ویژه برنامه باب الحوائج
ویژه برنامه باب الحوائج با کارشناسی حجت الاسلام نهاوندی
برنامه باب الحوائج 07 12 1400 (قسمت اول)
عنوان: ویژه برنامه به مناسبت شهادت موسی کاظم (سلام الله علیه)
استاد: حجت الاسلام والمسلمین نهاوندی
مجریان: آقای سید محمد جواد شرافت
کلیدواژها:
شهادت؛ امام موسی کاظم علیه السلام؛ باب الحوائج؛ سازمان وکالت؛ ولایت؛ شیعه؛ علی بن یقتین؛ مسائل اجتماعی؛ انتظار فرج؛ صله رحم!
مجری:
«بسم الله الرحمن الرحیم بِسْمِ اللَّهِ نُورِ النُّورِ بِسْمِ اللَّهِ نُورٌ عَلَى نُورٍ بِسْمِ اللَّهِ الَّذِي خَلَقَ النُّورِ مِنَ النُّورِ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي خَلَقَ النُّورَ مِنَ النُّور وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى سَيِّدِنَا مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرِين»
می شود بر شانه لطفت پریشان گریه کرد * پا برهنه سویت آمد مثل باران گریه کرد
هر دم ای آئینه با آهت دل عالم گرفت * چشم دنیا تار شد سر در گریبان گریه کرد
خون به جای اشک از زنجیر دستانت چکید * پا به پای تو در و دیوار زندان گریه کرد
از شکوه تو زن آوازه خوان لکنت گرفت * با نوای ربنای تو نگهبان گریه کرد
تازیانه خط به خط بر پیکرت مقتل نوشت * تازیانه زخم هایت را فراوان گریه کرد
بیت آخر خواند دعبل از غریب کاظمین * بی صدا زیر عبا شاه خراسان گریه کرد
«صلی الله علیک یا ابا الحسن یا موسی ابن جعفر یابن رسول الله»
بینندگان عزیز سلام علیکم در شب شهادت حضرت موسی ابن جعفر در خدمت شما هستیم با ویژه برنامه باب الحوائج از شبکه جهانی حضرت ولی عصر الحمد باز هم توفیق داریم در مجال، مکان و برنامه ای باشیم که اولاً به نام موسی ابن جعفر هست و ثانیاً زیر ثانیه نام حضرت ولی عصر هست.
ان شاء الله خدا این لحظات را از ما نگیرد چشمان و دل شما روشن باشد به نام و یاد اهل بیت و ما هم توفیق داشته باشیم در حد بضاعت خودمان به معارف اهل بیت خدمت کنیم. بارها گفتیم که این مناسبت ها، شهادت ها و ولادت ها که از این دست برنامه خیلی هم پیش رو داریم فرصت خوبی است که شناخت و معرفت خودمان را نسبت به این موضوعات و این شخصیت های آسمانی بیشتر کنیم.
الان که شب شهادت موسی ابن جعفر است که چقدر خوب است که یک قدم نزدیک تر بشویم باز هم عرض می کنم از نام امام به مرام امام ان شاء الله نزدیک تر بشویم که بدانیم خیر و برکت دنیا و آخرت زیر سایه حضرات معصومین هست.
در خدمت شما بینندگان عزیز و در محضر استاد ارجمند کارشناس عزیز برنامه جناب حجة الاسلام علی نهاوندی هستیم ان شاء الله از محضرشان راجع به موسی ابن جعفر می آموزیم سلامه علیک تسلیت عرض می کنم.
استاد نهاوندی:
سلام علیکم و رحمة الله
أعوذ بِاللَّهِ مِنَ الشَّیطَانِ الرَّجِیمِ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ اَلْحَمدُ للهِ رَبِّ العالَمین وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى سَيِّدِنَا مُحَمَّدٍ النَّبِيِّ وَ آلِهِ الْأَئِمَّةِ الطَّاهِرِينَ الْمَعْصُومِين، السَّلَامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا الْعَلَمُ الْمَنْصُوبُ وَ الْعِلْمُ الْمَصْبُوبُ وَ الْغَوْثُ وَ الرَّحْمَةُ الْوَاسِعَةُ وَعْداً غَيْرَ مَكْذُوب!
بنده هم عرض تسلیت دارم به ساحت مقدس حجة ابن الحسن صاحب عزای امشب و همچنین ولی نعمت مان حضرت ثامن الحج علی ابن موسی الرضا (علیه آلاف و التحیة و الثناء) بوجود مقدس حضرت فاطمه معصومه (سلام الله علیها) که در جوارشان هستیم و شاه چراغ که این انوار قدسی زینت بخش کشورمان هستند.
عرض سلام دارم خدمت جنابعالی و همه بینندگان تان ان شاء الله مباحثی که تقدیم حضور می شود مورد رضای حضرت ولی عصر باشد.
مجری:
ان شاء الله مدیون خانواده موسی ابن جعفر هستیم الحمد لله اولاد موسی ابن جعفر کشور ما را آباد کردند قدرشناس باشیم. راجع به اولاد موسی ابن جعفر یک بحثی است جهادی که حضرت داشتند فرزندانی بیاورند که در راه خدا شهید بشوند خودش قصه مفصلی است. اما راجع به شئون مختلف نحوه زندگی امام هفتم حضرت موسی ابن جعفر اگر بخواهیم صحبت کنیم بحث های مفصلی پیش می آید.
اما راجع به آن نقش اجتماعی حضرت و بالاخره در این سِیری که حضرات معصومین داشتند از حضرت امیر المؤمنین به تعبیری انسان 250 ساله ای که بخواهیم ترسیم کنیم حضرت موسی ابن جعفر یک کار ویژه در آن فعالیت که دارند. در آن شأن اجتماعی حضرت موسی ابن جعفر نکاتی را بفرمایید یاد بگیریم و ان شاء الله سعی کنیم در حد خودمان و در اجتماع خودمان بتوانیم در این مسیر باشیم.
استاد نهاوندی:
ان شاء الله، از این منظری که شما فرمودید اگر بخواهم یک نقش عمده و اساسی برای همه ائمه معصومین قائل بشوم ائمه، هدایتگر تاریخ هستند و تمدن ساز هستند. این نگاهی که ما بر اساس ظلم و جوری که بر حضرات معصومین شده یک موقعی خدای نا کرده در پسِ ذهن مان باشد در یک انفعال اجتماعی حرکت حضرات معصومین بود این طور نیست، بلکه آن ها هدایت بخش تاریخ و همچنین جلو برنده مهندسی های اجتماعی بودند.
من به سه کار ویژه ای که در دوره امامت حضرت موسی ابن جعفر اتفاق افتاد می خواهم اشاره کنم عمر شریف ایشان نزدیک به پنجاه و هفت سال بود شاید سی و پنج سال در منصب امامت فعالیت های مختص به جایگاه ولایت و امامت بعد از امام صادق پدر بزرگوارشان به صورت مستقیم ورود پیدا کردند.
بنا بر قولی هفت سال و بنا بر قولی چهارده سال در زندان بودند آن موقعی هم که در شهرها حضور داشتند کاملاً تحت کنترل بودند. حکومت بنی العباس صد و پانزده سال جاری بود شش امام را هم در این صد و پانزده سال به شهادت رساندند جالب این جاست که جزء سفاک ترین افراد بودند.
حضرت کاظم در زمان چهار تا از خلفاء بودند دو تای شان منصور دوانقی ملعون و هارون الرشید ملعون است. به همین دلیل اساساً مسئله حضور حضرت کاظم و بعد از آن، انقلاب و نهضت علمی که صادقین ایجاد کردند یک کوله باری از فعالیت اجتماعی به عهده حضرت صادق افتاد که در این خفقان، این حرکت به مصابه یک رودخانه جاری کار خودش را انجام بدهد.
به اولین حوزه تحول و مهندسی اجتماعی حضرت کاظم بخواهم اشاره بکنم در اعصار گذشته هم بود این جا خیلی ویژه خودش را نشان داد مسئله کادر سازی است. حضرت کاظم (علیه السلام) با استناد به ظرفیتی که در عصر صادقین اتفاق افتاده بود به مسئله کادر سازی ورود جدی پیدا کرده بودند.
شنیدید شاگردان ویژه ای که از بسیاری از این بزرگواران برای ما حدیث نقل شده یعنی آن ها انتقال پیام جریان ولایت و هندسه تفکر معرفتی شیعه را به عهده داشتند امام کاظم چهارمین طبقه حدیث را بعد از امیر المؤمنین دارند. امام باقر و امام صادق چهارمین طبقه از حیث کمیّت حدیث حدود دو هزار حدیث از امام صادق به ما رسیده است، این حجم پر برکت بیانات و خط مشیی که حضرت به ما منتقل و منعکس کردند با شاگردانی که به عنوان کادرهای اساسی ساخته شدند.
علی ابن یقطین را شنیدید همین علی ابن یقطین مسائلی را از حضرت پرسیدند یعنی مسئله های اجتماعی تر؛ احکام فقهی، شرعی و فردی یک مقداری جای خودش را به بُعد اجتماعی دارد می دهد. یا مثلاً کتاب مسائل علی ابن یقطین، علی ابن جعفر برادر حضرت کاظم بودند یعنی فرزند امام صادق بودند که در طفولیت پدرشان امام صادق را از دست دادند کلاً امام کاظم بزرگ شان کردند.
مجری:
در گلزار شهدای قم مدفون هستند؟
استاد نهاوندی:
بله، دو سند بسیار محکمی داریم یعنی این دو حوزه مسائل که عمدتاً بحث های اجتماعی و میان فردی است؛ پس این نکته در حوزه رشد فرهنگی و فکری جامعه در کنار شاگردان کارکرد بسیار جدی داشت. عرض کردم علی ابن یقطین، عثمان ابن عیسی، عبد الرحمن ابن حجاج است این هایی که دارم می گویم کسانی که یک مقداری با آثار و میراث فقهی و علمی شیعه آشنا هستند می بینند.
حمّاد ابن عیسی چقدر حدیث از این بزرگواران داریم صفوان جمّال، یونس ابن یعقوب و بسیاری از این شاگردانی که برای توسعه اندیشه های تشیع تلاش و کوشش های کردند آن هم در ابعاد مختلف یک بُعدش، بُعد اجتماعی بود. حضرت موسی ابن جعفر اگر بخواهیم به قول امروزی ها پسامد کمی و کیفی حجم احادیث شان را نگاه بکنیم می بینیم خیلی مباحث اجتماعی در آن پر رنگ تر است.
از این که حرکتی کردند بر اساس این که شیعیان در گوشه و کنار منزوی نباشند و حضور اجتماعی و اقتصادی پیدا کنند خود حضرت به یاران شان می فرمودند کارهای اقتصادی انجام می دهم کشاورزی می کنم حضرت حق دوست ندارند کسی در کنار باشد. بحث تلاش و کوشش است «إِيَّاكَ وَ الْكَسَلَ وَ الضَّجَرَ فَإِنَّهُمَا يَمْنَعَانِكَ مِنْ حَظِّكَ مِنَ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ.»
«سَهْلُ بْنُ زِيَادٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ سَعْدِ بْنِ أَبِي خَلَفٍ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ مُوسَى(سلام الله علیه) قَالَ قَالَ أَبِي(سلام الله علیه) لِبَعْضِ وُلْدِهِ إِيَّاكَ وَ الْكَسَلَ وَ الضَّجَرَ فَإِنَّهُمَا يَمْنَعَانِكَ مِنْ حَظِّكَ مِنَ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ»
الكافي (ط - الإسلامية)، نویسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الكتب الاسلامیة، ج5، ص85
تن آسایی و عزلت نشینی را حضرت نفی کردند و فرمودند خدا در دنیا و آخرت از این کار خوشش نمی آید و حظ شما را از دنیا و آخرت می گیرد. بردن جامعه آن روز به سمت برنامه ریزی؛ در بیانات گهربار بعضی از معصومین داریم اما برنامه ریزی و اقدامات اجرایی مثلاً حضرت موسی ابن جعفر فرمودند شیعیان ما باید بیست و چهار زندگی خودشان را به چهار بخش تقسیم کنند.
تنظیم این چهار بخش یک بحث مهمی است که ما همیشه فکر می کنیم دین فقط می آید یک سری اصول کلی به ما می گوید یک سری خط و مشی های کلان؛ ولی راهنمایان، ائمه و جریان ولایت که دستگیری می کند و ما را به سر منزل مقصود می رساند به دقت و ظرافت برنامه ارائه می دهند.
یعنی ما به امامتی قائل هستیم که در ساحت های مختلف برنامه زندگی به ما بدهد در ساحت های اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی مسئله برنامه ریزی که «اجْتَهِدُوا فِي أَنْ يَكُونَ زَمَانُكُمْ أَرْبَعَ سَاعَات»
«وَ قَالَ(سلام الله علیه) اجْتَهِدُوا فِي أَنْ يَكُونَ زَمَانُكُمْ أَرْبَعَ سَاعَاتٍ سَاعَةً لِمُنَاجَاةِ اللَّهِ وَ سَاعَةً لِأَمْرِ الْمَعَاشِ وَ سَاعَةً لِمُعَاشَرَةِ الْإِخْوَانِ وَ الثِّقَاتِ الَّذِينَ يُعَرِّفُونَكُمْ عُيُوبَكُمْ وَ يُخْلِصُونَ لَكُمْ فِي الْبَاطِنِ وَ سَاعَةً تَخْلُونَ فِيهَا»
تحف العقول عن آل الرسول (صلى الله عليه و آله)؛ ابن شعبه حرانى، حسن بن على، محقق/ مصحح: غفارى، على اكبر، ناشر: جامعه مدرسين، ص409
تلاش بکنید برنامه های زندگی تان را به چهار ساعت تقسیم کنید. بعد آن جا تنظیم کردند به چه ظرافتی که چگونه این تقسیم بندی ها را انجام بدهید؟ یک بخشی را برای مناجات با خدا بگذارید. یک بخشی را برای تهیه معاش و فعالیت اقتصادی و اجتماعی بگذارید. یک قسمتش را برای این قرار بدهید که با دوستان و اطرافیان تان همراهی داشته باشید و یک بخشی را هم برای لذات حلال تان بگذارید.
فرمودند قسمت لذات حلال به آن سه تای دیگر کمک می کند. بخش اجتماعی این قضایا در این سه حوزه ای که خدمت تان عرض کردم حضرت به این جا اشاره کردند. از بیانات اهل بیت باید یک دستور العمل اجرایی فراخوان بشود. در یک حدیث زیبایی فرمودند:
«طُوبَى لِلْمُصْلِحِينَ بَيْنَ النَّاس أُولَئِكَ هُمُ الْمُقَرَّبُونَ يَوْمَ الْقِيَامَة»
تحف العقول عن آل الرسول (صلى الله عليه و آله)؛ ابن شعبه حرانى، حسن بن على، محقق/ مصحح: غفارى، على اكبر، ناشر: جامعه مدرسين، ص393
حضرت جریان حرکت اجتماعی را به سمت همبستگی و انسجام بین اطرافیان خودشان بردند فرمودند خوش به حال کسانی که بین مردم اصلاح انجام می دهند بعد فرمودند «أُولَئِكَ هُمُ الْمُقَرَّبُونَ يَوْمَ الْقِيَامَة»
(وَالسَّابِقُونَ السَّابِقُونَ * أُولَئِكَ الْمُقَرَّبُونَ)
و (سومين گروه) پيشگامان پيشگامند، آنها مقربانند!
سوره واقعه (56): آیات 10 و 11
(وَالسَّابِقُونَ السَّابِقُونَ * أُولَئِكَ الْمُقَرَّبُونَ)، قرآن این جا می آید. خیلی مسئله عجیب است فرمودند آنی که تقرب به سوی خدا برایش حاصل می شود از راه این اتصال و ارتباط عمیق و دقیق است. پیامبر عظیم الشأن اسلام حضرت ختمی مرتب موقعی در آن تجلیی که جبرئیل با ایشان داشت سوال عجیب و کلیدی از جبرئیل پرسیدند از جبرئیل مَلک مقرب الهی پرسیدند دلت می خواست انسان بودی؟
جبرئیل گفت به چند دلیل و به چند ساحتِ مباحث انسانی دلم می خواست که انسان بودم یکیش این است. ببینید این اتفاق چه عظمتی دارد؟ برای اصلاح ذات البین؛ چقدر قرب ایجاد می کند که مَلک مقرب الهی می خواهد از این فراسو باشد.
این مبانی معرفتی، مبانی برنامه ای، مبانی که در سلوک اجتماعی و فردی افراد قرار می دهد و حتی جزئی تر از آن قضایا برای تربیت نسل، برای سبک زندگی مثلاً در یک حدیثی صالح ابن عقبة از امام کاظم نقل می کند حضرت فرمودند: «تُسْتَحَبُّ عَرَامَةُ الصَّبِيِّ...»
«عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ بُنْدَارَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ الْهَمَذَانِيِّ عَنْ أَبِي سَعِيدٍ الشَّامِيِّ قَالَ أَخْبَرَنِي صَالِحُ بْنُ عُقْبَةَ قَالَ سَمِعْتُ الْعَبْدَ الصَّالِحَ(سلام الله علیه) يَقُولُ تُسْتَحَبُّ عَرَامَةُ الصَّبِيِّ فِي صِغَرِهِ لِيَكُونَ حَلِيماً فِي كِبَرِهِ ثُمَّ قَالَ مَا يَنْبَغِي أَنْ يَكُونَ إِلَّا هَكَذَا»
مرآة العقول في شرح أخبار آل الرسول؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، حقق / مصحح: رسولى محلاتى، هاشم، ناشر: دار الكتب الإسلامية، ج21، ص89
در یک نسخه بدل دارد «عَرامَة الغلام»، «صَبی» یعنی کودک غلام یعنی نوجوان «لِيَكُونَ حَلِيماً فِي كِبَرِهِ ثُمَّ قَالَ مَا يَنْبَغِي أَنْ يَكُونَ إِلَّا هَكَذَا» فرمودند سزاوار است شیعیان و دوستان ما فرزندان شان را از دوران کودکی یک مقداری با سختی ها آشنا کنند. در دوران نوجوانی شان با سختی ها دست و پنجه نرم کنند کما این که امروزه این کارها معمولاً نمی شود.
خیلی زَرورقی مراقب هستند با ماشین بروند و با ماشین بیاوردندشان حضرت بعد فرمودند این ها می خواهند محیا حضور اجتماعی بشوند. این نکته کلیدی است دارند مبنا قرار می دهند برای حضور اجتماعی شان شما باید کمک بکنید. در همان دوران صبابت و کودکی، حضرت فرمودند مراقب باشید این رفتارهای غیر متعارف در حوزه اجتماعی دامن شما را نگیرد مثل این که عرب در آن دوره به ضرب و جرح بچه ها خیلی انجام می دادند. حضرت فرمودند
«لَا تَضْرِبْهُ وَ اهْجُرْهُ وَ لَا تُطِلْ.»
بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بيروت)؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، ناشر: دار إحياء التراث العربي، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، ج101، ص99
نزنیدشان اگر کار اشتباهی انجام دادند مقداری با آن ها قهر کنید این قهر هم طولانی نکنید که در آن حوزه عاطفی و احساسی بچه لطمه وارد نشود. این نکات را از منظر بحث های علوم تربیتی، سبک هندسه اجتماعی و که می خواهد این ها کادری ساخته بشوند که بعد در آن هشام ابن حکم بشود که افراد به او افتخار و از او پیروی کنند.
این یک ساحت بسیار مهم است جالب این که حضرت برای هر یک از این مواردی که خدمت تان عرض کردم استدلال می کنند و دلیل می آورند. مثلاً در حوزه های معرفتی ما بعضی ها شاید فکر کنند کلاً دین نسبت به دنیا یک نگاه کاملاً منفی دارد حال این که، این طور نیست. یک نفر داشت بر دنیا لعن و نفرین می کرد امیر المؤمنین فرمود این جا مسجد اولیاء خداست اولیاء خدا از این جا به معراج می روند.
امام کاظم هم این نگاه اشتباه و نگاه غیر معرفتی را کم به کم از بین بردند به جهت حضور اجتماعی و استفاده حلال از این دنیا، من حدیثی برای تان بخوانم شاید مقداری بحث مان به درازا کشید. حضرت فرمودند:
«اجْعَلُوا لِأَنْفُسِكُمْ حَظّاً مِنَ الدُّنْيَا بِإِعْطَائِهَا مَا تَشْتَهِي مِنَ الْحَلَال وَ مَا لَا يَثْلِمُ الْمُرُوَّةَ وَ مَا لَا سَرَفَ فِيهِ وَ اسْتَعِينُوا بِذَلِكَ عَلَى أُمُورِ الدِّينِ فَإِنَّهُ رُوِيَ لَيْسَ مِنَّا مَنْ تَرَكَ دُنْيَاهُ لِدِينِهِ أَوْ تَرَكَ دِينَهُ لِدُنْيَاهُ»
تحف العقول عن آل الرسول (صلى الله عليه و آله)؛ ابن شعبه حرانى، حسن بن على، محقق/ مصحح: غفارى، على اكبر، ناشر: جامعه مدرسين، ص460
از دنیا یک حظ و استفاده بکنید آن هم چطور؟ آن چیزی که دلش می خواهد از حلال را به نفس انسان بدهید. این های که نفس شناس و طبیب روح هستند می دانند چه چیزهایی برای انسان مؤثر و تربیت کننده است؟ بعد فرمودند «تَشْتَهِي مِنَ الْحَلَال وَ مَا لَا يَثْلِمُ الْمُرُوَّةَ وَ مَا لَا سَرَفَ فِيهِ» از حد اعتدال همان حلالی هم که به او می دهی از حد اعتدال خارج نشو اشباعش نکن در تشنگی بماند و اسراف هم نداشته باش.
این ها مثال هایی بسیار گوناگون و متنوعی در این دوره ما دارد نسبت به آن کسانی که فکر می کنند مقدس بودن و دینداری این است که کلاً دنیا را کنار بگذارند بعد فرمودند «وَ اسْتَعِينُوا بِذَلِكَ عَلَى أُمُورِ الدِّينِ» اتفاقاً اگر شما حظی از دنیا از مسیر حلالش با اعتدال و از طریق غیر اسراف به این نفس بچشانید در دین کمکت می کند.
این ها معیارهای واقعاً مانیفست اندیشه های علوی است که باید در این روزگارها برای خودمان مرور کنیم این است. حضرت فرمودند که «فَإِنَّهُ رُوِيَ لَيْسَ مِنَّا مَنْ تَرَكَ دُنْيَاهُ لِدِينِهِ» آن طرفش خیلی واضح است اما این طرفش «لَیْسَ مِنَّا» از ما اهل بیت نیست کسی که دنیایش را به خاطر دینش کنار بگذارد. یعنی همه اش دنبال مثلاً فضاهایی که علی الظاهر آن را از ابعاد اجتماعی خارج می کند از آن حلال های روزمره ای که مورد نیاز برای تربیت صحیح انسان است خارج می کند.
بعد فرمودند «لَیْسَ مِنَّا مَنْ تَرَكَ دِينَهُ لِدُنْيَاه» اعتدال یعنی این؛ هم از ما نیست کسی که دنیایش را به خاطر دینش کنار بگذارد همه اش دین به این معنا، دین به معنای مناسک دینی شاید وگرنه همه کاری که انسان مؤمن و موحد انجام می دهد اگر به ذِکر و ذُکر الهی باشد «لَيْسَ مِنَّا مَنْ تَرَكَ دِينَهُ لِدُنْيَاه» از آن طرف هم اشتباه است کسی که دینش را به خاطر دنیا و امورات مادی کنار بگذارد.
این اعتدال بخشی، این هندسه معرفتی، این مثلث های بهره گیری از عقل، علم و وحی که خیلی کمتر جایی پیش می آید و پیدا می شود. در حقیقت در آن دیدگاه اصیل و اساسی که از طریق امام کاظم منعکس و منتقل شد برای کادر سازی، برای تربیت نسل، برای جریان اندیشه معرفتی از دوره قبل به دوره بعد بسیار بسیار مؤثر و مفید بود.
حتی خود حضرت برای کادر سازی و اصلاح افراد ورود جدی خودشان پیدا می کردند یک داستانی خیلی عجیب و شنیدنی است خدمت تان عرض بکنم در روایت آمد یعنی نقل تاریخی معتبری است که مغناطیس وجود حضرت کاظم را می خواهم عرض کنم برای تحول سازنده نسلی که باید در جریان اجتماعی تأثیر گذار باشند یا کسانی که می توانند در تحول نقش اجتماعی نقشی داشته باشند.
طبیعتاً افرادی که با امام کاظم، اهل بیت و جریان ولایت مخالف هستند را نمی دانیم چطور با آن ها برخورد کنیم یعنی بعضی موقع ها شریعت به ما گفته اما این نکته را می خواهم عرض بکنم یک فردی از نوادگان عمر خطاب یعنی خلیفه دوم است. هر موقع حضرت را می دید شروع می کرد به امیر المؤمنین ناسزا گفتن، می دانید که از نظر فقهی و شرعی حکمش مشخص است و کسی که این را تکرار می کند یک موقعی اطرافیان حضرت فرمودند حکم این شخص محدور الدم است اجازه بدهید او را از بین ببریم این هتاکی آن هم در فضای اجتماعی، حضرت فرمودند دست نگه دارید ببینم چه اتفاقی می افتد!
یک موقعی حضرت بر استرشان سوار بودند گفتند این بنده خدا کجا کار می کند؟ گفتند در اطراف کشاورزی می کند حضرت حرکت کردند یک تعدادی هم با ایشان بودند موقعی که در آن فضای کشاورزی وارد شد این فرد از دور داد زد با آن استرت محصولات کشاورزیم را پایمال و لگدمال نکن برو یعنی از همین جا می خواست نفی و دفع بکند.
حضرت جلو رفتند گفتند چقدر برای این زمینت کار کردی؟ گفت صد دینار برای محصولی که خریدم کار کردم. گفتند چقدر توقع داری از این محصول بهرمند بشوی؟ گفت علم غیب ندارم حضرت فرمودند تخمیناً چقدر؟ گفت دو برابر یعنی دویست درهم یا دینار؛ حضرت دستور دادند سیصد دینار به آن کشاورز دادند.
تا این صحنه را دید تعجب کرد با آن هم بی ادبی، با آن همه لجاجت و با آن همه تفکرات نادرست حضرت موقعی که این را دادند با دوستان شان حرکت کردند رفتند. چند روز نگذشت دیدند این شخص برای جماعت و اقامه نماز پشت سر امام کاظم هست تا حضرت را دید گفت:
(اللَّهُ أَعْلَمُ حَيثُ يجْعَلُ رِسَالَتَهُ)
خداوند آگاه تر است که رسالت خويش را کجا قرار دهد!
سوره انعام (6): آیه 124
خدا می داند رسالت را در چه خانواده ای قرار بدهد؟ این فرد با آن نسب بعد نماز خواند موقتی که نماز تمام شد یک تعدادی از اصحاب با حضرت بودند فرمودند این کارم درست بود که یک فرد معاند را به دوست تبدیل کردم و او هم با خانواده و مجموعه اش به حضرت پیوستند. یا آن کاری که ما می خواستیم بکنیم.
همین اتفاق در جریان بُشر حافی افتاد مغناطیس وجود حضرت؛ در خانه بشر حافی داشتند می رقصید کنیزش آمد خاکروبه را بیرون بریزد در اشعار شما هم بود
مجری:
بله آقای عباس پور اشاره خوبی کردند پا برهنه سوی تو می آیم
استاد نهاوندی:
بله، وقتی که چشم کنیز به حضرت فرمود حضرت فرمودند این خانه بنده یا آزاد است؟ گفت این جا بزن بکوب هست یعنی آزاد هست به معنای بنده آن دوره قبل (عبد و أمه) حضرت فرمودند اگر آزاد و آزاده بود این کار را نمی کرد. کنیز دیر به خانه رفت بُشر پرسید چرا این قدر طولانی آمدی؟ گفت با آقایی این حرف بین ما رد و بدل شد پا برهنه دوید «حافی» یعنی پا برهنه، خدمت حضرت رفت حضرت نفرمودند دیگر با این شخص کاری ندارم. این فرد را که جزو معونین شهر بود.
یا حتی جزئ تر عرض بکنم یک زن مغنیه یعنی آواز خوان که در شعر شما بود برای آزار حضرت در زندان می فرستند. موقعی که زندان را باز می کنند ببینند چه اتفاقی افتاد این زن رقاصه و آواز خوان به مثابه حضرت به سجده می رود و گریه می کند. تا در را باز می کنند می گوید به من بگویید هارون کجاست بپرسم چرا این شخصیت به این معنوی، مقدسی و محترمی را زندان کردی؟ در احوالاتش هست تا آخر عمر جزو عُباد دوران خودش شد. حضرت تحول ایجاد می کرد چه در ساحت ارتباطات فردی خودشان، چه در جریان کادر سازی از مسیر شاگران و چه در بیانات حوزه تبیین معارف و معرفت دینی که طبیعتاً یک مبنا ارائه می داد. پس یک ساحت، ساحت کادر سازی بود.
مجری:
بحث خیلی خوب و زندگی سازی است اگر توجه کنیم حاج آقای نهاوندی وقتی بحث اجتماعی مطرح می شود متأسفانه بخصوص در تصمیم گیری های ما یک موضوع اجتماعی، فرهنگی مطرح می شود قدم های اول را نمی بینیم به قدم هشتم می رویم. فرض کنید بحث حجاب عقبه بحث را نمی بینیم وقتی بحث اجتماعی است مگر اجتماع چطور تشکیل می شود؟ با همین افراد است.
این که شما دارید می گویید حواس حضرت به فرد فرد جامعه است این فرد را تربیت می کنند بعد این ها کنار هم اجتماع می شوند. معلوم است آن حرکت اجتماعی هم به یک شکل دیگر رقم می خورد. کادر سازی یک قصه ای دارد ولی این که شما توجه کردید و گفتید خیلی برایم جالب و درس آموز بود. این که حضرت به فردی که کودک یا نوجوان است توجه دارند به فردی که دشمن اهل بیت است از نسل چه کسی به چه کسی توهین می کند و حضرت حتی به او یک تلنگر می زند بُشر یک تلنگر می خواهد این افراد را در نظر می گیرند بعد این ها کنار هم اجتماع می شوند و آن حرکت رقم می خورد.
خیلی ممنونم از این که بحث، با حدیث نورانی شد با حکایت جذاب تر شد خیلی استفاده کردیم حتماً بینندگان عزیز ما هم استفاده کردند بحث جذاب و درس آموزی که راجع به حضرت موسی ابن جعفر هست و امیدوارم دقت کنیم و سعی کنیم ما هم ان شاء الله یک قدم به لطف دعای موسی ابن جعفر صدها قدم ان شاء الله به مرام حضرت نزدیک بشویم.
(میان برنامه)
مجری:
...الحمد لله دوستان شاعرِ جوان ما در این سال ها آثار خوبی را به حضرت موسی ابن جعفر تقدیم کردند ان شاء الله صله شان را حضرت علی ابن موسی الرضا، حضرت فاطمه معصومه (سلام الله علیهما) بدهند و ان شاء الله چنین دست اشعاری رو به ازدیاد باشد کماً و کیفاً بتوانیم به اهل بیت با اشعارمان، با سخنان مان، با کردارمان خدمت کنیم.
این که وقتی حرف از موسی ابن جعفر می شود بخصوص بحث شهادت از زندان می گوییم این سال های که حضرت در زندان بودند همان طور که حاج آقای نهاوندی اشاره کردند شاید یک گوشه ذهن ما بحث انفعال امام هم مطرح می شد. اما ببینیم حضرات چطور، با چه روشی و با چه منشی زمانه خودشان را و تاریخ را تحت تأثیر فکر، اندیشه و عملکردشان قرار می دهند؟
بحثی که تا این لحظه مطرح شد برایم خیلی جالب بود ان شاء الله با بیان حاج آقای نهاوندی می شنویم از موسی ابن جعفر می شنویم و نقش اجتماعی حضرت، عرض کردم موسی ابن جعفر که سال ها در زندان بودند و در اوج سلطنت عباسیان که در اوج قدرت هستند حضرت چگونه رفتار می کنند چگونه کادر سازی می کنند، افراد را چگونه در مسیر الهی قرا می دهند ادامه بحث را در خدمت شما هستیم.
استاد نهاوندی:
بیانات شما جمع بندی خیلی خوبی بود من را سر ذوق آورد اجازه بدهید در همان بحث اول داشتیم می گفتیم هدایت تاریخی در زمان حضرت کاظم به چه شکلی صورت گرفت و این بزرگوار در هندسه و مهندسی جریان اجتماعی شان با آن میراث بزرگی که از زمان صادقین باقی مانده بود و در عصر خفقانی که منصور و هارون دو نفر از سفاک ترینِ خلفای عباسی در آن جا بودند چه کردند تا این میراث تا به امروزه ما منتقل شده است؟
بحث تدوین معرفتی در حقیقت جایگاه مبانی دینی را داشتم عرض میکردم که حضرت در ساحتهای مختلف توسعه دادند، دو تا حدیث دیگر هم در آن حوزه کادرساز عرض کنم یک روایتی از حضرت کاظم(سلام الله علیه) داریم موقعی که در قصر منصور دوانقی ملعون بودند منصور گفت شما یک حدیثی را از پیامبر خواندی من از جای شنیدم و می خواهم از زبان شما بشنوم.
حضرت با علم امامت شان میدانستن چه میخواهد، یک سری احادیث دیگری را گفتند و یک سری مسائل و مضامین دیگری را گفتند که شاید این جهتی که میخواهم عرض کنم در آن نبوده است هر روایتی که امام میخواند منصور میگفت اینها نبود. حضرت دید منصور وِل کن نیست و رها نمیکند و اصرار دارد گفتند از جدم پیامبر عظیم الشأن اسلام روایت داریم و حدیث را خواند.
اگر کسی صله رحم بجا بیاورد، صله رحم یک حرکت اجتماعی بین افراد منسجم مؤمن، موحد دارای آثار بسیار زیادی است، این که امروزه گاهی میبینیم کمرنگ میشود و شاید با جایگزین کردن ارتباطات الکترونیکی و رسانه ای بخواهیم این ساحت را یک مقدار به راحتی بگذریم حضرت این را برای کسی که دشمن شان است کسی که به قصد کشتن امام حرکتهای متعددی را انجام داده است میگوید.
حضرت کاظم(سلام الله علیه) فرمود پیامبر (صلی الله علیه واله وسلم) فرمودند اگر کسی صله رحم انجام دهد عمر سه ساله او به سی سال تبدیل میشود و برکت و رزق و روزی او فراوان میشود. و اگر کسی صله رحم را کنار بگذارد عمر سی ساله او به سه سال تبدیل میشود و برکت از زندگیش میرود. میخواست این را به یک همچنین دشمنی نگوید ولی بالاخره او اصرار کرد.
باز معلوم میشود یکی از محوریترین مسائلی که در انسجام اجتماعی و بین طبقات مؤمنین و موحد میتواند کارستان کند و هم در ابعاد اقتصادی، در ابعاد طول عمر و همچنین انسجام اجتماعی همبستگی ایجاد کند صله رحم است.
یا فرمودند:
«عَوْنُكَ لِلضَّعِيفِ مِنْ أَفْضَلِ الصَّدَقَة»
تحف العقول عن آل الرسول (صلى الله عليه و آله)؛ ابن شعبه حرانى، حسن بن على، محقق/ مصحح: غفارى، على اكبر، ناشر: جامعه مدرسين، ص414
«عَوْنُكَ لِلضَّعِيفِ» هوای ضعیفها را داشته باشید مثل امروزی که مسائل اقتصادی گریبانگر مردم است «عَوْنُكَ لِلضَّعِيفِ مِنْ أَفْضَلِ الصَّدَقَة» همین همیاری کردن و همراهی کردن، همین مواسات این بالاترین صدقه است.
ملاحظه بفرمایید ابعادی که میخواهم خدمت تان عرض کنم اینها آدم و کادر میسازد، تربیت معنوی و دینی ایجاد میکند. در کنارش عرض کردم آن قسمتی که عرصه شاگردان هم فعالیتهای گسترده ای داشتند مثل هشام و دیگر بزرگان حیان سراج، هرکدام شان یک پروژه ای هستند.
مجری:
روایت را در مورد ضعیف خواندید یاد بیتی افتادم خیلی زیبا است حتی در اوج مشکلات اقتصادی هم باشیم انفاق را ولو کم از دست ندهیم و شاعر این طور اشاره میکند
ترک کرم به عذر تنک مایگی مکن * برگی بر آب کشتی صد مور میشود
واقعا بعضی از این انفاقها خیلی برکت دارد، این قومی ضعیفی که گفتید ان شاء الله از باب الحوائج یاد بگیریم و در این مسیر گام برداریم.
استاد نهاوندی:
اصلا میدانید مدل برکت، در مانیفست و اندیشه شیعی و امامت برکت به افزوده شدن نعمت نیست، ما آن نعمتی که به دست مان میرسد را نعمت میگوییم در حالی که نعمت افزوده داریم اما برکت ندارد. چه مساجد بزرگی در سطح دنیا است من رفتم دیدم سه نفر بیشتر در آن نماز نمیخوانند اما در همین مسیری که میخواهیم سمت مشهد الرضا بیرویم نمازخانههای کوچک چقدر در طول سال در آن نماز میخوانند!
یا مثلا یک خانه ای بزرگی است سال و ماه میگذرد یک روضه ای در آن خوانده نمیشود بعد میبینیم خانههای که مال یک پیره زن و یک پیره مرد کوچک و محقر است در آن در سال روضههای زیاد خوانده میشود به این برکت میگویند. برکت به زیادی نیست برکت به آن کیفیت است.
حضرت پیامبر عظیم الشأن اسلام یک دختر به اسم زهرای مرضیه دارد، کوثر و خیر کثیر است، و به همین دلیل میخواهم عرض کنم این باز آن نگاههای است که اهل بیت به ما دادند که بتوانید شما نعمت تان را تبدیل به رزق کنید چون هر نعمتی دست انسان میرسد رزق نیست، رزق آن است که ما میخوریم و بتوانیم هر رزقی را تبدیل به برکت کنیم. اینها دست ما است مکانیزم میخواهد اینها را به ما گفتند و به خاطر همین است که دین این قدر زنده، پویا و با حرکت است. این یک بحثی بود که در حوزه کادرسازی و تربیت نسل برای جریان تاریخ میخواستم عرض کنم.
نکته دوم و اقدام دوم حضرت کاظم(سلام الله علیه) با تمام این فضاهایی پیرامونیشان به مسئله شبکه سازی بر میگردد، این جزو شاید کارهای نسبتا منحصر به فرد حضرت کاظم است. شبکه سازی یعنی چه؟ حضرت یک سازمانی را ساماندهی کردند برای این توسعه ای که در جهان تشیع اتفاق افتاده بود میدانید به برکت امام صادق و امام باقر گسترش شیعه از کوفه به قم به بغداد، به خراسان، به یمن و به مصر و به طبرستان اتفاق افتاد که بعد همین جریان را حضرت رضا(سلام الله علیه) پرچمش را بلند کردند با هجرت و مهاجرتی که داشتند.
این گستره ای که داشت شکل میگرفت یعنی رشد اجتماعی از بعد کمی و مکانی و گستره ای جغرافیا، من به شما عرض کنم این اولاد موسی ابن جعفر که پراکنده شدند پرکندگی اولاد موسی ابن جعفر باعث شد جریان تفکر شیعه گسترش پیدا کند، گسترشی که دارم عرض میکنم من تا آن طرف شبه قاره رفتم جاهایی است که به برکت برخی از اولاد و نوادگان حضرت موسی ابن جعفر پایگاه شیعه است. میدانید که در هند حدودا چهل میلیون شیعه داریم در بخشهای مختلفی که امروزه دارد اتفاق میافتد حتی در خود ایران، در ایران عموما اهل سنت بودند، به برکت حضرت رضا و اولاد حضرت موسی ابن جعفر این مجموعه یک دست شیعه شد.
ما در تاریخ داریم اگر مراجعه کنید سیستان و بلوچستان فقط شیعه بود، سبزوار فقط شیعه بود، حتی نیشابور که حضرت رضا رفتند شیعه نبودند. میخواهم بگویم این حرکت امام رضا و اولاد موسی ابن جعفر چه تحولی ایجاد کرد!
مجری:
بحث فرزند آوری که الان مطرح است این نگاه و با مرام موسی ابن جعفر فرزندانی که صالح هستند و مبلغ دین هستند و پناه خلق الله هستند.
استاد نهاوندی:
این یکی از وظایفی است که تشیع در دورههای مختلف به دلیل برکات گوناگون، همان برکتی که خدمت تان عرض کردم برای توسعه جریان تشیع اتفاق میافتاد، حتی تعبیری که یک موقع در کشورمان مطرح میشود مثلا راجع به فرار مغزها عرضم این است که ما صدور مغزها داریم جریان تشیع باید صدور پیدا کند.
مجری:
به شرط این که نکته اول شما محقق شود افراد را فرد فرد تربیت کردیم.
استاد نهاوندی:
ماهیت جریان، آن هم بر میگردد به سلول بنیادین این تربیت که خانواده است. ما اگر بتوانیم خانوادهها را تقویت کنیم معارف شان و جریانات شان را و حوزه مسائل پیرامونی شان که برای شان حاشیه ایجاد میکند مثلا یک مقدار بحثهای اقتصادی و بحثهای اجتماعی کانون تأثیر گذار را بر گردانیم به آن جای که به آن بیت میگوییم همان جای که ما جریان آب و برق و تلفن و اینها و انشعابات را میبریم یعنی خانه جریان تربیت و تفکر را هم باید همان جا ببریم این نیاز به طراحی دارد و این نیاز به یک سیستم دارد. اهل بیت هم همین بودند.
مجری:
من حیفم میآید در جوار کریمه اهل بیت آن جمله فداک ابوهای که حضرت موسی ابن جعفر گفتند بعد از آن پاسخهای علمی که حضرت معصومه دادند یعنی همین نکته ای که شما گفتید خانواده را حضرت چطوری تربیت کردند که دختر کوچک شان این قدر مسلط بر مباحث علمی است و چقدر خوب است فرد خانواده و بعد صله رحم اینها هَیْ بزرگتر میشود و اجتماع را تشکیل میدهد اگر به آن توجه کنیم.
استاد نهاوندی:
بله همین طور است، اصلا خود این که پاسخ حضرت فاطمه معصومه را موقعی که حضرت نبودند موقعی که خراسانیان رفتند سوالات را دادند حضرت معصومه پاسخ شان را داد و حضرت موسی ابن جعفر خارج از شهر بود بعد اینها دیدند نمیتوانند معطل بشوند موقعی که خروج از شهر اتفاق می افتاد در راه حضرت موسی ابن جعفر را دیدند در روایت دارد حضرت این نامه پاسخ و دستخط را بوسیدند و فرمود ابوها فداها.
چرا این کار را کردند؟ این نشان دهنده این است که مردم بدانید باید نسل تان چه دختر و چه پسر در حوزه تفکر، اندیشه، عقل گرایی، خرد ورزی تقویت بشوند این درس عملی است و به همین دلیل میگوییم تقریر امام هم حجت است. عمل امام حجت است فقط گفتارشان نیست. حضرت با همه این مراتب فرمودند فداها ابوها.
این نکته در کنار آن بخش دوم مسئله شبکه سازی در کنار کادرسازی، شما بفرمایید شبکه سازی چه است؟ حضرت یک سازمانی را به نام سازمان وکالت تشکیل دادند، چون میخواهد جامعه مهیا بشود که از این به بعد این سفاکان میخواهند امام و محور و مرکز را به حصر و به زندان ببرند و به عسکر ببرند همین اتفاقی که افتاد محدود بکنند.
مجری:
حتی برای زمان غیبت
استاد نهاوندی:
بله، حضرت دارند این بستر را برای چنین حضوری فراهم میکنند، با چه؟ با سازمان وکالت. همین شخصیتهای که ما اسم شان را بردیم مثل عثمان ابن عیسی، حیان السراج، حماد ابن عیسی، مثل صفوان جمال، مفضل ابن عمر، یونس این یعقوب، مثل علی ابن یقطین، اینها همه وکلای حضرت بودند لذا مسائل مختلفی میپرسیدند گستره اجتماعی را با آن پهنه ای که در جامعه تشیع داشت شکل میگرفت پوشش میدادند.
بیاناتی را میگفتند که به عنوان وکیل امام پاسخ میدادند بله در بین وکلا هم کسانی بودند که این هم درس است.
مجری:
اینها امتحان است.
استاد نهاوندی:
یک شخصی به اسم علی ابن ابی حمزه بطائنی داریم، ایشان یکی از وکلای سرشناس امام کاظم(سلام الله علیه) بود این شخص کسی است که عصا کش ابی بصیر بود. ایشان وکیل امام کاظم بود در حدود شاید پانصد و پنجاه تا در کتب اربعه از این شخص روایت داریم؛ یعنی باز میراث حدیثی این شخص هم زیاد است. الان بعضی از علمای در حوزههای رجالی قبل از این تغییر و بعد از تغییر به مناسبت میگویند به بعضی از این احادیث میشود اعتماد کرد و به بعضی احادیث نمیشود.
سی هزار دینار پول در اختیار این فرد بود، این هم معلوم میشود که شیعیان پول میدادند از بعد خمس و بعد حمایت اقتصادی، حمایت مالی به مرکزیتی که بتواند در آنجا اداره و هدایت کند. این مسئله هم مهم است یعنی بعد اقتصادی جامعه در جریان تشیع هم مسئله مهمی است باید حضرت پول میداشتند که آن تحول را در آن فردی که از نوادگان مثلا خلیفه دوم بود ایجاد میکرد.
این فرد دید یک مقدار غیبت حضرت کاظم در زندان زیاد شد، بعد از شهادت امام کاظم(سلام الله علیه) اعلام کرد حضرت کاظم زنده است و عروج کرده است و بر میگردد. در حقیقت مهدی آخر الزمان ایشان است و یک چنین تلقی را از ایشان داشت و این را گفت و کسانی که وجوهات به این شخص داده بودند و تأیدات امام را نسبت به این شخص دیده بودند و احادیثش را دیدند شاید باور کردند و این شخص فرقه ای را به نام فرقه واقفیه راه انداخت. پس در برخی از وکلا این طور آدمها هم بودند. این که میگویند ملاک حال افراد است یک بخشش به خاطر همین است.
مجری:
آن شخص را که امام به مزرعه اش رفتند با سه هزار دینار گفتید؟
استاد نهاوندی:
نه سه هزار دینار نگفتم، سیصد دینار.
مجری:
با سیصد دینار این فرد برگشت و از مأمومین امام شد.
استاد نهاوندی:
اگر ما بخواهیم یک مقیاس بگیریم بعضی افراد در کوفه با 15 تا 20 دینار خانه می خریدند.
مجری:
بله این رقم در ذهنم بود، رقم، رقم خیلی سنگین بود.
استاد نهاوندی:
بعد جالب است در کادرسازی میخواهم عرض کنم ملاحظه کنید حضرت چه کردند؟ این نوع مدیریت و این نوع هدایت واقعا عجیب است. همین علی ابن یقطین که یکی از شخصیتهای معنون و عالم از اصحاب و وکیل حضرت بودند پدرش خیلی با شیعیان همراهی نداشت این شخص جزء متحولین در این حوزه و خیلی هم عالم بود. ایشان در دستگاه خلافت رفت و حضرت فرمودند به یک شرط اگر این حوزه را ورود داشته باشی من سه چیز را برایت تضمین میکنم تو فقط هوای شیعیان را داشته باش احترام به شیعیان بگذار و بعد من برای تو تضمین میکنم زندانی نشوی، طول عمر پیدا کنی و مسائل اقتصادی و امورات زندگی ات خوب بگذرد و بهشت هم بروی.
ملاحظه کنید امام دارد او را هدایت میکند این مطلب را در داستانها هم شنیدید این شخص یک موقعی تعلل کرد یک شیعه ای به او مراجعه کرده بود گفت برو فردا یا پس فردا بیا، طرف را رد کرد. قابل توجه مسئولین و غیر مسئولین باشد. حضرت با علم امامت متوجه این قضیه شد، وقتی علی ابن یقطین نزد حضرت آمد، حضرت محلش نگذاشت چند بار درخواست و اینها کرد حضرت فرمود تو چرا شیعه ما را رد کردی؟ نگاه کنید حضور این فرد در دستگاه خلافت به شرط این که احترام به شیعیان بگذارد و کار آنها راه بیندازد میشود یک کادر در داخل حاکمیت که آنها مطلع نیستند. یک شخصیتی که کادر سازی کرده علاوه بر وکالت یک جریان و سایه حکومتی هم به خودش میگیرد.
این اتفاقات، اتفاقاتی است که در دوره حضرت کاظم(سلام الله علیه) در حوزه شبکه سازی و کادر سازی اتفاق افتاد که عرض کردم سازمان وکالت یک مسئله بسیار، بسیار مهمی است که تا این روز هم این بخش ادامه پیدا کرده و جریان مرجعیت و مباحث از این دست است.
مجری:
این نکته ای را که از علی ابن یقطین گفتید درسش برای ما این است ما اگر سمتی داریم و کسی نزد ما مراجعه میکند بالا یا پایین کوچک و یا بزرگ اگر واقعا هدف این باشد که دل صاحب الزمان را راضی کنیم من باید کار این شیعه راه بیندازم کارها خیلی با برکت میشود.
استاد نهاوندی:
بله حضرت سه تا کار را برایش ضمانت کرده است. حضرت فرمودند اگر تو این کار را بکنی بهشت را برایت ضمانت می کنم، زندانی نمیشوی و طول عمر پیدا می کنی آدم چه از این بهتر میخواهد؟ چقدر هم به این جریان توصیه کردند رسیدگی به دیگران و توجه به دیگران جزء امورات خیلی مهم است.
مجری:
ان شاءالله شب شهادت حضرت موسی ابن جعفر نیت کنیم بسم الله بگوییم عرض کردم اینها بهانه است که ما هم نزدیک بشویم همان طور که فرمودند شئون اجتماعی حضرت یک گستره تاریخی برای همیشه تاریخ دارد ما هم خودمان را در سپاه حضرت موسی ابن جعفر، در سپاه حضرت ولی عصر ببینیم و ان شاءالله که افکار و کردارمان مورد رضایت حضرات معصومین باشد باب الحوائج را محضر شما تقدیم میکنیم خیلی دلتنگ کاظمین هستیم، کاظیمنی که خیلی حس و حال امام رضایی هم دارد. پدر بزرگوار حضرت رضا(سلام الله علیه) و ان شاء الله دعای امام رضا نصیب همه ما بشود و به زودی زیارت با محبت کاظمین!
(میان برنامه)
مجری:
یا باب الحوائج، یا موسی ابن جعفر، تشکر بکنم از دوستان کار بلد و کار درست در اطاق فرمان صحبت از امام رضا و صحبت از کاظمین شد این قطعه را پخش کردند و دلهای ما را هوایی کردند. ان شاء الله هم زیارت امام رضا و هم زیارت حضرت معصومه و هم زیارت موسی ابن جعفر با معرفت به زودی نصیب همه ما بشود
یک تشکر هم از حاج آقای نهاوندی که بحث خیلی خوبی را مطرح کردند، بحث که در عین حال که خیلی معرفتی است و در عین حال که خیلی علمی است خیلی هم ملموس و محسوس است اگر ما یک کم توجه و همت کنیم که در این مسیر قرار بگیریم این مباحث خیلی حرفهای خوبی برای ما در جنبه فردی، خانوادگی و اجتماعی دارد که مزین به احادیث اهل بیت و مرام اهل بیت و کردار اهل بیت و همه اینها برای ما حجت است ان شاء الله که در این مسیر دقت کنیم و قدر بدانیم و نیت کنیم و حرکت کنیم.
حاج آقای نهاوندی در بخش پایانی گفتگو در خدمت شما هستیم بفرمایید.
استاد نهاوندی:
این هم لطف حضرت کاظم(سلام الله علیه) است من آن موقع که کاظمین برای اولین بار مشرف شدم، خانواده هم همراهم بودند گفتند چرا مکث کردی؟ گفتم برای این که خیلی این جا هوای مشهد را دارد و واقعا آن حس و هوای مشهد امام رضا الان هم در ذهن ما است.
من راجع به تحول و مهندسی اجتماعی به مثابه هدایت تاریخ از طریق حضرات معصومین بویژه در دوران امام کاظم(سلام الله علیه) صحبت داشتم به سه عنوان خواستم اشاره کنم یکی بحث کادر سازی بود که خدمت تان عرض کردم و دیگری مسئله شبکه سازی بود که با سازمان وکالت حضرت این را دنبال کردند و یک بخش سومی هم راجع به گفتمان سازی و جریان سازی دارد.
این مسئله، هم مسئله بسیار مهم است من از بین گفتمانها، گفتمان یعنی آن نقطهها و قلههای که ما را به آن سمت در هر دوره فرا میخوانند تا از آسیبها و اتفاقات پیرامونی قبل و بعد در امان بمانیم به خاطر اقتضائاتی که از دوره امام کاظم به این طرف داشت پیش میآمد دوره وکالت، دوره نیابت و به همین دلیل این دو تا نکته را من میخواهم خدمت تان عرض کنم.
دو تا گفتمان را من انتخاب میکنم چون وقت نیست.
مجری:
دوره ای که هرچه پیش میرویم دسترسی به امام هم کمتر میشود.
استاد نهاوندی:
در عین وسعت و جریان جامعه تشیع دسترسی به آن کانون مرکزی و قطب اصلی دارد کاهش پیدا میکند لذا برایش ائمه معصویم یک معادل و نقشه و خط مشی را تهیه کردند و یک مدل و سازکاری ارائه دادند.
در حوزه گفتمان سازی و در حقیقت جریان سازی دو تا جریان و دو تا موضوع بسیار مهم که حضرات معصومین در این بستر ذکر کردند بویژه امام کاظم یکی جریان عقل گرایی است که خیلی مسئله مهم است. نگاه کنید حضرت کاظم(سلام الله علیه) شاگردی به نام هشام دارد که خیلی هم معروف است و از دوره امام باقر و امام صادق بویژه امام صادق شما با این شخصیت اشنا میشوید جوان بوده و احتمالا در عصر امام کاظم(سلام الله علیه) به سن چهل تا پنجاه سالگی شاید کمتر و یا بیشتر رسیده است.
از حضرت سوالات دارد و ارتباطات دارد، حضرت در یک بیانی راجع به مسئله عقل با هشام صحبت میکند هشام ابن حکم یک آدم در حقیقت کلامی و فیلسوف و یک اندیشه ورز بوده است. حضرت به ایشان یا هشام یا هشام دارد در این قسمت:
«يَا هِشَامُ مَا قُسِمَ بَيْنَ الْعِبَادِ أَفْضَلُ مِنَ الْعَقْلِ نَوْمُ الْعَاقِلِ أَفْضَلُ مِنْ سَهَرِ الْجَاهِلِ وَ مَا بَعَثَ اللَّهُ نَبِيّاً إِلَّا عَاقِلًا حَتَّى يَكُونَ عَقْلُهُ أَفْضَلَ مِنْ جَمِيعِ جَهْدِ الْمُجْتَهِدِين»
تحف العقول عن آل الرسول (صلى الله عليه و آله)؛ ابن شعبه حرانى، حسن بن على، محقق/ مصحح: غفارى، على اكبر، ناشر: جامعه مدرسين، ص397
«مَا قُسِمَ بَيْنَ الْعِبَادِ أَفْضَلُ مِنَ الْعَقْلِ» چیزی با فضیلتتر از عقل در بین بندگان تقسیم نشده است. «نَوْمُ الْعَاقِلِ أَفْضَلُ مِنْ سَهَرِ الْجَاهِلِ» اگر عاقل بخوابد، خواب انسان عاقل از تلاش و فعالیت شخص جاهل فضلیت بیشتری دارد. «وَ مَا بَعَثَ اللَّهُ نَبِيّاً إِلَّا عَاقِلًا حَتَّى يَكُونَ عَقْلُهُ أَفْضَلَ مِنْ جَمِيعِ جَهْدِ الْمُجْتَهِدِين» حضرت فرمودند میدانید انبیاء مبعوث نشدند مگر این که عاقلترین افراد دوره خودشان بودند و فرمودند عقل انبیاء افضل از جهد جاهلین بوده است یعنی کسانی که اهل تلاش و جهد به قول امروزیها بودند عقل اینها کار را جلو برده است.
ملاحظه بفرمایید اشاره به جریان خردورزی است، عقل گرایی همین که در زمان حضرت رضا(سلام الله علیه) فرزند مبارک امام موسی ابن جعفر... این را میدانید که در زمان حضرت موسی معجزه عصای موسی و سحر و جادو بوده است. در زمان حضرت عیسی مسئله زنده کردن مردگان مسئله طب و پزشکی بوده است.
در زمان پیامبر مسئله قرآن و ادبیات و فصاحت و بلاغت در این زمان معجزه چیست؟ حضرت فرمودند معجزه عقل است. عقلهایتان را شکوفا کنید. همین که از ابتدا پیامبر نوید میدادند و به پشت سلمان میزدند که در آخر الزمان افرادی میآیند که عقلشان شکوفا میشود این است. عقلی که زیر سایه ای انبیاء و ائمه شکوفا بشود. چون فرمود انبیاء آمدند
«فَبَعَثَ فِيهِمْ رُسُلَهُ وَ يُثِيرُوا لَهُمْ دَفَائِنَ الْعُقُول»
نهج البلاغة (للصبحي صالح)؛ نویسنده: شريف الرضى، محمد بن حسين، ناشر: هجرت، محقق/ مصحح: فیض الاسلام، ص43
دفینههای عقل شما که گنجینههای بزرگ است آمدند که اینها را پاک کنند و زلال کنند پس تحت ولایت عقل شکوفا میشود آن عقلی که:
«مَا عُبِدَ بِهِ الرَّحْمَنُ وَ اكْتُسِبَ بِهِ الْجِنَان»
الكافي (ط - الإسلامية)؛ نویسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الكتب الاسلامیة، ج1، ص11
آن عقل عملی که انسان را به خدا نزدیک میکند نه عقل معاشی که مثلا چطوری زیراب یک نفر را بزنیم که پول بیشتری به دست بیاوریم. نگاه کنید این عقل معیار و ملاک میشود زمانی که مردم از داشتهها و دانش خودشان استفاده کنند و عقل خودشان را به کار بیندازند. میدانید که از همین زمان به آن طرف جریان ترجمه فعال میشود یعنی مأمون به یک سری از علما دستور میدهد که بیایند از کتابهای دیگر در مقابل اندیشههای ائمه معصومین کتابهای دیگری را ترجمه کنند.
نگاه کنید جریان ترجمه دارد شکل میگیرد، پس عقل عنصر مهم میشود عقلی که در ساحت ولایت و در ساحت امامت و در ساحت معرفت دینی رشد پیدا کرده و تربیت شده شاخصه برای نشان دادن خوب و بد میشود. لذا عقل یک مسئله مهم میشود. اشاره میکنند که جریان عقل و عقل گرایی و خرد ورزی در جامعه باید تقویت بشود؛ پس جامعه با محوریت عقل.
دومین گفتمانی که حضرت میسازند و خیلی تبیین میکنند این را هم عرض کنم این به این معنا نیست که قبل نبوده و یا بعد نبوده اینجا به دلیل این شرایط پر رنگ میشود.
مجری:
...بحث عقل که است همه استفاده کنند همین دوران کرونا ما یک وقت از امام انتظار داریم به اعجاز کاری انجام بدهد من شاید هیچ شرایط بهداشتی را رعایت نکنم امام است و با معجزه این بلا را از من دور کند. اینجا خیلیها امتحان شدند و برخی حرف خوبی زدند و گفتند اعجاز امام این است که ما را عاقل بار بیاورند؛ یعنی عقل ما تصمیم گیرنده درست باشد.
گاهی وقتها ما فراموش میکنیم آن مسیری که حضرات ترسیم کردند بله لطف دارند در حق ما بزرگواری میکنند ولی در قصهها ما باید خودمان را محک بزنیم.
استاد نهاوندی:
اجازه بدهید من باز یک معیار و ملاک عرض کنم نگاه کنید وحی، دین و نقشه هدایت دین تعیین خط مشیها و راهبردها و مبانی، اصول و شاخصههای زندگی است ما با محور تعبد، تسلیم و تهذیب باید با این موضوع بسیار بزرگ که زندگی ما به آن گره خورده است رو برو بشویم؛ پس یک جریان، جریان وحی است که خیلی مهم است و آبشخور و آبشار است در کنار این جریان، ما یک جریان عقل داریم که در حقیقت عرض کردم این عقلش در ساحت وحی است که شکوفا میشود یعنی نیاز دارد شاخصههایش را از وحی بگیرد.
مجری:
در مقابل نیست
استاد نهاوندی:
در مقابل نیست در حقیقت با محور تدبر و تفکر است این عنصری است که خداوند تبارک و تعالی به ما داده است و از ما هم بر اساس همین سوال میکند لذا مسئله عقل هم که تشخیص ضرورتها و تشخیص نیازها آنجا گفتیم وحی چه کار میکرد و بعد در تعیین شاخصهها و خط مشیها مبانی و اصول اینجا ضرورتها و نیازها را به ما میدهد.
یک چیزی هم به نام علم داریم بالاخره در هر دوره ای علومی است علوم مختلفی که دانشمندان و اندیشمندان زحمت میکشند شاید مؤمن و متدین هم نباشند اما کشف و اختراع میکنند اینجا در علم ما به دنبال ساختار و مدلها هستیم که باز هم آن علمی که در ساحت وحی رشد میکند ما را به تعالی میرساند اینجا محور اصلی تعلیم و تجرد و تجربه کردن و تعلم است؛ پس نگاه کنید این سه ضلع وحی، عقل و علم نه در موازات همدیگر عرض کردم آن جریان وحی حاکم بر همه اینها است؛ چون اصول و مبنا میدهد جریان شاخص میدهد.
حتی برای علم هم شاخص میدهد ما هر علمی را نافع نمیدانیم. «اعوذ بالله من علم لا ینفع» پس این جریان، جریانی است که شما میفرمایید راجع به مسائل مختلف که پیش میاید ما نمیتوانیم چشم مان را به آن شناخت عقلی و شناخت علمی ببندیم دین به ما این اجازه را نمیدهد منتها شاید علم به اشتباه هم برود شاید عقل به اشتباه هم برود به خاطر همین باید تحت این عنایتها و اشرافات وحی قرار بگیرد.
گفتمان بعدی گفتمان انتظار است. از دوره امام کاظم(سلام الله علیه) این مسئله، بسیار جدی میشود باز عرض میکنم من فقط به یک حدیث میخواهم اشاره کنم حدیث در کتاب کمال الدین و تمام النعمه جلد 2 صفحه 361 و در بحار الانوار جلد 51 صفحه 151 آمده است
«حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ زِيَادِ بْنِ جَعْفَرٍ الْهَمَدَانِيُّ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ بْنِ هَاشِمٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ صَالِحِ بْنِ السِّنْدِيِّ عَنْ يُونُسَ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ قَالَ: دَخَلْتُ عَلَى مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ(سلام الله علیه) فَقُلْتُ لَهُ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ أَنْتَ الْقَائِمُ بِالْحَقِّ فَقَالَ أَنَا الْقَائِمُ بِالْحَقِّ وَ لَكِنَّ الْقَائِمَ الَّذِي يُطَهِّرُ الْأَرْضَ مِنْ أَعْدَاءِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ يَمْلَؤُهَا عَدْلًا كَمَا مُلِئَتْ جَوْراً وَ ظُلْماً هُوَ الْخَامِسُ مِنْ وُلْدِي لَهُ غَيْبَةٌ يَطُولُ أَمَدُهَا خَوْفاً عَلَى نَفْسِهِ يَرْتَدُّ فِيهَا أَقْوَامٌ وَ يَثْبُتُ فِيهَا آخَرُونَ ثُمَّ قَالَ(سلام الله علیه) طُوبَى لِشِيعَتِنَا الْمُتَمَسِّكِينَ بِحَبْلِنَا فِي غَيْبَةِ قَائِمِنَا الثَّابِتِينَ عَلَى مُوَالاتِنَا وَ الْبَرَاءَةِ مِنْ أَعْدَائِنَا أُولَئِكَ مِنَّا وَ نَحْنُ مِنْهُمْ قَدْ رَضُوا بِنَا أَئِمَّةً وَ رَضِينَا بِهِمْ شِيعَةً فَطُوبَى لَهُمْ ثُمَّ طُوبَى لَهُمْ وَ هُمْ وَ اللَّهِ مَعَنَا فِي دَرَجَاتِنَا يَوْمَ الْقِيَامَةِ.»
كمال الدين و تمام النعمة؛ ابن بابويه، محمد بن على، محقق/ مصحح: غفاری، علی اكبر، ناشر: اسلاميه، ج2، ص361
یونس ابن عبدالرحمن میگوید به امام کاظم عرضه داشتم «يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ أَنْتَ الْقَائِمُ بِالْحَقِّ» یابن رسول الله این که هَیْ میفرمایید شخصی قیام میکند قائم به حق شما هستید؟ این سوال را از حضرت میپرسد، یک شاگردی که میخواهد این گفتمان را توسعه بدهد. حضرت فرمودند:«أَنَا الْقَائِمُ بِالْحَقِّ» بله من قائم به حق هستم «وَ لَكِنَّ الْقَائِمَ الَّذِي يُطَهِّرُ الْأَرْضَ مِنْ أَعْدَاءِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ» آن قائمی که میآید از اعداء الهی زمین را پاک میکند «وَ يَمْلَؤُهَا عَدْلًا كَمَا مُلِئَتْ جَوْراً وَ ظُلْماً هُوَ الْخَامِسُ مِنْ وُلْدِي» اون پنجمین فرزند از نسل من است.
مجری:
پس جریان واقفیه را حضرت میدانند.
استاد نهاوندی:
بله با علم امامت میداند؛ حضرت این فرمایش را دارد و هنوز کسی به دنیا نیامده است. «لَهُ غَيْبَةٌ يَطُولُ أَمَدُهَا خَوْفاً عَلَى نَفْسِهِ» این طولانی میشود از جهت خوف بر نفس به خاطر این که جریان امامت و انتهای ولایت از بین میرود «يَرْتَدُّ فِيهَا أَقْوَامٌ وَ يَثْبُتُ فِيهَا آخَرُونَ» یک تعداد از همین کسان از این جریان مرتد میشوند و کنار میگیرند مثل همین واقفیه و یک تعداد هم ثابت قدم میمانند.
حالا نکته اش این است حضرت فرمود «ثُمَّ قَالَ(سلام الله علیه) طُوبَى لِشِيعَتِنَا الْمُتَمَسِّكِينَ بِحَبْلِنَا فِي غَيْبَةِ قَائِمِنَا» خوش به حال آن شیعیان ما که در عصر غیبت به حب ما منور و محب باقی میمانند «الثَّابِتِينَ عَلَى مُوَالاتِنَا» بر موالات و دوستی ما ثبات قدم دارند که همین جریان تشیع است. «وَ الْبَرَاءَةِ مِنْ أَعْدَائِنَا» اینها از اعداء ما تبری و برائت میجویند.
«أُولَئِكَ مِنَّا وَ نَحْنُ مِنْهُمْ» اگر آن تولی و این برائت باشد تولی و تبری در کنار همدیگر باشد «أُولَئِكَ مِنَّا وَ نَحْنُ مِنْهُمْ» آنها از ما هستند و ما هم از آنها هستیم، «قَدْ رَضُوا بِنَا أَئِمَّةً» آنها راضی هستند که ما ائمه شان باشیم ما محور حرکت شان باشیم «وَ رَضِينَا بِهِمْ شِيعَةً» ما هم راضی هستیم که اینها شیعه ما باشند بعد دارد «فَطُوبَى لَهُمْ ثُمَّ طُوبَى لَهُمْ وَ هُمْ وَ اللَّهِ مَعَنَا فِي دَرَجَاتِنَا يَوْمَ الْقِيَامَةِ.» اینها نه تنها در این عالم بلکه در عالم دیگر که ابدیت است در کنار ما هستند.
بدا به حال کسانی که امام زمان شان را نشناختند، در همان عصر هم نشناختند، سلیمان یکی از متشخصین بغداد است از قصرش نگاه کرد دید یک کسی را روی یک تخت گذاشتند و دارند تشییع میکنند به غلامش گفت ببین این چه کسی است؟ غلام رفت دید آمد گفت موسی ابن جعفر است چون شیعه بود پای برهنه بدون کفش آمد رفت دید اینها دارند شعار انحرافی میدهند و یک گفتمان اشتباه و جریان اشتباه را دارند میگویند و نمیشود این را گفت فقط این تکه اش «هم امام الرفضة» جریان رافضی را مطرح کردند.
این سلیمان که شیعه خالص و معنون بود آمد جریان تحریف را بحث مان جهاد تبیین است و همینجاها به درد میخورد آمد تحریف را برداشت و شروع کرد در منقبت امام کاظم(سلام الله علیه) سخن گفتن و بعد همراهی کرد و بعد میبینیم این جریان ادامه پیدا کرده است همین شما شعرای بزرگوار این جریان تبیین را مثلا دعبل در زمان امام رضا(سلام الله علیه) شعرش را خواندند موقعی که به حضرت کاظم(سلام الله علیه) میرسد میدانید این در حقیقت این قصیده خطاب به صدیقه طاهره است به حضرت صدیقه طاهره خطاب میکند
وَ قَبْرٌ بِبَغْدَادَ لِنَفْسٍ زَكِيَّةٍ * تَضَمَّنَهَا الرَّحْمَنُ فِي الْغُرُفَات
«وَ قَبْرٌ بِبَغْدَادَ» ای مادر ائمه یک پسری هم داری و یک فرزندی هم داری که قبرش به بغداد است «لِنَفْسٍ زَكِيَّةٍ» داری نفس زکیه است «تَضَمَّنَهَا الرَّحْمَنُ فِي الْغُرُفَات» که خدا او را در غرفات بهشت در آغوش گرفته است. بعد آنجا حضرت امام رضا(سلام الله علیه) گریه کردند بعد جالب است که حضرت فرمودند من یک بیت هم به شعرت اضافه کنم گفت چه میخواهید بفرمایید حضرت فرمودند:
وَ قَبْرٌ بِطُوسٍ يَا لَهَا مِنْ مُصِيبَةٍ * تَوَقَّدُ فِي الْأَحْشَاءِ بِالْحُرُقَاتِ
إِلَى الْحَشْرِ حَتَّى يَبْعَثَ اللَّهُ قَائِماً * يُفَرِّجُ عَنَّا الْهَمَّ وَ الْكُرُبَات
عيون أخبار الرضا (عليه السلام)؛ نویسنده: ابن بابويه، محمد بن على، مصحح: لا جوردی، مهدی، ناشر: نشر جهان، ج2، ص214
حضرت شروع کردند این دو بیت را خواندند خود دعبل متحول و متغیر شد و گریه کرد و این جریان اجرای این گفتمان و جریان سازی از طریق شاگردان، خطبا، وکلا، نائبین و از طریق همین هیئات مذهبی و از طریق شعرا انتقال پیدا کرده و ما باید شعرهای آئینی را شعرهای بدانیم که در آن حاوی معارف و محتوای عمیقی است که الان بعضی چیزها را که در روایت میگفتم شما آن را با زبان شعر و با چند بیت منعکس و منتقل کردید.
مجری:
خیلی عالی، ممنون هستم الحمدلله در هر مسیری و در هر مقامی و در هر جایگاهی که هستید در مسیر اهل بیت باشید و در این صراط مستقیم قدم بزنید خیلی بحث خوبی بود و برای من جالب بود. حاج آقای نهاوندی گاهی اوقات مباحث مان تجلیل از اهل بیت است اما تحلیل رفتار اهل بیت نیست و یک قدم پایینتر از این قصه به قول استاد مجاهدی میگوید ای بسا اسوه که اسطوره از آن ساختیم یعنی تبدیلش به افسانه میکنیم اسوهها و بحث الگو پذیریی که ما در فردگرایی خودمان و در زندگی فردی خودمان و در زندگی خانوادگی و اجتماعی خودمان اگر ما به این مباحث و مبانی و مطالبی که شما گفتید عمل میکردیم اجتماع مان خیلی پیشروتر بود.
خانواده ما خیلی رنگ و بوی اهل بیتی داشت صبغة الله واقعا در زندگی فردی ما بیشتر دیده میشد. امیدوارم که در این مسیر حرکت کنیم چون شبکه جهانی حضرت ولی عصر است اولا ذکر توسل و ذکر مصیبت هم در انتهای مباحث تان داشتید ولی چون شبکه ولی عصر است و با بحث انتظار هم به پایان رسید اگر چند دقیقه ای راجع به این بحث و در قبال این شبکه اجتماعی ما چه وظیفه ای داریم من شیعه ای که حضرت فرمودند چه بسا شامل آن طوبی لهم بشویم اگر یک چیزهای را رعایت کنیم چه چیزهای را باید در این زمان رعایت کنیم؟
استاد نهاوندی:
من الان متوجه نشدم سوال شما راجع به این است که چه شبکههایی...
مجری:
الان وظیفه اجتماعی من شیعه در زمان غیبت با همین مبانی چه است؟
استاد نهاوندی:
عرضم به حضورتان ما در همین دوره باید با تأثیراتی که شبکههای مختلف تربیتی دارد بر روی جامعه ما میگذارد ما باید آن رسالت در حقیقت انعکاس و انتقال مبانی اهل بیت را به درستی انجام بدهیم از ابزارهایش خوب استفاده کنیم من یک وقت راجع به شهید چمران گفتم نگاه کنید شهید چمران در دل کفر رفت سالیان سال آنجا بود نه تنها رنگ آنها را نپذیرفت بلکه روی آنها تأثیر گذاشت ما باید نگاه مان را کلانتر کنیم خودمان را در مسیر رسالت اهل بیت ببینیم و در مقدمه ساز ظهور باید ببینیم.
کسی که میخواهد خودش را مقدمه ساز ظهور بداند و میخواهد تحت این عناوین قرار بگیرد باید خودش را مجهز و مسلح کند باید اولا روی تهذیب نفسش کار کند مراقبت داشته باشد. امروز کانونهای تأثیر گذار در افکار و اندیشههای جوانها و نوجوانهای ما کم نیستند مانند فضای مجازی خوب ما میتوانیم نه تنها تأثیر بپذیریم بلکه میتوانیم تأثیر بگذاریم یعنی باید بیرویم همین معارفی که دنیا تشنه این معارف است به دنبال حظ و بهره ای از این کلمات گهربار هستند نه کلمات بلکه خودمان به عنوان مصداق عینی و عملی تأثیر گذار باشیم هرجا حضور پیدا میکنیم بتوانیم نقش ایفا کنیم.
عقبه ای همین شبکههای که شما دارید، عقبه تولید اندیشه تشیع را این شبکهها و رسانه ملی دارد و جاهای مختلف دارد همین تعداد کم باید کارکردشان را تغییر بدهند ما کارکردهایمان را نباید همیشه از لاسور در غرب بگیریم که او گفته باید سازه رسانهها این طور باشد.
ما باید کارکردمان ندعو الی الامام باشد یعنی باید دعوت به امام زمان داشته باشیم باید جریان فکری تشیع را با آن عقلانیت و با آن خرد ورزی با آن پرچم سبز قیام آخر الزمان دست بگیریم و یک به یک به مردم بگوییم آقا این حرکت و این جریان شما را به تعالیم میرساند به سر منزل مقصود میرساند این قدر زود تحت تأثیر فضاهای دیگر قرار نگیریم.
یکی از راههایش این است که خانواده را تقویت کنیم، یکی از راههایش این است که به این روی این مضامین فکر کنیم یعنی ما مؤمن عوام نمیخواهیم ما مؤمن نخبه میخواهیم، مؤمن فهیم میخواهیم مؤمنی که نقش ایفا کند، نقش اجتماعی خودش را در محیط خانواده نمیشود که ما شیعه حضرت کاظم باشیم که کظم غیظ محور است خود خشم خیلی مسئله مهم است.
خود کظم غیظ که حضرت برای اتفاقات مختلف کظم غیظ میکردند. این کظم غیظ را بگیریم و در محیط خانواده پیاده کنیم خشم را بتوانیم کنترل کنیم راه کنترل کردن خشم خود کنترلی است نه این که دیگران به ما بگویند نه این که برای مان پلیس بگذارند نه این که مراقب بگذارند باید روی خودمان کار کنیم و فکر کنیم که اگر ساحتهای برای ما میگذرد که تحمل آن برای ما سخت است بدانیم ما تابع آن امامی هستیم که تحمل زیاد داشت، چرا؟ چون افق حرکت ما محدود به این دنیا نیست ما برای جای دیگر داریم کار میکنیم برای رسیدن به دنیای دیگر کار میکنیم.
مجری:
خیلی ممنون آدمی که با دشمنش کظم غیظ داشت ما با دوستان و حداقل با خانم خودمان این روش را داشته باشیم. خیلی بحث خوبی بود ممنون هستم ان شاء الله خداوند حفظ تان کند روح اموات شما شاد باشد پدر بزرگ شاعر شما مهمان سفره موسی ابن جعفر باشند، همچنین خیلی ممنون از شما بینندگان عزیز که بیننده برنامه باب الحوائج بودید.
از باب الحوائج گفتیم خیر دنیا و آخرت ما در این است که در مسیر حضرت باشیم و بهترین خواسته ما همین است این طوبی لهم که گفتند ان شاء الله شامل حال هم باشد و در محضر صاحب الزمان و در محضر حضرات معصومین باشیم و ان شاء الله که زیارت اهل بیت در دنیا و شفاعت شان در آخرت نصیب همه ما بشود از حضور شما مرخص میشویم التماس دعا داریم و خدا نگهدار!
