مع امام منصور
قسمت هفتم ویژه برنامه مع امام منصور با کارشناسی حجت الاسلام والمسلمین يزداني
دیگر قسمت ها
برنامه مع امام منصور – 12 05 1401 (قسمت هفتم)
عنوان برنامه: ویژه برنامه مع امام منصور محرم 1401
کلیدواژه: عاشورا؛ انتقام؛ امام حسین (علیه السلام)؛ وحدت؛ تبعیت؛ خارجی؛ عثمان؛ شادی!
استاد: حجت الاسلام والمسلمین دکتر یزدانی
مجری: آقای سید مهدی حسینی
مجری:
بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ؛ سلام، ادب و احترام خدمت همه شما بینندگان عزیز و ارجمند شبکه جهانی حضرت ولی عصر (عج الله تعالی فرجه الشریف)؛ مفتخریم که بار دیگر با قسمت دیگر از ویژه برنامه مع امام منصور در خدمت شما هستیم و در این شبهای محرم عرض ادب به ساحت مقدس ابا عبد الله (صلوات الله علیه) میکنیم.
ان شاء الله که این برنامه مورد عنایت حضرت حجت (صلوات الله علیه) واقع بشود و همان طوری که همیشه عرض می کنیم دعای اول ما در این شب ها بدون شک دعا برای فرج امام زمان (علیه السلام) باشد. «آجرک الله یا بقیة الله) هر چه بیشتر به دهم محرم و روز عاشوراء نزدیک می شویم این دل سنگین تر می شود این داغ عظیم تر می شود و تمام آن چه که ما شنیده ایم را شما دیده اید و خون گریستید.
ان شاء الله که صدقه برای امام زمان فراموش نشود چرا که به شدت در این شب ها محزون هستند بار گناهان ما مؤمنین و اصطلاحاً شیعیان یک طرف اما این غم آن قدر بزرگ است که حضرت معلوم نیست کجا سر گذاشتند و گریه می کنند، ان شاء الله که خدا کمی آرامش به دل داغدار حضرت حجت بدهد
امشب، شب ششم محرم 1444 هجری قمری است افتخار می کنیم که میزبان یکی دیگر از کارشناسان محترم و عزیز برنامه مان هستیم در خدمت جناب استاد گرانقدر، استاد یزدانی هستیم حاج اقا سلام علیکم عظم الله اجورنا و اجورکم!
استاد یزدانی:
اعوذ بالله من الشیطان اللعین الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله الذی اظهر الوجود ومنه بدء کل حمد والیه یعود، والصلاة والسلام علی شاهد والمشهود لکل موجود محمد المحمود و علی آله آل الله الودود خلفاء الله علی عالم الغیب والشهود، سیما الحجة ابن الحسن المهدي المنتظر الموعود!
من سلام عرض و ادب دارم خدمت حضرتعالی و خدمت همه بینندگان عزیز به نوبه خودم تسلیت عرض می کنم سالگرد ایام شهادت حضرت سید الشهداء (علیه السلام) و امیدوار هستیم که خداوند به ما توفیق بدهد بتوانیم در این ایام عزاداری کنیم و حق مطلب را ان شاء الله ادا کنیم و خداوند اسم همه ما را جزو عزاداری حضرتش ثبت و ضبط بفرماید.
مجری:
با توجه به این که امشب به نوعی منسوب به قاسم ابن الحسن هست صرفاً دو بیت عزل را بخوانم که اسم امام حسن در برنامه مان بیاید و متبرک بشود بعد طبق عادت به زیبایی تمام تر یک روایت می خوانیم و پیرامون حضرت حجت صحبت خواهیم کرد. عرض میکنیم:
روزی ما سر هر سفره به نام حسن است * تا کرم بین مقیمین مقام حسن است
هر که مجنون حسین است خودش می داند * که حسینی شده دست امام حسن است!
به نامِ نامی امام حسن (صلوات الله علیه) برنامه و مبحث خودمان را آغاز می کنیم در آخر برنامه از حاج آقا خواهش می کنم چند دقیقه ای روضه حضرت قاسم را برای مان قرائت کنند و شعری را هم ان شاء الله تقدیم خواهیم کرد.
استاد یزدانی:
روایتی در کتاب «کمال الدین»، صفحه 317، باب 31 روایاتی که از حضرت سید الشهداء (علیه السلام) درباره امام زمان نقل شده است. روایت اول، روایتی که از حضرت امام صادق از امام باقر، از امام زین العابدین، از امام حسین (علیه السلام) نقل شده که می فرماید:
«حَدَّثَنَا عَبْدُ الْوَاحِدِ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عُبْدُوسٍ الْعَطَّارُ قَالَ حَدَّثَنَا أَبُو عَمْرٍو الْكَشِّيُّ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ مَسْعُودٍ قَالَ حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ شُجَاعٍ عَنْ مُحَمَّد بْنِ عِيسَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ الْحَجَّاجِ عَنِ الصَّادِقِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ عَنْ أَبِيهِ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ (علیهم السلام) قَالَ قَالَ الْحُسَيْنُ بْنُ عَلِيٍّ (علیه السلام) فِي التَّاسِعِ مِنْ وُلْدِي سُنَّةٌ مِنْ يُوسُفَ وَ سُنَّةٌ مِنْ مُوسَى بْنِ عِمْرَانَ (علیه السلام) وَ هُوَ قَائِمُنَا أَهْلَ الْبَيْتِ يُصْلِحُ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى أَمْرَهُ فِي لَيْلَةٍ وَاحِدَةٍ.»
كمال الدين و تمام النعمة، ابن بابويه، محمد بن على، محقق / مصحح: غفارى، على اكبر، ج1، ص 317
امام حسین (علیه السلام) می فرماید در نهمین فرزند از نسل من حضرت مهدی (علیه السلام) می شود سنتی از حضرت یوسف و سنتی از حضرت موسی ابن عمران (علیهم السلام) او قائم ما اهل بیت (علیهم السلام) است «يُصْلِحُ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى أَمْرَهُ فِي لَيْلَةٍ وَاحِدَةٍ.» خداوند کار آن حضرت را اگر صلاح بداند در یک شب اصلاح می کند.
این بشارت بسیار مهمی است برای ما و برای کسانی که نا امید از آمدن حضرت مهدی هستند و طولانی شدن دوران غیبت و این که روایاتی که شنیدند در زمان ظهور چه اتفاقاتی می افتد به هر حال عده ای نا امید هستند که این دوران خیلی طولانی شده است. امام به ما بشارت می دهد اگر خدا بخواهد، اگر خدا صلاح بداند یک شبه کار حضرت مهدی را اصلاح خواهد کرد و تمام موانع ظهور را ان شاء الله بر طرف می کند.
ان شاء الله یک وقت دیدیم همه ما شاهد بودیم صدای جبرئیل را شنیدیم و صدای حضرت حجت را از کنار کعبه شنیدیم و ظهور را شاهد خواهیم بود. این روایت بشارت بسیار مهمی برای همه ما است که ان شاء الله نا امید نباشیم!
مجری:
ان شاء الله که هر چه زودتر این اتفاق بیافتد دعای خیلی زیبایی یکی از شعراء داشتند این که ان شاء الله سال بعد همین موقع با حضور امام زمان، امام زمان برای مان روضه بخوانند و گریه کنیم. موضوعاتی که طی شب های گذشته مطرح شد موضوعاتی بود که ادله را مطرح کرد تاریخی نقل شد و خیلی جدی پرداختیم به این موضوع که دلیل بزرگان آن ها چه بود؟ دلیل صحابه ای که سپاه یزید را علیه امام حسین (علیه السلام) همراهی کردند چه بود؟
الان به همین موضوع بپردازیم این که ادله این سپاه و این افراد در مقابله با امام حسین (علیه السلام) چه بود؟
استاد یزدانی:
قضیه مهم هست بتوانیم مسئله را وا کاوی کنیم چرا عده ای تنها بعد از پنجاه سال (نیم قرن) از وفات رسول خدا (صلی الله علیه و آله) گذشته بود امتی که ادعا می کرد پیرو پیغمبر هستند آمدند و این جنایات عظیم را مرتکب شدند؟ فرزند پیغمبر را با آن وضعیت بسیار فجیع که در تاریخ سابقه ندارد به شهادت رساند و آن جنایات عظیم را مرتکب شدند.
بعد نوامیس پیغمبر را اسیر کردند شهر به شهر با آن وضعیتی که جرأت نمی کنم بگویم گرداندند و در مجلس شراب بردند آن اتفاقاتی که در شام افتاد. چه شد که مردم تنها بعد از نیم قرن از وفات پیغمبر به این مرحله از پستی و رذالت رسیدند؟ شاید برای این قضایا ادله ای داشتند آن ادله را باید بگردیم چه هست.
اولین دلیلی که به ذهن بنده می رسد دشمنی که بین بنی هاشم و بنی امیه بود. از زمان تولد عبد شمس و هاشم چون این ها دو برادر دو قلو بودند اتفاقاتی افتاد که نمی خواهیم به آن بپردازیم. دشمنی از لحظه تولد شروع شد تا ادامه داشت و جنگ بدر، جنگ احد، جنگ احزاب و سایر جنگ ها که همه اتفاق هایش همین است بعد از آن جنگ صفین و جنگ کربلاء!
دشمنی که بین بنی هاشم و بین عبد شمس یا بنی امیه بود یزید در زمانی که سر مقدس سید الشهداء (علیه السلام) را جلویش گذاشته بودند به این مسئله تصریح می کند. خیلی از مورخین اهل سنت این داستان را نقل کردند من فقط یکی از آن ها را خدمت تان عرض می کنم. کتاب المنتظم ابن جوزی عالم معروف حنبلی مذهب است.
ابو الفرج عبد الرحمن ابن علی ابن جوزی – متوفای 597، جلد 5، چاپ دار الکتب العلمیة بیروت، چاپ اول، چاپ 1412 از مجاهد نقل کرد. این روایت، سندهای متعدد دارد:
«جيء برأس الحسين بن علي فوضع بين يدي يزيد بن معاوية فتمثل بهذين البيتين يقول:
ليت أشياخي ببدر شهدوا * جزع الخزرج من وقع الأسل
فأهلوا واستهلوا فرحا * ثم قالوا لي بقيت لأتمثل
المنتظم في تاريخ الملوك والأمم؛ اسم المؤلف: عبد الرحمن بن علي بن محمد بن الجوزي أبو الفرج الوفاة: 597، دار النشر: دار صادر - بيروت - 1358، الطبعة: الأولى، ج5، ص343
سر سید الشهداء (علیه السلام) را آوردند جلوی یزید ابن معاویه گذاشتند. یزید ابن معاویه این دو شعر را خواند:
لَيْتَ أَشْيَاخِي بِبَدْرٍ شَهِدُوا * جَزَعَ الْخَزْرَجِ مِنْ وَقْعِ الْأَسَل
لَأَهَلُّوا وَ اسْتَهَلُّوا فَرَحا * ثُمَّ قَالُوا يَا يَزِيدُ لَا تُشَل
این نشان می دهد یزید دارد همان قضیه را می بیند چرا به امام حسین حمله کردند و کشتند؟ انتقام بدر را می خواستند از پیغمبر بگیرند نتوانستند آن جا شکست خوردند امیر المؤمنین علی ابن ابی طالب به تنهایی فرزندان بنی امیه را آن جا قلع و قمع کرد برادران و دائی های معاویه قلع و قمع کرد و این ها آمدند انتقامش را از فرزند پیغمبر در کربلاء گرفتند.
«لَيْتَ أَشْيَاخِي» کاش بودند یزید آرزو می کند کاش بزرگان ما در بدر بودند که ما چه کارهای کردیم امروز می گفتند یزید دستت درد نکند. این اولین نکته ای که به ذهن می رسد که این ها انتقام را می خواستند از پیغمبر بگیرند آن دشمنی که بین بنی امیه و بنی هاشم بود و این ها انتقام را گرفتند.
مجری:
به انواع مختلف هم بیان کردند آن عبارت «بغضاً لأبیک» نشان می دهد اسم امیر المؤمنین زحمت دارد دفاع از این نام از حضرت زهرا شروع شد تا امام حسین و باقی ائمه
استاد یزدانی:
بله، مسئله و بهان بعدی این ها این بود که امام حسین را تفرقه افکن تصور می کردند. امام حسین آمده بین مسلمان ها تفرقه بیاندازد و جماعت مسلمان ها را از هم بپاشد.
مجری:
چون هم سوی با آن ها نبود
استاد یزدانی:
بله، چون با یزید بیعت نکرد و مخالفت کرد به مکه آمد از مکه به سمت کوفه حرکت کرد و این مسائل. برای این مسئله دلیل زیاد هست روایاتی که در صحیح ترین کتاب هایشان آمده است از جمله در صحیح مسلم، چاپ وزارت اوقاف عربستان سعودی، چاپ 1421، صفحه 832 کتاب الأمارة باب
«بَاب حُكْمِ من فَرَّقَ أَمْرَ الْمُسْلِمِينَ وهو مُجْتَمِعٌ»
در این باب کتاب شماره 33، حدیث 1852
«حدثني أبو بَكْرِ بن نَافِعٍ وَمُحَمَّدُ بن بَشَّارٍ قال بن نَافِعٍ حدثنا غُنْدَرٌ وقال بن بَشَّارٍ حدثنا محمد بن جَعْفَرٍ حدثنا شُعْبَةُ عن زِيَادِ بن عِلَاقَةَ قال سمعت عَرْفَجَةَ قال سمعت رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه وسلم) يقول إنه سَتَكُونُ هَنَاتٌ وَهَنَاتٌ فَمَنْ أَرَادَ أَنْ يُفَرِّقَ أَمْرَ هذه الْأُمَّةِ وَهِيَ جَمِيعٌ فَاضْرِبُوهُ بِالسَّيْفِ كَائِنًا من كان»
از زیاد ابن علاقه از عَرْفَجَةَ نقل شده که من از پیغمبر شنیدم می فرمود:«هَنَاتٌ وَهَنَاتٌ فَمَنْ أَرَادَ أَنْ يُفَرِّقَ أَمْرَ هذه الْأُمَّةِ وَهِيَ جَمِيعٌ فَاضْرِبُوهُ بِالسَّيْفِ كَائِنًا من كان» پیغمبر گفت بعد از من اتفاقاتی می افتد فتنه های می شود و ... نگفت چه اتفاقاتی می افتد، راوی روایت را تقطیع و تحریف کرد بعد پیغمبر فرمود: «فَمَنْ أَرَادَ أَنْ يُفَرِّقَ أَمْرَ هذه الْأُمَّةِ وَهِيَ جَمِيعٌ»؛ اگر کسی خواست بین این امت تفرقه بیاندازد در حالی که همه امت جمع و متحد هستند. «فَاضْرِبُوهُ بِالسَّيْفِ»؛ او را با شمشیر بزنید هر کسی که می خواهد باشد « كَائِنًا من كان»؛
روایت بعدی از پیغمبر نقل شد پیغمبر فرمود:
«عن زِيَادِ بن عِلَاقَةَ عن عَرْفَجَةَ عن النبي صلى الله عليه وسلم بمثله غير أَنَّ في حَدِيثِهِمْ جميعا فَاقْتُلُوهُ»
صحيح مسلم؛ اسم المؤلف: مسلم بن الحجاج أبو الحسين القشيري النيسابوري الوفاة: 261، دار النشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت ، تحقيق : محمد فؤاد عبد الباقي، ج3، ص1479، ح 1852
«قاقتلوه» او را بکشید.
روایت بعدی باز از پیغمبر بزرگوار اسلام نقل شده:
«عن عَرْفَجَةَ قال سمعت رَسُولَ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم يقول من أَتَاكُمْ وَأَمْرُكُمْ جَمِيعٌ على رَجُلٍ وَاحِدٍ يُرِيدُ أَنْ يَشُقَّ عَصَاكُمْ أو يُفَرِّقَ جَمَاعَتَكُمْ فَاقْتُلُوهُ»
صحيح مسلم؛ اسم المؤلف: مسلم بن الحجاج أبو الحسين القشيري النيسابوري الوفاة: 261، دار النشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت ، تحقيق : محمد فؤاد عبد الباقي، ج3، ص1480، ح 1852
اگر یک دورانی آمد که همه شما یک حاکمی را قبول کردید دور یک حاکمی جمع شدید یک شخصی پیدا شد که «يُرِيدُ أَنْ يَشُقَّ عَصَاكُمْ» ضرب المثل هست عصای شما را دو نیم بکند یعنی بین شان تفرقه بیاندازد یا جماعت شما را بخواهد متفرق بکند «فاقتلوه» او را بکشید. در حالی که در روایت دیگر داشت «کائنا من کان» هر کسی که می خواهد باشد.
بر اساس این روایت آن جنایات را در کربلاء مرتکب شدند.
قضیه اتهام تفرقه افکنی برچسبی بود که در صدر اسلام هر کس را می خواستند ساکت کنند این برچسب را به او می زدند هر مخالفی را می خواستند از سر راه بر دارند دقیقاً این برچسب را به او می زدند. مثلاً در سقیفه بنی ساعده همین برچسب را به امیر المؤمنین علی ابن ابی طالب زدند تا او را مجبور کنند بیعت بکند.
روایتی که آقای حاکم نیشابوری در المستدرک علی الصحیحین، جلد 5، چاپ اول، چاپ 1439، صفحه 503- 504 روایت 4504 که از ابی سعید خدری نقل شد روایت طولانی است در صفحه 504 می گوید وقتی فلانی در سقیفه بنی ساعده بر منبر نشست
«قعد أبو بكر على المنبر نظر في وجوه القوم فلم ير عليا فسأل عنه فقال ناس من الأنصار فأتوا به فقال أبو بكر بن عم رسول الله صلى الله عليه وسلم وختنه أردت أن تشق عصا المسلمين فقال لا تثريب يا خليفة رسول الله صلى الله عليه وسلم فبايعه ثم لم ير الزبير بن العوام فسأل عنه حتى جاؤوا به فقال بن عمة رسول الله صلى الله عليه وسلم وحواريه أردت أن تشق عصا المسلمين فقال مثل قوله لا تثريب يا خليفة رسول الله صلى الله عليه وسلم فبايعاه هذا حديث صحيح على شرط الشيخين ولم يخرجاه»
المستدرك على الصحيحين؛ اسم المؤلف: محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاكم النيسابوري الوفاة: 405 هـ، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت - 1411هـ - 1990م، الطبعة: الأولى، تحقيق: مصطفى عبد القادر عطا، ج3، ص80، ح4457
به چهره های مردم نگاه کرد امیر المؤمنین را در مجلس ندید «فسأل» علی کجاست؟ عده ای از انصار رفتند و او آوردند چطور آوردند؟ در روایت نیاورد چه اتفاقاتی افتاد؟ حمله و هجمه کردند؟ در روایت نیامده است گفت وقتی امیر المؤمنین را در مجلس آوردند آن شخص گفت تو پسر عمو و داماد پیغمبر هستی، «أردت أن تشق عصا المسلمين» تو می خواهی عصای مسلمان ها را دو شق بکنی و بین مسلمان ها تفرقه بیاندازی؟ این برچسب را به امیر المؤمنین زد که تو دنبال تفرقه افکنی هستی تو می خواهی امت اسلامی را دچار تفرقه بکنی.
در ادامه روایت مطالب دروغی نقل کردند که امیر المؤمنین آمد بیعت کرد و جالب این که همین برچسب را زبیر زد. به زبیر گفت تو پسر عمه پیغمبر هستی تو حواری پیغمبر بودی «أردت أن تشق عصا المسلمين»؛ تو می خواهی عصای مسلمان ها را دو شق بکنی بعد گفت نه ما می آییم بیعت می کنیم.
این که دارد بیعت می کنیم با روایت صحیح بخاری در تضاد هست این تکه اش را نمی توانیم بپذیریم. حاکم نیشابوری می گویند سندش را شرایط مسلم را دارد ولی بخاری و مسلم این را نقل نکردند. به هر حال این اولین کسی بود که این برچسب را شروع کرد.
مجری:
از آن جا شروع شد تا به عاشوراء رسید.
استاد یزدانی:
بله راه انداخت و این نوع برچسب زدن را به بقیه یاد داد. ببینیم بقیه چه کار کردند؟ به خلفای بعد می رسیم معاویة ابن ابی سفیان دقیقاً از همین برچسب برای ساکت کردن مخالفینش استفاده می کند.
تاریخ خلیفه بین خیاط با تحقیق دکتر اکرم ضیاء العمری، چاپ دار الطیبة ریاض، چاپ دوم، چاپ 1405، صفحه 213 معاویه وقتی می خواست برای پسرش یزید بیعت بگیرد با خیلی ها صحبت کرد. وقتی می خواست وارد مدینه بشود اول به مکه رفت و بعد با هزار نفر به مدینه آمد وقتی می خواست به مدینه بیاید با عبد الله ابن زبیر، عبد الرحمن ابن ابی بکر و یک عده ای از این ها ملاقات کرد. وقتی وارد مدینه شد سخنرانی کرد و در این سخنرانیش به خیلی ها تشر زد از جمله:
«أما بعد يا بن عمر فإنك قد كنت تحدثني أنك لا تحب أن تبيت ليلة سوداء ليس عليك أمير وإني أحذرك أن تشق عصا المسلمين وأن تسعى في فساد ذات بينهم»
تاريخ خليفة بن خياط؛ اسم المؤلف: خليفة بن خياط الليثي العصفري أبو عمر الوفاة: 240، دار النشر: دار القلم , مؤسسة الرسالة - دمشق , بيروت - 1397، الطبعة: الثانية، تحقيق: د. أكرم ضياء العمري، ج 1، ص 213
«يا بن عمر فإنك قد كنت تحدثني أنك لا تحب أن تبيت ليلة سوداء ليس عليك أمير» این حرف را در دهان عبد الله ابن عمر گذاشت. عبد الله ابن عمر، شنیدم که تو دوست نداری حتی یک شب بدون امیر بخوابی «وإني أحذرك أن تشق عصا المسلمين»؛ من تو را بر حذر می دارم که عصای مسلمین را دو شق بخواهی بکنی. نکند می خواهی بین مسلمان ها تفرقه بیاندازی و با یزید بیعت نکنی؟ «وأن تسعى في فساد ذات بينهم»، تو می خواهی بین مسلمان ها فساد بیاندازی با همین برچسبی که به عبد الله زد او را مجبور به بیعتِ با یزید کرد.
مجری:
این جملات و ادله هم که آن ها به کار می بردند صرفاً برای مخالفین خودشان بود
استاد یزدانی:
دقیقاً این راحت ترین برچسبی بود که می شد به مخالف زد و خونش را حلال کرد. با همین برچسب، چون روایت از پیغمبر بود هر کس بخواهد ببین شما تفرقه بیاندازد «فاقتلوه» او را بکشید «کائنا من کان» هر کس می خواهد باشد «فاالضربوهُ بالسیف» آن روایت را بر پیغمبر نسبت داده بودند با استناد به همان روایت هر کسی را می خواستند برچسب اختلاف افکنی و تفرقه افکنی می زدند و راحت او را از سر راه بر می داشتند.
حجر ابن عدی را چرا به شهادت رساندند؟ حجر ابن عدی صحابی جلیل القدر پیغمبر از اصحاب امیر المؤمنین هست در جنگ جمل، صفین، نهروان شرکت داشت بعد از او از یاران امام مجتبی (علیه السلام) هست چرا معاویه او را به شهادت رساند؟ علمای سنی جواب دادند.
موسوعة محاسن الاسلام و رد شبهات لعام در این موسوعه شخصی به نام احمد بن سلیمان ایوب و عده ای از نخبگان محقق این کتاب را تحقیق کرده اند جلد 9، صفحه 308 می گوید چرا معاویه، حجر ابن عدی را به شهادت رساند؟ آیا به خاطر این بود که امیر المؤمنین را روی منبر سب نکرد؟ دلیل برایش زیاد است چون امیر المؤمنین را سب نکرد به شهادت رساند. می گوید نه این نیست دلیلش این بود که زیاد ابن ابی که پدرش معلوم نبود. به معاویه نامه نوشت که حجر چنین و چنان کرد می خواهد فساد در زمین ایجاد کند شما دستور به کشتن او بده.
«وسبب تشدد معاویة في قتل حُجر هو محاولة حجر البغي علی الجماعة»
چرا معاویه این قدر سخت گیر بود می خواست حتماً حجر را به شهادت برساند؟ چون تلاش حجر این بود که بر مردم بغی (سرکشی) بکند «و شقَّ عصی المسلمین» دقیقاً همین برچسب می خواهد عصای مسلمان ها را دو شق کند. این جمله ای شده بود که همه خلفا برای سرکوب کردن مخالفین شان و این که خون شان را حلال بکنند استفاده می کردند.
مجری:
آن قدر آدم می کشتند مثل نقل و نبات شده بود.
استاد یزدانی:
بله
«واعتبروه من السعي بالفساد في الارض»
می خواهند عصای مسلمان را دو شق کنند و بین مسلمان ها فساد ایجاد بکنند. کسی این کار را بکند خونش حلال است، این دلیل دومی که می خواستند حجر ابن عدی را بکشند. و نامه ای که یزید به ابن زیاد می نویسد زمانی که مسلم ابن عقیل (سلام الله علیه) به نمایندگی از امام حسین (علیه السلام) به کوفه آمد و از مردم بیعت گرفت.
یزید با خبر شد نامه ای به ابن زیاد می نویسد دقیقاً همین برچسب را به مسلم ابن عقیل می زند در تاریخ طبری، جلد 3، چاپ دار الکتب العلمیة بیروت لبنان، چاپ اول، چاپ 1407، صفحه 280 حوادث سال 60 عده ای از مسلمان نماها به یزید نامه نوشتند مسلم آمد و این کارها را دارد انجام می دهد.
کسانی که به یزید نامه نوشتند از جمله عمارة ابن عقبة، عمر ابن سعد ابن ابی وقاص هست می گوید وقتی نامه های زیادی به یزید رسید
«دعا يزيد بن معاوية سرجون مولى معاوية فقال ما رأيك فإن حسينا قد توجه نحو الكوفة ومسلم بن عقيل بالكوفة يبايع للحسين ... ثم دعا مسلم بن عمرو الباهلي وكان عنده فبعثه إلى عبيد الله بعهده إلى البصرة وكتب إليه معه أما بعد فإنه كتب إلي شيعتي من أهل الكوفة يخبرونني أن ابن عقيل بالكوفة يجمع الجموع لشق عصا المسلمين فسر حين تقرأ كتابي هذا حتى تأتي أهل الكوفة فتطلب ابن عقيل كطلب الخرزة تى تثقفه فتوثقه أو تقتله أو تنفيه والسلام»
تاريخ الطبري؛ اسم المؤلف: لأبي جعفر محمد بن جرير الطبري الوفاة: 310، دار النشر: دار الكتب العلمية – بيروت، ج3، ص280
سرجون مولی معاویة داستان های زیادی دارد روابطی که داشت کاری به آن نداریم سرجون را دعوت کرد و از او رأی و نظر خواست. «ثم دعا مسلم بن عمرو الباهلي» بعد از این قضایا یزید، مسلم ابن عمرو باهلی را خواست و یک نامه ای به همراه او برای ابن زیاد فرستاد، چه نوشت؟ «أما بعد فإنه كتب إلي شيعتي من أهل الكوفة يخبرونني» شیعیان یزید آن های که می گویند قاتلان امام حسین شیعه بودند بله شیعه بودند اما شیعه یزید!
مجری:
دقیقاً دو شب پیش با حاج آقای ابو القاسمی کامل بحث کردیم اثبات شد شیعه آل ابی سفیان اصلاً کلام امام هم همین بود.
استاد یزدانی:
بله خود یزید می گوید: «كتب إلي شيعتي من أهل الكوفة يخبرونني»، شیعیان من در کوفه این نامه را برایم نوشتند چه نوشتند؟ «أن ابن عقيل بالكوفة يجمع الجموع لشق عصا المسلمين»، مسلم پسر عقیل چه کار دارد می کند؟ این جا یک عده ای را جمع کرد هدفش چه است؟ شق عصای مسلمین! دقیقاً همان برچسبی که در سقیفه زدند همان برچسبی که پدرش معاویه به خیلی ها زد آن ها را یا مجبور به بیعت کرد یا کشت و به شهادت رساند دقیقاً همان برچسب را پسرش یزید یاد گرفت و به مسلم ابن عقیل (سلام الله علیه) زد.
به او گفت وقتی این نامه به دستت رسید ابن عقیل را بگیر او را چه و چه کن «فتوثقه أو تقتله أو تنفيه والسلام»؛ یا او را دستگیر کن یا بکش یا از کوفه بیرون بینداز بیرون کن «والسلام» دقیقاً برچسب همان برچسب است این برچسب کاری می کند که هیچ کس نتواند مقاومت کند. از قدیم این برچسب را یاد گرفته بو دند به خیلی ها می زدند.
باز خود معاویه دقیقاً همین برچسب را به امام حسین (علیه السلام) می زد. نامه ای که بلاذری در انساب الاشراف، جلد 5، صفحه 128 چاپ دار الفکر بیروت، چاپ 1417، چاوپ اول، نامه معاویه به امام حسین را می نویسد می گوید معاویه نامه ای به امام حسین (علیه السلام) نوشت در این نامه حرف های زیادی زد از جمله این حرف را زد
«فاتق شق عصا هذه الأمة وأن يرجعوا على يدك إلى الفتنة»
به امام حسین نامه نوشت و در نامه گفت تو را بر حذر می دارم مبادا عصای این امت را دو شق بکنی یعنی مبادا بین مسلمان ها تفرقه بیاندازی و مبادا به دست تو این امت دچار فتنه بشوند.
دقیقاً همان برچسبی را به امام حسین (علیه السلام) هم می زند که اگر شما شق عصای مسلمین بکنی چنین و چنان می کند. امام حسین جواب داد این جواب مفصل است واقعاً جواب امام خواندنی است از جمله در جواب می فرماید
«وقلت: انظر لنفسك ودينك والأمة واتق شق عصا الألفة وأن ترد الناس إلى الفتنة»
حضرت میفرماید تو در نامه ات نوشته بودی حواست به دینت و دین امت باشد حواست باشد شق عصای مسلمین نکنی و مردم را به فتنه نیاندازی و این مسائل امام جواب می دهد
«فلا أعلم فتنةً على الأمة أعظم من ولايتك عليها»
فتنه ای بالاتر از این نیست که معاویه حاکم بر مسلمین باشد!
«ولا أعلم نظراً لنفسي وديني أفضل من جهادك»
من عملی بهتر از این برای خودم سراغ ندارم که با تو جهاد بکنم.
أنساب الأشراف؛ اسم المؤلف: أحمد بن يحيى بن جابر البلاذري (المتوفى: 279هـ) الوفاة: 279، دار النشر:، ج2، ص118
از این نامه و جواب نامه استفاده می شود که معاویة ابن ابی سفیان، امام حسین (علیه السلام) را متهم به شق عصای مسلمین می کند. این یک رمز بین این ها شده بود که شق عصای مسلمین داری می کنی هر جا مخالفی دیدی ولایت و حکومت تو را قبول نکرد همین فتوا را بده و بکش تو شق عصای مسلمین کردی و به این دلیل باید کشته شوی.
به همین دلیل همان روایتی که از صحیح مسلم خدمت تان نقل کردم تعداد زیادی از علمای اهل سنت به همان روایت استدلال کردند و گفتند چون امام حسین (علیه السلام) نعوذ بالله شق عصای مسلمین کرد چون تفرقه بین مسلمان ها ایجاد کرد باید کشته می شد چرا؟ چون پیغمبر گفته بود.
بین تمام پیروان سقیفه نهادینه شد که این برچسب را بزنند تا مخالف را کاملاً از سر راه بر دارند ابن عربی مالکی در کتاب القواصم من العواصم چه می گوید؟ این کتاب، کتاب یک ناصبی است سراسر نسب و فحش به اهل بیت (علیهم السلام) است القواصم من العواصم آقای ابوبکر ابن محمد العربی المالکی – متوفای 543 چاپ دار قد الجدید یا عد الجدید تحقیق مصطفی ابو المعاطی، صفحه 25 می گوید کسانی که علیه امام حسین (علیه السلام) شمشیر کشیدند و علیه او خروج کردند
«وما خرج اليه أحد الا بتأويل ولا قاتلوه الا بما سمعوا من جده المهيمن على الرسل المخبر بفسادالحال المحذر عن الدخول في الفتن وأقواله في ذلك كثيرة منها ما روى مسلم عن زياد بن علاقة عن عرفجة بن شريح قوله صلى الله عليه وسلم إنه ستكون هنات وهنات فمن أراد ان يفرق أمر هذه الامة وهي جميع فاضربوه بالسيف كائنا من كان فما خرج الناس الا بهذا وأمثاله ولو ان عظيمها وابن عظيمها وشريفها وابن شريفها الحسين يسعه بيته أو ضيعته أو ابله»
العواصم من القواصم في تحقيق مواقف الصحابة بعد وفاة النبي صلى الله عليه وسلم؛ اسم المؤلف: محمد بن عبد الله أبو بكر بن العربي الوفاة: 543هـ، دار النشر: دار الجيل - لبنان - بيروت - 1407هـ - 1987م، الطبعة: الثانية، تحقيق: محب الدين الخطيب - ومحمود مهدي الاستانبولي، ج1، ص244
«وما خرج اليه أحد الا بتأويل»، هر کس علیه امام حسین قیام کرد و شمشیر زد و خروج کرد همه مجتهد بودند و اجتهاد کردند. «ولا قاتلوه الا بما سمعوا من جده المهيمن على الرسل»؛ هر کس با امام حسین نجنگید مگر به دلیل آن روایتی که از جدش پیغمبر شنیده بود، چه شنیده بود؟ جدی که به مردم خبر داده بود ممکن است بین تان فساد بشود
«المخبر بفسادالحال المحذر عن الدخول في الفتن» پیغمبر گفته بود مبادا فساد بکنید مبادا وارد فتنه بشوید مردم را بر حذر داشته بود «وأقواله في ذلك كثيرة»، اقوال پیغمبر در این باره زیاد است «منها ما روى مسلم عن زياد بن علاقة عن عرفجة بن شريح» از جمله روایتی که مسلم از عرفة ابن شریح نقل کرد که پیغمبر فرمود: «ستكون هنات وهنات فمن أراد ان يفرق أمر هذه الامة وهي جميع فاضربوه بالسيف كائنا من كان» بعد از من اتفاقاتی می افتد فتنه های می شود هر کسی پیدا شد بین این امت خواست تفرقه بیاندازد هر کسی که می خواهد باشد او را با شمشیر بزنید.
«فما خرج الناس الا بهذا وأمثاله»؛ آن هایی که علیه امام حسین جنگیدند و شمشیر زدند دلیل شان همین بود. این روایتی که بنی امیه ساختند برای این که هر کس علیه حاکم خروج کرد او را بکشید و بعد بر اساس همین روایت به مخالفین خودشان برچسب می زدند و او را می کشتند.
این مطلبی است که آقای ابن عربی مالکی گفت و ابن کثیر سلفی دقیقاً به همین روایت استدلال کرده است. البدایة و النهایة آقای ابن کثیر شاگرد ابن تیمیه – متوفای 774، جلد 8، صفحه 315 چاپ وزارت اوقاف قطر، سال 1436 این کتاب را چاپ کرده است. داستان وقعه حرّه و آن اتفاقاتی که یزید در سال دوم از حکومتش در مدینه انجام دادم. جنایات زشتی که در مدینه اتفاق افتاد هفتصد نفر از قاریان قرآن کشته شدند.
در همین کتاب آمده است سه روز یزید همه لشکریان خودش را آزاد گذاشت گفت هر کاری خواستید انجام بدهید همه نوامیس مدینه بر شما حلال هست کارهای انجام دادند که در تاریخ بی سابقه است. در مدینه تا حالا این اتفاقات نیفتاده بود که هزار دختر باکره این اتفاقات برای شان بیافتد سال بعد همه شان بچه دار بشوند و مسائلی که ابن کثیر در همین جا نقل کرده است.
ابن کثیر می خواهد این قضایا را توجیه کند می گوید چرا یزید این کارها را انجام داد؟ چرا خوشحال شد وقتی شنید لشکریانش این اتفاقات را رقم زدند؟
«وأما ما يذكره بعض الناس من أن يزيد لما بلغه خبر أهل المدينة وما جرى عليهم عند الحرة من مسلم بن عقبة وجيشه فرح بذلك فرحا شديدا فانه كان يرى أنه الامام وقد خرجوا عن طاعته وأمروا عليهم غيره فله قتالهم حتى يرجعوا ألى الطاعة ولزوم الجماعة كما أنذرهم بذلك على لسان النعمان بن بشير ومسلم بن عقبة كما تقدم وقد جاء فى الصحيح من جاءكم وأمركم جميع يريد أن يفرق بينكم فاقتلوه كائنا من كان وأما ما يوردونه عنه من الشعر فى ذلك واستشهاده بشعر ابن الزبعرى فى وقعة أحد التى يقول فيها:
ليت أشياخى ببدر شهدوا * جزع الخزرج من وقع الأسل
حين حلت بفنائهم بركها * واستمر القتل فى عبد الأشل
قد قتلنا الضعف من أشرافهم * وعدنا ميل بدر فاعتدل
البداية والنهاية؛ اسم المؤلف: إسماعيل بن عمر بن كثير القرشي أبو الفداء الوفاة: 774، دار النشر: مكتبة المعارف – بيروت، ج8، ص224
«وأما ما يذكره بعض الناس من أن يزيد لما بلغه خبر أهل المدينة وما جرى عليهم عند الحرة من مسلم بن عقبة وجيشه فرح بذلك فرحا شديدا» بعضی ها نقل کردند وقتی خبر داستان حرّه به یزید رسید و جنایاتی که مسلم ابن عقبه و لشکرش انجام داد خیلی خوشحال شد چرا این خوشحال شد؟ چون یزید خودش را امام می دانست
«فانه كان يرى أنه الامام» من امام هستم «وقد خرجوا عن طاعته وأمروا عليهم غيره» اینها از اطاعت یزید خارج شدند و دیگری را امیر خودشان قرار دادند
«فله قتالهم حتى يرجعوا ألى الطاعة ولزوم الجماعة»، یزید حق خودش می دانست این ها را بکشد و با این ها بجنگد تا اینها را مجبورشان کند دوباره از او اطاعت کنند دلیلش چه بود؟ روایتی که در صحیح مسلم نقل شده است «من جاءكم وأمركم جميع يريد أن يفرق بينكم فاقتلوه كائنا من كان»؛ هر کس آمد و بین جمع شما تفرقه انداخت هر کسی که می خواهد باشد!
ابن کثیر هم به همین روایت صحیح مسلم استدلال می کند برای این که جنایات یزید را توجیه کند. علاوه بر این محمد خَضَری یا خَضْری بکر خیلی بی ادبانه حرف زده است. کتابی دارد به نام محاظرات تاریخ امم الإسلامیة در کتاب الدولة الأمویة اش کل داستان دولت امویه را از اول تا آخر در این کتاب نقل کرده است. واقعاً بی انصافانه در این کتاب قلم زده است.
الدولة الأمویة، جلد 1، چاپ دار المعرفة بیروت، چاپ هفتم، چاپ 1422، صفحه 327 می گوید چرا امام حسین به شهادت رسید؟ می گوید امام حسین نعوذ بالله اشتباه کرد حرف های چرند زیادی می زند در آخر می خواهد نتیجه گیری کند می گوید:
«وعلى الجملة فإن الحسين أخطأ خطأ في خروجه هذا الذي»
امام حسین اشتباه بزرگی انجام داد نعوذ بالله نعوذ بالله که این خروج را انجام داد
«جر على الأمة وبال الفرقة والاختلاف»
مگر چه کار کرد؟ باعث شد بین مسلمان ها اختلاف و تفرقه بیافتد.
«وزعزع عماد ألفتها إلى يومنا هذا»
ستون الفت مسلمان ها به لرزه در بیاید؛ یعنی تا زمان این آقا تقریباً معاصر با ما است ایشان می گوید تا امروز هر چه اختلاف هست منشأ آن امام حسین است! امام حسین قیام کرد باعث تفرقه بین مسلمان ها شد و تا امروز بین مسلمان ها به خاطر خروج امام حسین تفرقه است. مطلبی که ملاحظه کردید سخن این آقا ناصبی درباره امام حسین (علیه السلام) بود.
همین طور آقای دکتر مرزوق بن هیاس آل مرزوق الظهرانی از علماتی امروزی شان است. کتابی دارد النظرات وقادة فی خروج حسین ابن علی إلی الکوفة و إستشهادِهِ در این کتاب می گوید آن های که با امام حسین جنگیدند چه و چه بودند
«ولکن لا یمنعهم ذلک الحب والتقدیر من الاعتراف بان الحسین اجتهد فأخطأ»
مردم امام حسین را دوست داشتند اما این دوست داشتن باعث نشد که آن ها با امام حسین نجنگند.
«واقدم علی محاولة شق عصا المسلمین»
بله امام حسین اجتهاد کرد در این اجتهادش هم اشتباه کرد چه کار کرد
«واقدم علی محاولة شق عصا المسلمین»؛ امام حسین اقدام کرد عصای مسلمان ها را دو شق کند و اختلاف بیندازد.
مجری:
اگر این جمله را نداشتند چه می گفتند؟
استاد یزدانی:
جمله ای که از اول پایه گذار سقیفه گفته بود یاد گرفتند در صفحه 78 می گوید نتایج کارهای که امام حسین کرد چه بود؟ دانه دانه می شمارد در نتیجه هفتم می گوید:
«انشقاق وحدة المسلمین عقائدیا»
مسلمان ها گرفتار تفرقه عقائدی شدند دلیل اولی که این ها داشتند برای این که امام حسین را به شهادت برسانند.
روایتی از پیغمبر جعل کردند که پیغمبر گفت هر کسی بود بکشید. در سقیفه بنی ساعده همین برچسب را به امیر المؤمنین علی ابن ابی طالب زدند بعد از او معاویه هر کسی را که می خواست از سر راه بر دارد همین برچسب را می زد که می خواهی شق عصای مسلمین کنی، می خواهی بین مسلمان ها فساد ایجاد کنی پس باید کشته شوی؛ یا کشته می شوی یا بیعت می کنی.
با همین برچسب معاویه خیلی ها را کشت و از خیلی ها به زور بیعت گرفت بعد از او پسرش یزید یاد گرفته بود همین برچسب را به امام حسین زد همین برچسب را به حضرت مسلم ابن عقیل زد. بعد از او هم علمای اهل سقیفه یاد گرفتند ابن کثیر، ابن عربی، محمد خضری بکر و ظهرانی همه یاد گرفتند.
چرا امام حسین کشته شد؟ چون شق عصای مسلمین کرد؛ چون فساد بین مسلمان ها ایجاد کرد نعوذ بالله نعوذ بالله دلیل اول دعوای بین بنی هاشم و بنی امیه، دعوای دوم برچسب تفرقه این برچسب الان هم زده می شود الان هم آن هایی که با ما مخالف هستند خیلی هایشان دوستان مان هستند می خواهند با ما برچسب بزنند می گویند شما بین مسلمان ها تفرقه می اندازید. این برچسب روز اول یکی زد تا الان ادامه دارد!
مجری:
خیلی باید مراقب بود به نکته دقیقی اشاره کردید چقدر این را داریم می شنویم تا آدم یک حرفی می زند و یک نکته ای را می گوید حتی سوای از سب و فحش در اوج منطق یک موضوعی را می خواهیم مطرح کنیم.
استاد یزدانی:
یک دلیل علمی و حرف منطقی می خواهیم بگویم می گویند شما شق عصای مسلمین کردید.
مجری:
حاج آقای حسینی قزوینی یک عبارتی دارند مُنی ها می گویند از این جهت که شما از اهل تسنن تندتر می گویید خود آن ها قبول می کنند چه کار کردند ولی شما داغی را بیشتر می کنید، در این زمینه ان شاء الله، خدا همه را هدایت کند به قول شما خیلی مهم است این جمله را یادمان باشد از کجا شروع شد و آن را ادامه ندهیم.
با توجه به صحبت های که شما کردید و نقدی که در این کتاب آمد شروع این مشکلات از امام حسین (علیه السلام) است در زیارت عاشوراء هم اشاراتی شد مبنی بر این که:
«اللَّهُمَّ الْعَنْ أَوَّلَ ظَالِمٍ ظَلَمَ حَقَّ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّد»
آن اول مهم است دقیقاً نشان می دهد از امام حسین شروع نشد حدیث قدسی که ذکر شده است. کلیپی داریم اثباتی هست بر موضوعاتی که حاج آقا فرمودند بازهم در خدمت شما هستیم.
کلیپ شماره 1 (عربی با زیر نوس فارسی) کلیپ شبهه اول طه دلیمی عالم سرشناس سلفی:
آیا شرع اسلام بر همگان؛ حتی بر پیامبر هم اجرا میشود؟ یا پیامبر خارج از دایره قوانین و احکام اسلام است؟ حتما قوانین اسلام حتی بر پیامبر هم تطبیق میشود. به طریق اولی این شریعت بر کسانی که پایینتر هستند مثل سیدنا حسین تطبیق میشود. قضیه این جا بر عکس است قانون بر او به طریق اولی تطبیق میشود؛ زیرا او نواده پیامبر بوده قانون اسلام میگوید هرکس بر خلیفه خروج کند، کشته میشود.
«روی مسلم عن أبي سَعِيدٍ الْخُدْرِيِّ قال قال رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم إذا بُويِعَ لِخَلِيفَتَيْنِ فَاقْتُلُوا الْآخَرَ مِنْهُمَا»
صحيح مسلم؛ اسم المؤلف: مسلم بن الحجاج أبو الحسين القشيري النيسابوري الوفاة: 261، دار النشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي، ج3، ص1480، بَاب إذا بُويِعَ لِخَلِيفَتَيْنِ،1853
در صحیح مسلم از ابو سعید خدری نقل شده که پیامبر فرمود: اگر با دو خلیفه بیعت شد، دومی را بکشید. این حدیث در مسلم هست یانه؟ کجاست؟ در صحیح مسلم است. نگاه کنید که عبدالله بن عمر چه کار کرد زمانی که مردم مدینه علیه یزید خروج کردند این حدیث در صحیح مسلم است.
«جاء عبد اللَّهِ بن عُمَرَ إلى عبد اللَّهِ بن مُطِيعٍ حين كان من أَمْرِ الْحَرَّةِ ما كان زَمَنَ يَزِيدَ بن مُعَاوِيَةَ فقال اطْرَحُوا لِأَبِي عبد الرحمن وِسَادَةً فقال إني لم آتِكَ لِأَجْلِسَ أَتَيْتُكَ لِأُحَدِّثَكَ حَدِيثًا سمعت رَسُولَ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم يَقُولُهُ سمعت رَسُولَ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم يقول من خَلَعَ يَدًا من طَاعَةٍ لَقِيَ اللَّهَ يوم الْقِيَامَةِ لَا حُجَّةَ له وَمَنْ مَاتَ وَلَيْسَ في عُنُقِهِ بَيْعَةٌ مَاتَ مِيتَةً جَاهِلِيَّةً»
صحيح مسلم؛ اسم المؤلف: مسلم بن الحجاج أبو الحسين القشيري النيسابوري الوفاة: 261، دار النشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي، ج 3، ص 1478، ح1851
عبدالله بن عمر پیش عبدالله بن مطیع آمد تا او را از فتنه باز دارد هنگامی در داستان حرّه آن اتفاقات در زمان یزید بن معاویه افتاد گفتند: برای ابو عبدالرحمن تشک بیندازید ابو عبدالرحمن همان عبدالله بن عمر بود. گفت من پیش تو نیامده ام که بنشینم آمدهام که برای تو حدیثی را که از پیامبر شنیدم نقل کنم شنیدم که رسول خدا میفرمود: هرکس دست از اطاعت بکشد، خدا را روز قیامت در حالی ملاقات میکند که هیچ حجتی ندارد. و هرکس بمیرد و بیعتی بر گردنش نباشد، به مرگ جاهلی مرده است. این همان عبدالله بن عمر است که امام حسین را هم طبق روایات موجود از قیام باز میداشت.
برادرانم! این حدیث بر حسین هم از این جهت که در قیامش اشتباه کرده، تطبیق میشود یا خیر؟ قدرت به صورت صد در صد شرعی به یزید منتقل شد با یزید به صورت شرعی بیعت شد یزید امام بود. یزید امیر مؤمنان بود؛ پس یزید شرعا خلیفه بود حسین برای خودش بیعت گرفت از مردم خواست که با او بیعت کنند با این که خلیفه دیگری بود که با او بیعت شده بود آیا میشود یزید حسین را بکشد؟ بله میشود. چون بر او خروج کرده است. مثل علی که طلحه و زبیر را کشت. اگر دست علی به معاویه هم میرسید، او را میکشت.
خب برادرانم! الآن میرسیم به سوال سوم و آخرین سوال آیا حسین شهید شمرده میشود؟ امکان دارد شخص از بزرگترین عبادت کنندهها باشد اما مرتکب عمل مشخص شود که "حد کشتن" بر او جاری شود پس حسین کشته میشود حد او این بود که کشته شود پس وقتی حد او کشتن است؛ چطور میتواند شهید باشد؟ این سوالی است که من از شما دارم سوال در این جا زیاد است ایا امام حسین بر اساس قوانین اسلام خروج کرد؟ آیا قوانین اسلام بر حسین نیز تطبیق داده میشود؟ آیا این حدیث در مسلم وجود دارد؟ بله در مسلم وجود دارد. آیا ضعیف است؟ اگر ضعیف است بگویید به ما اگر روایت صحیح است، آیا راه گریز برای حسین وجود دارد؟ از این سؤالات ما جواب بدهید!
مجری:
صحبت های عجیبی را شنیدیم چقدر کلیپ خوبی را انتخاب کرده بودید مبنی بر این که، همین امروز دارند از مواردی استفاده می کنند خیلی ها هم به اصطلاح خودشان فکر می کنند منطقی و قاطع دارند این ها را بیان می کنند باورشان شده است اگر توضیحی در این زمینه دارید بفرمایید.
استاد یزدانی:
دقیقا وقتی یک وهابی و یک سلفی می خواهد بدون پرده صحبت کند آن عقیده اصلی خودش را بگوید این حرف ها را می زند. چون حرف های که دارد می زند از پیش خودش نیست این آقا دقیقاً به روایاتی استدلال می کند در صدر اسلام بود در صحیح ترین منابع شان این ادله هست که عبد الله پسر خلیفه دوم به روایتی از پیغمبر استدلال کرد و یزید را خلیفه شرعی معرفی کرد و حق امام حسین قتل است.
بنابراین قانون اسلام این هست هر کس بر خلیفه خروج کرد باید کشته بشود این دلیل سوم شان است.
مجری:
قانون اسلام اینها...
حضرت آیت الله حسینی قزوینی:
قانون اسلام بنی امیه، هر کس علیه ما خروج کرد باید کشته بشود هر کسی که می خواهد باشد. بنابراین امام حسین خروج کرد یزید هم خلیفه شرعی شان است عین حرفش را دارد بدون تقیه می زند علیه یزید که خلیفه شرعی و امیر مؤمنین شان بود قیام کرد پس باید کشته می شد، کسی که حقش کشتن بود نمی شود به او گفت شهید است.
من مستنداتی خدمت تان عرض کنم که ایشان هم اشاره کرد این مستندات را از صحیح مسلم نشان می دهم. صحیح مسلم، چاپ وزارت اوقاف عربستان سعودی، چاپ 1421، صفحه 830، روایت 4785 یک روایت جالب هست این غیر از آن روایتی است که ایشان خواند یک روایت دیگر است آن روایت را هم خدمت تان نشان می دهم. از حذیفه نقل کرد نعوذ بالله که پیغمبر این حرف ها را زده باشد.
«يَكُونُ بَعْدِي أَئِمَّةٌ لَا يَهْتَدُونَ بِهُدَايَ ولا يَسْتَنُّونَ بِسُنَّتِي وَسَيَقُومُ فِيهِمْ رِجَالٌ قُلُوبُهُمْ قُلُوبُ الشَّيَاطِينِ في جُثْمَانِ إِنْسٍ قال قلت كَيْفَ أَصْنَعُ يا رَسُولَ اللَّهِ إن أَدْرَكْتُ ذلك قال تَسْمَعُ وَتُطِيعُ لِلْأَمِيرِ وَإِنْ ضُرِبَ ظَهْرُكَ وَأُخِذَ مَالُكَ فَاسْمَعْ وَأَطِعْ»
صحيح مسلم؛ اسم المؤلف: مسلم بن الحجاج أبو الحسين القشيري النيسابوري الوفاة: 261، دار النشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت ، تحقيق : محمد فؤاد عبد الباقي، ج3، ص1476، ح1847
«يَكُونُ بَعْدِي أَئِمَّةٌ لَا يَهْتَدُونَ بِهُدَايَ ولا يَسْتَنُّونَ بِسُنَّتِي» بعد از من ائمه، پیشوایان و امامانی خواهد آمد که این ها به هدایت من، هدایت نمی کنند، همان چیزی که من به سمت او هدایت می کردم این ها به سمت دیگری هدایت می کنند. به سنت من عمل نمی کنند
«وَسَيَقُومُ فِيهِمْ رِجَالٌ قُلُوبُهُمْ قُلُوبُ الشَّيَاطِينِ في جُثْمَانِ إِنْسٍ»؛ در میان این ها کسانی خواهد آمد که چهره شان مثل چهره انسان است اما قلب شان، قلب شیطانی است. حذیفه می گوید اگر من این دوران را درک کردم چه کار باید بکنم؟ حذیفه در زمان امیر المؤمنین روزهای اول خلافت امیر المؤمنین از دنیا رفت و پیغمبر نعوذ بالله می فرماید «تَسْمَعُ وَتُطِيعُ لِلْأَمِيرِ وَإِنْ ضُرِبَ ظَهْرُكَ وَأُخِذَ مَالُكَ فَاسْمَعْ وَأَطِعْ» وظیفه ات اطاعت است تو باید از امیر اطاعت بکنی حتی اگر تو را کتک بزند، حتی اگر مالت را غارت کرد وظیفه ات فقط اطاعت است!
مجری:
یک نکته، بخش اول این حدیث منقول از جانب پیامبر اکرم (صلوات الله علیه و آله) آن بخش الان اثبات شد و درست است؟ بخش دوم را خودشان اضافه کردند یا خیر؟ در ظاهر داریم می بینیم این اتفاق افتاده است افرادی به ظاهر انسان آوردند کاملاً بر خلاف سنت پیامبر عمل کردند مشخص است. برای همین دارم می پرسم پس این ها عبارت دوم را اضافه کردند توجیهی بر عبارت اول بشود!
استاد یزدانی:
نمی توانند بگویند یکی مثل یزید و معاویه مسلمان بوده از آن طرف خلیفه شان هم هست چه کار باید بکنند؟ مجبور هستند یک روایتی جعل کنند طبیعی است یزید فاسق و فاسدی است اصلاً شیطان مجسم است. در برابر این شیطان مجسم چه کار کنیم؟ وظیفه ات اطاعت است!
مجری:
هر جور با منطق و ادله حساب می کنیم گل به خودی است.
استاد یزدانی:
نمی توانند یزید را صالح نشان بدهند این قدر جنایت از کسانی که بعد از پیغمبر آمدند مثل معاویه و یزید اتفاق افتاده نمی شود این ها را انکار کرد مثل روز روشن است. این ها چه بلایی سر اهل بیت (علیهم السلام) آوردند چه اتفاقاتی بعد از پیغمبر رخ داد؟ این ها را نمی توانند انکار کنند چون نمی توانند انکار کنند، چند هفته پیش ضرب المثلی زدم یک وهابی از یک وهابی سوال کرد آیا می شود با خاله ازدواج کرد؟ گفت ما کردیم شد!!
این ها می گویند می شود یک حاکم فاسق و فاسد باشد می گوید بود یزید، معاویه، عبد الملک مروان و ... این طوری بودند دقیقاً دلیلش این قضیه است. این روایتی که دُلیمی خواند در صحیح مسلم است. صحیح مسلم، چاپ وزارت اوقاف عربستان سعودی، چاپ 1421، صفحه 831 از نافع نقل شد.
«جاء عبد اللَّهِ بن عُمَرَ إلى عبد اللَّهِ بن مُطِيعٍ حين كان من أَمْرِ الْحَرَّةِ ما كان زَمَنَ يَزِيدَ بن مُعَاوِيَةَ فقال اطْرَحُوا لِأَبِي عبد الرحمن وِسَادَةً فقال إني لم آتِكَ لِأَجْلِسَ أَتَيْتُكَ لِأُحَدِّثَكَ حَدِيثًا سمعت رَسُولَ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم يَقُولُهُ سمعت رَسُولَ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم يقول من خَلَعَ يَدًا من طَاعَةٍ لَقِيَ اللَّهَ يوم الْقِيَامَةِ لَا حُجَّةَ له وَمَنْ مَاتَ وَلَيْسَ في عُنُقِهِ بَيْعَةٌ مَاتَ مِيتَةً جَاهِلِيَّةً»
صحيح مسلم؛ اسم المؤلف: مسلم بن الحجاج أبو الحسين القشيري النيسابوري الوفاة: 261، دار النشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي، ج 3، ص 1478، ح1851
عبد الله ابن فلان پیش عبد الله ابن مطیع آمد در قضیه حرّه و آن اتفاقاتی که در زمان یزید ابن معاویه افتاده بود. عبد الله ابن مطیع فرمانده مردم مدینه است علیه یزید قیام کردند. پسر خلیفه می آید با ایشان صحبت کند برایش تشک انداختند بنشیند گفت نیامدم بنشینم آمدم حدیثی از پیغمبر نقل کنم. این آقا حدیث را به پیغمبر نسبت می دهد قطعاً حدیث را جعل کرد دروغ می گویند مگر می شود پیغمبر همچنین حرفی بزند! دارد پیغمبر فرمود: «من خَلَعَ يَدًا من طَاعَةٍ لَقِيَ اللَّهَ يوم الْقِيَامَةِ لَا حُجَّةَ له»؛ هر کس دست از اطاعت امیرِ خودش بکشد روز قیامت در حالی خدا را ملاقات می کند که هیچ حجتی ندارد دستش خالی است.
«وَمَنْ مَاتَ وَلَيْسَ في عُنُقِهِ بَيْعَةٌ مَاتَ مِيتَةً جَاهِلِيَّةً»؛ هر کس بمیرد و بیعتی بر گردنش نباشد مرگش، مرگ جاهلی است و کافر می میرد. عبد الله ابن فلان برای دفاع از یزید می گوید هر کس علیه یزید قیام کند روز قیامت دستش خالی است و هیچ حجتی ندارد. هر کس بمیرد و با یزید بیعت نکرده باشد مرگش، مرگ جاهلی است، دقیقاً این وهابی آقای طه دُلیمی همین را به امام حسین (علیه السلام) تطبیق داد.
چون عبد الله ابن عمر با یزید بیعت کرد و این طوری از یزید بیعت می کند به خاطر آن جنایاتی که یزید مرتکب شده می گوید حق امام حسین قتل بود چون حقش کشتن بود پس به او نمی شود شهید گفت. این مبنا و اساس مذهب شان است، مذهب این ها بر این پایه و اساس بنا شده است اگر بخواهند این مبنا را خراب کنند باید دست از مذهب شان بکشند.
امام حسین شهید با این مبنایی که این ها برای خودشان تراشیدند و درست کردند کسانی که الان پیرو یزید و معاویه هستند نمی توانند بگویند ما دوست امام حسین هستیم چون طبق مبنا و اعتقادشان حق امام حسین کشتن بود و امام حسین نعوذ بالله طبق مبنای این ها شهید نشد چون حقش این بود که کشته شود.
روایات دیگر با سند صحیح در بحث اطاعت از حاکم و امیر وجود دارد هر کس می خواهد باشد مصنف ابن ابی شیبه، ابن ابی شیبه استاد آقای بخاری و از علمای بزرگ، معروف و مشهورشان است. کتابی دارد به نام المصنف این کتاب با تحقیق پرفسور سعد بن ناصر الشسری از کارشناسان شبکه های وهابی چاپ شد الان هم این آقا هست. جلد 18، صفحه 543 چاپ عربستان سعودی – ریاض، چاپ اول، چاپ 1436 روایتی که محقق در پاورقی می گوید سندش صحیح است.
از سوید ابن غفله می گوید پیش شخصی رفتم آن شخص به من گفت:
«يا أبا أمية إني لا أدري لعلي أن لا ألقاك بعد عامي هذا»
فکر می کنم دیگر تو را نبینم سال آخری است که تو را می بینم. می خواهد او را به جایی بفرستد.
«فاسمع وأطع»
وظیفه ات چه است؟ حرف شنو باش و اطاعت کن!
«وإن أمر عليك عبد حبشي مجدع»
حتی اگر یک عبد سیاه حبشی بر تو حکومت کرد وظیفه ات اطاعت است حتی اگر تو را کتک زد.
«إن ضربك فاصبر وإن حرمك فاصبر وإن أراد أمرا ينتقص دينك سمع وطاعة»
حتی اگر دستوری به تو داد که مخالف دستور خدا، پیغمبر، شریعت و دین بود وظیفه ات اطاعت از او است باید اطاعت بکنی.
«دمي دون ديني»
جانت را حفظ کن دین به دَرَک و جهنم
«فلا تفارق الجماعة»
الكتاب المصنف في الأحاديث والآثار؛ اسم المؤلف: أبو بكر عبد الله بن محمد بن أبي شيبة الكوفي الوفاة: 235، دار النشر: مكتبة الرشد - الرياض - 1409، الطبعة: الأولى، تحقيق: كمال يوسف الحوت، ج6، ص544 (براساس نرم افزار الجامع الکبیر)
از جماعت دور نشو، از حاکم باید اطاعت کرد نمی گوید کسی نیست این حکومتی که الان در آن هستی با چه بهانه ای از انصار گرفتی؟ روایتی دروغ از پیغمبر نقل کردند که «إن الأئمة مِنْ قریش» همه ائمه از قریش باشند می گوید اگر عبد حبشی (غلام حبشی) بود وظیفه ات اطاعت است حتی اگر مخالف دین، قرآن و حرف خدا دستور بدهد باز وظیفه ات اطاعت است.
این بهانه را این ها گرفتند پایه گذار حرف ها معلوم است چه کسانی هستند و امام حسین را به خاطر همین به شهادت رساندند. ایشان عبد حبشی گفت ببینید پیروان امروزی شان چه می گویند؟ ابن عثیمین مفتی امروزی وهابی ها کتابی دارد به نام شرح العقیدة التدمریة، محمد بن صالح العثیمین – متوفای 1421 از مفتی های عربستان سعودی این کتاب در عربستان سعودی چاپ شده چاپ اول، چاپ 1437 این کتاب در قَسیم چاپ شد صفحه 466 در این کتاب می گوید اگر کسی آمد از تو سوال کرد
«هل یجب طاعة ولی الامر العاصي»
آیا اطاعت از ولی امر گنهکار واجب هست یا واجب نیست؟ جواب
«ولي الامر العاصي یجب طاعته ما لم یکن کافرا»
وظیفه ات این است که تو از او اطاعت بکنی اگر کافر نشده باشد اگر کفر صریحی داشت بله از او اطاعت نمی کنی
«اما اذا کان یشرب الخمر»
اما اگر شراب خوار بود مثل یزید اگر زناکار بود مثل یزید
«ویتلوط»
اگر اهل لواط بود مثل یزید، عبد الملک مروان و ... داستان های عبد الملک مروان در این قضیه خیلی معروف است، مثل مأمون
«ویقتل النفس بغیر الحق»
حتی انسانی را به غیر حق بکشد مثل یزید و معاویه قاتل باشد
«فانه یجب طاعته»
واجب است از او اطاعت بکنی
«حتی لو ضربک ضربا فیجب علیک ان تطیعه»
در هر صورت وظیفه ات اطاعت است حتی اگر طرف اهل شراب، لواط، زنا و آدم کشی باشد وظیفه ات اطاعت است پایه را چطور گذاشتند، به مرور پیروان شان به کجا رسیدند که می گوید در هر صورتی وظیفه ات اطاعت است تو باید اطاعت بکنی و با همین بهانه و چون امام حسین (علیه السلام) از همچنین شخصیتی اطاعت نکرد امام حسین را به شهادت رساندند.
مجری:
جای قیاس ندارد مشخص است وقتی رفتار امیر المؤمنین (علیه السلام) را در مقایسه و در مقابل با مخالفینش می بینیم و نامه های که به مالک اشتر دارد که مبادا به اسم این که من حاکم هستم بخواهی با مخالفین خودت چنین و چنان بکنی خود ایشان و کسانی که با او بیعت نمی کنند به نوعی در پناه خدا آنها را آزاد می گذارد ولو همان ها دشمن هایی برای اهل بیت می شوند. اصلا قیاس مشخص است کسی که همه اذعان دارند بر سنت پیامبر عمل کرده بلا شک این رفتار با مخالفین است. آن ها چون مخالف است یک حدیث از پیامبر رحمت آوردند اگر مخالف عقیده شما بود بکشید یک چیز اثبات شده و جای بحثی ندارد در سوره بقره داریم
(وَالَّذِينَ كَفَرُوا أَوْلِياؤُهُمُ الطَّاغُوتُ يخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُمَاتِ)
(اما) کسانی که کافر شدند، اوليای آنها طاغوتها هستند؛ که آنها را از نور، به سوی ظلمت ها بيرون می برند؛
سوره بقره (2): آیه 257
خودش نشان می دهد دارد می گوید (يخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُمَاتِ) کلیپ دیگری ببینیم باز اثبات دیگری باشد بر دلایلی که شما مطرح کردید.
کلیپ شماره 2 (عربی با زیر نوس فارسی)
کلیپ شبهه ای دوم عبدالعزیز الریس مفتی سرشناس وهابی
مجری:
«حتی اگر حاکم در برنامه زنده روزانه نیم ساعت زنا کند و شراب بخورد، بازهم خروج بر او حرام است» سر و صدای زیادی سر این مسأله برپا شده، جواب شما چیست؟
کارشناس وهابی (عبدالعزیز الریس مفتی سرشناس سلفی)
این سخن علمی و شرعی است و هیچ از علمای سلفی در آن اختلاف ندارند. نه ابن باز و نه ابن عثیمین و نه آلبانی و نه استاد ما علامه صالح بن فوزان و هیچ یک از علمای اهل سنت نیز به هیچ وجه در آن اختلاف ندارند. همه علماء اهل سنت همواره آن را قبول داشتهاند. من از شما میپرسم: کدام بدتر است؟ حاکمی زنا کننده و... یا اعتقاد به خلق قرآن داشته باشد؟ حتما اعتقاد به خلق قرآن بدتر است؛ چرا که کفر است در عین حال علما با کسی که چنین اعتقادی داشته همراهی کردهاند در برابر ظلمهای او صبر کردهاند و مردم را علیه او تحریک نکردهاند پس این عقیده ما است این اول. دوم: ادله شرعی که پیش از این گفتم همگی همین را ثابت میکنند و حتی بیشتر از این (عمر) گفت: «از حاکم اطاعت کن و گوش به فرمان او باش حتی اگر تو را کتک زد و مالت را غارت کرد» سوم: شیخ ابن عثیمین گفته و مستند آن در یوتیوب و جاهای دیگر موجود است که: «اگر شما در حال جهاد بودید و حاکم هر روز در خیمه یکسره مشغول زنا بود، بازهم واجب است که زیر پرچم او جهاد کنید.» این صدای شیخ ابن عثیمین است. حتی گفته است: اگر حاکم زنا کند و لواط بدهد!!! این سخنی است که هیچ عالم سنی با آن مخالف نیست!!
مجری:
چه بگوییم، روشن است در برنامه زنده هزاران اتفاق دیدید هیچ چیز نگویید؟ خون تان قطعاً حلال و مباح است حرام است اگر مخالفت تان را اعلام بکنید من که حرفی ندارم!
استاد یزدانی:
اصلا حرفی نمی ماند ما فقط مبنای شان بیان کنیم کافی است برای این که مردم حق را بفهمند.
مجری:
حیف راجع به این موضوع حرف بزنم در برنامه ای که به اسم امام حسین (علیه السلام) است. خودشان بی پروا دارند حرف شان را می زنند.
استاد یزدانی:
راحت مبانی شان را مطرح می کنند. امام شان ابن تیمیه چه می گوید؟ امام شان ابن تیمیه در کتاب «قائدةٌ مختصرة فی وجوب طاعة الله و رسوله و ولاة الأمور» اصلاً موضوع کتابش اطاعت از اولی الامر است. شیخ السلام شان ابن تیمیه در این کتاب تحقیق عبد الرزاق بن محسن العباد البدر، صفحه 38 درباره یزید چه می گوید؟
«وقد ثبت في الصحيح عن ابن عمر- رضي الله عنه-»
در صحیح مسلم این حدیث ثابت است که «عن ابن فلان» از ابن فلان که او از پیغمبر نقل می کرد
«عن النبي صلى الله عليه وسلم، أنه قال: ينصب لكل غادر لواءٌ يوم القيامة عند أسته بقدر غدره»
روز قیامت برای هر پیمان شکن خداوند یک پرچمی را نصب می کند به اندازه پیمان شکنی که کرده است روایت در صحیح مسلم است.
«قال: وإن من أعظم الغدر يعني بإمام المسلمين وهذا حدث به عبداالله بن عمر لما قام قوم من أهل المدينة يخرجون عن طاعة ولي أمرهم ينقضون بيعته»
این صحابی این روایت را چه زمانی خوانده است؟ زمانی که عده ای می خواستند علیه ولی امرشان یزید قیام کنند. «ينصب لكل غادر لواءٌ يوم القيامة عند أسته بقدر غدره»؛ ابن تیمیه چه می خواهد بگوید؟ می خواهد بگوید یزید، ولی امر مسلمین هست و طبق روایتی که عبد الله از پیغمبر نقل کرد اطاعت از یزید واجب است هر کس به یزید خیانت کند و دست از طاعت یزید بکشد روز قیامت دستش خالی و جزء خیانت کارها است و مستقیم جایش در جهنم است در ادامه روایت داشت
«ومن مات وليس في عنقه بيعةٌ مات ميتةً جاهليةً»
الكتاب: قاعدة مختصرة في وجوب طاعة الله ورسوله وولاة الأمور؛ المؤلف: تقي الدين أبو العباس أحمد بن عبد الحليم بن عبد السلام بن عبد الله بن أبي القاسم بن محمد ابن تيمية الحراني الحنبلي الدمشقي (المتوفى: 728هـ)؛ المحقق: عبد الرزاق بن عبد المحسن البدر، الناشر: جهاز الإرشاد والتوجيه بالحرس الوطني، المملكة العربية السعودية، الطبعة: الثانية، 1417هـ، ص39،38 و 40
مرگش، مرگ جاهلی است مثل ابو جهل مرد انگار با ابو سفیان محشور شده است و ... یعنی ابن تیمیه دارد به پیروانش یاد می دهد قضیه چه است و چه اعتقادی باید داشته باشند. این مبنایی است که ابن تیمیه امام این ها نقل می کند. به همین دلیل عده زیادی از علمای این ها، امام حسین را خارجی می دانستند نعوذ بالله.
ابن قطیبه دینوری در کتاب «الإختلاف فی اللفظ و الرَّد علی الجهمیة و المشبهة» کتابی که آقای عبد الله ابن مسلم قطیبه دینوری – متوفای 276 ضد شیعه نوشته است در دار الرایة، ریاض عربستان سعودی این کتاب چاپ شده است چاپ اول، چاپ 1412، صفحه 54 می گوید:
«وتحامى کثیر من المحدثین أن یحدثوا بفضائله کرم الله وجهه»
در جواب ناصبی ها و رافضی ها می گوید عده زیادی از محدثین نه یکی، دو نفر عده کثیری از مفسرین رد کردند تحامی رد کرده یعنی نخواستند
«أن یحدثوا بفضائله کرم الله وجهه أو أن یظهروا ما یجب له»
نمی خواهند فضائل امیر المؤمنین علی ابن ابی طالب (علیه السلام) را نقل کنند و آن چیزهایی که واجب است اظهار بکند واجب بکنند.
«وکل تلک الأحادیث لها مخارج صحاح، وجعلوا ابنه الحسین علیه السلام خارجیاً شاقاً لعصا المسلمین حلال الدم لقول النبی صلى الله علیه وسلم»
عده کثیری از محدثین اهل سقیفه فضائل امیر المؤمنین را انکار کردند و نقل نکردند فرزند امیر المؤمنین، امام حسین (علیه السلام) را خارجی دانستند کسی که شق عصای مسلمین کرده است این رمز هنوز هم هست. از سقیفه شروع شد تا الان همین اسم رمز بین شان هست مخالفین شان را می خواهند بزنند شق عصای مسلمین کرد «حلال الدم» خونش هم حلال است چرا؟ چون پیغمبر نعوذ بالله فرموده:
«من خرج على أمتی وهم جمیع فاقتلوه کائناً من کان»
الاختلاف في اللفظ والرد على الجهمية والمشبهة؛ المؤلف: أبو محمد عبد الله بن مسلم بن قتيبة الدينوري (المتوفى: 276هـ)، المحقق: عمر بن محمود أبو عمر، الناشر: دار الراية 1412هـ - 1991م، ج1، ص54
هر کس بر امت خروج کرد آن ها جمع و متحد بودند او را بکشید هر کسی که می خواهد باشد. می گوید کثیری از محدثین ما این اعتقاد را داشتند پس دلیل دوم شان خروج علیه حاکم بود.
ملاحظه کنید شمر چه دلیلی می آورد برای این که بتواند با امام حسین بجگند از شمر سوال می کند چرا با امام حسین جنگیدی؟ تاریخ الإسلام آقای ذهبی، جلد 5، چاپ دار الکتاب العربی، چاپ اول، چاپ 1410، صفحه 125 شرح حال شمر ابن ذی الجوشن اتفاقاتی که افتاد را از شخصی به نام ابی اسحاق سبیهی نقل می کند.
«عن أبي إسحاق قال: كان شمر بن ذي الجوشن يصلي معنا الفجر، ثم يقعد حتى يصبح، ثم يصلي فيقول: اللهم إنك شريف تحب الشرف، وأنت تعلم أني شريف، فاغفر لي، فقلت: كيف يغفر الله لك، وقد خرجت إلى ابن بنت رسول الله صلى الله عليه وسلم فأعنت على قتله قال: ويحك، فكيف نصنع، إن أمراءنا هؤلاء أمرونا بأمر، فلم نخالفهم، ولو خالفناهم كنا شراً من هذه الحمر»
تاريخ الإسلام ووفيات المشاهير والأعلام؛ اسم المؤلف: شمس الدين محمد بن أحمد بن عثمان الذهبي الوفاة: 748هـ، دار النشر: دار الكتاب العربي - لبنان/ بيروت - 1407هـ - 1987م، الطبعة: الأولى، تحقيق: د. عمر عبد السلام تدمرى، ج5، ص125
می گوید با شمر ابن ذی الجوشن بودیم با ما نماز صبح می خواند عجب! بعد از نماز صبح دوباره نماز خواند دعا می کرد «اللهم إنَّک شریفٌ تحب الشرف»؛ خدایا تو شریف هستی شرف را خیلی دوست داری، این ها چقدر با شرف بودند «وأنت تعلم أني شريف، فاغفر لي»؛ خدایا تو می دانی که من چقدر شریف هستی «فاغفر لی» چون من خیلی شریف هستم من را ببخش چقدر به این اعتقاد رسیده بودند و چقدر این اعتقاد برای شان تبلیغ شده بود کشتن امام حسین برای شان شرف می آورد.
ابو اسحاق می گوید به او گفتم چطور خدا تو را ببخشد در حالی که در حق پسر دختر پیغمبر آن کارها را انجام دادی و آن اتفاقات افتاد؟ مگر می شود «ویحک»، شمر گفت وای بر تو «فكيف نصنع، إن أمراءنا هؤلاء أمرونا بأمر، فلم نخالفهم، ولو خالفناهم كنا شراً من هذه الحمر»؛ چرا نباید این کار را انجام می دادیم؟ چرا نباید امام حسین را می کشتیم؟ چرا کشتی؟ امیران مان دستور داده بودند نباید با آن ها مخالفت می کردیم. و اگر مخالفت می کردیم از الاغ هم پست تر بودیم!
دلیلی که شمر می آورد دقیقاً همان حرفی است که ابن تیمیه، همان حرفی است که عبد الله میزد همان حرفی است که معاویه می زد ما نباید از امیر سرپیچی بکنیم همان حرف های که قبلی هایشان می زدند. از امیر به هیچ وجه نباید سرپیچی کرد هر دستوری داد ولو مخالف دین باشد ولو دینت را نقض بکند وظیفه ات اطاعت است باید اطاعت بکنی راهی جز اطاعت نداری حتی اگر دستور بدهد پسر پیغمبر را بکش وظیفه ات اطاعت است.
شمر (لعنت الله علیه) و لعنت بر آن کسی که به شمر دستور داد لعنت بر خودش و بر امیرش او دارد می گوید من امام حسین را کشتم فقط به این دلیل!
جمع بندی کنم دلیل اول شان بحث دعوای بین بنی هاشم و بنی امیه و آن اتفاقاتی که بین شان افتاده بود جنگ بدر بخصوص این ها خواستند انتقام بدر را بگیرند. دلیل دوم شان تفرقه افکنی بود به امام حسین (علیه السلام) برچسب تفرقه افکنی زدند که تو تفرقه کردی و دلیل سوم تو علیه حاکم خروج کردی حاکمی که از نظر آن ها شرعی است. یزید از نظر آن ها حاکم شرعی بود خروج علیه حاکم شرعی هم کفر بود و کشتن هر کسی علیه یزید خروج بکند کفر به این دلایل و یک دلیل دیگر که خدمت تان هستیم امام حسین را به شهادت رساندند.
مجری:
یک تماس داریم آقای حسین از مشهد مقدس سلام بر شما بفرمایید.
بیننده: (آقا حسین از مشهد – اهل سنت)
سلام شب شما بخیر خسته نباشید، از حاج آقای یزدانی یک سوال داشتم در مورد سرورم علی ابن ابی طالب (رضی الله عنه) در مورد بابای خارجی و ناصبی که این ها می فرمایند ما نه روایات شما را قبول داریم (شیعه دوازده امامی را) و نه روایت اهل سنت را تنها کتاب مشترک قرآن است. از قرآن ایمان سرورم علی ابن ابی طالب برای شان ثابت کنید.
مجری:
پس پشت خط بمانید صحبت های استاد یزدانی را می شنویم
آقا حسین:
اگر آیه ای می خواهید در روایات برویم باشم اعتراض بگیرم
استاد یزدانی:
چرا اسمت حسین است؟ شما اسمت را هم اسم کسی گذاشتی که علیه ولی امر و امیر المؤمنیت قیام کرد مرگش هم مرگ جاهلی بود چرا همچنین اسمی گذاشتی؟
آقا حسین:
من یک سالی هست شیعه دوازده امامی را کنار گذاشتم مشرف به اهل سنت شدم
استاد یزدانی:
چرا اسمت را عوض نکردی علیه یزید ولی امرت، امیر المؤمنینت کسی که قیام کرد به قول یزید شق عصای مسملین کرده فتنه و فساد انداخت چرا اسمت را عوض نمی کنی؟
آقا حسین:
اشکال ندارد از فردا ثبت احوال می روم اسم را ابوبکر فرزند حضرت علی می گذارم یا ابوبکر ابن حسن می گذارم
مجری:
از شما خداحافظی می کنم منتها حاج آقا جوابگو هستند
آقا حسین:
اجازه بدهید من هم بتوانم اعتراض بگیرم
مجری:
پشت خط هستید ولی دوستان من با شما در تماس هستند چون فرصت مان محدود است راجع به پاسخ ایشان بفرمایید که فرمودند شیعه دوازده امامی بودند
استاد یزدانی:
تمام قرآن شهادت می دهد اصلاً این سوال برایِ من توهین آمیز است اصلاً تحمل همچنین سوالی را که یک ناصبی بپرسد ایمان امیر المؤمنین را از قرآن ثابت کنید برایم توهین آمیز است عارم میآید بخواهم با همچنین آدمی بحث کنم، شک و شبهه ای در این نداریم همچنین آدمی، همچنین شبهه ای بخواهد بیاندازد نمیخواستم حرف بزنم، برای ایشان چون شبهه را انداخت صدها آیه می توانیم از قرآن کریم بیاوریم بر ایمان امیر المؤمنی علی ابن ابی طالب (علیه السلام) از جمله آیه ولایت:
(إِنَّمَا وَلِيكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ)
سرپرست و ولی شما، تنها خداست و پيامبر او و آنها که ايمان آورده اند؛ همان ها که نماز را برپا می دارند، و در حال رکوع، زکات می دهند.
سوره مائده (5): آیه 55
آیه تطهیر شک و شبهه ای در آن نیست
(إِنَّمَا يرِيدُ اللَّهُ لِيذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيتِ وَيطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا)
خداوند فقط می خواهد پليدی و گناه را از شما اهل بيت دور کند و کاملا شما را پاک سازد.
سوره احزاب (33): آیه 33
آیه مباهله نفس پیغمبر است شما ایمان پیغمبر را از قرآن برایم ثابت کن اگر بخواهی این طوری بحث کنی ایمان پیغمبر را هم نمی توانی از قرآن ثابت کنید در کجای قرآن آمد که پیغمبر مؤمن بوده است؟ اگر بخواهیم مثل شما بحث کنیم نمی توانی ثابت بکنی آیه مباهله، سوره انسان، آیه
(وَمِنَ النَّاسِ مَنْ يشْرِي نَفْسَهُ ابْتِغَاءَ مَرْضَاتِ اللَّهِ وَاللَّهُ رَءُوفٌ بِالْعِبَادِ)
بعضی از مردم (با ايمان و فداکار، همچون علی (ع) در «ليلة المبيت» به هنگام خفتن در جايگاه پيغمبر ص)، جان خود را به خاطر خشنودی خدا می فروشند؛ و خداوند نسبت به بندگان مهربان است.
سوره بقره (2): آیه 207
و صدها آیه می توانیم بر اثبات ایمان و ولایت امیر المؤمنین بیاوریم که فکر می کنم نیاز نباشد بیننده های ما بهتر می توانند جواب این آقای خارجی را بدهند.
مجری:
اگر ایشان سوال دارند الان احتمال این که ایشان بگوید مثلاً اسم امیر المؤمنین در کتاب قرآن نیست، یک سری ادله ای که این افراد با این طرز تفکر دارند ممکن است این باشد این جا سوال مطرح می شود راجع به خلفاء و امرای خودتان ادعا دارید مثلاً بحث غار آیه غار را مطرح می کنید
استاد یزدانی:
اسم آن ها هم نیامده است در آیه قرآن نداریم پیغمبر مؤمن است نعوذ بالله نعوذ بالله
مجری:
ایشان فرمودند این عده و این گروه نه روایات شیعه ها را قبول دارند نه روایات خیلی از سنی ها را؛ با توجه به اثباتی که در این چند شب از تمام منابع خودشان آوردیم کارشناسان محترم ذکر کردند فکر می کنم از نظر منطقی و استدلالی سوای از دین اگر نگاه بکنیم یک چیز مبرهن و واضح است و آن این که وقتی نمی خواهم این موضوع را بپذیرم مجبور هستم بروم مخالف آن را بپذیریم.
وقتی مخالفش هستم از اول بنا را بر این گذاشتم که نپذیرم پس می آیم ادعا می کنم از وسط بیاور وسط قرآن است باز قرآن را می خواهی تفسیر کنی یا باید سراغ این مفسران بیایید یعنی مفسران شیعه یا مفسران خودشان باز خودشان این را آوردند.
استاد یزدانی:
همچنین آدم های اصل این که قرآن مال پیغمبر بود نمی توانند ثابت کنند. چطور می خواهند ثابت کنند؟ این قرآن را چه کسی به شما رسانده است؟ چه کسانی این قرآن را رساندند؟ مسلمان ها رساندند از صدر اسلام تا امروز همین ها قرآن را به ما رساندند و همان ها هم سنت پیغمبر را به ما رساندند.
قرآن را قبول دارند سنت پیغمبر را قبول ندارند مگر می شود در قرآن چهارده آیه داریم (أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ)
مجری:
شما چطور (أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ) می گویید بعد روایات هیچ کدام را قبول ندارید ولو روایات ساختگی خودشان که ذکر شده باشد. میگویم حقیقتا از نظر منطقی و استدلالی هر طور نگاه کنیم اثبات شده است ما هم اصراری نداریم کسی که شیعه بوده اذعان کرد و به قول خودش به اهل تسنن مشرف شده است بخواهد دوباره شیعه بشود.
انتخاب با خودتان است حاج آقای حسینی قزوینی این جا فرمودند من نمیگویم برو شیعه بشو من برایت استدلالها را میآورم خودت باید انتخاب کنی. الحمدلله هر شب ذکر کردیم بازهم امشب قشنگ هَیْ هر بار بهانههای هم این جا ایجاد میشود من این را ذکر کنم بارها با افتخار ذکر کردیم به پاک بودن مادرمان افتخار کردیم و عرض کردیم.
«الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي جَعَلَنَا مِنَ الْمُتَمَسِّكِينَ بِوِلاَيَةِ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْأَئِمَّةِ الْمَعْصُومِين صلوات الله عَلَيْهِمُ اجمعین» خدا را شکر ان شاء الله عاقبت بخیر بشویم و با همین اعتقاد هم از دنیا بیرویم. اما ذکر شده و همه چیز آماده انتخاب با خود افراد است.
استاد یزدانی:
من قلبم درد گرفته و ناراحت شدم که یک ناصبی در این عصر در شبکه بیاید بگوید شما ایمان امیر المؤمنین را از قرآن ثابت کنید، واقعا دلم به درد آمد بگذریم ان شاءالله خود امیر المؤمنین هدایتش بکند اگر قابل هدایت است.
یکی از ادلهای که اینها داشتند و آن جنایات عظیم را در کربلا مرتکب شدند بحث خلیفه سوم بود. خلیفه سوم را عده ای از مسلمانها و عده از صحابه چهل روز محاصره اش کردند و بعد از چهل روز داخل خانه اش ریختند و در این چهل روز اجازه نمیدادند آب وارد خانه اش بشود طبق نقلی که اینها دارند خلیفه سوم را مسلمانها و صحابه پیغمبر تشنه کشتند؛ چون خلیفه سوم تشنه کشته شده باید امام حسین (علیه السلام) تشنه کشته بشود.
ملاحظه کنید مطلبی که خودشان نقل کردند مطلب در کتاب مقتل الحسین خوارزمی است. خوارزمی از علمای اهل سنت است و ابو الموید موفق بن احمد المکی اخطب خوارزم متوفای 568 و در کتاب مقتل خودش صفحه 346 نقل میکند میگوید خبر به عبید الله ابن زیاد رسید که امام حسین چاه کنده و از چاه دارد آب بر میدارد و میخورند.
«وبلغ ذلک الی عبیدالله فکتب الی عمر بن سعد»
به عبید الله ابن زیاد خبر رسید و به عمرو ابن سعد نامه نوشت.
«بلغنی ان الحسین یحفر الآبار»
به من خبر رسیده امام حسین دارد چاه میکند و به آب هم رسیده است.
«فیشربه و اصحابه»
هم خودش و هم یارانش دارند آب گوارا میخورند.
«فانظر اذا ورد علیک کتابی هذا فامنعهم من حفر الابار ما استطعت و ضیق علیهم»
وقتی نامه من به تو رسید اجازه نده اینها چاه بکنند تا میتوانی اجازه نده، برای اینها سخت بگیر.
«ولا تدعهم ان یذوقوا من الماء قطرة»
اجازه نده یک قطره آب اینها بنوشند.
«وافعل بهم كما فعلوا بالزّكيّ عثمان والسّلام»
مقتل الحسین الخوارزمی؛ اخطب خوارزمی، تحقیق محمد علامه السماوی، دار الهدی، ص346
با اینها همان رفتاری را بکن که با عثمان انجام دادند. این بهانه بعدی شان است.
باز همین مطلب را ابن اعثم در کتاب الفتوح خودش نقل کرده است. کتاب الفتوح ابن اعثم ابی محمد احمد ابن اعثم کوفی متوفای 314 در دار الاضواء بیروت چاپ اول 1411 جلد 5 نقل شده است دقیقا همان نامه است.
«قال: ثم إن ابن زياد كتب إلى عمر بن سعد: أما بعد، فقد بلغني أن الحسين يشرب الماء هو وأولاده وقد حفروا الآبار ونصبوا الأعلام ، فانظر إذا ورد عليك كتابي هذا فامنعهم من حفر الآبر ما استطعت وضيق عليهم ولا تدعهم يشربوا من ماء الفرات قطرة واحدة، وافعل بهم كما فعلوا بالتقي النقي عثمان بن عفان رضي الله عنه – والسلام»
الفتوح؛ نويسنده: أحمد بن أعثم الكوفي (وفات: 314)، تحقيق: علي شيري (ماجستر في التاريخ الإسلامي)، ناشر: دار الأضواء للطباعة والنشر والتوزيع، 1411ق، ج5، ص91
پس دلیل اینها جنگشان و جنایات شان میگوید چون با عثمان این کارها انجام شده شما هم با امام حسین همین کارها را انجام بدهید. در حالی که طبق نقلی خودشان دارند امیر المؤمنین علی ابن ابی طالب (علیه السلام) به امام حسن و امام حسین دستور داد و خودش هم آمد و برای عثمان آب آورد.
مجری:
حتی دارد که امام حسن و امام حسین زخمی شدند!
استاد یزدانی:
نقل اینها است طبق نقل اینها امیر المؤمنین خودش آب برد، آن که اجازه نمیداد آب به عثمان برسد طلحه بود، طلحه ابن عبیدالله همان که به خونخواهی از عثمان برخواسته بود و به بهانه خونخواهی از عثمان سی هزار نفر از مسلمانها را به کشتن داد همین اقا اجازه نمیداد به عثمان آب برسد خودش از قاتلان عثمان است.
بعد اینها به جای که از طلحه و فرزندان طلحه انتقام بگیرند از امام حسینی انتقام میگیرند که خودش و پدرش برای عثمان آب آورده بودند. خیلی عجیب است و اینها چقدر بی انصاف هستند!
کتاب الانساب الاشراف اقای بلاذری، آقای بلاذری متوفای279 از بزرگان اهل سنت است ایشان در کتاب انساب الاشراف جلد شماره 6 چاپ دار الفکر بیروت با تحقیق دکتر سهیل زکار چاپ 1417 چاپ اول صفحه 188 میگوید کسانی که بر عثمان سخت گرفتند یکی از آنها طلحه ابن عبیدالله بود.
«واشتد عليه طلحة بن عبيد الله في الحصار»
حصار بر عثمان را هر روزی سختتر میکرد، چه کسی؟ طلحه. اینجا طلحه نوشته حسن، حسین و علی ننوشته است. طلحه ابن عبید الله میگوید.
«ومنع من أجل أن يدخل إليه الماء»
اجازه نداد آب به عثمان برسد. تا جای که امیر المؤمنین ناراحت شد.
«حتى غضب عليّ بن أبي طالب من ذلك»
علی ابن ابی طالب عصبانی شد
«فأدخلت على روايا الماء.»
و خودش مشکهای آب را برای خانه عثمان آورد.
أنساب الأشراف؛ اسم المؤلف: أحمد بن يحيى بن جابر البلاذري (المتوفى: 279هـ) الوفاة: 279، دار النشر:، ج2، ص285
در آن خانه فقط عثمان نبود، زنها بودند، بچهها بودند کودکان بودند آدمهای گنهکار بودند و آدمهای بی گناه هم بودند چرا باید آب را از اینها منع کنیم؟ حق ندارد کسی حتی آب را از دشمنش منع کند. شما دیدید در جنگ صفیین هم اینها همین کار را انجام دادند. وقتی لشکر معاویه آمد فرات را تصرف کرد چون زودتر رسیده بودند اجازه نمیدادند لشکریان امیر المؤمنین آب بنوشند تا این که سید الشهداء (علیه السلام) فرمانده لشکر امیر المؤمنین رفت و فرات را از لشکر معاویه پس گرفت وقتی فرات را پس گرفتند مقابله به مثل نکردند و برایشان فرق نمیکرد چه کسی از فرات آب بخورد.
همه میآمدند هم خودشان آب مینوشیدند و هم معاویه و دار و دسته اش از همان آب میخوردند. اینها به خاطر خونخواهی عثمان و به خاطر این که آب به عثمان نرسیده است همین امام حسین (علیه السلام) را تشنه به شهادت رساندند. این هم بهانه اینها است که خدمت تان عرض کردم.
جالب است ببینید بعضی از اینها چقدر بی ادبانه در مورد امام حسین (علیه السلام) حرف زدند. این امام شان اقای عبدالقادر گیلانی، شیخ عقدالقار گیلانی که این همه از او تبلیغ میکنند و او را به عنوان پیر و مراد مطرح میکنند به هر حال بزرگ صوفیه است ایشان کتاب به نام الغنیه دارد. کتابش چاپ دار الکتب العلمیه بیروت جلد 2 چاپ 1417 صفحه شماره 93
«وكذلك عاشوراء لا يتخذ يوم مصيبة»
روز عاشورا، روز مصیبت نیست. چه روزی است؟
«ولأن يوم عاشوراء ان يتخذ يوم مصيبة ليس بأولى من أن يتخذ يوم عيد وفرح وسرور»
آدم باید چقدر بی ادب باشد، چقدر آدم باید نسبت به امام حسین (علیه السلام) کم لطف باشد که بخواهد این حرف را بزند! میگوید روز عاشورا روز فرح و سرور باشد بهتر از این است که روز مصیبت باشد. می گوید در این روز شادی کنید، چرا باید شادی کنند؟ چون طبق مبنای شان اتفاق افتاده است. مبنای شان چه بود؟ مبنای شان این بود که هرکس علیه حاکم خروج کند باید کشته بشود هرکس شق عصای مسلمین بکند باید کشته بشود خونش حلال است و امام حسین علیه حاکم مشروع اینها یزید خروج کرده و به قول اینها شق عصای مسلمین کرده و باید کشته میشد.
بنابراین باید روز سرور و شادی از نظر اینها و پیروان شان باشد. و اینها هیچ راهی برای دفاع از این قضیه ندارند نمیتوانند خودشان را بخواهند بگویند ما دوست امام حسین هستیم، کسانی مثل عبدالقادر گیلانی و پیروانش و کسانی مانند ابن تیمیه و پیروانش کسانی مثل ابن عربی مالکی و پیروانشان اینها همه همین هستند. اینها مبنای شان را میشناسند، میدانند مذهب شان چه گفته و بر اساس مذهب اینها و بر اساس عقیده و باور اینها امام حسین خروجش خروج غیر مشروع بود.
از نظر اینها یزید خلیفه مشروع است و امام حسین علیه خلیفه مشروع اینها قیام کرده است بنابراین هم کشتن امام حسین از نظر اینها جایز بوده هم خونش حلال بوده و هم این که از نظر اینها روز عاشورا روز شادی باشد بهتر از این است که روز مصیبت باشد.
مجری:
گفتم این تناقضها آن قدر مشخص است که فقط بحث انتخاب میماند حاج آقای بندانی دیشب در منبرشان یک چیزی را فرمودند ابن ابی الحدید به استاد خودش میگوید، میگوید ما هر نکته ای به شما میگوییم خودتان دارید اقرار میکنید به این که فضائل امیر المؤمنین از سه خلیفه و کلا همه اشخاص دیگر بیشتر است چرا قبول نمیکنید و این را اعلام نمیکنید؟ ایشان گویا به تشکی که نشیمنگاهش بوده اشاره میکند و میگوید این را از دست میدهم و اگر این را اعلام کنم ریاست و جایگاهم را از دست میدهم!
مشخص است وقتی همه چیز منطقی و اصولی حتی طبق کلام خودشان اثبات شده چون اینها خودشان هم تناقض با همین تحریفات خودشان دارند و در جاهای دیگر این را آورده اند. ان شاءالله که خدا هدایت مان کند و همان طور که عرض کردم با ولایت امیر المؤمنین و اهل بیتش به آن دنیا پا بگذاریم و آن فمن یمت یرنی که از امیر المؤمنین شنیدیم اتفاق بیفتد و چشم مان به جمال نورانی امیر المؤمنین روشن بشود. لطفا دعا بفرمایید
استاد یزدانی:
اگر وقت است اشعاری که آماده کردید بخوانید!
مجری:
بله، من یک عِرقی دارم میگویم حالا که این شبها قسمت شده و ما در این برنامه هستیم شاید فرصتی کمتر در یک سری از مجالس داریم حداقل در این برنامه مزین بشود و این برکت را بیشتر داشته باشیم که ان شاءالله ذکر مصیبتی بشود برای همین هم از شما این خواهش را داشتم که یک دعا و صحبتی داشته باشد من شعر را میخوانم و شما هم یک صحبت مختصر و دعا بفرمایید و برنامه را به اتمام می رسانیم.
از حضرت قاسم میخواهیم عرض کنیم، از حضرت عبدالله هم یک اشاره ای میکنیم و به طور کلی اسم این دو نفر که میآید اسم پدر جانشان آقا جانمان امام حسن مجتبی (صلوات الله علیه) مطرح میشد از زبان قاسم عرض کنیم:
گرچه بر من این ضریح از دیگران سنگین تر است * در هوایت جان سپردن از عسل شرین تر است
اذن میدانم بده جان و دلم را شاد کن * خونم از خون علی اکبر مگر رنگینتر است.
میسپارم جان و در آغوش بابایم روم * نوجوانم پس بهشتم از همه آزینتر است
هر شهیدی شیشه ای عطری ایست در صحرای عشق * کربلا اما زعطر جانم عطراگینتر است
تا زدم فریاد یا عما محکمتر زدند * کینه بابا و جدم از همه دیرینتر است
کاش میشد جسم من را هم نیاری تا خیام * تا که عبدالله نبیند از همه غمگینتر است.
شعر از جناب اقای سید مرتضی موسوی بود که من تأکید دارم اسم شاعر گفته بشود. استاد شما یکی دو جمله روضه و بعد دعا بفرمایید
استاد یزدانی:
تنها دعایی که این روزها ضروری و لازم است و هر شیعه ای وظیفه دارد انجام بدهد اللهم عجل لولیک الفرج است. الهی تو را به قاسم ابن الحسن که امشب متعلق به آن حضرت است اللهم عجل لولیک الفرج!
مجری:
خیلی متشکر و ممنون، تشکر از شما بینندگان عزیز که ما را همراهی کردید عرض کنیم:
کربلای سینه زنهای حسن با قاسم است * ذکر کاشی باب المجتبی یا قاسم است
یا محسن بحق الحسن عجل لولیک الفرج، به امید دیدار التماس دعا یا علی مدد!
رضایی
7 مرداد 1402 - ساعت 08:34تفرقه از اون روزی شروع شد که به رسول اکرم صلوات الله علیه وآله وسلم گفتند دعوه ان الرجل لیهجر.ولش کنید مردیکه رو داره هزیان میگه(نستجیربالله)
رضایی
26 تير 1402 - ساعت 19:52دلمون برای استاد یزدانی برادر مومن و عزیزم خیلی تنگ شده