شبکه جهانی حضرت ولی عصر (عج)
تشبیه اهل بیت به کشتی نوح با استفاده از آیات قرآن (تشبیه دهم) آیت الله حسینی قزوینی

قسمت هشتاد و یکم برنامه حبل المتین با کارشناسی آیت الله سیدمحمد حسینی قزوینی


 بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

برنامه حبل المتین – 27 04 1400 (قسمت 81)

عنوان برنامه: تشبیه اهل بیت به کشتی نوح با استفاده از آیات قرآن (تشبیه دهم)

کلیدواژه: حبل المتین؛ امام باقر (علیه السلام)؛ پیامبر؛ اهل بیت؛ کشتی؛ نوح؛ تشبیه، حضرت علی!

استاد: حضرت آیت الله حسینی قزوینی

مجری: حجت الاسلام والمسلمین مرعشی

مجری:

أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيم‏، بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ، الْحَمْدُلِلَّه رَبّ العَالَمِینْ، وَصَلی الله عَلیٰ مُحَمّدٍ وَآلِه الطَاهِرین، السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا أَبَا جَعْفَرٍ يَا مُحَمَّدَ بْنَ عَلِيٍّ أَيُّهَا الْبَاقِرُ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّه‏!

عرض سلام و ادب و احترام دارم خدمت همه شما بینندگان عزیز و ارجمند «شبکه جهانی حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف)» همچنین شام شهادت حضرت باقر العلوم را خدمت همه شما شیفتگان و موالیان آن حضرت تسلیت عرض می کنم، ان شاء الله که بتوانیم هم در رفتارمان هم در کردارمان و هم در عقیده مان پیرو و شیعه واقعی آن امام همام باشیم.

در محضر حضرت استاد حضرت آیت الله دکتر حسینی قزوینی هستیم ان شاء الله امشب هم بتوانیم نهایت بهره و استفاده را از محضرشان ببریم، ابتدا یک سلام و عرض ادبی داشته باشیم و مثل همیشه از آن حُسن مطلع های زیبای ایشان بهرمند بشویم و بعد از آن هم ان شاء الله حتماً یک زمانی را به حضرت باقر العلوم (علیه السلام) اختصاص خواهیم داد و بعد از آن هم روال و جریان اصلی بحث خودمان را پی خواهیم گرفت.

حضرت استاد سلام عرض می کنم در خدمت تان هستیم.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

سلام علیکم و رحمة الله و برکاته

السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا بَقِيَّةَ اللَّهِ فِي أَرْضِه،‏ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا مِيثَاقَ اللَّهِ الَّذِي أَخَذَهُ وَ وَكَّدَهُ- ِ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا حُجَّةَ اللَّهِ وَ دَلِيلَ إِرَادَتِه‏، السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا وَعْدَ اللَّهِ الَّذِي ضَمِنَه‏، السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا صَاحِبَ الْمَرْأَى وَ الْمَسْمَع‏ فَمَا شَيْ‏ءٌ مِنَّا إِلَّا وَ أَنْتُمْ لَهُ السَّبَبُ وَ إِلَيْهِ السَّبِيل.

خدمت همه بینندگان عزیز و گرامی که ما را مهمان کانون گرم و با صفای خودشان قرار دادند خالصانه ترین سلامم را تقدیم می کنم با آرزوی موفقیت روز افزون برای همه گرامیان دارم شهادت جانسوز امام باقر (سلام الله علیه) را به پیشگاه مقدس مولای مان بقیة‌ الله الاعظم (ارواحنا لتراب مقدمه الفداء) و همه علاقمندان به اهل بیت عصمت و طهارت و شما گرامیان تسلیت و تعزیت عرض می کنم.

خدا را قسم می دهم به آبروی آقا امام باقر (سلام الله علیه) فرج مولای مان را نزدیک نموده و همه ما را از یاران خاص آن بزرگوار قرار بدهد. طبق برنامه های همیشگی مان با توفیق الهی یادی از صدیقه طاهره (سلام الله علیها) کرده باشیم که دنیا، دین و آخرت مان و همه کارهای مان را بیمه آن بزرگوار بکنیم.

روایتی را از آقا امام باقر (سلام الله علیه) مرحوم «شیخ صدوق» در «امالی»، صفحه 25 نقل می کند که امام باقر (سلام الله علیه) از «جابر ابن عبد الله انصاری» و از نبی مکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) می فرمایند در روز قیامت دخترم فاطمه زهرا بر شتری از شترهای بهشتی سوار می شود و وارد عرصات محشر می شود. وقتی می خواهد وارد بشود منادی به صوت اعلیٰ صدا می کند

«غُضُّوا أَبْصَارَكُمْ حَتَّى تَجُوزَ فَاطِمَةُ بِنْتُ مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه واله وسلم) فَلَا يَبْقَى يَوْمَئِذٍ نَبِيٌّ وَ لَا رَسُولٌ وَ لَا صِدِّيقٌ وَ لَا شَهِيدٌ إِلَّا غَضُّوا أَبْصَارَهُمْ حَتَّى تَجُوزَ فَاطِمَةُ فَتَسِيرُ حَتَّى تُحَاذِيَ عَرْشَ رَبِّهَا جَلَّ جَلَالُه‏ فَتَزُجُّ بِنَفْسِهَا عَنْ نَاقَتِهَا وَ تَقُولُ إِلَهِي وَ سَيِّدِي احْكُمْ بَيْنِي وَ بَيْنَ مَنْ ظَلَمَنِي اللَّهُمَّ احْكُمْ بَيْنِي وَ بَيْنَ مَنْ قَتَلَ وُلْدِي فَإِذَا النِّدَاءُ مِنْ قِبَلِ اللَّهِ جَلَّ جَلَالُهُ يَا حَبِيبَتِي وَ ابْنَةَ حَبِيبِي سَلِينِي تُعْطَيْ وَ اشْفَعِي تُشَفَّعِي فَوَ عِزَّتِي وَ جَلَالِي لَا جَازَنِي ظُلْمُ ظَالِمٍ فَتَقُولُ إِلَهِي وَ سَيِّدِي ذُرِّيَّتِي وَ شِيعَتِي وَ شِيعَةَ ذُرِّيَّتِي وَ مُحِبِّيَّ وَ مُحِبِّي ذُرِّيَّتِي فَإِذَا النِّدَاءُ مِنْ قِبَلِ اللَّهِ جَلَّ جَلَالُهُ أَيْنَ ذُرِّيَّةُ فَاطِمَةَ وَ شِيعَتُهَا وَ مُحِبُّوهَا وَ مُحِبُّو ذُرِّيَّتِهَا فَيُقْبِلُونَ وَ قَدْ أَحَاطَ بِهِمْ مَلَائِكَةُ الرَّحْمَةِ فَتَقْدُمُهُمْ فَاطِمَةُ (علیها السلام) حَتَّى تُدْخِلَهُمُ الْجَنَّةَ.»

الأمالي (للصدوق)؛ ابن بابويه، محمد بن على، محقق/ مصحح: ندارد. ناشر: كتابچى، ص 18، المجلس الخامس

«غُضُّوا أَبْصَارَكُمْ حَتَّى تَجُوزَ فَاطِمَةُ بِنْتُ مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه واله وسلم)» چشم ها را ببندید زهرا دختر پیغمبر می خواهد عبور کند در برابر عرش الهی قرار بگیرد و می گوید «وَ تَقُولُ إِلَهِي وَ سَيِّدِي احْكُمْ بَيْنِي وَ بَيْنَ مَنْ ظَلَمَنِي» خدایا بین من و بین کسانی که در حق من ظلم کردند روا داشتند داوری کن.

 «اللَّهُمَّ احْكُمْ بَيْنِي وَ بَيْنَ مَنْ قَتَلَ وُلْدِي» خدایا بین من و بین کسانی که فرزندانم را به شهادت رساندند داوری کن «فَإِذَا النِّدَاءُ مِنْ قِبَلِ اللَّهِ جَلَّ جَلَالُهُ»، ندایی از طرف خدای عالم می آید خدا می فرماید «يَا حَبِيبَتِي وَ ابْنَةَ حَبِيبِي سَلِينِي تُعْطَيْ وَ اشْفَعِي تُشَفَّعِي» از من بخواه هر چه بخواهی به تو می دهم شفاعت کن، شفاعتت پذیرفته هست.

«فَوَ عِزَّتِي وَ جَلَالِي لَا جَازَنِي ظُلْمُ ظَالِمٍ» قسم به عزت و جلالم به هیچ وجه ظالمانی که در حق تو ظلم کرده اند (قریب به این مضمون) نسبت به آن ها چشم پوشی نخواهد شد.

«فَتَقُولُ إِلَهِي وَ سَيِّدِي ذُرِّيَّتِي وَ شِيعَتِي وَ شِيعَةَ ذُرِّيَّتِي وَ مُحِبِّيَّ وَ مُحِبِّي ذُرِّيَّتِي فَإِذَا النِّدَاءُ مِنْ قِبَلِ اللَّهِ جَلَّ جَلَالُهُ أَيْنَ ذُرِّيَّةُ فَاطِمَةَ وَ شِيعَتُهَا وَ مُحِبُّوهَا وَ مُحِبُّو ذُرِّيَّتِهَا»، با شفاعت صدیقه طاهره شیعیان، دوستداران و دوستدارانِ دوستداران حضرت زهرا (سلام الله علیها) وارد بهشت می شوند.

 شعر جالبی در این زمینه از قول صدیقه مناسب با این روایت است

تنها نگشت خانه من قتلگاه من * جان داد پشت دَرْ پسر بی گناه من

بین من و مغیره خدایا تو حکم کن * ای روز دادخواهیِ من دادخواه من

جرمم چه بود که بر بدنم تازیانه زد * در پیش همسرم و دیده پسرم ای الاه من

 مردم ز من به پیش علی شکوه می برند * تا نشوند ناله و افغان و آه من!

«صلی الله علیک یا مولاتي یا فاطمة الزهراء»

مجری:

احسنتم اعظم الله اجورنا و اجورکم، الحمد لله باز هم با شنیدن صحبت حضرت زهرا این بار با مقدمه ای از روایت حضرت امام باقر (علیه السلام) محفل ما نورانی و مزین شد.

همان طور که همه شما بینندگان هم این روایت را شنیدید این طور خدمت تان عرض بکنم تمامی این برنامه ها، ایجاد این نوع بحث ها تمام این ها در راستای این هست که ان شاء الله بتوانیم معرفت پیدا بکنیم نسبت به آن های که ولایت و امامت مختص به آن ها هست. همه ما این حدیث شریف را از حضرت امام باقر (علیه السلام) شنیدیم که حضرت فرمودند

«بُنِيَ الْإِسْلَامُ عَلَى خَمْسٍ الصَّلَاةِ وَ الزَّكَاةِ وَ الْحَجِّ وَ الصَّوْمِ وَ الْوَلَايَةِ وَ لَمْ یُنَادَ بِشَيْ‏ءٍ مَا نُودِيَ بِالْوَلَايَةِ»

الكافي (ط - الإسلامية)، نویسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الكتب الاسلامیة، ج2، ص21، بَابُ دَعَائِمِ الْإِسْلَام‏، ح8

«بُنِيَ الْإِسْلَامُ عَلَى خَمْسٍ» اسلام بر پنج چیز استوار شده است «الصَّلَاةِ وَ الزَّكَاةِ وَ الْحَجِّ وَ الصَّوْمِ وَ الْوَلَايَةِ وَ لَمْ یُنَادَ بِشَيْ‏ءٍ مَا نُودِيَ بِالْوَلَايَةِ» بارها و بارها این را ممکن است شنیده باشیم، تأکیدی که بر ولایت و امر امامت و ولایت انجام شده است نسبت به هیچ کدام از این ارکان اسلام انجام نشده است.

حیف است در چنین برنامه ای که برنامه ولایت هست به صاحب این سخن پرداخته نشود. از حضرت استاد درخواست می کنیم زمانی را هرچند مختصر بنا بر اقتضای برنامه اگر شد به حضرت امام محمد باقر اختصاص بدهیم و از آن امام همام بشنویم

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيم‏، بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ وَبِهِ نَسْتَعين وَهُوَ خَيرُ نَاصِرٍ وَ مُعِينْ الْحَمْدُلِلَّه ‏وَ الصَّلَاةِ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ وَعلَیٰ آلِهِ آل الله لَا سِيَّمَا علَیٰ مَوْلانَا بَقِيَّةَ اللَّه‏ وَ الّلعنُ الدّائمُ‏ علَیٰ أَعْدائِهِمْ أعداءَ الله إلىٰ يَوم لِقَاءَ اللّه، وَأُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ، حَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَكِيلُ، نِعْمَ الْمَوْلَى وَنِعْمَ النَّصِيرُ!

در رابطه با امام باقر (سلام الله علیه) سخن خیلی زیاد هست اولین امامی است که بعد از قضایای عاشورای حسینی که این ها را در انزوا قرار داده بودند در صحنه حاضر شد، و بزرگ ترین دانشگاه اسلامی را تأسیس کرد.

 بیش از چهارصد و بیست و خرده ای نفر از شاگردان آن حضرت را مرحوم «شیخ طوسی» در رجال خودش نام می برد که این ها از محضر آن بزرگوار استفاده کردند. از بزرگان علمای اهل سنت مثل «ابو حنیفه» و دیگران از محضر او بهره بردند.

 سخنان زیادی هست «حکم ابن عتیبه، ربیع أعمش، ابو اسحاق سویعی، اوضاعی، ابن جریج و عطا» که از فقهای بنام اهل سنت هستند همه افتخار شاگردی آقا امام باقر (سلام الله علیه) را داشتند. حضرت با ده نفر از خلفای نحس «بنی امیه» معاصر بود.

از دوران معاویة ابن ابی سفیان حدود سه سال از عمر با برکت شان در زمان معاویه بود. چهار سال در زمان «یزید، مروان حکم، عبد الملک مروان و ولید ابن یزید» بود «عمر ابن عبد العزیز، هشام ابن عبد الملک» جزء خلفای معاصر آقا امام باقر (سلام الله علیه) بودند.

با جد بزرگوارشان حضرت سید الشهداء (سلام الله علیه) چهار سال بود. سی و پنج سال امامت پدر بزرگوارشان امام سجاد را درک کرد دوران امامت حضرت هم بیست سال بوده در حقیقت سال 95 به امامت رسیدند و سال 114یا 115 به شهادت رسیدند.

 در رابطه با حضرت باقر (سلام الله علیه) همان طور که عزیزمان اشاره کردند در رابطه با بحث ولایت می فرماید اساس اسلام بر پنج محور هست نماز، زکات، حج، روزه و ولایت هیچ کدام از این ها جایگاه ولایت را ندارد.

مرحوم «کلینی» دو روایت صحیح در «کافی»، جلد 1، صفحه 236 چاپ «بیروت» نقل می کند راوی می گوید از امام باقر (سلام الله علیه) و امام صادق (سلام الله علیه) سوال کردم از قول عامه «مَنْ مَاتَ...»

«عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يُونُسَ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ قَالَ حَدَّثَنَا حَمَّادٌ عَنْ عَبْدِ الْأَعْلَى قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) عَنْ قَوْلِ الْعَامَّةِ إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه واله وسلم) قَالَ مَنْ مَاتَ وَ لَيْسَ لَهُ إِمَامٌ مَاتَ مِيتَةً جَاهِلِيَّةً فَقَالَ الْحَقُّ وَ اللَّهِ»

الكافي (ط - الإسلامية)، نویسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الكتب الاسلامیة، ج1، ص378، بَابُ مَا يَجِبُ عَلَى النَّاسِ عِنْدَ مُضِيِّ الْإِمَام‏‏، ح2

فرمود الحق همین است عبارت دیگری از آقا امام باقر (سلام الله علیه) که خیلی عبارت مهمی است «کلینی» در «کافی»، جلد 1، صفحه 183 نقل می کند که «محمد ابن مسلم» از امام باقر می گوید شنیدم فرمود «كُلُّ مَنْ دَانَ اللَّهَ...»

«مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنِ الْعَلَاءِ بْنِ رَزِينٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ (علیه السلام) يَقُولُ كُلُّ مَنْ دَانَ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ بِعِبَادَةٍ يُجْهِدُ فِيهَا نَفْسَهُ وَ لَا إِمَامَ لَهُ مِنَ اللَّهِ فَسَعْيُهُ غَيْرُ مَقْبُولٍ وَ هُوَ ضَالٌّ مُتَحَيِّرٌ وَ اللَّهُ شَانِئٌ لِأَعْمَالِهِ وَ مَثَلُهُ كَمَثَلِ شَاةٍ ضَلَّتْ عَنْ رَاعِيهَا وَ قَطِيعِهَا فَهَجَمَتْ ذَاهِبَةً وَ جَائِيَةً يَوْمَهَا فَلَمَّا جَنَّهَا اللَّيْلُ بَصُرَتْ بِقَطِيعِ غَنَمٍ مَعَ رَاعِيهَا فَحَنَّتْ إِلَيْهَا وَ اغْتَرَّتْ بِهَا فَبَاتَتْ مَعَهَا فِي مَرْبِضِهَا فَلَمَّا أَنْ سَاقَ الرَّاعِي قَطِيعَهُ أَنْكَرَتْ رَاعِيَهَا وَ قَطِيعَهَا فَهَجَمَتْ مُتَحَيِّرَةً تَطْلُبُ رَاعِيَهَا وَ قَطِيعَهَا- فَبَصُرَتْ بِغَنَمٍ مَعَ رَاعِيهَا فَحَنَّتْ إِلَيْهَا وَ اغْتَرَّتْ بِهَا فَصَاحَ بِهَا الرَّاعِي الْحَقِي بِرَاعِيكِ وَ قَطِيعِكِ فَأَنْتِ تَائِهَةٌ مُتَحَيِّرَةٌ عَنْ رَاعِيكِ وَ قَطِيعِكِ فَهَجَمَتْ ذَعِرَةً مُتَحَيِّرَةً تَائِهَةً لَا رَاعِيَ لَهَا يُرْشِدُهَا إِلَى مَرْعَاهَا أَوْ يَرُدُّهَا فَبَيْنَا هِيَ كَذَلِكَ إِذَا اغْتَنَمَ الذِّئْبُ ضَيْعَتَهَا فَأَكَلَهَا وَ كَذَلِكَ وَ اللَّهِ يَا مُحَمَّدُ مَنْ أَصْبَحَ مِنْ هَذِهِ الْأُمَّةِ لَا إِمَامَ لَهُ مِنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ ظَاهِرٌ عَادِلٌ أَصْبَحَ ضَالًّا تَائِهاً وَ إِنْ مَاتَ عَلَى هَذِهِ الْحَالَةِ مَاتَ مِيتَةَ كُفْرٍ وَ نِفَاقٍ وَ اعْلَمْ يَا مُحَمَّدُ أَنَّ أَئِمَّةَ الْجَوْرِ وَ أَتْبَاعَهُمْ لَمَعْزُولُونَ عَنْ دِينِ اللَّهِ قَدْ ضَلُّوا وَ أَضَلُّوا فَأَعْمَالُهُمُ الَّتِي يَعْمَلُونَهَا كَرَمادٍ اشْتَدَّتْ بِهِ الرِّيحُ فِي يَوْمٍ عاصِفٍ لا يَقْدِرُونَ مِمَّا كَسَبُوا عَلى‏ شَيْ‏ءٍ- ذلِكَ هُوَ الضَّلالُ الْبَعِيدُ.»

الكافي (ط - الإسلامية)، نویسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الكتب الاسلامیة، ج1، ص183، بَابُ مَعْرِفَةِ الْإِمَامِ وَ الرَّدِّ إِلَيْه‏‏‏، ح8

«كُلُّ مَنْ دَانَ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ بِعِبَادَةٍ يُجْهِدُ فِيهَا نَفْسَهُ» هر کس هر چه تلاش کند عبادت در عبادت خودش را به زحمت بیاندازد ولی به امامی که خدای عالم معین کرده معتقد نباشد «فَسَعْيُهُ غَيْرُ مَقْبُولٍ» تلاش و عبادت او مقبول نیست «وَ هُوَ ضَالٌّ مُتَحَيِّرٌ وَ اللَّهُ شَانِئٌ لِأَعْمَالِهِ» او گمراه و سرگردان هست و خدای عالم اعمال او را دشمن می دارد.

بعد حضرت مثال زیبایی می زند می گوید مَثَل کسی که بدون امام هست مثل گوسفندی است که از گله جدا می شود. آن گوسفند مشغول چریدن هست چوپان به همراه گله می رود یک موقع ای گوسفند متوجه می شود در بیابان سرگردان هست مدام این طرف و آن طرف می رود غروب می شود ظلمت شب فرا می رسد از دور گله ای را می بیند تصور می کند این گله، گله خودش و چوپان، چوپان خودش هست در گوشه ای از این گله می خوابد صبح بیدار می شود نگاه می کند نه گله، گله خودش هست نه چوپان، چوپان خودش هست.

مثال خیلی عجیبی است دوباره سرگردان می شود به این طرف و آن طرف می دود از دور دوباره گله ای را می بیند به گله نزدیک می شود به تصور این که، این گله و چوپان، گله و چوپان خودش است. چوپان داد می زند ای گوسفند این گله، گله تو نیست و من چوپان تو نیستم دنبال گله و چوپان خودت برو.

«فَصَاحَ بِهَا الرَّاعِي الْحَقِي بِرَاعِيكِ وَ قَطِيعِكِ» سراغ گله خودت برو، «فَأَنْتِ تَائِهَةٌ مُتَحَيِّرَةٌ عَنْ رَاعِيكِ وَ قَطِيعِكِ» تو الان گمراه و سرگردان هستی باید سراغ چوپان و گله ات بروی. این گوسفند سرگردان، گمراه می رود تا گرگ فرصت را غنیمت می شمارد «فَأَكَلَهَا»

 کسانی که از امامت فاصله گرفتند سراغ این فرقه می روند تصور این که،‌ آن ها را نجات می دهد بعد از مدتی متوجه می شوند این فرقه نجات دهنده او نیست دنبال فرقه دیگری می رود.

یکی از آقایان قبلاً هم عرض کردم می گفت در «فرانسه» هفت دین عوض کردم تصور می کردم مثلاً دین مسیحیت «کاتولیک» خوب است به فرقه های «یهودی، سنی، وهابی» و ... رفتم عاقبت اسلام با ولایت اهل بیت را انتخاب کردم می گفت هشت یا نُه سال هست با مذهب اهل بیت آشنا شدم احساس می کنم گمشده خودم را پیدا کردم.

آن چه که نیاز داشتم فطرتم و عقلم داوری می کرد در مکتب اهل بیت یافتم این تعبیر آقا امام باقر (سلام الله علیه) کسانی که از امامت فاصله می گیرند دنبال فرقه ها، گروه ها و ... هستند.

 بعد فرمود «وَ اللَّهِ يَا مُحَمَّدُ مَنْ أَصْبَحَ مِنْ هَذِهِ الْأُمَّةِ لَا إِمَامَ لَهُ مِنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ ظَاهِرٌ عَادِلٌ» هر کس زندگی کند بدون امامتی که خدا منصوب کرده است «أَصْبَحَ ضَالًّا تَائِهاً» این زندگیش، زندگی گمراه و سرگردانی است.

«وَ إِنْ مَاتَ عَلَى هَذِهِ الْحَالَةِ مَاتَ مِيتَةَ كُفْرٍ وَ نِفَاقٍ» اگر بدون امامی که از طرف خدای عالم معین شده است از دنیا برود مرگ او، مرگ کفر و نفاق است بعد فرمود «وَ اعْلَمْ يَا مُحَمَّدُ أَنَّ أَئِمَّةَ الْجَوْرِ وَ أَتْبَاعَهُمْ لَمَعْزُولُونَ عَنْ دِينِ اللَّهِ» این امامان جور همانند یزیدها و «عبد الملک»ها، «مروان» ها و امثال این ها همه از دین خدای عالم فاصله دارند با دین خدا ارتباطی ندارند

«قَدْ ضَلُّوا وَ أَضَلُّوا فَأَعْمَالُهُمُ الَّتِي يَعْمَلُونَهَا» هم خودشان گمراه هستند و هم دیگران را گمراه می کنند اعمال این ها «كَرَمادٍ اشْتَدَّتْ بِهِ الرِّيحُ فِي يَوْمٍ عاصِفٍ» مثل خاکستری است که باد تندی می وزد و تمام این خاکسترها را به هوا می کند. اعمال کسانی که بدون امام منصوب خدای عالم باشد این طور هست.

از چنین گمراهی به خدای عالم پناه می بریم و خدا را شاکر هستیم از نعمت ولایتی که به ما کرم نمود به تعبیر آقا امام صادق (سلام الله علیه) حیات دائمه و زندگی جاودانه هست.

مجری:

او وارث لب های خشک و چوب خورده است * با عمه اش منزل به منزل ره سپردست

او آخرین سرمایه کرببلا بود * آئینه خورشید روی نیزه ها بود

او دیده غسل دختری را مخفیانه * طعنه شنیده با صدای تازیانه

با سنگ های کوفیان او آشنا است * با خطبه خوان کوفه و شام همنوا است

 (میان برنامه)

مجری:

یا امام باقر (علیه السلام)، الحمدلله در شب شام شهادت حضرت امام باقر العلوم این توفیق را داریم معارف ناب اهل بیت را محضر شما گرامیان تقدیم می کنیم. عزیزان بیننده آن های که پی گیر مباحث بودند مطلع هستند بحثی را آغاز کردیم نسبت به این که الان در جامعه اسلامی متأسفانه اختلافاتی رخ داده است. اگر بخواهیم این اختلافات باعث نشود که یک بار کل اسلام لطمه و ضربه ببیند باید در خانه آقا رسول الله برویم که به عنوان پیامبر کل این امت هستند ببینیم ایشان نسبت به این اختلافات چه دستوری به ما دادند؟ تمامی دستورات و فرامین را از کتب شیعه و اهل سنت الحمد لله راجع به وحدت در همین برنامه شنیدیم.

یکی از آن دستوراتی که به ما داده شد دستور تام و کامل می گفت اهل بیت راه وحدت شما هستند اگر می خواهید باعث پیروزی اسلام باشید باید به اهل بیت تمسک بکنید.

یکی از این روایات، حدیث سفینه بود حدیث سفینه را آغاز کردیم سنداً مفصلاً بررسی شد از محضر حضرت آیت الله دکتر حسینی قزوینی بهرمند شدیم سندش از کتب اهل سنت و شیعه کاملاً مسجل و مسلم بود.

بعد از آن به دلالتش رسیدیم در دلالتش هم وجه شَبه های متعددی تا این جای برنامه الحمد لله نُه تا وجه شَبه بین کشتی نوح و بین اهل بیت تا الان توانستیم پیدا بکنیم هشت تایش را بیان کردیم. این وجه شبَه هایی که خدمت تان عرض می کنیم تماماً آیات قرآن هستند می بینیم یک چیزی بالاتر از وجه شَبه کانه این آیات قرآن دارند تاریخ صدر اسلام و اهل بیت را برای ما بیان می کنند.

ما کاملاً می توانیم تطبیق بدهیم نه این که تشبیه بکنیم هر آن چه بر کشتی نوح گذشته و هر آن چه بر اهل بیت گذشته است. و هر آن کس تمسک به اهل بیت کرد شد همان فردی که نجات یافته است. به شبهات نُهم رسیدیم در سوره شعراء چنین آیه ای را داریم:

(قَالُوا لَئِنْ لَمْ تَنْتَهِ يا نُوحُ لَتَكُونَنَّ مِنَ الْمَرْجُومِينَ)

گفتند: «ای نوح! اگر (از حرفهايت) دست بر نداری، سنگباران خواهی شد!»

سوره شعراء (26): آیه 116

تک تک آیاتِ که ناظر به جریان حضرت نوح بود را بیان کردیم به این آیه رسیدیم حضرت استاد این طور که از متن آیه بیانگر هست نشان می دهد قوم حضرت نوح علی رغم تمام حرص و ولعی که حضرت نوح در هدایت این امت و بر سعادتمندی دنیوی و اخروی امت خودش داشت اما به او گفتند اگر دست از این کار دعوتت بر نداری جزء افرادی خواهی بود که تو را رجم خواهیم کرد.

عمل نمی کنیم هیچ بلکه به چنین فردی توهین هم کردند تشبیه و تطبیقش را بر اهل بیت بفرمایید.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

البته این شبهات دهم بود شباهت نهم را هفته گذشته مطرح کردیم تهدید حضرت نوح توسط قوم؛ قبل از این که وجه شبه را عرض کنم نکته ای را از قرآن خدمت عزیزان اشاره کنم.

از همه عزیزان بیننده تقاضا دارم چه شیعه و چه سنی نکته ای که از قرآن دارم عرض می کنم به خوبی دقت و تأمل کنند شاید خیلی راه گشا باشد و نکته آغازی باشد برای رسیدن ما به ساحل و کشتی نجات. خدای عالم از قول حضرت نوح (علی نبینا و آله و علیه السلام) در سوره یونس می فرماید

(فَإِنْ تَوَلَّيتُمْ فَمَا سَأَلْتُكُمْ مِنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِي إِلَّا عَلَى اللَّهِ وَأُمِرْتُ أَنْ أَكُونَ مِنَ الْمُسْلِمِينَ)

و اگر از قبول دعوتم روی بگردانيد، (کار نادرستی کرده ‌ايد؛ چه اينکه) من از شما مزدی نمی ‌خواهم؛ مزد من، تنها بر خداست! و من مأمورم که از مسلمين [= تسليم شدگان در برابر فرمان خدا] باشم!»

سوره یونس (10): آیه 72

برای رسالتم پاداشی از شما نمی خواهم (إِنْ أَجْرِي إِلَّا عَلَى اللَّهِ) پاداش من با خدا است البته نمی خواهم از این تشبیه دوستان سوء برداشت داشته باشند مبلغی جایی می رود یا امام جماعتی و ... معمولاً برای امرار زندگیش حقوق یا هدایایی از آن مسجد برای منبرش تقدیم می شود معمولاً به این شکل است.

حضرت نوح می گوید به خاطر این تبلیغم چیزی از شما نمی خواهم پاداشم را از خدا می گیرم خدای عالم از قول حضرت هود در سوره شعراء همین تعبیر را دارد

(وَمَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيهِ مِنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِي إِلَّا عَلَى رَبِّ الْعَالَمِينَ * وَمَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيهِ مِنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِي إِلَّا عَلَى رَبِّ الْعَالَمِينَ)

من در برابر اين دعوت، هيچ اجر و پاداشی از شما نمی ‌طلبم؛ اجر و پاداش من تنها بر پروردگار عالميان است. من در برابر اين دعوت، اجر و پاداشی از شما نمی ‌طلبم؛ اجر من تنها بر پروردگار عالميان است!

سوره شعراء (26): آیات 127 و 145

در رابطه با حضرت نوح (عَلَى اللَّهِ) بود این جا (عَلَى رَبِّ الْعَالَمِينَ) می شود.

 در رابطه با حضرت صالح در سوره شعراء عین همین تعبیر هست (وَمَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيهِ مِنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِي إِلَّا عَلَى رَبِّ الْعَالَمِينَ) در رابطه با حضرت لوط در همین سوره آیه 164 همین تعبیر آمده است. در رابطه با حضرت شعیب در همین سوره آیه 180 همین تعبیر آمده است.

اما وقتی به نبی مکرم می رسد تعبیر عوض می شود قرآن از قول رسول اکرم سه تعبیر دارد این سه تعبیر قابل دقت است

(قُلْ مَا سَأَلْتُكُمْ مِنْ أَجْرٍ فَهُوَ لَكُمْ إِنْ أَجْرِي إِلَّا عَلَى اللَّهِ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيءٍ شَهِيدٌ)

بگو: «هر اجر و پاداشی از شما خواسته ‌ام برای خود شماست؛ اجر من تنها بر خداوند است، و او بر همه چيز گواه است!»

سوره سبأ (34): آیه 47

مردم به خاطر این تبلیغم از شما اجر می خواهم ولی نتیجه این اجر به من بر نمی گردد به شما بر می گردد من ذی نفع نیستم. در سوره فرقان می گوید

(قُلْ مَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيهِ مِنْ أَجْرٍ إِلَّا مَنْ شَاءَ أَنْ يتَّخِذَ إِلَى رَبِّهِ سَبِيلًا)

بگو: «من در برابر آن (ابلاغ آيين خدا) هيچ گونه پاداشی از شما نمی ‌طلبم؛ مگر کسی که بخواهد راهی به سوی پروردگارش برگزيند (اين پاداش من است.)»

سوره فرقان (25): آیه 57

از شما اجری نمی خواهم جز این که اجر من چیزی است که شما به طرف خدای عالم بروید، به صراط مستقیمی که منتهی الیه آن الله است برسید. در سوره سبأ می گوید اجر من به شما بر می گردد در این جا به شما بر می گردد را معنا می کند یعنی شما به خدای عالم متصل می شوید.

 در سوره شوری می گوید:

(قُلْ لَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَى)

بگو: من هيچ پاداشی از شما بر رسالتم درخواست نمی ‌کنم جز دوست‌ داشتن نزديکانم [= اهل بيتم‌]؛

سوره شوری (42): آیه 23

آن اجری که نتیجه اش به شما بر می گردد آن اجری که شما را به خدا متصل می کند مودت قربی و خویشاوند من هست این ها را دوست داشتن و به سخنان شان عمل کردن است. این سه آیه را در کنار آیاتی که در رابطه با انبیاء هست کنار هم بگذاریم همین می شود:

«قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه واله وسلم) مَثَلُ أَهْلِ بَيْتِي فِيكُمْ كَمَثَلِ سَفِينَةِ نُوحٍ مَنْ رَكِبَهَا نَجَا وَ مَنْ تَخَلَّفَ عَنْهَا زُجَّ فِي النَّارِ.»

عيون أخبار الرضا (عليه السلام)؛ نویسنده: ابن بابويه، محمد بن على، مصحح: لا جوردی، مهدی، ناشر: نشر جهان، ج2، ص27

«مثل أهل بيتي فيكم مثل سفينة نوح من ركبها نجا ومن تخلف عنها هلك»

فضائل الصحابة؛ اسم المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبد الله الشيباني الوفاة: 241، دار النشر: مؤسسة الرسالة - بيروت - 1403 - 1983، الطبعة: الأولى، تحقيق: د. وصي الله محمد عباس، ج2، ص785

«أبو ذر سمعت رسول الله صلى الله عليه وسلم يقول مثل أهل بيتي مثل سفينة نوح من ركبها نجا ومن تخلف عنها غرق هذا حديث صحيح على شرط مسلم ولم يخرجاه»

المستدرك على الصحيحين؛ اسم المؤلف: محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاكم النيسابوري الوفاة: 405 هـ، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت - 1411هـ - 1990م، الطبعة: الأولى، تحقيق: مصطفى عبد القادر عطا، ج2، ص373

داستان اهل بیت من همان داستان کشتی نوح هست و هر کس سوار کشتی شد نجات پیدا می کند هر کس تمسک به اهل بیت من کرد تمسک می جوید. و این هم نه اجرش به خدا، نه پیغمبر و نه اهل بیت بر می گردد، نتیجه اش به خود ما بر می گردد و نتیجه اش رسیدن ما به الله تبارک و تعالی است.

مجری:

خیلی زیباست بنده این آیات را یادداشت کردم زمانی که می بینیم دقیقاً بحث فرمایشات حضرتعالی در متن آیه هم کلمه (إلا) آمده بینندگان عزیز مطلع هستند زمانی که (إلا) می آید (إلا) دلالت بر حصر می کند یعنی این هست و هیچ اجر دیگری نیست. ممکن است برای یک نفر این سوال پیش بیاید یکی از اجرها این است که (أَنْ يتَّخِذَ إِلَى رَبِّهِ سَبِيلًا)

یکی از اجرها مودت در قربیٰ است اما زمانی که با (إلا) آمد نشان می دهد که همه شان یک دانه هستند والا دوگانگی بین شان نباید باشد.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

این سه آیه، آیات خیلی عجیبی هستند اگر دقت بکنیم ما را به خیلی از مسائل می رساند ما را از غفلت بیدار می کند زنگار را از دل ما کنار می زند. آیه قرآن است روایت نیست بگوییم سندش این طوری و دلالتش آن طوری است جزء آیات محکمات هم هست متشابهات نیست. این را اگر شما برای یک بچه چهار پنج ساله هم بخوانید می فهمد.

هر چه می خواهم (مَا سَأَلْتُكُمْ مِنْ أَجْرٍ فَهُوَ لَكُمْ)، (مَنْ شَاءَ أَنْ يتَّخِذَ إِلَى رَبِّهِ سَبِيلًا)، (إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَى) یعنی این ها پله پله بالا می آید زمینه سازی می کنند می گوید آیا می خواهید یک چیزی به نفع تان باشد؟ می خواهید به خدا برسید؟ راهش مودت فی القربیٰ است راهش این است که به این ها تمسک کنید درِ خانه آن ها بروید. امام باقر (سلام الله علیه) فرمود:

«بِنَا عُبِدَ اللَّهُ وَ بِنَا عُرِفَ‏ اللَّهُ‏ وَ بِنَا وُحِّدَ اللَّه‏»

الكافي (ط - الإسلامية)؛ نویسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، ناشر: دار الكتب الإسلامية، محقق/ مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ج‏1، ص145

«بِنَا عُرِفَ اللَّه‏»، معرفت خدا توسط ما است ، «وَ بِنَا وُحِّدَ اللَّه‏»، وحدانیت خدا توسط ما انجام می شود، «بِنَا عُبِدَ اللَّه‏»، عبادت خدا توسط ما برای مردم روشن می شود عبادتی که از غیر کانال اهل بیت باشد وحدانیتی که غیر از کانال اهل بیت باشد معرفت اللهی که غیر از کانال اهل بیت باشد این معرفت الله، عبادت الله وحدانیت نیست یک چیز دیگری است.

مجری:

نسبت به حضرت نوح چنین تعبیری را نداشتیم بخواهد بگوید (إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَى) تعبیر این بود به هر نوعی، هر کاری که انجام دادند اما در آیه مورد بحث خواندیم که (لَئِنْ لَمْ تَنْتَهِ يا نُوحُ لَتَكُونَنَّ مِنَ الْمَرْجُومِينَ) نسبت به این سفارش پیامبر چه کار کردند.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

در سوره شعراء این هم همان آیاتی است که (قُلْ لَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَى)، (لَئِنْ لَمْ تَنْتَهِ يا نُوحُ لَتَكُونَنَّ مِنَ الْمَرْجُومِينَ) یا نوح اگر دست از رسالتت بر نداری و دست از تبلیغت بر نداری تو را سنگسار می کنیم.

یعنی دارند تهدید می کنند به جای این که راه نجاتی که حضرت نوح به این ها نشان می دهد تبعیت کنند به عکس می گویند این راه نجاتی که به معرفی کردی اگر دست بر نداری تو را می رانیم و از خودمان دور می کنیم.

رسول اکرم در رابطه با اهل بیتش بارها فرمود اگر می خواهید به صراط مستقیم برسید راهش آمدن به طرف اهل بیت است. کتاب «مسند احمد»، جلد 1، صفحه 537، حدیث 859 سندش هم صحیح است.

«وان تُؤَمِّرُوا عَلِيًّا رضي الله عنه وَلاَ أُرَاكُمْ فَاعِلِينَ تَجِدُوهُ هَادِياً مَهْدِيًّا يَأْخُذُ بِكُمُ الطَّرِيقَ الْمُسْتَقِيمَ»

مسند الإمام أحمد بن حنبل؛ اسم المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبدالله الشيباني الوفاة:241، دار النشر: مؤسسة قرطبة – مصر، ج1، ص108

«ان تؤمروا عليا و لا أراكم فاعلين»؛ اگر علی را امیر المؤمنین قرار دهید گرچه می دانم نمی کنید یعنی همان طور که حضرت نوح قومش را هدایت ولی زیر بار نرفتند رسول اکرم هم می گوید اگر علی را امیر قرار دهید گرچه می دانم نمی کنید.

«تجدوه هاديا مهديا يأخذ بكم الطريق المستقيم.»؛ شما را به صراط مستقیم وادار می کند یعنی دست شما را می گیرد به صراط مستقیم می رساند. فرق است بین این که «یهدیکم إلی صراط المستقیم» شما را هدایت می کند یک دفعه نه دست شما را می گیرد در وسط صراط مستقیم قرار می دهد.

یک دفعه این است که شما آدرسی سوال می کنید مثلاً خیابان فلان، کوچه فلان، بن بست فلان، پلاک فلان می روید کوچه ها را مراقب هستید پیدا کنید. ولی یک دفعه آدرس سوال می کنید شما را سوال ماشین خودش می کند به آدرس راهنمایی می کند می گوید این آدرس شما است مابقی باید زنگ را بزند وارد خانه بشود.

می گوید امیر المؤمنین شما را به صراط مستقیم می رساند دست شما را می گیرد تا درِ خانه الله می آورد.

مجری:

هر کسی که داخلِ در کشتی نوح شد کشتی نوح از تمامی کل آن طوفان ها نجاتش داد به همان «کوه جودی» که محل و مکان استقرارشان بود.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

این ها نه تنها به این عمل نکردند تهدیدی که برای حضرت نوح بود برای حضرت امیر عین همان تهدیدها بود. «سنن کبری بیهقی»، جلد 8، صفحه 246 و 247 می گوید:

«فلما قعد أبو بكر رضي الله عنه على المنبر نظر في وجوه القوم فلم ير عليا رضي الله عنه فسأل عنه فقال أبو بكر رضي الله عنه بن عم رسول الله صلى الله عليه وسلم وختنه أردت أن تشق عصا المسلمين»

سنن البيهقي الكبرى؛ اسم المؤلف: أحمد بن الحسين بن علي بن موسى أبو بكر البيهقي الوفاة: 458، دار النشر: مكتبة دار الباز - مكة المكرمة - 1414 - 1994، تحقيق: محمد عبد القادر عطا، ج8، ص143، ح16315

خلیفه اول در منبر خلافت نشست نگاه کرد دید علی در میان مردم نیست «فسئل عنه» گفت علی کجاست بروید بیاورید. تعدادی از انصار رفتند علی را آوردند ابوبکر گفت پسر عموی و داماد پیغمبر: «أردت أن تشق عصا المسلمين»؛ می خواهی عصای مسلمین را بشکنی؟ شِق عصای مسلمین یعنی می خواهی فتنه گری کنی عبارتٌ أخریٰ این است.

«طبرانی» در «معجم کبیر»، جلد 11، صفحه 25 عبارت خلیفه اول از پیامبر این است:

«قال رسول اللَّهِ صلى اللَّهُ عليه وسلم من شَقَّ عَصا الْمُسْلِمِينَ وَالْمُسْلِمُونَ في إِسْلامٍ دامجٍ فَقَدْ خَلَعَ رِبْقَةَ الإِسْلامِ من عُنُقِهِ»

المعجم الكبير؛ اسم المؤلف: سليمان بن أحمد بن أيوب أبو القاسم الطبراني الوفاة: 360، دار النشر: مكتبة الزهراء - الموصل - 1404 - 1983، الطبعة: الثانية، تحقيق: حمدي بن عبدالمجيد السلفي، ج11، ص25، ح10925

هر کس عصای مسلمین یا اجماع مسلمین را بشکند و فتنه گری بکند

«فَقَدْ خَلَعَ رِبْقَةَ الإِسْلامِ من عُنُقِهِ»إ رشته اسلام را از گردنش بیرون کرده است در حقیقت تهدید به قتل است.

 در «استیعاب ابن عبد البر»، جلد 3، صفحه 960 از پیغمبر می گوید:

«إذا خرج عليكم خارج يشق عصا المسلمين ويفرق جمعهم فاقتلوه ما أستثنى أحدا»

الاستيعاب في معرفة الأصحاب؛ اسم المؤلف: يوسف بن عبد الله بن محمد بن عبد البر الوفاة: 463، دار النشر: دار الجيل - بيروت - 1412، الطبعة: الأولى، تحقيق: علي محمد البجاوي، ج3، ص960

هر کس شِق عصای مسلمین کرد و تفرقه ایجاد کرد بکشید «ما أستثنى أحدا» هر کس می خواهد باشد.

 خلیفه دوم می گوید ابن عم و داماد پیغمبر «أردت أن تشق عصی المسلمين‏» در حقیقت یک تهدید خیلی بزرگی است با آن همه سفارشات پیغمبر از حدیث دار تا حدیث غدیر، حدیث منزلت و ... با آن همه توصیه هایی که اگر خلیفه کنید و امام قرار بدهید شما را وادار می کند به صراط مستقیم می رساند نتیجه اش این می شود.

نکته درد آورش این هست که آقای «ابن قطیبه دینوری» در کتاب «امامة و السیاسة»، جلد 1 البته یک جلد بیشتر نیست می گوید:

«فأخرجوا عليا فمضوا به إلى أبي بكر فقالوا له بايع فقال إن أنا لم أفعل فمه قالوا إذا والله الذي لا إله إلا هو نضرب عنقك فقال إذا تقتلون عبد الله وأخا رسوله قال عمر أما عبد الله فنعم وأما أخو رسوله فلا وأبو بكر ساكت لا يتكلم فقال له عمر ألا تأمر فيه بأمرك فقال لا أكرهه على شيء ما كانت فاطمة إلى جنبه فلحق علي بقبر رسول الله صلى الله عليه وسلم يصيح ويبكي وينادي يا بن أم إن القوم استضعفوني وكادوا يقتلوني»

الإمامة والسياسة؛ اسم المؤلفأبو محمد عبد الله بن مسلم ابن قتيبة الدينوري الوفاة: 276هـ، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت - 1418هـ - 1997م، تحقيق: خليل المنصور، ج 1، ص 16 و 17

«فأخرجوا عليا فمضوا به إلى أبي بكر»، علی را از خانه اش بیرون کردند پیش خلیفه اول آوردند «فقالوا له بايع»، باید با ابوبکر بیعت کنی «فقال إن أنا لم أفعل فمه»، اگر بیعت نکنم چه می شود؟

«قالوا إذا والله الذي لا إله إلا هو نضرب عنقك»، قسم به خدای لا شریک لَه اگر بیعت نکنی گردنت را می زنیم. حضرت نوح (قَالُوا لَئِنْ لَمْ تَنْتَهِ يا نُوحُ لَتَكُونَنَّ مِنَ الْمَرْجُومِينَ) تو را سنگسار می کنیم. این جا می گوید اگر بیعت نکنی گردنت را می زنیم.

 بعد گفت «إذا تقتلون عبد الله وأخا رسوله قال عمر أما عبد الله فنعم وأما أخو رسوله فلا»، بنده خدا و برادر پیغمبر را کشتید، خلیفه دوم گفت اما عبد الله بله، بنده خدا را کشتیم ولی برادر پیغمبر را نه قبول ندارم تو برادر پیغمبر باشی!

«وأبو بكر ساكت لا يتكلم فقال له عمر ألا تأمر فيه بأمرك» دستور نهایی را نمی دهی کار علی را همین جا تمام کنیم؟ برگشت گفت «لا أكرهه على شيء ما كانت فاطمة إلى جنبه» مادامی که علی مدافعی مثل حضرت زهرا دارد او را بر چیزی وا نمی داریم!

«فلحق علي بقبر رسول الله صلى الله عليه وسلم يصيح ويبكي وينادي»؛ اولین بار است مردم از علی صیحه و گریه دارند می شنوند علیی که فاتح جنگ ها است علییی که همه از شجاعت او و از شمشیر زدن او اطلاع دارند اولین بار است می بینند علی گریه می کند و مظلومانه ندا می کند «یابن أم» پسر عمویم رسول الله

(إِنَّ الْقَوْمَ اسْتَضْعَفُونِي وَكَادُوا يقْتُلُونَنِي)

اين گروه، مرا در فشار گذاردند و ناتوان کردند؛ و نزديک بود مرا بکشند

سوره اعراف (7): آیه 150

همان تعبیری که حضرت «هارون» در برابر موسی گفت قوم من، ما را تضعیف کردند و می خواهند مرا بکشند. چه کار کنیم؟ هیچ کدام از این مدارک مال شیعه نیست همه مال اهل سنت است.

مجری:

اهل بیت چه می خواستند؟ حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) که به دم خانه «مهاجرین و انصار» می رفت به ایشان می گفت یادتان بیافتد آن بیعتی که انجام می دادید این ها چه جوابی می دادند؟ می گفتند به فاطمه بگو یا شب ها گریه یا روزها؛ دقیقاً همین را نسبت به خیر خواهی این حضرات داریم مشاهده می کنیم با تعبیری دیگر که در سوره مبارکه شعراء آمده بود. دقیقاً ببینیم بر نوح چه کردند؟ بر اهل بیت هم همین ها را انجام دادند.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

نکته خیلی ظریف تر شاید تا به حال این را نگفتم برای اولین بار است دارم عرض می کنم آقای «سمعانی – متوفای 562» در کتاب «الأنساب»، جلد 2، صفحه 95 در رابطه با «یعقوب رواجنی» ایشان داستان مفصلی دارد می گوید:

«وروى عنه حديث أبي بكر رضي الله عنه أنه قال لا يفعل خالد ما أمر به سألت الشريف عمر بن إبراهيم الحسيني بالكوفة عن معنى هذا الأثر فقال كان أمر خالد بن الوليد أن يقتل عليا ثم ندم بعد ذلك فنهى عن ذلك»

الأنساب؛ اسم المؤلف: أبي سعيد عبد الكريم بن محمد ابن منصور التميمي السمعاني الوفاة: 562هـ، دار النشر: دار الفكر - بيروت - 1998م، الطبعةالأولى، تحقيق: عبد الله عمر البارودي، ج3، ص95

«و روي عنه حديث أبي بكر رضي اللّه عنه أنّه قال: لا يفعل خالد ما أمر به» می گوید از «شریف عمر ابن ابراهیم» سوال کردم معنای این چه است؟ «خالد» دستوری که دادم اجرا نکن قضیه اش چه است؟ «لا يفعل خالد ما أمر به» می گوید «كان أمر خالد بن الوليد أن يقتل عليّا» دستور داده بود خالد ابن ولید علی را به قتل برساند. «ثمّ ندم بعد ذلك» پشیمان شد «فنهى عن ذلك» گفت «لا یفعل خالد ما امربه»

قضیه چه است؟ این منبع کتاب شیعه نیست ایشان هم هیچ نقدی در سند روایت، در دلالت روایت نمی آورد.

 البته «رواجنی» از بزرگان اهل سنت است در «صحیح بخاری» روایت دارد نسبت به اهل بیت علاقه داشت، «سیر اعلام النبلاء»، جلد 11 از قول «رواجنی» نقل می کند می گوید «رواجنی خ» یعنی «مِن رجالٍ بخاری، ترمذی و سنن ابن ماجه قزوینی»

«الشيخ العالم الصدوق محدث الشيعة»

محدث شیعه چطوری است که سر از «صحیح بخاری» در آورده است؟

 «ابو حاتم» گفت «شیخٌ ثقه» و ... جمله ای دارد:

«الله اعدل من ان يدخل طلحة والزبير الجنة»

خیلی عذر می خواهم مقداری ترجمه اش سنگین است ولی برای بعضی از عزیزانی که خیلی با عربی آشنایی ندارند مجبور هستم فقط تحت الفظی معنا کنم می گوید خدا خیلی عادل تر از این است که «طلحه و زبیر» را وارد بهشت کند!

«قاتلا عليا بعد ان بايعاه»

با علی جنگیدند بعد از آن که بیعت کردند!

چه کسی دارد نقل می کند؟ «ذهبی» نمی آید بگوید روایت ضعیف است. از «ابن جریر» نقل می کند می گوید از «رواجنی» شنیدیم که:

«من لم يبرأ في صلاته كل يوم من أعداء آل محمد حشر معهم»

هر کس در نمازش هر روز از دشمنان آل محمد برائت نجوید با دشمنان آل محمد محشور خواهد شد.

 بعد ایشان می گوید:

 «قلت هذا الكلام مبدأ الرفض بل نكف ونستغفر للأمة»

 ما از این کار دست بر می داریم و برای امت استغفار می کنیم!

از این کار دست بر می داریم و برای امت استغفار می کنیم شروع می کند یک سری بحث های را انجام دادن در آخر می گوید:

«فرأيت سيفا وحجفة فقلت لمن هذا قال اعددته لأقاتل به مع المهدي»

سير أعلام النبلاء؛ اسم المؤلف: محمد بن أحمد بن عثمان بن قايماز الذهبي أبو عبد الله الوفاة: 748، دار النشرمؤسسة الرسالة - بيروت - 1413، الطبعةالتاسعة، تحقيقشعيب الأرناؤوط , محمد نعيم العرقسوسي، ج11، ص 536 و 537

شمشیر، قلاف و تشکیلاتی دیدیم گفتیم این شمشیر چه است؟ گفت آماده کردم در رکاب حضرت مهدی بجنگم این ها چیزی نیست که مال شیعه باشد.

 در رابطه با قضیه تصمیم بر قتل امیر المؤمنین دوستان می توانند به کتاب «احتجاج» مرحوم «طبرسی» مراجعه کنند ایشان داستان را مفصل آورده است. می گوید خلیفه اول سراغ «خالد» فرستاد گفت دستوری داریم می توانی انجام بدهی؟ گفت چه است؟ گفت می خواهم علی را بکشی گفت کجا؟ گفتم در مسجد وقتی مشغول نماز هستم وقتی سلام گفتم گردن علی را بزن.

«فَإِذَا سَلَّمْتُ فَقُمْ إِلَيْهِ وَ اضْرِبْ عُنُقَهُ»

«اسماء بنت عمیس» کسی را سراغ علی فرستاد

«إِنَّ الْمَلَأَ يَأْتَمِرُونَ بِكَ لِيَقْتُلُوكَ»

خلیفه اول مشغول نماز شد وسط نماز به این فکر افتاد اگر علی را بکشم طرفداران علی هم ساکت نمی نشینند فتنه ای در این جا درست می شود. مشغول سلام بود مدام تکرار می کرد، «السلام علیک ایها النبی» بعد گفت

«يَا خَالِدُ لَا تَفْعَلَنَّ مَا أَمَرْتُكَ وَ السَّلَامُ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُه‏»

«خالد» آنی که دستور دادم انجام نده از نماز بیرون آمد. امیر المؤمنین کنار «خالد» بود پرسید قضیه چه است گفت دستور داشتم گردنت را بزنم امیر المؤمنین از کمربند «خالد» گرفت او را بلند کرد به زمین زد مردم اطرافش را گرفتند عمر گفت:

«يَقْتُلُهُ وَ رَبِّ الْكَعْبَة»

 قسم به خدای کعبه «خالد» را کشت!

الإحتجاج علی أهل اللجاج؛ نویسنده: طبرسی، احمد بن علی، ناشر: نشر مرتضی، محقق / مصحح: خرسان، محمد باقر،ج1، ص94 و 95

با چه زحمت و مشکلی «خالد» را از دست امیر المؤمنین (سلام الله علیه) نجات دادند.

داستان خیلی زیاد هست تهدید به آتش زدن خانه حضرت زهرا و ... چیزهایی است که در مصادر اهل سنت خیلی هایش آمده است.

مجری:

حاج آقا، نسبت به همان چیزی که (تقریباً نزدیک غدیر هستیم) در آیه ابلاغ می خوانیم:

(وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللَّهُ يعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ)

و اگر نکنی، رسالت او را انجام نداده ای! خداوند تو را از (خطرات احتمالی) مردم، نگاه می ‌دارد؛

سوره مائده (5): آیه 67

کأنه یک تهدیدی بود خداوند این جاها، این امنیت را برای پیامبرش ایجاد کرده است آن جا،‌ این بود که ای نوح اگر این کارت را تمام نکنی به تو آسیب می رسانیم این جا هم چنین تهدیدی بوده واقعاً هم خوف چنین چیزی بود که خداوند حق دارد نگهداری بکند این را هم می توانیم به حساب بیاوریم.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

بله نکته خوبی است ان شاء الله در ایام غدیر در رابطه با (وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ) چه مسئله ای است که اگر انجام نشود رسالت نا تمام است. متمم و مکمل رسالت است، فصل پایانی رسالت هست که رسالت بدون او نا تمام است.

 مثل این که کسی کتابی بنویسد ده فصل دارد تمام فصل ها به هم پیوسته است هفت فصلش را بیاورد سه فصل آخر را رها کند. این یک چیز بی ارزشی خواهد شد بدون این که، از این کتابش نتیجه بگیرد کتاب را چاپ کند. در این جا هم به همین شکل همچنین (وَاللَّهُ يعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ) ان شاء الله از منابع اهل سنت و شیعه می آوریم که خود رسول اکرم چه دلهره ای داشتند.

مجری:

همان تهدیدهای که نسبت به ایشان بود

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

بله تهدیدهای که بود در منابع اهل سنت الی ماشاء الله روایت داریم رسول اکرم:

 «فَضَاقَ صَدْرُهُ»

الكافي (ط - الإسلامية)؛ نویسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، محقق/ مصححغفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الكتب الاسلامیة، ج1، ص289، بَابُ مَا نَصَّ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ وَ رَسُولُهُ عَلَى الْأَئِمَّةِ ع وَاحِداً فَوَاحِدا، ح4

از تهدید مردم سینه اش به تنگ آمد تعبیر خیلی سنگینی است. تا خدای عالم وعده داد (وَاللَّهُ يعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ) در غدیر امیر المؤمنین را برای مردم معرفی کرد!

مجری:

حضرت استاد، خیلی ممنون و متشکر بسیار بهرمند شدیم این وجه شَبه هم واقعاً مغز دار بود مثل مابقی آیاتی که قرائت و تلاوت می شد و این شَبه ها و تطبیقش را بهتر بگوییم نسبت به سیلی که در روزگار دچارش هستیم و کشتی نجاتی که در اختیارمان قرار گرفته است به تعبیر استاد این کشتی اهل بیتی که نیاز نیست خودمان ملوانش باشیم پارو بزنیم و کار خاصی انجام بدهیم.

همین که داخل در این کشتی بشویم خودش ما را بر «کوه جودی» می رساند و ما را آرام و مستقر ان شاء الله قرار می دهد. کافی است که مستلزم به ولایت حضرت آقا امیر المؤمنین و اهل بیت معصومین باشیم ان شاء الله!

 (میان برنامه)

مجری:

عرض سلام مجدد خدمت همه شما بینندگان عزیز و ارجمند «شبکه جهانی حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف)» تا این جای برنامه حقیقتا چه آن قسمت ابتدایی که ناظر به بحث شهادت حضرت آقا امام باقر (علیه السلام) بود به مناسبت زمانی که داشت خودش برای ما تماما یک عالمه دلهره و یک عالمه عزاداری بود.

در قسمت دوم هم این جایی که به مناسبت این آیه شریفه را خواندیم به حضرت نوح علی رغم این که خیر خواهی امتش را می خواست اما چه تهدیدهای که با آن تهدیدها حضرت نوح (علی نبینا و اله و علیه السلام) را تهدید نکردند، این را خواندیم و تطبیقش دادیم با آن چه بر اهل بیت پیامبر با سفینه نوح پیامبر انجام دادند و آن تهدیدهای که حتی بسیار بدتر از ان را هم متأسفانه انجام دادند و با همان اعمال و رفتارشان همان تهدیدها بلکه بالاتر از آن را متاسفانه به فعلیت رساندند.

عزیزان بیننده در این تایم آخر ملاحظه می فرمایید مثل همیشه نوبت به تماس ها رسیده است باز هم برای شما بینندگان عزیز این یاد آوری را انجام بدهم شماره های که زیر نویس شده در اختیار تان است با برنامه خودتان تماس بگیرید ان شاء الله صدای تان را داخل استدیو خواهیم شنید، سوال و دغدغه تان را مطرح بفرمایید و ان شاء الله از حضرت استاد پاسخ را خواهیم شنید.

عزیزانی که قسمت قبل برنامه را ملاحظه کردند ما این یک آیه را بررسی کردیم نسبت به مابقی آیات و این نه تا وجه شبهی که قبلا بوده می توانید به خود سایت شبکه جهانی حضرت ولی عصر مراجعه بفرمایید و همان جا در قسمت آرشیو تمامی آن ایات قبلی یعنی نه تا آیه قبلی را که بررسی کردیم بازهم با همین دقت و با همین تحلیل موشکانه می توانید این ها را ملاحظه بفرمایید.

سراغ تماس ها بیرویم آقای «علی عطایی از اهواز» پشت خط ارتباطی هستن، سلام علیکم بفرمایید.

تماس بینندگان برنامه

بیننده: (آقای علی از اهواز – شیعه)

عرض سلام و خسته نباشید خدمت استاد عزیز حاج آقای قزوینی و خدمت مجری محترم! چون بحث در رابطه با بحث امامت است بنده سوالی که داشتم این است که مقام امامت که می گویند بالاتر از مقام نبوت است چه تفاوتی با مقام نبوت دارد و ماهیت این امامت چه است؟

خیلی ها می گویند، بالاخره ما اعتقادمان این است و شیعه هستیم پیامبر هم مقام نبوت را داشت و هم مقام امامت و بعضی از انبیاء مقام امامت را نداشتند خواستم بدانم ماهیت امامت چه است، ماهیت این مقام چه است و چه فرقی با مقام نبوت دارد؟

مجری:

خیلی ممنون، ماهیت مقام امامت را سوال فرمودید، اقای علی عزیز همین یک سوال بود؟

اقای علی:

بله، خدا نگهدار!

مجری:

خدا حفظ تان کند، تشکر می کنیم از تماس تان سلامت باشید. بعد از این که تماس های بعدی را گرفتیم پاسخگوی تماس شما خواهیم بود. جناب اقای «بهادری از کرج» پشت خط هستند اقای بهادری صدای تان را می شنویم بفرمایید.

بیننده: (آقای بهادری از کرج – شیعه)

بسم الله الرحمن الرحیم سلام و وقت بخیر دارم خدمت حضرت آیت الله دکتر حسینی قزوینی و جناب اقای مرعشی دو سید بزگوار! شهادت مظلومانه امام باقر (باقر العلوم) را خدمت اقا امام زمان و عموم شیعیان عرض تسلیت دارم.

حضرت آقا، بیست و سه سال رسول مکرم اسلام زحمت کشیدند و وصیت هم کردند فرمودند:

«اني تَارِكٌ فِيكُمُ الثَّقَلَيْنِ أَحَدُهُمَا أَكْبَرُ مِنَ الآخَرِ كِتَابُ اللَّهِ حَبْلٌ مَمْدُودٌ مِنَ السَّمَاءِ إلى الأَرْضِ وعترتي أَهْلُ بيتي وانهما لَنْ يَفْتَرِقَا حتى يَرِدَا عَلَىَّ الْحَوْضَ»

مسند الإمام أحمد بن حنبل؛ اسم المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبدالله الشيباني الوفاة: 241 ، دار النشر: مؤسسة قرطبة – مصر، ج 3، ص 14

حاصلش چه شد که بعد از وفات رسول مکرم اسلام وقتی آقایان ابوبکر و عمر به خلافت رسیدند تمام احادیث معتبر رسول خدا را آتش زدند. نقل حدیث را ممنوع کردند، حتی قرآن که برای مسلمانان حجت بود عمر فهم آن‌ها را هم ممنوع کرد قال رسول الله که سنت بود آن را هم ممنوع کرد.

یک بخشنامه بین استانداران صادر کرد و گفت:

«إن أخوف ما أخاف على هذه الأمة انتشاركم في البلاد»

شرح نهج البلاغة؛ اسم المؤلف: أبو حامد عز الدين بن هبة الله بن محمد بن محمد بن أبي الحديد المدائني الوفاة: 655 هـ، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت / لبنان - 1418هـ - 1998م، الطبعة: الأولى، تحقيق: محمد عبد الكريم النمري، ج2، ص95

من خلیفه خطرناک و مصیبت برای جهان اسلام این را می دانم که صحابه در شهرها بیروند اسلام یاد بدهند! این را اقای «ابن عساکر» آورده و «ابن ابی الحدید» هم آورده است.

این خطر برای شخص آقای خلیفه دوم و یهود بود و این حجیت را عمر از بین برد، دستور داد در عراق مدرسه ساختند به اسم مدرسة الرأی، علمای محترم اهل سنت نقل کردند اقای «احمد امین» هم آورده که صادرات این مدرسه همان رأی بود. یعنی چه؟

آقای عمر گفت هر آخوند و عالمی در این مدرسه درس خواند هرچه گفت نظر اون اسلام است. اهل سنت هم بر این باور هستند که ما امام ابوبکر و امام عمر نداریم، ما امام ابو حنیفه، امام مالک، امام شافعی و امام احمد داریم، امام کسی است که نظرش اسلام است.

من سوال دارم این چه دینی است که خلیفه اش امام نیست، چرا تفسیر قرآن و سنت رسول خدا را از طرف سه خلیفه ممنوع کردند مخصوصا جناب خلیفه دوم، و دستور ایشان منبع حکم شرعی شد. رأی یعنی مکتبة الرأی، اصحاب آراء اسلام نظر اشخاص شد.

فرد اول که پیامبر بود اقایان امام نداشتند، پیامبر که فوت کرد صحابه هم از دنیا رفتند لذا ارتباط منبع اسلام اهل بیت و پیغمبر بودند ولی اقایان قبول نکردند، آقایان کنار حاملان دین زلال رفتند!

فرد دوم اسلام شروع شد، چطور شروع شد؟ سه مرکز برای جهان اسلام مکتب خلفا ساختند در مقابل مرجعیت شیعه، در مکه یک حوزه به نام حوزه علمیه ساختند پیامبر هم وجود ندارد صحابه هم نیستند چه کسانی آیت الله های آقایان هستند؟ یک: «جابر ابن جبیر» سوال آیا این شخص صحابه بود؟ خیر. پیامبر را هم که ندیده بود، این اقا چه کاره بوده است؟ می گویند این اقا حجت خدا روی زمین است. چه کسی گفته؟ «عکرمه» دشمن اهل بیت!

غلام ابن عباس، متوفای 104، طاوس ابن کیسان یمانی، متوفای 106، عطا ابن ابی رباع، متوفای 104، از این چهار نفر جز طاوس ابن کیسان یمانی رابط یهود بودند. مدرسه علمیه که ساختند آقایان ابو العالی ربیع ابن مهران ریاحی متوفای سال 90، محمد ابن کلب سائب یهودی دیروز، متوفای 118 است یهودی ماند و در ظاهر مسلمان بود.

مدرسه عراق، مسوق ابن اشتر متوفای 63 ضد امام علی بود، اصبع ابن یزید متوفای 75، علقمة ابن قیس متوفای 102، عامر شعبی متوفای 105، اطالة ابن دعامی بصری متوفای 117، حسن بصری متوفای 121 از این شش نفر مسوق و اطاله از عاملان انتقال اسرائیلیات بودند نتیجه این شد در هر حوزه علمیه که بود تعدادی رابط یهودند.

در درون اسلام این وضع حوزه های علمیه آن موقع بود این ها در حوزه فقه بود و در فضای تفسیر اولین مفسر ابن جرج مسیحی بود، شعبة ابن حجاج متوفای 160، سفیان سوری متوفای 161، دکیة ابن جراح متوفای 197، عبدالرزاق ابن حمام سمعانی متوفای 217 سفیان ابن عیینه متوفای 198، یزید ابن هارون متوفای 206، هارون ابن عباد قیسی متوفای 207

با این که خود آقایان آمدند گفتند امرها را قیاس کنید، با این که پیامبر اسلام فرمود اولین قیاس کننده شیطان بوده است. آقای عمر هم این را مبدأ اجتهاد کرد و متأسفانه اکثریت جهان اسلام امروزه با قیاس عمل می کنند. قیاس از نظر رسول خدا و قرآن باطل است. فقط مرجعیت شیعه می باشد که حامل لواء کتاب خدا و فرمایشات رسول خدا و اهل بیت می باشد والسلام علیکم ورحمة الله و برکاته!

مجری:

احسنتم، طیب الله، تشکر می کنیم جناب اقای «بهادری» عزیز که از کرج همراه برنامه خودتان بودید مثل همیشه با صلابت، مطقن، کامل و جامع مطالب تان را بیان کردید.

عزیزانی که سلسله بحث‌های ایشان را دنبال می کنند یک بهم پیوستگی دارند و از این بابت هم جای شکرش الحمدلله باقی است خدا خیرتان بدهد.

حاج آقا، به سوال اقا علی عزیز بپردازیم که از اهواز همراه برنامه بودند، نسبت به مقام امامت و برتریش نسبت به مقام نبوت و این که آیا همه انبیاء این مقام را داشتند و ماهیت امامت کلا چه است؟

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

ملاحظه کنید در کتاب «عیون اخبار الرضا» جلد 2 صفحه 196 از امام هشتم (سلام الله علیه) است.

«إِنَّ الْإِمَامَةَ خَصَّ اللَّهُ بِهَا إِبْرَاهِيمَ الْخَلِيلَ (علیه السلام) بَعْدَ النُّبُوَّةِ وَ الْخُلَّةِ مَرْتَبَةً ثَالِثَة»

خدای عالم حضرت ابراهیم را بعد از این که نبی قرار داد، بعد از این که خلیل الرحمن کرد، لباس امامت و خلعت امامت به او پوشاند، اول نبوت، بعد خلیلیت و بعد امامت. در آن جا فرمود:

(إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا قَالَ وَمِنْ ذُرِّيتِي قَالَ لَا ينَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ)

خداوند به او فرمود: «من تو را امام و پيشواي مردم قرار دادم!» ابراهيم عرض کرد: «از دودمان من (نيز اماماني قرار بده!)» خداوند فرمود: «پيمان من، به ستمکاران نمي‌رسد! (و تنها آن دسته از فرزندان تو که پاک و معصوم باشند، شايسته اين مقامند)».

سوره بقره (2): آیه 124

من تو را امام قرار دادم، خلیل الرحمن

«فَقَالَ الْخَلِيلُ (علیه السلام) سُرُوراً بِهَا»

عيون أخبار الرضا (عليه السلام)؛ نویسنده: ابن بابويه، محمد بن على، مصحح: لا جوردی، مهدی، ناشر: نشر جهان، ج1، ص217

خیلی خوشحال شد که خدای عالم امامت را به او داد و گفت (وَمِنْ ذُرِّيتِي) خدایا این مقام بالا به ذریه هم منتقل می شود؟ خدا فرمود: (لَا ينَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ) نه گفت لا ینال الامامه و لا تنال الامامه، تو از ظالمین هستی، فرمود این امامت عهد و پیمان من است افرادی که در طول عمرشان گرفتار ظلم و گرفتار شرک باشند (إِنَّ الشِّرْكَ لَظُلْمٌ عَظِيمٌ)

(وَإِذْ قَالَ لُقْمَانُ لِابْنِهِ وَهُوَ يعِظُهُ يا بُنَي لَا تُشْرِكْ بِاللَّهِ إِنَّ الشِّرْكَ لَظُلْمٌ عَظِيمٌ)

(به خاطر بياور) هنگامي را که لقمان به فرزندش -در حالي که او را موعظه مي‌کرد- گفت: «پسرم! چيزي را همتاي خدا قرار مده که شرک، ظلم بزرگي است.»

سوره لقمان (31): آیه 13

به این مقام نخواهند رسید.

همچنین در کتاب «کافی» جلد 1 صفحه 175 حدیث شماره 2 از آقا امام صادق (سلام الله علیه) است خدای عالم حضرت ابراهیم را به عنوان بنده خودش انتخاب کرد، قبل از این که پیامبر بکند و بعد او را نبی خودش قرار داد بعد رسول قرار داد؛ چون رسولیت بالاتر از نبوت است.

بعد از این که او را رسول قرار داد، خلیل خودش قرار داد، بعد از این که خلیل قرار داد، او را امام قرار داد این در حقیقت نشان می دهد بر این که امامت بالاتر از نبوت، رسالت و خلیلیت است.

در رابطه با رسول اکرم هم روایت زیاد داریم که رسول اکرم مقام امامت داشت، نمی شود حضرت ابراهیم مقام امامت داشته باشد نبی مکرمی که افضل از همه انبیاء است آن مقام را نداشته باشد. در روایات متعدد این را داریم.

من فقط یک نکته را خدمت عزیزان عرض می کنم در کتاب «صحیح بخاری»:

«بَاب قَوْلِ اللَّهِ تَعَالَى (وَاذْكُرْ في الْكِتَابِ مَرْيَمَ إِذْ انْتَبَذَتْ من أَهْلِهَا مَكَانًا شَرْقِيًّا؛ إِذْ قالت الْمَلَائِكَةُ يا مَرْيَمُ إِنَّ اللَّهَ يُبَشِّرُكِ بِكَلِمَةٍ؛ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَى آدَمَ وَنُوحًا وَآلَ إبراهيم وَآلَ عِمْرَانَ على الْعَالَمِينَ) إلى قَوْلِهِ (يَرْزُقُ من يَشَاءُ بِغَيْرِ حِسَابٍ) قال بن عَبَّاسٍ وَآلُ عِمْرَانَ الْمُؤْمِنُونَ من آلِ إبراهيم وَآلِ عِمْرَانَ وَآلِ يَاسِينَ وَآلِ مُحَمَّدٍ صلى الله عليه وسلم يقول (إِنَّ أَوْلَى الناس بِإِبْرَاهِيمَ لَلَّذِينَ اتَّبَعُوهُ)»

الجامع الصحيح المختصر؛ اسم المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: 256، دار النشر: دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - 1407 - 1987، الطبعة: الثالثة، تحقيق: د. مصطفى ديب البغا، ج3، ص1264

شایسته ترین افراد به ابراهیم آن کسانی است که از او تبعیت کرده اند این ها چه کسانی هستند؟

(إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَى آدَمَ وَنُوحًا وَآلَ إِبْرَاهِيمَ وَآلَ عِمْرَانَ عَلَى الْعَالَمِينَ)

خداوند، آدم و نوح و آل ابراهيم و آل عمران را بر جهانيان برتري داد.

سوره آل عمران (3): آیه 33

بعد به صراحت می نویسد بر این که آل محمد همان آل ابراهیم هستند.

در رابطه با رسول اکرم «صحیح مسلم» جلد 2 در این چاپ صفحه 1026 دارد:

«لقد كانت الْمُتْعَةُ تُفْعَلُ على عَهْدِ إِمَامِ الْمُتَّقِينَ يُرِيدُ رَسُولَ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم»

متعه عقد موقت در زمان امام المتقین، امام متقین چه کسی است؟ رسول گرامی است. یا «ابن ابی عمری انصاری» می گوید:

«لقد فُعِلَتْ في عَهْدِ إِمَامِ الْمُتَّقِينَ»

صحيح مسلم؛ اسم المؤلف: مسلم بن الحجاج أبو الحسين القشيري النيسابوري الوفاة: 261، دار النشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي، ج2، ص1026

خود رسول اکرم هم مقام امامت را دارد.

همچنین در «سنن ابن ماجه قزوینی» در یک جلدی چاپ «ریاض» حدیث شماره 906 تعبیرش این است:

«اللهم اجْعَلْ صَلَاتَكَ وَرَحْمَتَكَ وَبَرَكَاتِكَ على سَيِّدِ الْمُرْسَلِينَ وَإِمَامِ الْمُتَّقِينَ وَخَاتَمِ النَّبِيِّينَ مُحَمَّدٍ عَبْدِكَ وَرَسُولِكَ إِمَامِ الْخَيْرِ وَقَائِدِ الْخَيْرِ وَرَسُولِ الرَّحْمَةِ»

سنن ابن ماجه؛ اسم المؤلف: محمد بن يزيد أبو عبدالله القزويني الوفاة: 275، دار النشر: دار الفكر - بيروت - -، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي، ج1، ص293

«عبدالرزراق صنعانی» هم همین تعبیر را دارد:

«اللهم اجعل صلواتك ورحمتك وبركتك على سيد المرسلين وإمام المتقين وخاتم النبيين محمد عبدك ورسولك إمام الخير وقائد الخير ورسول الرحمة»

المصنف؛ اسم المؤلف: أبو بكر عبد الرزاق بن همام الصنعاني الوفاة: 211 ، دار النشر: المكتب الإسلامي - بيروت - 1403، الطبعة: الثانية، تحقيق: حبيب الرحمن الأعظمي، ج2، ص213

در این زمینه هم در کتب شیعه و هم در کتب اهل سنت الی ما شاءالله مطلب داریم که نبی مکرم افزون بر مقام نبوت و رسالت جهانی امامت را هم داشتند. امامت مقام بالاتر است.

لذا در رابطه با حضرت امیر که آقای «حاکم نیشابوری» در کتاب «المستدرک علی الصحیحین» جلد 3 صفحه 148 می گوید: «أوحي إلي في علي ثلاث»

«عن عبد الله بن أسعد بن زرارة عن أبيه قال قال رسول الله صلى الله عليه وسلم أوحي إلي في علي ثلاث أنه سيد المسلمين وإمام المتقين وقائد الغر المحجلين هذا حديث صحيح الإسناد ولم يخرجاه»

المستدرك على الصحيحين؛ اسم المؤلف: محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاكم النيسابوري الوفاة: 405 هـ، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت - 1411هـ - 1990م، الطبعة: الأولى، تحقيق: مصطفى عبد القادر عطا، ج 3، ص 148، ح4668

در رابطه با علی سه تا وحی به من شده است او رهبر پرهیزکاران است، بعد دارد: «وإمام المتقين» امام متقین است.

یکی از وهابی‌ها الان در ذهنم نیست که کدامیک شان است ابن تیمیه و یا شخص دیگر است می گوید این که می گوید امام المتقین است امام غیر متقین پس چه آن‌ها امام ندارند؟ پس معلوم می شود علی اگر امام هم باشد برای یک تعداد اندک از مسلمان‌ها امام است!

اقای وهابی! رسول اکرم که امام المتقین است غیر متقین چه؟ یا در قرآن است:

(بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ الم، ذَلِكَ الْكِتَابُ لَا رَيبَ فِيهِ هُدًى لِلْمُتَّقِينَ)

الم (بزرگ است خداوندي که اين کتاب عظيم را، از حروف ساده الفبا به وجود آورده). آن کتاب با عظمتي است که شک در آن راه ندارد؛ و مايه هدايت پرهيزکاران است.

سوره بقره (2): آیه1 و 2

این کتاب هدایتگر برای متقین است! قطعا قرآن هدایتگر متقین است، رسول اکرم امام المتقین است علی ابن ابی طالب هم امام المتقین است.

مجری:

از ایشان بپرسیم تو که خودت را جزء متقین نمی دانی امام شما چه کسی است؟

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

بله، حالا این که مراد از متقین چه است و چه نیست آن یک بحث دیگر است. اما یک کسی که چشم و گوشش را به همه بسته است خدای عالم:

(خَتَمَ اللَّهُ عَلَى قُلُوبِهِمْ وَعَلَى سَمْعِهِمْ وَعَلَى أَبْصَارِهِمْ غِشَاوَةٌ وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ)

خدا بر دلها و گوشهاي آنان مهر نهاده؛ و بر چشمهايشان پرده‌اي افکنده شده؛ و عذاب بزرگي در انتظار آنهاست.

سوره بقره (2): آیه7

این را می خواهد چه کار کند؟ وقتی حضرت نوح نهصد و پنجاه سال مردم را دعوت می کند و آخرش هم می گوید:

(قَالُوا لَئِنْ لَمْ تَنْتَهِ يا نُوحُ لَتَكُونَنَّ مِنَ الْمَرْجُومِينَ)

گفتند: «اي نوح! اگر (از حرفهايت) دست برنداري، سنگباران خواهي شد!»

سوره شعراء (26): آیه 116

تو را سنگسار می کنیم، تا این اندازه. رسول اکرم را در قضیه لیلة المبیت به قولی می گوید در عربستان یک دفعه انتخابات صورت گرفته است و آن هم در لیلة المبیت بود این ها انتخاباتی انجام دادند از هر قبیله ای یک نفر را انتخاب کردند برای چه؟ برای کشتن پیامبر!

رسول اکرم به این ها چه می گفت؟ می گفت به من پول بدهید، من می خواهم سلطنت بکنم، حکومت کنم، خلافت کنم، چه کار می خواهم بکنم؟ ایشان جز خیر خواه مردم که نبود!

حضرت نوح را فقط تهدید کردند، اما این‌ها عملا آمدند در کنار خانه پیامبر و تصمیم قطعی داشتند که بیایند پیامبر را بکشند و دیه پیامبر هم در میان تمام قبائل تقسیم بشود و نتوانند قصاص کنند.

این ها کاملا نشان می دهد بر این که: (لَتَكُونَنَّ مِنَ الْمَرْجُومِينَ) را انجام دادند، الان چون بحث اهل بیت بود، اهل بیت را مثال زدیم ولی اگر رسول اکرم را بخواهیم مثال بزنیم از همان سال اولش تا آخرین روزی که رسول اکرم از امت خدا حافظی کرد با برچسب

«إن الرجل ليهجر على عادة العرب»

ديوان المتنبي؛ اسم المؤلف: أبو البقاء العكبري الوفاة: 616، دار النشر: دار المعرفة - بيروت، تحقيق: مصطفى السقا/ إبراهيم الأبياري/ عبد الحفيظ شلبي، ج1، ص9

با قلب شکسته با سینه پر از درد به محضر خدا رفت.

دوستان همه این‌ها نشان می دهد بر این که ما یک مقدار دقت کنیم چه عزیزان شیعه و چه عزیزان اهل سنت من بارها گفتم این دنیا این قدر ارزش ندارد که بیاییم با بار سنگین از گناه خدا را ملاقات کنیم. خداوند عالم برای ما قیمت خیلی بالاتری در قرآن قرار داده است.

(إِنَّ اللَّهَ اشْتَرَى مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنْفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ يقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَيقْتُلُونَ وَيقْتَلُونَ وَعْدًا عَلَيهِ حَقًّا فِي التَّوْرَاةِ وَالْإِنْجِيلِ وَالْقُرْآنِ وَمَنْ أَوْفَى بِعَهْدِهِ مِنَ اللَّهِ فَاسْتَبْشِرُوا بِبَيعِكُمُ الَّذِي بَايعْتُمْ بِهِ وَذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ)

خداوند از مؤمنان، جانها و اموالشان را خريداري کرده، که (در برابرش) بهشت براي آنان باشد؛ (به اين گونه که:) در راه خدا پيکار مي‌کنند، مي‌کشند و کشته مي‌شوند؛ اين وعده حقي است بر او، که در تورات و انجيل و قرآن ذکر فرموده؛ و چه کسي از خدا به عهدش وفادارتر است؟! اکنون بشارت باد بر شما، به داد و ستدي که با خدا کرده‌ايد؛ و اين است آن پيروزي بزرگ!

سروه توبه (9): آیه 111

می گوید بنده من کاری کن که من خدا مشتریت باشم، چه کار کنیم خدا مشتری ما باشد؟ راهش چه است؟ آیا با فاصله گرفتن از اهل بیت می توانیم کاری کنیم خدا مشتری ما باشد؟ آیا با گناه و معصیت می توانیم خودمان را به یک مرحله ای برسانیم که خدا خریدار ما باشد؟

عزیزان! یک مقدار دقت کنیم، این دنیا این قدر نمی ارزد، سلطنت کل کره زمین را هم به ما بدهند، نه یک سال، دو سال، پانصد سال ولی به اندازه یک لحظه عذاب الهی و شکنجه آتش جهنم نمی ارزد. تلاش کنیم قبل از آن که به آن جایی برسیم که بگوییم

(يا حَسْرَتَنَا عَلَى مَا فَرَّطْنَا فِيهَا وَهُمْ يحْمِلُونَ أَوْزَارَهُمْ عَلَى ظُهُورِهِمْ أَلَا سَاءَ مَا يزِرُونَ)

«اي افسوس بر ما که درباره آن، کوتاهي کرديم!» و آنها (بار سنگين) گناهانشان را بر دوش مي‌کشند؛ چه بد باري بر دوش خواهند داشت!

سوره انعام (6):‌ آیه 31

(رَبِّ ارْجِعُونِ لَعَلِّي أَعْمَلُ صَالِحًا فِيمَا تَرَكْتُ...)

پروردگار من! مرا بازگردانيد! شايد در آنچه ترک کردم (و کوتاهي نمودم) عمل صالحي انجام دهم!

سوره مؤمنون (23): آیه 99 و 100

یک مقدار در این زمینه دقت بیشتری کرده باشیم. لذا به جناب اقای «عطایی» عزیز و بزرگوار عرض می کنم مقام امامت و ماهیت امامت یک مقام خیلی والا است و استمرار رسالت هم به مسئله امامت متصل است بدون امامت رسالت استمرار نخواهد یافت.

مجری:

احسنتم، ان شاءالله مفصل‌ترش را در ایام اکمال دین و همان چیزی که دین با آن کامل می شود و نعمت تمام می شود بیشتر از این از محضرتان استفاده خواهیم کرد. حاج آقا عزیزان زیاد التماس دعا داشتند و خواستند در شام شهادت حضرت امام باقر (علیه السلام) دعا بفرمایید و ما باهم آمین می گوییم.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

خواهش می کنم. خدایا تو را به اسماء صفاتت، و به قرآنت و به آبروی اولیائت، به آبروی محمد و آل محمد، به آبروی آقا امام باقر (سلام الله علیه) به آبروی صدیقه طاهره (سلام الله علیها) قسمت می دهیم اگر بنا است یک حاجتی برای ما بر اورده کنی و یک دعایی برای ما به اجابت برسانی آن یک حاجت و دعا را فرج مولای مان ولی عصر قرار بده!

یا الله! ما را از یاران خاص و سربازان فداکارش قرار بده. ما را از شهدای رکابش قرار بده.

خدایا رفع گرفتاری از همه گرفتاران مخصوصا گرفتارانی که الان در گوشه‌های بیمارستان و در گوشه های منزل گرفتاری بیماری کرونا هستند به حق محمد و آل محمد به همه آن‌ها شفای عاجل کرم فرما و لباس عافیت بپوشان.

رفع گرفتاری از همه گرفتاران بنما. حوائج حاجت مندان روا نما، گرفتاری‌های مورد نظر را خدایا به محمد و آل محمد بر طرف کن، دعاهای مورد نظر به اجابت برسان!

والسلام علیکم ورحمة الله و برکاته

مجری:

احسنتم، طیب الله انفساکم، خیلی هم تشکر می کنم از همه شما بینندگان عزیز و ارجمند که تا انتهای برنامه حبل المتین امشب همراه برنامه خودتان بودید برنامه حال و هوای امام محمد باقر را داشت. ان شاء الله لحظه موت ما هم حال و هوای امام باقر را داشته باشد تا دیدار آینده خدا نگهدار!


تشبیه اهل بیت به کشتی نوح با استفاده از آیات قرآن (تشبیه دهم)>

شبکه ولی عصر آیت الله قزوینی حبل المتین