2021 February 25 - پنج شنبه 07 اسفند 1399
کلمه طیبه
کد مطلب:3749 گروه: کلمه طیبه آمار بازدید: 872

کلمه طیبه
حجت الاسلام یزدانی - 15 دي 1399


  دانلود
امتیاز:
  01:25:59 حجم فیلم: 221 مگابایت





دانلود صوت


قسمت بیست و دوم برنامه کلمه طیبه با کارشناسی حجت الاسلام و المسلمین یزدانی
 

بسم الله الرحمن الرحیم

تاریخ : 15 دی 1399

مجری:

اجر و پاداش رسالت شعله آذر نبود

این همه آزار حق دخت پیغمبر نبود

چهره انیسة الحوراء و ضرب دست دیو

فاطمه آخر مگر محبوبه داور نبود

دست او بشکست اما دست مولا را گرفت

غیر از او کس را توان یاری حیدر نبود

عرض سلام و ادب و احترام داریم خدمت همه شما بینندگان عزیز و ارجمند شبکه جهانی حضرت ولیعصر (عج) به رسم دوشنبه شبها در محضر شما هستیم در این ایام جانسوز شهادت صدقیه کبری با برنامه کلمه طیبه میهمان دیدگان شما هستیم برنامه­ای که این افتخار را داریم تا در محضر استاد ارجمندم حاج آقای یزدانی باشیم و ان شاء الله امشب هم بتوانیم مثل شب­های گذشته که در این برنامه این توفیق را داشتیم در خدمت ایشان بودیم ان شاء الله امشب هم از محضرشان کمال بهره و استفاده را ببریم، سلام علیکم رحمة الله.

استاد یزدانی:

سلام علیکم و رحمة الله،

اَعُوذُبِاللّه مِنَ الشَّیّطانِ الَّعِینِ الرَّجِیمّ  بِسّمِ اللّهِ الرَّحّمنِ الرَّحِیمّ الحمد لله الذي اظهر الوجود ومنه بدأ کل حمد وإليه يعود و الصلاة والسلام علي شاهد و المشهود لکل موجود محمد المحمود وعلي آله آل الله الودود خلفاء الله علي عالم الغيب و الشهود سيما الحجة بن الحسن المهدي المنتظر الموعود.

من هم سلام و عرض ادب دارم خدمت حضرت عالی و خدمت همه بینندگان عزیز شبکه جهانی حضرت ولیعصر (عج) و امیدوار هستم که  خداوند عزاداری­های همه بینندگان عزیز را در این ایام مورد قبول خودش قرار بدهد وان شاء الله اجر ما را و پاداشت ما را ظهور حضرت صاحب الزمان (عج)  قرار بدهد و ما را هم ان شاء الله در رکاب آن حضرت شهید بفرماید ان شاء الله

مجری:

ان شاء الله به حرمت این دعاها و این ایام ان شاء الله که حقیقتاً همینطور باشد، خب عزیزان مطلع هستید که سبک و ثیاق برنامه به چه صورت است بدون فوت وقت و به سرعت می­رویم کلیپ اول را می­بینیم و برمی­گردیم ان شاء الله به نقدش می­پردازیم.

کلیپ:

بعد از اینکه پیامبر وفات نمود ابوبکر صدیق رضی الله عنه در تمام مسائل پیامبر چگونه رفتار می­کرد آن گونه رفتار می­کرد، یعنی فدک از مال فیء بود در اختیار پیامبر بود، پیامبر اکرم (ص) بخشی از درآمدهای فدک را صرف اهل بیت خودش می­کرد، چون زکات برایشان جایز نبود و برخی دیگر را به بیت المال و سایر مسلمانان می­داد، ابوبکر صدیق رضی الله تعالی  همین کار را انجام می­داد، فاطمه نزد ابوبکر آمد وگفت که من ادعای ارث دارم و فدک را به ارث می­برم از پیامبر خدا (ص) پس فدک را به من بدهید، ابوبکر صدیق رضی الله تعالی عنه این حدیث را برای فاطمه زهرا خواند که ما گروه انبیاء «نحن معاشر الأنبیا لا نورث ما ترکنا صدق» ما گروه انبیا چیزی از خودمان به ارث نمی­گذاریم آنچه که ما می­گذاریم صدقه هست، ارث ما علم است دانش است در برخی از روایات آمده، فاطمه با شنیدن این صحبت دیگر بعد از آن با ابوبکر صحبتی نکرد، بعضی­ها می­گویند که خب صحبت نکرد قهر کرده، نه فاطمه یک خانم بود و گرفتار مصیبت وفات یپامبر اکرم (ص) بود و اصولاً با مردان بیگانه نیازی هم نبود که ارتباطی داشته باشد سلام علیکی داشته باشد رفت و آمدی داشته باشد و شایستۀ ایشان نیست که قهر باشد اینطوری که آخوندها می­گویند که بعد از آن قهر کرد و فلان کرد اینها دروغ است که آخوندها درست کردند ما به تفصیل در باره این صحبت می­کنیم و فاطمه هم قانع شد و مسئله هم تمام شد.

مجری:

بسیار خب همانطور که همه شما دیدید، هرچند ما در جلسه گذشته نسبت به این روایتی که مطرح شد مفصلاً صحبت کردیم و با مصادر مختلف در کتب اهل سنت جریان به نظرم دیگر نسبت به این روایتی که نقل شد روشن شد اما حالا این ادعایی که این آقای ترش آبی باز مطرح می­کند این است که حالا ما اول اینطوری شروع بکنیم سؤال را که اولاً ابوبکر تمامی رفتارش شبیه  پیامبر بوده طبق این ادعایی که دارند مطرح می­کنند از جمله آنها که حالا می­خواهم مثال واضح بزنم در جریان فدک و می­فرمایند که آقا رسول الله  قسمتی از درآمد فدک را اختصاص می­داد به اهل بیت و قستمی هم صرف بیت المال می­شد اما این قسمتی که نسبت به اهل بیت بود سر جایش بود حالا به خاطر همین مسئله­ای که گفتند، صرفاً در همین مورد مثالی که دارند می­زنند آیا حقیقتاً همینطور بوده و ابوبکر آمد و به تأسی از آقا رسول الله قسمتی از درآمد فدک را اختصاص داد به اهل بیت؟

استاد یزدانی:

واقعاً خیلی عجیب هست این نوع حرف زدن واینطوری، بیننده­ها را نمی­دانم چه تصور کرده که اینطوری ادعا می­کند وهیچ مستندی هم نشان نمی­دهد

مجری:

اتفاقاً حالا می­خواستم مطرح بکنم، نکتۀ هم که خیلی اشاره می­کند به آن بارها و بارها می­گوید که این آخوندها اینها را ساختند و شما باید از مصادر معتبر این را پیگری بکنید و به قول آخوندها گوش ندهیم، حالا ببینیم آیا آخوندها از مصادر نقل می­کنند یا اینکه خود اینها دارند می­خواهند بالاخر به یک وسیلۀ شده حرف خودشان را به کرسی بنشانند.

استاد یزدانی:

بله ایشان مدعی بود که پیغمبر در زمان حیاتشان از خیبر و فدک و اینها که فیء بود مال مخصوص یپغمبر بود طبق نص صریح قرآن کریم، خب مال شخصی پیغمبر هست فیء، همه مسلمان­ها  می­دانند بخشی را به اهل بیت می­داد بخشی را هم  خرج بیت المال و سائر مسائل می­کرد و ابوبکر هم دقیقاً همان کار را انجام داد، خب یک مستند به ما نشان بدهید که ابوبکر یک خرما از خرماهای فدک را به اهل بیت اختصاص داده باشد یک مشت خرما، یک دانه خرما، یک جو یک گندم این دروغ محض است چرا اینقدر دروغ می­گویید شما، کل ماترک پیغمبر را مدعی بودند که  ارث نیست و صدقه است و تمام ماترک پیغمبر را اینها گرفتند از حضرت زهرا و هیچ چیز به حضرت زهرا (س) نمی­داد و به سائر اهل بیت هم نمی­داد و همه را گرفتند و حضرت زهرا ناراحت شد و عصبانی شد سر همین قضیه و دیگر بعد از آن البته خلفاء بعدی کلاً فرق کردند ابوبکر که هیچ چیز نداد، عمر بن خطاب واگذار کرد طبق برخی از روایات به امیرالمؤمنین وعباس و بعد از آن عثمان دوباره گرفت، به هر حال خلفاء هر کدام که آمدند یک نوع برخورد کردند ولی ابوبکر هرگز حتی یک مشت خرما، یک دانه خرما از خرماهای فدک را یا چیزهای دیگر را به اهل بیت نداد اگر دارد مستندش را نشان بدهد.

مجری:

بله اینجا به قول خودش که می­گوید این آخوندها اینها را می­سازند حالا بیشتر مثل اینکه خودش باید مخاطب این صحبت­ها باشد ، حالا در ادامه فرمایش حضرت عالی این نزاعی که رخ داد و ایشان هم اتفاقاً اشاره کرد آیا واقعاً، واقعه ماجرا اینطور بود که بعد از اینکه این نزاع و این صحبت انجام شد ایشان ادعا می­کند که دیگر حضرت زهرا بعد از این صحبت­ها قبول کرد قول ابوبکر را  و دیگر پی ماجرا را نگرفت و اینکه می­بینیم در مصادر آمده که دیگر حضرت زهرا صحبت نکرده صرفاً به خاطر این بوده که ابوبکر، حالا مثل اینکه از آن وقت به بعد دیگر نامحرم شد و به خاطر نامحرم بودن صحبتی انجام نمی­شد و نه بخاطر قهر کردند و نارضایتی.

استاد یزدانی:

بله اما اینکه حضرت زهرا با ابوبکر قهر نکرده باشد و دیگر با او حرف نزده باشد از این جهت که با هم نامحرم بودند خب این مخالف روایات صریح صحیح بخاری است من این را هفته گذشته هم نشان دادم باز هم خدمت ایشان نشان می­دهم که ببنید حرفی که شما می­زنید می­گوید آخوندها درست کردند که ابوبکر با حضرت زهرا قهر کرد و دیگر حرف نزد، خب یک آخوند خدمت­تان نشان بدهم، آخوند بخاری، اقای ابو عبدالله محمد بن اسماعیل بخاری متوفی  256، صحیح بخاری أصح الکتب بعد کتاب الله شما، که چاپ وزارت اقواف عربستان سعودی هم هست، چاپ اول، چاپ 1417، در دارالسلام ریاض چاپ کردند و اضح و روشن است جاهای مختلف صحیح بخاری و مسلم و همه کتاب­های روایی شما آمده که وقتی ارث را نداد به حضرت زهرا (س)  و همه را صدقه حساب کرد، حضرت زهرا(س)

«فغضبة فاطمة بنت رسول  الله»

حضرت زهرا عصبانی شد خشمگین شد

«فهجرت ابابکر»

با ابوبکر قهر کرد

«فلم تزل مهاجرتة حتی توفیت»

تا حضرت زنده بود دیگر این قهرش تمام نشد

صحیح بخاری، اسماعیل بخاری، چاپ وزارت اوقاف،دار السلام ریاض ،

عصبانی شد خشمگین شد قهر کرد و قهرش تا زنده بود با او قهر بود، ایشان می­گوید نه آخوندها ساختند خشم و غضب و قهر را این هم آخوند بخاری، باز همین آخوند بخاری در کتاب «المغازی» صحیح بخاری باب شماره 39 حدیث 2441-2440، باز دقیقاً همین را نقد می­کند

«فوجدت فاطمه »

حضرت زهرا ناراحت شد

«فهجرته فلم  تکلمه حتی توفیت»

حضرت زهرا ناراحت شد خشمگین شد بر فلانی با او قهر کرد حرف نزد تا از دنیا نرفت

المغاری، بخاری، باب 39، حدیث2440-2441

تا زنده بود با او حرف نزد؛ این را هم ما ساختیم؟ کدام آخوندی توانسته این روایت را در صحیح بخاری شما جا بدهد، باز در همین صحیح بخاری، کتاب الفرائض باب شماره 3، یک باب روایت در همین باره نقل کرده که باز حضرت زهرا (س)

«فهرجته فلم تکلمه حتی ماتت»

فراضئ، بخاری، باب 3

این سه­تا روایت فقط در صحیح بخاری است ده­ها روایت دیگر با سندهای دیگر داریم که حضرت زهرا قهر کرد تا آخر عمر هم قهر کرد و حتی طبق نقل ابن قطیبه دینوری در کتاب « الإمامه و السیاسه، جلد اول، چاپ دار الأضواع بیروت صفحه 30 و 31،

الإمامه و السیاسه، دینوری، چاپ دارالأضواع، بیروت، ج1، ص30 و 31

وقتی آمدند پش حضرت زهرا که عیادتش کنند در آن عیادت می­خواست از حضرت زهرا عذر خواهی و اینها بکند حضرت زهرا قبول نکرد و آنها را قسم داد که آیا شما از پیغمبر شنیدید که

«رضاء فاطمه من رضائی و سخط فاطمه من سخطی فمن احب فاطمه ابنتی فقد احبنی و من ارضی فاطمه فقط ارضانی»

آنها هم گفتند بله همه شنیدیم ما، بعد خدا را شاهد گرفت ملائکه را شاهد گرفت که من وقتی پیغمبر را ببینم از دست شما شکایت خواهم کرد و صریح فرمود

«والله لأدعون الله علیک فی کل صلاة أصلیها»

هر نماز بخوانم شما را نفرین می­کنم

می­گوید نه این را آخوندها ساختند، این آخوند است؟ آن روایت صحیح بخاری بود، اینها را همه را ما ساختیم؟ یک کم خجالت بکشید به خدا، مردمی که پای تلویزیون شما می­ نشینند پای صحبت­های شما می­نشینند همه مثل خودشما نیستند به خدا، می­فهمند شعور دارند درک دارند این مطالب واضح است روشن است در این دنیای که الآن فضای مجازی هر لحظه سریع می­توانند سیرچ بزنند انترنت را پیدا کنند این روایت را، همه کتاب­ها هست، شما چطور اینقدر واضح دروغ می­گویید؟ با چه جرأت اینقدر راحت دروغ می­گویید؟ آخوندها ساختند می­گوید حضرت زهرا با أبوبکر قهر کرد؟ این روایت صحیح بخاری و مسلم و مسانید اینها را چیکار می­خواهید بکیند؟ خیلی واضح است روشن است که این آقا دارد دروغ می­گوید، خشم حضرت زهرا چیزی ساده­ای نیست طبیعی است اینها اینکار بکنند خشم حضرت زهرا طبق روایت خشم پیغمبر است خشم پیغمبر خشم خدا است.

مجری:

 باید اینگونه توجیح بکنند.

استاد یزدانی:

بله و این همۀ بنیان مذهب اینها از هم می­پاشد، ستون­های مذهب اینها را از هم می­پاشد، آن اساس مذهب اینها را اصول مذهب اینها را زیر سؤال می­برد حضرت زهرا(س)، هم عدالت صحابۀشان را، هم اجماع­شان را، خیلی از مسائل دیگر را زیر سؤال می­برد، مجبور هستند بگویند که نه اصلاً قهری نبوده آخوندها ساختند.

مجری:

بله همین نکته­ای که شما فرمودید معلوم نیست اینها چطوری حساب می­کنند بیننده­های خودشان را که اینگونه می­آیند صحبت می­کنند، آیا فکر می­کنند که اینها از همه جا بی­ خبر هستند باز هم مثل سابق مثلاً هر چیزی که بخواهد بعضی از این نویسندگان­شان بنویسند اینها هم باید بپذیرند؟ نمی­دانم معلوم نیست اینها چه برداشتی از بینندگان دارند که دارند اینگونه صحبت می­کنند.

کلیپ بعدی را با هم ببینیم.

کلیپ:

اولاً که من گفتم که بینندگان نمی­فهمند بله نمی­فهمند بازهم تکرار می­کنم نمی­فهمند صحبتم این است که من نمی­فهمم بینندگان من هم نمی­فهند، درست می­گویم یا نمی­گویم؟ در این موضوع ما نمی­فهمیم، به من می­گوید تو سند آلبانی را بیاور، من چیکاره هستم سند آلبانی را بیاروم؟ این کارتان درست نیست، یا باید بیایید به من بگویید که آلبانی حدیثش ضعیف است بیا برای ما بررسی کن، من خر چه کسی باشم که حدیث را بررسی کنم؟ من که نمی­دانم که، من تمام این کسانی که راوی حدیث  هستند باید بروم بخوانم بنشینم یک عمر می­خواهد، کار من نیست، در شبکه ما شاید هیچ کس هم نتواند این کار را بکند در چهار شبکۀ ما، من خر چه کسی باشم که حدیث را بررسی کنم؟ من که نمی­دانم که، یک عدۀ محدودی می­توانند این کارها را انجام بدهند، امت به آنها چه می­کند؟ امت به آنها اعتماد می­کند یعنی اگر یک شان اشتباه زیاد کند بقیه می ­گویند این بلد نیست.

مجری:

اختیار دارید آقای سجودی این صحبت­های شما نفرمایید حالا اینطوری که خودتان و همه این افرادی که هستند همه را یک کاسه می­کنید و می­گویید که نه من می­فهمم نه این بینندگان من می­فهمند نه هیچ کدام از این اصحابی که دور و بر من در این شبکه هستند هیچ کدام از کارشناس­ها هم نمی­فهمند، همه را با هم یک کاسه می­کنید نفرمایید خلاصه اینطور، حالا تازه مخصوصاً شما هم معروف شدید چند وقت پیش همین چند جای پیش در اخبار بیست و سی نشان­تان دادند، نشان دادند که بله در این جریانات داعش و اینکه توصیه می­کردید که به ایران حمله بکنند و خلاصه تازه راه افتادید تازه این معروفیت­تان دارد جا می­افتد حالا اینطوری بخواهید با این صحبت­ها خودتان را مقایسه بکنید بالاخره با بعضی از حیوانات و اینها یک بلا نسبتی چیزی بگویید بالاخره به آن حیوان حداقل بر نخورد و اینها، نمی­دانم حالا دیگر این صحبت­های خودشان است اینطور دارند می­گویند.

استاد یزدانی:

بله کلیپ قبلی سؤال کردیم شما بیننده­ها را چه فرض کردی، اینجا خودش مشخص کرد که خودشان را این فرض می­کنند و بعد بیننده­ها را هم با خودشان مقایسه می­کنند، یعنی چه بیننده نمی­فهمد؟ یعنی چه که هر چه البانی گفته ما قبول می­کنیم ما خودمان نمی­توانیم؟ شما نمی­توانی شما سوادش را نداری، اینطوری نیست بیننده­ها همه متوجه می­شوند کاری ندارد علم  رجال اینقدر سخت نیست اینقدر که شما آن را تصور کردی خیلی سخت هست و کار شاقی هست، بله شما واقعاً کارشناس آن نیستی آنهای که در شبکه شما هست هیچ کدام کارشناس علم حدیث نیستند واقعاً متوجه نیستند واقعا نمی­فهمند ولی بیننده­ها اینطوری نیستند به خدا، بیننده­ها می­فهمند خیلی از بیننده­های شیعه خیلی از بیننده­های اهل سنت می­توانند روایت را بررسی سندی بکنند الآن کاری ندارد سخت نیست همۀ کتاب­ها در اختیار ما است همۀ کتاب­ها در اختیار شما است بیننده­ها هم این کتاب­ها را دارند لازم نیست تقلید کنند، متأسفانه اینها در علم فقه می­گویند تقلید نکنید ولی در رجال تقلید می­کنند، روایت چرا صحیح است؟ البانی گفته صحیح است، خودت باید اجتهاد کنی، این روایت چرا صحیح است؟ چون بخاری گفته صحیح است، نه در رجال و در حدیث و اینها دیگر ما حق تقلید نداریم هرکسی باید خودش برود دنبالش خودش باید مجتهد بشود، نه اینکه اینطوری مثل شما متأسفانه بیننده­ها را هم مثل خودشان فرض می­کنند در علم فقه تقلید شرک است در علم رجال جایز است در اصول جایز است در چیزهای دیگر جایز است فقط در فقه جایز نیست.

مجری:

همه بینندگان هم دیدند حالا تذکر هم می­دهند که این تعبیرهای که این بنده خودش داشت می­گفت و ما هم چیزی جز آیه قرآن را نگفتیم که «إِنْ هُمْ إِلاَّ کالاْءَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ» که این آیه قرآن هست و خود این فرد هم دارد اعتراف می­کند به چنین جریانی که وجود دارد و اینکه صرفاً تقلید می­کند، حالا از چه کسی هم تقلید می­کند؟ از آن کسی که طبیعتاً دارد ساپورت مالی می­کند و ببیند آل سعود چه بیشتر به مزاقش خوش می­آید باید طبیعتاً کلام او را گرفت.

برویم سراغ کلیپ بعد و ببینیم چه صحبتی دارند این افراد.

کلیپ:

حالا چرا ما می­گوییم که صحابه مهم هستند؟ چرا ما می­گوییم خلفای راشدین مهم هستند؟ چرا ما می­­گوییم که اینها چراغی بر فراز راه این امت هستند؟ برای اینکه خداوند از آنها اعلام رضایت و خوشنودی نموده در سوره مبارکه فتح الله متعال از کسانی که در زیر درخت با پیغمبر بیعت کردند از آنها اعلام رضایت و خوشنودی نموده آنجای که در آیه 18 سوره فتح می­فرماید

 «لَقَدْ رَضِيَ اللَّهُ عَنِ الْمُؤْمِنِينَ إِذْ يُبَايِعُونَكَ تَحْتَ الشَّجَرَةِ»

خداوند از مؤمنینی که زیر درخت با تو بیعت کردند راضی شد

در رأس این مؤمنینی که آنجا زیر درخت بیعت کردند چه کسی بودند؟ خلفای راشدین أبوبکر و عمر و عثمان و علی(ع) بودند، خدا می­گوید خدا از اینها راضی شد آخوند می­گوید ما راضی نیستیم آخوند شکایت دارد مرجع تقلید شکایت دارد، خدا می­گوید ما از اینها راضی شدیم

«لَقَدْ رَضِيَ اللَّهُ عَنِ الْمُؤْمِنِينَ إِذْ يُبَايِعُونَكَ تَحْتَ الشَّجَرَةِ»

 خداوند از مؤمنین آن هنگامی که زیر درخت با تو بیعت کردند راضی شد

«فَعَلِمَ مَا فِي قُلُوبِهِمْ»

خدا می­دانست که در دلهای­شان چه است، اخلاص هست، ایمان هست، للهیت هست، خلوص هست، آخوند می­گوید این صحابه منافق بودند، قرآن می­گوید خدا از آنها راضی شد چون می­داند که در دلهای­شان چه وجود دارد، اگر در دلهای­شان آنطوری که آخوند و مرجع تقلید می­گوید نفاق و کفر وجود داشته باشد چگونه خدا از آنها راضی می­شود؟

مجری:

باز هم اینها با این واژه پردازی­های خودشان شروع کردند به بیان یکی از این شبهات نارنجگ گونۀ خودشان، سؤال این بود که خدا از صحابه راضی شد اما آخوندها راضی نمی­شوند حالا جسارت نشود محضرتان بخواهیم از شما به عنوان نماینده یک از این آخوندها بپرسیم چرا راضی نمی­شوید از صحابه؟ مگر چه بوده که خدا راضی شده اما شما راضی نمی­شوید؟

استاد یزدانی:

آیه­ای که ایشان روی آن تأکید داشت آیه 18 سوره مبارکه فتح است که خداوند در این آیه می­فرماید

«لَقَدْ رَضِيَ اللَّهُ عَنِ الْمُؤْمِنِينَ إِذْ يُبَايِعُونَكَ تَحْتَ الشَّجَرَةِ فَعَلِمَ مَا فِي قُلُوبِهِمْ فَأَنْزَلَ السَّكِينَةَ عَلَيْهِمْ وَأَثَابَهُمْ فَتْحًا قَرِيبًا»

سوره مبارکه فتح، آیه 18

آیه خیلی آیه معروفی هست از آیاتی که همیشه اینها استدلال می­کنند برای عدالت همه صحابه و می­گویند خدا از اینها راضی شده و رضایت خدا هم دائمی هست خدا از کسی راضی بشود دیگر از او ناراضی نمی­شود حالا این بحث مفصلی دارد که رضایت از صفات ذات که نیست که قابل تغییر نباشد از صفات فعل هست خدا یک روز شما کار خوب انجام می­دهی از شما راضی می­شود فردا کار بد انجام می­دهی ناراضی می­شود، اینطوری نیست که خدا از کسی راضی شد دیگر هیچ وقت از دستش ناراضی نشود ناراحت نشود نه، رضایت از صفات فعل هست حالا کاری به آن مسئله نداریم، اما همینجا «لَقَدْ رَضِيَ اللَّهُ عَنِ الْمُؤْمِنِينَ» خدا از چه کسی راضی شده؟ خدا از مؤمنین راضی شده خدا از مؤمنینی راضی شده که در آن روز بیعت کرده­اند نه از همه کسانی که بیعت کرده­اند، حالا بیا شما ثابت کن چند نفر در حدیبیه بوده 1400 نفر، 1500 نفر حالا روایاتی که مختلف هست اکثراً 1400 نفر گفتند 124 هزار صحابی کجا 1400 نفر کجا، شما باید ثابت کنی اینهای که آنجا بودند همۀشان مؤمن بودند چون خدا گفته من از مؤمنین راضی شدم نگفت که «لَقَدْ رَضِيَ اللَّهُ عن الذین يُبَايِعُونَكَ» عن المؤمنین قید است این قید را شما چرا کنار می­گذارید؟ این قید به این واضحی را، خدا می­گوید من از مؤمنین راضی شدم شما می­گویی از همه کسانی که بیعت کردند راضی شده، شما دارید تحریف می­کنید قرآن را، نص صریح قرآن هست که از مؤمنین راضی شده، پس این جواب اول، دلیلش هم این هست که در همین بیعت رضوان عبدالله بن اُبی حضور داشته رئیس منافقین، آیا خدا از عبدالله بن اُبی که در اینجا حضور داشته و با پیغمبر بیعت کرده راضی شده؟ آیا شما از عبدالله بن اُبی راضی هستید؟ عبدالله بن اُبی حضور داشته جزء کسانی که بیعت کرده در حدبیه بوده، «المحلی إبن حزم اندلسی» جلد شماره 16 المجلد الثالث عشر، محققین زیادی روی این کتاب کار کرده­اند چاپ دار إبن حزم بیروت چاپ اول چاپ 1437، صفحه شماره 65

المحلى بالآثار، إبن حزم اندلسی، چاپ دار إبن حزم بیروت، چاپ اول، چاپ 1437، ج 16، ص 65

داستانی که روایت نقل می­کند از عکرمه که وقتی عبدالله بن اُبی به حالت مرگ افتاد در حالت احتزار افتاد از إبن عباس نقل می­کند پیغمبر بر او وارد شد با پیغمبر صحبت­های بین عبدالله بن اُبی و پیغمبر رد و بدل شد، عبدالله بن اُبی گفت که من یک درخواستی از شما دارم و آن درخواست این هست که من را با پیراهن خودت کفن کنی و خودت بر من نماز بخوانی، آخرهای عمرعبدالله بن اُبی هست، بعد إبن عباس می­گوید که پیغمبر با پیراهن خودش عبدالله بن اُبی را کفن کرد خودش بر او نماز خواند و از این مسائل

«و أَنَّ رسول الله»

این سخن إبن عباس هست

«لم يَخْدَعْ إنْسَانًا قَطُّ غير أَنَّهُ قال يوم الْحُدَيْبِيَةِ كَلِمَةً حَسَنَةً»

پیغمبر که نمی­خواست گول بزند عبدالله بن اُبی منافق بود، نمی­خواست بگوید من با این لباس می­خواهم تو را اهل بهشت کنم یا قولی که داده بود را نخواهد عملی کند، به او گفته باشد  و عملی هم کرد، چرا این کار را انجام داد؟ چون در صلح حدیبیه یک سخن بسیار خوبی گفته بود، چه شده بود؟ در صلح حدیبیه عکرمه می­گوید من سؤال کردم این کلمه چه بود گفت آنروز قریش آمد به عبدالله بن اُبی گفت که ما نگذاشتیم محمد بیاید طواف کند ولی به تو اجازه می­دهیم بیا طواف کن، به عبدالله بن اُبی برخورد گفت نه

«فقال : لا، لي في رسول الله اسوة حسنة»

او اسوۀ من است او اگر نیامده طواف نکرده من هم طواف نمی­کنم، حالا به خاطر این حرف خوبی که آنجا زد پیغمبر در زمان مرگ عبدالله بن اُبی آمد و لباس خودش را  کفن کرد او و خودش بر او نماز خواند، آیا خدا از عبدالله بن اُبیِ منافق، سران منافق، سران منافق مدینه بود و بزرگ منافقین مدینه بود راضی شده؟ شما راضی هستید از او که ما راضی بشویم؟ پس وقتی خداوند در سوره مبارکه فتح آیه 18 می­فرماید «لَقَدْ رَضِيَ اللَّهُ عَنِ الْمُؤْمِنِينَ إِذْ يُبَايِعُونَكَ» از مؤمنین فقط راضی شده از همۀ بیعت کننده­ها راضی نشده، این جواب اول.

مجری:

عبدالله بن اُبیِ که بعداً اگر شما قرار است به این آیه استدلال بکنید پس سوره منافقون را هم بخوانید آیه 8 آن که دقیقاً اصلاً در وصف، اصلاً شأن نزول آن خود همین عبدالله بن اُبی هست.

استاد یزدانی:

و سند این روایت هم که گفتم صحیح هست در کتاب «الحدیث النبوی و الفقه» صریح گفته

«صحیح من روایة الثقات»

و سند هم مسند هست، حالا کاری به این مسئله نداریم بحث سند آن مهم نیست خیلی، حضورش قطعی هست عبدالله بن اُبی در صلح حدیبیه.

مسئله بعدی: آیا واقعاً شما از همۀ اینها راضی هستید؟ پیغمبر در روز صلح حدیبیه از اینها چه بیعت گرفت؟ چه گفت؟ چیکار نکنید؟ بیعت­شان سر چه بود؟ مفاد بیعت چه بود؟ عهد و پیمانی که اینها بستند چه بود؟ روایت در صحیح مسلم هست؛ صحیح مسلم توضیح داده صحیح مسلم بن حجاج نیشابوری دیگر یکی از صحیح­ترین کتاب­های اینها بعد از بخاری الصح الکتب بعد از کتاب الله هست، چاپ وزارت اوقاف عربستان سعودی در همان دار السلام هست، چاپ دوم چاپ 1421، کتاب الإماره باب شماره 71 روایت 4808، یک باب روایت نقل کرده باب 18 باب استحباب مبایة الامام و بیان بیعة الرضوان تحت الشجرة

صحیح مسلم، کتاب الإماره، باب 71،  مسلم بن حجاج نیشابوری، چاپ دار السلام وزارت اوقاف عربستان سعودی، چاپ دوم، چاپ 1421، روایت 4808، باب 18

از جابر بن عبدالله انصاری نقل می­کند که ما چه بیعت کردیم

«بایعناه علی أن لا نَفِرَّ»

ما بیعت کردیم که دیگر فرار نکنیم

باز روایت بعدی از جابر: بیعت نکردیم بر مرگ، چه بیعت کردیم؟

«إنما بایعناه علی أن لا نَفِرَّ»

ما بیعت کردیم با پیغمبر در حدیبیه که دیگر فرار نکنیم و همه بیعت کردیم غیر آقای جد بن قیس انصاری که زیر شتر خودش قایم شده بود، عبدالله بن اُبی هم پس از این روایت استفاده می­شود که که انجا بیعت کرده تمام حاضران در بیعت الرضوان با پیغمبر بیعت کردند غیر از آقای جد بن قیس، عبدالله بن اُبی هم آنجا حاضر بوده پس او هم حتماً بیعت کرده این از این روایت استفاده می­شود.

مجری:

وقتی اینطوری بیان می­­شود که اسم هم می­آورد مثلاً فلانی بیعت نکرده استثنا می­کند پس مابقی همه بیعت کردند.

استاد یزدانی:

دقیقاً همه بیعت کردند عبدالله بن اُبی هم قطعاً بیعت کرده، پس اینها بیعت کرده بودند که دیگر فرار نکنند، اما فرار کردند یا نکردند؟ ببینید خداوند در سوره مبارکه فتح آیه شماره 10 قبل از آن چه می­فرماید؟

«إِنَّ الَّذِينَ يُبَايِعُونَكَ»

آنهای که با تو بیعت کردند

«إِنَّمَا يُبَايِعُونَ اللَّهَ»

با خدا بیعت کردند

«يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ»

دست خدا با آنها هست بالای دست آنها هست

سوره مبارکه فتح، آیه 10

یعنی خدا با آنها هست، اما

«فَمَنْ نَكَثَ فَإِنَّمَا يَنْكُثُ عَلَى نَفْسِهِ»

اما بیعت شکست ضرر آن به چه کسی می­رسد؟ به خدا ضرر آن نمی­رسد ضرر آن به خودش بر می­گردد خودش را بیچاره کرده، پس این بیعت اینطوری نیست که اینجا بیعت کردی دیگر تمام نه، اگر به این بیعت ماندی خب با خدا بیعت کردی خدا هم با تو هست همیشه، اما اگر بیعت را شکستی چه؟ «فَمَنْ نَكَثَ فَإِنَّمَا يَنْكُثُ عَلَى نَفْسِهِ»، بیعت بیعت آزاد نیست که دیگر بیعت کردی تمام رضایت برای همیشه هست نه، بیعت را کجا شکستند؟ خود خداوند در سوره مبارکه توبه آیه شماره 25 می­فرماید

«وَيَوْمَ حُنَيْنٍ ۙ إِذْ أَعْجَبَتْكُمْ كَثْرَتُكُمْ»

روز حنین آن روزی که مغرور شده بودید ما چقدر زیاد هستیم

سوره مبارکه توبه، آیه 25

اما این کثرت هیچ سودی به حال شما نداشت

«وَضَاقَتْ عَلَيْكُمُ الْأَرْضُ»

زمین بر شما تنگ شده بود

دنیا تنگ شده بود بر شما

«بِمَا رَحُبَتْ ثُمَّ وَلَّيْتُمْ مُدْبِرِينَ»

در روز حنین چیکار کردید؟ شما صحابه بیعت کرده بودید دیگر فرار نکنیم، خدا گفت آنهای که بیعت کردند با خدا بیعت کردند، اما آنهای که بیعت شکستند چه؟ «يَنْكُثُ عَلَى نَفْسِهِ»، و خداوند می­گوید شما بیعت­تان را شکستید و در جنگ حنین فرار کردید «ثُمَّ وَلَّيْتُمْ مُدْبِرِينَ» سوره مبارکه توبه آیه شماره 25، پس بیعت مشروط نبود بیعت بر این بود که فرار نکنند و صحابه فرار کردند، حکم این فرارشان چیست؟ باز خداوند در سوره مبارکه إنفال می­فرماید که اگر کس دیگر بعد از این فرار کند بیعت از این که بیعت کرد باز فرار کند

«فَقَدْ بَاءَ بِغَضَبٍ مِنَ اللَّهِ»

سوره مبارکه انفال، آیه 16

دیگر رضایت خدا خبری نیست گرفتار غضب خدا می­شوند

«وَمَأْوَاهُ جَهَنَّمُ ۖ وَبِئْسَ الْمَصِيرُ»

خدا گفت «لَقَدْ رَضِيَ اللَّهُ عَنِ الْمُؤْمِنِينَ إِذْ يُبَايِعُونَكَ تَحْتَ الشَّجَرَةِ» بله قبول داریم بیعت­شان هم بیعت با خدا بود اما اگر شکستند اگر دیگر فرار کردند «فَقَدْ بَاءَ بِغَضَبٍ مِنَ اللَّهِ وَمَأْوَاهُ جَهَنَّمُ ۖ وَبِئْسَ الْمَصِيرُ» دیگر رضایت خدا تبدیل به خشم می­شود بهشتی که خدا وعده داده بود دیگر تبدیل به جهنم می­شود اهل جهنم می­شود، آنهای که در جنگ حنین فرار کردند خدا می­گوید اهل جهنم هست، چرا؟ چون بیعت کرده بود که دیگر فرار نکنید و آنهای که فرار نکردند بر بیعت­شان ماندند آنها مؤمن بودند خدا از آنها راضی هست برای همیشه راضی هست  چون بر بیعت­شان ماندند، ولی اینهای که فرار کردند، چه کسانی فرار کردند؟ دیگر نمی­خواهیم وارد بشویم روایت صحیح بخاری واضح است روشن است آنهای که فرار می­کردند بعد می­گفتند خدا گفته فرار کنید، دیگر نمی­خواهم به آن بپردازم اسمش در صحیح بخاری آمده دیگر بیش از این ضرورتی من به آن بپردازم.

مجری:

خیلی زیبا این سلیقه حضرت عالی هم واقعاً جای تمجید دارد که این وهابی­ها و اینهای که بیشتر خیلی وقت­ها ادعا می­کنند یک چیزی کاملاً اشتباهی که در ذهن بعضی از بینندگان هم متأسفانه می­اندازند این است که شما دلیل را از آیات قرآن بطلبید هر چند که ما مخالف هستیم و نمی­خواهیم این را بپذیریم اما این مدارکی که حضرت عالی الآن نشان دادید تماماً دیدیم که اینها در حقیقت آمده­اند لا تقربُ الصلاة را گفته­اند و أنتم سکاری را رها کردند، الآن الحمد الله تمام این قیدها و مشروط بودن­ها واضح شد خیلی ممنون إن شاءالله که بیشتر از این بتوانیم استفاده ببریم.

استاد یزدانی:

یک چندتا مستند دیگر هم من خدمت­تان نشان بدهم؛ إبن تیمیه خیلی جالب این آیه را تفسیر کرده با اینکه همیشه خلاف قرآن صحبت می­کند اینجا خیلی قشنگ صحبت کرده واقعاً لذت می­برد آدم گاهی اوقات از حرف­های که إین تیمیه علیه وهابیت می­گوید علیه این اعتقادات این بدبخت­های بیچاره می­گوید، «مجموع الفتوای» إبن تیمیه، جلد شماره 7 در عربستان سعودی به دستور فهد چاپ شده در سال 1425، صفحه شماره 444

مجموع الفتوای، إبن تیمیه، چاپ 1425، چاپ عربستان سعودی، ج 7، ص 444

ذیل همین آیه «لَقَدْ رَضِيَ اللَّهُ عَنِ الْمُؤْمِنِينَ إِذْ يُبَايِعُونَكَ تَحْتَ الشَّجَرَةِ فَعَلِمَ مَا فِي قُلُوبِهِمْ» تا آخر، می­گوید

«بین أنه»

خدا در این آیه بیان می­کند که

«رضی عنهم هذا الوقت»

خدا آن زمان از اینها راضی شد

رضایت دائمی نیست چرا؟ خدا گفته

«إِذْ یُبَایِعُونَکَ»

حدف (إذ) اینجا

«ظرف لما مضی من الزمان»

همان زمانی که بیعت کردید خدا از شما راضی بود، همان زمان

«فعلم أنه ذاک الوقت رضی عنهم بسبب ذلک العمل»

چرا خدا از شما راضی شده بود؟چون بیعت کردید که دیگر فرار نکنید و خدا راضی بود از شما

«وأثابهم علیه»

ثواب هم داد اما چه بود؟ این رضایت موقتی هست ابدی نیست دائمی نیست این رضایت زمانی هست که این بیعت باشد  اما اگر بیعت باشد شما بیعت­تان را شکستید دیگر خدا از شما راضی نیست، این حرف إین تیمیه هست و خیلی حرف قشنگ و واقعاً منطقی هست که زده.

من چند مورد از اینهای نشان بدهم که هر گز از آنها راضی نیستم؛ ببینید آقای عبدالرحمن بن عدیس بلوی ایشان از کسانی هست که در بیعت رضوان بوده با پیغمبر بیعت کرده کتاب­های متعدد سنی این را گفته «العصابة فی تمیز الصحابه» إین حجر عسقلانی مهم­ترین و بهترین و قوی­ترین کتاب اینها در باب صحابه و شرح حال صحابه جلد 4 چاپ دار الکتب العلمیه بیروت چاپ اول چاپ 1415 صفحه شماره 281 شرح حال شماره 5179

العصابة فی تمیز الصحابه، إین حجر عسقلانی، چاپ دار الکتب العلمیه بیروت، چاپ اول، چاپ 1415، ج 4، ص 281، شرح حال 5179

عبدالرحمن بن عدیس پسر فلانی پسر فلانی، إبن سعد گفته از اصحاب پیغمبر بود از پیغمبر روایت شنید در جنگ مصر او حاضر بود اما چیکار کرد؟

«وکان فیمن سار إلی عثمان»

از آنهای بود که قیام کرد علیه عثمان و جمع شدند عثمان را کشتند

إبن برقی و بغوی و دیگران گفتند

«کان ممن بایع تحت الشجرة»

آقای عبدالرحمن بن عدیس بلوی قاتل عثمان از آنهای بود که در بیعت رضوان حاظر بود و با پیغمبر بیعت کرد.

باز این إبن یونس نقل می­کند

«بایع تحت الشجرة»

آقای عبدالرحمن بن عدیس با پیغمبر در زیر درخت بیعت کرد، در فتخ مصر حاضر بود، خیلی آدم شجاعی بود اما

«ثم کان رئیسَ الخیل التی سارت من مصر إلی عثمان فی الفتنة»

اما رئیس کسانی بود که از مصر آمدند خانه عثمان را محاصره کردند عثمان را کشتند

شما راضی هستید؟ من سؤال می­کنم آقای ترشابی خدا از تمام کسانی که در بیعت رضوان حاضر بودند با پیغمبر بیعت کردند راضی هست راضی شد «لَقَدْ رَضِيَ اللَّهُ عَنِ الْمُؤْمِنِينَ إِذْ يُبَايِعُونَكَ تَحْتَ الشَّجَرَةِ» خدا راضی شد، شما راضی هستید؟ از قاتل عثمان راضی هستید؟ شما راضی هستید واقعاً؟ این سؤال را به من جواب بدهید.

مجری:

از سرکردۀ منافقین راضی هستید؟

استاد یزدانی:

منافق نیست ایشان، صحابی است قاتل عثمان هست، اگر راضی هستید که خب دیگر حرفی نیست، اما اگر ناراضی هستید دیگر گلایه نکنید شما چرا راضی نیستید آخوندها چرا ناراضی هستند.

مجری:

در کنارش عبدالله بن اُبی هم طبق فرمایش حضرت عالی جزو آنها بود، پس باید از این افراد هم راضی باشید.

استاد یزدانی:

حالا کسان دیگر هم این حرف­ها را زده­اند دیگر من از اینها می­گذرم، یک شخص دیگری هست آقای عمر بن حمزه کتاب «اسدالغابه فی معرفة الصحابه» نویسنده إبن اثیر جزری، چاپ دار إبن حزم بیروت چاپ اول چاپ 1433، یک جلدی چاپ شده صفحه شماره 930 شرح حال شماره 3912

اسدالغابه فی معرفة الصحابه، إبن اثیر جزری، چاپ دار إبن حزم بیروت، چاپ اول، چاپ 1433، تک جلدی، ص 930، شرح حال 3912

 عمر بن حمزة بن سنان الاسلمی از کسانی بود که در حدیبیه با پیغمبر بود بیعت هم کرده دیگر، وارد مدینه شد از پیغمبر اجازه خواست که برگردد به روستای خودش و قبیله خودش و پیغمبر هم به او اجازه داد اما در مسیر

«لقی جاریة من العرب و ضیئة»

در راه که داشت بر می­گشت به دهات­شان با یک کنیز خیلی زیبای روبرو شد و خوشکل بود و از این مسائل

«فنزغه الشیطان»

شیطان گولش زد

«حتی أصابها»

بعد آمد پشیمان شد و حد زد، آیا واقعاً خدا از همۀ بیعت کننده­ها همیشه راضی بوده؟ از این کار هم راضی بوده؟ شما از یک آدم زناکار راضی هستید واقعاً؟ ما که ناراضی هستیم، من ناراضی هستم، شما راضی هستید واقعاً؟ خدا راضی هست از یک زناکار؟ می­توانید بگویید خدا از یک زناکار راضی هست؟

مجری:

خدا و آخوندها راضی نیستند

استاد یزدانی:

هیچ کس راضی نیست.

 باز أبو الغادیه قاتل عمار بن یاسر، إبن تیمیه در «منهاج السنة» جلد 6 چاپ اول چاپ 1406 صفحه 333 می­گوید با معاویه از سابقین الاولین بودند، چه کسانی بودند؟ قاتل عمار بن یاسر، چه کسی بود؟ أبو الغادیه، نقل می­کند إبن تیمیه

«وکان  ممن بایع تحت الشجرة و هم السابقون الأولون»

منهاج السنة، إبن تیمیه، چاپ اول، چاپ 1406، ج 6، ص 333

قاتل عمار بن یاسرِ صحابی هست با پیغمبر در بیعت رضوان بوده و بیعت کرده با پیغمبر، آیا خدا از او راضی هست؟ شما راضی هستید از او؟ خدا می­تواند از همچین آدمی راضی باشد؟ نه خدا نمی­تواند راضی باشد چرا؟ چون خداوند صریح واضح روایت صحیح در منابع اهل سنت هست «صحیح جامع الصغیر» آقای البانی جلد دوم صفحه شماره 791 خود پیغمبر گفته

«قاتِلُ عمارٍ و سالبُهُ فی النار»

آن کس که عمار را به شهادت می­رساند و آنکس که او مصلح می­کند همه اهل جهنم هستند

صحیح جامع الصغیر، البانی، ج 2، ص 791

آنکس که لباسش را کند و این مسائل، اهل جهنم هست روایت هم سندش هم صحیح است، شما راضی هستید از قاتل عمار یاسر؟ بله شما راضی هستید قطعاً راضی هستید همانطور که إبن تیمیه می­گوید، ببینید إبن تیمیه در همین «منهاج السنة» جلد 6 صفحه شماره 205 می­گوید

«والذی قتل عمار بن یاسر هو أبو الغادیة»

آنکس که عمار یاسر را به شهادت رساند أبو الغادیه بود

منهاج السنة، إبن تیمیه، ج 6، ص 205

گفتند که او از اهل بیعت رضوان بود إبن حزم گفته

«فنحن نشهد لعمَّار بالجنة»

ما می­گوییم عمار اهل بهشت بود و قاتلش را هم می­گوییم اگر از اهل بیعت رضوان باشد شهادت می­دهیم که اهل بهشت  است واقعاً عجیب است پیغمبر می­گوید اهل جهنم است شما می­گویید اهل بهشت است خب ما چیکار کنیم این وسط؟ حرف شما را گوش بدهیم یا حرف پیغمبر را گوش بدهیم؟ پیغمبر می­گوید قاتل عمار اهل جهنم است إبن تیمیه می­گوید اهل بهشت است چرا؟ چون در بیعت رضوان بوده، ما چیکار کنیم؟ حرف شما را گوش بدهیم یا حرف پیغمبر را؟ کدام­تان راست می­گویید؟ خدا راست می­گوید یا شما راست می­گویید؟ پیغمبر خدا راست می­گویید یا شما راست می­گویید؟ این خیلی واضح است روشن است که خرف شما کاملاً با سخن پیغمبر در تضاد هست، از این گذشته خود صحابه این برداشت را نداشتند که شما دارید شما کاسه داغ­تر از آش شدید صحابه این برداشت را که خدا برای همیشه از ما راضی شده را نداشته ببینید این روایت صحیح بخاری هست صحیح بخاری صحیح­ترین کتاب شما بعد از قرآن چاپ ریاض عربستان چاپ اوقاف چاپ اول چاپ 1417 صفحه 860 روایت 4170 که سید بن مسیب می­گوید من با براء بن عازب ملاقات داشتم به او گفتم

«طُوبی لکَ صَحِبتَ النبی(ص)»

خوش به حالت صحابی پیغمبر بودی تو

«وَ بایعته تحت الشجرة»

صحیح بخاری، چاپ اوقاف ریاض عربستان، چاپ اول، چاپ 1417، ص 860، روایت 4170

زیر درخت هم که با پیغمبر بیعت کردی و خدا هم گفته «لَقَدْ رَضِيَ اللَّهُ عَنِ الْمُؤْمِنِينَ إِذْ يُبَايِعُونَكَ تَحْتَ الشَّجَرَةِ» اما براء بن عازب چه گفت؟

«یابن أخی إنک لا تدری ما أحدثنا بعده»

تو نمی­دانی که ما بعد از پیغمبر چه خلاف­های انجام دادیم چه بدعت­های انجام دادیم و چه کارهای که نکردیم، پس از این روایت استفاده می­شود که بیعت رضوان بله بیعت کردند ولی کارهای که بعد از آن کردند همه چیز را از بین برد حبط شد همه چیز.

مجری:

این برداشت خود صحابه است

استاد یزدانی:

برداشت صحابه این است روایت هم صحیح بخاری الصح الکتب بعد از کتاب الله شما است، شما می­گویید خداوند از صحابه­ای که در بیعت رضوان بودند برای همیشه راضی شده ولی صحابه می­گوید نه اینطوری نیست شما نمی­دانید ما بعد از آن چه کارهای انجام دادیم بعد از بیعت رضوان یا بعد از پیغمبر فرار کردیم در جنگ حنین، فرار کردیم در فلان جنگ، فلان جنگ، فلان جنگ، چیکارهای که انجام ندادیم و باعث شد که خدا راضی نشود از ما، پس اینکه کسی در بیعت رضوان حاضر باشد دلیل بر این نیست که خدا برای همیشه از او راضی هست نه راضی نیست همانطور که از عبدالله بن اُبی راضی نیست قطعاً راضی نیست منافق بوده، همانطور که شما از قاتلین عثمان راضی نیستید، خیلی­ها هستند غیر از عبدالرحمن عدیس کسان دیگر هم هستند، شما راضی هستید واقعاً از آنها؟ راضی نیستید ما هم به همین دلیل از تمام کسانی که در بیعت رضوان حاظر بودند راضی نیستیم فقط از مؤمنینش راضی هستیم همان 12 نفری که در جنگ حدیبیه در کنار پیغمبر ماندند مشخص است اسم­های­شان هم مشخص است سنی­ها هم نقل کرده­ شیعه هم نقل کرده فراری­ها هم مشخص است ما از مؤمنین راضی هستیم از آنهای که بیعت شکستند راضی نیستیم چون خدا راضی نیست.

مجری:

خیلی زیبا خیلی کامل و جامع الحمد الله فرمودید و چه بسا بگوییم گناه اینها بیشتر هم می­شود زمانی که بعد از این بیعت پیمان شکنی بکنند کمااینکه حضرت استاد اشاره فرمودند خود خداوند متعال در سوره نساء آورده­اند که

«إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا ثُمَّ كَفَرُوا ثُمَّ آمَنُوا ثُمَّ كَفَرُوا ثُمَّ ازْدادُوا كُفْراً لَمْ يَكُنِ اللَّهُ لِيَغْفِرَ لَهُمْ وَ لا لِيَهْدِيَهُمْ سَبِيلًا»

این دیگر کلام خود خداوند هست که اتفاقاً مجازات اینها چندین برابر هم خواهد شد.

آقا علیرضا سؤال پرسیدند که لطفاً از آقای یزدانی بپرسید چرا پیغمبر(ص) بین معاذ بن جبل و حضرت جعفر بن أبی طالب(س) »مأخات برقرار کردند؟

استاد یزدانی:

اولاً اینکه اصلاً واقعاً این اتفاق افتاده نیفتاده باید مستنداتش را بررسی کرد من ندیده­ام مستندات آن را که آن که صحیح است آن که روشن است آن که واضح است پیغمبر با امیرالمؤمنین هست سندش هم صحیح است شیعه و سنی با سند صحیح نقل کرده­اند که ما قبلاً مستنداتش را نشان دادیم اما اینکه بین حضرت جعفر طیار(ع) و معاذ بن جبل برقرار کرده باشد اول باید مستندش را دید که واقعیت دارد یا ندارد و اگر واقعیت داشته باشد خب دیگر دلیلیش را واقعاً ما نمی­دانیم چون در روایت هم نیامده که به این دلیل فلانی با فلانی به این دلیل فلانی با فلانی، فقط خود امیرالمؤمنین پیغمبر دلیلش را گفته که من شما را برای خودم نگهداشتم تو از من هستی من از تو هستم اما برای بقیه واقعاً دلیلی که گفته باشد چون با هم خیلی شبیه هستند یا مثلاً با هم اخلاق­شان یک طور است، اینطوری که نداریم در روایات، اگر روایت بود می­شد تشخیص داد، ولی دیگر باید از خود پیامبر سؤال کرد چرا بین اینها مأخات برقرار شده.

مجری:

بله بسیار خب، خیلی ممنون بعضی از سؤال­ها اینطوری هستند دیگر

استاد یزدانی:

دلیل اینکه چرا بین مهاجرین و انصار هست خب مشخص است، مهاجرین ضعیف بودند پول نداشتند، فقیر بودند ولی خب انصار که خانه خودشان بود پولدار بودند با اینها مأخات می­کرد که یک کمکی هم به مهاجرین شده باشد بتوانند زندگی کنند در مدینه، حالا معاذ بن جبل از انصار هست، جعفر طیار از مهاجرین هست، حالا اگر واقعیت داشته باشد، چون جعفر سالها در حبشه بود، بعد از بازگشتش از حبشه در اواخر عمرش حالا مأخات هم اگر آن زمان بوده باشد و اتفاق افتاده باشد به این دلیل است که انصار به مهاجرین کمک کنند، اما اینکه تطابق دینی و اخلاقی و اینهاهم بوده یا نبود اینهایش را دیگر در روایت نداریم

مجری:

این را آقا رسول الله دیگر باید پاسخگو باشند، مضاف بر اینکه چه بسا همین کمک مالی علاوه بر کمک مالی، شاید ما که نمی­دانیم، براساس همین چیزی که شاید به ذهن برسد این است که از همان طرف کمک در هدایت هم شاید مقصود بوده، یعنی اگر اینطور می­خواسته برخورد بشود که افرادی که ضعف در ایمان دارند با افراد دیگر که ضعف در ایمان دارند بخواهند باهم دیگر مأخات بینشان برقرار بشود که نمی­شود.

استاد یزدانی:

ممکن است یکی زا مصالح هم همین بوده باشد که معاذ بن جبل خب  چندان با اهل بیت نبود می­خواست با جعفر برادر بشود شاید اینطرفی بشود که فکر می­کنم موفق هم نبوده، معاذ بن جبل بعداً رفت سمت دیگر.

مجری:

احسنتم بسیار خب، امشب انواع سؤال را  داشته باشیم تا برویم سراغ تماس شما بینندگان، سؤال صوتی برای ما فرستاند یکی از عزیزان باهم می­شنویم.

سؤال صوتی:

سلام علیکم عرض ادب و احترام، در یکی از شبکه­هایی که مخالف مکتب تشیع است برنامه­ای داشتند در رابطه با نذر کردن از کتاب وافی روایت­هایی را خواندند از آقا امام جعفر صادق(ع) که حضرت فرموده بودند اگر قرار باشد نذری صورت بگیرد فقط باید برای خدا باشد، حالا من سؤالم این است که آیا مثلاً ما برای ائمه نذری می­کنیم با توجه به این روایات به مشکلی بر می­خوریم یا نه، و خدمت شما عارضم که گفتند که در کل نذر کردن یک عمل مکروهی هست، می­خواستم راجع به این هم توضیح بدهید آیا این درست است یا نه، از کتب خود اهل تسنن هم روایاتی را آوردند که آقا رسول الله فرموده بودند که در نذر کردن خیری نیست، اگر اشتباه نکنم این روایت را از صحیح مسلم آورده بودند، می­خواستم در رابطه با این موضوع توضیحی را بفرمایید خیلی ممنون التماس دعا.

مجری:

سلامت باشید تشکر می­کنیم از شما که به این صورت با پیام صوتی با برنامه خودتان در ارتباط بودید و سؤالتان را پرسیدید، بسیار خب حضرت استاد در خدمت­تان هستیم نذر برای غیر خدا

استاد یزدانی:

بله خب این بحث مفصلی هست که باید یک شبی به آن بپردازیم قبلاً ما در برنامۀ دیگری مفصل به آن پرداختیم، من خلاصه خدمت بیننده عزیز بگویم که نذر برای غیر خدا از دیدگاه تمام شیعیان شرک است، شکی در این نیست که کسی برای غیر خدا نذر کند، چه برای پیغمبر باشد، چه برای امام باشد، چه برای مردم باشد، چه برای پدر باشد، چه برای هر کسی باشد ، نذر برای غیر خدا شرک است، واضح و روشن است فتوای علمای ما از قدیم تا امروز از شیخ صدوق تا امروز همین است که نظر برای غیر خدا، ببینید من از سید مرتضی یک مستند خدمت این بیننده عزیزمان نشان بدهم ،می­گوید از آن چیزهایی  که شیعه فقط قبول دارد

مجری:

اصلاً صیغه نذر را وقتی می­خواهند در همین رساله­های عملی آمده که «لله علیّ»

استاد یزدانی:

همین را می­خواستم نشان بدهم، می­گوید

« ومما انفردت به الامامية أن النذر لا ينعقد»

نذر اصلاً منعقد نمی­شود

«إلا به أن یقول الناذر»

مگر اینکه ناذر بگوید

«لله علی کذا»

باید در نذر کلمه لله علی باشد، بر من واجب است لله علی اگر این لفظ و این صیغه را نیاوریم، اصلاً نذر محقق نمی­شود، و اگر شما بخواهی برای امام حسین من نذر می­کنم برای پیغمبر نذر می­کنم خب این واضح است که شرک است، اما یک مسئله دیگری را شما توجه بکنید، شیعه اگر در ماه محرم نذر می­کند یا هر زمان دیگری برای اهل بیت نذر می­کند نذر برای خدا است ثوابش را ما به اهل بیت اهدا می­کنیم، ما ثوابش را بر پدر و مادرمان هدیه می­کنیم نذر می­کنیم شب جمعه مثلاً به چند نفر غذا می­دهیم ضبح می­کنیم یا هر کاری اینها نذرش لله است ولی ثواب این کار را هدیه می­کنیم به اموات­مان ثواب این کار را هدیه می­کنیم به مادرمان، به پدرمان به پیغمبر یا به هر کس دیگری این خب هیچ اشکالی ندارد شما کاری را انجام بدهی اما ثوابش را هدیه کنی به پیغمبر یا به هر کس دیگری، ببینید حتی علمای اهل سنت من فقط چون قبلاً نشان دادیم یک مستند خیلی کوتاه از آقای نبوی نشان بدهم، ببینیم ایشان چه گفته، در «روضة الطالبیین» خودش بزرگترین فقیه تاریخ شافعی­ها هست، جلد2 ، چاپ دار عالم الکتب، چاپ 1423، صفحه شماره 474 به بعد می­گوید:

روضة الطالبیینف نبوی، چاپ دار عالم الکتب، چاپ 1423، ج2، ص474

جایز نیست که ذبح کننده یا صید کننده بگوید

« باسم محمد و لا باسم الله باسم محمد»

جایز نیست وقتی ذبح می­کند بجای اینکه بسم الله بگوید، بگوید به اسم محمد، نمی­تواند بگوید، «باسم الله و باسم محمد» این می­گوید جایز نیست، فتوایشان هم درست است واقعاً هم همین است؛ اما اگر ذبح کند برای غیر خودش مثلاً برای کعبه ذبح کند، برای تعظیم کعبه، یا برای پیغمبر ذبح کند ،می­گوید این اصلاً جایز نیست به هیچ وجه جایز نیست اما اگر بگوید هدیه می­کنم ثوابش را برای کعبه یا  فلان و فلان نذر را لله انجام بدهد اما پیش پای پادشاه نذر کند، چون خوشحال شده پادشاه آمده برای خدا نذر کرده می­گوید هیچ اشکالی ندارد، مثل عقیقه، ما چرا عقیقه می­کنیم؟ عقیقه مگر برای آن بچه است؟ عقیقه نذر است دیگر، ما عقیقه می­کنیم برای خدا اما به چه دلیل؟ خدا یک بچه به ما داده شادی کردیم خوشحال شدیم، خدا این بچه را برای ما نگهدارد حفظ کند از این مسائل ، و بعد می­گوید این که اشکال ندارد اینکه کفر نیست

«و علی هذا إذا قال الذابح»

آن کسی که ذبح می­کند اینطوری نیست کند

«باسم الله و باسم محمد (ص)»

قصددش این باشد که به اسم خدا ذبح می­کنم اما نام پیغمبر را به عنوان تبرک می­برم

«اذبح باسم الله و أتبرک باسم محمد»

این حرام نیست، اگر نام پیغمبر را هم می­برد از باب تیمن است از باب تبرک است این فتوای آقای نبوی است ما شیعیان جایز نمی­دانند ذبح را در صیغه­اش فقط باید اسم خدا برده شود، ولی شما یک قدم از ما جلوتر هستید، اسم پیغمبر به عنوان تبرک هم جایز می­دانید، پس ذبح فقط برای خدا است کسی برای غیر خدا ذبح بکند نذر بکند شرک است قطعاً شرک است، شکی در این نیست ولی  اما اگر به عنوان نذر کند ثوابش را هدیه کند به هر کسی که دلش می­خواهد این هیچ اشکالی ندارد.

مجری:

بسیار خب خیلی ممنون استفاده کردیم از محضرتان

استاد یزدانی:

حالا مستندات زیادی هم داریم که خود وهابی­ها نذر می­کنند هر سال برای محمد بن عبد الوهاب، اینها را ان شاء الله یک وقت دیگر خدمت­تان نشان خواهم دادو

مجری:

بله حضرت عالی هم فرمودید که در سایت خودتان در وبسایت چنین امکانی هست که از راه و بی راه هم بتوانند اینها را برداشت بکنند، بسیار خب آقا علی از کرمانشاه پشت خط هستند علی آقا صدایتان را می­شنویم در خدمت شما هستیم،

بیننده:

سلام علیکم جمیعاً ، و سلام مجدد خدمت سید بزرگوار برادر عزیزم حاج آقای یزدانی و همچنین عزیز دلم آقای مرعشی، این ایام را هم من تسلیت عرض می­کنم به همه شما و همه دوست داران اهل بیت، یک سؤال داشتم، البته این را قبلاً جواب دادید فقط این را صفحه و کتابش را نشانم بدهید، یکی صحیح مسلم جلد اول صفحه 239، حدیث 290، دوم سنن ابی داوود

استاد یزدانی:

متن روایت را بخوانید

بیننده:

همان «کنت ناظراً علی العایشة» مناظره داشتید با مرادزهی دو سال پیش ، فقط من می­خواستم آن متنش را اگر زحمت بکشید چون خیلی گشتم پیدا نکردم، نمی­خواهم راجع به آن صحبت هم بکنید 

استاد یزدانی:

سرچ بزنید در اینترنت خودش پیدا می­شود، حال ما چون نمی­خواهیم به آن دوران بر گردیم و خاطرات با آقای مرادزهی زنده بشود دیگر نمی­خواهیم به آن بحث بپردازیم ولی خب سرچ کنند در اینترنت همین جمله­ای که شما گفتید را پیدا  می­کنند،

بیننده:

خب دست شما درد نکند خیلی ممنون و متشکر

مجری:

سلامت باشید خیلی تشکر می­کنیم از تماس شما آقا علی حال آنجا هم ماهیگری است دیگر حاج آقا دارند می­فرمایند که تک تک همین عبارت­ها را هم اگر دقت فرموده باشید خود حاج آقا عبارت از شما می­خواهند دقیقاً به همین علت است که  شما همان عبارت را اگر سرچ بکنید در نرم افزارهای خاصی که هست و یا در خود اینترنت به احتمال زیاد همان متن برای شما بیاید و همان جا هم کامل آدرس نوشته شده یک مقداری از سؤال صوتی ماند و آن این بود که آیا مکروه اس اصل نذر کردن

استاد یزدانی:

نه مستحب است اینکه مکروه باشد، حالا ایشان روایت از صحیح مسلم آورد من پیدا نکردم روایتش را که واقعاً مکروه باشد، نذر مستحب است خود پیغمبر نذر می­کرد همیشه مگر می­شود نذر کردن مستح باشد این همه سفارش داریم برای نذر کردن ولی لله باید باشد، نذر برای غیر خدا جایز نیست، پیغمبر خودش همیشه نذر می­کرد ائمه ما همیشه نذر کردند و حتی برای اینکه نذر می­کردند برای خودشان یعنی امام باقر (ع) وصیت که برای من نذر کنید تا ده سال در منا فلان پول را نذر کنید و این مشکل ندارد، ندر کردن خودش مستحب است اما روایت صحیح مسلم را که ایشان گفتند من گشتم پیدا نکردم روایتش را متأسفانه چون متنش را اگر می­خواندم می­شد پیدا کرد،

مجری:

بله بسیار خب تشکر می­کنیم سؤال دیگری که پرسیده شده راجع به بحث ازدواج حضرت ام کلثوم هست، که پرسیدند آیا این زوج ام  کلثوم چه کسی بوده حالا فارغ از بحث­های دیگری که مطرح می­شود

استاد یزدانی:

بله این از آن مباحث بسیار، که همسرش چه کسی بوده یک کتابی پسر علامه امینی نوشته در همین موضوع آنجا ایشان مستندی نشان می­دهد که  ام کلثوم عروس عقیل هست و یکی از پسران عقیل همسر ایشان بوده در آن کتاب می­توانند ببینند و ما مفصل دیگر بحث ازدواج ام کلثوم را قبلاً جواب دادیم ،که اولاً اصلاً چنین ازدواجی صورت گرفته باشد محل تأمل است، بر فرض هم چنین ازدواجی صورت گرفته باشد هیچ چیزی را ثابت نمی­کند همانطوری که ابن تیمیه گفته ازدواج آن زمان دلیل بر محبت نبوده  هر کسی با هر کسی ازدواج می­کرده، ما نمونه­هایش را هم آنجا مفصل گفتیم حضرت اما مجتبی (ع) با دختر اشعث بن قیس که شکی در نفاق او کسی ندارد ازدواج کرده ،منافق­تر از اشعث بن قیس نداشتیم در عصر امیرالمؤمنین در همه گرفتاری­ها ایشان نقش داشت، در نهروان و صفین و همه جا نقش داشت ،ولی امام مجتبی با دخترش ازدواج کرد، با دختر طلحه، امام مجتبی با دختر طلحه ازواج کرد ام اسحاق و خب طلحه را همه می­دانند که دشمن اهل بیت بوده و در جنگ جمل کشته شده در سپاهی بوده که در مقابل امیرالمؤمنین بوده به قصد کشتن امیرالمؤمنین آمده و آنجا کشته شده ولی امام مجتبی با دختر طلحه ازدواج می­کند و همان ام اسحاق بعداً می­آید با امام حسین ازدواج می­کند هیچ مشکلی با این قضیه نیست، امام جواد (ع)  دیگر معروف است همه می­دانند که با دختر مأمون ازدواج کرده، همه می­دانیم شیعه و سنی مأمون را قاتل امام رضا می­داند، با دختر قاتل پدر خودش ازدواج کرده و این ازدواج­ها هیچ کدام دلیل بر محبت نیست، سنی­ها نقل کردند که ام کلثوم دختر حضرت زینب با حجاج ازدواج کرده، حجاج را دیگر همه می­شناسند چقدر دشمن اهل بیت بوده، چقدر دشمن شیعه بوده البته خب سنی­ها نقل کردند و  همینطور نقل کردند که حضرت سکینه با مصعب بن زبیر ازدواج کرده که البته دروغ است افسانه است ولی خب اینها زیاد نقل کردند این قضیه را اگر قرار باشد ازدواج دلیل بر محبت باشد باید امام رضا رفیق مأمون باشد  مگر می­شود؟ پدر کشتگی دارد با مأمون، مأمون پدرش را به شهادت رسانده نمی­شود که، با طلحه با دختر اشعث، پیغمبر این همه ازدواج داشته پدرهایشان هم همه کافر بودند، هیّ بن اختم یهودی، پیغمبر او را در جنگ بنی قریضه می­کشد همان روز هم با دخترش ازدواج می­کند، صفیه دختر هیّ بن اختم هست، یهودی است دشمن پیغمبر است، کشته پیغمبر او را بعد همان جا با دخترش ازدواج کرده، اینها هیچ کدام دلیل بر محبت نیست، با دختر ابو سفیان ازدواج  کرده، ام حبیبه دختر ابو سفیان است دشمن­تر از ابو سفیان داشتیم مگر با پیغمبر کسی دشمنی کرده باشد، ایات قرآن در مذمت ابو سفیان نازل شده، آن هم کشتاری که ابو سفیان کرده، جنگ­های مختلف از احد و بدر و در بدر که البته نبوده ولی خب در احد بوده در احزاب بوده، پیغمبر را دخترش ازدواج کرده ولی با این حال با ابو سفیان خوب بوده پیغمبر؟ خود پیغمبر صریح لعن کرده ابو سفیان را، روایت صریح داریم قبلاً نشان دادیم، پس ازدواج در برابر محبت نیست،

مجری:

بله خیلی زیبا ردیف فر مودید این مثال­های نقضی که بوده، که فرمودید هم سابقاً از مصدرشان هم و ابن تیمیه هم تصریح داشتند به همین مطلب، بسیار خب، از بینندگان که چرا همیشه اعلام می­کنید که کلیپ­های شما مانده حالا در خواست کردند که کلیپ­ها پخش بشود، حالا از آنطرف هم، حالا اگر امکانش هست ما خیلی سریع یکی از آن کلیپ­های بعدی را ببینیم و برگردیم ان شاء الله سریع­تر پاسخگوی سؤالات خواهیم بود، کلیپ بعد را باهم ببنیم.

کلیپ:

+حضرت علی (رض) در این جنگ شرکت داشتند، خب خیبر قلعه­هایی بود، نه اینکه مثلاً فقط یک قلعه بود، نه خیبر یک منطقه وسیعی بوده، منطقه خوش آب و هوایی بوده پر از درخت بوده، باغ­های خرما اینها همه داشتند، زارعت بوده کشاورزی بوده، خب حضرت علی (رض) در این قضوه، یکی زا قهرمانان این قضوه هستند حقیقتاً؛ می­بینیم که رسول الله (ص) فرمودند که فردا پرچم را به شخصی می­­دهم که

- خدا و رسولش او را دوست دارد و آن هم خدا و رسول را دوست دارد

+ دوست دارد، همه آرزو داشتند صفت خوبی است مدح خوبی است

- این افتخار نسب چه کسی می­شود

+ بله دقت کنید اینجا، اینها دیگر رد بر خوارج می­شود، این احادیث رد بر نواصب است، دشمنان حضرت علی، ردی بر آنها است دیگر، کسی  که رسول الله (ص) می­فرماید که

- الله و رسول را دوست دارد و الله و رسول هم او را دوست دارند

+ دوست دارند، وقتی که خدا و پیامبر کسی را مورد مدح قرار دادند و بعد از آنها چیزی که بر خلاف این باشد مذمت و ضد این مدح وارد نشده باشد همان می­ماند دیگر، چون یک مسئله قلبی است الآن، مسئله ظاهری نیست، یعنی اینکه وقتی این را می­گوید هم آن از طریق وحی باشد و هم از اینکه دیده این فرد چگونه است، وقتی می­گوید که خدا او را دوست دارد

- این دیگر بالاترین مدح است در واقع، بالاترین مهر تأیید است پس

+ یعنی آیا اینجا می­شود از طرف خدا پیامبر همینطوری بگوید؟ نمی­تواند  پیامبر که از سوی خدا بعد به خدا نسبت بدهد که خدا علی را دوست دارد، در حالی که مثلاً دوست نداشته باشد

- مگر اینکه «ما ینطق عن الهوی إن هو إلّا وحی یوحا»

+ بله

مجری:

بله این هم کلیپی که همه ملاحظه فرمودید و همه با هم دیدیم این کلیپ،  البته حالا به نظر می­رسید که  در جهت اثبات یکی از فضائل آقا امیرالمؤمنین هست که ، منتهی زیاد معمولاً از این چیزها پخش نمی­کنند اما حالا اینکه چه شد پخش شد و حضرت عالی هم انتخاب کردی که چرا پخش بشود می­شنویم از حضرت عالی.

استاد یزدانی:

بله ما وقتی کلیپ از اینها پخش می­کردیم انکار می­کردند فضائل امیرالمؤمنین را و حتی روایتی که صحیح بود را می­گفتند ضعیف است ، حالا هفته­های پیش ما  از همین آقا در همین برنامه­اش که برنامه­اش فضائل امیرالمؤمنین است ولی تمام تلاشش را می­کند فضائل امیرالمؤمنین را انکار کند ولی عجیب بود برای من که  آمد و خیلی هم قشنگ توضیح داد این را پذیرفت و خیلی ما از او ممنون هستیم  که واقعاً این کار را انجام داد من روایت را از صحیح بخاری نشان بدهم چون ایشان مستند نشان نداد من مستند نشان بدهم فضیلت  بی نظیر امیرالمؤمنین هست در  صحیح بخاری ، چاپ اوقاف عربستان در دار السلام ریاض ،چاپ اول، چاپ 1417، صفحه 610، حدیث 3009 که خیلی روایت جالبی است

صحیح بخاری ، چاپ اوقاف عربستان در دار السلام ریاض ،چاپ اول، چاپ 1417، ص 610، ح 3009

که سهل بن حنیف است که :

«قال النبی یوم خیبر»

پیغمبر در روز خیبر گفت

«لأعطینّ رایة غداً رجلاً»

فردا من پرچم را به دست کسی خواهم داد به دست مردی خواهم داد

«یفتح الله علی یدیه»

خدا فتح و پیروزی را به دست او نسیب ما خواهد کرد

«یحب الله و رسوله»

آن شخص خدا و پیغمبر را دوست دارد

«و یحبه الله و سوله»

خدا و پیغمبر هم او را دوست دارند

خیلی عجیب است  می­گوید همه منتظر بودند که فردا چه اتفاقی می­افتد چه کسی را انتخاب می­کند، خب خیلی روایت قشنگی است، حالا این روایت را متأسفانه ناقص نقل کرده آقای بخاری که بعدش در روایات دیگر دارد که آن کسی که من می­فرستم کرار است، فرار نیست و این مسائل، روایت را حالا فقه الحدیث هم دارد البته خب خیلی مهم است ما زمانی می­توانیم اهمیت این حدیث را بفهمیم که مقایسه کنیم با دیگران، خب این روز آخر جنگ خیبر هست که پیغمبر این حرف را زده، چه شده در طول این چند روزی که  بقیه رفتند و برگشتند؟ فتح  و پیروزی را خدا به دست آنها نسیب مسلمان­ها نکرده، نکند آنها خدا و پیغمبر را دوست نداشتند، نکند خدا و پیغمبر هم آنها را دوست نداشت اگر دوست داشت فتح و پیروزی را نسیب آنها می­کرد، متأسفانه این وهابی­ها روایت را کامل توضیح نمی­دهند حالا اگر یک زمانی فرصت بشود مفصل قشنگ کامل توضیح بدهیم مشخص می­شود که این فضیلت چه فضیلت بزرگی است برای امیرالمؤمنین و برتری امیرالمؤمنین را بر کسانی ثابت می­کند که  فرار بودند کرار نبودند.

مجری:

بسیار خب از سبک و ثیاق خود روایت مشخص است که دارد راجع به یک پاسخی، یعنی یک جریان ظاهراً اتفاق افتاده بعد از آن دارد راجع به آن صحبت می­کند، حالا بینندگان هم همه الحمد الله اهل فضل هستند و با این امکانات هم چنین امکانی است که همگی پیگیر بشوید و ببینید جریان در اصل چه بوده؛ حالا به اقتضای وقت برنامه و شرایط برنامه فرصت نمی­شود ما این را بهش بیشتر بپردازیم، آقای نوروزی از گرگان پشت خط هستند آقای نوروزی در خدمت­تان هستیم.

بیننده:

سلام علیکم خسته نباشید، خدمت شما عرض بشود که من یک سؤال داشتم که جناب آقای یزدانی فرمودند که پدر خانم­های پیغمبر تمام کافر بودند آیا پدر حذر خدیجه کافر بود؟

استاد یزدانی:

پدر حضرت خدیجه که قبل از اسلام بوده، حالا ما نمی­دانیم قبل از اسلام به دین حضرت ابراهیم بوده یا نبوده، نگفتم همه گفتم بسیار، حالا اگر گفتم همه که اشتباه کردم ،حالا کاری نداریم به آن قضیه ولی پدر حضرت خدیجه که  قبل زا اسلام از دنیا رفته، حضرت خدیجه یتیم بود پدرشان زنده نبود در زمان اسلام حضرت خدیجه خودش اولی مسلمان بوده، شاید کافر بوده، شاید هم به دین حضرت ابراهیم بوده که احتمالش که به دین حضرت ابراهیم بوده باشد زیاد هست.

مجری:

بله خب سؤالتان آقای نوروزی؟

بیننده:

انگیزه­اش چه بوده، انگیزه از این ازدواج، که همه اینها کافر هستند.

استاد یزدانی:

انگیزه در هر ازدواجی متفاوت بوده ،مثلاً با ام حبیبه که پیغمبر ازدواج کرد ما در سایت مؤسسه حضرت ولیعصر مقاله­اش را مفصل نوشتیم همان زمان­ها ده پانزده سال پیش، با ام حبیبه اگر ازدواج کرد پیامبر بخاطر اینکه ام حبیبه مؤمن بود رفته بود حبشه، شوهرش رد حبشه فوت کرده بود و وقتی آمد به مدینه بی پناه بود کسی را نداشت، پیغمبر هم پناه همه یتیمان و پناه بیوه زنان بود، روایت صحیح بخاری است دیگر که پیغمبر عصمت الأمامر بود،  پناهگاه بیوه زنان بود، با او ازدواج کرد چون پناهی نداشت، با ام سلمه ازدواج کرد برای چه، با ازدواج ام سلمه با پیغمبر کل قبیلۀ او با پیغمبر همراه شدند از جمله خالد بن ولید، خالد بن ولید بن مغیره دشمن پیغمبر است در همه جنگ­ها، بعد از اینکه پیغمبر با ام سلمه از قبیله او ازدواج می­کند خالد بن ولید دیگر علیه پیغمبر شمشیر نکشید.

مجری:

خیلی ممنون حالا آقای نوروزی سؤال دیگری نیست دیگر خدا حافظی بکنیم؟

بیننده:

خیلی ممنون متشکر

مجری:

سلامت باشدی خدا حفظ­تان بکند، و تکمله صحبت­های استاد، ببخشید گفتم پشت خط نباشند.

استاد یزدانی:

بله با ام سلمه ازدواج کرد می­خواست یک قبیله­ای را  کامل با خودش بکند و موفق بود پیغمبردر این قضیه با دختر هیِّ بن اختم همینطور وقتی با آن یهودی ازدواج کرد خب این صفیه کسی را نداشت، حالا دلایل متعدد برای هر کدام از این ازدواج­ها پیغمبر یک فلسفه­ای داشتند و هیچ کدام از این ازدواج­ها برای اینکه ثابت کند با فلانی یا فلانی خوب هست رابطه نیک هست نبوده ، نمی­توانند ثابت کنند من با فلانی ازدواج می­کنم چون پدرش را دوست دارم، نداریم همچین روایتی همچین مستندی که پیغمبر گفته باشد من با جبیریه یهودیه ازدواج می­کنم چون پدرش را دوست دارم، نه با صفیه­ای که یهودیه بوده ازدواج می­کنم چون پدرش را هیّ بن اختم که دشمنش است و رئیس قبیله بنی قریضه است و کشته شده در آن جنگ با او دوست هستم، نه هیچ کدام از این ازدواج­های پیغمبر دلیل با دوستی با آن قبیله نیست، خیلی­هایش برای این است که آن قبیله دیگر با اسلام دشمنی نکنند، چون مهم بود برایشان ازدواج­ها این مسائل این ارتباطات، و خیلی­هایشان هم برای این بود که خودشان می­آمدند و عرضه می­کردند خودشان را به پیغمبر، طبق آیه قرآن کریم است ،که اگر زنی آمد خودش را بخشید به پیغمبر، پیغمبر می­تواند با او ازدواج کند، حتی بدون عقد، همین عقد می­شود، می­تواند با او ازدواج کند، و خیلی از زن­ها می­آمدند خودشان را حبه می­کردند به پیغمبر و پیغمبر هم با آنها ازدواج می­کرد، و هیچ اشکالی هم ندارد و هیچ کدام از این ازدواج­های پیغمبر هم بحث شهوت و شهوترانی و این مسائل نبوده دلیلش هم واضح است که پیغمبر بعد از حضرت خدیجه (س) مدت طولانی پنج سال با یک زنی به نام سوعت بن زمعه سر کرد که یک پیر زنی بود، خب حالا در وصفش حرف­هایی زدند من نمی­خواهم آنها را تکرار کنم که  بیوه زن و پیرزن شصت – هفتاد ساله بود، پیغمبر پنج سال با او سر کرد.

مجری:

که اتفاقاً انگیزه­ای هم که برای این ذکر می­شود این هست که خوف جان این زن پیغمبر بود چون اقوامش همه کافر بودند وانگیزه­های مختلفی

استاد یزدانی:

پس بحث این مسائل نبوده حالا دیگر هر ازدواج یک فلسفه­ای داشته.

مجری:

بسیار خب بله، حالا مضاف بر اینکه باز هم لینک بزنیم به صحبت قبلی خود استاد که آن نتیجه­ای که متأسفانه بارها و بارها این شبکه­های وهابی می­خواهند بگیردن از اینکه این ازدواج­ها تماماً می­خواهد نشان بدهد  که محبت دوطرفه­­ای بین این دو نفر وجود داشته بارها و بارها هم در این برنامه مطرح شده و هم با مصدرهای متفاوت همه دیدند که  تماماً این کتب خود اهل سنت آمدند این را رد کردند و گفتند خیلی وقت­ها اصلاً چنین چیزی نیاز نبوده و چنین ادعایی کاملاً باطل هست ؛ بسیار خب حالا  خیلی سریع این کلیپ آخر را هم ببینیم این عزیزان بارها و بارها گفتند چرا کلیپ­ها را کامل پخش نمی­کنید.

کلیپ:

خانم رحمانی در رابطه با یانکه زبان خارجی، یاد گرفتن زبان خارجی گفتند حرام است، ما که نشنیدیم اتفاقاً بهترین صفت این است که انسان زبان­های مختلف یاد بگیرد و بتواند دیگران را به راه راست هدایت دهد، تعلیم هیچ زبانی اشکال شرعی ندارد حالا، آخوند­های شیعه برای خودشان یک مسائلی دارند که این کنه مطلب و مذهب­شان را بفهمد، به حقیقتاشن پی ببرد برای همین و إلّا که امروزه زبان خارجی یاد گرفتن ضرورت است بخصوص زبان انگلیسی که بین المللی است،

مجری:

بسیار خب این هم از این بیان این آقا که کاملاً شیوا و کامل بود

استاد یزدانی:

بله ایشان فتوایش این  است که باید ما زبان عربی را یاد بگیریم  خیلی مهم است و زبان بین المللی است و مفصل هم صحبت کرد ولی، بعد می­گوید می­گویند چون مذهب­شان نمی­خواهد معلوم بشود  و آن رازهایی دارند و مخفی­هایی که دارند نمی­خواهند آشکار بشود می­گویند نه زبان یاد نگیرید؛ بابا کدام شیعه­ای آمده گفته که نه زبان عربی یاد نگیرید زبان انگلیسی یاد نگیرید، فرانسه، هیچ شیعه­ای هیچ عالمی از علمای شیعه من ندیدم فتوا داده باشد، ولی علمای شما فتوا دادند ببینید  کتاب « الشرح الممتع» آقای ابن عثیمن، مفتی بزرگ وهابی­ها در این کتاب خودش، محمد بن صالح العثیمن، دار ابن جوزی هم این کتاب را چاپ کرده در عربستان سعودی، جلد 12، چاپ اول، صفر 1427، صفحه 263، ببینید چه می­گوید، می­گوید:

الشرح الممتع، محمد بن صالح العثیمن، دار ابن جوزی، عبرستان، چاپ اول، ج12، ص263

ما اصلاً دوست نداریم مردم از لغة عربی روی گردان بشوند مخالف این هستیم،

« ونری أن من اکبر الجنایه علی الأولاد»

بزرگترین جنایتی که دارند در حق این اولاد می­کنند این هست که کلمات غیر عربی دارند به بچه­هایشان یاد می­دهند، بعد مستند می­کند به حرف ابن تیمیه در کتاب «اقتضاء صراط المستقیم»، که لغة بسیار مهم هست در فرهنگ ما مهم هست در حفظ اصول امت­ها بسیار مهم هست و بعد روایتی نقل می­کند که

«فلانی یضرب من یرطنون رطانة الأعاجم»

کسی با لهجه عجم­ها حرف می­زد او را کتک می­زد

روایتش هم سندش صحیح است البته ،خب روایات دیگر هم ما فراوان داریم از ایشان که کسی به زبان فارسی حرف بزند خبیث است در این حد هم فتوا داریم، بعد می­­گوید جایز نیست

«ینبغی أن یضرب هؤالاء الذین یفخرونه بهذه الغة الأجنبیه»

باید کتک بزنیم اینهایی که می­­گویند ما انگلیسی بلد هستیم و افتخار می­کنند  ما انگلیسی بلد هستیم حالا انگلیسی یا غیر انگلیسی

« و الأقبح و الأسوأ عنهم»

بدتر این است که بچه­هایشان را یاد می­دهند

«فهذه جنایت عظیمه»

این جنایت بزرگی است که اینها به بچه­هایشان زبان انگلیسی یاد می­دهند

آقای خدمتی حرف قشنگی می­زنی، شعر قشنگی می­­خوانی ولی خب یک هماهنگی هم با مفتی­هایتان بکنید، آخوند که می­گوید منظور ما نیستیم آخوندهای خودشان است ،انگلیسی زبان خوبی است ولی آخوندهای شما می­گویند بزرگترین جنایت است ،و از گذشتگانتان که با زبان عجم با زبان فارسی به شدت مخالف بودند و خباثت می­دانستند و جنابت می­دانستند و کتک می­زدند هر کس فارسی حرف می­زد آن زمان را به اینها توجه کنید بعد فتوا بدهید، سنت­تان را ببینید، سنت خلفایتان چه بوده بعد فتوا بدهید و فتوای علمای­تان را هم ببینید.

مجری:

خیلی ممنون الحمد الله امشب هم کاملاً استفاده کردیم بهره بردیم و لاله لای این کلیپ­ها کلیپ­های جالبی هم بود که لذت بردیم از آنها الحمد الله ان شاء الله که همیشه بتوانیم مروّج مکتب اهل بیت باشیم.

اللهم أجعل محیانا محیا محمدٍ  و آل محمد اللهم أجعل مماتنا ممات محمد و آل محمد اللهم صلی علی محمد و آل محمد

«والسلام علیکم ورحمة الله وبرکاته»

 



* اسم:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
* کد امنیتی: