2020 November 24 - سه شنبه 04 آذر 1399
عصر ایمان
کد مطلب:3666 گروه: عصر ایمان آمار بازدید: 209

عصر ایمان
حجت الاسلام و المسلمین عباسی - 24 آبان 1399


  دانلود
امتیاز:
  01:25:39 حجم فیلم: 226 مگابایت





دانلود صوت


قسمت چهاردهم برنامه عصر ایمان با کارشناسی حجت الاسلام و المسلمین عباسی

بسم الله الرحمن الرحیم

تاریخ :24 آبان 1399

مجری:

«بسم الله الرحمن الرحیم»

عرض سلام و ادب و احترام خدمت همه شما بینندگان عزیز و محترم شبکه جهانی حضرت ولیعصر(عج)، شنبه شب­ها ساعت هشت بار دیگر با مجموعه عصر ایمان در خدمت همه شما بینندگان عزیز و محترم هستیم مثل هفته­های گذشته و روال برنامه در خدمت استاد و کارشناس محترم برنامه حاج آقای عباسی هستیم، از ایشان خواهش می­کنم عرض سلامی با شما داشته باشند بنده در خدمت­شما و ایشان خواهم بود، حاج آقا سلام علیکم و رحمة الله.

استاد عباسی:

سلام علیکم و رحمة الله، بنده هم خدمت بینندگان عزیز و گرامی شبکه جهانی حضرت ولیعصر(اواحنا له الفداء) عرض سلام و ادب و احترام دارم امیدوار هستم هر جای این عالم هستید اوقات خوبی را سپری کرده باشید و تحت توجهات خاصه حضرت ولیعصر(اواحنا له الفداء) زندگی بسیار خوب و ایمانی داشته باشید و خدا به ما توفیق بدهد که بتوانیم محضر شما بینندگان عزیز بحث خوبی را و مفیدی را تقدیم کنیم. خدمت­شما هستم.

مجری:

خیلی ممنون و متشکر، دوره­های اجتهاد و تقلید را تا عصر حاضر در سه جلسه گذشته حاج آقای عباسی بحث کردند و با شما به اشتراک گذاشتند مباحث­شان را، آن دوره بندی که ایشان کرده بودند تمام شد قرار بر این بود که إن شاءالله از این هفته وارد یک مقدار به اصطلاح بحث علمی­تر بشویم و شبهات و ادله­ای که مخالفین بحث اجتهاد و تقلید دارند را حاج آقا مطرح بکنند و به این شبهات جواب بدهند یک مقداری بحث می­کنند چندتا کلیپ هم آماده کردیم یک سری شبهات را به صورت تصویری خدمت­شما ارائه می­شود در قالب ویدئو و این­ها را هم حاجخ آقا جواب می­دهند خدمت­تان، حاج آقا برنامه در اختیار شما است بفرمایید.

استاد عباسی:

«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ وَ بِهِ نَسْتَعِینَ إِنَّهُ خَیْرٌ نَاصِرٍ وَ مُعِینَ ثُمَّ الصَّلَاةُ وَ السَّلَامُ عَلَی  سیّدنا و نبیّنا أَبِی الْقَاسِمِ الْمُصْطَفَی مُحَمَّد وَ عَلَی أَهْلِ بَیْتِهِ الطَّیِّبِینَ الطَّاهِرِینَ وَ اللَّعْنُ الدَّائِمُ ‏عَلَى أَعْدَائِهِمْ أجمعین إِلَی قیام يُوْمِ الدّین»

بحث مان پیرامون اجتهاد و تقلید رسید به ادله­ای که مخالفین جریان تقلید و جریان مرجعیت مطرح کردند و قرار شد که این را از این جلسه بحث بکنیم، اولین دلایلی که بیان کردند مشخصاً از آیات قرآنکریم هست که من سه آیه قرآنکریم که مهمترین آیات هست با وجه استدلال به این آیه را عرض می­کنم و بعد محضر شما بینندگان عزیز پاسخ خواهم داد. آیه­ی اولی که در این رابطه مطرح کرده­اند «سوره اسراء» هست آیه 36، می­فرماید:

«وَلا تَقفُ ما لَيسَ لَكَ بِهِ عِلمٌ ۚ إِنَّ السَّمعَ وَالبَصَرَ وَالفُؤادَ كُلُّ أُولٰئِكَ كانَ عَنهُ مَسئولًا»

نسبت به چیزی که علم نداری وارد عمل نشو اقدام نکن چرا که سمع و بصر و فؤاد همه اینها مورد سؤال مورد بازخواست خواهند بود

سوره اسراء، آیه 36

خب این آیه کریمه قرآن در سوره اسراء آیۀ مهمی هست و خب به مضمون این آیه هم قطعاً همه مسلمان­ها باید پا بند باشند اما استنادی که به این آیه اتفاق می­افتد این استناد باید مورد بررسی قرار بگیرد، چیزی که نسبت به آن علم نداری، چیزی که نسبت به آن آگاهی نداری آن را پیروی نکن و همراهی نکن و بعد هم که نسبت به اعضای که در واقع در این قصه مسؤل هستند گوش و چشم و قلب که در واقع اعضای ورودی بدن انسان در تبعیت کردن هست، انسان مطلبی را می­شنود تبیعت می­کند، می­بیند پیروی می­کند، یا در قلب آن می­پذیرد یا هر سه اینها با هم اتفاق می­افتد، این اولین آیۀ کریمۀ هست که مورد استدلال مخالفین جریان تقلید قرار گرفته.

مجری:

یعنی منظورشان این است که جای که علم ندارید شما توقف نکنید آیه سوره مبارکه اسراء همین که الآن قرائت کرید یعنی خودتان بروید دنبال یادگیری

استاد عباسی:

بله جای که علم ندارید تبعیت نکنید و اینطور می­گویند که در رابطه با تقلید چون قول مجتهد ظنی هست علم آور یقین آور نیست پس قابل تبعیت نیست و شما نباید از آن تبعیت بکنید، خودتان بروید علم کسب بکنید که در واقع علم پیدا بکنید و نخواهید که از یک امر ظنی تبعیت بکنید، یعنی کلام مجتهد به عنوان یک مسئله ظنی ظن آور قابل تبعیت نیست و باید دنبال علم رفت، لذا می­گویند چون کلام مجتهد کلام ظنی هست پس قابل تبعیت نیست. این اولین آیۀ که به آن استدلال می­کنند.آیۀ بعدی آیۀ دوم و سومی که استدلال می­کنند موضوع و محور آیه این هست که اساساً در رابطه با تقلید در آن صحبت شده نه این تقلید اصطلاحی ما بلکه اصل تقلید که حالا آیه و استدلال آن را مطرح می­کنیم بعد پاسخ آن را مبسوط خواهیم داد.آیۀ بعدی در سوره مبارکه مائده هست آیه 104 می­فرماید:

«وَ إِذا قيلَ لَهُمْ تَعالَوْا إِلى ما أَنْزَلَ اللهُ وَ إِلَى الرَّسُولِ قالُوا حَسْبُنا ما وَجَدْنا عَلَيْهِ آباءَنا أَ وَ لَوْ كانَ آباؤُهُمْ لا يَعْلَمُونَ شَيْئاً وَ لا يَهْتَدُونَ»

وقتی به اینها گفته می شود بیایید به سمت آنچه که خدا و رسول گفته است می¬گویند ما همین مقداری که پدران مان یادمان دادند کافی است.

سوره مبارکه مائده، آیۀ 104

همین چیزی که از پدران مان یاد گرفتیم برای ما بس است و نیازی نیست که بیایم قول خدا و رسول را یاد بگیریم اینجا گفته می­شود که اینهایی که اکتفا می­کنند «حَسْبُنا ما وَجَدْنا عَلَيْهِ آباءَنا» یعنی دارند تقلید می­کنند از پدران­شان کور کورانه دارند حرف پدران­شان را می­پذیرند می­گویند دیگر ما حرف پدران مان را پذیرفتیم  دیگر با ما حرف جدیدی نزنید و ما نمی­خواهیم حرفی را بشنویم ، این هم یک آیه ، که محضربینندگان عزیز عرض کردیم در سوره  مائده و آیه بعدی، چون نظر علما را هم می­خواهیم در ذیل آیه عرض بکنیم کنار هم عرض می­­کنیم، آیه بعدی در سوره زخرف هست

«وَكَذَٰلِكَ مَا أَرْسَلْنَا مِنْ قَبْلِكَ فِي قَرْيَةٍ مِنْ نَذِيرٍ إِلَّا قَالَ مُتْرَفُوهَا إِنَّا وَجَدْنَا آبَاءَنَا عَلَىٰ أُمَّةٍ وَإِنَّا عَلَىٰ آثَارِهِمْ مُقْتَدُونَ»

سوره زخرف/23

در بخش دوم آیه، حالا این بخش اول این است که ما پیامبرانی را به قرای مختلف فرستادیم و رفتند و آنها را انزار کردند ،اما اتفاقی که افتاد این بود که تبیعیت از آنها اتفاق نیفتاد، و حاضر نشدند از آنها تبعیت بکنند و بخش دوم هم

«إِنَّا وَجَدْنَا آبَاءَنَا عَلَىٰ أُمَّةٍ وَإِنَّا عَلَىٰ آثَارِهِمْ مُقْتَدُونَ»

اینها آمدند بر دیدگاه گذشتگان و بر دیدگاه افراد در گذشته  و گذشتگان خودشان اصرار می­کردند و اینها دقیقاً پیرو و مقلد گذشتگان خودشان بودند و از آنها کاملاً تبعیت می­کردند، این هم یکی از آیاتی هست که  به آن استناد شده توسط علمایی که و افرادی که مخالف این جریان هستند می­فرماید در این آیه

«وَكَذَٰلِكَ مَا أَرْسَلْنَا مِنْ قَبْلِكَ فِي قَرْيَةٍ مِنْ نَذِيرٍ»

 و اینگونه در هیچ شهر و دیاری پیش از تو پیامبر و انزار کننده­ای نفرستادیم 

إلّا اینکه آن ثروتمندان مست و مغرور به آنها اینطور می­گفتند که ما پدران خود را بر این آئین یافتیم ، پدران ما این دیدگاه را داشتند، دیدگاه پدران ما درست است  و ما به آثار آنها اقتدا می­کنیم  و تقلید مورد نظر ما را تطبیق دادند بر این آیه کریمه، این سه آیه اصلی ترین آیاتی است که دارند به آن استدلال می­کنند و استناد می­کنند ، که هر سه آیه هم در واقع بر می­گردد به همین نکته که ما سراغ علم نباید برویم  و کلام مجتهدین را حمل بر ظن کردند و گفتند باید برویم سراغ علم مستقیم خودمان علم را بگیریم ،سراغ کلام ظنی نباید برویم

مجری:

سراغ علم برویم یعنی اینکه سراغ همان روایت برویم دیگر

استاد عباسی:

بله دیگر آنها که می­گویند وقتی ما مستقیم می­رویم سراغ روایت که البته این خودش یک مغالة­ای است عرض خواهیم کرد در واقع باز در پاسخ­هایمان خواهد آمد

مجری:

قبل از اینکه  وارد پاسخ­ها بشوید در سیر ادواری که فرمودید جلسات گذشته تنها دوره سلطه اخباریون همان قرن 10و11بوده درست است؟

استاد عباسی:

بله همان قرون بوده

مجری:

این سؤال را می­خواستم بپرسم  این شبهات مال همان دوره است؟  قائلین به شبهات یا کتاب­هایی که در آن نقل شده

استاد عباسی:

بله بله اینها از همان دوره یعنی از قبل بحث­های اینچنینی مطرح می­شده  و در دوره ایشان که من همین امروز داشتم نگاه می­کردم حالا جلسات آیند ان شاء لله باز در رابطه با خود کتاب فوائد المدنیه ایشان که تعبیرهای خیلی تندی نسبت به بعضی از علما و اعازم شیعه ایشان داشته یعنی اصطلاحات خیلی تندی استفاده کرده و نقد و رد کرده باز سراغ کتاب ایشان هم رفت، بله آیات آیاتی است که مجموعاً در دوره­های مختلف از جمله مهمترین آن در همین دوره نسبت به این مسئله وارد می­شده و اصلاً ادعای ایشان این بود که من آمدم بررسی کردم  سیری که اتفاق افتاده تا به امروز و دیده­ام که آیات و روایات متعدد داریم در اینکه این روش و شیوه اشتباه است و کاری که داشتند علمای ما انجام می­دادند خلاف قرآن و سنت بوده و ما باید از این کار برگردیم به گذشته به سلف مان به ائمه(ع) و از خود روایات استفاده بکنیم  بهره برداری بکنیم البته می­گویم باز در این افراد درجاتی دارد کسانی که حالا در اخباری گری خیلی رد کننده نظر دیگران بودند یا معتدل­تر بودند که حالا بحث­های نسبت به آن مطرح می­شود.

اما من می­خواهم در پاسخ به این نکته این مطلب را عرض بکنم، در پاسخ به این مسئله قبل از اینکه بخواهم دیدگاه علما را در این رابطه بیان بکنم در توضیح این سه آیۀ قرآن، به صورت کلی این آیات دوتا مسئله را دارد مورد هجمه قرار می­دهد یکی تقلید از جهل است و دیگری تقلید از جاهل، یعنی چه؟ در آیه اول:

 «وَلا تَقفُ ما لَيسَ لَكَ بِهِ عِلمٌ»

 جای که علم نیست شما حضور پیدا نکن

دارد با چه مبارزه می­کند؟ با جهل دارد مبارزه می­کند، آقا جهل که قابل پیروی نیست، آن چیزی که مورد مذمت این آیه است جهل است و آن غیر علمی که هیچ جایگاهی و هیچ وجهی برای تبعیت ندارد اما اگر شما دسترسی به علم قطعی یقینی نداشتید خب بله مسلم است که همه بنشینیم بگوییم آقا بهترین مسئله این است که ما از یکی از آیات قرآن یک مسئله شرعی را کامل، واضح، نص داشته باشیم استفاده کنیم و برویم عمل بکنیم، خب یک دانه را داشته باشیم دوتا را داشته باشیم پنج­تا را داشته باشیم، آیا برای همه کارها می­توانیم داشته باشیم؟ برای همه امور مان دسترسی به یک همچین چیزی داشته باشیم اینکه ایده آل است، اینکه امام معصوم(ع) حضور داشته باشند و ما برویم مستقیم از ایشان مسئله شرعی حکم شرعی را بپرسیم این که ایده آل است، اما واقعاً صحبت کنیم در عالم واقع صحبت بکنیم آیا آنجای که ما علم نداریم اگر ظنی داشته باشیم که این ظن، ظن راجح باشد یعنی یک ظنی باشد که مورد تأیید دین باشد ما بتوانیم برای آن در واقع پشتوانه داشته باشیم و نزدیک باشد، این ظن ما نزدیک به آن علم باشد و بتواند در واقع آن بخشی از آن ضرر ما را جبران بکند خب چرا نباید ما از این تبعیت بکنیم؟ بله آیه قرآن می­فرماید که در جای که علم نیست تبعیت نکن، در مقابل این علم جهل قرار دارد، جای که جهل هست اینهای که نسبت به گذشتگان­شان این تبعیت را انجام می­دادند جهل بود جهل مطلق بود نسبت به گذشتگان.

مجری:

یعنی شما میگوید این ظنی که حاصل از اجتهاد است این در مقابل این علم قرار نمی-گیرد در مقابل علم

جهل قرار می­گیرد.

استاد عباسی:

بله در مقابل این علم جهل قرار می­گیرد

مجری:

البته یک نکته­ای، من هفته گذشته هم که یک سؤالی از شما کردم پاسخ دادید که ثمره این اختلاف اصولین با اخباری­ها کجا است در عالم واقع، حالا آنها هم که می­گویند که الآن این ظن و بر طبق این آیه استدلال می­کنند که باید اینجا تبعیت نکنید إلا جای که علم دارید، خب در عالم واقعی که الآن شما باز به درستی اشاره کردید، در عالم واقع ما یک سری احکامی داریم یک سری احکام فردی داریم یک سری احکام اجتماعی داریم یعنی بنده مثلاً بگویم اصولی هستم یا آقای بگوید من اخباری هستم، ما کنار هم   بی­ایستیم به عنوان دوتا مسلمان 90 درصد اعمال مان شاید عین هم باشد، شاید یک سری مثلاً یک جاهای اختلاف داشته باشیم پس آنها هم همه اعمال­شان عین ما است یعنی پس چطور می­گویند شما ظنی هستید ما یقینی هستیم؟

استاد عباسی:

اتفاقاً حالا یکی از بحث­های جدی مان در رابطه با همین شبهات و حالا کلیپ­های هم که اینها در صحبت­های­شان هست نسبت به آن بحث خواهیم کرد اتفاقاً همین موضوع است که اینها جایگزین این ظن راجحی که از کلام مجتهد به دست می­آید ندارند.

مجری:

و اتفاقاً خیلی، شاید حالا خیلی نه و یک سری جاهای آن به اصطلاح ظن نیست یقین است دیگر مثلاً نماز صبح دو رکعت است نماز ظهر چهار رکعت است، شیوه نماز خواندن اینطوری است، اینها که تقریباً با آن تواتری که در روایات هم اینها که تقریباً یک است.

استاد عباسی:

بله اینها که آن چیزهای که دقیقاً در رابطه به آنها نص وجود دارد و مثلاً می گویند که بر اساس نص است ولی آنها الآن موضوع صحبت­شان در جای هست که در واقع مجتهد دارد فتوا می­دهد و اشکال­شان بر دوتا چیز است یک: چرا مجتهد وقتی فتوا می­دهد نمی­گوید مستند فتوای من چه است؟ اگر مستند دقیقاً یک روایت است باید بگوید

مجری:

یعنی اشکال به یک فتوا نیست اشکال به این است که این فتوا یک پیوست روای مثلاً ندارد

استاد عباسی:

پیوست روای ندارد، یک چرا وقتی می­گوید فتوا مستند آن را اعلام نمی­کند؟ دو: جاهای که ما در رابطه به آن فتوا نداریم چرا از قواعد علم اصول استفاده می­کند؟ می­گویند جاهای که مثلاً فتوا نداریم روایت نداریم شما باید توقف بکنید آیه قرآن نداریم کامل باید توقف بکنید یا مثلاً بحث گاهی از برائت را می­گویند جاری می­کند گاهی هم می­گویند کلاً توقف کنید هیچ نظری در رابطه با این ندهید، خب آیا با توقف کار مردم راه می­افتد؟ شما هم نهایتاً آدم باید یک کاری انجام بدهند با این توقفی که شما بیان می­کنید بدون بگوییم آقا مجتهد حق ندارد اینجا فتوا بدهد بخاطر اینکه نمی­داند ما به ازای آن چه است از امام معصوم، وقتی نمی­داند ما به ازای آن چه است مردم را باید سرگردان بگذارد یا نه که حالا من یک مثال دارم که بعد در جای خودش مثال­های را مشخصاً آورده­ام برای اینکه در جای خودش نشان بدهم لذا واقعاً این فاصله جدی وجود دارد، حالا من این بحث را تمام بکنم. مورد دوم که آیه دوم و سوم بود بحث تقلید از جاهل بود

«إِنَّا وَجَدْنَا آبَاءَنَا»

ما پدران مان را بر این دیدگاه یافتیم

پدران مان این را گفته، پدرهای اینها پدرهای مؤمن مسلمان عالم­شان بودند؟ یا پدران کافر جاهل­شان بودند؟ پدر جاهل پُت پرست، اگر یک پدری پدر مؤمن موحد است می­شود حضرت عبدالمطلب، می­شود حضرت أبو طالب، اینکه دیگر مصداق این آیه نیست که «إِنَّا وَجَدْنَا آبَاءَنَا»، این دقیقاً دارد تبعیت از علم می­کند لذا مورد دوم گیر دوم این است که قرآن دارد نهی می­کند تقلید از جاهل، پس یا تقلید از جهل است یا تقلید از جاهل.این مسئله اول، مسوله بعدی کلماتی است که علمای بزرگوار ما آمده­اند در رابطه با این آیات یعنی پاسخی است که علمای علم اصول علماء مراجع ما آمده­اند در رابطه با این قضیه مطرح کرده­اند، «میرزای قمی» در کتاب «قوانین» که حالا ایشان معروف به صاحب قوانین هست «القوانین المحکمة فی اصول المتقنة»، ایشان در این کتاب در جلد سوم چاپ دارالمحجة البیضاء صفحه 373 فی الاجتهاد و التقلید فی اصول الدین، بحث اجتهاد و تقلید را مطرح کرده­اند ایشان، می­گوید:

«الأول: الآیات الوارده فی المنع عن التقلید عموماً، مثل مادلَّ علی حرمة العمل بالظّنّ»

القوانین المحکمة فی اصول المتقنة، میرزای قمی، چاپ دارالمحجة البیضاء، ج 3، ص 373

آیات وارده در منع از تقلید که این آیات آیات عمومی است منع از تقلید هست مثل آن چیزی که در رابطه با حرمت عمل به ظن و گمان آمده و قول بدون علم، تبعیت از آن آمده مثل قول «وَلا تَقفُ ما لَيسَ لَكَ بِهِ عِلمٌ» یا «إِنَّما يَأْمُرُكُمْ بِالسُّوءِ وَ الْفَحْشاءِ وَ أَنْ تَقُولُوا عَلَى اللَّهِ ما لا تَعْلَمُونَ»، این آیات این چنینی را آورده بعد می­گوید: و مثل آن آیاتی که حالا خیلی آیات جزئی به اصطلاح آورده مثلاً «إِنَّ الظَّنَّ لاَ یغْنِی مِنَ الْحَقِّ شَیئاً» و مثل این آیات عموماً هست و یک آیاتی را هم ایشان می­گوید اختصاصاً مربوط به تقلید است، یک آیاتی کلیت تقلید را می­گوید بحث علم، قول به غیر علم و مقابل با علم و آیاتی هم مخصوصاً در رابطه با بحث تقلید هست مثل قوله تعالی:

«وَإِذَا قِيلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا مَا أَنْزَلَ اللَّهُ قَالُوا بَلْ نَتَّبِعُ مَا أَلْفَيْنَا عَلَيْهِ آبَاءَنَا أَوَلَوْ كَانَ آبَاؤُهُمْ لَا يَعْقِلُونَ شَيْئًا وَلَا يَهْتَدُونَ»

یا

«وَكَذَٰلِكَ مَا أَرْسَلْنَا مِنْ قَبْلِكَ فِي قَرْيَةٍ مِنْ نَذِيرٍ إِلَّا قَالَ مُتْرَفُوهَا إِنَّا وَجَدْنَا آبَاءَنَا عَلَىٰ أُمَّةٍ وَإِنَّا عَلَىٰ آثَارِهِمْ مُقْتَدُونَ»

این آیاتی که به اصطلاح خدمت­شما نقل کردیم، این آیات را ایشان می­آورند ذکر می­کنند به عنوان آیاتی که آمدند به اینها استدلال کردند و نهی از تقلید کردند ،و ایشان بیان شان این است در رابطه با این آیات که این آیات نمی­تواند جوابگوی بحث مربوط به اجتهاد و تقلید باشد چون اینها مربوط به قول غیر علم هست و مربوط به ظن هست؛ من دیدگاه یکی دیگر از بزرگواران را مطرح بکنم، کتاب «الغایة القصوی فی التعلیق علی العروة الوثقی» که مربوط به میرزای قمی هست گفتند که

«إن قلت  یستفاد من قوله تعالی( إِنَّ الظَّنَّ لَا يُغْنِي مِنَ الْحَقِّ شَيْئًا) (و لا تقف ما لیس لک به علم) عدم اعتبار التقلید، قلت»

اگر آمدند به این آیات استناد کردند جواب اینطور می­دهیم که

«یرد علیه اولاً أنه یلزم عدم اعتبارالظهورات»

اولاً که از این حرف این باید به دست بیاید که ظهورات هیچ اعتباری نداشته باشد.

تمام ظهورات قرآن و روایات را باید زیر سؤال ببریم تمام ظهورات غیر از نصوص هست تمام ظهورات ظن آور هستند، یقین آور نیستند ،که حالا فرق هست بین ظهور و نص

«و عدم اعتبار قول الثقه بل العادل»

اگر کلامی را از یک نفر شنیدید یک ثقه­ای بلکه یک عادلی آمدند.

الغایة القصوی فی العلیق علی العروة الوثقی، میرزای قمی

یک مطلبی را بیان کردند ،این هم باید کلامش بدون اعتبار باشد، چرا؟ چون این هم ظن آور هست، یقین آور نیست

مجری:

حاج آقا این توضیح­تان یک توضیح مجددی می­خواهد چون فکر می­کنم خیلی بحث درس خارجی شده است

استاد عباسی:

مشکلی ندارد من تا آخر ترجمه برم عرض می­کنم، بله الآن تا انتهایش که بروم بعد بر ­گردم توضیح می­دهم با مثال که چه بشود

«و هو کما تری و ثالثاً إن هذا المور علم عند العقلاء فلا تکون داخلة فی دائرة المنهی عنه»

 نکته بعدش اینکه اصلاً این اموری که الآن مورد استفاده قرار می­گیرد در رابطه با فتاوا، آن چیزی که علما و مراجع فتوا می­دهند این اصلاً نزد علما علم به حساب می­آید، یعنی از آن دایره ظن، یعنی یک ظن مورد تأییدی است که علم به حساب می­آید پس بنابر این اصلاً داخل در آن چیزی که « و لا تقف ما لیس لک به علم» باشد نمی­شود

مجری:

خب این ادعای این طرف است دیگر البته، یعنی آنطرف کماکان می­گویند این ظن است ،این طرف ایشان می­فرمایند که این ظن نیست علم است

استاد عباسی:

بله ظنی است که مورد اعتبار است اگر قرار باشد اعتبار را از این ظن بگیریم دیگر هیچ اعتباری باقی نمی­ماند که در بخش اول گفت ، حالا بخش اول چه چیزی گفت که شما فرمودید درس خارجی شد؛ دوتا نکته در بخش اول بود یکی اینکه لازمه­اش این است که ظهورات قرآن و روایات اینها هم دیگر از حالات علم خارج بشود

مجری:

اگر این ظن را علم حساب نکنیم

استاد عباسی:

بله اگر ظن را علم حساب نکنیم و این آیات را بخواهیم ربط بدهیم ظنی که مورد تأیید شارع هست ظنی که مورد بحث در علم هست، نه آن چیزی که اینها «و لا تقف ما لیس لک به علم» نه اینکه آن چیزی که  گذشتگان بت پرست اینها و یا پدران اینها بدون علم می­گفتند  جهل بود علم مقابل جهل بود اگر بخواهیم مقابل این ظنیاتی که ظن راجح هست و  دلیل شرعی دارد بگوییم دیگر ظهورات معتبر نخواهد بود،ظهورات معتبر نباشد شما از هیچ آیه قرآن جز آن مواردی که نص به حساب می­آید، نص یعنی اینکه واضح  واضح است و شفاف صد در صدی یک مطلبی را آیه قرآن گفته هیچ احتمال غیری برش وجود ندارد، این می­شود نص،که این موارد خیلی کم است در آیات قرآن ، و آن موارد ظهورات

مجری:

مثلاً می­گویم در یک مقام در فعل امری کامل به کار برده باشد که یا وجوب قطعی از آن به دست بیاید یا کامل نهی کرده باشد که این حرام است

 استاد عباسی:

بله مثالش را می­زنند که آن چیزی که نص است مثلاً «کتب علیکم الصیام کما کتب علی الذین من قبلکم» این را شاید بگوید نص باشد ولی مثلاً ظهورات «لا تقربوا الصلاة و أنتم سکاری»  این مثلاً ظهور است در اینکه، ممکن است بگویند آقا فقط هنگام نماز شما شرب خمر نکن ،در ظهورات اینطور هست که، ظهور در این دارد ولی باید احتمال­های دیگر از آن نفی بشود قرائن ملاحظه بشود، و بقیه مسائل تا این ظهور حجیت پیدا بکند،  چون این ظهور خودش ظن بحساب می­آید  ویقین آور نیست پس این می­رود کنار، دومیش قول ثقه هم می­رود کنار، یک راوی برای شما می­آید نقل می­کند که امام معصوم فلان مطلب را بیان کردند ولو اینکه این ثقه باشد، نه اصلاً این عادل باشد «عدل امامیٌ» یعین با همه ویژگی­های قطعی باز هم قول یک نفر یعنی خبر واحد باز خود ش ظن آور است یقین آور نیست که

مجری:

خب یک نکته حاج آقا، بحث اول مان تمام بود ،منتهی این بحث دوم این هم باز بحث­های اصولی است که آیا خبر واحد حجت هست یا نیست آنها که می­گویند حجت است دیگر، یک سری از اخباری­ها که اصلاً سلسله؛

استاد عباسی:

نه نیست

مجری:

چرا دیگر هست ، برای آنها هست دیگر، حجیت خبر واحد در علم اصول بحث می­شود درست است؟

استاد عباسی:

الآن نمی­خواهید همینطوری بیاید یک نفر به شما، فقط تنها چیزی که قین آور است

مجری:

اخباریون می­گویند که نه روایت است و سلسله سندش هم درست است

استاد عباسی:

قابل اثبات نیست، روایت است و سلسله­اش درست است اینها می­گویند خود این باید ظن باشد، ظنی باشد که می­گویید ما قبول داریم، بخاطر اینکه ما دسترسی به امام معصوم نداریم، پس آن چیزی برای ما حجت است یعنی علم یقین آور است کلام خود امام معصوم، خود معصوم را شما ازش کرامت دیدید ثابت است برای شما این شخص معصوم است کلام را از او می­شنوی این می­شود علم یقینی، حالا افراد در دوره­های مختلف آمدند نقل کردند، اگر متواتر باشد این متفق علیه است که متواتر یقین آور است هر دوره­ای از دوره­های مربوط به راویان هر دورۀ که راوی­های مختلف هستند  مثلاً پانزده نسل راوی مثلاً بین امام معصوم با ما قرار گرفته باشد در هر 15نسل تعداد خیلی زیادی این روایت را از افراد  نقل کردند، بگوییم آقا دیگر اجتماع اینها بر کذب محال است، اما وقتی ما از یک نفر خبر واحد، نمی­تواند ، خبر واحد ظن است

مجری:

نزد اخباریون هم ظن است؟

استاد عباسی:

بله می­گوید آن ظنی است که به منزلة العلم است

مجری:

آنها آن ظن خودشان را به منزلة العلم می­دانند؟ منتهی می­گویند اینجا شما ظن دارید این ظن به منزلة العلم نیست

استاد عباسی:

 بله حالا میگویند تفاوتش چیست؟ تفاوتی که می گذارند می گویند آقا آنجا آن روایت امام معصوم را  برای شما نقل میکند ظنش به منرلة العلم اینجا دیدگاه خود مجتهد است برداشت خودش را می گوید این ظن به معنای علم نمی­تواند باشد، این چیزی که بیان کرده بود

مجری:

این پاسخ به شبهات قرآنی تمام شد؟

استاد عباسی:

نه من یک نکات مختصر دیگری من عرض بکنم.

مجری:

چون ما می­خواهیم راجع به همین شبهات کلیپ پخش کنیم گفتم که اگر بحث­تان تمام شده وارد آن فضای جدید بشویم

استاد عباسی:

یک چند دقیقه­ای تقریباً یکی دو مورد  از علما عرض بکنم در کتاب «کفایة الأصول» مرحوم آخوند ،که خب حالا این کتاب کتاب درسی حوزه­های علمیه هست و دارد تدریس می­شود در حوزه­های علمیه از این صد و اندی سال گذشته تا به امروز همواره به عنوان کتاب درسی و کتاب درسی در سطوح عالی تقریباً یک طلبه کفایه را دیگر پایه 9و10 این کتاب را  ممحض در آن یا گاهی اوقات دو درس مستقل می­خوانند تا اینکه به اصطلاح کفایه مرحوم آخوند خراسانی را  بخوانند ، خب در این کتاب در جلد3، صفحه522، این آیه را آوره هردو

«(و لا تقف ما لیس لک به علم) (إِنَّا وَجَدْنَا آبَاءَنَا عَلَىٰ أُمَّةٍ وَإِنَّا عَلَىٰ آثَارِهِمْ مُقْتَدُونَ) مع احتمال  إنّما کان علی تقلیدهم للجاهل أو فی الأصول الإعتقادیه التی لابد فیها من الیقین»

کفایه الأصول، آخوند خراسانی، ج3،ص522

یا تقلید از جاهل در این آیه مطرح است که شما دارید دقیقاً اینهایی که می­گفتند به پیغمبر در رابطه با گذشتگانی می­گفتند که اینها جاهل بودند و  بت پرست بودند وعلم نداشتند، دو در بحث­های اعتقادی بود اتفاقاً پیامبر با اینها می­آمد  در مباحث اعتقادی حرف می­زد می­گفتند ما هرچه پدران مان گفتند، در رابطه با نماز خواندن که اینها نمی­گفتند که ما هرچه پدرانمان گفتند، بحث اینها غالباً بحث اعتقادات بود پیامبر اینها را به خدای واحد دعوت می­کرد اینها می­گفتند نه ما همین بت­ها را پدران­مان گفتند بت­ها را باید بپرستید و ما هم می­خواهیم به دیدگاه آنها و نظر آنها تمسک بکنیم و همان کار را انجام بدهیم ،این نسبت به این آیه، مطلب بعدی باز در رابطه با این آیات از کتاب «اصول العامه للفقه المقارن» مرحوم سید محمد تقی حکیم، چاپ مجمع جهانی اهل البیت در صفحه 620،

«و إذا قیل لهم تعالوا إلی ما انزل الله و إلی  الرسول  قالوا حسبنا ما و جدنا علیه آباءنا أو لو کان آبائهم لا یعلمون شیئاً و لا یهتدون، و رجوع الجاهل إلی الجاهل هو عین هذا النوع التقلید»

اصول العامة الفقه المقارن، چاپ مجمع جهانی اهل البیت، ص 620

این تقلید منظورش دقیقاً رجوع جاهل به جاهل است، آقا نمی­دانی؟ از خدا و پیامبری که می­دانند علم دارند بپرس و مشکلت را حل کن اعتقادت را اصلاح بکن ، می­گوید نه من می­خواهم از پدرانم که جاهل هستند بپرسم، اینهم باز یک نمونه از دیدگاه علمایی که در این رابطه

مجری:

حاج آقا با اینکه شأن نزول این آیات و اینهایش خیلی مشخص است چطور آمدند از اینها استفاده کردند به عنوان مخالفین

استاد عباسی:

این را آمدند سعی کردند عام بگیرند بر اساس ظاهرش به هر حال یک کلام خوبی امروز یکی از این علما که در واقع پاسخ داده بود به «فوائد المدنیه» ایشان همان اول کتاب خودش مرحوم استر آبادی، آمدند گفتند که بله حالا من متنش را مفصل مطرح خواهم کرد که علامه حلی (اعلی الله مقامه الشریف) که واقعاً از اعاظم شیعه است قرن 7و 8، آن ایستادن مقابل تیمیه و با همه به اصطلاح سخت ترین دوره­ها بوده، که آنطور در رابطه با شیعه کتاب­هایی در علوم مختلف ایشان  اول کتابش می­آید که بارها و بارها اینها فتاوا و حرف­هایی زدند شروع کننده­اش علامه حلی و حرف­هایی زده­اند که این حرف­ها مخالف متواتر قطعی از دین بوده بعد این بنده خدایی که حاشیه نوشته می­گوید اولین انحراف همین که ما خودمان را از بالا و از آسمان افتاده ببینیم و خودمان را بالا ببینیم خیلی و طرف مقابل ولو اینکه علامه حلی باشد بگوییم آقای انیها نفهمیدند ،تصریح می­کنند ایشان  که اینها نفهمیدند دین چیست، نفهمیدند آیه چیست، روایت چیست و اینها با متواتر  قطعی بعد ایشان می­گوید شما یک سر سوزن احتمال ندادی که ایشان اراده نکرده باد شکه با متواتر قطعی مخالفت بکند یک سر سوزن این احتمال را نمی­دهی که شاید شما برداشتت اشتباه باشد ، با این قطعیت اینها بگویند یک کسی مثل علامه حلی و محکوم کنی که آقا بله اینها مخالف کل متواترها قرار بگیرند، تواترها یعنی مگر می­شود به یک نفر به یک عالمی تواتر از امام معصوم رسیده باشد و عمداً خلاف آن بیاید ،خب دیگر این دیگر اصلاً علامه حلی نمی­شود یعنی دیگر واقعاً خیلی عجیب و غریب است این صحبت­ها را گفتند در کتاب «مرقات الإصول»  آیت الله شیخ بشیر نجفی از مراجع نجف، باز ایشان نسبت به این آیه، از مراجع فعلی هستند

«و اما ما دل ذم التقلید فهو أجنبی عن المقام»

این چیزهایی که در رابطه با ظن تقلید آوردند اینها به این موضوع مربوط نمی­شود چرا؟

«لأنَّ الکلام فی تقلید الجاهل للعالم»

چون کلام در اینجا تقلید جاهل از عالم  است

«و الآیه تدل علی جرمة تقلید الجاهل لمثله»

آیه دارد می­گوید یک جاهلی از یک جاهل دیگری ،نه اینکه جاهل از عالم

«و لذا عقبها سبحانه و تعالی بقوله (او لو کان آباءهم لا تعلمون شیئاً و لا یهتدون»

اینها پدرانشان چیزی نمی­دانستند هدایت هم نشدند ،حالا این آقا می­خواهد به پدرانی که هدایت نشدند علم هم نداشتند از آنها تبعیت بکند، خب این معلوم است مورد ظن شارع است

«مضافاً إلی أنَّ اکثر ما ورد بهذا المضمون إنّما ورد فی أصول الدین و الکلام فی التقلید فی الفروع»

مرقات الإصول، شیخ بشیر نجفی

اکثر این آیات و اینها موضوعش اعتقادی است، دعوای پیغمبر با مشرکین بر سر نماز و روزه و حج و زکات و اینها نبود، دعوای پیغمبر با مشرکین که گفتند ما هرچه پدران­مان گفتند بر سر مسائل اعتقادی بود بر سر توحید بود ، گفت خدای گانه را بپرستید، گفتند نه پدرانمان گفتند این 20تا بت خیلی عالی است، این 50تا بت باید پرستیده بشود ما از همان­ها تبعیت می­کنیم و اصلاً موضوعش با موضوع بحث ما کاملاً متفاوت هست و نامربوط در محضر شما هستیم.

مجری:

خیلی ممنون و متشکر که حوصله کردید و ما را تا اینجای برنامه دنبال کردید یک کلیپ می­بینیم از همین شبهات بر می­گردیم چندتا کلیپ داریم امشب کلیپ اول را می­بینیم برمی­گردیم با حاج آقا صحبت می­کنیم استاد جواب خواهند داد دوباره برمی­گردیم و مجدد کلیپ­های بعدی را می­بینیم بفرمایید.

کلیپ شماره 1:

مسائل شرعیه احادیث اهل بیت طاهرین (ع) «طلب علم فریضة علی کل مسلم» این قابل فهم است یعنی برای هر کسی  رفتی به زیارت امام حسین(ع)  از دور که رفتی غسل بکن جلوتر چهل قدمی که رسیدی اینطور سلام بکن،جلوتر رفتی اینچین اذن دخول بخوا، وارد شدید اینچنین زیارت بخوان، اینها همه­اش حدیث است، بعد که زیارت خواندی اینچنین نماز بخوان، چرا مردم نمی­توانند عمل بکنند؟ این همه مردم عمل می­­کنند، این همه مردم در اصول دین خودشان از احادیث اصول دین فرا می­گیرند در این همه امور عمل می­کنند، لذا چون مسئله دینی اولاً کلام ائمه اطهار(ع) قابل فهم است اگر برای مردم توضیح داده بشود اولاً و ثانیاً اینکه ما مأمور هستیم به فراگیری احادیث.

مجری:

خب دیدیم باهم حاج آقا «طلب العلم فریضة علی کل مسلم» خیلی تند بود بیانات­شان من خیلی متوجه نشدم واقعیتش فقط همین را متوجه شدم.

استاد روستایی:

 عرض م خدمت­تان ببینید ایشان در این کلیپ اصرار بر این مطلب دارند می­گویند که آقا مردم باید بروند یاد بگیرند علم دین را باید یاد بگیردند، شما می­گوید  به مردم نمی­توانیم بگوییم، به مردم نمی­گوییم روایات را بخاطر  اینکه سخت است کار دارند گرفتار هستند نمی­رسند وقت ندارند یاد نمی­گیرند ، می­­گوید آقا اولاً که بر مردم واجب است که یاد بگیرند «فریضة علی کل مسلم»  ثانیاً شما اگر توضیح بدهید مردم یاد می­گیرند حالا یک مثالی هم ایشان زد که آن مثال را در کلیپ بعدش نقد می­کنم که به عنوان نمونه روایت می­گوید شما به مردم همین را هم توضیح می­دهید دیگر، روایت می­گوید که شما اگر رفتید زیارت امام حسین (ع) ان شاء الله مسیر باز شد و رفتید عراق به زیارت معصومین به زیارت امام حسین که می­روید شما برو در رود فرات مثلاً غسل بکن بعد مثلاً این ذکر را بگو، نزدیک حرم شدی این ذکر  را بگو اذن دخول بخوان این اذن دخول است این زیارت نامه است اینها مگر روایت نیست به مردم می­گویید خب مردم هم یاد می­گیرند و انجام می­دهند، خب بقیه را هم بگویید دیگر همینطوری، روایات دیگر را بگویید یاد می­­­گیرند، مردم هم وظیه دارند وقت بگذارند بیایند یاد بگیرند خب ما اولاً عرض می­کنیم که مردم وظیفه دارند بیایند یاد بگیرند، یک آیا با واقعیت و مقدورات  زندگی مردم سازگار است این که الآن بگوییم بله ما می­گوییم مردم وظیفه دارند بیایند دین را یاد بگیرند وقت بگذارند و غیره خب حالا مثلاً خیلی از افراد هستند یک ساعت یک ساعت ونیم دوساعت در روز مثلاً الآن نشسته­اند پای برنامه ما یا برنامه دیگری را می­نشینند می­بینند یک بحث دینی را یک کتاب دینی می­خوانند یک نکاتی را به اصطلاح یاد بگیرند، آیا واقعاً برایشان مقدور هست که در هر بابی که در زندگی­شان نیاز است به انجام یک عملی یک کاری دارند مثلاً قرار می­شود بروند حج بروند کل روایت­های حج و اینها را بخوانند پیش یک نفر یاد بگیرند بفهمند،  مقدور شان هست یا الآن یک سفری پیش می­آید قرار است که مثلاً امشب حلا برای اولین بارها هست که می­خواهد سفر این مدلی برود دارد می­رود یک جایی برای مدت یک ماه هم باید بماند آنجا وسفرش هم تا برسد به آنجا مثلاً چهار پنج روز طول می­کشد، خب الآن می­خواهد تکلیفش را بداند که آنجا رفت و آنجا ممکن است بین شهرهایی تردد داشته باشد یک کشور دیگر چکار بکند الآن اینجا تا برسد به آنجا باید چکار بکند، خیلی خب به او می­گوییم شما اجازه بده ما روایات را برایت بیاوریم مطرح بکنیم بفهم برو عمل بکن، می­گوید نه خب به من بگو من چکار کنم می­گوییم نه دیگر طلب العلم فریة شما باید بیایی روایات را خودت یاد بگیری ،این امکان پذیر نیست، ببینید آن چیزی که در روایات و جود دارد چون استنباط از آن روایات  یک کاری است که در واقع محصولش می­شود فتوا، محصولش می­شو این حکم شرعی که آقا الآن این کار را بکن ،این خلی آسون است که می­گوییم آقا الآن این کار را بکن شما رفتی سفر مثلاً آنجا نماز شما شکسته هست در مسیر شکسته هست بعد آنجا رفتی اگر ده روز ماندی اینطور قصد می­کنی ، و این خورجی بحث است ،محصول ماجرا است، یعنی محصول آن روایاتی است که در این باب و جود دارد، حالا اگر شما این روایات را نشان دادید، و مخصوصاً اگر این روایات یک نکاتی داشت، روایاتش دسته­ای بود دسته­ای از روایات یک چیزی را می­گفت دسته­ای از روایات یک چیز دیگر می­گفت ،این دیگر قابل فهم برای افراد نخواهد بود و نمی­توانند برسند به نیجه که خب حالا باید چکار بکنند، این بخش اول

مجری:

حاج آقا مثلاً در باب همین نماز مسافر روایات که بماند الآن اینقدر فتاوا مختلف است اگر مثلاً از هیمن آقایان علما الآن پنج، شیش­تا مرجع بزرگواری که هستند خدا حفظ شان بکند نظرات همین­ها را هم اگر بخوانی گیج می­شوی ،اگر فقط نظر مرجع خودت را بخوانی و عمل بکنی راحت هستی، یعنی شما پنج تا نظر دیگر  مراجع را بگذاری کنار کنار مرجعی که از او تقلید می­کنی باز آن سخیت و آن شک و آن تردید دارد به وجود می­آید که آقا من نمازم را آیا تمام بخوانم یا  شکسته بخوانم اگر بخواهی بریم در روایات که اصلاً یک دنیایی است برای خودش دیگر،

استاد عباسی:

بله همین رساله­ها چند مرجع خب بالا فتوای عمومی نشوشته شده بعد فتوای مراجع نشوته شده، خب بله اگر من رفتم سراغ  مرجع خودم به کلام شما رفتم سراغ مرجع خودم دیگر خیالم راحت است، ولی اگر قرار بود همه اینها را نگاه کنم  چه کسی احتاط کره چه کسی و اجب داسنت ، چه کسی در چه شرائطی آین را گفته، خیلی این شرایط سخت بود این نکته الو، نکته دوم مثالی است که ایشان زده، این مسال را اجازه بدهید من در وقع مراحل بعدی جواب بدم که می­گوید آقا اینکه شما می­خواستی بروی به زیارت و به شما این را یاد دادند این را اجازه بدهید جوابش را در کلیپهای بعدی من خواهم گفت

مجری:

خیلی ممنون کلیپ دوم را باهم ببینیم بر می­گردیم خدمت­تان هستیم،

کلیپ شماره 2:

کی کسیه که کاسب هست و برادران کاسب میگویند  ور چشم نرور چش مان اینها، قدرت مطالعه حدیث ندرند،اینها چطور  می­توانند که به احادیث عمل بکند ، بزرگوار ، خش شماحرف مارا خوب نشنیدیدی،ما سالها گفتیم برای دسوتان عزیز همین کس که عامی است مثلاً دختری نه ساله که تازه به تکلیف رسیده، یا یک کسی که راننده کامیون هست، یا یک کسی که بقال است، سواد خواندن ندارد، همانطور که شما گفتید مطلق را نمی­داند چیست، مقید چیست مجمل چیست مبین، اینها را نمی­دانداین شخص به اعمال ما، از شما می­پرسم طبق مشرب شما این چگونه  به تکلیف­های خود عمل یم­کند، ای آیه می­تواند مثال مجتهدین را بخواند، بعضی­هایشان می­توانند رساله را بخوانندبعضی هم نمی­تواتنند بخوانند، حقیقت امر این است شاید اغلبشان همان کسی که مطلق را نمی­داند یچست راسله را اگر بخواند هم زیا متوجه نمی­شود اقلاً بهانها که عمل ­­­کنند. چگونه عمل می­کنند می­پرسند از عالم محل از عالم سر کوچه کسی که می­شناسند که این شخص  مسائل را بلد است اگر متشرع است ، می­پرسد که این مسئله برا یمن  پیش آمده می­خواهم مسافرت بکنم به حد ترخص آنجا می­رسم نمازم قصر می­شود یا نمی­شود چکار بکنم، او به آن توضیح می­دهد.

مجری:

حاج آقا ایشان لطف کردند و شبهه را کامل از آنطرف بیان کردند یعنی کاملاً کار را برعکس کردند بدل زدند در حقیقت شما بفرمایید.

استاد عباسی:

ببینید بحث اول در کلیپ دوم ایشان این بود که ایشان در تناقض با کلیپ اول صحبت کردند، اول گفتند که اقا وظیفه است بر هر مسلمانی­دیگر که برود احکام شرعی­اش را یاد بگیرد، شما هم توضیح بدهید آنها هم یاد می­گیرند، بعد مرحله دوم گفت که خب خیلی از مردم یاد نمی­گیرند، دختر بچه نه ساله تازه تکلیف شده ما چطوری برای او توضیح بدهیم مطالب را یا کسی که مثلاً کامیون دار است و در جاده است یا مثلاً کسی که سواد ندارد،  اینها را چکار بکنیم؟ خود ایشان پذیرفت که یک عده­ای هستند که نمی­توانند روایات و اینها را به آن حد انجام بدهند ،بله طلب العلم برای آنها می­شود یادگری احکام شرعی لازمی که به آن نیازد دارد، بپرسند بدانند الآن باید چکار بکند این مقدار بر همه واجب است دیگر ولو کسی سواد هم نداشته باشد می­پرسد من چطور باید نماز بخوانم، الآن چطور مثلاً سجده سهو بجای بیاورم یک حد اقلی را یاد می­گیرد دیگر می­گویند آقا حتی کسی که سواد ندارد یک حداقلی از حمد و سوره را می­رود یاد می­گیرد دیگر می­رود پیش یک نفر می­نشیند  اینقدر تکرار می­کند تا حفظ می­کند تا آن حمد و سوره را بلد بشود ،اولاً در تناقض که خودشان پذیرفت که بلاخره یک عده نمی­توانند، مسئله دوم این بود که  ایشان به اصطلاح شما بدل زد از اینطرف مطرح کرد ،گفت آن کسی که نمی­تواند روایت را بخواند به طریق اولی نمی­تواند رسالة توضیح المسائل علما را هم بخواند اگر شما می­­گویید آقا نمی­شود به این روایات را گفت پس بیاییم رساله بگوییم، نه اتفاقاً برعکس است اگر یک نفر نتوانست رساله بخواند بعد دیگر نمی­تواند روایت را هم بفهمد

مجری:

حداقلش این است که اینطور فکر بکنیم  که برنامه­ای که ایشان در فضای مجازی بوده احتمالاً این برنامه به زبان فارسی است ، مخاطب ایشان هم فارس زبان­ها هستند، چون دارند فارسی صحبت می­کنند دیگر، طبیعتاً مخاطبی که فارس زبان است رساله توضیح المسائل فارسی برایش خواندن  راحت تر است از روایتی که به زبان عربی نوشته شده ،ولی همان حرفی که من زدم و شما هم تأیید کردید دیگر ایشان بدل می­زند می­گوید اگر این را نمی­توانی پس آن را هم نمی­توانی درحالی که کاملاً برعسکس است

استاد عباسی:

و ایشان می­گوید اگر کسی مطلق و مقدی را نمی­فهمد، عام و خاص رانمی­فهمد، ناسخ و منسوخ را نمی­فهمد پس احتمال قوی ی به طریق اولی رساله توضحی المسائل هم نوشته این واجب است نمی­فهمد من نمی­دانم چطوری این را از کجا پیدا کرده، چطوری این مطلب را پیدا کرده که رساله توضیح المسائل فارسی یا نه به هر زبانی به آن  خودش

مجری:

اصلاَ حاج آقا زنگ بزن دفتر مرجع تقلیدت، سلام علیکم من الآن می­خواهم بروم مسافرت، نماز م را باید شکسته بخوانم یا کامل بخوانم یا شکسته، خدا حافظ شما، این کار ساده تر است در بیان ایشان ، یا اینکه برود کل روایات باب صلاة مسافر را مسلاً می­خواهد برود فحث بکند و جست  جو بکند

استاد عباسی:

این صحبتی که ایشان کرد آخر کلامش به یک مطلبی اشاره کرد گفت آقا همان طوری که آنجا می­خواهی توضیح بدهید در توضیح المسائل و توضیح بدهید ،چون آدم­ها ممکن است نفهمند برایشان توضیح می­دهید، بیاید روایات را توضیح بدهید این خیلی مردم را نمی­دانم مخاطبین را چه گیر آورند است  که شما بیایی بگویی که می­خواهی شما بیای رساله را توضیح بدهی؟، بیا خود روایت را توضیح بده؛ آقا چه چیزی داری برای مردم می­گویی، چه درای گمراه می­کنی مردم را ، آن استفتائی که در رساله توضیح المسائل  آمده ، آن لب مطلب است، آن دیگر آخرین محصول است، آخرین محصول این کارخانه شده آن کلامی که در رسالة توضیح ال مسائل نوشتند  یعنی محصول آیات و رایات است ،شما محصول آیات و روایات که یک خط هست توضیح بخواهی بدهی که به قول شما پنج بار برای یک نفر توضیح می­دهی تا بفهمد این قابل مقایسه است با اینکه شما بیایی 50تا آیه و روایت را بیاوری کلاً جلوی مردم شروع بکنی این را باهمدیگر مخلوط کردن این را گفتن آن را تعارضش را برطرف کردن خب مردم از ای تعارض ، و آیا، اتفاقاً ببیندی این نکته­ای که ایشان دارد مطرح می­کند اتفاقاً داریم مردم را  به سمت گمراهی می­بریم یعنی زمینه سوء استفاده را فراهم می­کنیم، چرا؟ بخاطر اینکه این آقایان می­گویند آقا کلام معصوم علم آور است از کلام معصوم باید استفاه بکنیم، بسیار خب ، کلام معصوم علم آور است درست ولی از کجا ما متوجه می­شویم که این آقا روایت را دارد درست می­خواند؟ از کجا متوجه می­شویم این جمع بین دوتا روایت را درست دارد انجام می­دهد، از کجا ما متوجه بشویم، دارد سر کار نمی­گذارد ما را که، اشتباه ندارد این کار را انجام می­دهد، سندش را رفته دیده ،خب او دارد این روایت را به ما می­گوید، ولی ما وقتی خودمان سر در نمی­آوریم، وقتی خودمان متوجه نمی­شویم که الآن جمع بین دوتا رویات چه شیوه­ای است، یک راوی را ایشان در یک روایت می­گوید آقا این راویش مشکل دارد ما می­گوییم خب حتماً مشکل دارد دیگر ،خب شما همان موقع برو پیش یک نفر دیگر می­گوید نه آقا این راوی خلی هم درست است کارش، بعد چطور می­خواهی بفهمی کدام یک از اینها قول معصوم را دارد برای شما بیان می­­کند، باز که دیگر از آن ظن راجح هم پایین­تر آمد که  ،حالا ببینیم باز من نکات دیگر را هم عرض می­کنم.

مجری:

یک نکته دیگر هم هست حاج آقا ببینید بخاط اینکه حالا برداشت خودم که بگویم باز دوباره برعکس می­روم، احتمالاً شما که خیلی بیشتر به شما مراجع است من حال در رفاقای خودم یا اطراف خودم می­بینم مثلاً یک نفر می­آید از یک آقا عالمی روحانی سؤال می­کند، اگر خیلی اهل، حالا مثلاً خودش طلبه نباشد دو و برش طلبه نباشد و این مباحث را نشنیده باشد ، مثلاً می­پرسد که من فلان عمل را چطور باید انجام بدهم ،می­گویند ایشان مثلاً یک تأملی می­کند به جواب که رسید می­گوید آقا مثلاً شما این کار را نباید انجام بدهی، مثلاً نمازت را باید کامل بخوانی، خب آن بنده خدا اگر خیلی اهل نباشد یا بقالی باشد یا راننده­ای باشد می­گوید خب باشد  من نمازم را کامل می­خوانم و می­رود اگر یک مقداری زمینه علمی داشته باشد مثلاً می­پرسد چرا باید کامل بخوانم ،پس فلان جا که اینطور گفته، آن یک بحث است وقتی شکل می­گیرد وقتی است که آن یک نفر آن توانایی کسب علم را دارد و گر نه آن کسی که مثلاً وقت این کار را ندارد یا حوصله­اش را ندارد یا سوادش را ندارد، آن فقط به قول شما دنبال همان محصول کوتاه است که آقا حرام است یا واجب است یا باید کامل بخوانم یا ناقص بخوانم، او اصلاً دیگر دنبال این استدلال­ها نیست،

استاد عباسی:

بعد آن کسی هم که دنبال استدلال است ممکن است باشد، در یک حدی دنبال استدلال است یعنی فقط می­خواهد اختلاف دوتا قول را بداند مثلاً ببیند که خب آقا چرا بعضی­ها می­گوین نماز شکسته چرا می­گویند شکسته، من فقط برایش همین که بگویم مثلاً دوتا یدگاه وجود دارد و دو دسته روایات، دیگر من الآن بیایم حالا برای این آقا روایات را بخوانم این نمی­تواند جمع بندی بکند بین این روایات، یعنی من یک مثالی زدم گفتم که بعضی از اساتید آنقدر تبهر  داشتند وقتی می­آمدند با یک روایت یک مطلبی را اثبات می­کردند همه شاگردا می­گفتند خب درست است، بعد همان را می­آمدند دومرتبه عوض می­کردند غیر آن توضیح می­دادند قول یک عالم دیگر بود باز همه می­گفتند درست است، بعد سومین مطلب را از همان به یک شکل دیگر می­گفتند، کاملاً مغایر هم بود می­گفتند درست است، بعد شروع می­کردند هر سه را نقد کردند حالا نظر خودشان را می­گفتند، یعنی آنقدر گاهی اوقات پیچیده و تخصصی می­شد؛ من یک مثال بزنم برایتان خیلی جالب هست، در رابطه به ذبح کردن قربانی در حج، که در حج وقتی ما می­خواهیم ذبح بکینم قربانی را کجا باید قربانی را ذبخ بکنیم، جایگاه ذبح قربانی کجا هست؟ چند دسته روایات داریم در اینجا، من می­خواهم به روایات اشاره بکنم، فقط می­خواهم بینندگان عزیزمان در چند دقیقه به صورت عملی تأمل بکنند حرف من را  بصورت عملی ببینند که اگر قرار شد که روایات نقل بشود چه اتفاقی خواهد افتاد؛ خب بینندگان عزیز آن عزیزی که ان شاء الله سال آینده حج مشرف می­­شود خوب گوش بدهد اینکه ذبح قربانی در کجا باید باشد چهار دسته روایات داریم که حالا ما اینها را بیان می­کنیم ان شاءالله خود بینندگان عزیز بر اساس چیزی که ایشان گفتند بیایند جمع بندی داشته باشند وعمل بکنند دیگر ما می­خواهیم به عنوان اخبار امشب صحبت بکنیم دیگر، یک روایتی است بر وجوب بر حاجی و زائری که حج تمتع انجام می­دهد از محل ذبح هم سخنی به میان نیاورده، روایت از زرارة بن اعین هست  که در رابطه با حدی پرسید از امام باقر (ع) حضرت فرمودند بر او لازم است قربانی کند.

مجری:

حد یعنی همان قربانی؟

استاد عباسی:

قربانی بله، و جای ذبح قربانی را نگفتند فقط گفتند حاجی باید قربانی ذبح بکند، این دسته اول روایات.

دسته دیگر به صراحت دلالت می­کند بر وجوب ذبح در منا و عدم کفایت ذبح در غیر منا، روایاتی دارد یک روایت آن به اصطلاح از ابراهیم کرخی است از امام صادق(ع) که باید نهر بکند در منا هم باید نهر بکند اگر حد حدی واجب است جز در منا حق ندارد که قربانی بکند، اما بینندگان عزیز عرض کنم خدمت­تان که ابراهیم کرخی توثیق نشده دیگر بروید این را خودتان حل بکنید که این راوی توثیق نشده من الآن اخباری هستم برای­تان می­گویم که خودتان جمع بندی کنید.روایت دیگر داریم از مسمع از أبی عبدالله(ع) که نقل کرده از امام صادق(ع) که فرمود همه جای منا قربانگاه است.روایت سوم روایاتی هست که در همین دسته­ای که گفت فقط باید در حدی انجام بشود، دو نفر به اصطلاح راوی دارد باز همان حرف را می­زند «لا ذبح إلا بِمنا، اما عبدالأء ابن أعین که تضعیف شده و یکی دیگر از افراد هم مردد هست بین دو نفر خود بینندگان بروند پیدا کنند که این راوی عبدالأعلاء مردد بین عبدالأء ابن أعین بجلی که توثیق شده و عبدالأء ابن أعین که تضعیف شده خودشان بفرمایند که بالاخره پیدا بکنند که کدام یکی از اینها است روایت را قبول بکنند یا رد بکنند.دسته سومی از روایات دلالت بر اینکه فربانی کردن در مکه هم جایز است روایت از امام صادق(ع) هست معاویة بن عمار نقل کرده که این روایت از نظر سند هم مشکل دارد گفتند که شما می­توانید در ...

مجری:

در هر جای سرزمین مکه؟

استاد عباسی:

در مکه بله یعنی در خارج منا در مکه می­توانید شما ذبح بکنید.دسته چهارم یک آیه قرآن هست و روایتی در تفسیر آن که دلالت دارد منا مکان ذبح است اما در رابطه با غیر منا ذبح جایز هست یا نه چیزی نگفته ساکت است در رابطه با غیر منا، این چهار دسته روایات که باید از این چهار دسته روایات خود بزرگواران جمع بندی بکنند که چطوری این روایات با هم جمع می­شوند آن دسته­ای که می­گوید آقا منا محل ذبح است و لا غیر، آن دسته­ای که می­گوید منا محل ذبح است حرفی نسبت به دیگران ندارد، آن دسته­ای که می­گوید مکه هم محل ذبح است و حالا یک دسته دیگر حالا من بخواهم دوباره از رو بخوانم، این چهار دسته روایات را عزیزی که می­خواهد برود حج إن شاءالله برود روایات آن را من برایش بیان کردم توضیح هم می­دهم خب جمع بندی با خودشان.

مجری:

فقط یک حکم آن

استاد عباسی:

در یک حکم آن، حالا اگر کسی به من اعتماد دارد به عنوان یک عالمی که این روایات را خواندم من جمع بندی برایش خواهم کرد ولی این جمع بندی آیا علم آور هست برای مخاطب مان...

مجری:

اصلاً این جمع بندی که می­شود همان اجتهاد دیگر

استاد عباسی:

نه حالا همان دیگر اینها می­خواهند اسم آن اجتهاد نگذارند می­گویند آقا تو روایت را بگو جمع بندی خودت را هم بگو، خب اگر من بخواهم جمع بندی بگویم من نگاه کردم تقریباً از زمان شیخ طوسی تا به امروز هفت هشت­تا جمع بندی وجود دارد در این روایات، من جمع بندی خودم را بگویم یا شیخ طوسی را؟ جمع بندی خودم را بگویم یا شیخ انصاری را؟ در همین یک دانه موضوع نه در همه موضوعات، این جمع بندی حالا من جمع بندی کردم برای بیننده عزیز  مان رفت پیش یک نفر دیگر هم سن و سال من در حد و اندازه من او یک جمع بندی دیگر کرد کدام آن را می­خواهد قبول بکند؟ این علم آور است آن وقت؟ الآن به این می­گویند علم؟ یعنی یک نفر که می­خواهد برود حج ما بی­اندازیم تو را در دست اندازی که تا عمر دارد از این دست انداز بیرون نیاد یعنی واقعاً تا عمر دارد از این دست انداز بیرون نیاید چون این از الآن تا سال دیگر وقت دارد که هیچ، یک ده سال باید برود بنشیند فقط روایات را جمع بندی بکند روایات را ببیند که می­خواهد، آقا مسخره کردید مردم را با این حرف­ها؟ خب شما دارید می­بینید که آخر این روایات با این حجم روایات و با حجم کاری که باید نسبت به آن اتفاق بی­افتد، من چطوری بیایم یک نفری که آمده از من سؤال بپرسد من چطوری بیایم بگویم بنشین اینجا، ینشین اینجا، به زور او را نگهدارم بگویم آقا من اینطوری جواب تو را نمی­دهم روایت به روایت، بعد این روایت را شما می­آیی مثال می­زنی با روایتی که می­گوید بله خواستی بروی زیارت امام حسین(ع) برو غسل بکند بعد بیا این دعا را بخوان، آن روایت که حکم شرعی نیست زیارت مستحب، اعمالی داریم زیارت خیلی ساده، شما بیا در حج این را جواب بده که چطوری باید آن را جمع بکند شخصی که آنجا هست و موارد اگر من بخواهم یک جلسه دو جلسه دیگر حالا باز من جلسات آینده مثال­ها را می­آروم مثال­های که در روایت خدمت خود امام معصوم رسیدند این اتفاق افتاد کسی از اصحاب شما شاگردان شما اینطور گفت و دیگری اینطور گفت ما گیر کردیم حالا آمدیم خدمت­شما، امام صادق(ع) نگفت که هر دو بی جا کردند هر دو بیخود کردند که اصلاً در موضوع فتوا وارد شدند حرف من، یا حرف یک­شان را تأیید کرده، یا حرف غیر از هر دو گفته ولی نگفته چرا مراجعه ردی به آنها، می­توانیست بگوید چرا مراجعه کردی؟ برای چه تو بلند شدی رفتی پیش یونس بن عبدالرحمن؟ باید از خود من می­پرسیدی فتوای اشتباه به تو داده تو را گمراه کرده، حضرت نگفتند تو را گمراه کرده نگفتند فتوا ناجوری به تو داده، فتوای درست را گفتند اصلاح کردند اما نگفتند کار تو که رفتی پیش این سؤال پرسیدی اشتباه کردی، این حالا مثالی که من زدم حالا باز کلیپ اگر می­خواهیم ببینیم.

مجری:

خیلی ممنون، کلیپ سوم را ببینیم دوستا.

کلیپ شماره 3:

اگر شما که متخصص علم حدیث هستی یک کتابی نوشتی ما الآن در بحث مفهوم بحث می­کنیم آنچه در سطح جامعه است چیز دیگری است، ما اگر یک کتاب صحیح نوشتیم احادیث صحیحه را در آنجا جمع آوری کردیم به زبان فارسی برایش نوشتیم و شرح هم دادیم چرا نتوانند عمل بکنند؟ در مسائل نماز، در مسائل روزه، در مسائل طهارت، در مسائل حج، چرا آخر کسی می­تواند جرأت بکند کلام رسول الله(ص) مبرء الذمه نیست؟ هر کس این را بگوید کافر است جارج از دین است کافر است دیگر کافر دیگر معانی ندارد، آیا کسی می­تواند بگوید کلام امیرالمؤمنین(ع) حجت نیست؟ کلام امام صادق(ع) حجت نیست؟ مبرء الذمه نیست؟ پس عزیزان من این شما امیدوار هستم که جوابش را گرفته باشی که مردم عامی اینها چطور بتوانند، ما نمی­گوییم مردم عامی همه به کتب مراجعه بکنند نه، بعضی از آنها می­توانند به کتاب مراجعه بکنند بعضی­شان نمی­توانند به کتاب مراجعه بکنند، آنهای که نمی­توانند به کتاب مراجعه بکنند آنها به توضیح المسائل هم نمی­توانند مراجعه بکنند برای آنها مسئله گو شرح می­دهند همان مسئله گو مسئله را شرح ندهد حدیث را شرح بدهد یا الله

مجری:

حاج آقا فکر کنم همان بحثی بود که کردیم حالا باز اگر توضیح نیاز دارد بگویید

استاد عباسی:

بله یک نکات جدید داشت این کلیپ ببینید یک بخشی­از آن همان بود که می­گوید آقا بعضی­ها می­توانند کتاب بخوانند ورایت بخوانند، بعضی­ها نمی­توانند، آن که می­تواند، خب می­تواند توضیح  المسائل می­خواند قرآن را هم بخواند، آن که نمی­تواند اینجا برایش توضیح می­دهید شما توضیح المسائل را آن را هم توضیح بدهید، ما می­گوییم خب آقا آن که می­تواند و نمی­تواند را داری تقسیم بندی می­کنی، ما هم از اول بحث­مان همین بود، آن کسی که می­تواند یعنی واقعاً عالم است سر در می­آورد از این بحث­ها ،خب ما گفتیم برود مجتهد بشود چرا از کسی تقلید بکند، آن که نمی­تواند باز دوباره یک نفر مثل من طلبه  که هنوز مجتهد نشدم ولی متوجه صحبت علما و روایت و اینها می­شوم تا حدودی آن هم تا زمانی که به درجه اجتهاد نرسیدم من نمی­توانم خودم عمل بکنم، چون ضرافت­های را دارد آن عالم می­بیند که من متوجه آن نیستم، اینکه ایشان می­گوید برایش توضیح بدهید، ما باز برمی­گردمی به سؤال مان، جواب ما را بدهند، فکر بکنند بینندگان عزیزمان ما می­خواهیم روشن بشود مسئله که ما می­خواهیم برایشان توضیح بدهیم باز چطوری این را توضیح بدهیم، یعنی دسته روایات، یک روایت و دو روایت نیست که ما بخواهیم توضیح بدهیم، مجموعی از آیات و روایات است، و بررسی­های سندی است، اگر قرار باشد این را می­گویید توضیح بده خب بله توضیح دادم «عروة الوثقی» با شروحش با مطالبش آمده کتاب­های مبسوط فقهی از درس خارج مراجع و علما و غیره نوشته شده  موجود است، تقریرات به کتب مراجعه کنند، قشنگ مفصل و مبسوط آمده اگر می­گویید نه خلاصه­تر از این این را چطور خلاصه­اش بکنیم، مثل اینکه آقا من ده سال رفتم دارو شناسی خواندم بعد این دارو شناسی را به من می­گویید پنج دقیقه برای من بگو خلاصه قصه چیست، آقا خلاصه قصه چیست؟ خب این دارو شناسی است علمی است طولانی مدت خواندیم به پنج دقیقه قابل توضیح نیست که من چه می­توانم به شما بگویم، نحایتاً از عوارض دارو بگویم که این دارو خواب آور است، این دارو دردت را تسکین می­دهد ولی معده­ات را خراب می­کند یک توضیح این مدلی  ولی من نمی­توانم به شما بگویم آقا خصوصیات این دارو و اجزای تشکیل دهنده این دارو چیست، این یک طرف بحث یک چیز دیگری که ایشان گفت که خیلی خطرناک است، همان که شما هفته قبل هم اصرارتان این بود که آقا بیشتر عملی است یا بیشتر اعتقادی و غیره؟ ببین ایشان داخل چه دامی اتفتاد با حرف خودش، سالیان سال ایشان داشته به اهل سنت اشکال می­گرفته، مسائل اشکالات­شان را مطرح می­کرده از بخاری و غیره، ما هم دیدگاه­مان در این قصه همین بوده که آقا صحیح بخاری نوشته، آقا صحیح بخاری کو صحیح، نیست داخلش روایات صحیح یادتان هست که یک برنامه در رابطه با صحیح که چرا یک کتاب صحیح نداریم گفتم آقا اصلاً اشتباه است، حالا این آقا آمده همین را می­گوید شما بیایید روایت صحیح را می­گوید مردم ضعیف و صحیح نمی­فهمند، راوی ثقه و کذاب نمی­فهمند، شما بیایید یک کتاب درست کنید روایت­های صحیح را بیاورید داخل آن کتاب بعد خلاصه هم بیاورید آنها را توضیح بدهید برایشان، خب می­گویم آقا این کار اشتباه است دیگر، این کار بستن باب علم است، وقتی ما آمدیم یک کتاب نوشتیم آقا به نظر چه کسی؟ به نظر نجاشی روایت­ها را صحیح و ضعیفش را مشخص کنیم راوی­ها را مشخص کنیم؟، به نظر شیخ طوسی این کار را بکنیم؟ به نظر مرحوم آیت الله خویی در «معجم رجال حدیث» راوی­ها را بیایم بگوییم، به نظر چه کسی؟ با نظر چه شخصیتی از علمای شیعه  چون اینها مبناهایشان فرق می­کند کدام مبنا، آن کسی که مبنا را دارد انتخاب می­کند باز دوباره مجتهد باید باشد دیگر، یعنی دوباره یک مجتهد بیاید مبنا را انتخاب بکند بگوید این روایت­ها صحیح است باز هم شد تقلید دیگر باز هم نشد نص روایت معصوم،

مجری:

البته اینجا دیگر آنها مجتهد نمی­گویند می­گویند یک عالم حدیث شناس ولی فرقی نمی­کند ببینید به نظر من اصلاً بحث خیلی زودتر از اینکه اینقدر رشد بکند در همان ابتدای کار تمام است، همانجایی که می­گوید بعضی­ها می­توانند بعضی­ها نمی­توانند، یعنی همانجا بحث تمام است یعنی وقتی شما خودت بعنوان کسی که مخالف اجتهاد و تقلید هستی و می­گویی مردم باید بروند روایت بخوانند، همان اول کار من به خاطر همین گفتم دیگر من به این چیزهایش دقت نکردم ، بخاطر اینکه به نظر من همان اول کار بحث تمام بود، یعنی همان اول کار وقتی تقسم می­کنی که یک عده مثل راننده کامیون یا دختر بچه­ای که تازه 9سالش است اینها نمی­توانند حدیث بخوانند، و یک عده می­توانند، خب  اصل بحث اجتهاد و تقلید هیمن بود که یک عده می­توانند می­روند مجتهد می­شوند، یک عده نمی­توانند مقلد می­شوند، همان ابتدای کار بحث تمام است تقریباً

استاد عباسی:

بله این نکته، نکتۀ مهمی است

مجری:

من فکر می­کنم مهم­ترین نکته­اش همین است

استاد عباسی:

بله مهم­ترین نکته همین است که بلاخره شما داری یک طوری مسئله را مطرح می­کنی خودتم قبول داری که بلاخره بین مردم افراد مختلفی هستن یک عده نمی­توانند، اینهایی که نمی­توانند جایگزینت چیست؟ جالب است ایشان در گفت و گو و مناظره­ای که داشتند با شخصی در اثبات این قضیه دائم ایشان تأکید می­کرد که شما مُثبِت تقلید هستید، شما بیا ثابت بکن تقلید را، من می­گویم که شما هم یک منهج دیگری را مطرح کردید پس نگو نافی تقلید هستم، شما بیا بگو راه حلت چیست؟ شما می­گویید که آقا راه حل این است که روایات و اینها گفته بشود، صرفاً روایات بیان بشود خیلی خب بیا این را اثبات بکن، بیا اثبات بکن که شدنی است، شما خودت مدتهای مدید ،داری این ادعا را مطرح می­کنی بیا شما یک دور خلاصه در پنجاه جلسه  کل احکام را، در صد جلسه کل احکام را برای مردم همینطور که می­گویی، جالب است که داریم از ایشان کلیپ که باز پخش خواهیم کرد ایشان مدعی هست می­گوید بله من نمی­گویم در روایات روایات سخت نداریم، همه روایات سخت نیستند، آقا شما راست می­گویی 80درصد روایات آسان است  ما همان روایت را به مردم می­گوییم، آن 20درصد بقیه­­اش را چه کار کنیم؟ روایت به مردم بگوییم را اجتهاد کنیم، خب اگر اجتهاد کنیم که باز همین می­شود دیگر، آن 20درصد دوباره می­شود ظنی می­شود غیر علم باز دوباره همین می­شود دیگر، باز همین آش و همین کاسه، شما اگر می­گویید روایت سخت است که روشن است

مجری:

خیلی ممنون از اینکه تا اینجای بحث ما را دنبال کردید در خدمت­تان هستیم هنوز تا پایان برنامه فرصت داریم؛ حاج آقا کلیپ­ها تمام شد وارد ادامه بحث بشویم، فکر کنم ادله قرآنی را گفتید وارد ادله روایی و شبهات روایی که به بحث اجتهاد و تقلید مطرح کردید

استاد عباسی:

حال من قبل از اینکه وارد آن روایات بشوم من می­خواستم یک مثال دیگر را عرض بکنم از جایی که افراد نظرهای مختلف در یک موضوع اتفاق افتاده  و فتوا دادند،

مجری:

حاج آقا معذرت می­خواهم بحث شما را قطع می­کنم حالا دیگر وارد بحث بشویم، چون تماس دوستان اتاق فرمان گفتند

استاد عباسی:

بفرمایید اولویت با تماس است بله

مجری:

آقای علی کرمی سلام علیکم و رحمة الله بفرمایید

بیننده(علی کرمی):

سلام علیکم و سلام و دورد خدا به حضرت محمد و خاندان طاهرینش خصوصاً حضرت ولیعصر(عج)، و سلام خدمت شما و کارشناس محترم اول از همه از همه­تان متشکرم  خیلی از سؤالات مان را جواب می­گیریم در برنامه­تان واقعاً از شما متشکرم؛ بعد سؤالی که من داشتم در رابطه با همین موضوع امشب بود اینکه مرجع تقلید، حالا من نقطه مقابلش را می­خواستم بپرسم ، و از چه کسی نباید گوش کرد البته اول وقت گفتند از جاهالان نباید گوش کرد طبق آیه قرآن، خب دیگر عصر عصر جاهلیت مدرن است دیگر با کت و شلوار و با مدرک­های داشنگاهی و دکتر مهندس می­آیند تحلیل و بررسی کردن همه جا، یک توضیحی در مورد این اگر می­شود بدهید که مثالی تاریخی باشد از قبل باشد که مثلاً گفتند از فلان شخص با اینکه تحصیل کرده است گوش نکنید، چه تاریخی باشد چه برای عصر حاضر باشد در مورد این خواستم صحبت کنم اگر امکان باشد.

مجری:

خیلی ممنون و متشکر پاسخ تان را از طریق برنامه دنبال کنید؛ آقا اسماعیلی از اصفهان سلام علیکم و رحمة الله

بیننده:

با سلام خدمت استاد عباسی و همچینین مجری محترم  خداوند ان شاء الله به برنامه­تان برکت بدهد که از جریانات انحرافی این آقا  مبارزه می­کنید، یک سؤال داشتم ،خواستم بدانم که در بحث مقابله با ظن و رأی آیا ما می­توانیم بگوییم که یک زمانی یک فقیه هست ایشان با امام زمان در ارتباط است و حکم الله را به دست می­آورد آیا می­شود اینطور گفت که این بحث حل بشود؟

مجری:

سؤالتان فقط همین است قربان؟

بیننده:

یک سؤال دیگر هم اینکه ما متوجه نشدیم آقای عباسی گفتند که متوقف می­شویم بر شبهات، در باب خمس ما اینجا می­گوییم که آن آقا در یک جا گفته است بخش­اش را به این آدم­ها اهدا کنید، ایشان می­گفت ندادید هم اشکال ندارد، این احتیاط یعنی چه مثلاً این را توضیح بدهید

مجری:

حاج آقای اسماعیلی سؤال دومتان خیلی صدا ضعیف بود من هم  کامل متوجه نشدم آقای عباسی هم می­فرمایند متوجه نشدند

بیننده:

آقای عباسی گفتند که در باب احتیاط، حالا ایشان می­گوید که مثلاً اگر متعارض بودن روایات به آن با  احتیاط عمل می­کنند، احتیاط چه مشکلی پیش می­آورد؟  مثلاً در باب خمس و قتی دوتا حدیث باهم متعارض است، خب آیا می­شود که بگوییم عمل نکردی هم اشکال ندارد.

استاد عباسی:

بله متوجه شدم سؤال تان را

مجری:

حاج آقا سؤال دوم فرمودند احتیاط در روایات، خیلی ممنون و متشکر  پاسخ­تان را از طریق برنامه دنبال کنید آقای اسماعیلی؛ حاج آقا بفرمایید.

استاد عباسی:

نسبت به بیننده عزیزمان حالا من اسم­شان را هم فراموش کردم، بله آقا کرمی، سؤالی پرسیدند در رابطه با اینکه خب حالا از چه کسی ما نباید تبعیت بکنیم و تقلید بکنیم این را یک جلسه­ای در رابطه با آن صحبت کردم که  ویژگی­هایی در روایات به ما گفتند  که بحث علم به تنهایی نیست، بحث علم هست، بحث تقوا هست بحث اخلاق هست آن روایاتی که ویژگی­هایی را در رابطه با چه مطرح می­کند که در برنامه­های قبل مفصل ببینند  و این خیلی مهم است اتفاقاً یعنی بله ما حرفمان بر این نیست که خب حالا چون گفتیم مجتهد قولی که مطرح می­کند و اینها پس ما مجتهدی دیدیم هر کسی دیدیم که  می­گوید آقا من مجتهد هستم ما  حرکت بکنیم و از او تبعیت بکنیم؟ نه اتفاقاً سختی کار ما به عنوان یک مقلد یا به عنوان یک مسلمان این است که ما بگردیم  آن کسی که بهتر از همه هست ، اعلم یعنی همین دیگر، اعلم یعنی در فقه و اصول قوی­تر از بقیه هست ویژگی­های دیگر را هم دارد چون ما ممکن است مثلاً ما 50نفر داشته باشیم که مجتهد باشند، این ویژگی­ها را داشته باشد و این نقطه­ای که ما باید نسبت به آن حساسیت داشته باشیم اینجا است حساسیت ما را اتفاقاً می­خواهم امثال این آقایی که  از او کیلپ پخش کردیم از این مورد بردارند راه باز بشود برای هر کسی که  با هر سلیقهای با هر مشکلی باهر ضعفی می خواهد

بیاید برای مردم فتوا بدهد.

مجری:

خیلی نکته دقیقی گفتید حاج آقا، یعنی به نظر من نکته تعیین کننده­ای است که آن جایگاه آن کسی که به عنوان یک عالمی که 40-50سال درس خوانده  در حوزه  و آدم متقی ­است و آدم  سالمی است بگوییم آقا اجتهاد نباشد، مجتهد نباشد تقلید هم نباشد آن آقا را از آن بالا برداریم بگذاریم کنار بعدش هم بگوییم آقا شما پیش یک نفر بروید فقط روایت بخوانید، آن وقت به مرور زمان این افراد بدون علم و بدون پشتوانه در سیستم و در جامعه رشد می­کنند و خودشان را به آن سطح می­رسانند، ولی دیگر آن آدم­های سالم قبلی نیستند.

استاد عباسی:

بله خیلی نیاز به مرور زمان هم نیست ،همین آقایی که امروز مدعی هست از او کلیپ پخش کردیم، همین آقا از روزی که مدعی بود و می­گفت من قبول دارم، مراجع و مرجعیت را قبول درام  و خودش با لباس روحانیت بود، الآن که می­گوید مراجع را قبول ندارم روایت بخوانیم، به اصطلاح می­خواهد بشود لیدر و رهبر یک جریانی که برای مردم با روایت خواندن احکام شرعی را بگوید همان لباس را هم گذاشته کنار، نمونه بارزش همین ایشان که حالا الآن کار بیاید بیفتد دست چه کسی؟ دست کسی که دیگر حتی مبانی دینی، حالا از ایشان خواهیم آورد که خیلی راحت نه زیرآب علما و مراجع فعلی را که مراجع تا زمان حضرت ولعصر را ایشان در صحبت­هایش می­زند، حالا کلیپ­های آینده­اش هست پخش خواهیم کرد که چیزی برای کسی باقی نمی­گذارد، دیگر آنطرف هم نتیجه­­اش می­شود این که حالا ما مثلاً یک نفری از یک جای دیگری در دنیا به قول معروف بشیند آنجا در خانه خودش و شروع بکند، حالا ایشان بشود مرجع که نباید باشد، به ایشان بگوییم که بلاخره شما استاد متخصص علم حدیث بیا برای مردم به اصطلاح به این شکل و شمایل حدیث بگو، این مسر را خواهد رفت.

مجری:

این جواب آقای کرمی، سؤالات آقای اسماعیلی از اصفهان

استاد عباسی:

بله سؤالات آقای اسماعیلی از اصفهان ،بگویید شما سؤال اول را

مجری:

سؤال اولشان راجع به همین بحث اینکه چرا نباید توقف کرد

استاد عباسی:

بله بحث توقف را گفتند که احتیاط بکنیم دیگر، ببینید اینکه می­گویند که آقا چرا نباید توقف کرد و اینها، واقعاً اگر بحث بحث احتیاط است که ایشان گفتند آقا احتیاط بکنید ، احتیاط خودش لازمه­اش دانستن است بخش زیادی از مسائل علمی است، چرا؟ چون شما ببینید احتیاط در یک موضوع به انجام ندادن است، احتیاط در یک موضوع به انجام دادن است، یک مثالش را بزنم واضح  ورشن بشود، و این لازمه­اش دانستن دیدگاه­های مختلف و اینکه احتیاط وجه جمع بین اینها چطور است، مثلاً ما یک جایی نمی­دانیم قبله کدام طرف است، یک حدودی مثلاً می­دانیم اینجا می­گویند آقا به دوطرفی که احتمال می­دهید یا به چهار طرف نماز بخوانید

مجری:

اگر دو طرف را یقین دارید به دو طرف نماز بخوانید اگر اصلاً یقین ندارید به چهار طرف نماز بخوانید

استاد عباسی:

 اگر ندارید به چهار طرف نماز بخوانید، خب حالا بروید ببینید مطمئن شوید که چه هست، خب حالا از آن طرف  یکی می­خواهد در یک بیابانی یک جایی به اصطلاح دستشوی برود نمی­داند قبله هم کدام طرف است خب وجه جمع آن چه است؟ وجه جمع آن این است که نرودن دستشوی؟ که خب نمی­شود، توقف در اینجا یا احتیاط در اینجا چه است؟ به چهار طرف دستشوی برود؟ خب این اگر نداند که چه است که خب ممکن است این مثال حتماً در ذهن بییننده­ها می­ماند، نماز به چهار طرف دستشوی به چند طرف؟ یعنی دستشوی را چیکار کند؟ ادرار می­خواهد بکند چیکار کند؟ نمی­شود که بگوییم آقا به چهار طرف ادرار بکند، به هیچ طرف ادارا بکند جمع آن در این است، یعنی ببینید احتیاط در موارد مثال سؤال دوم خود ایشان در خمس، آقا احتیاطاً خمس بدهیم یا ندهیم؟ خب احتیاطاً خمس ندادید این احتیاط است خمس ندادن؟ احتیاط آن این است که خمس بدهیم و احتیاط­تر آن این است که به چند نفر خمس بدهیم؟ به چندتا مرجع خمس بدهیم؟ تازه می­گوییم آقا به یک مرجع نه دیگر، یا احتیاط آن از آن طرف که نمی­شود احتیاط کرد، احتیاط یعنی در هر مسئله­ای سخت­ترین حالت را پیدا کنی، سخت­ترین حجالت یعنی اینکه...

مجری:

مثل همان مثال نماز مسافر که همیشه می­روی مسافرت هم تمام در راه هم تمام بخوانی هم شکسته بخوانی

استاد عباسی:

این که تازه راحت است، این راحت­تر است که آقا دو رکعت را می­خوانم چهار رکعت، ظهر یک دو رکعت یک چهار رکعت شش رکعت، دوباره عصر هم یک دو رکعت یک چهار رکعت شش رکعت، دوازده رکعت به جای هشت رکعت، نه تنها شکسته نشد بلکه کامل خواندم، روزه مسافر را، شما مسافر شدی

مجری:

باید روزه نگیری و بعداً هم یک روز دوباره قضا بگیری

استاد عباسی:

دوباره قضا احتیاط آن در این است که آقا، برای مسافری که نمی­داند الآن این سفر من

مجری:

نمی­داند حکم آن چه است

استاد عباسی:

نه می­گوییم آقا مثلاً سفر من کاری حساب می­شود یا غیر کاری؟ مرجع می­گوید اگر دانشجو بودی مثلاً شما روزه نباید بگیری یک مرجع می­گوید باید بگیری، جمع آن در چه است؟ جمع آن در این است که روزه بگیری و نگیری تازه باز دوباره روزه گرفتی و بعد دوباره قضا کردی باز آن موقع هم دوباره نمی­توانی شما نیت روزه بکنی، باز دوباره احتیاط این در این، این است که آن روز را شما هر روز در آنجاها بروی چهار فرسخی روزه­ات را بخوری دوباره برگردی، آقا خیلی سخت شد اصلاً این احتیاط می­گویند آقا اوحدی از افراد هستند که ممکن است بتوانند به احتیاط عمل بکنند هم از حیث سختی انجام آن که آقا مثل این روزه.

مجری:

ایشان در حقیقت این حالا شبهاتی که راجع به خمس هست حالا نمی­دانم در برنامه ما جایگاه آن است اصلاً به آن بپردازیم یا نه؟ که مثلاً خمس را نمی­دانیم به چه کسی بدهیم پس احتیاط بکینم ندهیم

استاد عباسی:

آن وقت روز قیامت می­گویند آقا بر تو خمس واجب بود ندادی چه می­خواهی جواب بدهی؟ احتیاط در سخت­تر است بله دیگر

مجری:

نه اصلاً جایگاه احتیاط را اشتباه گفتند به نظر من

استاد عباسی:

حالا هم جایگاه احتیاط هم اینکه حالا اگر می­خواهی احتیاط بکنی راه حلش غیر از این است که الآن می­خواهد انجام بدهد، یعنی راه حل احتیاط، احتیاط یعنی چه؟ یعنی یک کاری بکنم که صددرصد مطمئن بشوم  خدا از من راضی است  چون حکم واقعی را نمی­دانم دیگر، خب چطور من می­خواهم صددرصد مطمئن بشوم؟ این امکان پذیر نیست یک سؤال دیگری ایشان داشت من الآن خاطرم آمد  که ما بیایم درست کردن این قضیه را بگویم که برای تقلید بگوییم آقا هر مرجع تقلید که در زمانی که امام معصوم نیست بلاخره باید یک مرجعی باشد و این مرجع با امام مرتبط است این طور درست بکنیم، بله بگوییم که این با امام مرتبط است؛ نه لازم نیست ما در زمان غیبت حضرت ولیعصر(عج) در زمان عدم حضور  در این دوران مکلف به احکام ظاهری هستیم نه حکم واقعی، ممکن است حکم واقعی عند الله یک حکم دیگری باشد، از ما کفایت می­کند و این هم با همین مسیر و مجرایی که داریم به دست می­­ آید.

مجری:

خیلی ممنون و متشکر می­خواستم بگویم حاج آقا جمع بندی بفرمایند مباحث امشب را که خب دوستان اتاق فرمان اشاره کردند وقت­مان به پایان رسیده روایات برای مثال در باب همان اخباری گری حاج آقا روایات حج را خواندند ان شاء الله خداوند این بلای عظیم و این ویروس منحوس تمام بشود زیارت کربلا عتبات عراق و زیارت حج بیت الله الحرام ان شاء الله قسمت همه بینندگان عزیز و ما بشود ، خیلی ممنون که ما را تماشا کردید.اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

و السلام علیکم و رحمة الله و برکاته

 

 



* اسم:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
* کد امنیتی: