کیفیت حراست و تضمین بقای شیعه توسط امام صادق علیه السلام استاد معماریان

قسمت اول ویژه برنامه پیشوای صادق با کارشناسی استاد معماریان و اجرای آقای اکبری


 بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

برنامه پیشوای صادق (قسمت اول)

عنوان برنامه: کیفیت حراست و تضمین بقای شیعه توسط امام صادق علیه السلام

استاد: حجت الاسلام والمسلمین معماریان

مجری: آقای سجاد اکبری

کلیدواژها:

پیشوای صادق؛ امام صادق (سلام الله علیه) ؛ جعفر؛ تضمین؛ شیعه؛ اهل بیت (سلام الله علیهم اجمعین) ؛ ابوحنیفه؛ شاگرد؛ تربیت؛ روایت؛ نشر؛ دانشگاه؛ امامت؛ شیعه؛ بنی امیه؛ بنی عباس!

مجری:

بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ الْحَمْدلِلَّهِ رَبِّ العالَمين‏؛ بهترین سلام ها و صلوات ها را هدیه می کنیم به محضر جناب ختمی مرتبت خاتم الأنبیاء رحمة للعالمین حضرت محمد مصطفی (صلی الله علیه و آله) همچنین عرض سلام و تحیات وافره داریم به محضر آقا جان مان قطب دائره امکان حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف)؛ همچنین عرض سلام و ادب و احترام و ابراز تواضع دارم به محضر یکایک شما بینندگان عزیز، ارجمند، فرهیخته و پای کار شبکه جهانی حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف)!

از محضرتان اجازه می خواهم همین ابتدای برنامه سالروز شهادت جانگداز ششمین اختر تابناک آسمان امامت و ولایت را ابتداً به محضر حضرت حجة ابن الحسن العسکری (عجل الله تعالی فرجه الشریف) و در مرحله بعد خدمت شما پیروان حضرتش تسلیت و تعزیت عرض بکنم ان شاء  الله که بتوانیم از پیروان و موالیان واقعی و حقیقی حضرات معصومین (صلوات الله علیهم اجمعین) باشیم.

با افتخار در خدمت جناب استاد معماریان عزیز و گرانقدر هستم قرار هست در شب شهادت حضرت امام جعفر صادق (علیه السلام) بپردازیم به ابعادی از زندگی حضرت و سیره حضرت با تأکید بر چگونگی حراست و تضمین بقای تشیع و شیعه توسط این امام همام (علیه الصلاة و السلام) جناب استاد سلام عرض می کنم خدمت شما خیلی خوش آمدید ممنون از این که وقت تان را به ما اختصاص دادید این ایام را خدمت شما تسلیت و تعزیت عرض می کنم.

استاد معماریان:

بسم الله الرحمن الرحیم بنده هم عرض سلام، ادب و  احترام دارم خدمت شما، خدمت بینندگان عزیز و هر عزیزی که صدای ما را می شنود و در شب شهادت امام صادق (علیه السلام) رئیس مذهب ما عرض تسلیت دارم، این شهادت جانگداز و جانسوز را به محضر امام عصر (ارواحنا فداه) یک یک شیعیان و ارادتمندان حضرت صادق (سلام الله علیه) چه آن هایی که می دانند حق امام صادق برشان چه است چه آن های که نمی دانند نفسی که می کشیم در محبت و ولایت امیر المؤمنین (سلام الله علیه) پای روضه های امام حسین (علیه السلام) به یاد حضرت زهرا (سلام الله علیها) این نفس را مدیون و مرهون امام صادق (علیه السلام) هستیم.

این شرط را گذاشتم امیدوارم کسی نباشد به این مسئله آگاه نباشد، به حقِ عظیم و بزرگ امام صادق (صلوات الله علیه) در خدمت شما هستم امیدوارم در موضوعی که بیان فرمودید نکاتی هم یادداشت کردم تقدیم محضر عزیزان می کنم.

مجری:

متشکرم جناب استاد با توجه به این که قرار هست بپردازیم به بُعد حساسی از زندگی حضرت امام صادق (علیه السلام) می خواهیم ببینیم حضرت در زمان حساس خودشان چه تأثیر بزرگی در حراست و تضمین بقای شیعه و تشیع داشتند؟

خواهش می کنم به عنوان مقدمه بحث برویم سراغ دوران حیات پر برکت امام صادق (علیه السلام) ببینیم آن ایامی که حضرت زندگی می کردند چه خاصیت ها و ویژگی های داشت و چگونه زندگی می کردند و به چه شکلی بود؟ بُعد سیره هست بحث مان را با این مطلب شروع بکنیم و از محضرتان بیشتر استفاده می کنیم.

استاد معماریان:

دو، سه نکته آماری، بیوگرافی از حیات امام صادق (علیه السلام) بدهم که این ها به نظرم در آن چیزی که می خواهیم بیان بکنیم تأثیر خودشان را به موقعش نشان می دهد. امام صادق (علیه السلام) در بین دوازده امام البته بجز حضرت بقیة الله الاعظم (ارواحنا فداه) که زنده هستند و ما در عصر و حیات آن حضرت نفس می کشیم. در بین یازده امام معصوم ما جز کسانی هستند که طولانی ترین عمر را دارند 65 سال از 83 تا 148 حیات مبارک امام صادق (علیه السلام)

مجری:

لذا ملقب به شیخ الأئمه شدند

استاد معماریان:

بله، به جهت سن و سالی که دارند بعد از امام صادق (علیه السلام) هر چه جلوتر می آییم عمرها کوتاه تر هم می شود تا آخر وقتی می شنویم امام هادی و امام عسکری یک دفعه می گویند 25 و 35 سالگی شهید شدند خیلی تعجب می کنیم. چون 25 سال و 35 سال خیلی سن کمی است.

اما در بین یازده امام، حضرت صادق (علیه السلام) از این جهت سن زیاد و بعد عمر امامت آن حضرت هم جزو طولانی ترین دوره هاست یعنی از 114 که امام باقر (علیه السلام) به شهادت رسیدند تا 148 که خود حضرت به شهادت رسیدند چیزی در حدود 34 سال دوران امامت امام (علیه السلام) است.

یک جهت دیگر دیدم بعضی ها دقت خوبی رویش به خرج دادند این که حضرت در زمان خلافت عبد الملک مروان به دنیا آمدند، در زمان ابو جعفر منصور دوانقی عباسی به شهادت رسیدند، یعنی عمر حضرت در این دو حکومت گذشت. حکومت امویان که پایان حکومت امویان هست و حکومت عباسیان که آغاز خلافت آن هاست.

خیلی عجیب است الان به ذهنم رسید حکومت ها معمولاً در دو زمان مخصوصاً حکومت های جائر و طاغوتی که به نام خلافت اهل بیت (علیهم السلام) طاغوت راه انداختند. تعبیری که پیغمبر اکرم در برابر بنی امیه به کار بردند یکی از اوائل کارشان خیلی شدت عمل به خرج می دهند و یکی در اواخر کارشان شدت عمل به خرج دادند.

معمولاً در دوره ای که ثبات دارند و موقعیت شان تثبیت شده شدت عمل و خشونت شان به اندازه دوران اوائل و اواخر نیست. امام (علیه السلام) هم اواخر بنی امیه را درک کردند هم اوائل بنی العباس را یعنی هر دو دوره، دوره های پر خشونت بودند. دوره هایی که مواجه می شویم وقتی تاریخ را می خوانیم شیعیانی که مدام از این زندان به آن زندان در حال رفت و آمد هستند.

دوره های که می بینیم شیعیان میراثی که از ائمه (علیهم السلام) دارند احادیثی که نشستند، شنیدند و نوشتند این ها مجبور هستند در باغچه خانه هایشان دفن بکنند که مبادا این احادیث سند جرمی برای شان نشود که به دست حکومت گرفتار بشوند.

مجری:

یعنی دوران حیات شان این قدر حساس بود؟

استاد معماریان:

به شدت یعنی یک جوری کار برای شیعیان سخت و دشوار می شود مثلاً خوب های از شاگردان اهل بیت فرض بفرمایید ابو بصیر هر چه گزارش از ابو بصیر داریم خوب هست هیچ وقت ذهن مان نمی رود به این نکه ابو بصیر آدم کم طاقتی باشد. ولی ابو بصیر یک دفعه می آید به امام صادق (علیه السلام) می گوید «مَتی الفرج» این نشان دهنده این است که خیلی گرفتار هستیم گشایش کار ما پس کِی قرار هست اتفاق بیافتد؟ این طور هر کسی به شکلی بود.

از آن طرف در کوران های جنجال و بحران خیلی ها هستند تشخیص حق و باطل برای شان خدای نا کرده سخت می شود. یا تشخیص اهم و مهم گاهی برای شان دشوار و سخت می شود می بینیم باز در دوره امام صادق (علیه السلام) جریان هایی از دل شیعه بر می آید که این ها جریان هایی در تعارض با اهل بیت (علیهم السلام) هستند مثل شیعیان غلات!

عمده فعالیت شان مال زمان امام صادق (علیه السلام) است این ها از دل شاگردان بعضاً امام صادق (علیه السلام) بیرون آمدند. لذا شرایط حضرت صادق (علیه السلام) خیلی سخت است چرا این را عرض می کنم؟ به جهت این که نوعاً می گوییم در تبدیل یک حکومتی به یک حکومت دیگر که بنی العباس می خواهد بنی امیه را کنار بزند خودش روی کار بیاید یک گشایش و آرامشی بر جامعه حاکم بود امام صادق از آن استفاده کرد. اصلاً این طور نیست.

 بگوییم یک دوره ای پیش آمد کسی کاری به کار کسی نداشت حضرت از این کسی کاری به کسی نداشتن استفاده کرد و معارف شیعه را نشر داد. در دوره بنی امیه، امام (علیه السلام) تحت فشار است هم در دورانی که داعیان بنی العباس شروع به تبلیغ کردن می کنند. جریان های شیعه را با خودشان همسو کردن، به نام اهل بیت، آدم ها را جمع کردن باز امام صادق تحت فشار است.

حتی از جانب بعضی از نزدیکان خودش بنی اعمام، بنی حسن و دیگران تحت فشار است به این که با این جریان ها همراه بشود. همان قدر که بنی عباس روی کار می آید یعنی بنی عباسی که با شعار «الرضا مِن آل محمد» روی کار می آید هدف اصلیش در دشمنیش امام صادق (علیه السلام) می شود.

هر سه دوره برای امام (علیه السلام) دوره های سخت و دشواری است نسبت به تاریخ امام سجاد (علیه السلام) این تعبیر را کردم می خواهم نسبت به تاریخ امام صادق (علیه السلام) بگویم اساساً جمله ای که می خواهیم بگویم نسبت به تاریخ همه ائمه (علیهم السلام) صدق می کند.

یک وقتی به شما می گویم این لباس غواصی را بپوش در این دریا بپر از این دریا مثلاً برای ما صدف صید کن و بیاور؛ یک موقعی دست و پای شما را می بندم می گویم در این آب می اندازمت خودت را از این آب نجات بده مدام دارم سخت ترش می کنم. یک موقع دست و پایت را می بندم وسط اقیانوس می برم در آب می اندازمت می گویم هم خودت را نجات بده هم برای ما مروارید صید کن.

کاری که اهل بیت (علیهم السلام) کردند مصداق کسی است که با دست و پای بسته وسط اقیانوس هم خودش را نجات داد هم مروارید صید کرده است. یعنی کاری که حضرت کردند این است تا قبل از امام صادق (علیه السلام) شیعه نداشتیم؟ تاریخ شیعه به زمان رسول الله بر می گردد به جهت فی الأرضی کسی که اولین بار شیعه گفت وجود مقدس رسول الله است اهل سنت هم در کتاب هایشان آوردند پیغمبر به شانه امیر المؤمنین (صلوات الله علیه) زد وقتی از او سوال کردند «خیر البریّة» چه کسی است؟ حضرت فرمودند «هم علیٌ و شیعته» یا در تعبیر دیگری «شیعة علی هم الفائزون» تعابیر این چنین از پیغمبر رسیده است.

ساختار هم همیشه داشت یعنی اتفاقاً آن وقتی که شیعه ساختار داشت مذاهب دیگر سر و کله شان هنوز پیدا نشده بود. موقعی که پیغمبر چارچوب تشیع را که ادامه اسلام مرضی به حکم آیه اکمال (وَرَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلَامَ دِينًا) پیغمبر چارچوب این تشیع را بیان کردند. بلافاصله بعد از پیغمبر ساختار و آدم داشت.

بله عدد این آدم ها، عدد چشم گیری نیست اول کار سه یا چهار نفر هستند اما شیعه همیشه بوده بر خلاف بقیه مذاهب که سال ها بعد خیلی هایشان بنیانگزاری شده یا بگوییم اساس آن مذاهب باشد بعد از پیغمبر بنیانگزاری شد در زمان رسول الله بنیانگذاری نشد و تأیید رسول الله را نداشت بر خلاف شیعه؛

اما به امام صادق (علیه السلام) رئیس و مؤسس می گوییم جلوتر عرض می کنم چرا؟ الان نمی خواهم واردش بشوم فعلاً همین قدر بدانیم این نشان دهنده این است که امام صادق (علیه السلام) وسط این همه بحران یک کار عجیب در طول تاریخ اسلام انجام دادند. کتاب کافی، وسائل الدرجات را نگاه کنید خیلی عجیب است مثلاً حضرت به حج مشرف می شوند حضرت نشستند دارند به خانه خدا نگاه می کنند ابن ابی العوجاء می آید با حضرت شروع به حرف زدن می کند.

ابن ابی العوجاء چه کسی است؟ به قول امروزی ها آتئیست (دهری) است منکر وجود خداست. می آید با حضرت حرف می زند بعد جملات ابن ابی العوجاء درباره امام صادق (علیه السلام) را بخوانید خیلی عجیب است اگر یک دانه عالم باشد این است. تعابیر خیلی عجیب و غریبی دارد الا این که نمی توانم حرف هایش را بپذیرم والا دهری ها، غالی ها، احزاب و جناح های مختلف اهل سنت به قوت هستند. دشمنی هایشان با امام صادق (علیه السلام) فراوان است دنبال مچ گرفتن از حضرت هستند دنبال به تله انداختن شیعیان حضرت هستند حکومت هم دست شان است و با آن ها همراه است. در همچنین شرایطی امام صادق (علیه الصلاة و السلام) می خواهد هویت شیعه را نوسازی کند نه ایجاد کند.

گفتیم ایجاد این هویت به دست رسول الله بود اگر بالاتر نرویم بگوییم خود خدای متعال این هویت را ایجاد کرد؛ اما آن چه که در زمین اتفاق افتاد این هویت را رسول الله ایجاد کرد. اما امام صادق (علیه السلام) آمد این هویت را نوسازی کرد. آن چه الان اهمیّت دارد این هست که در چه شرایط زمانی؟

در این فورجه سی و چند ساله ای که دائم زد و خرد است یعنی حتی گروه های از شیعه هم سمت دائیان بنی العباس می روند یا خودشان خود مختار علیه بنی امیه شروع می کنند. در همچنین شرایطی مدعی هم الی ماشاء الله هست مواردی داریم گزارش شده به امام صادق حتی خرده می گیرند شما این همه یار دارید چرا کاری نمی کنید؟ مدعیان مدام اضافه می شوند ما هستیم تو اشاره کن از خراسان صد هزار نفر به کوچه پس کوچه های مدینه سرازیر بشوند در همچین شرایطی میراثی که از امام صادق (علیه السلام) ماند چند تا چیز است.

یک: هویت باقیمانده تشیع این که امروز هویتی وجود دارد کاملاً مرزبندی دارد یعنی شما تفاوت شیعه با غیر شیعه را بسیار راحت می توانید توضیح بدهید و بسیار راحت می توانی به یک آدمی فقط مانیفِست اعتقادیش را بشنوی مثلاً بگویی من به این چیزهایی اعتقاد دارم و بر اساس آن هویتی که امام صادق (علیه السلام) درست کردند شما به این مانیفست نگاه کنید بگویید این آدم شیعه هست یا نیست؟

اصلاً ادعای خودش هم مهم نیست خودش ممکن است بگوید من شیعه نیستم شما بگویی این مانیفست، مانیفست امام صادق از تشیع هست. یا خودش بگوید من شیعه هستم شما بگویی این عقایدی که تو داری ابراز می کنی این با آن هویتی که امام صادق (علیه الصلاة و السلام) بجا گذاشتند تعارض دارد پس الکی نگو شیعه هستم این شاید مهم ترین چیزی که از حضرت داریم.

دومین چیزی که می شود خیلی به آن اشاره کرد در بین همه یازده امام میراث حدیثی امام صادق (علیه السلام) شاید به نوعی حجیم ترین است. خدا حفظ کند همه اساتید ما را سال 86 خدمت حاج آقای حسینی قزوینی درس می خواندیم ایشان یک وقت می گفتند این قدر حدیث از امام صادق زیاد هست بحار الأنوار هم این قدر حدیث دارد البته به شوخی می گفتند نه این که فردا کسی برود انجام بدهد بگوید حاج آقای حسینی گفتند.

ایشان می گفتند این قدر حدیث از امام صادق زیاد است که اگر یک حدیثی را بخوانی یادت نباشد از چه کسی است بگویی امام صادق گفته احتمال این که امام صادق گفته باشد نود درصد هست. یعنی این قدر فراوانی حدیث حضرت در حوزه های اعتقادی، فقهی، اخلاقی، سلوک با مردم، زندگی با خانواده، رفتار با آشنا، رفتار با غریبه، رفتار با دشمن، آداب زندگی شخصی و فردی مثلاً در یک جزیره ای تنها هستم رها که نیستم بالاخره یکسری آداب دارد در همه این حوزه ها حدیث دارد.

 مرحوم شیخ مفید یک تعبیری دارند می گوید این قدر از آثار علمی حضرت در بلاد منتشر شده کسی را نمی توانی پیدا بکنی درباره شیعه چیزی نوشته باشد از امام صادق (علیه السلام) ننوشته باشد. کسی را نمی توانی پیدا بکنی که کلماتش هم فراوانیش هم گستره اش یعنی هم تعدادش و هم در حوزه های متعددی که حضرت داشتند.

این هم یک میراث مهمی از امام صادق (صلوات الله علیه) است کمتر به آن توجه می شود یعنی یک بار احادیث امام صادق (علیه السلام) را دسته بندی کنیم ببینیم حضرت در چه موضوعاتی آمدند.

 سومین آن شاید از مهم ترین میراث حضرت صادق (صلوات الله علیه) است اولی بقای تشیع بود فارغ از این که چند تا شیعه باشند. عرض کردم زمان امیر المؤمنین سه شیعه داریم اولِ بعد از سقیفه «إرتد الناس» این هم از زمان امام صادق است

«ارتدّ النّاس بعد رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله إلّا ثلاثة أو أربعة.»

منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة( خوئى)؛ نويسنده: هاشمى خويى، ميرزا حبيب الله / حسن زاده آملىٍ، حسن و كمرهاى، محمد باقر (تاريخ وفات مؤلف: 1324 ق‏)، محقق / مصحح: ميانجى، ابراهيم‏، ناشر: مكتبة الإسلامية، تهران‏: 1400 ق، ج12، ص56

سه، چهار تا شیعه داریم اما تشیع داریم غروب عاشوراء بجز زن و بچه امام حسین و معدود چند تای دیگر شیعه داریم؟ امام سجاد (علیه السلام) می فرماید بیست نفر آدم نداریم در حجاز ما را دوست داشته باشند بگویند این آدم خوبی است نه این که ما شیعه اش هستیم.

مجری:

فقط نظر مثبتی داشته باشند

استاد معماریان:

بله، اما تشیع هست آن چیزی که باقی می ماند تشیع است اما عدد شیعه هم مهم است می بینیم بعد از رسول الله اول خلافت امیر المؤمنین (صلوات الله علیه) سه، چهار تا شیعه داریم. اما زمان امام سجاد آغاز به کار امام سجاد عین همان روایت را درباره امام سجاد داریم

«ارتدّ النّاس بعد الحسین إلّا ثلاثة أو أربعة.»

الإختصاص‏؛ نويسنده: مفيد محمد بن محمد (تاريخ وفات مؤلف: 413 ق‏)، محقق / مصحح: غفارى، على اكبر و محرمى زرندى، محمود، ناشر: الموتمر العالمى لالفية الشيخ المفيد، ايران- قم: ‏1413 ق‏، ص 64

شروع کار امام سجاد هم با سه، چهار نفر شیعه هست، عدد این سه، چهار تا شیعه هر چه جلوتر می رود زیاد می شود آخر مبارک امام سجاد (علیه السلام) یک عدد حداقل پنجاه هزار نفری از تعداد شیعیان داریم. طبعاً زمام امام باقر (علیه السلام) هم این هست امام صادق (علیه السلام) در آن جنجال ها و آشوب ها این عقیده را باید حفظ بکند می شود آن مرز بندی با همه مذاهب و همه ادیان که عرض کردم.

این عدد را هم باید حفظ کنند شیعه نباید بی خودی کشته بشود شیعه نباید عددش از دست برود. گاهی نگاه می کنم می بینم در مملکت ما جنگ شده آدم دارد شهید می شود بی تفاوت رد می شوند می گویم خون یک نفر شیعه هست دارد روی زمین ریخته می شود. چطور می شود آدم نسبت به یک خون بی تفاوت باشد؟ نود میلیون بودیم الان شدیم هشتاد و نُه میلیون و نهصد و نود و نُه هزار و نهصد و نود و نُه نفر شدیم یک نفر برای من و تو بی ارزش است برای امام زمان خیلی ارزشمند است چرا این ها را نمی بینیم؟ این عدد باید حفظ بشود چطور این عدد باید حفظ بشود؟ راهکارش را امام صادق (علیه السلام) می فرماید این که حضرت این قدر سفت ایستادند که شیعه سمت بنی العباس نرود یک جهتش همین است. که رفتن به سمت بنی العباس فقط عقیده تو را خراب نمی کند جان تو را در معرض هلاکت قرار می دهد. نکته، نکته خیلی مهمی است در کتاب های تاریخی نگاه کنید حلقه اول دائیان بنی العباس آن های که کمک کردند زمینه ساز شدند.

بنی عباس روی کار آمد بلافاصله بعد از شکل گیری قدرت بنی عباس این ها به بهانه های مختلف از دم تیغ بنی عباس می گذرند و کشته می شوند

مجری:

یعنی آن زمان، زمانی نبود که شیعه در مقام نظامی عرض اندام بکند.

استاد معماریان:

بله خودشان را نشان بدهد لذا حضرت موارد متعددی مدام توصیه می کند بنشیند، آرام باشید حتی بعضی از بزرگان ما معتقد هستند می گویند احادیثی که نسبت به بعضی از اشخاص آمده حضرات این ها را لعن کردند. نمی خواهم اسم ببرم چون بحث، بحث علمی است جایش این نیست که در رسانه ها و جلوی دوربین مطرحش کنم این بحث ها در محافل علمی باید حل و فصل بشود.

اما بعضی ها بدون اسم عرض می کنم می گویند اگر امام (علیه السلام) فلان کسَک را نقل کرد نه جهت این است که این آدم از جهت اعتقادی ضعفی داشت یا انحرافی بوجود آورده به جهت تخطی از همین فرمان امام بود و این که جان عده ای شیعه را دنبال خودش راه انداخت و به خطر انداخته است لذا حضرت لعنش کردند. این فضای کلی زمان حضرت صادق (سلام الله علیه) است.

مجری:

یک تدبیر ویژه ای در آن زمان بود

استاد معماری:

به علاوه عقیده و معارف شیعه این مقدمه ای که خیلی طولانی شد.

مجری:

الحق و الإنصاف داریم استفاده می کنیم ان شاء الله قطعاً همین طور است این اوقات و این دقایق برای ما و در میزان حسنات ما ان شاء الله نوشته بشود. جناب استاد چرا ما حضرت را ریاست مذهب حقه جعفری می نامیم و می شناسیم؟

استاد معماریان:

یک موقعی این طرف و آن طرف می گفتیم مؤسس می گویید غلط است رئیس بگویید با این نگاهی که می خواهم توضیح بدهم گرچه رئیس درست تر است ولی حتی اگر مؤسس بگوییم قابل فهم و پذیرش است. آن کاری که امام صادق (علیه الصلاة و السلام) کردند یک عقبه داشت پیغمبر اکرم یازده هجری از دنیا رفتند آغاز امامت حضرت 114 است یعنی 103 سال از شهادت پیغمبر یعنی از آغاز سقیفه می گذرد و امامتِ امام (علیه الصلاة و السلام) آغاز می شود.

اگر نبینیم در این یک قرن چه اتفاقی افتاد؟ شیعه همیشه داشتیم این هم به عنوان اطلاعات عمومی که یک دفعه یادم آمد بد نیست بدانیم تنها شهری که در طول تاریخ اسلام همیشه شیعه داشت مدینه است قم از یک تاریخی به بعد پایگاه شیعه شد ولی از یک تاریخی قبل شیعه نداشت کوفه همچنین.

خیلی شهرهای دیگر که الان شیعه نشین هستند و پایگاه نشر معارف شیعه هستند مثل نجف و مشهد بله این ها از یک تاریخی به بعد پایگاه شیعه شدند از یک تاریخی به قبل اصلاً شیعه نداشتند ولی مدینه هیچگاه خالی از شیعه نبود از زمان رسول الله شیعه داشت تا امروز!

در طی این یک قرن از شهادت رسول الله تا آغاز امامتِ حضرت صادق (علیه السلام) همیشه شیعه داشتیم یک روزی سه تا داشتیم یک روزی پنجاه هزار تا داشتیم. اما یک چیزی که در طول این یک قرن اتفاق افتاد و ما به آن نگاه و دقت نکردیم این است که در این یک قرن این طور نبود که بگوییم یک طرف شیعه و طرف دیگر معاویه بود (یک طرف حق و یک طرف باطل بود)

امیر المؤمنین (علیه السلام) تعبیری دارند به نظرم این تعبیر خیلی کمک مان می کند حضرت می فرماید نشان عقل این نیست کسی بین خیر و شر بتواند خیر را انتخاب کند مثلاً اگر یک لیوان آب و یک لیوان سم این جا باشد شما اگر آب را بخوری برایت دست نمی زنند بگویند احسنت انتخاب درستی داشتی آب را خوردی دیوانه که نبودم سم را بخورم.

لذا انتخاب بین حق و باطل گرچه پیچیدگی هایی دارد عرض می کنم چرا پیچیدگی دارد؟ اما اگر حق لخت و عریان این جا باشد باطل هم لخت و عریان این جا باشد دیوانه نیستم حق را رها کنم بروم باطل را انتخاب بکنم. مشکل از کجا شروع می شود؟ تعبیر از امیر المؤمنین (علیه السلام) است حضرت می فرماید چرا به شبهه، شبهه می گویند؟ «لِأَنَّهَا تُشْبِهُ الْحَق‏»چون شبهه باطل است اما شبیه به حق است.

«وَ إِنَّمَا سُمِّيَتِ الشُّبْهَةُ شُبْهَةً لِأَنَّهَا تُشْبِهُ الْحَق‏»

نهج البلاغة (للصبحي صالح)؛ نویسنده: شريف الرضى، محمد بن حسين، ناشر: هجرت، محقق/ مصحح: فیض الاسلام، ص81

مجری:

لذا بعضی ها می لغزند

استاد معماریان:

بله این جا گرفتاری درست می شود اگر یک طرف حق و یک طرف امیر المؤمنین باشد و یک طرف هم باطل باشد یعنی معاویه با تمام صفات خودش یک طرف باشد امیر المؤمنین با تمام صفات خودش یک طرف باشد منطقاً خیلی نباید کار سختی باشد چرا این همه آدم ریزش کردند؟ چرا این همه آدم نتوانستند درست تشخیص بدهند؟ به خاطر این که باطل می آید یک سری شِبه حق هایی از خودش درست می کند لذا همه ملل، ادیان و مذاهب فاسده منحرفه دروغ علی السویه هست؛ یعنی برای شیطان مهم است که تو شیعه نباشی امروز که تو شیعه نبودی برایش مهم هست چه باشی؟ چه اهمیتی دارد؟ تو شیعه امیر المؤمنین نباش هر چه دوست داری باش برای شیطان فرق نمی کند مهم این است که شیعه امیر المؤمنین نباشی.

لذا معاویه، دستگاه سقیفه و امثال این ها علم به این داشتند که اگر ما بخواهیم دور علی ابن ابی طالب را خلوت بکنیم زور تا یک جایی جواب می دهد از یک جایی به بعد طرف در برابر این زور واکسینه می شود دیگر از تو نمی ترسد. حُقه بازی تا یک جایی می تواند جواب بدهد چون از یک جایی به بعد دستت را می خواند دفعه اول یا دفعه صدم گولت را می خورد بالاخره یک جایی دیگر گولت را نمی خورد.

پس راه حل چه است؟ راه حل این هست که یک چیزهایی «ضغث من هذا ضغث من هذا» یک خرده حق و یک خرده باطل اصلاً تو به ما فحش بده (خوارج)، خوارج به معاویه فحش می دادند امیر المؤمنین را قبول نداشتند. تعدد مذاهب که یک دفعه شما می بینید این قدر زیاد می شود این ها هست که کار را برای تشخیص حق سخت می کند.

در انتخاب بین علی (سلام الله علیه) و معاویه نماندم من در بین این ماندم که همه فرقه ها دارند علی می گویند. رسول الله می فرمایند امتم بعد از من هفتاد و سه فرقه می شوند امام صادق (علیه السلام) می فرماید بعد رسول الله فرمود یکیش نجات پیدا می کند. امام صادق (علیه السلام) یک تکمله ای به این فرمایش پیغمبر اضافه کردند این هست که کار را ترسناک می کند.

الان اگر به شما بگویند امت پیغمبر هفتاد و سه فرقه می شوند فقط فرقه ای که طرفدار ولایت امیر المؤمنین هست نجات پیدا می کند ترسی ندارد. ترس از کجا شروع می شود؟ ترس از این جا شرو می شود که امام صادق (علیه السلام) می فرماید خیلی از همین هفتاد و سه فرقه مدعیان ولایت ما هستند. این جا انتخاب سخت می شود.

 بعد یکی از چیزهایی که تولید باطل های کوچک را سرعت می بخشد دشمن مشترک است یعنی چه؟ یعنی معاویه ای که فرض کنید همه آحاد بشریت در این که معاویه ظالم است اتفاق نظر دارند به همه ظلم می کند یکی که دارد به او ظلم می شود شیعه هست یکی که دارد به او ظلم می شود شیعه نیست. نا خواسته این شیعه با این غیر شیعه به هم نزدیک می شوند برای تان زیاد پیش آمد اصلاً‌ لازم نیست ظلم باشد هدف مشترک، کار مشترک، جای مشترک مثلاً صف ویزیت پزشک رفتید نشستید ممکن است کسی بغل شما نشسته باشد صد و هشتاد درجه از ظاهر تا باطن با شما متفاوت باشد ده دقیقه که نشستید می بینید با هم دارید حرف می زنید این تجربه ای هست که برای همه ما اتفاق افتاده است.

چرا در سفرها آدم ها با هم رفیق می شوند؟ می گوید به حج می رویم و بر می گردیم آدمی را که نمی شناسم مجبور هستم با او ارتباط داشته باشم یواش یواش می بینید چقدر با هم صمیمی شدید.

 اتفاقی که بعد از قتل عثمان افتاد همین اتفاق بود جامعه به دو دسته تقسیم نشد جامعه به سه دسته تقسیم شد. یعنی یک گروه شیعیان امیر المؤمنین بودند که از غدیر با امیر المؤمنین بودند به هیچ طرفی هم غش نکردند نه در سقیفه نه بعد از سقیفه هیچ وقت به طرف هیچ کس نرفتند یا اگر رفتند فهمیدند آن باطل است و بر گشتند. یک دسته پیروان سقیفه بودند اصلاً به غدیر اعتناء نداشتند بعد از رسول الله دنبال دیگران رفتند.

این شکاف و اختلاف دو پاره بود بعد از قتل عثمان سه پاره شد کسانی که دو خلیفه قبل را قبول داشتند حالا سر خلیفه سوم دعواست که آیا قبولش داشته باشیم یا نداشته باشیم؟ یک گروهی سفت پای عثمان ایستادند عثمانی ها شدند یک گروهی دست از عثمان بر داشتند در عین این که دو خلیفه قبل از عثمان را قبول داشتند و امیر المؤمنین را دو خلیفه بعد می دانستند عثمان را منعزل از خلافت می دانستند. این ها علوی ها شدند، کجا هستند؟ عمده جریان علوی در کوفه ساکن هستند.

مجری:

جریان همان علوی هایی که در سوریه بودند همین ها بودند یا متفاوت هستند؟

استاد معماریان:

نه این ها متفاوت هستند شاید برآمده از آن ها باشند ولی عیناً آن ها نیستند. اینی که دارم عرض می کنم به جهت فِرَق مذاهب مال قرن اول است حتماً بعد از قرن اول دیگر اثری از آن ها نیست در مذهب اهل سنت حل می شوند پس سه گروه شدند. گروه اول می گوید پیغمبر بعد از پیغمبر، علی بعد از علی، حسن بعد از حسن، حسین تا دوازده امام این ها شیعیان می شوند.

گروه دوم عثمانی ها می شوند که می گویند رسول الله بعدش ابوبکر، بعدش عمر، بعدش عثمان بعدش این ها امیر المؤمنین را قبول ندارند می گویند معاویه و جریان را به سمت بنی امیه می برند. گروه سوم که علوی ها باشند می گویند رسول الله، بعدش ابوبکر، بعدش عمر، بعدش این جا عثمان را قبول ندارند امیر المؤمنین را قبول دارند بعدش معاویه را قبول ندارند امام حسن را قبول دارند.

تا یک جایی هم این ها با هم می آیند از یک جایی به بعد گروه دوم و سوم در هم حل می شوند یعنی می شود خلیفه اول ابوبکر، خلیفه دوم عمر، خلیفه سوم عثمان، خلیفه چهارم علی و خلیفه پنجم معاویه، معاصر اهل سنت ترکیب این دو جریان هستند چرا این مقدمه را توضیح دادم؟ کوفه پایگاه امیر المؤمنین (صلوات الله علیه) است.

مجری:

جناب استاد حالا که مقدمه گفته شده یک میان برنامه ببینیم تا بينندگان هم یک نظم ذهنی داشته باشند برای شنیدن اصل مطلبی که ان شاء الله در خدمت تان هستیم.

(میان برنامه)

مجری:

خیلی ممنون و متشکرم از این که کماکان به این قاب جهانی چشم دوختید و در شب شهادت جانگداز ریاست عظیم الشأن مذهب حقه تشیع جعفری حضرت امام جعفر صادق (علیه الصلاة و السلام) در خدمت شما هستیم. استاد معماریان مقدمه ای را فرمودند در خصوص این که چرا ما حضرت صادق (علیه الصلاة و السلام) را ریاست مذهب جعفری می نامیم و به عنوان ریاست این مذهب می شناسیم؟

مقدمه بسیار ارزشمندی را فرمودند که مربوط به بحث فِرَق و مذاهب می شد حالا ان شاء الله به اصل مطلب بپردازیم.

استاد معماریان:

رسیدیم به این که سه دسته و سه گروه شدند بعد از این که امیر المؤمنین (صلوات الله علیه) به کوفه تشریف آوردند دو گروه از این سه گروه، پایگاه شان کوفه شد. اگر شما خالی الذهن هم باشید از شما سوال بکنند پایگاه شیعیان امیر المؤمنین کجا بود؟ می گویید کوفه بگویید پایگاه دشمنان امیر المؤمنین کجا بود؟ می گویید شام.

یعنی این پذیرش را داریم نسبت به این که یک گروهی طرفدار امیر المؤمنین بودند که در کوفه بودند یک گروهی دشمن امیر المؤمنین بودند در شام بودند. پایگاه عثمانی ها، شام می شود عَلم و نشان و نمادشان چه است؟ مخالفت با امیر المؤمنین (علیه السلام) حتی با عنوان خلیفه چهارم؛ در میان علمای اهل سنت بخاری را دارید که بخاری حتی حاضر نیست بگوید بعد از عثمان، امیر المؤمنین پنج سال حکومت کرد. می گوید:

«ثم کانت بعده ایام الفتنة خمسة سنوات»

یعنی ایام عمر حکومت امیر المؤمنین را ایام فتنه معرفی می کند عثمانی ها در این حد نسبت به امیر المؤمنین (علیه السلام) کینه دارند. عثمانی ها زور، پول، نیروی نظامی، پایگاه قویِ متحد دارند به تعبیر امیر المؤمنین (علیه السلام) حضرت به اهل کوفه می فرماید امام شما را به حق دعوت می کند اجابت نمی کنید امام آن ها، آن ها را به باطل دعوت می کند متحد اجابت می کنند.

یک همچنین پایگاهی آن طرف هست این طرف چه خبر است؟ این طرف که پایگاه طرفداران امیر المؤمنین هست از خلیفه اول اختلاف است این آقایی که الان همه ما قبولش داریم خلیفه اول یا خلیفه سوم است؟ ما صرفاً در سر قبول نداشتن عثمان با هم اتفاق نظر داریم. اما برای عثمانی ها همین میزان طرفداری از امیر المؤمنین کافی است که مورد حمله قرارشان بدهند.

لذا جریان علوی و جریان شیعی که همه یک جا دارند زندگی می کنند یک دشمن مشترک دارند جریان عثمانی ها است. اعتقادات شان با هم شبیه است؟ شباهت هایی دارد اختلافاتش کم است؟ اصلاً اختلافات شان کم نیست علوی ها و شیعیان اختلافات بنیادین دارند عصمت را این ها قبول دارند آن ها قبول ندارند. دو خلیفه اول را این ها برائت می گویند آن ها ولایت می گویند یعنی اختلافات، اختلافات اساسی و بنیادین است.

اما دشمن مشترک سبب همگرایی می شود این که فعلاً بنشینیم با هم صحبت کنیم فعلاً امر مهم تری هست نتیجه این شد که بسیاری از شیعیان در فهم اعتقادات خودشان تشخیص نمی دادند که الان چه درست و چه غلط است؟ نمونه بارز آن زمان ابا عبد الله الحسین (علیه السلام) است واقعاً تشخیص این که الان باید نسبت به امام حسین چه کار کرد تشخیص سختی نیست اما شما می بینید نتوانستند تشخیص درست بدهند. در زمان امام سجاد (علیه الصلاة و السلام) همین، در زمان امام باقر هم همین طور است.

کاری که حضرت سجاد (علیه الصلاة و السلام) کردند گفتند تا حالا دشمن مشترک داشتید در کنار هم بودید قرار نیست ذوب در هم بشوید. خدا رحمت کند مرحوم آیت الله بروجردی تعبیر خیلی عجیبی دارند یکی از شاگردان ایشان می گوید یک وقتی خدمت ایشان رفتم گفتم بین شما و شلتوت (شیخ الأزهر) نامه نگاری ها شده گفتم می شود نامه های که شما نوشتید او نوشت، جواب های که به هم دادید این ها را به ما بدهید؟

گفتند می خواهید چه کار؟ گفت نشریه ای داریم نشریه معروفی مال آن زمان بود می خواهیم این نامه ها را در این نشریه چاپ کنیم گفتند نه نمی دهم. گفتیم چرا نمی دهید؟ شما نامه را نوشتی او هم نامه نوشت جواب همدیگر را دادید رفتید و آمدید به یک فهم مشترکی رسیدید نامه ها را نوشتید انتشار نامه ها بد است که می گویید نمی دهم!

ایشان گفتند نه من آن کار را برای تشیع کردم یک کسی مثل جامعه الأزهر بگوید اسلام چهار تا فرقه نیست پنج تا فرقه هست شیعه را هم در آن بگذارد در جامعه شیعه شاید اثر خاصی نداشته باشد اما در جامعه اهل سنت اثر مهمی خواهد داشت دیگر تو را کافر نمی دانند مسلمان می دانند.

عین جمله آقای بروجردی را دارم عرض می کنم اما تجربه ثابت کرده که هر وقت اقلیت به سمت اکثریت رفت در اکثریت هضم شده است یعنی یک چیز منطقی دو دو تا، چهار تا هست اگر یک بی نماز با یک نماز شب خوان با هم سه ماه در یک زندان یا سفری باشند عقل می گوید احتمال این که نماز شب خوان در نماز شبش مقداری سست بشود بیشتر از این است که بی نماز، نماز خوان بشود.

مثلاً ماها باشیم نگویید موسی ابن جعفر بی نماز و نماز خوان بود امام معصوم است دارم به لحاظ عادی عُرفی خودمان عرض می کنم همیشه مثبت در منفی گفتند ریاضیش هم بخواهی حل بکنی مثبت در منفی، منفی می شود. دیوار اعتقادات شیعه وجود نداشت می دانستند یکسری اعتقادای هست اما این قدر گم و گور بود این قدر فرقه های مختلف بود هر کس یک چیز می گفتند همه هم ظاهراً سنگ امام باقر را دارند به سینه می زنند.

مجری:

اما این ها تدوین نشده بود.

استاد معماریان:

بله، این که حضرت یک دفعه، یک دیوار بلندی بکشد بگوید خارج از این دیوار دیگر شیعه نیست امام سجاد گفت این های که دارم عرض می کنم معنایش این نیست اولین بار امام صادق گفتند نخیر همه امام ها درباره این چیزها حرف زدند. اما این که یک دفعه حضرت وسط بیایند بگویند شیعه این است دیگر به او شیعه نگو اگر آمدی گفت

«إِنَّ فُلَاناً يُوَالِيكُمْ إِلَّا أَنَّهُ يَضْعُفُ عَنِ الْبَرَاءَةِ مِنْ عَدُوِّكُمْ قَالَ هَيْهَاتَ كَذَبَ مَنِ ادَّعَى مَحَبَّتَنَا وَ لَمْ يَتَبَرَّأْ مِنْ عَدُوِّنَا»

نام كتاب: السرائر الحاوي لتحرير الفتاوي( و المستطرفات)؛ نويسنده: ابن ادريس، محمد بن احمد (تاريخ وفات مؤلف: 598 ق‏)، محقق / مصحح: الموسوى، حسن بن احمد و ابن مسيح، ابو الحسن‏، ناشر: دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم‏: 1410 ق‏، ج3، ص640

دیگر جواب مداراتی نمی شونی می گوید «کذَبَ» دروغ می گوید کسی که شیعه ماست. تفکیکی که نه با اهل سنت، نه با مسیحی و یهودی؛ امام صادق (علیه السلام) تفکیکی با جریانات داعیه دار محبت و داعیه دار ولایت کرد شیعه را از نو بلند کرد. لذا می بینیم در زمان موسی ابن جعفر (علیه السلام)، موسی ابن جعفر سر سفره چه کسی است؟ امام صادق (علیه السلام) است. به طور گسترده برای اولین بار می بینیم یکسری مفاهیم خاص امامت و ولایت از زبان موسی ابن جعفر دارد مطرح می شودإ پس بین شیعه و سایر یک تفکیکی شده است موقعیتی پیش آمده که ما بعضی از معارف را بگوییم یا رویش تأکید کنیم. مثلاً افتراض طاعت ائمه زمان امام باقر هم مطرح شده است چیزی نیست که بگوییم امام کاظم گفتند.

اما آن تأکید و آن گستره و آن فضایی که در آن امام کاظم (علیه السلام) روی افتراض طاعت تأکید می کنند خیلی پر رنگ تر از امامان قبلی شان است. بسترش از کجا بوجود آمد؟ دیواری که امام صادق (علیه السلام) کشیدند اعتقاد شیعه را از بقیه تفکیک دادند.

مجری:

لذاست ریاست می گوییم

استاد معماریان:

بله حتی عرض کردم اگر تأسیس بگویم بیراه نگفتیم چون شیعه ای که داشت دچار اختلاط می شد را حضرت یک دفعه آمدند جدا و از اساس نوسازی کردند شیعه یعنی این و تشیع یک استقلال فکری در یک گستره زیادی پیدا کرد سه، چهار نفر نه یک جامعه ای مستقل از بقیه جوامع مسلمان پیدا کرد.

این کار خیلی عظیم و بزرگی است که امام صادق (صلوات الله علیه) در 34 سال ایام امامت شان انجام دادند و کجا اهمیتش پر رنگ می شود؟ آن جایی اهمیتش پر رنگ می شود که حضرت ... نکته ای که اول عرائضم گفتم حضرت نه آرامش داشتند نه جامعه آرامش داشت خود حضرت گاهی محصور هستند.

مثلاً در خانه حضرت همه جور آدمی رفت و آمد می کند روایات تقیه ای چقدر داریم؟ مثلاً کسی آمد سوالی از امام صادق پرسید سفیان ثوری آن جا بود. سفیان ثوری علاوه بر این که از جهت اعتقاد به امام (علیه السلام) اعتقاد نداشت روابطی هم با دستگاه حاکم داشت. ابو حنیفه می گوید دو سال محضر امام صادق (علیه السلام) را درک کردم بر فرض راست بگوید.

خیلی از این هایی که خانه امام صادق می آمدند و حدیث شنیدند بعداً رفتند نقل کردند این ها قائل به ولایت و امامت امام صادق نبودند.

مجری:

پس به اشتباه این ها را شاگرد می نامیم؟

استاد معماریان:

مرحوم شیخ طوسی (رضوان الله علیه) تعبیری دارد می گوید عدد صحابه امام صادق (علیه السلام) چهار هزار نفر بود از جانب ما فهم نشد یادم هست چند سال قبل مستندی در مورد امام صادق ساخته بودند نشان می داد مثلاً مسجد اعظم قم هست طلبه ها نشستند آقا امام صادق (علیه السلام) تشریف می آورند و روی منبر می نشینند.

یک همچنین تصویری در ذهن ما شکل گرفت حضرت صبح به صبح مسجد پیغمبر تشریف می آوردند چهار هزار نفر نشسته بودند و می نوشتند و حضرت هم بیانات می فرمودند نه تعبیری که مرحوم شیخ طوسی می فرماید راویان اخبار هستند یعنی عدد افرادی که ... صحابه یعنی چه؟ یعنی هم صحبت امام (علیه السلام) شدند.

چهار هزار نفر عدد کسانی هست که محضر حضرت زانو زدند و از حضرت مطلب شنیدند و مطلب را نقل کردند راهی هم که علمای ما مثل شیخ طوسی توانستند بشمرند حدیثی بود که این ها نقل کردند چه بسا عددش از چهار هزار مقداری بیشتر باشد چرا؟ چون عددی بودند یک چیزهایی شنیدند بعد هیچ جا نقل نکردند یا نقل کردند به ما نرسیده است.

اما این چهار هزار نفر یعنی چهار هزار تا زراره نیست چهار هزار تا جابر، مفضل و ابو بصیر نیست در این چهار هزار تا فراوان مثل ابو حنیفه هست که ابو حنیفه عالم آن جمع می شود والا جُهلای شان هم زیاد هستند. طرف کسی بود زانو به زانوی امام نشست یک چیزی هم شنیده است.

 ولی در عین عدد چهار هزار، عدد مهمی است باز تضعیفش هم نمی خواهم بکنم. بله چهار هزار شاگرد نیست اما این عدد، عدد زیادی است.

مجری:

اهمیت تأثیر گذاری هست.

استاد معماریان:

همین را می خواهم عرض بکنم که چهار هزار ضریب می خورد یعنی هر یک نفر، به دو نفر بگویند این چهار هزار در طبقه بعد،‌ دوازده هزار می شود چون هشت هزار تا به آن اضافه می شود با چهار هزار تا دوازده هزار تا می شود. آن دو نفر هر کدام به یکی یک نفر بگویند یک هشت هزار تا دوباره رویش می آید یعنی همین طوری با دو، سه بار نقل کردن یک دفعه می بینید کلام امام صادق (علیه السلام) به گوش بیش از پنجاه، شصت هزار نفر می تواند رسیده باشد.

اما این طور نبود طرف محضر حضرت برود بسیار پیش حضرت می آمدند روایت خیلی جالب و دردناک است مواظب باشیم ما به این دردها مبتلا نشویم. مثلاً حضرت به او می گویند فلانی دیه یک انگشت چقدر است؟ مثلاً می گوید یک درهم (عددش را یادم نیست) حضرت می گویند دیه دو انگشت چقدر است؟ یا او از حضرت سوال می کند حضرت می گویند دو درهم،‌ سه؟ سه درهم، چهار؟ چهار درهم، پنج؟ حضرت می گویند دو درهم

می پرسد چطوری است یک، یک؛ دو، دو؛ سه، سه؛ چهار، چهار؛ پنج، دو؟! پنج هم پنج طرف به حضرت می گوید اگر در عراق کسی این را به من می گفت می گفتم این حرف شیطان است آدم های که می آیند آدم های اهل یکی به دو  و چانه زدن هستند. دو گفتگوی ابن ابی العوجاء با امام نقل شده است.

دو گفتگوی مفصل با امام صادق (علیه السلام) دارد خودش نقل کرد در مقام ناباوری و انکار هم نقل کرده نه در مقام این که من پذیرفتم. در مقام این که من این را گفتم او این را گفت این هم جزو همان چهار هزار عددی که بودند.

 به نظرم شگفتیش بیشتر شد تازه حضرت بنای مستحکم تشیع را بوسیله امثال این هایی که اعتقاد نداشتند حضرت از این ها استفاده کردند این ها را به خدمت تشیع گرفتند خود طرف نمی داند.

مجری:

یعنی این نو سازی،‌ این تضمین بقاء و این تثبیت هویت به نحوی بود که حتی اشخاصی که معارضه می کردند و گه گداری اعتراض می کردند دو دو تا، چهار تا می کردند این هم تأثیر داشتند.

استاد معماریان:

یک مثالی بزنم حدیث خیلی معروفی هست به ابو حنیفه گفتند چشم مان را در نماز ببندیم یا باز نگه داریم؟ گفت ببینید جعفر ابن محمد چه کار می کند خلافش را انجام بدهید. گفتند می بندد گاهی هم باز می کند گفت یکیش را بندید و یکیش را باز کنید این معروف از ابو حنیفه هست.

در ملاک های تشخیص بین حدیث متعارض، دو حدیث داریم که این ها با هم متعارض هستند یکی از ملاک هایی که داریم (اسباب تعادل، تراجیح) یکی از اسبابی که برای پذیرش رد یک روایت داریم مخالفت با ...

مجری:

یعنی باید عرضه بکنیم

استاد معماریان:

اگر روایت ابو حنیفه نبود این را می پذیرفتی؟ می گفتی کدام عاقلی صرف مخالفت با یک نفر این طور می گوید در روایت آمده است در نماز چشمت را ببند یک روایت آمده است که در نماز چشمت را باز کن؛ جفتش هم یک جور است تو به من می گویی نگاه کن ببین اهل سنت چه کار می کنند مخالفش را عمل کن کدام عاقلی این را می پذیرد؟

می گوید دلیلش این است که اهل سنت عمداً به تبعیت از ابو حنیفه نگاه می کردند ببینند جعفر ابن محمد چه کار می کند خلافش را انجام بدهند. اگر بین تو روایت گیر کردی خلاف آن چه که ابو حنیفه گفت عمل بکنی یعنی عین آنی که امام صادق گفت عمل کردی این استفاده می شود اگر این ها نبودند این را از کجا باید می فهمیدیم؟

نمی خواهم بگویم نبودن شان چقدر ضرر بود نخیر اگر سقیفه نبود از اساس نیاز به این همه داستان نبود از اساس محضر امیر المؤمنین (سلام الله علیه) می نشستیم حضرت دین را بیان می کردند این قدر هم بازی نداشتیم. اما الان که جوامع این طور شده همه جا ملتهب است همه جا به هم ریخته است دکان و دستگاه زیاده شده حرف و فرقه انحرافی زیاد شده حضرت می گوید شماها به خانه من رفت و آمد می کنید پس این حرف من را هم نا خواسته برسانید.

این کار را پیغمبر هم کردند یک نقل تاریخی داریم در جنگ احزاب، رسول الله می خواستند یک حرفی به صورت شایعه در بین مشرکین منتشر بشود که حساب کار دست شان بیاید. کسی در سپاه رسول الله معروف به دهن لق بود حضرت این شخص را خواستند خبر را به او دادند گفتند به کسی هم نگویی این هم شب نشد به سپاه مشرکین رساند این هم یک مدل استفاده هست.

نمی خواهم بگویم همه کار حضرت این طور بود اما عمده کار حضرت همان بود که عرض کردم فراوانی احادیث و اخباری که از حضرت به ما رسیده چهار تا مثل این ها آمدند سر سفره حضرت نشستند آیا آمدن شان به نفع ما بود یا به ضرر ما بود؟ سرانجام ظاهراً به نفع ما شد و توانستند حرف ها را برسانند.

مجری:

جناب استاد در خصوص میراثی که حضرت آن زحمات را برایش متحمل شدند فرمودید تثبیت هویت و آن گنجینه احادیثی که ما امروزه از آن برخوردار هستیم خیلی کوتاه در خصوص این گنجینه احادیثی که در واقع از میراث هایی که از طریق حضرت صادق (علیه الصلاة و السلام) تا به امروز به ما منتقل شده بیشتر صحبت کنیم و بهره ببریم منتها وقت مان محدود هست.

استاد معماریان:

سعی می کنم در پنج، شش دقیقه این را عرض بکنم از لحاظ زمانی می خواهم تقسیم بندی کنم عدد حدیث امام خیلی زیاد است اصلاً به عدد کار ندارم. احادیث امام چه است؟ می خواهم این چه را به لحاظ زمانی جواب بدهم بگویم الان محضر امام نشستید گاهی چیزی که از امام شنیدی نسبت به گذشته بود.

گاهی چیزی که از امام (علیه السلام) شنیدی نسبت به حال بود گاهی چیزی که از امام (علیه السلام) شنیدی نسبت به آینده بود. این ها را می خواهم توضیح بدهم یعنی چه؟ آن چه نسبت به گذشته بود یعنی چه؟ ممکن است تاریخ یهود، تاریخ بنی اسرائیل، تاریخ انبیاء، تاریخ خاتم الأنبیاء، تاریخ امیر المؤمنین، تاریخ حضرت زهرا بگوید.

آیا امام (علیه السلام) استاد تاریخ بودند مثلاً بنشینند تاریخ بیان بکنند؟ هدف شان از بیان این تاریخ ها چه است؟ یک جنبه اش، جنبه تعلیمی است باید بدانی تاریخ امیر المؤمنین چه بود اما همه اش این نیست یعنی امام (علیه السلام) از او می آید یک جمله برای پنجاه یا صد تا کاربرد بگوید. قطعاً یکی از کاربردهایی که می شود برای روایات تاریخی امام (علیه السلام) در نظر گرفت این هست که به شیعیان یک آرامش بدهد.

 اول عرض کردم یک فشار زیادی بر شیعه بود به عنوان نمونه شروع کردند به شیعیان برچسب زدن، رافضی می گفتند. شیعه ها بدشان می آید مثلاً یک سری چیزها هست به ما بگویند ولو حلال و درست است ولی اگر به شکل فحش به من و شما بگویند بدمان می آید.

این ها به این عنوان این برچسب را شروع کردند به شیعه ها چسباندن شیعه ها هم می آمدند به حضرت گِله می کردند حضرت می فرماید می دانید اولین کسی که به رافضی معروف شد چه کسانی بودند؟ می گوید جادوگرهایی بودند که به موسی ایمان آوردند عبادت فرعون را رفض کردند آن ها اولین کسانی بود که رافضی شدند شماها هم عبادت طاغوت را رَفض کردید.

به هم نریز، آرامش داشته باش فکر نکن اینی که الان دارد برایت اتفاق می افتد تو اولیش هستی در تاریخ صد نمونه هست. امام صادق (علیه السلام) می خواهد جنگ جمل را توضیح بدهد شاید جزء محیر العقول ترین روایاتی هست که در زندگیم دیدم. امام صادق (علیه السلام) می خواهد جنگ جمل را توضیح بدهد یک کلمه نه جمل، نه امیر المؤمنین، نه علی ابن ابی طالب، نه عایشه، نه طلحه و نه زبیر می گوید چه می گوید؟

ماجرای جنگ صفورا با یوشع وصی حضرت موسی را بیان می کند و تو می خوانی می گویی این جنگ، جنگ جمل است

مجری:

همه اش منطبق است

استاد معماریان:

بله، چون پیغمبر فرمود آن چه در بنی اسرائیل رخ می دهد نعل با النعل در امت اسلام هم رخ خواهد داد. این یک بُعد از روایات حضرت است ثمره اش چه است؟ ثمره اش این است که نبُر، کم نیار، استقامت داشته باش و مقاومت کن تو اولی نیستی آخریش هم نیستی.

مثل قرآن، به نظرم یکی از ترسناک ترین داستان های قرآن، داستان مواجهه حضرت موسی و بنی اسرائیل با دریا است پشتش فرعون و جلویش دریا چقدر اعتماد به نفس می خواهد عصایت را به این دریا بزنی و شکافته بشود؟ موسی که بنده خاص خداست ربطی به اعتماد به نفس ندارد آن کسی که وسط این آب پشت موسی می رود چقدر اعتماد به موسی باید داشته باشد؟

بخش دوم، حال است دو مورد باقیمانده را خیلی خلاصه عرض می کنم یعنی چه حال؟ می گوییم گذشته را می دانی؟ تو برای این که یک حیات طیبه ای داشته باشی نه فقط حیات معنوی، نماز شب، زکات، صدقه و دعا نه مثل آدم زندگی کردن، راست گفتن، راست رفتن و ... یک چارچوب لازم داری تو برای این که شیعه ما باشی باید در چارچوب باشی.

اصلاً شیعگی بودن بدون چارچوب بودن جمع نمی شود شیعگی یعنی چارچوب پذیری، چارچوپ را چه کسی می گوید؟ امام صادق (علیه السلام) می گوید بیا تا چارچوب را بگویم لذا گستره احادیث فقهی حضرت خیلی زیاد است می گوید نمازت را این طور بخوان و روزه ات را این طور بگیر اما فقط این نیست اخلاق، حُسن خلق، امانتداری، راستگویت را هم بیا به تو بگویم بعد از همه این ها بیا اعتقادات را هم به تو بگویم. (فرصت نیست توضیح نمی دهم)

بُعد سوم می خواهم یک دقیقه عرض کنم شب شهادت حضرت هست و شبکه هم به نام حضرت ولی عصر (ارواحنا فداه) هست یک بخشی از احادیث و میراث ماندگار حضرت صادق (علیه السلام) نسبت به آینده است. نگاه می کردم فقط در کمال الدین مرحوم شیخ صدوق نزدیک به هفتاد روایت فقط در یک کتاب از امام صادق (علیه السلام) راجع به امام زمان (علیه السلام) نقل شده است.

کتاب های دیگر را با احادیث مشترکش ببینید شاید عددش بیشتر بشود. اخبار آینده حضرت چند مدل است از سختی های دوران غیبت می گوید از این که چطوری از این سختی ها باید نجات پیدا کرد حضرت حرف می زند مثلاً به مفضل، حضرت می فرماید کار خیلی خراب است صبح بلند می شوید امام نیست شبهات زیاد هستند نمی دانی چه کار بکنید؟

«سَتُصِيبُكُمْ شُبْهَةٌ فَتَبْقَوْنَ بِلَا عَلَمٍ يُرَى وَ لَا إِمَامٍ هُدًى لَا يَنْجُو مِنْهَا إِلَّا مَنْ دَعَا بِدُعَاءِ الْغَرِيقِ قُلْتُ وَ كَيْفَ دُعَاءُ الْغَرِيقِ قَالَ تَقُولُ يَا اللَّهُ يَا رَحْمَانُ يَا رَحِيمُ يَا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِي عَلَى دِينِكَ فَقُلْتُ يَا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ وَ الْأَبْصَارِ ثَبِّتْ قَلْبِي عَلَى دِينِكَ فَقَالَ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ مُقَلِّبُ الْقُلُوبِ وَ الْأَبْصَارِ وَ لَكِنْ قُلْ كَمَا أَقُولُ يَا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِي عَلَى دِينِكَ.»

بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بيروت)؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، ناشر: دار إحياء التراث العربي، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، ج52، ص149

این طوری می مانید «سَتُصِيبُكُمْ شُبْهَةٌ» این بلایی است که سرتان می آید «لَا يَنْجُو مِنْهَا» یعنی بدبختی، سختی و دشواری را حضرت می گوید بلافاصله راه نجاتش را هم می گوید «لَا يَنْجُو مِنْهَا إِلَّا مَنْ دَعَا بِدُعَاءِ الْغَرِيقِ»

توسل باید کرد دعا باید کرد بگو «يَا اللَّهُ يَا رَحْمَانُ يَا رَحِيمُ يَا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِي عَلَى دِينِك‏» دعا را بخوان!

 یا مثلاً زمانی خواهد آمد که:

«الْمُتَمَسِّكُ فِيهَا بِدِينِهِ كَالْخَارِطِ لِلْقَتَاد»

الكافي ( ط- الإسلامية)؛ نويسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق‏؛ محقق / مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد؛ ناشر: دار الكتب الإسلامية، تهران‏: 1407 ق‏؛ ج1، ص 335

مثل کسی است که خار را در دستش می کشد و کسی نجات پیدا نمی کند مگر کسی که تقوا و تمسک به دین داشته باشد یعنی هم بلا، هم مرض، هم دوا هر دو را بیان می کنند یک بخش مهم از روایات آینده، روایات نوید بخش است یعنی این که سختی فراوان خواهیم کشید تا حالا هم کشیدیم شیعه را در طول تاریخ عرض می کنم نه من و شمایی که داریم در این دوره زندگی می کنیم.

سختی زیاد کشیدیم احتمالاً هنوز باید بکشیم به جهت این که فاصله مان تا ظهور حضرت را نمی دانیم چقدر است؟ ان شاء الله نزدیک باشد اما بدان ورای همه این سختی ها یک روزگار امن و امانی در راه خواهد بود تویی که در این دوره سختی کشیدی اگر از آدمی که در آن دوره زندگی می کند برتر نباشی قطعاً کمتر نیستی.

این هم برای این می گوید اگر وقتی سرم را زمین گذاشتم قبل از آمدن حضرت از دنیا رفتم بدانم نقش خودم را در نصرت امام باید ایفاء کنم فرقی نمی کند به روزگار وصل حضرت برسم یا نرسم که ان شاء‌ الله برسیم اما تأکید می کند برای این که تو به وظیفه ات بچسب تو به اسم امام زمان (سلام الله علیه) بچسب هر چه شد تو در خیمه امام زمان (سلام الله علیه) هستی.

مجری:

ان شاء الله جناب استاد خیلی استفاده کردیم خداوند به علم، نفس و کلام تان بیش از بیش برکت عنایت کند الحق و الانصاف از محضرتان استفاده کردیم

استاد معماریان:

مجدداً تسلیت عرض می کنم امیدوارم عیب ما را بر ما ببخشند اگر وقت شان را گرفتیم یا حوصله شان را سر بردیم ان شاء الله خدا فرج امام زمان را بر ما نزدیک بفرماید.

مجری:

ان شاء الله، خیلی ممنون و متشکرم از شما بینندگان عزیز و ارجمند شبکه جهانی حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) انتهای برنامه پیشوای صادق با ما همراه بودید. کوتاه ترین دعا برای بلندترین آرزو  الهی بحق امام الصادق «اللهم عجل لولیک الفرج» در پناه خدا باشید التماس دعا دارم یا علی مدد خدا نگهدار!

 


کیفیت حراست و تضمین بقای شیعه توسط امام صادق علیه السلام>

پیشوای صادق امام صادق ع جعفر تضمین شیعه اهل بیت ع ابوحنیفه شاگرد تربیت روایت نشر دانشگاه امامت شیعه بنی امیه بنی عباس