-
محراب خون - به مناسبت ایام شهادت حضرت امیرالمومنین علیه السلام 14 فروردین 1403
58:20 دقیقه -
محراب خون - به مناسبت ایام شهادت حضرت امیرالمومنین علیه السلام 12 فروردین 1403
57:35 دقیقه -
محراب خون - به مناسبت ایام شهادت حضرت امیرالمومنین علیه السلام 10 فروردین 1403
56:18 دقیقه -
محراب خون - ویژه برنامه شبهای قدر 24 فروردین 1402
1:28:43 دقیقه -
محراب خون - ویژه برنامه شبهای قدر 23 فروردین 1402
1:23:46 دقیقه -
آیت الله حسینی قزوینی
1:30:06 دقیقه
حب و بغض مولا علی (علیه السلام) 22 فروردین 1402 -
محراب خون - ویژه برنامه شبهای قدر 21 فروردین 1402
1:25:47 دقیقه -
محراب خون - ویژه برنامه شبهای قدر 20 فروردین 1402
1:29:35 دقیقه -
محراب خون 4 اردیبهشت 1401
1:23:4 دقیقه -
آیت الله حسینی قزوینی
1:27:21 دقیقه
بزرگترین فضیلت علوی در قرآن 2 اردیبهشت 1401 -
ویژه برنامه محراب خون 1 اردیبهشت 1401
1:26:15 دقیقه
محراب خون - به مناسبت ایام شهادت حضرت امیرالمومنین علیه السلام
قسمت چهارم ویژه برنامه محراب خون با کارشناسی استاد حسینی
دیگر قسمت ها
برنامه محراب خون 15 01 1403 (قسمت چهارم)
عنوان برنامه: محراب خون - به مناسبت ایام شهادت حضرت امیرالمومنین علیه السلام
استاد: آقای دکتر سید محمد حسینی
مجری: آقای علی اسماعیلی
کلیدواژها:
امیرالمومنین علی(سلام الله علیه)؛ اهل بیت (سلام الله علیهم)؛ وصیت؛ تاریخ ایران؛ فردوسی؛ شاهنامه؛ زرتشت؛ قصاص؛ ابن ملجم؛ صحابه؛ خوارج؛ فضای مجازی؛ پاسخ به شبهات!
مجری:
بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ
اوصاف علی به گفتگو ممکن نیست * گنجایش بحر در سبو ممکن نیست
ماندم علی را به چه تشبیه کنم * تشبیه علی جز به علی ممکن نیست
السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا أَمِينَ اللَّهِ فِي أَرْضِهِ وَ حُجَّتَهُ عَلَى عِبَادِهِ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِين
سلام درود و ارادت خدمت شما بینندگان عزیز گرانقدر خانمها و آقایان محترم که برنامه محراب خون را از شبکه جهانی حضرت ولی عصر (عج الله تعالی فرجه الشریف) بیننده هستید. طاعات و عبادات و بندگی های شما قبول باشد بویژه شب گذشته یکی از بهترین شب های سال (لَيلَةُ الْقَدْرِ خَيرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ) بود
(لَيلَةُ الْقَدْرِ خَيرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ)
شب قدر بهتر از هزار ماه است!
سوره قدر (97): آیه 3
از هزار ماه بالاتر ان شاء الله بتوانیم و توانسته باشیم کمال استفاده و بهره را از شب های قدر برده باشیم و دست مان به پیشگاه خداوند متعال پر باشد هرچند به هر دلیلی نتوانستیم استفاده کنیم این شب ها و روزهای باقیمانده ماه مبارک رمضان هم فرصت بسیار خوبی برای استفاده و بهره از ماه عزیز خدا است.
طبق معمول شب های گذشته قرار است در خصوص وجود نازنین امیر المؤمنین (سلام الله علیه) و البته موضوعاتی که حول محور ایشان هست صحبت بکنیم امشب توفیق داریم در خدمت برادر عزیز و گرانقدر جناب آقای دکتر سید محمد حسینی باشیم ان شاء الله مباحث خیلی خوبی را آماده کردند تقدیم حضور شما خواهد شد و بهرمند خواهید شد. آقای حسینی خدمت تان سلام عرض می کنم طاعات و عبادات قبول باشد.
استاد حسینی:
و علیکم السلام و رحمة الله بنده هم خدمت شما و بینندگان عزیز و ارجمند عرض سلام و ادب و احترام دارم ان شاء الله که عبادات همه مؤمنین مقبول درگاه احدیت قرار گرفته باشد و بتوانیم از این روزها و شب ها داشته ای برای خودمان، آینده زندگی خودمان و برای قبر و قیامت ذخیره بکنیم.
مجری:
با توجه به این که، این روزها در فضای مجازی، شبکه های اجتماعی و فضاهایی که بیشتر شاید آن طرف آب خیلی مباحث مطرح می شود. یک سری شبهات، توهین ها و جسارت های مطرح می شود می خواهیم در مورد برخی از این مباحثی که به صورت گسترده مطرح شد منتها علمی، حساب شده و مستند آن ها را جواب بدهیم. برخی از شبهاتی که احیاناً مطرح هست به همین شکل جواب داده بشود.
یکی از نکاتی که مطرح هست بحث ارادت مردم عزیز ایران بوجود نازنین امیر مؤمنان علی (علیه السلام) هست می خواهیم ببینیم این ارادت به چه شکل بود؟ اصلاً ارادت از چه زمانی به حضرت بود؟
استاد حسینی:
بسم الله الرحمن الرحیم، نکته ای که از لحاظ تاریخی قابل بررسی است آن محبت و علاقه ای است که مردم ایران، آن های که با اهل بیت (علیهم السلام) آشنایی داشتند نسبت به خاندان نبی مکرم اسلام (صلی الله علیه و آله) داشتند. این مسئله هم از لحاظ تاریخی قابل بررسی و اثبات است و هم از لحاظ سیر اتفاقاتی که در ایران نسبت به اهل بیت (علیهم السلام) افتاده است.
یک شعری است سال های قبل در برنامه خواندم ناصبی ها و دشمنان امیر المؤمنین خیلی ناراحت و عصبانی شدند محبین استقبال کردند دو بار این شعر را خواندم الان برای بار سوم می خواهم بخوانم که خودمان هم کیف بکنیم در این برنامه شب های که به نام امیر المؤمنین علی (علیه السلام) هست.
حکیم ابوالقاسم فردوسی صاحب کتاب شاهنامه را کسی در ایران نیست نشناسد حداقل اسمش را همه ایرانی ها شنیدند. خیلی ها هم زبان فارسی را مدعی هستند وامدار کتاب شاهنامه هست که حفظ شد. فردوسی را یک ملی گرا و حافظ فرهنگ ایران می دانند. ببینیم فردوسی چه عباراتی را در شاهنامه راجع به امیر المؤمنین علی (علیه السلام) آورده است. برخی از این ابیات را خدمت شما عرض می کنم که واقعاً آدم از این اشعار کیف می کند
اگر چشم داری به دیگر سرای * به نزد نبی و علی گیر جای
گرت زین بد آید گناه من است * چنین است و این دین و راه من است
بر این زادم و هم بر این بگذرم * چنان دان که خاک پِی حیدرم
دلت گر به راه خطا مایل است * تو را دشمن اندر جهان خود دل است
نباشد جز از بی پدر دشمنش * که یزدان به آتش بسوزد تنش
هر آن کس که جانش بغض علیست * از او زارتر در جهان زار کیست؟
این دیدگاه فردوسی به عنوان یک حافظ فرهنگ ایران راجع به امیر المؤمنین است این عبارات شاهنامه در حدی است که برخی گفتند اصلاً فردوسی مسلمان نبود زرتشتی بود نمی خواهیم در این خصوص بحث کنیم زردشتیِ ایرانی بود. می فرماید دشمن امیر المؤمنین بی پدر است تعبیری که خیلی صریح به کار برد.
یک سند تاریخی خیلی جالب و خیلی عجیب است تعبیر خیلی دقیقی است اول در مورد نویسنده این کتاب یک عبارتی را از سایت رسمی زرتشتی ها نشان بدهم. سایت اَ مرداد کارنامه خبری زرتشتیان استاد رشید شه مردان بزرگ مرد تاریخ و فرهنگ زرتشتی نه شیعه، نه مسلمان تعبیری را این جا دارد که تاریخ ما زرتشتیان وامدار کوشش های خستگی ناپذیر و پایدار استاد شه مردان پیرِ تاریخ و فرهنگ زرتشتی است.
می خواهیم برویم سراغ کسی که پیرِ تاریخ و فرهنگ زرتشتی است در کتابش راجع به ایرانی ها، امیر المؤمنین و اهل بیت (علیهم السلام) چه گفته است؟ ایشان کتابی دارد کتاب مهمی هم هست تاریخ زرتشتیان پس از ساسانیان، نگارنده و گردآورنده رشید شه مردان، تهران فروردین 1360 خورشیدی
در صفحه 59 توضیحاتی را دارد خیلی جالب است این شبهه را جواب می دهد چرا در ایران این قدر امامزاده وجود دارد؟ مفصل نمی خواهیم به آن بپردازم موضوع برنامه امشب نیست. در صفحه 58- 59 توضیح می دهند که ایرانی ها، اهل بیت را خیلی دوست داشتند و فرزندان ائمه به ایرانی ها پناه می آوردند بخصوص شمال ایران به خاطر همین این قدر تعدد امامزاده ها در شمال ایران داریم.
ایشان گفت اتفاقاً این ها را چون ایرانی ها دوست داشتند جاهای مقدس و خوش آب و هوای خودشان می بردند حتی جاهایی که زیست آن جا بود آن جا حتی دفن می کردند. یک عبارتی در صفحه 59 دارد عبارت، عبارت خیلی عجیبی از یک زرتشتی که پیر تاریخ و فرهنگ زرتشتی ها است.
خلفای اموی ملل تابعه بویژه ایرانیان و زرتشتیان را به نظر حقارت و پستی می نگریستند و هر نوع شکنجه و آزار بر آن ها را روا می داشتند زیرا که ایرانیان خاندان علی را محترم می شمردند. تاریخی که یک زرتشتی دارد می گوید ایرانی ها امیر المؤمنین و خاندانش را محترم می دانستند. به خاطر همین بنی امیه و بنی عباس با این ها دشمنی داشتند پس محبت ما نسبت به امیر المؤمنین ریشه تاریخی دارد و ایرانی ها آن محبتی که نسبت به امیر المؤمنین علی (علیه السلام) دارند. این از مقدمه سخنان بنده خدمت شما
مجری:
خیلی ممنون و متشکرم یکی از مباحثی که باز مطرح هست در خصوص ابن ملجم (لعنة الله علیه) هست که روز بیست و سوم ماه مبارک روز به درک واصل شدن ابن ملجم هست. طبق وصیت مولا امیر مؤمنان علی (علیه السلام) فرمودند اگر خواستید گذشت بکنید اگر خودم زنده ماندم خودم تصمیم می گیرم در نهایت تصمیم اهل بیت بر این بود که قصاص انجام بشود.
اما می خواهیم در مورد این آدم هم بیشتر اطلاعات کسب کنیم چون یک سری چیز دیگری هم در مورد ابن ملجم و شخصیت های دیگری به اسم ابن ملجم در فضای مجازی و شبکه های اجتماعی گاهی مطرح هست. دقیقاً بفرمایید قاتل امیر المؤمنین، ابن ملجم چه کسی بود؟
استاد حسینی:
اگر به کتب تاریخی چه کتب تاریخی شیعه و چه کتب تاریخی اهل سنت مراجعه کنیم حتی کتبی که طبقات را آورد افراد را معرفی کرده است جدای از ارزش گذاری اعتقادی بخواهیم نگاه بکنیم متوجه می شویم ابن ملجم یک شخصیت عرب، یک شخصیت معروف به قاری و معلم قرآن، یک شخصیتی که برخی او را مجتهد دانسته اند.
یک شخصیت خشکه مذهب بر مذهب غلط و ضد امیر المؤمنین و یک شخصیتی است که در تیمی کاملاً ضد ایرانی است و در فتوحات خلفاء هم شرکت کرده است. عرب بودن شان در کتاب طبقات الکبری ابن سعد، جلد 1، صفحه 35 عبد الرحمن ابن ملجم مرادی (لعنة الله علیه) از کدام قبائل بوده است؟ تا می رسد «وَ مِن کِندِه» قبیله کِنده
تعابیر مختلفی برای قبائل آوردند که ابن ملجم از آن جا بود اما آن چیزی که واضح می شود قطعاً عرب بوده است و احتمال بسیار زیاد بر اساس بسیاری از روایاتی که کتب انساب دارند از یمن بود که ریشه قبیله او در یمن بوده است.
آدم ظاهر الصلاه که ظاهر موجهی داشت خیی روی این ها مانور نمی دهیم چون اساتید عزیز ما به این موضوعات پرداخته اند. حتی پیامبر و بسیاری از افراد آوردند که پیامبر را دید به عنوان صحابی از او یاد کردند. مثلاً در کتاب تجدید اسماء الصحابه که اسامی صحابه را جناب آقای ذهبی متوفای 748 جمع کرده است، در جلد اول کتاب، که دار المعرفه کتاب را چاپ کرده است رقم هایی که خورد همه اسم صحابی را باید آورده باشد. شماره 3782
«عبد الرحمن بن ملجم المرادي، قاتل أمير المؤمنين علي بن أبي طالب»
نگویید یک ابن ملجم دیگر است دقیقاً همین ابن ملجم است. دقیقاً مشخص کرد به چه چیزی هم معروف است؟ این را به عنوان یک صحابه اسم زد و این که قاری قرآن بوده است
«أنَّه قرء معاذ ابن جبل»
هم قرآن می آموخت و هم قرآن یاد می داده است که تبدیل به یک استاد قرآن در آن دوره شده بود بر اساس عبارات اهل سنت آمده است. (این یک مصدر)
مصدر دیگر هم هست مثلاً در کتاب الإصابة فی تمییز الصحابه که باز هم در مورد صحابه نوشته شده است. جناب آقای ابن حجر عسقلانی که آقای عبد الله بن عبد المحسن الترکی معروف هم کتاب را تحقیق کرده است. در جلد 8، صفحه 158 ایشان هم تصریح دارد:
«عبد الرحمن بن ملجم المرادي أدرك الجاهلية وهاجر في خلافة عمر وقرأ على معاذ بن جبل ... ثم صار من كبار الخوارج وهو اشقى هذه الأمة بالنص الثابت عن النبي صلى الله عليه وسلم بقتل علي بن أبي طالب فقتله أولاد علي وذلك في شهر رمضان سنة أربع وأربعين ذكره الذهبي في التجريد لكونه على الشرط وليس بأهل ان يذكر مع هؤلاء وبسطت ترجمته في لسان الميزان»
الإصابة في تمييز الصحابة؛ اسم المؤلف: أحمد بن علي بن حجر أبو الفضل العسقلاني الشافعي الوفاة: 852، دار النشر: دار الجيل - بيروت - 1412 - 1992، الطبعة: الأولى ، تحقيق: علي محمد البجاوي، ج5، ص109
زمان جاهلیت را درک کرده بود در زمان خلافت عمر مهاجرت کرد تا اینجا که:
«ثم صار من كبار الخوارج» از بزرگان خوارج بود خوارجی که حقیقتاً گزارش های تاریخی که از ایشان داریم برخورد این ها وحشتناک بود. نقلی است گروهی می خواستند از منطقه این ها رد بشوند خوارج ازارقه آن جا بودند گفتند نگوییم مسلمان هستیم بگوییم مسیحی هستیم و یک دین دیگری داریم اگر بگوییم دین دیگری داریم می گویند بیان مسلمان ما هم می گوییم چشم مسلمان می شویم. ولی اگر بگوییم مسلمان هستیم این قدر ما را سین جیم می کنند می کشند.
مجری:
مثل داعشی های امروز
استاد حسینی:
دقیقاً مثل داعشی ها بودند خیمه های را داشتند در آن جا بازرسی های برای خودشان راه انداخته بودند. از بزرگان خوارج «وهو اشقى هذه الأمة» شقی ترین این امت «بالنص الثابت عن النبي صلى الله عليه وسلم» پیامبر فرمود شقی ترین این امت عبد الرحمن ابن ملجم جالب است باز به عنوان صحابه که امیر المؤمنین علی (علیه السلام) را به شهادت رساند توسط فرزندان امیر المؤمنین قصاص شد.
«بقتل علي بن أبي طالب فقتله أولاد علي وذلك في شهر رمضان سنة أربع وأربعين ذكره الذهبي في التجريد»؛ یعنی ذهبی هم در کتاب تجریدی که در مورد صحابه دارد به عنوان صحابه آورده است.
«لكونه على الشرط» به خاطر این که ابن ملجم شروط صحابه را داشت «وليس بأهل ان يذكر مع هؤلاء»، ولی در حدی نیست بخواهیم کنار بقیه صحابه بیاوریم. شروط را دارد یعنی تعریف صحابه که اهل سنت دارند کسی که پیامبر را دیده باشد، مسلمان باشد و شروطی که متفاوت هست در عبارات اهل سنت آن شروط را اب ملجم دارد. پس پیامبر را دید و درک کرده است.
باز عبارتی دیگری که داریم کتاب التوضیح لشرح الجامع الصحیح شرحی بر این کتاب است. ابن ملقّن از افراد سرشناس اهل سنت است و شرحی بر این کتاب زده است در این نسخه چاپی هم متن و هم شرح را آورد تا آن جایی که یادم هست. در جلد 20، صفحه 304
«قتله عبدالرحمن ابن ملجم الفاتک»
این ناجوانمرد امیر المؤمنین را به شهادت رساند هرچند که در بین صحابه از او نام برده شد و جزء صحابه دانسته شده است. یعنی کسی است که پیامبر را درک کرده، یک مروری بکنیم پیامبر را دید صحابی است و یک عرب است که ریشه عرب دارد. بسیار متعصب است و از بزرگان خوارج نه جزو خوارج است از کبار صحابه بود. بسیار خشکه مذهب و بد دین بوده است و این آدم با یک رویه نفاقی در بین مسلمانان حضور داشته است.
البته روایاتی داریم که امیر المؤمنین بارها تأکید کردند که تو من را به شهادت می رسانی پیامبر هم پیش بینی هایی که در روایات داشتند و فرموده بودند ثابت می کرد که ابن ملجم چه کار خواهد کرد! حتی امیر المؤمنین نسبت به ابن ملجم تحذیر دارد ابن ملجم رد می کرد.
این نکته را هم عرض کنم ابن ملجم قبل از مسئله ای که در مسجد کوفه رخ داد و امیر المؤمنین را به شهادت رساند بارها قصد ترور امیر المؤمنین را داشت عبارات مختلفی در این خصوص داریم یعنی این آدم همچنین شخصیتی است که در تاریخ دارد این گونه شخصیتش منعکس می شود و به دست ما رسیده است.
مجری:
کلیپی هم قبلاً اشاره کردید برای پخش آماده کرده بودید در شبکه پخش شد؟
استاد حسینی:
در شبکه خاطرم نیست پخش شده باشد از تاریخ این کلیپ حداقل نُه سال گذشته است.
مجری:
جزئیاتش را بگویید بعد پخشش کنیم.
استاد حسینی:
شبکه ها و رسانه های وهابی و معاند این روزها موضع گیری شان خیلی واضح شده است روی یک مسئله ای واضح مثل فلسطین می گویند با شیعیان دشمنی داشتید چرا دارید با مقاومت و فلسطین دشمنی می کنید؟ برای همه عیان شد چه است؟
حدود ده سال پیش با شماره یکی از این وهابی ها تماس گرفتم آقایان شما که برنامه دفاع از صحابه می گذارید چون یک برنامه دفاع از صحابه ما داشتیم واقعیت ها را می گفتیم آن ها به اسم دفاع از اهل بیت، به عنوان دفاع از صحابه می آمدند بگویند ما از صحابه دفاع می کنیم. آیا جرأت دارید از عبد الرحمن ابن ملجم مرادی ملعون دفاع بکنید؟ چون او هم صحابه بود. ببینیم ایشان چه پاسخ داد البته تلفن را قطع کرد. ممنون که یاد آوری کردید کلیپ را ببینیم.
کلیپ شماره یک از شبکه وهابی کلمه
احراری:
سلام علیکم بفرمایید
استاد حسینی:
سلام علیکم ورحمة الله حال شما خوبه اقای احراری حسینی هستم
احراری:
از شبکه ولایت؟
استاد حسینی:
بله، آقای احراری چون برنامه تان در خصوص دفاع از صحابه هست در خصوص شخصی مثل ابن ملجم مرادی که قاتل امیر المؤمنین هست و ایشان صحابی بود چه است؟
احراری:
آقای حسینی این موارد در سایت ها مطرح شده است امری چیزی دارید بنده در خدمت تان هستم.
استاد حسینی:
یعنی شما الان این جا نسبت به این موضوع پاسخ نمی دهید؟
احراری:
مطلب واضح است من قصد بحث و جنجال بکنم ندارم
استاد حسینی:
آقای احراری چرا جنجال؟
احراری:
این نحوه سوال کردن ... این ها نیاز به یک بحث علمی دارد
استاد حس1ینی:
شما علمی پاسخ بدهید اصلاً من بلد نیستم علمی صحبت کنم شما علمی پاسخ بدهید آقای ابن ملجم مرادی قاتل امیر المؤمنین صحابه هست
احراری:
موارد نیاز به یک مباحثه علمی دارد با افرادی که تخصص علمی داشته باشند.
استاد حسینی:
الان من تخصص ندارم یا شما؟
احراری:
بنده یک مترجم ساده هستم و شما هم فکر نمی کنم بهتر از من باشید
استاد حسینی:
شما می فرمایید یک مترجم ساده هستید
احراری:
این ها بحث های تخصصی هست
استاد حسینی:
تخصص شما در چه است؟
احراری:
منی که تخصص حدیث ندارم یا آن کسی که ندارد
استاد حسینی:
آقای احراری! متخصص شما آقای هاشمی هست که می گوید متواتر ضعیف داریم اگر شما متخصص نیستید پس چرا در آن شبکه کارشناس شدید؟ یک سوال ساده من را نمی توانید جواب بدهید.
احراری:
...متخصص فرق می کند شما را به خدا می سپارم این را برای یک فرصت دیگر بگذارید
استاد حسینی:
آقای احراری یعنی جواب نمی خواهید بدهید؟
مجری شبکه حضرت ولی عصر:
جواب شما را هم ندادند البته این کلیپ همان طور که آقای حسینی اشاره کردند مال خیلی سال پیش است قبلاً دوستان با شبکه ولایت مرتبط بودند شبکه ها به این شکل تماس می گرفتند یا روی خط شان می آمدیم نمی توانستند و حرفی برای گفتن نداشتند.
آن چیزی که شما اشاره کردید اشاره شده که جزء صحابه بود؟
استاد حسینی:
خیلی واضح است نسبت به این سوال پاسخی ندارند بخواهند مطرح کنند وگرنه می گوید باید متخصصین این را بحث بکنند. شما برنامه تخصصی در مورد صحابه گذاشتید بعد متخصص شما چه کسی است؟ ده سال گذشت جواب شما چه شد؟ ده سال یک مرد متخصص بین وهابی ها نبود بیاید در مورد ابن مجلم شفاف کند موضع شما چه است که صحابه بود؟
کار به این جا رسید بعضی آقایان را اخراج کردند و اختلافاتی داشتند به خاطر دنیای شان اختلاف بوجود آمد چون رسانه ای شد عرض می کنیم این آخر و عاقبت کارشان است، یعنی دفاع از دشمن امیر المؤمنین و توجیه کار دشمن امیر المؤمنین آخر و عاقبت نه دنیا و نه آخرتش را دارد.
مجری:
این که می گویند همه صحابه عادل و در بهشت هستند این یک نمونه اش است قاتل خلیفه مسلمین هست کاری به امامت فعلاً نداریم.
استاد حسینی:
اصلاً قاتلین خلیفه سوم شان عثمان را گفتند جزء صحابه بود. یک قاعده ای را گذاشتند نمی توانند در مصادیق این بخواهند قاعده را ادامه بدهند و از آن دفاع بکنند. دو نکته دیگر در مورد شخصیت ابن ملجم در پاسخ به سوال شما عرض بکنم یک گزارش دیگری که اهل سنت در کتاب الوافی بالوفیات، صفحه 286 دارند جناب آقای صفدی این گزارش را آورد و نقل کرده است. گزارش این هست خلیفه دوم کاری را به ابن ملجم سپرد
«أن عمر بن الخطاب رضي الله عنه كتب إلى عمرو بن العاص أن قرب إلي دار عبد الرحمن بن ملجم ليعلم الناس القرآن والفقه فوسع له مكان داره»
الوافي بالوفيات؛ اسم المؤلف: صلاح الدين خليل بن أيبك الصفدي الوفاة: 764، دار النشر: دار إحياء التراث - بيروت - 1420هـ- 2000م، تحقيق: أحمد الأرناؤوط وتركي مصطفى، ج 18 ص 172
خلیفه دوم به عمرو عاص نامه نوشت یک خانه بزرگ با امکانات به عبد الرحمن ابن ملجم می دهی خانه نزدیک مسجد باشد که عبد الرحمن ابن ملجم به مردم قرآن و فقه یاد بدهد و مردم را انذار بکند و استاد مردم بشود. یعنی ارتباط بین ابن ملجم و خلیفه دوم هم در آن زمان به این شکل بوده است.
مجری:
در مدینه؟
استاد حسینی:
بله دستور حکومتی بود منزلی بزرگ که مردم بتوانند آن جا بیایند و ابن ملجم استاد فقه و قرآن باید باشد این را خلیفه دوم بر اساس گزارش اهل سنت در کتاب الوافی بالوفیات جناب آقای صفدی گفتند.
یک کار دیگری که ابن ملجم کرده بود در فتوحات خلفاء حضور داشت یعنی حداقل در قضیه جنگ و فتح مصر در زمان خلیفه دوم گزارش های مختلفی را اهل سنت دارند. عموماً کتبی که مفصل به فتح مصر پرداخت نسبت به این مسئله اشاره کرده است ابن ملجم در آن فتوحات هم بوده است. یعنی یک آدمی که هم از لحاظ فکری ساخته دستگاه خلافت خلفای قبل از امیر المؤمنین است و هم از لحاظ نظامی در رکاب آن ها در بحث فتوحات دارد شمشیر می زند و یک عربی است که در آن جا مشارکت می کند.
مجری:
خیلی ممنون و متشکرم بعضی ها اعتقاد به این دارند و گاهی هم در فضای مجازی مطرح می کنند می گویند ابن ملجم همان بهمن جادویه بود قدری توضیح بفرمایید هر کدام چه بودند؟ واقعاً همان هست نیست
استاد حسینی:
بهمن جازویه بر اساس گزارشات تاریخی یکی از فرماندهان لشکر ساسانی بود. ساسانی ها و بهمن جازویه در آن زمان در جنگ ها حضور و مشارکت داشته است. برخی ها گفتند ابن ملجم، بهمن جازویه هست که آمد امیر المؤمنین را به شهادت رساند.
مجری:
یعنی می خواهند بگویند یک ایرانی امیر المؤمنین را به شهادت رساند.
استاد حسینی:
بله، بگوید ابن ملجم قهرمان ما هست عبارت های ابن ملجم متشکریم و از این تعابیر استفاده می کنند. بر اساس نکاتی که بنده عرض کردم و شواهدی که وجود دارد ابن ملجم اگر صحابه بوده باشد که بود بر اساس این شناسنامه که می بینیم وقتی زمان پیامبر و صحابه پیامبر بود و پیامبر را درک کرد آن زمان در ظاهر مسلمان بود حتی دوره جاهلیت هم درک کرده بود. در مدینه پیش پیامبر بود چطوری در سپاه ساسانی فرمانده بود؟ این یک.
این حرف نشان دهنده این است که حرفی که دارند می زنند استدلال شان کلاً روی هواست صحابه پیش پیامبر بود ایران که در زمان پیامبر فتح نشد. کنار مسلمان ها است بعد در زمان فتح ایران جزء فرماندهان ساسانی هست.
نکته بعدی امیر المؤمنین در سال چهل و یک هجری به شهادت می رسد. سایت دانشنامه ایران نیکا، بهمن جازویه در مورد همین شخصیت می خواهد توضیح بدهد جدای این که هیچ کدام از گزارش ها به شخصی مثل ابن ملجم نمی خورد. حرفی که حتی دانشنامه ایران نیکا می زند که مورد تجلیل بسیاری از این باستان گرایان و ملی گراها هم هست این که بهمن جازویه توسط قحقاح ابن عمرو در سال 16 هجری، 637 میلادی در قادسیه کشته شد.
قادسیه سال 16 هجری است بهمن جازویه سال 16 هجری به دست قحقاح ابن عمرو در نبرد تن به تن بر اساس گزارش های تاریخ طبری کشته شده است. چطوری سال 41 امیر المؤمنین را به شهادت رساند؟ بعد همین گزارش های که این آقایان در مورد بهمن جازویه دارند در زمان جنگن قادسیه سال 16 هجری سنش این قدر بالا هست برخی ها گفتند ابروهایش بلند شده بود با دستمال ابروهایش را به پیشانیش بست تا بتواند بجنگد.
سال 41 هجری قضیه قُطام یا قَطام و عشق و عاشقی پیش آمد تازه آمد این کارها را انجام داد هیچ چیزش با هم نمی خواند. نه سال، نه صفات، نه نسب بهمن جازویه با ابن ملجم به هم می خواند نه نوع رفتار بهمن جازویه به همدیگر می خواند. نه جایگاه ابن جازویه به ابن ملجم می خواند. ابن جازویه توسط خلیفه دوم استاد قرآن بود؟ چطور یک ایرانی استاد قرآن می شد اول باید عربی، فصاحت، ادبیات عرب و قرآن را بیاموزد اصلاً هیچ کدام از این ها به همدیگر نمی خوانند.
مجری:
فقیه بودنش هم بحث است
استاد حسینی:
فقیه هم بخواهد باشد بخواهیم به این مسئله زیاد بپردازیم یک مقدار جدی گرفتن این شبهه مسئله و مشکل دارد. نخیر بهمن جازویه در سپاه ساسانیان در سال 16 هجری بر اساس گزارش های تاریخی از جمله طبری بود. در نبرد با قحقاح ابن عمرو کشته شد، بهمن جازویه در ابتدای خلافت امیر المؤمنین اصلاً نبود که بخواهد ابن ملجم مرادی باشد.
اسم، خاندان و نسب ابن ملجم مشخص است همه این ها مشخص هستند. این که، این دو تا را بخواهند با همدیگر ارتباط بدهند و یکی بدانند به خاطر این که تحریک احساسات برخی از افرادی که حقیقتاً هیچ اطلاعی از تاریخ نداشته باشند بعد بگویند از ابن ملجم تجلیل کنید چون یک ایرانی بود.
گیریم ایرانی باشد چرا از سلمان فارسی تجلیل نمی کنید؟ سلمان فارسی که یک ایرانی است و از اصفهان و ظاهراً منطقه جِی بود هنوز هم منطقه جِی اصفهان هست اگر همان منطقه باشد.
نکته بعدی فکر کنید بهمن جازویه هیچ پادشاه وقت در زمان ساسانیان باشد ملاک ما مگر نژاد است؟ مگر ما نژاد پرست هستیم؟ ابن ملجم عرب است خدا لعنتش کند قاتلان اهل بیت (علیهم السلام) خدا لعنت شان کند عرب یا عجم باشند برای مان فرقی ندارد. اگر هم اثبات بشود که نمی شود هزار سال نوری هم این دو شخصیت به همدیگر نمی رسند. به فرض اثبات بشود که ایرانی باشد برای ما اهمیتی ندارد مگر عرب و عجم بودن برای ما مهم است؟
اَسلم ترک در روز عاشوراء بود اَسلم چون ایرانی بود بالاتر از بقیه می دانیم؟ نه نسبت به رفتار جایگاه اسلم را روی سر و چشمان می گذاریم دیگران هم همین طور از آفریقا، آمریکا یا هر کجا که باشد. اما حقیقتاً نه ویژگی های شخصی، نه گزارش های تاریخی، نه سال و تناسب سال ها بین بهمن جازویه و ابن ملجم هیچ قرابتی ندارد.
اگر آقایان فکر کردند یک چیزی دارند ما نمی دانیم اشکال ندارد، بیایید در فضای مجازی مناظره بکنیم. حداقل شروط را داشته باشند قبلاً ده تا سوال از این ها پرسیدم آن ها را جواب بدهند می گویم آن ها را جواب ندهند. اگر کسی گفت می توانم بر اساس مصادر تاریخی اثبات بکنم حداقل جایگاه برای مناظره داشته باشد بیاید مناظره کند ابن ملجم مرادی، بهمن جازویه بود یا نبود؟ قطعاً نمی آیید و اگر بیایید ببینیم چه اتفاقاتی در مناظره هایتان می افتد.
مجری:
یک سوال بپرسم شاید خارج از بحث مان باشد شاید برای مخاطبین هم سوال بشود فرض کنید ثابت کردیم ابن ملجم به عنوان صحابه است واقعاً با چه انگیزه ای شخصیتی مثل حضرت علی را به این شکل به شهادت می رساند؟ آیا واقعاً بحث عشق و عاشقی قُطام و این چیزها است یا نه یک پشتوانه دیگری دارد؟ یعنی یک مباحث دیگری پشت پرده بود که نهایتاً این اتفاق می افتد؟
استاد حسینی:
نسبت به این نکته یک پژوهش نسبتاً کاملی را در مورد ابن ملجم انجام دادیم. ابن ملجم را برخی ها گفتند برادران سایر کسانی که اهل بیت را به شهادت رساندند صریح تر بخواهند بگویند «أخو» می گویند یا شبیه همان خلفاء از لحاظ رفتاری و فکری بودن.
نکته بعدی چند ریشه می شود برایش داشت. اختلافی بود چون گزارشی داریم که در صفین ابن ملجم بود حداقل اهل سنت دارند که ابن ملجم در صفین شرکت کرده بود.
مجری:
یعنی مقابل امیر المؤمنین؟
استاد حسینی:
بله، بعد در نهروان ایستادند بحث خوارج شکل گرفت. گروه فکری ابن ملجم که یک خوارج بودند این دسته خوارج، امیر المؤمنین را مرتد و کافر از اسلام معرفی می کردند این انگیزه را بوجود آوردند یعنی یک انگیزه کلی برای این گروه و طیف خوارج وجود داشت. برنامه علمی هست به صورت خاص در مورد ابن ملجم قضیه ای که در مورد قطام مطرح می شود برخی از کسانی که گفتند ابن ملجم اجتهاد کرد احتمالاً از این طریق می خواهند بگویند.
می گویند پدر قطام در جنگ نهروان توسط شمشیر امیر المؤمنین به درک واصل شده بود به ابن ملجم وکالت داد که اگر از امیر المؤمنین انتقام بگیری با تو ازدواج خواهم کرد. چون این اتفاق جای دیگر هم افتاده است این که معاویه به همسر امام حسن مجتبی (علیه السلام) گفت اگر امام حسن را به شهادت برسانی تو را به عقد یزید در می آورم پای آن هم نماند. هیچ کدام از این ها به وعده شان عمل نکردند یعنی یک سری انگیزه های کلی وجود داشت که گروه خوارج این انگیزه را داشتند. یک سری انگیزه های شخصی مثل قضیه بحث ازدواج هست.
منتها مسئله خیلی فراتر از این ها است افرادی بودند که بعد از فتح مکه مسلمان شدند. امیر المؤمنین فرمود
«مَا أَسْلَمُوا وَ لَكِنِ اسْتَسْلَمُوا وَ أَسَرُّوا الْكُفْر»
نهج البلاغة (للصبحي صالح)؛ نویسنده: شريف الرضى، محمد بن حسين، ناشر: هجرت، محقق/ مصحح: فیض الاسلام، ص374، خطبه 16
کفر خودشان را پنهان کردند وقتی که در زیر لوای اسلام آمدند مجبور شدند به ظاهر زیر لوای اسلام باشند می خواستند ضربه شان را به یک بهانه ای به اسلام و اهل بیت (علیهم السلام) بزنند. نمی توانستند خودشان را بیرون از اسلام معرفی کنند و بعد ضربه بزنند یعنی این ها دقیقاً همان کفار قریش هستند این ها همان منافقین هستند این ها همان دشمنان پیامبر هستند در قالب اسلام آمدند ضربه شان را بزنند.
این که من اجتهاد کردم و ... همه این ها بهانه هایی بود که حتی گاهی خود این ها هم به این بهانه ها اشاره ای نکردند در طول تاریخی گاهی برای شان گفته شده است.
مجری:
ممنون و متشکرم
(میان برنامه)
مجری:
ان شاء الله که زیر سایه مولای متقیان امیر مؤمنان علی (علیه السلام) باشید. خدا قسمت و روزی همه تان بکند نجف ایوان طلای امیر المؤمنین بویژه آن های که هنوز تا به حال مشرف نشدند.
با برنامه محراب خون در کنار شما هستیم، در خدمت برادر عزیزمان آقای دکتر حسینی هستیم و در خصوص یک شخصیت منفور در عالم صحبت می کنیم باید این ها را گفت مردم بشناسند. کسی مثل ابن ملجم که قاتل امیر المؤمنین و «أشقی الأشقیاء» هست در جایگاه اسفل السافلین دوزخ هست باید بیشتر صحبت کنیم. البته در فضای مجازی بعضی ها یک سری دفاع هایی از ابن ملجم داشتند می خواهیم بیشتر در مورد این موضوع صحبت کنیم. آقای حسینی انگیزه دفاع برخی از ابن ملجم در فضای چه هست و دنبال چه هستند؟
استاد حسینی:
می خواستم آخر بگویم بغض به امیر المؤمنین دارند. این ها اگر می خواستند بگویند ما از یک ایرانی دفاع می کنیم در مقابل امیر المؤمنین که عرب بود امیر المؤمنین در جنگ با ایرانی ها نبود امام حسن و امام حسین (علیهم السلام) هم نبودند قبلاً مفصل توضیح دادیم و اسنادش را هم گفتیم.
آن کسی که حضور داشت و جنگید پیروانش اهل سنت هم افتخار می کنند خلیفه دوم بود. اگر شما واقعاً بحث تان حتی دفاع از ایران، ملی گرایی و نژاد پرستی هم باشد نمی توانید بگویید ابن ملجم متشکریم خودش یک عرب است. چرا نیامدید بگویید ابو لؤلؤ متشکریم؟ نباید هم بگویید به خاطر این که فتنه ایجاد می کند ممکن است انگیزه های دیگری پشتش باشد.
پیروز یا فیروز که اسمش ایرانی بود قاتل خلیفه دوم یک ایرانی بود آن جا چرا هیچ حرفی نزدید؟ اگر قاعده تان این بود آن جا باید زودتر این حرف را می زدید می گفتید ابو لؤلؤ آدم خوبی بود چون ایرانی بود مگر دخترش را به ظلم نکشتند؟ مگر برای خودش این اتفاقات نیفتاد؟ عرب ها، ابو لؤلؤ المجوسی می گویند. می گویند زرتشتی، مجوسی و ایرانی بود این تعابیر را برایش زیاد به کار می برند البته اعتراف به مسلمان بودنش هم دارند.
این طرف ماجرا که طرف ایرانی یا عرب است خیلی برای شان مهم نیست چون آن طرف، امیر المؤمنین است ولی چرا به کسی مثل ابن ملجم گرایش پیدا می کنند (الْخَبِيثَاتُ لِلْخَبِيثِينَ) آدم های خبیث برای خبیث (کبوتر با کبوتر باز با باز) کسانی که در فضای مجازی در طول سال ... حرفی که زدند را می خواهم نقل کنم واقعاً از ساحت بینندگان عزیز و ارجمندمان و این فضایی متبرک به بحث اهل بیت است عذرخواهی می کنم ولی خیلی صراحتاً وقتی که طرف در طول سال هشتک می زند من بی ناموسم؛ شب شهادت امیر المؤمنین هشتک می زند ابن ملجم متشکریم!
او نمی آید از غیرت قمر بنی هاشم و غیرت امیر المؤمنین بگوید کسی که حرفش در طول سال این طور است این جا هم می گوید ابن ملجم متشکریم؛ این حرف تبلور همان حرف و صفات است همان حرفی که خودشان اعتراف کردند. امام دفاع از ابن ملجم سابقه تاریخی خیلی زیادی دارد برخی از افراد بودند این ها اولین نفرات نیستند.
با حفظ یک سری از مسائل نکته ای را خدمت تان عرض کنم در کتاب الشافی فی الإمامة سید مرتضی – متوفای 436 هجری از مهم ترین کتب تبیین امامت شیعه، چاپ دار الحدیث روایتی را آورد در کتب دیگر هم آمده است. صدر اسلام بعد از شهادت امیر المؤمنین صفحه 356 اولین کسی که هشتک ابن ملجم متشکریم را زد چه کسی بود؟
«وَ رُوِيَ عَنْ مَسْرُوقٍ أَنَّهُ قَالَ: دَخَلْتُ عَلَى عَائِشَةَ فَجَلَسْتُ إِلَيْهَا فَحَدَّثَتْنِي وَ اسْتَدْعَتْ غُلَاماً لَهَا أَسْوَدَ يُقَالُ لَهُ عَبْدُ الرَّحْمَنِ فَجَاءَ حَتَّى وَقَفَ فَقَالَتْ يَا مَسْرُوقُ أَ تَدْرِي لِمَ سَمَّيْتُهُ عَبْدَ الرَّحْمَنِ فَقُلْتُ لَا فَقَالَتْ حُبّاً مِنِّي لِعَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ مُلْجَمٍ.
كتاب : الشافي في الامامة؛ نويسنده: الشريف المرتضى (وفات : 436)، ناشر: مؤسسة إسماعيليان – قم: 1410ق، ج4، ص356
از مسروق نقل شد «أَنَّهُ قَالَ» گفت «دَخَلْتُ عَلَى عَائِشَةَ» نزد عایشه رفتم «فَجَلَسْتُ إِلَيْهَا» نزد او نشستم «فَحَدَّثَتْنِي وَ اسْتَدْعَتْ غُلَاماً لَهَا أَسْوَدَ يُقَالُ لَهُ عَبْدُ الرَّحْمَنِ» شروع کردیم به صحبت کردن غلام عایشه آمد اسم این غلام چه بود؟ عایشه صدایش زد عبد الرحمن «فَجَاءَ حَتَّى وَقَفَ فَقَالَتْ» عایشه گفت «يَا مَسْرُوقُ أَ تَدْرِي لِمَ سَمَّيْتُهُ عَبْدَ الرَّحْمَنِ» می دانی چرا اسم غلامم را عبد الرحمن گذاشتم؟
«فَقُلْتُ لَا» گفتم نمی دانم «فَقَالَتْ حُبّاً مِنِّي لِعَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ مُلْجَمٍ.» عایشه گفت ابن ملجم متشکریم یعنی شما بخواهید بگویید ابن ملجم متشکریم باز دنبال یکی از همسران پیامبر افتادید. روش یکی از همسران پیامبر که عایشه بود کار جدیدی نیست. گزارشی تاریخی داریم گروهی از خوارج که باقی مانده بودند مدت ها از دست ابن ملجم خوشحال بودند و از او تشکر می کردند.
همین وحشی های بدوی که تحت عنوان خوارج جلوی امیر المؤمنین ایستادند بعدش هم در یک دوره ای ادامه داشتند. بنی امیه تجلیل می کرد برخی ها گفتند ابن ملجم تأویل کرد و ... به این نحو از او دفاع کردند. منتها این در رگ، ریشه و خون ایرانی ها منظورم از رگ، ریشه و خون سیره ایرانی ها در طول تاریخ نبوده است.
یک شعری را دیدم ببینید ایرانی ها چطوری بودند؟ یک شخصیتی داریم حرف ها و اشعار خیلی بد از ایشان نقل شد و وجود دارد. اما تجلیل از اهل بیت هم در این اشعار وجود دارد به عنوان یک شخصیت طنز پرداز در شعر ایرجِ میرزا
مجری:
معروف به ایرج میرزا
استاد حسینی:
بله، ایشان یک دو بیتی دارد نشان دهنده این است که در دوره های گذشته جشن گرفتن به خاطر کشتن ابن ملجم در ایران مرسوم بوده است. افرادی دیگری هم بودند در مورد ابن ملجم حرف هایی زدند اما ایرج میرزا یک دو بیتی دارد می گوید برای کشته شدن ابن ملجم مراسم می گرفتند که الان هم یک جایی سنتش در قم در مورد این که ابن ملجم به عنوان قاتل امیر المؤمنین و خلیفه اهل هست.
مجری:
کله پاچه می خورند ولی به نوعی شادی به درک واصل شدن ابن ملجم هست.
استاد حسینی:
ریشه اش این هست ایرج میراز قطعه شماره 83 قربان کمال السلطنه
روز قتل ابن ملجم لعنت الله علیه * دوستان بودند مهمان کمال السلطنه
حیف از فرط کسالت طبعم از گفتن بری است * این قدر گویم که قربان کمال السلطنه
می گوید روز قتل ابن ملجم لعنت الله علیه دوستان نزد کمال السلطنه بودند یک ریشه تاریخی حداقل در تاریخ معاصر ما داشته که آن را جشن می گرفتند. این ها دلسوز ایرانی ها هستند کدام یکی از این ها هستند اگر در مقابل دشمن خارجی کشور ایران تهدید بشود سینه چاکانه می روند دفاع کنند؟ اصلاً مگر این ها آرمانی مثل آرمان شهات طلبی یا شهادت دارند؟
در حیات دنیایی خودشان هستند از آن طرف نسبت به دشمنان امیر المؤمنین این حرف ها را می زنند خیلی جای نگرانی ندارد از این بابت کسی که آن موضع گیری در طول سالش است یک شب هم از ملجم بخواهد تجلیل و تعریف بکند. پس ریشه ابراز ارادت این ها دشمنی با امیر المؤمنین است. این که بیایند از کسی که عرب، فقیه، حافظ یا معلم قرآن در آن دوره بود در فتوحات هم شرکت داشت. اگر شما بخواهید بگویید می خواهیم دشمن کسی باشیم که در فتوحات شرکت داشت امیر المؤمنین در فتوحات شرکت نداشت در فتح ایران قطعاً شرکت نداشت. شما رفتید سراغ کسی که در فتوحات شرکت داشت در نیروی نظامی ارتش اشغالگر ایران در بین اعراب بود.
مجری:
نکته ای که هست این که واقعاً این ها دوستدار ایران هستند که از ابن ملجم دفاع می کنند؟ داستان این است چرا وقتی که به ابن ملجم می رسند این مواضع را می گیرند را هم جالب است.
استاد حسینی:
یک جریانی را داریم که در فضای مجازی، رسانه ها و شبکه های ماهواره ای هم گاهی وقت ها مشغول هستند نمی گردند ببینند چه شخصیتی خوب است از او دفاع کنیم می گردند ببینند قشر مؤمن، قشری که پای کشور و اعتقادشان ایستادند از چه کسی دفاع می کنند می گویند طرف مقابلش برویم.
طرف مقابل او هر آشغال و زباله و هر فردی مثل ابن ملجم می خواهد باشد مگر این ها از یزید تجلیل نکردند؟ مگر مردم کوفه قبلاً تجلیل نکردند؟ کوفه ای که اصل و فلسفه پایه گذاری این شهر که در زمان پیامبر نبود فتح ایران بود، یعنی کوفه پایگاه نظامی فتح ایران بود. این ها گفتند نه حق با مردم کوفه، یزید و امثالهم بود. پس این ها می گردند ببینند دشمن عقاید حقه چه کسانی هستند سمت شان بروند هیچ ملاکی هم جز این واقعاً ندارند. وقتی که این مسیر را پیمودند توقف می کنند چه توجیهی برایش بیاوریم؟ چرا باید از این تجلیل کنیم؟ می گوید این شخصیت ابن ملجم سال 41 هجری همان شخصیت 16 هجری بهمن فلان است همچنین خرافاتی را می خواهند در جامعه ترویج کنند.
وظیفه مان این است که در این زمینه روشنگری کنیم و این اسناد را به سمع و نظر بینندگان عزیز برسانیم.
مجری:
با توجه به این که، امروز بیست و سوم ماه مبارک رمضان دقیقاً همان سالی که وجود نازنین امیر المؤمنین در بیست و یکم به شهادت رسید. در شب نوزدهم فرق مبارک شان در محراب عبادت شکافته شد روز به درک واصل ابن ملجم هم هست. منتها گاهی مباحث زیادی مطرح می شود که ابن ملجم را مُثله کردند سوزاندند می خواهیم قدری بیشتر در مورد این موضوع بدانیم. نحوه قصاصی که و آن سفارش و وصیتی که امیر المؤمنین هم فرموده بودند بدانیم.
استاد حسینی:
به ترتیب این سوال شما را پاسخ بدهم نسبت به این که آیا ابن ملجم را تکه تکه و مثله کردند سوزاندند یا نه؟ اهل سنت یک گزارش هایی در این زمینه نقل کردند شیعه هم بسیار معدود از اهل سنت گاهی نقل کرده است منتها روایات شیعه کاملاً مخالف با همین روایات است. جاندارترین منبعی که بخواهم از کتاب الإرشاد بیاورم. الإرشاد چند صفحه قبل می گوید اهل سِیَر این طوری نقل کردند یک اعتراف بیاورم در سایت اسلام وِب که یک سایت وهابی و شناسنامه دار است سوال پرسیدند آیا ابن ملجم بعد از قتل امیر المؤمنین مُثله و تکه تکه شد؟ جوابی که دادند گزارش های در این زمینه وجود دارد منتها
«لا نستطیع الحکم بثبوتها»
با این که مخالفین شیعه خودشان گزارش دادند می گویند نمی توانیم این ها را تأیید کنیم به قطعیت در این زمینه ها نمی توانیم برسیم که اولیاء دمِ امیر المؤمنین، ابن ملجم را مُثله کردند. چند گزارش می آورد گروهی که جواب دادند می گویند عموماً
«فانما لم نجد ما یجعلنا نحکم بصحة شيء من ذلک»
درست است ما وهابی ها یک عباراتی داریم و اهل سنت گزارش های دارند نمی توانیم این ها را تأیید کنیم.
اما دیدگاه شیعه چیست؟ در نهج البلاغه امیر المؤمنین چند وصیت دارد یکی از وصیت های امیر المؤمنین احتمالاً جزء آخرین وصیت باشد که در نهج البلاغه آمد وصیتی است که بعد از ضربت خوردن و دم شهادت امیر المؤمنین است.
کتاب شریف نهج البلاغه ترجمه جناب محمد دشتی در این جا وصیت امیر المؤمنین وصیت به عموم مردم، امام حسن و امام حسین (علیهم السلام) است وصیت خیلی عالی است یعنی فرازهایی که از این وصیت به دست ما رسید حقیقاً فرازهایی درس آموزی است که نسبت به اصلاح ذات البین چه توصیه های شده است؟ نسبت به بحث تقوای الهی یا عمود نماز بر دین، حقوق همسایه تأکید شده است که هیچ کدام از این پادشاهان در تاریخ خطی از این وصیت امیر المؤمنین نداشتند. حیطه حکومت امیر المؤمنین یعنی آن موقعی که امام دارد این وصیت را می کند حیطه حکومتش اندازه دوره هخامنشیان از شرق تا غرب، شمال تا جنوب است.
وصیت می کند به همسایه خوبی کنید. به ناحق دیگران را نکشید. خون و خونریزی راه نیاندازید. یک خط از این را اگر پادشاهان تاریخ داشتند معلوم نیست چه کار می کردند؟ الان بعضی ها وصیت جعلی می نویسند مثلاً قدمت وصیت 2500 سال پیش می نویسند انگار دو روز و نیم قبل بوده است همان را هم نمی توانند دفاع کنند باز همین را هم نمی توانند جعل کنند.
امیر المؤمنین در وصیتنامه شان در آخرین جملاتش راجع به دشمنش وصیت می کند نمی دانم امیر المؤمنین کیست؟ آخرین عبارات امیر المؤمنین در وصیت برای دشمنش است نه دفاع از دشمنش است این حرف ها را نزنیم. در مورد عدالت در مقابل دشمنش، امیر المؤمنین چه کسی است؟ کدام پادشاهی این کار را کرد؟
«يَا بَنِي عَبْدِ الْمُطَّلِب»
ای فرزندان عبد المطلب مبادا دست به خون مسلمین فرو برید و دست به کشتار بزنید بگویید امیر المؤمنین کشته شد نگویید ابن ملجم، امیر المؤمنین را کشت بریزید کل قبیله ابن ملجم را بزنید همان کاری که با ابو لؤلؤ کردند این کارها را نکنید جز کشنده من کس دیگری نباید کشته شود یک نفر من را کشت باید یک نفر کشته بشود.
درست بنگرید اگر من از ضربت او مردم او را تنها یک ضربت بزنید به دو ضرب هم نرسد چه بسا بر اساس این وصیت اگر یک ضربت بر ابن ملجم می خورد و کشته نمی شد شاید بد تمام می شد. منتها وقتی امام حسن ضربت می زند می داند چطور ضربه بزند؟ روایت داریم ضربتی که ابن ملجم زد نمی توانست امیر المؤمنین را به شهادت برساند زهر بود که اثر کرد.
دست، پا و دیگر اعضای او را مبرید (مثله نکنید) اهل سنت می گویند این اتفاق افتاد. گزارش اهل سنت دارند که امام حسن مجتبی (علیه السلام) جلوی دیگران را گرفت این کار را نکنید.
مجری:
موقعی که فرق امیر المؤمنین را شکافت یک عده ای می خواستند همان جا تکه تکه اش بکنند یک جورهایی ابن ملجم نجاتش دادند.
استاد حسینی:
بله، آوردند صبر کردند تا مشخص بشود تکلیف چه می شود؟ در حالی که مردم کینه زیادی از ابن ملجم به دل داشتند. ابن بطوطه در کتاب رحله ابن بطوطه، صفحه 55 که کتاب معروفی است ایشان می گوید وقتی وارد کوفه شدم ظاهراً نزدیک مسجد را می گوید. سرزمین خوبی بود منتها یک جایی بود که خیلی سیاه بود
«فی بسیطٍ أبیض»
منطقه سفید بود ولی این زمین خیلی سیاه بود به من خبر دادند که
«أنه قبر الشقي ابن ملجم»
این قبر ابن ملجم است
«وأن اهل الکوفة یأتون في کل سنة بالحطب الکثیر فیغد النار في موضع قبره سبعة»
مردم بعد از مرگ ابن ملجم جمع می شوند روی قبرش هفت شبانه روز آتش روشن می کنند، قبر ابن ملجم را می سوزانند. حتی از وصیتی از اهل بیت هم نداریم که این کار را بکنید اتفاقاً خلافش را داریم بر اساس روایتی امیر المؤمنین فرمود او را در زمین دفن کنید خودش به جهنم می رود. این که بخواهید تکه تکه بکنید بعد آتش بزنید بعد غبارش به باد بدهیم یا به دریا بریزیم کاری که در تاریخ گاهی انجام می شد امیر المؤمنین فرمود این کار را نکنید خدا به خدمتش می رسد.
به خدمتش می رسد اصطلاحی است که به کار برده می شود یعنی حقش را کف دستش می گذارد. امام حسن مجتبی (علیه السلام) یک ضربت زد. روایت های که در مورد قصاص ابن ملجم بعد وصیت امیر المؤمنین در مورد ابن ملجم هست به حد تواتر رسید یک پژوهشی در حوزه هدیٰ انجام شد شیخ محمد سنقور که ایشان بحرینی هستند. ایشان آثار متعددی دارد ایشان می گوید آیا ابن ملجم را مثله کردند؟ می گوید همچنین چیزی درست نیست تواتر نصوص داریم
«تواتر النصوص علی النهی في التمثیل بابن ملجم»
در مورد شخص ابن ملجم، روایات شیعه متواتر است که امیر المؤمنین فرمود تکه تکه اش نکنید. «النص الأول» تا توضیحات و روایات صحیح هم آورده خیلی مفصل است بخواهیم بگوید چند جلسه همین روایت ها فقط می شد. تقریباً جامع ترین چیزی که پیدا کردم و کار کرده بودند بیست روایت دیدم در مورد این که ابن ملجم نباید مثله می شد آورده است.
متواتر است که امیر المؤمنین فرمود نباید این کار بشود البته برخی از اهل سنت گفتند علی رغم نهی امیر المؤمنین و امام حسن برخی این کار را انجام دادند در گزارش های شیعه همچنین چیزی ثابت نیست. تاریخ اهل سنت برای ما حجت نیست آن چه که برای ما حجت است همین است که امام حسن مجتبی (علیه السلام) به عدالت با او رفتار و برخورد کردند.
مجری:
در دقایق پایانی اگر نکته دیگری که فکر می کنید کمک به بحث ما می کنید بفرمایید
استاد حسینی:
در مورد یک اتفاق تاریخی سعی کردیم جواب علمی مطرح بکنیم ولی می خواهم توصیه برادرانه داشته باشم به کسانی که تردید دارند به کسانی که فکر می کنند از ابن ملجم می خواهند تجلیل کنند کار درستی می کنند. یا با کسانی که تصور می کنند بخواهند از ابن ملجم تجلیل کنند مثلاً به هم می ریزیم و مسیرمان عوض می شود.
ببینید در طول تاریخ همان موقع ابن ملجم متشکریم را گفته بودند خیلی هم سعی کردند از قاتلین اهل بیت (علیهم السلام) تعریف و تجلیل کنند جز لعن، نفرین، ننگ و بدنامی برای آن ها چیزی باقی نماند، خودتان را به آن ها ول نکنید خیلی از شماها حیف هستید. یعنی اگر فکر می کنید بیافتید دنبال کسانی که نسبت به اهل بیت (علیهم السلام) در طول تاریخ ظلم کردند.
جای پای شیعیان به خاطر مجاهدت هایشان در دنیا و منطقه این قدر محکم شد که بزرگ تر از شماها هم کاری نتوانستند بکنند. نمی توانید کاری بکنید خودتان را خراب نکنید وقتی می بینید نمی توانید با یک فرهنگ و دیدگاهی مقابله بکنید خودتان را به دشمنانش نچسبانید. به خدا خیلی هایتان حیف هستید هر چقدر دشمن ما و بد باشید حیف هستید که در کنار ابن ملجم قرار و یزید بگیرید.
شما باشید یا نباشید تاریخ مسیر خودش را می رود مؤمنین مسیر خودشان را می روند خودتان را حفظ بکنید نمی گوییم از اهل بیت تجلیل بکنید ولی آن طرف هم حیف هستید حداقل این که سکوت بکنید.
مجری:
خیلی ممنونم از شما جناب آقای حسینی عزیز استفاده کردیم خدا به شما سلامتی و طول عمر با عزت بدهد و تشکر از تک تک شما دوستان عزیز و بینندگان گرانقدری که برنامه محراب خون را همراهی فرمودید در سه شب نوزدهم، بیست و یکم و بیست سوم در خدمت تان بودیم امشب هم چهارمین شب و برنامه ای بود که در خدمت تان بودیم.
تلاش کردیم که به نوعی بخشی از مباحث را مطرح بکنید البته در برنامه های دیگر هم به جایگاه، مقام و منزلت امیر المؤمنین و مباحث پیرامون شهادت حضرت پرداخته شده بود. منتها سعی کردیم امشب با حضور آقای دکتر حسینی به بخشی از سوالات و شبهاتی که در فضای مجازی مطرح هست پاسخ بدهیم و ان شاء الله مورد عنایت و توجه شما دوستان قرار گرفته باشد.
یک روز خیلی بزرگی پیش رو داریم روز جهان قدس (روز جمعه) روز دفاع از مظلوم سیره امیر المؤمنین و اهل بیت مان این بود که دفاع از مظلوم بکنیم ما هم ان شاء الله قوی، محکم و استوار در صحنه خواهیم بود. مخصوصاً که این روزها داغدار و عزادار سرداران شهیدمان هستیم که به دست رژیم اشغالگر قدس ناجوانمردانه ترور شدند آن هم که در همه اماکن دنیا آن جا امنیت دارد و کسی حق تعرض ندارد آن ها این ترور و جنایت تروریستی را انجام دادند.
ان شاء الله روزی شاهد باشیم آن ها پشیمان خواهند شد به تعبیر رهبر معظم انقلاب از این رفتارشان پشیمان خواهند شد و ما روزی شاهد پیروزی مردم صبور، قوی و پر افتخار فلسطین بویژه غزه خواهیم بود شاهد نابودی اسرائیل جنایتکار! ممنونم از توجه و نگاه شما التماس دعای خیر و خدا نگهدارتان