خورشید کعبه - ویژه برنامه ولادت حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام

قسمت دوم ویژه برنامه خورشید کعبه با کارشناسی حجت الاسلام پور سید آقایی


 بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

برنامه خورشید کعبه 14 11 1401 (قسمت 2)

عنوان: ویژه برنامه ولادت حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام

استاد: حجت الاسلام والمسلمین پور سید آقایی

مجریان: آقای سید محمد صفایی و سید سجاد اکبری

کلیدواژها:

وفات؛ ولادت؛ حضرت امیرالمومنین علی(سلام الله علیه)؛ فضائل؛ تولد در کعبه؛ ولایت؛ شعر خوانی؛ محبت امیرالمومنین(سلام الله علیه)؛ اطاعت از حق!

مجری:

بوی گل و سنبل است یا که هوای بهار * زمزمه بلبل است یا که نوای هَزار

نغمه روح القدس می رسد از بزم انس * یا که نسیم صبا می وزد از کوی یار

صفحه روی زمین همچو بهشت برین * از چه چنین عنبرین وز چه چنین مشک سار

مَظهر غیب مصون مُظهر ماه البتون * از افق کاف و نون سر زده خورشید وار

مالک مُلک وجود شمع شبستان جود * شاهد بزم شهود پرده گرفت از ازار

از افق لا مکان عین عیان شد عیان * قطب زمین و زمان کون و مکان را مدار

روح نفوس و عقول اصل اصیل و اصول * نفس نفیس رسول خسرو والا تبار

طفل دبستان اوست حامل وحی اله * بلبل بستان اوست پیک خداوندگار

قاسم ارزاق کیست ریزه خور خان او * قابض ارواح کیست بنده فرمان گزار

صاحب تیغ دو سر از دم او مفتخر * روح قدس فیض بر از در او بیشمار

مظهر و مجلای حق جود تجلای حق * برد به یک جلوه از سینه سینای قرار

دیّر انجُم خدم تافت ز اوج حرم * شد ز عزیز عدم نور وجود آشکار

گوهر بحر قِدَم از صدف آمد برون * کُلک محیط کرم در حرم آمد کنار

کعبه پر از نور شد جلوه گه طور شد * سِر ان الله ز نور گشت عیان نِی ز ناز

بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ وَبِهِ نَسْتَعين اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِه‏ مُحَمَّد وَ عَجِّلْ فَرَجَهُم وَاحْشُرْنَا مَعَهُمْ والْعَنْ اَعْدائَهُمْ، السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا أَمِينَ اللَّهِ فِي أَرْضِهِ وَ حُجَّتَهُ عَلَى عِبَادِهِ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ‏(سلام الله علیه)

عرض سلام و احترام و تهیت و شادباش ما به محضر تمام انبیاء و اوصیاء بالاخص خاتم الانبیا و المرسلین حضرت محمد مصطفی (صلی الله علیه و آله و سلم) و اهل بیت طیبین،‌ طاهرین و معصوم ایشان بالاخص آقا و مولای مان حضرت بقیة الله الاعظم (ارواحنا فداه) همچنین عرض سلام و احترام شادباش و تبریک ما به محضر شما عزیزان، بینندگان جان، شیعیان و موالیان حضرات آل الله (صلوات الله علیهم اجمعین) در هر نقطه ای از جهان.

چه مبارک شبیست امشب، شب میلاد با سعادت مولی الموحدین و امام المتقین آقامان امیر المؤمنین (صلوات الله علیه) و امشب که مقارن شده است با شام جمعه میلاد با سعادت سید الأوصیاء و شام جمعه متعلق به خاتم الأوصیاء امام مهدی (ارواحنا فداه) هست. از خداوند متعال تقاضا داریم دعا می کنیم که ما را جزو شیعیان خالص و راستین آقا امیر المؤمنین (صلوات الله علیه) قرار بدهد و جزو منتظران راستین امام مهدی (ارواحنا فداه)

به همین مناسبت همچون شب گذشته با ویژه برنامه خورشید کعبه از شهر مقدس قم جوار کریمه اهل بیت حضرت فاطمه معصومه(سلام الله علیها) و از شبکه جهانی حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ان شاء الله با بخش های مختلف و متنوعی امشب در خدمت شما عزیزان خواهیم بود امشب هم مفتخر هستم که در کنار دوست عزیز و ارجمندم آقا سجاد اکبری عزیز برنامه را تقدیم حضور تان کنیم، آقای اکبری سلام علیکم.

آقای اکبری:

سلام علیکم اسعد الله ایامکم بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي جَعَلَنَا مِنَ الْمُتَمَسِّكِينَ بِوَلَايَةِ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْأَئِمَّةِ سلام الله علیهم اجمعین

عرض سلام، ادب،‌ احترام، ارادت ویژه و مخصوص دارم حضور یکایک شما ولایتمداران و محبان آقا جان مان امیر المؤمنین امام المتقین مولی الموالی، مولی الموحدین جناب آیت الله العظمی بو تراب اسد الله الغالب حضرت علی ابن ابی طالب (صلوات الله و سلامه علیه) این عید بزرگ را حضور امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) و همچنین حضور شما محبان حضرات معصومین تبریک، تهنیت و شادباش عرض می کنم.

قبل از این در حرم حضرت فاطمه معصومه (سلام الله علیها) دعا گوی شما عزیزان بودم، در بارگاه ملکوتی حضرت فاطمه معصومه (سلام الله علیها) حال و هوای نجف به آدم دست می دهد ان شاءالله که مورد قبول باشد و دعای گوی شما و دعای همکاران محترمم بودم.

آقای صفایی:

...توفیق هست در خدمت شما عزیزان باشیم بشنویم از مولا و آقای مان علی ابن ابی طالب (صلوات الله علیه) دل و جان را صفا می دهیم ان شاء‌ الله با ذکر مولا در خدمت استاد گرانقدر و ارجمند جناب حجة الاسلام و المسلمین پور سید ‌آقایی هستیم از محضرشان استفاده می کنیم سلام علیکم عرض تبریک و تهنیت دارم

استاد پور سید آقایی:

علیکم السلام و رحمة الله من هم عرض تبریک و تهنیت دارم به مناسبت این روز بزرگ محضر مبارک حضرتعالی، همه شیعیان جهان و مسلمین بلکه همه انسان های آزاده و فرهیخته جهان قبل از همه این ها به محضر مبارک امام زمان (ارواحنا فداه) این ولادت با سعادت را ان شاء الله که در این شب با برکت بتوانیم با سخن گفتن در رابطه این مولود بزرگ امام امیر المؤمنین (سلام الله علیه) از برکات این بزرگوار بهرمند بشویم.

فضائل و مناقبی که در شأن حضرت گفته شده است ان شاء الله ما و همه شما از ولایتمداران این بزرگمرد و ابرمرد تاریخ اسلام و بلکه جهان باشیم.

آقای اکبری:

بنده هم سلام عرض می کنم خیلی خوش آمدید خیلی خوشحالم که در خدمت تان هستیم.

استاد پور سید آقایی:

توفیقی برای من است که حضرتعالی و بینندگان خوب این شبکه ولایی و جهانی باشم.

آقای صفایی:

گفت که از هر چه بگذریم سخن دوست خوش تر است امشب چه سخنی زیباتر از سخن و نام مولا علی (علیه السلام) که فرمود «ذکر علیٍ عبادة»

استاد پور سید آقایی:

امام امیر المؤمنین (سلام الله علیه) در روز جمعه متولد شدند امروز هم شام جمعه هست در خانه خدا به دنیا می آید. حاکم و دیگران هم نقل کردند که «قد تواترة الأخبار»

«فقد تواترت الأخبار أن فاطمة بنت أسد ولدت أمير المؤمنين علي بن أبي طالب كرم الله وجهه في جوف الكعبة»

المستدرك على الصحيحين؛ اسم المؤلف: محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاكم النيسابوري الوفاة: 405 هـ، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت - 1411هـ - 1990م، الطبعة: الأولى، تحقيق: مصطفى عبد القادر عطا، ج3، ص550، ح6044

در این باب، اخبار متواتری داریم اگر می بینیم که در بعضی از کتاب هایشان آمده و در برخی نیامده است خودش یک قرینه هست این کتاب ها را بعضاً برخی از فضائل امیر المؤمنین تلاش کردند محو کنند و البته نخواهند توانست.

این قدر فضائل امیر المؤمنین (سلام الله علیه) زیاد هست اخیراً کتاب موسوعه ای نوشته شده است. موسوعه اهل بیت در کتب اهل سنت که تا الان سی جلد آن چاپ شده است پانزده جلدش در رابطه با امام امیر المؤمنین است. در منابع خود ما هم به این معنا تصریح شده در رابطه با امام امیر المؤمنین، ابن شهر آشوب در مناقب خودش می فرماید

«لَيْسَ الْمَوْلُودُ فِي سَيِّدِ الْأَيَّامِ يَوْمِ الْجُمُعَةِ فِي الشَّهْرِ الْحَرَامِ فِي الْبَيْتِ الْحَرَامِ سِوَى أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ(سلام الله علیه)‏»

بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بيروت)؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، ناشر: دار إحياء التراث العربي، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، ج35، ص19

هیچ مولودی و هیچ فرزندی در سید الایام ولایت نیافته است بهترین ایام که روز جمعه هست آن هم «فِي الشَّهْرِ الْحَرَامِ» که ماه رجب است آن هم «فِي الْبَيْتِ الْحَرَامِ» در خانه خدا «سِوَى أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ ع‏» غیر امیر المؤمنین احدی چنین توفیق را نداشت. این معنا دارد نمی توانیم بگوییم فقط یک فضیلتی است بالاتر از فضیلت هست.

حتماً یک پیام بسیار بسیار مهم و گران سنگی دارد آن این هست که ولایت از توحید جدا نیست همین هست که امیر المؤمنین درون خانه خدا به دنیا می آید. پیامی دارد برای همه کسانی که در خط ولایت نیستند خدای نا کرده و خدا نکند کسانی که با خط ولایت در ستیز باشند این ها بیچاره هستند (خَسِرَ الدُّنْيا وَالْآخِرَةَ)

این ولایت به قدری آثار دارد تحولی در اهداف ما ایجاد می کند تحولی در روابط ما ایجاد می کند اصلاً ولایت یک اکسیر حیات بخشی است که به فلزی زده شود زَر ناب می شود. این ولایت یعنی خودت را تحت حاکمیت و سرپرستی معصوم قرار می دهی و این ولایت را خداوند برای ما قرار داده است. این ذوات نورانی، این ائمه اثنی عشر منصوب «مِن قِبل الله» هستند.

(إِنَّمَا وَلِيكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ)

سرپرست و ولي شما، تنها خداست و پيامبر او و آنها که ايمان آورده‌ اند؛ همان ها که نماز را بر پا مي ‌دارند، و در حال رکوع، زکات مي ‌دهند.

سوره مائده (55): آیه 55

یا:

(أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ)

اطاعت کنيد خدا را! و اطاعت کنيد پيامبر خدا و اولو الأمر [= اوصياي پيامبر] را!

سوره نساء (4): آیه 59

ظاهر آیات را اگر بخواهیم وارد گفتگو بشویم و بعد روایاتی که در ذیل این آیه در بیان و تفسیر این آیه هست چه در کتاب کافی شریف، چه در منابعی که مجموعه روایات را دارد مثل تفسیر برهان و نور الثقلین غوغا می کند. یعنی روایات در حد تواتر چون کار کردم عرض می کنم اخیراً هم به مناسبتی موضوع بحثم بود.

روایت در این باب متواتر هست جای تردیدی نیست یک مقداری انصاف می خواهد خیلی هم نه!

آقای اکبری:

و آزاد اندیشی

استاد پور سید آقایی:

اگر همین انصاف باشد آزاد اندیشی هم به تبع آن می آید. نمونه های فراوانی دارم موضوع بحثم می خواهم چیز دیگری باشد ولی این قدر موارد خوبی داریم از کسانی که یک مقدار انصاف به خرج دادند حتی از برادران و خواهران اهل سنت ما هستند متعصب و متصلب در دین هستند بنای شان این است که متدین باشند نمی دانستند و خبر نداشتند.

کسانی را می شناسم که از خطبه فاطمه زهرا خبر نداشتند وقتی خطبه فاطمه زهرا را دیدند مثل خانم های تحصیل کرده مصری و خیلی متصلب و معتقد در ایام حج برگشتند اصلاً باورشان نمی شد. خطبه غدیر یا برخی از فضائل امیر المؤمنین را زیاد داریم امثال تیجانی کم نیستند خودشان از علمای اهل سنت هستند نسبت به شیعه متأسفانه دشمن خیلی تلاش کرد بین ما اهل سنت بدبینی و جدایی بیاندازد. حاضر نیستند حرف گوش بدهند ولی همین که به هر تقدیری می آیند فضای علمی حوزه ها و کتاب های ما را می بینند و انصاف داشته باشند حقیقتاً می فهمند آیه 3 سوره مبارکه مائده

(الْيوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلَامَ دِينًا)

امروز، دين شما را کامل کردم؛ و نعمت خود را بر شما تمام نمودم؛ و اسلام را به عنوان آيين (جاودان) شما پذيرفتم

سوره مائده (5): آیه 3

دین مرضی خدا پسند همراه مقام ولایت است. بدون ولایت، قرآن هم که باشد به تنهایی کافی نیست بلکه ملعبه دست می شود. همچنان که داریم می بینیم مگر در سعودی و جاهای دیگر دین ملعبه دست نیست؟ فقط کافی است نگاهی بیاندازیم در کشور سعودی به مناسبتی مقداری از جای هتل فاصله می گرفتیم برویم ببینیم در شهر چه خبر است؟ به قدر فضا، فضای فقر و عدم بهداشت هست تبلیغاتی که می شود باور نکنید چند جا را نشان بدهند حقیقتاً گاوان شیردهی بدون ولایت می شوند.

 آن چه که داریم به برکت ولایت است یک مقدار کافی است خاطراتی مثل آقای تیجانی، عماد و ... اگر در سایت ها بزنند راجع به کسانی که متشیع بودند، متشیع شدند و زمینه های تحول شان را جستجو بکنید می بینید از کانال اهل بیت یا از طریق امام حسین، امیر المؤمنین، فاطمه زهرا (سلام الله علیها) شیعه شدند.

زمینه برای گرایش خیلی زیاد است در این برنامه بهرمند بشویم از یکی از سیره های امام امیر المؤمنین (سلام الله علیه) آن هم به اقرار کسانی که از اهل سنت هستند. این کتاب را مخصوصاً آوردم کتاب بلاغات النساء مال ابن ابی طیفور هست. ابن ابی طیفور از علمای اهل سنت است. چهارده جلد کتاب ایشان است راجع به نظم و نثر در این رابطه این کتاب را نوشته است. ایشان سال 204 به دنیا آمد سال 280 فوت کرده است.

 چهارده جلد کتاب دارد دوازده جلدش مفقود شد دو جلدش مانده است یکیش بلاغات النساء و جلد دیگرش که نسخه خطی است در موزه بریتانیا هست. در دوره هایی می آمدند کتاب های مسلمین را جمع می کردند. مجموع چهارده جلدش به نام المنثور و المنظوم

آقای اکبری:

مجموعه بِلاغی است؟

استاد پور سید آقایی:

بله، بِلاغات النساء خطبه ها و اشعاری را که از زنان بلیغ هست خطبه ها و سخنان بلیغی دارند یا شعری گفتند یا خیلی منظوم سخن گفتند این ها را در این کتاب جمع کرده است. جالب این که اولاً کلام عایشه را آورد بعد از عایشه کلام فاطمه زهرا (سلام الله علیها) را آورده است با تعصبی که دارد این خطبه فاطمه زهرا (سلام الله علیه) را در مسجد مدینه آورد که یکی از منابع ما هم همین است.

یکی از منابع ما در مورد خطبه فاطمه زهرا در مسجد مدینه کتاب بلاغات النساء هست. بعد کلام حضرت زینب (سلام الله علیها)، ام کلثوم را دارد تا به کلام سوده بنت عماره می رسد. خیلی جالب است گاهی تأسف می خورم چقدر زمینه های خوبی برای کارهای هنری در خور و شایسته داریم.

پیشنهادم این است می شود از این یک فیلم خوب بسازیم کسانی که برنامه ما را در هر جای این کره خاکی می بینند به فکر بیافتند راجع به فضه می توانیم بهترین فیلم سینمایی یا سریال را بسازیم کولاک می کند. راجع به سوده همچنین؛ ما زنان بسیار بزرگی داریم راجع به فضه را کار کرده بودم بنا بود اقدام بشود متأسفانه نشد.

سوده از کسانی هست که می توانیم به راستی برایش یک فیلم در خوری بسازیم. الان حکایتش را می خوانم ایشان دارد نقل می کند ابن ابی طیفور – متولد 204 و متوفای 280 مال قرن سوم هجری چهارده جلد کتاب دارد یک جلدش بلاغات النساء است. این فرد یک جریانی را تعریف می کند در برخورد با معاویه به عنوان نماینده زنان قبیله بنی همدان اسلام چه کرد و زنان را به کجا رساند؟ نماینده قبیله خودشان شدند.

با معاویه برخوردی دارد و معاویه برخورد ناشایستی با این زن می کند سوده می گوید برایم مشابه این جریان در دوره امیر المؤمنین علی ابن ابی طالب پیش آمد بعد حکایتش را نقل می کند خیلی شنیدنی و زیباست. مثلاً در تاریخ طبری راجع به زنی در بصره صحبت می کند که خانه اش پایگاه شیعیان بود ابا عبد الله الحسین (علیه السلام) نامه ای نوشتند در جمع شیعیان مطرح شد از آن جا چند نفر به کمک امام حسین آمدند.

دو خط در تاریخ طبری است اسم آن خانم آمده شاعره هست خانه اش پایگاه شیعیان است جمع می شوند این موضوع را دست یک فرد توانمند مثلاً آقا میرباقری بدهید الان دارد فیلم حضرت سلمان را می سازد فیلم علی ابن ابی طالب را هم ساختند یا دست یک نفر که بتواند فیلمنامه بتواند بنویسد از همین دو خط در تاریخ طبری می تواند یک فیلمنامه در بیاورد چه برسد به سه صفحه از این کتاب ایشان نقل می کند

«استأذنت سودة بنت عمارة بن الأسك الهمدانية على معاوية بن أبي سفيان فأذن لها فلما دخلت عليه: قال هيه يا بنت الأسك أ لست القائلة يوم صفين‏»

خانمی به نام سوده دختر عماره ابن أسک الهمدانیة مال قبیله بنی همدان است «علی معاویة» وارد بر معاویه شد «فأذن لها» اجازه گرفت معاویه اجازه داد «فلما دخلت عليه» تا وارد بر معاویه شد «قال هيه يا بنت الأسك» یابن أسک تو هستی؟ «أ لست القائلة يوم صفين‏» تو همان خانمی نیستی که روز جنگ صفین این رجزها را می خواندی؟ آن چنان این رجزها کوبنده بود هنوز در ذهن معاویه هست شروع می کند آن شعرها را خواندن

شمر كفعل أبيك يا ابن عمارة * يوم الطعان و ملتقى الأقران

ترجمه اش می کنم ای ابن عماره مثل پدرت کمرت را محکم ببندد دارد به برادرش می گوید ای فرزند عماره تو فرزند پدر ما هستی در روز جنگ کمرت را محکم ببند که دو گروه معاویه و سپاه امیر المؤمنین با هم درگیر می شوند

و انصر عليا و الحسين و رهطه * و اقصد لهند و ابنها بهوان

«و انصر عليا و الحسين و رهطه» علی، حسین (علیهم السلام) و سپاه شان را یاری کن «و اقصد لهند و ابنها بهوان» قصد فرزند هند جگر خوار و پسرش را با خاری و ذلت کن آن ها را به خاری و ذلت بکشان

إن الإمام أخو النبي محمد * علم الهدى و منارة الإيمان

«إن الإمام أخو النبي محمد» این امام، برادر پیامبر است «علم الهدی و منارة‌ الإیمان» او چراغ هدایت و مشعل فروزان ایمان است.

فقه الحتوف و سر إمام لوائه * قدما بأبيض صارم و سنان‏

جلوی سپاه برو و جلوی امام این پرچم را حمل بکن آن هم چه «قدما بأبیض صارم و سنان» آن هم با یک شمشیر برنده و یک نیزه تیز مقدم و جلوی سپاه و امیر المؤمنین برو این جور با سپاه معاویه بجنگ یادت هست این رجزها را می خواندی؟ عجیب هست برود پیش معاویه بخواند

«قالت: إي و الله ما مثلي من رغب عن الحق أو اعتذر بالكذب قال لها: فما حملك على ذلك؟ قالت: حب علي ع و اتباع الحق قال: فو الله ما أرى عليك من أثر علي شيئا قالت: أنشدك الله يا أمير المؤمنين و إعادة ما مضى و تذكار ما قد نسي قال: هيهات ما مثل مقام أخيك ينسى و ما لقيت من أحد ما لقيت من قومك و أخيك قالت: صدق فوك لم يكن أخي ذميم المقام و لا خفي المكان كان و الله كقول الخنساء:

«قالت: إي و الله» به خدا قسمت من همان هستم «ما مثلي من رغب عن الحق» مثل منی که از حق رو بر نمی گرداند «أو اعتذر بالكذب» یا به دروغ بگوید عذرخواهی می کنم. من به دروغ نه عذرخواهی می کنم و از حق هم هرگز چشم نمی پوشم من همان هستم.

«قال لها» معاویه به او گفت «فما حملك على ذلك؟» چه باعث شد راجع به علی این طور حرف ها بزنی؟ خیلی زیباست «قالت: حب علي علیه السلام و اتباع الحق» محبت علی و از آن طرف تبعیت و اطاعت از حق؛ حواس مان باشد محبت باید خودش را در عمل نشان بدهد خداوند می فرماید

(قُلْ إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِي يحْبِبْكُمُ اللَّهُ وَيغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ)

بگو: «اگر خدا را دوست مي ‌داريد، از من پيروي کنيد! تا خدا (نيز) شما را دوست بدارد؛ و گناهانتان را ببخشد؛ و خدا آمرزنده مهربان است.»

سوره آل عمران (3): آیه 31

پیامبر می فرماید (آیه قرآن است) ای مردم شما اگر می گویید خدا را دوست دارید (فَاتَّبِعُونِي) تجلی محبت به خدا در اطاعتِ‌ من پیامبر است. (يحْبِبْكُمُ اللَّهُ) آن وقت محبوب خدا می شوید (إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِي) تجلی محبت در اطاعت است آن چه که باعث می شود این طور از علی حمایت بکنم و رجز بخوانم در جنگ صفین حضور داشت.

برادرانش را تشویق می کرد که این طور کمر همت ببندید بروید از امیر المؤمنین فرزندش حسین و سپاهش دفاع بکنید جلوی آن ها خودتان را به شهادت برسانید پرچم را جلو حمل بکنید و ... این طور شعرها حالت رجز می خواند. رجز انسان را تحریک می کند ایجاد انگیزه قوی می کند مثل اشعار فردوسی حالت حماسی دارد.

«قالت: حب علي علیه السلام و اتباع الحق قال: فو الله ما أرى عليك من أثر علي شيئا» می خواست خرابش کند همچنین استهزائی بکند و این زن را به هم بریزد. چیزی از نشانه های علی در تو نمی بینم «قالت: أنشدك الله يا أمير المؤمنين» ای معاویه قسمت می دهم «و إعادة ما مضى و تذكار ما قد نسي» مسئله گذشته فعلاً چه کار داری؟

«قال: هيهات» هرگز «ما مثل مقام أخيك ينسى» آن بلایی که برادرت سر ما آورد اصلاً فراموش نمی شود. برادر تو یک جایگاه خیلی بلندی داشت و نقش خیلی کلیدی در صفین و سپاه امیر المؤمنین داشت. «و ما لقيت من أحد ما لقيت من قومك و أخيك» آن چیزی را که از قوم تو و برادرانت دیدم از هیچ کس ندیدم.

به تعبیر ما پدر من را در آن جنگ در آوردید و ما را بیچاره کردید «قالت: صدق فوك» آن زن گفت بله راست می گویی همین طور است برادر و قوم من خیلی در برابر تو ایستادیم «لم يكن أخي ذميم المقام» برادر من کسی نبود که مقامش پایین باشد «و لا خفي المكان» مکانت و جایگاهش چیز پنهانی نبود. برادر من مثل همان شعری است که خنساء‌ برای برادرش خواند «كان و الله كقول الخنساء» آن شاعره عرب که برای برادر خودش این شعر را گفت

و إن صخرا لتأتم الهداة به * كأنه علم في رأسه نار

«و إن صخرا لتأتم الهداة به» کسانی که دنبال هدایت هستند به او اقتداء می کنند اسم برادرش صخر بود «کأنه علم فی رأسه نار» مثل یک علمی بود که «فی رأسه نار» برادرم مشعل فروزانی بود. یک شعر هم برایش خواند معاویه گفت

«قال صدقت لقد كان كذلك فقالت: مات الرأس و بتر الذنب و بالله أسأل أمير المؤمنين إعفائي مما استعفيت منه قال: قد فعلت فما حاجتك؟ قالت: إنك أصبحت للناس سيدا و لأمرهم متقلدا و الله سائلك من أمرنا و ما افترض عليك من حقنا و لا يزال يقدم علينا من ينوء بعزك و يبطش بسلطانك فيحصدنا حصد السنبل و يدوسنا دوس البقر و يسومنا الخسيسة و يسلبنا الجليلة هذا بسر بن أرطاة قدم علينا من قبلك فقتل رجالي و أخذ مالي يقول لي: فوهي بما استعصم الله منه و ألجأ إليه فيه و لو لا الطاعة لكان فينا عز و منعة فإما عزلته عنا فشكرناك و إما لا فعرفناك فقال معاوية: أ تهدديني بقومك لقد هممت أن أحملك على قتب أشرس فأردك إليه ينفذ فيك حكمه فأطرقت تبكي ثم أنشأت تقول...»

«قال صدقت لقد كان كذلك» معاویه گفت «صدقت» راست می گویی «لقد كان كذلك» همین طور که می گویی برادرت همین طور بود این خانم خیلی عاقل و با تدبیر بود گفت «فقالت: مات الرأس و بتر الذنب» آن کسی که در رأس بود یعنی امیر المؤمنین از دنیا رفت. «بتر الذنب» دنباله کارهایش هم قطع شد. می خواست کارهای انجام بدهد و امثال شماها را پاک کند آن هم نا تمام ماند

«و بالله أسأل أمير المؤمنين» به خدا قسمت می دهم «إعفائي مما استعفيت منه» از تو خواستم از گذشته در گذر چه کار داری گذشته را داری مطرح می کنی؟ الان برای یک مشکل دیگری آمدم «قال: قد فعلت» باشد گذشتم کاری به گذشته ندارم «فما حاجتك؟» حاجتت را بگو چه می خواهی؟ مشکلت چه است؟

«قالت: إنك أصبحت للناس سيدا و لأمرهم متقلدا و الله سائلك من أمرنا و ما افترض عليك من حقنا» می گوید تو امروز رهبر جامعه شدی «و لأمرهم متقلدا» امور مردم را به گردن گرفتی از تو یک خواهش داریم این که خداوند یک چیزهایی را بر تو واجب کرد بالاخره مسئول هستی بر این که مسئول هستی «ما افترض عليك من حقنا» حقوقی را به گردن تو داریم این حقوق را باید رعایت بکنی.

«و لا يزال يقدم علينا من ينوء بعزك» کسی را بر ما مقدم داشتی کارهای ما را انجام می دهد «و يبطش بسلطانك» این آقا از قدرتش سو استفاده می کند «فيحصدنا حصد السنبل و يدوسنا دوس البقر و يسومنا الخسيسة و يسلبنا الجليلة هذا بسر بن أرطاة قدم علينا من قبلك» بسر ابن ارطاة را بر ما حاکم کردی این آقا چیزهای پست را به ما می دهد چیزهای خوب را خودش بر می دارد. و مثل سنبل های گندم چطور رسیده است این سنبل ها را درو می کند ما را هم لگدکوب می کند این آقا پدر ما را در آورده است. این آقا چه کار می کند؟ «فقتل رجالي و أخذ مالي» اموال ما را می گیرد مردهای ما را می کشد و بعد به ما یک چیزی می گوید که خداوند گفت این را نگویید.

محقق در پاورقی نوشت ظاهراً این که امیر المؤمنین را سب بکنید مرادش این است «يقول لي: فوهي بما استعصم الله منه و ألجأ إليه فيه» ما را وادار می کند کاری بکنیم که خدا گفت نکنید مرادش سب امیر المؤمنین است «و لو لا الطاعة لكان فينا عز و منعة» اگر اطاعت تو را نمی کرد راحت بودیم. «فإما عزلته عنا فشكرناك» اگر این را عزلش کردی از تو تشکر می کنیم «و إما لا» اگر این کار را نکنی «فعرفناك» «فَعرفَ» یعنی تو ما را می شناسی یعنی به تو نشان می دهیم تا این را گفت

آقای اکبری:

از جانب یک زن برای معاویه سنگین بود

استاد پور سید آقایی:

بله در کنار خدم و حشم «فقال معاوية: أ تهدديني بقومك لقد هممت أن أحملك على قتب أشرس فأردك إليه ينفذ فيك حكمه» من را تهدید می کنی؟ می خواهی بگویم تو را بر یک شتر چموشی سوار بکنند بفرستم بروی پیش بسر ابن ارتداد به تعبیر ما پدرت را در بیاورد؟ تا این را گفت «فأطرقت» خانم سکوتی کرد «تبكي» شرع به گریه کرد این شعر را خواند ترجمه اش را برای بعد می گذارم «ثم أنشأت تقول» بعد این چنین شعری گفت:

صلى الإله على جسم تضمنه * قبر فأصبح فيه العدل مدفونا

قد حالف الحق لا يبغي به بدلا * فصار بالحق و الإيمان مقرونا

بعد می گوید مرادت چه است؟ می گوید امیر المؤمنین است! این ادامه دارد ان شاء الله در بخش بعد خدمت تان می‌خوانم.

مجری:

احسنتم طیب الله، خیلی ممنون و متشکرم در حقیقت شیعیان و موالیان حضرت امیر المؤمنین علی ابن ابی طالب (علیه السلام) این چنین بودند.

استاد پور سید آقایی:

قسمت دومش خیلی شیرین است همین تعبیرها را دارد کاش فرصت بود یک ضرب می گفتم

مجری:

اتفاقا این طوری بهتر شد بماند و در بخش دوم از محضرتان استفاده کنیم،

(میان برنامه)

آقای اکبری:

به حال سجده بیافتم به احترام علی * خوشا دمی که بمیرم به زیر گام علی

به گنبد و ضریح و به حُرمت نجفش * علی امام من است و منم غلام علی

قسم به وعده شیرین من یمت یرنی * که ایستاده بمیرم به احترام علی

به برنامه خودتان ویژه برنامه خورشید کعبه خوش آمدید.

آقای صفایی:

ایوان نجف عجب صفایی دارد * حیدر بنگر چه بارگاهی دارد

آقای اکبری:

آرزو می کنم ان شاء الله به زودی نصیب تان بشود قدم زدن در بارگاه ملکوتی حضرت امیر المؤمنین (صلوات الله و سلامه علیه) اما یک بخش به شدت جذاب برای شما عزیزان تدارک دیدم بخش شعر خوانی در خدمت شاعر اهل بیت جناب آقای علی اصغر یزدی هستیم خیلی خوش آمدید

آقای یزدی:

عرض سلام و ادب دارم خدمت شما و تمام بینندگان عزیزتان

آقای صفایی:

بنده هم عرض سلام دارم خدمت شما ان شاء الله استفاده می کنیم و لذت می بریم و صفا می کنیم با ابیاتی که پیرامون آقا امیر المؤمنین سرودید

آقای یزدی:

بسم الله الرحمن الرحیم

«السلام علیک یا صراط الله المستقیم السلام علیک یا نبأ العظیم السلام علیک یا من انزل الله فی ام الکتاب لدیناهُ لعلیٍ حکیم يَا مُنَى قُلُوبِ الْمُشْتَاقِينَ وَ يَا غَايَةُ آمَالِ الْمُحِبِّين‏ أَسْأَلُكَ حُبَّكَ وَ حُبَّ مَنْ يُحِبُّكَ وَ حُبَّ كُلِّ عَمَلٍ يُوصِلُنِي إِلَى قُرْبِك‏

در باغ های شهره به اوج معطری * در چشمه سارهای دل انگیز قمصری

در جاده‌ای که لحظه‌ای از جای جای آن * حتی نسیم هم نگذشته است سَر سَری

در نصّ آیه‌های پر از نور کردگار * در شرح هر حدیث زلال پیمبری

در هر حدیث قدسی و هر ذکر مستند * در متن صادقانۀ آیین جعفری

در خطبه‌های هر نبی صاحب کتاب * در مصحف نمونۀ زهرای اطهری

تنها علی است آنکه میان تمام خلق * با او کسی نیافت توان برابری

مانند کاه نقش زمین شد مقابلش * هر کس که داشت داعیۀ کوه پیکری

نادعلی بخوان که پس از نام نامی‌اش * با یک اشاره وا شود ابواب خیبری

در اضطرار بر لبم امّن یجیب نیست * نام علی ست بر لب من وقت مضطری

خون حسین اوست نشانی از اقتدار * صلح حسن چه بود ؟... نماد دلاوری

تاریخ منزجر شده از عمروعاص‌ها * اسلام زخم خورده از امثال اشعری

شرح فضایل علوی را نوشته‌اند* حسکانی و سیوطی و شیخ زمخشری

حقّی که از خدا به علی واگذار شد * هرگز نمی‌رسد به فلانی و دیگری

فریاد شقشقیۀ مولا اثر نداشت * بر قوم کوردل شدۀ شهره در کری

من حق‌پرست‌هستم و حق‌،حضرت علی‌ست * از این طریق شهرۀ شهرم به کافری

بی شک برای حضرت مرضیه هیچ کس * غیر از علی نبود سزاوار همسری

عقد علی و فاطمه بی شبهه در ازل * در پیشگاه حضرت حق گشته محضری

عالم فدای‌فضّه کنیزش که بوده‌است * کوچک‌ترین کرامت او کیمیاگری

خوشبخت آن فقیر که در آستان او * این فقر را عوض نکند با توانگری

دلبستۀ کسی نشدم چون کسی نبود * غیر از علی و آل علی باب دلبری

**

در یک کلام سوره زلزال عنکبوت * فرموده: بی ولایت او می‌ کنی سقوط

لبخند اوست علت سر سبزی شمال * اخم علیست علت سوزِ کویر لوت

علّامه های دهر گرفتند سال ها * بعد از شنیدن سُخنش روزه ی سکوت

خود را زمان خاکسپاری خود رساند* جبرییل دید و گفت: به او “حی لایموت”

مشغولِ پخش کردن رزق ملائک است * وقتی ز قاب قوس خدا می کُند هبوط

شیرین شدند بعد قبول ولایتش * حتی انار و انبه و انگور و موز و توت

یوسف مدد گرفت ازو در درون چاه* یونس مدد گرفت ازو در درون حوت

قنبر، عبای پشمی او را تکان مده * بندیم روی دامن آن شاه ما به فوت

همراه با ولایت او می شود قبول * تکبیر،حمد و سوره،رکوع،سجده و قنوت

آه ای زبیر پشت به نان علی مَکن * آن سفره های چرم چه دارند !؟زَغنبوت…

یادش بخیر سر به بیابان گذاشتیم * راهی شدیم سمت نجف از مسیر کوت

روزی که می رویم ازین دشت ماه خیز * روزی که می زنیم به پای غمش فُلوت

اُمید بسته ایم بگوید به ما أجل * در ساق عرش جلوه ی مولاست رو به روت….

**

مبهوت در تلاءلوء نور خدایی اش * هستم تمام عمر سراپا هوایی اش

 حتی دمی جدا نشدم و نمیشوم * ایل و تبار من از نفس ایلیایی اش

حتی به گرد پای نجف هم نمی رسد * باغ بهشت با همه ی با صفایی اش

افلاک چیست؟ گرد و غبار عبای او * خورشید چیست؟ ذره ای از روشنایی اش

خورشید با تمام بزرگی و اقتدار * سهل است با اشاره ی او جا به جایی اش

فیض تولدش شده در خانه ی خدا * تکرار ناپذیر چو خیبر گشا ایش

هرکس دخیل بست به انگورِ آن ضریح * امید بسته است به حاجت روایی اش

به یاد ساقی میخانه‌ام، شراب شراب مپرس حال دلم را که شد خراب خراب

به آنچه دیده‌ام از خلق اعتمادی نیست که می‌زنند در این شهر بر نقاب نقاب

ز دین ‌فروشی اهل ریا نفهمیدیم کجا گناه گناه است و کی ثواب ثواب

به بارگاه امیری دخیل باید بست که می‌دهد به سؤالات بی‌جواب جواب

علی کسی که در شرح سطری از سخنش بیاورند رسولان بی‌کتاب کتاب

فرشتگان مقرب هنوز هم در عرش به سر نهند در اندوه بوتراب تراب

به حکم عاشقی‌ام با دلم تفاهم کن! یا امیر المؤمنین آقا جان ما خودمان می‌دانیم آدم‌های خوبی نیستیم اما شما کریم هستید و من اولاد کرام شب عیدی دامن ما را پر کن آقا.

به حکم عاشقی ام با دلم تفاهم کن * برای سوختنم حکم کن ؛ تحکّم کن

ز طفل گمشده بسیار ناز را بخرند * حرم شلوغ که شد لطف کن مرا گم کن

بیا و جنس خراب مرا ندیده بخر * بیا به دستفروش حرم ترحّم کن

دلت برای من گریه دار می سوزد * فقط دو لحظه مرا پشت در تجسّم کن

عزیز فاطمه مردم همه گرفتارند * عزیز فاطمه فکری به حال مردم کن

کبوتران حرم گر گرسنه می خوابند * برنج سفره ی ما را بگیر گندم کن!

اقای اکبری:

خیلی لذت بردیم!

 آقای یزدی:

سلامت باشید.

آقای صفایی:

خیلی ممنون و متشکر، ابیات غیر از این که جنبه شعری زیبای داشت، محتوای بسیار عالی داشت. من قبل از برنامه از جنابعالی نپرسیدم جنابعالی طلبه هستید رگه‌های طلبگی در آن است این ابیاتی بود که محتوای خیلی ناب داشت این محتوا توسط هر شاعری شاید نشود استفاده کرد. به یاد ابیات مرحوم آقای شیخ محمد غروی کمپانی اصفهانی افتادم ایشان از علما بودند و عاشقانه می سرودند دیوان کمپانی ایشان که شعر امشب و شعر شب گذشته از ایشان قرائت شد.

شعر را عاشقانه و عالمانه سرودن و یا عالمانه عاشقانه سرودن خیلی کار سختی است این که بخواهی با محتوا شعر بسرایی و الحمدلله رب العالمین که شاعر جوانی مثل شما توانسته اید این راه ادامه بدهید و ان شاءالله بازهم موفق و مؤید باشید و نفس تان گرم و قلم تان همواره در مسیر اهل بیت(سلام الله علیهم) جاری باشد.

آقای اکبری:

خیلی استفاده کردیم خداوند به نفس و طبع تان ان شاءالله مثل همیشه برکت بدهد و همیشه در این راه دم بزنید که راهی منتهی به سعادت و رستگاری است ما در خدمت تان هست اگر نکته ای است بفرمایید.

اقای یزدی:

نه قصد اطاله کلام ندارم ولی این شعرای که شما مثال زدید واقعا ما جلوی این‌ها هیچ کلامی برای عرضه نداریم مخصوصا مرحوم کمپانی. یکی از اساتید من تعریف می‌کرد می‌گفت یکی از آشناهای ما محضر مرحوم کمپانی رسیده بود می‌گفت فرزند این آشنای ما در اطاقی که مرحوم کمپانی بود رفته بود مرحوم کمپانی را دیده بود وقتی از اطاق برگشته بود داشت گریه می کرد.

بعد مرحوم کمپانی آمده بود یک شکلات و یا هدیه ای به این بچه داده بود آن شخص می‌گفت وقتی مرحوم کمپانی به حضرت سید الشهداء متوسل می‌شدن خیلی منقلب می‌شدند هرکسی می‌دید ناخواسته گریه اش می‌گرفت خیلی ارادت خاصی به حضرت سید الشهدا(سلام الله علیه) داشت.

اقای صفایی:

خیلی ممنون و متشکرم

اقای اکبری:

خیلی ممنونم خدا خیرتان بدهد دست شما درد نکند. آقا سید با اجازه تان من پیام‌های که مخاطبین عزیز برایمان ارسال می‌کنند قرائت کنم. آقای سید حسین برای ما نوشته اند خدا خیرتان بدهد که برای امیر المؤمنین (سلام الله علیه) دارید کار می‌کنید. ممنونم از لطف تان خداوند شما را خیر بدهد که این طوری مخاطبین دلسوز و ولایی و پر پا قرص داریم و با داشتن همچنین مخاطبین مثل شما افتخار می‌کنیم و خدا را شاکریم که این برنامه‌ها مورد پسند شما واقع می‌شود و امیدواریم که مورد رضایت خداوند تبارک و تعالی و همچنینن حضرات معصومین (سلام الله علیهم) هم واقع بشود.

من خیلی اطاله کلام نمی‌کنم که بیرویم بخشی را به اتفاق هم ببینیم و بر گردیم فقط علی امام من است و منم غلام علی * هزار جان گرامی فدای نام علی

(میان برنامه)

اقای صفایی:

یا علی نام تو بردم نه غمی ماند و نه همی بابی انت و امی

گویا هیچ نه همی به دلم بود و نه غمی بابی و انت امی

عرض سلام و تبریک تهنیت مجدد دارم خدمت شما بینندگان عزیز و ارجمند، عاشقان و محبین مولا امیر المؤمنین(سلام الله علیه) با ویژه برنامه خورشید کعبه از شبکه جهانی حضرت ولی عصر (عج الله تعالی فرجه الشریف) در خدمت شما هستیم و به بخش کارشناسی برگشتیم که در خدمت جناب استاد عزیز حجت الاسلام والمسلمین پور سید آقایی بودیم در بخش قبلی داستانی را اشاره فرمودند و بقیه ماجرا برای این بخش ماند. حاج اقا از محضرتان استفاده می‌کنیم.

استاد پور سید آقایی:

عرض به خدمت تان داستان سوده را از کتاب ابن ابی طیفور به نام بلاغات النساء نقل و مطرح می‌کردیم جایی رسیدیم که این خانم به عنوان نماینده قبیله خودش نزد معاویه آمد، معاویه تا چشمش به این خانم افتاد گفت خانم تو همان کسی نیستی که در جنگ صفین این طور رجز می‌خواندی و برادرانت را علیه من تحریک می‌کردی؟ گفت بله من همان شخص هستم. من از حق اعراض نمی‌کنم و به دروغ هم نمی‌گویم من نیستم.

معاویه گفت چه چیزی باعث شد که تو این کار را بکنی؟ گفت بالاخره محبت امیر المؤمنین و اطاعت از حق من را واداشت و این خیلی مهم است که محبت امیر المؤمنین و اطاعت از حق باعث تحول ما می‌شود. گفت از این مسئله بگذر من برای کاری نزد تو آمده ام الان مشکلی دارم. معاویه گفت مشکلت چه است؟ این خانم گفت بسر ابن ارطات را که به عنوان حاکم گذاشتی به تعبیر ما خیلی آدم خبیث است و ما ها را لگد کوب می‌کند اموال مان را غارت می‌کند مردان را می کشد، ما را به کارهای وادار می‌کند تلفظ کنیم و انجام بدهیم که خداوند ابا دارد از این که آن چیزها را بگوییم.

مرادش همان سب و دشنام به امام امیر المؤمنین(سلام الله علیه) بود. گفت اگر درخواست ما را اجابت کنید از شما تشکر می‌کنیم اگر اجابت هم نکردی «فعرفناک» ما تو را شناختیم یعنی به تعبیر دیگر خواهیم دید و نشانت می‌دهیم

اقای صفایی:

یعنی به فعلش راضی هستی!

استاد پور آقایی:

کان تو به این کار راضی هستی و نشانت می‌دهیم، معاویه گفت ما را تهدید می‌کنی می‌خواهی تو را بر یک شتر چموش سوار کنم و بفرستم نزد خود بسر ابن ارطات بیروی تا تو را مجازات کند؟ تا این را گفت این خانم سوده یک مقدار تأمل کرد و بعد گریه کرد و در ضمن گریه دو بیت شعر خواند

 «صلى الإله على جسم تضمنه قبر فأصبح فيه العدل مدفونا

 قد حالف الحق لا يبغي به بدلا فصار بالحق و الإيمان مقرونا

 قال لها: و من ذلك؟ قالت: علي بن أبي طالب ع قال: و ما صنع بك حتى صار عندك كذلك؟ قالت: قدمت عليه في رجل ولاه صدقتنا قدم علينا من قبله فكان بيني و بينه ما بين الغث و السمين فأتيت عليا ع لأشكو إليه ما صنع فوجدته قائما يصلي فلما نظر إلي انفتل من صلاته ثم قال لي برأفة و تعطف: «أ لك حاجة؟» فأخبرته الخبر فبكى ثم قال: «اللهم إنك أنت الشاهد علي‏ و عليهم أني لم آمرهم بظلم خلقك و لا بترك حقك» ثم أخرج من جيبه قطعة جلد كهيئة طرف الجواب فكتب فيها: «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ قَدْ جاءَتْكُمْ بَيِّنَةٌ مِنْ رَبِّكُمْ فَأَوْفُوا الْكَيْلَ وَ الْمِيزانَ بِالْقِسْطِ وَ لا تَبْخَسُوا النَّاسَ أَشْياءَهُمْ وَ لا تَعْثَوْا فِي الْأَرْضِ مُفْسِدِينَ بَقِيَّتُ اللَّهِ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ وَ ما أَنَا عَلَيْكُمْ بِحَفِيظٍ إذا قرأت كتابي فاحتفظ بما في يديك من عملنا حتى يقدم عليك من يقبضه منك و السلام» فأخذته منه و الله ما ختمه بطين و لا خزمه بخزام فقرأته فقال لها معاوية: لقد لمظكم ابن أبي طالب الجرأة على السلطان فبطيئا ما تفطمون ثم قال: اكتبوا لها برد مالها و العدل عليها قالت: إلي خاص أم لقومي عام؟ قال: ما أنت و قومك؟ قالت: هي و الله إذن الفحشاء و اللؤم إن لم يكن عدلا شاملا و إلا فأنا كسائر قومي قال: اكتبوا لها و لقومها.»

بلاغات النساء؛ اسم المؤلف: أبو الفضل أحمد بن أبي طاهر ابن طيفور (المتوفى : 280هـ) الوفاة: 280 ، ناشر: الشريف الرضي‏، قم، ص47 و 48

«صلى الإله على جسم تضمنه» خدا رحمت کند و درود خداوند بر اون جسمی که وقتی قبر اون جسم را در بر گرفت «فأصبح فيه العدل مدفونا» عدل دفن شد و عدالت دفن شد. «قد حالف الحق» این اقا کسی است که همیشه همراه با حق است «لا يبغي به بدلا» هیچ جایگزینی ندارد، همتایی ندارد «فصار بالحق و الإيمان مقرونا» اصلا همزاد و مقرون و همراه با حق و ایمان است.

تا این را گفت معاویه پرسید «و من ذلك؟» سوده این چه کسی است که راجع به او این شعر را می‌گویی؟ «صلى الإله على جسم تضمنه، قبر فأصبح فيه العدل مدفونا» چه کسی است؟ «قالت: علي بن أبي طالب(سلام الله علیه)» سوده این شخص علی ابن ابی طالب است. «قال: و ما صنع بك حتى صار عندك كذلك؟» معاویه گفت این شخص چه کار کرده است که شما این طور از او دم می‌زنی؟ این طور عاشقانه او را دوست دارید و هنوز هم از او این طور دفاع می‌کنی؟

معاویه گفت اون در جنگ صفین برادرت را به کشتن داده، قومت را به کشتن داده، با این که برادرت کشته شده و خاندانت نابود شده این طور از او حمایت می‌کنی و در موردش حرف می‌زنی! سوده گفت می دانی با ما چه کار کرده است الان به شما می‌گویم. «قالت: قدمت عليه في رجل ولاه صدقتنا» من وارد شدم بر امیر المؤمنین به عنوان نماینده زنان قبیله خودم، در مورد کسی که او را گماشته بود که زکات ما را جمع کند.

«قدم علينا من قبله فكان بيني و بينه ما بين الغث و السمين» امیر المؤمنین اون شخص را گماشته بود که بیاید صدقات و زکات ما را جمع کند فاصله او با ما زیاد بود مثل فاصله آدم چاق با لاغر یعنی خواست بگوید آدم خیلی خوب نبود. امیر المؤمنین برای کارگزاری بالاخره باید از همان افراد استفاده می‌کرد یک نفر را گذاشتن و اون بنده خدا عدالت را رعایت نکرده بوده است.

می‌گوید من به عنوان نماینده قبیله خودم «فأتيت عليا(علیه السلام)» لأشكو إليه ما صنع» بگویم اقا این کسی که بر ما گذاشتی که صدقات و زکوات ما را جمع کند این کسی را که بر ما حاکم گذاشتی این شخص عدالت را رفتار نمی‌کند و این کارها را دارد می‌کند. به عدالت رفتار نمی‌کند به مردم اجحاف می‌کند. بر امیر المؤمنین در کوفه وارد شدم «فوجدته قائما يصلي» به من گفتند ایشان در مسجد است، در مسجد رفتم دیدم ایشان نماز می‌خواند.

«فلما نظر إلي انفتل من صلاته» تا چشمش به من افتاد که یک مراجعه کننده ای دارد نمازش را مختصر و کوتاه کرد. «ثم قال لي برأفة و تعطف» با کمال مهربانی و با کمال عطوفت رو به من کرد و گفت «أ لك حاجة؟»

اقای اکبری:

این جا دارد مقایسه صورت می گیرد

استاد پور اقایی:

بله، می‌گوید عین همین مسئله که ای که الان پیش آمده و تو داری این طور برخورد می‌کنی من را تهدید می‌کنی عین همین مسئله در دروان امیر المؤمنین علی ابن ابی طالب پیش آمد، من به حاکم اعتراض داشتم آمدم گفتند در مسجد است در مسجد رفتم دیدم نماز می‌خواند تا من را دید نمازش را کوتاه کرد و با نهایت محبت و مهربانی از من پرسید خواسته و مشکلی داری؟

«فأخبرته الخبر» من گفتم این اقایی که بر ما کار گذاشتی این چنین مشکلاتی دارد «فبكى ثم قال: اللهم إنك أنت الشاهد علي‏ و عليهم» خدایا تو شاهد بر من و بر این کارگزاران من هستی «أني لم آمرهم بظلم خلقك و لا بترك حقك» من به این‌ها امر نکردم من دستور ندادم که این‌ها به خلق تان ظلم کنند و حق تو را ترک کنند. «ثم أخرج من جيبه قطعة جلد كهيئة طرف الجواب» بعد دید امیر المؤمنین(سلام الله علیه) یک پوست از جیب شان در آوردند در یک طرفش نوشتند «فكتب فيها: «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ قَدْ جاءَتْكُمْ بَيِّنَةٌ مِنْ رَبِّكُمْ» این آیه 85 سوره مبارکه اعراف است.

«قَدْ جاءَتْكُمْ بَيِّنَةٌ مِنْ رَبِّكُمْ فَأَوْفُوا الْكَيْلَ وَ الْمِيزانَ» پیمان‌ها را پر بگیر ادامه اش آیه 85 و 86 سوره هود است از سه آیه استفاده کرده و هرکدام بخشی از آیه را حضرت استفاده کرده است. «قَدْ جاءَتْكُمْ بَيِّنَةٌ مِنْ رَبِّكُمْ فَأَوْفُوا الْكَيْلَ وَ الْمِيزانَ بِالْقِسْطِ وَ لا تَبْخَسُوا» کم ندهید

«وَ لا تَبْخَسُوا النَّاسَ أَشْياءَهُمْ وَ لا تَعْثَوْا فِي الْأَرْضِ مُفْسِدِينَ» مبادا روی زمین سرکشی کنید مفسد باشید. «بَقِيَّتُ اللَّهِ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ وَ ما أَنَا عَلَيْكُمْ بِحَفِيظٍ» آن چه که از جانب خداوند باقی ماند برای تان خیلی بهتر است. من هم حافظ و نگهدار شما نیستم شما با اعمال خودتان می‌توانید خودتان را حفظ کنید. «إذا قرأت كتابي» ای نماینده من که در آن‌جا هستی، همین که نامه من را خواندی «فاحتفظ بما في يديك من عملنا» آن کاری که داشتی که انجام می‌دادی همان جا بگذار «حتى يقدم عليك من يقبضه منك و السلام» تا من یک نفر را بفرستم کار را از شما تحویل بگیرد. حضرت آن کارگزار را عزل کرد.

این خانم شواهد داشته حضرت نماینده خودش را عزل کرد، «فاحتفظ بما في يديك من عملنا» آن کارهای که کردی همان طور حفظ کن دیگر به آن دست نزن، حتی یقدم علیک من یقبضه منک» تا کسی را بفرستم والسلام. در ادامه دارد «فأخذته منه» من نامه را از امیر المؤمنین علی ابن ابی طالب گرفتم «و الله ما ختمه بطين» مهر و مومش نکرد «و لا خزمه بخزام» داخل یک بسته و صندوقی هم نگذاشت که گره بزند «فقرأته» داد که من اصلا نامه اش را بخوانم من نامه اش را خواندم. این را گفت، چقدر نماینده عاقل، فهمیده اسلام با این زن چه کار کرده که به این جایگاه رسیده این طور محکم ایستاده «كَالْجَبَلِ الرَّاسِخِ لَا تُحَرِّكُكَ الْعَوَاصِفُ وَ لَا تُزِيلُكَ الْقَوَاصِف» محکم و چقدر بجا حرف بزند و چقدر بجا مقایسه کند.

وقتی این‌جا رسید «فقال لها معاوية» معاویه مبهوت ماند، در مجلس هم یک سکوتی حاکم شد معاویه گفت عجب «لقد لمظكم ابن أبي طالب الجرأة على السلطان» این علی است که شما را جوری تربیت کرده و عادت داده که این طور در برابر حاکم بی ایستید و حرف تان را بزنید.

اقای اکبری:

با شجاعت تمام

استاد پور آقایی:

علی شما را این طور نسبت به حکام جسور کرده است. «فبطيئا ما تفطمون»

اقای اکبری:

حاج آقا حرف خودش را هم نقض کرد اولش گفته بود من اثری از علی در تو نمی‌بینم این جا دارد می‌گوید شجاعت را شما از علی یاد گرفتی!

استاد پور آقایی:

احسنت خیلی نکته ای خوبی گفتید! «فبطيئا ما تفطمون» این قدر باقی نمی‌ماند شیرنی اش را از شما خواهم گرفت. شما را این طور تربیت کرده و عادت داده که در برابر حاکم و سلطان بی ایستید حق تان را طلب کنید. طعم و شرینی این کارها را از شما می‌گیرم.

«ثم قال» صبر کنید بعد گفت «اكتبوا لها برد مالها و العدل عليها» مالش را به ایشان بدهید از این خانم سوده چه گرفتید به ایشان بر گردانید «والعدل علیها» نسبت به ایشان عدالت داشته باشید. فکر می‌کنید این جا چه گفت؟ «قالت: إلي خاص أم لقومي عام؟» معاویه بگو ببینم تنها من و یا من و قومم؟« قال: ما أنت و قومك؟ معاویه گفت چه کار به قومت داری «ما انت و قومک؟» خانم جواب داد «قالت: هي و الله إذن الفحشاء و اللؤم» این نهایت کار زشت و پستی است. «إن لم يكن عدلا شاملا» اگر عدل عمومی و برای همه نباشد «و إلا فأنا كسائر قومي» اگر باشد برای همه باشد و اگر نه من هم مثل قومم، یعنی به آن‌ها نمی‌خواهی بدهی من هم نمی‌خواهم.

اگر به من می‌دهی باید به همه بدهی،«إن لم يكن عدلا شاملا و إلا فأنا كسائر قومي» بعد دارد «قال: اكتبوا لها و لقومها» معاویه گفت هم برای خودش و هم برای قومش!

اقای اکبری:

این خانم بر معاویه چیره شد.

استاد پور آقایی:

آن هم از زبان کسی که در مجلس معاویه و نویسنده هم از برادران اهل سنت است. این کتاب هم فقط سخنان زنان خطیب را آورده است، کتاب در 279 صفحه چاپ شده فقط نثر و نظم مال خانم‌ها است و این خانم سوده آمده این طور قشنگ صحبت کرده و رجز خوانده است.

ما امشب از امیر المؤمنین (سلام الله علیه) یاد بگیریم در شام ولادت حضرت هستیم گفتیم در روز جمعه متولد شدند، در درون خانه خدا و سه روز در آن‌جا مهمان بودند و حتما این را هم شنیدید وقتی امیر المؤمنین (سلام الله علیه) رجز می‌خواند

 أنا الذي سمته أمي حيدرة * كليث غابات شديد القسورة

پس معلوم شد که چه کسی اسم امیر المؤمنین(سلام الله علیه) را حیدره نام گذاشته است و بعد البته به امر خداوند جبرئیل به رسول خدا نازل شد و این که این فرد علی نامیده شد. ان شاء الله که ولایت امیر المؤمنین را داشته باشیم تبعیت از این بزرگوار داشته باشیم و کسانی مثل سوده بودند که چند تا برخورد با امیر المؤمنین داشتند و این طور متحول شدند ما که این طور منابع در دست مان است و این قدر فضائل امیر المؤمنین را می‌شنویم بایستی که در مسیر حق و تبعیت از ولایت محکم‌تر باشیم.

اقای اکبری:

ان شاءالله، خداوند توفیق عنایت کند.

اقای صفایی:

احسنتم طیب الله، متشکرم جناب استاد پور سید آقایی از محضرتان استفاده کردیم ان شاءالله بازهم در جلسات بعدی و جاهای دیگر و مناسبت‌های بعدی در خدمت شما و بینندگان عزیز باشیم. آقا سجاد ظاهرا فرصت ما رو به پایان است.

آقای اکبری:

من تشکر می‌کنم حاج آقا خیلی زحمت کشیدید خداوند به عمر شما برکت بدهد. بنده از همراهی شما عزیزان تشکر می‌کنم خیلی خوشحال شدیم که توانستیم تا لحظات انتهایی ویژه برنامه خورشید کعبه در خدمت شما و مهمان منازل گرم و نگاههای پر از مهر و محبت و سخاوت تان باشیم تا قسمت دیگر از ویژه برنامه خورشید کعبه خدا نگهدارتان.

آقای صفایی:

حاج اقا دعایی پایانی را بفرمایید با بینندگان خدا حافظی کنیم.

استاد پور اقایی:

ان شاءالله خداوند به حق محمد اهل بیت به حق مولود کعبه و به حق این ایام مبارک، و ایام مبارکی هم که پیش رو داریم و آن ایام اعتکاف است ما را از موالیان امام امیر المؤمنین(سلام الله علیه) قرار بدهد و مشمول ادعیه زاکیه فرزند امیر المؤمنین امام زمان (ارواحنا فداه) باشیم و ان شاءالله کشورمان کشور شیعه خانه امام زمان از همه آفات مصون و محفوظ بماند و بتوانیم پرچم را به دست رهبر عزیزمان به دست امام زمان (سلام الله علیه) بسپاریم به برکت صلوات بر محمد و آل محمد اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِه‏ مُحَمَّد وَ عَجِّلْ فَرَجَهُم


خورشید کعبه - ویژه برنامه ولادت حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام>

ولادت امیرالمومنین علی ع فضائل تولد در کعبه ولایت شعر خوانی محبت امیرالمومنین ع اطاعت از حق