باب المراد
ویژه برنامه باب المراد با کارشناسی حجت الاسلام شاکرین
برنامه باب المراد 08 04 1401 (قسمت اول)
عنوان: ویژه برنامه به مناسبت شهادت امام جواد(سلام الله علیه)
استاد: حجت الاسلام والمسلمین شاکرین
مجریان: آقای علی سیرتی
کلیدواژها:
شهادت؛ امام جواد علیه السلام؛ شفاعت؛ امامت در کودکی؛ امتحان و آزمایش؛ انجام واجبات؛ ترک محرمات!
مجری:
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِه مُحَمَّد وَ عَجِّلْ فَرَجَهُم؛ سلام عرض سلام، ادب و احترام دارم خدمت شما بیننده های عزیز، با برنامه باب المراد در شب شهادت جانسوز حضرت آقا جان مان امام جواد (علیه السلام) خدمت شما هستیم، این مصیبت جانسوز را خدمت شما تسلیت عرض می کنیم ان شاء الله عزاداری هایتان قبول باشد.
در خدمت حجة الاسلام و المسلمین جناب آقای دکتر احسان شاکرین هستیم محبت فرمودند دعوت ما را پذیرفتند استاد عزیز خدمت شما سلام می کنم خیلی خوش آمدید.
استاد شاکرین:
با عرض سلام خدمت شما و همه بینندگان محترم که ما را دارند در این شب شهادت آقا جواد الأئمه (علیه الصلاة و السلام) می بینند.
مجری:
شهادت حضرت امام جواد (علیه السلام) را خدمت شما تسلیت عرض می کنم. یک عزیزی به من می گفت چه سعادتی نصیب شما شد گفتم چرا؟ گفت خیلی جالب است که در شب شهادت امام جواد (علیه السلام) در شبکه ای که به نامِ نامی حضرت امام مهدی حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) دعوت شدید آن جا صحبت می کنید.
این هم یک نوع عبادت و عزاداری محسوب می شود چقدر زیباست واقعاً این روزیی هست که حتی برای شما بیننده های عزیز هم ممکن است ایجاد شده باشد که بیننده این برنامه شده باشید. از همین جا سلام می دهیم به حضرت آقا جان مان امام جوان مان حضرت امام جواد (علیه السلام)، السلام علیک یا امام جواد (علیه السلام)
استاد عزیز از آقا جان مان امام جواد (علیه السلام) بفرمایید از نحوه شهادت و بزرگواری حضرت جواد (علیه السلام) بفرمایید.
استاد شاکرین:
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِه مُحَمَّد وَ عَجِّلْ فَرَجَهُم؛ حدیثی به نام حدیث لوح داریم از بانوی بزرگوار حضرت زهرا (سلام الله علیها) به ما رسیده است و این حدیث بسیار حدیث عظیم و بزرگی است که تک تک معصومین و ائمه را در آن جا مشخص کردند از طرف خدای متعال این حدیث آمده است. آن جا وقتی که به آقا جان مان حضرت جواد الأئمه (علیه السلام) می رسد خیلی جالب است این کلمات و این عبارات
«وَ خَلِيفَتِهِ مِنْ بَعْدِهِ وَ وَارِثِ عِلْمِه»
او خلیفه بعد از حضرت رضا (علیه السلام) و خلیفه پیغمبر خداست و وارث علم امام رضا (علیه السلام) اگر بخواهیم در مورد علم حرف بزنیم که در قرآن علم به چه معنایی است؟ یک عظمتی است.
«فَهُوَ مَعْدِنُ عِلْمِي وَ مَوْضِعُ سِرِّي وَ حُجَّتِي عَلَى خَلْقِي لَا يُؤْمِنُ عَبْدٌ بِهِ إِلَّا جَعَلْتُ الْجَنَّةَ مَثْوَاهُ وَ شَفَّعْتُهُ فِي سَبْعِين مِنْ أَهْلِ بَيْتِهِ كُلُّهُمْ قَدِ اسْتَوْجَبُوا النَّارَ وَ أَخْتِمُ بِالسَّعَادَةِ لِابْنِهِ عَلِيٍّ وَلِيِّي وَ نَاصِرِي وَ الشَّاهِدِ فِي خَلْقِي وَ أَمِينِي عَلَى وَحْيِي أُخْرِجُ مِنْهُ الدَّاعِيَ إِلَى سَبِيلِي وَ الْخَازِنَ لِعِلْمِيَ الْحَسَنَ وَ أُكْمِلُ ذَلِكَ بِابْنِهِ محمد رَحْمَةً لِلْعَالَمِين»
الكافي (ط - الإسلامية)؛ نویسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، ناشر: دار الكتب الإسلامية، محقق/ مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ج1، ص528
«فَهُوَ مَعْدِنُ عِلْمِي» پس او معدن علم و جایگاه علم است یعنی هر علمی را شما بخواهید باید از وجود جواد الأئمه (علیه السلام) بخواهید «وَ مَوْضِعُ سِرِّي» و اسرار حق تعالی (جل عظمته) و محمد و آل محمد در وجود حضرت جواد الأئمه (علیه الصلاة و السلام) هست. اسراری در زندگی حضرت هست و در تک تک ارکان وجودی امام جواد (علیه السلام) متبلور است. «وَ حُجَّتِي عَلَى خَلْقِي» و حجت بر خلق من و همه موجودات است.
بعد این عبارت جالب است ان شاء الله باز بر می گردیم روی آن مواضع هم صحبت می کنیم. «لَا يُؤْمِنُ عَبْدٌ بِهِ إِلَّا جَعَلْتُ الْجَنَّةَ» کسی مؤمن جواد الأئمه نمی شود الا این که خدا بهشت را برایش قرار می دهد بعد می فرماید «مَثْوَاهُ وَ شَفَّعْتُهُ فِي سَبْعِين مِنْ أَهْلِ بَيْتِهِ كُلُّهُمْ قَدِ اسْتَوْجَبُوا النَّارَ» در حدیث لوح می فرماید هر کسی به جایگاه و عظمت جواد الأئمه ایمان بیاورد خدای متعال در روز قیامت به او مقامی می دهد که شفیع هفتاد نفر از خاندانش خواهد شد. و آن را هیچ وقت سزاوار آتش نخواهد کرد. عجیب است که مقام شفاعت را قرآن کریم می گوید مقام شفاعت فقط مال خداست.
در جاهای قرآن می گوید مقام شفاعت مال پیغمبر و اهل بیت است این جا کسی مؤمن به حضرت جواد الأئمه (علیه الصلاة و السلام) می شود مقام شفاعت را به او می دهند یعنی می تواند دستگیری بکند و بگوید این و این و این آقا و این خانم را می خواهم با خودم به بهشت ببرم.
مجری:
می تواند هر کسی باشد؟
استاد شاکرین:
هر کسی باشد بحث هایی پشتش هست ولیکن بحث های شفاعت، بحث های کلامی و روائیش هست که چه کسانی مورد شفاعت قرار می گیرند؟ در این حدیث شریف می فرماید کسی که به مقام جواد الأئمه (علیه الصلاة و السلام) ایمان بیاورد. مقام جواد الأئمه (علیه السلام) مگر چه است؟ امامی که در هفت، هشت سالگی به امامت رسید.
در زمان کودکی به ظاهر که خیلی ها ایراد گرفتند یکی از چیزهایی که مورد امتحان قرار می گیرد چون همه ما هر روز مورد امتحان قرار می گیریم در اول سوره عکنبوت می فرماید همه انسان ها و همه کسانی که می گویند ما ایمان می آوریم همه شان مورد امتحان قرار می گیرند هر روز داریم امتحان عقیدتی، سیاسی، مذهبی و اجتماعی می شویم.
چقدر خوب است که بتوانیم از این امتحان سر بلند بیرون بیاییم خصوصاً ما شیعیان، خصوصاً در مسائل اقتصادی که امروز از ابتلائات شدید شیعه هست. امروز خیلی قیمت ها بالا رفت بحث مسکن برای همه مشکل زا شده تقاضایم این است از همه کسانی که الان دارند این برنامه را می بینند ایمان به جواد الأئمه دارند ایمان به آقا جان مان امام رضا دارند. شما را به خدا قسم هواس مستأجرها را داشته باشید هوای کسانی که امروز خانه ندارند و مشکل دارند را داشته باشید تا آن ها هم ان شاء الله حواس شان به شما باشد. این مورد ابتلاء و امتحان است.
یکی از امتحانات در زمان حضرت جواد الأئمه بحث های مالی داشت خیلی ها آمدند وکلای امام رضا (علیه الصلاة و السلام) بودند. وقتی که امام رضا به شهادت رسیدند قرار شد پول ها را بیاورند چون وکیل امام رضا بودند پول های سنگینی پیش شان بود به خاطر این که امام کودک بود پول ها را نیاوردند، فتحیه و ... شدند گفتند امام رضا از دنیا رفت و کسی دیگر نیست این بچه را قبول نداریم. این یکی از امتحانات بود چون امام رضا (علیه الصلاة و السلام) در سن بالا بچه دار شدند خیلی ها ایراد می گرفتند که این بچه، بچه امام رضا نیست.
اصلاً امام رضا بچه دار نمی شود خیلی بی ادبی ها و کارهای بی شرمانه ای کردند که جای گفتنش نیست خودم از این قضیه ابا می کنم که این حرف ها را بزنم خاک بر دهانم بخواهم این حرف ها را بزنم.
مجری:
امام رضا (علیه السلام) در چه سنی بچه دار شدند؟
استاد شاکرین:
در سن 45 یا 46 سالگی ظاهراً فرزند دار شدند و هیچ فرزندی نداشتند همه می گفتند اگر شما امام هستید باید پسری داشته باشید که بعد از شما امام باشد. همه شیعیان مورد ابتلاء و امتحان بودند، بعد که آقا جواد الأئمه (علیه الصلاة و السلام) به دنیا آمد حضرت فرمودند مولودی با برکت تر از جواد الأئمة در طول اسلام وجود ندارد چقدر بزرگوار؟
این بچه به دنیا آمد بچه ای که ما می گوییم بچه است عظمت خدا در وجود حضرت جواد الأئمه (علیه الصلاة و السلام) است. خدای متعال می گوید من او را معدن علم قرار و موضع سِرّ خودم قرار دادم. موضع سِر آن زمان خیلی مهم است یک کسی به نام مأمون آن موقع پادشاه و سلطان است کسانی که در تاریخ یک مطالعه ای کرده باشند شاید بگوییم در بحث عباسی ها در خلافت عباسی عفریت مستکبر که در روایت هم آمده است.
عفریت یعنی هر کسی با او گلاویز بشود شکست می خورد به این عفریت می گوید که در قرآن می گوید (عِفْرِيتٌ مِنَ الْجِنِّ) هم از جن و هم از انس داریم. عفریت مستکبر نام مأمون هست بسیار عالم است. علم دارد، مطالعه کرده است. دانشمند روزگار خودش است. بسیار دقیق است همین مأمونی که بسیار خباثت دارد و شهادت امام رضا و یک جورهایی شهادت آقا جواد الأئمه را رقم می زند. حضرت امام رضا را زندانی می کنند به ظاهر خیلی با او خوش رفتاری می کند او را ولیعهد قرار می دهد ولی نامرد روزگار است. با سیّاسی کامل کارش را پیش می برد امام جواد را در چنگ خودش می گیرد و دخترش ام الفضل را به اجبار به عقد آقا در می آورد.
مجری:
در زمان حیات حضرت رضا (علیه السلام) این اتفاق پیش می آید؟
استاد شاکرین:
بله، این اتفاقات می افتد که امام جواد (علیه الصلاة و السلام) را در چنگ داشته باشد و کسی نتواند از این ها بهره کافی ببرد. همین عفریت که عفریت مستکبر می گویم همین آقا با دانمشندان اهل سنت می نشیند سر اثبات خلافت امیر المؤمنین علی (علیه السلام) مباحثه می کند. خودش را چه جا می زند؟ ولی از آن طرف دارد ائمه اطهار را می رنجاند و به شهادت می رساند اما از این طرف هم دم از خلافت امیر المؤمنین می زند. بسیار عفریت عجیبی است عفریت مستکبر در روایات آمده است.
این مأمون، آن موقع یک جو سیاسی اجتماعی عجیبی را حاکم کرد حالا حضرت جواد الأئمه (علیه الصلاة و السلام) این وسط چطوری باید امامت و خلافت خودش را به مردم نشان بدهد؟ قدرت خدا چطوری است؟ در کوچه بچه ها داشتند بازی می کردند دستور می دهد این بچه را هم ببرید در کوچه بگذارید بازی بکند. بعد مأمون با خدم و حشم می آید مأمون این قدر ابهت داشت که همه بچه ها فرار می کنند الا آقا جواد الأئمه کف این کوچه می ماند. مأمون می پرسد چه کار می کنی بازی می کنی؟ می گوید بازی نمی کنیم ما انبیاء و اولیاء خدا بازی نمی کنیم دنیا بازی است لهو و لعب مال دنیاست. می گوید که هستی؟ می گوید پسر امام رضا، پسر موسی ابن جعفر، پسر امام صادق یکی یکی تا پیامبر عظیم الشأن می شمارد.
جلالت جواد الأئمه او را می گیرد داستان عجیب و غریبی است می خواهم عرض بکنم شخصی به نام عمار ساباطی است این آقا شاگرد امام صادق، امام کاظم و امام رضا بود البته بعد در دین و مذهب ظاهراً یک خدشه هایی هست البته بعضی از علما او را تکذیب کردند گفتند او نیست. اما به هر حال عمار ساباطی به جواد الأئمه (علیه السلام) در کودکی نگاه می کرد می خواست مصر برود او را بر انداز می کرد برود برای مصری ها بگوید امام تان چه کسی است؟
مثلاً یک بچه هفت، هشت ساله با این خصوصیات است حضرت جواد الأئمه یک نگاهی به عمار کرد گفت چرا این طوری نگاه می کنی؟ گفت می خواهم مصر بروم می خواهم از شما تعریف بکنم چه بگویم که شیعیان مصر قبول کنند؟ حضرت فرمودند می دانی خیلی از انبیاء در کودکی به نبوت رسیدند؟
حضرت یحیی، حضرت عیسی (علیه السلام) خدا قادر هست یا نیست که تمام علم خودش را در وجود یک سنگ قرار بدهد در وجود یک مورچه قرار بدهد. ایشان می گوید چرا می تواند خدا قدرت دارد می گوید پس نگاه کن و از علم من و از آن سِری که در وجود من هست برای شیعیان بگو.
مجری:
بسیار عالی، وقتی صحبت از ائمه معصومین (علیهم السلام) در این برنامه و همه مجالس ها می شود قلب انسان با نور اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام) صیقل داده می شود می گویند حضرت جواد (علیه السلام) در دل انسان های شکسته جای دارد هر کسی دل شکسته ای دارد در چنین شبی که شب شهادت آقا امام جواد (علیه السلام) هست از کودکی این بزرگوار استاد عزیز دارند صحبت می کنند ان شاء الله خدای به حق محمد و آل محمد، به حق آقا جان مان امام جواد (علیه السلام) نظری در دل های شکسته همه ما ان شاء الله داشته باشد.
(میان برنامه)
مجری:
...یک چیزی را خدمت شما بیننده های عزیز عرض کنم برنامه های که تولید می شود و پخش زنده ای که خدمت شما بینندگان عزیز هستیم استادان عزیزی در این برنامه ها دعوت می شوند به این منظور هست همه ما در هر جایی از این عالم هستیم بدانیم چه شخصیتی داریم و بدانیم چه کسی هستیم و در محضر چه بزرگانی هستیم؟
ما شیعه اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام)، شیعه آقا جان مان امیر المؤمنین علی ابن ابی طالب (علیه السلام) هستیم. شیعه امام جواد (علیه السلام) هستیم چقدر خوب است هر شیعه ای در این عالم پهناور امام خودش را بشناسد. امام جواد (علیه السلام) در کودکی امام شدند و چقدر هم زیباست و چه درسی برای همه ما انسان ها است.
بعضی مواقع افرادی را می بینیم شیعه هستند سِنی از ایشان گذشته است ببخشید این طور حرف می زنم طرف حرف زدن بلد نیست. 60 – 70 سال از سنش گذشته است آداب سخن گفتن را نیاموخته است. در واقع بلد نیست استاد عزیز جناب آقای شاکرین در مورد کودکی حضرت جواد (علیه السلام) صحبت می کنند و پاسخ این امام همام نسبت به بعضی از مردمانی که با حضرت امام جواد (علیه السلام) سخن گفتند دکتر شاکرین در خدمت تان هستم.
استاد شاکرین:
امام جواد (علیه الصلاة و السلام) عجایبِ عجیبی را در زندگی خودشان رقم زدند که ما شاید در زندگی ائمه قبلی نداشتیم و آن بحث کودکی حضرت و این حالاتی که در وجود آقا امام جواد (علیه السلام) در زمان حیات امام رضا (علیه الصلاة و السلام) حتی بعد از شهادت امام رضا (علیه السلام) نگاه می بینید عجیب است.
ایشان به ظاهر داماد مأمون هستند چرا؟ گفتم برای این که بحث سیاسی اقتضاء می کرد که مأمون خودش را به اهل بیت بچسباند و بگوید که ما از نسل بنی عباس هستیم ما هم هاشمی هستیم. تمام ظلم های که می کنند را به اهل بیت و قرآن بچسبانند بگویند آن ها دستور دادند ما کاری نمی کنیم سیاست شان این بود.
به زور دخترش ام فضل را به ازدواج آقا در آورد به ظاهر خیلی خزانه را در اختیار آقا امام جواد (علیه السلام) قرار داد گفت شما هر کاری صلاح می دانید انجام بدهید. حضرت در سن کودکی است ایشان کلاً 25 بهار بیشتر ندیدند و به شهادت رسیدند. اما می بینید مثلاً امام رضا (علیه الصلاة و السلام) به امام جواد (علیه السلام) نامه می نویسد پسرم، عزیزم مأمورها و آن خدمت و حشم می خواهند تو را از در پشتی ببرند مردم دورت نریزند.
این کار را نکن از آن در بزرگ برو کیسه های پر از پول و طلا دستت بگیر و به بین مردم و فقراء تقسیم کن این طور نباشد که تو از مردم و شیعیان جدا باشی. خیلی عجیب است برای همین است می گویند هر کسی حاجت دنیایی دارد در خانه آقا امام جواد الأئمه (علیه الصلاة و السلام) برود. خصوصاً کسانی که مشکل مسکن دارند ان شاء الله هم بنده هم شما و همه دوستانی که صاحبخانه نشدند خدا ان شاء الله صاحبخانه شان بکند.
اگر هم که صاحب خانه نشدند به هر دلیل دچار صاحبخانه های دلرحم و سخی بکند. این را دوست نداشتم ولی جالب است بدانید شنیدید قارون چطور به هلاکت رسید؟ زمین او را بلعید یک دفعه از دنیا رفت یعنی زجر نکشید فرعون در آب افتاد حالت خفگی، ترس و وحشت داشت ولی برای قارون این اتفاق نیفتاد.
در روایت هست برای یکی از اقوامش مشکلی پیش آمده بود گفت ای کاش این اتفاق برایش نیفتاده بود همین یک کلمه را گفت و غصه آن شخص را خورد خدا گفت تو ایمان نداری و دشمن خدا شدی این را در سفینة البحار مرحوم محدث قمی آورده همین یک کلمه گفت به همین خاطر که دلسوزی کرد خداوند متعال، مرگ را برایش آسان کرد.
درست است که جایگاهش در آتش است ولی خدا مرگ را برایش آسان کرد چرا ما این طوری نباشیم؟ چرا به فکر ضعفاء و فقراء نباشیم؟ فقط به فکر این باشیم شکمم سیر بشود لباسم تهیه بشود. فعلاً مشکلات خودم حل بشود تا دیگران؛ خدای متعال سِر تمام اسرار عالم را در این قرار داده است می گوید شکم دیگران را سیر بکن خدا شکم تو را بهتر سیر می کند.
به دیگران خدمت بکن خصوصاً شیعیان آقا مرتضی علی (علیه الصلاة و السلام) خدا هزار برابر به تو عنایت می کند دیگر چه می خواهد بگوید دیگر خدا چه کار بکند؟ چرا ما این طور نیستیم و پا روی دل مان نمی گذاریم؟ در این قضیه از حضرت جواد (علیه السلام) داستان ها زیاد دارم داستانی را یکی از اساتید بزرگوارم از آقا امام جواد (علیه الصلاة و السلام) تعریف می کردند.
جوانی از شیعیان و محبین آقا امام جواد (علیه الصلاة و السلام) بود حضرت مادرش را دید گفت جوانت را چند وقتی هست ندیدم. گفت تب کرد و بیمار است آقا فرمودند چه شد؟ عرضه داشت یا جواد الأئمه ایشان عاشق یک دختری شد که کنیز خانه روبرویی ما بود به خواستگاریش رفت به او ندادند پسرم به عشق آن کنیز بیمار شد و تب کرد.
حضرت فرمودند می خواهم به عیادتش بیایم حضرت رفتند دیدند خیلی تب کرد و حالش بد است حضرت فرمودند فلان روز می خواهم تو را در باغی از باغ های خودم در پشت مدینه ببرم. بیرون از مدینه باغ های بسیار سرسبز و خوش آب و هوا داشت. جوان گفت می بینی حالم خوب نیست حضرت فرمودند دعوت ما را رد نکن.
چقدر خوب است آدم دعوت اهل بیت را قبول کند. ولو این که آدم حالش وخیم باشد امروز شیعیان آقا امام زمان همه شان مضطر هستند حال شان وخیم و بد است بتوانیم خوشحال شان بکنیم ان شاء الله اهل بیت خوشحال مان بکند. هر کسی، هر جوری بتواند یک شیعه ای را خوشحال بکند خدا ان شاء الله هزار برابر خوشحال می کند که همین طور هم هست.
حضرت فرمودند فلان دنبالت می آیم با هم می رویم گفت حالم خوب نیست حضرت گفت بیا بد نیست. آن روز آمد سوار بر مرکب شدند و بیرون از مدینه رفتند آقا به یک باغی اشاره می کنند می گویند فلانی داخل این باغ برو این شخص داخل باغ می شود می بیند چه باغ سرسبزی، چه فرش های زیبایی، چه متکاهای زیبا و گران قیمتی چشمش به یک زن نا محرم می افتد چشمش را می بندد سریع بر می گردد.
آقا امام جواد می فرمایند چرا برگشتی؟ می گوید آقا جان فدای شما بشوم خودتان فرمودید شیعیان ما باید چشم شان پاک باشد و عمل صالح داشته باشند. ما بعضی وقت ها گول می خوریم می گوییم آدم محبت اهل بیت و ولایت اهل بیت را دارد نمازش هم قضا شد و ... نمی شود این حرف را زد همه اهل بیت می فرمایند عمل صالح داشته باشید.
درست است که قبولی تمام اعمال صالح ما ولایت اهل بیت است ولی باید کوشش خودمان را بکنیم این شخص می گوید رفتم دیدم شخصی نا محرم آن جا بود نرفتم حضرت فرمودند برو این محرم تو است خوب ببینش؛ داخل می رود این همان کنیزی بود که دوستش داشت و برای خواستگاریش رفته بود گفتند به تو نمی دهیم.
دوباره بیرون می آید آقا امام جواد می گوید دوباره چرا بیرون آمدی؟ می گوید آقا این همانی است که می خواستم ولی چطور شد این جا هست؟ حضرت فرمودند مگر این کنیز را دوست نداشتی مگر به عشق این کنیز نمی سوختی؟ این کنیز را از صاحبش خریدیم آزادش کردم و به عقد تو در آوردم این باغ، این فرش ها این متکاهای زیبا تمام این خدم و حشمی که در این باغ هستند به تو بخشیدم.
آفرین به این جوان که به خاطر عشق، عاشقی و محبتی که به این زن داشت امام زمان فروش نشد که ما بعضی وقت ها می گوییم یا جواد الأئمه قربانت برویم، فدایت بشویم یا امام زمان می دانیم مخلص و چاکرتم هستم ولی در بزنگاه یک دفعه می بینیم کار خراب می شود و فراموش می کنیم.
اهل بیت فرمودند تمام خیرهایی که شما می خواستید خدا در واجبات قرار داده است اگر این واجبات را انجام بدهید تمام خیرات به شما می رسد و تمام آن چیزی که شما را نابود می کند و به عرصه نیستی می کشد همان چیزهایی که خدا حرام کرد. امروز بی حجابی، بی عفتی، سگ گردانی، ازدواج های عجیب و غریبی که امروز داریم می بینم.
در بعضی از آقایان و خانم های سلبریتی و ... در بعضی حتی آدم های متدین محبت شان به دور از محضر شما و این جلسه به یک سگ، به یک حیوان بیشتر است در خانه هایشان گربه و سگ نگه می دارند. اهل بیت و دین ما این اجازه را ندادند این کارها را بکنیم این ها را نجس می داند بعد می گویند در سوره کهف داریم اصحاب کهف، با سگ بودند.
بله ولی در قرآن دارد این سگ بیرون غار بود اصلاً داخل نیامد مگر این ها رفتند سگ را بغل کردند با او خوابیدند و بلند شدند و با او سگ گردانی رفتند؟ سگ هم جای خودش یک مخلوق خداست قرار نیست هر چیزی که مخلوق خداست در عرصه خانواده بیاوریم. بدبختی ما این شد.
مجری:
...صحبت های که می کنید نکته به نکته برای همه ما درس هست ان شاء الله که هر کجا هستیم بیننده این برنامه شدیم از رفتار اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام) بخصوص حضرت جواد (علیه السلام) بیاموزیم. با ادامه بحث استاد بزرگوار در خدمت تان هستم.
استاد شاکرین:
در قرآن کریم در سوره کهف در وصف مؤمنان همان کسانی هستند که ولایت اهل بیت و امیر المؤمنین را قبول کردند هر جا اسم مؤمن می آید کسی است که ولایت امیر المؤمنین (صلوات الله و سلامه علیه) و ائمه اطهار تا امام عصر را قبول دارند.
(إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ كَانَتْ لَهُمْ جَنَّاتُ الْفِرْدَوْسِ نُزُلًا)
اما کساني که ايمان آوردند و کارهاي شايسته انجام دادند، باغ هاي بهشت برين محل پذيرايي آنان خواهد بود.
سوره کهف (18): آیه 107
در بهشت قسمتی به نام فردوس است موضعی دارد که بالاترین موضع بهشت است خود بهشت این طرف آب و آن طرف آب و منطقه بندی دارد. بهترین منطقه اش، منطقه فردوس است. منطقه فردوس، حضرت امیر المؤمنین فرمودند مال محمد و آل محمد (صلوات الله و سلامه اجمعین) است. در ذیل این آیه دارد نامه ای امام جواد (علیه السلام) به اصحاب یکی از اصحاب خوب خودشان علی ابن مهزیار دورقی می نویسد.
علی ابن مهزیار از شیعیانی است که برای امام جواد همه کار انجام داده است یعنی از جان، مال و از همه چیز مایه گذاشت. یک علی ابن مهزیار در تاریخ داریم در زمان امام عصر است شاید این دو تا باشند و یکی نباشند حتی بعضی ها گفتند هستند اما به هر حال این شیعه بسیار خوب امام جواد (علیه الصلاة و السلام) است.
به امام جواد (علیه السلام) نامه نوشت مقداری پول از شما پیش من هست آیا می شود این پول را در زندگیم هزینه کنم؟ امام جواد نامه ای نوشتند چقدر این نامه زیباست؟ حضرت می نویسند یا علی این پول قابلت را ندارد بیشتر از این برایت می فرستم دوستت دارم به تو محبت دارم، بعد آن جا حضرت می نویسند خداوند بهترین جزا و بهترین های عالم را به تو بدهد و بهشت برین را جایگاه تو قرار بدهد
(جَنَّاتُ الْفِرْدَوْسِ نُزُلًا) و تو را خار دنیا و آخرت قرار ندهد
مجری:
دعای امام جواد (علیه السلام) برای مهزیار
استاد شاکرین:
بله، این پول چه است دارد چه دعایی می کند؟ برای امام کار بکنی می بینید چطور جزا می دهد؟ خدمت تان عرض کردم چون لطف امام جواد (علیه السلام) و امام رضا هست هفته قبل مشهد بودم به زیارت و پابوس آقا امام رضا (علیه السلام) رفتم. از باب الجواد رفت و آمد می کردیم یک وقت به حضرت رضا عرض کردم هر روز از باب پسرت می آییم و می رویم چه لطف و مرحمتی؟ ای کاش یک کاری به ما می گفتی برای امام جواد (علیه السلام) بکنیم ایشان خوشحال بشوند البته برای زیارت می آیم خیلی خوشحال می شوم. ده دقیقه بعد از این که، این حرف را زدم و این نیت را داشتم جناب آٔقای عباسی از شبکه ولی عصر زنگ زدند گفتند برنامه مناسبتی برای آقا جواد الأئمه می آیید؟ همان جا زیر گریه زدم.
گفتم چقدر این ها زیبا و قشنگ با آدم رو می کنند و حاجت می دهند جالب این که، آن جا حضرت می فرماید یا علی تو را آزمودم پس ائمه ما را آزمایش می کنند. همین طور الکی یا جواد الأئمه، یا امام رضا بگوییم نه؛ من تو را آزمودم و در مورد خیر خواهی، فرمانبرداری، احترام و انجام کارهای لازم تو را آزمایش کردم.
دیدم تو تمام این ها را در عملت راست گفتی در عمل نشان دادی نماز خواندی این نمازت برای اهل بیت است. دروغکی نیست، بازی در نمیاری در در بازار معامله ای انجام می دهی حواست به اهل بیت هست. اگر داری با همسرت صحبت می کنی حواست به اهل بیت و رضایت آن ها هست. باغ های بهشت برین محل پذیرایی تو خواهد بود ان شاء الله در سرما، در گرما، در شب و روز خدمت و موقعیت تو بر ما مخفی نیست یعنی هر کجا، هر کاری برای ما کردی می بینیم و نگاهت می کنیم.
برای حسن ختام جلسه مان یاد گرفتیم که اهل بیت ما در همه جا را آزمایش می کنند چه در سختی ها، چه در آسانی ها، چه در شب، چه در روز و در خیرخواهی ببینیم چقدر خیر خواه اهل بیت هستیم؟
خیلی جاها برای اهل بیت باید حرف بزنیم خیلی جاها برای اهل بیت باید سکوت بکنیم هیچی نگو، حرف نزنیم و تقیه بکنیم. در کتاب دلائل طبری از ابن برقی، از ولید، از زکریا ابن آدم که در قبرستان شیخان قم خاک هستند می گوید خدمت امام رضا (علیه الصلاة و السلام) رفته بودم حضرت جواد را خدمت حضرت آوردم در حالی که سن شریفش از چهار سال کمتر بود. پس آن حضرت دست خود را بر زمین زد و سر مبارکش را به جانب آسمان بلند کرد چه کسی؟ امام جواد زیر چهار سال و مدت طویلی فکر کرد. حضرت رضا (علیه السلام) فرمودند جان من فدای تو برای چه داری این قدر فکر می کنی؟ امام جواد فرمود فکرم در آن چیزیست که با مادرم فاطمه به جا آوردند.
به خدا قسم آن دو فلان و فلان را که غاصب ولایت هستند غاصب اول و غاصب دوم از قبر بیرون می آورم می سوزانم، خاکسترشان را به دریا می دهم و بعد حضرت فرمود چقدر امام جواد مادری است موضع سِر که خدمت شما عرض کردم شاید همان سِر فاطمه زهرا (سلام الله علیها) است که هر چه می کشیم از سقیفه هست هر چه می کشیم از غصب ولایت امیر المؤمنین و پشت کردن به دختر رسول خدا و آن کارهای که انجام دادند.
ایشان در آن روایت می گوید دیدم امام رضا بلند شدند میان دو چشم جواد الأئمه را بوسیدند و فرمودند فدای تو باد جانم که تو شایسته امامتی؛ یعنی تا مادری نباشی تا عشق فاطمه زهرا در دلت نباشد و تبری از دشمنان و غاصبین ولایت نداشته باشی به این درجه ماها نمی نرسیم. امامتش هم به آن درجه وقتی می خواهد نائل بشود باید به مقام حضرت زهرا که مقام
(إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ فِي لَيلَةِ الْقَدْرِ)
ما آن [= قرآن] را در شب قدر نازل کرديم!
سوره قدر (97): آیه 1
است باید نائل شده باشد. این که چقدر به حضرت جواد باید نزدیک بشویم؟ شاید نزدیک تر فرد از لحاظ ظاهری ام الفضل ملعونه همسر امام جواد است اما گول برادرش معتصم را خورد به خاطر دنیا برای شهادت حضرت نقشه کشید و حضرت جواد الأئمه را مسموم کرد. می گویند حضرت این قدر مسموم شد جگرشان می سوخت فقط می گفتند تشنه هستم. گریه می کرد که چرا اشتباه کردم ولی اجازه نمی داد کسی آب به حضرت بدهد و حضرت را داخل یک حجره محبوس کرد نمی گذاشت کسی به حضرت جواد الأئمه (علیه السلام) آب برساند ناله های حضرت جواد بیست و پنج ساله این امام عزیز ما بلند شد آن جا بود گفت بروید سر و صدا و بزن و بکوب راه بیاندازید کسی صدای جواد الأئمه را نشنود.
یکی از کنیزها دلش سوخت آقا به این خوبی چرا باید از تشنگی جگرش بسوزد قدری آب آورد به حضرت بدهد ام فضل رسید گریه می کرد اظهار پشیمانی هم کرد که اشتباه کردم همسر خوبی مثل شما را به شهادت رساندم اما خباثت وجودی او نمی گذاشت که توبه بکند خیلی بد است تمام امتحانات در این عالم می شود که خوب ها از بدها، خبیث از طیب جدا بشود.
آب روی زمین ریخت ظرفش را شکست و گفت باید له له آب بزند و جگرش بسوزد صدای آقا جواد الأئمه نمی آید وقتی در حجره را باز کردند دیدند حضرت فرش حجره را عقب زد صورتش را روی خاک گذاشت و از دنیا رفت. چون از شیعیان می ترسید دستور داد جسد مبارک شان را روی پشت بام بیاندازند. شیعیان می دیدند کبوترها روی پشت بام خیلی زیاد شدند بال هایشان را کنار هم گذاشته بودند آفتاب به جسد مبارک آقا جواد الأئمه این امام عزیز نرسد ولی ای خاک بر دهانم شیعیان بعد از چند روز دیدند جسد مبارک آقا را از پشت بام بر زمین انداختند این ظلم ها را کردند چرا؟ به خاطر آن سقیفه ملعونه، آن جا درب خانه مولا را شکاندند، آتش زدند و بی احترامی کردند که به تک تک اهل بیت این طور ظلم شد.
خدا ان شاء الله دعای امام رضا را در حق ما مستجاب بکند. دعای اهل بیت را دعای خصوصاً آقا جواد الأئمه را در حق ما مستجاب بکند و امشب از حضرت جواد (علیه السلام) موضع سِر خدای متعال خواستارم ان شاء الله فرج امام زمان مان را نزدیک کند و به نگاهی به اضطرار این امت مسلمان بکند. ان شاء الله دل شان بسوزد.
مجری:
خیلی متشکرم از صحبت های شما استفاده کردیم از داستان های که از حضرت امام جواد (علیه السلام) و زندگانی ایشان فرمودید. بینندگان عزیز به پایان برنامه باب المراد رسیدیم خیلی ممنون که تا پایان برنامه ما را همراهی کردید، در شب شهادت حضرت جواد (علیه السلام) هستیم ان شاء الله خدای بزرگ به حق آقا جان مان امام جواد (علیه السلام) نظر لطف خودش را از ما نگیرد و به دل های همه ما نگاه ویژه ای داشته باشد.
حاج آقا شاکرین عزیز در پایان برنامه برای ظهور امام زمان دعا کردند خدا را قسم بدهیم به حق امشب، به حق آقا جان مان امام جواد، ای خدای بزرگ به حق حضرت جواد (علیه السلام)، اللهم عجل لولیک الفرج الهی آمین، تا جلسه دیگر شما بینندگان عزیز را به خدای بزرگ و مهربان می سپارم یا علی مدد و خدا نگهدار!
