سایر قسمت ها
آینه تاریخ - پاسخ به سوالات و شبهات تاریخی

قسمت صد و هجدهم برنامه آینه تاریخ با کارشناسی حجت الاسلام و المسلمین دکتر جباری


دیگر قسمت ها

 بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

عنوان برنامه: آینه تاریخ

تاريخ: 21/ 02/ 1403

استاد: حجت الاسلام والمسلمین جباری

مجری: آقای قضبانی

قسمت:118

بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم السلام علیک یا بنت رسول الله السلام علیک یا بنت فاطمه خدیجه السلام علیک یا بنت امیرالمومنین السلام علیک یا بنت الحسن و الحسین السلام علیک یا بنت امام موسی بن جعفر رحمت الله و برکاته

مجری:

 عرض سلام و ادب و احترام خدمت یکایک شما عزیزان بیننده، بیننده برنامه آینه تاریخ از شبکه جهانی حضرت ولی عصر (عجل الله و تعالی فرجه الشریف) هستید در یک روز بسیار زیبا و مناسبت بسیار زیباتر برای ما که اینجا هستیم در جوار بی بی دو عالم حضرت فاطمه معصومه (سلام الله علیها) روز اول ذیقعده که به میلاد ایشان است و در یک چنین روزی ما به جشن میلاد ایشان خوشحال هستیم و همراهی می‌کنیم با اهل بیت (علیهم السلام) که ان شاء الله شادی ما با شادی اهل بیت (علیهم السلام) همراه باشد خدمت شما هستیم امشب در شامگاه جمعه چون شامگاه های جمعه دیگری که در خدمت شما بودیم با برنامه آینه تاریخ و استاد عزیزی را که میزبانی می‌کنیم در این برنامه و سرور ما هستند جناب آقای دکتر جباری هستند امروز این افتخار را دادند آمدند تا در خدمت ایشان باشیم و سوالات تاریخی شما را در وهله اول و بعد سوالات تاریخی خودمان را عرضه کنیم خدمت استاد و ان شاء الله بهره‌مند خواهیم شد استاد عزیز سلام وقت شما بخیر عیدتان مبارک.

استاد: جباری

 علیکم السلام و رحمت الله بسم الله الرحمن الرحیم حضور حضرتعالی جناب آقای قضبانی و شما بینندگان عزیز این برنامه عرض سلام و ادب و احترام و وقت بخیر دارم بنده هم تبریک عرض می‌کنم این روز را به تعبیر یاد روز ولادت فاطمه معصومه (سلام الله علیها). دخت بزرگوار امام موسی کاظم (سلام الله علیه) خواهر بزرگوار امام رضا (سلام الله علیه) دو ولی نعمت ما در این سرزمین ایران و ان شاء الله که مبارک باشد و حلول ماه ذی‌القعده که به خصوص دهه اول ذی‌القعده دهه کرامت نامیده شده است به درستی و آغازش با یادروز میلاد حضرت معصومه (سلام الله علیها) به پایان این دهه هم سالروز میلاد امام رضا (علیه السلام) ولی نعمت همه ما و ایام بسیار خوشی است ان شاء الله که خداوند متعال این خوشی ما را تکمیل کند با ر ظهور قریب الوقوع مولا و سرورمان و ولی نعمتمان امام عصر (عجل الله و تعالی فرجه الشریف) که امروز هم تعلق به آن حضرت (سلام الله علیها) دارد ان شاء الله و این حب و تشیع و موالات این بزرگواران را از ما نگیرد تا آن جایی که نفس میاید در خدمتتان هستیم.

مجری:

خیلی خوشحال هستیم که یک چنین روزی توفیق داریم در خدمت شما هستیم و ما هم برای شما بینندگان عزیز آرزوی سعادت روز افزون را داریم و آرزوی تعجیل فرج آقا امام عصر (عجل الله و تعالی فرجه الشریف) در راس ادعیه ما و شما ان شاء الله خواهد بود در یک چنین روزهایی و در یک چنین دهه پربرکتی دهه کرامت که استاد هم اشاره فرمودند. ده روز را به عنوان دهه کرامت می‌گیرند از میلاد حضرت فاطمه معصومه (سلام الله علیها) تا میلاد آقا امام رضا (علیه السلام) که ان شاء الله این ایام بر یکایک شما مبارک و میمون باشد.

 استاد عزیز مناسبت که اشاره فرمودید بالاخره جا دارد اولین بحث ما در خصوص حضرت فاطمه معصومه (سلام الله علیها) باشد اگر نکته‌ای است در این خصوص بفرمایید استفاده کنیم بالاخره یک چنین روزی حالا شما می‌فرمایید یاد روز میلاد حضرت فاطمه معصومه (سلام الله علیها) است در خدمت شما باشیم.

استاد: جباری

خواهش می‌کنم همان طور که عرض کردم تعبیر یادروز حالا در یادم است سال‌های قبل هم نکته را عرض کردیم در این مناسبت‌ها از باب دقت در تعبیر چون گاهی سوال می شود که آیا برای اول ذی‌القعده با مناسبت ولادت حضرت معصوم (سلام الله علیها) مستند مثلاً محکم تاریخی روایی وجود دارد یا خیر عرض می‌کنم خیر متاسفانه ما در منابع کهن درباره هم سالروز میلاد آن حضرت (سلام الله علیها) و هم سالروز وفات آن حضرت (سلام الله علیها) گزارش معتبری نداریم و آن چه که است در متون متاخر است و حالا کتابی است در حدود شاید صد سال پیش این چنین ادعایی را مطرح کرد و لذا چون دلیل متقنی نداریم و طبیعتاً باید یک روز را پاس داشت به عنوان روز ولادت آن حضرت (سلام الله علیها) روزی را پاس داشت به عنوان روز وفات آن حضرت (سلام الله علیها) لذا می شود به نحوی گفت: که توافقی است در واقع کسی این را ادعا کرد در حدود صد سال پیش حالا جریان شده است مفصل عرض نمی‌کنم آقای. عبدالعظیمی نامی است در کتابی را نوشت و ادعا کرد و و لذا الان جا افتاده است به عنوان سالروز میلاد اول ذی‌القعده هیچ اشکالی هم ندارد.

 منتها اگر تعبیر یاد روز میلاد کنیم دقیق‌تر است که روزی است که به هر حال توافق شده است بعد میلاد آن حضرت (سلام الله علیها) اما درباره امام رضا (علیه السلام) نص داریم که یازده ذی‌القعده آن حضرت (سلام الله علیها).

مجری:

شما در آنجا می گویید سالروز.

استاد: جباری

 حالا در سالش باز یک اختلافی است منتها مشهور درباره امام رضا (علیه السلام) سال صد و چهل و هشت است همان سال شهادت امام صادق (سلام الله علیه) یک قولی مرحوم صدوق و اینها دارند که سال صد و پنجاه و سه امام رضا (علیه السلام) به دنیا آمده است یعنی پنج سال بعد از شهادت امام صادق (سلام الله علیه) اما به هر حال درباره یازده ذی القعده گزارش داریم مثلاً عرض می‌کنم درباره امام رضا (علیه السلام) و دیگر ائمه (علیهم السلام) ما آثاری داریم که اینها به تعبیری تقویم نگارانه نوشته شده است مثلاً کتاب مصار الشیعه مرحوم شیخ مفید در واقع به همین مناسبت است مناسبت‌ها در واقع آن جا مرحوم شیخ مفید نقل کرده است یا در کتاب مصباح المتهجد مرحوم شیخ طوسی به مناسبت ذکر ادعیه اعمال ایام و ماه‌ها و امثال این‌ها و مناسبت‌ها را هم اشاره کرده است اگر در چنین منابعی مثل مصار الشیعه شیخ مفید و مصباح متهجد مرحوم شیخ طوسی یا کتاب شریف کافی ارشاد شیخ مفید امثال اینها گزارش راجع به حضرت معصومه (سلام الله علیها) داشتیم می‌شد اعتماد کنیم اما چنین چیزی نیست حالا به هر حال روز بسیار مبارکی ا‌ست و خوش ذوقی خوش سلیقه‌ای که بعد از انقلاب به خرج داده شد اینکه امروز روز دختر نامیدند و بسیار حرکت مناسبی بود شایسته‌ای بود.

 به خصوص در این جهان شوم غرب که متاسفانه ملاک‌ها را وارونه کرده‌اند در زن نمونه دختر نمونه زن روز امثال این‌ها مسابقاتی می‌گذارند هرکس به عرض شود که آن شومی‌ها و ظاهر زننده‌ای که متاسفانه زن‌ها در فرهنگ غرب به خود گرفته‌اند نزدیک‌تر باشد یا به چهره‌اش مثلاً فقط نگاه می‌کنند از جهت چهره ظاهر زیبایی امثال این‌ها به عنوان زن نمونه مطرح می‌کنند معرفی می‌کنند و اینها آیا این‌ها واقعاً نشانه برتری یک زن است؟ نمونه بودن یک زن است یا آن تعالی اخلاقی و معرفتی و درونی و انسانی چون انسان آفریده انسان را یک انسان یک مجسمه را یک انسان را می‌خواهم با آن روح و با آن حقیقتش به عنوان یک عرض شود که فرد نمونه معرفی کنیم طبیعتاً سراغ آن تعالی‌های اخلاقی باید برویم درون باید برویم ولی به همین جهت است که ما فاطمه (سلام الله علیها) را به عنوان زن نمونه می‌دانیم و لذا روز زن را به درستی روز ولادت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) قرار داده شده است.

حضرت معصومه (سلام الله علیها) را یک دختر نمونه می‌دانیم دختری که بزرگان از فقها علما محدثان زانو زدند در مقابل مرقد این بانوی بزرگوار لذا به درستی این روز روز دختر نامیدیم امیدواریم خدا را قسم میدیم به حرمت فاطمه معصومه (سلام الله علیها) که بصیرتی به دختران این سرزمین عطا کند و همه دختران که اینها توجه کنند به این نکته مثل فاطمه معصومه (سلام الله علیها) را الگو قرار بدهند که الان دشمن خیلی شدید متاسفانه نوک حمله‌اش متوجه روح و روان و جان و عقاید و باورها و اخلاقیات دختران معصوم ما است و در کوی و برزن و بازار و خیابان و این‌ها انسان می‌بیند چهره‌هایی را وضعیتی را همه نشانه فریب خوردگی است عدم بصیرت است که مثلاً با اکراه و اجبار نیروی انتظامی باید پارچه کوتاه به سر کند این را با اکراه اما برای اینکه به تعبیری عقده اش را خالی بکند موهای بلند خودش از پشت می‌بافد از زیر آن روسری از پشت کمر رها می‌کند.

 این‌ها همه نشانه فقدان معرفت است نشانه فریب خوردگی است به جهت اینکه برای او هیچ ثمری ندارد این وضعیت گشتن در خیابان و امثال این‌ها بلکه اوج خسران است خسارت است اگر می‌دانست که با هر لحظه با هر ثانیه اینطور حرکت کردن در کوی و برزن ملعون خدا و فرشتگان و رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) و انبیا الهی و این‌ها قرار می‌گیرد. روایت رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) است درباره زنانی که متبرجه خارج می شوند از خانه که به هر حال از زمانی که از خانه خارج می شود زنی که خوشبو می‌کند خودش را به هر حال با ظاهر جذاب خارج می شود فرمود:از زمانی که از در خانه خارج می‌شود تا زمانی که برگردد به خانه فهی تلعن مورد لعن قرار میگیرد و کسی که اگر بداند واقعا در قبال اینکه خود را ملعون خدا و فرشتگان آن ها قرار داده است چه چیزی دریافت کرده است؟ هیچ.

 جز اینکه عده‌ای را مبتلا به معصیت کردند خروج و ورودش به خانه اینها متاسفانه خوب باید بدانند باید گفته شود یک مقدار بصیرت در این‌ها ایجاد شود به هر حال مثل فاطمه معصومه‌ای (سلام الله علیها) جا دارد که الگوی دختران ما مطرح شود البته این طرف هم انسان چیزهای خیلی امیدوار کننده میبیند دیگر دخترانی که فهمیدند این را و عرض شود که با حجاب کامل میایند ظاهر می شوند و برنامه‌هایی را اجرا می‌کنند حرکت‌هایی دارند. سرودهایی که اخیراً دیدم که سرودهای خوبی را در این راستای مسائل اخلاقی این چنین ساختند و با ذوق خوبی پخش می شود این‌ها هم به هر حال جای امیدواری دارد این یک نکته که حالا عرض کردم.

 یک نکته تاریخی را هم عرض کنم دیگر چون بحث‌های دیگری هم داریم دیگر کافی میدانم چون راجع به حضرت معصومه (سلام الله علیها) از ابعاد مختلف می شود بحث کرد حالا دیگر به همین مقدار بسنده می‌کنم آن نکته تاریخی که عرض کردم روز زن را روز فاطمه زهرا (سلام الله علیها ) قرار ولادت فاطمه (سلام الله علیها ) قرار داده شده است و روز دختر را، روز ولادت حضرت معصومه (سلام الله علیها) دیدم در یکی از شبکه‌های وهابی که خیلی عجیب است یعنی به همه چیزی کار دارند از جمله همین مسئله که آن عرض شود که کارشناس نمایشان مطرح می‌کرد که به چه دلیل شما می‌گویید حضرت معصومه (سلام الله علیها) ازدواج نکرده است اگر عرض شود که خواستگار داشته است و ازدواج نکرده است که خلاف سنت پیامبر (صلی الله و علیه و آله و سلم) عمل کرده است و اگر خواستگار نداشته و ازدواج نکرده است که چطور می شود فاطمه معصومه‌ای (سلام الله علیها) که مثلاً دختر امام کاظم (علیه السلام) است و فلان ازدواج نکند. دوگانه عجیب غریب این چنین مطرح می‌کرد و مثلاً به خیال خودش باز شبهه اندازی می‌کند.

مجری:

یعنی واقعا اینها خبر ندارند یا خود را به تجاهل می زنند.

استاد: جباری

تجاهل است و میگویند که به چه دلیل در تاریخ است که حضرت معصومه‌ای(سلام الله علیها) بوده است و چون به چه دلیل تاریخی در قم مثلاً دفن شده است خیلی عجیب و انسان وقتی که اینگونه صحبت‌ها را می شنود از اینها به این فکر فرو میرود که آیا فکر نمی‌کنند که عاقلی هم بالاخره پای این گیرنده‌هایشان می‌نشیند برای سوال می شود که شما. دهانتان را باز کند شبهه تان القا کنید بدون اینکه فکر کنید هیچ پایه و اساس علمی ندارد این همه آبروی علمی خودتان را و شبکه‌تان را می‌برید فقط کوتاه عرض می‌کنم که راجع به ازدواج حضرت معصومه (سلام الله علیها) چون بحث است اصلاً ازدواج ازدواج دختران امام کاظم (سلام الله علیه) منشا این عرض شود که سخن که دختران امام کاظم (علیه السلام) ازدواج نکردند یک گزارش ناقصی است در تاریخ یعقوبی.

یعقوبی در جلد دوم تاریخش وقتی میرسد به دوره امام کاظم (علیه السلام) ادعایی کرده است که مشخص است که این تقطیع شده است ناقص است و آن اینکه طبق وصیت امام کاظم (علیه السلام) دخترانش ازدواج نکردند عدم ازدواج به خاطر وصیت امام کاظم (علیه السلام) بود و فقط یکی از دخترانش ام سلمه با قاسم بن محمد بن جعفر قاسم نوه امام صادق (علیه السلام) می گوید با او ام سلمه با او ازدواج کرد و بعد مورد ملامت بعضی قرار گرفت و اینها این سخن یعقوبی است این در حالی است که قطعاً این درست نیست چون چطور می شود امام کاظم (علیه السلام) وصیتی کند خلاف سنت پیامبر (صلی الله و علیه و آله و سلم)!! .

 که به سنت پیامبر (صلی الله و علیه و آله و سلم) که ازدواج و نکاح است عمل نشود حدود هفده هجده دختر داشته است امام کاظم (علیه السلام) وصیتی کرده باشد این قطعاً درست نیست یکی از شواهد نادرستیش هم اینکه وصیت کامل امام کاظم (علیه السلام) در کتاب شریف کافی نقل شده است جلد یک فکر کنم صفحه سیصد و پنجاه و نه و اینها باشد وصیت امام کاظم (علیه السلام) کامل نقل شده است و عبارت این است که دختران من بنات من و دختران من به اصطلاح کسی حق ندارد که اینها را تزویج بکند از برادرانش و از. عموهای از جانب سلطان کسی این‌ها را تزویج کند مگر با مشورت و اشاره علی ابن موسی الرضا (علیه السلام) چون وصیت وصی تعیین می‌کند امور دختران من تشخیص صلاح این‌ها بر برادرشان امام رضا (علیه السلام) است وصیت این است که تزویج نکنند مگر این مگر آن جا افتاده است بنابراین این دو سه وجهی که گفت:ند بر عدم ازدواج دختران امام کاظم (علیه السلام) اولاً اینکه از جهت تاریخی هیچکدام ازدواج نکردند ثابت نشده است چنین چیزی را چه کسی گفت:ه است ؟.

هر کسی که گفت:ه است اعتماد به همان سخن یعقوبی کرده است و ثانیاً عرض شود که آن چه که است همین وصیت است که اشاره کردم دو وجه دیگر گفت:ند برای عدم ازدواج دختران امام کاظم (علیه السلام) یک وجه اینکه کفو برای آنها پیدا نمیشده است و پیدا نشد که این هم فیه نظر است که چون کفو و همسان برایشان نبود پس ازدواج نکردند پاسخ این است که کی می گوید کفو نبود بالاخره در میان بنی هاشم و علویان و سادات و غیر سادات و اینها بالاخره در طول تاریخ بودند ازدواج‌هایی که صورت گرفته است ازدواج‌های درون خاندانی و برون خاندانی با بنی هاشم صورت گرفته است.

 بالاخره در میان این همه افرادی که بودند طبیعتاً افرادی بودند که حالا نمی‌ گوییم در درجه اولاد ائمه (علیهم السلام) اما بالاخره در حدی بود که همه مثلاً به طور کامل غیر مناسب باشند این یک نکته ثانیاً بحث کفو را در نظر بگیریم فی جمله می شود حضرات معصومه ای (سلام الله علیها). مادرش حضرت زهرا (سلام الله علیها) که کفوی نداشت جز علی (علیه السلام) برای مثل حضرت معصومه (سلام الله علیها) می شود گفت: که بله تاریخ حضرت معصومه (سلام الله علیها) ازدواج نکرده است قطعاً کسی ادعای ازدواج نکرده است ثانیاً اینکه بله برای آن بزرگان می شود گفت: مثلاً کفوی برای ایشان نبود ایشان شاید از این باب ازدواج نکرده است.

 و نکته سومی هم که بعضا مطرح می شود به نظر با واقعیات تاریخی سازگارتر است اینکه به خاطر فضای خفقان و فشاری که بود بر بنی هاشم. لذا اگر کسانی وصلت می‌کردند به خصوص با اولاد امام کاظم (علیه السلام) که متهم بود و زندانی بود چهار سال آخر عمرشان در شکنجه و زندان و بالاخره بعدش هم به شهادت رسید و تحت نظر بودند افراد بالاخره یک خوفی داشتند از اینکه بیایند وصلت کنند به این خاندان که جزو این خاندان محسوب شوند از شواهد سختی فضای آن زمان اینکه وقتی که امام کاظم (علیه السلام) به شهادت رسید امام رضا (علیه السلام) هارون جاسوسانش را در حدی گمارده بود که مراقب حضرت (سلام الله علیه) باشند و خانه آن حضرت و اطرافیان آن حضرت (علیه السلام) که حضرت (سلام الله علیه)یک وقتی برای اینکه ذهن این‌ها را منصرف کند از اینکه قصد حکومتی ندارد قصد قیامی ندارد و امثال این‌ها رفتن بازار خروسی خریدند سگ گله‌ای خریدند و اینها آمدند و جاسوس رفتند گزارش کردند که علی ابن موسی الرضا (علیه السلام) را دیدیم رفت بازار این ها را خرید یعنی اینقدر کنترل داشتند که حتی خرید امام رضا (علیه السلام) را هم گزارش می‌دادند به این نحو به نحوی دور کرد نظر اینها را از اینکه قصد خاصی دارد در این فضا شاید شود.

 گفت: بله احیاناً اقبال به سمت ازدواج از این جهت کمتر بوده است به هر حال این مسئله عدم ازدواج حضرت معصومه (سلام الله علیها) از نظر تاریخی این تحلیل‌ها درباره‌اش است و که روز دختر نامیده شده است عرض شود که به درستی نامیده شده است چون که قطعاً ایشان ازدواج نکرده بود حالا من به همین مقدار بسنده می‌کنم.

مجری:

 حالا این کار نشناس هم این را که همیشه همینطور است یعنی واقعاً مطالعاتی که در این خصوص ندارند تاریخ آن زمان اگر یک خورده ورق بزنند می فهمند چه شرایط سختی است آن زمان.

استاد: جباری

 این شبهات وهابی بعضاً به گونه ای است که اینقدر سخیف و بی‌مایه و علمی که انسان اصلاً عارش میاید که به تعبیر دهان به دهان این‌ها شود و واردشان با بحث علمی نیست روایت مثلاً ضعیف است مثلاً فلان بررسی کرده است.

مجری:

این ها اگر کارشناس بودند که این روش کارشان نبود یا به قول حضرتعالی یا تجاهل می‌کنند یا واقعاً جاهل هستند که بیشتر و بعد اینها با آن همه اموال و این همه امکانات نشستند آن جا دارند گمراه می‌کنند مردم را خلاصه گمراه کننده شدند و خودشان نمی‌دانند که چه بلایی سر خودشان دارند میاورند اینها کمتر از همان هایی نیستند که در خیابون راه میروند و خلاصه خدا ملائکه آن ها را لعنت کند تهاجم فرهنگی است استاد چون مناسبت مبارکی امروز است و ولادت حضرت معصومه (سلام الله علیها) یک میان برنامه ببینیم برگردیم سوالات دیگری هم است حالا خدمت شما تقدیم کنیم میان برنامه بالاخره برای این مناسبت را شاید مناسب تر باشد با فضایی که الان ما در خدمت شما و بینندگان هستیم منتظر ما باشید بعد از میان برنامه برمیگردیم و در خدمت شما خواهیم بود.

 یا فاطمه المعصومه سلام الله علیک و علی آبائک معصومین يا فَاطِمَةُ اشْفَعِي لِي فِي الْجَنَّةِ فَإِنَّ لَكِ عِنْدَ اللَّهِ شَأْناً مِنَ الشَّأْنِ

بله آرزوی همه ما این است که بتوانیم در بهشت در کنار اهل بیت (علیهم السلام) باشیم و قطعاً سعادت دنیا و آخرت همین است که بتوانیم در کنار اهل بیت (علیهم السلام) باشیم چه در دنیا و چه در آخرت عزیزان بنده تذکر این را خدمت شما که تلفن‌ها باز است تماس بگیرید و سوالاتتان را به صورت تلفنی مطرح کنید استاد پاسخگو خواهند بود سه هزار پانزده پانزده هم. سامانه پیامکی ما است از طریق سایت شبکه حضرت ولی عصر (عجل الله و تعالی فرجه الشریف) و اپلیکیشن شبکه حضرت ولی عصر (عجل الله و تعالی فرجه الشریف) که در گوشی‌هایتان نصب می شود می‌توانید شبکه حضرت ولیعصر (عجل الله و تعالی فرجه الشریف) را دنبال کنید برنامه را همزمان آن جا ببینید فکر می‌کنم در اپلیکیشن‌های دیگر مثل روبیکا اینها ما امکان این را داریم که در خدمت شما باشیم و از آن طریق هم شبکه را دنبال کنید در خدمت آقای جباری هستیم همچنان استاد خسته نباشید باز هم تبریک عرض می‌کنم خدمت شما این مناسبت را و این ایام شاد و میمون را یک چیز من عرض کنم خیلی جالب است خدا را شکر می کنیم که این روز و دیروز و امروز خیلی قم شلوغ بود این نشان می دهد که چه جو خوبی است در مملکت ما و به قول آن قسمت ایمانی و دینداری خیلی بالا است بعضی اوقات در این فضاهای مجازی فیلم‌هایی پخش می شود جو نامناسبی درست نشان میدهند از این قضیه می‌ بینیم این ها نه الحمدالله خیلی بالا است .

استاد: جباری

این تلاشی که دشمن دارد.

مجری:

 خود این ضربه محکمی بر دشمنان است و همین وهابیت معلوم به خصوص که ما با آن ها دیگر را هستیم استاد سوالاتی میاید بعضی اوقات می گویند چرا غزوه بدر کبری می گویند این کبری در مقابل یک بدری است من گفت:م شاید بد نباشد امروز هم در مورد بدر موعد صحبتی کنیم بالاخره ماه ذی القعده هم است این سالگرد این است مناسب این ماه است اگر صلاح بدونید در این خصوص برایمان توضیح بدهید.

استاد: جباری

 عرض می‌کنم که به درستی فرمودید چون امروز سالروز غزوه بدرالموعد یا بدر صغری یا بدر صفرا برای این غزوه دو سه نام بردند عزیزان بیننده مستحضر هستید که ما یک غزوه بدر کبری داریم در ماه رمضان سال دوم هجری آن غزوه بدر معروف. اولین غزوه نه اولین غزوه به طور مطلق اولین غزوه به معنای درگیری بود که به این درگیری انجامید و با این جمعیت با سپاه قریش مواجه شدند و بالاخره به پیروزی مسلمان‌ها هم انجامید و سوره مبارکه انفال هم با آن مناسبت نازل شد و به هر حال یک غزوه مهمی است در هفده رمضان سال دوم هجری این شکست برای قریش مشرکان قریش موجب شد که یک سال تدارک ببینند سال بعد در شوال سال سوم هجری غزوه احد را ترتیب بدهند جنگ احد را و حمله به مدینه کنند که متاسفانه با کوتاهی برخی از صحابه پیامبر (صلی الله و علیه و آله و سلم) به شکست ظاهری مسلمان‌ها انجام می‌دهد هفتاد شهید گرفتند از مسلمان‌ها و برگشتند به مکه منتها ابوسفیان با که آن باد غرور کاذب پیروزی در غبغبش افتاده بود ندا داد بعد از به اصطلاح غزوه احد و می‌خواستند ترک کنند صحنه را خطاب به پیامبر (صلی الله و علیه و آله و سلم) که وعده ما و شما سال آینده در بدر است این در واقع یک رسم جاهلی بود.

چون در دوره جاهلی هم قبایل با هم درگیر می‌شدند یک سال مدت جنگ می‌کردند بعد وعده می‌دادند که مثلاً سال بعد مجدداً در همان جا خدمتتان خواهیم رسید و بعضی از این سران شرک موافق نبودند خیلی که بعداً اظهار کردن این را که ابوسفیان چنین وعده‌ای بدهد حالا رسید سال چهارم چون بدر کبری عرض کردم در رمضان بود. و عذر می‌خواهم بعدش احد در ماه شوال بود طبیعتاً یک سال بعدش می‌شد در ماه شوال که باید پیامبر (صلی الله و علیه و آله و سلم) و از آن طرف مشرکان می آمدند به منطقه بدر و جنگ در می‌گرفت راجع به تاریخ غزوه بدر صغری یا بدرالموعد یا بدر الصفری یک اختلافی وجود دارد ابن اسحاق که از سیره نویسان کهن است.

 و برخی دیگر بالاخره اینها ابن اسحاق مشهور است ایشان شعبان را ذکر کرده است شعبان سال چهارم را در حالی که شعبان هنوز دو ماه مانده به رمضان و به شوال به هر حال بعد از ماه شعبان رمضان و شوال و و لذا حرف دقیقی نیست در نقطه مقابل واقدی و شاگردش ابن سعد صاحب الطبقات الکبری اینها اول ذی‌القعده را ذکر کردند که پیامبر (صلی الله و علیه و آله و سلم) حاضر شدند منطقه بدر این دقیق‌تر درست‌تر به نظر می‌رسد حالا چرا ذی‌القعده و نه شوال با اینکه احد در شوال رخ داد. دلیلش را برخی از محققین ذکر کردند که اصلاً رسم عرب جاهلی این بود قبل از ایام حج قبل از ذی‌الحجه در ماه ذی‌القعده بازارهایی را برپا می‌کردند و می‌آمدند در آن جا خرید و فروش می‌کردند تا برسند به مکه و مواقف و امثال اینها و هشت روز اول ذی‌القعده را در بدر جمع می‌شدند یکی از بازارها منطقه بدر بود چرا بدر چون چاه‌های آبی آن جا وجود داشت و منزلگاه بود و کاروان‌ها می‌کردند برای تجارت جای خوبی بود لذا شاید از این جهت به هر حال پیامبر اکرم (صلی الله و علیه و آله و سلم) اصحاب هم مثلاً اصرار داشتند.

 که برویم آن جا تجارت هم فال است هم تماشا به تعبیری تجارت هم داشته باشیم دو نکته مهم درباره بدر این است که پیامبر اکرم (صلی الله و علیه و آله و سلم) تصمیم گرفت که خوب حرکت کند و در آن موعد در بدر حضور پیدا کند ابوسفیان پشیمون شد دید که سال هم سال خشکسالی بود و خیلی سرسبزی وجود نداشت و دنبال یک بهانه‌ای می‌گشت که حضور پیدا نکند از آن طرف هم اف داشت برایش که وعده داده بود را همان جا بعضی از مشرکان به او گفت:ند که مثلاً چه غلطی بود کردی به تعبیر ما موافق نبودیم این وعده را بدهی و اینها و لذا یک کسی را به نام نعیم بن مسعود اشجعی که از اهل مکه نبود از قبیله اشجع بود و این آمده بود مکه برای انجام اعمال عمره و به او گفت: که میتوانی بروی محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) را به نحوی منصرفش کند از اینکه بیاد به بدر به اگر این کار بکند بیست شتر به تو میدهم عرض شود که پنج شتر مثلاً پنج سال ده شتر پنج ساله ده شتر مثلاً ده ساله و اینها به تو میدهم و بعد این گفت: که چه تضمینی است این شتر را بدهی گفت: که مثلاً سهیل بن عمرو ضامن باشد شتر ها میدهم دست او باشد و این‌ها این هم راه افتاد آمد به سرعت به مدینه خودشان رساندند و و اهل مدینه پرسیدند که از کجا گفت: مکه بودم چه خبر؟ آن جا ابوسفیان دارد با یک لشکر جراری دارد نیروهایی را آماده می‌کند و می‌خواهد بیاید در بدر حضور پیدا کند طبق وعده‌ای که داده من توصیه می‌کنم که نروید چون سال قبلم شما در احد شکست خوردید و آن ها احساس پیروزی خیلی سعی کرد که. دل مسلمان‌ها را خالی کند در حدی که موفق هم شد تا حد زیادی منافقین هم کمکش می‌کردند و خیلی موفق شد و کم کم یک تزلزلی در مسلمان‌ها ایجاد شد.

 در حدی که رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: که من برای این به اصطلاح غزوه این حرکت این موعد خواهم رفت ولو تنها باشم ولو هیچ یک از شما نیاید من خودم خواهم رفت اینطور پیامبر (صلی الله و علیه و آله و سلم) فرمود:در واقع به نحوی تقویت قلوب مومنین بود و با حدود هزار و پانصر نفر پیامبر اکرم (صلی الله و علیه و آله و سلم) حرکت کرد پرچم دست امیرالمومنین (سلام الله علیه) . خلاصه این نقشه نگرفت موفق نشد پیامبر اکرم (صلی الله و علیه و آله و سلم) تشریف آوردند به منطقه بدر و هشت روز آن جا ماندند و مسلمان‌ها خوب خرید و فروش کردند در حدی که بعضی از آنها می گویند از یک درهم یک درهم سود بردیم صد درصد از یک دینار یک دینار سود بردیم صدر درصد سود بردند و از آن طرف ابوسفیان هم خبر از مدینه نعیم بن مسعود موفق شده است نشده است برای اینکه مورد ملامت و بعضا پوزخند و ریشخند قرار نگیرد با دو هزار نفر حرکت کرد چند کیلومتر از مکه خارج شد منطقه مجنه.

 تا آن جا آمد و بعد گفت: که تا اینجا آمدیم اما چون امسال سال قحطی و خشکسالی است و ما یک سال آبادی حرکت می‌کنیم میرویم به جنگ اینها سالی که سرسبز باشد شترانمان علف ها را بخورند از شیر شترها بتوانیم خودمان بنوشیم و خلاصه برگشت و یک افتضاح شد در واقع برای ابوسفیان و نیروهای مشرکان برگشتند مکه و پیامبر اکرم (صلی الله و علیه و آله و سلم) پیروزمندانه در واقع آمد سر موعد و با شجاعت و اینها مسلمان ها هم سود دنیوی بردند و هم اینکه آبرویی شد برای مسلمان‌ها در اینکه در آن موقعیت شرکت کردند. و این شکست سال چهارم در بدرالموعد موجب شد که مشرکان مکه به فکر جبرانش بیفتند در سال پنجم غزوه احزاب که رفتند نیروهای خودشون را و هم نیروهای قبایل اطراف ده هزار نفر بسیج کردند و آمدند که اشاره‌ای کردیم در هفته راجع به سالروز جنگ احزاب بود که بحثش گذشت.

 بله این قصه بدرالموعد در واقع این قصه بعد از بدر کبری در سال دوم این در سال چهارم چهارم اتفاق بود.

مجری:

 گفتند: آن جا که بله کشته‌های ما در مقابل آن ها. خیلی متشکر استاد از این برنامه زیبایی که به ما ارائه کردید.

استاد: جباری

جالب است بعدها مسلمانان شعری را سرودند شعر هم خیلی رسانه خوبی بود آن زمان کعب ابن مالک یکی از شعرا است مسلمان‌ها ابن مغازی واقدی نقل میکند جلد یک صفحه سیصد و هشتاد و نه:

وَعَدْنَا أبا سُفْيَانَ بَدْراً فَلَمْ نَجِدْ لِمِيعَادِهِ صِدقاً وَمَا كَانَ وَافِيَا فَأُقسِمُ لَوْ وافَيْتَنَا فَلَقِيتَنَا لأُبْتَ ذَميماً وافتَقَدْتَ المَوَالِيَا تركْنا بِهِ أَوْصَالَ عُتْبَةَ وابنِهِ وَعَمْراً أبا جَهْلٍ تَرَكْنَاهُ ثَاوِيَا عَصَيْتُمْ رَسُولَ اللهِ أفٍّ لِدِينِكُمْ وَأَمْرِكُمُ السّيْءِ الذي كَانَ غَاوِيا فإِنِّي وإنْ عَنّفْتُمُوني لَقَائِلٌ فِدًى لِرَسُولِ اللهِ أهْلِي وَمَالِيَاأَطْعْنَاهُ لَمْ نَعْدِلْهُ فِينا بِغَيْرِهِ شَهَاباً لَنَا في ظُلْمِ اللّيلِ هادِيَا

البداية والنهاية - ط إحياء التراث نویسنده : ابن كثير

البداية والنهاية  ج 4 ص 101المؤلف: أبو الفداء إسماعيل بن عمر بن كثير القرشي البصري ثم الدمشقي (المتوفى: 774هـ) المحقق: علي شيري الناشر: دار إحياء التراث العربي الطبعة: الأولى 1408، هـ - 1988 م

 گفت: وَعَدْنَا أبا سُفْيَانَ بَدْراً بدر را وعده کردیم. فَلَمْ نَجِدْ لِمِيعَادِهِ صِدقاً وَمَا كَانَ وَافِيَا صدق وعده از او ندیدیم و وفا کننده وقتی شعر گفته می شود در زبان‌ها می‌افتد و خلاصه اسباب تمسخر و این‌ها می‌شود همین شعر را خلاصه رسانه است و ابزار شعر خیلی استفاده می شود کرد درست است تلاش علامه امینی قابل تقدیر است که در کتاب الغدیر یک بخش عمده یکی از منابع تاریخی است و علامه برای غدیر از منابع تاریخی استفاده کرده است.

مجری:

خیلی متشکرم جناب استاد. از این مبحثی که داشتید اما یک بحث دیگری داریم در ذیقعده آن هم بحث اشعث بن قیس این شخصی که دیگر می شود گفت جرثومه نفاق است در واقع سال گذشته فکر کنم در این خصوص صحبت‌هایی داشتیم ولی باز هم خواستند که در مورد او صحبت کنید و برای ما مطالبی بگویید که چه شخصیتی داشته این فراز و نشیب‌ها از کجا نشأت میگیرد به کجا میرسد.

استاد: جباری

 بله عرض کنم که نام شوم اشعث ابن قیس کندی. پیشینه و پسینه حیاتش به هر حال همه قابل نقد است ما جزء منافقین می‌دانیم بحث نفاق را صرفاً منحصر به عصر پیامبر (صلی الله و علیه و آله و سلم) نمی‌دانیم بلکه بعد از پیامبر (صلی الله و علیه و آله و سلم) هم جریان نفاق به سختی آمدند به میدان و فعال و فعالیت زیادی داشتند اشعث همان طور که از به اصطلاح لقبش پیدا است اهل قبیله کنده بود از قبایل یمنی و نامش را گفتند معدی کرب اشعث لقبش در واقع بود یعنی اسم زیاد بوده یک چنین اسم و اشعث هم چون شعث و ژولیده بوده است موهایش اشعث می‌گفتند ژولیده موی در واقع اشعث که می گویند به این عنوان که چشمش اینطور قیافش این دارد اینم که ژولیده پولیده بوده ظاهرا بله و عرض کنم که این در سال دهم آمد همراه افراد قبایلش به مدینه و مسلمان شد.

مجری:

 سال دهم!!

استاد: جباری

 سال دهم دو سال بعد از فتح مکه لذا خیلی به هر حال صحابی پر سابقه‌ای نیست و افتخار از این جهت ندارد صبر کرده است سال دهم تازه آمده است حالا مثلاً بحث اسلام که وارد یمن شد در از سال هشتم به بعد که امیرالمومنین (سلام الله علیه) رفت و اینها سال دهم آمده است و اظهار اسلام کرده است و لذا نام این جزو صحابه ذکر کردند از این جهت که پیامبر (صلی الله و علیه و آله و سلم) درک کرده است.

مجری:

برای آقایان که کافی است دیگر تنها که پیامبر (صلی الله و علیه و آله و سلم) دید گفتند صحابی و. شریف و عزیز می شود پیش آقایان.

استاد: جباری

 بله عرض کنم که رفت بعد از رحلت رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) حروب رده پیش آمد جنگهای رده که قبایل مرتد شدن از اسلام قبیله کنده هم به هر حال به عنوان مرتدان از آنها نام برده شده است منتها در میان یمنی‌ها و قبیله کنده و برخی تیره ها کسانی بودند که واقعاً مرتد نبودند بلکه معترض به ابی بکر بودند حالا اشعث که به هر حال معلوم نیست قصش چیز دیگر است اما بالاخره. از اشعاری که سروده‌اند این کاملا پیدا است که این‌ها نسبت به ابوبکر اعتراض داشتند نه اصل اسلام در این جنگ‌ها اسیر شد آوردنش به مدینه نزد ابوبکر و چی شد در رفت پیش ابوبکر و بین اینها چه گذشت خدا می‌داند که برگشت بیرون و اعلام کرد که ام فروه عرض شود که خواهر ابوبکر را من با او ازدواج می کنم خواهر نابینایی داشت با او به هر حال ازدواج کرد ابوبکر داد به این آقای اشعث و با او ازدواج کرد رفت به میدان و این شتران زیادی را شروع کرد نحر کردند خنجرش را درآورد ولیمه مثلاً ازدواج و اینها.

 و این ازدواج شوم اولاد شومی هم با خودش به دنبال داشت که یکیش مثلاً محمد بود یکی جعده بود محمد بن اشعث و جعده بنت اشعث دختران همین ام فروه هستند جعده را همه مشناسند قاتل حضرت امام مجتبی (علیه السلام).

مجری:

محمد چه شد؟

استاد: جباری

محمد بن اشعث هم کسی بود که روایت از امام صادق (سلام الله علیه) داریم درباره اشعث و خاندانش که امام (علیه السلام) در کافی روایت که اشعث کسی است که خودش سهیم در شهادت امیرالمومنین (سلام الله علیه) بود عرض خواهم کرد و دخترش جعده موجب شهادت امام حسن (علیه السلام) شد و پسرش محمد هم در کربلا از قتله امام حسین (علیه السلام) در سپاه ابن زیاد حضور داشت و حتی قبل از کربلا همین محمد بن اشعث در دستگیری جناب مسلم در کوفه نقش داشت و صحبت دروغین امانی داد به مسلم در دستگیری هانی نقش داشت قبلش در دستگیری حجر بن عدی در کوفه نقش زمان زیاد بن ابی در کوفه جزو نیروهای زیاد بود در زمان عبیدالله جزو نیروهای او بود و در پسر همین بله در کربلا هم چنین نقشی داشت.

 و البته حالا هلاکتش هم یک قصه‌ای دارد که شماتت کرد اباعبدالله (علیه السلام) را و بعد رفت برای قضای حاجت و عقرب او را گزید مکانی و بدنش را که موقع قضای حاجت به هر حال گزید و به هلاکت رسید عرض شود که. این محمد بن اشعث وضعیتش این چنین است و اشعث عرض کنم که در زمان ابوبکر که وضعیتش اینطور شد و و عرض شود که در زمان عمر رفت در بعضی از فتوحات مثل یرموک و فتح در شام در فتح عراق و قادسیه و اینها شرکت داشت و بعدش هم ساکن کوفه شد در زمان امیرالمؤمنین (علیه السلام) به ظاهر جزء نیروهای امیرالمومنین (سلام الله علیه) در صفین شرکت کرده است اما یکی از شیاطین. حاضر در صفین است در خفا ساخت و پاخت معاویه کرده است و با معاویه همراه بود در سپاه امیرالمومنین (سلام الله علیه) هم به هر حال سنگ‌اندازی می‌کرد ایجاد تفرقه می‌کرد و یکی از کسانی است که نقش زیادی در پیدایش خوارج داشت یعنی آن لیله الحریر آن ایام دهم یازدهم ماه صفر از سال سی و هشت هجری که جنگ در شدید شد بین سپاه امیرالمومنین (سلام الله علیه) و معاویه در صفین این و نزدیک بود پیروزی حاصل بشود این اشعث بود که بحث قرآن به سر کردن را بحث عدم جنگ بین دو دست مسلمان مطرح کرد بعدش هم با توطئه معاویه قرآن‌ها به سر شد.

 و از آن طرف نیروهای معاویه قرآن به سر نیزه کردند از این طرف هم اشعث تحریک می‌کرد به هر حال افراد را که نباید ما با این ها که قرآن را معتقد هستند بجنگیم و این حادثه یکی از عوامل اصلی پیدایش خوارج در جنگ صفین بود.

مجری:

 خود همین شخص پس عامل اصلی است.

استاد: جباری

 و بعدش هم که امیرالمومنین (سلام الله علیه) و این کسی بود که تحمیل کرد به امیرالمومنین (سلام الله علیه) ابوموسی اشعری را با ابن عباس مخالفت کرد که به عنوان نماینده برای حکمیت از این طرف حاضر شوند اشعث با ابن عباس مخالفت کرد و و ابوموسی را تحمیل کرد و بعدش هم حکمیت هم که شکست انجامید و امیرالمومنین (سلام الله علیه) که به جنگ نهروان رفتند برای سرکوب به خوارج اشعث حضور داشت بعد از پیروزی امیرالمومنین (سلام الله علیه) در نهروان حضرت (سلام الله علیها)می‌خواستند حرکت کنند به سمت شام و صفین و جنگ با معاویه که اشعث متاسفانه دوباره نقش منافقانه خودش آن جا ایفا کرد و. گفت: که خسته شدیم و فعلاً ما در استراحت بکنیم برویم به خانواده‌هایمان سر بزنیم در کوفه و این‌ها با مثلاً یک سر فرصت حرکت کنیم برویم برای شام و این همان شد که امیرالمومنین (سلام الله علیه) از سال سی و هشت موفق نشد دیگر نیروها جمع کند که بحث غارات معاویه پیش آمده تا به شهادت حضرت (سلام الله علیه) انجامید یعنی بحث جنگ با معاویه با این توطئه اشعث در واقع دوباره خنثی شد و موفق نشد حضرت (سلام الله علیه) و این کسی است که طبق تصریح تاریخ ابن ملجم وقتی که آمد به کوفه برای انجام آن توطئه‌ای که در نظر داشت یک ماه ساکن خانه اشعث بود.

 و چند نفری اسمشان است در شهادت امیرالمومنین (سلام الله علیه) یکی ابن ملجم است یکی این اشعث است یکی وردان نامی است کسی دیگری بالاخره این سه چهار نفر بودند اشعث نقش کلیدی را در پس پرده بوده است.

مجری:

یعنی خانه این آقا پاتوق اینها بوده است.

استاد: جباری

 بله یعنی یک ماه چه کرده است پذیرایی کرده است از اینها و عجیب است این دست تقدیر روزگار بعد از شهادت امیرالمومنین (سلام الله علیه) گفته شده است چهل روز بیشتر در قید حیات کثیفش نبود و بعد در همین اول ذوالقعده به درک واصل شد.

مجری:

 

یک نکته است یک سوالی برایم پیش آمد در مورد جنگ نهروان در یک برنامه خدمت شما بودیم نرسیدیم چنین سوالی را مطرح کنیم که جنگ نهروان چی شد حالا چه بحث اشعث جنگ نهروان امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) با همین خوارج داشتند می‌جنگیدند دیگر چی شد که اینها در آن جا مثلاً برگشتند توبه کردند یا مثلا تو آن جا یک اظهار ندامتی کردند چگونه می شود که برخی از این خوارج می‌مانند زیرا در سیره امیرالمومنین (سلام الله علیه) دیگر شما قبلا اشاره فرمودید کسی که فرار می‌کرد می فرمود دیگر دنبالش نروید این ها جزو فراریان بودند؟

استاد: جباری

بله اینها معدودی در جنگ نهروان نجات پیدا کردند یا فرار کردند یا مجروح شدند و از صحنه خارج شدند دیگر کشته نشدند حضرت (سلام الله علیه) هم که همان طور که فرمودید سیره‌ آنها این بود که به هر حال کسانی که مجروح هستند یا فرار می‌کنند تعقیبشان نکنید و لذا ابن ملجم از نجات یافتگان نهروان است ولی بالاخره کینه حضرت (سلام الله علیه) را دارند در دل داشت بله و عرض کنم که. یک جریانی است در مورد اشعث بن قیث که من اشاره می‌کنم که امیرالمومنین (سلام الله علیه) به بحث ما ایرانی‌ها هم مربوط است این جریان امیرالمومنین (سلام الله علیه) کسی است که خوب آن بحث نژادپرستی که از زمان عمر به خصوص رواج پیدا کرد حضرت (سلام الله علیه) زیر پا گذاشته بود با آن مخالف بود و عمر به خصوص نسبت به عجم ها نگاه تحقیر آمیزی داشت و یک کار فرهنگی کرد شواهد متعدد است که عمر در نوع رفتار قوانین که مقرر کرد امیرالمومنین (سلام الله علیه) برعکس این حمرا می‌گفتند به این ایرانی‌هایی که به هر حال مسلمان شده بودند چهره‌ آنها می‌آمدند به هر حال از حالت سبزه خارج بودند و سپیدرو بودند به حمراء معروف بودند.

جاءَ الأشعَثُ إليهِ و هوَ على المِنبَرِ، فجَعلَ يتخَطّى رِقابَ النّاسِ حتّى قَرُبَ منه ، ثمّ قالَ: يا أميرَ المؤمنينَ، غَلبتَنا هذهِ الحَمراءُ على قُربِكَ ـ يعنى العَجَمُ ـ فركَضَ المنبَر برِجلِه، حتّى قالَ صَعْصَعةُ بنُ صُوحان: مَالَنا و لِلأشعَثِ! ليقُولَنَّ أميرُ المؤمنينَ عليه السلام اليومَ في العَربِ قولاً لا يزال يُذكر؛ فقال عليه السلام : مَن يَعذرْني من هؤلاءِ الضَياطِرَةِ! يتمرَّغُ أحدُهم على فراشِه تمرُّغَ الحِمارِ، و يَهجُر قَوما للذكر ، أ فتأمُرونَني أن أطرُدَهم ، ما كنتُ لِأطردَهم فأكونَ منَ الجاهلين! أما و الّذي فَلَقَ الحبّةَ، و برأ النَّسَمة، ليضرُبنَّكُم على الدين عَودا كما ضَربتُموهم عليه بَدءا .

امير المؤمنين عليه السلام بر بالاى منبر بود كه اشعث بن قيس مردم را كنار زد و نزديك منبر آمد و عرض كرد: اى امير مؤمنان! اين سرخ رويان ـ يعنى ايرانيان ـ اطراف تو را گرفته اند. على عليه السلام خشمناك پاى بر منبر كوبيد. صعصعة بن صوحان گفت: اشعث چه كرد! امير المؤمنين امروز درباره عرب مطلبى را خواهد گفت كه هرگز فراموش نمى شود.پس على عليه السلام فرمود: من به اين مردمان لَندَهور چه بگويم؟ همچون درازگوش بر بسترهاى خود مى غلتند آنگاه به من فرمان مى دهند مردمانى را كه همواره به ذكر خدا مى شتابند از خود برانم . نه، هرگز اين كار را نمى كنم كه اين كار جاهلان است.سوگند به خدايى كه دانه را شكافت و آدم را ساخت همان گونه كه شما براى مسلمان كردن عجمها با آنان جنگيديد آنان براى بازگرداندن شما به دين با شما خواهند جنگيد.

شرح نهج البلاغة (ابن ابي الحديد) ، ج 20 ، ص 284 ناشر: مکتبة آیة الله العظمی المرعشي النجفي (ره)

 در کوفه خیلی ساکن بودند در مناطق عراق ساکن بودند و امیرالمومنین (سلام الله علیه) میدان می داد به اینها و عرض کنم که می آمدند در صفوف نماز در هنگام خطبه خواندن امیرالمومنین (سلام الله علیه) در صفوف جلو می‌ نشستند در حدی شد که اشعث بن قیس اعتراض کرد وسط خطبه امیرالمومنین (سلام الله علیه) که يا أميرَ المؤمنينَ، غَلبتَنا هذهِ الحَمراءُ على قُربِكَ این حمرا این ایرانی‌ها این عجم‌ها غلبه پیدا کردند بر ما در نزدیکی به شما و آمدن دو صفوف نماز اشکال می‌کنند و توقع داشت حضرت (سلام الله علیها) مثل عثمان مثل عمر و این‌ها این‌ها را مثلاً یک درجه پایین‌تر براشون در نظر بگیره پاسخ کوبنده امیرالمومنین (سلام الله علیه) به اشعث دارد که این جالب است آن اگر احیانا برایمان سوال شد که چطور شد ایرانی‌ها اقبال به سمت تشیع کردند یکی از عوامل اصلی همین قصه است که این مبارزه اهل بیت (علیهم السلام) با تبعیض نژادی و عدالت ورزی اهل بیت (علیهم السلام) یکی از عوامل اصلی بوده است حضرت (سلام الله علیه) در راوی می گوید به نظرم می گوید حضرت (سلام الله علیه) پایشان را کوبید روی منبر بعد از اینکه صحبت اشعث پا را کوبید روی منبر بر زمین و فرمود: مَن يَعذرْني من هؤلاءِ الضَياطِرَةِ! يتمرَّغُ أحدُهم على فراشِه تمرُّغَ الحِمارِ، و يَهجُر قَوما للذكر ، ترجمه‌اش این است که چه کسی این شکم گنده‌های به هر حال شکم پرستی که روزها در بستر نرم استراحت می‌کنند و این موالی و همراه را که روزهای گرم زیر آفتاب دارند فعالیت می‌کنند تلاش می‌کنند به من می گویند که اینها را از خودم طرد کنم؟ چه کسی میاید به هر حال جواب اینها را بدهد این ها دارند چنین پیشنهادی را به من میکنند و. قسم به خدایی که دانه را شکاف آدم را آفرید فَلَقَ الحبّةَ، و برأ النَّسَمة، ليضرُبنَّكُم على الدين عَودا كما ضَربتُموهم عليه بَدءا .

که از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) شنیدم عرضم در این جمله است فرمود: به خدا همچنان که در ابتدا شما ایرانیان را به خاطر اسلام با شمشیر خواهید زد یعنی عرب با غیر عرب برخورد می‌کند به خاطر اینکه دعوت به اصل اسلام بکند بعدا این عجم ها این غیر عرب این ایرانی‌ها شما را با شمشیر به خاطر اسلام خواهند زد یک روزی این ها میایند شما را دعوت به اسلام کنند که. امروز واقعاً کسانی که عربیت عربستان و اردن و فلان و امثال اینها چه کسی الان این مقابل اینها ایستاده است جز همین انقلاب اسلامی و نظام اسلامی ایران که این یمنی‌ها را به نحوی عراقی‌ها را به نحوی لبنانی‌ها را به نحوی فلسطین و به نحوی دارد تحریک می‌کند تایید می‌کند حمایت می‌کند در مقابل اینهایی که شعار عربیت می‌دهند.

مجری:

 این ولی در عمل حتی به آن هم معتقد نیستند.

استاد: جباری

 و این فلسطینی ‌ها هم یک زمان یادم است که خطاب می‌کردند یک ملوک عرب پادشاهان عرب ای عرب‌ها کجا هستید بعد دیگر مأیوس شدن بندگان خدا. و فهمیدند آن کسی که نجات دهنده این‌ها است این عرب‌ها نیستند حرف عربیت دیگر در هم فلسطین و فلان دیگر زده نمی ‌شود کاملاً مأیوس هستند گویا از این دولت‌ها و این‌ها گفت: که ما را به خیر تو امید نیست شر مرسان اینها کمک به اسرائیل نکنند لازم نیست ما را حمایت کنند رهبری فرموده بودند بله جناب آقای رئیسی گفتند یک وقتی چند وقت قبل این مطلب را که به هر حال این ها کمک نکند لازم نیست حالا حمایت کنند و این سخن رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) که امیرالمومنین (سلام الله علیه) در مقابل این درخواست اشعث.

این نشان می دهد دو فرهنگ را یک فرهنگ به اصطلاح منافقانه و نژادپرستانه اشرافی امثال اشعث را که نگاه تحقیرآمیز نسبت به عجم‌ها دارد که برگرفته از خرافات قبل از جمله به خصوص عمر است که حالا الان فرصت نیست شاید مثلاً به مناسبت اگه برایتان یک برنامه کامل می شود نمونه های رفتارها و قوانین نژادپرستانه عمر را ذکر کرد درست است در کتاب سلیم بن قیس جمع کرده می شود ذکر کرد و عجیب است مثلاً یک. یا همین چند روز قبل می‌دیدم که گزارشی است که عمر یک دستورالعملی داده است به ابوموسی اشعری در بصره که اگر از این عجم‌ها به دستت افتاد من اخذت مو من الاعاجم که قدش پنج وجب است قد ما پنج وجب قدش باشد گردنش را بزن خیلی عجیب است یا مثلا در گزارشی است اگر نوجوان به جرم سرقت شش وجب قدش باشد دستش را قطع کنید حالا اجرای حد سرقت درباره اش کنید.

مجری:

من بعضی اوقات با برخی از این برادران اهل سنت حتی مولویاشان که همین عقیده را در فقهشان از آنها شنیدم که اگر در حال نماز یک عجمی رد شدند نماز باطل می شود بله خیلی عجیبه خودش هم عجم است نه اینکه خودش عرب باشد. ولی این را جزو فقهشان ردپایی است که فرمودید .

استاد: جباری

 ذره‌ای در مکتب اهل بیت (علیهم السلام) چنین چیزی را نمی بینیم رفتارها با این موالی کنیزها یا به اصطلاح بردگان آن چنان بود که اینها جذب به اهل بیت (علیهم السلام) می‌شدند و هر چیزی درباره علت رشد تشیع سریع در ایران بگویند به جز این نکته که بحث اینکه تشیع رابطه با غیر عرب یک چنین رابطه انسان دوستانه و عدالت‌آمیزی بود آن حرف نادرستی است بله ایرانیان چون. همسر امام حسین (علیه السلام) ایرانی بوده لذا شیعه شدند.

مجری:

 حرف های بی‌خودی است بله نگاهی که امیرالمومنین (سلام الله علیه) دارد و غیر امیرالمومنین (سلام الله علیه) بحث خلافت.

استاد: جباری

كُنْتُ مَعَ الرِّضَا فِي سَفَرِهِ إِلَى خُرَاسَانَ فَدَعَا يَوْماً بِمَائِدَةٍ لَهُ فَجَمَعَ عَلَيْهَا مَوَالِيَهُ مِنَ السُّودَانِ‌ وَغَيْرِهِمْ‌ فَقُلْتُ‌ جُعِلْتُ فِدَاكَ لَوْ عَزَلْتَ لِهَؤُلَاءِ مَائِدَةً فَقَالَ مَهْ إِنَّ الرَّبَّ تَبَارَكَ وَتَعَالَى وَاحِدٌ وَالْأُمَّ وَاحِدَةٌ وَالْأَبَ وَاحِدٌ وَالْجَزَاءَ بِالْأَعْمَالِ؛

«مردی از اهل بلخ گوید: با امام رضا در سفر به خراسان روزی ما را بر سر سفره خواند. پس بر آن سفره نوکران سیاه و غیر آنها را جمع کرد. گفتم: ای کاش برای آنها سفره جدا می‌انداختی. فرمود: ساکت باش، به‌درستی که خدای تبارک و تعالی واحد است و مادرمان یکی است و پدرمان یکی و جزایمان به اعمالمان است.

الکافی، ج8، ص230.

 یک وقتی حالا عرض می‌کنم فرصت هم رو به اتمام است این روایت را که امام رضا (علیه السلام) نشسته بودند سر سفره. و برای حضرت (سلام الله علیه) غذا آوردند و حضرت (سلام الله علیه) دعوت کردند این غلامان و بعضی از آنها سیه چرده بودند سر سفره بنشینند با هم غذا بخورند آن کسی که غذا را آورده بود از خدمه بود گفت یا بن رسول الله بگذار این ها را سفره جدایی کار می‌کردند و در مزرعه و فلان با همان لباس کار این ها می آمدند می نشستند سر سفره فرمود:« مَهْ إِنَّ الرَّبَّ تَبَارَكَ وَتَعَالَى وَاحِدٌ وَالْأُمَّ وَاحِدَةٌ وَالْأَبَ وَاحِدٌ وَالْجَزَاءَ بِالْأَعْمَالِ؛ این چه حرفی است می زنی خدایمان یکی پدرمان یکی حضرت آدم (سلام الله علیه). مادرمان یکی است حضرت حوا (سلام الله علیها) و در نهایت خداوند با اعمال جزا خواهد داد.

مجری:

 این نگاه کاملا نگاه صحیح قرآنی و خلاصه این نگاه واقعی دین است خیلی متشکرم جناب دکتر جباری از حضورتان در این برنامه ان شاء الله که بتوانیم در جلسه آینده در خدمت شما باشیم این نکته هم که عرض کردم شما در مورد اشعث بن قیس صحبت کردید قبلا مفصل باز هم ما هر چی با شما مطالب جدید داریم این شخصیت گفتید بسیار برای خود من جدید بود برای بیننده‌ها همین حس باشد که مطالب همچنان. نو است و خیلی اوقات نشنیده است با اینکه در تاریخ وجود دارد ولی کسی مثل شما که تلاش فراوان می کنید اینها را از لابلای این گزارش‌های تاریخی برای ما استخراج می‌کنید و به راحتی در اختیار ما و بینندگان می‌دهید واقعاً جای تقدیر دارد ان شاء الله بتوانیم از حضرتعالی بیشتر استفاده کنیم عزیزان بیننده وقت ما به پایان رسید من آخر برنامه یک بار دیگر خدمت شما تبریک عرض می‌کنم این مناسبت های شاد و میمون دهه کرامت را و تعجیل فرج آقا آخرین دعای ما در این برنامه است اللهم عجل لولیک الفرج خداحافظ..


آینه تاریخ - پاسخ به سوالات و شبهات تاریخی>

سالروز ولادت حضرت معصومه س ازدواج حضرت روز دختر غزوه بدر خوارج حکمیت تبعیض نژاد پاسخ به شبهات