ضیافت - به مناسبت ایام ماه مبارک رمضان

قسمت نهم ویژه برنامه ضیافت با کارشناسی حجت الاسلام و المسلمین دکتر جباری


 بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

عنوان برنامه: ضیافت - به مناسبت ایام ماه مبارک رمضان

تاريخ: 11/ 01/ 1402

استاد: حجت الاسلام والمسلمین دکتر جباری

مجری: آقای سید محمد صفایی

مباحث مطرح شده در این برنامه: ماه رمضان؛ حضرت خدیجه (سلام الله علیها)؛ طاهره در عصر جاهلیت؛ فطرت پاک؛ امانتداری پیامبر ص؛ ایمان حضرت خدیجه (سلام الله علیها)؛ اولین زن مسلمان؛ امر به معروف؛ نهی از منکر

مجری:

چشمم به انتظار تو تر شد نیامدی * اشکم شبیه خون جگر شد نیامدی

گفتم غروب جمعه تو از راه میرسی * عمرم در این قرار به سر شد نیامدی

تا خواستم به جاده وصل تو رو کنم * غفلت مرا رفیق سفر شد نیامدی

در مسجدیم و طاعت این ماه شغل ماست * بی قبله هر نماز به سر شد نیامدی

این نفس بد مرام مرا خار و زار کرد * روز و شبم به لغو سپر شد نیامدی

رسوایی گدای تو از حد گذشته است * عمرم به هر گناه هدر شد نیامدی

از ما گناه سر زد و تو شاهدش شدی * دیدی دلم به راه دگر شد نیامدی

خسران زده کسی است که از یاد غافل است * بی تو دعا بدون اثر شد نیامدی

از ما که منفعت نرسیده برای تو * هر چه ز ما رسیده ضرر شد نیامدی

گفتیم لااقل سر افطار میرسی * دیده به راه ماند و سحر شد نیامدی

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِه‏ مُحَمَّد وَ عَجِّلْ فَرَجَهُم وَاحشُرنا مَعَهُم وَالعَن اَعدائَهُم، اَلسَّلاَمُ عَلَي الْمَهْدِيِّ الَّذِي وَعَدَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِهِ الأُمَمَ وعلی آبائه الطاهرین المعصومین وعلی امهات الطیبات الطاهرات السلام علیک یا شهر الله الاکبر و سلام علیکم بما صبرتم فنعم عقی الدار، سلام عرض می کنم خدمت شما مؤمنین و مؤمنات روزه داران عزیز و ارجمند مهمانان ضیافت الهی در آستانه افطار نهم ماه مبارک رمضان و در آستانه شب رحلت بانوی گرانقدر جهان اسلام اول بانوی مسلمان حضرت ام المؤمنین خدیجه کبری (سلام الله علیها) قرار داریم عرض تسلیت و تعزیت ما به محضر مولای مان حضرت بقیة الله الأعظم و همچنین خدمت همه شما محبین و عاشقان حضرت خدیجه کبری (سلام الله علیها) در اقصی نقاط عالم

طبق روال هر روزه برنامه قبل از افطار با ویژه برنامه ضیافت از شهر مقدس قم و از جوار کریمه اهل بیت حضرت فاطمه معصومه (سلام الله علیها) و از شبکه حضرت ولی عصر (عج الله تعالی فرجه الشریف) در خدمت شما هستیم. امروز هم در خدمت یکی از اساتید و کارشناسان محترم هستیم، در این برنامه از محضر استاد برجسته حوزه و دانشگاه استاد تاریخ و سیره جناب حجت السلام والمسلمین آقای دکتر جباری استفاده می کنیم حاج آقا سلام علیکم عرض تسلیت و تعزیت دارم.

استاد جباری:

بسم الله الرحمن الرحیم عرض سلام و ادب و احترام دارم حضور حضرتعالی و همه بینندگان عزیز این برنامه، آرزوی قبولی طاعات، عبادات، صلاة، صیام، قرائات قرآن، اذکار و توجهات عبادی که در این ماه همه داشتند ان شاء الله خداوند توفیق بدهد که بیش از این داشته باشند و داشته باشیم. ماه تقرب به پیشگاه الهی و کسب رضای خداوند متعال باشد. غروب جمعه است ان شاء الله در این ماه بیشتر متوجه وجود مقدس امام عصر (سلام الله علیه) شد و خود را به آن حضرت نزدیک کرد چنان باید عمل کرد که ان شاء الله بتوانیم مطمئن باشیم که مرضی آن حضرت هستیم.

 و عرض تسلیت دارم سالروز رحلت حضرت خدیجه کبری (سلام الله علیها) این بانوی بزرگوار عالم اسلام را و بانوی محبوب پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) مادر حضرت فاطمه (سلام الله علیها) و ام الأئمة ان شاء الله که بتوانیم عرض ارادت و قدر دانی به ساحت مقدس خدیجه کبری (سلام الله علیها) در حد وسع داشته باشیم.

مجری:

ان شاء الله، غنیمت می شماریم حضور حضرتعالی را که فرمودید غروب جمعه است و در آستانه رحلت حضرت خدیجه کبری و در این ماه پر فضیلت لذا فکر می کنم برنامه را اختصاص بدهیم به وجود نازنین حضرت خدیجه (سلام الله علیها) و ارتباط ایشان با ماه مبارک رمضان، همه این ها را ان شاء الله در این جلسه از جنابعالی بهره می بریم بفرمایید

استاد جباری:

چند نکته را در بیان اوصاف و ویژگی های حضرت خدیجه (سلام الله علیها) عرض می کنم و تلاش می کنم که به خودم و عزیزان از خلال این نکاتی که عرض می کنم تذکر بدهم که ما بتوانیم تأسی داشته باشیم به آن اصول رفتاری شخصیتی مثل حضرت خدیجه (سلام الله علیها) که در واقع دست پرورده پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) است.

چنان که دخترش فاطمه (سلام الله علیها) تربیت شده پیامبر است خود حضرت خدیجه هم بیست و پنج سال در محضر پیامبر اکرم عاشقانه و متأسیانه زیست و به پیروی از آن حضرت کرد واقعاً یک زندگی ایده آلی همراه پیامبر اکرم داشتند. هم در ارتباط با سیره خانه داری، همسر داری، فرزند داری و سیره عبادی، معنوی حضرت خدیجه (سلام الله علیها) چند نکته در حد وسعت برنامه عرض می کنم.

حضرت خدیجه (سلام الله علیها) یک بانویی است که بخشی از عمرش را در دوران جاهلیت به سر برد آن هم جاهلیت جهلاء به تعبیر امیر المؤمنین (سلام الله علیه) فرمود:

«وَ اسْتَخَفَّتْهُمُ الْجَاهِلِيَّةُ الْجَهْلَاءُ»

نهج البلاغة (للصبحي صالح)؛ نویسنده: شريف الرضى، محمد بن حسين، ناشر: هجرت، محقق/ مصحح: فیض الاسلام، ‏ص 140

پیامبر اکرم در زمانی مبعوث شد که مردم جزیرة العرب اصلاً مردم عالم را بخصوص جایی که بستر بعثت پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) بود اوج جاهلیت بود، جاهلیت جهلاء یعنی شدت جاهلیت آن جا را فرا گرفته بود. فضای مکه باید یک فضای پاک و مطهری باشد خانه خدا در آن جا قرار دارد اما مکه را به عنوان مهد بت پرستی، مهد آلودگی ها، شرک، رذائل اخلاقی، رذائل خانوادگی و رذائل اجتماعی و امثال این ها قرار داده بودند.

حضرت خدیجه بیست و پنج سال در فضای مکه زیست اما چگونه زیست؟ در کتب تاریخی می گویند در دوران جاهلیت او را به الطاهره لقب داده بودند، یعنی بی جهت نیست که خداوند دامان او را محل ولادت و بستر تربیت مثل فاطمه (سلام الله علیها) قرار می دهد. توضیحی عرض می کنم ممکن است در ذهن بینندگان عزیز این بیاید که چطور می شود وقتی همه جامعه آلوده هستند پیغمبر و حجتی هم وجود ندارد چگونه مثل حضرت خدیجه در آن جا پاک زیست می کند؟

پاسخ این است که این منحصر به حضرت خدیجه نبوده این را از باب رفع استبعاد عرض می کنم ولو معدود و محدود بودند کسانی که به حُنفاء معروف بودند. باز خوب است را عرض کنم اتفاق نظر علمای شیعه است مرحوم شیخ مفید می فرماید:

«قال الشيخ المفيد آباء النبي (صلی الله علیه واله وسلم) إلى آدم (علیه السلام) كانوا موحدين على الإيمان بالله حسب ما ذكره أبو جعفر رحمه الله و عليه إجماع عصابة الحق.»

تصحيح اعتقادات الإمامية؛ نويسنده: مفيد، محمد بن محمد (تاريخ وفات مؤلف: 413 ق‏)، محقق / مصحح: درگاهى، حسين‏، ناشر: كنگره شيخ مفيد، ايران؛ قم:‏ 1414 ق‏، ص139

پدران پیامبر اکرم از عبد الله و عموی حضرت جناب ابو طالب (سلام الله علیه)، هاشم (سلام الله علیه) همه این ها موحد بودند بجز این ها در دوره جاهلیت کسانی بودند که این ها به ندای فطرت شان پاسخ گفتند به حنفاء معروف بودند در کتب تاریخ آمده است. عزیزان خواستید بیشتر مطالعه بفرمایید کتاب المفصل فی تاریخ العرب قبل الإسلام مرحوم دکتر جواد علی محقق عراقی این کتاب ده، دوازده جلد کتاب است مفصل ترین کتاب درباره تاریخ جاهلیت است. این کتاب معروف است در آن جا بحث حنفاء را مطرح می کند بودند کسانی که از فضای جاهلی منزجر شدند امروز می بینیم در فضای بخصوص دنیای آلوده غرب کسانی می آيند می گویند ما منزجر شدیم آمدیم مطالعه کردیم و به اسلام و تشیع رسیدیم حتی به حوزه آمدند و این جا مبلغ دین شدند.

مجری:

به ندای فطرت پاسخ دادند.

استاد جباری:

بله، فطرت همراه انسان است

(فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيهَا)

اين فطرتی است که خداوند،انسانها را بر آن آفريده؛

سوره روم (30):‌ آیه 30

فطرت انسان بر اساس آن فطرت پاک درونی است ولذا در عصر جاهلیت همین طور کسانی بودند که از جامعه دوری می گزیدند به کوه ها و غارها می رفتند سعی می کردند از این آلودگی ها خودشان را حفظ کنند بر گردند به سنت های اصیلی که شنیده بودند در دین حنیف حضرت ابراهیم (سلام الله علیه) وجود داشت.

حضرت خدیجه هم یک چنین روحیه ای دارد به الطاهره معروف است توجه به مشکلات اجتماعی دارد لذا به یتیم ها توجه دارد به ام الأیتام و ام الصعالیک معروف بود صعالیک جمع صعلوک افراد درمانده، بی چیز، آواره، بی خانمان و ... ام الصعالیک می گفتند ولو ثروت داشت همان ثروتش در این مسیر صرف می شد. لذا یک چنین بانویی در دوره قبل از اسلام با یک چنین پیشنه درخشانی است. گفت: نوریان بر نوریان جاذبند. روایتی در تاریخ یعقوبی به نقل از عمار نقل شده است عمار شخصیت بزرگواری است که تقریباً‌ همسن پیامبر است. در دوره جاهلیت در مکه بوده با پیامبر اکرم همراهی و رفاقت داشته او می گوید همراه پیامبر داشتیم در مصعاء (بین صفاء و مروه) حرکت می کردیم با خدیجه و خواهرش هاله مواجه شدیم عبور می کردند. از ما عبور کردند هاله به من گفت:

« هَلْ في صَاحِبکَ فِي خَدِيجَةَ رَغْبَة»

پیامبر درباره خدیجه رغبتی دارد در واقع به این وسیله رغبت خدیجه را اطلاع رسانی کرد. این بعد از آن سفر تجاری بود وقتی به خدیجه مطرح شد ابو طالب (سلام الله علیه) به پیامبر مطرح کرد خدیجه کسانی را اجیر می کند پول به آن ها می دهد برای این که بروند با اموالش تجارت کنند خودش نمی رفت با مالش تجارت می کرد. جناب ابو طالب به پیامبر مطرح کرد پیامبر هم استقبال کرد خدیجه مطرح شد خیلی شدید استقبال کرد با توجه به آن بُعد امانتداری پیامبر و صدق و راستی که شهرت داشت آن سفر وقتی انجام شد غلام خدیجه، مَیسره رفتارهای پیامبر و پاکی پیامبر را در این سفر توصیف کرد در معاملاتی که در شام انجام می دادند این که پیامبر اکرم به صدق و راستی معامله کرد و آن کراماتی که در مسیر از پیامبر دیده بود. مثلاً در گرمای تابستان قطعه ابری بالای سر این ها برای سایه انداختن حرکت می کرد بر رغبت خدیجه افزود موجب شد که جناب خدیجه خودش پیشنهاد بدهد.

من این جا گریزی بزنم به جریان حضرت شعیب و دخترانش، به هرحال در سنت اسلامی، قرآنی، انبیائی اگر در بحث ازدواج واقعاً زن یا مرد دیدند یک شخصیت و کسی که از جهت معنوی برتری و فضایلی دارد طبیعتاً باید پیش قدم بشوند چون بحث ازدواج یک بحث بسیار مهمی چه برای زن و چه برای مرد است.اگر گزینه بسیار مناسبی پیدا شد طبیعتاً باید استقبال بشود ولذا در جریان حضرت شعیب، پدر دختر به داماد پیشنهاد می کند.

(قَالَ إِنِّي أُرِيدُ أَنْ أُنْكِحَكَ إِحْدَى ابْنَتَي هَاتَينِ عَلَى أَنْ تَأْجُرَنِي ثَمَانِي حِجَجٍ فَإِنْ أَتْمَمْتَ عَشْرًا فَمِنْ عِنْدِكَ وَمَا أُرِيدُ أَنْ أَشُقَّ عَلَيكَ سَتَجِدُنِي إِنْ شَاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّالِحِينَ)

(شعيب) گفت: من می ‌خواهم يکی از اين دو دخترم را به همسری تو در آورم به اين شرط که هشت سال برای من کار کنی؛ و اگر آن را تا ده سال افزايش دهی، محبتی از ناحيه توست؛ من نمی ‌خواهم کار سنگينی بر دوش تو بگذارم؛ و ان شاء الله مرا از صالحان خواهی يافت»

سوره قصص (28): آیه 27

دوست دارم یکی از دخترانم را به ازدواج تو در بیاورم. طبق نقل عمار این جا هم خدیجه پیشنهاد می دهد جناب رسول خدا (صلی الله علیه وآله) با عموی شان ابو طالب مطرح می کنند و جلسه خواستگاری تشکیل می شود و برای خواستگاری از جناب خدیجه می روند. در آن جلسه آیا عموی خدیجه عمرو ابن أسد بود یا ولدة ابن نوفل پسر عمویش بود اختلاف وجود دارد چون پدرش خولید در دوره جاهلیت از دنیا رفته بود. در آن جلسه خواستگاری جناب ابو طالب در آن خِطبه، خُطبه جالبی می خواند و نکاتی را درباره عظمت مکه و کعبه مطرح می کند درباره کسانی که طِیران الله (ساکنان مکه) هستند بعد سراغ توصیف خود پیامبر اکرم می آید که:

«ثم إبن أخي هذا»

این برادر زاده من

«لا يوازن برجل من قريش إلا رجح به»

با هیچ یک از این کسانی که در میان قریش هستند قابل مقایسه نیست و برتری دارد.

«و لا يقاس بأحد منهم إلا عظم عنه و إن كان في المال مقلا فإن المال ورق حائل و ظل زائل و له و الله خطب عظيم و نبأ شائع و له رغبة في خديجة و لها فيه رغبة فزوجوه و الصداق ما سألتموه من مالي عاجله و آجله فقال خويلد زوجناه و رضينا به.»

از ظاهر این تعبیر بر می آید که جناب ابو طالب خبر داشت از این که او پیامبر موعود خواهد بود «دینٌ کامل رأیٌ شایع» قریب به این مضمون آن جا دارد که به حضرت خدیجه می گوید مهریه به عهده ما هر چه گفتید جناب خدیجه (سلام الله علیه) ضمن قبول می فرماید مهریه من بر گردن خودم بعضی از افراد به تعبیری حسود و فضول در آن مجلس می گویند:

«يا عجبا أ يمهر النساء الرجال‏»

از کِی تا حالا زن ها باید مهریه خودشان را بدهند؟ جناب ابو طالب هم پاسخ کوبنده ای می دهد می گوید:

«قال إذا كان الرجال مثل ابن أخي هذا طُلبت الرجال بأغلى الأثمان و إذا كانوا أمثالكم لم يزوجوا إلا بالمهر الغالي‏»

بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بيروت)؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، ناشر: دار إحياء التراث العربي، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، ج16، ص6

اگر مردان مثل برادر زاده من باشد زن ها ازدواج با آن ها را طلب می کنند با پرداخت مهریه های کلان اگر امثال شما باشند باید شما مهریه کلان بدهید.

مجری:

قدر زَر زرگر شناسد * قدر گوهر گوهری

استاد جباری:

آن ازدواج مبارک صورت می گیرد باز از جهت تاریخی بحث های مطرح است تلاشی صورت گرفت آن ظلم دیگری در حق حضرت خدیجه (سلام الله علیها) است که سن ایشان را بزرگ جلوه بدهند.

مجری:

بله اتفاقاً می خواستم این را بپرسم چون هاله آمد گفت آیا رغبتی نسبت به حضرت خدیجه وجود دارد؟ طبیعتاً این جا سن و سال هم مطرح می شود قطعاً‌ اختلاف سنی نباید آن چنان بالا باشد اگر خیلی بالا باشد چه رغبتی می تواند داشته باشد این را هم برای مان باز کنید.

استاد جباری:

همان طور که عرض کردم به نظر می رسد تلاش های مذبوحانه ای صورت گرفت که سن خدیجه (سلام الله علیها) را بالا جلوه بدهند و یا یک پیره زنی جلوه بدهند چرا این تلاش ها صورت گرفت؟ فرصت شد در برخی از روایات یکی از همسر خاص پیامبر، عایشه درباره خدیجه بیان می کنم. انصافاً در کتب معتبر اهل سنت مثل صحیح بخاری و صحیح مسلم فقط مراجعه کنید نه به کتب تاریخی دیگر و شیعه تعبیر صریح عایشه است.

«عن عَائِشَةَ أنها قالت ما غِرْتُ على امْرَأَةٍ لِرَسُولِ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم كما غِرْتُ على خَدِيجَةَ لِكَثْرَةِ ذِكْرِ رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم إِيَّاهَا وَثَنَائِهِ عليها وقد أُوحِيَ إلى رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم أَنْ يُبَشِّرَهَا بِبَيْتٍ لها في الْجَنَّةِ من قَصَبٍ»

 الجامع الصحيح المختصر؛ اسم المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: 256، دار النشر: دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - 1407 - 1987، الطبعة : الثالثة، تحقيق: د. مصطفى ديب البغا، ج5، ص2004، ح4931

بر هیچ کسی من مثل آن حسادتی که به خدیجه کردم ندارم این در صحیح بخاری و صحیح مسلم است پیدا است که یک حسادتی وجود داشت حسادت چرا؟ جای سوال است من در مطالعاتی که راجع به دیگر همسران پیامبر داشتم درباره هیچ کدام شان چنین حساسیتی راجع به خدیجه ندیدم آن چه که راجع به عایشه دیدم خیلی عجیب است. نه در ام سلمه، نه زینب بنت جهش نه فلان و نه فلان هیچ کدام نسبت به خدیجه موضعی نداشتند طبعاً موضع شان، موضع پیامبر بود. اما عایشه خیلی عجیب است که یک حساسیت خاصی دارد گوشه کنایه می زند گاهی فاطمه (سلام الله علیها) از تعریض های عایشه نسبت به مادرش آزرده می شد. بعید نمی دانم که قصه بزرگ جلوه دادن سن خدیجه (سلام الله علیها) هم ریشه در یک چنین چیزی داشته باشد؛ چون در یکی از کلمات عایشه آمده است وقتی خطاب به پیامبر می کند خدیجه زن مسنی بود تعبیر بدی به کار می برد من محترمانه اش کردم خداوند بهتر از او را به شما داده است چطور این قدر نسبت به خدیجه حساس هستی در حالی که: (أَبْدَلَكَ الله عز وجل بها خَيْراً منها)

«عن عَائِشَةَ قالت كان النبي صلى الله عليه وسلم إذا ذَكَرَ خَدِيجَةَ أَثْنَى عليها فَأَحْسَنَ الثَّنَاءَ قالت فَغِرْتُ يَوْماً فقلت ما أَكْثَرَ ما تَذْكُرُهَا حَمْرَاءَ الشِّدْقِ قد أَبْدَلَكَ الله عز وجل بها خَيْراً منها قال ما أبدلني الله عز وجل خَيْراً منها قد آمَنَتْ بي إِذْ كَفَرَ بي الناس وصدقتني إِذْ كذبني الناس وواستني بما لها إذا حرمني الناس ورزقني الله عز وجل وَلَدَهَا إِذْ حرمني أَوْلاَدَ النِّسَاءِ»

مسند الإمام أحمد بن حنبل؛ اسم المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبدالله الشيباني الوفاة: 241، دار النشر: مؤسسة قرطبة – مصر، ج6، ص117

پیامبر فرمودند چنین نگو خداوند بهتر از خدیجه به من نداد او زمانی به من ایمان آورد که شما به من کافر بودید شما یعنی قریش و قبیله تو و امثالهم کافر بودید. اموالش را صرف پیشرفت دین من کرد از او صاحب فرزندانی شدم که شما عقیم ماندید. درباره سن خدیجه حدود ده تا قول است بالاتر از چهل سال هم بردند که هنگام ازدواج با پیامبر 44- 45 و 34- 35 و 30 دارد پایین تر از سی 28 و 25 سن 25 که همسن پیامبر باشد بیهقی که از علمای اهل سنت سندش را صحیح دانسته است.

28 معروف است و ظاهراً صحیح 28 سال است خیلی ها قول 28 را ترجیح دادند، 28 سال را از طرق حدیثی و تاریخی می توان ترجیحش را استفاده کرد هم این که برخی از اولیاء الهی که این ها ممکن است اطلاعاتی داشته باشند آن ها هم 28 را تأیید کردند. چرا 28 سال؟ چون خدیجه کفوی نداشت، بحث دیگری هم طرح است قبل از پیامبر آیا ازدواج کرده بود؟

مجری:

این هم که آیا فرزندانی داشت؟ چون بعضی ها می گویند بله

استاد جباری:

بله، این را هم مطرح کرده اند که ازدواج با دو عرب گمنام عتیق بن عبدالله مخزومی و ابوهاله تمیمی داشته است این در حالی است که در روایات تاریخی آمده است بزرگانی در مکه خواستگار خدیجه بودند نمی پذیرفت از ابو سفیان و فلان و فلان اسامی شان آمده است.

مجری:

طبعاً باید همچین زن شاخصی خیلی خواستگار می داشت خواستگاران بزرگ و مشهور می داشت.

استاد جباری:

آدم های مشهور را ایشان نمی پذیرد چطور می شود که با عتیق بن عبدالله مخزومی و ابوهاله تمیمی را که افراد گمنامی هستند بپذیرد؟ لذا این ها را نمی توان به لحاظ تاریخی تأیید کرد چون کفوی نداشت بنابراین تا سن 25 یا 28 سال ازدواج نکرده ماند. بعد خودش کفوش را یافت بعد از این قضایا دید آن کسی که باید خودش برود و پیشنهاد کند همان طور که عرض شد رسول خدا (صلی الله علیه وآله) این جوان پاک و امین در میان قریش را جناب خدیجه (سلام الله علیها) بر گزید و برای ازدواج خودش پیشنهاد کرد و این ازدواج صورت گرفت. بعد از آن گزارش های تاریخی نشان می دهد این دو در کنار هم چقدر عاشقانه می زیستند.

مجری:

بیست و سال فرمودید یک عمر بزرگی است و پیامبر هم ازدواج نکردند.

استاد جباری:

احسنتم همه ازدواج های پیامبر بعد از رحلت جناب خدیجه است آن هم با زمینه های که پدید آمد. از جمله شواهد زیست عاشقانه این ها، این که پیامبر اکرم در دوره جاهلیت بخصوص خیلی وقت ها به خارج از مکه برای تحنث به غار حراء می رفتند چند روز پیامبر اکرم آن جا بودند آن کسی که تدارکات و آذوقه برای پیامبر اکرم می آورد جناب خدیجه (سلام الله علیها) بود این آذوقه را دست می گرفت در سنگلاخ های مکه از دره ها و کوه ها می آورد تا به جبل النور برسد. پای جبل النور یا نزدیکی آن جا قرارگاه خدیجه و پیامبر بود پیامبر از غار پایین می آمد با هم ملاقاتی داشتند باز پیامبر اکرم به محل عبادت خودش بر می گشت الان جایی (نمادی) در مکه به عنوان مسجد الإجابة در مسیر جبل النور است به عنوان جایی که معروف است می گویند قرار حضرت خدیجه با پیامبر اکرم بوده است درست یا نا درست از جهت تاریخی این است که خدیجه آذوقه رسان پیامبر (صلی الله علیه وآله) در دوران قبل از اسلام بود.

بعد بحث بعثت پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) مطرح می شود ما با ضرس قاطع باید بگوییم اولین مسلمان امیر المؤمنین (سلام الله علیه) است اولین به نحو اطلاق و قاطع چه مرد، چه زن اما اولین زن و دومین مسلمان جناب خدیجه (سلام الله علیها) است. روایتی را طبری و دیگران هم نقل کردند روایت منفعة ابن قیس کندی، عفیف عطر فروش (عطار) برای تجارت به مکه می آمد نقل می کند می گوید در سال های آغازین اسلام به مکه می آمد و با عباس عموی پیامبر دوست دارد. می گوید همراه عباس در مسجد الحرام نشسته بودیم خانه کعبه را نگاه می کردیم هنگام ظهر شد یک جوانی آمد نگاهی به آسمان کرد رو به کعبه ایستاد مشغول نماز شد به دنبال آن نوجوان دیگری آمد او هم پشت او سمت راستش به نماز ایستاد و اقتداء کرد بعد زنی آمد او هم پشت سر این ها ایستاد این سه نفر مشغول نماز شدند.

روایت خیلی جالب و عجیبی است نشان می دهد در واقع روزهای آغازین بعثت پیامبر است و پیامبر اکرم ابائی ندارد که در کنار خانه کعبه نماز جماعت برگزار کند. می گوید تعجب کردم چون تا به حال چنین صحنه ای ندیدم این طور نماز بخوانند و اقتداء کنند. چون نماز جاهلیان طبق آن چه که از آیه استفاده می شود

(وَمَا كَانَ صَلَاتُهُمْ عِنْدَ الْبَيتِ إِلَّا مُكَاءً وَتَصْدِيةً فَذُوقُوا الْعَذَابَ بِمَا كُنْتُمْ تَكْفُرُونَ)

آنها که مدعی هستند ما هم نماز داريم، نمازشان نزد خانه (خدا)، چيزی جز «سوت کشيدن» «کف زدن» نبود؛ پس بچشيد عذاب (الهی) را بخاطر کفرتان!

سوره انفال (8): آیه 35

آیه می فرماید نماز مردم جاهلی و مشرک نزد خانه خدا کف و سوت بود این ها طواف می کردند کف و سوت می زدند به عنوان جلب توجه آلهه و امثال این ها؛ تصریح آیه است (وَمَا كَانَ صَلَاتُهُمْ عِنْدَ الْبَيتِ إِلَّا مُكَاءً) سوت زدن (وَتَصْدِيةً) دست زدن اما یک صحنه جدیدی از نماز را عفیف ابن قیس می بیند از عباس سوال می کند قصه اش چه است؟

می گوید آنی که جلو ایستاد یکی از برادر زاده های من به نام محمد (صلی الله علیه وآله) است. جوانی که پشت سرش ایستاد برادر زاده دیگر من است به نام علی و آن زنی که پشت سر ایستاد خدیجه همسر محمد (صلی الله علیه وآله) است و او ادعا می کند که دین جدیدی آورده است مبعوث به نبوت شده است و امروز در روی زمین هیچ کس جز این سه نفر متدین به این دین نیستند. این یکی از شواهد خوب تاریخی بر بحث سبقت خدیجه در ایمان و اسلام است به هرحال خواستم استفاده های اخلاقی از سیره حضرت خدیجه بکنیم.

مجری:

این را برای بخش دوم می گذاریم حیفم می آید این مباحث قطع بشود به یک میان برنامه می رسیم ان شاء الله آن مباحث را که سیره فردی و اخلاقی حضرت خدیجه است برای بعد از میان برنامه می گذاریم.

 (میان برنامه)

مجری:

بینندگان عزیز به ویژه برنامه ضیافت از شبکه جهانی حضرت ولی عصر (عج الله تعالی فرجه الشریف) خوش آمدید. در آستانه شب رحلت حضرت ام المؤمنین خدیجه کبری (سلام الله علیها) هستیم طبق روال همیشگی در بخش دوم ابتدا برنامه را متبرک می کنیم با آیاتی از آیات مهدوی و روایتی ذیل آن که از کتاب المهجة فی ما نظر فی الحجة اثر علامه محدث سید هاشم حسینی بحرانی خدمت شما عرض می کنیم.

طبق روال از جزء نهم قرآن کریم آیه ای را انتخاب می کنیم ایشان آیاتی را از جز نهم در این کتاب می آورند آیه 128 سوره مبارکه اعراف، آیه 157 سوره مبارکه اعراف و همچنین آیه 39 سوره مبارکه انفال را با عنوان آیات مهدوی و روایات را هم ذکر می کنند بنده بسنده می کنم به آیه 128 سوره مبارکه اعراف که می فرماید:

(قَالَ مُوسَى لِقَوْمِهِ اسْتَعِينُوا بِاللَّهِ وَاصْبِرُوا إِنَّ الْأَرْضَ لِلَّهِ يورِثُهَا مَنْ يشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ وَالْعَاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ)

موسی به قوم خود گفت: از خدا ياری جوييد، و استقامت پيشه کنيد، که زمين از آن خداست، و آن را به هر کس از بندگانش که بخواهد، واگذار می ‌کند؛ و سرانجام (نيک) برای پرهيزکاران است!

سوره اعراف (7): آیه 128

موسی (علیه السلام) به قومش گفت از خدا کمک بخواهید و صبر پیشه کنید همانا زمین برای خداوند است و آن را به هر کس از بندگانش که بخواهد به ارث می دهد و عاقبت از آنِ متقین است. امام باقر (علیه السلام) می فرماید در کتاب علی یافتیم من و اهل بیتم مقصود هستیم که خداوند زمین را ارث به ما داده است و ما متقین هستیم و همه زمین از آنِ ما است.این روایت را ایشان از کتاب کافی شریف، جلد 1، صفحه 407 و همچنین از تفسیر عیاشی نقل می کند.

همچنان در خدمت استاد گرامی و ارجمند جناب اقای دکتر جباری هستیم پیرامون شخصیت و وجود نازنین حضرت خدیجه کبری (سلام الله علیها) و قرار شد در بخش دوم برنامه به اوصاف و ویژگی های شخصیتی و فردی حضرت خدیجه (سلام الله علیها) بپردازیم که بتوانیم از این ویژگی ها الگو بگیریم جناب استاد در خدمت شما هستیم بفرمایید

استاد جباری:

می خواستم استفاده ای را از آن بحث سبقت جویی خدیجه (سلام الله علیها) به اسلام داشته باشم تذکاری به خودم و عزیزان بیننده قرآن کریم روی بحث سبقت و مسابقه خیلی تأکید دارد

(سَابِقُوا إِلَى مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ)

به پيش تازيد برای رسيدن به مغفرت پروردگارتان

سوره حدید (57): آیه 21

پیدا است که در مسئله حرکت به سمت تعالی، به سمت قرب إلی الله و اهداف والای معنوی شتاب و تعجبل و سبقت مهم است و موضوعیت دارد. تعبیر عجله را گاهی بعضی می گویند «العجلةُ مِن الشیطان» اما این طور نیست آن عجله ای که در غیر مسیر حق باشد موجب بشود که کارها نا پخته بشود مذموم است. یک وقتی همین را خدمت آیت الله جوادی در درس تفسیرشان عرض کردم عجله ظاهراً امر مذموم است فرمود حضرت موسی به پیشگاه الهی عرض (وَعَجِلْتُ إِلَيكَ رَبِّ لِتَرْضَى)

(قَالَ هُمْ أُولَاءِ عَلَى أَثَرِي وَعَجِلْتُ إِلَيكَ رَبِّ لِتَرْضَى)

عرض کرد: پروردگارا! آنان در پی منند؛ و من به سوی تو شتاب کردم، تا از من خشنود شوی!

سوره طه (20): آیه 84

قرآن از حضرت موسی نقل می کند لذا من شتاب کردم به نزد تو آمدم برای این که راضی بشوی، پس پیدا است که عجله بد نیست. عجله در واقع بحث شتاب گرفتن و سرعت داشتن درباره نماز جمعه هم

(يا أَيهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا نُودِي لِلصَّلَاةِ مِنْ يوْمِ الْجُمُعَةِ فَاسْعَوْا إِلَى ذِكْرِ اللَّهِ وَذَرُوا الْبَيعَ ذَلِكُمْ خَيرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ)

ای کسانی که ايمان آورده ‌ايد! هنگامی که برای نماز روز جمعه اذان گفته شود، به سوی ذکر خدا بشتابيد و خريد و فروش را رها کنيد که اين برای شما بهتر است اگر می ‌دانستيد!

سوره جمعه (62): آیه 9

(فَاسْعَوْا) یعنی شتاب کنید خودتان را برسانید دارای اهتمام نشان بدهید نه این که بی تفاوت آرام آرام حرکت کنید. لذا در بحث خیرات و مغفرت الی الله حرکت به سمت مغفرت الهی بحث شتاب، جلو زدن و سبقت گیری خوب است. لذا در قرآن دارد:

(وَالسَّابِقُونَ السَّابِقُونَ * أُولَئِكَ الْمُقَرَّبُونَ)

و (سومين گروه) پيشگامان پيشگامند، آنها مقربانند!

سوره واقعه (56): آیات 10 و 11

خدیجه کبری (سلام الله علیها) وقتی که دید یک دُری مانند پیامبر در مکه است فوری گرفت در بحث ازدواجش

مجری:

درواقع عامل به این آیه بود

استاد جباری:

بله، ولذا این را به امثال خودم عرض می کنم

«أَنَّ لِرَبِّكُمْ فِي أَيَّامِ دَهْرِكُمْ نَفَحَاتٍ أَلَا فَتَعَرَّضُوا لَهَا»

بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بيروت)؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، ناشر: دار إحياء التراث العربي، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، ج80، ص352

پیامبر اکرم توصیه می کند وقتی که نفحها می آید وزش های رحمانی می وزد خودتان را در معرضش قرار بدهید معلوم نیست دوباره تکرار بشود. معلوم نیست رمضان دیگری برای ما تکرار بشود چه کسی تضمین دارد که ما یک رمضان دیگری را درک کنیم این رمضانی که اولیاء‌ الهی انتظارش را می کشیدند از ماه رجب شروع می کردند خودشان را آماده می کردند به رمضان برسند با آمادگی وارد ماه ضیافت الهی بشوند و درک کنند و چه برکاتی دارد؟ در کدام ماه و کدام ایام است که نفس های انسان حکم تسبیح داشته باشد.

مجری:

و بالاتر خواب انسان

استاد جباری:

بله، وای بر کسانی که قدر نمی دانند و این ایام را به بطالت می گذرانند خدا نکند کسی روزه را دانسته و آگاهانه ترک کند و رمضانش با غیر رمضان فرق نداشته باشد، در عرصه گناه و معصیت که وجود انسان به لرزه می افتد از تصور این که کسی در ماه رمضان همچنان مبتلا باشد به همان گناهانی که در غیر رمضان هم اهل همان گناهان است.

این ها در قیامت حسرت های عظیمی خواهند داشت آن زمانی که نیازمند به یک جُنَّه و سپری مقابل آن عذاب الهی هستند

«إِنَّ الصَّوْمَ جُنَّةٌ مِنَ النَّارِ»

الفقه المنسوب إلى الإمام الرضا عليه السلام‏؛ نويسنده: منسوب به على بن موسى، امام هشتم عليه السلام‏ (تاريخ وفات مؤلف: 203 ق‏)، محقق / مصحح: مؤسسة آل البيت عليهم السلام‏، ناشر: مؤسسة آل البيت عليهم السلام‏، مشهد 1406 ق‏، ص204

سپر و حائلی بین انسان و آتش که حقیقتی در نظام هستی است و کسانی هستند واقعاً‌ قدر می دانند از آنات و لحظات این ماه بهره می گیرند سبقت می جویند و تلاش می کنند آن چه که تشخیص می دهند تکلیف شان در این ماه است انجام بدهند. این یک نکته است بحث (فَاسْتَبِقُوا الْخَيرَاتِ) را همچنان توجه داشته باشیم.

باز چون می ترسم فرصت تمام بشود این را عرض کنم، روزه متعلق به امام عصر (سلام الله علیه) است ماهی متعلق به آن حضرت است شب قدر توجه مان باید به امام عصر (سلام الله علیه) باشد. شب بیست و سوم «اللَّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ» گفتند مدام تکرار بکنید مگر می شود شیعه امام عصر (سلام الله علیه) صبحش به شب برسد روز جمعه اش برسد و توجهی به حضرت نکند؟ در صبحگاه سلامی به حضرت نکند در طول روز توجهی نکند؟

بزرگان ما و اولیاء الهی وقتی که از آن ها نصیحت می خواستند می گفتند ذکری به ما یاد بدهید کلیپی از آیت الله مصباح آمد از ایشان سوال می کنند به ما ذکری بگویید ایشان می گوید چه بهتر از یاد امام عصر باشیم و متوجه باشیم انسان با زبان خودش با حضرت سخن بگوید. شبیه اش یک ولی مسلم الهی است وقتی نامه و توصیه ای نوشته بود فرمود سعی کنید در روز ده دقیقه حداقل با امام عصر (سلام الله علیه) خلوت کنید. حرف هایتان را به حضرت بزنید و درد دل با حضرت کنید. همین که انسان از حضرت دور است به محضرش متشرف نشده است مشکلات معنوی که وجود دارد حتی مشکلات مادیش را انسان با حضرت مطرح کند و در میان بگذارد.

نکته مهم تر این که صبح تا شب انسان حواسش باشد چیزی که خلفای رضای آن حضرت باشد از او صادر نشود. یک دوست خوبی داشتیم ایشان عادت خیلی خوبی داشتند مدام «مطیعٌ لأمرک» می گفتند. گفتم چرا مدام «مطیعٌ لأمرک» می گویید گفت صبح تا شب محضر حضرت عرض می کنم من مطیع امر تو هستم برای تذکر به خودم یک وقت حرفی می زنم و کاری که می کنم خلاف رضای آن حضرت نباشد هر حرفی انسان می زند توجه داشته باشد که امام عصر (سلام الله علیه) شاهد، حاضر و ناظر است مطابق رضای آن حضرت است یا خیر.

در عرصه اجتماعی انسان توجه داشته باشد امام عصر اگر الان بود در محضر آن حضرت بودم حضرت چه می فرمود من انجام بدهم؟ مطالبه حضرت آیا بی تفاوت گذشتن از کنار مشاکل، معضلات و منکراتی که امروز متأسفانه در عرصه اجتماع می بینیم منکرات فراوان شده است. بحث بی حجابی از کنارش آسان گذشته ایم و گذشته اند و می گذرند متأسفانه دارد کم کم به عنوان یک فاجعه فرهنگی تبدیل می شود. امر مسلم قرآنی و الهی است حجاب جز ضروریات دین است و ‌آیاتی که درباره حجاب است روایات و تأکیدات معصومین، سنت معصومین می شود خیلی راحت در جامعه اسلامی و شیعی قبح زدایی بشود در مهد اسلام، مهد تشیع، ایران جایی است که بخواهیم مکتب اهل بیت را جستجو کنیم باید در ایران جستجو کنیم و آشیانه اهل بیت است.

مسئله حکم ضروری اسلام، دین و قرآن زیر پا نهاده بشود و کسی هم دم بر نیاورد و خیلی راحت از کنارش رد بشویم بخواهیم نهی از منکر بکنیم به خاطر بعضی از رفتارهای سوئی که شبکه های منحط ماهواره ای به برخی از دست پروردگان شان تعلیم دادند به تو چه مربوط است؟ مگر تو فضول و متولی امر جامعه هستی؟ فلان جامعه قانون دارد از این حرف های که می زنند من را با تو در یک قبر نمی گذارند!

مجری:

قبلاً محترمانه می گفتند من و تو را در یک قبر نمی گذارند

استاد جباری:

الان حالت جَری پیدا کردند خیلی ها متأسفانه تحت تأثیر یک چنین فضایی از واجب مسلم نهی از منکر، امر به معروف دور افتادیم و دور افتادند چه کسی گفته است امر به معروف و نهی از منکر درگیر شدن است؟ خود را در مخصمه و مهلکه انداختن است یک کلمه اگر بحث حجاب است خانم حجابت گوش کرد، کرد نکرد شما راهت را بکش برو.

دیگری اگر گفت آن را تکرار سومی، چهارمی، دهمی اثر خودش را قطعاً می گذارد این که ما تصور می کنیم احتمال تأثیر منتفی است چون که در جامعه همه ترک تکلیف کرده ایم والا شما اگر در حد امر و نهی گفتی در حد ولو یک کلمه طبیعتاً اثر خودش را خواهد گذاشت!

مجری:

مرد می تواند به همسر آن خانم خیلی محترمانه بگوید

استاد جباری:

(وَقُولُوا لَهُمْ قَوْلًا مَعْرُوفًا)

و با آنها سخن شايسته بگوييد

سوره نساء (4): آیه 5

چون زبان نرم را خیلی ها بلد نیستیم

(فَقُولَا لَهُ قَوْلًا لَينًا لَعَلَّهُ يتَذَكَّرُ أَوْ يخْشَى)

اما بنرمي با او سخن بگوييد؛ شايد متذکر شود، يا (از خدا) بترسد!

سوره طه (20): آیه 44

موسی و هاورن (سلام الله علیها) به فرعون موظف شدند به قول لیّن سخن بگویند چه زمانی ما با قول لیّن سخن گفتیم و اثر ندیدیم؟ خیلی کم پیش می آید با قول لیّن و نرم سخن بگوییم و طرف هم پرخاش کند اگر پرخاش کرد باید با نرمی برخورد بکنیم قطعاً اثرش در مرحله بعد خواهد گذاشت ولو آن جا ممکن است آشکار نکند لحظه ای نبینیم انتظار اثر کوتاه مدت نباید داشته باشیم قطعاً در مرحله بعد به تفکر خواهد رفت.

کلیپ های دیده می شود خانم های خوش حجاب و محجبه با نرمی و لطافت روسری به سر بی حجاب ها می کنند و آن ها هم خیلی منقلب می شوند. خوش به حال آن های که هر روز مقید به زیارت معتبر آل یاسین هستند اگر ما سرباز هستیم در محضر حضرت هستیم دعای عهد صبح ها و زیارت آل یاسین مقید باشیم. انتهای زیارت آل یاسین می گوییم:

«نُصْرَتِي لَكُمْ مُعَدَّة»

كامل الزيارات؛ نویسنده: ابن قولويه، جعفر بن محمد، ناشر: دار المرتضوية، محقق/ مصحح: امینی، عبدالحسین، ص218

یعنی همان «مطیعٌ لأمرک» من آماده هستم یاری من برای شما آماده است چطور می شود من بگویم «نُصْرَتِي لَكُمْ مُعَدَّة» و از آن طرف نسبت به این تکالیف اجتماعی بی تفاوت باشم؟ نمی شود به محضر امام عصر (سلام الله علیه) برسیم و از ایشان سوال کنیم می توانم نسبت به این منکرات و معضلات اجتماعی بی تفاوت باشم؟ حضرت چه می فرماید، وقتی که خود آن حضرت مأمور است برای این که دین خدا را اقامه کند مگر می شود در دوره غیبت شیعیان و پیروان آن حضرت نسبت به منکرات بی تفاوت باشند؟

و بالاخره یک توصیه هم داشته باشیم نمی دانم صدای من را چه کسانی می شنوند آخرین نکته است آیه شریفه سوره حج آیه 41

(الَّذِينَ إِنْ مَكَّنَّاهُمْ فِي الْأَرْضِ أَقَامُوا الصَّلَاةَ وَآتَوُا الزَّكَاةَ وَأَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَنَهَوْا عَنِ الْمُنْكَرِ وَلِلَّهِ عَاقِبَةُ الْأُمُورِ)

همان کسانی که هر گاه در زمين به آنها قدرت بخشيديم، نماز را برپا می ‌دارند، و زکات می ‌دهند، و امر به معروف و نهی از منکر می ‌کنند، و پايان همه کارها از آن خداست!

سوره حج (22): آیه 41

کسانی که اگر یک مکنت و قدرتی در زمین پیدا کردند این تکلیف قرآنی با این صراحت است در قرآن کریم بحث امر به معروف و نهی از منکر گاهی به عنوان تکالیف شخصی مطرح شده است

(وَالْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِياءُ بَعْضٍ يأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَينْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَيقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَيطِيعُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ أُولَئِكَ سَيرْحَمُهُمُ اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ)

مردان و زنان با ايمان، ولی (و يار و ياور) يکديگرند؛ امر به معروف، و نهی از منکر می ‌کنند؛ نماز را برپا می ‌دارند؛ و زکات را می ‌پردازند؛ و خدا و رسولش را اطاعت می ‌کنند؛ به زودی خدا آنان را مورد رحمت خويش قرار می ‌دهد؛ خداوند توانا و حکيم است!

سوره توبه (9): آیه 71

مؤمنان تکالیف شخصی دارند این جا آیه تکلیف حاکمیت را مشخص می کند (عمومی) یعنی کسانی که قدرت حاکمیتی پیدا کردند موظف هستند امر به معروف و نهی از منکر داشته باشند (الَّذِينَ إِنْ مَكَّنَّاهُمْ فِي الْأَرْضِ أَقَامُوا الصَّلَاةَ وَآتَوُا الزَّكَاةَ وَأَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَنَهَوْا عَنِ الْمُنْكَرِ وَلِلَّهِ عَاقِبَةُ الْأُمُورِ) اگر این چنین است مگر می شود نسبت به یک واجبی مثل حجاب، حاکمیت بی تفاوت باشد؟ چرا بعضی ها معطل هستند؟ چرا دچار تردید هستند؟ تازه بیانیه صادر می کنند روزهای اخیر بیانه ای از وزارت کشور صادر شد خیلی دیر جنبیدید زودتر از این ها باید حرکت انجام بشود. اقدامات عملی باید صورت بگیرد منتها با راهکارهای که باید بنشینند فکر کنند، تدبیر کنند به مرحله اجرا برسانند ولی بالاخره از این آیه و روایات و سیره معصوم بر می آید که نمی توانیم بی تفاوت باشیم.

چه آحاد جامعه، چه حاکمیت و چه نهادهای حکومتی نباید بی تفاوت بود یک وقت منکرات شخصی است که در محیط خانه انجام می شود امثال این ها و منکرات اقتصادی و امثال این ها و یک منکراتی که است نما نیست...

مجری:

که ما سرک نمی کشیم کسی هم نگفته است در خانه های مردم سرک بکشید

استاد جباری:

یک وقت است که قوه قضائیه بصورت شخصی، فردی، خانوادگی یا در یک اداره ای و امثال این ها رسیدگی می کند. اما یک منکری است که به صورت نمادین دارد یک حکم ضروری قرآن را زیر پا می گذارد یعنی چیزی که انقلاب به عنوان نعمت آورد و تأکید مرحوم امام بود امام تأکید و همان زمان هم بعضی از زن های بی حجاب تظاهرات کردند امام به عنوان یک فقیه متبحر ایستاد فقیهی که عالم نسبت به آن حولیت و حقیقت دین است آورد این حجاب را بر سر زنان چطور می شود در ظرف چند ماه قُبحش فرو بریزد و برای ما مسئله عادی سازی بشود؟ این برای متدینین قابل تحمل نیست.

ان شاء الله مسئولین هم به فکر باشند و از طُرق مختلفی که می شود تدبیر کرد وارد عرصه شد این مسئله را مدیریت کرد. زنان اهل بیت (علیهم السلام) از جمله حضرت خدیجه (سلام الله علیها) و دیگر زنان اهل بیت مقید به حجاب بودند پوشش و حجاب داشتند وقار زن به این مسئله است چطور می شود تبعیت از غرب منحطی کنیم که اوج انحطاطش دارد آشکار می شود خیلی شرمناک است که این ها به کجا رسیدند؟ به جایی رسیدند جنسیت را زیر سوال می برند تو مرد هستی یا زن اصلاً‌ لازم نیست مشخصاً بگویند مرد یا زن هستند یک چیز مضحک و عجیبی که این ها در پوچی رسیده اند.

مجری:

یک قدم جلوتر می روند می گویند انسان و حیوان متفاوت نیستند. انسان هم مانند حیوان است.

استاد جباری:

بعضی شان بودند برای آرامش درونی شان خودشان را شبیه خوک کردند و با خوک ها مدتی زیستند. انسان وقتی می بیند تعالیمی که اسلام آورد آن ارزش های که برای انسان تعریف کرد و دستوراتی که آورد این کجا و این زندگی عجیب حیوانی و پست تر از حیوانی که متأسفانه این به آن رسیدند و کسانی بدون این که این نعمت اسلام و هدایت را قدر بشناسند تصور می کنند فضیلت و برتری تبعیت از آن نظام و فرهنگ است و باعث بی حجابی و امثال این ها می شود این ها نمادهای از آن مسئله است.

این نکته ای بود که به تبع بحث سبقت گیری در مسائل ایمانی و همین طور کسب رضای امام عصر (سلام الله علیه) باید همگی نسبت به اجتماع در ارتباط با تکالیف مان بازنگری داشته باشیم.

بر می گردم به آن نکاتی که راجع به حضرت خدیجه (سلام الله علیها) عرض می کردم اهل بیت هم بی جهت کسی را دوست نمی دارند این طور نیست که حضرت خدیجه چون همسر، مادر و مادر بزرگ شان بوده است دوست بدارند. خدیجه مجمع فضایل بود از این جهت محبوب اهل بیت بود طبیعتاً این درسی برای ما است که دوستی و دشمنی مان هم بر اساس محور فضیلت باشد. فضائل الهی «الحبُ فی لله والبغض فی الله» خدیجه محبوب پیامبر بود شواهد در این باره زیاد است. از عایشه روایتی در صحیح بخاری، جلد 4، صفحه 231 است

«عن عَائِشَةَ رضي الله عنها قالت ما غِرْتُ على امْرَأَةٍ لِلنَّبِيِّ صلى الله عليه وسلم ما غِرْتُ على خَدِيجَةَ هَلَكَتْ قبل أَنْ يَتَزَوَّجَنِي لِمَا كنت أَسْمَعُهُ يَذْكُرُهَا وَأَمَرَهُ الله أَنْ يُبَشِّرَهَا بِبَيْتٍ من قَصَبٍ وَإِنْ كان لَيَذْبَحُ الشَّاةَ فَيُهْدِي في خَلَائِلِهَا منها ما يَسَعُهُنَّ»

الجامع الصحيح المختصر؛ اسم المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: 256، دار النشر: دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - 1407 - 1987، الطبعة : الثالثة، تحقيق: د. مصطفى ديب البغا، ج3، ص1388، ح3605 (آدرس دهی بر اساس نرم افزار الجامع الکبیر)

«ما غِرْتُ على امْرَأَةٍ لِلنَّبِيِّ صلى الله عليه وسلم ما غِرْتُ على خَدِيجَةَ» می گوید من بر هیچ یک از زنان پیامبر آن حسادت (غیرت) در این جا به معنای حسادت است، (حسادت مذموم) حسادت نداشتم مگر آن چه که بر خدیجه داشتم.

«هَلَكَتْ قبل أَنْ يَتَزَوَّجَنِي» می گوید قبل از این که پیامبر با من ازدواج کند هلکت!

مجری:

تعبیر خیلی بد و نادرست

استاد جباری:

«لِمَا كنت أَسْمَعُهُ يَذْكُرُهَا» من می دیدم که مرتب یاد خدیجه می کند «وَأَمَرَهُ الله أَنْ يُبَشِّرَهَا بِبَيْتٍ من قَصَبٍ» در روایت دیگر هم است خداوند متعال جبرئیل را مأمور کرد به پیامبر بشارت بدهد به خدیجه که در بهشت خانه ای از زمرد خداوند متعال برای حضرت خدیجه فراهم کرده است که در آن این سختی ها و سر و صداهای دنیا و آن مشکلات دیگر در آن جا نیست. خانه ای آرام همراه با نعمت و این را در این جا عایشه این جا نقل می کند خداوند به خدیجه بشارت داد.

عرضم در این قسمت اخیر روایت است «وَإِنْ كان لَيَذْبَحُ الشَّاةَ فَيُهْدِي في خَلَائِلِهَا منها ما يَسَعُهُنَّ» پیامبر هر وقت گوسفندی را ذبح می کرد، قربانی ذبح می کرد می فرمود ببرید به دوستان خدیجه بدهید. گوشت های قربانی را تا آن جای که ممکن بود برای دوستان خدیجه می فرستاد.یک وقت یک کسی ممکن است آن قدر محبوب کسی دیگری باشد که نه فقط خودش حتی دوستانش که بویی از او دارند دوست او هستند آن ها هم محبوب پیامبر هستند و از این گوشت های قربانی برای دوستان خدیجه می فرستاد.

ائمه (علیهم السلام) هم باز شواهد خوبی هستند دال بر این که این ها افتخار به خدیجه (سلام الله علیها) می کردند. یک جریانی است من خلاصه آن را عرض می کنم معاویه (علیه من الله ما یستحقه) یک وقتی آمد بدی امیر المؤمنین (سلام الله علیه) را گفت و سب کرد. امام حسن (سلام الله علیه) در آن مجلس بودند امام حسن برای پاسخ برخواستند و فرمودند ای آن که علی را  به بدی یاد کردی، منم حسن و پدرم علی است و تویی معاویه پدرت سفو (ابو سفیان) است. مادرم فاطمه و مادرت هند، جدم رسول خدا و جدت حرب، جده ام خدیجه و جده ات قتیله است. پیدا است که امام حسن (علیه السلام) به حضرت خدیجه (سلام الله علیها) افتخار می کند.

پس خدا لعنت کند از ما آن کسی را که نامش پلید و حسب و نسبش پست و سابقه اش بد و دارای کفر و نفاق است. می گوید مردم در مسجد همه آمین گفتند.

ابا عبدالله (سلام الله علیه) در روز عاشورا فرمود:

«أَنْشُدُكُمُ اللَّهَ هَلْ تَعْلَمُونَ أَنَّ جَدَّتِي خَدِيجَةُ بِنْتُ خُوَيْلِدٍ أَوَّلُ نِسَاءِ هَذِهِ الْأُمَّةِ إِسْلَاماً قَالُوا اللَّهُمَّ نَعَم‏»

الأمالي (للصدوق)؛ ابن بابويه، محمد بن على، محقق/ مصحح: ندارد. ناشر: كتابچى، ص125

یکی از چیزهای که امام حسین برای بیان حقانیتش در روز عاشورا مطرح کرد این که فرمود من کسی هستم جدم پیامبر و مادرم فاطمه و جده ام حضرت خدیجه اولین زن است اسلام آورد مردم هم آن را تأیید کردند.

امام سجاد (علیه السلام) هم در آن خطبه معروفش می گوید:

«أَنَا ابْنُ خَدِيجَةَ الْكُبْرَى‏»

مناقب آل أبي طالب عليهم السلام( لابن شهرآشوب)؛ نويسنده: ابن شهر آشوب مازندرانى، محمد بن على‏ (وفات مؤلف: 588 ق‏)، محقق / مصحح: ندارد، ناشر: علامه‏، قم‏ 1379 ق‏، ج4، ص168

به حضرت خدیجه (سلام الله علیها) در آن خطبه معروفش در مسجد اموی افتخار می کند. باز روایت جالب از امام صادق (سلام الله علیه) در تفسیر قمی و در دیگر تفاسیر است ابان ابن تغلب راجع به آیه:

(وَالَّذِينَ يقُولُونَ رَبَّنَا هَبْ لَنَا مِنْ أَزْوَاجِنَا وَذُرِّياتِنَا قُرَّةَ أَعْينٍ وَاجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِينَ إِمَامًا)

و کساني که مي‌گويند: «پروردگارا! از همسران و فرزندانمان مايه روشني چشم ما قرارده، و ما را براي پرهيزگاران پيشوا گردان!»

سوره فرقان (25): آیه 74

«أَنَّ (أَزْواجِنا) خَدِيجَةُ وَ ذُرِّيَّاتِنا فَاطِمَةُ (وَ قُرَّةَ أَعْيُنٍ‏) الْحَسَنُ وَ الْحُسَيْنُ (وَ اجْعَلْنا لِلْمُتَّقِينَ إِماماً) عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ (علیه السلام)»

تفسير القمي؛ قمى، على بن ابراهيم، محقق/ مصحح: : موسوى جزائرى، طيّب‏، ناشر: دار الكتاب، ج2، ص117

‏مصداقی برای ازواجنا قرة اعین حضرت خدیجه (سلام الله علیها) را ذکر می کند می گوید ازواجنا منظور حضرت خدیجه است، ذریاتنا حضرت فاطمه و قرة اعین حسنین و وجعلنا للمتقین اماما علی ابن ابی طالب است. درواقع مصادیق اتم را امام صادق ذکر می کند. ان شاءالله که خداوند متعال این چنین ازواجی نصیب جوانان ما بکند چنین ذریات پاکی نصیب جوانان ما و خانواده های مسلمان و پیرو اهل بیت بکند.

مجری:

ان شاءالله، احسنتم طیب الله انفاسکم جناب استاد جباری بزرگوار خداوند ان شاءالله به بیان شما، قلم شما و بیان شما و نفس شما در این مسیر ان شاء الله ثابت قدم بمانید استفاده می کنیم و از مباحث حضرتعالی بهره می بریم در خدمت شما هستیم از جنابعالی التماس دعا داریم ما و بینندگان عزیز را از دعای خیرتان فراموش نفرمایید ممنون و متشکرم زنده باشید.

تشکر می کنم از شما بینندگان، همراهان عزیز و ارجمند از خداوند متعال تقاضا می کنیم که ان شاءالله شفاعت و زیارت حضرت خدیجه کبری (سلام الله علیها) در دنیا و آخرت نصیب ما بفرماید. در آستانه این افطار روز جمعه قرار داریم و بهترین دعا و حسن ختام ما همین دعا باشد «اللَّهُمَّ أَرِنِي الطَّلْعَةَ الرَّشِيدَةَ وَ الْغُرَّةَ الْحَمِيدَةَ وَ اكْحُلْ مَرَهِي بِنَظْرَةٍ مِنِّي إِلَيْهِ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُ ُ وَ سَهَّلَ مَخْرَجَه‏  وَ أَوْسِعْ مَنْهَجَهُ وَ اسْلُكْ بِي مَحَجَّتَهُ وَ أَنْفِذْ أَمْرَهُ وَ اشْدُدْ أَزْرَه‏ وَ قَوِّ ظَهْرَهُ وَ اعْمُرِ اللَّهُمَّ بِهِ بِلَادَكَ وَ أَحْيِ بِهِ عِبَادَك‏»

والسلام علیکم ورحمة الله وبرکاته


ضیافت - به مناسبت ایام ماه مبارک رمضان>

ماه رمضان حضرت خدیجه س طاهره در عصر جاهلیت فطرت پاک امانتداری پیامبر ص ایمان حضرت خدیجه س اولین زن مسلمان امر به معروف نهی از منکر