دردانه خلقت - به مناسبت ولادت حضرت زهرا سلام الله علیها

قسمت دوم ویژه برنامه دردانه خلقت با کارشناسی آیت الله مدنی


 بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

عنوان برنامه: دردانه خلقت - به مناسبت ولادت حضرت زهرا (سلام الله علیها)

تاريخ:  13/ 10/ 1402

استاد: آیت الله مدنی

مجری: آقای سجاد اکبری

مباحث مطرح شده در این برنامه: حضرت زهرا (سلام الله علیها)؛ ولادت؛ چهره ملکی و ملکوتی؛ معیار حق و باطل؛ نور اهل بیت (علیهم السلام)؛ جایگاه حضرت؛ جبهه حق؛ فدک؛ خطبه فدکیه؛ نقض پیمان

مجری:

خوش آمدی به زمین ای شروع زیبایی * تو عطر یاسی و نرگس تویی که زهرایی

تو آن طلوع قشنگی که در کنار علی * برای ظلمت شب های مکه آمده ای

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَة وَ اَبیها وَ بَعْلِها وَ بَنیها وَ سِرِّ الْمُسْتَوْدَعِ فیها بِعَدَدِ ما اَحَاطَ بِهِ عِلْمُکَ

عرض سلام، ادب و احترام و ارادت مخصوص دارم خدمت یکایک شما بینندگان عزیز و ارجمند شبکه جهانی حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف). به ویژه برنامه سالروز میلاد سراسر خیر و سعادت و برکت سید النساء العالمین حضرت صدیقه طاهره فاطمة الزهراء (سلام الله علیها) دردانه خلقت خیلی خوش آمدید.

به بنده اجازه بدهید همین ابتدای ویژه برنامه سالروز ولادت سراسر سعادت حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) را ابتداً به مظهر قطب دایره امکان حضرت حجة ابن الحسن العسکری (عجل الله تعالی لرجه الشریف) و همچنین حضور شما محبان حضرتش تبریک، تهنیت و شادباش عرض کنم.

بنا بر این داشتم سالگرد شهادت سردار شهید حاج قاسم سلیمانی آن مرد میدان را حضور شما عزیزان تسلیت عرض کنم که الان باید حادثه تروریستی اخیر در گلزار شهدای کرمان و شهادت تعدادی از هموطنان عزیزمان را هم به این تسلیت اضافه کنم. ان شاء الله که خداوند متعال ارواح این شهدا را قرین رحمت و ریحان خودش قرار بدهد برای بازماندگان هم صبر جمیل و اجر جزیل را خواستاریم.

در خدمت کارشناس محترم جناب استاد آیت الله مدنی هستیم با موضوع فاطمه زهرا (سلام الله علیها) معیار تشخیص حق و باطل. جناب استاد سلام علیکم ورحمة الله اسعد الله ایامکم در خدمت شما هستیم.

استاد مدنی:

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم، سلام علیکم ورحمة الله وبرکاته. من هم خدمت جنابعالی و همه بینندگان عزیز عرض سلام و ارادت و تحیت دارم. همچنین تبریک و تهنیت عرض می کنم گشوده شدن بابی از رحمت را و دری از مغفرت و رحمت الهی را که نه تنها شامل شیعیان آن حضرت می شود بلکه به گمان من شامل همه انسان ها و همه بشریّت شده و این کوثری است که نه تنها به رسول الله عنایت شده است بلکه چشمه های این کوثر دل های همه عاشقان حقیقت را سیراب خواهد کرد و دایره شفاعت گسترده او همه خلقت را به نحوی در بر می گیرد. یک شاعری زیبا می گوید:

ای خاک ره تو تاج سرها زهرا * ای قبر تو مخفی از نظرها زهرا

تا باب شفاعت تو باز است چه غم * گر بسته شود تمام درها زهرا

بنابراین دری گشوده شده است در امروز و روزی که گذشت برای همه عاشقان و شیفتگان حقیقت موجب رحمت، خیر و برکت است. این ولادت سراسر سعادت را تبریک و تهنیت عرض می کنم ان شاء الله امیدواریم همه ما نهایت بهرمندی را از این باب الله ی که باز شد و رحمت گسترده الهی که نازل شده است بتوانیم ببریم و مشمول شفاعت آن حضرت باشیم.

همان طور که جنابعالی اشاره کردید امروز هم سالگرد سردار بزرگوار اسلام، سردار سلیمانی است که عمری را در جهاد برای نجات عزیزانی که گرفتار دست های داعشی های وحشی بودند تلاش و جهاد کرد و مزد جهاد خودش را با شهادت گرفت. و امروز در سالگرد او هم دست جنایتکاران جان عده بسیاری از عزیزان ما را در این حادثه تروریستی گرفت ما برای همه آن ها مهمانی سر سفره پر کرامت حضرت زهرا (سلام الله علیها) را از خداوند متعال خواهان و خواستاریم.

مجری:

جناب استاد از شما خیلی ممنون و متشکرم، در خدمت شما هستیم و گوش جان می سپاریم با موضوع حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) معیار تشخیص حق و باطل

استاد مدنی:

وقتی که می خواهیم راجع به شخصیت های الهی صحبت کنیم دو روش مرسوم بوده است یک روشی که بیشتر به چهره ملکوتی آن ها می پرداختند و وقتی که چهره یک پیامبر، یک امام و یک معصوم را ترسیم می کردند در آن اوجی ترسیم می کردند که گویا دست هیچ بشری به آن ها نمی رسد. واقعیت را بیان می کردند اما این واقعیت به گونه ای بیان می شد که شنونده احساس می کرد ما نمی توانیم از وجود او بهرمند بشویم چون او در یک اوجی است و ما در یک حضیضی هستیم که دست ما کوتاه و خرما بر نخیل

بعضی دیگر وقتی شخصیت های الهی را مطرح می کنند و راجع به آن ها صحبت می کنند آن قدر آن ها را نازل می کنند و پایین می آورند که در سطح مردم عادی، ارزیابی می شوند حداکثر عالم، عابد و زاهدی برجسته هستند. به نظر می رسد راه میانی هم وجود دارد که ما دو روی سکه را ببینیم. واقعیت این است که اولیاء الهی یک چهره ملکوتی دارند که برای ما گاهی فهم آن چهره هم مشکل است تا چه رسد به دسترسی به آن چهره.

اما در عین حال با این چهره ملکوتی یک چهره مُلکی هم دارند که آن چهره مُلکی الگوی ما و در دسترس ما است. می توانیم از آن بهره ببریم و استفاده کنیم. در آغاز یک نگاهی داشته باشم به چهره ملکوتی حضرت زهرا (سلام الله علیها) و صدیقه دو عالم را در آن اوجی که شایسته اوست ببینیم در کلام نبوی بعد بر گردیم به این عالم مُلک و حضرت زهرا را به عنوان معیار حق و باطل در این عالم مشاهده کنیم.

در رابطه با چهره ملکوتی حضرت زهرا چون بنا است خیلی وقت گرفته نشود فقط یک نگاهی به آغاز او و به فرجام او چهره ملکوتی او در آغاز خلقت، چهره ملکوتی او در فرجام خلقت می اندازیم. آن چه را هم عرض می کنیم به هیچ عنوان حرف و سخن افراد عادی نیست. از روایاتی استفاده می کنیم که ان شاء الله بیان حقایقی است از لسان پیامبری که:

(وَمَا ينْطِقُ عَنِ الْهَوَى * إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْي يوحَى)

و هرگز از روی هوای نفس سخن نمی ‌گويد! آنچه می گويد چيزی جز وحی که بر او نازل شده نيست!

سوره نجم (53): آیات 3 و 4

روایت اول را از کتاب شریف بحار الأنوار از مرحوم علامه بزرگوار مجلسی نقل می کنم که ایشان به سند متصل با سندهای مختلف از أنس ابن مالک نقل می کند. أنس ابن مالک کسی بود که حدود سیزده سال در محضر رسول اکرم خدمتگزار حضرت بوده می گوید یک روز حضرت نماز صبح را خواندند به حضرت عرض کردیم این آیه شریفه را برای ما تفسیر کنید

«... فَقُلْنَا يَا رَسُولَ اللَّهِ إِنْ رَأَيْتَ أَنْ تُفَسِّرَ لَنَا هَذِهِ الْآيَةَ قَوْلَهُ تَعَالَى (فَأُولئِكَ مَعَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقِينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحِينَ)

(وَمَنْ يطِعِ اللَّهَ وَالرَّسُولَ فَأُولَئِكَ مَعَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيهِمْ مِنَ النَّبِيينَ وَالصِّدِّيقِينَ وَالشُّهَدَاءِ وَالصَّالِحِينَ وَحَسُنَ أُولَئِكَ رَفِيقًا)

و کسی که خدا و پيامبر را اطاعت کند، (در روز رستاخيز،) همنشين کسانی خواهد بود که خدا، نعمت خود را بر آنان تمام کرده؛ از پيامبران و صديقان و شهدا و صالحان؛ و آنها رفيق های خوبی هستند!

سوره نساء (4): آیه 69

«فَقَالَ النَّبِيُّ (صلی الله علیه واله وسلم) أَمَّا النَّبِيُّونَ فَأَنَا وَ أَمَّا الصِّدِّيقُونَ فَعَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ وَ أَمَّا الشُّهَدَاءُ فَعَمِّي حَمْزَةُ- وَ أَمَّا الصَّالِحُونَ فَابْنَتِي فَاطِمَةُ وَ وَلَدَاهَا الْحَسَنُ وَ الْحُسَيْن‏»

حضرت فرمود (نبییون) من هستم (صدیقون) علی ابن ابی طالب است (شهداء) عمویم حمزه است (صالحون) «فَابْنَتِي فَاطِمَةُ وَ وَلَدَاهَا الْحَسَنُ وَ الْحُسَيْن‏» به این جا کلام رسول اکرم رسید عباس عموی پیامبر در جمع بود قیام کرد بلند شد عرض کرد یا رسول الله

«أَ لَسْتُ أَنَا وَ أَنْتَ وَ عَلِيٌّ وَ فَاطِمَةُ وَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَيْنُ مِنْ يَنْبُوعٍ وَاحِد»

مگر ما از یک چشمه نیستیم؟ اشاره داشت به این که ما همه فرزندان حضرت عبد المطلب هستیم، از یک قبیله و پدر و مادر هستیم. حضرت فرمود (به تعبیر من) چه می خواهی بگویی؟ گفت شما این ها را ذکر کردید اما من را که این جا نشسته بودم هیچ یاد نکردید. حضرت فرمودند اما این که گفتی از «يَنْبُوعٍ وَاحِدٍ» و از چشمه واحد هستیم این حرفت درست است ما از یک چشمه هستیم. اما بدان:

«وَ لَكِنْ خَلَقَنَا اللَّهُ نَحْنُ حَيْثُ لَا سَمَاءَ مَبْنِيَّةَ وَ لَا أَرْضَ مَدْحِيَّةَ وَ لَا عَرْشَ وَ لَا جَنَّةَ وَ لَا نَارَ كُنَّا نُسَبِّحُهُ حِينَ لَا تَسْبِيحَ وَ نُقَدِّسُهُ حِينَ لَا تَقْدِيس‏»

فرمود بله (به تعبیر و توضیح بنده) یک وجود مادی داریم که در این تنزل، در اصلاب و ارحام امهات قرار گرفته است ما با شما از شک چشمه هستیم. اما یک وجود ملکوتی است که من و علی ابن ابی طالب و فاطمه و حسن و حسین آن روزی خدا ما را خلق کرد که آسمان ثابت و زمین چرخنده و عرش و بهشت و جهنم نبود. «كُنَّا نُسَبِّحُهُ حِينَ لَا تَسْبِيحَ» ما وقتی تسبیح خدا گفتیم که هیچ مسبحی نبود. ما وقتی تقدیس او گفتیم که مُقدِسی نبود

«فَلَمَّا أَرَادَ اللَّهُ بَدْءَ الصَّنْعَةِ فَتَقَ نُورِي»

بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بيروت)؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، ناشر: دار إحياء التراث العربي، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، ج25، ص 16

خداوند متعال ابتدا نور من را گشایش داد این مضمون در روایات متعدد فریقین است که:

  «أَوَّلُ مَا خَلَقَ اللَّهُ نُورِي»

بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بيروت)؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، ناشر: دار إحياء التراث العربي، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، ج1، ص97

 

«ثُمَّ فَتَقَ نُورَ ابْنِ أَبِي طَالِبٍ ثُمَّ فَتَقَ مِنْهُ نُورِ ابْنَتِي فَاطِمَةَ»

این جا عجیب است می فرماید اول نور من را خلق کرد بعد نور علی را خلق کرد بعد فاطمه را از نور علی خلق کرد. بعد اشاره می کند

«وَ نُورُ فَاطِمَةَ مِنْ نُورِ اللَّهِ»

نه این است که فاطمه زهرا (سلام الله علهیا) فرع باشد نور، نور الله است اما این چنین خلق شد که نور امیر المؤمنین و بعد از آن نور، نور فاطمه زهرا

«ثُمَّ فَتَقَ نُورَ الْحَسَنِ ثُمَّ فَتَقَ نُورَ الْحُسَيْنِ فَلِذَلِكَ سُمِّيَتْ الزَّهْرَاءِ لِأَنَّ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرَضِينَ بِنُورِهَا ظَهَرَتْ»

بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بيروت)؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، ناشر: دار إحياء التراث العربي، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، ج25، ص 17

این روایت را مرحوم علامه مجلسی در جلد 25 بحار الأنوار، صفحه 17 نقل می کند. این یک اوجی را بیان می کند که برای دل های آگاه شیعیان، محبین و عاشقانش روشن است. اما شاید برای بعضی ها سنگین باشد برای آن هایی که سنگین است روایت دیگری را عرض می کنم که این روایت قطعاً مستفیض است اگر متواتر نباشد.

روایت را از معجم کبیر طبرانی نقل می کنم از علمای اهل سنت و از مجامع حدیثی برادران اهل سنت است به عبارات مختلف نقل شده است که به بعضی از مصادرش هم اشاره می کنم و یکی از راوی های این روایت همسر پیامبر عایشه است. روایت در کتاب معجم کبیر طبرانی، جلد 22، صفحه 400 آمده است.

«عن عَائِشَةَ قالت كنت أَرَى رَسُولَ اللَّهِ صلى اللَّهُ عليه وسلم يُقَبِّلُ فَاطِمَةَ فقلت يا رَسُولَ اللَّهِ إني أَرَاكَ تَفْعَلُ شيئا ما كنت أَرَاكَ تَفْعَلُهُ من قَبْلُ»

 عایشه نقل می کند می دیدیم پیامبر زیاد حضرت زهرا را می بوسد و می بوید. اعتراض کردم که یا رسول الله چرا این کار را می کنی؟

«فقال لي يا حُمَيْرَاءُ أنه لَمَّا كان لَيْلَةَ أُسْرِيَ بِي إلى السَّمَاءِ أُدْخِلْتُ الْجَنَّةَ»

آن شبی که من را به معراج بردند وارد بهشت شدم

«فَوَقَفْتُ على شَجَرَةٍ من شَجَرِ الْجَنَّةِ لم أر ( أرى ) في الْجَنَّةِ شَجَرَةً هِيَ أَحْسَنُ منها حُسْنًا وَلا أَبْيَضَ منها وَرَقَةً وَلا أَطْيَبَ منها ثَمَرَةً فَتَنَاوَلْتُ ثَمَرَةً من ثَمَرَتِهَا فَأَكَلْتُهَا فَصَارَتْ نُطْفَةً في صُلْبِي فلما هَبَطْتُ الأَرْضَ وَاقَعْتُ خَدِيجَةَ فَحَمَلَتْ بِفَاطِمَةَ»

به یک درختی رسیدم که در میان تمام بهشت از او بهتر نبود رسول اکرم توصیف می کند و از ثمره آن درخت استفاده کردم و بهره مند شدم و این زمینه ای برای به وجود آمدن حضرت زهرا (سلام الله علیها) شد.

«فإذا أنا اشْتَقْتُ إلى رَائِحَةِ الْجَنَّةِ شَمَمْتُ رِيحَ فَاطِمَةَ يا حُمَيْرَاءُ إِنَّ فَاطِمَةَ لَيْسَتْ كَنِسَاءِ الآدَمِيِّينَ وَلا تَعْتَلُّ كما يَعْتَلُّونَ»

المعجم الكبير؛ اسم المؤلف: سليمان بن أحمد بن أيوب أبو القاسم الطبراني الوفاة: 360، دار النشر : مكتبة الزهراء - الموصل - 1404 - 1983 ، الطبعة: الثانية، تحقيق : حمدي بن عبدالمجيد السلفي، ج22، ص400

این از منابع اهل سنت است این جا جدا می کند «لَيْسَتْ كَنِسَاءِ الآدَمِيِّينَ» این چهره ملکوتی، چهره زمینی و مُلکی نیست او از عالم قدس آمد و این طور به وجود آمده است.

مجری:

که هر موقع دلتنگ بهشت می شوم فاطمه را می بویم.

استاد مدنی:

و من هر وقت مشتاق آن بوی بهشتی می شوم بوی بهشتی را از وجود او احساس می کنم و بهرمند می شوم. خیلی کوتاه راجع به آغاز خلقت، هم نور فاطمه زهرا (سلام الله علیها) هم بیان نزول حضرت به عالم مُلک. اما در انجام خلقت هم اشاره می کنم از تاریخ بغداد، خطیب بغدادی شخصیت بسیار برجسته ای که به عنوان خطیب العامة والجماعة از او نام برده می شود. در جلد 8، صفحه 141 با سند متصل نقل می کند ما این سندها را ذکر نمی کنیم از این جهت که در وقت صرفه جویی بشود باز روایت:

«عن عائشة قالت قال رسول الله صلى الله عليه وسلم»

آن آغاز این جا فرجام و نهایت

«إذا كان يوم القيامة نادى مناد يا معشر الخلائق طأطئوا رؤوسكم حتى تجوز فاطمة بنت محمد صلى الله عليه وسلم»

تاريخ بغداد؛ اسم المؤلف: أحمد بن علي أبو بكر الخطيب البغدادي الوفاة: 463، دار النشر: دار الكتب العلمية – بيروت، ج8، ص141، ح4233

در آن محشری که همه اولین و آخرین هستند انبیاء و صالحین هستند شهدا هستند اولیاء الله هستند عایشه همسر پیامبر نقل می کند پیغمبر فرمود منادی حضرت حق ندا می کند همه به احترام فاطمه سرها را به زیر بیاندازید تا این که فاطمه از محشر بگذرد این اجمالی است که همسر پیامبر عایشه می گوید.

همین تفسیر و تفصیلی دارد که ابن عباس نقل می کند آن تفصیل را دوست داشتم نقل کنم از بحار الأنوار، جلد 43، صفحه 25 که از أمالی محدث بزرگ صدوق می کند ولکن برای این که در وقت صرف جویی بشود قسمتی از آن را عرض می کنم می فرماید:

«وَ كَأَنِّي أَنْظُرُ إِلَى ابْنَتِي فَاطِمَة»

گویا به دخترم فاطمه نگاه می کنم

«قَدْ أَقْبَلَتْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ عَلَى نَجِيبٍ مِنْ نُور»

در روز قیامت بر مرکبی از نور وارد محشر می شود

«عَنْ يَمِينِهَا سَبْعُونَ أَلْفَ مَلَكٍ وَ عَنْ يَسَارِهَا سَبْعُونَ أَلْفَ مَلَكٍ وَ بَيْنَ يَدَيْهَا سَبْعُونَ أَلْفَ مَلَكٍ وَ خَلْفَهَا سَبْعُونَ أَلْفَ مَلَك‏»

هفتاد هزار فرشته دست راست، دست چپ، پیش رو و پشت سر فاطمه زهرا.

 با این ابهت و عظمت در کجا؟ در محضری که محضر صدق است در قیامتی که هیچ کسی جای خلاف، دروغ و خطا ندارد ظهور عدل خدای متعال است آن چهره حقیقی باید ظاهر بشود.

«تَقُودُ مُؤْمِنَاتِ أُمَّتِي إِلَى الْجَنَّةِ»

او در پیش و همه زن های مؤمنه در پس او وارد بهشت الهی می شوند.

بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بيروت)؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، ناشر: دار إحياء التراث العربي، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، ج43، ص24

این هم فرجام حضرت زهرا (سلام الله علیها) در آن حدی که ما می توانیم بفهمیم و در آن حدی که برای ما بیان شده است. این روایت، روایت مفصلی است و روایت های فراوان دیگر.

مجری:

خیلی ممنون جناب استاد استفاده کردیم.

 (میان برنامه)

مجری:

قدر دان نگاه های سراسر مهر و محبت و سخاوت شما عزیزان هستیم که کما کان به این قاب جهانی دوخته شده است و دارید ویژه برنامه سالروز ولادت حضرت ام ابیها حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) را تماشا می فرمایید. جناب استاد با ادامه بحث در خدمت تان هستیم بفرمایید

استاد مدنی:

ان شاء الله امیدواریم ذکر فاطمه زهرا (سلام الله علیها) برای ما و همه شنوندگان و بینندگان عزیزمان موجب اجر اخروی و سعادت دنیا و آخرت باشد ان شاء الله.

یکی از مباحث مهمی که در چهره مُلکی حضرت زهرا (سلام الله علیها) مطرح است این است که حضرت زهرا (سلام الله علیها) معیار تشخیص حق و باطل است. البته تبیین چهره مُلکی حضرت زهرا (سلام الله علیها) مادری او، همسری نمونه او، معلم بودن او، مفسر بودن او، حدیث گفتن او، خطبه خواندن او، سخاوت او، بخشش او، حضور او در جنگ ها و در جنگ احد خصوصاً و در بقیه موارد مطالب زیادی می شود گفت.

اما برای این جلسه انتخابی که کردیم تقدیم به دل های آماده شنوندگان عزیز بشود معیار بودن حضرت زهرا برای حق و باطل است. خداوند متعال در قرآن و در وحیش حق و باطل را بیان و تبیین کرده است و پیامبر اکرم در سنت شان آن چه را که خداوند به اجمال فرموده به تفصیل بیان فرمودند. اما غیر از این تبیین حق و توضیح باطل گاهی اشخاصی را هم معین کردند که این ها علامت راه باشند. گاهی فتنه هایی می شود غبارهایی فضا را تیره و تار می کند و خیلی از مردم هم اهل استدلال، برهان و نتیجه گیری نیستند. این جا خدای متعال یک چهره های را معرفی کرده است که آن ها ببینند این چهره ها در کدام جبهه ایستادند بدانند جبهه حق این جا است. به یکی دو نمونه اشاره می کنم تا به حضرت زهرا (سلام الله علیها) برسیم.

اولین چهره خود امیر المؤمنین علی ابن ابی طالب است. پیامبر اکرم برای این که انسان ها بعد از وفات او در آن طوفان بعد از ارتحال رسول الله راه را گم نکنند تکلیف را تعیین کرده بود روایت زیبایی از زمخشری می خوانم. ابو القاسم محمود ابن عمر خوارزمی زمخشری از ائمه علم، تفسیر و ادب در میان برادران اهل سنت است. تعبیری که در زندگینامه و ترجمه او آمده است می گوید:

«ورد العراق وخراسان ما دخل بلدا إلا واجتمعوا عليه وتلمذوا له وكان علامة نسابة»

به عراق و خراسان رفت به هر شهری که وارد می شد علمای اهل سنت نزد او می آمدند و شاگردی می کردند و او علامه نسابه بود.

سير أعلام النبلاء؛ اسم المؤلف: محمد بن أحمد بن عثمان بن قايماز الذهبي أبو عبد الله الوفاة: 748، دار النشر: مؤسسة الرسالة - بيروت - 1413، الطبعة: التاسعة، تحقيق: شعيب الأرناؤوط , محمد نعيم العرقسوسي، ج 20، ص 155

 یعنی کسی است که در دوران خودش سرآمد علمای اهل سنت بود، این مرد کتابی به نام ربیع الأبرار دارد در آن جا این خاطره زیبا را نقل می کند می گوید:

«أستأذن أبو ثابت مولى علي رضي الله عنه على أم سلمة»

ابو ثابت غلام ابوذر بود و بعد او را ابوذر به حضرت امیر المؤمنین هدیه کرد این آقا خدمت همسر پیامبر ام السلمه آمد، ام السلمه از او سوال کرد ابو ثابت

«فقالت: مرحباً بك يا أبا ثابت، ثم قالت: يا أبا ثابت أين طار قلبك حين طارت القلوب مطيرها؟»

آن روزی که دل ها هر کدام به سمت و سویی پرواز کرد قلب تو به کدام سمت رفت؟

 دوران پس از پیغمبر شاید این تعبیر را بشود کرد گاهی کبوترها با آرامش جایی نشسته اند یک سنگی وسط شان می افتد هر کبوتری به سمت و سویی فرار می کند. حادثه عظیم رحلت رسول الله همه را پریشان کرد و هر کسی به سمتی رفت. ام السلمه از ابو ثابت پرسید دل تو کجا رفت؟

«قال: تبع علياً»

دل من به سمت علی ابن ابی طالب رفت.

«قالت: وفقت»

ام السلمه فرمود «وُفِقتَ» خدا به توفیق داد موفق شدی

«والذي نفسي بيده لقد سمعت رسول الله صلى الله عليه وسلم يقول»

به آن خدایی که جان منِ ام السلمه در دست او هست قسم می خورم شنیدم پیامبر می فرمود:

«علي مع الحق والقرآن، والحق والقرآن مع علي، ولن يتفرقا حتى يردا على الحوض.»

پیامبر اکرم فرمود علی با حق و قرآن است و حق و قرآن هم با علی ابن ابی طالب است و این ها از هم جدا نمی شوند تا در حوض کوثر بر من وارد شوند.

ربيع الأبرار؛ اسم المؤلف: أبو القاسم محمود بن عمرو بن أحمد، الزمخشري جار الله (المتوفى : 538هـ) الوفاة: 538، دار النشر:، ج1، ص132

این جا رسول اکرم علی ابن ابی طالب را معیار قرار می دهد. و این به نحوی بود نه این که گوشه ای گفته بشود ام السلمه بشنود نه آن قدر گفته شده بود که در آن جامعه همه می دانستند. شاهد این مسئله روایتی از مجمع الزوائد هیثمی است

مجری:

که مشهور و معروف بوده است

استاد مدنی:

بله، هیثمی مصری از علمای شافعیه است نور الدین علی ابن ابی بکر هیثمی در قرن هشتم قطعاً یکی از بزرگ ترین محدثان قرن هشتم است که ابن حجر هیتمی شاگرد اوست. این مرد کتابی دارد به نام مجمع الزوائد در جلد 7، صفحه 235 این روایت زیبا را نقل می کند می گوید:

«أن فلانا دخل المدينة»

فلانی وارد مدینه شد.

این فلانی بعد معلوم می شود منظورش معاویة ابن ابی سفیان است از ذیل روایت معلوم است.

«حاجا فأتاه الناس يسلمون عليه»

وقتی که معاویه وارد مدینه شد مردم می آمدند و به او سلام و اظهار ارادت می کردند.

 «فدَخلَ سعد»

سعد هم وارد شد.

 سعد چه کسی است؟ سعد ابن ابی وقاص منظورش است شخصیت معروفی است در زمان خلیفه دوم حاکم کوفه بود یعنی استاندار عمر ابن الخطاب است. در میان برادران اهل سنت ما از عشره مبشره است مدعی هستند او از کسانی است که بهشت بر او واجب شده است این آقا به دیدن معاویه آمده است.

 «فسلَّمَ»

سلام کرد.

وقتی سلام کرد معاویه رو کرد به کسانی که آن جا بودند و گفت:

«فقال وهذا لم يعنا على حقنا على باطل غيرنا»

این آقایی که الان آمده است روزی که ما جنگ داشتیم حق ما را کمک نکرد بر باطل غیر ما.

 منظورش علی ابن ابی طالب است در جنگ من با علی ابن ابی طالب حق ما را یاری نکرد بر علیه باطل، علی ابن ابی طالب.

«قال فسكت عنه فقال مالك لا تتكلم»

می گوید سعد جواب نداد دوباره معاویه گفت چرا حرف نمی زنی؟

سعد گفت:

«فقال هاجت فتنة وظلمة فقال لبعيري إخ إخ فأنخت حتى انجلت»

تعبیر راحتی کرد یک دعوا، فتنه و ظلمتی بلند شد من به شترم إخ إخ گفتم خواباندمش هیچ طرفی نرفتم تا این فتنه و ظلمت بر طرف بشود.

یکی که آن جا بود گفت چه چه را إخ إخ گفتی.

«فقال رجل إني قرأت كتاب الله من أوله إلى آخره فلم أر فيه إخ إخ»

من در قرآن ندیدم کسی إخ إخ کند چه شد شتر خواباندی؟

 منظورش این بود چرا تصمیم نگرفتی و سراغ ما نیامدی؟ وقتی که این ها پر رویی کردند سعد ابن ابی وقاص عصبانی شد گفت حالا که این طور گفتید پس بشنوید.

«فقال أما إذ قلت ذاك فإني سمعت رسول الله صلى الله عليه وسلم يقول علي مع الحق أو الحق مع علي حیث کان»

علت این که پیش شماها نیامدم این بود که از رسول اکرم شنیدم پیامبر می فرمود «علیٌ مع الحق والحق مع علی حيث كان»

تا این را گفت فضای این جلسه را سکوت فرا گرفت و همه ماندند چه بگویند؟ استناد کرد به کسی که نمی توانند بگویند قبول نداریم.

«قال من سمع ذلك قال قاله في بيت أم سلمة»

بلافاصله معاویه گفت چه کسی این را شنید کسی دیگر غیر از تو شنیده است؟ گفت بله در خانه ام السلمه بود دیگران هم شنیدند گفت بروید ام السلمه را بیاورید. سراغ ام السلمه رفتند

«قال فأرسل إلى أم سلمة فسألها فقالت قد قاله رسول الله صلى الله عليه وسلم في بيتي»

مجمع الزوائد ومنبع الفوائد؛ اسم المؤلف: علي بن أبي بكر الهيثمي الوفاة: 807، دار النشر: دار الريان للتراث/‏دار الكتاب العربي - القاهرة , بيروت – 1407، ج7، ص235

ام السلمه هم این جا با کمال شهامت جواب داد فرمود بله این روایت را پیغمبر اکرم در حضور عده ای در حالی که در خانه من بودند بیان کرد این علی ابن ابی طالب معیار حق و باطل است.

 معیار دوم (کوتاه اشاره می کنم) شخص دوم که معیار حق شده است عمار است بخاری در صحیح بخاری، جلد 1، صفحه 97 به سند متصل از ابن عباس نقل می کند. ابن عباس از ابی سعید از اصحاب رسول اکرم نقل می کند ما وقتی مسجد پیغمبر را می ساختیم هر کدام مان یک خشت بر می داشتیم می آوردیم اما عمار دو تا خشت بر می داشت تا به پیغمبر رسید پیغمبر او را دید سر و رویش غبار آلود است شروع کرد غبار و خاک را از سر و روی عمار پاک کردن و می فرمود:

«وَيْحَ عَمَّارٍ تَقْتُلُهُ الْفِئَةُ الْبَاغِيَةُ يَدْعُوهُمْ إلى الْجَنَّةِ وَيَدْعُونَهُ إلى النَّارِ»

این عمار را آن گروه سرکش و باغی بر امام عادل می کشند. (بغی سرکشی بر امام عادل است) در حالی که عمار آن ها را به بهشت دعوت می کند و آن ها، او را به جهنم دعوت می کنند.

الجامع الصحيح المختصر؛ اسم المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: 256، دار النشر: دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - 1407 - 1987، الطبعة: الثالثة، تحقيق: د. مصطفى ديب البغا، ج1، ص172، ح436

این یک قصه زیبایی دارد این قصه را در حد اشاره عرض می کنم بعد سراغ حضرت زهرا (سلام الله علیها) بحث اصلی مان برویم.

می گوید بعد از این که جنگ صفین تمام شد معاویه در خیمه اش بود عمرو و عاص هم آن جا بود سر عمار را وارد کردند دو نفر دعوا داشتند هر کدام می گفتند «أنا قَتلتُ» دیگری می گفت «أنا قَتلتُ» من عمار را کشتم. عبد الله ابن عمرو ابن عاص پسر عمرو عاص در میان لشکر معاویه و در خیمه معاویه است به این دو نفر رو کرد گفت هر کدام تان می خواهید به نفع دیگری کنار بکشد مصالحه کنید هرکدام تان قاتل هستید.

«فإني سمعت رسول الله صلى الله عليه وسلم يقول تقتله الفئة الباغية»

شنیدم پیغمبر اکرم می فرمود کشنده عمار، فئه باغیه گروه سرکش و باغی بر امام عادل هستند معاویه ناراحت شد

«فقال معاوية ألا تغني عنا مجنونك يا عمرو فما بالك معنا قال إن أبي شكاني إلى رسول الله صلى الله عليه وسلم فقال أطع أباك حيا ولا تعصه فأنا معكم ولست أقاتل»

الطبقات الكبرى؛ اسم المؤلف: محمد بن سعد بن منيع أبو عبدالله البصري الزهري الوفاة: 230، دار النشر: دار صادر – بيروت،  ج 3، ص 253

به عمرو عاص رو کرد گفت این پسر دیوانه ات را از ما دور نمی کنی؟ چرا این جا است؟ اگر تو فهمیدی که پیغمبر گفت فئه باغیة هستیم چرا با ما هستی؟ گفت من با شما نیستم من اصلاً به جنگ وارد نشدم «ولست أقاتل» بله پدر من به پیغمبر شکایت کرد پیغمبر فرمود «أطع أباك حيا» پدرت را اطاعت کن من با پدرم آمدم. ببینید معیار بودن عمار تا درون خیمه معاویه نفوذ کرده است.

الان سراغ معیار اساسی حق و باطل برویم که دور و نقش او در این تشخیص باطل بعد از رحلت رسول اکرم شروع شد تا إلی یوم القیامة هم باقی است و آن حضرت زهرا است روایت به سند متصل نقل شده است.

«قال رسول الله صلى الله عليه وسلم لفاطمة إن الله يغضب لغضبك ويرضى لرضاك هذا حديث صحيح الإسناد»

المستدرك على الصحيحين؛ اسم المؤلف:  محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاكم النيسابوري الوفاة: 405 هـ، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت - 1411هـ - 1990م، الطبعة: الأولى، تحقيق: مصطفى عبد القادر عطا، ج 3، ص 167، ح 4730

این روایت را در کتب فراوان نقل کردند قطعاً متواتر است هر کسی بدون حب و بغض مراجعه کند مثلاً حاکم نیشابوری او را نقل می کند می گوید «هذا حدیثٌ صحیح الإسناد» این را چه کار کنیم؟ در مستدرک حاکم، جلد 3، صفحه 167، طبرانی در معجم، جلد 1، صفحه 108 نقل می کند، دولابی در الذریة الطاهرة، صفحه 120 نقل می کند، در معجم ابی یعلاء موصلی، صفحه 190 نقل شده، در اسد الغابة، جلد 6، صفحه 224 نقل شده است و ده ها منبع دارد که من گفتنش را احساس کردم وقت گرفته خواهد شد.

چرا پیغمبر این را می گوید؟ برای این که می داند در آینده بنا است غضب و رضایت زهرا راه را روشن کند برای همه مسلمین روشن باشد آن جا که فاطمه غضب کرده است خدا نیست شیطان است. آن جا که فاطمه راضی است آن جا جبهه خدا و جبهه حق است گاهی به تعبیرات دیگری گفتند در سنن ترمذی، جلد 5، صفحه 699 همین معنا و حقیقت با یک عبارت دیگر آمده است سند را نمی خوانم

«عَنْ زَيْدِ بْنِ أَرْقَمَ: أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ سَلَّمَ قَالَ لِعَلِيٍّ وَ فَاطِمَةَ وَ الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ: أَنَا حَرْبٌ لِمَنْ حَارَبْتُمْ وَ سِلْمٌ لِمَنْ سَالَمْتُمْ.»

من با هر کسی با شما بجنگد می جنگم با هر کسی با شما صلح کند صلح می کنم!

الجامع الصحيح سنن الترمذي؛ اسم المؤلف: محمد بن عيسى أبو عيسى الترمذي السلمي الوفاة: 279، دار النشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت، تحقيق: أحمد محمد شاكر وآخرون، ج5، ص699

دقیقاً پیامبر بیان می کند آن جبهه ای که فاطمه است من هستم آن جبهه ای که مقابل فاطمه است مقابل من ایستاده است. تا قیامِ قیامت همه بدانند جبهه رسول الله کجا است؟ هر جا فاطمه است رسول الله است گاهی به شیوه دیگری اعلام کرده است. من اگر بخواهم این ها را بشمارم شاید طولانی بشود یکی از شیوه های که پیامبر چندین ماه تکرار کرده است هر وقت برای نماز صبح می آمد بعضی گفتند در همه نمازها می آمد درِ خانه فاطمه زهرا (سلام الله علیها) می ایستاد که به حجره خود رسول الله متصل بود و دری برای ورود به مسجد النبی داشت

«كَانَ يَمُرُّ بِبَيْتِ فَاطِمَةَ سِتَّةَ أَشْهُر»

در بعضی از روایات «سِتَّةَ أَشْهُر» و در بعضی روایات دیگر بیشتر یا کمتر دارد به لحاظ آن راوی که ملاحظه کرده است.

«فيَقُولُ: الصَّلَاةَ يَا أَهْلَ بَيْتِ إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً»

المسترشد في إمامة عليّ بن أبي طالب عليه السلام؛ طبرى آملى كبير، محمد بن جرير بن رستم (وفات: ق 4)، محقق / مصحح: محمودى، احمد، ناشر: كوشانبور، ص 343

چرا هر روز و هر روز؟ چرا عبارت یک عبارت؟ می خواهد معرفی کند این اهل بیتی هستند که تطهیر شدند «طَهَّرهُم الله» هیچ پلیدی و گناهی در اطراف آن ها نیست. این ها نمونه ای بود از جاهایی که پیامبر معرفی کرد فاطمه رضایت او معیار است. غضب او معیار است، سخن او معیار است، حرب و جنگ با فاطمه معیار است و او تطهیر شه است.

این معیار کجا خودش را نشان داد؟ بعد از پیامبر اکرم در صحنه های که اشاره می کنم این معیار جلوه گری کرد این چراغ، راه را نشان داد اول در خطبه فدکیه، دوم در خطبه ای که با زنان مدینه در هنگام عیادت بیان کرد. سوم هنگامی که از سلاح گریه به عنوان یک اسلحه در احد، در بقیع و بیت الأحزان استفاده کرد. چهارم وقتی که بعضی از شخصیت های سیاسی مدعی به عیادت او آمدند که دلجویی کنند. بعداً در تجهیز، غسل، تکفین و نماز فاطمه آخر هم در دفن مخفی فاطمه

این ها را تا جایی که فرصت مان اجازه بدهد عرض می کنم اولین صحنه، صحنه خطبه فدکیه است در این خطبه طولانی یک بخش بسیار کوتاهش بحث فدک است. حضرت جبهه ها را بیان می کند مخصوصاً آخرش عجیب است دعوت به قیام مسلحانه می کند.

«فَأَنَّى حُرْتُمْ بَعْدَ الْبَيَانِ، وَ أَسْرَرْتُمْ بَعْدَ الْإِعْلَانِ، وَ نَكَصْتُمْ بَعْدَ الْإِقْدَامِ، وَ أَشْرَكْتُمْ بَعْدَ الْإِيمَانِ أَ لا تُقاتِلُونَ قَوْماً نَكَثُوا أَيْمانَهُمْ وَ هَمُّوا بِإِخْراجِ الرَّسُول‏»

چرا متحیر هستید؟ چرا پنهان شدید؟ چرا نقض پیمان می کنید؟ چرا بعد از ایمان مشرک می شوید؟ «أَ لا تُقاتِلُونَ قَوْماً نَكَثُوا أَيْمانَهُمْ» چرا نمی جنگید با آن های که پیمان شکسته بودند؟ دقت بفرمایید این در وقتی که حکومت مسلط شده است از شمشیرشان خون می ریزد، بعضی ها را کشتند بعضی ها را زدند بدون ذره ای خوف و خشیت چرا این طوری می گوید؟ تبیین می کند

«أَلَا قَدْ أَرَى أَنْ قَدْ أَخْلَدْتُمْ إِلَى الْخَفْضِ، وَ أَبْعَدْتُمْ مَنْ هُوَ أَحَقُّ بِالْبَسْطِ وَ الْقَبْضِ»

چرا من این طوری می گویم؟ برای این که، آن چه حق بود باید دست او باز و حاکم باشد او را کنار گذاشتید آخرش می فرماید:

«وَ سَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنْقَلَبٍ يَنْقَلِبُونَ وَ أَنَا ابْنَةُ نَذِيرٍ لَكُمْ بَيْنَ يَدَيْ عَذابٍ شَدِيدٍ فَاعْمَلُوا إِنَّا عامِلُونَ وَ انْتَظِرُوا إِنَّا مُنْتَظِرُونَ»

بلاغات النساء؛ اسم المؤلف: أبو الفضل أحمد بن أبي طاهر ابن طيفور (المتوفى: 280هـ) ناشر: الشريف الرضي‏؛ قم: بی تا، ص31

می گوید این مسیری که شما دارید می روید عذاب شدید است. این خطبه را بگذارید با آن روایت رسول اکرم «حَرْبٌ لِمَنْ حَارَبْتُمْ وَ سِلْمٌ لِمَنْ سَالَمْتُمْ.» کنار «إِنَّ اللَّهَ لَيَغْضَبُ لِغَضَبِكِ، وَ يَرْضَى لِرِضَاكَ.» بگذاریم تکلیف همه روشن می شود.

 مورد دوم: پیغمبر فرمود غضب تو غضب خدا است و رضای تو رضای خدا است. مسلمین این را شنیدند از آن طرف در صحیح بخاری، جلد 5، صفحه 139 روایت 4240 روایت مفصل است کوتاه عرض می کنم

«فَوَجَدَتْ فَاطِمَةُ عَلَى أَبِي بَكْرٍ فِي ذَلِكَ فَهَجَرَتْهُ فَلَمْ تُكَلِّمْهُ حَتَّى تُوُفِّيَت‏»

فاطمه غضب کرد مسیرش را از آن ها جدا کرد و هرگز با آن ها صحبت نکرد!

الجامع الصحيح المختصر؛ اسم المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: 256، دار النشر: دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - 1407 - 1987، الطبعة: الثالثة، تحقيق: د. مصطفى ديب البغا، ج4، ص1549، ح9998 (آدرس دهی براساس نرم افزار الجامع الکبیر)

بعضی آمدند تفسیر کردند بله این که حضرت زهرا جدا کرد زن نا محرم بود نیامد. واقعاً جملاتی که در صحیح بخاری آمده است همین را می خواهد بگوید؟ «فَوَجَدَتْ فَاطِمَةُ» یعنی فاطمه غضب کرد این غضب برای این بیان شد که روشن بشود مصداق «إِنَّ اللَّهَ لَيَغْضَبُ لِغَضَبِكِ، وَ يَرْضَى لِرِضَاكَ.» است

چطور زهرا (سلام الله علیها) با سلمان، ابوذر، بلال، عباس و دیگران صحبت می کند؟ چطور به مسجد با همه مسلمین صحبت می کند؟ چطور با زن ها و مردهای انصار صحبت کرد در خانه شان رفت؟ آن ها مگر نا محرم نبودند؟ قصه، قصه دیگری است اگر فرصت بشود بیشتر هم عرض می کنیم.

 بیهقی در سنن بیهقی، جلد 6، صفحه 490 روایت 12734 این جا تعبیر بیهقی کاملاً واضح تر است می گوید:

«فغضبت فاطمة رضي الله عنها فهجرت أبا بكر رضي الله عنه فلم تزل مهاجرة له حتى توفيت وعاشت بعد وفاة رسول الله صلى الله عليه وسلم ستة أشهر»

 سنن البيهقي الكبرى؛ اسم المؤلف: أحمد بن الحسين بن علي بن موسى أبو بكر البيهقي الوفاة: 458، دار النشر: مكتبة دار الباز - مكة المكرمة - 1414 - 1994، تحقيق: محمد عبد القادر عطا، ج6، ص300 (آدرس دهی براساس نرم افزار الجامع الکبیر)

اشاره می کند می گوید فاطمه غضب کرد بعد هم راه و مسیر را واضح کرد که از آن ها جدا است تا وقتی که زنده بود با آن ها سخن نگفت بعد هم می گوید نه این که فکر کنید یکی، دو روز بوده فاطمه شش ماه بعد از وفات رسول الله زنده بود ولی با آن ها صحبت نکرد.

ابن قطیبه دینوری دوست داشتم ابن قطیبه را مقداری معرفی کنم. شخصیتی که مال قرن سه است او در کتابش الامامة والسیاسة می نویسد وقتی پخش شد فاطمه هجرت و غضب کرد با این ها صحبت نمی کرد به دنبال این بودند که کسب رضایت حضرت کنند به عیادت آمدند. اما تعبیری که او ذکر می کند آدرسش را عرض کنم جلد 1، صفحه 20 به تحقیق دکتر طه محمد الزینی که استاد الأزهر شریف است. ما می دانیم الأزهر پایگاه علوم اهل سنت است این کتاب تصحیح و چاپ آن جا است آخرش می گوید وقتی آن ها برای عیادت آمدند حضرت زهرا سوال کردند شما را قسم می دهم آیا حدیث پیغمبر را شنیدید یا نه؟

«رِضَا فَاطِمَةَ مِنْ رِضَايَ وَ سَخَطُ فَاطِمَةَ مِنْ سَخَطِي‏»

آن دو نفر گفتند بله شنیدیم که پیامبر این را گفت وقتی که اقرار گرفت فرمود:

«فَإِنِّي أُشْهِدُ اللَّهَ وَ مَلَائِكَتَه‏»

من خدا و ملائکه را شاهد می گیرم

«أَنَّكُمَا أَسْخَطْتُمَانِي وَ مَا أَرْضَيْتُمَانِي‏»

شما من را به غضب آوردید و هرگز من را راضی نکردید و وقتی که به ملاقات پیامبر بروم

«لَأَشْكُوَنَّكُمَا إِلَيْه‏»

الإمامة والسياسة؛ اسم المؤلف: أبو محمد عبد الله بن مسلم ابن قتيبة الدينوري الوفاة: 276هـ، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت - 1418هـ - 1997م، تحقيق: خليل المنصور، ج1، ص17

شکایت شما را به محضر پدرم پیامبر خواهم برد و البته روایت ادامه دارد.

 جمع بندی کوتاهی کنم خداوند متعال اشخاص را معیار حق قرار داده است یکی از آن ها فاطمه زهرا است. فاطمه زهرا هم این معیار بودن را در خطبه فدکیه تبلور بخشید در غضبش، ‌در خطبه با زنان مدینه و آخرین مرحله اش که «إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَة» است در قبر مخفیش.

در مسجد النبی کسی به من گفت چرا می گویید فاطمه، مظلومه است؟ گفتم اگر مظلومه نیست بگو قبرش کجا است؟ قبر حضرت زینب، حضرت رقیه، حضرت ام کلثوم سه تا دختر پیغمبر معلوم است قبر بقیه معلوم است فقط یک قبر در این شهر مخفی است گفت وصیت کرده است گفتم چرا وصیت کرد؟ از چه کسی ناراضی بود چرا نگذاشت بر او نماز بخوانند و در تشییع جنازه اش شرکت کنند؟

آخرین جمله ام را تقدیم می کنم به دل های عزیز شنوندگان به او گفتم حرم بقیع را خراب کردید اگر دست تان برسد حرم پیامبر را هم خراب می کنید اما مادر ما زهرا حرمی ساخت که تا قیام قیامت پا برجا است و از همه حرم ها تلألؤ و تبلیغ و ظهورش بیشتر است و آن این که گفت قبر من را مخفی کند که هر کس وارد مدینه شد سوال کند چرا قبر زهرا مخفی است؟

مجری:

جناب استاد احسنتم خیلی ممنون و متشکرم خداوند به علم و نفس و کرام تان بیش از پیش لطف عنایت کند. از شما بینندگان عزیز هم سپاسگزارم که ما را تا پایان ویژه برنامه دردانه خلقت دنبال کردید برنامه خودتان را تماشا کردید در انتهای این قسمت از ویژه برنامه دردانه خلقت سالروز ولادت حضرت زهرا (سلام الله علیها) کوتاه ترین دعا برای بلندتری آرزو الهی به حق زهرا «اللهم عجل لولیک الفرج» شما را به خدای تبارک و تعالی می سپارم یا علی مدد خدا نگهدار!

 


دردانه خلقت - به مناسبت ولادت حضرت زهرا سلام الله علیها>

ولادت حضرت زهرا س چهره ملکی و ملکوتی معیار حق و باطل نور اهل بیت ع جایگاه حضرت جبهه حق فدک خطبه فدکیه نقض پیمان