2020 September 27 - يکشنبه 06 مهر 1399
عصر ایمان
کد مطلب:3595 گروه: عصر ایمان آمار بازدید: 221

عصر ایمان
حجت الاسلام و المسلمین عباسی - 15 شهریور 1399


  دانلود
امتیاز:
  01:27:18 حجم فیلم: 234 مگابایت





دانلود صوت


قسمت هفتم برنامه عصر ایمان با کارشناسی حجت الاسلام و المسلمین عباسی

بسم الله الرحمن الرحیم

تاریخ:15 شهریور 1399

مجری:

«بسم الله الرحمن الرحیم»

سلام علیکم و رحمة الله امیدوارم که حال همه شما بینندگان عزیز خوب باشد و در این ایام بسیار عزیز و شریف عزاداری­هایتان و طاعات و اعمالتان مورد قبلو حضرت حق واقع شده باشد و توانسته باشیم همه به بهترین نحو نوکری کرده باشیم و عرض ادب کرده باشیم به صاحت حضرت سیدالشهداء علیه السلام؛ باز هم شنبه شب و یکی دیگر از برنامه­های مجموعه عصر ایمان در شبکه جهانی حضرت ولیعصر، در خدمت کارشناس محترم برنامه جناب آقای عباسی هستیم  ان شاءالله که دقایقی که در خدمت­تان هستیم ساعتی که در خدمت­تان هستیم را بتوانیم به بهترین نحو انجام وظیفه کنیم و مطالب را تقدیم شما بکنیم ابتدا از حاج آقا دعوت می­کنم که با شما سلام و احوال پرسی داشته باشند، بنده سؤالاتم را از ایشان مطرح می­کنم، حاج آقا سلام علیکم و رحمة الله بفرمایید.

استاد عباسی:

سلام علیکم و رحمة الله، بنده هم خدمت بینندگان عزیز و گرامی شبکه جهانی حضرت ولیعصر ارواحنا له الفداء عرض سلام و ادب و احترام دارم امیدوارم هر جای این عالم هستیم تحت توجهات خاصه حضرت ولیعصر ارواحنا له الفداء زندگی خوب و ایمانی داشته باشید و عزاداری­های شما در ماه محرم الحرام، ماه سوگواری بر سید الشهداء علیه السلام، از شما مورد قبول خدای متعال قرار بگیرد و خدا به همه ما توفیق عزاداری واقعی و مخلصانه را عنایت بفرماید در محضر شما هستیم.

مجری:

خیلی ممنون متشکر، همانطور که مستحضر هستید بینندگان عزیز راه­های ارتباط با برنامه و با شبکه حضرت ولیعصر(عج) از طریق ارسال پیامک و از طریق تماس و  از طریق فضای مجازی در اینستاگرام شبکه باز هست، پیام­های تان را برای ما بفرستین اگر سؤآل دارید می­توانید که از طریق راه­های که دوستان زیرنویس می­کنند با ما تماس بگیرید و خودتان در برنامه مشارکت داشته باشید تا ان شاء الله بتوانیم بحث پرچالش­تر و جدی­تری را در خدمت­تان باشیم؛ هفته گذشته و هفته­های گذشته در مورد روایات، آیات، و ادله اجتهاد و تقلید بحث کردیم خدمت استاد عباسی، و ادله عقلی را گفتند، آیات را فرمودند و چند دسته از روایات را هم به ما گفتند، دسته سوم از روایات را فرموده بودین که این هفته ما ان شاءالله در خدمت­تان هستیم، برنامه در اختیار شما است بفرمایید.

استاد عباسی:

«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ وَ بِهِ نَسْتَعِینَ إِنَّهُ خَیْرٌ نَاصِرٍ وَ مُعِینَ ثُمَّ الصَّلَاةُ وَ السَّلَامُ عَلَی  سیّدنا و نبیّنا أَبِی الْقَاسِمِ الْمُصْطَفَی مُحَمَّد صَلَّی اللهُ عَلَیْهِ وَ عَلَی أَهْلِ بَیْتِهِ الطَّیِّبِینَ الطَّاهِرِینَ وَ اللَّعْنُ الدَّائِمُ ‏عَلَى أَعْدَائِهِمْ أجمعین إِلَی قیام يُوْمِ الدّین»

بحثی را در رابطه با ادله اجتهاد و تقلید، ادله از روایات پیرامون اجتهاد را شروع کردیم؛ دو دسته و دو نوع روایت را محضرتان تقدیم کردیم، دسته سوم از روایات که تعداد روایات این دسته از روایات زیاد هم هست در رابطه با این موضوع هست که اهل بیت «علیهم السلام» در مواجه با برخی از اصحاب­شان آنها را آموزش می­دادند، مطالبی بیان می­کردند،گفت و گویی بین آنها رد و بدل می­شد که آموزش آنها به اجتهاد از روایات هست، یعنی اگر قرار می­بود که فقط آنها روایات را بیان بکنند و همین کفایت بکند، این روایات و این سبک برخورد دیگر نیاز نبود، یعنی نیاز نبود امام معصوم بیاید جزئیاتی را در رابطه با نحوه استنباط از آیات و روایات بیان بکند که اینها یاد بگیرند چطوری از آیات و روایات اهل بیت برداشت فقهی داشته باشند بنابر این وجود این روایات با سند معتبر در منابع و مجامع روایی شیعه نشانگر این مسئله هست که اهل بیت «علیهم السلام» می­خواستند اصحاب خاص­شان را مثل زاره، مثل محمد بن مسلم خیلی از افراد این چنینی آموزش بدهند که آنها بتوانند خودشان استنباط را انجام بدهند حالا روایات را می­خوانم خود بینندگان عزیز متوجه جریان از متن روایت خواهند شد؛ روایت در تهذیب الاحکام شیخ طوسی علی الله مقامه الشریف که ایشان متوفای 460هجری قمری هستند و کتاب تهذیب الاحکام یکی از کتب اربعه شیعه هست آن چهار کتابی که در واقع مبنا و مأخز روایات فقهی ما هست که حالا بعدها به هر حال در وسائل الشیعه شیخ حر عاملی جمع آوری از این روایت و روایات دیگر داشتند اما خود تهذیب الاحکام از کتب اربعه شیعه هست که مورد مراجعه فقها و علما برای استنباط احکام شرعی بوده در این کتاب شریف، تهذ یب الاحکام شیخ طوسی در جلد اول این کتاب، چاپ دارالکتب اسلامیه در تهران ج 1،ص61، روایت 168 از کل و روایت 17 در باب

تهذیب الاحکام، شیخ طوسی، دارالکتب اسلامیه تهران، ج1،ص61، روایت 168 از کل، روایت 17 در باب فی صفة الوضو و الفرض منه و سّنة و الفضیلة فیه

در ویژگی­های وضو آن مقدار واجب و آن مقدار مستحب و فضیلت­هایی که یا آن چیزهایی که فضیلت دارد در وضو رعایت بشود روایت را با سند نقل کرده تا فضل بن شازان از  حماد بن عیسی از حریز از زراره که زراره می­­گوید من خدمت امام باقر(ع) أبی جعفر(ع) که

«أَلَا تُخْبِرُنِي مِنْ أَيْنَ عَلِمْتَ وَ قُلْتَ أَنَّ الْمَسْحَ بِبَعْضِ الرَّأْسِ وَ بَعْضِ الرِّجْلَيْنِ» 

می­شود بفرمایید که این از کجا فهمیده می­شود و از کجا دانسته می­شود که مسح سر باید بخشی از سر باشد؟ این از کجای قرآن یا روایت فهمیده می­شود؟ و اینکه پاه­ها باید بعضی از بخشی از پا مسح کشیده بشود لازم نیست همه پا را ما مسح بکشیم یا همه پا را ما بشوییم «مثل اهل سنت که می­شورند» از کجا این فهمیده می­شود؟

خب ببینید نفس این سؤال چون اگر قرار باشد که افراد فقط ناقل روایت باشند دیگر این اصلاً معنا پیدا نمی­کند خب چرا؟ چنین سؤالی را مطرح بکند می­آمد و روایت را بیان می­کرد برای مردم و همین کفایت می­کرد، حضرت اینجا باز پاسخ آنچنانی هم ندادند که بگویند که خب برای چه داری می­پرسی؟ ما به شما می­گوییم مسح بکشید مسح بکشید دیگر شما اقل روایت هستید این روایت را از من نقل کن برای افراد و تمام نیازی نیست به این که زراره شیوه استنباد این حکم را بداند، دنبال علت حکم نیست دنبال این نیست که بگوید آقا احکام ویژگی­های در واقع حکمت یک حکم چه است؟ چرا خدا گفته سر را مسح بکشید پا را مسح بکشید ولی دست­ها ر ا بشورید صورت را بشورید اصلاً دنبال حکمت حکم و علت حکم نیست دنبال این هست که بداند امام معصوم(ع) چگونه استنباط می­فرمایند از آیه قرآن چه استباطی می­فرمایند و به نحوۀ استدلال را کار دارد، اگر نحوه استدلال را کار دارد و امام باقر جواب سر بالا به او نمی­دهد ردش نمی­کند بگوید آقا شما برای چه می­خواهید بدانید ما می­گوییم آقا قرآن یعنی این و حرفی که ما می­زنیم دقیقاً حرف خدا است پس شما بروید برای مردم بگویید کفایت می­کند چیزی که امروز مخالفین اجتهاد و تقلید بیان می­کنند.

حضرت دارد که:

«فَضَحِكَ»

لبخندی زدندن

بعد فرمودند

«يَا زُرَارَةُ قَالَهُ رَسُولُ اللَّهِ ص وَ نَزَلَ بِهِ الْكِتَابُ مِنَ اللَّهِ تعالی»

هم خدا فرموده­اند هم پیامبر فرموده­اند

خب می­شد تا همین جا بگویند و تمام دیگر خدا گفته پیغمبر گفته این میشد همانی که شما ناقل هستید اگر خدا و پیغمبر گفته بروید نقل بکنید و تمام اما حضرت استدلال می­کنند

«لِأَنَّ اللَّهَ»

اینجا از اینجا دلیل می­آورد

«لِأَنَّ اللَّهَ تعالی یَقُل فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ»

خدای متعال فرمودند که صورت­های تان را بشورید

«فَعَرِفْنَا أَنَّ الْوَجْهَ كُلَّهُ يَنْبَغِي أَنْ يَغْسِلَ»

ما از این تکه فهمیدیم که لازم است همه صورت را بشوریم

چرا؟ چون گفت:

«فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ»

هیچ دلیل برای اینکه بخشی از صورت را بشوریم تخصیص داده باشددراین آیه وجودندارد، گفت صورت های

تان را بشورید، صورت را کامل می­شوریم

«ثُمَّ قَالَهُ وَ أَيْدِيَكُمْ إِلَى الْمَرافِقِ»

بعد ادامه خدای متعال می­فرماید که:

دست­های تان را تا مرفق بشورید

که می­شود تا آرنج، از اینجا چه فهمیدیم؟ این که دست را باید بشوریم و تا مفرق باید بشوریم ولی ازمفرق به پایین کل دست باید شسته بشود خب واضح و روشن.

بعد حضرت فرمودند:

«ثُمَّ فَصَّلَ بَيْنَ الْكَلَامَین فَقَالَ وَ امْسَحُوا بِرُؤُسِكُمْ»

خدای متعال آمد یک وقفه انداخت بین این بخش­های قبلی که گفت:

«فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ وَ أَيْدِيَكُمْ إِلَى الْمَرافِقِ»

حالا گفت:

«وَ امْسَحُوا بِرُؤُسِكُمْ»

یک فعل جدید آورد فعل شستن بود اینجا فعل مسح کشیدن هست

«وَ امْسَحُوا بِرُؤُسِكُمْ»

سرتان را بشورید

اما

«فَعَرِفْنَا»

حضرت می­فرماید:

 پس ما دانستیم، می­فهمیم، برداشت می­کنیم

«حِينَ قَالَ بِرُءُوسِكُمْ»

نگفت رُءُوسِكُمْ گفت بِرُءُوسِكُمْ

وقتی خدای متعالی می فرماید بِرُءُوسِكُمْ با می آورد ما از این می فهمیم که منظورش بعضی ازسر هست

سر هست نه همه سر، همه سر را نمی­خواهد مسح بکنیم مثل کاری که بعضی از مذاهب دیگر انجام می­دهند که دست را می­آورند از پشت سر می­کشند به کل سر، کل سر را مسح می­کنند از بِرُءُوسِكُمْ ما فهمیدیم که بای بعضی است که:

«قَالَ بِرُءُوسِكُمْ أَنَّ الْمَسْحَ بِبَعْضِ الرَّأْسِ لِمَكَانِ الْبَاءِ»

بخاطر چه؟ بخاطر که با آورده خدای متعال و با در عربی به معنای بعض هست حالا می­توانست بگوید سرهای تان را مسح بکشید و همه سر را می­کشیدیم وَ امْسَحُوا رُؤُسِكُمْ اما وقتی که می­گوید: بِرُءُوسِكُمْ این با که آورده لِمَكَانِ الْبَاءِ ببینید حضرت دارند آموزش استنباط به زراره می­دهند و إلا اگر قرار باشد روایت بگوید این کار را انجام بده این کار دیگر نیاز به توضیحات ندارد نیاز به آموزش دادن ندارد که بتواند این کار را انجام بدهد.

«ثُمَّ وَصَلَ الرِّجْلَيْنِ بِالرَّأْسِ كَمَا وَصَلَ الْيَدَيْنِ بِالْوَجْهِ»

بعد می­فرمایند که:

خدای متعال آمد پا را به مسح ملحق کرد همانطوری که دست­ها را به صورت ملحق کرده بود

آنجا یک فعل آورد گفت بشورید صورت­تان و دست­های تان را این ملحق شد به صورت پس دستها را هم بشورید همه­اش را بشورید فقط یک مکان انتها آورده که می­شود مرافق، اینجا می­فرماید حضرت که پا را ملحق کرد به سر گفت چه؟

«وَصَلَ الرِّجْلَيْنِ بِالرَّأْسِ كَمَا وَصَلَ الْيَدَيْنِ بِالْوَجْهِ»

دست­ها را آمد به صورت

«فَقَالَ وَ أَرْجُلَكُمْ إِلَى الْكَعْبَيْنِ»

خدای متعال فرمود که پاهای تان را تا کعبین مسح بکنید

چون ملحق به آن شد وَ امْسَحُوا بعد این وَ امْسَحُوا هم به اصطلاح باز دوباره بعض است دیگر چون ملحق شد به آن، آن بعض بود بِرُءُوسِكُمْ اینجا هم باید باشد بِأَرْجُلَكُمْ إِلَى الْكَعْبَيْنِاین در واقع آن با از نظر معنوی از نظر معنایی بر سر این أرجُل هم می­اید، حضرت فرمودند:

«فَعَرَفْنَا حِينَ وَصَلَهُمَا بِالرَّأْسِ»

یعنی دوتا پا را به سر وصل کرد که:

«أَنَّ الْمَسْحَ عَلَى بَعْضِهِمَا»

مسح بر بعضی از پا هست نه بر همه پا

یعنی لازم نیست شما همه پا را مسح بکشید

«ثُمَّ فَسَّرَ ذَلِكَ رَسُولُ اللَّهِ ص لِلنَّاسِ»

آقا رسول الله هم آمدند برای مردم بیان کردند که چطوری مسح بکشید

مسح را توضیح دادند برای مردم

«فَضَيَّعُوهُ‌»

ضایع کردند این را

اجازه ندادند آن مطلب ادامه پیدا کند اجاز ندادند که همه امت بنا بر آنچه که پیامبر وضو گرفته­اند وضو بگیرند.

موضوع ما در اینجا این هست امام باقر(ع) به زراره دارند دقیقاً روش استنباط از آیات قرآن را یاد می­داد و إلی اگر قرار هست که کسی مفلد نباشد اگر قرار هست که کسی مجتهد نباشد کار اجتهادی انجام ندهد از آیات و روایات چه نیازی دارد اینها را بداند شما گفتید که آقا فقط اینها باید نقل روایت کنند بگوید امام صادق(ع) فرمودند که وضو بگیر وضویت هم باید اینطوری باشد، چرا حضرت فرمودند که مسح سر را بعضی از سر را مسح بکشید؟ نیاز نیست ما بدانیم فرموده­اند دیگر، از کجا استنباط کرده­اند؟ ما که قرار نیست استنباط بکنیم نیازی هم نیست بدانیم، اینجا وقتی زراره سؤال می­کند حضرت دقیقاً می­آید مرحله به مرحله آقا چرا صورت اینطور چرا دست ایطور چرا سر اینطور چرا پا مسح کشیده بشود دقیقاً حضرت آمدند و این را بیان کردند.

مجری:

یعنی شما می­فرماید یک مثالی است برای آموزش استنباط احکام از روایات و از آیات

استاد عباسی:

بله روایات این چنینی هم خود روایات را فراوان داریم و هم استنباط باز این روایات که علمای ما مفصل آمده­اند توضیح داده­اند و استناباط کرده­اند که این روایت معنی­اش این است که حضرت دارد به زراره آموزش می­دهد اینجا اگر قرار مبنای حضرات معصومین این نباشد حضرات معصوم باید توبیخ کنند زراره را، باید توبیخ می­کردند در اینجا برای چه داری سؤال می­کنی؟ شما ها مثلاً می­خواهید در دین جدّم پیغمبر تحریف ایجاد بکنید؟ بیاید خودتان هر چه دل­تان خواست بگویید؟ الام می­خواهی از من یک چیزی یاد بگیری بروی مثلاً دقیقاً از آن یک کپی برداری گرده برداری ناقصی انجام دهی بروی مردم را گمراه بکنی؟ حضرت باید برخورد می­کرد چون اصلاً نیاز ندارد بر اساس حرف اینها نیازی نیست که برای اینها توضیح داده بشود که لِمَكَانِ الْبَاءِ چون در اینجا گفته بِرُءُوسِكُمْ چون گفته بِرُءُوسِكُمْ وَأَرْجُلَكُمْ عطف بر این شده، این همه جزئیات، جزئیات استنباطی است دقیقاً.

علامه حلّی(علی الله مقامه الشریف) که از استوانه­های مذهب تشیع هست و حقیقتاً حق عظیمی بر گردن شیعه­ها از نظر اعتقادی و هم در موضوعات دیگر دارد، ایشان در ذیل این در رابطبه با این فرمودند که:

«الروایاتُ الوارده فی التعلیم أصحابهم علیهم»

روایات وارده در تعلیم اصحاب در چگونگی استفاده احکام فرعی از قرآن حکیم اتفاق افتاده و روایات زراره از این قبیل هست.

این مطلب را در کتاب نهایة الوصول إلی علم الأصول جلد یک صفحه 52 که نشان می­دهد که توجه حتی به این نکته هم داشته­اند که دقیقاً این روایات، روایات آموزشی برای این مسئله هست. این یک روایت.

روایت دیگر که خدمت بینندگان عزیز تقدیم می­کنیم روایتی است در کتاب کافی شریف مرحوم کلینی(علی الله مقامه الشریف) متوفی 329 هه ق هستند جلد سوم این کتاب منشورات الفجر بیروت لبنان در صفحه 24

کافی الشریف،مرحوم کلینی، ج 3، منشورات الفجر بیروت لبنان، ص 24

در اینجا می­فرمایند که:

«عدة من أصحابنا عن أحمد بن محمّد ، عن ابن محبوب ، عن عليّ بن الحسن بن رباط ، عن عبد الأعلى مولى آل سام قال: قلت لأبي عبد اللّه - عليه السّلام »

 راوی می­گوید من به امام صادق(ع) عرض کردم که:

«عثرت فانقطع ظفری»

من لیز خوردم زمین خوردم ناخون من کنده شد

«فجعلت على إصبعي مرارة»

من روی آن قسمت از پایم مرحم گذاشتم

من آمدم روی این قسمت از پایم که ناخن کنده شده، زخم است دیگر روی آن زخم آمدم مرحم گذاشتم، به اصطلاح امروزی آمدم پانسمان کردم بستم

«فكيف أصنع بالوضوء؟»

چطور وضو بگیرم؟

آمده است سؤال می­کند حضرت فرمودند:

«قال: يعرف هذا و أشباهه من كتاب اللّه - عزّ و جلّ»

حضرت یک جواب ساده به او ندادند که از آن انگشتان کناری مسحت را بکش و برو، روی همان بکش مسحت را و برو نمازت را بخوان، ولی جواب ساده یعنی اینکه بگویند دقیقاً چه کار بکن مستقیم نگفتند، حضرت فرمودند حکم این چیزی که می­گویی و اشباهه این، یعنی آن چیزهایی که شبیه این اتفاق می­افتد، حالا شما مثلاً انگشت شصت پایت کنده شده  یک نفر انگشت سبابه دست راستش این اتفاق می­افتد، این مواردی که پیش می­آید که زخم هست جراحت هست و شما جراحت را بستید حکم این را شما برو از قرآن بدست بیاور، برو از قرآن ببین، دارند ارجاع می­دهند حضرت به آیات قرآن که در قرآن کریم فرموده:

«وَمَا جَعَلَ عَلَيْكُمْ فِي الدِّينِ مِنْ حَرَجٍ»

ما در دین برای شما سختی قرار ندادیم

سوره حج، آیه 78

این آیه قرآن دقیقاً جایی است که شما می­توانید بروید این حکم را از آن استنباط بکنید، بروی از این آیه قرآن برداشت بکنید واستفاده بکنید؛ بعد فرمودند:

«امسح عليه»

مسح بکش روی آن

روی همان پانسمان، باندی که شما بستید روی همان مسح بکش و نمازت را بخوان؛ حکم را آخر گفتند مقدم بر حکم آیۀ محل استنباط را گفتند، این رارند برای چه کسی می­گویند این ممکن است اگر آدم عادی باشد اصلاً حضرت این را به او نگویند و فقط به او بگوید امسح علیه، این حرف آخر را به بزند، آن تیکه اضافه برای چه کسی هست؟ برای کسی است که فهم قرآن دارد برای کسی است که استنباط احکام شرعی می­خواهد انجام بدهد، می­رود از این حکم شرعی این استنباط را انجام می­دهد. این هم یک روایت دیگر که در کتاب کافی شریف آمده و حضرت در آن آمدند نحوه استفاده حکم شرعی را بیان کردند.

در کتاب مطارح الانظار شیخ انصاری ج3،ص83

ایشان می­فرماید: اخبار خاصۀ که دلالت بر استنباط حکم از قرآن کریم می­کند یکی از آن اخبار خاصه روایت عبدالعلی بن اعین هست، یعنی همین روایتی که ما خواندیم یعنی باز توجه فقهای گذشته و اعلام دین ما از علما و از مراجع بر این مطلب بوده که ببینید، این روایت­ها روایت­هایی هست که دارد آموزش می­دهد برای این نقل روایات، اما روایت بعدی که می­خواستم خدمت­تان تقدیم بکنم از کتاب من لا یحضره الفقیه شیخ صدوق اعلی الله مقامه الشریف هست، همانطور که بینندگان عزیز جلد کتاب را ملاحظه می­فرمایید،مرحوم شیخ صدوق متقدم از شیخ طوسی اعلی الله مقامه الشریف و متوفای381، هجری قمری هستند کما اینکه در جلسات گذشته بحثی را در رابطه با ایشان و حالا سال وفاتشان و آن نسبت­شان با عصر غیبت و روایات مربوط به عصر غیبت عرض کردیم.

من لا یحضره الفقیه، شیخ صدوق، ج1،ص434، باب59، اصلاة فی السفرپ

این روایت بسیار روایت زیبایی هست، اگر بینندگان عزیزمان لطف کنند دقت بیشتری در همراهی داشته

باشند خیلی جالب هست و شنیدنی هست این روایت.

مجری:

حاج آقا اگر امکان دارد یک مقداری تصویر را بزرگتر بکنید که بینندگان هم بتوانند ببینند.

استاد عباسی:

بله؛ در این روایت آمده

« رُوِيَ عَنْ زُرَارَةَ وَ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِم‏»

از زراره و محمد بن مسلم نقل شده است

«أَنَّهُمَا قَالا »

هردو رفتند محضر امام باقر «علیه السلام»

« قُلْنَا لِأَبِي جَعْفَر علیه السلام»

یعنی محضر امام باقر عرض کردیم

« مَا تَقُولُ فِي الصَّلَاةِ فِي السَّفَرِ كَيْفَ هِيَ ‏؟»

در سفر چگونه نماز بخوانیم

« وَ كَمْ هِي‏»

چند رکعت باشد، چطور باشد؟

«فَقَالَ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُول‏»

این دو نفر که آمدند در واقع اصل مسئله را که می­دانند، یعنی بار اول که خدمت حضرت نرسیدند، روایت­های قبلی را هم دیدند این دو نفر از شاگردان نزدیک امام باقر و امام صادق «علیهم السلام» هستند، این سؤال را دارند می­پرسند حضرت هم شروع کردند فی البداهه از آیه قرآن جواب دادن، آیه قرآن خواند؛ که اگر قرار هست که استدلال کنید یک جایی باید استدلال بکنید به این آیه قرآن که عرض می­کنم،می­فرمایند حضرت:

« يَقُولُ : وَ إِذٰا ضَرَبْتُمْ فِي اَلْأَرْضِ فَلَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنٰاحٌ أَنْ تَقْصُرُوا مِنَ اَلصَّلاٰةِ»

وقتی که شما رفتید مسافرت اشکالی بر شما نیست اگر نمازتان را شکسته بخوانید

« أَنْ تَقْصُرُوا مِنَ اَلصَّلاٰةِ»

شما شکسته بخوانید بعضی از آن نماز را بخوانید

« فَصَارَ اَلتَّقْصِيرُ فِي اَلسَّفَرِ وَاجِباً كَوُجُوبِ اَلتَّمَامِ فِي اَلْحَضَرِ»

شکسته خواندن در سفر واجب هست همانطور که تمام در حضر واجب است

از روایت، از خود آیه قرآن می­گوید آقا اشکالی ندارد بر شما این کار را بکنید لذا اهل سنت هم می­بینید می­گویند آقا هر طوری که هم می­توانید شکسته بخواند، هم می­توانید تمام بخوانید، اشکالی ندارد که شکسته بخوانید واجب بیان نمی­کنند بسیار از فقهای شان

مجری:

پس فَلَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنٰاحٌ یعنی اگرم هم که شکسته خواندید...

استاد عباسی:

بله، یعنی اشکالی ندارد این کار را انجام بدهیم، محمد بن مسلم و زراره هم آمدند از حضرت همین را سؤآل کردند گفتند:

«قَالاَ قُلْنَا إِنَّمَا قَالَ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ: «فَلَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنٰاحٌ» وَ لَمْ يَقُلْ اِفْعَلُوا»

گفته که آقا اشکال ندارد این کار را انجام بدهید نگفته باید انجام بدهید

«فَكَيْفَ أَوْجَبَ ذَلِكَ كَمَا أَوْجَبَ اَلتَّمَامَ فِي اَلْحَضَرِ»

چطور این واجب عین چهار رکعتی است در حضر و در شهر خودت

«فَقَالَ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ «أَ وَ لَيْسَ قَدْ قَالَ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فِي اَلصَّفَا وَ اَلْمَرْوَةِ»

مگر ندیدید؟

آیا اینگونه نیست که خداوند در رابطه با صفا و مروه فرمودند:

«فَمَنْ حَجَّ اَلْبَيْتَ أَوِ اِعْتَمَرَ فَلاٰ جُنٰاحَ عَلَيْهِ أَنْ يَطَّوَّفَ بِهِمٰا»

کسی که حج یا عمره بجا می­آورد اشکالی ندارد می­تواند برود سعی صفا و مره هم انجام بدهد

اگر قرار باشد که اشکال ندارد را اشکالی ندارد معنا کنیم پس جزء اعمال واجب حج نباید باشد در حالی که سعی صفا و مروه واجب است جزء اعمال حج یا جزء اعمال عمره هست، عمره عمره نمی­شود إلّا به سعی صفا و مروه، حج، حج نمی­شود إلّا به سعی صفا و مروه؛ ببینید استدلال امام معصوم علیه السلام هست، از یک آیه قرآن دیگر نسبت به این آیه قرآن، و إلّا ببینید اگر کسی، حالا روایاتش را عرض می­کنیم که اگر کسی به رأیه یا به قیاس یا بدون علم رفت سراغ استنباط سراغ احکام شرحی نتیجه­اش این می­شود آنچیزی که در مذاهب دیگر، می­گویند اقا گفته:

«فَلَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنٰاحٌ»

اشکالی ندارد پس در صفر هم اگر خواستیم اگر خسته بودیم شکسته بخوانیم اگر حاتل مان خوب بود باید کامل بخوانیم یا می­توانیم شکسته بخوانیم می­توانیم کامل بخوانیم که امام معصوم این را استدلال می­کنند اگر این است چرا آنجاها همه می­گویند این سعی صفا و مروه جزء حج است واجب است انجامش؟ پس اینجا هم واجب است، منتهی اینجا هم واجب است امام معصوم دارند می­فرمایند با استنباط.

«أَ لاَ تَرَوْنَ أَنَّ اَلطَّوَافَ بِهِمَا وَاجِبٌ مَفْرُوضٌ»

آیا نمی­بینید که طواف به صفا و مروه وجاب و مفروض است؟

چرا؟

«لِأَنَّ اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ ذَكَرَهُ فِي كِتَابِهِ وَ صَنَعَهُ نَبِيُّهُ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ»

چون خدای متعال در کتابش آورده و پیغمبر هم بر اساس همان عمل کرده

هر جا پیغمبر مسافرت رفته إلا و لابد قصر بوده نمازش را شکسته خوانده

«وَ كَذَلِكَ اَلتَّقْصِيرُ فِي اَلسَّفَرِ»

همانطوری که آنجا پیغمبر سعی صفا و مروه انجام داد خدای متعال فرمود پیغمبر  هم انجام داد اینجا خدای متعال در کتابش گفت شکسته بودن نماز و پیغمبر هم همان را انجام داد در در همه صفرها

«وَ كَذَلِكَ اَلتَّقْصِيرُ فِي اَلسَّفَرِشَيْءٌ صَنَعَهُ اَلنَّبِيُّ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ ذَكَرَهُ اَللَّهُ تَعَالَى ذِكْرُهُ فِي كِتَابِهِ»

خدای متعال هم در کتاب آورد ببینید دوتا شاگرد اهل استنباط و اهل فکر رفتند خدمت امام معصوم که قرار است اینها این استنباط را انجام بدهند و می­توانند این را انجام بدهند، چطور امام معصوم نحوه استنباط از این آیه رفتن سراغ آن آیه استفاده از آن برای تکمیل این، رفتن سراغ فعل پیغمبر و سنت پیغمبر برای این مطلب را برای اینها بیان می­کنند؟ این نشان می­دهد که امام معصوم(ع) می­خواهند به اینها آموزش بدهند و اگر نیازی به استنباط نیست و اگر مورد قبول اهلبیت نیست استنباط، هر استنباطی مردود باشد هر فتوای مردود باشد دیگر نیازی به این آموزش وجود ندارد.

مجری:

خیلی ممنون، بیننده­ای نوشته­اند یک روایت صحیح که دقیقاً معنای تقلید مصطلح در آن آمده را بگویید، البته خود شان هم پاسخ داده­اند به زعم خود شان البته هیچ روایتی ندارید، بعدش هم نوشته­اند که «فللعوام أن یقلدوا» اشتباه است.

استاد روستایی:

خب ببینید روایاتی که ما داریم بیان می­کنیم سندهای روایت هم معتبر است این روایات، همین روایات هست دیگر شما می­گوید آقا باید مثلاً در روایت آمده باشد مثلاً کلمه تقلید آمده باشد کلمه فلان آمده باشد، بنای روایات این نیست یعنی ما اجازه نداریم تحمیل کنیم به روایات بگوییم آقا باید این کلمه گفته بشود ما آن روایتی که به عنوان دست دوم روایات فروان هم است روایاتش عرض کردیم خدمت بینندگان مان همین معنا بود دیگر، آمدند خدمت امام معصوم گفتند آقا رفتیم مراجعه کردیم دوتا راوی آمده­اند دوتا روایت گفته­اند اتفاقاً مرجع اختلاف این دوتا راوی هم روایت شما است یعنی هر دو روایت دارند می­گویند گفت خب ببین کدام روایت صحیح است گفت آقا هردو صحیح است هر دو درست است راوی­ هایش درست است هر دو از شما صادر شده گفت خب ببین کدام یکی از اینها موافق رأی اهل سنت است کدام یکی موافق رأی شیعه ببین کدام یکی از اینها موافق کتاب است کدام یکی از اینها مخالف کتاب است، راه­های را گفتند؛ خب این راه­های را که گفتند همه افراد می­توانند این روایت را این چنینی بررسی بکنند؟ این راه­ها را گفتند برای کسانی که عمری را دارند صرف این قضیه می­کنند و إلا عرض کردیم که کسی که در زندگی­اش مشکلات و مسائل معمولی زندگی و کسب و کار و فلان و اینها دارد آیا فرصت این را دارد که بیاید دوتا روایت را یک همچین بررسی انجام بدهد؟ آقا می­خواهم بروم سراغ این روایت سراغ این شخص مثلاً از او نظرش را بپرسم روایت دوتا روایت آمد در رابطه با موضوع فقهی بیایم هر دوی این روایت­ها بررسی کنم همه قرآن را مرور کنم ببینم قرآن چه گفته، مگر همه می­توانند دقیقاً قرآن را بررسی بکنند ببینند قرآن در رابطه به این موضوع چه گفته؟ لذا این خیلی روشن است اگر ما می­خواهیم اشکال لغتی بگیریم بگویم باید مثلاً این کلمه باید گفته باشد برو سراغ مرجع تقلید این که فقط اشکال گیری و ملا لغتی عمل کردن است ما که نباید تحمیل بکنیم دیدگاه و نظر خود مان را یا اینکه ما بگوییم باید چرا پیغمبر در غدیر، مثل اشکالی که مثلاً می­گیرند، چرا پیغمبر در غدیر اینگونه نگفتند ایگر اینگونه می­گفتند اینطور می­شد، ببین اگرها و مگرها و اینها هیچ جنبه شرعی ندارد ما اجازه نداریم امر بکنیم باید آقا رسول الله در غدیر اینگونه می­گفتند تا من مطیع می­شدم، نه شما باید مطیع بشوی کلام را بررسی بکنی کلام آن برداشتی که دارد ما از آن استفاده بکنیم و به نتیجه برسیم،آن تکه­ای هم ایشان گفته­اند «فللعوام ان یقلدوا» باطل است، ما به عنوان روایت اصلاً این را نقل نکرده­ایم جزء مطالبی که ما گفتیم نبوده، روایتی به این شکل با این مضوم نیست در محتوای بعدی بحث­های که بررسی می­کنیم مفصل این را بررسی خواهیم کرد تا الان ما روایاتی که گفتیم روشن است در آرشف شبکه هم می­توانند مراجعه بکنند روایت­ها را ببینند بحث­های ما را ببینند اگر اشکالی به این محتوای که تا به حال ما مطرح کردیم با پیش داوری نیایند که بله فهمیدم الان شما می­خواهید فلان مطلب را بگویید فلان مطلب هم مثلاً ایراد دارد، این پیش داوری است اجازه بدهید ما داریم آرام آرام جلو می­رویم و این روایت­های که تا حالا مطرح کردیم اگر اشکالی دارد بگویند ما گوش می­دهیم و به اصطلاح بررسی می­کنیم کلام شان را مطالب دیگر را هم اجازه بدهند ما آرام آرام می­رسیم و إن شاءالله بررسی دقیق خواهیم کرد.

مجری:

خب دوسؤال بعدی جناب آقای عباسی شبیه به همین است من دوتای شان را با هم میخوانم، البته ما

در این شبکه بینندگان عزیز مستحضر هستند ما خیلی اعتقاد یا حالا انگیزه­ای برای اسم بردن از افراد مختلف در جاهای مختلف فعلاً نداریم اما چون پرسیده­اند من هم همان چیزی که برمن فرستاده­اند را خدمت­تان می­خوانم.

جواب شیخ آمریکا نشین الله یاری را بدهید یک نگاه به پیجش بکنید و جواب بدهی که خیلی­ها را گمراه کرده است، این را ایشان گفته­اند.

یک دوست دیگر دوباره نوشته­اند برای ما که خب چرا مستقیماً با خود الله یاری مناظره نمی­کنید؟ یعنی هم درخواست مناظره هست حاج آقا با آقای الله یاری هم اینکه گفته­اند خیلی­ها را دارند ایشان گمراه می­کنند و خیلی مطالب مختلف و متفرقه­ای می­گویند و چرا پاسخ­هایش را نمی­دهید؟

استاد عباسی:

بله ببینید حالا اینکه می­گویند خیلی­ها را دارند گمراه می­کنند که خب حالا این مطلب در واقع دقیقی نیست اغراق است حالا همین در واقع فالورها و افرادی که پیروی می­کنند یا می­بینند حتی بحث­های ایشان را ملاحظه بکنیم می­بینیم که واقعاً عدد و رقم، عدد و رقم قابل توجهی نیست اگر خیلی دنبال کننده و خلاصه همراه و پیگیر داشت خب به هر حال شبکه­اش قطع نمی­شد و شبکه­اش بود اما همین که می­بینیم در واقع آن شبکه­اش هم فعالیت ندارد و ملاک در ما بحث­های در واقع علمی هست و ما دنبال جنجال و هیاهو نیستیم بعضی از افراد مثل ایشان دنبال جنجال و هیاهو هستند مناظره­های هم انجام داده­اند مثل مناظره­ای که در فضای مجازی ماه­های اخیر هفته­های اخیر انجام دادند با یک روحانی دیگر در همین موضوع اجتهاد و تقلید خب واقعاً از نظر علمی آنجا ضعیف ظاهر شد و طرف مقابل هم این مطلب را اعلان کرد که ایشان هر جای که به بنبسد بخورد یا نتواند بحث را جمع بکند آنطوری که میل خودش هست شروع می­کند به گاهی اوقات فهاشی گاهی اوقات بد زبانی، قطع کردن کلام دیگران، بد زبانی کردن، برخودهای ناشایست انجام دادن به همین خاطر ما با، چون نتیجه این مناظره را می­دانیم که این مناظره، مناظره روشن کننده حق نخواهد بود بخاطر اینکه ایشان اهل هیاهو کردن اهل بد و بیراه گفتن است و بارها این کار را انجام داده اما این وعده را به بینندگان عزیز مان می­دهیم که هر نکته و مطلبی که تا حالا در رابطه با اجتهاد و تقلید این آقا گفته که حالا ثمره و نتیجه­اش هم روشن شد که به هر حال منجر شد به این که اساساً از لباس روحانیت خارج شد خودش، خودش را خلع لباس کرد و از لباس روحانیت خارج شد یعنی نتیجه را ببینید که حد اقل قضیه این است که خودش با همه ادعای که داشت حالا الان هم که صفحاتی که منصوبش است از نام­های علامه و فلان و این چیزها استفاده می­کنند لباس روحانیت را درآورد و رفت لباس دیگر پوشید و کاری ها با این موضوع نداریم ولی این نکته که هر نکته­ای که گفته در این مورد به عنوان شبهه در حیطه برنامه ما به عنوان موضوع اجتهاد و تقلید من کاری به حرف­های دیگرش و مطالب دیگرش نداریم در این موضوع ما بحث­های که گفته اینها را إن شاءالله بعد ادله اثبات قضیه پاسخ به نکات و در واقع اشکالات آنها می­دهیم البته بعضی­هایش در حین بحث می­آید مثلاً در گذشته هم ما اشاراتی داشتیم.

مجری:

ولی باز هم چون مردم رویش حساس هستند بعضی از بیننگان ما باز ادله خودمان عقلی را که فرمودید قرآن را فرمودید، روایات که تمام شد به اشکالات و شبهات ایشان جداگانه پاسخ خواهیم داد إن شاءالله.

استاد عباسی:

بله حتماً به شبهات، حالا که این شبهاتی که نه فقط ایشان گفته دیگران هم گفته­اند ولی ما پاسخ هر شبهه و سؤالی در رابطه با این موضوع را می­دهیم بینندگان عزیز می­توانند قضاوت بکنند داعیه­ای بر این نداریم که بگویم حالا در برنامه ایشان بیاید پنج دقیق ده دقیق بیست دقیقه بخواد حرف بزند یا توضیحاتی بدهد توضیحاتش را ایشان داده­اند هست تصاویر و فلم­ها و اینها همه را ما داریم همه را هم بررسی کردیم و دقیقاً بر اساس بحث علمی  جواب می­دهیم.

مجری:

پخش می­کنیم و جواب می­دهیم.

استاد عباسی:

حالا ممکن است کلیپ هم پخش نکنیم ولی جواب شبهه و اشکال دانه دانه، این سؤال شده این شبهه

شده جوابش هم این هست یا اگر کسی دیده باشد اگر کسی بخواهد به حق برسد با یک جستجوی ساده می­تواند به آرشیف شبکه ولیعصر یا به برنامه زنده دسترسی پیدا بکند و ملاحظه بکند إن شاءالله.

مجری:

یک سؤال دیگر هم من بخوانم و بعدش حاج آقا ادامه بحث را با هم دنبال کنیم.

نوشته­اند که هیچ کس غیر از معصومین اجازه افتاع ندارند شما یک روایت بی­آورید که ائمه به کسی اجازه فتوا داده باشند.

استاد عباسی:

خب همین روایتی که آوردیم و روایتی که می­آوریم اینها اجازه فتوا هست وقتی می­گویند آقا برو بر اساس آن حرف آن کسی که این روایت را گفته یا اینطور دارد بیان می­کند این اجازه فتوا هست وقتی که ارجاع می­دهند به افراد بروید و قضاوت بگیرید بزرگترین فتوا قضاوت است دیگر شما مثلاً می­خواهید بر اساس یک فتوا وضو بگیری نماز بخوانی خب این یک حکم شرعی است دیگر می­گوید آقا در رابطه با این حق ندارد بدهد خب حالا در رابطه با جای که می­خواهد بخشی از اموال شما تصاحب بشود یا شما بخشی از اموال کس دیگر را تصاحب بکنید این خیلی سخت­تر است، قصاص نفس بکنید در میراث است، در دیه است، در دین است خب این خیلی سخت­تر از نماز و روزه و اینها است، نماز و روزه می­گوییم مثلاً حالا حق الله است حالا یک تخفیفی ممکن است در ان داده بشود ولی در این مسئله که خیلی دشوار هست یعنی شخص دارد مدیون می­شود وقتی که یک فتوا می­دهد در این مورد گفته­اند فتوا بدهید آن روایات را هم عرض کردیم لذا ببینید روایات معصومین دال بر این است حالا دسته روایات ما هنوز تمام نشده ارجاع داده­اند هم ارجاع به عموم داده­اند یعنی به عموم فقها کسی که راوی حدیث با این ویزگی­ها هست، مفسر حدیث با این ویژگی­ها هست هم ارجاع به افراد خاص داده­اند گفتند آقا فلان شب بروید پیش فلانی و نظر ما نزد او هست بگیرید او دارد فتوا می­دهد او دقیقاً اگر قرار باشد کلام معصوم را نقل بکند عرض کردیم قرار باشد کلام معصوم را نقل بکند ایم می­شود راوی حدیث صرف کلام اما یک جای دارد فتوا می­دهد و نظر خودش را دارد اعلام می­کند منتهی این نظر خودش بله ما روایات فراوان داریم که اگر نظر خودش بر اساس رأی خودش است شخصی است مستند به جای نیست خب این وزر وبال خیلی سنگین بر او خواهد داشت و ما منکر این نیستیم که ممکن است کسی آمده فتوای داده در طول تاریخ و مستند به قول معصوم و در واقع قران و غیره نبوده و وزر و وبال هم برایش دارد دیگر یعنی اگر قرار باشد که آنی که داریم ما می­پذیریم با ضابطه­ای بسیار بسیار محکم و دقیق هست که می­گوییم آقا از کلام معصوم و آیات قرآن استناباط بکند و نظر را برای مردم بیان کند.

مجری:

خیلی ممنون و متشکر،حاج آقا با ادامه روایت در خدمت­تان هستیم بفرمایید.

استاد عباسی:

بله همین روایاتی که عرض کردیم ما بحثی که آموزش به اصحاب بود در ضمن این آموزش حضرات معصومین اشاره­ای به انحراف در فتوا هم داشته­اند که نشان می­دهد که فتوا دادن صحیح مورد نهی نبوده از حضرات معصومین بلکه فتواهای غلط هست که از جانب معصومین(ع) نهی شده که حالا من یک مواردی از این را محض بینندگان عزیز مان عرض می­کنم، در کتاب محاسن برقی همانطور که بیننندگان عزیز ملاحظه می­فرمایند در کتاب المحاسن جلد اول این کتاب محاسن برقی أبی حعفر احمد بن محمد بن خالد برقی حالا متوفی 274 یا 280 هه ق در پایان قرن سوم متوفی این قرن هستند در صفحه 338  روایت، روایت 693 از کل و 95 در باب، روایت این هست که:از فضیل بن یسار هست از ابی جعفر «علیه السلام» که :

« إنّ السنّة لا تقاس»

سنت مورد قیاس قرار  نمی­گیرد

المحاسن، أبی حعفر احمد بن محمد بن خالد برقی،ج1،ص338،ر693،ب95

و چگونه قرار هست که مورد قیاس قرار بگیرد سنت در حالی که در رابطه با شخص حائض این مطلب آمده که روزه او باید قضا بشود اما نماز او قضا ندارد، اگر قرار باشد هر یک از اینها را به آن یکی قیاس بکنیم بگوییم خب، روزه­اش می­گوید قضا بشود، خب نماز هم باید قضا بشود دیگر آن هم یک عبادت است یا بگوید آقا نمازش نباید قضا بشود دیگر قضا ندارد شخص حائض، خب روزه هم همینطور، روزه­هم نباید قضا داشته باشد در حالی که

مجری:

دوتا عمل فردی است در یک زمان

استاد عباسی:

بله دوتا عمل فردی عبادی نزدیک به هم، اگر کسی بگوید روزه را گفته باید قضا بشود، روزه از آن واجبات مهم است از ارکان به حساب می­آید، نماز هم از واجبات مهم است از ارکان به حساب می­آید پس باید نماز هم قضا بشود. می­گوییم نه، از اینطرف می­گوید آقا وقتی که نماز را گفته که یومیه هست  و واجب هست و اینقدر اهمیت دارد از ارکان هست که می­گوید آقا

«إنْ قُبلت قُبِلَ ما سواها»

اگر قبول بشود بقیه اعمال قبول می­شود و اگر قبول نشود بقیه اعمال هم قبول نمی­شود و رد می­شود، اگر این را گفته که دیگر لازم نیست قضا بکند پس روزه را هم لازم نیست قضا بکند؛ باز اینجا می­گوییم نه، چرا؟ بخاطر اینکه اینجا مرتکب قیاس شدید قرار نبود قیاس بکنید و حضرات معصومین جلوی قیاس را گرفتند، وقتی جلوی قیاس را می­گیرند، جلوی کل را نگرفتد جلوی قیاس را گرفتند، گفتند آقا قیاس انجام ندهید ولی بقیه موارد افتا و نظر دادن بر اساس آنچه که در آیات و روایات آمده مورد عنایت اهل بیت بوده، لذا اینجا محل اشکال بوده محل اشکال را گفتند، آنجایی که دغدغه خیلی هست که جای لغزش است آنجا را حضرات معصومین تأکید کردند تازه هیمن یک روایت هم نیست حقیقتاً روایات فراوانی در کتاب کافی شریف روایت داریم، کافی مرحوم کلینی، ج1،ص34، که باز اینجا این مطلب بیان شده که

«إنّ ّاصحاب القیاس طلبوا العلم بالقیاس فلم یزدادوا من الحق إلاّ بعداً»

کسانی که دنبال قیاس راه می­افتند اینها هیچ چیز از حق گیرشان نمی­آید هرچه بروند سمت قیاس به همان نسبت از حق فاصله پیدا می­کنند و دور می­شوند.

بعد حضرت فرمودند:

« إنّ دین اللّه لایصاب بالقیاس»

دین خدا با قیاس روشن نمی­شود

حقیقت دین با قیاس روشن نمی­شود که در روایات دیگر دارد امام صادق «علیه السلام» به بعضی از افرادی که انحرافاتی در این ماجرا داشتند و اهل قیاس بودند فرمودند که

« لا تقس فإن أول من قاس هو إبليس»

اولین کسی که قیاس کرد ابلیس بود

ابلیس بود که گفت خدایا من را از آتش آفریدی آدم را از خاک آفریدی آتش از خاک برتر هست و من نباید به او سجده بکنم، خب این انحراف را حضرت در بحث فتوا و در بحث استنباط وقتی بیان می­کنند یعنی اصل استنباط و اصل به دست آوردن حکم شرعی از منابع مورد تأیید هست ولی موارد منفی، آن راه­­ها را دقیقاً نهی کرده­اند و نهی از کل اتفاق نیافتاده است. این نسبت به ای روایات، اگر می­فرمایید که ما سراغ دسته بعدی یعنی دسته چهارم از روایات هم برویم که به اصطلاح من شروع کنم.

مجری:

بله ادامه بدهید فرصت داریم.

استاد عباسی:

بله دسته چهارم از روایات(ع) این هست که اهلبیت(ع) در برخی از روایات قواعد دقیق­تری را بیان کرده­اند تا شیوه صحیح فتوا دادن را به اصحاب در واقع آموزش داده باشند، قواعد شان به این شکل هست :

اولین قاعده­ای که در روایات آمده بحث فتوا دادن بر اساس علم هست که فتوا دادن بر اساس جهل یا بر اساس علم باطل در روایات مورد نهی قرار گرفته است یعنی فقیه مجتهد مؤظف است تا از روی علم سخن بگوید نه از روی در واقع حدس و گمان بخواهد به اصطلاح فتوا را انجام بدهد فتوا را داشته باشد در کتاب محاسن برقی روایتی که می­خواهم تقدیم حضور بینندگان عزیز مان بکنیم در کتاب محاسن برقی جلد اول صفحه 325 باب النهی عن القول و فتویا به غیر علم، باب نهی اهلبیت(ع) از فتوا و قول  بدن علم.

المحاسن، أبی حعفر احمد بن محمد بن خالد برقی،ص 325،باب النهی عن القول و فتی به غیرعلم

نهی اهل بیت «علیهم السلام از فتوا و قول بدون علم

«عَنْ مُوسَى بْنِ بَكْرٍ قَالَ قَالَ أَبُو الْحَسَنِ علیه السلام مَنْ أَفْتَى النَّاسَ بِغَيْرِ عِلْمٍ لَعَنَتْهُ مَلَائِكَةُ الْأَرْضِ وَ مَلَائِكَةُ السَّمَاء»

اگر کسی بدون علم فتوا بدهد ملائکه زمین و ملائکه آسمان آن را مورد لعن قرار می­دهند

این کلام کلام امام رضا«علیه السلام» هست که در این کتاب شریف آمده؛ روایت دیگر در کتاب شریف کافی، مرحوم کلینی که از کتب اربعه شیعه هستند و عرض کردیم ایشان متوفای 329، در ج1، این کتاب ص24، روایت:

« مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ رِئَابٍ عَنْ أَبِي عُبَيْدَةَ الْحَذَّاءِ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ: مَنْ أَفْتَى النَّاسَ بِغَيْرِ عِلْمٍ وَ لَا هُدًى لَعَنَتْهُ مَلَائِكَةُ الرَّحْمَةِ وَ مَلَائِكَةُ الْعَذَابِ وَ لَحِقَهُ وِزْرُ مَنْ عَمِلَ بِفُتْيَاهُ»

امام باقر «علیه السلام» فرمودند: اگر کسی فتوایی بدهد بدون اینکه علم داشته باشد انجام بدهد ملائکه عذاب و ملائکه رحمة او را لعنت خواهند کرد، و وزر عمل کننده به فتوای او به گردن او هست.

کافی، کلینی، ج1،ص24

یعنی بخواهد فتوا بر اساس حدیسیات بدهد بر اساس آن چیزهایی که در منابع اسلامی بعنوان علم لحاظ نشده،خود قیاس، قیاس علم به حساب نمی­آید از حدسیات به حساب می­آید، علم به حساب نمی­آید

اگر کسی به غیر علم و بدون هدایت یعنی بدون استفاده کردند از منابع اصیل و دقیق برای فتوا استفاده بکند ملائکه رحمة و ملائکه عذاب هردو او را لعنت خواهند کرد، این یک اثر، اثر دوم وزر کسی که به فتوای او عمل بکند به گردن او خواهد بود. سؤال می­کنیم اینجا، اگر اینجا قرار نیست ما یک فتوای صحیحی داشته باشیم، قرار  نیست فتوایی مورد تأیید امام معصوم داشته باشیم این خصوصیات را برای این فتوای جهنمی بیان کردن فتوای باطل بیان کردن چه معنا دارد؟ یعنی ما باید دو دسته فتوا داشته باشیم، فتوایی که شخص را به جهنم می­برد با این ویژگی­ها که امام معصوم فرمودند یک فتوایی هم باید باشد که شخص را به بهشت می­برد و عمل کننده را هم به بهشت می­برد آن هم باید ویژگی­های دیگری داشته باشد وقتی فتوای منفی می­شود فتوای به غیر علم به غیر هدایت و این نتیجه را دارد که حتی وزر فتوا گیرنده و استفاده کننده از فتوا هم برعهده او خواهد بود پس ما اینجا فتوای دیگری هم نداریم، و إلّا باید کلاً می­گفت مَن أفتی الناس، کلاً هر کسی من أفتی بغیرنا اگر کسی بغیر از ما اهل بیت فتوی داد همه از دَم جهنمی هستند باید این اتفاق می­افتاد دیگر،درحالی که ما می­بینیم در این روایات امام معصوم آمدند فرق گذاشتند فتوای صحیح داریم و فتوای باطل داریم و آنجا در این روایات این مطلب دقیق ذکر شده باز ویژگی­های دیگر را

مجری:

حاج آقا من اینطور فهمیدم، این دسته چهارمی که فرمودین از روایات اینها دارند فتواها و استنباط­هایی که حالا با قیاس هست بغیر علم هست از روی نظر شخصی هست بدون مراجعه به قرآن  و روایات است اینها را دارید می­فرمایید که بگویید این فتواها را ائمه از آن نهی کردند  پس ما در طول تاریخ و حتی زمان ائمه و بعد از آن دو نوع استنباط داریم یک استنباط غلط که ائمه به شدّت نهی کردند و  حتی گفتند که ملائکه لعنش می­کنند پس در مقابل آن یک سری استنباط و فتوای صحیح هم هست که مورد تأیید ائمه اطهار «علهم السلام» بوده است.

استاد عباسی:

دقیقاً همینطور است ببینید، خیلی نکته جالب اینکه حال شما روایت را ندیده بودید ،مستقیم این روایت را می­خواهم عرض بکنم، یک بابی دارد در کتاب کافی شریف در کتاب فضل العلم، یک کتابی داریم در کافی شریف، حالا به عنوان کتاب هست که یعنی مجموعی از باب­های مختلف می­شود و بعد باب، کتاب فضل العلم دراد تشویق می­کند و روایاتی را جمع کرده شما بروید کسب علم بکنید علم دین یاد بگیرید استنباط یاد بگیرید و غیره، یک بابی دارد باب النهی عن القول بغیر علم؛ شما هم به همین کلمه اشاره کردید که امام معقصودشان آنجایی هست که شخص بدون علم دارد نظر می­دهد و فتوا می­دهد دقیقاً همین باب در اینجا وجود دارد و چندین روایت نقل کرده روایت­ها همه با همین مضمون هست یکی از آن همین روایتی که الآن بینندگان عزیز می­توانند ببینند:

علی بن ابرهیم عن محمد بن عیسی بن عبید حالا با سندش تا امام صادق علیه السلام، عبدالرحمن بن حجاج نقل می­کند می­گوید، امام صادق علیه السلام به من فرمودند:

« إياك وخصلتين ففيهما هلك من هلك»

هواست را جمع کن عبد الرحمن از دوتا ویژگی فرار بکن، پرهیز کن ،مراقبت بکن، چه؟

« إياك وخصلتين ففيهما هلك من هلك»

هر کس این دوتا ویژگی را داشته باشد هلاک می­شود

این ویژگی چیست؟

«إياك أن تفتي الناس برأيك أو تدين بما لا تعلم»

دوتا ویژگی، یک پرهیز کن از اینکه فتوا بدهی برای مردم برأیک با رأی خودت نه بر اساس میزان آن کسی که بر اساس میزان فتوا می­دهد که دیگر برأیک نیست دیگر ، آن کسی که از روایت امام معصوم و آیه قرآن نهایت استفاده و دقت در استفاده را دارد اینکه دیگر برأیک نیست، بله

«إياك أن تفتي الناس برأيك»

برحذر باشیم اما دقیقاً مقابل این چه می­شود؟ فتوا بده و مردم را درواقع به رأینا، به کتاب و السنة، بالکتاب و الروایات بالمبانی، به اینها شما فتوا می­توانی بدهید، اما اینکه فتوا را شما به رأی خودت بدهی و آقا یک نفر بیاید همینطوری آقا بنظر من اینطوری این چیزهایی که بحث قیاس هست و بر اساس خیلی از امور هست.

مجری:

یعنی نهی از فتوا دادن بطور کلی هیچ وقت د بیان ائمه نبوده؟

استاد عباسی:

نبوده ،نهی که از فتوا دادن هست مقید به این هست که برأیت نباشد.

«أو تدين بما لا تعلم»

اعتقاد پیدا بکنی به چیزی که نمی­دانی

به چیزی که علم نداری نسبت به آن این را هم انجام نده این را هم باز یکی از روایاتی که در این باب با این به اصطلاح تفسیر و با این ویژگی بیان شده است؛ فرصت هست من ادامه بدهم؟

مجری:

بله بله ما چند دقیقه دیگر فرصت داریم.

استاد عباسی:

روایات دیگر هم باز من در این باب می­خواهم عرض بکنم مثلاً نهی از فتوا بر مبنای قیاس یکی از روایاتش را عرض کردیم در باب قبلی یکی دیگر از روایاتش را هم باز من عرض می­کنم از کتاب کافی شریف باز همان ج1،ص34، در این روایت می­فرماید که اوان بن تغلب نقل کرده از امام صادق علیه السلام که

«إن السنة لا تقاس»

سنت مورد قیاس قرار نمی­تواند بگیرد نباید قیاس بکنید

«ألا ترى أن المرأة تقضي صومها ولا تقضي صلاتها»

همان روایت و فرمودند:

«يا أبان إن السنة إذا قيست محق الدين»

اگر سنت مورد قیاس قرار بگیرد دین ازبین خواهد رفت و این دین نابود خواهد شد

اصول کافی،ج1،ص34

که نظیر این روایات عرض کردیم نهی از فتوا به مبنی قیاس یکی دیگر از ادلۀ هست که حضرت بیان کردند؛ مورد دیگری در روایت از امام کاظم «علیه السلام» هست که سماعه می­گوید که ما گاهی جمع می­شویم باهمدیگر با افرادی که اهل علم هستند، وارد گفت و گو می­شویم در رابطه با احکام شرعی، هر مطلبی که پیش می­آید راجع به آن از شما یک نوشتۀ داریم، یعنی یک روایتی داریم بعد می­گوید این هم از برکت وجود شما است خدا به ما لطف کرده است، گاهی مطلب کوچکی پیش می­آید حکمش را حاضر نداریم،به همدیگر نگاه می­کنیم آقا شما روایتی دارید، مطلبی دارید؟ هیچ کس روایت ندارد چون نظیر آن موضوع را داریم آن را به بهترین نظیرش قیاس می­کنیم، حضرت فرمودند شما را با قیاس چه کار، شما که اصحاب ما هستید نباید قیاس بکنید، نروید سراغ قیاس، نروید سراغ قیاس، حضرت باید اینجا به اینها چه می­گفت؟ اصلاً شما چه حقی دارید باهمدیگر در رابطه با احکام شرعی اینطور گفت و گو کنید، اینها می­خواستند فتوا بدهند دیگر، چند نفر مثل هیئت افتا می­نشستند با همدیگر روایات را بررسی می­کردند در هر موضوعی و فتوا می­دادند به یک نتیجه می­رسیدند یک جایی روایت نداشتند می­گفتند برویم سراغ قیاس؟ حضرت گفت شما را چکار به قیاس یعنی شما حق ندارید قیاس انجام بدهید حضرت نگفت شما اصلاً حق ندارید استنباط کنید شما حق ندارید روایت­های ما را زیر و رو بکنید شما فقط ناقل روایت هستید، هر کسی آمد به شما گفت بگویید این ده تا روایت را در رابطه با وضو داریم برو خودت بفهم چکار باید بکنی،اما اینجا حضرت اینطوری نگفتند فرمودند شما را بقیاس چکار

«مالکم وللقیاس ، إنما هلک من هلک من قبلکم بالقیاس ، ثم قال : إذا جاءکم ما تعلمون فقولوا به ، وإذا جاءکم ما لا تعلمون»

بعد فرمودند که اگ شما مطلب دارید می­توانید استنباط بکنی از روایات ما ، استنباط بکنید اگر نداشتید، فرمودند سکوت

«أومأ بیده إلى فیه»

دست گرفتند به دهان شان که حالا  یا مقصود اینکه نگاه کنید به دهان ما صبر کنید تا برسد به شما روایت، مطلب پیدا بکنید، یا اینکه اشاره به سکوت که حالا اینجا شما سکوت بکنید، آنجا فتوای مستقیم و واضح ندهید، این هم باز یک روایت دیگر در کافی ج1،ص57،  و خیلی از موارد در این روایات که حضرات معصومین «علیهم السلام» نهی از قیاس کردند و در واقع چهارچوب­های قیاس را مشخص کردند.

مجری:

می­خواستیم ادامه بحث و روایات را در محضر استاد عباسی باشیم که گفتد به بنده که تماس داریم، جناب آقای بنیاد سی از همدان سلام علیکم و رحمة الله بفرمایید.

بیننده (آقای بنیاد سی از همدان):

خدمت آقای حجة الإسلام عباسی عرض ادب، یک سؤالی داشتم خدمت ایشان مثلاً کسی از ما

چیزی می­پرسد در مورد احکام یا قانون یا روانشناسی خانواده حالا هر چیزی ما بدون اینک واقعاً علم داشته باشیم به این یک نظر شخصی یک ایده یک نظری می­دهیم  و جواب این آقا را می­دهیم بدون اینکه هیچ منبعی داشته باشیم آیا این هم شامل همان حدیث می­شود یا نمی­شود؟

مجری:

شامل کدام حدیث قربان؟

بیننده:

این دوتا حدیثی که از امام رضا «علیه السلام» فرمودند که لعنة الله الملائکه

مجری:

سؤال­تان همین بود جناب آقای بنایدسی؟

بیننده:

یکی این، یکی هم اینکه این شبکه­های وهابی که اینها واقعاً اولاً تقلید را که هیچ قبول ندارند بعد زنگ می­زنند به آنها مثلاً یک احکامی یک چیزی می­پرسند از اینها  بدون حتی اینکه، برخلاف کتاب­هایی که دارند نظر خودشان را می­گویند اینها هم شامل این احادیث می­شوند یا نه ممنون هستم از شما

مجری:

خیلی ممنون و متشکر،  جواب سؤال­تان را از طریق برنامه پیگیر باشید. حاج آقا دوتا سؤال داشتند یکی راجع به مبانی فتوای اهل سنت یکی  که هم راجع به همان روایتی که خواندید

استاد عباسی:

بله ببینید سؤال شان این بود که این افراد گاهی اوقات افراد عادی در رابطه با مسائل مختلف نظر می­دهند آیا شامل آن می­شود که اگر کسی فتوایی بدهد ملائکه خدا لعنت می­کنند آن را یا خیر؟ ببینید اینجا مقصود مباحث دینی هست، یعنی در مباحث دینی یک نفر سؤالی بپرسد ما بدون علم به او مطلبی بگوییم بدون اینکه بدانیم و او به گمراهی بیافتد، به اشتباه بیافتد، الآن می­گوید آقا من الآن واجب است نمازم را شکسته بخوانم یا کامل بخوانم ما بدون اینکه حکم شرعی را بخوانیم جواب بدهیم بله این هم شامل این روایت می­شود و هرچه که این علم تخصصی تر بشود، این روایت جدی­تر نسبت به او هست، محکم­تر نسبت به آن هست خب ما اگر یک نفری به یک نفر یک سؤال جواب می­دهد، اشتباه جواب می­دهد، شما مسئولیتش به عهده­تان هست دیگر اصلاً خود این مسؤلیت پذیری هست در این رابطه؛ شما یک آدرسی را به یک نفر در خیابان می­دهی این شخص می­رود و چند کیلومتر مسیرش دور می­شود و ممکن است اصلاً پرت بشود از چی و نرسد به قرارش و به برنامه­اش خب این مسؤلیت دارید شما، اگر ندانسته همینطوری آمده این مطلب را گفته حالا چه برسد به اینکه یک نفر نباشد هزار نفر باشد، هزاران نفر باشد، صد هزار نفر باشد یک ملیون نفر باشد که بخواهد از یک فتوایی از یک قولی استفاده بکند یعنی هر مقداری این مسئله آثار منفی­اش بیشتر باشد عواقبش بیشتر باشد و گسترده­تر خب آن روایت بیشتر صدق می­کند ؛ اگر یک نفر پزشک باشد یک دارویی را اشتباهاً بخاطر اینکه نرفته علمش را بروز کند یا درست مطالعه نکرده، یک دارویی را اشتابه به یک بیمار داد و مرد خب اینها مسؤلیت دارد دیگر، اینجا ویژه این روایات هست ویژه بحث دینی هست که به جاهای دیگر هم می­توانیم تعمیم بدهیم به درجات خودش نکته بعدی که در رابطه با شبکه­های وهابی گفتند یک معزل و یک مشکل در این شبکه­های وهابی همین هست که فتوای به غیر علم و رأی، بر اساس رأی خود شان مطلب و مسئله را بیان کرده­اند که ویژه اینها هم مثل ارباب­های وهابی در بعضی از این کشورها دقیقاً همین شیوه را دارند و صدای بزرگان خود اهل سنت را در آورده­اند مثل الازهر مصر و غیره یکی از اشکال­های شان به جریان وهابیت این ست که یک نفر دو سال سه سال پنج سال درس خوانده نخوانده شروع می­کند فتوا دادن و فتواهایش هم در واقع ضد آن چیزاهای هست که تا به حال اهل سنت قبول داشتند یا انجام می­دادند با یک سند ضعیفی با یک روایت ضعیفی با یک در واقع به غیر علم و به رأی هی آمده­اند فتوا می­دهند و افراد را گمراه می­کنند اگر اینها راست می­گفتند و می­خواستند که مثلاً برای اهل سنت برنامه پخش بکنند که خب این کار را نمی­کنند و مردم را می­خواهند به سمت وهابیت دعوت بکنند باید می­آمدند از مفتی­های خود اهل سنت از علمای خود اهل سنت استفاده می­کردند و لااقل اجازه می­دادند آنها این فتاوای چپ و راست و ضد و نقیضی که اینها می­دهند را بیایند و نقد بکنند کما اینکه خیلی در مناطق مختلف در ایران و جاهای دیگر نقد کرده­اند فتاوای مضهک فراوان شنیده شده و دیده شده از اینها و خیلی اعتراض کرده­اند و نقد کرده­اند ولی خب متأسفانه رسانه در دست اینها است و اینها با رسانۀ شان در واقع همه فتواها و نظرات را سعی می­کنند تحت الشعاع قرار بدهند و آن چیزی که خود شان می­گویند و خود شان می­خواهند را بیان بکنند مثل خیلی از فتواهای که در سال­ها داده­اند قبلاً هم کلیپ­های از اینها پخش شده.

مجری:

خیلی بعضی­های شان به خاطر شاذ بودن خیلی معروف شده و خیلی سرو وصدا به پا کرده بخاطر غلط بودن و شاذ بودنش، حاج آقا من می­خواستم وقتی وارد بحث بشویم بعد از میان برنامه یک سؤالی بپرسم از خدمت­تان در ادامه بحث خود مان که دوست عزیز مان که تماس گرفته بودن هم تقریباً همان سؤالی که در ذهن من بود را مطرح کردند، ایشان حالا البته در جمع­های خانوادگی و حالا خیلی محدودتر گفتند و شما پاسخ شان را دادید من می­خواهم راجع به علما و کسانی که در مقام فتوا هستند این نهی که فرمودید ائمه نهی کرده­اند از قیاس، از فتوای به غیر علم این آیا برایش جریمه تنبیهی چیزی برایش گذاشته­اند یعنی مسؤلیتش را به آنها داده­اند یا نه؟ حالا من این سؤال را پرسیدم قبل از اینکه بخواهید پاسخ بدهید یک دوست دیگر تماس گرفته­اند آقای بهادری از کرج اول سؤال بیننده عزیز مان را بشنویم پاسخ بدهیم اگر وقت بود که با ادامه بحث در خدمت حاج آقا هستیم.

جناب آقای بهادر سلام علیکم و رحمة بفرمایید

بیننده(آقای بهادر):

سلام علیکم و رحمة الله عرض سلام دارم خدمت جناب عالی و حضرت استاد عباسی عزیز، من سؤالم این هست که این وهابیون چرا هر کاری که می­کنند هی می­خواهند با اجتهاد تصحیح کنند، اگر کسی در صدر اسلام خلافی کرده معاویه یک استاندار بود بر ضد خلیفه زمانش قیام کرد گفتند «إجتهد و أخطاء» اجتهاد کرد ولی خطا کرده من می­خواهم این را هم بپرسم از جناب آقایان وهابی آیا امام علی خلیفه بود؟ جزء خلفای راشدین هم بود؟ هم سنی­ها قبول دارند هم وهابیون حالا چه مشکلی هست حضرت آقا امام علی خلیفه هست؟ بله، امام هست؟ بله، عادل هست؟ بله، خلیفه چهارم هست؟ بله، خانم عایشه با علی جنگید هیچ مشکلی پیش نیامد نه از عدالت افتاد نه خلاف شرع کرد این مصوبه بوده این عناصر که ما می­گوییم خود سران سقیفه اینها می­گویند آقا هر خطا کرده باشند آقایان می­گویند بیایید با اجتهاد تصحیح بعد از این هر کسی اجتهاد کرد بعد از این باطل است مثلاً در زمان ما نمی­شود اجتهاد کرد چون ممنوع است حالا یک انسان برجسته­ای مثلاً مثل ابوعلی سینا، ابو ریحان بیرونی، فارابی اجتهاد بکنند بگویند خانم عایشه در مورد خلیفه زمانش آقا امیرالمؤمنین بوده اجتهاد کرده این اجتهاد این آقایان در مورد عایشه قبول هست یا نه؟ می­گویند نه ممنوع هست مجازات هم دارد تمام ثقلین جمع شوند بگویند خانم عایشه در مورد جنگ با امام علی اشتباه کرده وجدانن آقایان وهابی قبول می­کنند؟ خیر، معاویه با امام علی که خلیفه بود جنگ کرد چطور معاویه که با علی(ع) که یکی از اعضاء بقول خودتان عشرة مبشرة هست جنگ می­کند می­گویند اجتهاد کرده و اجتهادش هم مورد قبول آقایان وهابی است می­گویند اجتهاد معاویه اشکال شرعی دارد ولی إن شاءالله قبول هست، این چه اسلامی است که آقایان درست کرده­اند؟  خطا کار  و غیر خطا کار همه إن شاءالله «إجتهد و أخطاء» همه می­روند داخل بهشت پس نستجیرباالله فاتحه این اسلام آقایان وهابی را باید بخوانیم، این را می­خواستم استاد عباسی توضیح بدهند والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته.

مجری:

خیلی ممنون و متشکر، یک طوری تقریباً سؤال ایشان هم شاید همان ارتباطی به آن حرفی که من خدمت­تان عرض کردم داشت.

استاد عباسی:

بله من کوتاه عرض بکنم آن بحث ما بماند، بحث اجتهاد در مسائل اعتقادی که بخواهد یک عده­ی تقلید بکنند ما نداریم آن اجتهادی که آنها انجام داده­اند اجتهاد مقابل نص است اگر بینندگان عزیز مان علاقه­ مند به مطالعه باشند کتاب بسیار زیبای را «جناب سید شرف الدین جبل عملی» نوشته­اند به نام «اجتهاد در مقابل نص» که موارد از این اجتهاداتی که اهل سنت می­گویند آن لفظ اجتهاد آنها با این اجتهادی که در شیعه هست که در احکام فقهی فرعی هست متفاوت هست آنها معتقد هستند هر کاری که انجام دادن به اصطلاح هر خطای که سر زده از بعضی از افراد صحابه و غیره آن را با یک قصه توجیه می­کنند می­گویند اجتهاد کرده و خطا کرده و اگر در این اجتهاد خطا کرده یک اجر می­برد اگر درست بود دوتا اجر می­برد که یکی اجتهاد کرده و یکی آن کار را انجام داده بود حالا الان اجتهادش خودش ثواب دارد اشتباهش خوب ثواب ندارد دیگر، یعنی یک طوری می­خواهند تبرئه بکنند اولاً در مسائل اعتقادی اصلی ما این اجتهاد را نداریم که هر کسی به رأی خودش عمل بکند ثانیاً اساساً مقابل آن حق و مقابل مبانی اعتقادی صحیح ما اجتهاد نداریم لذا این شیوۀ که عمل کرده­اند شیوه باطلی بوده و مسؤلیت اجتهاد خطای شان وقتی به کشته شدن ده­ها هزار نفر منجر شده این مسؤلیت را باید بپذیرند که ما إن شاءالله هفته آینده مفصل روایات را در این باب فقهی­اش را حد اقل عرض خواهیم کرد.

مجری:

خیلی ممنون و متشکر، یک مقدار از بحث مان ماند برای هفته آینده إن شاءالله.

چقدر نام تو زیباست أبا عبدالله

چشم تو خالق دنیاست أبا عبدالله

زائر کربوبلا حق شفاعت دارد

قطره در کوه تو دریاست أبا عبدالله

دستگیری ز گدا گردن هر ارباب است

کارها دست تو آقاست أبا عبدالله

هر کسی داد سلامی به تو اشکش ریخت

او نظر کردۀ زهراست أبا عبدالله

اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ وَ عَلَى الاَرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِناَّئِکَ

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته

 

 



* اسم:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
* کد امنیتی: