2021 May 6 - پنج شنبه 16 ارديبهشت 1400
کلمه طیبه
کد مطلب:3941 گروه: کلمه طیبه آمار بازدید: 543

کلمه طیبه
حجت الاسلام یزدانی - 23 فروردين 1400


  دانلود
امتیاز:
  01:22:56 حجم فیلم: 209 مگابایت





دانلود صوت


قسمت سی و دوم برنامه کلمه طیبه با کارشناسی حجت الاسلام و المسلمین یزدانی
 

بسم الله الرحمن الرحیم

تاریخ : 23 فروردین 1400

مجری:

اَعُوذُ بِاالله مِنُ الشَّیّطانِ الرَّجِیّم بِسّمِ الله الرَّحمنِ الرَّحِیّم الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ وَ صَلَّی اللَّهُ عَلَی مُحَمَّدٍ آلِهِ الطَّاهِرِینَ

عرض سلام و ادب و احترام دارم خدمت همه شما بینندگان عزیز و ارجمند شبکه جهانی حضرت ولیعصر(عج)، امیدوار هستم که إن شاءالله تا این لحظه که واپسین لحظات ماه مبارک شعبان هست إن شاءالله آمادگی این را پیدا کرده باشیم تا با نیت معنویت روحانیت خالص و پاک وارد ضیافت الله بشویم و إن شاءالله این ماه مبارک رمضان برای ما ماه بهتر از سایر ماه­های مبارک رمضان سال­های پیش بوده باشد، حداقل کاری که این شبکه درصدد این هست تا انجام بدهد این هست که إن شاءالله معنویت و معرفت لازم را برای عزیزان برای تمامی بشریت ایجاد بکند تا إن شاءالله با حق گرایی کامل وارد مهمانی خدا بشود إن شاءالله، همان‌طور که مطلع هستید به رسم دوشنبه‌شب‌ها تقدیم می­کنیم محضرشما خوبان برنامه کلمه طیبه را برنامه­ی که این افتخار را داریم در محضر حضرت حجت الاسلام و المسلمین دکتر یزدانی باشیم إن شاءالله امشب هم بتوانیم از محضرشان بهره‌مند بشویم، سلام عرض می­کنم در خدمتتان هستیم.

استاد یزدانی:

سلام علیکم و رحمة الله

اَعُوذُبِاللّه مِنَ الشَّیّطانِ الَّعِینِ الرَّجِیمّ  بِسّمِ اللّهِ الرَّحّمنِ الرَّحِیمّ الحمد لله الذي اظهر الوجود ومنه بدأ کل حمد وإليه يعود و الصلاة والسلام علي شاهد و المشهود لکل موجود محمد المحمود وعلي آله آل الله الودود خلفاء الله علي عالم الغيب و الشهود سيما الحجة بن الحسن المهدي المنتظر الموعود.

من هم سلام و عرض ادب دارم خدمت حضرتعالی و خدمت همه بینندگان عزیز شبکه جهانی حضرت ولیعصر، إن شاءالله که خداوند ما را در این ماه مبارک ماه شعبان بخشیده باشد و در این ساعاتی که باقی مانده خداوند إن شاءالله اگر کسانی را نبخشیده ببخشد و پاک و پاکیزه إن شاءالله برویم به استقبال ماه مبارک رمضان که سر سفره خداوند إن شاءالله مهمان باشیم همۀ ما.

مجری:

إن شاءالله که همین‌طور باشد، همان‌طور که مستحضر هستید که الآن قطعاً منتظر هستید تا کلیپ­ها را ببینیم بدون فوت وقت برویم و کلیپ اول کلیپ شماره 126 را با هم ببینیم.

کلیپ 126:

مطلبی هست در کتب آقایان که در همه مسائل اختلاف دارد؛ ببینید مهدی چه زمانی متولد شده؟ در روایتی آمده 254 و در روایتی آمده 255، در روایتی 256، در روایتی 257، در روایت پنجم 258، این دلیل بر این هست که وجود خارجی نداشته باشد، اسم مادرش چه هست؟ ببینید چقدر اختلاف وجود دارد؛ «إسم أمیه» در یک روایتی نرگس آمده، در روایت دیگر صقیل آمده، در روایتی ریحانه، سوسن، حکیمه، خمط، ملیکه، مریم، همۀ اینها در واقع روایاتی هستند که آمدند در رابطه با اسم مادر امام زمان به تعبیر آخوندها و همه و همه اینها دلیل بر این هستند که اینها دروغ هستند و ساختگی هستند.

مجری:

همه با هم دیدیم این صحبت­های آقای ترشابی را که در یک کلام بخواهیم بگوییم اختلافات در اینکه مثلاً تاریخ تولد چه زمانی بوده و نام مادر یک فرد چه چیزهای بود اگر نام­های متعددی باشد این می­شود بزرگترین دلیل بر اینکه آن فرد وجود خارجی ندارد، در خدمتتان هستیم.

استاد یزدانی:

واقعاً باید تأسف بخورد به حال این وهابی­ها که چقدر استدلال­شان سخیف هست و چقدر واقعاً طبق همان ضرب المثلی که «الغرِيقُ يتشبَّثُ بكُلّ حَشيش» واقعاً همین‌طور هست به هر چیزی چنگ می­زنند حتی به این مسئله بسیار پیش پا افتاده که چون حضرت مهدی تاریخ تولدش دقیق مشخص نیست سال­های مختلفی زمان­های مختلفی گفته شده و چون اسم مادر ایشان مثلاً متعدد ذکر شده پس وجود خارجی ندارد دروغ آخوندها است؛ البته روایتی که ایشان می­خواند در کتاب شریف «کمال الدین» هست که حضرت مهدی در روز جمعه به دنیا آمد مادرش ریحانه هست بعضی­ها گفتند نرجس هست، بعضی­ها گفتند صقیل هست، بعضی­ها هم گفتند سوسن هست، یعنی چهار اسم درباره نام مادر حضرت  مهدی وجود دارد؛ اول بحث «کمال الدین» صفحه 422 بحث اینکه تاریخ تولدها متفاوت هست؛ مگر در تاریخ تولد پیغمبر شما اتفاق دارید؟ در تاریخ تولد خود پیغمبر بزرگوار اسلام نظرات متعدد است نهم ربیع گفتند، 12 ربیع گفتند، 17 ربیع گفتند، سالهای مختلف گفتند اختلاف در تاریخ تولد پیغمبر زیاد هست، تاریخ تولد خلفاء؛ پیدا کنید اصلاً تاریخ تولد اینها دقیق مثلاً فلان سال فلان روز بوده، اختلافات زیادی که وجود دارد، اصلاً پیدا کنید شخصی را که در تاریخ تولدش اختلاف نباشد، کمتر هست کمتر شخصی را می­ شود پیدا کرد که در صدر اسلام در آن قرون اول که درباره تاریخ تولدش اختلاف نباشد، درباره حضرت زهرا ده سال اختلاف وجود دارد پس حضرت زهرا اصلاً وجود ندارد، درباره نام­های حضرت زهرا تا نه اسم برای حضرت زهرا (س) ذکر شده پس اصلاً حضرت زهرای وجود نداشته، حالا به بعضی­های دیگر هم می­ رسیم درباره بعضی­ها اصلاً درباره اسم­شان چه بوده اختلاف است فقط با کنیه ­شان معروف هستند؛ اسمش چه است؟ نمی­دانند، این را می­گویند آن را می­گویند حالا نمی­خواهم من اسمش را ببرم برنامه به هر حال داریم به پیشواز ماه مبارک رمضان می­رویم اسم آنها را نمی­ خواهم ببرم.

من یکی دو مورد از تاریخ نشان بدهم از اینهای که خیلی اختلاف هست درباره اسم خودشان، اسم پدرشان، اسم مادرشان و از این مسائل؛ از صحابه؛ کتاب «الاصابه فی تمیز الصحابه» آقای إبن حجر عسقلانی جلد شماره 7 صفحه شماره 132 درباره ابو زید معروف؛ ابو زیدی که معروف هست و می­گویند یکی از کسانی است که قرآن را جمع کرده، اسمش چه بوده؟ در صحیح بخاری اصلاً اسمش برده نشده و انس گفته یکی از عموهای من بوده، اسمش را بعضی­ها گفتند أوس بوده، بعضی­ها گفتند ثابت بن زید بوده، بعضی­ها گفتند معاذ بوده، بعضی­ها گفتند سعد بن عبید بوده، بعضی­­ها گفتند قیس بن سکن بوده، درباره یک شخص اسم­های که هیچ مشابهتی هم با همدیگر ندارند، پس این افسانه است دروغ است اصلاً وجود خارجی ندارد.حالا این شاید خیلی مهم نباشد، درباره شخص دیگر؛ در همین «الاصابه فی تمیز الصحابه» جلد شماره 3 صفحه شماره 398 آقای ضمرة بن أبی العیص یا إبن العیص درباره اسمش اختلافات زیاد هست، حالا توضیحات زیادی می­دهد تا در صفحه 399 می­گوید اختلاف شده در اسم آن آقا و اسم پدرش

«علی أکثر من عشرة أوجه»

الاصابه فی تمیز الصحابه، إبن حجر عسقلانی، ج 3، ص 398-399

بیش از ده وجه برایش ذکر شده که اسمش چه است اسم پدرش چه است صحابی است، حالا از این بگذریم من یک صحابی نشان بدهم که خیلی معروف هم هست؛ «الاصابه فی تمیز الصحابه» نویسنده إبن حجر عسقلانی جلد شماره 7، چاپ دارالکتب العلمیه بیروت لبنان، چاپ اول، چاپ 1415 صفحه 348 شرح حال شماره 10680 أبوهریرة بن عامر بن عبد بن فلان بن فلان بن فلان حالا تا چند اسمش؛ أبوهریره معروف اسمش چه بوده؟ ابوهریره که کنیه هست کسی اسم خودش را ابوهریره نمی­گذارد این کنیه است پدر گربه، حالا اسم این پدر گربه چه بوده؟ اختلافات فراوان هست، در صفحه بعد ایشان یک صفحه توضیح می­دهد روایات متعدد درباره اسمش، سندهای قوی سندهای ضعیف، باز صفحه بعد دو صفحه کامل تا می­رسد به صفحه 351 یعنی سه صفحه مفصل درباره اسم اینکه أبوهریره اسمش چه هست توضیح می­دهد تا اینجا که می­رسد ایشان می­گوید اسم أبی هریره عبد الرحمن بن صخر بوده

«علی الاصح من ثلاثین قولاً»

درباره اسم أبوهریره سی نظریه وجود دارد نظر صحیح چه است؟ اسمش عبدالرحمن بن صخر بوده، نظر آقای إبن مَنده هست إبن مَنده این را گفته از نووی نقل کرده نووی گفته:

«قال النووی فی مواضع من کتبه»

آقای القطب الحلبی چه گفته؟

«اجتمع فی إسمه واسم أبیه اربعة وأربعون قولاً»

درباره اسم خودش و اسم پدرش 44 نظریه وجود دارد

أبوهریره معروف کسی که دین­تان استوار هست بر پایه این آقا، بعد ایشان نظر خودش را می­گوید نظر زیاد هست ده­تا قول می­شود

«فمجموعُ ما قیل فی اسمه وحده»

فقط درباره اسم خودش

«نحو من عشرین قولاً»

فقط درباره اسم خودش بیست نظریه وجود دارد: عبد شمس، عبد نهم، عبد تیم، عبد غنم، عبدالعزی، عبد یالیل، باز در صفحه بعد اما می­گوید در 15 اسم تقریباً همه اتفاق داشتند که 15 اسم نقل شده درباره أبوهریره: عائذ، عامر، عمرو، عمیر، غنم، دومة، هانیء، همین‌طور دانه دانه، بعد دوباره نقل می­کند که 30 نظریه وجود دارد با ترکیب آن حالا اینها ضرب چه بکنیم 247 اسم می­شود در واقع، اگر این اسم خودش را با اسم پدرش ترکیب کنیم اینها را با همدیگر ضرب بزنیم این طوری بکنیم درباره أبوهریره درباره اسم خودش درباره اسم پدرش این‌قدر اختلاف وجود دارد، حرف آقا چه بود حرف آقای ترشابی؟ چون درباره اسم مادر حضرت مهدی سه چهار نظریه وجود دارد پس حضرت مهدی اصلاً وجود ندارد، درباره أبوهریره چند نظریه وجود دارد؟ بیش از 200 نظریه درباره اسم خودش اسم پدرش وجود دارد حداقل سی­ تا بیست­ تا ده ­تا، خیلی اختلاف هست اسم­های عجیب و غریبی که اصلاً با هم قابل جمع هم نیستند پس أبوهریره وجود خارجی نداشته این روایات جعلی که در کتاب­های­ شما در صحیح بخاری و صحیح مسلم درباره ابوهریره نقل شده هیچ کدام اینها واقعیت ندارد اصلاً ابوهریره وجود نداشته دروغ محض است دروغ ­شما مولوی­ها است اصلاً أبوهریره کجا بود.

مجری:

اصلاً وجود خارجی که هیچ چه، با این تعدادی که الآن به دست آمد وجود ذهنی هم نمی­تواند داشته باشد اصلاً نمی­شود تصور بشود چنین فردی.

استاد یزدانی:

حالا البته می­توانند جمع هم بزنند بگویند همه بوده همۀ اینها با هم، همه اسم پدرهایش را ما داشتیم در بین صحابه یک صحابی است که خیلی هم اینها دوستش دارند چهارتا پدر داشته پنج­تا پدر داشته، عمرو بن عاص پنج­تا پدر داشته بعضی­ها به او می­گویند عمرو بن خمسه یعنی پنج نفر دعوا داشته درباره عمرو بن عاص، یا درباره معاویه چهار نفر با هم دعوا داشته او می­گفت من پدرش هستم آن یکی می­گفت من پدرش هستم، شاید درباره أبوهریره هم خب اختلافات الکی نیست، ما نمی­دانیم البته ما در جریان نیستیم اینها باید بگویند که چه است بالاخره، این أبوهریرۀ که شما این‌همه سنگش را به سینه می­زنید اسمش چه است؟ چرا این‌قدر اختلاف هست درباره اسم خودش؟ چرا پدرش مشخص نیست چه کسی است؟ اصلاً چرا درباره پدرش به اتفاق نمی­رسید به یک نظریه واحد نمی­رسید؟ أبوهریره فلانی پسر فلانی، پس ابوهریره اصلاً وجود خارجی ندارد، البته زیاد هست از این افراد بخواهیم نام ببریم فقط شما کلمه «إختلف فی إسمه» را سرچ بزنید در کتاب «الاصابه» إبن حجر ده­ها مورد پیدا می­کنید درباره صحابۀ که اختلاف هست درباره اسم­هایشان.

مجری:

تازه اینها افرادی بودند مثل حالا أبوهریره­ای که بالاخره بیش از 5000تا روایت در کتب اهل سنت ذکر شده و اینها، افرادی بودند که انگیزۀ برای مخفی کردن تاریخ ولادت، مخفی کردن اسم­شان و اینها وجود نداشته حالا حضرت آقا ولی عصر (عج) که در آن زمان خفقان کأنه باید همین گونه پیش می­رفتند.

بسیار زیبا، خیلی ممنون استفاده کردیم حاج آقا از محضرتان، برویم سراغ کلیپ بعد کلیپ شماره 127 را با هم می­بینیم.

کلیپ شماره 127:

إبن أبی ملیکه از تابعین هست امام بخاری از او روایتی دارد که می­گوید که

«أدركت ثلاثين من أصحاب محمد صلى الله عليه وسلم كلهم يخاف النفاق على نفسه»

30تا از یاران رسول الله (ص) درک کردم با آنها ملاقات داشتم با آنها نشستم، شاگرد آنها بوده، همه از نفاق می­ترسند که مبادا دچار نفاق شوند نفاق عملی هم حتی دروغ گفتن، اینجاست که وقتی اهل سنت می­گویند که صحابه عدول هستند این است؛ یعنی اینکه اصحاب رسول الله تعمد دروغ نمی ­کنند عمداً دروغ نمی ­گویند، عمداً نافرمانی خدا نمی­کنند، امکان دارد کسی اشتباه می­کند کسی خالی از اشتباه نیست اما نمی­ آید بر پیغمبر دروغ ببندد، نمی­آید بر خدا دروغ ببندد، بدین خاطر می­گوییم اهل سنت می ­گویند صحابه عدول هستند عادل هستند، نه اینکه اصلاً اشتباه نمی ­کنند این درک غلط هست الآن إبن أبی ملیکه می­ گوید که 30نفر از اصحاب رسول (ص) را ملاقات کردم همنشین ­شان بودم در جلسات­شان حضور داشتم می­ ترسیدند از نفاق، این از ایمان آنها است از فهم درست­شان از خودشان هست.

مجری:

این کلیپ را هم با هم دیدیم که ادعای که بارها و بارها تکرار شده حالا باز هم این را مطرح بکنیم ببینیم آیا اینها جوابی دارند سوای مطرح کردن این ادعا یا نه، بارها و بارها ادعا را تکرار کردند که هنر نیست، حضرت استاد این پاسخ این چه خواهد بود که اصلاً چطور قابل هضم هست چنین چیزی که بخواهیم بگوییم صحابه نمی­توانند، حالا نمی­ توانند با تعبیر ایشان عمداً دروغ نمی ­گویند عمداً گناه نمی کنند و چنین چیزی وجود نداشته، آیا حالات تبیین روشن­ تر برای این مسئله وجود دارد؟

استاد یزدانی:

درباره بحث اینکه صحابه همه عادل هستند اینها اتفاق دارند تقریباً جز حالا یک دو مورد حالا خدمتتان عرض خواهم کرد، اما اینکه عادل هستند به چه معنا است؟ «صحابه کلهم عدول» یعنی چه؟ عادل هم به این معنا که  فسقی از آنها سر نزده؟ خیلی­ هایشان گفتند صحابه عادل هست یعنی فاسقی در بین آنها وجود ندارد، از آن‌طرف دیدند که نه بابا صحابۀ داشتیم که زنا کرده زنای محسنه انجام داده، شراب خورده، قمار زده، آدم کشته، مرتد شده، این را گفتند نه اینکه نمی­ شود، بعضی­هایشان آمدند «صحابه کلهم عدول» یعنی جرح و تعدیل حق نداریم ما درباره آنها انجام بدهیم، نظریات زیاد هست حالا ما یک پرونده مفصلی داریم درباره عدالت صحابه تمام نظریات اینها را درباره اینکه «صحابه کلهم عدول» یعنی چه را آنجا آوردیم حالا لازم بشود خدمتتان آنها را یک زمانی وقت بشود که بحث صحابه را پیش بکشیم حتماً آنها خواهیم گفت، اما یک نظریه این هست که صحابه از دروغ عمدی پیغمبر معصوم هستند؛«صحابه کلهم عدول» یعنی «کلهم معصومون عن تعمد بالکذب علی رسول الله» حالا من نشان بدهم چه کسی این را گفته؛ آقای إبن تیمیه، زیاد هستند کسانی دیگر هم که همین را گفتند، إبن تیمیه کتاب دارد به نام «الإخنائیه الرد علی الإخنائی» که یک کتابی آقای إخنائی نوشته ایشان در ردش نوشته آقای احمد بن عبد الحلیم بن تیمیه حرانی، متوفی 728، تحقیق احمد مونس العنزی، دار الخراز، در عربستان سعودی این را چاپ کرده، چاپ اول، چاپ 1420، صفحه 287، که ایشان

«ولمّا کان اصحابه اعلم الناس بدینه... فلا یعرف من الصحابه من کان یتعمد الکذب علی رسول الله»

شما پیدا نمی­کنید در بین صحابه کسی را که عمداً به پیغمبر دروغ گفته باشد

«و إن کان فیه من له ذنوب»

اگر چه در بین صحابه کسانی هستند که گناهانی انجام می­دادند

الإخنائیة أو الرد علی إخنائی، ابن تیمیه حرانی، تحقیق احمد مونس العنزی، دار الخراز عربستان سعودی، چاپ اول، چاپ 1420، ص 287

خب دیگر تاریخ را نمی­شود پاک کرد،

«لکن هذا الباب مما عصمهم الله فیه»

این باب یعنی «تعمد الکذب علی نبیهم»

«هذا الباب مما عصمهم الله فیه»

خدا همه صحابه را از دورغ بستن به پیغمبر معصوم کرده است،

ادعای آقای ابن تیمیه هستند، ما می­گوییم ائمه معصوم هستند اینها دادشان در می‌آید فریادشان در می‌آید این مشخص است، کلاً 14 نفر بیشتر نیست، چهارده نفر که ما ثابت می­کنیم اینها معصوم هستند، و هیچ گناهی هم از اینها نقل نشده، ثابت نیست، نمی­تواند کسی ثابت کند فلان ائمه فلان گناه را انجام داده، ولی اینها برای 124 هزار صحابی یک عصمتی را قایل هستند که هیچ دلیلی برای  اثباتش وجود ندارد، صحابه چه کسی است، صحابه کسی است که یک بار پیغمبر را دیده باشد، الان نظر اکثریت اهل سنت همین است که یک بار پیغمبر را دیده باشد با همین ولو ساعت ، ولو حتی یک دقیقه باشد، کسی پیغمبر را دیده باشد یک لحظه پیغمبر را ببیند صحابی به‌حساب می‌آید، خب چه می­شود که با یک لحظه دیدن پیغمبر این آقایان معصوم بشوند دیگر برای همیشه، از دروغ بستن به پیغمبر چه دلیلی برای این قضیه و جود دارد، اصل و اساس مذهب اینها بر همین عدالت صحابه است، آیا در قرآن آیه­ای وجود دارد که گفته باشد «الصحابه کلهم معصومون»؟ نه «من تعمد الکذب علی نبیهم» آیا آیه­ای داریم، روایاتی داریم که پیغمبر گفته باشد «اصحابی کلهم معصومین من تعمد الکذب علیَّ»؟ نداریم، صحابه همچین ادعایی داشتند؟ نه تابعین همچین ادعایی داشتند؟ نه، این دروغ­هایی است که شما درست کردید، چه دلیلی واقعاً برای این مسئله وجود دارد که صحابه از دروغ عمدی معصوم باشد، همچین دلیلی برایش، نیست، من سؤال می­کنم آقای حسینی به این سؤال من جواب بده، واقعاً به‌عنوان یک شیعه در ذهنم این سؤال پیش آمده چه دلیلی در قرآن سنت سیره صحابه سیره تابعین، از گفته تابعین حتی پیدا کنید که صحابه همه­شان معصوم هستند از دروغ عمدی به پیغمبر، چه دلیلی برای این وجود دارد ،اگر ندارد واقعاً باید خجالت بکشید و دست بکشید، غیر از اینها آقای ابن عثیمین، آمده کلاً این نظریه را رد کرده و بحث دیگری گفته اصلاً ایشان در کتاب­های متعدد خودش شیخ محمد صالح العثیمین متوفی 1421کتابی دارد بنام شرح العقیدة الواسطیه که شرحی بر کتاب ابن تیمیه است جلد 2، ص 292، شکی نیست که

«أنه حصل من بعضهم سرقه»

بعضی از صحابه دزدی می­کردند،

شرح العقیده، الواسطیه، محمد صالح العثیمین، ج2، ص 292

بعضی­ها شراب می­خوردندن، بعضی­ها تهمت زنا می­زدند به بعضی­های دیگر صحابه به صحابه اتهام فحشا می­زدند، بعضی ­هایشان زنا می­کردن

«و زنا بغیر احسان»

زنای محسنه داشتند زنای غیر محسنه داشتند، می­گوید اینکه شک و شبه ه­ای در آن نیست باز کتاب دیگری دارد بنام «شرح مختصر التحریر» همین آقای ابن عثیمین چاپ اول، که در عربستان سعودی هم چاپ شده صفحه شماره 669، بحث صحابه را معنا می­کند

«و الصحابة عدول»

شرح مختصر التحریر، ابن عثیمین، چاپ اول، عربستان سعودی، ص 669

یعنی چه؟ صحابه عادل هستند یعنی چه؟ یعنی «من لم یعرف بقدحٍ» همه صحابه عادل نیستند، صحابه­ای عادل است که از او چیز بدی دیده نشده باشد، بعد مثال می­زند به این آیه قرآن کریم

«وَ الَّذينَ يَرْمُونَ الْمُحْصَناتِ ثُمَّ لَمْ يَأْتُوا بِأَرْبَعَةِ شُهَداءَ فَاجْلِدُوهُمْ ثَمانينَ جَلْدَةً وَ لا تَقْبَلُوا لَهُمْ شَهادَةً أَبَداً وَ أُولئِکَ هُمُ الْفاسِقُونَ»

از این استدلال می­کند که

«فدل ذلک علی أنه فیهم الفسق»

این آیه ثابت می­کند که در میان صحابه فاسق وجود داشته

کسانی بودند که فاسق بودند دروغ می­بستند، اتهام فحشا می­زدند به زنان پاکدامن

«و أن رمی محسنا ولو فی عهد رسول ا لله فإنه فاسق»

کسی که به یک زن پاکدامن اتهام فحشا بزند ولو در زمان پیغمبر باشد، ولو صحابی باشد او فاسق است

واجب است که 80 ضربه شلاق زده بشود و دیگر بعد از آن شهادتش هرگز پذیرفته نمی­شود، این ابن عثیمین هست، صریح و واضح و روشن بر خلاف نظر تمام سلفی­ها و همه اینها نظر می­دهد،

«فالحاصل: أن الصحابة عدول إلا من عرف بقدحٍ»

صحابه عادل هستند مگر آنهایی که ایرادی چیزی از آنها سر زده باشد که ما آنها را عادل نمی­دانیم،

خب نظر شیعه می­شود دیگر، ما هم می­­گوییم همه خوب الا کسانی که فلان کار را کردند، خب همین نظر، باشد همه خوب ولی آنهایی که بد هستند چه؟ خب باز ایشان دقیقاً نظر شیعه را مطرح می­کنند، اما اینکه گفتند صحابه همه­ از دم عادل هستند به ای معنا که هرگز دروغ عمدی به پیغمبر نمی­بندند، این هم خب ده­ها مستند و جود دارد رد ردش، من فقط دوتا مستند خدمتتان نشان بدهم که دوستان عزیز هم ببینند، کتاب «جامع البیان علم و فضله» نویسنده آقای ابن عبد البر معروف، چاپ دار ابن جوزی، جلد 1، صفحه 1101، از طاووس نقل می­کند که از تابعیین است

«کنت جالساً عند ابن عمر»

پیش ابن عمر نشسته بودم

جامع البیان علم و فضله، عبد البر، چاپ دار ابن جوزی، ج1، ص 1101

که شخصی آمد

«فأتاه رجل فقال إن ابا هریره یقول إن الوتر لیس بحتم، فخذوه منه و دعوا»

ابوهریره می­گفت که نماز وتر چه هست،

«فقال ابن عمر»

ابن عمر گفت

«کذب ابوهریره»

ابوهریره دروغ دارد می­گوید

سند روایت هم صحیح است ،خب شما می­گویید صحابه عمداً دروغ نمی­ گفتند این هم صحابه الکی دروغ گفته؟، الکی که دروغ نگفته دارد روایت نقل می­کند از پیغمبر من از پیغمبر سؤال کردم پیغمبر این‌طور گفت، این چرا دارد دروغ می­ گوید، این هم ابن عمر، البته باز همین کتاب یک چاپ دیگر همین مطلب را نقل کرده صفحه 154، که

«ابن عمر: کذب ابوهریره»

و در صفحه بعد می­گوید عایشه هم ابن عمر را تکذیب کرده درباره عُمر پیغمبر که پیغمبر چقدر عمر داشته، سن پیغمبر چند ساله بوده، عایشه گفته عبدالله بن عمر دروغ گفته در این قضیه، این هم هست که در همان چاپ قبلی که من نشان دادم تحریف شده بود، در این چاپ دار ابن جوزی جلد اول ، صفحه 1102، آن کذبت را گرفته «و خطأت عایشة بن عمر»

مجری:

عجب، می­ خواستم عرض بکنم محضر شما که لفظ کذب زمانی که بکار می­رود نشان می­دهد که یک تعمدی در کار بوده، و إلا اگر کسی اشتباهاً بگوید می­ گویند اشتباه کرده طرف،

استاد یزدانی:

بله اگر این مشکلی نداشت چرا تحریف می­کردید، حالا ما امروز گیر دادیم به ابوهریره،باز یک سری مطالب در مورد همین ابوهریره نشان بدهیم همه مباحث را از ابوهریره ثابت کنیم، کتاب «تأویل مختلف الحدیث» پاسخ کلیپ اول با ابوهریره بود این هم کلیپ دوم باز با ابوهریره، تأویل مختلف الحدیث آقای ابن قطیبه دینوری که از بزرگ سلفی ها است، خطیب اهل السنه و الأثر فقیه ادبا و ادیب الفقها الإمام السلفی و العلامة الأثری علی محمد عبد الله بن مسلم بن قطیبه متوفی 276، کتاب هم در دار ابن قیوم در عربستان سعودی و دار ابن عفان در مصر چاپ شده، صفحه 70، گاهی می­گوید بعضی هستند احتجاج می­کنند به حدیث ابوهریره آن سری احادیثی که

«لا یوافقه علیه احد من الصحابه»

هیچ کدام از صحابه نظر ابوهریره را درباره آن روایت قبول ندارند

«و قد اکذبه عمر و عثمان و عائشة»

تأویل مختلف الحدیث، ابوهریره، دار ابن قیوم در عربستان سعودی،ص 70

چه کسانی گفتند ابوهریره دروغگو هست؟ خلیفه دوم می­گوید ابوهریره دروغگو بوده، عثمان بن عفان خلیفه سوم می­گوید ابوهریره دروغ گو بوده عایشه همسر پیغمبر می­گوید ابوهریره دروغ گو بوده، اینها خودشان همدیگر را تکذیب می­کنند، همدیگر را می­گویند دروغگو بودند، خودشان می­گویند ما داریم دروغ می­گوییم شما می­گویید نه همه­ شان معصوم هستند، از دروغ، ما حرف چه کسی را قبول کنیم حرف شما را یا حرف خود صحابه را، این در کتاب­های شما آمده، باز صفحه 94، باز امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب را هم اضافه می­کند که

«و ذکر ابوهریره فقال اکذبه عمر و عثمان و علی بن ابی طالب و عائشة»

تأویل مختلف الحدیث، ابوهریره، دار ابن قیوم در عربستان سعودی،ص 94

اگر کسی چهار نفر عادل، شهادت بدهد فلانی زنا کرده خب همه می­پذیرند باید سنگسارش بکنند حالا چهار نفر از بزرگان صحابه ازنظر اینها شهادت داده که ابوهریره دروغ گو است برای ما همان امیرالمؤمنین کافی است، امیرالمؤمنین بگوید فلانی دروغ گو است ما اصلاً چشم بسته می­پذیریم، خب چهار نفر از بزرگان شما گفته ابوهریره دروغ می­بسته به پیغمبر و شما می­گویید، این بزرگ شما است، صحابه است که بیش از 5هزار روایت درکتاب­های اهل سنت دارد، در صحیح بخاری صحیح مسلم، پایه و اساس روایات شما بنا شده بر گرده ابوهریره، بر جیب اوب هریره، ابوهریره همه را از جیب خودش در آورده ، آن ابوهریره را هم خلیفه دوم، خلیفه سوم، امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب و عایشه تکذیب کرده، این راستگو است، این یک مورد از صدها مورد دیگر که می­توانیم مثلا بیاوریم که این حرف شما واقعیت، ندارد و دروغ است، حالا روایاتی است که بعضی از صحابه در محضر خود پیغمبر دروغ می­گفتند، در حضور پیغمبر سندش هم صحیح است، «الإحسان فی تغریب صحیح بن حبّان» اصل کتاب برای ابن حبّان است، با تحقیق آقای شعیب الأرنعوط وهابی، چاپ مؤسسه الرساله بیروت، چاپ اول در سال 1412، چاپ شده، صفحه 44، حدیث 3657، تا می­رسد به صفحه 45،

«عن عائشة ما کان خلق ابغض إلی رسول الله من الکذب»

پیش پیغمبر اخلاقی بدتر از دروغ نبود

الإحسان فی تغریب صحیح بن حبّان، شعیب الأرنعوط وهابی، ، چاپ مؤسسه الرساله بیروت، چاپ اول، سال 1412،ص45، ح 3657

پیغمبر از چه بدش می­­آمد؟ بیش از هر چیز از دروغ بدش می­آمد پیغمبر،

«ما کان خلق ابغض إلی رسول الله من الکذب و لقد کان رجل یکذب عنده الکذبة»

در حضور پیغمبر یک عده­ای می­­آمدند دروغ می­گفتند به پیغمبر

«فما تزال فی نفسی حتی یعلم أنه قد احدث منه توبه»

این در دل پیغمبر می­ماند اگر شخصی از اصحاب پیغمبر در حضور پیغمبر دروغ می­­گفت پیغمبر از دلش خارج نمی­شد نگه می­داشت در دل خودش تا اینکه معلوم می­شد که این آقا از دروغش توبه کرده

«اسناده صحیح»

در حضور پیغمبر صحابه دروغ می­گفتند حالا بعد از پیغمبر تکلیف کاملاً مشخص است، شعیب الأنعوط وهابی می­گوید سندش صحیح است، همین روایت در مسند احمد حنب جلد 42، باز با همین تحقیق شعیب الأنعوط چاپ 1421، صفحه 100، حدیث 25183، نقل شده و خود آقای شعیب الأنعوط گفته

«اسناده صحیح، رجاله الثاقت رجال شیخین»

سند روایت صحیح است تمام راویانش راویان صحیح بخاری هستند،

مسند احمد، تحقیق شعیب الأنعوط ، چاپ 1421، ص 100، ح 25183

این روایت ثابت می­کند که بعضی از اصحاب پیغمبر در حضور پیغمبر دروغ می­گفتند دل پیغمبر را بدرد می ­آورند پیغمبر این را کینه می­کرد در دل خودش نگه می­داشت تا اینکه بفهمد آقای فلانی توبه کرده یا توبه نکرده، حالا از اینها زیاد است،

مجری:

بله ما همان یک ابوهریره را که شما به حسابش رسیدید به نظرم همین کفایت می­کند که کل بند و بساط اینها جمع بشود چون‌که هم فرصت کم هست هم عزیزان بیننده­ هم هستند اگر اجازه بدهید ادامه بدهیم به بحث خودمان، خیلی زیبا بود بحثی که اساس و بنیان، کتب صحیحین، کتب مسند، کتب روایی اصیل و با اعتبار اهل سنت را با این نوع نگاه بخواهیم به آن نگاه بکنیم تماماً چیزی جز اکاذیب برایشان نخواهند ماند، این صحبتی بود که از کتب خود اهل سنت نقل شد،  بسیار خب حالا بپردازیم به اینکه ببینیم چه عاملی باعث شده اینها بگویند صحابه عادل بوده و این حرفها؛ بدون فوت وقت برویم سراغ کلیپ بعد و ببینیم باهم این کلیپ بعدی را

کلیپ:

ببینیم قرآن کریم چه می­فرماید در سوره مبارکه فتح آیه 29، الله متعال در رابطه با عموم صحابه که خلفای راشدین در رأسان هستند اینگونه می­فرماید:

«مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَالَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاءُ بَيْنَهُمْ»

محمد که رسول خدا است و کسانی که همراه او هستند (صحابه و یارانش ابوبکر  و عمر عثمان علی حسن و حسین طلحه و زبیر و سعد و سعید اینها در رأس هستند)

«أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ»

مهم­ترین ویژگی­های اینها این است که اینها بر کفار سخت هستند،

«رُحَمَاءُ بَيْنَهُمْ»

اینها عموماً در میان یک دیگر مهربان هستند

«تَرَاهُمْ رُكَّعًا سُجَّدًا»

فتح /29

تصویری است که قرآن از محمد رسول الله (ص) و یارانش برای ما به تصویر می­کشد

«تَرَاهُمْ رُكَّعًا سُجَّدًا»

اینها را شما در حال رکوع و سجده می­بینید

«يَبْتَغُونَ فَضْلًا مِنَ اللَّهِ وَرِضْوَانًا»

اینها به دنبال خوشنودی الله متعال هستند،

آن‌طوری که آخوند می­گوید، آن‌طوری که رافضی می­گوید، آن‌طور که اثناعشری می­گوید، آن‌طوری که کلینی و مجلسی و خمینی و خامنه­ای می­گویند، آن‌طوری نیست، قرآن می­ گوید:

«يَبْتَغُونَ فَضْلًا مِنَ اللَّهِ وَرِضْوَانًا»

این یاران محمد به دنبال خوشنودی الله متعال هستند،

آن‌طوری که آخوند می­گوید اینها منافق بودند دروغ می­گوید حالا ما شهادت آخوند را قبول بکینم یا شهادت الله متعال را که در قرآن کریم از بالای هفت آسمان نازل کرده تا قیام قیامت تلاوت می­شود.

مجری:

بله بالاخره صحبت­شان را بخواهیم بصورت منطقی بیان بکنیم خود قرآن، خود خداوند متعال این طور فرمودند که تمامی صحابه حالا اینهایی که هستند اینها افرادی هستن که رکعاً سجدا هستند، یبتغون فضلاً من الله هستند، خدا از اینها حسابی راضی شده این آخوندها چه مشکلی دارند، چرا ما شهادت الله متعال را بقول اینها بپذیریم یا شهادت آخوندها را؟

استاد یزدانی:

بله من خیلی خلاصه باید این را جواب بدهم، یک جواب­های نقضی می­شود داد از همین قرآن کریم، یک سری جواب­های حلی، ببینید این آیه قرآن کریم تصویری از اینکه صحابه همه اینطوری بودند نمی­دهد، خداوند نمی­فرماید که همه اصحاب پیغمبر در کنار او هستند، همه کسانی که هستند،«أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ»هستند، نمی­فرماید همه صحابه همه باهم «رُحَمَاءُ بَيْنَهُمْ» هستند، نمی­فرماید همه «رکعاً سجدا» هستند، همه دنبال فضل و رضایت، و دنبال رضایت خانه هستند ، این را نمی­خواهد بفرما، بلکه بایدهای یک صحابی را خداوند بیان می­کند کسی که صحابی پیغمبر هست باید اشداء علی الکفار باشد، کسی که خود را صحابی پیغمبر می­داند، باید با بقیه صحابه مهربان باشد، کسی که صحابی پیغمبر هست باید دنبال رضایت خداوند باشد، چه باشد و چه باشد ،نمی­گوید حتماً صحابه اینطوری باشد، بلکه بایدهای صحابه، اگر اینطوری باشد ،که واقعاً خداوند در این آیه فرموده باشد که همه صحابه اینطوری بودند خب قرآن در تضاد می­شود، با آیات دیگر در تضاد می­شود ،من همین بخش اولش را بحث می­کنم

«والذین معه اشدء علی الکفار»

ببینیم آیا همه صحابه اشداء علی الکفار  بودند یا نبودن، برویم سراغ همین قرآن کریم در سوره مبارکه آل عمران آیه 155،

«إِنَّ الَّذِينَ تَوَلَّوْا مِنْكُمْ يَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعَانِ إِنَّمَا اسْتَزَلَّهُمُ الشَّيْطَانُ بِبَعْضِ مَا كَسَبُوا وَلَقَدْ عَفَا اللَّهُ عَنْهُمْ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ حَلِيمٌ»

آل عمران/ 155

کسانی که در آن روز«يَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعَانِ» یعنی جنگ احد که کفار و مسلمان­ها رودررو شدند باهمدیگر، چکار کردند؟ تولو منکم، از میان شما صحابه فرار کردند، چرا فرار کردند؟ شیطان آنها را گول زد، شیطان کاری کرد که آنها بلغزند و قدمشان لغزیدند به خاطر مال و منال رها کردند آن گردنه را آمدند و باعث شدند که مسمان­ها آنجا شکست بخورند و 70 نفر از اصحاب پیغمبر به شهادت برسند آیا صحابه­ای که آن گردنه را رها کردند یا آن صحابه­ای که رفتند طرف گردنه، اینها همه اشداء علی الکفار بودند؟ این قابل قبول هست؟ خدا می­فرماید صحابه در جنگ فرار کردند شما می­گویید همه از دم اشداء علی الکفار بودن قابل قبول نیست نمی­شود این را پذیرفت این از اوایل اسلام،  سال دوم یا سال سوم، باز سوره مبارکه توبه آیه 25،

«لَقَدْ نَصَرَكُمُ اللَّهُ فِي مَوَاطِنَ كَثِيرَةٍ»

خدا در جاهای متعدد شما را یاری کرده

توبه / 25

در جنگ حنین

«إِذْ أَعْجَبَتْكُمْ كَثْرَتُكُمْ فَلَمْ تُغْنِ عَنْكُمْ شَيْئًا وَضَاقَتْ عَلَيْكُمُ الْأَرْضُ بِمَا رَحُبَتْ»

خدا جاهای متعدد از جمله در جنگ حنین، چه شده بود؟ شما مغرور شده بودید ما افرادمان بیشتر است، اما این زیاد بودن افراد هیچ سودی به حال شما نداشت

«وَضَاقَتْ عَلَيْكُمُ الْأَرْضُ»

دنیا برای شما تنگ شده بود

دنیا با این همه وسعتش برای صحابه تنگ شده بود

«ثُمَّ وَلَّيْتُمْ مُدْبِرِينَ»

فرار کردید پشت کردید

اصلاً یبتغون فضلاً من الله فرار کردند، داریم روایت در صحیح بخاری که یکی از اصحاب پیغمبر است دارد فرار می­کند به او می­رسند می ­گوید چرا داری فرار می­کنی ،می­ گوید خدا دستور داده فرار کنید، در صحیح بخاری حالا نمی ­خواهم اسمش را ببرم، همان طور که گفتم شبش نیست که من بخواهم اسم آنها را ببرم، انتصاب می­کند به خدا می ­گوید خدا گفته فرار کنید حالا کاری به آن قضیه نداریم خب این دوتا آیه ثابت می­کند که اصحاب پیغمبر در جنگ­های متعدد فرار کردند، کسانی که در جنگ فرار می­کنند جان خودشان را برمی­دارند و پیغمبر را تنها می­گذارند، اینها اشداء علی الکفار هستند؟ اینها واقعاً اشداء علی الکفار می­توانند باشند، حالا غیر از اینها بعدی­اش را برویم ببینیم

«رحماء بینهم»

صحابه با همدیگر  مهربان بودند

خیلی باهم مهربان بودند واقعاً جنگ جمل را فراموش کردید در جنگ جمل دوطرف از اصحاب هستند، امیرالمؤمنین قطعاً از اصحاب پیغمبر است اگر خدا قبول کند به قول شما، طلحه و زبیر  عایشه و فلانی و فلانی خب خیلی بودند، اینها هم از اصحاب هستند، جنگیدند باهم یا نجنگیدند، مهربانانه باهم می­جنگیدند و 30 هزار نفر را کشتند همه ­اش، زیاد نیست، مهربان بودند که 30 هزار نفر را کشتند، 30 هزار نفر یا در جنگ صفین باز دوطرف از اصحاب پیغمبر هستند، 75 هزار نفر کشته شده، اینها باهم مهربان بودند، چه قاتل­های مهربانی خب عقل می­پذیرد که همه صحابه، بله در میان صحابه کسانی بودند «أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ» بودند «رُحَمَاءُ بَيْنَهُمْ» بودند، همه این ویژگی­ها را داشتند، فراوان هم بودند، خیلی هم زیاد بودند ولی همه اینطوری نبودند، اگر همه اینطوری باشند هم با قرآن در تضاد است و هم با تاریخ در تضاد است ،حالا من  چندتا از این صحابه را نام ببرم که اینها قبرتاً الی الله بعضی از کارهارا انجام دادند، اصلاً بعضی از اینها آمدند در کشتن عثمان نقش داشتند، عثمان را کشتند، خلیفه سوم اهل سنت را کشتند، از بهترین کتاب­های اینها در بحث تراجم صحابه، «الإصابه فی تمیز صحابه» آقای ابن حجر عسقلانی، جلد4، چاپ دار الکتب العلمیه بیروت،، چاپ 1415، صفحه 281، شرح حال آقای عبد الرحمن بن عدیس بلوی را ایشان نقل می­کند، عبد الرحمن بن عدیس بلوی می­گوید از اصحاب پیغمبر بود از پیغمبر روایت شنید در جنگ فتح مصر بود

«و کان فی من سار إلی عثمان»

از آنهایی بود که علیه عثمان لشکر کشید

الإصابه فی تمیز صحابه، ابن حجر عسقلانی، چاپ دار الکتب العلمیه بیروت،، چاپ 1415، ج 4،ص 281

چه کسانی بودند؟، اقای ابن برقی و بغوی و دیگران گفتند

«کان ممن بایع تحت الشجره»

در بیعت رضوان هم حاضر بوده و با پیغمبر در آنجا بیعت کرده پس خدا برای همیشه از او راضی بوده، ابن یونس هم گفته، زیر درخت با پیغمبر بیعت کرده

«ثم کان رئیس الخیل التی سارت من مصر إلی عثمان فی الفتنة»

ایشان رهبر آن لشکری بود  که از مصر آمده بودند برای کشتن عثمان

و عثمان را هم کشتند، آقای عبد الرحمن بن عدیس بلوی، چرا کشتند عثمان را ؟ قربتاً إلی الله دیگر،برویم سراغ حرف آقای ترشابی، آقای ترشابی می­گفت همه صحابه «يَبْتَغُونَ فَضْلًا مِنَ اللَّهِ وَرِضْوَانًا» اینها دنبال فضل و رضوان الهی بودند و قربتاً إلی الله کشتند، می­ خواستند به رضوان الهی برسند، این آقای عبد الرحمن بن عدیس،در کتاب «الإستیعاب» ابن عبد البر، جلد1، باز همین قضیه آمده که ایشان صفحه 505، شرح حال 1436،

«هو کان الأمیر علی الجیش القادمین من مصر إلی المدینه الذین حصروا عثمان و قتلوه»

الإستیعاب، ابن عبد البر، ج1، ص 505،  ش 1436

ایشان رئیس همان­هایی بودند که لشکر کشی کردند علیه عثمان از آنهایی بود که بیعت رضوان با پیغمبر بیعت کرده بود، اما قربتاً الی الله آمدند عثمان را کشتند، حالا می­ پرسیم از شما، شما گفتید همه صحابه قربتاً إلی الله «يَبْتَغُونَ فَضْلًا مِنَ اللَّهِ وَرِضْوَانًا» دنبال رضایت خداوند بودند، عبد الرحمن بن عدیس بلوی، عثمان را کشت قربتاً الی الله کشت، اگر قربتاً الی الله کشت چرا شما از او ناراحت هستید چرا ناراضی هستید، چرا فحش می­دهید به او، یکی دوتای دیگر هم از این صحابه نشان بدهم، که قربتاً الی الله چه کارهایی اینها انجام می­دادند،

مجری:

آیه گفته بود «تَرَاهُمْ رُكَّعًا سُجَّدًا» اینها قرار است هر وقت ببینیم­شان در حال رکوع و سجده باشند، حالا ببینیم این بار چکار کردند.

استاد یزدانی:

بله حالا من یکی دیگر هم از این اصحاب پیغمبر نشان بدهم که این هم خیلی قربتاً الی الله کارهایی انجام می­داده، و در کشتن عثمان هم خیلی نقش داشته، آقای عمرو بن حمق خزائی، در همین کتاب «الإصابه فی تمیز صحابه» جلد 4، صفحه 5014، جز کسانی که از اصحاب پیغمبر بوده، عمرو بن حمق، ابن سکن گفته از اصحاب پیغمبر بوده بعد از حدیبیه هجرت کرده، بلکه بعد از حجة الوداع اسلام آورده ولی نظر صحیح این است که بعد از حدیبیه ایشان هجرت کرده و اسلام آورده، آقای ابن کثیر شاگر ابن تیمیه سلفی در کتاب «البدایه و النهایه» جلد7، چاپ قطر، چاپ 1436، عجیب و غریب داستانی درباره ایشان نقل می­کند، می­ گوید ابن عساکر نقل کرده از ابن عون، چون تلاش کرده زحمت کشید عمار بن یاسر را کشته خدا یک اجری هم به او می­دهد، حالا به این کاری نداریم سرجای خودش باید بحث بشود، می­گوید این مثل قاتلان عثمان نیست، ابوالعادیه مثل قاتلان عثمان نیست، چرا؟ چون آنها مجتهد نبودند، ابوالعادیه هم جزو بیعت رضوان است، عبد الرحمن بن عدیس بلوی هم جزء بیعت رضوان است، ولی یکی مجتهد است یکی مجتهد نیست، چرا؟ چون می­گوید عثمان هیچ کسی را نکشته بود، مگر عمار کسی را کشته بود؟ می­گوید عثمان با کسی نجنگیده بود کسی را نکشته بود، زنا نکرده بود، مگر عمار نعوذ بالله زنا کرده بود؟ مرتد نشده بود، مگر عمار مرتد شده بود؟

«بل هم فساق»

قاتلان عثمان چه بودند، فساق بودند، محارب بودند، خود حلال را ریختند بلاتعبیر

«علی  سبیل الظلم و عدوان فهم فساق ملعونون»

از اصحاب پیغمبر است، خودت گفتی صحابۀ پیغمبر کسانی بودند «يَبْتَغُونَ فَضْلًا مِنَ اللَّهِ وَرِضْوَانًا»  ما حرف شما را گوش بدهیم یا حرف قرآن را، قرآن می ­گوید صحابه کسانی بودند که «يَبْتَغُونَ فَضْلًا مِنَ اللَّهِ وَرِضْوَانًا» شما می­گویید نه آنهایی که عثمان را کشتند از اصحاب پیغمبر اینها ملعون بودند، فاسق بودند، فاجر بودند، مفسد فی العرض بودند، اوباش بودند، ما حرف شما را قبول کنیم یا حرف خدا را ، شما به ما پیشنهاد بدهید، اگر حرف خدا را گوش بدهیم اینجا باید راضی باشیم خیلی هم خوشحال باشیم بگوییم قاتلان عثمان اجر داشتند دست­شان درد نکند طبق حرف شما، چکار کنیم اینجا؟ بگویید به ما یا قاتلان عثمان را بگویم دست­شان درد نکند «يَبْتَغُونَ فَضْلًا مِنَ اللَّهِ وَرِضْوَانًا» یا دست بکشیم از این استدلال بسیار سخیف، چه خبر است یک نفر یک لحظه پیغمبر را دیده چرا باید تمام این ویژگی­ها را داشته باشد، صحابی شده، بعد بشود

«أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاءُ بَيْنَهُمْ تَرَاهُمْ رُكَّعًا سُجَّدًا يَبْتَغُونَ فَضْلًا مِنَ اللَّهِ وَرِضْوَانًا سِيمَاهُمْ فِي وُجُوهِهِمْ مِنْ أَثَرِ السُّجُودِ»

خب چرا باید اینطوری بشود ، چه دلیلی وجود دارد ،خدا کجا گفته همه صحابه اینطوری هستند، بله خیلی­هایشان اینطوری بودند،خیلی از اصحاب پیغمبر اینطوری بودند، 800 نفر از همین اصحاب بیعت رضوان در رکاب امیرالمؤمنین در جنگ جمل شرکت داشته با طلحه و زبیر جنگیدند، ما از اینها راضی هستیم خدا هم از اینها راضی هستند ما دوستشان داریم خدا هم قطعاً آنها را دوست دارد، امیرالمؤمنین آنها را دوست داشت، همه باید دوست داشته باشیم اینها را ، ولی همه صحابه اینطوری نیستند به خدا، اگر قرار باشد همه صحابه اینطوری باشند شما باید بگویید آقای عمرو بن حمق خزائی، که از اصحاب پیغمبر بوده عثمان را 9 ضربه زده 3 ­تا قربتاً الی الله و 6 تا به خاطر کینه­ ای که داشته،«يَبْتَغُونَ فَضْلًا مِنَ اللَّهِ وَرِضْوَانًا» دستش درد نکند جایش بهشت است، چرا؟ چون زحمت کشیده، مجتهد است، مجتهد هم زحمت بکشد، به هر حال اجر واحد دارد، این تناقضات زیادی که در منابع اینها وجود دارد درباره صحابه یکی دوتا نیست اگر بخواهیم باز هم بحث کنیم فراوان است.

مجری:

سلامت باشید خیلی زیبا و قابل استفاده الحمدالله، اینکه به‌راحتی می ­آیند یک آیه را بقول خودشان می­گویند نه باید تفسیر و تأویل و در مرحله بعد تحریف بکنیم به این سادگی خودشان می­آیند چنین چیزهایی را بیان می­کنند و بعدش باید این تناقضات را خودشان پاسخ بدهند، بالاخره قاتل خلیفه سوم را باید بگویند جزء صحابه بوده و کار خوبی کرده و «يَبْتَغُونَ فَضْلًا مِنَ اللَّهِ وَرِضْوَانًا» خیلی استفاده کردیم حضرت استاد از محضرتان، خب بپردازیم سؤالات شما عزیزان و تماس­هایی که شما عزیزان با برنامه داشتید و صدای شما را بشنویم ان شاء الله فرصت بشود تمامی تماس­ها را پاسخگو باشیم، حالا تا جایی که تلاش مان را می­کنیم ان شاء الله بتوانیم سریعاً تماس­مان را بگیریم و ان شاء الله سریعاً هم پاسخگو باشیم؛ جناب آقا محمد از شهرکرد پشت خط هستند، آقا محمد در خدمتتان هستیم بفرمایید

بیننده:

سلام محضر شما و استاد بزرگوار، چندتا سؤال آماده کردم، اول درباره حدیث «وَاَنْتَ خَلِیفَتِی فِی کُلِّ مُؤْمِنٍ مِنْ بَعْدِی» من کتاب «خصائص نسائی»، خصائص امیرالمؤمنین از احمد بن شعیب نسائی باتحقیق دانی بن منیر آل زهوی، چاپ مکتبة العطریه، در ذیل آن روایتی که ابن عباس چندتا از فضائل حضرت امیر (ع) را می­ شمارند، که حاکم نیشابوری و ذهبی هم تصریح می­کنند، و علمای

مجری:

آقا محمد صفحه را دوباره می­فرمایید؟

بیننده:

اول کتاب را بگویم با تحقیق چه کسی، تحقیق الدانی بن منیر آل زهوی، همان ذیل روایتی که ابن عباس  فضائل حضرت را می­شمارد،

استاد یزدانی:

صفحه شماره چند است از این کتاب؟

بیننده:

صفحه 36، این محقق می‌آید وقتی در پاورقی وقتی روایت را می ­آورد می­گوید، «اسناده ضعیف» حالا علتش را هم یحیی بن ابی سلیم یا همان ابوبلج ذکر می­کند، من در همان سایت استاد بود دیدم که استادمفصل پرداخته بودند به این قضیه،تضعیف ابوبلج توسط بخاری وتوثیقات ابوبکر،خب اینجا اول گفته که

«وقال البخاری فیه نظر»

خصائص امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب،نسائی،تحقیق دانی بن منیرآل زهوی،چاپ مکتبة العطریه،ص36

خب اگر منتسب نیست به بخاری و اینکه اگر منتسب هم باشد آسیبی نمی­رساند، حالا اینجا می­گوید:

«و قال احمد رویا حدیثاً منکراً»

احمد بن حنبل می­گوید که حدیث منکر از او نقل شده،

می ­گوید که ابن حبان او را در ثقات ذکر کرده و گفته خطا می­ کرده، حالا من می­خواستم بدانم احمد بن حنبل که تضعیفش کرده در پایین ­تر هم که بیاید می­رود در صفحه بعد در مورد این باز می ­گوید که احمد بن حنبل تضعیفش کرده، و می­ گوید که ذهبی را میزان الإعتدال انکارش کرده،حالا می­خواهم بدان این تضعیف منتسب به احمد بن حنبل و اینکه گفتند خطا می­کرده، حالا آنها می­گویند این خطا می­کرده، حالا چطور است که در آن روایت «انت خلیفتی» در آن هم خطا کرده باشد،

مجری:

بسیار خب احسنتم آقا محمد عزیز سؤالتان تمام شد ان شاء الله؟

بیننده:

یک سؤال دیگری هم دارم

مجری:

بفرمایید سؤال بعدی­تان را

بیننده:

در کتاب «فضائل الصحابه» از احمد بن حنبل در مقدمه، وصی الله بن محمد عباس محققش هست، درجلد 1، چاپ عربستان سعودی، در صفحه 9، وقتی می­رسد می­گوید:

«فصل اول تعریف صحابی»

فضائل الصحابه، احمد بن حنبل، تحقیق وصی الله بن محمد عباس، چاپ عربستان سعودی، ج 1، ص 9

وقتی که به تعریف صحابی می­رسد، یک قولی را ذکر می­کند که

«اصحّ ما وقفت علیه فی تعریف الصّحابی انّه من لقی النّبیّ مؤمناً به و مات علی الإسلام»

از قول ابن حجر می­گوید:

«و مات علی الإسلام فیدخل فی من لقی من طالت مجالسته له اوقصر»

حالا اینجا مهم است می­ گوید صحیح این است که صحابی کسی بوده که مؤمن بوده و در اسلام مرده، حالا خود همین ،همین اینجا می­ گوید که این قول صحیح است قول بخاری هم ذکر می­کند، که از صحابه کسی که مسلمان باشد پیامبر را دیده باشد ولی خودش می‌آید می­ گوید که این قول اصح است،  می ­گوید قول اصح است، حالا این را هم یک پاسخی بفرمایید.

استاد یزدانی:

چه پاسخی بدهیم به آن مشکلش چیست؟

بیننده:

خب شما فرمودید در برنامه که صحابی کسی است که پیامبر را دیده باشد، هر کسی یک لحظه پیامبر را دیده باشد او

استاد یزدانی:

نظر احمد بن حنبل الآن نظر غالب اهل سنت است، نظر بخاری و احمد بن حنبل تقریباً یک چیز است غالب اهل سنت امروزه همین را می­گوینددیگر.

بیننده:

این گفته اصح این است که مسلمان بمیرد،

استاد یزدانی:

مسلمان بمیرد در کجا گفته،

بیننده:

در کتاب «فضائل الصحابه»

استاد یزدانی:

دار ابن جوزی یا جامع ام القراء؟

بیننده:

چاپ جامع ام القراء

استاد یزدانی:

خب صفحه چند؟

بیننده:

صفحه 9

استاد یزدانی:

تعریف ابن حجر را دارد می گوید، می­ گوید ابن حجر اینطوری گفته، این‌قدر استاد ابوالقاسمی پایان نامه ارشد­شان دقیقاً همین مسئله بود 18 تا تعریف اینها از صحابه دارند، صحابه که هست؟ نظرات متعدد، نظرات مختلف ، این هم‌نظر ابن حجر است،«مات علی الإسلام»  او را چطوری می­خواهی ثابت کنی شما؟ مؤمن بودن، «من لقی النبی مؤمن به و مات علی الإسلام» بعد ایشان می ­گوید «طالت مجاسلته» طولانی هم شده باشد مجالستش، خب اینها را بالاخره یک نظریه به ما بگویید، ما نظر چه کسی را قبول کنیم این وسط، پایه و اساس مذهب شما دین شما بر عدالت همه صحابه است، حالا اینکه  صحابه که هست، 18 تا قول وجود دارد، هر کسی یک چیزی می­گوید، حالا این عادل هست یعنی چه؟ این‌قدر نظرات متعدد هست که اصلاً آدم گم می­شود در این نظرات، عادل است یعنی چه، چه کسی عادل است، چطور عادل است؟  خودشان این همه اختلاف دارند، یک مسئله به این که اساس مذهب­شان است این‌قدر اختلاف این‌قدر تشدد خب همین که نظرات متعدد است کافی است به نظر من که اگر جانب خداوند بود این‌قدر اختلاف در آن دیده نمی­شد.

مجری:

بسیار خب، تشکر می­کنیم آقا محمد عزیز حالا سؤال اولتان را هم ان شاء الله حضرت استاد پاسخگو خواهند بود، برویم سراغ تماس بعد ان شاء الله بعد از آن برمی­گردیم و به سؤال شما پاسخگو خواهیم بود، جناب آقای یاوری از اصفهان، پشت خط هستند، آقای یاوری عزیز صدایتان را می­شنویم بفرمایید.

بیننده:

سلام خسته نباشید، یک سؤالی داشتم از استاد یزدانی، من یک تحقیقی داشتم در مورد شخصیت حر بن یزید ریاحی، هرچه مطالعه کردم در کتب مختلف زیاد تاریخ در موردش ننوشته، می­خواستم از استاد یزدانی درباره سوابق قبل عاشورای حر یزید ریاحی اگر دارند به من بگویند،

مجری:

بسیار خب، البته همانطور که مستحضر هستید در خود شبکه اگر اشتباه نکنم روزهای جمعه برنامه ساعت 19:30، برنامه آینه تاریخ با حضور حضرت حجت الإسلام و المسلمین جباری برگزار می­شود کاملاً مسائل تاریخی را موشکافانه مورد بررسی و نقد و تحلیل قرار می­دهند، این طور سؤال­ها را آنجا شاید مناسب­ تر باشد که بیان بکنید البته ما الآن بیان خواهیم کرد از محضر استاد اگر اجازه بدهید.

استاد یزدانی:

ما که  تک تک درباره اینها تحقیق نکردیم، اگر بخواهیم منبع معرفی کنیم، همان کتاب­هایی که خودمان خواندیم مثل کتاب «معجم الرجال» آقای خویی و اینها ما بیش از این تحقیق نکردیم درباره شخصیت حضرت حر بن یزید ریاحی

مجری:

بله پس چنین امکانی هم هست برای شما ان شاء الله روز جمعه تماس بگیرید و عزیزان اتاق فرمان هم ان شاء الله حالا این قول را از ایشان بگیریم که تماس حضرتعالی را وصل بکنند، و پاسخگو هم باشیم، تشکر می­کنیم جناب آقای یاوری عزیز ،خب حالا پاسخ آقا محمد را بدهیم تا حالا بعدش ما بقی سؤال­ها را هم مطرح بکنیم از محضرتان، راجع به همان ابوبلج فضائی.

استاد یزدانی:

ایشان دیدند مقاله ما را در سایت تحقیقاتی مؤسسه حضرت ولیعصر (عج) بررسی روایت «وَاَنْتَ خَلِیفَتِی فِی کُلِّ مُؤْمِنٍ مِنْ بَعْدِی» دیگر آنجا تا گاو ماهی را رفتیم، یعنی تمام مطالبی که درباره ابوبلج است را آنجا بررسی کردیم همان مقاله را ببینند ، یک نظریه­ای منتسب است به بخاری که «فیه نظر» گفته درباره­اش، درباره احمد بن حنبل هم از او نقل کردند، ولی خب هیچ کدام اینها مستند ندارد، بر فرض اثبات هم بشود که بخاری همچین حرفی را زده، احمد بن حنبل همچین حرفی را زده،  تضعیفاتشان هیچ کدام تضعیفات معتبری نیست، حتی فرض کنیم گفته باشند، جرح مفسر نیست، اینها قایده­ای دارند بنام جرح مفسر کسی را می­خواهی جرح کنی باید بگویی فلانی اگر ضعیف است به چه دلیل ضعیف است، می­گوید منکر الحدیث است به چه دلیل، چه حدیث منکری نقل کرده، احمد هم گفته باشد، این حدیث منکر نقل کرده، شما از پیغمبر نقل می­کنید، که نعوذ بالله جبرئیل را بجای شیطان اشتباه گرفته بود، حدیث غرانیق در بخاری خلاصه­اش آمده، محمد بن عبد الوهاب مفصلش را نقل کرده، سیوطی مفصلش را نقل کرده، درباره پیغمبرتان می­گویید که اشتباه می­کرد، حالا ابوبلج یک صحابه که یک قرن بعد از پیغمبر هم زندگی می­کرده، فرض کنیم یک اشتباهی هم کرده باشد، یک حدیث غلطی هم نقل کرده باشد، دلیل بر ضعفش می­شود؟ این همه توثیق داریم درباره ابو بلج، آقای بدر الدین عینی در عمدة القاری دقیقاً همین مطلب را نقل می­کند، می­گوید این حدیث صحیح است حاکم در مستدرکش نقل کرده، و در سندش فلانی هست، حتی بخاری می­گوید آن را در ضعفا آورده درباره یک شخصی نقل می­ کند «فهذا ابن معین امام هذا الشأن و کفی به حجة فی توثیقه ایّاه» یحیی بن معین این آقا را توثیق کرده، همین کافی است برای وثاقت این آقا، ولو که این آقای بخاری تضعیف کرده باشد فلانی هم تضعیف کرده باشد، تضعیف­ها هم که هیچ کدام تضعیف مفسر نیست، جرحشان مفسر نیست، ابو بلج را ابن معین توثیق کرده، ما آنجا مفصل همین دیدگاه­ها را بررسی کردیم، حتی شعیب الأنعوط یک جا روایت را گفته صحیح است، همین آقای شعیب الأرنعوط روایت ابو بلج را در جای دیگر که می­رسد در فضائل ابوبکر هست می­گوید روایت صحیح است، فضائل یکی دیگر می‌آید می­گوید روایت حسن هست، ولی به فضائل امیرالمؤمنین که می­رسد سند ضعیف است، «انت خلیفتی فی کل مؤمن من بعدی» حتی فرض را هم بر این بگیریم که آن مسائل باشد باز می­شود حسن حداقلش، کتاب «السنه» ابن ابی عاصم من این روایت را نشان می­دهم، آقای البانی، جلد2، چاپ مکتب الإسلامیه ریاض، صفحه 565، خیلی روایت قشنگی است، ابی بلج از عمرو بن میمون از ابن عباس نقل می­­کند که پیغمبر به امیرالمؤمنین فرمود:

«انت منی بمنزلة هارون من موسی إلی أنک لست نبیا و انت خلیفتی فی کل مؤمن من بعدی»

تو بعد از من خلیفه هستی در میان همه مؤمنین

السنة، ابن ابی عاصم، البانی، چاپ مکتب الإسلامیه ریاض، ج 2، ص 565

سند روایت هم معتبر است

«اسناده حسن»

همه روایات ثقه هستند غیر از آقای ابی بلج که راستگو بوده گاهی اشتباه می­کرده، پیغمبرتان هم گاهی اشتباه می­کرده، نعوذبالله، گاهی شیطان را با جبرئیل اشتباه می ­گرفته از زبان شیطان می­آمده آیه نقل می­کرده، خب دیگر ابوبلج که از پیغمبر بالاتر نیست دیگر گاهی اشتباه بکند مگر شما اشتباه نمی­کنید؟ چه کسی هست که اشتباه نکند، مگر همه روایات معصوم است جز ابوبلج خب نمی­شود، به هر حال روایت سندش معتبر است،و حجت را بر همگان تمام می­کند ولی متأسفانه کسی نیست که از اینها درس بگیردو حرف پیغمبر را همین‌طور رد می­کنند، اینها.

مجری:

حاج آقا ببخشید حالا داشتید اسکن­ها را هم نشان می­دادید، اما عزیزی درخواست کردند که اسکن­ها را هم در سایت­ تان قرار بدهید،

استاد یزدانی:

گذاشته بودم ولی خب یک مدتی بود سرور سایت با مشکل خورده بود دیگر مجبور شدم هاست عوض کردم بله می­ گذارم ان شاء الله ،

مجری:

بله ان شاء الله، بسیار خب، عزیزی پرسیدند که می­شود در مورد نام‌گذاری اهل سنت معلومات دهید که این خود عبارت اهل سنت را بر اول چه کسی استفاده کرد، چون من جایی خواندم که بعدازآنکه معاویه دشنام به امیرالمؤمنین (ع) را سنت اعلام کرد، پیروان معاویه و آنهایی که فحش می­دادند، شدند اهل سنت

استاد یزدانی:

بله خب بعضی از کتاب­های اهل شیعه آن را نقل کردند، ولی خب خیلی نمی­خواهیم به آن بپردازیم قطعی هست یا نیست کاری به آن نداریم چون شیعیان نقل کردند برای  شیعیان حجت است، ولی خب از آنها سؤال داریم ما که این لقب شیعه را که خب روایت فروان داریم در منابع اهل سنت که کلمه شیعة علی را خود پیغمبر بکار برده اما یک دانه روایت از پیغمبر به  ما نشان بدهید که کلمه اهل سنت را بکار برده باشد، یک دانه نیست، یا از صحابه نشان بدهید که مذهبی بنام اهل سنت را قبول کرده باشند، یا از تابعیین حتی نشان بدهید، اینها اولین شخصی که مذهبی بنام مذهب اهل سنت را پایه گذاری می­کند احمد بن حنبل هست ایشان اهل سنت  را راه انداختند و کلمه اهل سنت و جماعت از زمان احمد بن حنبل استفاده شده، قبل از آن اگر سابقه­ای دارد اگر کسی همچین مذهبی را سراغ دارد به ما بگوید، من که ندیدم خیلی  گشتم همچین مذهبی قبل از احمد بن حنبل وجود نداشته اصلاً با تاریخ هم سازگار نیست اینها تا زمان عمر بن عبد العزیز حق نوشتن سنت­ها حتی نقل روایت از پیغمبر را هم اجازه نمی­دادند، اصلاً چیزی بنام سنت نبود تا زمان عمر بن عبد العزیز خبری از سنت نبود، بعد از آن آرام آرام اینها حدیث نوشتند و سنت نوشتن و اینها را شروع کردند و تا قبل از احمد بن حنبل من ندیدم کسی مذهبی را بنام اهل سنت نام برده باشد بعد از ایشان راه افتاده آرام آرام.

مجری:

بسیار خب احسنتم، استفاده کردیم حاج آقا از محضرتان، حالا عزیزان هم سؤال­هایشان مانده ان شاء الله در جلسات آینده اینها را مطرح خواهیم کرد، سلامت باشید خیلی لطف کردید حضرت استاد ان شاء الله در ماه مبارک رمضان هم خدمتتان خواهیم بود.

به امید دیدار مجدد در ماه مبارک رمضان ما را از دعای خیرتان محروم نکنید تا دیدار آینده خدا نگهدار.

و السلام علیکم و رحمت الله و برکاته



* اسم:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
* کد امنیتی: