودت دور کنی « أَمْ مَعَ رَجَائِي لِرَحْمَتِكَ وَ صَفْحِكَ تَحْرِمُنِي» خدایا امیدم به رحمت و گذشت تو هست آیا با این امیدم می خواهی محرومم کنی؟
در روایت دارد این روایت خیلی عجیب است شاید زیباترین و امیدوارترین روایتی که در عمر پنجاه، شصت ساله ام دیدم این روایت است. می گوید بعضی از گنهکارها را محاسبه می کنند و ... قطعی می شود باید به جهنم برود به طرف راه جهنم می رود می گوید خدایا:
«مَا هَكَذَا الظَّنُّ بِك»
مصباح المتهجد و سلاح المتعبد؛ طوسى، محمد بن الحسن؛ ناشر: مؤسسة فقه الشيعة ، ج2، ص 847
گمانم به تو این نبود خطاب می آید بنده ام را بر گردانید، گرچه می دانیم دروغ می گوید همچنین چیزی نسبت به ما امیدوار نبود «مَا هَکَذَا الظّنُّ بِک» همچنین گمانی نسبت به ما نداشت ولی همین اندازه قبل از رسیدن به جهنم این کلمه به زبانش آمد.
دوستان «مَا هَكَذَا الظَّنُّ بِك» را یادداشت کنید. عبارت های حضرت امیر در دعای کمیل هم هست. خدایا گمانم به تو این نبود گرفتار شدیم مصائب، بلا و ... آمد بگویید خدایا «مَا هَكَذَا الظَّنُّ بِك» همچنین گمانی به تو نداشتم ببینید خدای عالم چه می کند؟ ولو این که دروغ بگویید خدا می داند دروغ است ولی ان شاء الله به حول و قوه اش خدا فرجی برای تان باز می کند این هم مناجات شاکین است.
مناجات چهارم، مناجات راجین (امیدوارها) هست
«يَا مَنْ إِذَا سَأَلَهُ عَبْدٌ أَعْطَاهُ وَ إِذَا أَمَّلَ مَا عِنْدَهُ بَلَّغَهُ مُنَاهُ وَ إِذَا أَقْبَلَ عَلَيْهِ قَرَّبَهُ وَ أَدْنَاهُ»
بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بيروت)؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، ناشر: دار إحياء التراث العربي، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، ج91، ص144
«يَا مَنْ إِذَا سَأَلَهُ عَبْدٌ أَعْطَاهُ» ای خدایی که بنده از تو سوال می کند عطا می کنی «وَ إِذَا أَمَّلَ مَا عِنْدَهُ بَلَّغَهُ مُنَاهُ» خدایا کسی که امیدوار به کرم تو هست از کرمت نا امید نمی کنی «وَ إِذَا أَقْبَلَ عَلَيْهِ قَرَّبَهُ وَ أَدْنَاهُ»
دعای پنجم، دعای راغبین (مشتاقان) هست. دعای کسانی که عاشق خدا هستند.
«إِلَهِي إِنْ كَانَ قَلَّ زَادِي فِي الْمَسِيرِ إِلَيْكَ فَلَقَدْ حَسُنَ ظَنِّي بِالتَّوَكُّلِ»
بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بيروت)؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، ناشر: دار إحياء التراث العربي، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، ج91، ص145
«إِلَهِي إِنْ كَانَ قَلَّ زَادِي فِي الْمَسِيرِ إِلَيْكَ» خدایا اگر چه توشه ام در نزد تو خیلی کم است ولی «فَلَقَدْ حَسُنَ ظَنِّي بِالتَّوَكُّلِ» خدایا به تو حسن ظن دارم امیدوارم به خاطر این هم به تو توکل کردم. اگر چه جرم من، من را می ترساند و به وحشت می اندازد ولی امیدواریم به تو آرامشم می دهد.
امام سجاد جملاتی در این دعا می دهد آدم وقتی می خواند همان جمله مشهور می رسد (جانا سخن از زبان ما می گویی) آدم احساس می کند حضرت سجاد هزار و چهارصد سال قبل از زبان قزوینی این حرف ها را زده است. آدم احساس می کند تمام این های که حضرت می گوید در وجود ماها هست دارد یاد می دهد با خدا چطوری حرف بزنیم؟
مجری:
در نهان و نهفته ما هست باید آشکار بشود.
حضرت آیت الله حسینی قزوینی:
بله، مناجات ششم، مناجات شاکرین هست
«إِلَهِي أَذْهَلَنِي عَنْ إِقَامَةِ شُكْرِكَ تَتَابُعُ طَوْلِك»
بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بيروت)؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، ناشر: دار إحياء التراث العربي، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، ج91، ص146
سریع رد می شوم مناجات هفتم، مناجات مطعین است مناجات هشتم، مناجات مریدین است مناجات نهم، مناجات محبین یا مناجات دوستدارن خدا است. مناجات دهم، مناجات متوسلین است. مناجات یازدهم، مناجات مفتقرین (نیازمندان) هست.
مناجات دوازدهم، مناجات عارفین است. «مناجات العارفین و ما ادرک ما هی مناجات العارفین»، گمانم کسی خوب، عاشقانه و عارفانه یک دفعه این دعا را بخواند دیگر رها نمی کند اولیاء خدا مخصوصاً آن چه که ذهنم هست «عرفای نحله نجف» مثل مرحوم «قاضی» و دیگران توصیه می کردند در نماز شب قنوتِ وِتر که آخرین رکعت هست مناجات عارفین را حتماً بخوانند.
مناجات عارفین یک فرازهایی دارد که آدم وقتی می خواند بدنش به لرزه می افتد. یعنی در روح، روان و اعصاب آدم با حضور می خواند تأثیر میگذارد
«إِلَهِي فَاجْعَلْنَا مِنَ الَّذِينَ تَوَشَّحَتْ أَشْجَارُ الشَّوْقِ إِلَيْكَ فِي حَدَائِقِ صُدُورِهِم وَ أَخَذَتْ لَوْعَةُ مَحَبَّتِكَ بِمَجَامِع»
خدایا من را از کسانی قرار بده عشق به تو در سراسر وجود و درختش روئیده باشد «إِلَهِي فَاجْعَلْنَا مِنَ الَّذِينَ تَوَشَّحَتْ أَشْجَارُ الشَّوْقِ إِلَيْكَ فِي حَدَائِقِ صُدُورِهِمْ وَ أَخَذَتْ لَوْعَةُ مَحَبَّتِكَ بِمَجَامِع» آتش عشق و محبت تو سراسر قلبش را فرا گرفته باشد.
در آخر مناجات دارد:
«إِلَهِي مَا أَلَذَّ خَوَاطِرَ الْإِلْهَامِ بِذِكْرِكَ عَلَى الْقُلُوب وَ مَا أَحْلَى الْمَسِيرَ إِلَيْك، فَأَعِذْنَا مِنْ طَرْدِكَ وَ إِبْعَادِكَ وَ اجْعَلْنَا مِنْ أَخَصِّ عَارِفِيكَ وَ أَصْلَحِ عِبَادِكَ وَ أَصْدَقِ طَائِعِيكَ وَ أَخْلَصِ عُبَّادِكَ يَا عَظِيمُ يَا جَلِيلُ يَا كَرِيمُ يَا مُنِيلُ بِرَحْمَتِكَ وَ مَنِّكَ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِين»
«إِلَهِي مَا أَلَذَّ خَوَاطِرَ الْإِلْهَامِ بِذِكْرِكَ عَلَى الْقُلُوب» خدایا این خواطری که به قلب ها می زنی چقدر لذیذ است «وَ مَا أَحْلَى الْمَسِيرَ إِلَيْك» تا آن جایی که «فَأَعِذْنَا مِنْ طَرْدِكَ وَ إِبْعَادِكَ وَ اجْعَلْنَا مِنْ أَخَصِّ عَارِفِيكَ وَ أَصْلَحِ عِبَادِكَ وَ أَصْدَقِ طَائِعِيكَ وَ أَخْلَصِ عُبَّادِكَ يَا عَظِيمُ يَا جَلِيلُ يَا كَرِيمُ يَا مُنِيلُ بِرَحْمَتِكَ وَ مَنِّكَ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِين» تعابیر خیلی عجیبی دارد.
مناجات سیزدهم، مناجات ذاکرین هست این طور شروع می شود:
«إِلَهِي لَوْ لَا الْوَاجِبُ مِنْ قَبُولِ أَمْرِكَ لَنَزَّهْتُكَ مِنْ ذِكْرِي إِيَّاك عَلَى أَنَّ ذِكْرِي لَكَ بِقَدْرِي لَا بِقَدْرِكَ وَ مَا عَسَى أَنْ يَبْلُغَ مِقْدَارِي حَتَّى أُجْعَلَ مَحَلًّا لِتَقْدِيسِك»
بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بيروت)؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، ناشر: دار إحياء التراث العربي، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، ج91، ص150 و 151
«إِلَهِي لَوْ لَا الْوَاجِبُ مِنْ قَبُولِ أَمْرِكَ لَنَزَّهْتُكَ مِنْ ذِكْرِي إِيَّاك» خدایا اگر دستور نداده بودی تو را ذکر کنم از ذکرم منزهت می داشتم، «عَلَى أَنَّ ذِكْرِي لَكَ بِقَدْرِي» تعبیر خیلی زیبایی است. خدایا اگر من یا الله یا الله می گویم با توجه به ارزش و معرفت ناقصی که خودم دارم «لَا بِقَدْرِک» ذکر من شایسته آن مقام تو نیست.
«وَ مَا عَسَى أَنْ يَبْلُغَ مِقْدَارِي حَتَّى أُجْعَلَ مَحَلًّا لِتَقْدِيسِك» این تعابیر، تعابیر خیلی سنگینی است.
مناجات چهاردهم، مناجات معتصمین (پناهجویان) هست. مناجات پانزدهم که آخرین مناجات هست مناجات زاهدین و مناجات کسانی که زاهدانه می خواهند در دنیا زندگی کنند.
در بعضی از این دعاها امام سجاد در رابطه با لقاء الله تعابیری دارد این تعابیر در هیچ کجا نیست حتی در «صحیفه سجادیه» هم بنده ندیدم.
«فَأَنْتَ لَا غَيْرُكَ مُرَادِي وَ لَكَ لَا لِسِوَاكَ سَهَرِي وَ سُهَادِي وَ لِقَاؤُكَ قُرَّةُ عَيْنِي وَ وَصْلُكَ مُنَى نَفْسِي وَ إِلَيْكَ شَوْقِي وَ فِي مَحَبَّتِكَ وَلَهِي وَ إِلَى هَوَاكَ صَبَابَتِي وَ رِضَاكَ بُغْيَتِي وَ رُؤْيَتُكَ حَاجَتِي وَ جِوَارُكَ طَلِبَتِي»
زاد المعاد- مفتاح الجنان؛ نويسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى (تاريخ وفات مؤلف: 1110 ق)، محقق / مصحح: اعلمى، علاءالدين، ناشر: موسسة الأعلمي للمطبوعات، بيروت 1423 ق، ص411
«فَأَنْتَ لَا غَيْرُكَ مُرَادِي وَ لَكَ لَا لِسِوَاكَ سَهَرِي وَ سُهَادِي» در مناجات مریدین، خدایا مراد من فقط تو هستی نه غیر تو «وَ لِقَاؤُكَ قُرَّةُ عَيْنِي» دیدار تو باعث نور دیده من هست «وَ وَصْلُكَ مُنَى نَفْسِي» وصال و رسیدن به تو آرزوی دل من هست. «وَ رِضَاكَ بُغْيَتِي» خشنودی تو مقصود من هست «وَ رُؤْيَتُكَ حَاجَتِي» دیدار تو نیاز من هست «وَ جِوَارُكَ طَلِبَتِي» همسایه تو بودن طلب و آرزوی من هست.
امام سجاد چیزهایی می گوید که با عقل بشری ما نمی شود فهمید. این ها به تعبیر «شهید مطهری» رفتنی و دیدنی است خواندنی، شنیدنی و مطالعه کردنی نیست. «لِقَاؤُكَ قُرَّةُ عَيْنِي» یعنی چه؟ ملاقات تو باعث چشم روشنی من هست «رُؤْيَتُكَ حَاجَتِي» دیدن تو حاجت من است. مگر قرآن نمی گوید:
(لَا تُدْرِكُهُ الْأَبْصَارُ وَهُوَ يدْرِكُ الْأَبْصَارَ وَهُوَ اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ)
چشمها او را نمي بينند؛ ولي او همه چشمها را مي بيند؛ و او بخشنده (انواع نعمتها، و با خبر از دقايق موجودات،) و آگاه (از همه) چيز است.
سوره انعام (6): آیه 103
این چه است؟
«...فَقَالَ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ هَلْ رَأَيْتَ رَبَّكَ قَالَ وَيْلَكَ يَا ذِعْلِبُ مَا كُنْتُ أَعْبُدُ رَبّاً لَمْ أَرَهُ فَقَالَ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ كَيْفَ رَأَيْتَهُ قَالَ وَيْلَكَ يَا ذِعْلِبُ لَمْ تَرَهُ الْعُيُونُ بِمُشَاهَدَةِ الْأَبْصَارِ وَ لَكِنْ رَأَتْهُ الْقُلُوبُ بِحَقَائِقِ الْإِيمَان»
الكافي (ط - الإسلامية)؛ نویسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الكتب الاسلامیة، ج1، ص138، بَابُ جَوَامِعِ التَّوْحِيد، ح4
«ذعلب یمانی» گفت «هَلْ رَأَيْتَ رَبَّك» یا علی آیا خدایت را دیدی؟ گفت «وَيْلَكَ يَا ذِعْلِبُ مَا كُنْتُ أَعْبُدُ رَبّاً لَمْ أَرَهُ»، خدایا که ندیده باشم عبادت نمی کنم بعد فرمود چشم ها قابل دیدن خدا نیست این چشم عاجز است «وَ لَكِنْ رَأَتْهُ الْقُلُوبُ بِحَقَائِقِ الْإِيمَان» چشم های قلب می تواند خدا را ببیند نه چشم سر؛ با چشم سر هر چه نگاه می کنیم مثلاً در داخل اتاق چیزهایی می بینیم یا نهایتاً بیرون می رویم فاصله سه، چهار کیلومتری را می بینیم.
ولی برای قلب نمونه هاش خدای عالم خواب را برای ما قرار داده است در خواب یک لحظه حرم امام رضا هستید بعد حرم امام حسین، حرم حضرت امیر و ... رفتید همه جا را در یک آن زیر و رو کردید. آن جا هم می بینید، می شنوید، می خورید همه کارهایی که در این عالم ماده دارید در عالم خواب انجام می دهید.
این ها نمونه هایی هست که خدای عالم در ما قرار داده که می شود با چشم قلب خدا را دید. همان طوری که حرم امام رضا در خواب با چشم قلب می بینیم، حرم امام حسین، حرم حضرت امیر را می بینیم. پدر و مادرتان که پنجاه سال قبل از دنیا رفتند در خواب می بینید.
یا در مناجات نهم حضرت می فرماید:
«فَاجْعَلْنَا مِمَّنِ اصْطَفَيْتَهُ لِقُرْبِكَ وَ وَلَايَتِك... وَ اجْتَبَيْتَهُ لِمُشَاهَدَتِك»
خدایا من را از کسانی قرار بده برای قرب و ولایتت ... «وَ اجْتَبَيْتَهُ لِمُشَاهَدَتِك» من را جزء کسانی قرار بده که تو را مشاهده کنم، ببینم و تماشایت کنم. باز تماشای با چشم قلب نه با چشم سر.
یا در مناجات دهم
«وَ غُلَّتِي لَا يُبَرِّدُهَا إِلَّا وَصْلُكَ وَ لَوْعَتِي لَا يُطْفِئُهَا إِلَّا لِقَاؤُكَ وَ شَوْقِي إِلَيْك لَا يَبُلُّهُ إِلَّا النَّظَرُ إِلَى وَجْهِك»
بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بيروت)؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، ناشر: دار إحياء التراث العربي، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، ج91، ص148 و 150
«وَ غُلَّتِي لَا يُبَرِّدُهَا إِلَّا وَصْلُكَ» خدایا سوز سینه من را جز وصل به تو خنک نمی کند جز رسیدن به تو سوز سینه ام را آرام نمی گیرد. در دنیا اصلاً نفهمیدیم یعنی چه؟ اصلاً سوز دل از خدا چه است؟ «وَ لَوْعَتِي لَا يُطْفِئُهَا إِلَّا لِقَاؤُكَ»، «لَوْعَتِی» یعنی آتش درون من خدایا آتش و شعله های درونم را جز ملاقات تو هیچ چیز خاموش نمی کند نه آبی، نه برفی و نه یخی! شعله های آتش قلب من فقط با ملاقات تو خاموش می شود.
«وَ شَوْقِي إِلَيْك لَا يَبُلُّهُ إِلَّا النَّظَرُ إِلَى وَجْهِك» خدایا حرارت شوق من جز با نگاه به جمالت آب ریزش نمی کند تا در مناجات دوازدهم هم عرض کردیم «فَاجْعَلْنَا مِنَ الَّذِينَ تَوَشَّحَتْ أَشْجَارُ الشَّوْقِ إِلَيْكَ فِي حَدَائِقِ صُدُورِهِم» خدایا من را از کسانی قرار بده نهال های شوق دیدارت در باغستان دلم روئیده شود. چه تعابیر زیبایی دارد؟
نمی دانیم قضیه اش چه است؟ «وَ أَخَذَتْ لَوْعَةُ مَحَبَّتِكَ بِمَجَامِع قُلوبِهم» باز در این جا سوز و گداز محبت و عشق تو سراسر قلبم را فرا بگیرد.
در هر صورت...
این ها یک نگاه خیلی مختصری به مناجات پانزده گانه امام سجاد (سلام الله علیه) بود اگر خدا توفیق مان بدهد بتوانیم در آینده در اخلاق علوی سی، چهل جلسه شاید هم بیشتر در رابطه با مناجات خمس عشر ان شاء الله خدا توفیق بدهد و حضرت ولی عصر (ارواحنا فداه) یاری مان کند و حضرت سجاد کمکم کند.
خودم را خیلی به امام سجاد بدهکار می بینم اگر بتوانم همچنین کاری کنم شاید یک سر سوزن از اقیانوس بدهی که به امام سجاد (سلام الله علیه) دارم بتوانم ان شاء الله ادا کنم.
مجری:
ان شاء الله؛ پس وعده ما در برنامه های پنج شنبه شب ها شد در اخلاق علوی و سیره مهدوی آغاز می شود توضیح مناجات خمس عشر حضرت زین العابدین (علیه السلام) که ان شاء الله شما هم با ما همراهی می فرمایید و حضرت استاد هم شرح می دهند فرازهایی بسیار زیبا است واقعاً تک تک این ها را باید با زبان و بیان حضرت استاد، ادله و روایاتی که می آورند به جان مان بنشیند و نسبت به آن معرفت کسب کنیم.
(میان برنامه)
مجری:
...حضرت استاد در بخش قبلی به این پانزده مناجات خمسه عشر اشاره ای داشتند اولین مناجاتی که آغاز می شود مناجات تائبین هست فرازهای یا فراز اول این مناجات را خدمت شما بینندگان و ارجمند قرائت کنم که امام می فرمایند « بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ إِلَهِي أَلْبَسَتْنِي الْخَطَايَا ثَوْبَ مَذَلَّتِي وَ جَلَّلَنِي التَّبَاعُدُ مِنْكَ لِبَاسَ مَسْكَنَتِي» به نام خدا که رحمتش بسیار و مهربانیش همیشگی است خدایا گناهان بر من لباس خاری پوشانده و دوری از تو جامه درماندگی بر تنم پیچیده؛ این فراز و فِقره اول هست که حضرت استاد ان شاء الله آغاز بفرمایند.
ü شرح و توضیح فراز مناجات تائبین
حضرت آیت الله حسینی قزوینی:
«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ إِلَهِي أَلْبَسَتْنِي الْخَطَايَا ثَوْبَ مَذَلَّتِي وَ جَلَّلَنِي التَّبَاعُدُ مِنْكَ لِبَاسَ مَسْكَنَتِي وَ أَمَاتَ قَلْبِي عَظِيمَ جِنَايَتِي فَأَحْيِهِ بِتَوْبَةٍ مِنْكَ يَا أَمَلِي وَ بُغْيَتِي وَ يَا سُؤْلِي وَ مُنْيَتِي فَوَ عِزَّتِكَ مَا أَجِدُ لِذُنُوبِي سِوَاكَ غَافِراً وَ لَا أَرَى لِكَسْرِي غَيْرَكَ جَابِراً وَ قَدْ خَضَعْتُ بِالْإِنَابَةِ إِلَيْكَ وَ عَنَوْتُ بِالاسْتِكَانَةِ لَدَيْكَ فَإِنْ طَرَدْتَنِي مِنْ بَابِكَ فَبِمَنْ أَلُوذُ وَ إِنْ رَدَدْتَنِي عَنْ جَنَابِكَ فَبِمَنْ أَعُوذُ فَوَا أَسَفَا مِنْ خَجْلَتِي وَ افْتِضَاحِي وَ وَا لَهْفَا مِنْ سُوءِ عَمَلِي وَ اجْتِرَاحِي أَسْأَلُكَ يَا غَافِرَ الذَّنْبِ الْكَبِيرِ وَ يَا جَابِرَ الْعَظْمِ الْكَسِيرِ أَنْ تَهَبَ لِي مُوبِقَاتِ الْجَرَائِرِ وَ تَسْتُرَ عَلَيَّ فَاضِحَاتِ السَّرَائِرِ وَ لَا تُخْلِنِي فِي مَشْهَدِ الْقِيَامَةِ مِنْ بَرْدِ عَفْوِكَ وَ غَفْرِكَ وَ لَا تُعْرِنِي مِنْ جَمِيلِ صَفْحِكَ وَ سَتْرِكَ إِلَهِي ظَلِّلْ عَلَى ذُنُوبِي غَمَامَ رَحْمَتِكَ وَ أَرْسِلْ عَلَى عُيُوبِي سَحَابَ رَأْفَتِكَ إِلَهِي هَلْ يَرْجِعُ الْعَبْدُ الْآبِقُ إِلَّا إِلَى مَوْلَاهُ أَمْ هَلْ يُجِيرُهُ مِنْ سَخَطِهِ أَحَدٌ سِوَاهُ إِلَهِي إِنْ كَانَ النَّدَمُ عَلَى الذَّنْبِ تَوْبَةً فَإِنِّي وَ عِزَّتِكَ مِنَ النَّادِمِينَ وَ إِنْ كَانَ الِاسْتِغْفَارُ مِنَ الْخَطِيئَةِ حِطَّةً فَإِنِّي لَكَ مِنَ الْمُسْتَغْفِرِينَ لَكَ الْعُتْبَى حَتَّى تَرْضَى إِلَهِي بِقُدْرَتِكَ عَلَيَّ تُبْ عَلَيَّ وَ بِحِلْمِكَ عَنِّي اعْفُ عَنِّي وَ بِعِلْمِكَ بِي ارْفُقْ بِي إِلَهِي أَنْتَ الَّذِي فَتَحْتَ لِعِبَادِكَ بَاباً إِلَى عَفْوِكَ سَمَّيْتَهُ التَّوْبَةَ فَقُلْتَ تُوبُوا إِلَى اللَّهِ تَوْبَةً نَصُوحاً فَمَا عُذْرُ مَنْ أَغْفَلَ دُخُولَ الْبَابِ بَعْدَ فَتْحِهِ إِلَهِي إِنْ كَانَ قَبُحَ الذَّنْبُ مِنْ عَبْدِكَ فَلْيَحْسُنِ الْعَفْوُ مِنْ عِنْدِكَ إِلَهِي مَا أَنَا بِأَوَّلِ مَنْ عَصَاكَ فَتُبْتَ عَلَيْهِ وَ تَعَرَّضَ لِمَعْرُوفِكَ فَجُدْتَ عَلَيْهِ يَا مُجِيبَ الْمُضْطَرِّ يَا كَاشِفَ الضُّرِّ يَا عَظِيمَ الْبِرِّ يَا عَلِيماً بِمَا فِي السِّرِّ يَا جَمِيلَ السَّتْرِ اسْتَشْفَعْتُ بِجُودِكَ وَ كَرَمِكَ إِلَيْكَ وَ تَوَسَّلْتُ بِحَنَانِكَ وَ تَرَحُّمِكَ لَدَيْكَ فَاسْتَجِبْ دُعَائِي وَ لَا تُخَيِّبْ فِيكَ رَجَائِي وَ تَقَبَّلْ تَوْبَتِي وَ كَفِّرْ خَطِيئَتِي بِمَنِّكَ وَ رَحْمَتِكَ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ الْمُنَاجَاةُ الثَّانِيَةُ مُنَاجَاةُ الشَّاكِرِينَ لِيَوْمِ السَّبْت»
بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بيروت)؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، ناشر: دار إحياء التراث العربي، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، ج91، ص143
همان طوری که اشاره کردید این فراز یکی از فرازهای حساس مناجات هست که خدایا گناهان، مرا لباس خاری و ذلت پوشانده «أَلْبَسَتْنِي الْخَطَايَا ثَوْبَ مَذَلَّتِي وَ جَلَّلَنِي التَّبَاعُدُ مِنْكَ لِبَاسَ مَسْكَنَتِي» باز از آن طرف دوری تو لباس عجز و بینوایی بر تنم کرده است.
ü لباس انسان دو ویژگی دارد
در این مناجات می بینیم حضرت از ادبیات بی نظیر استفاده کرده است. گناه و دوری از خدا را به لباس تشبیه می کند لباس معمولاً دو ویژگی دارد اولاً بدن را لباس می پوشاند بدون لباس انسان عریان است و مایه آبرو ریزی و دوم نشان دهنده شخصیت یک انسان است. وقتی آقایی را با لباس ژولیده، پاره و کثیف می بینید می گویید مشخص است بر این که شخصیتش هم به همین شکل است.
ü حضرت امام و رهبر شهید (رضوان الله تعالی علیهما) همیشه سر و صورتشان تمیز، مرتب و منظم بودند
ولی کسی با لباس تمیز، شیک، اتو کرده و ... می آید نشانگر عظمت او هست نسبت به حضرت امام (رضوان الله تعالی علیه) می گویند ایشان نسبت به لباسش خیلی مقیّد بود؛ یعنی بیرون می آمد عمامه، عبا و قبا تمیز و اتو کشیده بود. یعنی کسی امام را با لباس مندرس و کثیف در عمرش ندید!
مجری:
حتی در زاهد بودن و زاهد زیستن شان
حضرت آیت الله حسینی قزوینی:
ولذا بعضی از بزرگان خیلی اصرار دارند وقتی می خواهید سوار ماشین بشوید این را آقای «قدوسی» خدا بیامرز می فرمودند اگر لباس مندرس داشته باشید داخل ماشین باشید جوانی مسئله ای می خواهد سوال کند به لباس های شما نگاه می کند می گوید معلوم است این آقا چیزی بلد نیست.
ولی اگر لباس شیک و تمیز داشته باشید این جوان می گوید معلوم است که آقا دارای شخصیت است.
ولذا در این جا حضرت امام سجاد (سلام الله علیه) گناهان و معاصی را به لباس تشبیه کرده است می گوید همان طوری که لباس مندرس نشانگر بی شخصیتی طرف است، لباس گناه و معصیت هم لباس ذلت به انسان می پوشاند و انسان را در جامعه بی ارزش و بی قدر می کند.
در این جا می گوید عزت دست خداست و شما با گناه از عزت فاصله می گیرید با گناه لباس ذلت می پوشید. اگر می خواهید لباس لذت نپوشید و لباس عزت بپوشید راهش گناه کردن نیست.
در سوره فاطر هم دارد:
(مَنْ كَانَ يرِيدُ الْعِزَّةَ فَلِلَّهِ الْعِزَّةُ جَمِيعًا إِلَيهِ يصْعَدُ الْكَلِمُ الطَّيبُ وَالْعَمَلُ الصَّالِحُ يرْفَعُهُ وَالَّذِينَ يمْكُرُونَ السَّيئَاتِ لَهُمْ عَذَابٌ شَدِيدٌ وَمَكْرُ أُولَئِكَ هُوَ يبُورُ)
کسي که خواهان عزت است (بايد از خدا بخواهد چرا که) تمام عزت براي خداست؛ سخنان پاکيزه به سوي او صعود مي کند، و عمل صالح را بالا مي برد؛ و آنها که نقشه هاي بد مي کشند، عذاب سختي براي آنهاست و مکر (و تلاش افسادگرانه) آنان نابود مي شود (و به جايي نمي رسد)!
سوره فاطر (35): آیه 10
هر کس دنبال عزت است عزت دست خدای عالم است (وَتُعِزُّ مَنْ تَشَاءُ وَتُذِلُّ مَنْ تَشَاءُ)، (إِلَيهِ يصْعَدُ الْكَلِمُ الطَّيبُ) به سوی او تمام کارهای خوب و کلمه طیب بلند می شود.
ü تمیزی، مرتب و منظم بودن سر و صورت نشانه شخصیت انسان است
روایت دیدم خیلی برایم عجیب بود لباس نه حتی نسبت به موسی سر و ریش می گوید:
«الشَّعْرُ الْحَسَنُ مِنْ كِسْوَةِ اللَّهِ تَعَالَى فَأَكْرِمُوهُ»
موی زیبا در حقیقت عنایت و پوشش خدایی است رسیدگی کنید.
من لا يحضره الفقيه؛ نویسنده: ابن بابويه، محمد بن على، ناشر: دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم مصحح: غفاری، علی اكبر، ج1، ص129
«مَنِ اتَّخَذَ شَعْراً فَلْيُحْسِنْ وِلَايَتَهُ أَوْ لِيَجُزَّهُ.»
الكافي (ط - الإسلامية)؛ نویسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الكتب الاسلامیة، ج6، ص485
هر کس می خواهد مو بگذارد گاهی مو را می تراشید هیچ ولی موی سر را بلند می کنید باید رسیدگی کنید شانه کنید به قول امروزی روغن بزنید و ... یا نه «أَوْ لِیَجزَّهُ» موی سر و ریشت را کم کن. موی ریش وقتی شلخته شد در حقیقت نعمت خدا را ناشکری کردی.
«مَنِ اتَّخَذَ شَعْراً فَلْيُحْسِنْ وِلَايَتَهُ» با کلمه «وِلَایَتَه» مو احتیاج به ولایت دارد تو ولی او هستی از آن سرپرستی کن و الا «لِیَجزَّهُ» بتراش به اندازه ای که ته ریش داشته باشی ولی ریش بلند شد هر وقت ریش «امام (رضوان الله تعالی علیه)» را می دیدیم غبطه می خوردم طوری شانه می کرد آدم می توانست موهای ریشش را بشمارد یعنی این قدر تمیز، زیبا و منظم بود. ایشان موی سر به آن شکل نداشت.
«مقام معظم رهبری (رضوان الله تعالی علیه)» زمان ریاست جمهوری کاکُل داشتند آخوند کاکلی بودند خدا روح شان را شاد کند. بعد از این که به رهبری رسیدند دو، سه ماهی دیدم موی سرشان را تراشیدند بعد از دو، ماه موی سرشان را دیدم وقتی عمامه شان را بر می داشتند موی شان شانه و دقیق بود.
حتی در حرم امام رضا (سلام الله علیه) برای غبار روی داخل ضریح می رفتند می بینیم موی سرشان دقیق شانه شده، منظم و مرتب بود. جوان ها یا موی سرتان را بتراشید یا نه موی سر یا ریش می گذارید دقت کنید موی سرتان مرتب باشد.
بعضی ها ریش دارند ریش شان طوری هست که آدم دوست ندارد نگاه کند.
دیدم «امام (رضوان الله تعالی علیه)» قسمت بالا را خیلی کم، قسمت پایین را بلندتر کرده بود، قسمت بالا وقتی زیاد می شود می پیچید قیافه انسان را به هم می زند. «الشَّعْرُ الْحَسَنُ مِنْ كِسْوَةِ اللَّهِ» موی خوب از عنایات خدا هست خدا موی خوب را قسمت هر کس نمی کند. «فَأَكْرِمُوهُ» موی خوب را گرامی بدارید. ائمه (علیهم السلام) ریزترین چیزهای زندگی انسان را مورد عنایت قرار دادند.
ولذا در این فراز هم آٔقا امام سجاد (سلام الله علیه) می فرماید گناه لباس ذلت به انسان می پوشاند همان طور که لباس مندرس انسان را بی شخصیت نشان می دهد لباس گناه و معصیت هم انسان را در جامعه بی ارزش می کند.
بعد تعبیر حضرت این هست «وَ جَلَّلَنِي التَّبَاعُدُ مِنْكَ لِبَاسَ مَسْكَنَتِي»، کلمه «جَلّلَ» باز به معنای پوشاندن و ترا گرفتن است خداوندی که غنی مطلق و سرچشمه تمام کمالات است همه آرامش ها از ناحیه اوست، بی آرامشی از ناحیه گناه است.
(وَمَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْرِي فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنْكًا وَنَحْشُرُهُ يوْمَ الْقِيامَةِ أَعْمَى)
و هر کس از ياد من روي گردان شود، زندگي (سخت و) تنگي خواهد داشت؛ و روز قيامت، او را نابينا محشور مي کنيم!
سوره طه (20): آیه 124
دوری از یاد خدا زندگی را تلخ می کند
(الَّذِينَ آمَنُوا وَتَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِكْرِ اللَّهِ أَلَا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ)
آنها کساني هستند که ايمان آورده اند، و دل هايشان به ياد خدا مطمئن (و آرام) است؛ آگاه باشيد، تنها با ياد خدا دلها آرامش مي يابد!
سوره رعد (13): آیه 28
یاد خدا آرامبخش است گناه آرامش انسان را از بین می برد «وَ جَلَّلَنِي التَّبَاعُدُ مِنْكَ لِبَاسَ مَسْكَنَتِي» خدایا هر چه گناه کنم به من لباس ذلت می پوشاند!
ü پیام این فراز از مناجات امام سجاد(سلام الله علیه) «وَجَلَّلَنِي التَّبَاعُدُ ...» برای انسانهای عصر حاضر
ولذا در عصر حاضر پیام این فراز امام سجاد (سلام الله علیه) این هست که افسردگی های که جامعه ما گرفتارش هستند فقر و بیچارگی تمام این ها درمانش دوری از گناه و معصیت است.
ماها تصور می کنیم اگر ثروت زیادی داشته باشیم آرامش می آید مقام بالاتری داشته باشیم آرامش می آید و حال آن که کسانی که ثروت زیادی دارند آرامش شان به مراتب کمتر از آن کسی است ثروت کمتری دارند.
خدا بیامرزد آقای «بهلول» را می گفت هیچ چیز ندارم شب می خواهم بخوابم نه به فکر مال، چک و طلب هایم هستم؛ ولی آن آقایی که ثروتمند هست شب می خواهد بخوابد فلان چکم برگشت خورد فردا اقدام کنم دادگستری بروم و ... حتی می خواهد بخواهد بخوابد با اضطراب می خوابد و دلهره دارد.
لذا نه ثروت آرامش می آورد (أَلَا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ) با یاد خدا قلب ها آرامش می یابد.
(الَّذِينَ آمَنُوا وَتَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِكْرِ اللَّهِ أَلَا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ)
آنها کساني هستند که ايمان آوردهاند، و دلهايشان به ياد خدا مطمئن (و آرام) است؛ آگاه باشيد، تنها با ياد خدا دلها آرامش مييابد!
سوره رعد (13): آیه28
بله، اگر کسی مال دنیا داشته باشد ولی وابستگی نداشته باشد این مال خیلی خوب است. دنیا «مَجَّرُ أولیاء الله» است محل تجارت اولیاء خدا هست می گویند «بهلول» با یکی از درویشی که ادعای عبادت و ... می کرد پرسیدم وابستگی چه کسی به دنیا بیشتر است؟ گفتم با هم سفری برویم «بهلول» و درویش یکی، دو فرسخ از شهر دور شدند درویش گفت ای واااای عصایم در خانه ماند، زنجیر یدکی کشکولم خانه ماند باید بروم آن را بر دارم.
«بهلول» گفت ثروت دارم عین خیالم نیست این همه فرزند، اولاد و ثروتم را گذاشتم تو به اندازه این که عصا و بند کشکولت مانده وابسته به دنیا هستی ثروتمند شدن هنر نیست وابسته نشدن به ثروت هنر است.
شاید به اندازه سلیمان ثروت داشته باشی ولی خدایا صلاح دیدی همه ثروتم را گرفتی بنده، بنده ای تو است و ملک هم مال تو است. اما اگر کسی یک مختصر اموالی دارد به قدری وابسته است هَیْ میگوید خدایا اتفاقی نیفتد، ای وای مغازه ای که باز کردم مشتری داشته باشم یانه، یک وقت میوههای که آورده ام فاسد نشود... این طور آدم هزاران فکر و خیال میکند.
لذا در اینجا امام سجاد(سلام الله علیه) میفرماید گناه برای انسان ذلت میآورد، گناه برای انسان اضطراب میآورد برای راحتی از اضطراب و راحتی از گرفتاریهای دنیوی و همچنین اخروی تنها یک راه بیشتر نیست و آن رفتن به طرف خدای عالم و لباس معصیت و ذلت را از تن بیرون کردن و لباس عزت خدای عالم را به تن کردن است.
لذا در این دعا امام سجاد(سلام الله علیه) است میفرماید: «وَ أَمَاتَ قَلْبِي عَظِيمَ جِنَايَتِي » عظمت جنایتم قلبم را میرانده، «فَأَحْيِهِ بِتَوْبَةٍ مِنْك يَا أَمَلِي وَ بُغْيَتِي» پس آن را با توبه به درگاهت زنده كن، اى آرزويم و مرادم ...
مجری:
حضرت استاد! دوستان اشاره میکنند نماز بر پیکر حضرت آقای شهیدمان دارد انجام میشود میخواهند به صورت زنده پخش کنند.
حضرت آیت الله حسینی قزوینی:
خیلی کار خوبی میکنند خداوند جزای خیر عنایت کند موفق و مؤیید باشید. بحث مان برای جلسه بعد باشد...
مجری:
ممنون و متشکر التماس دعا، همچنین از محضر شما بینندگان عزیز التماس دعا داریم و خدا حافظی میکنیم تا دیدار دیگر خدا نگهدار!