شبکه جهانی حضرت ولی عصر (عج)
عید الله _ ویژه برنامه عید غدیر حجت الاسلام یزدانی

ویژه برنامه عیدالله به مناسبت دهه ولایت و امامت
قسمت دوم
با کارشناسی حجت الاسلام یزدانی


 بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

برنامه عید الله 04 05 1400 (قسمت قسمت دوم)

عنوان برنامه: ویژه برنامه به مناسبت دهه ولایت و امامت

کلیدواژه:

دهه ولایت؛ امامت؛ امیرالمؤمنین؛ پیامبر؛ عیدغدیر، شیعه!

مجری:

أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيم‏، بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ، الْحَمْدُلِلَّه رَبّ العَالَمِینْ، وَصَلی الله عَلیٰ مُحَمّدٍ وَآلِه الطَاهِرین؛

عرض سلام، ادب و احترام دارم خدمت همه شما بینندگان عزیز «شبکه جهانی حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف)» الحمد لله این توفیق را پیدا کردیم در دومین شب ویژه برنامه عید الله به محضر همه شما گرامیان این ویژه برنامه را تقدیم بکنیم و خدا را شکر می گوییم که در شام ولادت حضرت امام هادی هستیم خدمت همه شما این مناسبت میمون و فرخنده را تبریک می گوییم.

ان شاء الله که همه ما بتوانیم پیرو آن امام همام باشیم و در راستای اسم با مسمای ایشان بتوانیم ذره ای هرچند اندک نقش هدایتگری را برای خودمان ایفا بکنیم.

در این جلسه این افتخار را داریم در خدمت حضرت استاد حضرت حجة الاسلام و المسلمین دکتر یزدانی هستیم ان شاء‌ الله از محضرشان مفصلاً بهرمند می شویم. سلام عرض می کنم و خدمت تان تبریک می گویم

استاد یزدانی:

سلام علیکم و رحمة الله

أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيم‏، بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي جَعَلَنَا مِنَ الْمُتَمَسِّكِينَ بِوَلَايَةِ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْأَئِمَّةِ المَعْصُومِین عَلَيْهِمُ السَّلَام

خدمت حضرتعالی و خدمت همه بینندگان عزیز شبکه جهانی حضرت ولی عصر سلام و عرض ادب دارم، سالروز ولادت با سعادت بزرگ مبلغ غدیر حضرت امام هادی (علیه السلام) را تبریک عرض می کنم که امروز، روز ولادت ایشان بود همان طور که همه بینندگان عزیز مستحضر هستند یکی از یادگاری های بی نظیر امام هادی زیارت غدیریه هست که با سند صحیح در کتاب های شیعه نقل شده است.

بسیار بسیار جالب هست بارها توصیه کردم خودم هم همیشه به این عمل می کنم هر جا برای زیارت خواستید بروید فرصت داشتید گوشه ای بنشینید با آن امام یا امامزاده ای که به زیارتش رفتید خطبه غدیر را مرور کنید. چه فضائل بی نظیری حضرت امام هادی (علیه السلام) در این زیارتنامه غدیریه آورده است و چقدر لذتبخش است آدم آن فضائل شیرین و ناب را از زبان امام هادی می شنویم و لذت می بریم.

مجری:

ان شاء الله که بتوانیم به انجام چنین کارهای موفق باشیم که حقیقتاً پیدا کردن راه درست و استوار در همین انس و الفتی هست بین بنده و مولای خودش برقرار می شود.

حضرت استاد این توفیق را داریم الحمد لله چند وقتی است در ابتدای برنامه از حضرتعالی ابتدای حسن مطلع برنامه را اختصاص می دهیم راجع به وظیفه ای که ما به عنوان منتظر نسبت به مولا، صاحب العصر و الزمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) داریم.

در ایام غدیر هستیم نمی دانم مطلبی که جمع بین این و مطلب بشود هم غدیری باشد و هم مهدوی از محضرتان استفاده بکنیم.

استاد یزدانی:

قرار بر این بود در اول هر جلسه یادی از صاحب مجلس بکنیم، صاحب شبکه و صاحب، مولای و آقای خودمان حضرت صاحب الزمان (علیه السلام)؛ چون غدیر و ایام ولایت امیر المؤمنین هست سراغ خطبه غدیر می روم آن نص کامل و جامعی که از خطبه غدیر نقل شده است. در کتاب احتجاج مرحوم طبرسی هست و تحقیق شده است.

چند از این خطبه پیغمبر نام حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) را می برند و از ایشان یاد می کنند. اگر عید بگیریم امام زمان قطعاً بهتر و بیشتر از ما عید می گیرد در خطبه غدیر آقای محمد باقر انصاری جمع کرده اصل کتاب احتجاج مرحوم طبرسی هست در جاهای متعدد از این خطبه پیغمبر بزرگوار اسلام از حضرت مهدی یاد کرده است. از جمله در فراز ششم:

«مَعَاشِرَ النَّاسِ النُّورُ مِنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فِيَّ مَسْلُوكٌ ثُمَّ فِي عَلِيٍّ- ثُمَّ فِي النَّسْلِ مِنْهُ إِلَى الْقَائِمِ الْمَهْدِيِّ الَّذِي يَأْخُذُ بِحَق ‏اللَّهِ وَ بِكُلِّ حَقٍّ هُوَ لَنَا لِأَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ قَدْ جَعَلَنَا حُجَّةً عَلَى الْمُقَصِّرِينَ وَ الْمُعَانِدِينَ وَ الْمُخَالِفِينَ وَ الْخَائِنِينَ وَ الْآثِمِينَ وَ الظَّالِمِينَ مِنْ جَمِيعِ الْعَالَمِينَ»

الإحتجاج علی أهل اللجاج؛ نویسنده: طبرسی، احمد بن علی، ناشر: نشر مرتضی، محقق / مصحح: خرسان، محمد باقر،ج1، ص62

در کتاب های دیگر هم آمده است باز در صفحه 49 همین کتاب:

«مَعَاشِرَ النَّاسِ، إِنَّهُ مَا مِنْ قَرْيَةٍ إِلَّا وَ اللَّهُ مُهْلِكُهَا قَبْلَ يَوْمِ الْقِيامَةِ وَ مُمَلِّكُهَا الْإِمَامَ الْمَهْدِيَّ وَ اللَّهُ مُصْدِقُ وَعْدِه‏»

الإحتجاج علی أهل اللجاج؛ نویسنده: طبرسی، احمد بن علی، ناشر: نشر مرتضی، محقق / مصحح: خرسان، محمد باقر،ج1، ص49

می گوید هیچ قریه ای نمی ماند مگر این که قبل از قیامت به خاطر تکذیب مهدویت و حضرت مهدی هلاک می شود و آن قریه بدست حضرت مهدی می افتد «وَ اللَّهُ مُصْدِقُ وَعْدِه‏» و خدا این وعده صدق را داده است.

باز در صفحه 54، فراز هشتم که موضوعش حضرت مهدی هست:

«أَلَا إِنَّ خَاتَمَ الْأَئِمَّةِ مِنَّا الْقَائِمُ الْمَهْدِيُّ أَلَا إِنَّهُ الظَّاهِرُ عَلَى الدِّين‏ أَلَا إِنَّهُ الْمُنْتَقِمُ مِنَ الظَّالِمِينَ»

خاتم امامان حضرت مهدی است او دین را بر همه پیروز می کند «أَلَا إِنَّهُ الْمُنْتَقِمُ مِنَ الظَّالِمِينَ» اوست که از ظالمین انتقام می گیرد این هم جالب هست این همه ظلم های که در طول تاریخ شد او می آید و ان شاء الله با رجعت دشمنان اهل بیت و شیعیان امیر المؤمنین انتقام را از آن ها خواهد گرفت.

«أَلَا إِنَّهُ لَا غَالِبَ لَهُ وَ لَا مَنْصُورَ عَلَيْهِ أَلَا وَ إِنَّهُ وَلِيُّ اللَّهِ فِي أَرْضِهِ وَ حَكَمُهُ فِي خَلْقِهِ وَ أَمِينُهُ فِي سِرِّهِ وَ عَلَانِيَتِهِ»

الإحتجاج علی أهل اللجاج؛ نویسنده: طبرسی، احمد بن علی، ناشر: نشر مرتضی، محقق / مصحح: خرسان، محمد باقر،ج1، ص54

جاهای متعدد حتی در صفحه 58 بیعت می گیرد پیغمبر همان طور که از مردم بیعت می گیرد نه فقط برای امامت امیر المؤمنین که برای امامت حضرت مهدی هم از همه بیعت گرفت.

«فَأُمِرْتُ أَنْ آخُذَ الْبَيْعَةَ مِنْكُم‏ وَ الصَّفْقَةَ لَكُمْ بِقَبُولِ مَا جِئْتُ بِهِ عَنِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فِي عَلِيٍّ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْأَئِمَّةِ مِنْ بَعْدِهِ الَّذِينَ هُمْ مِنِّي وَ مِنْهُ أَئِمَّةٌ قَائِمَةٌ مِنْهُمُ الْمَهْدِيُّ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ الَّذِي يَقْضِي‏»

الإحتجاج علی أهل اللجاج؛ نویسنده: طبرسی، احمد بن علی، ناشر: نشر مرتضی، محقق / مصحح: خرسان، محمد باقر،ج1، ص58

دستور داده شدم که از شما بیعت بگیرم «وَ الصَّفْقَةَ لَكُمْ بِقَبُولِ مَا جِئْتُ بِهِ عَنِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فِي عَلِيٍّ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْأَئِمَّةِ مِنْ بَعْدِهِ الَّذِينَ هُمْ مِنِّي وَ مِنْهُ أَئِمَّةٌ قَائِمَةٌ مِنْهُمُ الْمَهْدِيُّ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ الَّذِي يَقْضِي‏» پیغمبر وقتی بیعت می گیرد نه فقط برای امیر المؤمنین برای همه ائمه از جمله نام می برد برای حضرت مهدی دارد از همه آن ها بیعت می گیرد.

مجری:

که آخرین آن ها هست.

استاد یزدانی:

این نص کامل خطبه غدیر هست خواستیم از حضرت مهدی یادی کرده باشیم هرچند که تک تک این پارگراف ها نیاز به توضیح و ترجمه داشت ولی فرصت مان خیلی کم است.

مجری:

واقعاً وقتی نگاه می کنیم می بینیم قرار است اکمال دین به این باشد که این سلسله قطع نشود عقلاً و همان طور که دیدیم نصباً به چنین مطلبی اشاره بشود. الحمد لله بحث مان هم نورانی شد ان شاء الله بتوانیم منتظِر واقعی حضرت باشیم و خودمان را در راستای فرامین آن حضرت قرار بدهیم.

باز هم تِمْ غدیری در خدمت تان هستیم اما آن نکات مهمی که هست اتفاقاً در ایام غدیر مشاهده می شود ایامی که بیشتر قرار است تأکید و تمرکز بر روی مسئله ولایت و امامت باشد دشمنان هم بی کار نمی نشینند آن ها هم به قدر و وسع خودشان دشمنی خودشان را و کینه ای که در دل دارند نشان می دهند و این هم وظیفه ما را در قبال دفاع از مکتب اهل بیت سنگین تر می کند. ببینیم این ها چه صحبت های کردند اولین کلیپ را ببینیم بر می گردیم و به نقد آن می نشینیم.

کلیپ شبهه اول از شبکه‌های وهابیت – مولوی عبدالغفار نقش‌بندی:

پس سروران ما و شما را عیدی به نام عید غدیر نیست کسی که از اهل سنت و الجماعت غدیر را به عنوان عید غدیر به هر احدی را تبریک بگویید از دایره اهل سنت و الجماعت خارج هستید. این مسئله سنگین است توجه داشته باشید

مجری شبکه حضرت ولی عصر:

این را هم دیدیم و شنیدیم مولوی عبد الغفار نقش بندی فتوای شان را صادر کردند ببینیم نسبت به این صحبت حضرتعالی چه بیاناتی دارید؟

استاد یزدانی:

ایشان یکی از علمای معروف بلوچستان هست معمولاً سخنرانی هایش به زبان بلوچی هست خیلی تفاوت ندارد همه متوجه می شویم کمی کلماتش متفاوت هست. مدعی بود اگر کسی از اهل سنت بخواهد غدیر را به عنوان عید غدیر تبریک بگوید او از دایره اهل سنت خارج است فتوایش این بود دیگر او سنی نیست.

خودش می داند چه جوابی می دهیم جوابی که می دهیم همه بینندگان عزیز هم می دانند کسی که با امیر المؤمنین اولین بار بیعت کرد چه کسی بود؟ آیا او هم سنی نبود؟ بارها نشان دادیم یک بار دیگر نشان می دهم بینندگان عزیز این مباحث را حفظ هستند.

تاریخ مدینة السلام یا تاریخ بغداد آقای خطیب بغدادی، جلد 9 با تحقیق دکتر بشار عواد معروف چاپ دار الغرب اسلامی بیروت همان روایت معروف این روایت خیلی خیلی جالب هست. یکی از ابزارهای قوی ما در اثبات ولایت امیر المؤمنین (علیه السلام) دقیقاً همین روایت است.

«عن أبي هريرة قال من صام يوم ثمان عشرة من ذي الحجة كتب له صيام ستين شهرا وهو يوم غدير خم لما أخذ النبي صلى الله عليه وسلم بيد علي بن أبي طالب فقال ألست ولي المؤمنين قالوا بلى يا رسول الله قال من كنت مولاه فعلي مولاه فقال عمر بن الخطاب بخ بخ لك يا بن أبي طالب أصبحت مولاي ومولى كل مسلم فأنز الله اليوم أكملت لكم دينكم»

تاريخ بغداد؛ اسم المؤلف: أحمد بن علي أبو بكر الخطيب البغدادي الوفاة: 463، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت - -، ج8، ص289

ابی هریره می گوید «مَنْ صَامَ يَوْمَ ثَمَانِيَةَ عَشَرَ مِنْ ذِي الْحِجَّةِ كُتِبَ لَهُ صِيَامُ سِتِّينَ شَهْراً وَ هُوَ يَوْمُ غَدِيرِ خُمٍّ» دقیقاً عین همان روایتی که از امام صادق داریم این هم با سند صحیح نقل شده است هر کس روز هجده ذی الحجه را روزه بگیرد خداوند ثواب شصت ماه روزه را به او خواهد داد سند روایت کاملاً صحیح هست، چه روزی است؟ «يَوْمُ غَدِيرِ» چرا چنین ثوابی دارد؟ یک روز برابر شصت ماه؛ یک روز،‌ روزه می گیری خدا ثواب شصت ماه را به تو می دهد.

میانگین عمر انسان همین شصت سال کمتر یا بیشتر هست چرا چنین ثوابی دارد؟ روزی که «أَخَذَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ بِيَدِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ» روزی که پیغمبر دست امیر المؤمنین علی ابن ابی طالب را گرفت و فرمود «أَ لَسْتُ أَوْلَى بِالْمُؤْمِنِينَ» آیا من ولی مؤمنین هستم یا نیستم؟ همه گفتند بله و فرمود «مَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ فَعَلِيٌّ مَوْلَاهُ، فَقَالَ عُمَرُ بْنُ الْخَطَّابِ» عمر ابن الخطاب چه گفت؟ «بَخْ بَخْ [لَكَ‏] يَا ابْنَ أَبِي طَالِبٍ أَصْبَحْتَ مَوْلَايَ وَ مَوْلَى كُلِّ مُسْلِمٍ.» مبارک است مبارک است این اصطلاح است در هر زبانی یک جوری دیگر است، پسر ابو طالب مبارک باشد «أَصْبَحْتَ مَوْلَايَ وَ مَوْلَى كُلِّ مُسْلِمٍ.» پسر ابو طالب تو از الان مولای من و مولای هر مسلمان شدی. و بعد آیه نازل شد

(الْيوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلَامَ)

امروز، دين شما را کامل کردم؛ و نعمت خود را بر شما تمام نمودم؛ و اسلام را به عنوان آيين (جاودان) شما پذيرفتم

سوره مائده (5): آیه 3

این تبریک چه هست؟

مجری:

آیا از دایره اهل سنت خارج شده است؟

استاد یزدانی:

طبق فتوای آقای نقش بندی قطعاً خارج شده است. همین روایت را امام حنابله در مسند خودش نقل کرده است. مسند احمد ابن حنبل، امام اهل حدیث و امام حنابله تحقیق آقای حمزه الزید، جلد 14، چاپ دار الحدیث قاهره، صفحه 185،‌ حدیث 18391 دقیقاً همان روایت را نقل کرده است، این روایت مفصل است.

«حدثنا عبد اللَّهِ حدثني أبي ثنا عَفَّانُ ثنا حَمَّادُ بن سَلَمَةَ أنا عَلِىُّ بن زَيْدٍ عن عَدِىِّ بن ثَابِتٍ عَنِ الْبَرَاءِ بن عَازِبٍ قال كنا مع رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم في سَفَرٍ فَنَزَلْنَا بِغَدِيرِ خُمٍّ فنودي فِينَا الصَّلاَةُ جَامِعَةٌ وَكُسِحَ لِرَسُولِ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم تَحْتَ شَجَرَتَيْنِ فَصَلَّى الظُّهْرَ وَأَخَذَ بِيَدِ علي رضي الله عنه فقال أَلَسْتُمْ تَعْلَمُونَ انى أَوْلَى بِالْمُؤْمِنِينَ من أَنْفُسِهِمْ قالوا بَلَى قال أَلَسْتُمْ تَعْلَمُونَ انى أَوْلَى بِكُلِّ مُؤْمِنٍ من نَفْسِهِ قالوا بَلَى قال فَأَخَذَ بِيَدِ عَلِىٍّ فقال من كنت مَوْلاَهُ فعلي مَوْلاَهُ اللهم وَالِ من ولاه وَعَادِ من عَادَاهُ قال فَلَقِيَهُ عُمَرُ بَعْدَ ذلك فقال له هنياء يا بن أبي طَالِبٍ أَصْبَحْتَ وَأَمْسَيْتَ مولى كل مُؤْمِنٍ وَمُؤْمِنَةٍ»

مسند الإمام أحمد بن حنبل؛ اسم المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبدالله الشيباني الوفاة: 241، دار النشر: مؤسسة قرطبة – مصر، ج4، ص281، ح18502

...دست امیر المؤمنین را گرفت «... من كنت مَوْلاَهُ فعلي مَوْلاَهُ اللهم وَالِ من ولاه وَعَادِ من عَادَاهُ» عمر ابن الخطاب حضرت امیر(سلام الله علیه) را ملاقات کرد «فَلَقِيَهُ عُمَرُ بَعْدَ ذلك فقال له هنياء يا بن أبي طَالِبٍ» پسر ابو طالب خوش بحالت مبارک است. «أَصْبَحْتَ وَأَمْسَيْتَ مولى كل مُؤْمِنٍ وَمُؤْمِنَةٍ»؛ تو از الان مولای من و مولای هر مؤمن و مؤمنه ای شدی!

 محقق کتاب می گوید سند روایت صحیح است و دو تا سند دارد می گوید سند 18391 با طریق دیگر از براء ابن عازب نقل شده است. روایت قبلی هم از براء ابن عازب بود سند روایت هم محقق می گوید «إسنادُه صحیح و إسنادهُ صحیح» دو روایت با سند صحیح؛ خیلی ها نقل کردند از جمله آقای غزالی همین را نقل کرده است.

اگر حرف آقای غزالی را بخوانم ممکن است کسی ناراحت بشود نمی خواهم شب های غدیر برادران اهل سنت از دستم ناراحت بشوند. وقت های دیگر می شود از آقای غزالی خواند چون آقای غزالی خیلی تند صحبت کرده است.

 از زبان آقای صنعانی بخوانیم. امیر صنعانی سلفی کتاب التنویر شرح جامع الصغیر، نویسنده علامه محمد ابن اسماعیل الأمیر الصنعانی، امیر صنعانی معروف- متوفای 1182ایشان در وصف محمد عبد الوهاب اشعاری سروده است.

این اشعار در اینترنت موجود هست یک سلفی و پیرو ابن تیمیه است افکارش، افکار ابن تیمیه، شوکانی، ابن الیزید و یمانی و از پیروان این ها است. در این کتاب جلد 10، صفحه 386 حدیث «مَنْ کُنتُ مولاه» را می آورد حدیث 8981 می گوید طُرق متعدد دارد بحث های سندی می کند تا در صفحه بعد می گوید وقتی پیغمبر فرمود

«اللهم وال من والاه وعاد من عاداه وأحب من أحبه وأبغض من أبغضه وانصر من نصره واخذل من خذله ولما سمع أبو بكر وعمر ذلك قالا فيما أخرجه الدارقطني عن سعد بن أبي وقاص: "أمسيت يا ابن أبي طالب مولى كل مؤمن ومؤمنة" وأخرج أيضًا أنه قيل لعمر "إنك تصنع بابن أبي طالب شيئًا لا تصنعه بغيره من الصحابة قال إنه مولاي"»

الكتاب: التَّنويرُ شَرْحُ الجَامِع الصَّغِيرِ؛ المؤلف: محمد بن إسماعيل بن صلاح بن محمد الحسني، الكحلاني ثم الصنعاني، أبو إبراهيم، عز الدين، المعروف كأسلافه بالأمير (المتوفى: 1182هـ)، المحقق: د. محمَّد إسحاق محمَّد إبراهيم، الناشر: مكتبة دار السلام، الرياض، الطبعة: الأولى، 1432 هـ - 2011 م، ج10، ص386 و 387

وقتی ابوبکر و عمر ایشان فقط عمر را نقل نکرد. وقتی ابوبکر و عمر این سخن را از پیغمبر شنیدند هر دو آمدند طبق نقلی که آقای دار قطنی از سعد ابن ابی وقاص نقل کرده هر دو آمدند و گفتند «أمسيت يا ابن أبي طالب مولى كل مؤمن ومؤمنة» تو از این لحظه مولای من و مولای هر مؤمن و مؤمنه ای شدی.

 می گوید دار قطنی نقل کرد به عمر ابن خطاب گفتند «إنك تصنع بابن أبي طالب شيئًا لا تصنعه بغيره من الصحابة» تو داری یک رفتاری با علی ابن ابی طالب می کنی البته در دوران حضور پیغمبر هست که با بقیه این رفتارها را نمی کنی، «قَالَ إنَّهُ مُولایَ» او مولای من هست.

طبق این گفته ابوبکر و عمر ابن خطاب آمد تبریک گفت شمای نقش بندی می گویی اصلاً هیچ سنیی تبریک نمی گوید اگر تبریک بگوید دیگر سنی نیست.

بله خلیفه دوم را بارها گفتیم اصلاً ‌اهل سنت نیست چرا نیست؟ چون اصلاً سنت پیغمبر را قبول نداشت طبق روایت صحیح بخاری لحظه ای که پیغمبر می خواست بنویسد اجازه نداد

«فقال عُمَرُ إِنَّ النبي صلى الله عليه وسلم قد غَلَبَ عليه الْوَجَعُ وَعِنْدَكُمْ الْقُرْآنُ حَسْبُنَا كِتَابُ اللَّهِ»

الجامع الصحيح المختصر؛ اسم المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: 256، دار النشر: دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - 1407 - 1987، الطبعة: الثالثة، تحقيق: د. مصطفى ديب البغا،ج 5، ص 2146، بَاب قَوْلِ الْمَرِيضِ قُومُوا عَنِّي،باب شماره 17، ح5345

«اشْتَدَّ بِرَسُولِ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم وَجَعُهُ يوم الْخَمِيسِ فقال ائْتُونِي بِكِتَابٍ أَكْتُبْ لَكُمْ كِتَابًا لَنْ تَضِلُّوا بَعْدَهُ أَبَدًا فَتَنَازَعُوا ولا يَنْبَغِي عِنْدَ نَبِيٍّ تَنَازُعٌ فَقَالُوا هَجَرَ رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم»

الجامع الصحيح المختصر؛ اسم المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: 256، دار النشر: دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - 1407 - 1987، الطبعة: الثالثة، تحقيق: د. مصطفى ديب البغا،ج 3، ص 1111، کتاب الجهاد، باب 172، ح2888

و این مسائل داشت. بعد از پیغمبر، خلیفه اول همه روایاتی که از پیغمبر شنیده بود و جمع کرده بود آتش زد بعد از او خلیفه هر چه روایت بود همه را جمع کرد آتش زد و دستور داد حق ندارید روایتی از پیغمبر بنویسید چون ممکن است با قرآن خلط بشود با این بهانه اجازه نمی دادند کسی نقل کند یا بنویسد تا زمان آقای عمر ابن العزیز (عمر بعدی) که ایشان کتابت را رسم کرد باز کسی جرأت نمی کرد.

یواش یواش در قرن های بعدی حدیث نویسی را شما شروع کردید این که می گویید سنی نیست بله واقعاً اهل سنت و مثل شما نیستند.

مجری:

افرادی مثل عبد الرحمن ابن عوف و صحابه ای که آنجا بودند این را فهمیدند گفتند بعد از عمر اگر کسی بخواهد خلیفه بشود باید از یک طرف به سنت رسول الله متمسک باشد که اسلام کامل باشد. از آن طرف هم می دانستند یک سنت دیگری است به سنت شیخین هم باید متمسک بشود و عمل بکند. دو چیز جداگانه بوجود آمد سنت نبوی و سنت خلفائی که بودند.

استاد یزدانی:

در جمع بندی مطلب، آقای نقش بندی گفتند هر کس غدیر را تبریک بگوید سنی نیست از آن طرف روایت معتبر با سند صحیح داریم که خود علمای اهل سنت تصریح کردند خلیفه اول و خلیفه دوم تبریک گفتند چه کار کنیم؟ شما سنی هستید این ها کاسه داغ تر از آش شدند یا کاتولیک تر از پاپ شدند.

مجری:

علما که هیچ به ائمه و خلفای خودشان چنین نسبت هایی را باید بدهند وقتی که با چنین کلیتی چنین صحبت هایی را مطرح می کنند. الحمد لله مطلب واضح شد

کلیپ شبهه دوم از مولوی نقش بندی:

بعضی معتقدند که حضرت رسول (صلی الله علیه و سلم) در غید خم دست حضرت علی (رضی الله تعالی عنه) گرفت و گفت «مَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ فَهَذَا عَلِيٌّ مَوْلَاهُ- اللَّهُمَّ وَالِ مَنْ وَالاهُ وَ عَادِ مَنْ عَادَاه‏» سروران این حدیث، حدیث حق است «كَلِمَةُ حَقٍّ يُرَادُ بِهَا بَاطِل‏» سخن، سخن حق است؛ اما استنباطات، برداشت ها به نظر اهل سنت و الجماعت نا درست است. پیامبر خلافت حضرت علی (رضی الله تعالی عنه) را اعلام کرد «مَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ فَهَذَا عَلِيٌّ مَوْلَاهُ» یعنی بعد از من، جانشین من حضرت علی (رضی الله تعالی عنه) است. اگر هر انسانی دارای عقل سلیمی باشد کوچک ترین عقل و خردی داشته باشد سیدنا علی (رضی الله تعالی عنه) وقتی که پیامبر اعلام کرد بعد از من جانشین من علی است. چطور یاران رسول الله به خاطر کوچک ترین دستور پیامبر، زن و فرزندانش ترک کرده وقتی تمام مال و جانش را فدا کرد حضرت دستور دادند ... و خود حضرت علی (رضی الله تعالی عنه) در طول زندگیش یک بار هم در میان صحابه نگفت که ای صحابه چرا ابوبکر، عمر و عثمان را خلیفه کردید؟ شما مگر در غدیر خم نشنیدید که پیغمبر چه گفت؟ این علی (رضی الله تعالی عنه) کجا است؟

مجری:

باز ادامه صحبت های این جناب بود در ادامه مطالبی را که می خواستند افاضه بفرمایند به این گونه گفتند به نقدش بنشینیم. شبهه ای که بارها و بارها شنیدم این ها از تکرار خسته نمی شوند سوال این بود اگر واقعاً چنین دلالت و چنین برداشتی را شما شیعیان و به قول شان شما آخوندها دارید انجام می دهید خود صحابه با این مطلب مخالفت کردند.

دقیقاً همین دلیل می شود بر این که، این برداشت اشتباه است در ادامه هم ان شاء الله بعد از آن سوال بعدی را در قالب یک شبهه مطرح کردند حضرت آقا امیر المؤمنین (علیه السلام) اگر واقعاً چنین برداشتی درست بود خودشان استدلال می کردند شما باید به ولایت من به خاطر قضیه غدیر متحد بشوید در صورتی که این گونه نگفتند پس برداشت شما اشتباه است.

استاد یزدانی:

در واقع دو مطلب را مطرح کردند یکی این که اگر پیغمبر گفته بود چرا صحابه مخالفت کردند؟ دوم این که چرا خود امیر المؤمنین استدلال نکردند؟

خیلی عجیب است ما می گوییم پیغمبر بزرگوار اسلام در غدیر خم اعلام کردند ولی این ها می گویند صحابه چه گفتند؟ حرف پیغمبر مهم تر است یا حرف صحابه؟ حرف کدام مهم تر است؟ پیغمبر صریح و واضح در حدیث غدیر بیان کردند ان شاء الله متن حدیث غدیر را خدمت تان خواهم خواند در کلیپ های بعدی ببینید پیغمبر چقدر واضح گفته است.

انسان اگر سر سوزنی منطق داشته باشد منطقی و بدون تعصب بخواهد فکر بکند همان برای اثبات ولایت امیر المؤمنین کافی هست. اما می گوید صحابه چطور ممکن است مخالفت کرده باشند! صدها مورد داریم که صحابه در حضور پیغمبر حرف پیغمبر را گوش نکردند. در حضور پیغمبر حرف های رکیک زدند پیغمبر یک درخواست از ایشان کرد این ها حرف های رکیک زدند که اصلاً تصورش را نمی شود کرد.

متنش را می خوانم چون بارها و بارها گفتیم تفصیلش باشد برای آقای نقش بندی بیاید یک بار این قضیه را توضیح بدهد. صحیح بخاری، چاپ دار ابن کثیر چاپ پنجم، چاپ 1414، جلد 2 با تحقیق آقای مصطفی دکتر طیب البغاص، حدیث 1568 کتاب الحج، باب 80 از جابر ابن عبد الله نقل شد

«حدثنا محمد بن الْمُثَنَّى حدثنا عبد الْوَهَّابِ قال وقال لي خَلِيفَةُ حدثنا عبد الْوَهَّابِ حدثنا حَبِيبٌ الْمُعَلِّمُ عن عَطَاءٍ عن جَابِرِ بن عبد اللَّهِ رضي الله عنهما قال أَهَلَّ النبي صلى الله عليه وسلم هو وَأَصْحَابُهُ بِالْحَجِّ وَلَيْسَ مع أَحَدٍ منهم هَدْيٌ غير النبي صلى الله عليه وسلم وَطَلْحَةَ وَقَدِمَ عَلِيٌّ من الْيَمَنِ وَمَعَهُ هَدْيٌ فقال أَهْلَلْتُ بِمَا أَهَلَّ بِهِ النبي صلى الله عليه وسلم فَأَمَرَ النبي صلى الله عليه وسلم أَصْحَابَهُ أَنْ يَجْعَلُوهَا عُمْرَةً وَيَطُوفُوا ثُمَّ يُقَصِّرُوا وَيَحِلُّوا إلا من كان معه الْهَدْيُ فَقَالُوا نَنْطَلِقُ إلى مِنًى وَذَكَرُ أَحَدِنَا يَقْطُرُ فَبَلَغَ النبي صلى الله عليه وسلم فقال لو اسْتَقْبَلْتُ من أَمْرِي ما اسْتَدْبَرْتُ ما أَهْدَيْتُ وَلَوْلَا أَنَّ مَعِي الْهَدْيَ لَأَحْلَلْتُ وَحَاضَتْ عَائِشَةُ رضي الله عنها فَنَسَكَتْ الْمَنَاسِكَ كُلَّهَا غير أنها لم تَطُفْ بِالْبَيْتِ فلما طَهُرَتْ طَافَتْ بِالْبَيْتِ قالت يا رَسُولَ اللَّهِ تَنْطَلِقُونَ بِحَجَّةٍ وَعُمْرَةٍ وَأَنْطَلِقُ بِحَجٍّ فَأَمَرَ عَبْدَ الرحمن بن أبي بَكْرٍ أَنْ يَخْرُجَ مَعَهَا إلى التَّنْعِيمِ فَاعْتَمَرَتْ بَعْدَ الْحَجِّ»

الجامع الصحيح المختصر؛ اسم المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: 256، دار النشر: دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - 1407 - 1987، الطبعة: الثالثة، تحقيق: د. مصطفى ديب البغا، ج2، ص594، ح 1568

«أَهَلَّ النبي صلى الله عليه وسلم هو وَأَصْحَابُهُ بِالْحَجِّ» پیغمبر با اصحابش حج رفتند

«وَلَيْسَ مع أَحَدٍ منهم هَدْيٌ غير النبي صلى الله عليه وسلم وَطَلْحَةَ» غیر از پیغمبر هیچ کس همراه خودش قربانی نبرده بود. طلحه هم برده بود. «وَقَدِمَ عَلِيٌّ من الْيَمَنِ وَمَعَهُ هَدْيٌ» امیر المؤمنین علی ابن ابی طالب هم با خودش از یمن قربانی آورده بود پس پیغمبر، امیر المؤمنین و طلحه همراه خودشان قربانی داشتند. پیغمبر فرمود هر کس با خودش قربانی نیاورد

«أَنْ يَجْعَلُوهَا عُمْرَةً وَيَطُوفُوا ثُمَّ يُقَصِّرُوا وَيَحِلُّوا إلا من كان معه الْهَدْيُ» باید این حجش را تبدیل به عمره کند، بحث متعة الحج آن چهار روزی که از چهارم تا هشتم (یوم الترویة) خلاصه بحث را بگویم پیغمبر دستور داد در این چهار روز همه تان آزاد هستید تمام چیزهایی که بر حاجی حرام هست بر شما حلال است.

یکی از آن کارهای که حلال هست، اگر کسی همسرش همراهش هست می تواند با همسرش همبستر بشود. حرمتش برداشته شده است. شکار، عطر زدن، نگاه کردن به آیینه و ... هست همه این ها را رها کردند آمدند به پیغمبر گفتند: «نَنْطَلِقُ إلى مِنًى وَذَكَرُ أَحَدِنَا يَقْطُرُ» چطور این را تعبیر کنم؟ به سمت منا برویم ترجمه نمی شود کرد فقط آقای نقش بندی می تواند ترجمه کند.

 پیغمبر یک چیز ساده گفت منِ پیغمبر با خودم قربانی آوردم کسی که با خودش قربانی آورد نمی تواند این چهار روز حجش را تبدیل به عمره کند (تمتع حج نمی تواند انجام بدهد) ولی آن های که نیاوردند این کار را انجام بدهند.

همین روایت در صحیح بخاری، کتاب الشرکة، باب 15، حدیث 2371 مقداری صریح تر نقل شده است.

«حدثنا أبو النُّعْمَانِ حدثنا حَمَّادُ بن زَيْدٍ أخبرنا عبد الْمَلِكِ بن جُرَيْجٍ عن عَطَاءٍ عن جَابِرٍ وَعَنْ طَاوُسٍ عن بن عَبَّاسٍ رضي الله عَنْهُمْ قال قَدِمَ النبي صلى الله عليه وسلم صُبْحَ رَابِعَةٍ من ذِي الْحِجَّةِ مُهِلِّينَ بِالْحَجِّ لَا يَخْلِطُهُمْ شَيْءٌ فلما قَدِمْنَا أَمَرَنَا فَجَعَلْنَاهَا عُمْرَةً وَأَنْ نَحِلَّ إلى نِسَائِنَا فَفَشَتْ في ذلك الْقَالَةُ قال عَطَاءٌ فقال جَابِرٌ فَيَرُوحُ أَحَدُنَا إلى مِنًى وَذَكَرُهُ يَقْطُرُ مَنِيًّا فقال جَابِرٌ بِكَفِّهِ فَبَلَغَ ذلك النبي صلى الله عليه وسلم فَقَامَ خَطِيبًا فقال بَلَغَنِي أَنَّ أَقْوَامًا يَقُولُونَ كَذَا وَكَذَا والله لَأَنَا أَبَرُّ وَأَتْقَى لِلَّهِ منهم وَلَوْ أَنِّي اسْتَقْبَلْتُ من أَمْرِي ما اسْتَدْبَرْتُ ما أَهْدَيْتُ وَلَوْلَا أَنَّ مَعِي الْهَدْيَ لأَحْلَلْتُ فَقَامَ سُرَاقَةُ بن مَالِكِ بن جُعْشُمٍ فقال يا رَسُولَ اللَّهِ هِيَ لنا أو لِلْأَبَدِ فقال لَا بَلْ لِلْأَبَدِ قال وَجَاءَ عَلِيُّ بن أبي طَالِبٍ فقال أَحَدُهُمَا يقول لَبَّيْكَ بِمَا أَهَلَّ بِهِ رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم وقال وقال الْآخَرُ لَبَّيْكَ بِحَجَّةِ رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم فَأَمَرَ النبي صلى الله عليه وسلم أَنْ يُقِيمَ على إِحْرَامِهِ وَأَشْرَكَهُ في الْهَدْيِ»

الجامع الصحيح المختصر؛ اسم المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: 256، دار النشر: دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - 1407 - 1987، الطبعة: الثالثة، تحقيق: د. مصطفى ديب البغا، ج2، ص885، ح 2371

«فقال جَابِرٌ فَيَرُوحُ أَحَدُنَا إلى مِنًى وَذَكَرُهُ يَقْطُرُ مَنِيًّا...» ما سمت منا برویم...

همین روایت در صحیح مسلم صریح تر نقل شده است. در صحیح مسلم، چاپ وزارت اوقاف عربستان سعودی، صفحه 509 همان داستان از عایشه نقل شده پیغمبر چهارم یا پنجم ذی الحجة وارد مکه شدند ایشان خیلی عصبانی بود.

«عن عَائِشَةَ رضي الله عنها أنها قالت قَدِمَ رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم لِأَرْبَعٍ مَضَيْنَ من ذِي الْحِجَّةِ أو خَمْسٍ فَدَخَلَ عَلَيَّ وهو غَضْبَانُ فقلت من أَغْضَبَكَ يا رَسُولَ اللَّهِ أَدْخَلَهُ الله النَّارَ قال أو ما شَعَرْتِ أَنِّي أَمَرْتُ الناس بِأَمْرٍ فإذا هُمْ يَتَرَدَّدُونَ قال الْحَكَمُ كَأَنَّهُمْ يَتَرَدَّدُونَ أَحْسِبُ وَلَوْ أَنِّي اسْتَقْبَلْتُ من أَمْرِي ما اسْتَدْبَرْتُ ما سُقْتُ الْهَدْيَ مَعِي حتى أَشْتَرِيَهُ ثُمَّ أَحِلُّ كما حَلُّوا»

صحيح مسلم؛ اسم المؤلف: مسلم بن الحجاج أبو الحسين القشيري النيسابوري الوفاة: 261، دار النشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي، ج2، ص879، ح1211

«فقلت من أَغْضَبَكَ يا رَسُولَ اللَّهِ» چه شد چه کسی تو را ناراحت کرده است؟ «أَدْخَلَهُ الله النَّارَ» خدا او را وارد آتش جهنم کند. نفرین عایشه بود. «قال أو ما شَعَرْتِ أَنِّي أَمَرْتُ الناس بِأَمْرٍ فإذا هُمْ يَتَرَدَّدُونَ» پیامبر گفت نمی بینی به این ها دستور می دهم یک کاری را انجام بدهید ولی این ها مردد هستند انجام نمی دهند.

 آن امر چه بود؟ در حدیث 2943 کتاب الحج همان داستان نقل شد پیغمبر بزرگوار اسلام گفت «أَحِلُّوا وَأَصِيبُوا من النِّسَاءِ...»

«حدثنا الْمَكِّيُّ بن إبراهيم عن بن جُرَيْجٍ قال عَطَاءٌ قال جَابِرٌ قال أبو عَبْد اللَّهِ وقال محمد بن بَكْرٍ البُرْسَانِيُّ عن بن جُرَيْجٍ قال أخبرني عَطَاءٌ سمعت جَابِرَ بن عبد اللَّهِ في أُنَاسٍ معه قال أَهْلَلْنَا أَصْحَابَ رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم في الْحَجِّ خَالِصًا ليس معه عُمْرَةٌ قال عَطَاءٌ قال جَابِرٌ فَقَدِمَ النبي صلى الله عليه وسلم صُبْحَ رَابِعَةٍ مَضَتْ من ذِي الْحِجَّةِ فلما قَدِمْنَا أَمَرَنَا النبي صلى الله عليه وسلم أَنْ نَحِلَّ وقال أَحِلُّوا وَأَصِيبُوا من النِّسَاءِ قال عَطَاءٌ قال جَابِرٌ ولم يَعْزِمْ عليهم وَلَكِنْ أَحَلَّهُنَّ لهم فَبَلَغَهُ أَنَّا نَقُولُ لَمَّا لم يَكُنْ بَيْنَنَا وَبَيْنَ عَرَفَةَ إلا خَمْسٌ أَمَرَنَا أَنْ نَحِلَّ إلى نِسَائِنَا فَنَأْتِي عَرَفَةَ تَقْطُرُ مَذَاكِيرُنَا الْمَذْيَ قال وَيَقُولُ جَابِرٌ بيده هَكَذَا وَحَرَّكَهَا فَقَامَ رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم فقال قد عَلِمْتُمْ أَنِّي أَتْقَاكُمْ لِلَّهِ وَأَصْدَقُكُمْ وَأَبَرُّكُمْ وَلَوْلَا هَدْيِي لَحَلَلْتُ كما تَحِلُّونَ فَحِلُّوا فَلَوْ اسْتَقْبَلْتُ من أَمْرِي ما اسْتَدْبَرْتُ ما أَهْدَيْتُ فَحَلَلْنَا وَسَمِعْنَا وَأَطَعْنَا»

الجامع الصحيح المختصر؛ اسم المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: 256، دار النشر: دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - 1407 - 1987، الطبعة: الثالثة، تحقيق: د. مصطفى ديب البغا، ج6، ص127، ح6933

«أَحِلُّوا وَأَصِيبُوا من النِّسَاءِ» آن مسائل بر شما حلال است «أَنَّا نَقُولُ لَمَّا لم يَكُنْ بَيْنَنَا وَبَيْنَ عَرَفَةَ إلا خَمْسٌ» تا عرفه پنج روز بیشتر نیست «أَمَرَنَا أَنْ نَحِلَّ إلى نِسَائِنَا» سراغ زن هایمان برویم بعد آن تعبیر بسیار رکیک «فَنَأْتِي عَرَفَةَ تَقْطُرُ مَذَاكِيرُنَا الْمَذْيَ» سمت منا برویم این ها چه جور آدم های بودند هیچ بچه ای جلوی پدرش نمی تواند همچنین تعبیری را به کار ببرد.

 جابر با دستش اشاره می کرد که این ها به پیغمبر اشاره کردند «وَيَقُولُ جَابِرٌ بيده هَكَذَا وَحَرَّكَهَا» نمی توانم این روایت را توضیح بدهم این قدر رکیک است!

 پیغمبر بزرگوار اسلام 23 سال برای این صحابه زحمت کشید سال آخر عمرش هست خودش هم بارها و بارها گفتند این آخرین حج من است آخرین روزهای عمر من هست و ... همه می دانند در آن لحظه یک درخواست کوچک کرد چه گفت؟ یک حلالی را به مردم اعلام کرد این چیز حلال است.

این کار در زمان جاهلیت حرام بود این ها نمی توانند دست بکشند و این تعبیر زشت را اگر آقای نقش بندی در همان مجلس برای همان مردم انجام می داد قطعاً او را با کفش می زدند. اگر این تعبیر را انجام بدهد بیننده تلویزیون را ترک می کنند.

مجری:

آن وقت چه انتظاری دارد از این صحابه ای که این گونه هستند جلوی آقا رسول الله این تعابیر را به کار می برند و این جسارت ها را انجام می دهند آن وقت می گوید چرا این ها مخالفت کردند؟

استاد یزدانی:

جلوی روی پیغمبر این تعبیر به کار می برند بعد انتظار دارید بعد از پیغمبر سر مسائلی که دنیا دست شان می افتد پیغمبر پیش بینی کرد کسریٰ و قیصر به دست شما می افتد. آن زمان ایران و روم همه دنیا بود این به دست شما می افتد آن وقت برای همچنین چیزی این ها حرف پیغمبر را گوش بدهند؟ خیلی بعید است، از این مستندات زیاد است بیشتر از این به این مستندات نمی پردازم.

 در جنگ و صلح حدیبیه پیغمبر گفت بروید حلق کنید، تا این جا آمدیم درست است دست مان به کعبه نرسید ولی همین جا کارهای که باید می کردیم را این جا انجام بدهیم و سرمان را بتراشیم یک نفر حرف پیغمبر را گوش نکرد تا این که پیغمبر عصبانی و ناراحت شد.

در جنگ احد، در جنگ احزاب پیغمبر از مردم یک درخواست کوچک کرد از مشرکین خبر بیاورید هیچ کس حرف پیغمبر را گوش نکرد همه این ها در صحیح بخاری و صحیح مسلم آمده است. مخالفت نماز جمعه هست در همین سفر پیغمبر می گوید روزه تان را بشکنید صحابه همان جا حرف پیغمبر را گوش نکردند بعد انتظار داریم سر این مسائل حرف پیغمبر را گوش بدهند خیلی بعید هست که آدم به همچنین افرادی اعتماد کند و حرف پیغمبر را کنار بگذاریم و به حرف این ها بچسبیم.

مجری:

واقعاً نکته کلیدی است حضرت استاد اشاره فرمودند و به خاطر همین کلیدی بودن و نو بنیادی بودنش دیشب در خدمت حضرت آیت الله دکتر حسینی قزوینی بودیم در شروع بحث غدیر اتفاقاً آن مطلبی که دقیقاً ریشه ای و بنیادین بود حضرت استاد اشاره فرمودند همین مطلب است که شما باید صحابه ای که آن زمان بودند را بشناسید.

جلوه ای از آن رفتاری که آن ها با پیامبر گرامی اسلام انجام می دادند دیشب مثلاً بحث نقل حدیث را از ابو هریره شنیدیم آن یک جلوه ای از صحابه بود و با بقیه بحث های که مطرح شد. امشب هم باز به این صورت؛ انسان وقتی این مطلب را درک بکند صحابه ای که قرار است این همه سنگ شان را به سینه بزنیم اگر آن جاها مخالفت کردند پس قول شان بالاتر از قول رسول الله می شود بدانیم این ها چه کسانی هستند؟ این‌ها را یک کم بشناسیم.

(میان برنامه)

مجری:

یا امیر المؤمنین(سلام الله علیه) «الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي جَعَلَنَا مِنَ الْمُتَمَسِّكِينَ بِوَلَايَةِ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْأَئِمَّةِ علیهم السلام»، باز هم این ایام را تبریک و شاد باش عرض می‌کنم ان شاء الله بتوانیم در تعظیم و اعظام این روز و این ایام موفق باشیم که همانا خود عمل کردند به این کار و جشن و سرور گرفتن قطعاً تعظیم شعائر خواهد بود.

استاد کلیپ قبلی را از مولوی نقش بندی شنیدیم سوال دیگری هم مطرح کرده بودند گفتند اگر واقعاً چنین جریانی اتفاق افتاد و چنین برداشتی را شما انجام می دهید پس چرا خود آقا امیر المؤمنین اصلاً هیچ استدلال و صحبتی راجع به این نکردند که بخواهند بر آن افرادی که هستند حجت را تمام بکنند. بگویند یادتان نیست در غدیر چنین اتفاقی افتاد؟ اصلاً صحبتی از امیر المؤمنین نمی بینیم.

استاد یزدانی:

طبیعی است آدم وقتی چشمش را ببندد نمی بیند نه تحقیق و نه بررسی کند و نه کتاب و مقاله بخواند طبیعی است که نبیند. ولی روایت هم در منابع شیعه هم در منابع اهل سنت داریم که امیر المؤمنین در موارد متعدد چه در زمان سقیفه، چه در زمان شورای شش نفره عثمان و چه بعد از آن در زمان خلافت خودش بارها و بارها به حدیث غدیر استدلال کرده است.

چون خیلی این ها را گفتیم نمی توانم همه این ها را بگویم یکی،‌ دو ساعت یک سره فقط مستند از منابع اهل سنت به استناد امیر المؤمنین نشان بدهم باز هم وقت کم می آوریم. فقط یک مستند از آقای محمد ناصر الدین البانی در کتاب سلسلة الأحادیث صحیحه ایشان بیاورم که سند روایت کاملاً صحیح است.

سلسلة الأحادیث الصحیحة، جلد 4، چاپ مکتبة المعارف ریاض عربستان، صفحه 330 ذیل روایت 1750 «مَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ فَهَذَا عَلِيٌّ مَوْلَاهُ- اللَّهُمَّ وَالِ مَنْ وَالاهُ وَ عَادِ مَنْ عَادَاه‏»

«عن أبي الطفيل قال: " جمع علي رضي الله عنه الناس في الرحبة ثم قال لهم: أنشد الله كل امرئ مسلم سمع رسول الله صلى الله عليه وسلم يقول يوم غدير خم ما سمع لما قام، فقام ثلاثون من الناس، (وفي رواية: فقام ناس كثير) فشهدوا حين أخذ بيده فقال للناس: " أتعلمون أني أولى بالمؤمنين من أنفسهم؟ " قالوا: نعم يا رسول الله، قال: " من كنت مولاه، فهذا مولاه، اللهم وال من والاه وعاد من عاداه ". قال: فخرجت وكأن في نفسي شيئا، فلقيت زيد بن أرقم، فقلت له: إني سمعت عليا يقول كذا وكذا، قال: فما تنكر، قد سمعت رسول الله صلى الله عليه وسلم يقول ذلك له ". أخرجه أحمد (4 / 370) وابن حبان في " صحيحه " (2205 - موارد الظمآن) وابن أبي عاصم (1367 و 1368) والطبراني (4968) والضياء في " المختارة " (رقم -527 بتحقيقي) . قلت: وإسناده صحيح على شرط البخاري. وقال الهيثمي في " المجمع " (9 / 104) : " رواه أحمد ورجاله رجال الصحيح غير فطر بن خليفة وهو ثقة ". وتابعه»

سلسلة الأحاديث الصحيحة وشيء من فقهها وفوائدها؛ اسم المؤلف: أبو عبد الرحمن محمد ناصر الدين، بن الحاج نوح بن نجاتي بن آدم، الأشقودري الألباني الوفاة: 1420، دار النشر: مكتبة المعارف للنشر والتوزيع، الرياض 1415 ه – 1995 م، ج 4، ص 331

می گوید از زید ابن ارقم، زید ابن ابی وقاص، بریده، امیر المؤمنین، ابو ایوب، براء ابن عازب، عبد الله ابن عباس، انس ابن مالک، ابی سعید، ابی هریره و عده ای دیگر نقل شده است.

یک سری را این جا می شمارد و یک سری را بعد از این هم می شمارد. در صفحه 231 از ابو طفیل نقل می کند: «جَمَعَ عَلِيٌّ(سلام الله علیه) النَّاسَ فِي الرَّحَبَةِ ثُمَّ قَالَ لَهُم أَنْشُدُ اللَّهِ كُلَّ امْرِئٍ مُسْلِمٍ سَمِعَ رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه واله وسلم) يَقُولُ يَوْمَ غَدِيرِ خُمٍّ ممَا سَمِعَ لَمَّا قَام‏» امیر المؤمنین مردم را در رحبه زمانی که حکومت دست شان بود جمع کرد.

«ثُمَّ قَالَ لَهُم أَنْشُدُ اللَّهِ كُلَّ امْرِئٍ مُسْلِمٍ سَمِعَ رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه واله وسلم) يَقُولُ يَوْمَ غَدِيرِ خُمٍّ ممَا سَمِعَ لَمَّا قَام‏» قسم می دهم هر مسلمانی را که از پیغمبر در غدیر خم از پیغمبر شنید الان بلند شود سی نفر از صحابه بلند شدند.

 در روایت دیگر دارد افراد زیادی بلند شدند «فقام الناسٌ کثیر» همه شهادت دادند زمانی که پیغمبر دست امیر المؤمنین را گرفت و فرمود: «ألَم تَعْلَمُونَ أَنِّي أَوْلى‏ بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ‏؟» آیا شما نمی دانید که من از خود شما اولویت دارم (ولایت مطلق)، (النَبِیُ أَوْلى‏ بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ‏) همه گفتند بله ما می دانیم بعد پیغمبر فرمود «مَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ فَهَذَا مَوْلَاه‏ - اللَّهُمَّ وَالِ مَنْ وَالاهُ وَ عَادِ مَنْ عَادَاه‏» می گوید این روایت را احمد، ابن حبان، ابن ابی عاصم، طبرانی و ضیاء الدین مقدسی نقل کرد سندش شرایط صحیح بخاری را دارد و هیثمی چه و چه گفت...

همین طور از سعید ابن وهب و زید ابن … نقل می کند که امیر المؤمنین مردم را قسم می داد چه کسی از پیغمبر در روز غدیر خم شنید بلند شوید. می گوید از طرف سعید شش نفر، از طرف زید هم شش نفر بلند شدند همه شهادت دادند سند این روایت هم معتبر است. در کتاب آقای البانی موارد متعددی که ایشان از استدلال امیر المؤمنین به حدیث غدیر نقل و تصحیح کرده است.

اصلاً چرا باید دنبال استدلال به حدیث باشد؟ چرا باید امیر المؤمنین حتماً استدلال کرده باشد تا شما بپذیرید؟ پیغمبر وقتی گفت چرا نمی پذیرید؟

مجری:

نکته خیلی مهمی است از ابتدا مدام تأکید می فرماید.

استاد یزدانی:

باید به فضائل این ها برسیم دانه دانه فضائلی که برای خلفاء شان نقل کردند آیا فلان جا استدلال کرده است یا نه؟ همین سوال ها را می توانیم بپرسیم هیچ جا پیدا نمی شود یک جا با سند صحیح بیاورید که ابوبکر گفته باشد من یار غار هستم. یک جا پیدا کنید که ابوبکر گفته باشد من جای پیغمبر نماز خواندم یک جا پیدا کنید که چنین چیزهای گفته باشد.

می توانیم همین طور تحدی کنیم ولی این استدلال منطقی نیست وقتی پیغمبر یک مطلبی را گفت شما باید بپذیرید در عین حال امیر المؤمنین در زمان سقیفه، هم در زمان شورای شش نفره، هم در زمان حکومت خودش به حدیث غدیر استدلال کرده است در منابع شیعه و هم در منابع اهل سنت روایتش آمده است.

مجری:

تشکر می کنیم واقعاً نکته بسیار دقیق و زیبایی هست این که اصلاً چه شد که این ها گفتند کلاً کلام رسول الله را کنار بگذاریم برویم ببینیم صحابه نسبت به کلام آقا رسول الله چه صحبتی داشتند و به آن بچسبیم کأنه خود حضرت نبی مکرم اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) دارد برای افراد دیگری صحبت می کند و این ها، آن چیزی که قرار است مقتدای شان قرار بگیرد صحابه هستند.

البته دیدیم اتفاقاً خودشان صحبت کردند و خودشان مطالب را آوردند اما به قول استاد درست است شما چنین چیزهایی را نمی بینید چون چشم هایتان را بستید و چنین قابلیتی را از خودتان سلب کردید.

استاد در این موضوع کلیپ‌های متنوع داریم اما اگر اجازه بفرمایید سراغ تماس بینندگان برویم، اولین تماس جناب آقای ابراهیمی از کرمان سلام علیکم بفرمایید

(تماس بینندگان برنامه)

بیننده: (آقای ابراهیمی از کرمان – شیعه)

با عرض سلام خدمت مجری محترم آقای مرعشی و جناب استاد یزدانی، ان شاء الله که در این چند سال خداوند به شما توفیق داد جواب های دندان شکن دادید اما استاد یزدانی عزیز حدود بیست و پنج سال هست در مساجد غیر از نماز جمعه ها برادران اهل سنت همین افاضات را فرمودند. بنده حقیر در این چند سال در این مساجد بودم به مظلومیت شیعه و امامان مان پی بردم.

چند ماه جلوتر در عربستان وقتی که صدای اذان آمد دختر بچه سه، چهار ساله را جلوی مادرش آورد سر برید یا برادر عزیزمان که امام جمعه مکه یا مدینه بود مگر چه گفت؟ گفت «هیهات من الذلة» با چه وضعی آوردند و گردنش را زدند گفتند این آقا می خواست عربستان را تحویل ایران بدهد و ... «هیهات من الذلة» چیز زیادی نیست در اینترنت و گوگل و همه جا هست.

 اما در جمهوری اسلامی ما امثال ایشان زیاد هستند با وجود این ها به داعشی نیاز نداریم. معذرت می خواهم توهین به برادران اهل سنت نشود حتی به وهابی هم نیاز نداریم چون مجبور به اطاعت از رهبر عزیزمان است که می گوید وحدت را رعایت کنید.

در ضمن استاد یزدانی عزیز امثال شماها و امثال استاد قزوینی کم داریم در مساجد بودم خدا نگهدار شما است و مولیٰ علی نگهدار شما هست شک ندارم بیشتر مواظبت کنید. شیعه هزار و چهارصد سال هست که مظلوم واقع شده است اما در کشور خودمان این طور که اسرائیل را داریم به نظر شما آیا به داعشی و داعشی پرور احتیاج داریم؟

یک نکته دیگر اهل سنت خدا را شکر از نظر جمعیت خوب هستند یارانه و خیلی چیزهای دیگر هم می گیرند فکر می کنم دیگر نیازی به داعشی و وهابی داشته باشیم. خدا شماها را برای مان نگه دارد که بتوانید جواب با منطق بدهید اما فکر نکنم این ها دیگر منطقی داشته باشند خدا نگهدار!

مجری:

خدا نگهدار شما بسیار این سوز دل شان را بیان کردند و مطلبی که از نوع غیرت دینی و مذهبی ایشان ناشی می شد بیان فرمودند ان شاء الله به آن هم خواهیم پرداخت. تماس بعدی جناب آقای کاووسی از مشهد

بیننده: (آقای کاووسی از مشهد – شیعه)

سلام علیکم خدمت شما مجری محترم و بزرگوار و سلام عرض می‌کنم خدمت استاد عزیز جناب اقای یزدانی، عید را پیشاپیش به شما و به تمام دست اندرکاران مجموعه تبریک می گویم ان شاء الله که تحت الطاف حضرت علی (علیه السلام) و اهل بیت عصمت و طهارت قرار بگیرد.

یک سوال کوتاه از خدمت تان داشتم می خواستم جواب مستدلش را بفرمایید و آن آیه ای هست شیعیان اعتقاد دارند این آیه در روز غدیر اتفاق افتاده است. آیه (الْيوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ) هست می خواستم بدانم این آیه به چه دلیل در آخر سوره نیامد چرا در وسط سوره آمده است؟

مجری:

تشکر می کنیم، حتماً ان شاء الله در مشهد مقدس نائب الزیاره باشید به پابوس حضرت مولا ثامن الحجج حضرت آقا علی ابن موسی الرضا رفتید ان شاء الله عیدی ما را هم از ایشان طلب بکنید و ان شاء‌ الله حوائج تمامی افراد را هم مد نظر قرار بدهید. حضرت استاد به این ها بپردازیم بعد بر می گردیم مابقی تماس ها را خواهیم شنید.

جناب آقای ابراهیم ابتدا در باب مظلومیت شیعه گفتند اگر نکته ای هست بفرمایید.

استاد یزدانی:

درد دل شان را گفتند چیز خاصی ندارم.

مجری:

آقای کاووسی سوالی را که مطرح کردند آیه غدیر اگر واقعاً تکمیل و اکمال دین بود باید آخرین آیه یا همان سوره یا آخرین ‌آیه قرآن قرار می گرفت مثلاً آخر سوره ناس می آمد.

استاد یزدانی:

شاید منظورشان این بود چرا وسط این همه احکام دیگر آمده است؟

(حُرِّمَتْ عَلَيكُمُ الْمَيتَةُ وَالدَّمُ وَلَحْمُ الْخِنْزِيرِ وَمَا أُهِلَّ لِغَيرِ اللَّهِ بِهِ وَالْمُنْخَنِقَةُ وَالْمَوْقُوذَةُ وَالْمُتَرَدِّيةُ وَالنَّطِيحَةُ وَمَا أَكَلَ السَّبُعُ إِلَّا مَا ذَكَّيتُمْ وَمَا ذُبِحَ عَلَى النُّصُبِ وَأَنْ تَسْتَقْسِمُوا بِالْأَزْلَامِ ذَلِكُمْ فِسْقٌ الْيوْمَ يئِسَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ دِينِكُمْ فَلَا تَخْشَوْهُمْ وَاخْشَوْنِ الْيوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلَامَ دِينًا فَمَنِ اضْطُرَّ فِي مَخْمَصَةٍ غَيرَ مُتَجَانِفٍ لِإِثْمٍ فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ)

گوشت مردار، و خون، و گوشت خوک، و حيواناتي که به غير نام خدا ذبح شوند، و حيوانات خفه‌شده، و به زجر کشته شده، و آنها که بر اثر پرت‌شدن از بلندي بميرند، و آنها که به ضرب شاخ حيوان ديگري مرده باشند، و باقيمانده صيد حيوان درنده -مگر آنکه (بموقع به آن حيوان برسيد، و) آن را سرببريد- و حيواناتي که روي بتها (يا در برابر آنها) ذبح مي‌شوند، (همه) بر شما حرام شده است؛ و (همچنين) قسمت کردن گوشت حيوان به وسيله چوبه‌هاي تير مخصوص بخت آزمايي؛ تمام اين اعمال، فسق و گناه است -امروز، کافران از (زوال) آيين شما،مأيوس شدند؛ بنابر اين، از آنها نترسيد! و از (مخالفت) من بترسيد! امروز، دين شما را کامل کردم؛ و نعمت خود را بر شما تمام نمودم؛ و اسلام را به عنوان آيين (جاودان) شما پذيرفتم- اما آنها که در حال گرسنگي، دستشان به غذاي ديگري نرسد، و متمايل به گناه نباشند، (مانعي ندارد که از گوشتهاي ممنوع بخورند؛) خداوند، آمرزنده و مهربان است.

سوره مائده (5): آیه 3

خون، میته و خنزیر و ... بر شما حرام است وسط این ها آمد (الْيوْمَ يئِسَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ دِينِكُمْ فَلَا تَخْشَوْهُمْ وَاخْشَوْنِ الْيوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلَامَ دِينًا) بعد دوباره سراغ مباحث حلال و حرام رفت چرا در این وسط آمده است؟ این که، این جمله به صورت مستقل نازل شده هم روایات شیعه و هم روایات اهل سنت ثابت می کند.

اول برنامه از ابو هریره خواندیم روایت دو سند دارد هر دو سند روایت صحیح است که در غدیر خم نازل شده است، بعد از بیعت خلیفه دوم با امیر المؤمنین و تبریک گفتنش خداوند این آیه را نازل کرده است. اما چرا این وسط آمد؟ آیا آخرین آیه هست یا آخرین آیه نیست؟ باید چرایش را از خود پیغمبر بپرسیم چون طبق نظر ما شیعه ها این قرآن همان قرآنی است که پیغمبر داشته است.

این قرآن همان قرآنی است که پیغمبر قبل از وفاتش تکمیل کرد و تحویل مسلمان ها داده است.

مجری:

با همین ترتیب؟

استاد یزدانی:

بله با همین ترتیب، حتی ترتیب آیات و سوره ها هیچ تفاوتی نکرد همین است. البته این ها می گویند یک بار خلیفه اول یک سری قرآن جمع کرد خلیفه دوم آمد خوشش نیامد دوباره از اول جمع کرد مسلمان ها را جمع کرد هر کس آیه ای از قرآن کریم از پیغمبر حفظ است بیاورد ثبت کنیم. یک نفر آیه ای می خواند و یک شاهد هم می آورد این آیه را در قرآن خودشان ثبت می کردند.

این مطالبی که این ها می گویند عجیب است روایت در کتاب های خودشان آمده است. در صحیح بخاری هست که خلیفه سوم وقتی آمد ایشان می گوید همه قرآن های قبل از خودش را آتش زد فقط یک نسخه گذاشت و بعد رو به همه کرد گفت طبق این قرآن استنساخ کنید. این حرف، حرف خیلی عجیبی است همه شان گفتند و به این اعتقاد دارند.

یعنی سه بار تحریف قرآن یعنی سه بار قرآن کامل عوض شده است اگر بخواهیم این را بپذیریم ولی ما می گوییم این دستور پیغمبر است یک مروارید بسیار گران قیمت و ارزشمند را پیغمبر در یک صدف قرار داده است برای چه درون این صدف قرار داده است؟ هفته های پیش خواندیم روایتی که بعضی ها می گفتند فلان آیه زیر تختم بود بزغاله آمد خورد! پیغمبر هم داخل این صدف پنهانش کرد که بزغاله ها نیایند بخورند می شود این را گفت یک سری بزغاله ها منتظر بودند همه این آیات را بخورند و از قرآن حذف کنند ولی پیغمبر زرنگی کرد هوشمندانه این دُر گرانبهاء را داخل یک صدف گذاشت دست بزغاله ها نرسد.

 اما این آخرین آیه نیست چه کسی گفت این آخرین آیه هست؟ روز اکمال دین هست اما نگفتیم این آخرین آیه هست بعد از آن هم آیات دیگر نازل شده مثلاً در صحیح بخاری چند آیه بعد از این، را نقل کردند که نازل شده است. صحیح بخاری، چاپ ریاض عربستان سعودی‌ چاپ وزارت اوقاف، کتاب التفسیر باب 53 از ابن عباس نقل می کند

«عن بن عَبَّاسٍ رضي الله عنهما قال آخِرُ آيَةٍ نَزَلَتْ على النبي صلى الله عليه وسلم آيَةُ الرِّبَا»

 الجامع الصحيح المختصر؛ اسم المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: 256، دار النشر: دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - 1407 - 1987، الطبعة: الثالثة، تحقيق: د. مصطفى ديب البغا، ج4، ص1652، ح4270

آخرین آیه ای که بر پیغمبر نازل شد آیه ربا بود این یک روایت، بعدی در کتاب تفسیر، حدیث 4654 از براء ابن عازب نقل می کند آخرین آیه ای که بر پیغمبر نازل شد آیه کلاله است.

(يسْتَفْتُونَكَ قُلِ اللَّهُ يفْتِيكُمْ فِي الْكَلَالَةِ)

از تو (در باره ارث خواهران و برادران) سؤال مي‌ کنند، بگو: «خداوند، حکم کلاله (خواهر و برادر) را براي شما بيان مي ‌کند

سوره نساء (4): آیه 176

باز در آخر قرآن قرار نگرفت وسط سوره مبارکه نساء قرار گرفته است.

 باز از عبد الله ابن عباس نقل شد آخرین آیه ای که نازل شد این آیه بود

(وَمَنْ يقْتُلْ مُؤْمِنًا مُتَعَمِّدًا فَجَزَاؤُهُ جَهَنَّمُ خَالِدًا فِيهَا وَغَضِبَ اللَّهُ عَلَيهِ وَلَعَنَهُ وَأَعَدَّ لَهُ عَذَابًا عَظِيمًا)

و هر کس، فرد با ايماني را از روي عمد به قتل برساند، مجازات او دوزخ است؛ در حالي که جاودانه در آن مي‌ ماند؛ و خداوند بر او غضب مي ‌کند؛ و او را از رحمتش دور مي ‌سازد؛ و عذاب عظيمي براي او آماده ساخته است.

سوره نساء (4): آیه 93

مختلف هست کتاب های علوم قرآنی بخوانید همه شان در یک باب آوردند اختلافات زیاد هست بعد از آیه اکمال، آیات و احکام دیگر زیاد نازل شده است بنابراین بارها گفتیم سال قبل مفصل این را بحث کردیم مقصود از اکمال دین، اکمال شریعت (احکام) نیست. امروز همه احکام را بر شما نازل کردیم

(الْيوْمَ يئِسَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ دِينِكُمْ فَلَا تَخْشَوْهُمْ وَاخْشَوْنِ الْيوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلَامَ دِينًا)

امروز، کافران از (زوال) آيين شما، مأيوس شدند؛ بنابر اين، از آنها نترسيد! و از (مخالفت) من بترسيد! امروز، دين شما را کامل کردم؛ و نعمت خود را بر شما تمام نمودم؛ و اسلام را به عنوان آيين (جاودان) شما پذيرفتم

سوره مائده (5): آیه 3

مجری:

شالوده اصلی دین و آن محتوای دین

استاد یزدانی:

آن چیزی که کامل شد ولایت و امامت بود با امامت و ولایت امیر المؤمنین دین کامل شد و خدا از دین راضی شد. قبل از آن خدا از دین مسلمان ها بدون ولایت راضی نبود اگر بدون ولایت است پیغمبر بود برای بحث بعد از پیغمبر هست نه زمان پیغمبر؛

مجری:

تشکر می کنیم همچنین از این بیننده عزیز جناب آقای کاووسی از مشهد تشکر می کنیم این سوال را مطرح کرده بودند. به شبهات بحث غدیر و قرآنی پرداخته شد در کلیپ بعدی یکی نسبت به یکی دیگر از شبهاتی که مطرح می شود صحبت کردند

کلیپ شبهه ای سوم از شبکه‌های وهابیت:

ما می گوییم اگر پیامبر (صلی الله علیه و سلم) خلافت را برای حضرت علی قرار بود که اعلان بفرماید جایش که تمام صحابه با پیغمبر همراه بودند در منا و میدان عرفات بود شما می دانید تمام حجاج در این دو نکته جمع می شوند. روز عرفه تمام حجاج در صحرای عرفات هستند. ایام رمی جمره هم تمام حجاج در منا هستند. اگر چنان چه اعلان خلافت برای حضرت علی بود جایش این جا بود.

سومین محل در مکه و در مسجد الحرام بود این جا اکثر صحابه بودند نه در غدیر که یک دو راهی هست همه مسلمانان و صحابه به راه خود رفتند در این دره همچنین مسئله مهمی را بیان کند این جا، جایش نبود!

مجری:

این همه یکی دیگر از آن شبهاتی که باز جسته و گریخته می شنویم بخواهیم جمع بندی پاسخ شبهه را از حضرت استاد بشنویم اگر واقعاً مسئله ای به این مهمی بنا بود بیان بشود در جایی بیان بشود که اجتماع مسلمین بیشتر هست آن هم در مکه، منا و عرفات چرا در آن جا این اتفاق نیفتاد؟

استاد یزدانی:

نمی دانم این ها چرا برای پیغمبر این قدر تعیین تکلیف می کنند؟ چرا این جا گفت چرا آن جا نگفت؟ به تو چه ربطی دارد پیغمبر کجا خواست بگوید؟ پیغمبر این جا اعلام کرد اگر قبول نداری می گویی این روایت دلالت ندارد بیا بحث دلالی کنیم. چرا در مکه و مدینه نگفت؟ پیغمبر تابع وحی است.

آیه ابلاغ قبل از غدیر خم نازل شد پیغمبر همان جا هم ابلاغ کرد چرا در حجة الوداع و عرفه اعلام نکرد؟ پیغمبر اگر در عرفه اعلام می کرد می گفتند چرا در قربان اعلام نکرد؟ مدام بهانه بیاورید خدا روز قیامت این بهانه ها را از شما نمی پذیرد. پیغمبر تابع وحی بود تازه در حجة الوداع مگر امامت امیر المؤمنین را فریاد نزد؟ روایتش را بارها نشان دادم. در صحیح سنن ترمذی هست در صحیح البانی گفت سندش معتبر هست. صحیح سنن ترمذی در ریاض چاپ شد مجلد 3، صفحه 542 در حجة الوداع و روز عرفه شما می خواهید روز عرفه باشد این هم روز عرفه، دنبال روز عرفه هستید بفرمایید

«حدثنا نصر بن عبد الرحمن الكوفي حدثنا زيد بن الحسن هو الأنماطي عن جعفر بن محمد عن أبيه عن جابر بن عبد الله قال رأيت رسول الله صلى الله عليه وسلم في حجته يوم عرفة وهو على ناقته القصواء يخطب فسمعته يقول يا أيها الناس إني قد تركت فيكم ما إن أخذتم به لن تضلوا كتاب الله وعترتي أهل بيتي قال وفي الباب عن أبي ذر وأبي سعيد وزيد بن أرقم وحذيفة بن أسيد قال وهذا حديث حسن غريب من هذا الوجه قال وزيد بن الحسن قد روى عنه سعيد بن سليمان وغير واحد من أهل العلم»

الجامع الصحيح سنن الترمذي؛ اسم المؤلف: محمد بن عيسى أبو عيسى الترمذي السلمي الوفاة: 279، دار النشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت - -، تحقيق: أحمد محمد شاكر وآخرون، ج5، ص662، ح3786

«رأيت رسول الله صلى الله عليه وسلم في حجته يوم عرفة وهو على ناقته القصواء يخطب فسمعته يقول» پیغمبر را دیدم پیغمبر روز ناقه خودش خطبه می خواند و شنیدم که می فرمود «يا أيها الناس إني قد تركت فيكم ما إن أخذتم به لن تضلوا كتاب الله وعترتي أهل بيتي»، در میان شما چیزی باقی می گذارم که اگر به او اخذ کنید هرگز گمراه نمی شوید صله موصول دو چیز است «كِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِي أَهْلَ بَيْتِي‏»کتاب خدا و عترت اهل بیتم!

 دنبال این هستی پیغمبر حتماً در حجة الوداع گفته باشد بفرمایید این هم امامت امیر المؤمنین را در کنار قرآن ثابت می کند. هر چیزی که قرآن دارد اهل بیت هم باید داشته باشند قرآن مرجعیت دارد اهل بیت هم باید مرجعیت داشته باشند قرآن (تِبْيانًا لِكُلِّ شَيءٍ) هست اهل بیت هم باید همین طور باشد. (جای دیگر دلالت حدیث ثقلین را باید بحث کنیم.)

 اما جواب ایشان را از زبان صحابه از صحیح بخاری بدهم در کتاب صحیح بخاری آقای قلندر زهی غیر بزرگوار چون ایشان به اهل بیت (علیهم السلام) در آن ایام خیلی توهین کرد، احترامی برایش قائل نیستیم هرچند که حرف هایش را نقد می کنیم چون توهین آمیز صحبت کرد نمی خواهیم مثل خودش توهین آمیز حرف بزنیم ولی احترامش هم نمی کنیم.

آقای قلندر زهی نگاه کن این صحیح بخاری هست آن صحیح بخاری که شما باز می کردی چاپ پاکستان بود این چاپ ریاض عربستان سعودی، چاپ وزارت اوقاف چاپ 1، چاپ 1417 کتاب الحدود، صفحه 1432، حدیث 6830 باب 31

«بَاب رَجْمِ الْحُبْلَى في الزِّنَا إذا أَحْصَنَتْ»

در این روایت که روایت طولانی هست از زبان ابن عباس از زبان خلیفه دوم هست.

«حدثنا عبد الْعَزِيزِ بن عبد اللَّهِ حدثني إِبْرَاهِيمُ بن سَعْدٍ عن صَالِحٍ عن بن شِهَابٍ عن عُبَيْدِ اللَّهِ بن عبد اللَّهِ بن عُتْبَةَ بن مَسْعُودٍ عن بن عَبَّاسٍ قال كنت أُقْرِئُ رِجَالًا من الْمُهَاجِرِينَ منهم عبد الرحمن بن عَوْفٍ فَبَيْنَمَا أنا في مَنْزِلِهِ بِمِنًى وهو عِنْدَ عُمَرَ بن الْخَطَّابِ في آخِرِ حَجَّةٍ حَجَّهَا إِذْ رَجَعَ إلي عبد الرحمن فقال لو رَأَيْتَ رَجُلًا أتى أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ الْيَوْمَ فقال يا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ هل لك في فُلَانٍ يقول لو قد مَاتَ عُمَرُ لقد بَايَعْتُ فُلَانًا فَوَاللَّهِ ما كانت بَيْعَةُ أبي بَكْرٍ الا فَلْتَةً فَتَمَّتْ فَغَضِبَ عُمَرُ ثُمَّ قال إني إن شَاءَ الله لَقَائِمٌ الْعَشِيَّةَ في الناس فَمُحَذِّرُهُمْ هَؤُلَاءِ الَّذِينَ يُرِيدُونَ أَنْ يَغْصِبُوهُمْ أُمُورَهُمْ قال عبد الرحمن فقلت يا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ لَا تَفْعَلْ فإن الْمَوْسِمَ يَجْمَعُ رَعَاعَ الناس وَغَوْغَاءَهُمْ فَإِنَّهُمْ هُمْ الَّذِينَ يَغْلِبُونَ على قُرْبِكَ حين تَقُومُ في الناس وأنا أَخْشَى أَنْ تَقُومَ فَتَقُولَ مَقَالَةً يُطَيِّرُهَا عَنْكَ كُلُّ مُطَيِّرٍ وَأَنْ لَا يَعُوهَا وَأَنْ لَا يَضَعُوهَا على مَوَاضِعِهَا فَأَمْهِلْ حتى تَقْدَمَ الْمَدِينَةَ فَإِنَّهَا دَارُ الْهِجْرَةِ وَالسُّنَّةِ فَتَخْلُصَ بِأَهْلِ الْفِقْهِ وَأَشْرَافِ الناس فَتَقُولَ ما قُلْتَ مُتَمَكِّنًا فَيَعِي أَهْلُ الْعِلْمِ مَقَالَتَكَ وَيَضَعُونَهَا على مَوَاضِعِهَا فقال عُمَرُ والله إن شَاءَ الله لَأَقُومَنَّ بِذَلِكَ أَوَّلَ مَقَامٍ أَقُومُهُ بِالْمَدِينَةِ»

الجامع الصحيح المختصر؛ اسم المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: 256، دار النشر: دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - 1407 - 1987، الطبعة: الثالثة، تحقيق: د. مصطفى ديب البغا، ج6، ص2503، ح6442

ابن عباس می گوید «كنت أُقْرِئُ رِجَالًا من الْمُهَاجِرِينَ منهم عبد الرحمن بن عَوْفٍ» به بعضی ها قرائت قرآن یاد می دادم از جمله عبد الرحمن ابن عوف روزی در منزلش در منا بودیم «فَبَيْنَمَا أنا في مَنْزِلِهِ بِمِنًى وهو عِنْدَ عُمَرَ بن الْخَطَّابِ في آخِرِ حَجَّةٍ حَجَّهَا» در آخرین حج خلیفه دوم مهمان آقای عبد الرحمن ابن عوف در منا شده بود.

 در آن جا خلیفه دوم چه گفت؟ «إِذْ رَجَعَ إلي عبد الرحمن فقال لو رَأَيْتَ رَجُلًا أتى أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ الْيَوْمَ فقال يا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ هل لك في فُلَانٍ يقول لو قد مَاتَ عُمَرُ لقد بَايَعْتُ فُلَانًا فَوَاللَّهِ ما كانت بَيْعَةُ أبي بَكْرٍ الا فَلْتَةً فَتَمَّتْ فَغَضِبَ عُمَرُ...» روایت طولانی هست خلاصه روایت را بگویم.

 آن جا در مورد خلافت بعد از خلیفه دوم بحث شد چه کار کنیم؟ بعضی ها گفتند اگر فلانی از دنیا برود با فلانی بیعت می کنیم ایشان خیلی ناراحت شد گفت «فَغَضِبَ عُمَرُ» عمر عصبانی شد گفت «ثُمَّ قال إني إن شَاءَ الله لَقَائِمٌ الْعَشِيَّةَ في الناس فَمُحَذِّرُهُمْ هَؤُلَاءِ الَّذِينَ يُرِيدُونَ أَنْ يَغْصِبُوهُمْ أُمُورَهُمْ» عجب! می گوید همین امشب بلند می شوم سخنرانی می کنم این ها را بر حذر می دارم این ها می خواهند امور شما را غصب کنند. مردم می خواهند با یکی دیگر بیعت کنند به تو چه ربطی دارد؟ نه شما می خواهید غصب بکنید امشب تکلیف را معلوم می کنم اجازه نمی دهم.

 عبد الرحمن ابن عوف گفت این کار را انجام نده «فقلت يا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ لَا تَفْعَلْ» این کار را انجام نده آقای قلندر زهی این تکه را توجه کن، «فإن الْمَوْسِمَ يَجْمَعُ رَعَاعَ الناس وَغَوْغَاءَهُمْ» در موسم حج هر جور آدم و رعیتی هست «فَإِنَّهُمْ هُمْ الَّذِينَ يَغْلِبُونَ على قُرْبِكَ حين تَقُومُ في الناس وأنا أَخْشَى أَنْ تَقُومَ فَتَقُولَ مَقَالَةً يُطَيِّرُهَا عَنْكَ كُلُّ مُطَيِّرٍ وَأَنْ لَا يَعُوهَا وَأَنْ لَا يَضَعُوهَا على مَوَاضِعِهَا»، خلاصه بحث می گوید هر جور آدمی در حج وجود دارد آدم خوب، بد، با سواد و بی سواد هست می ترسم این جا حرف بزنی به آن مقصودی که می خواهی نرسی. ممکن است حرفی بزنی یکی بلند شود سر و صدا کند.

«فَأَمْهِلْ حتى تَقْدَمَ الْمَدِينَةَ فَإِنَّهَا دَارُ الْهِجْرَةِ وَالسُّنَّةِ» صبر کن به مدینه برسیم آن جا دار الهجرة، دار السنة و اشراف مردم هست «فَتَخْلُصَ بِأَهْلِ الْفِقْهِ وَأَشْرَافِ الناس» آن جا هر چه دلت خواست بگو در مکه نگو، در این شهر همه جور آدمی هست این جا آدمی نیست بتوانی راحت حرفت را به کرسی بنشانی یکی حرف می زند یکی داد می زند و ... این جا شلوغ هست و داد و فریاد زیاد می شود.

 عمر گفت «والله إن شَاءَ الله لَأَقُومَنَّ بِذَلِكَ أَوَّلَ مَقَامٍ أَقُومُهُ بِالْمَدِينَةِ»، بله وقتی به مدینه رفتم حتماً این کار را انجام خواهم داد آن جا منصرف شد. این روایت چه را ثابت می کند؟ صریح، واضح و روشن این که عرفه، عید قربان و مکه جای انتخاب خلیفه نیست. روایت صحیح بخاری است این هم حرف آقای عبد الرحمن ابن عوف هست عبد الرحمن ابو عوف به اندازه توی قلندر زهی می فهمید کجا باید اعلام بشود.

مکه جای اعلام خلافت و ولایت نیست باید پیغمبر جایی برود که افراد خالص تری وجود دارد همه آن جا نیستند.

مجری:

در همان شرایط هم خداوند می فرماید از این تهدیدها نترس

(وَاللَّهُ يعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ)

خداوند تو را از (خطرات احتمالي) مردم، نگاه مي ‌دارد؛

سوره مائده (5): آیه 670

استاد یزدانی:

بله، روایت ثابت می کند مکه جای این کارها نیست شما فکر می کنید جایش هست پس تکذیب کن حرفش، حرف منطقی بود عمر ابن خطاب گوش کرد شما می گویی نه از خلیفه دوم و عبد الرحمن ابن عوف بهتر می فهمی؟ چرا خلیفه دوم شورا را در مکه تشکیل نداد؟ چرا خلیفه بعد از خودش را معین نکرد؟ به همین دلیلی که این جا گفت به همان دلیل هم فرض می کنیم پیغمبر هم به همان دلیل امیر المؤمنین را اعلام نکرد هرچند که اعلام کرد.

مجری:

الان می بینیم وهابی ها دارند می گویند برخی از آیات باید با اجازه خلیفه دوم می آمد یا حتی باید آیه می آمد بگوید نظر خداوند موافق نظر خلیفه دوم هست این جا، این ها می گویند نه ما هم هستیم خدا باید آیه را موافق با نظر ما تعیین بکند و کجا نازل کند، همه این ها پیش می آید زمانی که با همان مبنا بخواهیم پیش برویم قطعاً باید این تعارضات را هم پاسخ بدهیم.

سراغ تماس‌ها برویم تماس بعدی جناب آقای فارابی از تهران سلام علیکم بفرمایید

بیننده: (آقای فارابی از تهران – شیعه)

عرض سلام خدمت مجری محترم و کارشناس بزرگوار، یک گروه واتساپی داریم بعضی وقت ها سوالاتی می شود.

مجری:

صدا برای ما واضح نیست، تماس بعدی را بگیریم ان شاء الله بر می گردیم عزیزان با شما تماس خواهند گرفت. تماس بعدی جناب آقای طباطبایی از مشهد تماس ایشان قطع شد. عزیزی به صورت صوتی با برنامه در ارتباط بودند ظاهراً شعری خواندند جزئیاتش را ان شاء الله با نام ایشان ذکر خواهیم کرد.

تماس صوتی - یکتا هفت ساله از تهران:

سلام پیشاپیش عید غدیر را به شما تبریک می گویم می خواهم یک شعر درباره غدیر بخوانم

روزی پیامبر ما یک جا به نام غدیر * گفت به همه آدما هر کسی من بوده ام بزرگ و رهبر او

از این به بعد علی هست امام و سرور او * از آن به بعد علی شد امام مؤمنین

عید می گیریم آن روز تا باشه دنیا دنیا * علی امام ما هست این رو همه می دانیم

ما علی را دوست داریم شیعه اون می مانیم

مجری:

احسنتم بسیار زیبا و دلنشین یکتا خانم قهرودی هفت ساله از تهران حضرت آیت الله حسینی قزوینی قول هایی داده بودند عزیزانی که فرزندشان زیر 14 سال دارند حتماً به سایت جهانی مؤسسه حضرت ولی عصر مراجعه کنند آن جا جوایز بسیار زیبا و متنوعی از یک طرف قرار داده شده از طرفی دیگر مطالبی که بناست ان شاء الله این ها بیاموزند مطالب ریشه دار و بسیار مهمی هست که در ترویج فرهنگ اهل بیت حتماً کمک کار خواهد بود. منتظر این غنچه های مهدوی همچنان هستیم تماس بگیرند. جناب آقای فارابی بفرمایید

آقای فارابی:

سلام خدمت جنابعالی و کارشناس محترم، عرض کردم گروه های واتساپی داریم بعضی سوالات در خصوص غدیر و شبهاتی پیرامون آن می آید همچنین در مورد خلفای اول تا سوم یکی از بحث های که دوستان خیلی رویش تکیه می کردند و قبول نمی کردند در مورد سه لقبی بود که سه خلیفه دارند. درخواست سند در مورد فاروق، ‌صدیق و نوری می کردند.

هرچند بارها و بارها جواب داده شده تکرار مکررات است اگر لطف کنید سندی از این ها نشان بدهید اثبات کنید فاروق اعظم علی ابن ابی طالب است و صدیق لقبی است که به ایشان داده شده خیلی تشکر می کنم.

مجری:

پاسخ سوال تان را از حضرت استاد جویا و می شنویم القابی که بودند در اصل یک سرقت ظاهراً خیلی شیک بود که انجام شده است می خواهیم بشنویم و ببینیم پاسخ این سوال چه است؟ تماس بعدی جناب آقای طباطبایی

بیننده: (آقای طباطبایی از مشهد شیعه)

سلام عرض می کنم اسعد الله ایامکم سعیدا یک سوال مقداری ذهنم را درگیر کرده است در بحث شیعه اصول دین ما توحید، نبوت، امامت، عدل و معاد هست می خواهم بدانم عدل و معاد خودش در توحید هست عدل خداوند در توحیدِ شناخت خدا هست و معاد آن وقت چرا این ها این قدر تأکید شده است؟

استاد یزدانی:

چرا روی عدل و معادل تأکید شده است؟

مجری:

عدل به طور واضح برگشتش به توحید خواهد بود

استاد یزدانی:

این نوع دسته بندی که الان داریم این دسته چه زمان درست شده است؟ روی این بحث است.

مجری:

اگر سوال همین هست پاسخ تفصیلی را حضرت استاد خواهند داد تشکر می کنیم متأسفانه این امکان نیست مستقیماً بخواهیم با حضرت استاد در ارتباط باشید.

استاد یزدانی:

شاکله ای که الان معروف هست اصول دین پنج تاست توحید، نبوت، عدل، امامت و معاد به این صورت خیلی سابقه ندارد در هر عصری نگاه کنید علمای ما یک جور این دسته بندی را انجام دادند. بعضی ها گفتند سه تا هست عدل را زیر مجموعه توحید بردند و امامت را زیر مجموعه نبوت بردند.

بعضی ها گفتند چهار و بعضی ها پنج تا گفتند. این دسته بندی که الان شما می گویید وحی منزل نیست، حتماً اصول شیعه همین پنج تا است چیزهای دیگری هم داریم جزو اصول هست. عدل را چه کسی گفت جزو اصول دین هست؟ این دسته بندی که الان شما آوردید این دسته بندی را اولین بار میرزای نائینی آورده بعد از او عده دیگری از علمای ما گفتند این طوری نبوده است.

اما همه در این که امامت اصلی از اصول دین هست همیشه تأکید داشتند یا زیر مجموعه نبوت گرفتند یا مستقل گرفتند، حتی بعضی ها گفتند اصول دین دو تا است توحید و نبوت؛ معاد را زیر مجموعه توحید آوردند. این ها را داریم فرصت نیست همه این را مستند کار کردم از علمای شیعه از سید مرتضی یک جور گفت علامه حلی یک جور گفت.

مجری:

در حقیقت یک دسته بندی هست این قدر نیاز نیست مته به خشاش بگذاریم ببینیم از کجا آمده است؟

استاد یزدانی:

بله، اما این که کسی امامت را قبول نداشته باشد نص صریح قرآن کریم هست که دینش کامل نیست در این مسئله شک نداریم هر کس امامت را قبول نداشته باشد دینش کامل نیست چون آیه اکمال روز غدیر خم نازل شده خدا از دینی که بدون ولایت امیر المؤمنین باشد راضی نیست رضایت خداوند در دین اسلامی است که ولایت امیر المؤمنین هم در داخلش داشته باشد.

مجری:

تشکر می کنیم پاسخ جناب آقای فارابی را بشنویم راجع به القابی که به خلیفه ها نسبت داده شده است.

استاد یزدانی:

بارها گفتیم یک روایت صحیح از منابع اهل سنت بیاورید که پیغمبر لقب صدیق را به خلیفه اول داده باشد بارها تحدی کردیم یک روایت صحیح بیاورید که پیغمبر گفته باشد فلانی صدیق یا فاروق هست روایتش را بیاورید تا با همدیگر بررسی کنیم ببینیم چقدر اعتبار دارد؟ اما در مورد امیر المؤمنین خود اهل سنت گفتند سندش صحیح است.

اگر به بقیه نرسیدیم مسند صدیق را نشان می دهم مصباح الزجاجة فی زوائد ابن ماجه حافظ شهاب الدین ابو العباس بوصیری کنعانی مصری تحقیق دکتر عوض بن احمد الشهری یا السهری، جلد 1، صفحه 159، حدیث 50 فلانی از فلانی از فلانی که امیر المؤمنین علی ابن ابی طالب (علیه السلام) فرمودند:

«حَدثنَا مُحَمَّد بن إِسْمَاعِيل الرَّازِيّ حَدثنَا عبيد الله بن مُوسَى أَنبأَنَا الْعَلَاء بن صَالح عَن الْمنْهَال عَن عباد بن عبد الله قَالَ قَالَ على أَنا عبد الله وأخو رَسُوله صلى الله عَلَيْهِ وَسلم وَأَنا الصّديق الْأَكْبَر لَا يَقُولهَا بعدِي إِلَّا كَذَّاب صليت قبل النَّاس بِسبع سِنِين هَذَا إِسْنَاد صَحِيح رِجَاله ثِقَات»

الكتاب: مصباح الزجاجة في زوائد ابن ماجه؛ المؤلف: أبو العباس شهاب الدين أحمد بن أبي بكر بن إسماعيل بن سليم بن قايماز بن عثمان البوصيري الكناني الشافعي (المتوفى: 840هـ)، المحقق: محمد المنتقى الكشناوي، الناشر: دار العربية – بيروت، الطبعة: الثانية، 1403 هـ، ج1، ص20

«أَنَا عَبْدُ اللَّهِ وَ أَخُو رَسُولِ اللَّهِ»، من بنده خدا و من برادر رسول خدا هستم «وَ أنَا صِدیق الأکبر» من صدیق اکبر هستم «لَا يَقُولهَا بعدِي إِلَّا كَذَّاب»، بعد از من کسی خودش را صدیق نمی گوید مگر این که واقعاً دروغگو هست چرا؟ «صليت قبل النَّاس بِسبع سِنِين»، هفت سال قبل از این که بقیه مسلمان بشوند با پیغمبر نماز می خواندم.

این واضح هست در نهج البلاغه هم داریم امیر المؤمنین سه ساله بود تحت سرپرستی پیغمبر قرار گرفت. پیغمبر از سه سالگی امیر المؤمنین را تربیت کرد پیغمبر هر وقت به غار حراء می رفت امیر المؤمنین را با خودش می برد امیر المؤمنین می گوید هر چه پیغمبر می شنید من هم می شنیدم. هر کاری پیغمبر می کرد من هم می کردم او نماز می خواند من هم نماز می خواندم «صليت قبل النَّاس بِسبع سِنِين» قبل از این که حضرت خدیجه ایمان بیاورد امیر المؤمنین هفت سال قبل از او داشت با پیغمبر در غار حراء نماز می خوانده است.

و این لقب صدیق مخصوص امیر المؤمنین هست همین فاروق و بقیه القابی که بردند.

مجری:

تشکر می کنیم حیف که نمی توانیم بیش از این از محضرتان استفاده کنیم فرصت برنامه به انتها رسید از حضرتعالی قدردانی می کنیم از همه شما بینندگان عزیز و ارجمند قدردانی می کنم که تا انتهای برنامه همراه برنامه بودید.

ان شاء الله، همه دعا بکنیم در این ایام بتوانیم به صورت واقعی آن معرفت اساسی را نسبت به غدیر و امام شناسی کامل را ان شاء‌ الله به دست بیاوریم تا دین کامل تر نصیب مان بشود، تا دیدار آینده خدا نگهدار!


  
  • رضایی

    10 بهمن 1401 - ساعت 06:07

    نقشبندی ناصبی منافق

    0 1

عید الله _ ویژه برنامه عید غدیر>

حجت الاسلام یزدانی ویژه برنامه دهه ولایت امامت امیرالمؤمنین پیامبر عیدغدیر شیعه