میلاد پیامبر اکرم و امام جعفر صادق علیهم‌السلام آیت الله سید محمد حسینی قزوینی

قسمت اول ویژه برنامه نبی صادق با کارشناسی استاد آیت الله سید محمد حسینی قزوینی
• رسول اكرم (ص) مظهر چه صفاتي هستند ؟
• پيرامون سخن گفتن از ذات حق
• خلقت ائمه به دو قسم است
• در مورد اسماء جمال و اسماء جلال
• در مورد آيات 49 و 50 سوره حجر
• در مورد آيات 66 و 76 سوره توبه
• در مورد آيات قصاص
• اهميت اجراي دستورات الهي در جامعه
• رسول اكرم (ص) هم تجلي اسم جمال حق و هم اسم جلال حق
• برخورد ائمه اطهار ( عليهم السلام ) با شيعيان افراطي
• نظر ائمه اطهار ( عليهم السلام ) و بزرگان شيعه نسبت به مخالفين و اهل سنت
• رفتار و نظر امام صادق (ع) در برخورد با اهل سنت با استناد به منابع معتبر شيعه
• نظر آيت الله العظمي بروجردي در مورد تقريب و وحدت
• توصيه امام صادق (ع) به شيعيان در برخورد با اهل سنت با استناد به منابع معتبر شيعه
• آيا اهل سنت هم بهشتي ميشوند ؟
• نظر شيخ مفيد در مورد شخصي كه حق بر او ثابت شده باشد و حاضر به اعتراف و تسليم نشود با استناد به منابع معتبر اهل سنت
• بن باز : اگر كسي انكار كند ( با علم ) يكي از اركان اسلام را ، يا يكي از واجبات دين كه از ضروريات دين است انكار كند ، كافر است و از اسلام هم بيرون رفته است با استناد به منابع معتبر
• معرفي كتاب ( حق اليقين ) تاليف علامه سيد عبدالله شبر در موضوع قيامت و ...
• ماجراي امام صادق (ع) و زراره در موضوع ازدواج و ... با استناد به منابع معتبر شيعه
• توصيه به تند روهاي شيعه و اهل سنت


 بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

ویژه برنامه نبی صادق 09 07 1402 (قسمت اول)

عنوان برنامه: ویژه برنامه میلاد پیامبر اکرم و امام جعفر صادق علیهما‌السلام

کلیدواژه: وحدت؛ ولادت پیامبر اکرم (صلی الله علیه واله وسلم)؛ ولادت امام صادق (علیه السلام)؛ مشیت الهی؛ اسلام؛ مظهر جمال؛ رافت نبوی؛ شیعیان؛ محبت اهل بیت (علیهم السلام)؛ رفتار معصوم (علیهم السلام)؛ اهل سنت!

استاد: حضرت آیت الله حسینی قزوینی

مجری: آقای سید محمد صفایی

مجری:

ای مظهر اسم اعظم حق * مجلای اتم نور مطلق

ای نور تو صادر نخستین * وی مصدر هر چه هست و مشتق

ای عقل عقول روح ارواح * وی اصل اصول هر محقق

ای شمس شموس و نور انوار * وی اعظم نیّرات اشرق

ای فاتحه کتاب هستی * هستی ز تو یافته است رونق

در سِیر تو ای نبی ختمی * ذو الغایه بغایه گشت ملحق

یک آیه ای از محامد توست * قرآن مقدس مصدق

وصف تو به شعر در نگنجد * دریا نرود میان زورق

فرموده بشأنتی ایزد پاک * لولاک لما خلقتُ الافلاک

بسم الله الرحمن الرحیم، الحمدلله رب العالمین، وصل الله علی محمد وآله الطیبین الطاهرین، واللعن علی اعدائهم اجمعین!

عرض سلام، تهنیت، تبریک و شادباش ما به محضر آقا و مولای مان حضرت بقیة الله الاعظم (ارواحنا فداه) و همچنین خدمت شما خوبان، بینندگان عزیز و ارجمند همراهان همیشگی شبکه جهانی حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف)، به مناسبت فرا رسیدن ایام فرخنده میلاد نبی خاتم حضرت محمد مصطفی (صلی الله علیه و آله و سلم) و رئیس مکتب حقه اثنی عشری امام جعفر صادق (سلام الله علیه)

ان شاء الله که پیروان شایسته ای برای آن نبی مکرم و آن امام همام باشیم و ان شاء الله رهرو راه آن عزیزان باشیم. همچنین گرامی می دارم یاد و خاطره ایام وحدت را و همچنین یاد و خاطره «امام» راحل و عظیم الشأن را که این ایام را به نام ایام هفته وحدت نامگذاری کردند. با ویژه برنامه نبی صادق در خدمت شما هستیم.

در مطلع و آغازین برنامه نبی صادق در خدمت استاد معظم و کارشناس نام آشنای شبکه جناب آیت الله دکتر حسینی قزوینی هستیم ان شاء الله ساعتی را از مباحث شان استفاده می کنیم. حضرت استاد سلام علیکم تبریک و تهنیت خدمت شما

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

سلام علیکم و رحمة الله عید بر شما مبارک باشد!

السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا بَقِيَّةَ اللَّهِ فِي أَرْضِه،‏ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا مِيثَاقَ اللَّهِ الَّذِي أَخَذَهُ وَ وَكَّدَهُ- ِ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا حُجَّةَ اللَّهِ وَ دَلِيلَ إِرَادَتِه‏، السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا وَعْدَ اللَّهِ الَّذِي ضَمِنَه‏، السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا صَاحِبَ الْمَرْأَى وَ الْمَسْمَع‏ فَمَا شَيْ‏ءٌ مِنَّا إِلَّا وَ أَنْتُمْ لَهُ السَّبَبُ وَ إِلَيْهِ السَّبِيل.

خدمت بینندگان عزیز و گرامی خالصانه ترین سلامم را تقدیم می کنم موفقیت روز افزون برای همه گرامیان از خدای منان خواهانم!

یادی از صدیقه طاهره (سلام الله علیها) کرده باشیم باشد که زندگی دنیوی و اخروی مان گره بخورد به عشق و محبت حضرت زهرا و بیمه آن بزرگوار

ای در تو خلاصه حسن خلقت زهرا * نور ازلی عرش و جنت زهرا

اقرار به فضل کرم رحمتِ تو * شد شرط تکامل نبوت زهرا

جز با تو به سوی بی کران سِیری نیست * در کونِ مکان بدون تو خیری نیست

زهرا جان:

عالم همه ابعاد وجودی تو است * در هر دو جهان فقط تویی غیر تو نیست

در گفت و شنودند ملائک با تو * در کشفِ شهودند ملائک با تو

یک جلوه ای از حقایق عالم را * احساس نمودند ملائک با تو

خدا ان شاء الله به حق صدیقه طاهره فرج مولایمان ولی عصر را نزدیک کند ما را از یاران و سربازان فداکار آن بزرگوار ان شاء الله قرار بدهد!

مجری:

خیلی ممنون، احسنتم! سلام و درود ما بر آن بانوی مطهره و آن صدیقه شهیده که از سوی نبی مکرمِ خاتم و پدر شان، ام ابیها نام گرفتند. جناب استاد ابتدا یک بحث معرفتی را مطرح کنیم و بشنویم از لسان شیوای جنابعالی پیرامون این که نبی مکرم خاتم به عنوان رحمة للعالمین خیلی شناخته شده هستند و ما بیشتر با این صفت می شناسیم.

این صفات بعضی مظهر اسم جمالی هستند بعضی اسم جلالی هستند می خواهیم ببینیم رسول مکرم، مظهر هر دو صفت بودند هم جمالی و جلالی و چطور؟

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيم‏، بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ وَبِهِ نَسْتَعين وَهُوَ خَيرُ نَاصِرٍ وَ مُعِينْ الْحَمْدُلِلَّه ‏وَ الصَّلَاةِ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ وَعلَیٰ آلِهِ آل الله لَا سِيَّمَا علَیٰ مَوْلانَا بَقِيَّةَ اللَّه‏ وَ الّلعنُ الدّائمُ‏ علَیٰ أَعْدائِهِمْ أعداءَ الله إلىٰ يَوم لِقَاءَ اللّه، وَأُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ، حَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَكِيلُ، نِعْمَ الْمَوْلَى وَنِعْمَ النَّصِيرُ

قبل از پاسخ به سوال حضرتعالی باید دقت باشیم اولین ظهور از ذات اقدس ربوبی، نور مقدس محمد و آل محمد (صلوات الله علیهم اجمعین) است. «كُنْتُ كَنْزاً مَخْفِيّا»؛ گرچه بعضی از بزرگان می گویند «كَنْزاً مَخْفِيّا» نگویید کَنز مخفی، اسم مفعول است «کنزاً خفیاً» بگویید درست هم هست

«كُنْتُ كَنْزاً مَخْفِيّاً فَأَرَّدتُ أَنْ اعْرَفَ خَلَقْتُ الخَلْقَ لِکَی أعْرَف‏»

بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بيروت)؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، ناشر: دار إحياء التراث العربي، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، ج84، ص344

خدای عالم، ذات اقدسش همان طور که در قرآن هست:

(لَيسَ كَمِثْلِهِ شَيءٌ)

هيچ چيز همانند او نيست

سوره شوری (42): آیه 11

(وَلَمْ يكُنْ لَهُ كُفُوًا أَحَدٌ)

و برای او هيچگاه شبيه و مانندی نبوده است!

سوره اخلاص (112): آیه 4

قابل درک به هیچ وجه برای احدی حتی برای انبیاء‌ در آن ذات اقدس نیست. بحثی است مرحوم «علامه طباطبایی (رضوان الله تعالی علیه)» در بحث معرفتی دارند که آیا سخن گفتن از ذات حق، روایات زیادی داریم وقتی سخن به ذات حق می رسد آن جا توقف کنید سخن در ذات حق به زندقه، الحاد و کفر می رساند.

«علامه طباطبایی» به حالت مزاح می فرمایند این ها برای عموم مردم گفته شد نه برای خواص؛ امیر المؤمنین در «مسجد کوفه» این همه از ذات حق دارد برای عموم مردم حرف می زند.

«عَليٌ مَمْسُوسٌ فِی ذَاتِ اللَّهِ»

الوافي‏؛ نويسنده: فيض كاشانى، محمد محسن بن شاه مرتضى‏ (تاريخ وفات مؤلف: 1091 ق‏)، محقق / مصحح: ندارد، ناشر: كتابخانه امام أمير المؤمنين على عليه السلام‏، اصفهان: 1406ق، ج3، ص514

«قَالَ النَّبِيُّ (صلی الله علیه واله وسلم) لَا تَسُبُّوا عَلِيّاً فَإِنَّهُ مَمْسُوسٌ فِي ذَاتِ اللَّهِ.»

بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بيروت)؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، ناشر: دار إحياء التراث العربي، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، ج39، ص313

«قال رسول الله صلى الله عليه وسلم لا تسبوا عليا فإنه ممسوس في ذات الله تعالى»

المعجم الأوسط؛ اسم المؤلف: أبو القاسم سليمان بن أحمد الطبراني الوفاة: 360، دار النشر: دار الحرمين - القاهرة - 1415، تحقيق: طارق بن عوض الله بن محمد ,‏عبد المحسن بن إبراهيم الحسيني، ج9، ص142

حلية الأولياء وطبقات الأصفياء؛ اسم المؤلف: أبو نعيم أحمد بن عبد الله الأصبهاني الوفاة: 430، دار النشر: دار الكتاب العربي - بيروت - 1405 ، الطبعة : الرابعة، ج1، ص68

«قال رسول الله صلى الله عليه وسلم ألا تسبوا عليا فإنه ممسوس في ذات الله»

مجمع الزوائد ومنبع الفوائد؛ اسم المؤلف: علي بن أبي بكر الهيثمي الوفاة: 807، دار النشر: دار الريان للتراث/‏دار الكتاب العربي - القاهرة , بيروت – 1407، ج9، ص130

«لاَ تَسُبُّوا عَلَيًّا فَإِنَّهُ مَمْسُوسٌ فِي ذَاتِ اللَّهِ تَعَالَى»

جامع الاحاديث (الجامع الصغير وزوائده والجامع الكبير)؛ اسم المؤلف: الحافظ جلال الدين عبد الرحمن السيوطي الوفاة: 19/جمادى الاولى / 911هـ، دار النشر: ، ج8، ص227

شیعه و سنی این را نقل کردند. بله کسانی که خیلی زیاد روی معرفتی رسول اکرم و ائمه کار نکردند شاید برای شان سخت باشد؛ ولی با تجلی ذات بر ذات همان «كُنْتُ كَنْزاً مَخْفِيّاً فَأَرَّدتُ أَنْ اعْرَفَ خَلَقْتُ الخَلْقَ لِکَی أعْرَف‏» با اولین تجلی ذات بر ذات که همان وجود مقدس محمد و آل محمد (صلوات الله علیهم اجمعین) است به وجود آمدند که

«خَلَقَكُمُ اللَّهُ أَنْوَاراً فَجَعَلَكُمْ بِعَرْشِهِ مُحْدِقِينَ حَتَّى مَنَّ عَلَيْنَا بِكُمْ فَجَعَلَكُمْ فِي بُيُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَنْ تُرْفَعَ وَ يُذْكَرَ فِيهَا اسْمُه‏»

من لا يحضره الفقيه؛ نویسنده: ابن بابويه، محمد بن على، ناشر: دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم مصحح: غفاری، علی اكبر، ج2، ص613

بعد آقایان خلقت ائمه را دو قسم می کنند خلقت نورانیتی و خلقت نوری؛ خلقت نورانیتی که همان اولین تجلی ذات حق هست حتی قبل از خلقت اسماء با وجود:

«إنّ اللهَ خَلَقَ الْأَشْيَاءَ بِالْمَشِيَّةِ وَ خَلَقَ الْمَشِيَّةَ بِنَفْسِهَا نَحْنُ مَشِیَةَ الله»

التوحيد( للصدوق)؛ نويسنده: ابن بابويه، محمد بن على‏، (وفات مؤلف: 381 ق‏)، محقق / مصحح: حسينى، هاشم‏، ناشر: جامعه مدرسين‏، ص148

«امام (رضوان الله تعالی علیه)» خیلی روی این تکیه دارد شاید سی، چهل جای آثارشان این تعبیر را دارند. خدای عالم مشیت را مستقیم آفرید و عالم را با مشیت آفرید. بعد امام صادق می فرماید «نَحنُ مَشیةِ الله»ی که اولین خلقت است ما هستیم.

بعد با خلقت ائمه، اسماء جمال و اسماء جلال به وجود می آید. بعد در عالم عقل، جمال و جلال با همدیگر تفکیک می شوند.

از اسم مضل، شیطان به وجود می آید. از اسم هادی، رسول اکرم از اسم رازق، اسرافیل از اسم مُمیت، عزرائیل به همین شکل آن اسامی تجلی پیدا می کند از تجلی هر کدامی از این ها یکی از آثار تجلی به وجود می آید یک بحث پیچیده عرفانی است خیلی زیاد داخلش نرویم بهتر است.

رسول اکرم که اولین تجلی حق است همان طوری که ذات حق، مستجمع جمیع صفات کامل است هم صفات جلالی و هم صفات جمالی، هم خدای عالم، رحمان و رحیم است و هم منتقم و معذب است.

«وَ أَيْقَنْتُ أَنَّكَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ فِي مَوْضِعِ الْعَفْوِ وَ الرَّحْمَةِ وَ أَشَدُّ الْمُعَاقِبِينَ فِي مَوْضِعِ النَّكَالِ وَ النَّقِمَة»

تهذيب الأحكام (تحقيق خرسان)؛ نویسنده: طوسى، محمد بن الحسن، ناشر: دار الكتب الإسلاميه، محقق/ مصحح: خرسان، حسن الموسوى‏، ج3، ص108

یا آیه شریفه ای که خیلی در منبرها و ... از عزیزان می شنویم:

(نَبِّئْ عِبَادِي أَنِّي أَنَا الْغَفُورُ الرَّحِيمُ * وَأَنَّ عَذَابِي هُوَ الْعَذَابُ الْأَلِيمُ)

بندگانم را آگاه کن که من بخشنده مهربانم! و (اينکه) عذاب و کيفر من، همان عذاب دردناک است!

سوره حجر (15): آیات 49 و 50

تعبیر، خیلی تعبیر زیبایی است: (نَبِّئْ عِبَادِي أَنِّي أَنَا الْغَفُورُ الرَّحِيمُ)؛ به بنده هایم خبر بده من قطعاً خدای بخشنده و مهربان هستم. بلا فاصله می‌فرماید: (وَأَنَّ عَذَابِي هُوَ الْعَذَابُ الْأَلِيمُ)؛ عذاب من هم عذاب دردناکی است.

 (نَبِّئْ عِبَادِي أَنِّي أَنَا الْغَفُورُ الرَّحِيمُ) یعنی تجلی اسم جمال حق (عَذَابُ الْأَلِيمُ) تجلی اسم جلال حق. رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) هم مظهر اسم جلال است

(وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا رَحْمَةً لِلْعَالَمِينَ)

ما تو را جز برای رحمت جهانيان نفرستاديم.

سوره انبیاء (21): آیه 107

یا می‌فرماید: (عَزِيزٌ عَلَيهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِيصٌ عَلَيكُمْ بِالْمُؤْمِنِينَ رَءُوفٌ رَحِيمٌ)

(لَقَدْ جَاءَكُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِكُمْ عَزِيزٌ عَلَيهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِيصٌ عَلَيكُمْ بِالْمُؤْمِنِينَ رَءُوفٌ رَحِيمٌ)

به يقين، رسولی از خود شما به سويتان آمد که رنج های شما بر او سخت است؛ و اصرار بر هدايت شما دارد؛ و نسبت به مؤمنان، رئوف و مهربان است!

سوره توبه (9): آیه 128

(بِالْمُؤْمِنِينَ رَءُوفٌ رَحِيمٌ) از آن طرف هم:

(أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاءُ بَينَهُمْ)

در برابر کفار سرسخت و شديد، و در ميان خود مهربانند؛

سوره فتح (48): آیه 29

آیات زیادی داریم حتی می گوید:

(وَإِمَّا تَخَافَنَّ مِنْ قَوْمٍ خِيانَةً فَانْبِذْ إِلَيهِمْ عَلَى سَوَاءٍ إِنَّ اللَّهَ لَا يحِبُّ الْخَائِنِينَ)

و هرگاه (با ظهور نشانه ‌هايی،) از خيانت گروهی بيم داشته باشی (که عهد خود را شکسته، حمله غافلگيرانه کنند)، به طور عادلانه به آنها اعلام کن که پيمان شان لغو شده است؛ زيرا خداوند، خائنان را دوست نمی ‌دارد!

سوره انفال (8): آیه 58

اگر احساس کردی بعضی از این قبائل می خواهند خیانت کنند (فَانْبِذْ إِلَيهِمْ) غافلگیرانه حمله کن آن ها را از بین ببر (وَإِمَّا تَخَافَنَّ) نشانه های بود که یک قومی می خواهند خیانت کنند، (فَانْبِذْ إِلَيهِمْ) یعنی به صورت عادلانه با آن ها اعلام کن پیمان شان لغو شده است و به آن ها حمله کنید.

یا در آیه ای دیگر:

(يا أَيهَا النَّبِي جَاهِدِ الْكُفَّارَ وَالْمُنَافِقِينَ وَاغْلُظْ عَلَيهِمْ وَمَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ وَبِئْسَ الْمَصِيرُ)

ای پيامبر! با کافران و منافقان جهاد کن، و بر آنها سخت بگير! جايگاه شان جهنم است؛ و چه بد سرنوشتی دارند!

سوره توبه (9): آیه 73

این مظهر اسم جلال حق است جمالی در این جا نیست با منافقین و کفار (وَاغْلُظْ عَلَيهِمْ) برخورد خیلی تند کن (وَمَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ) غیر از این که برخورد تند می کنی جایگاه شان هم در جهنم است.

 بعضی ها به شوخی حرف های زدند بوی کفر می داد گفتند یا رسول الله شوخی کردیم خدا می گوید:

(لَا تَعْتَذِرُوا قَدْ كَفَرْتُمْ بَعْدَ إِيمَانِكُمْ إِنْ نَعْفُ عَنْ طَائِفَةٍ مِنْكُمْ نُعَذِّبْ طَائِفَةً بِأَنَّهُمْ كَانُوا مُجْرِمِينَ * يحْلِفُونَ بِاللَّهِ مَا قَالُوا وَلَقَدْ قَالُوا كَلِمَةَ الْكُفْرِ وَكَفَرُوا بَعْدَ إِسْلَامِهِمْ)

(بگو:) عذر خواهی نکنيد (که بيهوده است؛ چرا که) شما پس از ايمان آوردن، کافر شديد! اگر گروهی از شما را (به خاطر توبه) مورد عفو قرار دهيم، گروه ديگری را عذاب خواهيم کرد؛ زيرا مجرم بودند! به خدا سوگند می ‌خورند که (در غياب پيامبر، سخنان نادرست) نگفته ‌اند؛ در حالی که قطعا سخنان کفر آميز گفته ‌اند؛ و پس از اسلام‌ آوردن شان، کافر شده‌ اند!

سوره توبه (9): آیات 66 و 74

عذر نیاورید (قَدْ كَفَرْتُمْ بَعْدَ إِيمَانِكُمْ) با این شوخیی که کردید از ایمان بیرون رفتید کافر شدید (إِنْ نَعْفُ عَنْ طَائِفَةٍ) اگر بعضی ها نفهمیده همچنین حرفی زدند آن ها را اگر ببخشیم آن های که فهمیده، با شوخی کلمه کفر به زبان آوردند این ها را قطعاً نخواهیم بخشید.

 در آیه 74 تندتر از این است پیش رسول الله آمدند حرفی زدند (يحْلِفُونَ بِاللَّهِ مَا قَالُوا) گفتند قسم به خدا قصدی نداشتیم این حرف را زدیم (وَلَقَدْ قَالُوا كَلِمَةَ الْكُفْرِ) ولو به شوخی گفتید کلمه کفر به زبان آوردید (وَكَفَرُوا بَعْدَ إِسْلَامِهِمْ) بعد از این که مسلمان شدید از اسلام بیرون رفتید و کافر شدید.

تمام این ها نشان می دهد بر این که رسول اکرم در کنار این که مظهور جمال حق و (رحمةً للعالمین) است بعضی وقت ها هم با افراد قانون شکن، خائن و پیمان شکن برخوردهای خیلی تندی دارد.

یا در رابطه با کسانی که قانون شکنی کردند عهد بستند و پیمان شکستند خدای عالم می فرماید با این ها طوری برخورد کن که برای آیندگان هم عبرت باشد دیگر پیمان شکنی نکنند.

یا آیات قصاص داریم:

(وَلَكُمْ فِي الْقِصَاصِ حَياةٌ يا أُولِي الْأَلْبَابِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ)

و برای شما در قصاص، حيات و زندگی است، ای صاحبان خرد! شايد شما تقوا پيشه کنيد.

سوره بقره (2): آیه 179

(وَكَتَبْنَا عَلَيهِمْ فِيهَا أَنَّ النَّفْسَ بِالنَّفْسِ وَالْعَينَ بِالْعَينِ)

و بر آنها [= بنی اسرائيل‌] در آن [= تورات‌]، مقرر داشتيم که جان در مقابل جان، و چشم در مقابل چشم ...

سوره مائده (5): آیه 45

کسی چشم شما را کور کرد از کنارش نباید بگذرید شما حق قصاص دارید چشمش را کور کنید. این ها به عنوان مظهر جمال رسول اکرم است. مثلاً می بینیم رسول اکرم با «یهودیان خیبر»‌ بعد از فتح «خیبر» با رأفت برخورد کرد. یک نفر از آن ها را نکشت و یک زنی از آن ها را به اسارت نگرفت این جا مظهر جمال حق است.

یا «وحشی» قاتل «حمزه» را به رسول اکرم پناه آورد حضرت از قتلش صرف نظر کرد، فرمود جلوی چشم من نباش «هبّار ابن اسود» کجاوه «زینب» دختر پیغمبر را ترساند باعث سقط جنینش شد. حضرت فرمود اگر از پرده «کعبه» آویزان بود او را بکشید. ناگهان وارد محضر پیغمبر شد گفت یا رسول الله تصمیم داشتم به «ایران» بروم به عجم ها پناه ببرم ولی رحمت و کرم تو را شنیدم گفتم بهتر از خودت و کرم چیز دیگری نیست به کرم تو پناه آوردم حضرت صرف نظر کرد.

از این طور عبارت ها زیاد داریم مثل «عکرمة ابن ابی جهل و عبد الله ابن ابی صرح» با این که کاتب قرآن بود رسول اکرم را مسخره کرد یک سری مطالبی گفت رسول اکرم فرمود در «فتح مکه» اگر کسی «عبد الله ابن ابی صرح» را دید اگر از پرده «کعبه» هم آویزان بود او را بکشد. به خانه عثمان رفت عثمان واسطه شد حضرت بخشید.

این جا مظهر رأفت، رحمت و جمال حق است در بعضی از موارد مثلاً «معاویة ابن مغیرة» کسی که حضرت «حمزه» را تکه تکه (مُثله) کرده بود. به «مدینه» برای پناهنده شدن آمد رسول اکرم فرمود قتلش واجب و خونش هدر است.

می بینیم توسط «عمار» و «زید ابن حارثه» در «مدینه» به قتل می رسد همچنین «عقبة ابن ابی معیط» کسی بود که در «مکه» به گردن پیغمبر می پیچید حتی یک دفعه به قدری فشار داد نزدیک بود پیامبر خفه بشود.

این شخص جزء اسراء بود حضرت فرمود خونش هدر است امیر المؤمنین او را صبراً کشت قتل صبری یک بحث جدایی است که سر و صدا ایجاد کرد در رابطه با قتل صبری حرف نزنیم بهتر است. آقای «بهرامپور» جمله ای گفت دنیا علیه ایشان قیامتی به پا کرد.

 علی ابن ابی طالب او را: «قَتَلَهُ قَتَلَ صَبْرا».

 همچنین «ابو عزة» شاعر علیه پیغمبر شعر می گفت و ... حضرت او را آزاد کرد به شرط این که دیگر از هجویات نگوید دوباره تکرار کرد حضرت خونش را هدر اعلام کرد. مسلمان ها او را یافتند و به قتل رساندند.

 این ها کاملاً مشخص و روشن است.

 مرحوم «نوری» در «مستدرک»، جلد 3، صفحه 216 تعبیری دارد یکی از زنان اشراف دزدی کرده بود قرآن می گوید:

(وَالسَّارِقُ وَالسَّارِقَةُ فَاقْطَعُوا أَيدِيهُمَا جَزَاءً بِمَا كَسَبَا نَكَالًا مِنَ اللَّهِ وَاللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ)

دست مرد دزد و زن دزد را، به کيفر عملی که انجام داده ‌اند، به عنوان يک مجازات الهی، قطع کنيد! و خداوند توانا و حکيم است.

سوره مائده (5): آیه 38

دست دزد را باید قطع کنید.

 چندی قبل بود دزدی های که در جامعه ما اتفاق می افتد و ... گفتم اگر دو، سه مورد دست دزد را قطع کنند یقین دارم در کشور یک نفر فکر دزدی هم به سرش نمی زند. وقتی دزدی می کند شش، هفت ماه در زندان می ماند حتی بعضی ها می دانند فلان جرم پنج، شش ماه زندانی دارد مرتکب می شود چون بیرون امکاناتی ندارد زندان می رود از رفاه و غذای زندان استفاده می کند بعد از شش ماه بیرون می آید. الان زندان رفتن برای بعضی ها گذران زندگی شده است.

لذا با این وضع و کارهای که داریم انجام می دهیم (صلاح مصلحت خویش خسروان دانند) قطعاً از ما بهتران، بهتر از ما می دانند؛ ولی اگر دستور الهی اجرا بشود یقیناً جرم و جنایت ها خیلی پایین می آید.

لذا یکی از زنان اشراف دزدی کرده بود رسول اکرم دستور داد دستش را ببرند صحابه آمد اعتراض کردند یا رسول الله این زن متعلق به اشراف است اگر دستش را ببرید این قبیله ناراحت می شوند از اسلام بر می گردند.

حضرت فرمود این چه حرفی است می زنید؟ خدای عالم اقوام گذشته به خاطر این نابود کرد اگر جرمی از بزرگان و اشراف انجام می شد صرف نظر می کردند اگر جرمی از ضعفاء بود اجرا می کردند فرمود نه بروید اجرا کند.

رسول اکرم این که مدام بگوییم (رحمة للعالمین) است بله (رحمة للعالمین) است در او هیچ شکی نیست. (رحمةً للعالمین) غالب بر اوصاف دیگرش است ولی در کنارش هم غضب، انتقام، قصاص، اجرای حد هم هست.

در زمان پیغمبر، صحابه چندین مورد شراب خوردند حضرت دستور داد حد زد. دزدی کردند حد زد. زنا کردند حد زد. امثال این ها زیاد داریم شاید در مجموع بیش از سی مورد داریم در زمان رسول اکرم، صحابه مرتکب گناهی شدند که موجب حد بود رسول اکرم حد زد همه اش را اهل سنت نقل کردند.

اگر فرصتی بشود در رابطه با صحابه مفصل این ها را منابع اهل سنت با سندهای معتبر نقل می کنم.

در هر صورت...

پس رسول اکرم هم مظهر رحمت حق و هم مظهر غضب حق است. هم تجلی اسم جمال حق است هم تجلی اسم جلال حق است. نباید فقط و فقط از یک بُعد رسول اکرم را به مردم معرفی کنیم. ائمه (علیهم السلام) این طوری هستند.

امیر المؤمنین (سلام الله علیه) وقتی می بینید مردم، یاران معاویه را فحش می دهند می گوید:

«إِنِّي أَكْرَهُ لَكُمْ أَنْ تَكُونُوا سَبَّابِينَ‏»

نهج البلاغة (للصبحي صالح)؛ نویسنده: شريف الرضى، محمد بن حسين، ناشر: هجرت، محقق/ مصحح: فیض الاسلام، ص323، خطبه 206

دوست ندارم فحش بدهید چرا فحش می دهید؟

«اشعث ابن قیس» فتنه گری می کند امیر المؤمنین بالای منبر می گوید:

حَائِكٌ ابْنُ حَائِكٍ مُنَافِقٌ ابْنُ كَافِرٍ وَ اللَّهِ لَقَدْ أَسَرَكَ الْكُفْرُ مَرَّةً وَ الْإِسْلَام‏ وَ الْإِسْلَامُ‏ أُخْرَى»

نهج البلاغة (للصبحي صالح)؛ نویسنده: شريف الرضى، محمد بن حسين، ناشر: هجرت، محقق/ مصحح: فیض الاسلام، ص 61، 19 و من كلام له (علیه السلام) قاله للأشعث بن قيس و هو على منبر الكوفة يخطب، فمضى في بعض كلامه شي‏ء اعترضه الأشعث فيه، فقال: يا أمير المؤمنين، هذه عليك لا لك، فخفض عليه السلام إليه بصره.

آبرو هیثیتی در «اشعث ابن قیس» نمی گذارد. فقط از رحمت شان بگوییم و از غضب شان نگوییم در حقیقت اتوبان را یک باند کردیم.

 این نگاه به اهل بیت و رسول اکرم به نظرم نگاه صحیحی نیست.

 بله ما:

«وَ فِعْلُكُمُ الْخَيْرُ وَ عَادَتُكُمُ الْإِحْسَانُ وَ سَجِيَّتُكُمُ الْكَرَمُ ...»

تهذيب الأحكام (تحقيق خرسان)؛ نویسنده: طوسى، محمد بن الحسن، ناشر: دار الكتب الإسلاميه، محقق/ مصحح: خرسان، حسن الموسوى‏، ج2، ص616

همه این ها را قبول داریم ولی از آن طرف ائمه (علیهم السلام) در مواردی که جای غضب بود غضب می کردند جای خشم بود خشم می کردند، ولی غضب شان روی هوای نفس نبود غضب و خشم شان برای الله بود و رضایت شان هم برای الله بود این ملاک است اگر خشم و رضا برای الله بود درست است. خشم و رضا به خاطر هوای نفس بود باطل است.

مجری:

خیلی ممنون و متشکرم تقریباً واضح است آن چه می فرمایید در بُعد تشریع و قانون گذاری است یک قوانین وقتی وضع می شود قطعاً آن ها باید اجرا بشود یک ضمانت اجرایی هم وجود داشته باشد و فرمودید؛ پیامبر در دوران حکومت شان قوانینی را اجرا کردند.

استاد یک میان برنامه داشته باشیم بعد در خدمت شما و بینندگان عزیز باشیم.

 (میان برنامه)

مجری:

بَلَغَ العُلیٰ بِکَمالِهِ * کَشَفَ الدُّجیٰ بِجَمالِهِ

حَسُنَت جَمیعُ خِصالِهِ * صَلُّوا عَلَیهِ وَ آلِهِ

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِه‏ مُحَمَّد وَ عَجِّلْ فَرَجَهُم

...در بخش قبلی برنامه جناب استاد پیرامون مظهریّت اسم جمالی و جلالی الهی صحبت فرمودند بیاناتی را داشتند.

جناب استاد چون در هفته وحدت هستیم موضوع وحدت از موضوعات اساسی امت اسلامی است و باید به آن پرداخته شود. از منظر شیعی و نگاه اهل بیت (علیهم السلام) بپردازیم ببینیم برخورد ائمه اطهار (سلام الله علیهم اجمعین) با شیعیان افراطی، افرادی که در موضوعاتی افراط می کردند ائمه چگونه با این ها مقابله می کردند؟   

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

برخورد ائمه (علیهم السلام) اولاً بر این که روایات متعدد از ائمه (علیهم السلام) دارند می فرمایند

«حَبِّبُونَا إِلَى النَّاسِ وَ لَا تُبَغِّضُونَا»

کاری کنید اهل سنت محبت ما را در دل شان داشته باشند بغض و کینه ما را در دل اهل سنت نکارید.

تفصيل وسائل الشيعة إلى تحصيل مسائل الشريعة؛ شيخ حر عاملى، محمد بن حسن، ناشر: مؤسسة آل البيت عليهم السلام، محقق/ مصحح: مؤسسة آل البيت عليهم السلام، ج12، ص8

یا تعبیر:

«فَإِنَّ النَّاسَ لَوْ عَلِمُوا مَحَاسِنَ كَلَامِنَا لَاتَّبَعُونَا»

اگر مردم زیبایی های کلام ما را بشنوند قطعاً از ما تبعیت می کنند!

عيون أخبار الرضا (عليه السلام)؛ نویسنده: ابن بابويه، محمد بن على، مصحح: لا جوردی، مهدی، ناشر: نشر جهان، ج1، ص307

این عبارت از حضرت امام رضا (سلام الله علیه) و ائمه (علیهم السلام) زیاد داریم. یا تعبیری که «شیخ صدوق» در «اعتقادات»، صفحه 107 و «شیخ مفید» در «تصحیح اعتقادات»، صفحه 137 دارد آن های که در مسجد می نشینند سب صحابه و ... می کنند حضرت از آن ها اعلام برائت می کند.

می فرماید این ها ما را پیش مردم بد نشان می دهند وقتی شما به مقدسات آن ها ناسزا می گویید آن ها به مقدسات شما ناسزا می گویند.

 بعد حضرت آیه 108 سوره انعام را می خواند:

(وَلَا تَسُبُّوا الَّذِينَ يدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ فَيسُبُّوا اللَّهَ عَدْوًا بِغَيرِ عِلْمٍ كَذَلِكَ زَينَّا لِكُلِّ أُمَّةٍ عَمَلَهُمْ ثُمَّ إِلَى رَبِّهِمْ مَرْجِعُهُمْ فَينَبِّئُهُمْ بِمَا كَانُوا يعْمَلُونَ)

(به معبود) کسانی که غير خدا را می ‌خوانند دشنام ندهيد، مبادا آنها (نيز) از روی (ظلم و) جهل، خدا را دشنام دهند! اينچنين برای هر امتی عمل شان را زينت داديم سپس بازگشت همه آنان به سوی پروردگارشان است؛ و آنها را از آنچه عمل می ‌کردند، آگاه می ‌سازد (و پاداش و کيفر می ‌دهد).

سوره انعام (6): آیه 108

این‌ها کاملاً واضح و روشن هست.

 روایتی را مرحوم «کلینی» در «کافی» آورد چند روایت است «کافی» چاپ «ایران»، جلد 2، صفحه 636 «معاویة ابن وهب» است می گوید

«مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ وَهْبٍ قَالَ: قُلْتُ لَهُ كَيْفَ يَنْبَغِي لَنَا أَنْ نَصْنَعَ فِيمَا بَيْنَنَا وَ بَيْنَ قَوْمِنَا وَ بَيْنَ خُلَطَائِنَا مِنَ النَّاسِ مِمَّنْ لَيْسُوا عَلَى أَمْرِنَا قَالَ تَنْظُرُونَ إِلَى أَئِمَّتِكُمُ الَّذِينَ تَقْتَدُونَ بِهِمْ فَتَصْنَعُونَ مَا يَصْنَعُونَ فَوَ اللَّهِ إِنَّهُمْ لَيَعُودُونَ مَرْضَاهُمْ وَ يَشْهَدُونَ جَنَائِزَهُمْ وَ يُقِيمُونَ الشَّهَادَةَ لَهُمْ وَ عَلَيْهِمْ وَ يُؤَدُّونَ الْأَمَانَةَ إِلَيْهِمْ.»

الكافي (ط - الإسلامية)؛ نویسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الكتب الاسلامیة، ج2، ص636،  بَابُ مَا يَجِبُ مِنَ الْمُعَاشَرَة، ح4

برخوردمان با اهل سنت چطور باشد؟ این ها مثل ما نیستند به ولایت شما عقیده داشته باشند حضرت نمی گوید با این ها چنین و چنان برخورد کنید می گوید «قَالَ تَنْظُرُونَ إِلَى أَئِمَّتِكُمُ» ببینید امامان شما چه برخوردی با این ها دارند؟ از امامان تان درس بگیرید حضرت فرمود «فَوَ اللَّهِ إِنَّهُمْ لَيَعُودُونَ» قسم به خدا اگر شخصی از اهل سنت بیمار شود به عیادتش می رویم تشییع جنازه اش می رویم امانتداری می کنیم.

ملاحظه بفرمایید در این جا بحث تقیه نیست تقیه در جایی است که خوف و خطر باشد این که فلان سنی بیمار شد به عیادتش بروم جز این که حضرت فرمود محبت ما را در دل این ها بکارید، وقتی بفهمند امام صادق به ما دستور داد برویم محبت امام صادق در دلش می افتد فردا چهار تا روایت امام صادق و امیر المؤمنین را هم مطالعه می کند. همین چه بسا باعث روشن شدنش می شود این که ما می گوییم ائمه فرمودند:

«مَنْ صَلَّى مَعَهُمْ فِي الصَّفِّ الْأَوَّلِ كَانَ كَمَنْ صَلَّى خَلْفَ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه واله وسلم).»

الكافي (ط - الإسلامية)؛ نویسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الكتب الاسلامیة، ج3، ص380، بَابُ الرَّجُلِ يُصَلِّي وَحْدَهُ ثُمَّ يُعِيدُ فِي الْجَمَاعَةِ أَوْ يُصَلِّي بِقَوْمٍ وَ قَدْ كَانَ صَلَّى قَبْلَ ذَلِك‏، ح6

پشت سرشان در صف اول اگر کسی نماز بخواند مثل نماز خواندن پشت سر پیغمبر است، به این خاطر نیست آن جا برویم سیاهی لشکر درست کنیم اگر مسجدشان صد نفر است ده نفر شیعه برویم صد و ده نفر بشود، این طور نیست بلکه هدف این است که شیعه و سنی با همدیگر برادری و رفاقت داشته باشند آن جا بروند از حال و مشکلات یکدیگر با خبر بشوند.

اگر مشکلی برای یک بنده خدایی هست در صف جماعت صحبت بشود مشکل او بررسی بشود. شیعه مشکلی دارد او کمک کند همان جا مطالب اهل بیت را برای مردم مطرح کنند بهترین جا برای نشر معارف اهل بیت، مساجد است نیم ساعت قبل از اذان برود چهار جوان سنی نشسته است این که با تبلیغات «بنی امیه» و «وهابی» و ... بغض و کینه در دلش است.

وقتی شما می روید سلام می دهید می گویید مشکلی هست در خدمت شما هستیم و چهار تا روایت از امام صادق و امیر المؤمنین بخوانید دل طرف نرم می شود.

 مرحوم آیت الله العظمی «بروجردی» می فرمودند ما «مجمع التقریب» را راه انداختیم تعبیری «شهید مطهری» دارد بحث تقریب و وحدت عمدتاً برای این هست فرصتی برای ما باشد بتوانیم در بازار تجاری فرهنگی کالای نورانی اهل بیت را عرضه کنیم.

در این بازار بلبشویی درست کردند از هر سویی مطلبی می آید ما بیاییم مطالب اهل بیت را در این فضای آرام، نرم، تقریب و وحدت بیان کنیم هدف مان این است.

تقریب به خاطر این نیست چهار نفر شیعه را در اختیار سنی قرار بدهیم این ها را سنی بکنند. یا فرضاً چهار نفر سنی را بیاوریم شیعه کنیم نه؛ هدف ما این هست فرصتی پیدا کنیم فرهنگ اهل بیت را به مردم عرضه کنیم.

(فَمَنْ شَاءَ فَلْيؤْمِنْ وَمَنْ شَاءَ فَلْيكْفُرْ)

هر کس می ‌خواهد ايمان بياورد (و اين حقيقت را پذيرا شود)، و هر کس می خواهد کافر گردد!

سوره کهف (18): آیه 29

 (إِنَّا هَدَينَاهُ السَّبِيلَ إِمَّا شَاكِرًا وَإِمَّا كَفُورًا)

ما راه را به او نشان داديم، خواه شاکر باشد (و پذيرا گردد) يا ناسپاس!

سوره انسان (76): آیه 3

عجیب این که در روایت بعدی حضرت می گوید: «اقْرَأْ عَلَى مَنْ تَرَى أَنَّهُ يُطِيعُنِي...»

«أَبُو عَلِيٍّ الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ جَمِيعاً عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ أَبِي أُسَامَةَ زَيْدٍ الشَّحَّامِ قَالَ قَالَ لِي أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) اقْرَأْ عَلَى مَنْ تَرَى أَنَّهُ يُطِيعُنِي مِنْهُمْ وَ يَأْخُذُ بِقَوْلِيَ السَّلَامَ وَ أُوصِيكُمْ بِتَقْوَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ الْوَرَعِ فِي دِينِكُمْ وَ الِاجْتِهَادِ لِلَّهِ وَ صِدْقِ الْحَدِيثِ وَ أَدَاءِ الْأَمَانَةِ وَ طُولِ السُّجُودِ وَ حُسْنِ الْجِوَارِ فَبِهَذَا جَاءَ مُحَمَّدٌ ص أَدُّوا الْأَمَانَةَ إِلَى مَنِ ائْتَمَنَكُمْ عَلَيْهَا بَرّاً أَوْ فَاجِراً فَإِنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص كَانَ يَأْمُرُ بِأَدَاءِ الْخَيْطِ وَ الْمِخْيَطِ- صِلُوا عَشَائِرَكُمْ وَ اشْهَدُوا جَنَائِزَهُمْ وَ عُودُوا مَرْضَاهُمْ وَ أَدُّوا حُقُوقَهُمْ فَإِنَّ الرَّجُلَ مِنْكُم‏ إِذَا وَرِعَ فِي دِينِهِ وَ صَدَقَ الْحَدِيثَ وَ أَدَّى الْأَمَانَةَ وَ حَسُنَ خُلُقُهُ مَعَ النَّاسِ قِيلَ هَذَا جَعْفَرِي فَيَسُرُّنِي ذَلِكَ وَ يَدْخُلُ عَلَيَّ مِنْهُ السُّرُورُ وَ قِيلَ هَذَا أَدَبُ جَعْفَر وَ إِذَا كَانَ عَلَى غَيْرِ ذَلِكَ دَخَلَ عَلَيَّ بَلَاؤُهُ وَ عَارُه»

الكافي (ط - الإسلامية)، نویسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الكتب الاسلامیة، ج2، ص636،  بَابُ مَا يَجِبُ مِنَ الْمُعَاشَرَة، ح5

به «زید شحام» می گوید آن دسته از شیعه های که حرف منِ امام صادق را قبول دارند از من پیروی می کنند بگویید با اهل سنت حسن همجواری داشته باشند در نماز جماعت شان و در تشییع جنازه شان شرکت کنند از بیماران شان عیادت کنند اگر این طور کردید می گویند «هَذَا جَعْفَرِي» این ها تربیت شده امام صادق هستند «فَيَسُرُّنِي ذَلِكَ» این مایه خوشحالی من می شود.

از آن طرف می بینیم آقا امام صادق (سلام الله علیه) با «زراره» چطور برخورد می کند. روایت خیلی عجیبی است در «کافی»، جلد 2، صفحه 403 چاپ «ایران»، صفحه 224 چاپ «بیروت».

 راوی «هاشم صاحب البرید» ظاهراً پِیک (نامه رسان) بود می گوید من، «محمد ابن مسلم» و «ابو الخطاب» در یک جا جمع شده بودیم «ابو الخطاب» گفت نظرتان در مورد کسانی که شیعه نیستند چیست؟ می گوید من گفتم هر کس شیعه نیست ما می گوییم کافر است.

«عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ الْحَجَّاجِ عَنْ هَاشِمٍ صَاحِبِ الْبَرِيدِ قَالَ: كُنْتُ أَنَا وَ مُحَمَّدُ بْنُ مُسْلِمٍ وَ أَبُو الْخَطَّابِ مُجْتَمِعِينَ فَقَالَ لَنَا أَبُو الْخَطَّابِ مَا تَقُولُونَ فِيمَنْ لَمْ يَعْرِفْ هَذَا الْأَمْرَ فَقُلْتُ مَنْ لَمْ يَعْرِفْ هَذَا الْأَمْرَ فَهُوَ كَافِرٌ فَقَالَ أَبُو الْخَطَّابِ لَيْسَ بِكَافِرٍ حَتَّى تَقُومَ عَلَيْهِ الْحُجَّةُ فَإِذَا قَامَتْ عَلَيْهِ الْحُجَّةُ فَلَمْ يَعْرِفْ فَهُوَ كَافِرٌ فَقَالَ لَهُ مُحَمَّدُ بْنُ مُسْلِمٍ سُبْحَانَ اللَّهِ مَا لَهُ إِذَا لَمْ يَعْرِفْ وَ لَمْ يَجْحَدْ يَكْفُرُ»

الكافي (ط - الإسلامية)؛ نویسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الكتب الاسلامیة، ج2، ص401

«ابو الخطاب» گفت کافر نیست چون حجت بر او تمام نشده است «محمد ابن مسلم» گفت «فَقَالَ لَهُ مُحَمَّدُ بْنُ مُسْلِمٍ سُبْحَانَ اللَّهِ مَا لَهُ إِذَا لَمْ يَعْرِفْ وَ لَمْ يَجْحَدْ يَكْفُرُ» کسی که با امامت آشنا نیست و انکار هم ندارد البته یک بحثی امشب در حرم داشتیم روایاتی در مورد اهل سنت وارد بهشت خواهند شد عرض کردم.

بعضی از دوستان پرسیدند به چه نحوی است؟ گفتم اهل سنت چند دسته هستند. یک دسته هستند برای شان قطع پیدا شد امیر المؤمنین خلیفه بلافصل پیغمبر است. ائمه، خلفاء منصوب پیغمبر هستند بعد از این که علم دارند زیر بار نمی روند.

 این ها عذری ندارند همان طور که حضرت «امام» در وصیتنامه سیاسی الهی می فرماید اگر برای جاهلان عذری باشد برای علماء عذری نیست این شاملِ «وَ مَنْ جَهَدَکُم کافِر»

کسی جهد یعنی «إنکار أن علمٍ» کند «إنکار أن علمٍ» شیعه هست مثل «شریعت سنگلجی، سید ابو الفضل برقعی و طباطبایی» و ... علم و یقین دارند امیر المؤمنین حق است ولی به خاطر پول‌های که از آمریکا و عربستان سعودی می‌آید علیه ائمه مطلب می‌گویند.

این‌جا است که آقای برقعی 36 کتاب علیه شیعه می‌نویسد، و در آخرین لحظه وصیت می‌کند من شهادت می‌دهم امیر المؤمنین امام اول، امام حسن و امام حسین امام دوم و سوم و همین‌طور دوازده امام را نام می‌برد تمام این‌ها در وصیتنامه اش موجود است.

آقای برقعی خوش انصاف! این 36 کتابی که علیه شیعه نوشتی برو چند تا سخنرانی هم بکن بگو من اشتباه کردم!

این‌که بعد وصیت می‌کند من را در امامزاده دفن کنید. آیا با دفن شدن در کنار امامزاده کارت درست می‌شود؟

تو که این همه مطالب علیه امیر المؤمنین و شیعه نوشتی و صحبت کردی از آن طرف دشمنان اهل بیت را این همه تعظیم کردی آیا جبران پذیر است؟

فرق نمی‌کند کسی یقین دارد امیر المؤمنین حق است انکار می‌کند در کفر این شخص هیچ شبهه ای نداریم. شیعه و اهل سنت قائل بر این هستند؛ حتی وهابی‌ها هم همین عقیده را دارند.

دوستان دقت کنند من دو تا مطلب بیاورم «شیخ مفید» در کتاب «اوائل المقالات» صفحه 44 می‌گوید:

«اتفقت الامامیة»

شیعه اتفاق نظر دارد.

«علی ان من انکر امامة احد الائمة»

کسی امامت یکی از ائمه را انکار کند.

«و جحد»

جحد؛ یعنی انکار عن علم

(وَجَحَدُوا بِهَا وَاسْتَيقَنَتْهَا أَنْفُسُهُمْ)

و آن را از روي ظلم و سرکشي انکار کردند.

سوره نمل (28): آیه 14

یعنی حقانیت حضرت موسی برای‌شان ثابت بود بعد از این که حقانیت حضرت موسی ثابت بود انکار می‌کردند انکار از روی علم!

«و جحد ما اوجبه الله تعالی من فرض الطاعة فهو کافر ضال مستحق للخلود فی النار»

این شخص کافر، گمراه و همیشه در آتش جهنم است.

اَوائلُ المَقالات فِی المَذاهبِ وَ المُختارات؛ أبو عبد الله محمد بن محمد بن النعمان (336 هـ - 413 هـ/947 م - 1022 م) المشهور باسم الشيخ المفيد، ناشر: دار المفید، لبنان - بیروت 1414، ص44

این کسی که بعد از ثابت شدن حق انکار کند سنی باشد، وهابی باشد، شیعه باشد، یا طرف مسیحی، یهودی است ولی برایش یقین حاصل شد رسول اکرم حق است، امیر المؤمنین حق است اگر بعد از یقین حاضر نشد اعتراف کند شکی نیست که کافر است.

«بن باز – مفتی اعظم عربستان سعودی» در کتاب «فتاوی اللجنة الدائمه» جلد 2 صفحه 281 می‌گوید:

«من أنكر وجحد شيئاً من أركان الإسلام أو من واجبات الدين المعلومة بالضرورة»

کسی انکار و جحد کند، انکار عن علم؛ یکی از ارکان اسلام را انکار کند. یا یکی از واجبات دین که از ضروریات دین است انکار کند.

«فهو كافر ومارق من دين الإسلام»

این شخص کافر است و از اسلام بیرون رفته است!

فتاوى اللجنة الدائمة للبحوث العلمية والإفتاء؛ بن باز، ج 2، ص281

پس این اختصاص به شیعه ندارد، اگر کسی حقانیت اهل بیت برایش ثابت شد، و انکار کرد هیچ راه نجاتی برایش نیست.

ولی ما کسانی را داریم، افرادی هستند حق به گوش شان نرسیده است. یا به تعبیر آیت الله العظمی «خویی (رضوان الله تعالی علیه)» این‌ها بر مبنای تقلید از علما، تقلید از گذشتگان، مثلا تصور می‌کنند صحابه در عصر نبوت و بعد از نبوت یقین پیدا کرده بودند که علی امام اول نیست و به آن‌ها اعتقاد هم دارند بر مبنای اعتماد به صحابه صدر اسلام امامت علی را انکار می‌کنند قطعا این کفر آور نیست.

فردای قیامت راه نجات برای شان است. این که راه نجات است نه این‌که این‌ها مستقیم به بهشت می‌روند. اگر کسی ظالم باشد، آدم کشته باشد غیبت کرده باشد آن بحثش جدا است باید حساب پس بدهد؛ ولی به خاطر عدم قبول ولایت امیر المؤمنین عن جهل، حالا این جهل، جهل مرکب باشد یا جهل غیر مرکب باشد هیچ فرق نمی‌کند.

یعنی برایش محرز نیست امیرالمؤمنین امام و خلیفه بلا فصل پیغمبر است. این شخص اگر نصب و عداوت اهل بیت را نداشته باشد نزدیک شصت تا روایت در این زمینه داریم این‌ها فردای قیامت وارد بهشت می‌شوند.

این‌ها جزء مستضعفین هستند در مورد مستضعفین هم روایات داریم در بعضی از روایات داریم خدای عالم فردای قیامت این‌ها را امتحان می‌کند مثل اطفالی که از دنیا رفته اند یا بچه‌های که سقط شده اند، این‌ها امتحان می‌شوند اگر از امتحان خوب در آمدند طرف بهشت می‌روند اگر از امتحان بد در آمدند به طرف جهنم می‌روند.

ما روایات متعدد داریم تفضل خدای عالم نسبت به مستضعفین و نسبت به فرزندان شیعه فردای قیامت زیاد است این‌ها از فضل الهی وارد بهشت می‌شوند.

فرزندان کفاری که پدر و مادر کافر است بچه اش اگر به دنیا می‌آمد کافر به دنیا می‌آمد و کافر زندگی می‌کرد شاید برای‌شان یک امتحان باشد مثلا امر کند وارد این آتش بشوید، هرکس طبق دستور خداوند وارد شد معلوم است مطیع خدا است اگر در دنیا هم بود اطاعت می‌کرد.

اگر طبق دستور خدا وارد نشد و اطاعت نکرد مشخص است در دنیا هم می‌بود اطاعت نمی‌کرد!

بحث در رابطه با معاد خیلی بحث پیچیده است من به دوستان توصیه می‌کنم کتاب «حق الیقین – علامه شبّر» را مطالعه کنند.

 کتاب «حق الیقین» بهترین کتاب در رابطه با وضع و اوضاع قیامت است که در قیامت مؤمنین، مستضعفین، اهل سنت یا اهل کتابی که حق به گوش شان نرسیده تکلیف شان چه خواهد بود در این کتاب بحث شده است.

در رابطه با مطلبی که حضرتعالی فرمودید مثلا «زراره» که از خصصین اصحاب امام باقر و امام صادق (سلام الله علیهما) است خیلی داستان قشنگ و عجیبی در موردش است.

مرحوم «کلینی» در کتاب «کافی» این را نقل می‌کند، حضرت به زراره می‌گوید چرا شما ازدواج نکردی؟ ظاهرا هنوز نوجوان بوده و ازدواج نکرده می‌گوید:

«أَنَّنِي أَخْشَى أَنْ لَا تَحِلَّ لِي مُنَاكَحَتُهُمْ»

من می‌ترسم ازدواج با زنان اهل سنت خلاف باشد از این می‌ترسم. حضرت فرمود تو جوان هستی و یک جوان مملو از غریز‌ه‌های جنسی است. می‌گوید غرایزت را می‌خوای چه کار کنی؟ گفت می‌روم کنیز می‌خرم. و هر وقت دیدم منحرف است می‌فروشم.

حضرت فرمود شما که می‌گویی ازدواج با این‌ها خلاف است آیا این کنیز شیعه است یا سنی است؟ گفت سنی است. فرمود ملاک شما چیست چطور در زن حر و آزاد ازدواج با اهل سنت را جایز نمی‌دانی ولی در مورد کنیز جایز می‌دانی؟ زراره گفت معطل ماندم چه پاسخ بدهم.

امام صادق (سلام الله علیه) خیلی قشنگ و منطقی راهها را برای این‌ها می‌بندد. بعد حضرت چند تا مثال می‌زند بعد از تمام شدن مثال‌ها قضیه حضرت نوح و حضرت لوط را مطرح می‌کند می‌گوید زنان این‌ها چطور آدم‌های بودند؟

زراره می‌گوید این‌ها زنان پیامبر و تحت تربیت پیامبر بودند. حضرت فرمود پس (فَخانَتاهُما) چیست؟ باز زراره معطل می‌ماند. بعد حضرت می‌فرماید زراره تو جوان هستی، یک مقدار اگر سنت بالا برود

«أَمَا إِنَّكَ إِنْ كَبِرْتَ رَجَعْتَ وَ تحَلَّلَتْ عَنْكَ عُقَدُك‏»

یک مقدار بزرگ بشوی و عقلت بیشتر برسد از این تندروی و افراطیت بر می‌گردی، «وَ تحَلَّلَتْ عَنْكَ عُقَدُك» این عقده و کینه ای که داری کینه ات فروکش خواهد کرد.

ملاحظه بفرمایید آقا امام صادق (سلام الله علیه) یک ساعت یا دو ساعت با زراره می‌شیند تعداد دیگر هم در آن‌جا هستند تنها زراره هم نیست. می‌فرماید ملاک شما چیست؟

 یا در روایت قبلی که من اشاره کردم حضرت در پایان روایت یک جمله ای می‌گوید این چیزهای که شما ساختید که ازدواج با این حرام است و ازدواج با او حلال است ملاک تان چیست؟

«أَمَا إِنَّهُ شَرٌّ عَلَيْكُمْ أَنْ تَقُولُوا بِشَيْ‏ءٍ مَا لَمْ تَسْمَعُوهُ مِنَّا»

الكافي (ط - الإسلامية)، نویسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الكتب الاسلامیة، ج2، ص402 و 403

این خیلی برای شما بد و شر است، حرفی که ما نزدیم شما دارید می‌زنید. چیزی که از ما نشنیدید از پش خودتان یک چیزی در می‌آورید.

این برخوردها از ائمه (علیهم السلام) نسبت به افراد افراطی در عصر ائمه (علیهم السلام) هم بوده است. لذا ما یک مقدار دقت کنیم بحث وحدت میان شیعه و سنی، صفا و صمیمیت خیلی خوب است و به آن توجه داشته باشیم.

این مطلب را من یک شب دیگر هم عرض کردم من افراد زیادی را می‌شناسم شوهر سنی، زنش شیعه است، یا به عکس شوهر شیعه و زنش سنی است.

یک فردی از «چابهار» نزد من آمده بود گفت من چهار تا بچه دارم، دو تایش سنی و دو تایش شیعه است. دو تایش دسته بسته نماز می‌خوانند و دو تای دیگر دست باز نماز می‌خوانند. دو تایشان در وضو مسح می‌کشند و دو تای دیگر پایشان را می‌شویند.

نه این برادر از آن برادر سوال می‌کند تو چرا پایت را می‌شویی و نه اون برادر از این برادر سوال می‌کند تو چرا مسح می‌کشی!

اگر وضعیت به این شکلی باشد، صفا و صمیمیتی که در ایران بین اهل سنت و شیعه است اگر وهابی‌ها بگذارند و از این طرف هم شیعه انگلیسی بگذارد الان این دو تا دو تا طرف یک قیچی هستند دارند مسلمان‌های شیعه و سنی را به جان هم می‌اندازند.

ان شاءالله اگر این قضیه خوب حل بشود امیدواریم صفا و صمیمیت بیشتر بشود و ما درخواست مان از بعضی شیعه‌ها این است حرف‌های تندی که در فضای مجازی و در رسانه‌ها می‌زنند به تعبیر شهید مطهری از مطلبی که موجب جریجه دار شدن احساسات اهل سنت می‌شود دست بر دارند.

بعضی از تندروهای اهل سنت و وهابیت که مطالب تند می‌گویند و قلب شیعه را می‌شکنند و موجب جریحه دار شدن قلب شیعه می‌شوند این‌ها هم دست بردارند.

اگرچه در هر دو طرف این‌ها اقلیت هستند به قدری کم هستند که اصلا به حساب نمی‌آیند.

مجری:

فقط صدایشان بلند است.

حضرت آیت الله حسینی قروینی:

بله همان سر و صدایشان بلند است.

مجری:

احسنتم، خیلی ممنون و متشکرم جناب استاد آیت الله دکتر حسینی قزوینی از محضرتان استفاده کردیم از شما التماس دعا داریم ان شاءالله باز جلسات دیگر در خدمت جنابعالی و بینندگان عزیز و ارجمند باشیم.

همچنین ممنون و متشکرم از همراهی شما بینندگان عزیز و ارجمند که تا پایان برنامه همراه ما بودید.

گفت:

ماه فرو ماند از جمال محمد* سرو نباشد به اعتدال محمد

سعدی اگر عاشقی کنی و جوانی *عشق محمد بس است و آل محمد!

«اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِه‏ مُحَمَّد وَ عَجِّلْ فَرَجَهُم‏»

والسلام علیکم ورحمة الله و برکاته


میلاد پیامبر اکرم و امام جعفر صادق علیهم‌السلام>

وحدت ولادت پیامبر اکرم ص ولادت امام صادق ع مشیت الهی اسلام مظهر جمال رافت نبوی شیعیان محبت اهل بیت ع رفتار معصوم ع اهل سنت