2020 November 24 - سه شنبه 04 آذر 1399
کلمه طیبه
کد مطلب:3668 گروه: کلمه طیبه آمار بازدید: 503

کلمه طیبه
حجت الاسلام یزدانی - 26 آبان 1399


  دانلود
امتیاز:
  01:28:32 حجم فیلم: 223 مگابایت





دانلود صوت


قسمت شانزدهم برنامه کلمه طیبه با کارشناسی حجت الاسلام و المسلمین یزدانی
 

بسم الله الرحمن الرحیم

تاریخ : 26 آبان 1399

مجری:

اَعُوذُ بِاالله مِنُ الشَّیّطانِ الرَّجِیّم بِسّمِ الله الرَّحمنِ الرَّحِیّم الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ وَ صَلَّی اللَّهُ عَلَی مُحَمَّدٍ آلِهِ الطَّاهِرِینَ

عرض سلام و ادب و احترام دارم خدمت همه شما بینندگان عزیز و ارجمند شبکه جهانی حضرت ولیعصر(عج)، خیلی خوشحال و خرسند هستیم که امشب هم به رسم دو شنبه شب­ها مهمان دیدگان شما هستیم با برنامه کلمه طیبه، برنامه­ای که در آن این افتخار را داریم که از محضر استاد بزرگوار و ارجمندم حضرت حجت الاسلام و المسلمین دکتر یزدانی بهرمند بشویم، سلام علیکم و رحمت الله.

استاد یزدانی:

سلام علیکم و رحمة الله

اَعُوذُبِاللّه مِنَ الشَّیّطانِ الَّعِینِ الرَّجِیمّ الحمد لله ربّ العالمین ثُمَّ الصلاة والسلام علي محمد آله طیبین الطاهرین المعصومین لا سیَّما مولانا و مقتدانا الحجة بن الحسن المهدي

من هم سلام و عرض ادب دارم خدمت حضرت عالی و خدمت همه بینندگان عزیز شبکه جهانی حضرت ولیعصر(عج) و امیدوار هستم که امشب هم بتوانیم برنامه­ای در خور شأن بینندگان عزیز تقدیم کنیم، خدمت­تان هستم.

مجری:

إن شاءالله که مثل هر جلسه قطعاً هم اینطور هست و با استقبالی که عزیزان هم انجام دادند مسلم و مشخص هست که این بینندگان پر و پا قرص طبیعتاً همین الآن هم منتظر هستند تا سریع­تر کلیپ اول پخش بشود، کلیپ اول کلیپ شما 61 هست که با هم می­بینیم و إن شاءالله بر می­گردیم و به نقد آن می­پردازیم.

کلیپ شماره 61:

در برخی از روایات آمده که پیامبر اکرم(ص) در این پیمان که اصولاً بین مهاجرین و انصار بود می­گویند پیغمبر در بعضی از روایات آمده که پیامبر پیمان برادری را بین خودش و علی یابن أبی طالب رضی الله تعالی عنه بست برقرار کرد، اما این روایات صحیح نیستند البته هیچ اشکالی ندارد علی عملاً برادر پیامبر هست علی پسر عموی پیامبر هست، کسانی که در مسائل قبیله­ای می­دانند و زندگی می­کنند می­دانند که در یک بافت قبیله­ای پسر عمو حکم برادر را دارد و با برادر هیچ تفاوتی نمی­کند حالا شما تصور بکنید که علی یابن أبی طالب در کنار اینکه پسر عموی پیامبر هست داماد پیامبر هم هست، در کنار اینکه پسر عمو و داماد پیامبر هست هم عقیده هم فکر هم مسیر و کاملاً با پیامبر اکرم(ص) از نظر فکری و اعتقادی در یک مسیر قرار دارد پس اوج اخوت و اوج برادری بین محمد الرسول الله(ص) و علی یابن أبی طالب برقرار هست، اما من می­خواهم این را بگویم که این روایت را علماء گفته­اند صحیح نیست برای اینکه اصولاً در کتاب­های تاریخی از دوتا اخوت پیمان اخوت و برادری صحبت شده یکی در مکه مکرمه و یکی در مدینه منوره، می­گویند پیمان اخوت در مکه مکرمه بین خود مهاجرین بود تا پیامبر اکرم(ص) اینگونه دل­ها را به هم نزدیک بکند، اما این با سند صحیحی وارد نشده که در مکه مکرمه پیمان اخوتی میان مهاجرین با یکدیگر بسته شده گرچه بعضی از کتاب­ها به این موضوع پرداخته­اند اما آنچه که با سند صحیح نقل شده این است که در مدینه منوره وقتی پیامبر وارد مدینه شد چون مهاجرین در مدینه کس و کاری را نداشتند و مشکلات زیادی را هم داشتند پیامبر اکرم(ص) در مدینه منوره میان مهاجرین و انصار یک مهاجری و یک انصاری، یکی از مهاجران و یکی از انصار پیمان اخوت و برادری بست تا اینگونه دل­ها به همدیگر نزدیک بشوند، تا اینگونه آن پایه­های که، این افراد که با پایه­های ایمان و اسلام با یکدیگر پیوند پیدا کردند این پیوند مستحکم و استوار بشود، اینجا در بعضی از روایات آمده که پیامبر پیمان اخوت خودش را با علی یابن أبی طالب برقرار نمود این روایت هم درست نیست، در برخی از روایات آمده که پیامبر اکرم(ص) این پیمان را با علی یابن أبی طالب را با سهل بن حنیف انصاری هم پیمان کرد و درست­تر همین به نظر می­رسد گرچه هیچ کدام شان از نظر سندی ثابت نیستند نه اینکه علی با سهل بن حنیف پیمان برادری داشته و نه اینکه با پیامبر اکرم(ص) پیمان برادری داشته از نظر تاریخی هیچ کدام­شان ثابت نیستند اما عقل و منطق می­گوید که اصولاً این برادری بین مهاجرین و انصار بود گرچه علی مهاجر بود و سهل بن حنیف انصاری بود باید بین آنها باشد، پیامبر و علی که عملاً با یکدیگر برادر بودند عملاً با یکدیگر خیلی نزدیک بودند عملاً با همدیگر اصلاً به اندازۀ نزدیک بودند که نیازی به چنین پیمانی وجود نداشت، در نتیجه این را بگویم که این چنین پیمانی در مجموع و در کل قضیه ثابت نیست.

مجری:

بسیار خب این هم از آقای ترشابی که ادعاهای را مطرح کرد حالا ما دانه دانه می­پرسیم، در قالب دوتا سؤال از حضرت استاد بپرسیم که اولین چیزی که ادعا داشتند این بود که ما هرچه راجع به پیمان برادری بین امیرالمؤمنین و آقا رسول الله داریم تمامی اینها روایاتش ضعیف است، به هیچ و جه ما نمی­توانیم اینها را قبول بکنیم

استاد یزدانی:

بله، طبیعی هست حرف از پیش خودش نیست حرفی است که بزرگ اینها و امام اینها وخدا و پیغمبر اینها ابن تیمیه قبل از این گفته کتاب «منهاج السنه» و ایشان دارد دقیقاً حرف­های ابن تیمیه را تکرار می­کند؛ ابن تیمیه در کتاب «منهاج السنه»، جلد شماره 7،چاپ اول، چاپ 1406، صفحه 279، دقیقاً همین مسئله را می­­آید می­گوید که

منهاج السنة، چاپ اول، چاپ 1406، ج7، ص279

«أن الأحادیث المؤاخاة بین المهاجرین بعضهم مع بعض والأنصار  بعضهم مع بعض کلها کذب»

احادیث مؤاخاة بین بعضی از مهاجرین با بعضی از مهاجرین و بعضی از انصار با بعضی دیگر همه­اش دروغ است

«و النبی (ص) یؤاخ علیاً»

پیغمبر با علی پیمان برادری نبسته

و بین ابوبکر و عمر هم نبسته، بین مهاجر و مهاجر هم نبسته، بعد می­گوید بین مهاجر و انصار، دقیقاً همین حرف­هایی که ایشان می­زد ابن تیمیه هم زده، اما برویم ببینیم که آیا واقعاً سند صحیح دارد در منابع اهل سنت یا نه، خب روایت خیلی زیاد هست من فقط بعضی از سندهای این روایت را خدمت شما می­خوانم سندها کاملاً صحیح است معتبر هست، خب باز غیر از اینها هست من تا جایی که فرصت باشد بعضی از اینها را خدمت­تان بخوانم، روایتی که لازری در «انساب الأشراف» نقل می­کند، جلد2، صفحه شماره 880،

از مدائنی از یونس بن ارقم از ابی حرب  بن ابی الأسود از پدرش از زید بن ارقم

«قال آخی رسول الله (ص) بین اصحابه  فقال علی یا رسول الله آخیت بین اصحابک و ترکتنی؟»

انساب الأشراف، بلازری، ج2، ص880

پیغمبر بین اصحاب خودش پیوند برادری ایجاد کرد و عقد برادری خواند بین اصحاب خودش، امیرالمؤمنین آمد پیش پیغمبر گفت بین همه اصحابت برادری ایجاد کردی اما م؟

«فقال أنت اخی»

تو برادر من هستی

«أما ترضی أن تدعی إذا دعیت»

آیا دوست نداری آن زمانی که من را می­خوانند تو را هم با من بخوانند

یعنی هرجا پیغمبر هست پیغمبر هم باید با او رفته باشد، هرجا نام پیغمبر را می­بریم باید امیرالمؤمنین هم در کنارش باشد

«و تکسی إذا کسیت»

هر زمانی که برای من لباس می­آورند برای تو هم لباس بیاورند

چون داستان دیگری هم هست که پیغمبر لباس توضیع کرد بین همه به امیرالمؤمنین نداد ،امیرالمؤمنین گفت چرا به من لباس ندادی این جمله را فرمودند که اگر من لباس پوشیدم تو هم لباس می­پوشی، آنجایی که به تن من لباس خواهند کرد به تن تو هم لباس خواهند کرد حالا، اینها را توضیح داد دیگر، مهم نیست، و آن زمانی که من وارد بهشت می­شوم تو هم وارد بهشتی م­شوی که داستانش مفصل است، اما این

«أنت أخی»

بین همه پیمان برادری ایجاد کرد اما امیرالمؤمنین را رها کرد، امیرالمؤمنین گفت چرا؟ گفت تو برادر من هستی، این فضیلت به این مهمی به قول ایشان امیرالمؤمنین از کودکی یا پیغمبر بزرگ شده از سه سالگی امیرالمؤ منین تحت سر پرستی پیغمبر بزرگ شده بود هر وقت به غار حرا می­رفت امیرالمؤمنین را هم با خودش می­برد هر جا می­ رفت امیرالمؤمنین را هم با خودش می­برد تا بزرگسالی، پسر عموی ایشان هست، داماد ایشان هست، همه انواع خویشاوندی بین امیرالمؤمنین هست در عین حال باز پیغمبر برادری را هم اضافه می­کند و امیرالمؤمنین برادر پیغمبر هم هست به کوری چشم همۀ وهابی­ها، سند روایت معتبر است حالا دیگر فرصت نیست من خدمت­تان بخوانم.روایت بعدی؛در کتاب «مصنف عبدالرزاق صنعانی» با تحقیق آقای حبیب الرحمان اعظمی جلد پنجم چاپ اول چاپ 1392 صفحه شماره 485 بحث ازدواج حضرت زهرا(س) هست، داستان مفصل هست و که یک روزی پیغمبر می­آید

«فجاءَ النبی(ص) فقال: أَثمَّ أَخی؟»

مصنف عبدالرزاق صنعانی، محقق حبیب الرحمان اعظمی، چاپ اول چاپ 1392، ج 5، ص 485

برادرم کجاست؟ ام أیمن که مادر أَسامة بن زید بود و جبشی بود و زن خوبی بود گفت:

«یا نبی الله! هو أخوک و زوّجته ابنتک؟»

علی برادر تو است باز دخترت را می­خواهی به او بدهی؟

یعنی برایش حل نشده بود که بابا این برادری خونی نیست این برادری دینی هست این یک مقام هست برادری معنوی هست، آن که ازدواج حرام هست بین ازدواج با دختر برادر خونی هست نصبی هست نه معنوی و دینی.

«و کان النبی(ص) آخی بین أَصحابه، و آخی بین علی و نفسه»

پیغمبر بین اصحاب خود ایجاد برادری کرد اما علی را برای خودش نگهداشت

علی جان پیغمبر هست برادر پیغمبر هست و جان پیغمبر هست بعد باز روایت مفصل هست دیگر موضوع مرتبط ما همین بود، در آخر روایت محقق کتاب آقای حبیب الرحمان اعظمی که از سلفی­های معاصر هست شماره 3 در پاورقی می­گوید:

«رواه الطبرانی و رجاله رجال الصحیح»

این حرف را چه کسی زده؟ هیثمی در مجمع الزوائد

این روایت را طبرانی نقل کرده و تمام راویان آن راویان صحیح بخاری هستند، اینها می­گویند نیست اصلاً دروغ است، هر چیزی برای امیرالمؤمنین می­شود اینها باید انکار کنند چون دشمن امیرالمؤمنین هستند، هدفی انگیزه­ای جز دشمنی می­تواند باشد؟ آخر چه ضرری به شما می­رسد که امیرالمؤمنین برادر پیغمبر باشد؟ برای شما مشکل ایجاد می­کند؟ حسادت برای چه می­کنید در این قضیه؟

مجری:

جالب است دقیقاً همین آقای ترشابی اضافه هم می­کند که بله روایات ضعیف دیگری هست که با یک نفر دیگری هم یک پیمانی بر قرار شد ما آن را می­پسندیم اما این را نمی ­پسندیم.

استاد یزدانی:

این خب خیلی برای­شان سخت است فضیلت امیرالمؤمنین را شنیدن احمد محمد شاکر در مسند احمد بن حنبل هم،  این روایت خیلی سند زیاد دارد من فقط بعضی از آنها را تند تند خدمت­تان می­گویم، احمد محمد شاکر در مسند احمد بن حنبل، مسند احمد جلد دو چاپ دارالحدیث قاهره چاپ اول چاپ 1416 صفحه 497 روایت 2040 از فلانی از فلانی که می­گوید:

«إسناده صحیح»

در بالا 2040 را می­بینید در پاین هم دقیقاً همان شماره 2040 را ایشان می­گوید إسناده صحیح (سند روایت صحیح است) که بینندگان عزیز کامل می­بینند.

مسند احمد بن جنبل، احمد محمد شاکر، چاپ دارالحدیث قاهره، چاپ اول، چاپ 1416، ج 2، ص 497، روایت 2040

صفحه بعد از إبن عباس هست داستان خروج رسول خدا از مکه و نمی­دانم دختر حضرت حمزه(سلام الله علیها) با آنها بود و اختلافی شد که با چه کسی باشد دختر حضرت حمزه، حضرت جعفر طیار خودش می­خواست ببرد نمی­دانم زید هم آنجا بود همه می­گفتند ما سرپرستی او را به عهد بگیریم، حالا کاری به داستانش نداریم، که بعد پیغمبر به زید گفت:

«أنت مولای و مولاها و قال لعلی«أنت أخی و صاحبی»»

تو برادر من هستی و تو صاحب من هستی

تو رفیق من هستی «أنت أخی و صاحبی» تو برادر من و تو رفیق من هستی، سند روایت هم که آقای احمد محمد شاکر می­گوید صحیح هست.این سه­تا روایت که خدمت­تان خواندم سند خیلی زیاد هست کتاب­های متعدد این روایت را نقل کرده­اند اما خب وهابی جماعت اگر این کار را نکند چیکار کند؟ در برابر فضائل امیرالمؤمنین اگر استادگی نکند چیکار کند؟ حالا غیر از این خود امیرالمؤمنین هم در جاهای متعدد استدلال کرده به این قضیه و صریح و واضح گفته که من برادر پیغمبر هستم، حالا من یکی دوتا مستند را خدمت­تان در این باره هم نشان بدهم که از استدلال امیرالمؤمنین علی یابن أبی طالب(علیه السلام) که در تفسیر ابن کثیر «تفسیر القرآن العظیم إبن کثیر» چاپ دار الطیبه ریاض عربستان سعودی جلد شماره دو صفحه شماره 129 ذیل آیه 144 تا 148 سورۀ مبارکۀ آل عمران که از عکرمه از عبدالله بن عباس نقل می­کند که

«أن علیاً کان یقول فی حیات رسول الله»

امیرالمؤمنین در زمان حیات پیغمبر در زمان زندگی پیغمبر می­فرمودند

«أفإن مات أو قُتل انقلبتم علی اعقابکم»

پیغمبر از دنیا برود یا شهید بشود شما بر می­گردید به عقب؟

«و الله لا ننقلب علی اعقابنا»

ما هرگز به عقب بر نمی­گردیم

تفسیر القرآن العظیم، إبن کثیر، چاپ دار الطیبه، ریاض، ج2، ص129

حالا تا آنجایی که امیرالمؤمنین قسم می­خورد

«و الله إنی لأخوه»

قسم به خدا من برادر پیغمبر هستم

چندتا تأکید اینجا استفاده می­کند، قسم جلاله هست، إنّ هست لام تأکید هست، تأکیید می­کند

«و الله  إنی لأخوه و ولیه و ابن عمه و وارثه فمن أحق به منی؟»

این هم استدلال امیرالمؤمنین، همین را در «مجمع الزوائد و منبع الفوائد» آقای هیثمی، جلد 7، صفحه 128 آوردند و  دقیقاً همان روایت

مجمع الزوائد و منبع الفوائد، هیثمی، ج7، ص128

«و الله إنی لأخوه و ولیه و ابن عمه و وارثه فمن أحق به منی؟»

ایشان می­گوید

«رواه طبرانی و رجاله رجال الصحیح»

این روایت را طبرانی نقل کرده و راویانش همه روایان صحیح بخاری هستند

این هم استناد امیرالمؤمنین به اینکه من برادر پیغمبر هستم، حالا غیر از این هم داریم اگر فرصت هست

مجری:

فکر می­کنم بنابر مبانی بسیاری از علمای اهل سنت همین الآن متواتر شد یعنی با همین اسنادی هم که انجام شد دیگر اصلاً نیاز به این ندارد که بخواهیم بگوییم بله حالا سندش صحیح است مضاف بر اینکه حالا بینندگان عزیز هم خب اهل تحقیق هستند و در کتاب الغدیر هم خود مرحوم علامه امینی 50روایت را در همین باب از کتب اهل سنت نقل می­کند که این هم دیگر تواترش را کاملاً دیگر اثبات می­کند دیگر از تمام این بحث­ها و بررسی­ها می­گذرد

استاد یزدانی:

فقط یک روایت دیگر من بخوانم حیفم می­آید این روایت را نخوانم، بحث فضائل امیرالمؤمنین هست واقعاً آدم لذت می­برد فضائل امیرالمؤمنین را می­خواند، هم ما ثواب می­بریم هم بینندگان عزیز، روایت حتی در منابع اهل سنت داریم که «ذکر علی عبادة» بردن نام امیرالمؤمنین عبادت است، من فقط با این امید که خداوند از ما قبول کند، یک روایت من فقط بخوانم خیلی روایت نقل کردند «کتاب مصباح الزجاجه فی زوائد ابن ماجه» آقای بوصیری، با تحقیق دکتر عوض بن السهری، جلد اول، صفحه 159،حدیث 50

مصباح الزجاجه فی زوائد ابن ماجه، بوصیری، تحقیق عوض بن السهری، ج1،ص159، حدیث 50

«حدثنا محمد بن إسماعیل ثنا عبیدالله بن موسی»

از فلانی از فلانی که از امیرالمؤمنین، امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب می­فرماید

«أنا عبدالله و أخو رسول الله»

من بنده خدا هستم و من برادر رسول خدا هستم

«و أنا صدیق الأکبرم»

من صدیق اکبر هستم

«لایقولها بعدی إلّا کذاب»

جز کذاب کسی دیگر خودش را بعد از من صدیق نمی­نامد

«صلیت قبل الناس بسبع سنین»

من هفت سال قبل از اینکه بقیه نماز بخوانند با پیغمبر نماز می­خواندم

همانطور که خدمت­تان گفتم امیرالمؤمنین در ده سالگی، خب پیغمبر مبعوث شد تا هفت سال قبل از آن یعنی در سه سالگی امیرالمؤمنین با پیغمبر می­رفت  در غار حراء، پیغمبر هر کاری می­کرد امیرالمؤمنین هم می­کرد، پیغمبر نماز می­خواند امیرالمؤمنین هم نماز می­خواند، حتی در خطبه نهج البلاغه هست که من صدای جبرئیل را می­شنیدم، با پیغمبر صحبت می­کرد در غار حراء با پیغمبر که بودم، جبرئیل با پیغمبر صحبت می­کرد من صدای جبرئیل را می­شنیدم.

خب این را هم محقق کتاب چه می­گوید؟ آقای بوصیری

«هذا إسنادٌ صحیح رجاله ثقات»

سند روایت صحیح است تما روایانش هم ثقه هستند

آقای بوصیری اسم عجیب و غریبی دارد که، گفتنش سخت است در خدمت تان هستم

مجری:

بله یک نکته دیگر هم که حالا در کلیپ هم بینندگان دیدند، یک بحث در قالب بحث منطقی می­خواست پیش بکشد این ناکارشناس که زمانی که اینها بالاخره پسر عمو باشند باهم و از یک قبیله باشند و اینها طبیعتاً برادر هستند و دیگر اصلاً جایی ندارد که بخواهد پیامبر بیاید چنین چیزی را مطرح بکند این را به عنوان یک شبهه خیلی قاطع بیان می­کند.

استاد یزدانی:

بله شبه ه­ای است که ابن تیمیه مطرح کرده، من فرصت نشد این را بخوانم وآقای ابن حجر عسقلانی جوابش را می­دهد در کتاب «فتح الباری شرح صحیح البخاری» چاپ دارالطیبه ریاض، عربستان سعودی،  جلد 8، صفحه 734، می­گوید

«و أنکر ابن تیمیه فی کتاب الرد علی بن  مطهر الرافضی»

فتح الباری شرح صحیح البخاری، چاپ دارالطیبه، ریاض عربستان، ج8، ص734

ابن تیمیه در کتابی که در رد ابن مطهر علامه حلی (رض) نوشته مؤاخاة بین مهاجرین و خصوصاً بین پیغمبر و علی را رد کرده، چرا؟ چون مؤاخاة برای چه اصلاً تشریع شد، برای اینکه با همدیگر دوست بشوند مسلمان­ها کینه­ها از بین برود، تألیف قلوب بشود این مسائل بشود، چه معنا دارد مؤاخاة بین پیغمبر و یکی از مسلمان­ها ،خب ایشان هم می­گفت که امیرالمؤمنین پسر عمو بودند داماد بودند، باهم دوست بودند رفیق بودند از کودکی باهم بودند، نیاز به مؤاخاة نداشتند، ایشان هم همین را می­گفت دیگر، ایشان جواب می­دهد، می­گوید

«و هذا ردٌ للنص بالقیاس»

اینها می­خواهند نصوص صحیح را که سندهایش را ثابت کردیم با قیاس، با فکر خودشان با عقل خودشان رد بکنند

«و إغفال عن حکمة المؤاخاة»

اینها نمی­فهمند حکمت مؤاخاة چه بوده

«لأن بعض المهاجرین کان أقوی من بعض بالمال و العشیرة»

بعض از مهاجرین از بعضی دیگر مال بیشتری داشتند، بعضی­ها عشریه بیشتری داشتند

بعضی­ها قوی­تر بودند

«فآخی بین الأعلی و الأدنی»

پیغمبر چه کار کرد؟ بین آنکه مقامش بالاتر است، آنکه پولدار تر هست، آنکه سرمایه دارتر هست، آنکه عشیره بیشتر دارد، با آنکه فقیرتر هست، با آنکه از طبقه پایین­تر هست برادری ایجاد می­کرد، چرا؟

«لیرتفق الأدنی  بالأعلی و یستعین الأعلی بالأدنی»

خب لازم می­شد گاهی اینکه فقیر هست از بالاتری کمک بگیرد، از همدیگر کمک بگیرند، همدیگر را پشتی­بانی کنند، در مواردی که لازم می­شود دست همدیگر را بگیرند

«و بهذا تظهر مؤاخاته لعلی»

چرا با امیرالمؤمنین مؤاخات کرد؟ دلیلش همین است، پیغمبر می­خواست پشتی­بان امیرالمؤمنین، در هر لحظه­ای پشتی­بان امیرالمؤمنین باشد، به این دلیل این کار را انجام داد، نه مؤاخات برای اینکه باهم دوست بشوند، و بعد جالب است ایشان مثال­های دیگری می­زند، می­گوید بین حمزه و زید بن حارثه چرا مؤاخات برگذار کرد؟ خب زید غلام پیغمبر هست و غلام حمزه هم بوده، اینها باهم مگر دشمن بودند؟ مگر باهم دوست نبودند؟ مگر هردو مؤمن نبودند؟ چرا بین همدیگر مؤاخات، بین این دوتا برای چه مؤاخات باید ایجاد بشود، اصلاً روایت اینها خودشان اصرار دارند که ثابت کنند پیغمبر بین عمر و ابوبکر مؤاخات ایجاد کرده، شاگردش ابن قیم گفته این را، من مستندش را به شما نشان بدهم

مجری:

باهمین آیه قرآن اگر بنابر همین تعبیر قشنگ که اگر قرار است بر این نوع قیاس باشد اینها باید «إنما المؤمنون إخوه» را کنار بگذارند که با این سازگار نیست دیگر طبیعتاً باید یا آن باید درست باشد یا این چیزی که اینها دارند می­چینند.

استاد یزدانی:

 در کتاب «زاد المعاد» جوزیه، با تحقیق شعیب الأرنعوط  وهابی، چاپ مؤسسه الرساله، جلد 3، چاپ27، چاپ 1415، صفحه 377 می­گوید

زاد المعاد، جوزیه، تحقیق شعیب الأرنعوط وهابی، چاپ مؤسسه الرسالة، چاپ27، چاپ 1415، ج3،ص377

زید چرا به دختر حمزه گفت ابنة أخی

«یرید الإخاء الذی عقده رسول الله بینه و بین حمزه لما واخی بین المهاجرین»

چرا به دختر حضرت حمزه می­گفت دختر برادرم ،می­گوید به این دلیل بود که پیغمبر بین حمزه و زید برادری برقرار کرده بود آن زمانی که بین مهاجرین برادری ایجاد کرد و عقد اخوت خواند

«فإنه وآخی بین أصحابه مرتین»

دوبار پیغمبر بین اصحاب خودش برادری ایجاد کرده یک بار بین مهاجرین، بعضی از مهاجرین را با بعضی،

«قبل الهجرة علی الحق  و المواساة»

باهم برادر باشید، باهم ایثار داشته باشید، مواسات داشته باشید و ایثار کنید به همدیگر، بین چه کسانی انجام داد؟ بین ابوبکر و عمر، بین حمزه و زید بن حارثه، بین عثمان بن عفان و عبدالرحمن بن عوف، بین زبیر و عبدالله بن مسعود، بین عبیدة بن حارث و بلال، بین مصعب بن عمیر سعد بن أبی وقاص، بین فلانی و فلانی همینطور دانه دانه نام می­برد، آیا اینها که مثلاً زبیر و عبدالله بن مسعود مؤمن نبودند دوست نبودند با همدیگر، رفیق نبودند؟ که پیغمبر بین اینها مؤاخات ایجاد کرد؟

مجری:

بله تمام این نقص­ها وارد می­شود احسنتم، سلامت باشید

از روزهای اول هجرت کمی بگو

وقتی که می­وزید شمیم پیامبری

انصار آمدند کنار مهاجرین

خودرا گره زدند به تقدیر بهتری

آری پیامبر آنکه به صوت بلند گفت

غیر از علی برادر من نیست دیگری

بسیار خب این هم از این کلیپ و با اصلطلاح شبهه­ای که این ناکارشناسان مطرح می­کردند و الحمد الله عزیزان هم به تفصیل و با استفاده از مصادر اصلی خودشان دیدند و قضاوت کردند، بسیار خب بدون فوت وقت برویم سراغ کلیپ بعد کلیپ شماره 62، باهم می­بینیم.

کلیپ 62:

- پس دیدید که اینها به آخرتی که خدا گفت قبول ندارند، امام رضا هم برایش یک برگ داده، آقا این چه کار کردی با این پیر مرد تو؟ من به زیارت قبر امام رضا رفتم برای همین مستحق بهشت هستم و خدا حق ندارد که من را چه کند که در قیامت که ملک تلق خدا نیست باید که همین امام رضا دخالت کند، این را خدا می­گوید که اینها با آخرت کافر هستند، راست می­گوید به آخرتی که خداوند توصیفش را برای ما کرده که برادر از برادر فرار می­کند، پدر مادر از همدیگر فرار می­کنند، پدر حق خود را می­خواهد از بچه خود، بلکه هر کسی می­خواهد که بچه­اش هم بمیرد تا  نجات پیدا کند اهل قبیله­اش همه بمیرند ولی خودش نجات پیدا کند این قیامت توصیف قرآن اینجا امام رضا را آورده از خدا مهربان ­تر کرده این پس به آخرت ایمان ندارد.

حضرت آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

وارد حرم شدم آقا امام حسین (سلام الله علیه) از طرف ضریح آمد به طرف من و برگشت به من گفت

«یا علی لِمَ جفوتنی»

چرا در حق من جفا کردی

 و نسبت به من علاق مند بودی می­آمدی و مدتی است از آمدن به زیارت من استنکاف می­کنی نمی­آیی عرض کردم

« یا سیدی ضعفت اسمی  وقصرت خطائی و وقع لی أنها آخر سنی»

دیگر سنم بالا رفته دیگر قدم نمی­­توانم بردارم راه نمی­توانم بروم ولی احساس کردم آخر عمرم است آمدم به زیارت شما و شنیدم که فرموده­ای

«من زارنی فی حیاته زرته بعد وفاته»

می­گوید عرض کردم یا حسین شنیدم فرمودی هر کس مرا در حیاتش در زنده بودنش زیارت کند بعد از وفات او من به زیارت او می­روم، دوست داشتم که این روایت را از زبان شما بشنوم آیا این راست است یابن رسول لله حسین جان یا نه فرمود

«نعم قلت ذلک»

من این روایت را گفته­ام

هر کس من را زیارت کند بعد از مرگش به زیارت می­روم

«و إن وجدته فی النار اخرجته»

اگر ببینم این زائر من بخاطر گناهش گرفتار گناه هم شده از آتش بیرونش می­آورم

- بله یک کمی مشکل پش آمد در صدا و تصویر شاید از شما عذر می­خواهم به هر حال داستان به این صورت است که می­فرماید که در نار هم باشی در آتش هم باشی از آتش نجات می­دهم، خب من با بیننده صحبت می­کنم دیدید که آخرت این نیست که این الله پاک در قرآن گفته

مجری:

بسیار خب بله این هم از آقای سجودی که باز هم شروع کردند با همین بیان خودشان  البته حالا جدای از آن شبه­ای که مطرح شد که حالا ان شاء الله می­گوییم چه روایت زیبایی هم الحمد الله نقل شد که حضرت آیت الله دکتر حسینی قزوینی داشتند نقل می­کردند ان شاء الله که حقیقیتاً بتوانیم زائر حقیقی باشیم که ما  مشمول چنین شفاعاتی قرار بگیریم خلاصه حالا در قالب همین کلیپ هم همه لذت بردیم هم از این، اما شبهه اصلی که داشتند مطرح می­کردند که این  آقا داشت می­گفت که بله در قیامتی که دیگر هر کسی به فکر خودش هست دیگر آن بلبشویی که آنجا هست و بلاخره هر کسی می­خواهد یک فدائی پیدا بکند حتی فدا بکند برا خودش اصلاً جای این نییست کسی بخواهد بیاید شفاعت بکند بخواهد دست گیری بکند از کس دیگری و این با ماهیت قیامت سازگار نیست

استاد یزدانی:

بله بحث بحث شفاعت هست  چون اینها شفاعت را انکار می­کنند دیگر، با شفاعت مشکل دارند می­خواهند بگویند که در قیامت شفاعتی نیست، این را می­خواهند انکار بکنند ولی خب قبل از اینکه بیایید برنامه اجرا بکنید قبل از اینکه بیایید شیعه را تکفیر بکنید قبل از اینکه بیایید این حرف­ها را بزنید شیعه به قیامت اعتقاد ندارد به چه دلیل؟ چون می­روند پیش امام رضا می­گویند برای ما شفاعت کن به شفاعت اعتقاد دارند در قیامت این حرف­ها نست در قیامت همه از همدیگر فرار می­کنند مادر از بچه فرار می­کند چه می­کند و چه می­کند بابا این برای همه نیست که این برای آدم­های گنه کار است آدم­های مؤمن در قیامت اینطور نیست که آنها هم می­توانند شفاعت کنند، همه انبیا شفاعت می­کنند همه صدیقین شفاعت می­کنند همه شهدا شفاعت می­کنند ملائکه شفاعت می­کنند، این چیزی که شما می­گویی برای آدم گنه کاری مثل تو هست نه برای انبیاء نه برای امام رضا نه برای امام حسین(ع)  من خیلی خلاصه وقت­مان کم هست از زبان بزرگان اینها جواب آقای سجودی را بدهم کتاب «مجموع مؤلفات محمد بن عبد الوهاب» « الرسائل الشخصیه» صالح الفوزان معروف هم این کتاب را تحقیق کرده و تصحیح کرده، صفحه9، نظرات خودش را محمد بن عبدالوهاب نوشته در این نامه چه گفته از جمله

«و أومن بشفاعة النبی»

ما به شفاعت پیغمبر ایمان  داریم

اما آقای سجودی ایمان ندارد

«و أنه اول شافع و اول مشفع»

او اولین کسی است که شفاعت می­کند و اجازه شفاعت به او داده می­شود

«و لا ینکر شفاعة النبی صلی الله علیه وسلم إلا أهل البدع و الضلال»

شفاعت را فقط چه کسانی انکار می­کنند؟ شفاعت را فقط کسی انکار می­کند که اهل بدعت و گمراهی باشد

مجری:

این کلام محمد بن عبد الوهاب است

استاد یزدانی:

فحش مستقیم محمد بن عبدالوهاب به آقای سجودی بابا شفاعت قابل انکار نیست از این گذشته ببینید شما ابن تیمه­شان در کتاب مجموع فتاوای خودش «مجموع فتاوا» ابن تیمیه ، جلد 3، چاپ1425، که در وزارت اوقاف عربستان هم این کتاب را چاپ کرده به دستور ملک فهد، صفحه 147 ببینید می­گوید

«و له صلی الله علیه و آله فی القیامه ثلاث شفاعات»

پیغمبر در قیامت سه­تا شفاعت دارد

مجموع فتاوا، ابن تیمیه، چاپ 1425، وزارت اوقاف عربستان، ج3،ص147

سه­جا شفاعت می­کند سه مرحله شفاعت دارد، شفاعت اول کجاست؟

«فیشفع فی اهل الموقف»

در باره اهل موقف شفاعت می­کند

خب حالا داستانش مفصل است من از صحیح بخاری خدمت­تان نشان خواهم داد که مردم همه می­روند پیش انبیاء، پیش حضرت آدم و نوح و ابراهیم و موسی و عیسی،پیش هر کسی  می­رود آنها نمی­توانند شفاعت کنند همه اهل موقف را ،می­آیند پیش پیغمبر، پیغمبر شفاعت­شان می­کند، شفاعت دوم

«فیشفع فی اهل الجنة أن یدخلوا الجنة»

برای اهل بهشت شفاعت می­کند که اینها وارد بهشت بشوند

و می­گوید این دو شفاعت مخصوص پیغمبر هست، خیلی خب باشد

«أما شفاعة الثالثة»

شفاعت سوم چیست؟

«فیشفع فی من إستحق النار»

شفاعت می­کند پیغمبر در حق کسانی که اهل آتش جهنم هستند

در باره کسانی که مستحق هستند وارد جهنم بشوند پیغمبر  در حق آنها شفاعت می­کند

«و هذه الشفاعة له»

این شفاعت را پیغمبر خودش انجام می­دهد

«و لسائر النبیین»

پیامبران دیگر هم می­توانند انجام بدهند

اهل جهنم را نجات بدهند

«و صدیقین»

صدیقین هم می­توانند

خب امام رضا لقب صدیق ندارد برای شما، قبول نداری به عنوان صدیق، امام حسین را به عنوان صدیق قبول نداری؟ که کلیپ­ها را پخش می­کنی می­گویی که امام حسین چطور می­تواند شفاعت کند نمی­شود این مسائل نیست، شما قیامت را منکر شدید، بابا آنطوری که شما تصور می­کنی نیست، قیامت برای یک عده­ای عذاب هست برای یک عده­ای رحمت هست، یک عده­ای در سایه رحمت خداوند خوشحال هستند، اما یک عده روسیاه مثل شما نه گرفتار هستید

«فیشفع فیمن  استحق النار أن  لایدخلها و یشفع فیمن دخلها أن یخرج منها»

حتی کسانی وارد جهنم شده­اند حق شان بوده وارد جهنم بشوند به جهنم رفتند، باز هم می­شود آنها را شفاعت کرد، هم پیغمبر می­تواند شفاعت کند هم انبیاء دیگر می­ توانند شفاعت کنند و هم صدیقین، هم دیرگران

«و صدیقین و غیرهم»

دیگران هم می­توانند شفاعت کنند

اما این آقا منکر بحث شفاعت بود، و شفاعت را انکار می کرد، این دو جواب یکی از محمد بن عبدالوهاب،جواب بعدی هم از آقای ابن تیمیه، البته خب روایت زیاد داریم من فقط اگر فرصت هست من خدمت­تان عرض کنم.

مجری:

مختصراً چون کلیپ­های زیادی هست و حالا عزیزان هم همینطور که ملاحظه می­کنند، تلفن­ها زیر نویس شده و در صدد هستند تا تماس بگیرند تماس­شان وصل بشود

استاد یزدانی:

یک روایت فقط من از صحیح بخاری نشان بدهم خیلی روایت جالب است ولی چون خیلی روایت طولانی است فقط آدرسش را می­دهم بینندگان عزیز بروند ببینند، روایت 4435، طبق چاپ دیوالبقاء، خیلی روایت طولانی است که همه انسان­های اولین و آخرین همه می­آیند در یک صف، همه می­آیند پیش حضرت آدم می­گویند

«أنت أب البشر»

تو پدر همه ما هستی

«خلقک الله بیده»

خدا تو را با دست خودش درست کرده

«و نفخ فیک»

حالا دیگر پیش حضرت آدم چاپلوسی می­کنند حضرت آدم شفاعت کند، حضرت آدم می­گوید نه من نمی­توانم شفاعت کنم، اصلاً کار من نیست، خدا بر سر من غضب و خشمی داشت که قبل از آن بر سر هیچ کسی خشمگین نشده بود من نمی­توانم، می­روند پیش حضرت نوح، می­روند می­گویند تو برای ما شفاعت کن، تو اول الرسل هستی و

«سماک الله عبداً شکوراً إشفع لنا إلی ربک»

ما را شفاعت کن پیش خدا

حضرت نوح هم می­گوید نه، خدا امروز اینقدر خشمگین هست که قبل از این خشمگین نبوده و نمی­دان از این حرف­ها (من بالا اشتباه ترجمه کردم عذر خواهی می­کنم، من نمی ­توانم

«و إنه قد کانت لی دعوتُ دعوتها علی قومی نفسی نفسی نفسی»

من خودم گرفتارم من نفرین کردم قومم را،

بروید پیش ابراهیم، پیش ابراهیم می­آیند او یک بهانه دیگر می­آورد می­گوید من هم نمی­توانم شما را شفاعت کنم می­روند پیش حضرت موسی، حضرت موسی هم می­گوید که من نمی­توانم شما را شفاعت کنم مگر نمی­دانید من چکار کردم، پیش حضرت عیسی می­رود ،حضرت عیسی هیچ گناهی البته ذکر نمی­کند مشخص است که روایت را چه کسانی ساختند ،جعل روایت توسط چه کسانی ساخته شده، همه پیامبران گنه کار هستند به حضرت عیسی که می­رسد هیچ گناهی ذکر می­کند؛ بروید پیش  پیغمبر، همه می­آیند پیش پیغمبر، پیغمبر همه را شفاعت می­کند خب روایت صحیح بخاری است البته خب ما می­دانیم این روایت جعلی هست، ما می­دانیم روایت افسانه است دروغین است ولی خب، برای اینهایی که صحیح بخاری را اصح الکتاب بعد کتاب الله می­دانند روایت معتبری هست و باید بپذیرند برایشان حجت هست، خدمت­تان هستیم

مجری:

بسیار خب خیلی زیبا جامع و کامل و همین اشاره کوتاهی هم که این آقای ناکارشناسی هم که باز انجام داد این آیه یازدهم سوره معارج را داشت می­خواند که بدون اینکه اشاره بکند می­گوید تمامی انسان­ها آیه این است که

«يَوَدُّ الْمُجْرِمُ لَوْ يَفْتَدِي مِنْ عَذَابِ يَوْمِئِذٍ بِبَنِيهِ* وَصَاحِبَتِهِ وَأَخِيهِ* وَفَصِيلَتِهِ الَّتِي تُؤْوِيهِ»

تا بعد از اینکه می­رسد به

« كَلَّا ۖ إِنَّهَا لَظَىٰ»

که استاد هم اشاره کردند که این راجع به چه کسانی هست نه نسبت به آن افرادی که، تمامی افرادی که شما به حساب می­آورید که قرار است وارد روز محشر بشوند؛ بسیار خب، حالا در جواب همین کلیپ هم باز کلیپ بعد آماده شده که ببینیم می­خواهند آقای سجودی ار اینها چکار بکنند، کلیپ شماره 63را با هم می­بینیم.

کلیپ63:

 هیچ یک از انبیاء او را در مقام خودشان نمی­بینند در شأن خودشان نمی­بینند، این شفاعت کبری است که خداوند بلاخره به پیامبرشان اجازه می­دهند شفاعت کنند ،دقت کنید حتی در اینجا هم وقتی هست، این نیست که شفاعت کبری یا شفاعت­های دیگر که پیامبر از نزد خودشان این کار را انجام بدهند، چرا که ما باید این احادیث را برگردانیم بر اساس آیات قرآن بفهمیم که آیات قرآن وقتی می­فرمایند که شفاعت از آن الله است برای خدا است بعد خدا به هرکس که بخواهد اجازه می­دهد، خب به پیامبرشان اجازه می­ دهند در شفاعت کبری برای اینکه این مقام پیامبر را به جهانیان برساند به این انسان­های کوردل، اینهایی که الآن دارند اهانت به رسول الله می­کنند به این کوردل­ها به این بزدل­ ها به این معاندین حق، که آنجا خیلی واضح برایشان می­شود و چه تأسفی خواهند خورد که واحسرتا که دیگر دردی دوا نمی­کند، ولی آنجا می­فهمند که چه مقامی دارد، تمام بشریت نیازمند به او هستند، وقتی خدا فرمودند که تو سراج منیر هستی  در این دنیا ،چراغ تابنده­ای هستی و داری منعکس می­کنی همه چیز را، حالا یکی از این سراج بودن­هایی که در دنیا است، دنیا چراغ بود برای مردم آخرت هم آن مقام محمود را دارد که همه به او نیاز دارند، همانطور که ما در دنیا نیاز به نور و روشنایی داریم در آخرت هم به رسول الله نیاز هست در شفاعت کبری هست، که بعد از این شفاعت مسئله حساب و کتاب انسان­ها پیش می­آید و شفاعت­های دیگر که هست که همه بر می­گردد به إذن خدا به کسی که خدا اجازه بدهد رسول الله اصلاً در این احادیث به آن فضلی که خدا به او داده از آن نعمتی که به او داده که «فترضی» اشاره فرمودند و بایستی گفتند که این احادیث شفاعت را در سایۀ قرآن فهمید مستقلی از قرآن نیست تضادی ندارد، هیچ وقت احادیث متضاد با قرآن نیست بلکه بایستی این احادیث را در سایۀ قرآن فهمید که شفاعت تنها از آن الله است به هر کسی بخواهد می­دهد به هر کسی بخواهد اجازه می­دهد که شفاعت کند به او می­گوید که فلانی تو شفاعت کن، همه اینها دلالت بر این عظمت و بزرگی و قرب و منزلتی که دارد و وعدۀ که خدا به او داده می­دهد.

مجری:

عجب، بله متأسفانه حاج آقا اینها گوش نمی­دهند به نصیحت­های شما بارها و بارها به آنها می­گویید با همدیگر هماهنگ بکنید قبل از آن می­خواهید صحبتی انجام بدهید بالاخره دارد بخش می­شود اینها، اینطوری نشود اینطوری پیش نیاید که یک­تان بیاید جواب یک دیگر را بدهد.

استاد یزدانی:

بله دیگر مذهب مذهب تناقض هست سلفی­گری غیر از تناقض و دروغ و این مسائل چیز دیگری ندارند.

مجری:

حالا دقیقاً هم خود ایشان باز اشاره کرد که شفاعت را ما مخصوص هیچ کس نمی­دانیم هر کسی می­تواند به این مقام برسد و البته اشاره­ای هم داشت حالا نسبت به بعضی از چیزهای که در کتب خودشان نقل شده می­گوید البته شما اینهای که در کتاب­های مان می­بینید یک بار فکر نکنید اینها مخالف با قرآن هست، نه ما اینها را درست می­ کنیم که مخالفتی با قرآن پیش نیاید، می­خواست بالاخره آن علمای که اسماً علمای که آمدند و با شفاعت کلاً مخالفت کردند می­خواست بالاخره یک کم ماست مالی بکند و به قول خود مان اینها را درست بکند برای خودشان.کلیپ شماره 65 را با هم ببینیم و بعد از آن إن شاءالله بر می­گردیم و در خدمت­شما بینندگان خواهیم بود.

کلیپ شماره 65:

+اشکال ندارد پس معاویه مبارزه می­کرد با فرمان خدا دیگر درست است؟

-والله من که نبودم ولی إبن عباس می­گوید بله مبارزه کرده البانی می­گوید صحیح است

+پس چرا حضرت حسن خلافت را به معاویه داد که دشمن خدا است؟

-حضرت حسن(ع)خواهد فرمود من هم مثل جدم داد در حدیبیه به دست مشرکین دادم به فرزند این مشرکین

+آقا حضرت حسن حق نداشت بیعت کند صلح می­کرد بیعت نمی­کرد

-() که بیعت کرد بیا نشان بده که بیعت کرده دروغ نگو روز عید است از خدا بترس

+اشکال ندارد اگر روایات را از کتب خودتان نشان دادم چه خواهید گفت؟

-یک سند صحیح از کتاب شیعی بیار بیعت کرده من همینجا بگویم که آقا من وهابی شدم

+نه همانطور که رافضی هستید باقی بمانید، همانطور که رافضی هستید به قول و اعتراف خودتان همانطور باقی بمانید و نیازی نیست که شما زحمت بکشید، ما روایات را خدمت­شما می­خوانیم شما این روایات را ببینید تا اینکه متوجه بشوید که سر شما کلاه گذاشته­اند به شما نگفته­اند من به شما حق می­دهم سر شما کلاه گذاشته­اند، در کتاب کشف الغمه صفحه 540، الارشاد للمفید صفحه 190، الفصول المهمة صفحه 162 و بحث مسعودی هم که جلد یک صفحه 431 آورده است که:

«لما تنازل الحسن لمعاویة و صالحه، نادی شیعة الحسین الذین قتلوا الحسین و غدروا به قائلاً: یا أهل الکوفه: ذهلت نفسی عنکم لثلاث: مقتلکم لأبی و سلبکم ثقلی و طعنکم فی بطنی و إنی قد بایعت معاویة فاسمعوا و أطیعوا»

بشنوید و اطاعت کنید.

-بقیه روایت را که می­خوانم را از کتاب کشف الغمه اربلی، روایت این هست می­گوید:«و إنی قد بایعت معاویة فاسمعوا و أطیعوا» این را شما اگر خاطرتان باشد هفته قبل در همین برنامه خواندی و فرمودی در کشف الغمه آمده، الاارشاد مفید آمده بر روی تصویر هم گفتید یک فایل پاور پاینت نشان دادی گفتید در کشف الغمه آمده الارشاد آمده، فصول المهمه هم آمده حالا از هر کدام از این سه­تا که دوست داشتید این را نشان بدهید

+ خدمت شما نشان بدهیم باشد،  اگر اجازه بدهید همه اینها را خدمت شما نمایش می­دهیم تا اینکه مشکل شما هم حل شود

- «إنی قد بایعت معاوه»، کشف الإرشاد، بصول المهمه

+ شما اگر اجازه بدهید ،مشکل شما این است که شاگردای تنبل همان وقت که من بحث ارائه می دهم،

هیچ حرفی برای گفتن ندارید

- همان وقت که قطع کردی و فرار کردی

+ اجازه بده الو همان وقت که ما بحث ارائه می­دهیم، این شاگردهای تنبل هیچ صحبتی نمی­کنند، الآن که بحث ما در واقع حالا بعد از یک هفته ایشان بیدار شده و یادشان آمده که این مبحث را باید پاسخ داده بشود ما هم دیگر حالا باید برگردیم به یک هفته قبل ببینیم چه گفتیم، همان را خدمت این حزب اللهی و  بسیجی­ها نمایش بدهیم، خب این هم بایعت، فقط آقا حمید حتماًخوب دقت کنید که دوباره هفته بعد نیایید بگویید یک روایت دیگر من می­خواهم، این روایت هم یادت رفته باشد، این روایت را الآن ما سرچ کنیم، تاریخ یک هفته قبل آقای حمید، خب، حالا من نمی­دانم  آن هفته، شما آن فایل صوتی که من خودم خواندم را پخش بکنید که من ببینم چه خواندم

- چشم چشم بله صدای من را دارید؟

+ صدایتان پخش می­شود بفرمایید

- در کتاب کشف الغمه صفحه 540، الارشاد للمفید صفحه 190، الفصول المهمة صفحه 162 و بحث مسعودی هم که جلد یک صفحه 431 آورده است که: «و إنی قد بایعت معاویة فاسمعوا و أطیعوا» بشنوید و اطاعت کنید؛ شنیدید آقای هاشمی؟

+ شنیدیم ولی کشف الغمه­ای من نگفتم، آقا حمید ببینید دروغی بگویید که حداقل خانواده­تان به شما نخندند، دروغی باشد که بشود کنار هم گذاشت

در کتاب کشف الغمه صفحه 540،

در کتاب کشف الغمه صفحه 540،

در کتاب کشف الغمه صفحه 540،

روایت را از کتاب کشف الغمه من خدمت­تان خواندم ،

از کتاب کشف الغمه من خدمت­تان خواندم که،

کتاب کشف الغمه من خدمت­تان خواندم،

 الإرشاد المفید خدمت­تان خواندم شما می­گویید ضعیف است، ضعفش را ثابت کن من که می­گوید حدیث صحیح است،

شنیدیم و لی کشف الغمه­ای من نگفتم

از کتاب کشف الغمه من خدمت­تان خواندم

شنیدیم و لی کشف الغمه­ای من نگفتم

در کتاب کشف الغمه صفحه 540

کی به کی است دو دوتا شانزده­تا

این عقل اینها است دیگر عقل نیست گچ آهک است، تف بر این عقل

مجری:

بله بسیار خب، بله خب حالا اینها خیلی جذاب­تر از خیلی از میان برنامه­ هایی هم است که ممکن است پخش بشود الحمد الله باز هم اینها تفریحات را هم از همین کلیپ­ها انتخاب می­شود و خیلی زیباتر است به قول خودشان اقلاً یک وقت یک دروغی بگویید که کنار خانواده نشسته­اید اینطور نشود که خانواده به شما بخندند و همین اطرافیان اینطور بگویند.

استاد یزدانی:

من تعجب می­کنم واقعاً با اینهمه سوتی که ما از اینها پخش کردیم در این سالها چطور اینها روی­شان می­شود بروند پیش خانوادۀشان، خانوادۀشان بگوید بابا نکنید این کارها را، تو مجبور هستی دروغ بگویی؟ آمد یک دروغی را گفت البته مقصر هم نیست برایش یک فایل فرستادند که شما از روی این فایل بخوان او بدبخت هم از روی آن فایل خواند که در کتاب کشف الغمه مرحوم اربلی و همین الارشاد شیخ مفید آمده که «قد بایعت معاویة» من با معاویه بیعت کردم «فاسمعوا و أطیعوا»، در حالی که اصلاً چنین روایتی وجود ندارد هر چه سیرچ زد حالا من کلیپ را کوتاه کرده بودم نزدیک 15 دقیقه بیننده پشت خط بود با هم کلنجار می­رفتند ایشان نمی­توانست پیدا کند از هر طرف هم کمکش کردند نشد یک دروغی گفته بود که نمی­توانستند آن را جمع کنند آخر هم بیننده را قطع کردند گفت نه دیگر خیلی وقت است این پشت خط است قطع کردند، تو مجبور هستی دروغ بگویی؟ و روایتی که ایشان می­خواند در «مروج الذهب» سنی­ها هست اما در کتاب­های شیعه این روایت نیست، می­گفت سند آن هم صحیح است، حد اقل می­گفتی هست، یعنی چه سند آن هم صحیح است؟ روایتی که ادعا می­کرد سند آن صحیح است بیننده عزیز ما جناب آقای حمید از کرمان موچ ایشان را گرفت و آبروی­شان را برد آبروی که البته نداشت و امیدوار هستیم که دیگر از این به بعد دروغی بگویید که حد اقل روی­تان بشود پیش خانوادۀتان بروید، البته اینقدر اینها دروغ گفته­اند خانوادۀشان عادت کرده احتمالاً.

مجری:

بله دیگر حالا اسم برنامۀشان را باید عوض بکنند و چقدر هم زیبا گفت این آقای ملا زاده که عقیل بی عقل باید ایشان نامید.بسیار خب حالا عزیزان زیادی پشت خط هستند برویم و صدای­شان را بشنویم، آقای علی کرمی در خدمت­تان هستیم بفرماید، سلام علیکم.

بیننده:

سلام عرض می­کنم خدمت حضرت محمد و خاندان طاهرینش خصوصاً حضرت ولیعصر(عج) خدمت­شما کارشناس­های عزیز اولاً من اسم­های هیچ کدام­تان را نمی­دانم تازه شبکه را پیدا کرده­ام، اسم مجری و کارشناس محترم­تان چه بود؟

مجری:

بنده مرعشی هستم و در محضر استاد بزرگوار حضرت یزدانی

بیننده:

آقای مرعشی من دیشب که تماس گرفتم اشتباه متوجه شدید فکر کردید که مثلاً من در مورد علم امروزی دارم حرف می­زنم و سؤال می­پرسم، نخیر من همان علم همان موقع را مد نظرم بود، این در مورد دیشب خواستم بگویم؛ بعد در مورد برنامه امشب­هم سؤالی که برایم پیش آمد این بود که این منشاء این دشمنی که دارند از کجاست؟ این دشمنی که با حضرت علی (ع) دارند که می­خواهند بگویند نه برادر پیامبر بوده نه پیمان اخوت بستند نه چیزی، این منشائش از کجا شروع می­شود، خودشان پیرو ابوبکر هستند عمر هستند، عثمان هستند، خب یکی را دوست دارند دوست داشته باشند، پرو او باشند ولی خب چرا می­آیند دشمنی می­کنند با علی

مجری:

بسیار خب احسنتم سؤالتان به دست ما رسید، تشکر می­کنیم از تماس­تان آقا علی اگر فرمایش دیگری نیست با شما خدا حافظی می­کنیم

بیننده:

خواهش می­کنم نه لطف دارید

مجری:

سلامت باشید، خب نسبت به دیشب حضرت آیت الله دکتر حسینی قزوینی مفصلاً اتفاقاً بدون نظارت به علم امروزی جواب دادند و بحث اعلمیت جانشین پیامبر را مطرح کردند و مفصلاً حالا این روایت «سلونی قبل أن تفقدونی» را ذکر کردند که هیچ کس جزئت نکرد چنین چیزی را بیان بکند و همین جمله هم تماماً بیانگر همین بود که اعلم افراد بعد از پیامبر و باب علم مسلماً حضرت امیرالمؤمنین بود این هم ناظر به هیچ زمان خاصی نبود و تمامی زمان­ها را در بر می­گرفت؛ اما نسبت به سؤال دوم­تان که منشاء دشمنی­ها چه بوده این را هم باز در برنامه­های متعدد دیدید و البته یکی از آن چیز­هایی که بسیار نفی می­شد بلاخره این کینه­هایی بوده که از زمان قبل از اسلام در دل بسیاری از صحابه وجود داشته و بعد از آن طبیعتاً آن اتباع آنها هم ممکن است راه آنها را ادامه داده باشند، در خدمت­تان هستیم حضرت استاد.

استاد یزدانی:

البته خب انگیزه­های متعدد می­تواند باشد، دشمنی با امیرالمؤمنین خب حالا باید از خودشان پرسید انگیزه­تان چی هست که شما روایتی که در کتاب­های­تان با سند صحیح نقل شده نه یک سند صحیح چندین سند صحیح دارد، خب کتاب­های شیعه که متواتر هست، شک و شبهه­ای در آن نیست، در منابع شما هم با سندهای متعدد نقل شده، چرا انکار می­کنید؟ انگیزه­تان چیست، باید از خودشان سؤال کرد، ولی خب یک سری روایات ما در منابع اهل سنت داریم که دلیل دشمنی بعضی­ها را با امیرالمؤمنین نقل کردند، خصوصاً از جابر بن عبدالله انصاری، که من  نمی­خواهم اینها را بگویم که مصداق این روایت هستند ولی خب کسانی که با امیرالمؤمنین دشمنی بکنند، یکی از دلایلش می­تواند این روایت باشد که جابر بن عبدالله انصاری می­فرمودند

«قال کنا معشر الأنصار نمتحن أولادنا بحب علی بن ابی طالب(ع)»

دشمنی با امیرالمؤمنین یکی­اش می­تواند این قضیه باشد و یکی هم آن روایت مشهوری که در صحیح مسلم هست که

«لایحبنی إلّا مؤمن و لا یبغضنی إلّا منافق»

که آن هم در صحیح مسلم هست، اگر اینها بغض امیرالمؤمنین را دارند

«لایبغضنی إلّا منافق»

من از صحیح مسلم خدمت بینندگان عزیز نشان بدهم، خب حالا بعداً نشان می­دهم خدمت­تان

مجری:

خب حالا عزیزان هم پشت خط هستند اگر اجازه بدهید تماس بعدی را بگیریم حالا تا وقتی که فرصت بشود ان شاء الله

استاد یزدانی:

بله پیدایش کردم، صحیح مسلم ، چاپ دارالطیبه، ریاض عربستان سعودی، صفحه شماره 51، که خود امیرالمؤمنین قسم می­خورد،قسم جلاله می­خورد که پیغمبر به من فرمود

«لایحبنی إلّا مؤمن و لا یبغضنی إلّا منافق»

صحیح مسلم، چاپ دار الطیبه، ریاض عربستان، ص51

اگر اینها بغض امیرالمؤمنین را در دل دارند یا می­تواند آن دلیلی باشد که جابر بن عبدالله انصاری فرمودند، یا این روایتی که از خود امیرالمؤمنین نقل شده ،کسانی بغض امیرالمؤمنین را در دل دارند که منافق هستند، و این نفاق باعث می­شود که اینها فضائل امیرالمؤمنین را انکار کنند، در خدمت­تان هستیم.

مجری:

بسیار خب، تشکر می­کنیم، همچنین تشکر هم می­کنیم از آقای کرمی که باز هم امشب­هم تماس گرفتند و صدایشان را شنیدیم، آقا زکریا از ایلام تماس گرفتند و پشت خط هستند، در خدمت­تان هستیم آقا زکریا بفرمایید

بیننده:

سلام و عرض ادب خدمت شما و استاد گرامی و بینندگان عزیز، این کارشناسان راوی یک روایتی را مطرح می­کنند در مورد شبی که حضرت علی در بستر پیامبر خوابید، و پیامبر سلامتی­اش را تضمین کرده بود، گفته حتماً مشکلی برای تو پیش نمی­آید و امانتی­هایی که پیش من است به صاحبان­شان برگردان، که سلامتی حضرت علی را تضمنی کرده، بعد این سؤال پیش می­­آید اگر، خب پیامبر به هر یک از اصحابشان می­گفت تو امشب در بستر من بخواب که، و فردا هم حتماً هیچ مشکلی برایت پیش نمی­آید، خب به هریک از اصحاب می­گفت قبول می­کردند خب، آیا این فضیلتی برای امام علی محسوب می­شود؟ اگر این را توضیح بدهید ممنون می­شوم.

مجری:

بسیار خب تشکر می­کنیم آقا زکریا که با ما تماس گرفتید و این سؤالتان را مطرح کردید، یکی از پاسخ­هایی که بسیار مشهور هم هست و می­گویند این است که خو همین ایمان به چنین چیزی، یعنی در این حد ایمان وجود داشته در بین سایر صحابه و دیگر اشخاص که مرگ را در جلوی چشم­هایشان ببینند این شمشیرهای برهنه را ببینند اما ایمان واقعی داشته باشند به کلام پیامبرشان، ما بسیار در سیره بسیاری دیگر از صحابه این را می­بینیم که دقیقاً بر خلاف این بوده بر صحبت­های عادی هم ایمان نمی­آوردند چه برسد به در اینجایی که قرار است چنین اتفاق بزرگی رقم بخورد.

استاد یزدانی:

بله پیغمبر خیلی چیزها را به ما هم گفته، خیلی بشارت­ها را به ما هم داده، به بقیه صحابه هم داده بود اما همه قبول می­کردند؟ همه یقین می­کردند که هرچه پیغمبر می­گویند راست است؟ خب خیلی­ها بودند حرف پیامبر را گوش نمی­کردند، اما همین که به این درجه­ای از یقین رسید این بالاترین فضیلت هست برای امیرالمؤمنین که تا پیغمبر به او گفت جای من بخواب هیچ مشکلی برایت ایجاد نمی­شود، رفت جای پیغمبر خوابید بدون اینکه سر سوزنی اعتراض کند یا خم به ابرو بیاورد ،خب این بالاترین فضیلت است، حتی ابن تیمیه می­گوید این از شهادت هم بالاتر است در کتاب «قائدة فی الإنغماس فی عدو» اسم عجیب و غریبی هم کتاب دارد نویسنده­اش هم ابن تیمیه در ریاض هم چاپ شده، چاپ اضواء السلف صفحه 24و 25، حالا بحث فرار که فرار جایز است و از این مسائل که کاری به این نداریم تا در صفحه شماره 33، ذیل این آیه، چون این آیه در شأن امیرالمؤمنین نازل شده

«إِنَّ اللَّهَ اشتَرىٰ مِنَ المُؤمِنينَ أَنفُسَهُم وَأَموالَهُم»

«وَمِنَ النَّاسِ مَن یَشْرِی نَفْسَهُ ابْتِغَاء مَرْضَاتِ اللّهِ»

قائدة فی الإغماس فی عدو، ابن تیمیه، ریاض، چاپ اضواء السلف، ص24-25

این آیه هم که در حق امیرالمؤمنین نازل شده، می­گوید آن کسی که

«فإن المشتری یسلم إلیه  مااشتراه و ذلک ببذل النفس و المال فی سبیل الله وطاعته و إن غلب علی ظنّه أن النفس تقتل و الجواد یعقر فهذا أفض من الشهادة»

ببینید یک کسی می­داند که فردا به شهادت می­رسد و جان خودش را فدا می­کند بدون اینکه ترسی و و حشتی داشته باشد، جان خودش را در کف دست خودش می­گیرد این می­گوید از شهادت هم بالاتر هست؛ امیرالمؤمنین بله می­دانست چه کسی به او گفته بود؟ پیغمبر به او گفته بود، پیغمبر گفت جای من بخواب هیچ مشکلی برایت ایجاد نمی ­شود، امیرالمؤمنین هم فوراً پذیرفت جای پیغمبر خوابید و واقعاً هم مشکلی برایش ایجاد نشد، یقین داشت که مشکلی برایش ایجاد نمی­شود، این یقین بالاتر از هر کار دیگر، حالا مقایسه کنید با بعضی­های دیگر، پیغمبر به او می­گفت نترس، یک طوری ترسیدند که خدا آیه در باره­اش نازل کرد؛ در خدمت­تان هستیم.

مجری:

بسیار خوب و زیبا، این سؤالات در ابتدا در نظر یک شبهه می¬آیند اما بعد از اینکه پاسخ را می شنویم می­بینیم که چقدر زیباتر می­شود این اعتقادات ما و در حقیقت فضیلتی در ذهن ما از اهل بیت شکل می­گیرد که الحمد الله همه اینها هم به برکت این جلسات و استفاده کردن از محضر چنین کارشناسانی هست، بسیار خب آقا حسین از سرخه پشت خط هستند سلام عرض می­کنیم در خدمت­تان هستیم.

بیننده:

سلام علیکم خسته نباشید اگر اجازه بدهید بنده یک سخنی با این وهابی­ها داشتم

مجری:

بسم الله بفرمایید آقا حسین

بیننده:

آقایان وهابی، آقایان ناصبی، آقایانی که دشمن اسلام هستید، آقایانی که داعش از تفکرات شما به وجود آمد، مردم را از اسلام و مسلمین متنفر کرد، آقایانی که کل عمرتان را دشمنی کردید با اهل بیت، شما همین­ها هستید، شما اگر واقعاً بفکر حدیث و این بحث­ها و روایت و صحیح وغیر صحیح بودید یک حدیث از ابوبکر بیاورید رد کنید، یک حدیث از عمر بیاورید رد کنید، چرا فقط دشمنی­تان با علی است؟ شما معلوم است کارتان چیست از اول آمدید برای دشمنی با اهل بیت، امروز حالا استاد یزدانی جالب است، آن پیرمرده که اسمش را هم نمی­دانم امروز برنامه داشت ساعت 18، آمد گفت که شیعیان هرگز به اسلام نزدیک نمی­شوند، حالا شما تعیین می­کنید مرز اسلام را؟ این هست حرف شما؟ شما همان کسانی هستید که خدایتان نعوذ بالله دست و پا دارد، اینطور خدایی ترسیم کردید، شما همان­هایی هستید که ولله قسم بعد از اینکه خندوانه و دورهمی تمام شده ما فیلم­های شما را می­گذاریم می­خندیم، شما همین­ها هستید ،می­گویند در قیامت هرکی با امام خودش محشور می­شود، ان شاءالله شما هم با ابن تیمه و محمد بن عبدالوهاب محشور می­شوید اگر نمی­ترسید بیایید مناظره کنید، با شبکه ولایت، با شبکه ولیعصر نه بیایید با یک بچه شیعه مناظره کنید شما اینقدر عقیده­تان ضعیف و پست و بی ارزش است که یک بچه شیعه خیلی راحت پوزه­تان را به خاک می­مالد زمین­تان می­زند طوری که بلند نشوید دیگر، شما همین افراد هستید، حالا استاد یزدانی اگر این حدیث را دارید نشان بدهید، آقایان وهابی لطفاً بیایید این حدیث را جواب بدهید یک بار هم شیعه صحبت بکند، پیامبر(ص) از خانه آن فرد آمد بیرون اشاره کرد گفت اینجا فتنه است، اینجا فتنه است، اینجا فتنه است، شاخ شیطان از اینجا بیرون می­آید، بیایید این را جواب بدهید استاد یزدانی اگر دارید این حدیث را نشان بدهید، خیلی ممنونم ببخشید صدایم را بردم بالا از محضر امام زمان هم عذر خواهی می­کنم.

مجری:

سلامت باشید خیلی تشکر می­کنیم از آقا حسین ان شاء الله که همیشه در هر سنگری هستید مدافع حریم اهل بیت باقی بمانید، تشکر می­کنیم از شما و  اگر صحبتی هست بفرمایید.

استاد یزدانی:

نه ضرورتی ندارد، حالا دوست­مان روایتش را خواندند دیگر

مجری:

بله خب الحمد الله ، خب تماس بعدی آقای احمدی از مشهد هستند در خدمت­تان هستیم آقای احمدی

بیننده:

سلام علیکم و رحمت الله

مجری:

علیکم السلام و رحمت الله و برکاته

بیننده:

شب­تان بخیر و خسته هم نباشید، ان شاء الله که خدا به همه کسانی که در راه نشر معارف دین خدمت می­کنند خدا به همه­­شان إن شاء الله توفیق بدهد و بر توفیقات­شان اضافه کند؛ مطلبی که می­خواهم عرض کنم مستقیماً در ارتباط با شفاعت نیست، ولی حالا شاید خیلی هم بی­ربط با این موضوع شاید نباشد، و آن هم بحث احادیثی است که نقل می­شود در مجالس، مبنی بر اینکه مثلاً کسی که در مصیبت امام حسین اشک از دیدگانش جاری بشود، ایشان گناهانش با اولین قطره اشکی که می­ریزد آمرزیده می ­شود یا روایاتی شبیه به این که این شبهه را ایجاد می­کند که چطور می­شود یک نفری کلی گناهان متعدد  مرتکب بشود و بعد مثلاً با ریختن یک اشک در مجلس امام حیسن این گناهانش آمرزیده بشود، خب حالا در جواب این، مثلاً گفته می­شود کسی که مرتکب همچین گناهانی بشود توفیق پیدا نمی­کند که اشک از دیده­اش بریزد بخاطر امام حسین که بعد منجر به آمورزشش بشود، این شامل کسانی می­­شود که درواقع اصرار بر انجام گناه ندارند، حالا سهواً یا یک موقعیتی پیش می­آید یا هوا بر آنها غلبه می­ کند یا به هر دلیلی مرتکب گناهی می­شوند و این شامل آنها می­شود، اما من الآن می­­خواهم راجع به حدیث بخصوصی سؤال کنم که این یک مقداری

مجری:

بله سریع­تر بفرمایید که عزیزان پشت خط هستند

بیننده:

خواهش می­کنم من سعی می­کنم که سریع­تر عرض کنم، سؤال من راجع به یک حدیث دیگری است که من فهوای کلام را نقل می­کنم برای اینکه زمان زیادی گرفته نشود  و از خواندن متن حدیث خود داری می­کنم، داستانی است که عمار یاسر نقل می­کند در زمان حضرت علی (ع) که می­گوید مردی سفوان اکهل آمد خدمت امام علی (ع) در مجلس قضاوتی که امام بود، آنجا بعد ایشان می­آید می­گوید که من گناهانی مرتکب می­شوم و از شما می­خواهم که من را در این دنیا مجازات کنید که من آن دنیا دیگر راحت باشم، امام علی می­فرمایند که  بزرگترین گناهانت چیست؟ چه گناهی مرتکب می­شوی می­گوید «أنا ألوط به سبیان» و بعد حضرت علی می­گوید که خب سه تا مجازات تو می­توانی داشته باشی، سه­تا مجازات را می­فرمایند حضرت بعد می­­گویند خودت انتخاب کن که کدامش را می­خواهی راجع به تو اجرا بشود، که ایشان می­گوید من را آتش بزنید و برای اینکه من در آن دنیا از آتش آن دنیا نجات پیدا کنم، حضرت هم می­فرمایند که خب باشد برو حقی اگر بر گردنت هست ادا کن وصیتی اگر می­خواهی بکنی بکن که فردا این حکم را راجع به تو اجرا کنیم به عمار هم می­گویند که چوب جمع کن هیزم جمع کن برای اینکه این حکم را اجرا کنیم، مردم کوفه می­گویند که خب قبلاً علی(ع) گفته که شیعیان ما در آتش نخواهند سوخت، ایشان هم از شیعان امام علی بوده فردا می­بینیم اگر آتش او را سوزاند که حرف امام علی باطل شده و این حرفش از بین رفته و اگر نسوزاند هم خب این با این همه گناهی که مرتکب شده چطور این اتفاق می­تواند بیفتد، بعدش هم اتفاقاً آن هیزم را جمع می­کنند و آتش را روشن می­کنند، ایشان می­رود و نمی­سوزد، این آتش او را نمی­سوزاند و از آتش سالم بیرون می­آید؛ من سؤالم این است که حاج آقا عذر می­­خواهم که طولانی هم شد، ولی سؤالم این است که اولاً این حدیث سند و متنش صحیح است یا نه؟ اگر صحیح نباشد که هیچ دیگر بقیه سؤالات هم خود بخود حذف می­شود، ولی اگر صحیح باشد، ایشان از فعل مضارع استفاده می­کند می­گویند «أنا ألوط به سبیان» نمی­گوید  من یک وقتی همچین کاری کردم، یعنی اینکه این کار اصرار یا مداومت داشته یا استمرار داشته در یک زمانی حداقل و این چطور ممکن است که این بخشش راجع به او اتفاق بیفتد و به اسم اینکه یا به دلیل اینکه جزء شیعیان و محبین امام علی(ع) هست حقی که از آن بچه­ها در آن موقع ضایع شده ،چه از جهت تربیتی و چه از جهت روانی و عاطفی این حق چطور می­خواهد جبران بشود؟

استاد یزدانی:

روایت را می­شود یک بار دیگر بخوانید کجا نقل شده این روایت متوجه نشدم آقای احمدی عزیز،  روایت را می­شود بفرماید کدام کتاب نقل شده؟

بیننده:

روایت در چند کتاب ذکر شده من الآن در واقع یکی از سند­های که اینجا هست را

استاد یزدانی:

متنش را اگر می­شود بخوانید سرچ بزنیم

مجری:

ظاهراً این روایتی که می­گویید حالا اهم مطالبش، اهم جاهایی که آمده در «عیون المعجزات بوده»

بیننده:

کتاب «مدینة معاجزة الأئمة إثنی عشر» جلد1 صفحه 258،

 

استاد یزدانی:

مدینة المعاجز، خب متنش را بخوانید

بیننده:

متنش را اجازه بدهید از اولش اگر بخواهم بخوانم می­گوید که

«سید المرتضی فی عیون المعجزات قال حدثین ابو تحف، قال حدثنی سعید بن مرّه، یرفعه برجاله إلی عمار بن یاسر و فعلناه لرجعته، أنه قال کان امیرالمؤمنین (ع) جالساً فی دارٍ قضاء فنحض إلیه رجل قال له سفوان بن اکحل و قال أنا رجل من شیعه»

استاد یزدانی:

پیدایش کردیم

مجری:

بله خب الحمد الله خودتان هم اهل دقت و عربی خواندن هم هستین و این معانی هم سندی را هم که خواندید معانی­­اش را هم می­دانید این لفظ «رفع عنه» خودش گویای بسیاری از مطالب هست نسبت به اصل سند روایت، اما در رابطه با حالا اینکه آیا در چه کتاب­هایی هم ذکر شده باز هم خودش محل بحث هست از جانب دیگر هم باز در دلالت روایت هم باز بحث زیاد هست، اینکه چه نوع اقراری می­تواند منجر به حد زدن باشد  و تک تک اینها جای بحث دارد

استاد یزدانی:

روایتی که در «مدینة المعاجز» سید هاشم بحرانی ایشان از عیون المعجزات سید مرتضی نقل می­کند

«حدثنی ابو التحف»

از سید بن مرّ

« یرفعه برجاله إلی عمار بن یاسر»

خب وقتی روایت اینطور می­شود دیگر متن نیاز به بررسی ندارد، حالا اگر متن متن خوبی باشد با اعتقادات شیعه سازگار باشد، خب خیلی شاید گیر ندهند به سند ولی وقتی یک متنی باشد که با اعتقادات شیعه با روایات دیگر در تضاد باشد دیگر همین یک ضعف سند برایش کافی است حالا ابوالتحف و سعید بن مرّ و اینها هم باید بگردیم و سند مشخص است ضعیف است.

مجری:

بله الحمد الله بسیار خب خیلی تشکر می­کنم

استاد یزدانی:

ولی باز  من اتفافقاً می­خواستم این روایت را بخوانم، روایت جالبی بود در بحث شفاعت در صحیح مسلم هست و خیلی از کتاب­های دیگر که چطور می­شود انسان با یک کار کوچک همه گناهانش بخشیده بشود، اولآً ما نمونه قرآنی داریم، در قرآن کریم دوتا آیه است  در سوره مبارکه بقره آیه شماره 58، و سوره مبارکه اعراف آیه 161، داستان بنی اسرائیلی که چهل سال سرگردان بودند با کارهایی که انجام دادند خدا اینها را چهل سال سرگردان بودند در بیابان تا اینکه یوشع بن نون آمد اینها را نجات داد وقتی نجات داد آمدند بیت المقدس را گرفتند خدا به اینها چه گفت؟

« ادْخُلُوا هَٰذِهِ الْقَرْيَةَ فَكُلُوا مِنْهَا حَيْثُ شِئْتُمْ رَغَدًا وَادْخُلُوا الْبَابَ سُجَّدًا وَقُولُوا حِطَّةٌ»

ببینید فقط خدا به آنها چه گفت؟ گفت شما بگویید حطّه همین کلمه حطّه را بگویید

« نَغْفِرْ لَكُمْ خَطَايَاكُمْ ۚ وَسَنَزِيدُ الْمُحْسِنِينَ»

وقتی وارد این قریه می­شوید بگویید حطّه یعنی یک کلمه کوچک

مجری:

« نَغْفِرْ لَكُمْ خَطَايَاكُمْ»

استاد یزدانی:

همه گناهان، قبل از این هر کاری کردید خدا می­بخشد ولی خب بنی اسرائیل برعکسش را انجام میدادند، خب وقتی همچین نمونه­ای در قرآن کریم داریم با یک حطّه گفتن، حطّه سخت نیست که، اگر به من بود تسبیح می­گرفتم پنج شش دور تسبیح می­گفتم بعد وارد می­شدم، خب اینها نگفتند خیلی­هایشان، وقتی خدا اینطوری می­بخشد، حالا در صحیح مسلم هم روایت جالبی هست، صحیح مسلم، دو باب روایت، چاپ ریاض عربستان سعودی، چاپ وزارت اوقاف، چاپ دارالسلام، یک باب روایت دارد

«باب من صلی علیه مائه شفعوا فیه»

اگر صد نفر برای یک جنازه­ای نماز بخوانند، همین که نماز بخوانند کافی است برای اینکه شفاعتش را در حق آن آقا قبول کنند

صحیح مسلم، چاپ وزارت اوقاف، دارالسلام، ریاض عربستان سعودی،

باز روایت بعدی می­گوید چهل نفر نماز بخوانند برای یک جنازه­ای دیگر شفاعت این آقایان در حق او تمام هست و قبول می­شود؛ از اینها گذشته باز در «صحیح سنن ترمزی»، سند صحیح است، جلد اول، چاپ ریاض عربستان سعودی، با تحقیق آقای البانی، صفحه538، روایت شماره 1059، حالا من رنگی نکردم فرصت نشد رنگی کنم از ابو اسود دوئدی می­گوید من وارد مدینه شدم

«فجلست إلی عمر بن خطاب فمرّوا بجنازة»

سنن ترمزی، ترمزی، چاپ ریاض عربستان سعودی، تحقیق البانی، ج1، ص538، روایت1059

رفتم مدینه آنجا نشستم یک جنازه­ای از آنجا داشتند عبور می­دادند

« فأثنوا علیه خیرا»

مردم گفتند آدم خوبی بود ما از این چیزی بدی ندیده بودیم، یک کسی گفت عجب آدم خوبی بود

«فقال وجبت»

بهشت بر او واجب شد

خلیفه دوم گفت بهشت بر این آقا واجب شد، به او گفتند چرا واجب شد؟

«أقول کما قال رسول الله (ص) قال:ما من مسلم یشهد له ثلاثة إلّا و جبت له الجنة»

سه نفر بیایند بگویند این آدم خوبی بود همین کافی است برای اینکه بگویند اهل بهشت است و بهشت بر او واجب می­شود، این یک روایت باز روایت دیگر در «مسند احمد بن حنبل» آمده از این دست ورایات ما خیلی زیاد داریم، مسند احمد بن حنبل، جلد13، چاپ مؤسسه الرسالة، با تحققی شعیب الأرنعوط وهابی از ابو حریره روایت نقل شده که

مسند احمد بن حنبل، چاپ مؤسسه الرسالة، با تحقیق شعیب الأرنعوط وهابی،ج13

ابو حریره می­گوید سند این روایت هم صحیح السند است «اسناده صحیح» حالا فرصت نکردم  که این را رنگی کنم که پیغمبر فرمود

«أن النبی سمع رجلاً یقرأ (قل هو الله احد)»

پیغمبر شنید که شخصی قل هو الله می­­خواند

«فقال وجبت، قالوا یا رسول الله ما وجبت؟»

چه چیزی واجب شد؟

«وجبت له الجنة»

یک قل هو الله بخوانی پیغمبر می­گوید بهشت برای تو واجب می­شود؛ شماره یک، آقای شعیب الأنعوط وهابی می­گوید سند روایت صحیح است، همه راویان صحیح و مسلم هستند غیر از فلانی که او هم ثقه است؛ از این دست روایت حالا من یک فایل ووردی دارم مفصل از اینه که نزدیک 35باب روایت که کسی که یک کارهای خیلی کوچک بکند از دیدگاه اهل سنت می­شود اهل بهشت، همه گناهانش بخشیده می­شود، حالا شما چرا اینقدر ناراحتید کسی برود زیارت امام حسین و خدا ببخشد او را، چرا زور می­آید به شما چرا اینقدر ناراحتید، از چه ناراحتید؟ خب همان روایتی که شما می­خوانید یک قل هو الله بخوانید اهل بهشت می­شوید هما پیغمبر هم به ما گفته هر کسی زیارت امام حسین برود بهشت بر او واجب می­شود، چرا آن را قبول می­کنید این را قبول نمی­کنید

مجری:

به قول خودتان اینها خیلی وقت­ها حدیث نفس می­گویند خودشان می­دانند یک نوع مجرمی هستند که هرچه تداعی بیاورند هرچی صحبتی بکنند

استاد یزدانی:

خدا می­گوید با یک حطّه گفتن همه گناهان­تان را می­بخشم، می­گوید یعنی چه؟ بروی زیارت همه گناهانت بخشیده می­شود؟ برای امام حسین گریه کنی همه گناهانت بخشیده بشود؟

مجری:

خیلی زیبا، خیلی شیوا الحمد الله ولی واقعاً یعنی کسی بخواهد چنین شبهه­ای را بکند با این پاسخ استاد با همین یک کلام قرآنی این همه گناه بنی اسرائیل انجام دادند «قولوا حطّه» بگو حطه تا همه را ببخشیم و آخرش هم «وَسَنَزِيدُ الْمُحْسِنِينَ» خیلی زیبا و شیوا استفاده کردیم؛ خب آقای مؤذن از تبریز پشت خط هستند و بعد از آن هم اگر فرصت بشود ان شاء الله مابقی عزیزان را وصل بکنیم، بله بفرمایید آقای مؤذن در خدمت­تان هستیم

بیننده:

سلام علیکم خسته نباشید، با سلام خدمت حضرت استاد آقای یزدانی و مجری محترم

استاد یزدانی:

سلام علیکم و رحمة الله بفرمایید

بیننده:

سلامت باشید، سؤالی که من در رابطه با یک سؤالی داشتم و یک عرض کوتاه هم داشتم، سؤالم این است که در سایت مؤسسه ولیعصر یک کتابی است سؤالاتی از محضر استاد، گفتید این کتاب است، آیا این کتاب­ها اینها را از اهل سنت سؤالاتی کردند؟ یا این هم جزو مواردی است که شیعه از اهل سنت سؤال کند، در رابطه با این کتاب خواستم از حضرت آقا سؤال کنم

مجری:

بله یک مقدار بلندتر صحبت بفرمایید

بیننده:

بله یک عرض دیگری هم داشتم در رابطه با آقای شرت آبی، ایشان معمولاً در این رابطه می خواهند که معروف بشوند، مثل ایشان مثل کسی است که می­خواهد حاتم طایی بشود رفت به آب زمزم بول کرد می­خواست معروف بشود، این بیچاره می­خواست با دشمنی با امیرالمؤمنین می­خواست معروف بشود، این مشکل ندارد در رابطه با این پیام تبلیغاتی که شبکه کلمه و آقای سجودی ایشان روایتی که از حضرت ایت الله قزوینی آوردند انصافاً ما به آن روایت حض کردیم واقعاً یک عرضی هم داشتم در رابطه با فرمایش رسول الله که فرمودند

«فلایزاد إلا علوا و امر إلا ظهورا»

هرچقدر جریان امام حسین را بکوبند اراده خدا این است که جریان امام حسین روز به روز بالاتر برود، این هم که از توفیقات خداوند بود که می­خواستند روایتی به این زیبایی از زبان دشمن امام حسین بیاید، خیلی ممنون از برنامه شما و از وقتی که به من دادید، تشکر از شما یا علی مدد خدا حافظ

مجری:

 سلامت باشید یا علی مدد خیلی تشکر می­کنیم از تماس­تان که از تبریز با ما در ارتباط بودین آقای مؤذن ان شاء الله همیشه بتوانیم مدافع مکتب باشیم و ان شاء الله بتوانیم مورد شفاعت آنها قرار بگیریم؛ خب آقای بهادری از کرج پشت خط هستند در خدمت­تان هستیم بفرمایید

بیننده:

سلام علیکم و رحمة الله خدمت حضرت آقای یزدانی بزرگوار و جناب آقای مرعشی دو سید عزیز و دوست داشتنی، من خیلی مطلب داشتم الآن دیگر استخاره کردم این مطلب را می­خواستم بگویم که کتاب 80جلدی آقای ابن عساکر نوشته قرآن در سه منطقه به رسول خدا نازل شده، مکه ، مدینه ، دمشق، سؤال، رسول خدا هیچ گاه به شام نیامده بود این روایت جعلی است اقایان از معاویه و عمال معاویه بوده که با پول حاکم­ها شروع کردند جعل کردن، پیش از600سال آقای ابن عساکر شما چرا این را نوشتید آقای ابن عاسکر اینکه فرهنگی نیست، این یکی، آقای شبلنجی در کتاب« نور الأبصار»

رسول خدا فرموده:

«من مات علی حب آل محمد مات شهیدٌ»

هر کس بمیرد در حالی که محبت آل محمد را داشته باشد شهید از دنیا می­رود

علی و من مات حب آل محمد ، مغفور له»

کسی بمیرد ولی در دل او محبت آل محمد باشد  آمرزیده از دنیا رفته

«علی و من مات حب آل محد، ماتاً توئبا»

توبه هم نکرد باشد ولی محبت آل محمد را داشته باشد انگار با توبه رفته

نورالأبصار

إلی آخر بعد آخر می­گوید اگر کسی بمیرد با حب آل محمد ملائکه او را مثل عروس به بهشت می­برند، و اگر کسی به حب آل محمد بمیرد  دو درب بهشت برای او باز می­شود، و باز اگر کسی به حب آل محمد بمیرد قبر او مزار فرشتگان است

«علی و من مات حب آل محمد مات إلی السنة و الجماعة»

هر کس بر محبت آل محمد بمیرد بر سنت و جماعت از دینا رفت

سؤال این سنت و جماعت را آقای شبلنجی به خودتان اختصاص دادید؟ این را لطف کنید بدهید به ما شیعیان شما گفتید ما وهابیان اهل جماعت و سنت هستیم، این محبت اهل بیت فقط مال شیعیان هست و اهل سنت محترم چون سران شما وهابیان آقا همه اهل بیت را شهید و قتل عام کردند، آقایان وهابی تمام زیارت کنندگان قبور متبرکه اهل بیت را با کمربند انحصاری می­کشند یا ترور می­کنند چرا؟ شما واقعاً محب آل محمد هستید؟ ما شیعیان 1400 سال است که محب اهل بیت هستیم نه شما، در راه محبت اهل بیت چه جان­های که ندادیم ما ها، من یک سؤال دیگر دارم؛ شما یک خلیفه دارید به نام أبی بکر یک دختر دارد به نام عایشه، عمر هم خلیفه دوم یک دختر دارد به نام حفصه پسری دارد به نام عبدالله بن عمر، عثمان هم یک پسری دارد به نام أبان بن عثمان، خلیفه چهارم شما امام اول ما خلیفه اول ما هم حضرت علی(ع) دختری دارد به نام زینب پسرانی دارد به نام حسن و حسین دو سید شباب اهل الجنه، شما بعد از أبو بکر  عایشه را کردید مفتیه عثمان کردید لقب صدیقه هم به او می­هدید، دختر عمر هم حفصه چون دختر زیرکی نبود به جای او عبدالله بن عمر را کردید مفتیه عثمان، پسر عثمان را هم کریدید امیر الحاج، اما دختر حضرت علی(ع) را خلیفه چهارم خودتان اسیر کردید شهر به شهر جلوی چشم مردم او را به اسارت بردید پسرانش را کشتید علی محب آل محمد بودید تاریخ را انکار می­کنید؟ این که می­گویند چرا ذلیل­ترین شخص آن کسی است که برود از ترس مرگ پای حجاج بن یوسف سقفی را ببوسد ولی چرا از عزیزترین انسان که امام حسین(ع) بود یادی نمی­کنید؟ اینها واقعاً محبت اهل بیت است؟ به ما جواب بدهید و السلام علیکم و رحمة الله و برکاته.

مجری:

علیکم السلام طیب الله أنفسکم أحسنتم مثل همیشه خیلی سر زنده و الحمد الله این سؤالاتی که واقعاً در جای خودش باید پرسیده بشود از آنهای که بر این عقاید استوار شده فکرشان که کاملاً همه اینها به جا بود و در جای خودش.استاد در خدمت­تان هستیم بسیار کوتاه در حد یک دقیقه فرصت داریم

استاد یزدانی:

دوست عزیزمان نفر قبلی آقای مؤذن در باره کتاب سؤالات از محضر استاد هم پرسیدند که کتاب بسیار خوبی هست که یکی من نمی­شناسم او را شخصی به نام خدا نظر توقیپور در مقدمه­اش می­گوید من این را از اساتید خودم در زاهدان سؤال کردم سؤالاتی که اینها بلد نبودند دو جلد هم هست حدود 200 سؤال هست سؤلات خیلی قشنگ و مهمی بوده که اینها رفته تک تک از اساتیدش پرسیده وقتی جواب نداشته اینها را به صورت کتاب چاپ کرده البته خب کتاب رسمی که اجازه نداریم چاپ بکنیم ولی خب به صورت غیر رسمی این کتاب را چاپ کرده­اند در سایت مؤسسه تحقیقاتی حضرت ولیعصر ما این کتاب را گذاشتیم، گذاشته­اند آنجا می­توانند دانلود کنند «سؤالات از محضر استادم» هر دو جلد آن را در آنجا هست.

مجری:

تشکر می­کنیم از محضرتان این جلسه هم الحمد الله بسیار پر بار و عزیزانی هم که تماس گرفتند الحمد الله فرصت شد به همه عزیزان پاسخ بگوییم و عزیزانی هم متأسفانه نتوانستیم وصل بکنیم داخل استودیو از آنها غذر خواهی می­کنیم إن شاءالله در جلسات آینده در خدمت­شان خواهیم بود و عزیزانی هم که پیام فرستاده بودند به صورت متنی باز متأسفانه فرصت نشد در این جلسه آنها را مطرح بکنیم عذر خواهی می­کنیم از همۀشما تا جلسه آینده خدا نگهدار شما.

اللهم اجعل محیانا محیا محمد و آل محمد، اللهم اجعل مماتنا ممات محمد و آل محمد، اللهم صلی علی محمد و آل محمد

و السلام علیکم و رحمة الله و برکاته



* اسم:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
* کد امنیتی: