2021 April 18 - يکشنبه 29 فروردين 1400
کلمه طیبه
کد مطلب:3926 گروه: کلمه طیبه آمار بازدید: 854

کلمه طیبه
حجت الاسلام یزدانی - 16 فروردين 1400


  دانلود
امتیاز:
  01:25:49 حجم فیلم: 219 مگابایت





دانلود صوت


قسمت سی و یکم برنامه کلمه طیبه با کارشناسی حجت الاسلام و المسلمین یزدانی
 

بسم الله الرحمن الرحیم

تاریخ : 16 فروردین 1400

مجری:

اَعُوذُ بِاالله مِنُ الشَّیّطانِ الرَّجِیّم بِسّمِ الله الرَّحمنِ الرَّحِیّم الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ وَ صَلَّی اللَّهُ عَلَی مُحَمَّدٍ آلِهِ الطَّاهِرِینَ

عرض سلام و ادب و احترام دارم خدمت همه شما بینندگان عزیز و ارجمند شبکه جهانی حضرت ولیعصر(عج)، چیزی باقی نمانده از ماه شعبان، إن شاءالله که بتوانیم در همین باقی مانده ماه شعبان توشۀمان را جمع بکنیم آماده باشیم برای ضیافت الله با معرفت کامل تا جای که برایمان امکان دارد به مهمانی خدا برویم إن شاءالله، همانطور که مستحضر هستید به رسم دوشنبه‌شب‌ها که البته قبل از این دوشنبه‌شب سال شروع شده بود اما با ویژه برنامه ربیع الأنام در خدمت حضرت حجت الاسلام و المسلمین دکتر یزدانی بودیم، این اولین برنامه کلمه طیبه سال 1400 هست إن شاءالله که بتوانیم امسال هم تماماً آن روشنگری­ها، این حرکاتی که وهابی­ها درصدد آن هستند و این شبکه­ ها و معاندین می­خواهند افکار عمومی اسلام را منحرف بکنند إن شاءالله بتوانیم در مقابل اینها بی­ایستیم، امشب هم برنامه‌مان را آغاز می­کنیم الحمدالله این توفیق را داریم در محضر حضرت استاد باشیم ابتداً سلام و عرض ادبی داشته باشیم محضرشان، بعد از آن برویم سراغ کلیپ­ها و به نقد آنها بنشینیم، عرض سلام دارم محضرتان در خدمت­تان هستیم.

استاد یزدانی:

سلام علیکم و رحمة الله

اَعُوذُبِاللّه مِنَ الشَّیّطانِ الَّعِینِ الرَّجِیمّ  بِسّمِ اللّهِ الرَّحّمنِ الرَّحِیمّ الحمد لله الذي اظهر الوجود ومنه بدأ کل حمد وإليه يعود و الصلاة والسلام علي شاهد و المشهود لکل موجود محمد المحمود وعلي آله آل الله الودود خلفاء الله علي عالم الغيب و الشهود سيما الحجة بن الحسن المهدي المنتظر الموعود.

من هم سلام و عرض ادب دارم خدمت حضرت عالی و خدمت همه بینندگان عزیز شبکه جهانی حضرت ولیعصر(عج)، اعیاد گذشته را تبریک می­گوییم و إن شاءالله امیدوار هستیم که در روزهای باقی مانده از ماه شعبان خداوند همۀ ما را ببخشد و پاک و پاکیزه إن شاءالله برویم به استقبال ماه مبارک رمضان و إن شاءالله که خداوند ما را جزء شیعیان واقعی امیرالمؤمنین (ع) قرار بدهد.

مجری:

إن شاءالله «اَللّهُمَّ اِنْ لَمْ تَکُنْ غَفَرْتَ لَنا فیما مَضى مِنْ شَعْبانَ فَاغْفِرْ لَنا فیما بَقِىَ مِنْهُ»، بدون فوت وقت برویم سراغ کلیپ­ها، کلیپ شماره 122 را با هم می­بینیم.

کلیپ:

از جمله تلاش­های که آخوندها برای حل معمای مهدویت انجام می­دهند و البته باز هم جوابی نمی­تواند برای معماهای فراوان درباره مهدویت باشد این است که ادعا می­کنند که زمین نباید از حجت خالی باشد آن‌گونه لقب و نام و عنوانی را که درباره مهدی مطرح می­کنند این که می­گویند حجت هست یکی از نام­های که برایش می­گویند یا یکی از القابی که برایش می­گویند، آخوند شیعه می­گوید زمین نباید از حجت خالی باشد اما در فاصله عیسی و محمد (ص) حجت به آن معنای که آخوند شیعه ادعا می­کند در زمین وجود نداشته لذا استدلال آخوند شیعه استدلال غیر عقلی و غیرمنطقی است نوبختی و دیگر آخوندهای شیعه که ادعا می­کنند زمین نباید از حجت خالی باشد و اعتراف می­کنند که تولد محمد بن الحسن عسکری به ثبوت نرسیده اما چون نباید زمین از حجت خالی باشد صحرا کبرای الکی می­چینند با این چیدمان غلط و نادرست آن موقع ادعا می­کنند پس حتماً مهدی متولد شده.

مجری:

دیدم با هم صحبت­های آقای کیانی را و این ادعای­شان که شیعه ادعای بی­اساسی دارد مبنی بر اینکه زمین هیچ گاه از حجت الهی خالی نمی­شود در صورتی که ما خلاف این را وجدان کردیم دیدیم مثلاً در فاصله حضرت عیسی (ع) و رسول مکرم اسلام چنین چیزی به وجود آمده بوده، در خدمت­تان هستیم.

استاد یزدانی:

استدلالش همانطور که شما فرمودید این بود که شیعه معتقد هست زمین هیچ وقت از حجت باقی نمی­ ماند ولی طبق آیه قرآن کریم از زمان حضرت عیسی تا زمان رسول الله (ص) هیچ پیامبری نبوده، وقتی هیچ پیامبری نبوده پس هیچ حجتی هم نبوده؛ در دو بخش این باید بحث نقد بشود؛ اولاً اینکه گفت شیعه معتقد هست که زمین از حجت خالی نمی­ماند و این اعتقاد درستی نیست؛ این اعتقاد فقط اعتقاد شیعه نیست من از بزرگان سلفی­ها و همینطور از بزرگان اهل سنت خدمت­تان نشان می­دهم که این یک اعتقاد همه مسلمان­ها است که زمین هیچ وقت از حجت خدا خالی نمی­ماند و اگر شما خبر ندارید دلیل بر این نیست که، بی­اطلاعی شما را ثابت می­کند اینکه شما از منابع خودتان هم بی­ خبر هستید، من از ابن تیمیۀشان شروع می­کنم خدایشان، پیامبرشان، امام­شان و همۀ مقاماتی را که یک انسان می­تواند داشته باشد ابن تیمیه پیش اینها دارد و حتی از خدا هم گاهی بالاتر هست چون خدا یک چیزی دیگر می­گوید ابن تیمیه چیز دیگر، اینها حرف ابن تیمیه را بیشتر قبول دارند، «مجموع فتاوی» ابن تیمیه جلد شماره 25 چاپ عربستان، چاپ مدینه، چاپ 1425، صفحه شماره 130 دیگر مفصل ایشان مطالب را نقل می­کند و بحث می­کند درباره قرآن کریم و اینکه همیشه یک طایفۀ در میان امت اسلامی هست که همیشه بر حق هستند و پیروز هستند و از این مسائل، به این دلیل دین اسلام مثل بقیه دین­ها تحریف نمی­شود کتاب قرآن مثل کتاب­های امت گذشته تحریف نمی­شود و از این مسائل، تا در صفحه بعد ایشان می­گوید دلیل آنچه است؟ چون می­گوید همیشه خداوند یک حجتی دارد که آن حجت خداوند جلوگیری می ­کند از تحریف دین و از تحریف کتاب

«الذین یحیون بکتاب الله الموتی ویبصرون بنوره أهل العمی»

به این کار نداریم، این حرفش

«فإن الأرض لن تخلو من قائم لله بحجة، لکیلا تبطل حجج الله وبیناته»

مجموع فتاوی، ابن تیمیه، چاپ عربستان چاپ مدینه، چاپ 1425، ج 25، ص 130-131

زمین هیچ وقت از یک حجتی که به‌هرحال حجت الهی را بیان کند و قائم به حجت الهی باشد خالی نمی ماند، چرا؟ چون اگر هیچ حجتی در روی زمین نباشد حجت­های الهی از بین می­روند نابود می­شوند، این حرف ابن تیمیه است

«فإن الأرض لن تخلو من قائم لله بحجة، لکیلا تبطل حجج الله وبیناته»

این اعتقاد شیعه هست یا اعتقاد شما هم هست؟ شما خبر نداری دلیل بر این نمی­شود که نباشد، این از ابن تیمیه.

مجری:

الآن ابن تیمیه را که آوردید اولاً خودش به تنهای کفایت می­کند اما...

استاد یزدانی:

شاگردهایش هم هست فقط ابن تیمیه نیست، این حرف ابن تیمیه نیست حرف امیرالمؤمنین علی بن أبی طالب(ع) هست.

ابن قیم الجوزیه شاگرد ابن تیمیه در کتاب «مفتاح دار السعاده»، کتاب، کتاب مهمی است نویسنده، نویسنده مهمی است در این کتاب که آقای أبی عبدالله محمد بن أبی بکر معروف به ابن قیم الجوزیه، مجلد اول در دارالعالم الفوائد در مکه مکرمه چاپ شده چاپ اول چاپ 1432، صفحه 347 روایت را از امیرالمؤمنین علی بن أبی طالب (ع) نقل می­کند روایت کمیل بن زیاد نخعی نقل می­کند که می­گوید امیرالمؤمنین دست من را گرفت و رفتیم در یک منطقه­ای، آنجا صحبت­ها مفصل هست و روایت، روایت مفصلی هست و چه کلماتی و چه جملاتی از امیرالمؤمنین علی بن أبی طالب اینجا کمیل نقل کرده، تا در صفحه 348 دقیقاً باز همین مطلب را امیرالمؤمنین می­فرماید:

«کذلک یموت العلم بموت حاملیه»

علم با قوت عالِم از بین می­رود

مفتاح دار السعاده، أبی عبدالله محمد بن أبی بکر معروف به ابن قیم الجوزیه، چاپ دارالعالم الفوائد در مکه مکرمه، چاپ اول، چاپ 1432، ج 1، ص 347-348

اگر عالِم علمش را به نفر بعدی به شاگردهایش منتقل نکند، او هر چیزی که می­دانست با خودش از بین می­رود 

«اللهم بلی»

جز یک مسئله

استثناء دارد

«لن تخلوا الأرض من قائم لله بحجة، لکیلا تبطل حجج الله وبیناته»

علم با حجت الهی فرق دارد حجت­های الهی هیچ وقت از بین نمی­روند چرا؟ چون همیشه یک نفر یک حجت در میان امت اسلامی هست که از حجت­های الهی حفاظت می­کند، حجت­های الهی را بیان می­کند، جلوگیری می­کند از تحریف حجت­های الهی، این هم حرف ابن قیم الجوزیه روایتی که از امیرالمؤمنین علی بن أبی طالب(ع) نقل می­کند.در صفحه بعد از خطیب بغدادی نقل می­کند می­گوید:

«هذا حدیث حسن من احسن الأحادیث معنًی وأشرفها لفظاً»

این حدیث حسنی هست و از بهترین حدیث­ها است که از نظر معنا و از نظر الفاظ

مفتاح دار السعاده، أبی عبدالله محمد بن أبی بکر معروف به ابن قیم الجوزیه، چاپ دارالعالم الفوائد در مکه مکرمه، چاپ اول، چاپ 1432، ج 1، ص 349

امیرالمؤمنین رب الکلام هست خدای کلام هست، نه خدا به آن معنای که اینها می­گویند، خدا به معنای بزرگ کلام و هر چیزی که می­گوید ببینید اصلاً چقدر تفاوت هست بین روایاتی که از امیرالمؤمنین نقل شده با روایاتی که از بقیه نقل شده، حالا نمی­خواهیم بپردازیم، به‌هرحال امیرالمؤمنین در اینجا می­فرماید زمین هیچ وقت از حجت خدا خالی نیست، اگر خالی باشد حجت خدا از بین می­رود حجت­های الهی از بین می رود، استدلال­ها، دلایل، برهان­های خداوند از بین می­رود، این هم ابن قیم الجوزیه، کتاب­های متعددش هم گفته.

از محمد بن عبدالوهاب هم بیاوریم کامل بشود از زبان سلفی­ها و وهابی­ها؛ «مجموع مؤلفات محمد بن عبدالوهاب» کتاب «مبحث الاجتهاد و الخلاف» نویسنده محمد بن عبدالوهاب که دوتن از بزرگان وهابی هم این کتاب تصحیح کردند صفحه شماره 32 دقیقاً همین مطلب را از امیرالمؤمنین علی بن أبی طالب (ع) نقل می­کند:

«وقال علی رضی الله عنه: لن تخلوا الأرض من قائم لله بحجة، لکیلا تبطل حجج الله وبیناته»

مجموع مؤلفات محمد بن عبدالوهاب، کتاب مبحث الاجتهاد و الخلاف، محمد بن عبدالوهاب، ص 32

و مطالب دیگر، پس این فقط نظر شیعه نیست سلفی­ها هم گفتند.حالا من از اهل سنت هم یکی دوتا بگویم؛ ابن حجر عسقلانی بزرگ اهل سنت یکی از استوانه­ های علمی اهل سنت هست کتاب «فتح الباری شرح صحیح بخاری» جلد شماره 8، چاپ دارالظیبه ریاض، صفحه شماره 92 بحث اینکه در زمان ظهور چه کسانی خواهند آمد؛ حرف­های از طیبی و ابن جوزی و بقیه نقل می­کند تا اینجای که روایتی که در صحیح مسلم هست که حضرت عیسی وقتی می­آید به امامت یک نفر از مسلمان­ها نماز می­خواند، اسمش را نیاورده ولی مشخص هست چه کسی هست

«وفی صلاة عیسی خلف رجل من هذه الأمة مع کونه فی آخر الزمان»

فتح الباری شرح صحیح بخاری، ابن حجر عسقلانی، چاپ دارالظیبه ریاض، ج 8، ص 92

در اینکه حضرت عیسی پشت یک مردی از این امت نماز می­خواند با اینکه این داستان چه زمانی اتفاق می­افتد؟ در آخرالزمان و نزدیک قیامت

«دلالة للصحیح من الاقوال»

این دلالت می­کند که نظر صحیح این هست

«أن الأرض لا تخلو عن قائم لله بحجة»

این حرف چه کسی است؟ زمین هیچ وقت از یک کسی که حجت الهی را قائم بشود و بیان کند و حفظ کند خالی نمی­شود، حرف چه کسی است؟ حرف ابن حجر عسقلانی یکی از استوانه­های اهل سنت، این شیعه است؟ شیعه شدند ابن تیمیه و ابن قیم و محمد بن عبدالوهاب و ابن حجر و اینها همه شیعه شدند؟ این هم حرف ابن حجر.

بدرالدین عینی هم همین را گفته، خیلی­های دیگر هم همین را گفتند، حالا من از غزالی هم بگویم که صوفی­ها هم فیضی ببرند، ایشان درست است سنی هست ولی گرایشات تصوف دارد اواخر عمرش ایشان صوفی شده بودند چون غزالی از آنهای هست که تمام علوم را گذارنده تمام چیزها را گذرانده فقیه بود از فقه دست کشید آخر عمرش دیگر با تصوف می­میرد، کتاب «إحیاء علوم الدین» معروف­ترین کتاب آقای أبو حامد غزالی هست أبو حامد محمد بن محمد غزالی متوفی 505، چاپ دار ابن هزم، چاپ اول، چاپ 1426، صفحه شماره 85 شروع می­کند مطلبش طولانی هست، صفحه شماره 86 همان روایت امیرالمؤمنین را نقل می­کند:

«اللهم هکذا یموت العلم إذا مات حاملوه ثم لا تخلو الارض من قائم لله بحجة، إما ظاهر مکشوف وإما خائف مقهور»

إحیاء علوم الدین، أبو حامد محمد بن محمد غزالی، متوفی 505، چاپ دار ابن هزم، چاپ اول، چاپ 1426، ص 85-86

این هم دیگر خیلی، چون ابن قیم این تیکه­اش را هذف کرده بود این تیکه­اش را نقل نکرده بود که اگر نقل می­کرد نظر شیعه دیگر کامل واضح ثابت می­شد، یک قائم یک حجت همیشه در روی زمین هست، این حجت آیا همیشه هست همیشه مردم می­بینند؟ نه

«إما ظاهر مکشوف»

یا ظاهر هست همه می­بینند

«وإما خائف مقهور»

یا اینکه از دید مردم مخفی هست

مثل الآن؛ حجت دارد خدا، لازم نیست حجت در میان مردم باشد

«لکیلا تبطل حجج الله تعالی وبیناته وکم وأین أولئک؟ هم الاقلون عدداً الأعظمون قدراً، أعیانهم مفقود وامثالهم فی القلوب موجودة»

که حرف­های امیرالمؤمنین را بعد آن نقل می­کند که زیبا است شیرین هست شنیدنی هست کلمات امیرالمؤمنین.

 اینهم علمای بزرگ سلفی، ابن تیمیه، ابن قیم، محمد بن عبدالوهاب، ابن حجر عسقلانی، بدرالدین عینی، أبو حامد غزالی، صد نفر می­توانم برایت نام ببرم که این مطلب را نقل کردند، حداقل صد نفر را من فرصت بود دانه دانه وقت بود می­خواندم همه را، اسکن­هایش را نشان می­دادم که آمدند دقیقاً همین مطلب را از امیرالمؤمنین نقل کردند و به عنوان اعتقاد قطعی خودشان بعضی­هایشان هم نقل مردند مثل ابن تیمیه، مثل ابن حجر عسقلانی.

مجری:

آن وقت یکی مثل آقای کیانی می­آید می­گوید صرفاً این نسبتی است که به شیعه می­دهد.

استاد یزدانی:

ایشان می­گوید فقط شیعه این اعتقاد را دارد، یک کم درس بخوانید یک کم مطالعه کنید، می­آید روی منبر می­نشینید جلوی دوربین­ها می­نشینید همینطوری هر چه از دهان­تان درآمد نگویید بروید قبلش یک تحقیق بکنید یک سری بزنید حجت یعنی چه، حجت چه کسی هست چراست، داریم نداریم، بعد بیا حرفت را بزن.

حالا در آن دوره که ایشان می­گوید دوره فطرت بوده حجت چه کسی بوده؟ مگر باید حجت پیغمبر باشد؟ بعد از پیامبرآنچه کسی حجت هست؟ واضح است هر کسی که خدا بخواهد یک حجت برای خودش تعیین می­کند آن حجت می­تواند پیامبر باشد می­تواند جانشینان پیغمبر باشد، همیشه که پیامبر نبوده در همه جای عالَم که پیغمبر نیست که، در زمانی که پیامبر بوده خب پیامبر حجت است، بعد از پیامبر چه کسی است؟

«لا تخلو الارض من قائم لله بحجة، إما ظاهر مکشوف وإما خائف مقهور»

این کلام امیرالمؤمنین علی بن أبی طالب (ع) هست و مشت محکمی بر دهان همه وهابی­های که نمی­توانند اینها را ببینند.

مجری:

پس می­شود گفت که حداقل آن چیزی که ما داریم همان حواریون خود حضرت عیسی (ع) خودشان قطعاً جزء.

استاد یزدانی:

بله حجت یک نفر هست، خالی نیست، گاهی ممکن است چندتا حجت در روی زمین با هم باشند ده­تا پیامبر همزمان در یک جا بودند، صدتا پیامبر، همۀشان حجت الهی هستند، بعد از پیامبران هم ممکن است افرادی متعددی باشند که بیایند اینها از حجت الهی برهان­های الهی دفاع کنند و آنها را استوار کنند که در این زمان چه کسی هست از نظر ما؟ حضرت صاحب الزمان (عج) هست، از نظر شما چه کسی است؟ این یک سؤال هست؛ حجت خدا از نظرشما سلفی­ها و وهابی­ها و اهل سنت چه کسی است الآن؟ ما که حجت مان مشخص است درست است در بین ما نیست ولی واجب نیست حتماً در بین ما باشد همانطوری که امیرالمؤمنین گفت، ولی حجت­ شما چه کسی است؟ حجت ­شما الان چه کسی است؟ چه کسی حجت الله است در میان شما؟ ندارید مثل همیشه که ما هفته پیش هم یک سؤال مطرح کرده بودیم که از دیدگاه شیعه و سنی امیرالمؤمنین خلیفة الله است؛ بعد از اینها سؤال کردیم مهدی که خلیفة الله است از نظرشما کجا است الآن؟ بیایید به ما معرفی کنید، حالا آن سؤالات هم مهم بود که دیگر اینها جوابی برایش نداشتند.

مجری:

اینها این منش و روشی که دارند این است که اول یک نتیجۀ می­آورند در ذهنشان می­گویند که ما می­خواهیم امام زمان را انکار بکنیم این حجت بن الحسن العسکری (عج) را ما می­خواهیم انکار بکنیم؛ راهش چه است؟ به هر طریقی اینها دست به دامن می­شوند تا بتوانند به این مقصود خودشان برسند، حالا ادامه همین مبحث که اصلاً مبحث انکار مهدویت بود را در کلیپ 123 با هم می­بینیم و إن شاءالله بر می­گردیم و به نقد می­نشینیم.

کلیپ:

تا جای که حتی نوبختی در این تلاش نافرجام و بی­نتیجۀ خودش نمی­تواند به این معما جواب بدهد، سعی می­کند که جواب بدهد اما این معما بی­ جواب می­ماند، اذعان می­کند به اینکه تولد محمد بن الحسن العسکری ملقب به حجت اصلاً ثابت نیست، اما استدلال عقلی چنین حکم می­کند و چنین ایجاب می­کند که از آنجا که زمین نباید از حجت خالی باشد و محمد بن حسن عسکری حجت خدا بر مردم در زمین هست پس قطعاً متولد شده ولو اینکه سندی درباره تولد او وجود ندارد، این را نوبختی دوازده امامی دارد مطرح می­کند، چه استدلال مضحکی.

مجری:

اینجا هم این ادعای که مطرح شد را دیگر نمی­شود به حرف­های اینها استناد کرد و به محض اینکه شنیدیم بخواهیم به نقد آن بنشینیم، اول برویم ببینیم اصلاً راست گفته، راست نگفته، چنین چیزی بوده، ابتداً حالا بخواهیم بیشتر وارد بشویم این مرحوم نوبختی که گفتند چه کسی هستند و آیا در کتاب­شان دقیقاً چنین مطلبی دارند که کلاً ما از لحاظ تاریخی هیچ سندی نداریم بر ولادت حضرت آقا امام زمان (عج)؟

استاد یزدانی:

همانطور که خود ایشان گفتند مرحوم نوبختی یکی از بزرگان شیعه است و دوازده امامی هست خود ایشان هم تصریح کردند و کتاب «فِرَق الشیعه» مرحوم نوبختی هم برای اثبات اصل مهدویت نوشته شده و از بزرگان شیعه هستند، پسر عموی نوبختی معروف که از ابواب حضرت صاحب الزمان (عج) هست، من قبلاً نشان دادم، ایشان ادعا کرد نوبختی دوازده امامی اذعان می­کند که تولد محمد بن حسن عسکری ملقب به حجت اصلاً ثابت نیست، از زبان نوبختی نقل کردند؛ من تحدی می­کنم آقای کیانی! یک مستند از کتاب­ ایشان از هر کتابی که نشان دادی، کتابی که معروف است دست ما هست کتاب «فِرق الشیعه» هست، نشان بده در کدام کتاب چنین مطلبی آقای نوبختی گفته، چرا دروغ می­گویی؟ چرا این‌قدر افتراء می­بندی؟ درست است بیننده­ های­ شما از طیف خودتان هست و گوش­های همه را مخبری می­بینی شما، طرفدارهای خودتان را، ولی همه اینطوری نیستند به خدا، این کتاب­ها در اختیار همۀ مردم هست همۀ مردم می­توانند این کتاب­ها دانلود کنند در اینترنت هست ببینند چه گفته مرحوم نوبختی، چرا دروغ می­گویی؟ من تحدی می­کنم آن بینندۀ که دفعه قبل رفت و دنبال کرد این مسئله را، این‌قدر دنبال کرد تا مجبور شد بگوید من اشتباه کردم، بروید سراغ آقای کیانی هر برنامۀ که بود از او بپرسید شما گفتی مرحوم نوبختی گفته تولد محمد بن حسن عسکری ملقب به حجت اصلاً ثابت نیست، این را از کتاب­شان به ما نشان بده، این مطلب را از کتاب­های آقای نوبختی به ما نشان بده، اگر نه، بگو من دروغ گفتم، اگر دروغ نگفتی اشتباه کردی بگو من اشتباه کردم، همیشه از این اشتباه­ها می­کنی ولی تو داری دروغ می­گویی، داری تهمت می­زنی، افتراء می­بندی به مرحوم نوبختی و هرگز مرحوم نوبختی این مطلب را نگفته بلکه خلافش را گفته؛ من از صفحه کتاب مرحوم نوبختی خدمت­تان نشان بدهم از کتاب «فرقه الشیعه» ایشان.

مجری:

شاید حالا پیش بینی بکنیم جواب این آقای کیانی را؛ آن دفعه حالا بینندگان عزیز یک یادآوری هم بشود بد نیست، آن دفعه بیننده خیلی گیر داد که این مطلبی که شما داری می­گویی از کجا هست و اینها، گفت بله این مستند هست خودم یک مقالۀ نوشتم ارجاع می­دهم به آن مقاله، حالا آن مقاله اشتباه بوده را کاری نداریم.

استاد یزدانی:

مقاله را خودش نوشته خودش اشتباه کرده دوباره به همان استدلال کرده، عجب، قبلاً آن آبروریزی را کرد که خیلی هم آبرویش رفت، حالا باز دروغ گفتی، من از خود کتاب آقای مرحوم حسن بن موسی موبختی از علمای قرن سوم هست که در عصر غیبت صغرا ایشان می­زیسته از بزرگان شیعه است و این کتاب را نوشته در اثبات مذهب دوازده امامی؛ منشورات الرضا چاپ کرده این را در لبنان، چاپ اول چاپ 1433، صفحه شماره 166 فرقه دورازدهم، اصلاً کل کتاب را نوشته تا اینجا مقدمه است تا دیدگاه فرقه دوازده امامی را ثابت کند، فرقه دوازده امامی چه می­گوید؟ می­گوید همه حرف­های که یازده فرقه قبلی گفتند باطل است بلکه چه است؟ حجت خدا چه کسی است در این دوره این زمانه؟ حجت خدا از فرزندان امام حسن بن علی هست و وصی پدرش بوده و آن مسائل.

یک مستند از کتاب ایشان بیاورید که ما ببینیم که گفته باشد حضرت مهدی (عج) به دنیا نیامده است، وگرنه اعتراف کن که دروغ گفتی و تهمت زدی افتراء بستی و کسی که دروغ می­بندد و تهمت می­زند دیگر حکمش مشخص هست.

مجری:

خیلی ممنون، باز منتظر هستیم آن دفعه خلاصه حسابی بینندگان عزیز و ارجمندی که تماس گرفتند با خود آقای کیانی صحبت کردند و اینها مورد تمجید و تشویق حضرت استاد قرار گرفتند، إن شاءالله این بار هم بینندگان این تحدی استاد را، ایشان که قطعاً خودش می­شنود اما خیلی وقت­ها به روی خودش نمی­آورد این را به روی خودش بیاورند ببیند باز چه دسته گلی به آب داده.

برویم سراغ کلیپ بعد کلیپ شماره 124 را با هم ببینیم.

کلیپ:

«إِنَّا فَتَحْنَا لَكَ فَتْحًا مُبِينًا»

 چون تو را یک فتح آشکاری دادیم، بعد از آن در آیه چهار در مورد اصحابش صحبت می­کند

 «الَّذي أَنزَلَ السَّكينَةَ في قُلوبِ المُؤمِنينَ»

 در قلوب مؤمنین در دلهای مؤمنین آرامش را نازل کرد، اینها چه کسانی بودند این مؤمنین؟ ما از دوستان شیعه می­پرسیم؛ چرا این آرامش را نازل کرد؟

«لِيَزدادوا»

 که زیاد کنند زیاد بشود

«إيمانًا مَعَ إيمانِهِم»

که با ایمان اینها ایمان زیادتر بشود یعنی یک ایمانی داشتند سکینه نازل شد آرامش نازل شد که ایمان­شان زیاد بشود، اینها چه کسانی هستند؟ اینها چه کسانی هستند آقایان؟ علمای شیعه! اینها چه کسانی هستند؟ حقیقتاً حضرت علی که نیست چون‌که شما می­گویید حضرت اصلاً نیاز نداشته که ایمانش زیاد بشود ایمانش مکمل بوده، باز می­گوید چرا این کار را من کردم؟ گفتیم سوره سورۀ فتح هست در مورد یاران پیغمبر هست و در مورد اینکه اینها قرار است که، پیروز شدند و حالا دارد اینها تعریف می­کند، در آیه 5 همین سوره فتح می­گوید برای اینها سکینه نازل کردم آرامش نازل کردم ایمان­شان را زیاد کردم

«لِيُدْخِلَ الْمُؤْمِنينَ وَ الْمُؤْمِناتِ»

که مؤمنین و مؤمنات را داخل کنم

«جَنَّاتٍ تَجْري مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدينَ فيها»

 در یک بهشت­های داخل کنم که همیشه در آن جاویدان باشند

 «يُكَفِّرَ عَنْهُمْ سَيِّئاتِهِمْ»

بدی­های­شان را هم از اینها دور کنم، معلوم است که مؤمنین بدی­های هم داشتند هیچ مؤمنی معصوم نیست و حضرت علی پیش شما معصوم است پس در مورد حضرت علی نیست در مورد مؤمنین دیگری است که پیامبر ما را یاری دادند ولی سیئات داشتند بدی داشتند.

مجری:

دیدیم صحبت­های آقای سجودی را با هم و حالا غرض ایشان چه است و کلاً این شبکه­ها که می­گردند اگر بالاخره یک طوری بتوانند یک فضائلی پیدا بکنند تلاش­شان این هست که بخواهند بگویند بالاخره اهل بیت، اهل بیت حقیقی داخل در آنها نبودند، حالا در راستای همین هدفی که دارند دارد ادعا می­کند که طبق مبانی شیعه این إنزال سکینه و این فضلی که وجود داشته نمی­تواند بر حضرت آقا امیرالمؤمنین تطبیق پیدا بکند چرا که ایشان ایمان­شان ایمان کامل هست و بدون اشتباه هستند و تکمیلی اصلاً معنا پیدا نمی­کند در اینجا، این ادعای ایشان بود که به شیعه هم نسبت داد ببینیم این ادعا درست بوده یا نه.

استاد یزدانی:

استدلالش بر پایه آیه چهار و آیه پنج سوره مبارکه فتح بود که خداوند می­فرماید:

«هُوَ الَّذِى أَنْزَلَ السَّکِینَةَ فِی قُلُوبِ الْمُؤْمِنِینَ لِیَزْدادُوا إِیماناً مَعَ إِیمانِهِمْ وَ لِلّهِ جُنُودُ السَّماواتِ وَ الْأَرْض* لِيُدْخِلَ الْمُؤْمِنينَ وَ الْمُؤْمِناتِ جَنَّاتٍ تَجْري مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدينَ فيها وَ يُكَفِّرَ عَنْهُمْ سَيِّئاتِهِمْ»

سوره مبارکه فتح، آیه 4-5

این استدلال­شان به این آیه مبارکه بود و سؤال کرد از ما، پرسید که مقصود از این مؤمنین چه کسانی هستند؟ که خداوند سکینه را بر آنها نازل کرد، می­خواست ثابت کند که همۀ صحابۀ که در فتح مکه حضور داشتند همه مؤمنین بودند، هدف ایشان از استدلال به این آیه این بود، می­خواست بگوید خداوند می­گوید اینها مؤمن هستند شما می­گویید مؤمن نیستند صحابه، پرسید که اینها چه کسانی بودند؟ خداوند «أَنْزَلَ السَّکِینَةَ فِی قُلُوبِ الْمُؤْمِنِینَ» این مؤمنین چه کسانی بودند؟

 جوابش واضح است جوابش این هست که این مؤمنین، مؤمنین بودند، کسانی که مؤمن بودند خدا سکینه را در قلوب آنها نازل کرد، چرا؟ چون ایمان­شان زیاد بشود یک سیئات­شان از بین برود و این مسائل.

آیا این آیه ثابت می­کند همۀ کسانی که در فتح مکه حضور داشتند مؤمن بودند؟ آیا این را هم ثابت می­کند؟ این را از کجا می­آورید؟ خداوند می­گوید ما در فتح مکه سکینه را بر مؤمنین نازل کردیم، ما هم قبول داریم مؤمن زیاد بود در بین صحابه، 12 هزارتای آن امام صادق (ع) می­فرماید که در بین صحابه بودند آدم­های خوبی بودند، 800 نفر از همین صحابه در جنگ جمل در رکاب امیرالمؤمنین علی بن أبی طالب بودند از همین­ها، از همین­ها که در بیعت رضوان بودند از همین­های که در فتح مکه بودند، همین­ها بودند که مؤمن بودند و در رکاب امیرالمؤمنین با عایشه و طلحه و زبیر و معاویه و عمرو بن عاص و فلانی و فلانی جنگیدند، پس مقصود مؤمنین بودند نه همه صحابه.

مجری:

اول باید ایمان­شان اثبات بشود بعد بخواهند داخل ...

استاد یزدانی:

بله شما ثابت کنید همۀ صحابه مؤمنین بودند مؤمن بودند بعد بگویید این آیه شامل همۀ صحابه می­شود، ما هم قبول داریم این آیه درباره مؤمنین هست خداوند سکینه­اش را بر مؤمنین نازل کرده.

اما گفتند شامل امیرالمؤمنین نمی­شود، چرا؟ چون امیرالمؤمنین ایمانش کامل بود مکمل بود به قول ایشان، ناقص که نبود که بخواهد خدا ایمانش را زیاد کند و گناه که نداشت که خداوند سیئاتش «يُكَفِّرَ عَنْهُمْ سَيِّئاتِهِمْ» بشود، نبود که، پس شامل امیرالمؤمنین نمی­شود؛ متأسفانه ایشان قرآن را کامل نمی ­خواند، من از سوره مبارکه توبه آیه شماره 26

سوره مبارکه توبه، آیه 26

«ثُمَّ أَنْزَلَ اللهُ‌ سَكينَتَهُ عَلى رَسُولِهِ وَ عَلَى الْمُؤْمِنينَ»

خداوند سکینه­اش را بر چه کسانی نازل کرد؟ بر پیامبرش و بر همه مؤمنینی که با او بودند. الآن سؤال می­کنیم؛ رسول خدا ایمانش کامل بود یا نبود؟ به قول ایشان مکمل بود یا نبود؟ پس چرا خدا سکینه­اش را بر پیامبرش نازل کرد؟ می­خواست چیکار کند؟ امیرالمؤمنین نفس پیغمبر است جان پیغمبر است هم روایت شیعه می­گوید هم روایت اهل سنت می­گوید و هم آیه مبارکه مباهله می­گوید امیرالمؤمنین نفس پیغمبر است، به هر دلیلی سکینه برای پیغمبرش نازل شده باشد، به هر هدفی خداوند سکینه­اش را بر پیامبرش نازل کرده باشد به همان دلیل سکینه­اش را بر امیرالمؤمنین نازل کرده چون امیرالمؤمنین نفس پیغمبر است، حالا برای زیادی ایمان تنها دلیل این که نیست که، تنها دلیل نزول سکینه این نیست که حتماً ایمانش ناقص باشد یا گناه کرده باشد، خداوند بر پیغمبرش هم سکنیه را نازل کرده، به هر دلیلی بر پیغمبر نازل کرده به همان دلیل هم بر امیرالمؤمنین نازل کرده، حالا جاهای دیگر هم هست؛ سوره مبارکه فتح آیه شماره 26، شما آیه چهار و پنجش را خواندی چرا آیه شماره 26 را نخواندی؟ آیه چهار و پنج را می­خوانی آیه 26 را نخواندی

«فَأَنزَلَ اللَّهُ سَکِینَتَهُ عَلَى‏ رَسُولِهِ وَعَلَى الْمُؤْمِنِینَ»

سوره مبارکه فتح، آیه 26

اینهم دلیلش، اما حالا از من سؤال پرسیدی من هم از تو یک سؤال می­پرسم، سؤالت را جواب دادم شما سؤال من را جواب بده؛ سوره مبارکه توبه آیه شماره 40 که خداوند می­فرماید:

«إِلَّا تَنْصُرُوهُ فَقَدْ نَصَرَهُ اللَّهُ إِذْ أَخْرَجَهُ الَّذِينَ كَفَرُوا ثَانِيَ اثْنَيْنِ إِذْ هُمَا فِي الْغَارِ إِذْ يَقُولُ لِصَاحِبِهِ لَا تَحْزَنْ إِنَّ اللَّهَ مَعَنَا ۖ فَأَنْزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَيْهِ وَأَيَّدَهُ بِجُنُودٍ لَمْ تَرَوْهَا وَجَعَلَ كَلِمَةَ الَّذِينَ كَفَرُوا السُّفْلَىٰ»

سوره مبارکه توبه، آیه 40

سؤال من خیلی واضح مشخص است؛ یک نفر همراه پیغمبر بوده حالا ما کار به مصداقش نداریم اصلاً مهم نیست مصداق­شان برایمان، چرا خداوند اینجا سکینه­اش را فقط بر پیغمبرش نازل می­کند؟ با اینکه «ثَانِيَ اثْنَيْنِ» بودند دو نفر بودند در غار، خداوند سکینه­اش را چه کسی نازل می­کند؟ «فَأَنْزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَيْهِ» سکینه­اش را فقط بر پیغمبرش نازل می­کند، چرا خداوند سکینه­اش را بر همراه پیغمبر نازل نکرده؟ هر جا می­رسد خداوند بر پیغمبرش نازل کرده سوره مبارکه توبه آیه 26

«ثُمَّ أَنْزَلَ اللهُ‌ سَكينَتَهُ عَلى رَسُولِهِ وَ عَلَى الْمُؤْمِنينَ »

سوره مبارکه توبه، آیه 26

آیه 40 همین سوره چیکار می­کند؟

سوره مبارکه توبه، آیه 40

«فَأَنْزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَيْه»

فقط بر پیغمبر نازل می­کند، اینجا بگویید اگر مؤمنی همراه پیغمبر بود چرا خداوند سکینه­اش بر او نازل نکرد؟ ما کار به مصداقش نداریم یک وقت نگویند توهین کردی، من اصلاً کار به مصداقش ندارم سؤال دارم فقط، سؤال من قرآن خواندم این آیه قرآن کریم هست خداوند در آیات دیگر سکینه­اش را هم بر پیغمبر نازل می­کند همین سوره توبه آیه 26، به آیه 40 که می­رسد سکینه­اش را فقط بر پیغمبر نازل می­کند، چرا اینطوری شده؟ اگر مرد هستی واقعاً؛ سؤال پرسیدی من جواب دادم، اگر مرد هستی سؤال من را هم جواب بده، تو که هیچ، بزرگتر از تو جواب ندادند، اولین برنامۀ که من در آن یکی شبکه داشتم یک نفر از زاهدان آقای مولوی ملا زهی زنگ زد بحث کردیم سر همین قضیه؛ من از او سؤال پرسیدم چرا اینجا سکینه­اش را بر همراه پیغمبر نازل نکرده؟ هیچ جوابی نداشت، اینجا قم آمد و همان کلیپ من را پخش کرد گفته بود توهین کرده، گفتم چه توهینی؟ قرآن می­گوید من چیکار کنم؟ قرآن اینجا صریح واضح می­گوید سکینه­اش را فقط بر پیغمبرش نازل کرده، شما بگو چرا این کار را کرده، دلیلش را به ما بگویید و من منتظر هستم تا قیامت هم منتظر هستم که شما یا هر کسی از پیروان دوستداران­شما از همفکران­شما بیاید و به این سؤال جواب بدهد چرا خداوند در سوره مبارکه توبه آیه شماره 40 سکینه­اش را فقط بر پیغمبرش نازل کرده و بر همراه او نازل نکرده؟

مجری:

خیلی زیبا یعنی کیف کردیم جداً حالا با این سؤالی که خود سؤال زوایای پنهان بحث و قطعاً برای­ شمافاضل گرامی هم مشخص می­کند و بدون هیچ تعارفی منتظر پاسخ هستیم که حالا می­گویند بنشین تا بیاید دقیقاً حالا اینها شاید اینطوری گفتند که حالا ما که جواب نمی­دهیم حالا شما هم منتظر باشید فایدۀ ندارد این روش­شان بوده تا الآن که پیش رفته.

بسیار خب تا اینجا بسیار استفاده کردیم از محضر استاد سه­تا کلیپ را دیدیم و پاسخ­هایشان را که خیلی زیبا بودند جالب وجامع بودند و بالاخره خود همین، بانی خیر شده بود همین فردی که آمده این حرف­ها را زده بر معارف و بر دانسته­های ما الحمدالله افزوده شده،برویم سراغ کلیپ بعد، کلیپ شماره 125 را باهم ببینیم.

کلیپ:

کبوتر با کبوتر باز با باز، خب دوباره می­پرسد چرا فردی که به دست زنش به قتل رسید و توانایی انتخاب همسر ندارد بعنوان الگو و امام غیب دان باشد، خب راست می­گوید حضرت علی را می­گویید شما امام ها به دست زن­هایشان به قتل رسیدند، چرا کسی که ولیعهد یک ظالم است باید امام من باشد، منظورش امام رضا را دارد می­گوید، هرچه فکر می­کنم با عقل و معنویت سازگار نیست، واقعاً کسی که نتوانسته خودش کارش را پیش ببرد رفته ولیعهد یکی دیگر شده.

مجری:

بسیار خب، این هم از برنامه دیگر جناب آقای سجودی که بالاخره سؤال­هایی که دارند را در قالب بینندگان اینها را می­پرسند بعضی وقت­ها خود همین شخص آقای سجودی خیلی وقت­ها بینندگان زنگ می­زنند به او می­گویند چرا وقت نمی­دهی واینها چرا قطع می­کنی، بالاخره ممکن است خلاف نظری که داشته سؤال پرسیده بشود، اما اینجا راحت هستند دیگر خودشان هم می­توانند تایپ کنند و برای خودشان بفرستند، خب حالا سؤالشان این بود که، حالا سؤالشان یا پرسیده شده یا خودشان پرسیدند حالا هرچه هست اینکه چگونه شیعه که ادعای علم غیب می­کند چطور ممکن است که حضرات معصومین، مثلا حضرت آقا امام حسن مجتبی (ع)، اینها اولاً اینکه آیا علم نداشتند که همسرشان را کسی انتخاب بکنند که قاتل خودش نشود، اگر همین بوده آیا توانایی اصلاً نداشتند که بخواهند خودشان مشخص بکنند این فرد همسرش بشود یا نشود، و در کنار این امام رضا را هم ذکر می­کنند که مثلاً ولیعهد مأمون شدن، ولیعهد یک انسان ظالم شدن آیا این منافاتی ندارد با همین توانایی و علم غیب ایشان ؟

استاد یزدانی:

حرفش این بود که نعوذبالله امام مجتبی (ع) و همینطور حضرت امام جواد (ع) که توسط همسرانشان به شهادت رسیدند اینها نمی­توانند اسوه باشند برای مردم چون توانایی انتخاب همسر نداشتند، اینطوری می­خواهد استدلال کند، و باز حرف بعدی این بود که امام رضا چطور ولیعهد یک ظالم کافری مثل مأمون شده، چطور می­تواند هم‌چین کسی برای ما نمونه باشد، برای ما الگو باشد برای ما امام باشد، پیشوا باشد که ما از تقلید کنیم، من جوابش را از قرآن می­دهم، سوره مبارکه تحریم اصلاً سوره تحریم کافی است برای هردو سؤالش، سوره مبارکه تحریم آیه 10، خداوند چه می­فرماید؟

«ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا لِلَّذِينَ كَفَرُوا امْرَأَتَ نُوحٍ وَامْرَأَتَ لُوطٍ كَانَتَا تَحْتَ عَبْدَيْنِ مِنْ عِبَادِنَا صَالِحَيْنِ فَخَانَتَاهُمَا فَلَمْ يُغْنِيَا عَنْهُمَا مِنَ اللَّهِ شَيْئًا»

تحریم / 10

حضرت نوح پیامبر اولوالعزم خداوند، حضرت لوط پیامبر بزرگ خداوند، زن­هایشان کافر بودند یا نبودند، صریح قرآن مثال می­زند دیگر،  آیا حضرت نوح توانایی انتخاب همسر را نداشت؟ یا بقول ایشان عرضه این را نداشته یک زن خوب برای خودش انتخاب کند که بعداً دشمنش نشود رازش را فاش نکند، و نیاید در جبهه دشمنانش قرار بگیرد، چرا حضرت نوح هم‌چین توانایی نداشت، حضرت لوط چرا نداشت، آیا واقعاً ناشی از این بود که نعوذبالله اینها توانایی نداشتند، یا خدا می­خواهد همه را امتحان کند، خدا می­خواهد همه بنده­های خودش را امتحان کند پسر پیغمبر باشد حضرت نوح پسرش کافر بود، پس اینکه آدم پسر یک پیامبری باشد دلیل بر این نمی­شود که حتماً عاقبتش خوب باشد عاقبتش خوش باشد، اینکه ما می­گوییم حضرت امیرالمؤمنین معصوم است، دلیل بر این نیست که همه منتسبان به او معصوم هستند، اگر امام مجتبی  (ع) معصوم هست که قطعاً معصوم هست، دلیل بر این نمی­شود که بچه­هایش هم همه از دم معصوم هستند، همسرانشان هر زنی گرفت همه معصوم هستند و همینطور بقیه ائمه  دلیل بر این نیست که همسرانشان هم معصوم باشند همسرانشان هم مثل انسان­های عادی امتحان می­شوند امتحان­های سختی می­شوند امتحان­های آسانی می­شوند،  همه جور امتحانی که ما می­شویم، پسران ائمه فرزندان ائمه همسران ائمه هم امتحان می­شوند، بعضی­هایشان از این امتحان خیلی سربلند بیرون می­آیند، صدها نفرشان می­توانیم مثال بزنیم از همسران پیامبر، همه زنان پیامبران جز چند عده­ای، همسران ائمه خیلی­هایشان مثل حضرت ام البنین (ع)  که اسوه است برای همه زنان عالم تا قیامت این هم همسر امام امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب هست، جعده خواهر زاده ابوبکر هم همسر امام مجتبی (ع) هست، قاتل  حضرت امام مجتبی (ع) هست، خب هر اشکال و هر جوابی شما از حضرت نوح و حضرت لوط دارید ما هم از حضرت امام مجتبی و حضرت امام جواد خواهیم داد، از این گذشته در همین سوره مبارکه تحریم اصلاً همین مثل را برای چه کسی می­زند،«مَثَلًا لِلَّذِينَ كَفَرُوا» روایتش در صحیح بخاری هست که مصداقش مشخص است خداوند این زن نوح و لوط را برای این کفروا برای چه کسانی مثال زده، نمی­خواهم روایتش را از صحیح بخاری بخوانم از زبان خلیفه دوم هست ممکن است بعضی­ها ناراحت بشوند، همین سوره مبارکه تحریم ، آیه شماره 4،  خداوند پیامبر سری را که به بعضی از همسرانش گفت و آن همسرانش رفتند فاش کردند آبروی پیغمبر را بردند و خداوند تحدید می­کند

«إِنْ تَتُوبَا»

آن دوتا زن

تحریم /4

که در صحیح بخاری هست مقصود چه کسی است

«إِنْ تَتُوبَا إِلَى اللَّهِ فَقَدْ صَغَتْ قُلُوبُكُمَا ۖ وَإِنْ تَظَاهَرَا عَلَيْهِ فَإِنَّ اللَّهَ هُوَ مَوْلَاهُ وَجِبْرِيلُ وَصَالِـحُ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمَلَائِكَةُ بَعْدَ ذَٰلِكَ ظَهِيرٌ»

خب اینها چه کسانی بودند پیغمبر مگر توانایی انتخاب همسر نداشت، داشت یا نداشت، داشت چرا فلانه و فلانه را انتخاب کرد، روایتش در صحیح بخاری است که مسلمان­ها با آن زن امتحان می­شوند حرف جانشین پیغمبر را گوش می­دهند یا حرف آن زن را گوش می­دهند، حرف پیغمبر را گوش می­دهند یا حرف آن زن را گوش می­دهند خب پیغمبر  که توانایی­اش را داشت چرا هم‌چین زن­هایی را انتخاب کرد که خداوند در حق آنها می­فرماید:

«إِنْ تَتُوبَا إِلَى اللَّهِ فَقَدْ صَغَتْ قُلُوبُكُمَا وَإِنْ تَظَاهَرَا عَلَيْهِ فَإِنَّ اللَّهَ هُوَ مَوْلَاهُ وَجِبْرِيلُ وَصَالِـحُ الْمُؤْمِنِينَ»

چرا هم‌چین زنی را انتخاب کرد؟ خود خدا گفته «سقط قلوبکما» درباره آنها دیگر، اینکه نص صریح قرآن کریم است، حالا هر کسی ک می­خواهد باشد، شما مصداقش را هر کسی که می­خواهید بدانید دوتا از همسران پیغمبر بودند حالا هر کسی که شما می­گویید تفاوتی نمی­کند در استدلال چه کسی باشد مهم نیست، مهم این است که دوتا از همسران پیغمبر راز پیغمبر را فاش کردند و علیه پیغمبر دست به دست هم دادند که آبروی پیغمبر را ببرند، خدا تهدید می­کند می­گوید قلب شما راه کج رفته، حالا شروحی که علمای اهل سنت زدند اگر بخوانیم که غوغا می­شود، داد همه­تان در می­آید نمی­خواهیم بخوانیم حالا ان شاء الله بعد از ظهور اینها را تک تک برایتان خواهیم خواند، و باز آیات دیگر، اما بحث اینکه چرا امام علی بن موسی الرضا (ع) رفت و ولیعهد مأمون شد، من یک آیه از قرآن کریم برایتان بخوانم که کامل جواب داده بشود دیگر این مطلب، سوره مبارکه یوسف آیه شماره 54، خب این را که دیگر همه عالم و آدم لازم نیست من اصلاً از قرآن کریم آیه­­اش را بیاورم، همه عالم و آدم می­دانند حضرت یوسف در زمان فرعون وزیر فرعون بود، همه کاره فرعون بود، آیا فرعون آدم خوبی بود از نظر شما؟ چرا حضرت یوسف (ع) رفت و با فرعون دست به دست هم داد و با او همکاری کرد او را مشورت می­داد، وزیرش بود، گرفتاری­هایش را حل می­­کرد مشکلاتش را حل می­کرد، و طبق این آیه قرآن کریم نفر مخصوص فرعون بوده

«وَقَالَ الْمَلِكُ ائْتُونِي بِهِ أَسْتَخْلِصْهُ لِنَفْسِي»

یوسف /54

اصلاً نفر مخصوص، وزیر مخصوص فرعون بود، خب آن پیشنهادها را هم داد مردم مصر را هم از قحطی نجات داد، و شاید اگر نجات نمی­داد فرعونیان کلاً نسل­شان منقرض می­شد، ولی حضرت یوسف پیامبر خدا رفت وزیر او شد به او مشاوره می­داد همکاری می­کرد و نفر مخصوص او بود، اشکال دارد به نظرتان؟ کافر شده نعوذبالله حضرت یوسف؟ همکاری کرده در کفرش؟ به هر دلیلی حضرت یوسف همکاری کرده با فرعون به همان دلیل هم حضرت امام علی بن موسی الرضا همکاری کرده با مأمون، تازه بحث ولیعهدی را فقط مأمون اعلام کرد، کجا امام رضا قبول کرد کجا امام رضا رفت با او همکاری کند، نه امام رضا خودش شرط کرد که من نه عزلی نه نسبی هیچ کاری نمی­کنم، فقط اسمش ولیعهد بود و او می­خواست از این مقام ولیعهدی سوء استفاده کند شما هم دارید پیروی می­کنید از مأمون از این مقام ولیعهدی سوء استفاده می­کنید، اگر ولیعهدی حضرت علی بن موسی الرضا برای مأمون مشکل هست، اشکال دارد برای او، وزارت حضرت یوسف هم برای فرعون می­تواند مشکل ساز باشد، چه جوابی دارید، هر جوابی از این قضیه حضرت یوسف و فرعون دادید ما هم از حضرت علی بن موسی الرضا و فرعون زمانش مأمون خواهیم داد، حالا بعضی­جاهای دیگر هم می­توانیم از این استفاده کنیم، بحث حضرت یوسف را، می­گویند امیرالمؤمنین وزیر فلانی بود، همکاری می­کرد با او مشاوره می­کرد مشورت می­داد، پس آدم خوبی بودند آنها، پس فلانی و فلان آدم­های خیلی خوبی بودند چون امیرالمؤمنین با آنها همکاری می­کرد مشورت می­داد، اشتباهات آنها را گوشزد می­کرد جلوگیری می­کرد از بعضی از ظلم­هایی که آنها می­خواستند در حق مردم بکنند، خب حضرت یوسف هم با فرعون همکاری کرده، فرعون آدم خوبی است؟ فرعون خیلی آدم خوبی بود؟

مجری:

خیلی زیبا الحمدالله مثل همیشه، بینندگان عزیز حتماً مستحضر هستند بالاخره ما کلیپ­هایی که پخش کردیم سطح عقلانیت اینها و درک اینها از یک سری معارف طوری نیست که خیلی وقت­ها آدم بخواهد پاسخ­هایی بدهد که مثلاً یک سری استدلال­های عمیق پشتش باشد و آن معرفت اصلی را بخواهد منتقل بکند،  حضرت استاد لطف می­کنند با آیات قرآن با همین کتاب­های خودشان ضربه محکمی بر دهان اینها می­کوبند که خودتان بیایید اینها را جواب بدهید این را که دیگر می­فهمید، این‌قدر که دیگر از شما بالاخره اینها آمدند خدایی را دارند ادعا می­کنند که تک تک اجسام را بر آن منطبق کردند، تک تک اعضای یک انسان را بر آن منطبق کردند دیگر از اینها انتظار نیست که خیلی از مباحث فلسفی و مباحث عقلی حتی سطحی را هم بخواهند بپذیرند اما دیگر به وضوح واضح­تر از این حضرت استاد بارها می­گویند اگر شما قائل به آن بشوید این نقض­ها وجود دارد این را چه می­گویید، قطعاً هیچ چیزی ندارند بگویند، بسیار خب، با تماس­های شما عزیزان ان شاء الله بحث را ادامه می­دهیم، جناب علی آقای از تهران پشت خط هستند صدایتان را می­شنویم در خدمت­تان هستیم آقا علی

بیننده:

سلام علیکم خسته نباشید شب شما بخیر، سه­تا سؤال داشتم خیلی سریع می­پرسم و منتظرم جوابش را شما به من بدهید و از حاج آقا می­خواهم که خیلی مستدل و کامل توضیح بدهند، سؤال اولم اینکه آیا نواب اربعه امام عصر (عج) ارتباطی با دستگاه خلافت بنی عباس داشتند یا نه؟ اگر داشتند ارتباطی خب علت این ارتباطشان با دستگاه خلفای بنی عباس چه بود، و اگر نداشتند اینکه بعضی­ها به اسم شیعه این حرف­ها را می­زنند این انتقادها را می­کنند، بعضی از روایت­ها را بیان می­کنند که نواب اربعه ارتباط خاصی با دستگاه بنی عباس داشتند، این سؤال اولم، سؤال دومم اینکه مرحوم نوبختی در کتاب فرق الشیعه در قسمت فرقه کیسانیه می­فرماید که مختار بیان می­کند که ایشان اعتقاد به «کان یقول عن محمد بن حنفی وصی علی بن ابی طالب» مختار اعتقاد به امامت محمد بن حنفیه داشت و انگار اعتقادی نداشت که امام حسن و امام حسین وصی برحق امیرالمؤمنین هستند، اگر به این اعتقاد داشت پس باید می­گفت محمد بن حنفیه وصی امام حسن است یا وصی امام حسین است، چرا این را نگفت، می­گفت که «کان یقول عن محمد بن حنفیه وصی علی بن ابی طالب و أنه الإمام» و او امام بر حق بود، و این انتقاد بر مختار آیا جایز هست یا نیست، و می­خواستم حاج آقا نظر قطعی­اش را بیان کند، و خیلی محققانه به من بگوید، و سؤال سوم هم اینکه خیلی­ها حتی در این شبکه هم کسانی هستند می­آیند صحبت می­کنند از صاحب کتاب فصوص الحکم، و همان فتوحات مکی ابن عربی، ابن عربی را، ابوبکر بن عربی را، محی الدین بن عربی را ملقب به لقب عارف می­کنند، می­خواستم بپرسم آیا واقعاً عارف کسی است که این حرف­ها را می­زند و اعتقاد دارد که پدر امیرالمؤمنین در جهنم است؟ آیا کسی که به درجه عارف رسیده باشد و ما شیعیان به این شخصیت بگوییم عارف، در کتابش می ­گوید در معراج درجه علی را پایین تر از ابوبکر و عمر و عثمان دیدم، و ابوبکر را در عرش مشاهده کردم، چون بازگشتم به علی گفتم چگونه در دنیا ادعا می­کردی که تو از اینان برتر هستی در حالی که درجه­ات را پایین­تر از این اشخاص دیدم، این را مرحوم آقای خویی در کتاب «منهاج البرائه فی شرح نهج البلاغه» به نقل از ابن عربی بیان می­کند، آیا ما می­توانیم این چنین شخصیتی که درجه امیرالمؤمنین را از آن خلفاء پایین­تر می­داند، به این بگوییم عارف و اینکه چه لزومی دارد ما از ابن عربی بعنوان یک شخص عارف یاد کنیم اگر نگوییم عارف چه می­شود یعنی آسمان به زمین می­آید یا اینکه زمین به آسمان می­رود؟ هیچ لزومی ندارد که بعضی از کارشناسان می­آیند از ایشان بعنوان عارف یاد می­کنند، عارف هیچ وقت این حرف­ها را نمی­زند خواستم حاج آقا توضیح بدهد، خیلی ممنون ان شاء الله خدا به حق امیرالمؤمنین امثالی مثل حاج آقای یزدانی را زیاد کنند و زیر سایه حضرت زهرا حفظشان بکند، موفق باشید خداحافظ شما

مجری:

بزرگوارید تشکر می­کنیم از تماس­تان آقا علی عزیز ان شاء الله پاسخگوی سؤالات شما هم خواهیم بود، جناب آقای علیزاده از کرج ، در خدمت­تان هستیم بفرمایید.

بیننده:

سلام علیکم آقای مرعشی خسته نباشید، و عرض سلام خدمت حاج آقای یزدانی، البته من سؤال خاصی ندارم فقط دیروز در یکی از این شبکه­ها وهابی یکی از این کارشناسان اینها، آن آقایی که با ناز و کرشمه حرف می­زند و ابروهای خودش را هم برمی­دارد در رابطه باحضرت فاطمه زهرا (س) یک جسارت خیلی بدی کردند، و من خیلی هم زنگ زدم به ایشان تلفن را هم می­دیدم زنگ می­خورد ولی جواب نمی­دادند، حالا چون می­دانم دقیقاً برنامه شما را رسد می­کنند، می­خواستم از اینجا حرف خودم را به ایشان برسانم که آقای خدمتی و آقای هاشمی اگر شبکه­ های شیعی رعایت حال شما را می­کنند، ما می­توانیم رعایت نکنیم، ما شما در فضای مجازی رسوا می­کنیم آقای خدمتی و آقای عقیل هاشمی از وکیل آباد زندان گرفته تا جاهای باریک دیگر، به این اقوال خودتان بگویید که جسارت نکنند به ائمه ما اگر بکنید ما در فضای مجازی رسوا خواهیم کرد شما را، خیلی ممنون هستم تشکر می­کنم، و دیروز آن برنامه را هر کس دید، من فکر می­کنم تمام شیعیانی که آن جسارت را دیدند واقعاً ساعت­ها اعصابشان داغون بوده، خیلی ممنون هستم تشکر می­کنم از برنامه خوبتان

مجری:

سلامت باشید بزرگوارید، جناب آقای علیزاده باریک الله و غبطه بخوریم همگی به این نوع غیرت دینی و مذهبی ان شاء الله که همه ما همین گونه باشیم،  جناب آقای صادق زاده عزیز از آلمان پشت خط هستند در خدمت­تان هستیم بفرمایید.

بیننده:

عرض سلام و ادب دارم  خدمت شما مجری محترم و آقای دکتر یزدانی و فرارسیدن سال نو را خدمت­تان تبریک عرض می­کنم، یک سؤال داشتم از خدمت­تان، بعضاً یک سری احادیث هست که در کتب اهل سنت ارائه شدند مثل مسئله غرانیق، و یا یک سری صفات خاصی که به خداوند نسبت دادند، فکر می­کنم در کتاب «بیان التلبیس الجهمیه» که آقای  ابن تیمیه نوشتند، و یک سری روایات دیگری هم هستند که نسبت­های ناروایی و نسبت­ها نا صحیحی به رسول خدا (ص) دادند، طبق مبنای اهل سنت وقتی بررسی می­کنیم ظاهراً سند این احادیث بعضاً معتبر هست، اگر هم مخالفین بپرسند از ما که شیعیان هستیم خب ارجاشان می­دهیم به اینکه این سؤالات باید از اهل سنت پرسیده بشود، اما مسئله اینجا است که ما وقتی  خودمان این احادیث و روایات را بررسی می­کنیم، و اعتقاد هم داریم که اینها جعل هستند در قسمت­هایی از تاریخ بالاخره جعل شدند، جاعل را هم می­شناسیم در این سلسله سندی که مطرح شده، که حالا دقیق‌تر بخواهم بپرسم، چه معیارهایی باید در نظر گرفته بشود برای اینکه آن  جاعل حدیث یا آن کسانی که آن حدیث را جعل کردند بتوانیم آنها را شناسایی بکنیم، خیلی ممنون می­شوم اگر پاسخ بدهید.

مجری:

بسیار خب، تشکر می­کنیم جناب آقای صادق زاده عزیز که از آلمان با برنامه­خودتان برنامه کلمه طیبه در ارتباط بودید، حالا برویم یکی یکی سؤال­ها را به ترتیب بپرسم، آقا علی سه­تا سؤال پرسیده بودند ، سؤال اولشان این بود که آیا نواب اربعه امام عصر (عج) ظاهراً ارتباطی داشتند با دستگاه حکومت وقت بنی عباس، این به چه دلیل بوده چرا اینگونه، حالا هجمه­هایی هم از این جنبه نسبت به آنها انجام شده.

استاد یزدانی:

بله من متأسفانه یادم رفت از ایشان بپرسم آن روایتی که می­خوانند چه هست، مستندش را باید دید که واقعاً آیا نواب اربعه ارتباطی داشتند با آنها یا ارتباطی نداشتند، خب بر فرض ارتباط داشتند، اصلاً فرض می­گیریم یکی از این نواب اربعه وزیر متوکل یا هارون الرشید باشد، خب چه مشکلی پیش می­آید حضرت یوسف وقتی وزیز فرعون هست، وقتی مشاور فرعون هست، نفر مخصوص فرعون هست، چه اشکالی دارد که یکی از نواب اربعه هم رفت و آمدی در دستگاه خلافت بنی عباس داشته باشد، اشکالی دارد؟ علی بن یقطین بزرگ شیعه در زمان خودش از اصحاب خاص امام کاظم هست، وزیر هست در دربار هارون الرشید، چه اشکالی دارد، اینکه بگویید آنها ساختند، نه این حرف بی ربطی است مستند می­خواهد، بحث نواب اربعه قطعی است از نظر شیعه، روایات صحیح السند داریم این نواب در زمان امام عسکری نفر اولشان نائب حضرت امام عسکری بود در شهر­های مختلف وکیل آن حضرت بود، به همان مقام بعد از امام عسکری (ع) هم تثبیت شد و بعد از او هم که تا آخرین نفر.

مجری:

حاج آقا ما حالا در میان فرمایشان حضرت عالی، عزیزان بیننده مطلع هستند ما برنامه­ای  بود همین چند شب پی با حضرت حجت الإسلام حاج آقای جباری راجع همین بحث نیابت­ها و اینها و ایشان دقیقاً همین نکته را تأکید داشتند که مثلاً امثال حسین بن روح نوبختی چنین فردی اصلاً آن زمان بعضی از افراد مورد اعتراض قرار دادند حضرت را که ایشان اعلم نبوده، اما دقیقاً حضرت بخاطر نفوذ ایشان در همین دستگاه حکومت آن زمان حضرت انتخاب کردند، و به خاطر آن جامعیتی که به وجود آمده بود ایشان را به نیابت برگزیدند، بسیار خب، حالا سؤال دوم این بود که مرحوم نوبختی در هیمن فرق الشیعه چنین ادعایی دارند که فرقه کیسانی که در رأس آنها مختار هست، اینها اعتقاد به امامت محمد بن حنفیه داشتند بعد از امیرالمؤمنین (ع)

استاد یزدانی:

بله صفحه 38 از این کتاب فرق الشیعه مرحوم نوبختی، همین مطلب را می­آورد که

«و قالت فرقة إن محمد بن الحنفیه و الإمام المهدی وهو وصی بن ابی طالب»

فرق الشیعه، نوبختی،  ص 38

خب گفته باشند، فرض می­گیریم اصلاً، حالا ک مستندی برایش نقل نکرد ایشان همان مشاهر را و چیزهایی که در آن زمان مشهور بوده را نقل کرده فرض را بر این بگیریم که پیروان مختار یاخود مختار هم‌چین اعتقادی داشته باشند، خب چه ضرری به شیعه می­زند، چه ضرری به مذهب دوازده امامی شیعه می­زند، در هر عصری هر امامی خب حکومت­ها بیکار که نمی­شستند که بگذارند یک امام راحت کار خودش را بکند، فرقه داشته باشد، پیرو داشته باشد، سازمان وکالت داشته باشد، و بعد از آن هیچ فرقه سازی نشود، همه متحد باشند، خب حکومت­ها اجازه نمی­دادند، حکومت­ها در عصر هر امامی می­آمدند و تمام تلاش خودشان را می­کردند که جمع شیعه را پراکنده کنند، و عده­ای را می ­فرستادند فلان فرقه را درست کند، خب این چیز­­های خیلی طبیعی است، گاهی مال دنیا باعث می­شد مثل واقفیه که بخاطر مال دنیا مذهبی به نام واقفه را درست کردند، یا خیلی ­­چیزهای دیگر.

مجری:

بله مضاف بر اینکه تهمت زدن به خود مختار هم آن زمان خیلی زیاد بود،

استاد یزدانی:

بله اصلاً خیلی از روایاتی که در مذمت مختار درست شده، زبیری­ها درست کردند، اینکه مختار ادعای نبوت داشت، خب این را چه کسی درست کرد؟ زبیری­ها درست کردند، دروغ محض است تهمت محض است، حالا ما ادعای دفاع از مختار را هم نداریم کاری نداریم به او دفاع کنیم یا علیه­ش حرف بزنیم، به‌هرحال ما روایات صحیح السند در مدح مختار کم نداریم، در مزمتش هم هست، هم در مزمتش هست هم در مدحش هست، معصوم هم نبود ممکن است اشتباه بکند، ولی آن کاری که کرده دل ما را شاد کرده، دل همه شیعیان را شاد کرده، دل حضرت امام زین العابدین را شاد کرده، حالا آدمی بدی هم بود، اصلاً کیسانی بوده، اصلاً فرض کنید هر کسی می­خواهد باشد، کافر بوده ولی دل اما را شاد کرده، قاتلین سید الشهداء (ع) را نابود کرده با آن وضعیتش انتقام را گرفته  در آن زمان حداقل از بعضی از قاتلینش انتقام راگرفته همین که این کار را کرده ما از او راضی هستیم ولی نه از هم حرف­هایش نه از همه کارهایش، ممکن است اشتباهی هم کرده باشد ممکن است کار بدی هم انجام داده باشد که خودش در قیامت همۀ اینها را تسویه می­کند و امیدوار هستیم که حضرت سیدالشهداء (ع) ایشان را هم شفاعت کند همانطوری که بقیه گناهکاران را هم شفاعت خواهد کرد، اگر اینها راست باشد اگر این تهمت­ها راست باشد باب شفاعت باز است.

مجری

الحمدالله، خیلی ممنون، سؤال سوم­شان هم راجع به ابن عربی بود که با توجه به تهمت­های که به بزرگان شیعه و جناب حضرت أبوطالب (ع) دیگر بزرگان زدند آیا می­تواند اصلاً لفظ عارف وصف عارف در شأن چنین کسی درست باشد؟

استاد یزدانی:

ما خیلی بحث عرفان و عرفان نظری نمی­خواهیم وارد بشویم موضوع بحث وهابیت هست وظیفۀمان و شغل مان و کارمان دفاع از اهل بیت هست در برابر وهابیت، إن شاءالله برنامه­های دیگر با مصلحت سنجی حضرت آیت الله قزوینی (حفظه الله) اگر پیش بیاید یک زمانی بخواهیم عرفان را نقد کنیم إن شاءالله ایشان باید دستور بدهند و ما إن شاءالله مفصل آنجا نقد خواهیم کرد بقیه اساتید هم مسلط هستند به این مباحث؛ بحث عرفان نظری و ابن عربی و وحدت وجودی که ایشان طرفدار آن هست، فعلاً نمی­ خواهیم خیلی وارد بشویم ولی همانطوری که آن دفعه هم من توصیه کردم کتاب حضرت علامه سید جعفر مرتضی درباره ابن عربی سنی متعصب که فارسی هم ترجمه شده را بخوانید واقعاً کتاب عالی هست خوب جمع کرده تقریباً 90 درصد تمام مستنداتی که ثابت می­کند ایشان یک منحرف هست یک متعصب هست و شیعه نیست را آنجا جمع کرده و هیچ جوابی هم ندارند جوابی هم بعضی­ها دادند مضحک است جواب­های که به آن، مشخص است ایشان حضرت أبوطالب را کافر می­داند، متوکل را جزء بزرگان­شان هست، حجاج را؛ حتی از شخصی مثل حجاج ایشان تعریف  و تمجید دارد، از آن طرف خلیفه دوم را معصوم می­داند، خیلی حرف­های دیگر که به‌هرحال موجود هست در کتاب­ هایش، ما نمی­توانیم هم‌چین آدمی را به عنوان یک شیعه قبول کنیم حالا عارف بوده عرف آنچه هست؟ عرفان بحثش خیلی فصل هست نمی­خواهم وارد بشوم که به بعضی­ها هم بر می­خورد حالا شبکه­های دیگر مطالب دیگر دوستانی که طرفدارش هستند، اتفاقاً ما منتظر بودیم یکی از دوستانی که خیلی از ابن عربی دفاع می­کنند در همان برنامه، برنامه هفته بعدش بیاید، شماره­اش را هم داد زنگ هم زد به من، ولی به برنامه زنگ نزد، قرار است بیاید دفاع کند از بحث گوساله سامری که ابن عربی واضح است وحدت وجودی که می­گوید مثالی که می­زند دیگر این قابل دفاع نیست انصافاً، می­گوید گوساله سامری خود خدا بود، خدا بود، حضرت موسی آمد یقه هارون را گرفت چرا این خدا را نگذاشتی که بپرستند؟ گوساله سامری خدا بوده تو چرا جلوی اینها را گرفتی؟ این که خلاف قرآن هست خلاف نص صریح قرآن کریم هست و اگر گوساله سامری به‌هرحال گوساله پرستان، دیگر چه بگوییم بیشتر از این نمی­شود وارد شد.

مجری:

خیلی تشکر می­کنیم، حالا نسبت به کلام جناب آقای صادق زاده واینکه بالاخره جعلیاتی در این کتاب­ها وجود دارد آیا چطور می­توانیم از این انگیزه­­ها و جعال ما یاد بکنیم؟

استاد یزدانی:

صحبتی که ایشان داشتند مشخصاً بحث حدیث غرانیق بود که حدیث غرانیق دیگر کل مبنای اهل سنت را زیر سؤال می­برد، روایتی که در «صحیح بخاری» خلاصه­اش آمده در کتاب­های دیگر مفصل با سندهای صحیح آمده و حتی محمد بن عبدالوهاب به عنوان یک مطلب قطعی نقل می­کند در کتاب «مختصر سیرة الرسول» خودش در صفحه شماره 35 که نعوذبالله وقتی پیغمبر این آیه را خواند

«أَ فَرَأَيْتُمُ اللَّاتَ وَ الْعُزَّى وَ مَناةَ الثَّالِثَةَ الْأُخْرى‌»

مختصر سیرة الرسول، محمد بن عبدالوهاب، ص 35

شیطان آمد و القاء کرد به پیغمبر خودش را جای جبرئیل جا زد پیغمبر متوجه نشد نعوذباالله و این آیه را می­خواند ادامۀ

«تلک الغرانیق العلی وإن شفاعتهن لترتجی»

و از این مسائل که کفار خوشحال شدند آمدند همه سجده کردند و ایمان آوردند و این مسائل، این در صحیح­ ترین کتاب­های شما است بزرگان­شما این قضیه را پذیرفتند و کل مبانی­شما را در بحث نبوت زیر سؤال می­برد، اگر این آیه را شیطان آورده و پیغمبر هم متوجه نشده آن را با جبرئیل اشتباه گرفته از کجا معلوم که آیات دیگر را اشتباه نگرفته؟ جای­های دیگر، در روایت دارند می­گویند جبرئیل آمد گفت این چه است این آیات را من نیاوردم، آمد رفع اشکال بکند، از کجا معلوم دفعه دوم هم باز شیطان نیامده باشد؟ چه تضمینی هست؟ بعد از آن شاید شیطان همیشه می­آمده، پیغمبر که تشخیص نمی­داد، شیطان آمد آیه نازل می­کرد بعد دوباره نص می­کرد، از کجا معلوم نعوذ باالله؟ این حرفی که شما زدید اصل کل حرف اینها را دارد، اما چطوری می­شود اینها را فهمید؟ مشخص است آیات قرآن کریم؛ ما درباره پیغمبر عصمتش را صریح واضح از قرآن کریم ثابت می­ کنیم تهمت­های می­زنند واضح است جعلی هست، با قرآن می­سنجیم هم شیعه روایت دارد هم سنی روایت دارد که روایات را باید با قرآن سنجید روایاتی که مخالف قرآن هست را باید به دیوار کوبید همۀ تهمت­های که اینها به پیغمبر زدند مثل بحث غرانیق و بقیه را با قرآن می­سنجیم قرآن صریح و واضح و روشن به ما عصمت پیامبر را ثابت کرده و جعلی بودن اینها را راحت از آنجا تشخیص می­دهیم، حالا چه کسی جعل کرده؟ بنی امیه دستگاه حدیث سازی داشتند در عصر معاویه و بعد از آن معاویه روایت می­ساخت پول می­داد به أبو هریره و فلانی و فلانی و خیلی­های دیگر که بیایید حدیث بسازید و آنها حدیث می­ساختند شخص است حالا هر کسی می­خواهد باشد به‌هرحال روایت جعلی هست.

مجری:

حاج آقا یک وقتی بالاخره روایت و حدیثی که جعل می­شود در مثلاً مذمت یک فردی هست یا بالاخره می­خواهند یک نفر را توثیق بکنند می­خواهند تعریف بدهند از یک شخصی، اما یک مطلبی مثل این که العیاذ باالله توهین به شخص پیامبر هست این دیگر به چه انگیزۀ هست؟

استاد یزدانی:

اصل نبوت را زیر سؤال می­برد اینها، تماماً هدف معاویه این بود که دین اسلام را نابود کند خودش می­گوید من تا نام پیغمبر را از بین نبرم زمین نمی­نشینم مسعودی نقل می­کند، اصلاً کارش همین بوده، این روایت را جعل کرده که اصل نبوت پیغمبر را زیر سؤال ببرد و بر گُرده مردم بتواند راحت­تر سوار بشود، این مشخص است که آنها ساختند و اصلاً کل نبوت را زیر سؤال می­برد، از کجا معلوم قبل از آن بعد از آن همه شیطان نبوده باشد در چهره جبرئیل، حالا بحث عرفان هم بود اتفاقاً یک کلیپ داشتیم که کاش می­شد آن کلیپ را پخش کرد، اگر بحث عرفان پیش بیاید یک زمانی می­شود آن کلیپ را پخش کرد که یکی از این عرفا سالها، سالها شیطان به او می­آمده و فکر می­کرده کشف شهود هست و خیلی از مسائل، بعد اواخر عمرش شیطان آمد گفت که همه این قدرت­های که تو داشتی از من بوده، می­گفت آن عارف سالها گریه کرد و زاری کرد تا بالاخره شیطان را از خودش دور کرد و دوباره خداوند نمی­دانم چه شد، حالا به‌هرحال بحث جالبی هست که آنجا می­شود مطرح کرد، یکی از بزرگان عرفا است.

مجری:

کلیپ شماره 127 را با هم ببینیم سریعاً إن شاءالله برگردیم و پاسخگو باشیم.

کلیپ:

در صحیح بخاری و مسلم هم داریم که رسول الله (ص) وقتی که أبوذر با بلال حرف­شان می­شود بعد أبوذر ناراحت می­شود به بلال می­گوید که «يا ابن ام السوداء» سیاه پوست بود دیگر، او را به سیاه پوستیش به حساب منقسم می­داند توهین می­کند به او، بعد رسول الله (ص) به أبوذر می­فرمایند، أبوذر از شخصیت­های بارز جامعه اسلامی است، چه می­فرمایند؟ فرمود «إنك امرؤٌ فيك جاهلية» فردی هستی که در جاهلیت هست یعنی این حرفی که تو می­زنی این از صفت مؤمن نیست این صفات جاهلیت بود که مردم را بر اساس رنگ، نژاد، زبان، خاک، قبیله، تقسیم بندی­شان می­کردند شرف آنها براساس این مسائل بود، اسلام آمده اینها را از بین ببرد، تو الآن داری بلال را به چیزی مورد طعنه قرار می­دهی که دست خودش نیست خدا او را اینگونه آفریده سفید پوست بودن یا سیاه پوست بودن که ملاک نیست ملاک بندگی برای خدا است «إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ» به أبوذر این را می­­فرمایند رسول الله که «إنك امرؤٌ فيك جاهلية» در تو این صفت جاهلیت هست این حرف از جاهلیت هست که أبوذر گفتند که «یا رسول الله أ علی کبر سنی» با این پیری با این سنی هم که دارم در من جاهلیت هست؟ که رسول الله (ص) می­فرمایند که بله این صفت جاهلیت هست.

مجری:

سؤال ایشان را شنیدیم أبوذر به بلال به خاطر وصفی که مادرشان داشته رنگ پوست مادرشان توهین کردند.

استاد یزدانی:

یکی از آن روایت­های که جعلی هست قطعاً همین روایت هست که در صحیح بخاری هست؛ «صحیح بخاری» حدیث شماره 30، همان اول صحیح بخاری هست که بحث رَوَزه است و أبوذر و به‌هرحال خیلی، حالا ما کاری به آن نداریم قطعی هست که روایت جعلی هست، من فقط در یک روایت از منابع اهل سنت بخوانم روایت جالبی هست که در کتاب «سلسلة الاحادیث الصحیحه» جلد اول ، نویسند محمد ناصر الدین البانی ، مکتبة المعارف ریاض، صفحه 114، حدیث شماره 49، که خودش می­گوید سندش صحیح است، می­گوید:

«خلق الله آدم حین خلقه فضرب کتفه الیمنی فأخرجه ذریّة بیضاء کأنهم الذّر»

خدا وقتی آدم را خلق کرد در کتف راستش زد و یک ذریه سفید مثل ذر بیرون آمد

«و ضرب کتفه الیسری فأخرج ذریة السوداء کأنهم  الحمم»

بعد در کتف چپش زد و ذریه سیاهش از کتف چپش خارج شد مثل کبوتر سیاه بود

سلسلة الأحادیث الصحیحه، محمد ناصر الدین البانی، مکتبة المعارف ریاض، ج 1، ص 114، ح 49

به آن که از سمت چپ خارج شده بود

«إلی الجنة و لا ابالی»

همه اهل بهشت هستید بروید بهشت

و آنکه در طرف راست خارج شده بود

«فقال للذی فی کتفه الیسری إلی النار و لا ابالی»

خب از این روایت خیلی واضح و روشن می­شود استفاده کرد که سفید پوست­­ها اهل بهشت هستند، سیاه پوست­ها همه اهل جهنم هستند، روایت هم «اسناده صحیح»اگر نژاد پرستی هست آن تهمت را به حضرت ابوذر نزنید، حالا اگر باشد خب کتاب­های شما است، آن قطعاً تهمت است بیایید این روایت را از کتاب­های خودتان حذف کنید که سفیدها همه اهل بهشت سیاه­ها همه اهل جهنم، هستند حالا بعضی­ها توجیهاتی هم کردند که مقصود این نیست ، سعید و شقی در آن زمان مشخص شده ، خب اگر آن هم باشد که  می­شود جبر دیگر، سیاه­ها همیشه اهل جهنم هستند آنهایی که بخت سیاه دارند، آنهایی که بخت­شان سفید است از همان زمان مشخص شده، آنهایی که بخت­شان سیاه است از همان زمان مشخص شده، خب این جبر است دیگر، دیگر چیزی غیر از جبر نمی­­تواند باشد.

مجری:

بسیار خب خیلی لطف کردید استفاده کردیم این جلسه هم حضرت استاد از محضرتان، همچنین از همه شما بینندگان عزیز و ارجمند هم تشکر می­­­کنم که تا انتهای برنامه همراه برنامه خودتان کلمه طیبه بودید ان شاء الله که بتوانیم معنویت خودمان را روز به روز بیافزاییم آماده بشویم برای ماه ضیافت الله و خودمان را پاک و طاهر بکنیم و طوری باشد اعمال و رفتار مان که ان شاء الله غفران الهی را تا انتهای ماه شعبان توانسته باشیم کسب بکنیم.

اللهم جعل محیانا محیا محمد و آل محمد، اللهم جعل مماتنا ممات محمد و آل محمد ، اللهم صلی علی محمد و آل محمد.

«والسلام علیکم ورحمة الله و برکاته»

 



* اسم:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
* کد امنیتی: