2021 January 27 - چهار شنبه 08 بهمن 1399
کلمه طیبه
کد مطلب:3759 گروه: کلمه طیبه آمار بازدید: 651

کلمه طیبه
حجت الاسلام یزدانی - 22 دي 1399


  دانلود
امتیاز:
  01:28:34 حجم فیلم: 221 مگابایت





دانلود صوت


قسمت بیست و سوم برنامه کلمه طیبه با کارشناسی حجت الاسلام و المسلمین یزدانی
 

بسم الله الرحمن الرحیم

تاریخ : 22 دی 1399

مجری:

اَعُوذُ بِاالله مِنُ الشَّیّطانِ الرَّجِیّم بِسّمِ الله الرَّحمنِ الرَّحِیّم الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ وَ صَلَّی اللَّهُ عَلَی مُحَمَّدٍ آلِهِ الطَّاهِرِینَ

عرض سلام و ادب و احترام دارم خدمت همۀشما بینندگان عزیز و ارجمند شبکه جهانی حضرت ولیعصر(عج)  و همچنین عرض تسلیت به مناسبت این ایام جانگداز شهادت بی بی دو عالم حضرت صدیقه شهیده(س)، به رسم دو شنبه شب­ها در محضر شما هستیم مهمان دیدگان شما هستیم با برنامه کلمه طیبه برنامه­ای که این افتخار را داریم تا در محضر استاد بزرگوار حضرت حجت الاسلام و المسلمین دکتر یزدانی باشیم

سلام علیکم و رحمة الله

استاد یزدانی:

سلام عیکم و رحمة الله

اَعُوذُبِاللّه مِنَ الشَّیّطانِ الَّعِینِ الرَّجِیمّ  بِسّمِ اللّهِ الرَّحّمنِ الرَّحِیمّ الحمد لله الذي اظهر الوجود ومنه بدأ کل حمد وإليه يعود و الصلاة والسلام علي شاهد و المشهود لکل موجود محمد المحمود وعلي آله آل الله الودود خلفاء الله علي عالم الغيب و الشهود سيما الحجة بن الحسن المهدي المنتظر الموعود.

سلام و عرض ادب دارم خدمت حضرت عالی و خدمت همه بینندگان عزیز شبکه جهانی حضرت ولیعصر، من هم به نوبه خودم تسلیت عرض می­کنم ایام شهادت بی بی دو عالم حضرت صدیقه شهیده(س) را خدمت همه شیعیان و همه مسلمانان و امیدوار هستم که خداوند عزاداری­های­تان هم در این ایام مورد قبول قرار بدهد إن شاءالله و خداوند پاداش این عزاداری­ها را إن شاءالله آمدن منتقم خون فاطمه شهیده برای ما قرار بدهد و هم چنین تسلیت عرض می­کنم شهادت یازده تن از شهدای شیعه در کویته پاکستان را که به صورت بسیار وهشیانه توسط پیروان همان­های که در ثقیفه بنی ساعده آن مشکلات را برای امیرالمؤمنین و صدیقه طاهره به وجود آورد و آن داعشی­های بسیار بسیار وحشی، امیدوار هستم که خداوند به خانواده آنها هم صبر بده و امیدوار هستیم که دیگر این اتفاقات در پاکستان نیفتد و دولت پاکستان بیش از پیش هوشیار باشد و دیگر شاهد این جنایات نباشیم إن شاءالله.

مجری:

إن شاءالله که همینطور باشد و إن شاءالله خداوند هم عاملان و آمران این جنایت هولناک را إن شاءالله به اشد عقاب مجازات بفرماید.

همانطور که مستحضر هستید در برنامه کلمه طیبه سیر و روال طبیعی برنامه را می­دانید دون فوت وقت برویم سراغ پخش کلیپ­ها و إن شاءالله بعد از آن هم یکی یکی کلیپ­ها را می­بینیم بعد از آن إن شاءالله به نقد آنها می­نشینیم و إن شاءالله یکی یکی بحث می­کنیم، کلیپ شماره 87 را با هم می­بینیم.

کلیپ شماره 87:

+«وَالنَّجْمِ إِذَا هَوَى (۱) مَا ضَلَّ صَاحِبُكُمْ وَمَا غَوَى ﴿۲) وَمَا يَنْطِقُ عَنِ الْهَوَى ﴿۳﴾ إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحَى (۴) عَلَّمَهُ شَدِيدُ الْقُوَى ﴿۵﴾»

این قرآن را به پیامبر جبریل که شدید القوی هست آموزش داده و

«ذُو مِرَّةٍ فَاسْتَوَى»

آن جبریلی که در واقع دارای قدرت زیادی است

«وَهُوَ بِالْأُفُقِ الْأَعْلَى»

و او در افق بالا است

«ثُمَّ دَنَا فَتَدَلَّى»

بعد نزدیک­تر ونزدیک­تر شد

«فَكَانَ قَابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنَى»

این در باره نزدیکی جبریل و محمد(ص) هست که قاب قوسین به اندازه دوتا قرص یا نزدیک­تر شد

«فَأَوْحَى إِلَى عَبْدِهِ مَا أَوْحَى»

بعد به بندۀ خود الله متعال وحی کرد

فکر می­کنم که تفسیر اینطوری باشد

_یعنی چه؟ یعنی الآن من متوجه نشدم.

+یعنی اینکه جبریل امین(ع) به پیامبر خدا(ص) نزدیک شد به این اندازه، نه اینکه خدا و محمد(ص) با هم نزدیک شدند بلکه جبریل و محمد(ص) با هم نزدیک شدند.

_جبریل نزدیک شد

+بله بله چون قبلاً صحبت از جبریل هست ضمیر به جبریل بر می­گردد

«فَكَانَ قَابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنَى»

اینهم تفسیر إبن کثیر هست

«فَكَانَ قَابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنَى»

«فاقترب جبریل إلی محمد لما هبط علیه إلی الارض»

جبریل به محمد(ص) نزدیک شد

«حتی کان بینه»

تا جای که بین جبریل و بین محمد(ص)

«قاب قوسین»

به اندازه دوتا کمان یا کمتر بود 

مجری:

بسیار خب کلیپ را با هم دیدیم اینجاها دوتا سؤال مطرح می­شود، دقیقاً بدون مقدمه و اینها برویم سراغ اصل مطلب؛ یک سؤال اینکه آیا واقعاً اینجاها این نزدیک شدن بین جبرئیل و پیامبر بوده؟ این یک یعنی دو طرف پیامبر و جبرئیل بودند؟ و سؤال بعدی اینکه سؤالی که همیشه هم باید حتماً پرسید وقتی شبکه­های وهابی این صحبت­ها را می­کنند که این صحبتی که الآن شد آیا در کتاب­های خودشان هست نیست؟ اینها خیلی وقت­ها می­گویند ما اینطوری به نظرمان می­آید حالا ما نگاه نکردیم دیگر ببینیم چه می­شود، حالا بخواهیم ببینیم واقعاً نسبت به این آیات سوره نجم نظر مفسرین و نظر علمای خودشان چه هست؟ استفاده می­کنیم از محضرتان.

استاد یزدانی:

یکی از پاشنه آشیل­های مکتب اهل حدیث به ویژه مکتب اهل حدیث و اشاعره بحث همین توحید هست و اینکه اینها خدا را دارای مکان می­دانند و معتقد هستند که خدا در آسمان هفتم هست و روی عرض خودش نشسته پای خودش را روی کرسی گذاشته، وزنش اینقدر هست، اندازش اینقدر هست و این مسائل، یعنی اتفاق دارند اجماع دارند بر این قضیه که خدا در عرش خودش در آسمان هفتم آنجا نشسته و از آنجا عالم را مدیریت می­کند.

مجری:

به صورت جسمانی

استاد یزدانی:

واقعاً جسمانی در می­آید از آن یعنی می­خواهند توجیه کنند راه توجیه وجود ندارد ولی خب شیعه برای خدا مکان قائل نیست چون خدا را خالق مکان می­داند خالق عرش می­داند، اگر بگوییم خدا روی عرش نشسته خب قبل از عرش کجا می­نشسته؟ عرش که با خدا همزمان خلق نشدند، خدا که خلق نشده، خدا که حادث نیست، خدا واجب الوجود به ذات هست، پس حتماً عرش بعد از خدا به وجود آمده و اگر اولین مخلوق هم باشد باید قبل از آن خدا یک جای ایستاده باشد کجا بوده؟ اینها را نظر شیعه این هست که خداوند مکان ندارد نه روی عرش، خدا خالق همه مکان­ها است اینکه بگوییم خدا همه جا هست هم غلط هست چون همه جا را خدا خلق کرده این اصلاً قابل قبول نیست و اصلاً ورود به این مباحث ضرورتی ندارد مهم نیست و نباید وارد بشویم به این دلیل که عقل ما نمی­رسد هر طور ما خدا را تصور کنیم همانطور که امیرالمؤمنین در اولین خطبه نهج البلاغه فرمودند ما اصلاً خدا را نمی­توانیم وصف کنیم هر طوری ما وصف کنیم خدا غیر از آن هست چون عقل ما و ذهن ما محدود هست خدا نا محدود هست و قابل تصور نیست نه صفات خدا و نه خود خدا و ذات خدا هیچ اینها برای ما قابل تصور نیست، اما اینها نه مجبور هستند که اینجا حرف­های بزنند که کاملاً جسمانیت از او برداشت می­شود و راه دیگر ندارد از جمله بحثی که در بحث معراج پیامبر و بحث اینکه خدا کجا هست بحث سوره مبارکه نجم که خداوند از آیه اول تا آیه 16 تقریباً یا حتی بعد از آن آیه 18 بحث سر همین هست که وقتی پیغمبر به معراج رفت چه دید آنجا؟ خدا را دید یا ملکوت آسمان و زمین را دید؟ آیه­های کبرای خداوند را دید خدا را که ندید، این را شیعه می­گوید اصلاً چون خدا مکان ندارد جا ندارد ما معتقد هستیم که آنجا خدا را ندیده بلکه آیات کبرای خداوند را دیده، ملکوت آسمان و زمین را دیده و اگر نزدیک هم شده به این معنا نیست که نزدیک خدا شده باشد اصلاً معنا ندارد نزدیک شدن به خدا یا خدا نزدیک بشود به بنده خودش، ولی اینها مجبور هستند که چیز دیگری بگویند خصوصاً سر این آیه 8 تا آیه 9

سوره مبارکه نجم، آیه 8-9

«ثُمَّ دَنَا فَتَدَلَّى* فَكَانَ قَابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنَى»

بحث دارند اینها که چه کسی به پیغمبر نزدیک شد «ثم دنا» فاعل این دنا چه کسی است؟ خدا است یا جبرئیل است؟ «ثُمَّ دَنَا فَتَدَلَّى* فَكَانَ قَابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنَى» یا پیغمبر به خدا نزدیک شد خدا به پیغمبر نزدیک شد یا جبرئیل به پیغمبر، پیغمبر به جبرئیل، به هر حال این ضمایر را باید دقت کنند و اینها مجبور هستند اینجا توجیهات عجیب و غریب بکنند، این آقای ترشابی آمد گفت که جبرئیل به پیغمبر نزدیک شده و از تفسیر إبن کثیر هم مستند نشان داد ولی من توصیه می­کنم خدمت ایشان که یک خُرده بیشتر تحقیق کنید کتاب­های­تان را بخوانید و بعد اظهار نظر کنید همینطوری مطالعه نکرده هفته چهار پنج­تا برنامه رفتن خب عوارضش همین است بروید بخوانید کتاب­های­تان را، من از صحیح بخاری خدمت این آقا نشان بدم که دقیقاً ببیند که چه گفته صحیح بخاری در این باره.

مجری:

اگر صحبتی باشد از صحیح بخاری که دیگر حق به تو دارد دیگر صحیح بخاری برای­شان.

استاد یزدانی:

قطعاً همه روایاتی که از إبن کثیر و إبن زیاد و إبن جماعة و اینها نقل می­کنند دیگر در برابر آقای بخاری چیز دیگری هست، صحیح بخاری چاپ عربستان سعودی وزارت اوقاف چاپ دار السلام در 1417 چاپ شده روایت شماره 7517، خیلی روایت عجیبی هست کتاب التوحید صحیح بخاری که واقعاً سراسر اسرائیلیات هست این روایاتی که در این کتاب التوحید نقل شده باب شماره 37 حدیث 7517از انس بن مالک نقل شده که پیغمبر شبی که به معراج رفت از مسجد الکعبه یا از مسجد الحرام اتفاقاتی افتاد؛ به همراه جبرئیل هر دو با هم رفتند، این مهم هست در این روایت تصریح بر این هست که جبرئیل و رسول خدا(ص) با هم رفتند یعنی هر آسمانی را رفته جبرئیل همرایش با هم بوده ببینید روایت طولانی هست من بخش­های از روایت را بخوانم وقتی می­رسد به آسمان اول ملائکه سؤال می­کنند این چه کسی هست همراهت آوری؟

«وَمَن مَعَک؟»

جبرئیل جواب می­دهد که پیغمبر هست محمد(ص) هست، در آسمان دوم، آسمان سوم، در هر آسمانی که می­رسند جبرئیل همراه پیغمبر هست ملائکه سؤال می­کنند این چه کسی است همراهت آمده؟ می­گوید پیغمبر هست حضرت محمد(ص)، سؤال می­کنند آیا واقعاً مبعوث شد؟ بله مبعوث شده و تا می­رسند به آسمان هفتم، حالا در آسمان اول چه کسی را دید؟ نام می­برد، در آسمان دوم حضرت ادریس را دید، در آسمان چهارم حضرت هارون را دید، در آسمان پنجم می­گوید من اسمش یادم رفته حالا یاد پیغمبر رفته یا یاد راوی رفته خیلی عجیب است و این از آن روایاتی است که در بحث عدالت صحابه خیلی به درد ما می­خورد حالا جای دیگر باید بحث بشود، در آسمان ششم إبراهیم را دید، در آسمان هفتم حضرت موسی را دید، چرا در آسمان هفتم بود حضرت موسی؟ از همه بالاتر بود؟ بخاطر که کلیم الله بود، این مشخص است که روایت ساخت پیروان حضرت موسی است پیروان جعلی یهودی­ها است و مشخص است چنین روایتی که سراسر اسرائیلیات هست و سراسر دروغ هست نمی­تواند روایت اسلامی باشد، بعد موسی گفت

«رب لم أظن أن ترفع علي أحدا»

من باورم نمی­شد کسی از من هم بالاتر برود مقامش

اما پیغمبر بالا رفت تا آنجای که فقط خدا می­داند

«حتى جاء سدرة المنتهى»

به سدرة المنتهی رسید

اینجایش برای ما مهم هست

«ودنا الجبار رب العزة فتدلى»

خدا آمد نزدیک پیغمبر

خدا نزدیک شد، اینجا دیگر خدا دارد حرکت می­کند و این حرکت کردن یعنی جسمانی بودن، غیر از جسم چیز دیگری می­تواند حرکت کند؟ می­شود تصور کرد حرکت کردن را و جسم نبودن را؟

مجری:

از عوارض جسمانی بودن است دیگر اصلاً نمی­شود

استاد یزدانی:

اصلاً اینکه عقل هر عاقلی از هر بچه­ای از هر کودکی از هر مسلمانی کافری بپرسی وقتی یک چیزی حرکت کند باید جسم باشد نمی­شود که بدون جسم چیزی حرکت کند

«ودنا الجبار رب العزة فتدلىحتى كان منه قاب قوسين أو أدنى»

تا اینکه آنقدر خدا خودش را به پیغمبر نزدیک کرد که اندازه یک کمان یا دو کمان یا حتی نزدیک­تر

حتی از دو کمان هم نزدیک­تر شد به پیغمبر، خب این روایت صحیح بخاری است صریح واضح روشن می­گوید خدا نزدیک شد به پیغمبر نه جبرئیل، بحث جبرئیل اصلاً نیست چون جبرئیل از اول از مکه با پیغمبر بوده آسمان اول و دوم و سوم و چهارم و پنجم و ششم و هفتم با هم بودند با هم رفتند با هم به همۀ ملائکه پیغمبر را معرفی کرد آنجا نمی­شود که بگوییم نزدیک شد، جبرئیل خیلی وقت­ها آمده کنار پیغمبر نشسته در روایت شیعه و سنی داریم که به صورت دحیه کلبی می­آمد کنار پیغمبر می­نشست و در جنگ­ها همراه پیغمبر بود همراه امیرالمؤمنین بود و حمایت می­کرد در خدمت امیرالمؤمنین بود اینها که روایات صحیح شیعه و سنی هست چطور می­شود اصلاً چه سودی دارد که به جبرئیل نزدیک بشود یا دور بشود که خدا بخواهد در قرآنش از حکایت بکند.

مجری:

وقتی که می­خواهند یعنی می­بینند که با این تناقض عقلی مواجه می­شوند دیگر مثل این آقای ترشابی از آنطرف نمی­تواند بیاید کلام گذشتگان را نقل بکند برایش آبرو ریزی دارد از این طرف هم می­آید بالاخره الآن در تمامی این آیاتی که در سوره نجم آمده دیگر مجبور است همه اینها را جبرئیل بگیرد دیگر.

استاد یزدانی:

همه ضمایر را مجبور است به جبرئیل برگرداند حتی شدید القوی را که به جبرئیل بر می­گرداند حتی این را «فَأَوْحَى إِلَى عَبْدِهِ مَا أَوْحَى» این ضمیر را هم باید بر گرداند به جبرئیل «إِلَى عَبْدِهِ» عبد جبرئیل، چه کسی؟ رسول خدا عبد جبرئیل بود مگر؟ نمی­تواند اگر بخواهد ضمایر قبلی را به جبرئیل برگرداند این ضمیر را هم باید به جبرئیل برگرداند، مشکل است این آیات از آیات مشکل هست هر کسی نمی­تواند اینها را تفسیر کند باید تفسیرش را گذاشت به عهده اهل بیت(ع) که آنجا پیغمبر ملکوت آسمان را دید، نزدیکی به معنای نزدیکی جسمانی نیست به معنای قرب مقام هست نه اینکه حرکت کرده باشد خدا بیاید نزدیک ایشان بیاید نزدیک، البته ممکن است اینها بگویند در صحیح بخاری ما روایت زیاد داریم که به جبرئیل نزدیک شده، آن دیگر به ما چه ربطی دارد صحیح بخاری اصح الکتب بعد کتاب الله شما است در صحیح­ترین کتاب شما اگر دوتا روایت متناقض باشد دیگر مشکل شما است ما هر زمانی نیاز باشد از آن استفاده می­کنیم چون صحیح­ترین کتاب شما است، هر زمانی هم نیاز باشد از این استفاده می­کنیم که خدا نزدیک شده، شما هیچ کاری نمی­توانید بکنید چون نمی­توانید بگویید این ضعیف است یا آن ضعیف است هر دو از صحیح­ترین و گفتید هر کس یک روایت صحیح از صحیح بخاری را انکار کند کافر است، نمی­توانید انکار کنید این روایت را آن روایت را، در یک بنبست گیر کردید نه راه برگشت و جلوی­تان هم که بسته است و مجبور هستید اینها را بپذیرید و پذیرفتن این مسئله یعنی جسمانی بودن خدا و این جسمانی بودن خدا خب دیگر حکمش را هم سنی­ها گفتند هم شیعه گفته.

روایات خیلی عجیب هست در بحث این، علمای اهل سنت من حالا یک مستند دیگر هم نشان بدهم؛ إبن حجر عسقلانی یک کتاب دارد در بحث رؤیت «الغنية في مسالة الرؤية» که پیغمبر در معراج چه کسی را دیده چه را دیده؟ آیا خدا را دیده؟ اگر دیده با چشم بوده؟ با قلب بود؟ چطوری دیده؟ کتاب «الغنیه فی مسأله الرؤیۀ رؤیۀ النبی (ص) ربه سبحانه و تعالی فی لیلۀ الاسراء و من اثبت ذلک ومن نفاه» إبن حجر عسقلانی عالِم بزرگ اینها و یکی از استوانه­های علمی اینها، چاپ دار الآثار در قاهره، همان شروع کتاب اول کتاب می­گوید صحابه اختلاف داشتند که در شب معراج خدا را دیده را ندیده بعضی­ها گفتند دیده بعضی­ها گفتند نه ندیده بعضی­ها هم نظریه وسط را انتخاب کرده­اند گفته پیغمبر خدا را با قلب خودس دیده، اینهم خب مردود هست همه خدا را با قلب می­بینیم همیشه خدا را با قلب دیده، رؤیت خدا با قلب یعنی چه؟ یعنی یقین کامل، پیغمبر قبل از این یقین کامل نداشت که خدا هست؟ این قابل قبول نیست حالا، بعضی­ها هم نفی کردند که با چشم نبوده اما متأخرین چیزهای دیگری گفتند در خواب بوده در بیداری نبوده و از این مسائل، صفحه شماره 15 دیدگاه­های افرادی که می­گویند با چشم سر دیده را نقل می­کند:

إبن عباس، انس بن مالک، أبو هریره نظرشان این هست که

«رأی ربه فی لیلة الإسراء بعین رأسه»

با چشم سر پیغمبر خدا را دیده

الغنية في مسالة الرؤية، إبن حجر عسقلانی، چاپ دار الآثار در قاهره، ص 15

إبن عباس، انس بن مالک، أبو هریره، البته به إین عباس قطعاً دروغ بسته­اند ولی از انس و ابوهریره بعید نیست چون شاگرد کعب الاحبار هستند، از تابعین چه کسانی گفتند؟ خورشید تابعین اینها که کعب الاحبار نظرش همین است که واضح است که نظر نظر کعب الاحبار است انس بن مالک و أبو هریره از ایشان گرفته، حسن بصری و قسم می­خورد که حتماً خدا را با چشم سر دیده، عطاء، عکرمه و همه اصحاب إبن عباس عروة بن زبیر، محمد بن شهاب زهری، معمر بن راشد

«وقال به أکثر أهل السنة ممن بعدهم»

اکثر اهل سنت نظرشان همین است، اکثر اهل سنت نظرشان همین است که در شب معراج پیغمبر خود خدا را چشم سر دیده، این جسمانی بودن است دیگر، در همین دنیا با چشم سر، این جسم را چطوری دیده پیغمبر با همین چشمش؟ با قلب که قلب مهم نبودن همینجا می­توانست ببیند و همیشه می­دید، همه در حد اندازه خودشان می­ بینند چشم قلب که مهم نیست، حالا می­گوید از احمد بن حنبل همین نقل شده، در پاورقی محقق اضافه می­کند إبن جریر همین نظر را دارد و بسیار مبالغه کرده، شیخ أبوالحسن اشعری همین را گفته، أبو ذکریا النووی همین را گفته، إین خزیمه همین را گفته، إین کثیر هم حتی نقل کرده از إبن خزیمه، أبو یعلی فرا همین را گفته، أبو بکر نجاد همین را گفته، أبوالقاسم إسماعیل بن محمد اصفهانی و نمی­دانم بقیه همه طرفدار این دیدگاه هستند و اکثر اهل سنت، حالا از بقیه هم بود ما تک تک اینها را قبلاً تک تک این افرادی که ایشان نام برده را قبلاً نشان دادیم در برنامه­های یهوابیت که تخصصی در بحث خدای یهود و خدا وهابیت بود تک تک نظرات علمای اهل سنت را نشان دادیم که همه می­گویند چشم.

مجری:

مبانی­شان آنجاها بررسی شد یعنی اصلاً ابتداً باید جسمانیت را قائل بشوند حالا در آن برنامه کاملاً می­توانند ببینند تک تک جاهای که این را ذکر کردند یهوابیت را.

استاد یزدانی:

به هر حال راهی غیر از این ندارند ایشان بله حرف خوبی می­زند جبرئیل نزدیک شد این هم یک توجیه خوبی است که جسم نیست خدا، می­توانست از جسمانی بودن خدا فرار کند ولی خب روایت صحیح بخاری را چیکار می­کنی؟ نظر احمد و إبن عباس و فلانی و فلانی، أبو الحسن اشعری اینها چیکار می­کنی؟ امام اهل حدیث احمد حنبل نظرش همین است، امام اشاعره أبو الحسن اشعری هم نظرش همین است، صحابۀتان هم نظرش همین است، چیکار می­کنید اینها را؟ مخالفت می­کنید با اینها؟ با صحیح بخاری مخالفت می­کنی شما؟

مجری:

بسیار خوب خیلی زیبا بود و الحمد الله بحث هم عقلی بود دیگر حالا به قولی اینجا جا داشت کلیپ­های سجودی را پخش کرد که می­گوید اینها مه عقل نیست تف به این عقل و اینها، حالا جداً راجع به بعضی از این فرمایشات آقایانی که اینگونه خداوند را تجسیم می­کنند و معلوم نیست واقعاً چه چیزی را دارند می­پرستند، بسیار خوب این از کلیپ اول کلیپ شماهر87، کلیپ بعد کلیپ شماره 88 هست که با هم می­بینم.

کلیپ شماره 88:

هدف از کفن و دفن شبانه فاطمه عدم حضور أبوبکر بوده است در صورتیکه در یک روایتی شما ایرانیان توجه بفرمایید به خصوص مردمان خراسان زمین و به ویژه مردم بیهق و سبزه وار که امام بیهقی دانشمند برجستۀ اهل سنت در سرزمین ایران و در زمانی که ایران اهل سنت بودند روایتی آورده معید این مطالب که نماز بر جنازه بانو فاطمه را أبوبکر صدیق خواند گرچه روایت صحیح­تر آنی هست که امام مسلم نیشابوری آورده که شخص علی نماز را خواند در حضور أبوبکر.

مجری:

بله این هم از آقای کیانی خیلی جالب بود حالا بعد از این إن شاءالله به تحلیل صحبت­ها می­پردازیم اما همان اول این خیلی نکته جالبی هست که دقت بکنیم ببینیم که چطور دارد مخاطب را می­خواهد جذب بکند اصلاً ما کاری به مفهوم این کلامش نداریم دارد می­گوید که  اهالی بیهق اهالی خراسان دقت بکنند امام بیهقی آمده اینطوری گفته، گفته که اصلاً خود أبوبکر نماز حضرت صدیقه شهیده را خوانده اینها دقت بکنند هر چند ما روایت دیگری که این را قبول ندارد و متناقض با این روایت هست را بیشتر قبول داریم اما بالاخره این همشهری­تان هست این را بپذیرید، این اصلاً نوع دعوت کردن کافی است برای اینکه ببینیم آیا باید به چنین مکتبی ما گرایش پیدا بکنیم یا خیر، حالا نسبت به اصل محتوا دوتا چیز را مطرح کردند یکی روایت بیهقی، یکی روایتی که مسلم نقل می­کند، در روایت بیهقی ادعا این است که آورده شده که أبوبکر نماز حضرت زهرا را خواند و در صحیح مسلم چنین چیزی را نقل می­کند که اصلاً خود امیرالمؤمنین هم که خوانده باشد اما أبوبکر در چنین نمازی حضور پیدا کرده.

استاد یزدانی:

بحث دفن شبانه حضرت زهرا(س) خب خیلی بحث مهمی هست و خصوصاً این که وصیت کرده من را شبانه دفن کنید تا فلانی و فلانی در نماز من نباشند، قهر حضرت زهرا(س) که خب هفته­های قبل هم خدمت­تان نشان دادیم حضرت زهرا(س) قهر کرد تا زنده بود دیگر با آنها آشتی نکرد و این قهر ادامه دار بود، اما حتی بعد از مرگ­شان هم وصیت می­کنند طبق روایاتی که در منابع اهل سنت هست که مرا شبانه دفن کنید، چرا شبانه دفن کنیم؟ تا فلانی و فلانی و فلانی در تشییع جنازۀ من نباشند و این خیلی پیام دارد خیلی پیام دارد و حالا دیگر پیام­هایش را إن شاءالله حضرت آیت الله قزوینی شب پنج شنبه که ویژه برنامه هست و خیلی ویژه برنامه خوبی تدارک دیده شده برای ایام فاطمیه إن شاءالله پیامت­ها را خواهند گفت حالا بیش از این من نمی­پردازم، اما اینها مجبور شدند یک سری روایاتی جعل کنند که نه بابا اصلاً این دروغ است آمدند و فلانی نماز خوانده من بخش اول حرف­ ایشان که در سنن کبرای بیهقی همچین روایتی هست اهل بیهق توجه کنید چه روایتی در کتاب بزرگ شما است «سنن الکبری بیهقی» أبی بکر احمد بن الحسین بن علی بیهقی متوفی 458 با تحقیق محمد عبدالقادر عطا، در دار الکتب العلمیه بیروت لبنان هم چاپ شده، الجزء الرابع جلد چهارم چاپ سوم سال 2003، صفحه شماره 46 روایت شماره 6892

سنن الکبری، أبی بکر احمد بن الحسین بن علی بیهقی، متوفی 458، محقق محمد عبدالقادر عطا، چاپ دار الکتب العلمیه بیروت لبنان، چاپ سوم، چاپ 2003، ص 46، ر 6892

از مجالد از شعبی

«اَنَّ فَاطِمَةَ رضِیَ اللَّهُ عَنْهَا لَمَّا مَاتَتْ دَفَنَهَا عَلِیٌّ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ لَیْلا»

وقتی حضرت زهرا(س) از دنیا رفت امیرالمؤمنین علی بن أبی طالب او را شبانه دفن کرد

«وَاَخَذَ بِضَبْعَیْ ابی‌بَکْرٍ فَقَدَّمَهُ یَعْنِی فِی الصَّلاةِ عَلَیْهَا»

عجیب است این جمله

آمد و بازوی أبو فلان را گرفت گفت بیا تو نماز تو نماز بخوان

و او آمد نماز خواند، خیلی روایت جالبی است، خودش نخواند آمد یکی دیگر را کشید جلو، می­گوید این روایت با همین سند نقل شده، آقای کیانی چرا اینقدر دروغ می­گویی شما؟ بابا همین بیهقی هم دارد می­گوید این روایت درست است از شعبی نقل شده ولی روایت صحیح چیست؟ و روایت صحیح این نیست که نقل شده درست است با این سند نقل شده ولی روایت صحیح این است:

از إبن شهاب زهری از عروه از عایشه در قصه میراث

«أَنَّ فَاطِمَةَ بِنْتَ رَسُولِ اللهِ صَلَّى الله عَلَیهِ وَسَلَّمَ عَاشَتْ بَعْدَ رَسُولِ اللهِ صَلَّى الله عَلَیهِ وَسَلَّمَ سِتَّةَ أَشْهُرٍ»

وقتی حضرت زهرا(س) شش ماه بعد از پیغمبر زنده بود وقتی از دنیا رفت امیرالمؤمنین علی بن أبی طالب او را دفن کرد

«وَلَمْ یُؤْذِنْ بِهَا أَبَا بَکْرٍ»

اصلاً خبر نکرد کسی دیگر را، امیرالمؤمنین خودش دفن کرد و خودش بر او نماز خواند، همین بیهقی هم که شما می­گویی شما را دارد تکذیب می­کند می­گوید درست است یک روایتی از شعبی نقل شده، شعبی که آن زمان نبوده اولاً، شعبی اصلاً آن زمان نبوده در آن زمان اصلاً متولد نشده بوده که بخواهد این داستان را نقل کند شعبی تابعی است بعدها آمده چطور می­تواند همچین روایتی را نقل کند؟ خود بیهقی دارد می­گوید این روایت جعلی است دروغ است روایت صحیح این است باز شما می­گویی مردم بیهق حواس­تان باشد مردم خراسان این بیهقی که دارد، بابا بیهقی دارد تکذیب می­کند حرف شما را، اینهم روایت سند روایت که ضعیف است مجالد در این سند به شدت تضعیف شده بقیه رواتی که در سند این روایت هم هست همه ضعیف هستند، همین اندازه فکر  می­کنم کافی هست که خود آقای بیهقی می­گوید صحیح این نیست صحیح آن است حالا بحث سندی هم بخواهد بکند در تهذیب الکمال جلد شماره27شرح حال مجالد را فقط ببینید مجالد بن سعید بن عمیر بن بسطام، بخاری از یحی بن سعید نقل کرده که ضعیف است، عبدالرحمن بن مهدی از او روایت نقل نمی­کرده، احمد إبن حنبل می­گفت

«لیسَ بشیء»

اصلاً  آدم با ارزشی نیست و بقیه هم به هر حال تضعیفات در باره مجالد زیاد است من دیگر وقت بینندگان عزیز را نمی­گیرم به همین اندازه که بیهقی دارد می­گوید این حرف درست نیست روایت صحیح آن است همین فکر می­کنم کافی هست.

مجری:

بله خودش کافی هست، حالا نسبت به مسلم چه؟ از آنطرف روایت مسلم را هم نقل کردیم.

استاد یزدانی:

روایت مسلم که دیگر خیلی واضح است من واقعاً تعجب می­کنم تحدی می­کنم آقای کیانی تحدی می­کنم جناب آقای کیانی یک روایت شما از مسلم نشان بده که این حرف شماره تأیید کند یک روایت حالا مسلم که دیگر سندهایش همه از نظر شما صحیح است در مسلم روایتی باشد که آنجا ادعای ایشان چه بود؟ این بود که امیرالمؤمنین نماز خوانده اما أبوبکر هم حاظر بوده، یک روایت نشان بده که همچین چیزی را تأیید کند همچین حرفی را تأیید کند، این روایت دروغ است واضح است بابا روایتی که در مسلم هست همان است که الآن بیهقی نقل کرده بود من فقط آدرس روایت مسلم را هم نشان بدهم فرصت نیست روایت را بخوانم؛ صحیح مسلم چاپ ریاض چاپ وزارت اوقاف عربستان سعودی، روایت شماره 1759 که دقیقاً همان است که الآن بیهقی نقل کرده بود از عایشه هم هست که

«عَاشَتْ بَعْدَ رَسُولِ اللهِ صَلَّى الله عَلَیهِ وَسَلَّمَ سِتَّةَ أَشْهُرٍ وَلَمْ یُؤْذِنْ بِهَا أَبَا بَکْرٍ»

صحیح مسلم، چاپ ریاض، چاپ وزارت اوقاف عربستان سعودی، روایت 1759

اصلاً خبر نکرد، روایت خیلی واضح است خیلی روشن است من تعجب می­کنم، باز هم تحدی می­کنم اگر شما چنین روایتی پیدا کردی من دیگر در این شبکه برنامه نخواهم رفت ولی مرد باش همچین روایتی پیدا کن وگرنه عذرخواهی کن که اشتباه کردم روایت صحیح همان است که مسلم نقل کرده روایت مسلم چیز دیگر است من اشتباه کردم ولی دروغ نگو اینطوری چشم در چشم مردم مستقیم به دوربین نگاه می­کنی و دروغ می­گویی همه بیننده­ها می­فهمند دروغ می­گویی این روایت اینقدر مشهور است اینقدر بارها خوانده شده اینقدر همه خواندند این روایت را که همه حفظ هستند این روایت را، تو چرا اینقدر واضح دروغ می­گویی؟ چرا اینقدر صریح چشم به چشم مردم نگاه می­کنی و دروغ می­گویی؟ امیدوار هستم که دست از دروغگویی­هایشان بردارند و دیگر همچین دروغ­های نگویند.

مجری:

بله اینقدر اینها دست­شان خالی هست که دارند منابع خودشان را هم تحریف می­کنند یعنی می­آید به یک بیهقیی استناد می­کند که دقیقاً در خود همان بیهقی آمده و به قول استاد دارد خود این آقای کیانی را تکذیب می­کند و دارد به او می­گوید تو داری دروغ می­گویی، نگذریم از این آقای کیانی بعضی از بینندگان هم گفتند که از این آقای کیانی خوش مان نمی­آید زیاد، از این کارها زیاد می­کند انگار، حالا بیشتر بپردازیم به آن این کلیپ بعد هم باز آقای کیانی ادعاهای کرده که کلیپ شماره 89 هست با هم می­بینیم.

کلیپ شماره 89:

وقتی که رفرینس می­دهند ارجاع می­دهند و ما از آنها مطالبه دلیل می­کنیم که بگویید ریشه تاریخی این ادعای­تان چیست می­گویند جوینی از استوانه­های علمی اهل سنت صاحب کتاب فرائد السمطین فی فَضائل السِّبْطَیْن، می­گویند که ایشان تصریح کرده إبراهیم بن محمد بن معید جوینی خراسانی در سال 644 تا 722 هجری قمری از استوانه­های علمی اهل سنت، اما خوب که می­رویم نگاه می­کنیم می­بینیم این عجب استوانه علمی اهل سنت است که نه اینکه اهل سنت نبوده شیعه هم نبوده و بلکه شیعه رافضی بوده یعنی دشمن صحابه بوده چون چهار نفر دیگر اسم­شان جوینی هست و منتسب به اهل سنت و از چهره­های اهل سنت کسی که به عنوان مثال به عنوان امام الحرمین جوینی شناخته شده شیخ الشافعیه أبو المعالی عبدالمک بن أبو محمد عبدالله بن یوسف بن عبدالله مشهور به جوینی یا شیخ الاسلام أبو عمران موسی بن عباس خراسانی جوینی صاحب مسند صحیح که کتاب خودش را براساس روش صحیح مسلم تخریج و تدوین کرده یا شیخ الشافعیه أبو محمد عبدالله بن یوسف بن عبدالله بن یوسف بن محمد و یا همین عبدالملک بن عبدالله بن یوسف بن عبدالله بن یوسف بن محمد یا امام الحرمین که قبل از این نام بردم چهار شخصیتی که به جوینی مشهور هستند و منتسب به اهل سنت و از چهره­های اهل سنت، آقایان آخوندها می­آیند إبراهیم بن محمد معید جوینی رافضی را می­گویند که سنی هست و در کتاب خودش اشاره کرده به نقش أبوبکر و عمر در به شهادت رسیدن بانو فاطمه، این آن ریشه تاریخی است که آخوندها می­آورند.

مجری:

بسیار خوب اینهم از ادعای دیگری که مطرح کردند البته ما زیاد شنیدیم که اینها بارها و بارها می­گویند که این کتاب فرائد السمطین از جانب خود شیعیان نوشته شده و همین آقای جوینی اصلاً شیعه بوده حالا ایشان هم آمد به صورت استدلالی بخواهد پیش برود گفت که ما جوینی زیاد داریم بالاخره این جوینی که شما دارید می­گویید آقای إبراهیم بن محمد بن معید که جوینی هست معروف به جوینی هست این یکی قطعاً شیعه است و شما نمی­توانید اسمش سنی بگذارید آن هم چه شیعه­ای؟ شیعۀ از آن غالی­هایش از آن شیعیان تندرو و رافضی که هستند، بسیار خوب ببینیم آیا ادعای­شان درست هست یا ایشان دارد فرافگنی می­کند؟

استاد یزدانی:

جوینی یک منطقه بسیار بزرگی بوده در بیهق در همان خراسان یک منطقه بسیار آبادی بوده اگر در انساب سمعانی هم ایشان نگاه می­کردند نه چهارتا جوینی ده­ها جوینی می­توانستند پیدا کنند، دلیل نمی­شود که اگر یک جوینی دیگر بود این جوینی شیعه باشد، حالا جوینی معروف­شان همان امام الحرمین جوینی است که ما مقصود مان او نیست، من روایت فرائد السمطین را نشان می­دهم، ببینید بحث فاطمیه یک طوری به اینها فشار آورده یک طوری دارد اینها را اذیت می­کند که افتادند به جفن گویی واقعاً، خیلی ما خوشحال هستیم که اینها اینطوری بیچاره هستند دست­شان خالی هست صدیقه طاهره(س) کاری کرد که نه آنهایی که در آن زمان بودند تا امروز هم اینها گرفتار هستند و نمی­دانند چیکار بکنند گیج هستند منگ هستند مجبور هستند دروغ بگویند مجبور هستند حرف­های عجیب و غریب بزنند حالا من نشان می­دهم که این آقای جوینی که نویسنده این کتاب هست چطور آدمی هست؛ اصل روایت را من فقط خلاصه روایت را خدمت­تان نشان می­دهم حالا در شب­های آینده إن شاءالله اساتید مفصل خواهند گفت، «فرائد السمطین في فضائل المرتضى والبتول والسبطين والأئمة من ذريتهم» محدث کبیر إبراهیم الجوینی الخراسانی از اعلام قرن هفتم و هشتم، جلد دو با تحقیق شیخ محمد باقر المحمودی، این کتاب کتابی نیست که آنها چاپ کنند به هر حال علمای شیعه مجبور شدند این کتاب اینها را چاپ کنند ولی انتساب کتاب را هم خدمت­تان خواهم گفت، اینقدر در این کتاب حقایق باز و واضح نقل شده که طبعی هست آنها اصلاً این کتاب را چاپ نکنند، در قم چاپ شده چاپ اول چاپ 1428، صفحه شماره 34 حدیث شماره 371، روایت طولانی هست صفحه 35 بحث حضرت زهرا(س) است که پیغمبر بزرگوار اسلام می­فرماید

فرائد السمطین في فضائل المرتضى والبتول والسبطين والأئمة من ذريتهم، محدث کبیر إبراهیم الجوینی الخراسانی، محقق شیخ محمد باقر المحمودی، چاپ قم، چاپ اول، چاپ 1428، ج 2، ص 34-35، حدیث 371

«وأما ابنتي فاطمة، فإنها سيدة نساء العالمين من الأولين والآخرين»

اما دخترم فاطمه او سیده زنان همه عالم هست چه از اول تا آخر عالم سیده و سرور همه زن­های عالم دخترم فاطمه(س) است

«وهي بضعة مني»

او پاره­ای از وجود من است

او نور چشم من است، ثمره میوه قلب من است، او روح من است در بدنم، روح من است

«وهي الحوراء الإنسية»

روایت خیلی مفصل هست و فضائل حضرت زهرا(س)، اما اینجا می­گوید

«وإني لما رأيتها ذكرت ما يصنع بها بعدي»

اما وقتی او را می­بینم حوادثی که بعد از من برای او اتفاق می­افتد بیادم می­آید، من دارم می­بینم

«و قد دخل الذل بیتها»

ذلت وارد خانه­اش می­شود

حرمتش حتک می­شود، حقش غصب می­شود، ارثش را می­گیرند

« و کثر جنبها»

پهلویش را می­شکنند،

جنینش را سقط می­کنند«و هی تنادی یا محمدا فلا تجاب فراید می­زند کمک می­خواهد کسی کمکش نمی­کند و بعد از من محزون هست مکروب هست و مسائلی که ان شاءالله در شب­های آینده در ایام فاطمیه مفصل اساتید خواهند خواند، خب این روایت خیلی واضح است طبیعی است که اینها همچین روایتی رانپذیرند البته ما مدعی نیستیم سندش صحیح است، همین که چنین روایتی در کتاب مثل «فرائد السنتین» و آن عالم بزگری به نام ابراهیم بن محمد بن مؤید جوینی نقل شده فکر می­کنم کافی باشد برای بیدار شدن  یک عده، اما اینکه آقایی مدعی است که این شیعه بوده، آن هم شیعه غالی بوده، دشمن صحابه من نشان بدهم ببینم که بزرگان اهل سنت چه می­گویند، خب نظر ایشان که خیلی صائب نیست واهل تحقیق نیست این بیچاره­ها کتاب «المعجم المختص بالمحدثین» که نویسنده­اش آقای شمس الدین محمد بن عثمان ذهبی است، آدم کوچکی نیست، دکتر محمد الحبیب الحیله این کتاب را چاپ کرده استاد دانشگاه ام القراء در مکه مکرمه، مکتبة الصدیق درطائف چاپ کرده، چاپ اول، چاپ 1408، ببینید ذهبی از آقای جوینی صاحب کتاب «فرائد السمطین» چه یاد می­کند همان اسمی که ایشان برد، ابراهیم ابن محمد بن مؤید، ابن عبد الله، ابن محمد الحمویه، خراسانی هم هست، جوینی هم هست، همان مشخصاتی که ایشان گفت، دقیقاً همان نسبی که آقای کیانی خواند، خب ایشان چه کسی است؟

«الإمام الکبیر»

امامی بزرگ است

«المحدث شیخ المشایخ»

محدث است، استاد استادهای اهل سنت است

المعجم المختص بالمحدثین، شمس الدین محمد بن عثمان ذهبی، مکتبة الصدق، طائف، چاپ اول، چاپ 1408،

یک شیعه غالی می­شود امام کبیر شما، بابا خجالت بکشید تو را به خدا چرا اینطوری بی مطالعه حرف می­زنید، می­شود محدث شما، می­شود شیخ المشایخ شما، خب اگر این باشد که خب شما خیلی بیچاره­ هستید.

مجری:

مگر اینکه ذهبی را هم فردا بیایند بگویند ذهبی هم شیعه، بوده

استاد یزدانی:

استاد ذهبی هم هست ایشان، این کتاب اختصاص دارد به اساتید آقای ذهبی در سال چند به دنیا آمد، در سال چند از دنیا رفت

«و کان ذا اعتناء به هذا الشأن و علی یده اسلم الملک غازان»

یکی از پادشاهان مغول هم به دست آقای جوینی مسلمان شده، باز در کتاب «تذکرة الحفاظ» خودش آقای ذهبی باز، چاپ دارالکتب علمیه بیروت لبنان، که این کتاب با تحقیق شیخ زکریا امیرات چاپ شده، در سال 1419، چاپ اول، صفحه 199، اساتید خودش را نقل می­کند.

تذکرة الحفاظ ذهبی، چاپ دارالکتب علمیه بیروت لبنان، تحقیق شیخ زکریا امیرات ، در سال 1419، چاپ اول، ص 199،

من از فلانی روایت شنیدم از فلانی روایت شنیدم ، شماره 24، بیست و چهارمین استاد خودش را آقای ذهبی اسم می­برد

«و سمعت من الإمام المحدث»

من از چه کسی روایت شنیدم ؟ امام بود پیشوای ما بود، محدث اوحد بود  یگانه بود در عصر خودش

«و سمعت من الإمام المحدث الأکمل فخر الإسلام صدر الدین ابراهیم بن مؤید بن الحمویه الخراسانی الجوینی»

بابا آقای کیانی این چطور حرف زدن است، تو را به خدا یک کم تحقیق بکنید، اینقدر ما را به زحمت نیاندازید، ما مجبوریم به جای شما، از صبح تا حالا نشستم اسکن گرفتم که اینها را نشان بدهیم ، اذیت نکیند ما

را؛

«و کان الشدید الإعتنا بالروایة»

به روایات خیلی اعتنا داشت، چه بود، قیافه خوبی داشت متدین بود صالح بود، ولی شما می­گویید یک رافضی بود که صحابه هم فحش می­داد، این متدین و صالح بعد به صحابه هم فحش می­­داده؟ خب یک خرده متأسفانه اینها تحقیق نمی­کنند، همینطور می­آیند حرف می­زنند، بیننده­هایشان هم که آقای سجودی هفته پیش گفت دیگر، نه خودمان می­فهمیم نه بیننده­­هایمان می­فهمند، نه من روایت بلد هستم، حالا تعبییری هم کرد که شایسته خودش بود، حالا می­گوید از کجا معلوم این کتاب مال آقای این جوینی باشد، برویم ببینیم که نسبت کتاب را، کسانی از بزرگان اهل سنت که گفتند این کتاب «فرائد السمطین» مال همین آقای ابراهیم ابن محمد جوینی است، کتاب «ایضاح المکنون» که یکی از مهم­ترین کتاب­های اینها است که فهرست است، کتاب فهرست، یعنی این کتاب­ها را نقل کرده که فلان کتاب برای فلانی هست، چه زمانی نوشته و چه زمانی ننوشته، که العالم الفاضل الأدیب المورخ، الکامل الفلان و فلان... ابراهیم پاشا محمد امین، حالا اسم طولانی دارد، چاپ دار الإحیاء التراث العربی در بیروت لبنان این کتاب چاپ شده، صفحه 182،

«فرائد السمطین، فی فضائل المرتضی و بتول و سبطین لأبی عبد الله ابراهیم بن سعد الدین محمد بن ابی بکر بن محمد بن حمویه»

ایضاح المکنون، العالم الفاضل الأدیب المورخ، الکامل الفلان و فلان... ابراهیم پاشا محمد امین، چاپ دار الإحیاء التراث العربی در بیروت لبنان،ص 182

حالا مؤید آنجا کنیه است، در سال 716، هم این کتاب را نوشته، معجم المؤلفین آقای عمر رضا کحاله

مجری:

یک لحظه استاد ببخشید چون پشت سر هم نبودند، این بود ابراهیم بن محمد بن مؤید، دقیقاً همین عبارات پیدا می­شود اگر دو باره

استاد یزدانی:

بله ابراهیم بن سعد الدین محمد بن ابی بکر، ابی بکر بن محمد، خب اسمش اسم طولانی هست،

مجری:

بله یک ابراهیم که پسر محمد هست که پسر مؤید هست دقیقاً

استاد یزدانی:

بله باز «معجل المؤلفین» آقای عمر رضا کحاله، از کتاب­های بسیار معروف اینها است، تراجم نویسنده­های کتب عربی، ابراهیم الجوینی، ابراهیم بن محمد بن ابی بکر بن محمد بن حموی الجوینی الشافعی، شافعی هم بوده، ایشان می­گوید شافعی بوده از محدثین خراسان بوده از جلمه کتابی دارد ، «فرائد السمطین، فی فضائل المرتضی و البتول و السبطین» ، باز مشخص است که نویسنده چه کسی است، « الإعلام» آقای زرکلی، دیگر وهابی هم هست، آقای زرکلی، جلد اول، صفحه 63، جوینی ابراهیم بن ممحمد بن المؤید، دیگر این مؤید خب چون لقب هست، ابراهیم بن محمد، بن المؤید ابی بکر ابن حمویه جوینی، صدر الدین ابوالمجامع شیخ خراسان در زمان خودش بوده، از اهل جوین بوده، دنبال حدیث رفته عراق رفته، شام رفته، هجاز رفته، تبریز رفته، آمل، طبرستان، قدس، کربلا، قزوین، و همه جا رفته، به هر حالا شهر­های مختلف را گشته برای نقل روایت، البته شافعی هم بوده، ایشان اینجا  می­گوید، شافعی بوده صوفی هم بوده، خب همه شافعی­ها صوفی هستند الآن، بعد چه کتاب­هایی نوشته، اینجا نقل می­کند،

«و قال له فرائد السمطین فی فضائ المرتضی و البتول و السبطین»

مجری:

دقیقاً این کنار آن هم همین شافعی که دقیقاً همین هست، همین کتب را نوشته،

استاد یزدانی:

بله، بعد حرف ذهبی را هم نقل می­کند، می­گوید ذهبی می­گوید حاطب الیل بوده هرچه دلش می­خواسته نقل می­کرده، به ما چه بزرگ شما بوده امام شما بوده، محدث بوده، کبیر بوده ولی خب حالا دیگر این روایت هم نقل کرده دیگر، یک روایتی که به شما بر می­­خورد خیلی، روایتی که شما را خیلی اذیت می­کند. حالا زیاد است غیر از اینها هم کسان دیگری که گفتند این کتاب فرائد السمطین برای آقای جوینی هست، چهار پنج نفر دیگر هم داریم، که هم تأیید کردند، بنابر این ایشان شیعه نیست، محدث شما است ،امام کبیر شما است شیخ المشایخ شما است، و انتسابی که کتاب هم به ایشان ثابت است، روایت را هم که نقل کرده و به هر حال روایت هم خیلی واضح است، گفتم توضیح دادم من نمی­گوییم سند روایت صحیح، است که حالا شما بروید دست بگیرید که آقا این روایت که صحیح نبود، صحیح نیست چنین روایتی طبیعی هم هست که نقل نشود، چنین روایتی، اینها که به ما می­گویند که روایت صحیح بیاورید که مثلاً حضرت زهرا (س) شهید شده باشد به دست فلانی و فلانی و فلانی وقایع را نقل کرده باشد، خب این درخواست، درخواست نامعقولی است، اصلاً در خواست درستی نیست، به این دلیل که ما یک کتاب داشتیم که وقایع را صریح و اضح نقل کرده، کتاب سلیم بن قیص، تمام این وقایع را واضح و روشن با تمام جزئیاتش نقل کرده چه بلایی سرش آوردند، چه بلایی سر عبان بن ابی عیاش آوردند که این کتاب را نقل کرده، خب طبیعی است که اگر کسی چنین روایتی را نقل می­کرد پدرش را در می­آوردند، ما روایت در کافی داریم که بخاطر بحث عثمان شما را 80، سال کشتند، حالا اگر همچین بحث­هایی هم پیش بیاید یک شیعه­ای بیاید همچین روایتی را نقل کند، آن هم مشهور بشود، خب چه بلایی سرش می­آید بدتر از عبان، بدتر از سلیم، خب این خیلی طبیعی است، همین الآن خیلی از علمای ما خیلی از مراجع ما گفتند، و به حق هم همین را گفتند، که شما می­خواهید فاطمیه بگیرید، حتماً بگیرید باید گرفته بشود، فاطمیه نباید ترک بشود اما نگویید قاتل فلانی بود فلانی بود، بگویید، حالا قاتل هر کسی بود کاری نداریم، حرف درستی است، خب ما دوران دوران سختی است الآن تا زمان ظهور حضرت مهدی (عج) دوران، دوران تقیه است، ما مجبور هستیم تقیه کنیم و ان شاء الله آن زمان همه حقایق روشن می­شود ولی فعلاً  ما مجبور هستیم، آن زمان هم همه مجبور بودند، شما اگر دنبال روایت صحیح هستید، کتاب سلیم هست، که حضرت آیت الله خوئی به نقل از بزرگان شیعه نقل می­کند که آن هم روایتش صحیح است و قضایا را نقل کرده ان شاء الله اگر فرصت بشود شبهای بعد خواهند گفت اساتید.

مجری:

بله بسیار زیبا واقعاً قابل استفاده بود، فرمایشات استاد مخصوصاً برای شما عزیزانی که پیگیر هستید بحث می­کنید و اینها، بارها و بارها در مناظرات و اینها شنیده شده که اینها می­آیند می­گویند به محض اینکه اگر یک روایتی از فرائد السمطین نقل بشود اینها  می­آیند زیر آبش را می­زنند می­گویند نه این فرائد السمطین را اصلاً ما قبول نمی­کنیم، الحمد الله عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد، این آقای کیانی آمد این را گفت، و ما الحمد الله در این برنامه هم مفصل راجع به تک تک موارد، اینکه آیا این فرد شیعه بوده یا سنی بوده، آیا نسبت کتاب درست بوده یا اشتباه بوده و کلیت این الحمد الله توانستیم  و به برکت فرمایش استاد توانستیم این مباحث را جمع بندی بکنیم الحمد الله.

بعید می­دانم دیگر به کلیپ­های بعد برسیم برویم سراغ تماس­ها، بسیار خب تماس اول آقای ابراهیمی هستند از کرمان، آقای ابراهیمی در خدمت­تان هستیم بفرمایید،

بیننده:

با عرض سلام خدمت شما و استاد عزیز یک سؤال داشتیم از استاد عزیزمان در رابطه با صحبت­هایی که فرمودید، قربان حدیث­هایی را که می­آورند داخل کتاب­ ­های مسلم  و یا صحیحین شان هردوتا را می­گویم، اینها یک جاهایی را مخصوصاً آن قسمتی که مربوط حضرت فاطمه (س) می­شود، چرا می­آیند این تکه­ها را کذا و کذا و کذا یعنی یا سه­تا نقطه یا کذا و کذا  می­گذارند؟ خب این هر آدم عاقلی باشد متوجه می­شود که این کذا و کذا چه هست، استاد عزیز چقدر وقت می­برد که این دوستان وهابی چقدر باید شما بزرگان دیگر، چند سال الآن بعد از  1400 سال که گذشته هنوز ماندن یک جا شما یک حدیثی را فرمودید باتمام چه، برای آن بنده خدا که از آن شبکه من هم اتفاقاً نگاه می­کنم، البته ما برای تفریح نگاه می­کنیم، اما وقتی شما این را هم بیاورید فردا شب به شما قول می­دهم همان را برمی­گرداند، که نه آقا این نبوده این مجلد آن نبوده، عوض کردند فتوشاپ کردند، از این حرف­ها دیدیم که می­زنند، بعد استاد عزیز یکم در رابطه با مسئله حضرت فاطمه یک ایرادی گرفتند، گفتند که حضرت فاطمه وقتی رفته جلوی آقای ابوبکر، فقط فدک را درخواست کرده، اینها می­گفتند فقط فدک را درخواست کرده، این یکم برای من قابل هضم نبود که ببینم حضرت فاطمه با آن همه عظمت، می­رود فدک را فقط بخواهد، حالا هر چیزی، می­گفت یعنی فقط برای فدک رفته برای این دلیل هم ابوبکر به او نداده من در این ماندم می­شود یک کم توضیح بدهید که بینندگان دیگر هم احتمالاً مثل من متوجه نشدند، گرچه باراها توضیح دادید، این تکه را من متوجه نشدم، بقیه هم ببینند بشنوند،

مجری:

سلامت باشید آقای ابراهیمی، ممنون از تماس­تان، ان شاء الله سؤالات­تان را مطرح خواهیم کرد و حضرت استاد هم ان شاء الله پاسخگو خواهند بود؛ آقای بهادری از کرج پشت خط هستند سلام عرض می­کنم در خدمت­تان هستیم.

بیننده:

علیکم السلام و رحمة الله خدمت جناب استاد آقای یزدانی استاد بزرگوار، جناب سید بزگوار آقای مرعشی، عرض سلام دارم ایام شهادت حضرت زهرا (س) را تسلیت می­گویم، خب ببینید در صحیح بخاری، که این اقایان بعد از قرآن صحیح­ترین کتاب را می­دانند،  جلد5، صفحه 177، وقایع را آورده که حضرت زهرا تا زمان شهادتشان دیگر با این دو نفر حرف نزد، و آقا امیرالمؤمنین ایشان را شبانه دفن کرد، «ولم يُؤْذِنْ بها أَبَا بَكْرٍ» امام به ابی بکر اجازه حضور در تشیع را هم حتی نداد، خب اگر انیها معتقد هستند که جناب ابی بکر بر جنازه حضرت زهرا نماز خوانده، چرا امام شبانه آن را دفن کرد، خب روز روشن دفن می­­کرد دیگر، این یک چیزی است که باید به هر حال انجام می­شد، امام علی در بقیه جای شش قبر را نشانه کرد، اینها فهمیدند چون خلیفه بر جنازه حضرت زهرا نماز نخوانده آمدند جنازه حضرت زهرا را مثلا از قبر بکشند بیرون، تا جناب خلیفه بر بدن حضرت زهرا نماز بخواند، این را ابن ابی الحدید نقل کرده که می­گوید آنها نمی­فهمیدند که نباید نبش قبر کنند، با اینکه حتی خلیفه بر او نماز نخوانده باشد، آقای ابن ابی الحدید می­گوید در اسلام جایز نیست که حتی اگر نماز بر جنازه خوانده نشده باشد، یا نماز غلط خوانده باشد، جنازه را نباید بیرون بیاورند، این حرام است، مگر اینکه کفن غصبی باشد یا غسل نداده باشند، ابن ابی الحدید می­گوید، آنها نفهم بودند؟ خیر کینه و بغضی که نسبت به امیرالمؤمنین علی داشتند، می­خواستند دست به چنین کاری بزنند، امیرالمؤمنان هم یک پیراهنی داشتند زرد رنگ، می­پوشند تا وقتی که مسئله حساس می­شد امام این پیراهن زرد رنگ را به تن می­کردند این پیراهن یا عبای زرد را به تن کردند وارد قبرستان بقیع شدند، آمدند سراغ یکی از این آقایان، یقه او را گرفت زد به زمین، روی سینه او نشست، فرمود یابن صحاک الحبشیه، کارت به جایی رسیده که می­خواهی قبر همسر مرا باز کنی، بخدا سوگند اگر به یکی از این قبرها دست بزنی بر من روا است که زمین بقیع را با خود شما رنگین کنم، فهمیدند که این وصیت رسول خدا دست علی را که بسته بود شامل اینجا نیست، و امام را قسم دادند و حضرت علی این شخص را رها کرد، چرا این مطالب را که آوردند، خواستند در تاریخ حضرت زهرا به آقا امیرالمؤمنین وصیتی که کرد که مرا شبانه دفن کن چون حجتی باشد برای آیندگان تا بدانند این دو نفر بر سر تنها دختر پیامبر آخر الزمان چه آوردند، این باید به عنوان یک سند قطعی در تاریخ بماند، و السلام علیکم و رحمة الله و برکاته.

مجری:

احسنتم ما شاء الله طیب الله بسیار خب، آقای بهادری تشکر می­کنیم از تماس­تان؛ آقا امین از تهران پشت خط هستند، آقا امین بفرمایید.

بیننده:

الو سلام خسته نباشید، حاج آقای یزدانی برادر بزرگوار من یک چند دقیقه وقت می­خواهم یک مورد از قرآن هست، یک مورد هم از اصول کافی، خب؟ اینها را خدمت­تان عرض می­کنم فقط خواهشاً بگذارید من حرفم تمام بشود، بعد شما کارشناس هستید آقای مرعشی هم در حرف نیاید.

استاد یزدانی:

آقا امین عزیز، ما دوست داریم شما هرچه دوست دارید حرف بزنید ولی وقتی ده­تا شبهه را مطرح کنی که فایده ندارد، شما یک حرف را بزن، بعد ده­تا استدلال هم برایش بیاور، یک حرف را بزنی ده تا پنجاه تا استدلال هم بیاوری ما سکوت می­کنیم ولی اگر بخواهی از این شاخه به آن شاخه این شبهه به آن شبهه مطرح کنی طبیعی است که جناب آقای مرعشی بیایند دانه دانه با شما قدم به قدم باید بیایم، یک حرف را بزن ده­تا دلیل برایش بیاور.

مجری:

آقا امین عزیز حالا شما دارید می­گوید ما نیایم وسط بحث حالا خودتان، بینندگان تماماً قضاوت خواهند کرد، من اینجا نشستم برای اینکه بتوانیم ان شاء الله یک جلسه­ای را تشکیل بدهیم که متناسب فهیم ما باشد اما زمانی که من کاملاً یعنی وظیفه­ای که گردن من نهاده شده این است  که اجازه ندهم بحث از مسیر اصلی خودش، یعنی از وزانت اصلی خودش خارج بشود، بخاطر همین باید بخاطر اینکه بخواهیم به بینندگان عزیز احترام بگذاریم باید  جوری بحث کنید که وجه علمی داشته باشد، نه اینکه صرفاً یک سری هوچی گری­ها انجام بشود، بسیار خوب است که شما علمی وزین بحث بکنید، خدای نکرده توهینی چیزی هم به کسی انجام نشود ما هم حتماً ان شاء الله مثل ما بقی بینندگان  و ما بقی وقت­هایی که همیشه هم گوش بودیم سراسر به حرف­هایتان مگر جاهایی که ایراداتی پیدا می­شد آن وقت وارد می­شدیم؛ بفرمایید.

بیننده:

آقای یزدانی شما الآن گفتید که حضرت فاطمه گفت من را شبانه دفن کنید تا با خلیفه اول و دوم روبرو نشوم سر جنازه­اش نیایند و تا آخر عمر با اینها قهر کرده درست است؟

استاد یزدانی:

این را علمای اهل سنت گفتند، بله علمای اهل سنت همین را گفتند، می­خواهی نشان بدهم مستندش را ؟

بیننده:

نه اجازه بدهید من حرفم را تمام کنم بعد، اگر اینطوری باشد

استاد یزدانی:

سؤال کردی من جواب بدهم یا ندهم می­خواهی

بیننده:

آقا ببین شما گفتید، حضرت فاطمه این را گفته درست است؟

استاد یزدانی:

جواب بدهم؟

بیننده:

خب نه اجازه بدهید من حرفم را تمام کنم دیگر،

مجری:

آقا امین شما می­گویی من سؤال می­کنم

استاد یزدانی:

خب می­گویی من چکار کنم آقا امین جواب بدهم یا ندهم؟

بیننده:

نه شما الآن این حرف را از علمای اهل سنت گفتند درست است؟

استاد یزدانی:

شیعه و سنی گفتند بله

بیننده:

خب شیعه هم پس گفته، من الآن می­گویم این وصیت حضرت فاطمه  خلاف قرآن است، آیه 27 سوره بقره را شما بخوانید، خداوند می­گوید

« الَّذِينَ يَنْقُضُونَ عَهْدَ اللَّهِ مِنْ بَعْدِ مِيثَاقِهِ وَيَقْطَعُونَ مَا أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ يُوصَلَ وَيُفْسِدُونَ فِي الْأَرْضِ ۚ أُولَٰئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ»

27/ بقره

خداوند یک قهر باعث سیه روزی جامعه بشری می­شود و آنهایی قهر می­کنند فاسد هستند، مضمون آیه این است، یعنی حضرت فاطمه این را نمی­دانسته نعوذبالله؟ خب این یک مورد.

استاد یزدانی:

«الَّذِينَ يَنْقُضُونَ عَهْدَ اللَّهِ مِنْ بَعْدِ مِيثَاقِهِ وَيَقْطَعُونَ مَا أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ يُوصَلَ وَيُفْسِدُونَ فِي الْأَرْضِ ۚ أُولَٰئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ»

همین را می­خواهید بفرمایید؟

بیننده:

بله این را اجازه بدهید، مورد دوم آقای کلینی در کتاب کافی، جلد 2، چاپ علی اکبر غفار بیروت، 1401، صفحه 346، ایشان از امام جعفر صادق نقل می­کنند، که امام جعفر صادق گفته قهر موجب خوشحالی شیطان می­شود و شیطان از قهر دوتا مسلمان خوشحال می­شود، وقتی این دوتا با هم آشتی کنند، شیطان داد می­زند زانوهایش می­شکند و می­گوید وای از دست اینها، خب الآن یعنی حضرت فاطمه نعوذ بالله،

استاد یزدانی:

متنش را بخوان آقا امین ، متن روایت را بخوان من به بیننده­ها نشان بدهم استدلال شما مستند بشود

بیننده:

چشم، امام صادق (ع) تا زمانی که دو مسلمان با یک دیگر قهر کنند ابلیس خوشحال است

استاد یزدانی:

عربی­اش را بخوان، عربی ندارد؟

بیننده:

نه فارسی است فقط، ابلیس خوشحال است و هر گاه باهم آشتی کنند زانوهایش از هم باز و بندهایش از هم بگستلد، و فریاد زند ای وای بر من هلاک شدم، یعنی حضرت فاطمه نعوذ بالله آیه 27 سوره بقره را و این مورد را نمی­دانسته؟ این را توضیح بدهید ممنون، دوست دارم آقای بهادری هم نظرش را بگوید، چون ایشان همیشه از من انتقاد می­کند می­گوید شما بی سواد هستید توهین هم می­کند ولی من نه به ایشان توهین می­کنم نه هیچ چیز ایشان مثل برادر من است،

مجری:

خب الحمد الله نه الآن که تماس گرفتید ما یک ثمره واقعی بخواهیم برای این برنامه در نظر بگیریم که بیندگان دیده باشند از عزیزان اهل سنت هم که تماس می­گیرند  این هست که الحمد الله الآن سبک برنامه آمده دست­تان و متوجه شدید که چطور باید صحبت بشو، بسیار خب خیلی تشکر می­کنیم آقا امین از تماس­تان ان شاء الله  حضرت استاد پاسخگو خواهند بود،  خدا نگهدار شما، آقای حسینی از مازندارن پشت خط هستند، آقای حسینی بفرمایید.

بیننده:

خسته نباشید، ابتدا محضر سید بزگوار آقای یزدانی که سید بزرگی هستند عرض سلام و ادب دارم بعد مجری محترم و متدین پاک آقای مرعشی هم عرض سلام و ادب و احترام دارم ، من سؤال خاصی ندارم، من طبق آیه 176،  سوره اعراف که خداوند می­فرمایند

« فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ الْكَلْبِ إِنْ تَحْمِلْ عَلَيْهِ يَلْهَثْ أَوْ تَتْرُكْهُ يَلْهَثْ»

اعراف/ 176

ما این وهابیت، جسارت نمی­کنم به برادران اهل سنت، ما به این وهابیت به این اصلطلاح این آیه قرآنی چه باید بگویم، چه صدا بکنیم، چرا می­گویید آقایان وهابی، آقا سید من می­بوسمت تو را جدت رسول الله نگو آقایان وهابی، اینها به مادرمان زدند کشتند شهید کردند همه کار کردند بعد می­گویید آقایان وهابی ، فدای  جدت بشوم خدا نگهدارتان.

مجری:

خدا نگهدار شما آقای حسنی؛ بله آقای سالاروند از تهران پشت خط هستند آقای سالاروند بفرمایید

بیننده:

سلام علیکم و رحمة الله، بنده چندتا سؤال داشتم از آقای یزدانی ان شاء الله پاسخ بدهند ممنون می­شویمف در بحث­هایی که با مخالفین صورت می­گیرد در روایاتی که از صحیح بخاری و صحیح مسلم حالا من بخاری بیشتر دیدم اینها مطرح می­کنند که کتاب بخای دو بخش است، یکی بخش صحیح بخاری است یک بخشش، بخش معلقات است، که این بخش معلقات را مثلاً روایاتش را قبول ندارند و جایی که مثلاً آن صحیح بخاری و آن أصح الکتاب بعد قرآن است، مطرح است و آن را یکی را قبول ندارند، یک سؤال دیگری که داشتم و آنها شبهه مطرح می­کردند این بود که می­گفتند سر قضیه حضرت زهرا که اصلاً بیعت نکرده با خلیفه زمان خودش، می­گویند که بیعت بر زنان واجب نیست، یعنی یک عملی مستحب است و این فقط مردها باید انجام بدهند و اینها و برای زن­ها نیست، بعد یک نکتۀ هم آقای یزدانی در خلال صحبت­هایشان کردند حالا نمی­دانم من شاید بد برداشت کردم ایشان اعتراف کردند که روایتی دال بر شهادت حضرت زهرا صحیح و جود ندارد، این را اگر توضیح بدهند ممنون می­شوم، خیلی ممنون از لطفتان.

مجری:

سلامت باشید، خیلی تشکر می­کنیم آقای سالاروند که با برنامه خودتا در تماس بودید، آقای نوروزی از گرگان پشت خط هستند، آقای نوروزی بفرمایید.

بیننده:

سلام علیکم، من هشت­تا سؤال داشتم، حالا من سه­تایش  که در خصوص حضرت زهرا (س) هست، می­پرسم اگر وقت بود آن پنج تای دیگر را هم می­پرسم که سؤالات روزمره است که در فضای مجازی و اینها هم مطرح است.

مجری:

سلامت باشید آقای نوروزی ما وقت­مان بسیار محدود است حالا عزیزان زیادی هم سؤال پرسیدند حالا تا جایی که ممکن است اگر می­شود دوتا از آن مهم­هایش را بفرمایید.

بیننده:

من این سه­تا را که در مورد خود حضرت زهرا (س) هست را می­پرسم، چون حاج آقا من می­دانم مسلط است، اینکه می­گویند ابوجهل فردی را مأمور کرده بود حضرت زهرا (س) را، قبل از اینکه با حضرت علی ازدواج کند، زمانی که در منزل حضرت رسول بوده در واقع سیلی زده، بعد چرا پیامبر واکنش نشان نداد، این یک، سؤال دومی، می­گویند حضرت رسول چهار سال قبل از شهاد­تشان باغ فدک را به حضرت زهرا بخشیده بود، نه ارث بود، بخشیده بود بعد باغ­هایی هم به خلفای اولی و دومی داده بود، آیا این موضوع صحت داردد؟ و اگر دارد چرا باغ­ها را موقعی که بعد از شهادت حضرت رسول که باغ فدک را گرفتند، چرا آن باغ­ها را به نفع مسلمین مصادره نکردند، بعد سؤال سومم این است که می­گویند که ما الآن در باور خودم، من فکر می­کنم اینها یک بار حمله کردند به منزل حضرت زهرا (س) ، اما آن روز من یک کلیپی دیدم می­گوید چهار بار حمله کردند، هدف شان چه بود، چرا چهار بار؟ آیا این موضوع صحت دارد؟

مجری:

بسیار خب احسنتم، آقای نوروزی تشکر می­کنیم ان شاء الله پاسخگوی سؤالات شما هم خواهیم بود، آقای افشاری هم به عنوان آخرین تماس ان شاء الله پشت خط هستند، آقای افشاری بفرمایید.

بیننده:

سلام علیکم و سلام خدمت کارشناس محترم برنامه جناب حاج آقای یزدانی، ببخشید من دوتا مطلب به ذهنم رسید در رابطه با فرمایشات شما ، و یک سؤالی که یکی از بینندگان پرسید اگر اجازه باشد خدمت­تان بگویم، یکی در رابطه با آن مطلب اسرائیلیات که گفتند در صحیح مسلم فراوان است، حاج آقا خوب اشاره فرمودند اصلاً به ذهنم رسید که چرا حضرت موسی را اینها در آسمان هفتم ودر اوج قرار دادند و بعد هم تعجب کردند که مثلاً چرا بالاتر از ایشان نباید باشد، اما قرآن ما می­گوید که حضرت موسی با آن عظمتش رفت پیش حضرت خضر از آن امتحان سربلند بیرون نیامد، یعنی بلاخره در یک قسمتی اولویت و بزرگی نسبت به حضرت خضر أقلاً نداشته، حالا چرا تعجب بکنیم که مثلاً  از این روایت به نظر می­آید که این روایت دقیقاً جزو اسرائیلیات است، این یک مطلب؛ مطلب دیگر اینکه در رابطه با فدک یکی از بیننده­ها سؤال کردند گفتند که خب چرا حضرت فاطمه که این همه عظمت دارد رفت در خواست کرد که فدک را پس بگیرد، دوتا مطلب هست، به نظر من یکی اینکه فدک از نظر اقتصادی بودجه خیلی کلانی را در اختیار حضرت فاطمه قرار می­داد ، حضرت فاطمه سالهای قبل آن را بین فقراء تقسیم می­کرد، اما آقای ابوبکر آمد و دید که خب این بودجه باعث می­شود که مردم رغبت به حضرت علی و به حضرت فاطمه بیشتر پیدا بکنند یک مانعی است جلوی کار، چون بودجه واقعاً مهم است در این امورات، از طرف دیگر می­خواست که این سربازهایی که در خدمت گرفته بود از اعراب از بادیه نشین­ها که اینها همه­شان هدف و هم و غم­شان فقط غنیمت گرفتن بود، می­خواست اینها را اداره کند، می­خواست اینها را تهیج کنید، در بیاناتش ابوبکر می­گوید، می­گوید به حضرت فاطمه دلیل می­آورد می­گوید که اینها جزو انفال است، نمی­گوید اینها مال فقراء است، می­گوید اینها برای سربازان اسلام است، دقیقاً از اینجا معلوم می­شود این آقا اصلاً برنامه ریزی کرده این سرباز­ها را تهیج کند، چهار هزار نفر را بیاورد دم خانه حضرت فاطمه ، آن مصیبت و آن آتش زدن و آنها را نجام بدهد و به وسیله­ چه کسانی، به وسیله این چهار هزارتا، این چهار هزارتا آدمی که اجیر شدند پول می­خواستند، غنیمت می­خواستند چه بهتر از اینکه آقای ابوبکر می­آید می­گوید فدک را می­گیریم از فاطمه با یک تیر دو نشان می­زنیم یک فقراء رغبت به حضرت به حضرت علی و رغبت به حضرت فاطمه پیدا نمی­کنند، چون دیگر بودجه­ای نیست که بخواهد صرف فقراء بشود، و از طرفی این آدم­های بادیه نشینی که ادعای اسلام دارند.

مجری:

بله آقای افشار اثبات این مطلب هم جلسات پیش هم انجام شده اگر همین هست که فرمایش حضرت عالی هم بسیار متین بود تا اینجا و مقصود را هم الحمد الله به بیننده منتقل کرد، تشکر می­کنیم آقای افشاری از تماس­تان، وقت بسیار محدود است، حضرت استاد کار شما سخت می­شود ببخشید، اگر شروع بکنیم حالا به ترتیبی که سؤال­ها را پرسیده بودند؛ آقای ابراهیمی سؤال پرسیدند که در صحیحین چرا کذا و کذا می­آورند و ذکر نمی­کنند آن چیزهای اصلی را؟

استاد یزدانی:

خب خیلی زیاد است از این کذا و کذا خصوصاً در صحیح بخاری جاهای خاص وقتی می­رسد، می­بیند که مشکل به وجود می­آورد کذا و کذا می­آورد خب اینها طبیعی است، بخاری از این تعریف­ها زیاد کرده گاهی یک روایت یک جا یکطور نقل کرده همان روایت «کاذباً عاصماً قادراً خائناً» که مسلم صریح نقل کرده ایشان شش جای صحیح بخاری نقل کرده ولی خب هر بار به یک نحوی و تحریف کرده دیگر، خب دیگر چاره­ای غیر از تحریف می­ماند؟ حقایق را تحریف نکنند چکار کنند.

مجری:

بسیار خب، نسبت به فدک هم حالا همین بیننده صحبت کردند و صحبت متینی بود و هم حضرت عالی هم حالا من بخواهم صرفاً اشاره بکنم که در جلسه پیش و دو جلسه پیش هردو مفصلاً اتفاقاً به همین شبهه پرداختید که عزیزان اگر خواستند می­توانند به آرشیو مراجعه بکنند که مفصلاً فرمودید که همین حرکتی که حضرت زهرا انجام داد یک اقدام راهبردی بود برای اینکه نشان بدهند که من دارم در مقابل ظلم می­ایستم ودر کنار تمامی آن مصالحی که فدک داشت اما راهبردی­ترین و اصطلاحاً یک کار استراتژیک بود که حضرت زهرا انجام داد، که ان شاء الله عزیزان هم می­توانند آنجا مراجعه بفرمایند، اگر تکمله­ای هست بفرمایید تا سؤال بعدی را مطرح بکنم.

استاد یزدانی:

نه دیگر جواب شما کامل بود فقط ببینید بحث حضرت زهرا روایتی که شیعه نقل کرده و بعضی از اهل سنت هم نقل کردند وقتی هارون الرشید می­خواست فدک را برگرداند به امام کاظم از او سؤال کرد، محدوده فدک را مشخص کن تا به تو برگردانم، امام کاظم محدوده را طوری مشخص کرد که تمام حاکمیت هارون الرشید را از آفریقا تا هندوستان و از آنطرف از قفقاز، همه جا، هرچه که هارون داشت را شامل می­شد خب این یک پیام دارد و اینکه فدک، درست است حضرت زهرا البته خب فقط فدک نبود خمسی که همه فِیّ هایی که متعلق به پیامبر بود، خیبر بود، فدک بود، همه اینها بود مال و اموال خیلی زیاد بود، حضرت زهرا فقط می­خوایت ثابت کند اینهایی که حاکمیت را گرفتند حاکمیت حق­شان نیست، اینها دارند به پیغمبر روایت دروغ نسبت می­دهند، پیغمبر همچین حرفی را نزده، اصلاً بحث، بحث مالی نبود حضرت زهرا که تمام عالم در اختیارش بود دیگر اصلاً بحث مال قرار نبود باشد همان حرفی که امام کاظم (ع) فرمودند فدک کل حاکمیت بود، کل حاکمیت مال حضرت زهرا (س) و امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب بود، و حضرت زهرا هم دنبال همین بود و همین را هم ثابت کرد، حقانیت مذهب شیعه را صدیقه طاهره (س) فریاد زد تا امروز هم همین است، و اینها ببینید به چه جفنگ گویی افتادند در این چند روز، هر شبکه از شبکه­های اینها را باز می­کنی همین بحث­ها را مطرح می­کنند، شبهه افکنی می­کنند ولی باز مجبورند دروغ بگویند، و دروغ گویی­هایشان را هم ما امشب، حداقل دوتا از دروغگویی­هایشان را پخش کردیم.

مجری:

بسیار خب خیلی ممنون و تشکر از این بیننده عزیز که مطرح کردند، آقای بهادری هم که تماس گرفتند و صحبت­های خوبی داشتند، آقا امین از تهران، حالا سؤال اصلی­شان که خیلی هم تشکر می­کنیم باز از اشان، که بسیار محترمانه این سؤال شان را بیان کردند، این هست که قهر کردن مسلماً در آیین اسلام چیز قبیحی هست پس چرا حضرت زهرا، حالا من هم نمی­خواهم اصلاً وارد بشوم اتفاقاً سؤال ایشان را هم همینطور بگوییم، پس چرا حضرت زهرا این عملی که در اسلام قبح هست، را انجام دادند.

استاد یزدانی:

بله ایشان استدلالشان به آیه 27 سوره بقره بود که خداوند در اینجا فرموده:

« الَّذِينَ يَنْقُضُونَ عَهْدَ اللَّهِ مِنْ بَعْدِ مِيثَاقِهِ وَيَقْطَعُونَ مَا أَمَرَ اللَّهُ بِهِ»

بقره /27

مقصودشان همین تیکه از آیه بود که خدا دستور داده سله رحم کنید، ولی حضرت زهرا (س) بجای اینکه سله رحم بکند قطع رحم کرده، این مخالف قرآن هست، اگر حضرت زهرا قهر کرده باشد مخالف قرآن عمل کرده،

مجری:

و مخالف روایتی که از کافی نقل کردند،

استاد یزدانی:

بله ما روایت زیاد داریم در این باره، خیلی زیاد در همین صحیح بخاری و مسلمش را داریم که مسلمان حق ندارد بیش از سه روز با برادر مسلمانش قهر کند، در صحیح بخاری است مسلم است، کافی است، در هم کتاب­های، شیعه و سنی از آن روایات معروف که توصیه می­شود همیشه علما می­خوانند سر منبر که با برادر دینی­تان هیچ وقت قهر نکنید، اما قطعی است این مسئله که کسی نمی­تواند با برادر دینی خودش، ولی آیا حضرت زهرا (س) این آیه را خوانده بود یا نخوانده بود؟ اینکه حضرت زهرا قهر کرده ما هفته پیش هم مستند، سه جای صحیح بخاری آمده در دو جای صحیح مسلم آمده و تمام صحاح و مسامح شما نقل کردند شیعه هم با سندهای صحیح فراوان نقل کرده، اینکه حضرت زهرا قهر کرده، تا آخر عمر هم قهر کرده، حتی وصیت کرده بعد از شهادتش حتی آنها نیایند نماز نخوانند اینکه قطعی هست، حال مگر حضرت زهرا (س) قرآن نخوانده بود، یا اینکه حضرت زهرا «ما عامِ إلِّا وقدخص» هیچ عامی نداریم مگر اینکه تخصیص خورده، بابرادر دینی­تان قهر نکنید، مگر فلان مگر فلان، من نمی­خواهم استثناء­هایش را برادر عزیزمان جناب آقای امین را ما دوست داریم نمی­خواهیم اگر آن استثناءها را بگویم، چه استثناهایی دارد این قضیه، ناراحت بشوند، نمی­خواهنم ناراحت بشوند به هر حال هر عامی یک خاصی دراد، حضرت زهرا (س) اگر قهر کرده دلایل خاص خودش را دارد و با این آیه هیچ در تضاد نیست، اگر هم باشد شما هم باید جواب بدهی خب، روایت صحیح بخاری است دیگر، نمی­توانی روایت صحیح بخاری را منکر بشوی، شما جواب بده، طبق روایت سه جای صحیح بخاری آمده که حضرت زهرا با ابوبکر قهر کرده واین خلاف قرآن هست، پس صحیح بخاری شما خلاف قرآن نقل کرده، البته این روایت را هم من می­خواستم خدمت ایشان نشان بدهم، علمای اهل سنتی که گفتند حضرت زهرا وصیت کرد که شبانه دفن بشود که آنها نیایند، این «تأویل مختلف الحدیث» آقای ابن قطیبه دینوری است، دیگر کتاب الإمام و السیاسه نیست ، «تأویل مختلف الحدیث» است که همه قبول دارند، صفحه 563، حضرت زهرا میراثش را طلب کرد وقتی نداد قسم خورد که با او هیچ وقت حرف نزند، و وصیت کرد که شبانه دفن بشود تا او نباشد و شبانه دفن شد، این آقای ابن قطیبه دینوری من نفر بعدی را هم خیلی سریع نشان بدهم، «شرح صحیح بخاری» ابن بطال

«و دفن علی زوجته فاطمه لیلاً فرّ بها من ابی بکر أن یصلی علیها، کان بینهما شیء»

امیر المؤمنین همسرش را شبانه دفن کرد و هدفش از این شبانه دفن کردن این بود که بعضی­ها نیایند نماز بخوانند و چون بین حضرت زهرا (س) و آن شخص اختلافاتی بود به این دلیل وصیت کرد، حال صفحه بعد هم می­گوید «عوصته فاطمه بذلک»، صفحه 326، می­گوید حضرت زهرا خودش وصیت کرده بود که او نباشد، خب این که قطعی هست، غضبش قطعی است، وصیتش قطعی است، شیعه هم نقل کرده سنی هم نقل کرده، شما پاسخ بدهید دیگر با قرآن در تضاد است، یعنی حضرت زهرا قرآن نخوانده بود، تو قرآن خواندی آقای امین، حضرت زهرا قرآن نخوانده؟ اگر انجام داده یک دلیل محکمی داشته، دنبال آن دلیل محکم باشید، من دلیلش را می­دانم بگویم ناراحت می­شوید، شما خودتان دنبالش باشید چرا حضرت زهرا قهر کرد، چرا با اینکه قرآن این همه توصیه کرده روایت پیغمبر توصیه کرده سه روز بیشتر نشود، تا آخر عمر قهر کرد، فکر کنید دنبال دلیلش باشید، حالا ان شاء الله اگر نیاز شد در ایام فاطمیه می­شود دلایلش را هم گفت.

مجری:

ان شاء الله بسیار خب، خیلی تشکر می­کنیم، آقای سالاروند فقط در حد فکر کنم چند گزینه­ای بشود این را مطرح کرد که گفتند دو بخش دارد بخاری، آیا هردو بخشش صحیح است؟ هم صحیح هم معلقاتش،

استاد یزدانی:

کلش صحیح است یک روایتش را کسی انکار بکند کافر است،

مجری:

بسیار خب، آقای نوروزی اشاره کردند به ابو جهل فردی را مأمور کرده بود زمان رسول الله اما هیچ عکس العملی رسول الله انجام ندادند،

استاد یزدانی:

بله روایتش را من سریع نشان می­دهم در «السیرة النبویه» ابن اسحاق این روایت آمده، محمد بن اظاهر بن یسار مطلبی مدنی، متوفی 151، دیگر کتاب قدیمی­ترین کتاب سیره است، جلد شماره 1و2، در یک مجلد چاپ شده، چاپ دارالکتب علیمه بیروت لبنان، چاپ اول، چاپ 2004- 1424، صفحه 265، ابوجهل بوده

«شجّ غلام من قریش فاطمة بنت رسول الله (ص)  و هی غادیةٌ»

السیرة النبویة، ابن اسحاق،چاپ دارالکتب علیمه بیروت لبنان، چاپ اول، چاپ 2004- 1424،ج1و2، ص265

غلامی از قریش سر صدیقه طاهره (س) شکست با سنگی با چیزی شکست، حضرت یا آل عبد الشمس را صدا زد حتماً از آن قبیله بوده، ابو سفیان خارج شد، ابو جهل گفت هذه یدی، این دست من بود، دستور من بود، به هر حال روایت را خیلی خلاصله نقل کرده که ابو جهل دستور داده بود که  حضرت زهرا (س) را کسی حالا غلامی کسی با سنگ زده و پیغمبر هم زنده بود، چرا دفاع نکرد، چرا نرفت گردن ابوجهل را بزند، سرش را بزند و همانطور سر او را بشکند، و به هر حال دوره تقیه است، پیغمبر در دورانی بود که مجبور به تقیه بود، حالا یک روز عمار یاسر مادرش آنطور فجیع به شهادت می­رسد، پدرش آنطور فجیع به شهادت می­رسد کنیزها ، زنها کتک می­خورند حضرت زهرا کتک می­خورد مجبور هست سکوت کند، امیرالمؤمنین هم مجبور به سکوت بود همانطور که پیغمبر مأمور به سکوت بود.

مجری:

بسیار خب، سؤال دیگر شان هم راجع به این است که قضیه هجون چند بار بوده؟

استاد یزدانی:

همان چهارباری که ایشان گفت من یک کتابی به ایشان معرفی کنم در اینترنت سرچ بزنید یکی از رفقای بنده دوستان عزیزمان در اهواز نوشتند کتابی به نام روز شمار فاطمیه، که آقای بریچی نوشتند، از بچه­های اهواز هست، مؤلف حسین بریچی، این کتاب را بخوانید مفصل مستنداتش را آورده چندبار هجوم، تاریخ­های هجوم را حتی از منابع شیعه و سنی آوردند، این کتاب در اینترنت موجود هست، سرچ بزنید، همین روزشمار فاطمیه، آقای حسین بریچی، این کتاب را بخوانید فکر می­کنم کتاب خیلی خوبی است، من یک تورقی کردم این کتاب را ، کتاب خیلی خوبی هست به نظرم.

مجری:

بله احسنتم، حاج آقا دست شما درد نکند، هنر حضرت عالی بود که توانستیم الحمد الله علی رغم کمبود وقت، اینها را پاسخ بدهیم، آن سؤال­هایی که بودند، سؤال­ها پاسخ داده شد، حالا اکثراً ما بقی اینها چیزهایی بود که در تأیید نقل شده بود.

بسیار خب خیلی هم تشکر می­کنیم از همه شما عزیزان که تا انتهای برنامه همراه برنامه خودتان بودین،انشاء الله که توانسته باشیم سنگی را ان شاء الله برداشته باشیم و کمک کرده باشیم، و مشمول شفاعت بی بی حضرت زهرا (س) قرار بگیریم.

اللهم صلی علی محمد و آل محمد

و السلام علیکم و رحمت الله و برکاته

 

 

 

 

 



* اسم:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
* کد امنیتی: