شبکه جهانی حضرت ولی عصر (عج)
وجه شباهت هشتم امت‌های پیشین به امت پیامبر اسلام (صلی الله علیه واله وسلم) آیت الله حسینی قزوینی

قسمت هفتاد و هشتم برنامه حبل المتین با کارشناسی آیت الله سیدمحمد حسینی قزوینی


 بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

برنامه حبل المتین – 17 04 1400 (قسمت 78)

عنوان برنامه: وجه شباهت هشتم امت‌های پیشین به امت پیامبر اسلام (صلی الله علیه واله وسلم)

کلیدواژه: حبل المتین؛ اهل بیت؛ شباهت؛ نوح؛ کشتی!

استاد: حضرت آیت الله حسینی قزوینی

مجری: حجت الاسلام والمسلمین مرعشی

مجری:

أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيم‏، بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ، الْحَمْدُلِلَّه رَبّ العَالَمِینْ، وَصَلی الله عَلیٰ مُحَمّدٍ وَآلِه الطَاهِرین!

عرض سلام و ادب و احترام دارم خدمت همه شما بینندگان عزیز و ارجمند شبکه جهانی حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف)!

الحمد لله این توفیق را پیدا کردیم که باز هم در سید اللیالی در شب جمعه ای دیگر به نگاه مهربان همه شما گرامیان برنامه حبل المتین را تقدیم بکنیم، برنامه ای که این افتخار را داریم در محضر حضرت آیت الله دکتر حسینی قزوینی باشیم ان شاء الله امشب هم بتوانیم نهایت بهره و استفاده را از محضرشان ببریم.

قبل از این که وارد جریان بحث بشویم قبلش یک یادی می کنیم دل های خودمان را با نام و یاد حضرت زهرا زنگار زدایی می کنیم حسن مطلع برنامه های ما یاد حضرت صدیقه هست، از حضرت استاد درخواست می کنیم امشب هم بتوانیم این کار را انجام بدهیم و دل هایمان را روانه آن ساحت مقدسه بکنیم. حضرت استاد عرض سلام دارم در خدمت تان هستیم.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

سلام علیکم و رحمة الله و برکاته

السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا بَقِيَّةَ اللَّهِ فِي أَرْضِه،‏ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا مِيثَاقَ اللَّهِ الَّذِي أَخَذَهُ وَ وَكَّدَهُ- ِ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا حُجَّةَ اللَّهِ وَ دَلِيلَ إِرَادَتِه‏، السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا وَعْدَ اللَّهِ الَّذِي ضَمِنَه‏، السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا صَاحِبَ الْمَرْأَى وَ الْمَسْمَع‏ فَمَا شَيْ‏ءٌ مِنَّا إِلَّا وَ أَنْتُمْ لَهُ السَّبَبُ وَ إِلَيْهِ السَّبِيل.

خدمت بینندگان عزیز و گرامی در هر کجای این کره خاکی بیننده برنامه هستند ما را مهمان کانون گرم خانواده خودشان قرار دادند خالصانه ترین سلامم را تقدیم می کنم موفقیت روز افزون برای همه از خدای منان خواهانم.

برای این که یادی از صدیقه طاهره کرده باشیم دنیا و آخرت مان را به صدیقه طاهره واگذار کنیم بیمه حضرت زهرا کنیم یادی از این بزرگوار بکنیم.

روز روشن خانه ام را از جفا آتش زدند * این چنین بی حرمتی با خانه اعداء نشد

بهر ذی القربی مودت خواست قرآنت ولی * جز به قتل من ادا حق ذوی القربی نشد

بر فراز منبرت گردید حقم پایمال * هر چه نالیدم لبی هم در جوابم وا نشد

همسری چون من به راه شوهر خود جان نداد * کودکی چون محسنم قربانی بابا نشد.

ای قلم بنویس ای تاریخ در خود ثبت کن * این چنین یک نفر در موج دشمن حامی زهرا نشد!

«صلی الله علیک یا مولاتی یا فاطمة الزهراء»

مجری:

طیب الله خیلی ممنون و متشکر، همان طور که عزیزان بیننده مطلع هستند یک بحثی را آغاز کردیم این بحث اتفاقاً از چندین جهت جای کار داشت کاملاً قابل عنایت بود از این باب ارتباط وسیعی با قرآن دارد از یک باب دیگر کاملاً در اسناد معتبر کتب اهل سنت ذکر شده است مابقی مراتبی که هست.

 بزرگانی تماماً ‌بعد از حدیث ثقلین یکی از ادله ای را که ذکر کردند همین دلیل هست که خدمت تان عرض خواهیم کرد.

بحثی را در باب حدیث سفینه شروع کردیم حدیثی که قوم حضرت نوح را به قوم پیامبر گرامی اسلام تشبیه می کرد. شخص حضرت نوح و سفینه او مثل کسی بود که متمسک به اهل بیت شده است. مثل سفینه نوح (کشتی نوح) همانند مثل اهل بیت من هست این سخن پیامبر گرامی اسلام بود.

می خواستیم بررسی بکنیم این سخن که از لبان رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) خارج شده، قطعاً این نکته همراهش هست باید بگردیم ببینیم کشتی و امت حضرت نوح چه ویژگی های داشتند؟ در همین باب آغاز کردیم تک تک جملاتی که در قرآن کریم نسبت به این مطلب ذکر شده است.

تا به حال الحمد لله هفت مطلب را ذکر کردیم آیه 64 سوره اعراف، آیه 73 سوره یونس، آیه 37 و 40 و 48 سوره هود و آیه 28 سوره مؤمنون، در این آیات هفت ویژگی را در آوردیم و کاملاً دیدیم که منطبق هست با آن چه که در اهل بیت رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) می بینیم.

 الان می خواهیم سراغ ویژگی هشتم برویم اگر حضرت استاد صلاح می دانند ویژگی هشتم را آغاز بکنند یا یک مقدمه ای بفرمایند و بعد از آن آغاز بکنیم بحث مان را ان شاء الله آغاز بکنیم.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيم‏، بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ وَبِهِ نَسْتَعين وَهُوَ خَيرُ نَاصِرٍ وَ مُعِينْ الْحَمْدُلِلَّه ‏وَ الصَّلَاةِ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ وَعلَیٰ آلِهِ آل الله لَا سِيَّمَا علَیٰ مَوْلانَا بَقِيَّةَ اللَّه‏ وَ الّلعنُ الدّائمُ‏ علَیٰ أَعْدائِهِمْ أعداءَ الله إلىٰ يَوم لِقَاءَ اللّه، وَأُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ، حَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَكِيلُ، نِعْمَ الْمَوْلَى وَنِعْمَ النَّصِيرُ!

همان طور که جناب آقای «مرعشی» اشاره کردند یکی از احادیثی که نبی مکرم برای ایجاد وحدت میان امت اسلامی و مایه نجات در دنیا و آخرت بیان فرمودند حدیث سفینه هست. اهل بیت خودش را به کشتی حضرت نوح (علی نبینا و آله و علیه السلام) تشبیه کرده است. با دقت در آیاتی که در رابطه با حضرت نوح آمد که سی و چهار بار کلمه حضرت نوح در قرآن تکرار شده است.

شاید بیش از چهل و پنج آیه در قرآن در رابطه با حضرت نوح آمده است بررسی داشتیم شباهت های عجیبی میان اهل بیت و کشتی نوح هست. برای عزیزانی که برنامه های قبلی را ندیدند فقط اشاره ای می کنم.

شباهت اول: انحصار نجات برای کسانی که در کشتی نوح بودند و هلاکتِ غیر همچنین اهل بیت، کسی به اهل بیت تمسک کند قطعاً نجات پیدا می کند. تمسک نکند هلاک می شود.

شباهت دوم: نجات یافتگان حضرت نوح جانشینان خدا بودند اهل بیت پیغمبر هم طبق فرمایش پیغمبر، خلیفه و جانشین پیغمبر و جانشین خدا بوند.

شباهت سوم: ساختن کشتی نوح تحت امر و نظر الهی با دستور مستقیم خدا بود معرفی اهل بیت هم به دستور خدای عالم بود

(وَمَا ينْطِقُ عَنِ الْهَوَى * إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْي يوحَى)

و هرگز از روي هواي نفس سخن نمی ‌گويد! آنچه می ‌گويد چيزی جز وحی که بر او نازل شده نيست!

سوره نجم (53): آیات 3 و 4

شباهت چهارم: نماد اهل ایمان و نجات، سوار شدن بر کشتی حضرت نوح بود. نماد نجات در دنیا و دنیا آخرت دست زدن به دامن اهل بیت (علیهم السلام) بود.

شباهت پنجم: سوار شدن بر کشتی حضرت نوح مستلزم رسیدن به سلامت و برکات الهی بود. طبق فرمایش صدیقه طاهره فرمود اگر مردم وصی و جانشین پیغمبر را قبول می کردند برکات آسمان و زمین بر آن ها می بارید.

شباهت ششم: کسانی که با حضرت نوح مخالفت کردند آن ها را ظالم شمردند و کسانی که با اهل بیت مخالفت کردند این ها را هم رسول اکرم ظالم شمرده است.

شباهت هفتم: در جلسه گذشته بحث داشتیم این که خدای عالم به قوم نوح دستور می دهد (فَقُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي نَجَّانَا مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ)

(فَإِذَا اسْتَوَيتَ أَنْتَ وَمَنْ مَعَكَ عَلَى الْفُلْكِ فَقُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي نَجَّانَا مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ)

و هنگامی که تو و همه کسانی که با تو هستند بر کشتی سوار شديد، بگو: «ستايش برای خدايی است که ما را از قوم ستمگر نجات بخشيد!»

سوره مؤمنون (23): آیه 28

خدا را شاکر باشید که همچنین نعمتی خدای عالم به شما داد و شما جزء نجات یافتگان شدید. ولایت اهل بیت عصمت و طهارت هم از بزرگ ترین نعمت های الهی است که ما باید در برابر این نعمت خدا را شاکر باشیم.

 روایت خیلی زیبایی را از «یونس ابن یعقوب» از اصحاب خاص امام صادق (سلام الله علیه) عرض کردیم ظاهراً ملازم حضرت بود.

«قَالَ لَهُ يُونُسُ لَوَلَائِي لَكُمْ وَ مَا عَرَّفَنِي اللَّهُ مِنْ حَقِّكُمْ أَحَبُ‏ إِلَيَّ مِنَ الدُّنْيَا بِحَذَافِيرِهَا قَالَ يُونُسُ فَتَبَيَّنْتُ الْغَضَبَ فِيهِ ثُمَّ قَالَ ع يَا يُونُسُ قِسْتَنَا بِغَيْرِ قِيَاسٍ مَا الدُّنْيَا وَ مَا فِيهَا هَلْ هِيَ إِلَّا سَدُّ فَوْرَةٍ أَوْ سَتْرُ عَوْرَةٍ وَ أَنْتَ لَكَ بِمَحَبَّتِنَا الْحَيَاةُ الدَّائِمَةُ»

بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بيروت)؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، ناشر: دار إحياء التراث العربي، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، ج75، ص266

ایشان در «مکه» و «منا» در ملازمت امام صادق و خیمه حضرت بوده وقتی عرضه می دارد یابن رسول الله ولایت و معرفت شما از تمام دنیا و متعلقات دنیا برای ما محبوب تر است.

 امام صادق (سلام الله علیه) ناراحت و غضبناک می شوند می گوید «یونس» این چه حرفی است دارید می زنید؟ ولایت ما را با دنیا دارید مقایسه می کنید. «مَا الدُّنْيَا وَ مَا فِيهَا هَلْ هِيَ إِلَّا سَدُّ فَوْرَةٍ أَوْ سَتْرُ عَوْرَةٍ»، دنیا برای رسیدن به خواهش های نفسانی و بر طرف کردن خواهش های شهوانی هست چیزی نیست.

«وَ أَنْتَ لَكَ بِمَحَبَّتِنَا الْحَيَاةُ الدَّائِمَةُ»؛ با محبت و ولایت ما زندگی دائمی و جاودانه پیدا کردید این قابل مقایسه نیست.

باز در روایات متعدد داریم که فردای قیامت از ولایت اهل بیت سوال می کنند. خیلی مهم است همان طوری که در رابطه با قوم حضرت نوح می گوید باید شما شاکر باشید و شکر گزاری هم نیست مگر به اطاعت از فرامین و دستورات حضرت نوح؛ نسبت به اهل بیت (علیهم السلام) هم این چنین هست.

عبارتی را آقای «ابن حجر هیثمی» دارد حیفم می آید این را برای عزیزان عرض نکنم کتاب «الصواعق المحرقة» که در رد شیعه هست که عبارت های خیلی تندی این کتاب دارد.

«عن أبي سعيد الخدري أن النبي صلى الله عليه وسلم قال (وقفوهم إنهم مسؤولون) عن ولاية علي ... روي في قوله تعالى (وقفوهم إنهم مسؤولون) أي عن ولاية علي وأهل البيت لأن الله أمر نبيه صلى الله عليه وسلم أن يعرف الخلق أنه لا يسألهم على تبليغ الرسالة أجرا إلا المودة في القربى والمعنى أنهم يسألون هل والوهم حق الموالاة كما أوصاهم النبي (صلی الله علیه وسلم) أم أضاعوها وأهملوها فتكون عليهم المطالبة والتبعة»

الصواعق المحرقة على أهل الرفض والضلال والزندقة؛ اسم المؤلف: أبو العباس أحمد بن محمد بن علي ابن حجر الهيثمي الوفاة: 973هـ، دار النشر: مؤسسة الرسالة - لبنان - 1417هـ - 1997م، الطبعة: الأولى، تحقيق: عبد الرحمن بن عبد الله التركي - كامل محمد الخراط، ج2، ص437

ایشان از «ابو سعید خدری» نقل می کند در ذیل آیه شریفه سوره صافات

(وَقِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْئُولُونَ)

آنها را نگه داريد که بايد بازپرسي شوند!

سوره صافات (37): آیه 24

این ها را نگه دارید تا از این ها سوال شود می گوید از چه سوال می کنند؟ از ولایت علی ابن ابی طالب و اهل بیتش سوال می کنند. «هَلْ وَالَوْهُمْ حَقَّ الْمُوَالاةِ كَمَا أَوْصَاهُمُ النَّبِيُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ سَلَّم‏»، ولایت این ها را همان گونه ای که رسول اکرم توصیه فرموده بود رعایت کردند یا رعایت نکردند؟

«أَمْ أَضَاعُوهَا وَ أَهْمَلُوهَا فَتَكُونُ عَلَیْهِم الْمُطَالَبَةَ وَ التَّبِعَةَ.»، یا حق اهل بیت را ضایع کردند و کنار انداختند، «فَتَكُونُ عَلَیْهِم الْمُطَالَبَةَ وَ التَّبِعَةَ»، از مردم باید سوال بشود در برابر کوتاهی های که نسبت به اهل بیت (علهیم السلام) داشتند.

در بعضی از جلسات مان، بعضی از دوستان سوالی داشتند که آیا مراد از این ولایت فقط محبت اهل بیت است؟

(قُلْ لَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَى)

بگو: من هيچ پاداشی از شما بر رسالتم درخواست نمی ‌کنم جز دوست‌ داشتن نزديکانم [= اهل بيتم‌]؛

سوره شوری (42): آیه 23

آیا داشتن محبت و دوستی اهل بیت می تواند مایه نجات ما باشد؟ این را بارها گفتیم ولی نکته ای «ابن حجر هیثمی» یا «هیتمی» دارد عبارت خیلی جالبی است به نظرم جمله ایشان فصل الخطاب است. کتاب «الصواعق المحرقة» تألیف «ابن حجر هیتمی» چاپ دار الوطن «ریاض» در این جا ایشان می فرماید:

«كما صرح به علي رضي الله عنه بقوله تفترق هذه الأمة على ثلاث وسبعين فرقة شرها من ينتحل حبنا ويفارق أمرنا»

الصواعق المحرقة على أهل الرفض والضلال والزندقة؛ اسم المؤلف: أبو العباس أحمد بن محمد بن علي ابن حجر الهيثمي الوفاة: 973هـ، دار النشر: مؤسسة الرسالة - لبنان - 1417هـ - 1997م، الطبعة: الأولى، تحقيق: عبد الرحمن بن عبد الله التركي - كامل محمد الخراط، ج1، ص114

«تَفْتَرِقُ هَذِهِ الْأُمَّةُ عَلَى ثَلَاثٍ وَ سَبْعِينَ فِرْقَةً»، امیر المؤمنین فرمودند پیغمبر فرمود امت من به هفتاد و سه فرقه متفرق می شوند «شرها من ينتحل حبنا ويفارق أمرنا»؛ بدترین و شرترین فرقه کسانی هستند ادعای محبت ما را دارند ولی به دستورات ما عمل نمی کنند.

 گمانم از این واضح تر نمی شود مطلب را بیان کرد، گرچه «ابن حجر» می خواهد این را علیه شیعه استفاده کند. برای ما فرقی نمی کند چه شیعه، چه سنی و چه وهابی باشد هر کس محبت اهل بیت را ادعا کند و اوامر اهل بیت را رعایت نکند. اهل بیت توصیه به نماز، زکات، خمس، حج، واجبات و از محرمات نهی کردند.

«فَالْحَقُّ مَا رَضِيتُمُوهُ وَ الْبَاطِلُ مَا سَخِطْتُمُوهُ وَ الْمَعْرُوفُ مَا أَمَرْتُمْ بِهِ وَ الْمُنْكَرُ مَا نَهَيْتُمْ عَنْه‏‏»

الإحتجاج علی أهل اللجاج؛ نویسنده: طبرسی، احمد بن علی، ناشر: نشر مرتضی، محقق / مصحح: خرسان، محمد باقر،ج2، ص494

حق آنی است که شما به او امر کردید باطل آنی است که شما از او نهی کردید مگر اهل بیت (علیهم السلام) غیر از عمل به قرآن و سنت نبی اکرم چیز دیگری هم دارند؟ کسی می گوید من علی را دوست دارم ولی نماز نمی خوانم،‌ روزه هم نمی گیرم، زکات و وجوهات هم نمی دهم. حج هم نمی روم آیا این محبت مایه نجات است؟

فرقی نمی کند این فرد «شیعه دوازده امامی، شش امامی، نُه امامی یا چهار امامی» باشد. «زیدی، اسماعیلی، سنی، حنفی، مالکی، حنبلی، شافعی» یا «وهابی» باشد فرقی نمی کند.

اگر کسی ادعای محبت اهل بیت بکند به دستورات اهل بیت عمل نکند از دیدگاه امیر المؤمنین «شَرُ الفِرَق» است. شرورترین فرقه از هفتاد و سه فرقه آنی است که ادعای محبت بکند ولی از اوامر اهل بیت تبعیت نکند.

در این زمینه روایات در شیعه زیاد داریم الی ماشاء الله ولی این یک عالم سنیِ «شافعی» در کتابی که علیه شیعه نوشته است گمان می کنم از این بهتر نمی شود مطلبی بیان کرد.

نکته دیگر قبل از این که سوال بعدی را مطرح کنید بعضی ها سوال می کنند در برنامه های ما هم سوال کردند بعضی از بزرگان یا بعضی از «وهابی» ها مطالب زیادی در رابطه با اهل بیت نقل می کنند ولی زیر بار محبت و ولایت اهل بیت نمی روند.

 در «تفسیر قمی» طبق فرمایش آیت الله العظمی «خویی» تمام روایاتش صحیح است در جلد 2، صفحه 171 امیر المؤمنین می فرماید: «لَا يَجْتَمِعُ حُبُّنَا وَ حُبُّ عَدُوِّنَا فِي جَوْفِ إِنْسَانٍ»

«وَ فِي رِوَايَةِ أَبِي الْجَارُودِ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع فِي قَوْلِهِ: «ما جَعَلَ اللَّهُ لِرَجُلٍ مِنْ قَلْبَيْنِ فِي جَوْفِهِ» قَالَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ (علیه السلام): لَا يَجْتَمِعُ حُبُّنَا وَ حُبُّ عَدُوِّنَا فِي جَوْفِ إِنْسَانٍ- إِنَّ اللَّهَ لَمْ يَجْعَلْ لِرَجُلٍ مِنْ قَلْبَيْنِ فِي جَوْفِهِ- فَيُحِبُّ هَذَا وَ يُبْغِضُ هَذَا فَأَمَّا مُحِبُّنَا فَيُخْلِصُ الْحُبَّ لَنَا- كَمَا يُخْلَصُ الذَّهَبُ بِالنَّارِ لَا كَدَرَ فِيهِ- فَمَنْ أَرَادَ أَنْ يَعْلَم‏»

تفسير القمي؛ قمى، على بن ابراهيم، محقق/ مصحح: موسوى جزائرى، طيّب‏، ناشر: دار الكتاب، ج2، ص171

محبت ما با محبت دشمنان ما در یک قلب جمع نمی شود «إِنَّ اللَّهَ لَمْ يَجْعَلْ لِرَجُلٍ مِنْ قَلْبَيْنِ فِي جَوْفِهِ» خدا برای هیچ کس دو قلب نیافریده است با یک قلبش محبت ما را داشته باشد با یک قلب محبت دشمنان ما را داشته باشد. هم بگوید یزید را دوست دارم هم امام حسین را دوست دارم. هم معاویه را دوست دارم هم علی را دوست دارم این امکان پذیر نیست!

کسی که «یزید» را امیر المؤمنین معرفی می کند معاویه را صحابه، کاتب وحی و امثال این ها معرفی می کند از آن طرف هم هجده ماه با علی جنگیده است این ها را چطور می شود در یک جا جمع کرد؟ این را باید مقداری باید دقت کنیم.

 امیر المؤمنین هم در «نهج البلاغه»، حکمت 255 به خوبی تفسیر کرده است می گوید دوستان تو سه دسته هستند دشمنان تو هم سه دسته هستند.

دوستان تو یک سری که واقعاً دوست شما هستند دوستِ دوست شما آن هم دوست شما است. دشمنِ دشمن شما آن هم دوست شما است یعنی اینی که با دشمن تو دشمنی می کند این دوست شما است.

دشمنان تو هم سه دسته هستند یکی که علناً با شما دشمنی می کند. یکی با دوستان شما دشمنی می کند این هم دشمن شما است. یکی هم «وَ صَدِيقُ عَدُوِّك‏» دوستِ دشمنان شما است با کسی که با شما دشمن است با آن ها رفاقت، محبت و دوستی دارد این هم دشمن شما است.

لذا باید دقت کنیم بر این که در این مسیر می خواهیم به کمالات برسیم و فردای قیامت پیش رسول الله رو سفید و سر بلند بشویم راهی را انتخاب بکنیم وقتی از دنیا رفتیم نگوییم

(يا حَسْرَتَا عَلَى مَا فَرَّطْتُ فِي جَنْبِ اللَّهِ)

افسوس بر من از کوتاهيهايي که در اطاعت فرمان خدا کردم.

سوره زمر (39): آیه 56

این محبت و معرفت را هم باید از خدا بخواهیم

«اللهم إنی أَسْأَلُكَ حُبَّكَ وَ حُبَّ مَنْ يُحِبُّكَ وَ حُبَّ كُلِّ عَمَلٍ يُوصِلُنِي إِلَى قُرْبِك‏»

بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بيروت)؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، ناشر: دار إحياء التراث العربي، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، ج91، ص149

امام سجاد عرضه می دارد خدایا محبت تو را روزی من کن، محبت کسانی که تو آن ها را دوست داری نصیب من کن، محبت آن اعمالی که ما را به حب و محبت تو می رساند این را هم نصیب ما کن.

 به این جا رسید روایت جالبی را خدمت تان عرض کنم در کتاب «بشارة المصطفی»،‌ «طبری» شیعی از اعیان قرن ششم نقل کرده است پیغمبر اکرم به علی می فرماید:

«سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه واله وسلم) يَقُولُ لِعَلِيٍّ لَا تَلُومَنَّ النَّاسَ عَلَى حُبِّكَ فَإِنَّ حُبَّكَ مَخْزُونٌ تَحْتَ الْعَرْشِ وَ لَا يَنَالُ حُبَّكَ مَنْ يُرِيدُ إِنَّمَا يَتَنَزَّلُ مِنَ السَّمَاءِ بِقَدَر»

نام كتاب: بشارة المصطفى لشيعة المرتضى( ط- القديمة)؛ نويسنده: طبرى آملى، عماد الدين أبي جعفر محمد بن أبي القاسم‏ (تاريخ وفات مؤلف: 553 ق‏)، محقق / مصحح: ندارد، ناشر: المكتبة الحيدرية، 1383 ق، ج2، ص165

مردم را خیلی ملامت نکن «قریش»، منافقین و ... که تو را دوست ندارند ناراحت نشو خیلی زیاد به دل نگیر چرا؟ «فَإِنَّ حُبَّكَ مَخْزُونٌ تَحْتَ الْعَرْشِ» محبت تو گنجی تحت عرش الهی است «وَ لَا يَنَالُ حُبَّكَ مَنْ يُرِيدُ» این طور نیست هر کس بخواهد تو را دوست داشته باشد «إِنَّمَا يَتَنَزَّلُ مِنَ السَّمَاءِ بِقَدَر» خدای عالم محبت تو را در قلب کسی قرا می دهد که او را دوست دارد و اراده کرده است.

این که در رسانه های بین المللی و «شبکه های وهابی» نسبت به امیر المؤمنین وقیحانه جسارت و اهانت می کنند نسبت به حضرت زهرا جسارت می کنند مشخص است این ها بهره ای از نعمت بزرگ الهی را ندارند.

 یکی از دوستان می گفت منزل یکی از اعاظم (آیت الله)ها رفته بودم دیدم فرش را کنار زد صورتش را روی موزاییک منزل گذاشته است و زار زار گریه می کند. اول ناراحت شدم چه شد؟ بعد از بیست دقیقه گریه می کرد عرض کردم موضوع چه است؟

گفت الان به یاد نعمت ولایت افتادم، به خاک افتادم که این نعمت الهی را شکر گزار باشم داشتم شکر و گریه شوق می کردم که خدای عالم نعمت ولایت را به ما داده است.

مجری:

الحمد لله خیلی زیبا، با همین یک آیه آغاز شد هرچند یک فهرست مختصر بود اما کاملاً دقیقی از آن شباهت ها ایجاد شد باز هم یادآوری شد در آخر آیه 28 سوره مؤمنون (فَقُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي نَجَّانَا مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ) چه زیبا تبیین شد ما هم متوجه شدیم به قول حضرت استاد بحث تبری را پیش کشیدند این ها نیامدند دستور داده بشود بگویید خدا را شکر که ما همراه با حضرت نوح شدیم

(نَجَّانَا مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ) این های که ادعای دوستی می کنند اما خودشان جزء دوستداران ظالمین هستند می توانند بگویند (الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي نَجَّانَا مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ) یا نه و این جا هم کاملاً منطبق با همین بود که حضرت استاد هم خیلی زیبا لطف فرمودند و باز هم می گوییم «الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي جَعَلَنَا مِنَ الْمُتَمَسِّكِينَ بِوَلَايَةِ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْأَئِمَّةِ (علیهم السلام)‏»

حضرت استاد الحمد لله هفت تا را شنیدیم سراغ مورد هشتم برویم آیه 15 سوره عنکبوت هست در این آیه بعد از این که داستان ارسال حضرت نوح به عنوان پیامبر مطرح می شود این جمله می آید:

(فَأَنْجَينَاهُ وَأَصْحَابَ السَّفِينَةِ وَجَعَلْنَاهَا آيةً لِلْعَالَمِينَ)

ما او و سرنشينان کشتي را رهايي بخشيديم، و آن را آيتي براي جهانيان قرار داديم!

سوره عنکبوت (29): آیه 15

این که حضرت نوح و اصحاب کشتی را نجات دادیم و این را نشانه ای برای عالمیان قرار دادیم جریان نشانه بودن چه است و تطبیقش نسبت به اهل بیت چطور است؟

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

همان طور که حضرتعالی اشاره کردید در جزء 20 سوره عنکبوت خدای عالم می فرماید (فَأَنْجَينَاهُ وَأَصْحَابَ السَّفِينَةِ وَجَعَلْنَاهَا آيةً لِلْعَالَمِينَ) حضرت نوح و سوار شدگان بر کشتی را نجات دادیم و این ها را نشانه و عَلَمْ برای جهانیان قرار دادیم. نشانه و عَلم خیلی خلاصه و به زبان ساده عرض کنم کنار جاده تابلوهایی وجود دارد.

مثلاً تابلوی گردش به چپ،‌ گردش به راست یا جایی نوشته بن بست هست راهنمایی می کند و نشانه هست، جاده لغزنده، خطر تصادف و امثال این ها... این آیه و نشانه می خواهد بگوید قضیه کشتی و اصحاب حضرت نوح نشانه و عَلَمْ برای تمام جهانیان هست. اگر کسی بخواهد نجات پیدا کند این راهش است بخواهد به هلاکت برسد این هم راهش است.

یعنی این تابلو و پرچمی برای تمام جهانیان است آقای «طبری» در تفسیرش جلد 21، چاپ «قاهره»، صفحه 420 می گوید ما حضرت نوح را نجات دادیم و اصحاب او را عبرت، موعظه و اتمام حجتی برای همه باشد.

مجری:

اگر همین را نگاه بکنیم کسی بخواهد خودش را به تنهایی نگاه کند می گوید عبرت باشد منتظر طوفان نوح دیگری باشیم بخواهیم سوار سفینه ای بشویم در صورتی که از این خبرها نیست پس باید بر زمان حال خودمان تطبیق بدهیم.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

«فخر رازی» در تفسیرش، جلد 32 در ذیل سوره کوثر می گوید:

«فانظر كم قتل من أهل البيت، ثم العالم ممتلىء منهم، ولم يبق من بني أمية في الدنيا أحد يعبأ به، ثم أنظر كم كان فيهم من الأكابر من العلماء كالباقر والصادق والكاظم والرضا عليهم السلام والنفس الزكية وأمثالهم»

التفسير الكبير أو مفاتيح الغيب؛ اسم المؤلف: فخر الدين محمد بن عمر التميمي الرازي الشافعي الوفاة: 604، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت - 1421هـ - 2000م، الطبعة: الأولى، ج32، ص117

ببین از اهل بیت را چقدر به شهادت رساندند «بنی امیه، بنی العباس» خانه هایشان را ویران کردند به اسارت بردند «ثمّ العالم ممتلئ منهم» جهان مملو از آثار اهل بیت و ذریه حضرت زهرا (سلام الله علیها) است حتی بعضی ها می گویند نزدیک به شصت یا هفتاد میلیون سید در دنیا داریم. «و لم يبق من بني اميّة في الدنيا أحد يعبأ به!» از «بنی امیه» چه کسی مانده است که واقعاً مورد توجه باشد.

اگر هم مانده باشد منفورترین انسان در کره زمین است آیا این عبرت، موعظه و حجت نیست؟

مجری:

همان های که رسول الله را ابتر می نامیدند خداوند فرمود:

(إِنَّا أَعْطَينَاكَ الْكَوْثَرَ)

ما به تو کوثر [= خير و برکت فراوان‌] عطا کرديم!

سوره کوثر (108): آیه 1

الان داریم نتیجه اش را می بینیم.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

بله. در «وسائل»، جلد 27، صفحه 20 در ذیل آیه شریفه: (وَ لَيْسَ الْبِرُّ بِأَنْ تَأْتُوا الْبُيُوتَ مِنْ ظُهُورِها...)

«مُحَمَّدُ بْنُ مَسْعُودٍ الْعَيَّاشِيُّ فِي تَفْسِيرِهِ عَنْ سَعْدٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ هَذِهِ الْآيَةِ وَ لَيْسَ الْبِرُّ بِأَنْ تَأْتُوا الْبُيُوتَ مِنْ ظُهُورِها وَ لكِنَّ الْبِرَّ مَنِ اتَّقى‏ وَ أْتُوا الْبُيُوتَ مِنْ أَبْوابِها- فَقَالَ آلُ مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه واله وسلم) أَبْوَابُ اللَّهِ وَ سَبِيلُهُ وَ الدُّعَاةُ إِلَى الْجَنَّةِ وَ الْقَادَةُ إِلَيْهَا وَ الْأَدِلَّاءُ عَلَيْهَا إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ.»

تفصيل وسائل الشيعة إلى تحصيل مسائل الشريعة؛ نویسنده: شيخ حر عاملى، محمد بن حسن، ناشر و محقق: مؤسسة آل البيت عليهم السلام، ج‏27، ص20

 (وَ لَيْسَ الْبِرُّ بِأَنْ تَأْتُوا الْبُيُوتَ مِنْ ظُهُورِها) نیکی آن نیست که شما به خانه ای از پشت بام وارد بشوید (وَ لكِنَّ الْبِرَّ مَنِ اتَّقى‏ وَ أْتُوا الْبُيُوتَ مِنْ أَبْوابِها) بِر و نیکی آنی است که تقوا پیشه کنید از در وارد بشوید نه از پشت بام و دیوار.

 بعد می فرماید «فَقَالَ آلُ مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه واله وسلم) أَبْوَابُ اللَّهِ وَ سَبِيلُهُ» آل محمد، درهای ورود و وسیله رسیدن به خدا هستند «وَ الدُّعَاةُ إِلَى الْجَنَّةِ» جزء کسانی هستند مردم را به طرف بهشت دعوت می کنند.

«وَ الْقَادَةُ إِلَيْهَا» این ها راهنمای مردم به طرف بهشت هستند، «وَ الْأَدِلَّاءُ عَلَيْهَا إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ.» این نه نشانه های خدا هستند که برای خدا دعوت می کنند.

«السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا دَاعِيَ اللَّه‏»

در اول زیارت آلِ یس می خوانیم این ها تا قیامِ قیامت نشانه ها، پرچم ها و تابلوهایی هستند مردم را به طرف خدای عالم و بهشت راهنمایی می کنند این ها عبرت هستند.

مجری:

(أَنَا مَدِينَةُ الْعِلْمِ وَعَلِيٌّ بَابُهَا ، فَمَنْ أَرَادَ الْعِلْمَ فَلْيَأْتِ الْبَابَ)

جامع الاحاديث (الجامع الصغير وزوائده والجامع الكبير)؛ اسم المؤلف: الحافظ جلال الدين عبد الرحمن السيوطي الوفاة: 19/جمادى الاولى / 911هـ، دار النشر:، ج2، ص193

چه جالب این آیه می گوید (لَيْسَ الْبِرُّ بِأَنْ تَأْتُوا الْبُيُوتَ مِنْ ظُهُورِها) دیگران را با عنوان ظهر دیوار، و ... مشخص کردند آیه دارد می گوید از آن جاها نرویم

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

بله، (مَنِ اتَّقى‏ وَ أْتُوا الْبُيُوتَ مِنْ أَبْوابِها) خیلی واضح و روشن است.

 در کتاب «کافی»، جلد 1، صفحه 193 روایتی را از ائمه (علیهم السلام) نقل می کند

«عَنْهُ عَنْ مُعَلًّى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ جُمْهُورٍ عَنْ سُلَيْمَانَ بْنِ سَمَاعَةَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْقَاسِمِ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) الْأَوْصِيَاءُ هُمْ أَبْوَابُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ الَّتِي يُؤْتَى مِنْهَا وَ لَوْلَاهُمْ مَا عُرِفَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ وَ بِهِمُ احْتَجَّ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى عَلَى خَلْقِهِ.»

الكافي ( ط- الإسلامية)؛ نويسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق‏؛ محقق / مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد؛ ناشر: دار الكتب الإسلامية، تهران‏: 1407 ق‏؛ ج1، ص 193

اوصیاء پیامبر، امیر المؤمنین تا حضرت ولی عصر درهای ورود به خدا هستند «وَ لَوْلَاهُمْ مَا عُرِفَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ» اگر کسی این ها را کنار بگذارد اصلاً خدا شناسی و توحیدش زیر سوال است. باید سراغ خدای الاغ سوار برود خدایی که جسم هست خدایی که روی عرش نشست و هر شب روی زمین می آید و به بنده هایش سر می زند و بر می گردد. خدایی که نستجیر بالله بیمار می شود ملائکه به عیادتش می روند خدایی که در ایام حج سوار بر شتر برای آمدن به سعی جمرات می شود.

اگر اهل بیت را رها کردیم توحید ما این است «وَ لَوْلَاهُمْ مَا عُرِفَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ وَ بِهِمُ احْتَجَّ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى عَلَى خَلْقِهِ.» همان طوری که کشتی حضرت نوح و نجات قوم او حجت و نشانه برای عالمیان هستند اهل بیت (علیهم السلام) نجات برای جهانیان هستند.

 روایتی را قبلاً از «ابن حجر» خواندم یک روایتی در همین مضمون از صاحب «کنز العمال - متقی هندی – متوفای 975»، جلد 11 دقت کنید ببینید تعصب چه کار می کند!

پیغمبر اکرم فرمود هر کس با تعصب زندگی کند «فَلَيْسَ مِنَّا» از ما نیست فردای قیامت گرفتار آتش جهنم می شود می گوید پیغمبر اکرم فرمود:

«من أحب أن يحيى حياتي ويموت موتي ويسكن جنة الخلد التي وعدني ربي فإن ربي عز وجل غرس قضبانها بيده فليتول علي بن أبي طالب فإنه لن يخرجكم من هدى ولن يدخلكم في ضلالة»

كنز العمال في سنن الأقوال والأفعال؛ اسم المؤلف: علاء الدين علي المتقي بن حسام الدين الهندي الوفاة: 975هـ، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت - 1419هـ-1998م، الطبعة: الأولى، تحقيق: محمود عمر الدمياطي، ج11، ص281، ح 32959

«مَنْ أَحَبَّ أَنْ يَحْيَا حَيَاتِى وَ يَمُوتَ مَمَاتِى»، هر کس می خواهد زندگیش، زندگی محمدی و مرگش، مرگ محمدی باشد و در بهشت جاودانه ای که خدا وعده داد در آن جا سکوت کند.

«فَلْيَتَوَلَّ عَلِيَّ بْنَ أَبِي طَالِبٍ عليه السلام‏»، البته «و ذریته» را ایشان مقداری کم لطفی کرد و حذف کرده است «فَإِنَّهُ لَنْ يُخْرِجَكُمْ مِنْ هُدًى وَ لَنْ يُدْخِلَكُمُ فِي ضَلَالَةٍ»؛ این ها شما را از هدایت بیرون نمی کنند و در ضلالت وارد نمی کنند.

 حدیث بعدی مقدرای واضح تر است می گوید هر کس بخواهد زندگی و مرگش، زندگی و حیات محمدی باشد این جا کلمه ذریه را آورده است. «فَلْيَتَوَلَّ عَلِيّاً وَ ذُرِّيَّتَهُ مِنْ بَعْدِه‏»

«من أحب أن يحيى حياتي ويموت ميتتي ويدخل الجنة التي وعدني ربي قضبانا من قضبانها غرسها بيده وهي جنة الخلد فليتول عليا وذريته من بعده فإنهم لن يخرجوكم من باب هدى ولن يدخلوكم في باب ضلالة»

كنز العمال في سنن الأقوال والأفعال؛ اسم المؤلف: علاء الدين علي المتقي بن حسام الدين الهندي الوفاة: 975هـ، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت - 1419هـ-1998م، الطبعة: الأولى، تحقيق: محمود عمر الدمياطي، ج11، ص281، ح 32960

بعد می گوید:

«عن زياد بن مطرف وهو واه»

این روایت از «زیاد ابن مطرف» است واه یک اصطلاح رجالی است یعنی به شدت ضعیف است.

 دوستان عزیز ملاحظه کنید تعصب چه کار می کند؟ آقای «زیاد ابن مطرف» چه کسی است؟ در «الإصابة فی تمییز الصحابة»، جلد 4 دارد:

«زياد بن مطرف ذكره مطين والباوردي وابن جرير وابن شاهين في الصحابة وأخرجوا من طريق أبي إسحاق عنه قال سمعت رسول الله صلى الله عليه وسلم يقول من أحب أن يحيا حياتي ويموت ميتتي ويدخل الجنة فليتول عليا وذريته من بعده وقال بن منده لا يصح قلت في إسناده يحيى بن يعلي المحاربي وهو واه»

الإصابة في تمييز الصحابة؛ اسم المؤلف: أحمد بن علي بن حجر أبو الفضل العسقلاني الشافعي الوفاة: 852، دار النشر: دار الجيل - بيروت - 1412 - 1992، الطبعة: الأولى ، تحقيق: علي محمد البجاوي، ج 2، ص 587، ح2867

«زياد بن مطرف ذكره مطين والباوردي وابن جرير وابن شاهين في الصحابة» در مورد «زیاد ابن مترف» گفتند جزء صحابه است.

عجیب است شما می گویید صحابه:

«فالصحابة كلهم عدول أولياء الله تعالى وأصفياؤه وخيرته من خلقه بعد أنبيائه ورسله هذا مذهب أهل السنة»

الجامع لأحكام القرآن؛ اسم المؤلف: أبو عبد الله محمد بن أحمد الأنصاري القرطبي الوفاة: 671، دار النشر: دار الشعب – القاهرة، ج 16، ص 299

«أَصْحَابَ النَّبِيِّ (صلى الله عليه وسلم) كُلُّهُمْ عُدُولٌ»

صحيح ابن حبان بترتيب ابن بلبان؛ اسم المؤلف: محمد بن حبان بن أحمد أبو حاتم التميمي البستي الوفاة: 354، دار النشر: مؤسسة الرسالة - بيروت - 1414 - 1993، الطبعة: الثانية، تحقيق: شعيب الأرنؤوط، ج 6، ص 442

 «کلهم من أهل الجنة»

 هر کس بخواهد طعنی درباره صحابه بیاورد «فهو زندیق» کسی کوچک ترین اعتراضی به صحابه بکند زندیق، ملحد و بی دین است. آقای «متقی هندی» چطور می گوید «زياد بن مطرف وهو واه» به شدت ضعیف است.

 دوستان عزیز ملاحظه کنید تعصب چه کار می کند؟ یک چیزی در ذهن آقا هست وقتی می گوید هر کس بخواهد زندگیش، زندگی من و مماتش، ممات من باشد علی و ذریه او را دوست داشته باشد «یَتولَ» ولایت او را قبول کند می بیند با مبانی اعتقادی و فکریش نمی سازد مجبور است چیزی بگوید. آقای «متقی» این شخص صحابی است چطور می گویی «وهو واه» به شدت ضعیف است. شیعه هیچ اگر یک اهل سنت از شما سوال کند چه جوابی دارید؟

 غرض این ها نشانگر مظلومیت اهل بیت است این که، هر آن چه توانستند با تعصب کر و کور نسبت به احادیث اهل بیت می رسند مطرح می کنند. ان شاء الله فرصتی باشد در رابطه با روات، رواتی که حتی در «صحیح بخاری» و «صحیح مسلم» روایت دارد.

«ابن حجر» و «ذهبی» می گویند ضعیف است چرا ضعیف است؟ چون روایتی در فضیلت علی آورده است. ضعیف است چون شیعه هست در نرم افزارها علوم اسلامی جستجو کنید فلانی ضعیفٌ لتشیعه یا لأنَّهُ شیعیٌ ببینید چقدر رواتی را آقای «ذهبی» در «میزان الإعتدال» آقای «ابن حجر» در «لسان المیزان» راوی ها را تضعیف کرده است به خاطر چه؟ به خاطر تشیع، به خاطر این که در فضیلت امیر المؤمنین روایتی نقل کرده است!

این آقا در «صحیح بخاری» روایت دارد از آن طرف می گویید هر کس در «صحیح بخاری» روایت داشته باشد صحیح و ثقه هست حرفی در آن نیست از این طرف چنین و چنان می گویید.

به قول مرحوم «شیخ صدوق» محکمه عدل الهی در قیامت تماشایی است وقتی آن جا در ملأ عام و در میان خلائق اولین و آخرین محاکمه می شوند محاکمه این ها را همه خلائق می بینند. ببینیم آن جا چه جوابی دارند؟ آیا جوابی قانع کننده در محکمه الهی می دهند یا نه آن جا هم (فَاعْتَرَفُوا بِذَنْبِهِمْ) آن جا دیگر فایده ای ندارد.

 می گویند خدایا اشتباه کردیم بیراهه رفتیم ولی این ندامت ها تا قبل از مرگ به درد می خورد آن هم نه قبل از مرگ در لحظه ای که ملک الموت دارد می آید قبل از مرگی که انسان بتواند جبران کند بگوید اشتباه کردم حق، این چنین نبوده است.

آن لغزش ها، انحرافات و سخنان معتصبانه را اصلاح کند «وَ مَن تابَ و أصلحَ» توبه و اصلاح کند این اهل نجات است شکی نیست ولی اگر توبه خالی بدون اصلاح کرد یا توبه نکرد به همین شکل رفت تکلیف روشن است.

مجری:

احسنتم، طیب الله واقعاً باید این سوال را پرسید در جاهای دیگر دیدیم که این ها «ابن ملجم مرادی» ملعون را توثیق می کنند او را تا حد اجتهاد پیش می برند می گویند خطائی انجام داد آن وقت این گونه به جرم شیعی بودن راویان را ضعیف می دانند!

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

«عمر ابن سعد» قاتل امام حسین را می گویند «ثقةٌ ثقةٌ» از این بالاتر؟ «ابن ملجم» را شاید کسی چنین بگوید ولی در مورد «عمر سعد» این طور می گویند «ابن معین» می گوید:

«أثقة هو ؟ فقال كيف يكون من قتل الحسين بن على ثقة!»

كسی‌ كه قاتل امام حسین است چطور می تواند ثقه باشد؟

الجرح والتعديل؛ اسم المؤلف: عبد الرحمن بن أبي حاتم محمد بن إدريس أبو محمد الرازي التميمي الوفاة: 327، دار النشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت - 1271 - 1952، الطبعة: الأولى، ج 6، ص 111، ش 592

مجری:

به قول حضرتعالی محکمه الهی دیدنی است، تک تک این فرصت ها را قدر بدانید شمایی که پای گیرنده ها نشستید دارید ملاحظه می فرمایید اگر دسترسی دارید به کسی که می توانید او را اهل نجات و هدایت بکنید قطعاً یک نفس را از هلاکت نجات دادید و چقدر پاداش بزرگی در انتظارتان هست اگر خودتان الان پای گیرنده نشستید به مطالب جدیدی رسیدید الان وقتش شده که یک جا بجایی ذهنی و یک خانه تکانی ذهنی انجام بدهید چه بهتر که در چنین ایامی این کار را انجام بدهید.

الحمد لله فرصت مهیا است همیشه هم این سفینه نوح در طوفان روزگار دارد حرکت می کند دارد ندا می دهد کسی که می خواهد سوار بشود بسم الله کشتی اهل بیت همواره جریان دارد و آماده هست تا بخواهد مسافرین خودش را سوار بکند.

یک فاصله ای بگیریم و ادامه این داستان کشتی نوح و کشتی‌های واقعا دل انگیر و دلربا را از زبان حضرت استاد خواهیم شنید.

 (میان برنامه)

مجری:

عرض سلام مجدد خدمت همه شما بینندگان عزیز و ارجمند شبکه جهانی حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف)! الحمدلله تا این لحظه از برنامه توانستیم محضر همه شما خوبان این برنامه پربار را تقدیم کنیم. تا این جای برنامه اگر همراه بودید از حدیث سفینه و آن تشبیهات گفتیم باز هم با توجه به آیات قرآنی که بررسی کردیم خدا را حمد و سپاس می گوییم که ما را از نجات یافتگان قرار داده است.

همان طور که خدمت تان عرض کردم مطالب زیاد است و واقعا هم شیرین است و دوست داریم بشنویم اما تماس های زیادی گرفته شده و پیام های زیادی به ما رسیده است، بازهم منتظر هستیم اگر نکته ای مورد نظر تان بود تماس بگیرید ان شاءالله اگر فرصت شد حتما به آن‌ها می پردازیم.

از ما بقی بحث‌ها بگذریم و در جلسات آینده مطرح کنیم، طبق سفارشی که خود حضرت استاد بارها و بارها تأکید دارند اولویت بر این است مطالبی که شما بینندگان عزیز مطرح می کنید این ها را شنونده باشیم. به همین خاطر یک مقدار زودتر سراغ تماس های شما بینندگان عزیز می رویم.

اولین تماس آقای «ناوریی از ایرانشهر» پشت خط ارتباطی هستن ایشان قبلا بیشتر تماس می گرفتند یک مقدار با ایشان بعید العهد شدیم سلام علیکم آقای نارویی عزیز در خدمت تان هستیم به شما خوش آمد می گوییم الحمدلله بر گشتید!

تماس بینندگان برنامه

بیننده: (آقای نارویی از ایرانشهر – اهل سنت)

سلام عرض می کنم خدمت شما مجری محترم و همچنین سلام عرض می کنم خدمت حاج آقا قزوینی.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

سلام علیکم ورحمة الله و برکاته

آقای نارویی:

حاج آقا، من مطلبی را در یکی از کتاب ها خواندم «ابن عساکر» از قول «ابن عباس» می نویسد در کتاب خدا درباره احدی به اندازه حضرت علی (علیه السلام) آیه نازل نشده است در جایی دیگر نوشته بود پیامبر اکرم (صلی الله علیه وسلم) می فرماید به خدا سوگند آیات برجسته قرآن درباره حضرت علی (علیه السلام) نازل شده است. می خواستم نظر شما را در این باره بپرسم این ها حقیقت هست یانه و در کتاب های اهل تشیع همچنین چیزی آمده است؟

مجری:

بعد از این می خواهید سوالی بپرسید؟

آقای نارویی:

مطلب دیگری هست پیامبر (صلی الله علیه وسلم) خطاب به صحابه می فرماید قرآن در چهار بخش نازل شده است یک چهارم آن درباره ما اهل بیت هست و یک چهارم در مورد دشمنان ما، یک چهارم در مورد فضائل و احکام و یک چهارم در مورد حلال و حرام آیا همچنین چیزی هم درست هست یا نه؟

مجری:

تشکر می کنیم اقای نارویی عزیز که از ایرانشهر همراه ما بودید.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

خدا جزای خیرتان بدهد موفق و مؤید باشید. برادر بزرگوارم تفسیر «الکشف و البیان» تفسیر «ثعلبی» است نه «ثعالبی»، «ثعالبی» را تضعیف می کنند ولی «ثعلبی – متوفای 427» است، ایشان در جلد 2 از «یزید ابن رومان» می گوید:

«عَنْ يَزِيدَ بْنِ رُومَانَ قَالَ: مَا نَزَلَ فِي أَحَدٍ مِنَ الْقُرْآنِ مَا نَزَلَ فِي عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِب‏»

 یا:

 «مَا نُزِلَ فِي أَحَدٍ مِنَ الْقُرْآنِ مَا نُزِلَ فِي عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِب‏»

الكشف والبيان (تفسير الثعلبي)؛ اسم المؤلفأبو إسحاق أحمد بن محمد بن إبراهيم الثعلبي النيسابوري الوفاة: 427 هـ - 1035م، دار النشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت - لبنان - 1422هـ-2002م، الطبعة: الأولى، تحقيق: الإمام أبي محمد بن عاشور ، مراجعة وتدقيق الأستاذ نظير الساعدي، ج2، ص279

نازل نشد در هیچ کس از آیات قرآن به اندازه ای که در رابطه با امیر المؤمنین نازل شده است.

 همین را در کتاب «صواعق المحرقة»، جلد 2، صفحه 373 مؤسسه رسالت چاپِ «عربستان سعودی» آورده است.

 آقای «ثعلبی» کسی است که «ذهبی» در «سیر اعلام النبلاء»، جلد 17 می گوید:

«الثعلبي الإمام الحافظ العلامة شيخ التفسير أبو إسحاق أحمد بن محمد ابن إبراهيم النيسابوري كان أحد أوعية العلم»

سير أعلام النبلاء؛ اسم المؤلف: محمد بن أحمد بن عثمان بن قايماز الذهبي أبو عبد الله الوفاة: 748، دار النشر: مؤسسة الرسالة - بيروت - 1413، الطبعة: التاسعة، تحقيق: شعيب الأرناؤوط , محمد نعيم العرقسوسي، ج17، ص435

آقای «خطیب بغدادی» در «تاریخ بغداد»، جلد 7، صفحه 185 و 189 از «ابن عباس» می گوید:

«عن بن عباس قال نزلت في على ثلاثمائة آية»

در حق علی ابن ابی طالب سیصد آیه نازل شده است!

تاريخ بغداد؛ اسم المؤلف: أحمد بن علي أبو بكر الخطيب البغدادي الوفاة: 463، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت - -، ج6، ص221

همچنین «تاریخ دمشق» همان طوری که شما اشاره کردید در جلد 42، صفحه 362 از «ابن عباس» نقل می کند می گوید:

«عن ابن عباس قال ما أنزل الله من آية فيها (يا أيها الذين آمنوا) دعاهم فيها إلا وعلي بن أبي طالب كبيرها وأميرها»

تاريخ مدينة دمشق وذكر فضلها وتسمية من حلها من الأماثل؛ اسم المؤلف: أبي القاسم علي بن الحسن إبن هبة الله بن عبد الله الشافعي الوفاة: 571، دار النشر: دار الفكر - بيروت - 1995، تحقيق: محب الدين أبي سعيد عمر بن غرامة العمري، ج42، ص362

هیچ آیه ای در قرآن نازل نشد که (يا أَيهَا الَّذِينَ آمَنُوا) باشد الا علی ابن ابی طالب کبیر (يا أَيهَا الَّذِينَ آمَنُوا) و امیر مؤمنین هست.

 روایت بعدی:

«عن مجاهد عن ابن عباس قال ما أنزل الله آية (يا أيها الذين آمنوا) إلا علي رأسها وأميرها»

تاريخ مدينة دمشق وذكر فضلها وتسمية من حلها من الأماثل؛ اسم المؤلف: أبي القاسم علي بن الحسن إبن هبة الله بن عبد الله الشافعي الوفاة: 571، دار النشر: دار الفكر - بيروت - 1995، تحقيق: محب الدين أبي سعيد عمر بن غرامة العمري، ج42، ص363

از «مجاهد» از «ابن عباس» «مَا أَنْزَلَ اللَّهُ تَعَالَى آيَةً يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِلَّا عَلِيٌّ رَأسُها وَ أَمِيرُهَا»، هر کجا (يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا) آمده علی رأس و امیر مؤمنین هست.

باز روایت بعدی از «ابن عباس»:

«مانزل في القران (يا أيها الذين آمنوا) إلا علي سيدها وشريفها وأميرها»

تاريخ مدينة دمشق وذكر فضلها وتسمية من حلها من الأماثل؛ اسم المؤلف: أبي القاسم علي بن الحسن إبن هبة الله بن عبد الله الشافعي الوفاة: 571، دار النشر: دار الفكر - بيروت - 1995، تحقيق: محب الدين أبي سعيد عمر بن غرامة العمري، ج42، ص363

الا این که علی سید مؤمنین، شریف مؤمنین و امیر مؤمنین هست.

باز دارد:

«عن ا بن عباس قال ما ذكر الله في القران (يا أيها الذين آمنوا) إلا وعلي شريفها وأميرها ولقد عاتب الله أصحاب محمد في اي من القران وما ذكر عليا إلا بخير»

تاريخ مدينة دمشق وذكر فضلها وتسمية من حلها من الأماثل؛ اسم المؤلف: أبي القاسم علي بن الحسن إبن هبة الله بن عبد الله الشافعي الوفاة: 571، دار النشر: دار الفكر - بيروت - 1995، تحقيق: محب الدين أبي سعيد عمر بن غرامة العمري، ج42، ص363

می گوید خدای عالم در قرآن عده زیادی از اصحاب پیغمبر را ملامت کرد جز علی ابن ابی طالب «وَ مَا ذَكَرَ عَلِيّاً إِلَّا بِخَيْر»

 در رابطه با «ولید» ملاحظه کنید دارد:

(إِنْ جَاءَكُمْ فَاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَينُوا)

اگر شخص فاسقی خبری برای شما بياورد، درباره آن تحقيق کنيد

سوره حجرات (49): آیه 6

در رابطه با «ثعلبة‌ ابن میمون»: (فَأَعْقَبَهُمْ نِفَاقًا)

(فَأَعْقَبَهُمْ نِفَاقًا فِي قُلُوبِهِمْ إِلَى يوْمِ يلْقَوْنَهُ بِمَا أَخْلَفُوا اللَّهَ مَا وَعَدُوهُ وَبِمَا كَانُوا يكْذِبُونَ)

اين عمل، (روح) نفاق را، تا روزي که خدا را ملاقات کنند، در دلهايشان برقرار ساخت. اين بخاطر آن است که از پيمان الهي تخلف جستند؛ و بخاطر آن است که دروغ مي‌گفتند.

سوره توبه (9): آیه 77

 نفاق پشت سرشان بوده است امثال این ها الی ماشاء الله داریم. در صفحه 364 از «ضحاک» و «ابن عباس» نقل می کند:

«عن ابن عباس قال نزلت في علي ثلاثمائة آية»

تاريخ مدينة دمشق وذكر فضلها وتسمية من حلها من الأماثل؛ اسم المؤلف: أبي القاسم علي بن الحسن إبن هبة الله بن عبد الله الشافعي الوفاة: 571، دار النشر: دار الفكر - بيروت - 1995، تحقيق: محب الدين أبي سعيد عمر بن غرامة العمري، ج42، ص364

همین عبارت را «سیوطی» در «تاریخ الخلفاء»، صفحه 138 مطرح می کند. آقای ‌«ابن حجر هیتمی – متوفای 974» در «صواعق المحرقة»، مطرح می کند.

«نزل في علي ثلاثمائة آية»

الصواعق المحرقة على أهل الرفض والضلال والزندقة؛ اسم المؤلف: أبو العباس أحمد بن محمد بن علي ابن حجر الهيثمي الوفاة: 973هـ، دار النشر: مؤسسة الرسالة - لبنان - 1417هـ - 1997م، الطبعة: الأولى، تحقيق: عبد الرحمن بن عبد الله التركي - كامل محمد الخراط، ج2، ص373

 

این ها کاملاً نشانگر این هست که در مورد امیر المؤمنین (سلام الله علیه) آیات زیادی نازل شده است. ایشان می فرماید سیصد آیه نظر ایشان چه هست؟ شاید شاخص ترینش سیصد آیه بوده باشد وگرنه یکی از آقایان کتابی نوشته است «علیٌ فی القرآن» از کتب شیعه و سنی ایشان شماره مسلسل نداشت شمردم در دو جلد 850 آیه در قرآن در کتب شیعه و سنی به علی ابن ابی طالب (سلام الله علیه) تفسیر و تأویل شده است.

آقای «نارویی» عزیز! آیا ثلث قرآن درست تطبیق می کند یا نه؟ از حضرتعالی تشکر می کنیم این که بیننده برنامه هستید و لطف می کنید تماس می گیرید هر دفعه آمدید سوالات خیلی خوبی هم مطرح کردید امیدواریم «وَ لَا جَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنْ زِيَارَتِكُم‏»

مجری:

آقای «نارویی» عزیز بنده هم به نوبه خودم تشکر می کنم تماس بعدی آقا «نصرت» از «کرمانشاه» پشت خط ارتباطی هستن سلام علیکم بفرمایید.

بیننده: (آقا نصرت از کرمانشاه – شیعه)

سلام علیکم جمیعا، و با عرض سلام خدمت برادر عزیزم حاج آقای قزوینی گل و گلاب، و همچنین برادر عزیزم اقای مرعشی. حاج آقا مطلبی در رابطه با تعصب فرمودند گفتند پیامبر فرمود اگر کسی با تعصب زندگی بکند از ما نیست گوشی من زنگ خورد این موضوع را متوجه نشدم که موضوع تعصب در این جا چه بود در کتاب برادران اهل سنت بود یا در کتاب خودمان هست؟ اگر زحمت نمی شود عنایت بفرمایید توضیح دهید.

مجری:

مقداری صدا واضح نیست سوال این است آن مطلبی که نسبت به تعصب ذکر شد چه بود؟

آقا نصرت:

بله پیامبر فرمود اگر کسی با تعصب زندگی بکند از ما نیست خواستم ببینم این موضوع در کدام روایت و کدام کتاب آمده است؟

مجری:

صرفاً می خواهند ببینند بحث تعصب از چه منبعی ذکر شده بود؟

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

کلاً در رابطه با بحث تعصب هم در کتب شیعه هم در کتب اهل سنت داریم اگر کسی به تعصب سخن بگوید و با تعصب یک عقیده ای را قبول بکند در کتاب «کافی»، جلد 2، صفحه 307 از آقا امام صادق (سلام الله علیه)

«مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ دَاوُدَ بْنِ النُّعْمَانِ عَنْ مَنْصُورِ بْنِ حَازِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ: مَنْ تَعَصَّبَ أَوْ تُعُصِّبَ لَهُ فَقَدْ خَلَعَ رِبْقَةَ الْإِيمَانِ مِنْ عُنُقِهِ.»

الكافي (ط - الإسلامية)؛ نویسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الكتب الاسلامیة، ج2، ص307

هر کس در یک مسئله ای تعصب به خرج بدهد یا دوست داشته باشد کسی در حق او تعصب به خرج بدهد رشته ایمان از گردنش کنده می شود.

همچنین در کتب اهل سنت کتاب «سنن ابی داود»، حدیث 5121 از نبی مکرم است:

«حدثنا بن السَّرْحِ ثنا بن وَهْبٍ عن سَعِيدِ بن أبي أَيُّوبَ عن مُحَمَّدِ بن عبد الرحمن الْمَكِّيِّ يَعْنِي بن أبي لَبِيبَةَ عن عبد اللَّهِ بن أبي سُلَيْمَانَ عن جُبَيْرِ بن مُطْعِمٍ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم قال ليس مِنَّا من دَعَا إلى عَصَبِيَّةٍ وَلَيْسَ مِنَّا من قَاتَلَ على عَصَبِيَّةٍ وَلَيْسَ مِنَّا من مَاتَ على عَصَبِيَّةٍ»

سنن أبي داود؛ اسم المؤلف: سليمان بن الأشعث أبو داود السجستاني الأزدي الوفاة: 275، دار النشر: دار الفكر، تحقيق: محمد محيي الدين عبد الحميد، ج4، ص332، ح5121

از ما نیست مسلمان نیست کسی که به تعصب دعوت کند نمونه ای را هم در جلسه گذشته آوردیم هم این جلسه ‌آوردیم. جالب این که در «الإصابة» کتاب «ابن حجر عسقلانی»، جلد 4 ایشان روایتی را مطرح می کند می فرماید پیغمبر فرمود هر کس بخواهد حیات و مماتش، حیات و ممات محمدی باشد و وارد بهشت بشود علی و ذریه او را باید به ولایت بپذیرد.

گفت در سند این «یحیی ابن یعلاء محاربی» هست و این به شدت ضعیف است عرض کردیم همین آقای ‌«ابن حجر» در کتاب «تهذیب التهذیب»، جلد 11، صفحه 303 «یحیی ابن یعلاء محاربی» را می آورد می گوید از روات «بخاری» است «ابو حاتم» گفت ثقه است «ابن حبان» او را جزء ثقات آورده است همچنین در «تقریب التهذیب»، صفحه 598 می گوید:

«يحيى بن يعلى بن الحارث المحاربي الكوفي ثقة»

تقريب التهذيب؛ اسم المؤلف: أحمد بن علي بن حجر أبو الفضل العسقلاني الشافعي الوفاة: 852، دار النشر: دار الرشيد - سوريا - 1406 - 1986، الطبعة: الأولى، تحقيق: محمد عوامة، ج1، ص598

چه کار کنیم آیا این جز تعصب چیز دیگری هست؟ حداقل آقای «ابن حجر» به نوشته های خودت نگاه کن ببین در کتاب های رجالی «یحیی ابن یعلاء محاربی» را توثیق کردی یا نه؟ همین جا بدون هیچ مطالعه روی تعصب می گویی این روایت در سندش «یحیی ابن یعلاء محاربی» است «وَ هو وَاه» به شدت ضعیف است. از این طور قضایا زیاد داریم.

 همچنین فرقی هم نمی کند بعضی از شیعیان افرادی بودند مثل «شلمقانی»ها، «ابن غضافرها» و «یونس ابن ظبیان»ها این ها روی بعضی از تعصب ها ادعاهایی نسبت به ائمه (علیهم السلام) کرده بودند. ائمه (علیهم السلام) این ها را لعنت کردند امام صادق (علیه السلام) در مورد «یونس ابن ظبیان» فرمود:

«وَ لَعَنَ يُونُسَ بْنَ ظَبْيَانَ أَلْفَ لَعْنَةٍ يَتْبَعُهَا أَلْفُ لَعْنَةٍ كُلُّ لَعْنَة»

رجال الكشي إختيار معرفة الرجال؛ كشى، محمد بن عمر ناشر: مؤسسة نشر دانشگاه مشهد محقق/ مصحح: طوسى، محمد بن حسن / مصطفوى، حسن‏، ص364، مَا رُوِيَ فِي يُونُسَ بْنِ ظَبْيَان‏

«لَعَنَكَ اللَّهُ وَ لَعَنَ مَنْ حَدَّثَكَ وَ لَعَنَ يُونُسَ بْنَ ظَبْيَانَ أَلْفَ لَعْنَةٍ تَتْبَعُهَا أَلْفُ لَعْنَةٍ كُلُّ لَعْنَةٍ مِنْهَا تُبْلِغُكَ قَعْرَ جَهَنَّمَ»

بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بيروت)؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، ناشر: دار إحياء التراث العربي، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، ج25، ص264

خدا هزار بار «یونس ابن ظبیان» را که ادعای تشیع دارد ولی به خاطر بعضی از ادعاهای باطل برگرفته از تعصب، نفهمی، جهل یا ریاست طلبی است فرقی نمی کند می گوید هزار بار لعنت کند از هر لعنتی هم هزار شعبه منشعب بشود. برای ما فرقی نمی کند اهل بیت برای ما ملاک هستند

«كَلَامُكُمْ نُورٌ وَ أَمْرُكُمْ رُشْدٌ وَ وَصِيَّتُكُمُ التَّقْوَى‏»

تهذيب الأحكام (تحقيق خرسان)؛ نویسنده: طوسى، محمد بن الحسن، ناشر: دار الكتب الإسلاميه، محقق/ مصحح: خرسان، حسن الموسوى‏، ج2، ص616

ملاک برای ما اهل بیت هستند، هر چه اهل بیت گفتند قبول می کنیم نهی کردند از او اجتناب می کنیم پیغمبر برای ما قرآن و اهل بیت را ملاک قرار داده است.

مجری:

طیب الله، هرچند امشب به این صورت و مفصلی بیان نشده بود؛ اما الحمد لله سوال شما بهانه ای شد به این مطالب هم بخواهیم بپردازیم، آقا نصرت عزیز از شما تشکر می کنیم.

 تماس بعدی از «مشهد مقدس» چند شب پیش روز زیارتی حضرت علی ابن موسی الرضا بود، ان شاءالله نائب الزیاره همه دوستان بودید، پس فردا شب هم شب شهادت دُر دانه ایشان حضرت امام جواد (علیه السلام) هست ان شاءالله ویژه برنامه ان شب را در از دست ندهید ان شاءالله مهمان «شیخ حسین انصاریان» خواهیم بود.

 تماس بعدی آقای «کاووسی» از «مشهد مقدس» هستن، سلام علیکم بفرمایید.

بیننده: (آقای کاووسی از مشهد – شیعه)

سلام و وقت بخیر خدمت شما مجری محترم و همچنین سلام و وقت بخیر خدمت حضرت استاد آیت الله قزوینی؛ ان شاءالله حضرت آیت الله قزوینی و دیگر اساتید مجموعه و تمام دست اندرکاران شبکه خوب ولی عصر تحت الطاف اهل بیت (علیهم السلام) قرار بگیرند.

 حضرت استاد سوالی از شما داشتم مدت ها به دنبال جواب آن بودم سوالم ممکن است زیاد به بحث برنامه مرتبط نباشد. سوالم در مورد حضرت بقیة الله الاعظم (ارواحنا فداه) و شرایط ظهور ایشان است. با مطالعه بعضی از روایات برای بنده دوگانه ایجاد شده است در بعضی روایات شیعه آمد در زمان ظهور و آن دوران وضع مسلمین علی الخصوص شیعیان بد می شود و این قدر تحت ستم و ظلم قرار می گیرند حتی جرأت نمی کنند لفظ یا الله را هم به کار ببرند یعنی این قدر شرایط شان بد می شود و مورد ستم قرار می گیرند. از این دست روایات در همین موضوعات آمده است.

 از طرفی دیگر به نظر برخی از علمای شیعه ما مسلمین باید این قدر در حکومت هایمان و سراسر دنیا قدرت کسب کنیم و این قدر توان داشته باشیم به روایت 313 یار موجود باشد، با قدرت سیاسی، قدرت اقتصادی، قدرت نظامی باشد این قدر باید این قدرت را داشته باشیم در زمان ظهور بتوانیم با این قدرت مان حضرت را یاری کنیم.

می خواستم بدانم این دوگانه ای که بوجود آمده است کدامش اتفاق خواهد افتاد؟ باید ببینیم به کدام یک از این ها عمل کنیم جامعه شیعیان و مسلمین باید به شرایط سختی دچار بشوند یا این که باید قدرت افزایی بکنیم و شرایط سطح علمی و توان خودمان را در دنیا بالا ببریم باید شیعیان را در دنیا قوی کنیم تا بتوانیم با این قدرت مان در زمان ظهور از حضرت بقیة الله پشتیبانی و یاری کنیم حضرت استاد اگر لطف بفرمایید پاسخ بدهید متشکر می شوم خدا خیرتان بدهد.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

جناب آقای «کاووسی» عزیز! در روایات شیعه و سنی داریم

«الْمَهْدِيُّ الَّذِي يَمْلَأُ الْأَرْضَ عَدْلًا وَ قِسْطاً كَمَا مُلِئَتْ جَوْراً وَ ظُلْماً»

الكافي (ط - الإسلامية)؛ نویسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الكتب الاسلامیة، ج1، ص338، بَابٌ فِي الْغَيْبَة، ح7

«المهدي ...فيملأ الأرض عدلا وقسطا كما ملئت جورا وظلما»

تفسير القرآن العظيم؛ اسم المؤلف: إسماعيل بن عمر بن كثير الدمشقي أبو الفداء الوفاة: 774، دار النشر: دار الفكر - بيروت – 1401، ج2، ص33

«يَمْلَاءُ الارْضَ قِسْطَا وَ عَدْلًا»، زمین را پر از عدل و داد می کند. «كَما مُلِئَتْ ظُلْماً وَ جَوْراً.»، همان گونه ای که از ظلم و جور پر شده است! نمی گوید کل کره زمین را ظلم و جور فرا می گیرد ولی به آن شکلی که ظلم و جور در کره زمین هست به همان شکل این ظلم و جور را بر طرف می کند به جای او، عدالت برقرار می کند. مسئله دیگر روایات متعدد از اهل بیت (علیهم السلام) داریم به شیعیان توصیه می کنند در زمان غیبت خودتان را اصلاح بکنید به شبهات پاسخ بدهید. اگر علمای ما و جوان های شیعه نباشد که دفاع از تشیع می کنند تمام مردم، شیعیان و مسلمان ها مرتد خواهند شد. این‌ها نشان می دهد در زمان غیبت تکلیف ما چه است!

 به قول بعضی از آقایانی که ادعای دفاع از امام زمان داشتند می گفتند یکی از راه های آمدن حضرت ولی عصر (ارواحنا فداه) این هست که جهان پر از ظلم بشود باید کمک کنیم جهان پر از ظلم بشود تا امام زمان بیاید.

«امام راحل (رضوان الله تعالی علیه)» تعبیری داشت فرمودند شما کمک به ظلم کردید آقا امام زمان آمد با شما چه کار می خواهد بکند؟

مجری:

حساب و کتاب شما چطوری است؟

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

بله، شما کمک به ظلم کردید حضرت آمد اول از دم شمشیر شماها را می گذراند. خدا بیامرزد آقای «کافی» می گفت آقایی از «مکه» آمده بود اهل ربا و ... بود مردم صورتش را می بوسیدند آقایی آمد زیر گلویش را بوسید گفت چرا این جا را می بوسی؟ گفت جای شمشیر امام زمان را دارم می بوسم!

خدا بیامرزد آیت الله العظمی «بهجت (رضوان الله تعالی علیه)» یک سال خدمت ایشان بودیم خیلی تکیه داشتند می فرمود هر وقت برای فرج آقا امام زمان دعا می کنید برای فرج و نجات خودتان هم دعا کنید. اگر حضرت آمد خدای نا کرده شما در جبهه مقابل حضرت نباشید.

ما تلاش کنیم با تمام توان آن شیعه ای باشیم که آقا امام زمان می خواهد. آن شیعه ای باشیم که حضرت زهرا و حضرت امیر می خواهند آن ها چه می خواهند؟

«لَا يُنَالُ وَلَايَتُنَا إِلَّا بِالْوَرَع‏»

كتاب سليم بن قيس الهلالي، محقق / مصحح: انصارى زنجانى خوئينى، محمد؛ ناشر: الهادى‏؛ ج‏2، ص 827

ورع و تقوا هست که شما را به ولایت ما می رساند با ما نزدیک می کند.

مَنْ كَانَ لِلَّهِ مُطِيعاً فَهُوَ لَنَا وَلِيٌّ وَ مَنْ كَانَ لِلَّهِ عَاصِياً فَهُوَ لَنَا عَدُوٌّ وَ مَا تُنَالُ وَلَايَتُنَا إِلَّا بِالْعَمَلِ وَ الْوَرَعِ.»

الكافي (ط - الإسلامية)، نویسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الكتب الاسلامیة، ج2، ص 75،

«مَنْ كَانَ لِلَّهِ مُطِيعاً فَهُوَ لَنَا وَلِي‏»، هر کس مطیع خدا باشد دوست ماست، «مَنْ كَانَ لِلَّهِ عَاصِياً فَهُوَ لَنَا عَدُو»، آنی که شبانه روز کارش معصیت است امام می فرماید این دشمن ماست امام زمان فردا با این ها مشخص است تکلیف شان چه است برای حضرت فرق نمی کند چه شیعه و چه سنی باشد.

حتی بعضی از مفتیان، این مفتی شیعی یا سنی باشد وقتی حضرت می آید بساط بیا، برو و ... تعطیل می شود و این ها در برابر امام زمان می ایستند حتی بعضی از علماء می بینند حکومت حضرت موقعیت و عملکردشان را زیر سوال برد.

این ها مریدها،‌ بیا و برویی دارند همه به هم خورد در برابر حضرت می ایستند حضرت همه این ها را از دم شمشیر می گذراند برای حضرت فرقی نمی کند ملاک برای حضرت (إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ) است.

(إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ)

گرامی ‌ترين شما نزد خداوند با تقواترين شماست؛

سوره حجرات (49): آیه 13

مجری:

مثل «علی ابن ابی حمزه بطائنی»ها هم دوباره پدید خواهند آمد.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

بله قطعاً «شلمقانی»ها و ... حتماً خواهند آمد.

 نکته دیگری که فرمودید شیعیان در فشار هستند برادر بزرگوارم فقط شیعه های «مشهد» و ایران را نبینید کشورهای مختلف در «افغانستان، پاکستان، هند و میانمار» شیعیان چقدر در فشار هستند؟

یا در «سوریه» بچه شیر خواره را از دامن مادر می گیرند داخل روغن سرخ می کنند روی برنج می گذارند می گویند باید بخوری اگر نخوری تمام شما و خانواده ات را می کشیم. آیا از این بدتر می خواهید برای شیعه باشد؟

این که شیعیان گفت شیعیان «مشهد، قم و تهران» نگفته است گفت شیعه در نزدیکی ظهور این قدر در فشار قرار می گیرد.

الان در بعضی از کشورهای غربی بخواهید در فرودگاه و ... نماز بخوانید هزار نفر شما را آن جا مسخره می کنند به شما طعنه می زنند این نشان می دهد بر این که شیعه امروز در مجموع در دنیا تحت فشار است.

در «بحرین» شیعیان چقدر در فشار هستند در «امارات و عربستان سعودی» چقدر شیعیان «احصاء و قطیف» را به بهانه های واهی گردن می زنند، آیا جرأت می کنند اسم اهل بیت را ببرند؟ جناب آقای ‌«کاووسی» بزرگوار به صورت کلی هست الان این قضایا هست ولی وظیفه مان این هست هم صالح و هم مصلح باشیم.

یعنی هم خودمان را اصلاح کنیم هم جامعه خودمان را اصلاح کنیم بتوانیم خودمان را به 313 نفر برسانیم که دارای مقامات بالایی هستند با ظهور حضرت، با طی الارض یا با طی الهواء خدمت حضرت در کنار «کعبه» مشرف می شوند.

مجری:

ان شاءالله، عزیزان زیادی هم راجع به وظیفه ما در هنگام ظهور به صورت متنی پرسیدند اگر فرصت شد در انتهای برنامه پاسخ شان داده خواهد شد. تماس بعدی جناب آقای «بهادری از کرج» پشت خط ارتباطی هستن ایشان صحبت های بسیار نابی دارند در خدمت تان هستیم بفرمایید

بیننده: (آقای بهادری از کرج – شیعه)

بسم الله الرحمن الرحیم، عرض سلام و شب بخیر دارم خدمت حضرت آیت الله دکتر حسینی قزوینی و شما جناب اقای مرعشی دو سید بزرگوار! حضرت آقا چند شب یکی از «شبکه های وهابی» را داشتم رصد می کردم شخصی که لباس آدمی اصلاً برازنده اش نبود و فارغ التحصیل «دانشکده یهود» از نسل «بنی امیه» بود در مورد «جنگ جمل» و «جنگ صفین» صحبت می کرد یعنی خزعبلات می گفت اگر این دو جنگ صورت گرفت خانم «عایشه» یا «معاویه» سران سپاه برای امر به معروف و نهی از منکر به علی ابن ابی طالب رفته بودند.

ببینید ما داریم به کجا می رسیم؟ که خانم «عایشه» با «طلحه، زبیر، مروان ابن حکم، عبد الله ابن زبیر» به جنگ علی ابن ابی طالب بروند چون علی ابن ابی طالب صدیق اکبر، فاروق اعظم را دعوت به امر معروف و نهی از منکر بکنند از جمله معاویه؛ در قرآن سوره بقره

(وَأْتُوا الْبُيوتَ مِنْ أَبْوَابِهَا)

و از در خانه‌ها وارد شويد

سوره بقره (2): آیه 189

وارد خانه می خواهید بشوید از درب خانه وارد بشوید اهل بیت هم فرمودند مگر در تاریخ اتفاق افتاده است یک نفر عاقل از پنجره وارد خانه بشود؟ انسان های عام وقتی این آیه را می خوانند پیش خودشان فکر می کنند مگر تا حالا بشر چنین مشکلی داشته است؟ هر آدمی وقتی می خواهد وارد خانه بشود از درب آن خانه وارد می شود از پنجره و دیوار وارد نمی شود.

حدیث داریم رسول اکرم متواتر فرمودند:

(أَنَا مَدِينَةُ الْعِلْمِ وَعَلِيٌّ بَابُهَا، فَمَنْ أَرَادَ الْعِلْمَ فَلْيَأْتِ الْبَابَ)

جامع الاحاديث (الجامع الصغير وزوائده والجامع الكبير)؛ اسم المؤلفالحافظ جلال الدين عبد الرحمن السيوطي الوفاة: 19/جمادى الاولى / 911هـ، دار النشر:، ج2، ص193

«أَنَا مَدِينَةُ الْعِلْمِ وَ عَلِيٌّ بَابُهَا» پس این آیه یعنی دخول به منزل، وارد شدن، فهمیدنِ فضای معارف اسلام، ورود به حکمت، ورود به خانه اسلام بابی دارد آن باب، علی ابن ابی طالب است. سوره نور هم می فرماید

(فِي بُيوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَنْ تُرْفَعَ وَيذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ يسَبِّحُ لَهُ فِيهَا بِالْغُدُوِّ وَالْآصَالِ)

(اين چراغ پرفروغ) در خانه‌ هايي قرار دارد که خداوند اذن فرموده ديوارهای آن را بالا برند (تا از دستبرد شياطين و هوس بازان در امان باشد)؛ خانه‌ هايی که نام خدا در آنها برده می‌شود، و صبح و شام در آنها تسبيح او می ‌گويند...

سوره نور (24): آیه 36

یعنی اگر می خواهید علم اسلام را بگیرید باید از علی وارد بشوید باب پیغمبر، علی ابن ابی طالب است سوالم از آقایان «وهابی» این است همین خانم طبق نص قرآن (وَقَرْنَ فِي بُيوتِكُنَّ) آیه قرآن را زیر پا گذاشت «جنگ جمل» را راه انداخت رسول خدا هم فرمود یکی از زنان من آیه قرآن را زیر پا می گذارد از خانه خارج می شود و سگ های حوئب به او پارس می کنند.

با این که حضرت «ام سلمه (سلام الله علیها)» چقدر به همین خانم گفت به جنگ علی نرو گوش نکرد. وقتی هم به محله حوئب رسید سگ ها وقتی شروع به پارس کردند این خانم گفت من همان شخص هستم؟ همین آقایانی که می گویند صحابه عادل هستند تعداد زیادی از همین صحابه مثل «عبد الله ابن عمر» گفتند خاله جان این جا حوئب نیست یعنی به این خانم دروغ گفتند اگر دروغ نمی گفتند شاید همین خانم بر می گشت و این جنگ را راه نمی انداخت.

چقدر لشکریان را به کشتن دادند شما می گویید صحابه عادل بودند چرا به این خانم دروغ گفتند؟ از سران «جمل»، «مروان ابن حکم، عبد الله ابن زبیر» است تاریخ نوشته است «عبد الله ابن زبیر» بد دهان ترین مرد «حجاز» بود ببینید چه کسی می خواهد برود امر به معروف و نهی از منکر بکند؟

شخصیتی مثل مولا علی طبق آیه قرآن جزو آیات تطهیر، تربیت رسول مکرم اسلام و اولین کسی بود که به رسول اسلام ایمان آورد. در خانه کعبه متولد شد در شب لیلة المبیت برای حفظ جان پیغمبر جان فشانی کرد و در «شعب ابی طالب» سه سال در محاصره اقتصادی بودند حضرت ابی طالب هر شب جای آقا امیر المؤمنین را با پیغمبر عوض می کرد یعنی هر شب جان فدای پیغمبر بود. به قول «سعد ابی وقاص» می گوید از زبان پیغمبر شنیدم: «عَلِيٌّ مَعَ الْحَقِّ وَ الْحَقُّ مَعَ عَلِي‏»

«علي مع الحق، والحق مع علي يدور حيثما دار»

شرح نهج البلاغة؛ اسم المؤلفأبو حامد عز الدين بن هبة الله بن محمد بن محمد بن أبي الحديد المدائني الوفاة: 655 هـ، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت / لبنان - 1418هـ - 1998م، الطبعةالأولى، تحقيق: محمد عبد الكريم النمري، ج2، ص174

حضرت «ام سلمه»‌ فرمود در خانه ام رسول مکرم اسلام فرمود خداوندا حق را بر مدار علی بچرخان هر جا که او باشد. آخر ما به چه روزگاری داریم می رسیم دنیا، دهکده جهانی است الان عصر کامپیوتر و ماهواره هست یک جوان اهل سنت، یک جوان مسلمان چه مسیحی باشد تاریخ را نگاه می کند به شماها می خندد این خزعبلات چه است دارید به مردم می گویید؟ فکر می کنید مردم با عذرخواهی از همه مخاطبین احمق هستند به این خزعبلات شما گوش می دهند؟ می خواستم راجع به این قصه صحبتی بفرمایید «والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته»

مجری:

تشکر می کنیم جناب آقای «بهادری» فاضل عزیز و ارجمند الحمد لله خیلی جامع، کامل و دقیق فرمودند. تماس بعدی آقا «محسن علی یاری» از «مشهد مقدس»

بیننده: (آقای محسن علی یاری از مشهد – شیعه)

سلام خدمت شما و خدمت حاج اقای قزوینی، می خواستم بدانم حدیثی از شیعه و سنی داریم با همدیگر درباره بعضی حدیث ها اجماع داشته باشند مثلاً حدیثش هم قوی باشد هر دو طرف شیعه و سنی این حدیث را قبول داشته باشند مثل نماز خواندن که هم ما قبول داریم و هم آن ها قبول دارند.

مجری:

آقا محسن! اگر در این برنامه مخاطب بودید هر چه حدیث می آید از فضل حضرت استاد هست همه این ها حدیث های هستند که هم شیعه و هم اهل سنت قبول دارند اما اگر منظور این هست که معتقد به آن هم باشند افرادی که الان سنی هستند منظورتان هست یعنی الان بخواهند معتقد به همان حدیث باشند، چون این ها یک روش های پیش گرفتند گفتند یک سری ها حدیث گفتند خودشان معتقد نبودند می خواهند از زیر این ها فرار کنند.

آقای محسن علی یاری:

همین را می خواستم سوال کنم

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

دوستان ما در «مجمع التقریب» کتابی نوشتند البته بنا بود برای ما بفرستند ولی این ها از نیکان هستند (هزار وعده نیکان یکی وفا نشود )

در ذهنم نیست چند جلد هست ظاهراً ده، دوازده جلد هست تحت عنوان «موسوعة الأحادیث الفقهیة عند المذاهب الإسلامیة» کل روایاتی که شیعه و سنی بر او اتفاق نظر دارند از طهارت تا حدود و دیات گرفته تمام این ها را آوردند چه در نماز، چه در وضو، چه در حج، چه در زکات و ... تمام ابوابی که شیعه و سنی در آن زمینه تقریباً اتفاق نظر دارند (در احکام)

البته فایل پی دی افش را برایم فرستادند مخصوصاً در رابطه با وضو می خواستم ببینم موارد اختلافی را هم آوردند یا نه چشم پوشی کردند؟ دیدم نه به خوبی آوردند روایات متعدد از کتب اهل سنت از «عکرمه، عثمان و ابن عباس» همه موقع وضو گرفتن پای شان را مسح می کشیدند نه این که می شستند.

از رسول اکرم روایات متعددی آوردند از «ابن عباس» که می گوید قرآن به دو مسح و دو شستشو وارد شده است ولی مردم قبول نمی کنند فقط یک مسح را قبول دارند یعنی مسح سر و مسح پا در قرآن آمده است. دیدم به خوبی تمام روایاتی که در منابع اهل سنت طبق نظر شیعه هم آمد این ها را هم آورده اند.

واقعاً از این کارشان خیلی لذت بردم نیامدند به خاطر بعضی از مسائل روایاتی که مثلاً موافق شیعه و مخالف عقاید اهل سنت است این ها را بخواهند قیچی بکنند.

 یک سری افرادی پیدا می شوند به شهرهای مختلف می روند می گویند بخواهیم وحدت برقرار کنیم باید دست از فاطمیه و ... بر داریم این ها را منحرف می دانیم.

همان طوری که بعضی ها به مقدسات اهل سنت ناسزا می گویند این ها را منحرف می دانیم ملاک برای ما نظرات مراجع بزرگوار، امام راحل و رهبر معظم انقلاب هستند راهی را که این ها پیموده اند این راه ها را باید برویم. بالاترین وظیفه مان در زمان غیبت که بالاتر از این وظیفه ای نیست شناختن ائمه و شناخت امام زمان است.

این که از ائمه شناخت داریم معرفتی که از ائمه داریم با آن جایگاهی که ائمه دارند میلیاردها فرسخ فاصله دارد در جامعه کبیره بیست دقیقه، نیم ساعت زمان می برد بستگی دارد چطوری خوانده شود در آخرین فراز جامعه کبیره می گوید

«فَبِحَقِّهِمُ الَّذِي أَوْجَبْتَ لَهُمْ عَلَيْكَ»

خدایا به حق محمد و آل محمد بر خودت واجب کردی قسم می دهم

«أَسْأَلُكَ أَنْ تُدْخِلَنِي فِي جُمْلَةِ الْعَارِفِينَ بِهِمْ وَ بِحَقِّهِمْ وَ فِي زُمْرَةِ الْمَرْحُومِينَ بِشَفَاعَتِهِمْ»

من لا يحضره الفقيه؛ نویسنده: ابن بابويه، محمد بن على، ناشر: دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم مصحح: غفاری، علی اكبر، ج2، ص617

خدایا مرا در زمره عارفین به اهل بیت کسانی که معرفت به اهل بیت دارند وارد کن «الْمَرْحُومِينَ بِشَفَاعَتِهِمْ» و ما مورد عنایت رسیدنِ به شفاعت این ها قرار بده ان شاء‌ الله مناسبتی پیش بیاید در رابطه با حضرت ولی عصر (ارواحنا فداه) ناگزیر هستیم خودمان آستین بالا بزنیم چند جلسه ای در رابطه با وظائف ما در زمان غیبت بپردازیم.

امیدواریم زمان ظهور خیلی نزدیک باشد روایت داریم شب می خوابید به این نیت بخوابید فردا ظهور هست یعنی خودتان را این طوری آماده کنید و کسانی هم که وقت معین می کنند سال فلان، ماه فلان تمام این ها را رد می کنیم. موقتین و توقیتی ها را خلاف می دانیم و انتظارمان هم برای ظهور هر لحظه است.

الان مثلاً ساعت ده و نیم هست شاید چند دقیقه دیگر ظهور صورت بگیرد خدای عالم دارد که:

«وَ هُوَ قَائِمُنَا أَهْلَ الْبَيْتِ يُصْلِحُ اللَّهُ تَعَالَى أَمْرَهُ فِي لَيْلَةٍ وَاحِدَة»

نام كتابإعلام الورى بأعلام الهدى( ط- القديمة)؛ نويسندهطبرسى، فضل بن حسن‏ (تاريخ وفات مؤلف: 548 ق‏)، محقق / مصحح: ندارد، ناشر: اسلاميه،‏ تهران‏: 1390 ق، ص427

 

«يُصْلِحُ اللَّهُ أَمْرَهُ فِي لَيْلَةٍ وَاحِدَةٍ.»؛ در یک شب تمام مقدمات ظهور را خدای عالم فراهم می کند

مجری:

از حضرت استاد خیلی تشکر می کنیم الحمد لله این جلسه هم بسیار پر بار بود، متأسفانه فرصت مان تمام شده است تشکر از شما بینندگان عزیز که تا پایان همراه برنامه بودید تا دیدار آینده خدا نگهدار!


وجه شباهت هشتم امت‌های پیشین به امت پیامبر اسلام (صلی الله علیه واله وسلم)>

شبکه ولی عصر آیت الله قزوینی حبل المتین کشتی! نوح شباهت اهل بیت