2020 September 27 - يکشنبه 06 مهر 1399
کلمه طیبه
کد مطلب:3569 گروه: کلمه طیبه آمار بازدید: 751

کلمه طیبه
حجت الاسلام یزدانی - 20 مرداد 1399


  دانلود
امتیاز:
  01:29:39 حجم فیلم: 257 مگابایت





دانلود صوت


قسمت ششم برنامه کلمه طیبه با کارشناسی حجت الاسلام و المسلمین یزدانی
 

بسم الله الرحمن الرحیم

                             تاریخ: 20 مرداد 1399

مجری:

اَعُوذُ بِاالله مِنُ الشَّیّطانِ الرَّجِیّم بِسّمِ الله الرَّحمنِ الرَّحِیّم الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ وَ صَلَّی اللَّهُ عَلَی مُحَمَّدٍ آلِهِ الطَّاهِرِینَ

بزم ما را باز آمد عالم آرای دیگر

که از قدومش بزم ما گردیده سینای دیگر

قرن­ها بگذشته از موسی و شرح رود نیل

آمده اینک به فتح نیل موسی دیگر

صادق آل نبی را داده حیِّ بی نیاز

از برای تشنگان علم دریایی دیگر

السلام علیک یا اباالحسن یا موسی بن جعفر ایهاالکاظم یابن رسول الله

بِسّمِ الله الرَّحمنِ الرَّحِیّم

عرض سلام و ادب و احترام دارم خدمت همه شما بینندگان عزیز و ارجمند شبکه جهانی حضرت ولیعصر (عج) این شب میمون و فرخنده را شب میلاد آقا امام کاظم(ع) را خدمت همه شما شیفتگان آن حضرت همه شیعیان  و محبّان اهلبیت تبریک و تهنیت عرض می­کنم خدمت تان، الحمد الله فرصتی حاصل شد در شام میلاد حضرت آقا امام کاظم در خدمت شما هستیم بار برنامه کلمه طیبه برنامه­ای که هفته­های پیش حالا این ویژه نامه­ای که بود الحمد الله در این ایام فرخنده و میمون در خدمت­تان بودیم و الحمد الله توانستیم استفاده هم بکنیم از محضر اساتید بزرگوار، اما به روال برنامه کلمه طیبه در خدمت حضرت حجة الاسلام

و المسلمین دکتر یزدانی هستیم خدمت شان سلام عرض میکنیم و تبریک میگوییم این ایام فرخنده را.

استاد یزدانی:

سلام علیکم و رحمة الله

اَعُوذُبِاللّه مِنَ الشَّیّطنِ الَّعِینِ الرَّجِیمّ بِسّمِ اللّهِ الرَّحّمنِ الرَّحِیمّ الحمد لله الذي اظهر الوجود ومنه بدأ کل حمد وإليه يعود و الصلاة والسلام علي شاهد و المشهود لکل موجود محمد المحمود وعلي آله آل الله الودود خلفاء الله علي عالم الغيب و الشهود سيما الحجة بن الحسن المهدي المنتظر الموعود.

من هم سلام و عرض ادب دارم خدمت حضرت عالی و خدمت همه بینندگان عزیز شبکه جهانی حضرت ولیعصر(عج)، اعیاد گذشته و اعیادی که در پیش رو داریم ولادت روز مبارک عید غدیر بود خدمت­تان عرض کنم امروز هم که روز ولادت حضرت امام موسی کاظم(ع) و همینطور روز نزول آیۀ تطهیر، روز نزول آیۀ ولایت و روز مباهله اینها همه در پیش است، خدمت همه شیعیان عزیز این روز را تبریک عرض می­کنم و امیدوار هستم که جزء شیعیان واقعی آن حضرت باشیم.

مجری:

إن شاء الله خیلی ممنون و متشکر و سپاسگزار، بنده هم به نوبه خودم خدمت شما این ایام را تبریک عرض می­کنم.

خب حاج آقا طبق روال برنامه­مان که همین جذابیت­های کار هم با وجود همین کلیپ­ها و اینها بود اگر اجازه بدهید سراغ کلیپ اول برویم؛ بله کلیپ شما 18را باهم دیگر می­بینیم.

کیپ شماره18:

+و از این طرف تا جایی که چشمم کار می­کند و ما آمدیم با ماشین این وادی را بنده هنوز نمی­توانم واقعاً اول و آخر این وادی را مشخص کنم و تخمین بزنم که چند کیلومتر است.

-به هر صورت فضای این غدیر خم همانگونه که ملاحظه می­فرمایید آبهایی که در این غدیر خم هست مملو از آب است و چه آبهایی که و اقعاً آب گوارا و قابل نوشیدنی من راحت می­توانم در، با وجود اینکه ما آب گوارا در اتومبیل همراه داریم اما راحت می­شود این آب را نوشید و استفاده کرد، آبی واقعاً گوارا است.

+بنابراین من حقیقتش دلم نمی خواهد از این فضا جدا بشوم فعلاً ولی به دلایلی که آمادگی ما اصلاً

نداشتیم باور کنید آب برای خوردن، آب خوردن ما نداشتیم حال این آب غدیر را ما چشیدیم ، آب خیلی مناسبی برای خوردن نبود، و آب خوردن هم دوستان همراه نداشتند، آبی که داشتیم تمام شد دیگر خوردنی هم نبود اینجا دور و بر،آب غدیر را ما چشیدیم ، آب خیلی مناسبی برای خوردن نبود

-که واقعاً آب گوارا و قابل نوشیدنی ،آبی واقعاً گوارا است

+آب خیلی مناسبی برای خوردن نبود،آبی واقعاً گوارا است

 بسم الله الرحمن الرحیم

 امروز به اتفاق جمعی از دوستان و جناب آقای سلیمانی به منطقه غدیر خم آمدیم.

و صحابه و رسول(ص) به سمت مدینه حرکت کرده بودند که به این منطقه غدیر خم رسیدند، در این منطقه خب، منطقه اسمش خم هست و یک آبگیری اینجا بوده که الآن خب طبیعتاً در گذر زمان از بین رفته و نیست، این منطقه هم که به هر حال منطقه غدیر هست آنطوری که گفته شده که بیابان لم زرع و برهوتی بوده و بسیار، درست است خب گرمای این منطقه برای کسانی که عادت نکردن در این سرزمین خب سخت است تحملش، همیشه سخت است.

محلی که برای تفریح از قدیم الأیام این منطقه استفاده می­شد.

تحملش، همیشه سخت است.

تحملش، همیشه سخت است.

این محدودۀ صحرای، وادی غدیر خم که اگر فیلمبردار لطف بکند و به نحوی گوشه­ای از این فضای بسیار سرسبز و پر از آب و علف را نشان بدهد این وادی غدیر خم است.

و بعد ما خرج الرسول(ص) مِن الخَرّار، و مرَّ بِمَکَان یُسَمی غَدیر خم، غدیر خم، غدیر خم هذا لیس علی الجاده علی عظما طریق البخور طریق رحلة الشّتا وسَیر إنما هو منتهاً عنها شرقاً مسافت حوالی کیلو، یئطوله النّاس ما کما تراهم فیهنا خل کم فیهنا کم کما ترون شوفو میثه النخل یستغلون فی و یشرب الرکب النبوی مرَّ به من الخرّار الغدیر خم الی ما احیا، و الرسول مهاجر لاکن ایضاً من الحوادث المعروفه

المشهور فی هذا المکان نصی یورون داعماً انا فی ثامن عشر من شهر ذی الحجه، فی حجة الوداع و

الرسول قافل من مکه و قفنا و نزل علی................. فی غدیر خم کبلاب و یا عضب ها نزل علیه جبریل

يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ.

مجری:

بسیار خب بله خیلی، حالا ما یک کلیپ مشابه این را هم در همان ویژه برنامه افضل الأعیاد پخش کردیم اما باز دیدن اینها  هرچند که کاملاً هم کلیپ­های جدیدی به این اضافه شده بود اما خود دیدن شان و دیدن این تناقضات هم باز خالی از لطف نیست حالا من خدمت حاج آقا عرض می­کردم که گویی خداوند می خواهد افتضاح و این تناقض گویی اینها کاملاً آشکار بشود، اینها در همین جزئیات هم، حالا این آقای حیدری می­آید می­گوید که بله ما وقتی که پیاده شدیم و اینها آبی نبود آب داخل ماشین تمام شده بود و آب غدیر هم قابل خوردن نبود دقیقاً همین جریان اتفاق می­افتد برای هاشمی دقیقاً بر عکس می­گوید بله با این که آب در داخل ماشین هست اما ما ترجیح می­دهیم از این آب بخوریم، حاج آقا مثل این که یعنی دقیقاً خداوند می­خواهد اینها را مفتضح بکند اصل جریان همین هست.

استاد یزدانی:

بله دقیقاً همینطور هست، هر کدام شان که می­روند یک جایی را منطقه غدیر معرفی می­کنند بلاخره کجا است این منطقه غدیر کدام یکی از اینها هست؟ شبکه وصال یک جا می­رود، عبدالله حیدری یک جا می­رود، هاشمی یک جا می­رود، یک جا می­رود درخت­های جنگلی هست، یک جا می­رود نیزار هست، آب هست، این تناقضات خب، از کجا معلوم شما راست می­گوید مثل آن آقا می­گفت آقا اینجا وسط زمین هست باور نمی­کنی متر کن، بله این هم می­گوید اینجا غدیر هست خب از کجا بفهمیم اینجا غدیر هست؟ تو از کجا می­فهمی واقعاً راست می­گویی؟ خب البته آن خدمت تان عرض کنم خبرنگار شبکه العربی خب آنها هم خدمت تان عرض کنم انگیزه دروغگویی آنها کمتر هست در آنها، آنها دقیقاً رفته بودند همان منطقه غدیر و یکی از بچه شیعه­ها هم که رفته بودند دقیقاً همین جا را نشان می­دادند یک منطقه بیابانی هست قبلاً نخل بوده خب الان نیست قبلاً شاید آب بوده الان نیست، خب این چه کاری هست شما می­کنید این چه دروغی هست که شما می­گوید آقا اقلاً با هم هماهنگ کنید شما در یک شبکه هستید دقیقاً همان جای که آقای حیدری رفته بود شما هم می­رفتید.

مجری:

یا اینکه حافظه تان را بهتر بکنید بدانید پارسال رفتید آنجا آقای هاشمی که اینقدر بیابان بی آب و علف لمیضرع بود الان رفتید این طرف نگوید دیگر.

استاد یزدانی:

اینقدر آدم دروغگو خب دیگر کافی است برای آبرو ریزی، در خدمت تان هستم.

مجری:

بسیار خب، بله خب این برای همین کلیپ حاج آقا فرمودند کفایت می­کند. خب کلیپ بعدی کلیپ شماره 19 هست که با هم می­بینیم.

کلیپ شماره 19:

+نه تو در تلویزیون خودت سه دقیقه به من وقت می­دهی؟ یک کم حیا بکن دیگر، بفرما حالا سه دقیقه صحبت کن.

-بله ما شبکه حضرت ولیعصر از امروز همین شبکه آیت الله قزوینی از امروز این مژده را به شما بدهم از طریق ماهواره یاهست از امروز پخش می­شود که ما هر چقدر دوست داشتیم...

+شما نگاه کن اتاق فرمان، شما نگدارید صحبت را نگهدارید، من حرفی ندارم پنجاه هزار بار برای این شبکه توصیف کن ولی سه دقیقه وقت داری صحبت در مورد موضوع بکن، فکر می­کنی سجودی که، معلم تربیتی بوده خر است نمی­فهمد تو داری بازی می­کنی؟ خر است نمی­فهمه تو بچه می­توانی مراگول بزنی؟ خر است نمی­فهمد تو داری بازی می­کنی؟ می­خواهی تبلیغ کنی برای شبکه­ات تبلیغ کن بگو من تبلیغ کنم؛ اما اینجا وقت داری سه دقیقه این را جواب بدهی یک دقیقه باید به تو وقت می­دادم سه دقیقه به تو وقت می­دهم.

مجری:

بله خب حالا اینکه این کارشناس شبکه وهابی آقای سجودی چه هست حالا می­فهمد و نمی­فهمد و اینها کاری به ما ندارد آن چیزی که برای ما مهم است این است که الحمد الله این شبکه ولیعصر(عج) کاملاً این آمادگی را دارد یعنی اصلاً هدفش روشن­گری است هدفش بیان حقایق است و همین آن چیزی که مهم است این است که الآن این شبکه تماماً با تمام قد برا ی دفاع از اهلبیت ان شاء الله آمادگی خودش را اعلام می­کند و بدانید که اینطور نیست که حالا یک نفر بیاید فکر بکند بگوید بله من حالا در صفحه اینستای خودم اینستاگرام خودم یک لایوقرار می­دهم بقیه بیایند به ما ملحق بشوند و بخواهیم صحبت بکنیم و من آنجا مناظره می­کنم و اینکه بلاخره هرکسی با هر فرد دیگری که فکر می­کند بخواهد مناظره بکند نه مناظره کردن آدابی دارد این، باید تک تک اینها از قبل مشخص شده باشد و اینطور نباشد که بلند بشود بخواهد ادعا بکند حالا با هر سمتی که دارد به هر مناسبتی بخواهد یک ادعایی انجام بدهد این را برای این عرض می­کنم که همیشه طبق روالی که بوده چندین بار هم چنین اتفاق­هایی افتاده به محضی اینکه می­بینند این معاندان و دشمنان وهابی به محض اینکه این را مشاهده می­کنند که بله مثلاً شبکه ولیعصر یا حالا هر کدام از این شبکه­های مدافع اهلبیت آمده­اند و می­خواهند دفاع بکنند اینها آن وقتی که دقیقاً جایش هست بجای اینکه بیایند جواب بدهند نه می­آیند این را می­بندند، بلاک می­کنند نمی­دانم با راه­های مختلف راه فرار را برای خودشان باز می­گذارند؛ خلاصه اینکه آداب مناظره باید مشخص باشد و باید رعایت بشود اینجا، در خدمت­تان هستیم حاج آقا.

استاد یزدانی:

بله خدمت­تان عرض کنم یکی از این مجری­های یکی از این شبکه­های وهابی ادعای مناظره کرده است دوستان برای من کلیپش را فرستادند در لایو اینستاگرامشان دعوت می­کنند بیایید لایو اینستاگرام مان و با هم مناظره بکنیم.

خب مشخص است که قصد مناظره ندارد و هدفش واقعاً مناظره کردن نیست. اگر واقعاً هدف­تان مناظره کردن است و می­خواهید حق روشن بشود، شبکه جهانی حضرت ولیعصر آمادگی دارد همانطور که ما در شبکه قبلی­مان هم اعلام آمادگی کردیم بارها در برنامه زنده به شما زنگ زدیم، در برنامه زنده زنگ زدیم پخش از همین­جا و شما حاظر به مناظره نشدید.

الآن هم ما حاظر هستیم به مناظره اگر واقعاً دنبال حق هستید، خدمت­تان عرض کنم بیایید شبکه به شبکه، کارشناس به کارشناسی، مجری به مجری، مدیر شبکه­تان آقای خدمتی هست با مدیر شبکه ما حضرت استاد دکتر ابولقاسمی بقیه کارشناسانتان، مجری کارشناس دارید ما هم مجری کارشناس داریم، مجری دارید ما هم ­مجری­های توانمندی جناب آقای، مثل جناب آقای مرعشی داریم و بقیه اساتیدمان اینها همه آماده هستیم هر زمانی هر بیننده­ای، هر یک از بیننده­های عزیز ما بتواند این همانگی را انجام بدهد که یک همچین مناظره­ای شکل بگیرد یک مناظره واقعی و مردانه، شبکه به شبکه و کارشناس با کارشناس، ما هم یک جایزه خوبی حضرت آیت الله قزوینی از قدیم در باره، برای این مسئله در نظر گرفته بودند که آن جایزه همچنان پا بر جا هست هر کس بتواند این شبکه را راضی کند، شبکه به شبکه لایو اینستاگرام به لایو اینستاگرام خب این ارزش ندارد دیدید که بچه شیعه­ها می­روند ریکوسیت می­فرستند نه نیامده آقای فلانی چرا نمی­آیی؟ آقا چرا نمی­آیی؟ بابا من دارم....، خودش ظبط کرده از همان صفحه موبایل خودش رکویست می­دهد و می­گوید نمیایی شما، اینکه نمی­شود که.

مجری:

بعدش هم می­گوید،یعنی می­گوید خب من الآن دارم صحبت می­کنم چرا صدایم واضح نیست می­گوید به ما ربطی ندارد صدای شما واضح نیست.

استاد یزدانی:

اینکه نمی­شود، شبکه به شبکه که وقتی بشود این دیگر همچین بهانه­هایی نمی­توانند بیاورند خب از شبکه آنها صدای ما را قطع کنند مردم می­آیند از شبکه ما می­بینند از شبکه خودشان به هر حال شبکه به شبکه قطعاً مناظره بسیار عادلانه و خوبی خواهد بود و آن وقت ما همیشه آماده هستیم همین الآن بنده مدیر این شبکه آقای خدمتی، کارشناس­هایشان آقای ترشابی، آقای نمی­دانم منصور حسینی، بقیه­شان هر کسی که هستند رسماً اسم بردم آقای سجودی ما آماده هستیم، اگر آماده هستید در خدمت­تان هستیم.

مجری:

یک سری از راه­های فراری هم خیلی وقت­ها یپشاپیش راجع به موضوع مناظره­ها اینها مطرح می­کنند که به جای اینکه به آن موضوعات اصلی بپردازند، یک سری چیزهای دم دستی جزئی را مثلاً می­گویند.

استاد یزدانی:

در جزئی­اش هم آماده هستیم ولی خب اصل این است که ما سر توحید بحث کنیم، توحید شما با قرآن سازگار است یا توحید ما، پیامبری که شما قبول دارید با قرآن سازگار است یا پیامبری که ما قبول داریم، معادی که شما قبول دارید امامتی که شما قبول دارید، خلفایی که شما قبول دارید روی اصول بحث می­کنیم روی جزئیات هم یواش یواش ان شاء الله در خدمت­تان هستیم.

مجری:

ان شاء الله بسیار خب، خب این هم کاملاً همان چیزی که اگر واقعاً هر کسی طالب حق است با همین بیانات اینها را می­پذیرد دیگر مگر اینکه غرض دیگری داشته باشند که نخواهند اینها را بفهمند و گوش بدهند.

خب کلیپ بعدی کلیپ شماره 20 را باهم می­بینیم.

کلیپ شماره 20:

+آقای سید یعقوب ببینید دو طرف قضیه مهم است یکی اینکه شما تنها نباید اسرار کنید در بین یک جماعت حنفی مذهب که خود را مثلاً سلفی مذهب بنمایانید این یک مسئله هست، قومی که برایشان فلان حدیث مثلا حدیث رفع یدیدن و آمین به جهر و بسم الله الرحمن الرحیم گفتن یا حرکات دیگر در نماز، برایشان جا نیافتاده است؛ شما تنها بروید بدو ن اینکه اتمام حجت برای آنها بشود درگیر بشوید، این جایز نیست، این خلاف حکمت در دعوت است. وقتی بیایید شما همه را با یک بغض و با یک ناراحتی و با یک، این چه شکلی است، این حرام است این نمی­دانم فلان است این تو را به جهنم می­برد فلان، اول با او دوست بشو، با او بنشین صحبت بکن، بیاید همان پیرمرد تو را اخلاق تو را ببیند تو را..، رفع یدیدن لازم نیست فعلا که آنها چپ چپ نگاهت کنند اینطوری، رفع یدین نکنید آقا، آمین به جهر نکنید بارها بنده عرض کردم یک نفر در بین 500 نفر، دارید خلاف فقه حنفی عمل می­کنید، این کار را نکنید. یک طرف 500 نفر ساکت هستند بعد امام می­گوید ولضالین شما تنها در آن وسط بگویید آمین نکنید آقا، تا مردم به شما، برای اینکه جا نیافتاده این مسئله.

+تقیه یعنی نفاق جناب هاشمی تقیه یعنی یک نوع روپوش یک نوع لعاب اسلام به آن داده­اند، تقیه یعنی نفاق، یعنی دروغ، یعنی بزدلی، یعنی ترس، تقیه­ای در دین ما نداریم جناب آقای هاشمی.

_اینکه شما فرمودین نام مذهب وقتی نامش را شیعه بنویسیم این هم متقی این می­شود که شیعه می­گوید یا ما می­گوییم.

+بله این استثنأً در شرع جائز هست، ببینید علت همان تَقیه یا تُقیه همان آیه­ای است که در سوره آل عمران هست:

«لَا يَتَّخِذِ الْمُؤْمِنُونَ الْكَافِرِينَ أَوْلِيَاءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ»

آخرش می­گوید:

«إِلَّا أَنْ تَتَّقُوا مِنْهُمْ تُقَاةً»

مگر اینکه شما این تقیه را بخاطر حفظ جان خود، برا حفظ جان خود، ولی دلتان به ایمان مطمین باشد.

+تقیه یعنی نفاق جناب هاشمی تقیه یعنی یک نوع روپوش یک نوع لعاب اسلام به آن داده­اند، تقیه یعنی نفاق، یعنی دروغ، یعنی بزدلی، یعنی ترس، تقیه­ای در دین ما نداریم جناب آقای هاشمی.

+و در حدیث دیگر داریم که ممکن است انسان مؤمن همه کار انجام بدهد اما دروغ نمی­گوید، دروغ نمی­گوید، مگر اینکه استثناء، یک حالت استثناء است که بخاطر یک خطر یک فتنۀ عظیمی ما دروغ گفتیم. که بخاطر یک خطر یک فتنۀ عظیمی ما دروغ گفتیم

+تقیه یعنی نفاق جناب هاشمی تقیه یعنی یک نوع روپوش یک نوع لعاب اسلام به آن داده­اند، تقیه یعنی نفاق، یعنی دروغ، یعنی بزدلی، یعنی ترس، تقیه­ای در دین ما نداریم جناب آقای هاشمی.

_این را گفتیم که از نظر اهل سنت و آیات قرآنی تقیه رخصت هست، جائز هست.

حکم تقیه چیست؟ حکم تقیه جناب هاشمی، گفتیم در نزد اهل سنت اینگونه است که رخصت است واجب نیست.

+بعد گفتید که تقیه می­کند مهر می­گذارد ، این عمل جائز نیست شما درست به آن گفتید اهل سنت و جماعت تقیه ندارند.

مجری:

بله بسیار خب، این یک بام و نمی­دانم دو هوا، سه هوا، چهار هوا، چه باید به این بگوییم . یکی از چیزهایی که خیلی زیاد مطرح می­کنند همین اهل سنت متهم کردن شیعیان به کذاب بودن و منافق بودن و اینها است که در جای خودش وقتی به نفع­شان است این را مطرح می­کنند اما حالا دیدیم که مثل اینکه اینها در منابع خودشان هم چنین چیزهایی دارند حالا می­شنویم از شما.

استاد یزدانی:

بله خدمت­تان عرض کنم خب تقیه یکی از باورهای قطعی شیعیان هست و سپر مؤمن هست، سپر شیعه بوده در طول تاریخ برای حفاظت از مذهب و مذهب را، حفظ مذهب را ما خدمت­تان عرض کنم در طول تاریخ مدیون همین راهبرد هستیم که قرآن کریم این تقیه را صریح واضح در قرآن کریم آیات متعدد داریم که خود این کارشناس وهابی هم یکی از این آیات را خواند و تقیه را به هر حال ثابت می­کند؛ حالا اصلاً ادله قرآنی­اش را هم اگر بگذریم از آن ما این همه روایت داریم در منابع اهل سنت که پیغمبر خودش از صحابه تقیه می­کرد از همسرش تقیه می­کرد. فراوان داریم اگر بخواهیم اینها را بشماریم به صدها مورد من یک سره باید همینطور برایتان مستند بخوانم از منابع اینها که تقیه داریم.

ولی خب این کارشناس­ها چه کاری می­کنند بلاخره، آقای خدمتی رئیس بزرگوار شبکه وهابی شما بلاخره تکلیف­تان را معلوم کنید تقیه جایز هست یا جایز نیست، اگر تقیه را شیعه انجام می­دهد می­شود نفاق، می­شود دو رویی، می­شود دروغ ، می­شود بزدلی، می­شود ترس؛ ولی خودتان نه آقا رفت تقیه کند در بین احناف، در بین احناف طرف سؤال کرده من حنفی بودم الآن سلفی شدم چه کار کنم به نظر شما اگر بخواهم اعلام کنم من سلفی شدم پدرم را اذیت می­کنند، نه آنجا رفتید نگویید من سلفی شدم، آمین را بلند نگویید، چون آمین را بلند، حنفی­ها آمین را آرام می­گویند موقع تکبیرة الاحرام دست­شان را اینقدر بالا نمی­برند، نه دست­تان را بالا نبرید می­­فهمند.

خب تقیه برای شما جایز است برای ما نه، می­شود نفاق، می­شود دو رویی، می­شودترس، می­شود بزدلی، خب تکلیف خودتان را معلوم کنید بلاخره تقیه جایز هست یا جایز نیست؛ آن یکی می­گوید جایز است، این یکی می­گوید جایز نیست؛ دروغ جایز نیست ولی اگر به صلاح باشد دروغ هم جایز است. خب همین است، چیست این تقیه نیست چه هست؟ این نفاق نیست چه هست؟ به قول شما؛ خب یعنی چه که هر زمانی که به صلاح­تان دروغ بگویید جایز است.

من کی دوتا مستند از منابع اهل سنت بخوانم خب اگر بخواهیم مواردش را بخوانیم به صدها مورد می­­رسد. من یک دو تا از صحیح بخاری و اینجا برایتان بخوانم. روایتی که در صحیح بخاری نقل شده است اگر صفحه مانیتور بنده باشد.صحیح بخاری که چاپ عربستان سعودی هست،نمی­توانند بدهند صفحه مانیتور را؟

مجری:

چرا حالا دارند تلاش می­کنند، یک مشکلی به وجود آمده ان شاء الله الآن رفع می­شود و این هم متصل می­شود.

استاد یزدانی:

صحیح بخاری که چاپ اوقاف عربستان سعودی هست، اینترنت قطع شده حالا نمی­دانم چرا؟

مجری:

بله این خاصیت این بحث­های استدلالی که حالا الحمد الله در شبکه است هم این است که خیلی وقت­ها ممکن است مباحث همینطوری مطرح بشود و بگوید بله در فلان کتاب مثل همین از کارشناسان عزیز هم استفاده می­کردیم که از محمد بن عبد الوهاب ذکر کرده بودند اینکه بله مثلاً روایاتی که دال بر، نص بر خلافت ابی بکراند اکثر من عن تکثر هستند، صرفاً یک چیزی می­گویند و می­روند اما این جزابیت کار و مستند بودن کار برای این شبکه بسیار مهم­تر است که تک تک گذاره­هایی که گفته می­شود با استناد با استدلال به خود منابع اهل سنت، خود منابع همان­هایی که الآن متأسفانه نمی­آیند به آنها قائل بشوند، با استناد به همان­ها همان مطالب بیان می­شود و که بعداً هم یک چیزی مثل آن اکثر من عن تکثر پیش نیاید برای کسی همه الحمد الله حق طلبان و حق جویان می­توانند خودشان قضاوت بکنند همین­ها را ببینند و طبیعاتاً اگر حق­جو باشند به نتیجه هم خواهند رسید. خب اگر این متصل شده، بله

استاد یزدانی:

متصل است؟

مجری:

بله وصل هست.

استاد یزدانی:

خیلی خب، خدمت­تان عرض کنم روایتی که در صحیح بخاری هست.صحیح بخاری که چاپ عربستان سعودی هم هست این چاپ از آن چاپ­های بسیار خوب هست چاپ اوقاف عربستان سعودی، در دارالسلام، که چاپ اول چاپ  1417 هست، کتاب الادب،کتاب 78، باب شماره 46، باب شماره 48، بله باب ما یجوز من اغتیاب اهل الفساد و الرّیب.

خیلی عجیب است این نام ابوابی که انتخاب می­کنند. خب روایتی که آمده از عروة بن زبیر هست که:

«أَنَّ عَائِشَةَ، رَضِيَ اللَّهُ عَنْهَا أَخْبَرَتْهُ قَالَتْ: اسْتَأْذَنَ رَجُلٌ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ و آله

«عروه از عایشه نقل می­کند که شخصی اجازه خواست بیاید پیش پیغمبر و پیغمبر گفت:

ئْذَنُوا لَهُ

اجازه بدهید بیاید

بِئْسَ أَخُو العَشِيرَةِ، أَوِ ابْنُ العَشِيرَةِ»

این چقدر پسر بد قوم هست »

به هر حال غیبتش را کرد پیغمبر گفت چقدر آدم بدی هست و از این حرف­ها به هر حال پشت سرش چیز­های دیگری گفت که این روای هم به هر حال خیلی همه را حفظ نبوده

«فَلَمَّا دَخَلَ أَلاَنَ لَهُ الكَلاَمَ، قُلْتُ: يَا رَسُولَ اللَّهِ، قُلْتَ الَّذِي قُلْتَ، ثُمَّ أَلَنْتَ لَهُ الكَلاَمَ؟»

 «اما وقتی خدمت­تان عرض کنم شخصی وارد شد پیغمبر خیلی با او نرم صحبت کرد حرف های خوب خوب زد بعد عایشه تعجب کرد می­گوید یعنی چه پیغمبر، آن حرف­ها پشت سرش الآن که آمده حرف­های خوب می­زنی نرم حرف می­زنی با او این چه کاری هست؟»

 به هر حال سؤال شد برایش دیگر برای عایشه سؤال شد که این دو برخورد دوگانه پیغمبر چه هست که طرف خب به هر حال آدم خوبی بود آدم بدی بود، مسلمان بود دیگر صحابی هم بود، پیغمبر غیبتش را کرد نعوذبالله استغفرالله و اتو به الیه، عذر خواهی می­کنیم از مقام پیامبر بزرگوار اسلام که این توهین­ها واین حرف­های زشت به هر حال در کتاب­های اینها است و ما مجبور هستیم برای شفاف سازی و حقانیت، و بیان حقیقت اینها را بخوانیم.

پیغمبر بزرگوار اسلام گفت ای عایشه:

«إِنَّ شَرَّ النَّاسِ مَنْ تَرَكَهُ النَّاسُ، أَوْ وَدَعَهُ النَّاسُ، اتِّقَاءَ فُحْشِهِ»

         «بدترین مردم می­دانی چه کسانی هستند، بدترین مردم آن هست که بخاطر فحاش بودنش از او دور بشوند.»

یعنی یک کسی فحش می دهم همیشه بعد مردم از او دور می شوند چرا با فلانی رابطه نداری فحش

می­دهد، بد زبان هست حرف­های رکیک می­زند حرف­های زشت می­زند. پیغمبر بزرگوار اسلام می­گوید اینجا می­گوید من به او فحش دادم از روایت مشخص است دیگر آن هم پشت سرش به او فحش داده است وقتی آمده حاظر روبرویش پیغمبر می­گوید که نه آدم خوبی هست به هر حال با او نرم حرف می­زند؛ پشت سر یک چیز فحش می­دهد، روبرو به هر حال با او نرم برخورد می­کند.

خب این چیست؟ این تقیه هست یا نیست؟ خیلی واضح است که تقیه است، پیغمبر برای اینکه این آقا از او دور نشود این شخصی که آمده، حالا فاسق بوده، فاجر بوده اهل فساد بود حالا عنوان باب این را می­گوید، این صحابی که اهل فساد بوده است  اهل ریب بوده حالا هر کسی بوده پیغمبر پشت سر غیبتش را می­کند برای اینکه این را از دست ندهد، رابطه­اش با پیغمبر قطع نشود خدمت­­تان عرض کنم جلوی رویش با او نرم حرف می­زند.

این یک روایت از صحیح بخاری همین روایت را باز صحیح مسلم نقل کرده است،صحیح مسلمی که باز سعی کردیم که چاپ عربستان سعودی و چاپ وزارت اوقاف عربستان سعودی باشد دقیقاً همان مشخصات، چاپ محرم 1421، در عربستان سعودی در دارالسلام چاپ شده، صفحه شماره 1132، کتاب البر و صله، باب شماره خدمت­تان عرض کنم21، که باب22، باب مداراة من یتقی فحشه یک کسی به هر حال خب این هم عنوان باب هم بسیار جالب هست باز همان روایت هست با همان الفاظ که دقیقاً پیغمبر بزرگوار اسلام اینجا تقیه می­کند از یکی از اصحاب خودش که اصحاب فاسدی بوده البته، طبق حرف آقای بخاری؛ پشت سر غیبتش را می­کند روبرو با او نرم حرف می­زند حرف­های خوب خوب می­زند خب این واضح هست صریح هست که در این که تقیه است و پیغمبر بزرگوار اسلام از یک مسلمان از اصحاب خودش تقیه کرده است.

مجری:

جالب است در خود همین عنوان باب هم کلمه مداراتی که آمده می­تواند دقیقاً اشاره به این باشد که

استاد یزدانی:

بله تقیه مداراتی که اینها رد می­کنند دقیقاً عنوان باب تقیه مداراتی است. این یک روایت که خدمت­تان خواندم.روایت بعدی باز در کتاب سبل السلام خدمت­تان عرض کنم محمد بن اسماعیل سنعانی آمده است. اصل بلوغ المرام مال آقای اسقلانی است، سبل السلام مال آقای سنعانی هست که شرح کرده بلوغ المرام را محمد امیر سنعانی، متوفای 1182، که اوایل سلفی بود و البته خب بعداً برگشت از این کار خودش. در کتاب عذر خواهی می­کنم من در کتاب المصنف است اصلاً این جلد را اشتباهی گذاشته­اند اینجا.کتاب المصنّف ابن ابی شیبه است، عذر خواهی می­کنم روایت در اینجا است، المجلد الثامن عشر، جلد18، چاپ ریاض عربستان هست، چاپ اول، چاپ1436،دیگر به هر حال از این چیزها پیش می­آید در برنامه زنده.صفحه351، کتاب السیّر، حدیث35260،دخل ابن مسعود و حذیفه علی عثمان داستان این است عبدالله بن مسعود و حذیفة بن یمان وارد می­شودند بر عثمان و به هر حال عثمان گلایه می­کند. می­گوید حذیفه شنیدم که پشت سر من فلان گفتی، فلان گفتی، فلان گفتی این قسم می­خورد «لا وَ الله ما قُلتُه» نه به خدا، به خدا قسم می­خورد می­گوید من، قسم جلاله می­خورد می­گوید نه من این حرف را نزدم. عجب، بعد که خارج می­شوند عبدالله بن مسعود می­گوید این چه کاری بود که تو کردی خدمت­تان عرض کنم عبدالله بن مسعود به حذیفه اعتراض می­کند می­گوید، ببینم مگر نگفته بودی اینها را؟ تو که گفتی اینها را چرا، چرا داری انکار می­کنی؟حذیفه چه جواب می­دهد؟«إنی أشتری دینی بعضه به بعضٍ مخافة أن یذهب کله» من بعضی از دینم را با بعضی دیگر می­خرم، مبادا که کل دینم را از دست بدهم.خب این تقیه است دیگر رفته پشت سر عثمان حرف زده است حذیفة بن یمان صحابه بزرگوار پیغمبر از اهل بدر است از اهل احد است از بیعت رضوان است، جزء سابقون الأولون است، مخزن سرِّ پیغمبر است و یار مخصوص پیغمبر است که پیغمبر اسرارش را حتی به حذیفه گفته نام منافقین را به حذیفه گفته، آن منافقین که می­خواستند پیغمبر را ترور کنند در عقبه اول و عقبه دوم، این به هر حال رفیق نزدیک پیغمبر هست، این آقا می­آید پشت سر عثمان غیبت می­کند؛  بعد که عثمان می­گوید چرا گفتی یا نگفتی؟ نه به خدا قسم من نگفتم، قسم جلاله می­خورد که نگفتم، خب این چیست غیر از تقیه واضح است که این تقیه است. اگر تقیه نعوذبالله خدمت­تان عرض کنم نفاق باشد، دروغ باشد، بزدلی باشد، ترس باشد، خب بزدل هم صحابه هستند، صحابه­ای که شما می­گویید، طبق روایت شما، خدمت­تان عرض کنم منافق هم هستند دیگر اینطوری که شما دارید می­گویید، طبق مبنای شما، طبق روایت شما.

محقق کتاب آقای کثری که الآن زنده هم هستند می­گوید سند این روایت صحیح است، سند روایت هم کاملاً صحیح است و همان شماره 6، در اینجا هم شماره 6، سند روایت صحیح است. این هم یک روایت دیگر که خدمت­تان عرض کنم از منابع اهل سنت خدمت­تان خواندیم.

آن سبل السلامی که گفتم خدمت­تان عرض کنم یک روایت دیگری بود که آن هم بسیار روایت جالبی است در همان کتاب سبل اسلام، که چاپ دار المعارف ریاض هست، یک تقیه بسیار جالب دیگر.

سبل السلام، مال اصل بلوغ المرام مال ابن حجر هست، سبل السلام شرحش هست. در این کتاب صفحه 551.

از عبدالله بن مسعود نقل می­کند که خدمت­تان عرض کنم بشیر بن سعد به پیغمبر فرمود:

 «اَمَرَنَا الله أن نُصَلِّی عَلَیک فَکَیفَ نُصَلِّی عَلَیک؟»

          «خدا به ما دستور داده که صلوات بفرستید بر پیغمبر درود بفرستید بر پیغمبر، ما چطوری صلوات بفرستیم بر شما؟ چطور؟»

 «فَسَکَتَ ثُمَّ قَالَ»

          «پیغمبر مدتی ساکت شد و بعد فرمود: »

          «قولوا: اللهم صلی علی محمد و آل محمد»

          «اینطوری به پیغمبر صلوات بفرستید، دقیقاً این صلواتی که پیغمبر دستور داده است خدا دستور داده است اینطوری هست.»

«اللهم صلی علی محمد و آل محمد»

خب ایشان در شأن این روایت مفصل حرف می­زند که حالا چه بگوییم و روایات دیگر را می­آورد تا در صفحه 553، می­گوید: این حدیث دلالت می­کند بر اینکه واجب است صلوات فرستادن بر پیغمبر چرا؟ چون پیغمبر می­گوید:

«قولوا»

امر پیغمبر، دستور پیغمبر دلالت بر وجوب می­کند و ظهور در وجوب دارد و ای می­گوید

به هر حال دیدگاهی جماعتی از سلف هست دیگاه ائمه است، شافعی انطوری نظر داده است ، إسحاق بن رابویه اینطوری نظر داده است. دلیل آنها هم این هست که به هر حال «الحدیث مع زیادة الثابته و یقتضی أیضاً وجوب الصلاة علی الآل»و همینطور خدمت­تان عرض کنم این روایت ثابت می­کند که واجب اس ما بر آل پیغمبر هم صلوات بفرستیم.این قول هادی هست، هادی به هر حال از همین زیدی­ها است، امام زیدی­های یمن هادی هست، قاسم باز از ائمه زیدی­های یمن هست دیدگاه احمد بن حنبل هست و خدمت­تان عرض کنم دیدگاه متعدد، افراد متعدد تا در صفحه بعد خدمت­تان عرض کنم می­گوید که از این معلوم می­شود که حذف لفظ آل در نماز همانطوری که در کتاب­های حدیثی آمده است «لیس علی ما ینبغی» دیده­اید خدمت­تان عرض کنم، حالا من یادم رفت این را بگویم در صحیح بخاری ذیل همین آیه، ذیل همین روایت که پیغمبر می­گوید چطور صلوات بفرستیم دقیقاً همین صلوات بر آل هست آنجا وقتی کلیشه ای که استفاده کردند صلوات بر آل نیست در آن همینجا هم دقیقاً همینطور هست ببینید، دقیقاً اگر الان من زوم کنم خود نوسنده کتاب حالا چاپ خونه «صلی الله علیه وسلم» همینجا ببینید، باز همین پایین، این پایین هم در صحیح بخاری جالب­تر بود حالا اینجا هم هست دقیقاً ببینید «صلی الله علیه وسلم».

مجری:

عجب به قول چیز یک عبارت پارادوکسیکال است.

استاد یزدانی:

دقیقاً، اینجا آل را حذف کردند از آن در حالی که بحث سر چه چیزی هست؟ بحث سر همین هست که آقا ما از کتاب­های مان از کتاب­های حدیثی مان این کار را نکنیم واجب هست ما بر آل صلوات بفرستیم از اینجا معلوم می­شود که حذف لفظ آل از صلواة که همانطور که در کتاب­های حدیثی آمده جایز نیست، می­گوید من قدیم­ها همیشه این سؤال بود برایم ما چرا خدمت تان عرض کنم این کار را انجام می­دهیم وقتی صلواة می­خواهیم بفرستیم بر پیغمبر ناقص می­فرستیم؟ چرا حذف می­کنیم صلوات بر آل را «و کأنهم حذفوها خطاً تقیقة»چرا؟ چرا حذف کردند؟ از باب تقیه، چرا؟  چون دولت بنی اُمیه از اهلبیت خوشش نمی­آمد در زمان بنی اُمیه صلوات بر آل را حذف کردند، چرا صلوات بر آل نمی­فرستند؟ چون بنی اُمیه از معاویه بگیر تا عمر بن عبدالعزیز تا مروان حمار که آخرین خلیفه اینها هست اینها از اهلبیت خوش شان نمی­آمد از آل پیغمبر خوش شان نمی­آمد آن زمان صلوات بر آل را حذف کردند.«ثم استمر علیه عمل الناس متابعة من الآخر للأول» همین وضعیت ادامه پیدا کرد امروز هم اهل سنت، این البته طبق حرفی که ایشان می­زند من دیده­ام اهل سنت هم گاهی صلوات بر آل می­فرستند، اگر صلوات نمی­فرستند در نمازهای شان یا صلوات می­فرستند و ابتر می­فرستند دلیلش بر این هست که اینها پیرو بنی امیه هستند کسانی که این کار را انجام می­دهند ولی خب ما داریم ار بزرگان اهل سنت که سریع فتوا داده­اند واجب است ما در صلوات مان در نماز صلوات بر آل را بفرستیم ولی عده سلفی­ها، الان ببینید شبکه­های وهابی را شما هیچ وقت صلوات بر آل نمی­فرستند جزء بعضی­های شان آن هم دارند مثلاً می­خواهند همین را نشان بدهند بقیه­ی شان همین در حالت عادی «صلی الله وسلام»بابا پیفمبر می­گوید ابتر نباشد صلوات می خواهید بفرستید.

«الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ»

اما متأسفانه اینها حذف می­کنند همانطوری که اینجا حذف کردند این چه آبرو ریزی هست که همین جا می­گوید آقا ما از کتاب­های مان نباید حذف کنیم دقیقاً همینجا حذف شده.

مجری:

بله خیلی عالی خیلی هم تشکر می­کنیم که الحمدالله اکثر آن روایاتی هم که می­آیند چند منظوره هستند یعنی الان هدف این بود که تقیه، یعنی اینکه این کار اینها نسبت به تقیه آشکار بشود که اینها در خطا هستند اما مطلب خیلی زیبای دیگر هم الحمدالله روشن شد.«الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ» خب کلیپ بعدی را آماده باشیم که با هم ببینیم.

کلیپ:

صفحه لپتاب را داشته باشیم «فمشیت عند ذلک إلی أبی بکر فبایعته»«رفتم پیش ابی بکر و با او بیعت کردم­»ها امام، این امام من عندالله می­رود پیش کسی که غاصب خلافت است غاصب امامت من عندالله است می­شود بعد برود با او بیعت کند؟ آقا یک کمی شما فکر کنید به دور از تعصب به دور از آن چیزی که تا حالا به خورد شما داده­اند. «خودم رفتم پیش ابوبکر با او بیعت کردم» نه با زور هم نبوده تمام آن دروغ­های که، دقت کنید الان شما می­گوید که نهج البلاغه به عنوان کتاب بعد از قرآن هست در این اینجا حضرت علی(رضی الله عنه) می­فرمایند که من رفتم پیش ابوبکر خودم با او بیعت کردم، الان حتی آن روایت­ها را در برابر نهج البلاغه قرار بدهید خب نهج البلاغه شما می­گویید که این مقام و منزلت را دارد خب در نهج البلاغه می­گوید من خودم رفتم با او بیعت کردم، اگر غاصب بود اگر مرتد شده بود بعد امام من عندالله هم باشد هیچ چیز نگوید سکوت کند.

مجری:

عجب، بسیار خوب تقاضا می­کند از بینندگان که لطفاً به دور از تعصب به دور از دروغ این حقایق که ما داریم می­گویم را بپذیرید در خود نهج البلاغه آمده که امیرالمرمنین با ابوبکر بیعت کرده و متنش را هم نشان دادند حالا ما تعصب را بگذارین کنار دروغ را بگذاریم کنار آیا چنین چیزی وجود دارد یا آنها دارند دروغ می­گوید با تعصب برخورد می­کنند؟

استاد یزدانی:

بله ما که تعصب و دورغ و اینها را هیچ وقت، گذاشتیم کنار، خدمت تان عرض کنم عجیب هست یعنی نمی­دانم کدام آدم شیر پاک خورده­ای یا شیر ناپاک خورده­ای چنین مطلب را داده بود که شما برو بخوان و بگو این در نهج البلاغه است ایشان هم یک برنامه مفصل یک ساعته یک ساعت و نیمه همه­اش آمد در باره همین روایت صحبت کرد هی نتیجه گیری کرزد هی فهش داد به شیعه فهش­های رکیکی داد حرف­های بسیار زشتی زد که بر هر حال بر اساس این روایت شما می­گوید که نعوذباالله امیرالمؤمنین خدمت تان عرض کنم ترسو بوده چه بوده، چه بوده، چه بوده ولی این روایت می­گوید من رفتم و بیعت کردم، روایت در کجا هست؟ در نهج البلاغه بارها تأکید کرد که این روایت در نهج الباغه است و از نهج الباغه می­خوانم و فایل وردی نشان می­دهد حالا این فایل وردی را کدام آدمی برایش فرستاده بود باید آن را باید پیدا کرد که هیچ، ولی خب اسرا می­کند که در نهج البلاغه است تا قیام قیامت تهدی می­کنیم آقای منصور یزیدی پیدا کنید این روایت را در نهج البلاغه، قبلاً از کارشناس­های دیگر شان هم داشتیم دقیقاً همین را از نهج ابلاغه خواندند آبروی شان رفته معلوم شده، آقا این روایت در نهج البلاغه نیست این روایت در شرح نهج ابلاغه ابن ابی الحدید معتزلی است نه در خود نهج البلاغه، خب ابن ابی الحدید هم هر چه دلش خواسته نوشته اضافه کرده از این طرف و آن طرف واقعیت ندارد ولی متأسفانه ایشان اسرار دارد که این

از نهج البلاغه است بعد خیلی حرف­های رکیکی هم زد ولی یک بینده حالش را گرفت فردای آن روز زنگ زد گفت این را از نهج البلاغه به ما نشان بده و آبرویش رفت حالا ببینیم کلیپ بعدی.

مجری:

تعصب و دروغ خودش را دقیقاً نشان داد که تو داری دورغ می­گویی و تو داری تحریف می­کنی این ماجرا را، کلیپ شماره 22 را و جوابی که به این شخص داده شده را با ببینیم.

کلیپ شماره22:

بیننده در کلیپ :

فرمودید روایتی هست در کتب شیعه خطبه­ای که امیرالمؤمنین علی (ع) می­گوید بعد از شهادت جناب محمد بن ابی بکر (رض) این خطبه را ایراد کردند آنجا و شما فرمودید امیرالمرمنین مطلبی را فرمودند این را شما گفتید در نهج البلاغه آمده درست است؟ این خطبه اولاً مقصدش کجا است نهج البلاغه است و سند آن.

+این خطبه را می­گوین در نهج البلاغه وجود دارد

_در نهج البلاغه است آره

+بله

بیننده در کلیپ:

در نهج البلاغه است درست است؟

+بله در نهج البلاغه است

_من همان روز هم آمدم در مورد مکانت نهج البلاغه در نزد شیعه همانجا صحبت کردم درست است یا نه؟

بیننده در کلیپ:

بله احسن احسن

_در مورد مکانت نهج البلاغه در نزد شیعه صحبت کردم

بیننده در کلیپ:

من خواهش می­کنم از شما همین خطبه را لطف می­کنید الان روی مانیتور تان نشان بدهید از نهج البلاغه من ببینم آقای حسینی امکانش هست برای تان؟

_بله چرا نیست

بیننده در کلیپ:

ببینید من متنش را هم برای تان می­خوانم، از نهج البلاغه ببیندگان عزیز آقای حسینی می­خواهد از نهج البلاغه خطبه­ای که امیرالمرمنین بعد از شهادت جناب محمد بن ابی بکر ایراد کردند را برای بیاورن من بخش از متنش را می­خوانم که شما بتوانید راحت سرچ کنید:

«فمشیت عند ذلک إلی أبی بکر فبایعته»

آقا حسینی این مطلب را اگر از نهج البلاغه نشان دادید والله قسم من دیگر با برنامه­ای که شما دارید هرگز تماس نمی­گیرم و مزاحم تان نمی­شوم، شما آن روزی که این خطبه را نشان دادید مبنای این خطبه توهین­های زیادی به امیرالمؤمنین کردید گفتید طبق این خطبه امیرالمؤمنین بی ارزش است از نظر شیعه امیرالمؤمنین انسان ضعیفی است، بی منزالت است، ناتوان است، شکست خورده است، العیاض باالله منافق است، العیاض باالله دروغگو است.

_این چیزهای است که شما نسبت می­دهید دیگر

بیینده در کلیپ:

-حتی، اشکال ندارد، اشکال ندارد این خطبه را شما گفتید بر مبنای این خطبه حتی کار را به جای رساندید گفتید بر مبنای این خطبه العیاض باالله امیرالمؤمنین ملعون است خاکم به دهان این را گفتید در نهج البلاغه است یا از نهج البلاغه این را نشان می­دهید یا همه این توهین­های که به امیرالمؤمنین کردید منظورش خودتان هستید معلون شما می­شود، دروغگو شما می­شوید.

_خب پی ببینید خب تمام شد حالا ببینید، ببینید پس این خطبه که امام علی بعد از ، این چیز را به من بده تا من نشان شان بدهم(خطبة الإمام علی بعد مقتل محمد بن ابی بکر) درست است؟ من این را نشان­تان بدهم صفحه 95،96،97 این خطبه هست که حضرت علی(رضی الله عنه) صحبت داشتند، این خطبة للامام علی بعد موت المحمد بن ابی بکر، این خطبه­ است

        «و رضی ابراهیم عن رجاله عن عبدالرحمان بن جندب عن ابیه قال خطبه علی بعد فتح مصر»

بیننده در کلیپ:

آقای حسینی بزرگوار صدای من را دارید؟

_بله بفرماید

بیننده در کلیپ:

آقای حسینی این کتاب نهج البلاغه است دارید نشان می­دهید یا شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید است؟ شما این را نشان بدهید که در نهج البلاغه باشد.

_این در همان شرح، بله این الآن دقت کنید من سایت حیدریه هست که به عنوان می­آید شرح نهج البلاغه آورده ، یعنی این را شما می­گوید سخنی در نهج البلاغه وجود ندارد؟

بیننده در کلیپ:

نخیر برادر من نه عزیز من این شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید است متزلی سنی مذهب شافعی است شما این دروغ را به نهج البلاغه نسبت دادید در نهج البلالغه چنین چیزی وجود ندارد و بر مبنای چیزی که در نهج البلاغه وجود ندارد آن همه توهین کردی گفتی امیرالمؤمنین ملعون است.

_من این را از دیدگاه شما گفتم

مجری:

خب دیدیم که این آقا هم هیچ باز یعنی در جواب هیچ حرفیس نداشت که بزند این آقا یزیدی به قول حاج آقا که استفاده می­کنند و چقدر به حق و به جا هم استفاده می­کنند از این لفظ، وقتی که با سخن حق چنین بیننده­ای مواجه می­شود جزء سفسته و مغالته و اینها که آره من این صحبتی که کردم از جانب خودم نبوده و چه نبود و از جانب شما بوده هیچ صحبت دیگری ندارند حالا آیا در، بخواهیم دقیقاً همینجا به صورت مستند هم ببینیم در اصل نهج البلاغه و در شرح ابن ابی الحدید چنین چیزی به چه نحو ذکر شده؟

استاد یزدانی:

بله خدمت تان عرض کنم این روایتی که ایشان می­خوانند همانطوری که  بیننده هم گفتند جناب آقای حمید از کرمان این روایت در نهج البلاغه نیست بلکه در شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید معتزلی است در آنجا است نه در نهج البلاغه، حالا ببینید من از خود شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید هم این را نشان بدهم شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید ،جلد شماره 3  صفحه مانیتور بنده هست؟ نیست هنوز وصل نشده

مجری:

خب بفرمایید

استاد یزدانی:

بله شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید که بنده دارم چاپ دارالکتاب العلمیه ، مجلد ثالث ، صفحه شماره 226دقیقاً ایت روایت در شرح نهچ البلاغه آمده و نه در خود نهج البلاغه، در خود نهج البلاغه چنین روایتی نیست ولی خب بیننده هم آبرویش را بُرد دست و پاچه شده بود یک ساعت به هر حال علیه بیننده بیچاره حرف زد، بابا تو یک روایت از نهج البلاغه خواندی خب نشان بده در نهج البلاغه، چرا اینقدر دروغ می­گوید شما چرا اینقدر با آبروی خودتان بازی می­کنید؟ البته مقصر فکر نکنم خود باشد آن کسی که پشت صحنه اینها را برای ایمیل کرده بود این را فرستاده بود آن مشکل داشت آن بود که به هر حال این کار را انجام داده بود و  اذیتش کرده بود. در خدمت تان هستم.

مجری:

بسیار خب سلامت باشید، پس شد شرح ابن ابی الحدید کسانی که می­خواهند مراجعه بکنند حالا چونکه صفحه مانیتور متأسفانه با مشکل فنی مواجه شده بود جلد سوم ، صفحه 226

استاد یزدانی:

بله مجلد ثالث که در واقع می­شود جلد شیش، جلد پنج و شیش در مجلد ثالث هست صفحه 226 خطبة الامام علی بعد فتح مصر البته هر کس یک طور عنوان زده این عنوان که این زده اینطوری هست، بله

مجری:

بسیار خوب، خب اگر موافق باشید یک میان برنامه ببینیم و إن شاءالله برگردیم به استودیو در خدمت تان هستیم.

مژده ای دل که به ما تاج سری داد خدا

مژده ای دل که به ما تاج سری داد خدا

شب ما سو تهدلان را سحری داد خدا

شجر طیبه­ی گُلشن طاها را باز هم ثمر داده و

هم برگ و بری داد خدا

تا که اسلام قوی گردد و الهاد ضعیف

صدف بهر ولا را گوهری داد خدا

ای صبا فاطمه را مژه بده که از ره لطف

صادق آل نبی را پسری داد خدا

باز هم تبریک و تهنیت عرض می­کنیم میلاد موفوفر و سُرور حضرت امام کاظم(ع) را ، خب حضرت استاد تا اینجا خیلی استفاده کردیم از محضر تا و تک تک این کلیپ­های که پخش شد و این تناقضاتی که در بیان اینها بود الحمد الله واضح و آشکار شد با بیانات حضرت عالی اما مثل اینکه این آقای یزیدی دست از کارش برنداشته و در کلیپ بعد هم می­بینیم که باز می­خواهد بگوید نه این روایت نتها ابن ابی الحدید که این را نیاورده مثل اینکه در کتب دیگر هم هست، کلیپ شماره 23 را با همدیگر ببینیم.

کلیپ شماره23:

آقای حسینی:

نشاند تان می­دهم تا بدانید که واقعاً نه فقط اینجا است که، این کتاب، کتاب خودتان است بار دیگر خب غایت المرام هست قبول دارید این کتاب را؟ این کتاب را قبول دارید؟

بیننده در کلیپ:

آقای حسینی

آقای حسینی:

+یک دقیقه تا من، نه نه اجازه بده، نه نه فقط من، اشکال ندارد می­گوید در نهج البلاغه نیست اشکال ندارد، می­گوید که من توهین کردم حالا ببینید که من توهین کردم یا اینکه شما اعتقاد تان این هست که پَست­ترین و بدترین القاب را به حضرت علی می­دهید، این صفحه لب تاب را ببین،المکتبة العقائدیه، مرکز الابحاد العقائدیه، غایة المرام و حجة الخصام فی تعیین الامام (ج،5) هاشم البحرانی الموسوی التوبلی، خب این اگرباب الاول تا می­رویم به آخر اینجا می­آورد که بیعت ابی بکر می­گوید که، این را ببینید می­گوید:

«ثم قال ابی الحدید: سألت النقیب أبا جعفر یحی بن أبی زید(رحم الله) فقلت إنی لأعجب من علی(ع)»

«می­گوید من سؤال کردم از نقیب علوی­ها ابو جعفر یحی بن زید گفت من تعجب می­کنم از حضرت علی(ع) که در این مدت طولانی چطوری ترور نمی­شود»

می­گوید چه؟ آره دقت کنید این شیعه هست این نقیب علوی­ها است ابو جعفر یحی بن ابی زید، یعنی این توصیف شایسته حضرت علی است که حالا شما می­گوید که من این را گفتم؟ بد است بخاطر این قظیه می­گوید الان این توصیف شایسته است، اتاق فرمان ممنون، این کتابی است که آقای بحرانی نوشته است دقت کنید می­گوید که این توصیف شایسته حضرت علی است(رضی الله عنه)، من هر چیزی که گفتم از دید شماها دارم می­گویم شما این اهانت را کردید، بعد می­گوید من آمدم این را گفتم استغفرالله ، من گفتم این را شما داریم می­گوید این عقیده شما است ، آن خطبه را قبول نداری این را قبول نداری، بیا با آن تعبیراتی که داری می­کنید با آن چیز های که می­گوید ، این را من گفتم؟

مجری برنامه در کلیپ:

خب آقای حمید چه می­گویی این اهانت­های که برای علی(رضی الله تعالی عنه) حالا در خود کتاب­های شما هست.

بیننده در کلیپ:

آقای حسینی این مطلبی که الان نشان دادید از کجا گفته بود نقل کرده بود مرحوم بحرانی؟ باز هم از ابن ابی الحدید، ای انسان بی­سواد همانطور که آنجا ابن ابی الحدید بود

مجری برنامه در کلیپ:

آقای حمید اگر بخواهیم، این بی ادبی و توهین در بیاورید.

آقای حسینی:

مگر این ابن ابی الحدید از چه کسی نقل کرده؟ از نقیب علوی­ها، اشکال ندارد بگذار بگوید اشکال ندارد خیلی زور شان می­آید که این اهانت­های که به حضرت علی می­کنید شما فهاشی­های که به حضرت علی می­کنید ما داریم برملا می­کنیم تا حالا ادعا می­کردید که طرفدار اهلبیت هستید، این نقیب علوی­ها دارد می­گوید و کسی هم که نقل می­کند بحرانی است شیعه است، بحرانی دارد نقل می­کند از نقیب علوی­ها برای اثبات امامت خودتان که معتقد هستید، این جلد پنجم آن هست که دارد آورده در این مورد از کتاب، سایت هم مشخص شد کتاب هم مشخص شد.

بیننده در کلیپ:

بینندگان عزیزی مشاهده کردید آقای حسینی برادر عزیز ما یک برنامه کامل رفتند در مورد اینکه این روایت در نهج البلاغه است و نهج البلاغه اینچنین است آنچنان است پس این روایتش،خب مشاهده کردید یا دروغ گفته ایشان یا بی­سواد است در هر دو صورت شأنیت این که بیاید جلوی دوربین قرار بگیرد را ندارد امروز هم آمد جواب بدهد باز رفت روایت ابن ابی الحدید را آورد باز هم روایت این ابی الحدید سنی را آورده می­گوید این در کتاب آقای بحرانی آمده، آقای حسینی می­خواهی از کتاب­های شما کفریاتی­بی­آورم از کتاب­های شما که شرم می­کند آدم بر زبان بی­آورد اینها را؟ یک کم از خدا خجالت بکش از بیننده­ها خجالت بکش.

مجری برنامه در کلیپ:

آقای حمید نگاه کن

بیننده در کلیپ:

دیگر یا جلوی این دوربین نیا و نشین اگر می­خواهی بنشینی بابا لاأقل

آقای حسینی:

ما الحمد الله، ما که مؤمن به خدا هستیم، از خدا خجالت می­کشیم.

پایان کلیپ

مجری:

بله این بنده، بگویم عبدالیشیطان بهتر است به این آقای یزیدی دیگر نمی­دانست چه باید بگوید چه کار باید بکند به هم ریخته بود و مانده بود که، دقیقاً همان ابن ابی الحدید را یک بار خواند دید نه نخواند بهتر است مثل اینکه، اما حالا این چیزی که باز داشت مطرح می­کرد که بله ابن ابی الحدید بالاخره از ابی جعفر نقل می­کند که این از، یعنی ابی جعفر نقیب هست یکی از نقیبان هست، چه کسی است ایشان؟ یک توضیح راجع به ایشان بدهید.

استاد یزدانی:

بله خدمت تان عرض کنم وقتی بیننده رفت و موچش را گرفت معلوم شد که روایتی که یک جلسه کامل در باره­اش حرف زده و علیه امیرالمرمنین حرف زده، علیه شیعه حرف زده نیست در اصل نهج البلاغه و بلکه در شرح نهج البلاغه است برای اینکه فرار کند و خدمت تان عرض کنم آبرویش نرود گفت خب باشد نهج البلاغه را قبول ندارید بیا یکی دیگر به شما نشان بدهم، این کجا است؟ یک سیرجی زده بود آن هم باز چه کسی برایش سیرج زد در اینترنت از کتاب غایة المرام برایش سیرج زده بود و نشان داد، این کتاب غایة المرام را من خدمت تان عرض کنم که ایشان نشان می­داد جلد پنج می­گفت جلد پنج نیست بابا غایة المرام یک جلد بیشتر نیست، خب دیگر به هر حال باز از آنجا که خواند، از اینجا متأسفانه باز آمد اول از «ثم قال ابن ابی الحدید، ثم قال ابن ابی الحدید» مجبور شد از همینجا بخواند و باز دستش رو شد معلوم شد این مطلبی که دارد می­خواند حرف شیعه نیست حرف مرحوم محدث بحرانی نیست بابا این روایت را مرحوم علامه مجلسی هم از کتاب خدمت تان عرض کنم از شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید نقل کرده خب از اینجا می­خواندی چرا غایة المرام؟ باز «قال ابن ابی الحدید فی شرح علی نهج البلاغه» اینجا باز ایشان از، نقل می­کند، آقای احمد رحمانی همدانی نقل کرده، همین مطلب الان در شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید موجود است دقیقاً همین مطلب در شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید موجود است که من از النقیب ابا جعفر یحی بن ابی زید این مطلب را سؤال کردم و این حرف­های که ایشان زد جوابی که ایشان داد.بعد خدمت تان عرض کنم، بعد ایشان می­گفت که این را آورده که اثبات کند امامت الهی را، ببینید مرحوم خدمت تان عرض کنم سید هاشم بحرانی در چه باب این را آورده؟ «الباب التاس و الخمسون» خدمت تان عرض کنم که داستان آن هست در «فی امر خالد بقتل امیرالمؤمنین (ع) من طریق العامه و فیه حدیثان»اصلاً این روایتی که بحث ترور کردن امیرالمؤمنین هست، بحث ترور کردن امیرالمومنین هست که یک شخصی دستور داده بود به خالد بن ولید که امیرالمؤمنین را ترور کند و بعد وسط آن پشیمان شد حالا کاری به آن نداریم، به هر حال این روایتی که مرحوم سید هاشم بحرانی دارد نقل می­کند از ابن ابی الحدید است، باز دستش رو شد باز اسرار می­کند که نه آقا این را اگر از ابن ابی الحدید هم نقل کرده از ابو جعفر نقیب هست، من این ایوجعفر نقیب را از زبان خود ابن ابی الحدید معرفی کنم تا ایشان بشناسد بابا این ابو جعفر نقیب شیعه نیست ابن ابی الحدید شیعه نیست.شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید معتزلی، تحقیق محمد ابراهیم، المجلد الخامس، چاپ اول، چاپ 1428، چاپ دارالکتاب العربی در بیروت لبنان، صفحه 359ببینید ابو جعفر نقیب را اینطوری معرفی می­کند«کان النقیب ابوجعفر غزیر العلم، صحیح العقل، منصفاً فی الجدال، غیرَ متعصب للمذهب و إن کان علویاً »حالا توضیح می­دهم،«و کان یعترف بفضائل الصّحابه و یثنی علی الشَّیخَین و یقول: إنهما مَهّدا دین السلام و أرسیا قواعده و لقد کان شدید الاسلام الاضطراب فی حیاة رسول الله»

حالا باز توضیحات مطالب دیگر است، خب آیا این ابو جعفر با این اعتقادات می­تواند شیعه باشد؟ تو پیدا کن در طول تاریخ شیعه­ای که واقعاً یثنی علی الشیخین، مگر می­شود؟ و بگوید مزکر اسلام مهد اسلام مهد دین اسلام چه کسی است؟ مهدا دین الاسلام، اینها دین اسلام را سر پا کردند، می­شود همچین چیزی؟ اینها قواعد، ستون­های دین اسلام را؟ کدام شیعه­ای همچین حرفی می­زند؟ این ابو جعفر نقیب به احتمال زیاد زیدی مسلک هست و زیدی مذهب هست زیدی مذهبی که اینها خلافت ابوبکر را قبول دارند خلافت عمر را قبول دارند خلافت عثمان را هم قبول دارند امیرالمؤمنین را هم قبول دارند و بعد خدمت تان عرض کنم تا  می­رسیم به زید و بعد زید و آنها را قبول دارند، شیعه نیست هیچ شیعه­ای مشروعیت خلافت این سه نفر را قبول ندارد همه متفق هستیم که حق با امیرالمؤمنین بوده، شیعه­ای که نگوید حق با امیرالمؤمنین بوده که دیگر شیعه نیست دیگر، این می­گوید«و إن کان علویاً»این هم خیلی مشخص است در دوره­ای است که مسلمان­ها دو دسته­اند یا عثمانی هستند یا علوی هستند، عثمانی­ها آنهایی هستند که مخالف امیرالمؤمنین هستند می­­گویند عثمان مظلومانه کشته شده است، امیرالمؤمنین نقش داشته در کشته شدند عثمان؛ خب اینها یک طیف هستند.یک عده هم علوی هستند که امیرالمؤمنین را در این جنگ­ها مقصر نمی­دانند خودشان را پیرو امیرالمؤمنین می­دانند، در جنگ جمل حق را به امیرالمؤمنین می­دهند در جنگ هم حق را به امیرالمؤمنین می­دهند. این علوی هست و این عثمانی، عثمانی نبوده بله ناصبی نبوده، علوی بوده است ولی چه بوده؟ فضائل صحابه را قبول داشته و بر شیخین درود می­فرستاده، ثناء می­فرستاده و تعریف و تمجیدهای عجیب و غریب از شیخین می­کرده. این آقا شیعه هست تو را خدا؟ چرا انصاف ندارید؟ البته خب می­بینم که این آقا نمی­شناخت واقعاً ابو جعفر نقیب را. نمی­دانم آن کسی که پشت صحنه است را باید گیر آورد که این آقا چه کسی هست که مطلب ناجور به این بدبخت بیچاره فلک زده می­دهد و این هم ندیده و نشنیده همینطور می­گوید و بیشتر هر روز آبرویش می­رود، چقدر آبرویش رفت، اینقدر عصبانی بود، حالا این کلیپ 20دقیقه بود من، چون ما نمی­توانیم کلیپ 20دقیقه پخش کنیم، کوتاه کردیم جایی که عصبانی شده بود فحش داده بود، ناراحت شده بود، ما از کتاب­های شما می­خوانیم بابا کدام کتاب ما؟ خب پیدا کنید. هر مطلبی ما از کتاب­ها اهل سنت نقل کردیم می­شود مطلب ما؟ خب من هر روز دارم مطلب می­خوانم همین امشب چقدر مطلب من از منابع شما خواندم، من سنی شدم پس با خواندن این مطلب از کتاب­های شما. خب سید هاشم برهانی هم دارد از ابن ابی الحدید نقل می­کند که ابن ابی الحدید هم آن را با سند ضعیف نقل کرده است همان را با سند ضعیف نقل کرده است؛ حالا بحث سندش را هم خدمت­تان نشان خواهم داد.

مجری:

ان شاء الله خیلی ممنون، یعنی خود همین هم یک نکتۀ است که، یعنی دقیقاً حضرت عالی با جلد با تک تک صفحات نشان می­دهید بینندگان عزیزی که الآن الحمد الله دارند از طریق ماهواره با همین فرکانس­های که زیر نویس شده برنامه را دارند می­بینند و هم آنهایی که از طریق­های دیگر از صفحات اجتماعی که هست یا از طریق اینترنت و برنامه شبکه ولیعصر دارند این را می­بینند خودشان واقعاً اگر کلاه خودشان را بگذارند قاضی همین را کاملاً می­بینند. صِرف ارجاع­ها را مشاهده بکنند، الآن در این برنامه چطور استنادها و ارجاع­ها شکل می­گیرد آن وقت این آقا بلند می­شود می­آید یک سند ورد باز می­کند، یک صفحه ورد باز می­کند و آن چیزهایی که نوشته شده را می­گوید و همان نسبت­ها را هم خیلی راحت می­گوید بله شیعیان این را می­گویند، و همین شیعان هم هستند که چنین عقاید را دارند.خب قبل از اینکه کلیپ بعدی را ببینیم بنده باز هم تذکر بدهم خدمت­تان که این شماره­هایی که زیرنویس شده برای برقراری تماس با استودیو و برنامه کلمه طیبه هست و شما در تک تک این لحظاتی که این برنامه دارد پخش می­شود چنین امکانی را دارید که با ما در ارتباط باشید حالا چه از طریق برنامه­های شبکه­های اجتماعی و چه از طریق تماس تلفنی، ان شاء الله دوست داریم ما هم صدای­تان را بشنویم. خب کلیپ بعدی را که باز هم از همین آقا هست کلیپ شماره24 را باهمدیگر ببینیم.

کلیپ شماره 24:

پس تا اینجا نه بحث امامت من عندالله هست نه بحث تکفیر صحابه هست نه اینکه بگوید چون من از طرف خدا بودم پس امام هستم، گفتند نه من به نظر خودم این بود که چون ما خویشاوند رسول الله(ص) هستیم، پس ما اولی تر هستیم؛ از دید خودم یقین داشتم که هیچ کس را غیر از من انتخاب نمی­کند، بعد دیدم نه ابوبکر را انتخاب کردند. خب حضرت علی رضی الله عنه بر اساس این خطبه از زمان است وفات رسول الله تا الآن همه­اش امیدوار بود به خلافت برسد، بر اساس این روایت بعد جالب است دقت کنید این:

 

«أنا الذی طلبت میراثی و حقی الذی جعلنی الله و رسوله اولی به»

         «می­گوید من که میراثم را طلب می­کنم»

کدام میراث؟

و حقی که خدا و پیامبرش برای من قرار دادن که من اولی تر به آن هستم.

بعد هم می­گوید که أولی به اولی تر هستم.ولی اینجا جالب هست می­گوید که میراث من، دنبال میراثی هستم. کدام میراث مگر خلافت میراث می­شود؟ همین می­شود پادشاهی دیگر، همان پادشاهی می شود دیگر. می­گوید من میراث خودم را می­طلبم، خب حضرت علی که میراثی از پیامبر نمی­برد از نظر مالی، خب چه میراثی هست که تو می­خواهی ببری، دنبال میراثت هستی، پس این دید خودش بوده، دید خودش بوده بعد می­گوید که: أولی به، حتی اینجا هم که، اینجا می­گوید اصلاً هیچ دلیلی بر اینکه حضرت علی معتقد به اینکه امام من عند الله هست، در روز غدیر خم به امامت انتخاب شده نیست. خب ما اینجا توقف می­کنیم.

و حقی که خدا و پیامبرش برای من قرار دادن که من اولی تر به آن هستم بعد هم می­گوید که أولی به اولی تر هستم.ولی اینجا جالب هست می­گوید که میراث من، دنبال میراثی هستم. کدام میراث مگر خلافت میراث می­شود؟ همین می­شود پادشاهی دیگر، همان پادشاهی می­شود دیگر. می­گوید من میراث خودم را می­طلبم، خب حضرت علی که میراثی از پیامبر نمی­برد از نظر مالی، خب چه میراثی هست که تو می­خواهی ببری، دنبال میراثت هستی، پس این دید خودش بوده، دید خودش بوده بعد می­گوید که: أولی به، حتی اینجا هم که، اینجا می­گوید اصلاً هیچ دلیلی بر اینکه حضرت علی معتقد به اینکه امام من عند الله هست، در روز غدیر خم به امامت انتخاب شده نیست. خب ما اینجا توقف می­کنیم.

اینجا می­گوید اصلاً هیچ دلیلی بر اینکه حضرت علی معتقد به اینکه امام من عند الله هست، در روز غدیر خم به امامت انتخاب شده نیست. خب ما اینجا توقف می­کنیم.

مجری:

خب مثل اینکه هفته این آقا نبوده یا اینکه نمی دانسته گیر حاج آقای یزدانی می افتد. حاج آقا دارد میگوید

که حالا مشخص بود اصلاً از وجناتش هم کاملاً می­بارید که آقا من گیر کردم حالا نمی­دانم باید چکار بکنم وحرفش این بود که خلافت من عندالله نیست و می­خواست یک سندی را در تأید حرف خودش بیاورد استفاده می­کنیم از محضرتان.

استاد یزدانی:

بله، خب یک روایتی که از شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید اول نشان داده بود، خب طبیعی هست ابن ابی الحدید این را خدمت­تان عرض کنم با سند ضعیف، حالا من اصل مستند را هم آن زمان نشد نشان بدهم الآن نشان می­دهم.شرح نهجه البلاغه ابن ابی الحدید، المجلد الثالث که می­شود جلد 5و6 با هم هست، صفحه شماره226، خطبة الإمام علی بعد فتح مصراز ابراهیم، ابراهیم خدمت­تان عرض کنم ثقفی نقل می­کند:

«عن رجاله عن عبد الرحمن بن جندب عن أبيه»

که سند کاملاً ضعیف هست، این عبدالله بن جندب را هم از نظر شیعه مجهول است هم علمای اهل سنت گفتند این آقا مجهول هست، شیعه که اصلاً مهمل است در هیچ کتابی از، کتاب­های رجالی شیعه این آقای عبد الرحمن بن جندب نیامده و اهل سنت هم ابن حجر اثقلانی در لسان المیزان صریح گفته این آقا مجهول است، حالا از این بگذریم.

خب طبیعی هست همچین روایتی خدمت­تان عرض کنم در باره ابوبکر باشد، در تعریف از ابوبکر باشد در تمجید از ابوبکر باشد، نویسنده سنی هست، روایت هم روایت سنی هست. ولی این آقا انتظار نداشت که به یک همچین مطلبی بر بخورد، آن کسی که برایش ورد را درست کرده بود دیگر اینها را حذف نکرده بود، اصلاً انتظارش را نداشت که به همچین مطلبی بر بخورد که از همانجایی که خودش می­خواست ثابت کند خلافت امیرالمؤمنین الهی نبوده و  امیرالمؤمنین خلافتش را الهی نمی­دانسته، همانجا دقیقاً مطلبی خواند که واضح و روشن خلافت الهی امیرالمؤمنین را ثابت می­کند. امیرالمؤمنین چه می­فرماید که خدمت­تان عرض کنم می­گوید:

بعضی­ها به من گفته­اند:

«یابن ابی طالب إنّکَ علی هذا الأمیر لحریصٌ»

«تو بر امر خلافت خیلی حریصی»

«فقلتُ انتم احرصُ منّی و أبعد»

«شما که خیلی از ما حریص­تر هستید امیرالمؤمنین فرمودند»

«أیّنا أحرص؟»

«من بیشتر حریصم یا شما بیشتر حریص هستید»

 «أنا الذی خلقت میزاثی و حقی الذی جعلنی الله و رسوله اولی به»

با این تیکه برخورد، چه کار کند؟ میراث که نمی­برد چه هست این میراث؟ می­گفت اولی، اولی به؛ این مانده بود، می­خواراند، سر و صورتش را می­خواراند، اینطرف نگاه می­کرد. آنها می­گفتند بس است دیگر ادامه نده ولی خب دیگر مانده بود یعنی جای امیرالمؤمنین چنان آبروی این شخص را برد که واقعاً لذت بردم و کیف کردم، خب بابا نکن این کارها را مجبور هستی، خب قبلش یک مطالعه بکند این وردی که دادند دستت یک بار این را بخوان.

مجری:

تقطیع­ها را انجام بده آن وقت بیا.

استاد یزدانی:

تقطیع، به اینجا بر نخوری، به این سنگ محکم بر نخوری امیرالمؤمنین آبروی این شخص را برد وثابت کرد که طبق همین روایتی که خودتان خواندید، و جعلی هم هست، قطعاً جعلی هست، حتی طبق همین روایتی که شما خواندید بازهم ثابت می­شود که خلافت امیرالمؤمنین الهی هست و امیرالمؤمنین خودش را از جانب خدا بر شما امام می­داند، و اولویتش را بر امامت حقی می­داند که خدا به او داده، حقی می­داند که پیغمبر خدا به او داده است.

مجری:

بسیار خوب خیلی ممنون هستیم، بله سؤالاتی رسیده از بینندگان محترم که إن شاءالله یک فرصتی به

اتاق فرمان برویم و بعد از یک میان برنامه إن شاءالله بر می­گردیم خدمت­تان هستیم.

استاد یزدانی:

خدمت تان هستیم.

مجری:

شاید که کمی سوز به آهت بدهند

در دهر کمی هشمت و جاهت بدهند

اما دیگر این امر محال است محال

بی حب علی بهشت راهت بدهند

خب تشکر می­کنم از همه شما بینندگان شبکه جهانی حضرت ولیعصر و بینندگان برنامه کلمه طیبه، خب حضرت استاد بسیار استفاده کردیم از الحمد الله این کیپ­هایی که البته خیلی هم زیاد بودند و گلچین شده بودند از میان اینها یک سری کلیپ­هایی، الحمدالله اینها را هم دیدیم و تناقضات اینها برای ما واضح و آشکار شد.

اما اگر اجازه بدهید بپردازیم به سؤالات بینندگان و بتوانیم به این دوستانی که سؤال پرسیدند و سؤال برایشان مطرح شده پاسخ بدهیم. بله یک، بله سؤالی که پرسیده شده این هست که داستان بزور بیعت کردن را بررسی کنید در مجالس می­شنویم که امام را با طناب برای بیعت بردند، بیعت کردن بردند.

استاد یزدانی:

بله، خدمت­تان عرض کنم بله این روایت در همین نهج البلاغه هم آمده و خدمت­تان عرض کنم از آن داستان­های بسیار درد آوری هست که برای شیعه­ها به هر حال در نهج البلاغه آمده و نامه­ای هست که معاویه به امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب (ع) می­نویسد و این را به عنوان مذمت امیرالمؤمنین برایش یاد می­کند، به هر حال می­خواهد خاطرات تلخ زمان سقیفه را برای امیرالمؤمنین یاد آوری می­کند و امیرالمؤمنین جواب می­دهد در نهج البلاغه خدمت­تان عرض کنم نامه، حالا خدمت­تان عرض کنم نامه شماره28،

«إلى معاوية جوابا: و هو من محاسن الكتب»

نامه شماره 28، که امیرالمؤمنین(ع) در جواب معاویه می­نویسد:

«وَ قُلْتَ»

امیراالمؤمنین می­فرماید:

«وَ قُلْتَ إِنِّي كُنْتُ أُقَادُ كَمَا يُقَادُ اَلْجَمَلُ اَلْمَخْشُوشُ حَتَّى أُبَايِعَ»

معاویه به امیرالمؤمنین نوشته بود که تو همان کسی هستی که تو را مثل نعوذبالله استغفرالله ربی و اتوب الیه مثل شتری که بند زده باشند به بینی­اش می­کشیدند به سمت مسجد تا بزور از تو بیعت بگیرند. امیرالمؤمنین می­فرماید:

«وَ لَعَمْرُ اَللَّهِ لَقَدْ أَرَدْتَ أَنْ تَذُمَّ فَمَدَحْتَ»

       «تو می­خواستی من مذمّت کنی ستایش کردی.»

خب بعد توضیح می­دهد، تو می­خواستی من را مفتضح کنی خودت مفتضح شدی خب چرا خدمت­تان عرض کنم این ثابت می­کند که امیرالمؤمنین (ع) با رضایت بیعت نکرده است، امیرالمؤمنین که با رضایت بیعت نکرده باشد به زور از او بیعت گرفته باشند خب مشروعیت خلافت کسانی که معاویه آنها را به عنوان خلیفه دوم، قبول دارد و مشروعیت حکومت خودش بر شامات را از آنها گرفته باشد زیر سؤال می­رود این می­خواست امیرالمؤمین را نعوذبالله مفتضح کند خودش مفتضح شد، مشروعیت حکومتش بر شامات زیر سؤال می­رود و مشروعیت اعتقاداتش زیر سؤال می­رود.

خب امیرالمؤمنین برا ی حفظ دین حاظر شده تا این حد صبر کند، برای حفظ اصل و اساس دین حاظر شده، خب این مدح امیرالمؤمنین هست که امیرالمؤمنین می­تواند صبر کند ولی خب معاویه می­خواست مذمّت کند خودش مفتضح شد. بله این مطلب در نهج البلاغه نامه شماره 28، آمده است. در خدمت­تان هستیم.

مجری:

بسیار خب خیلی لطف کردید.

استاد یزدانی:

البته دلیل بر این که امیرالمؤمنی بیعت نکرده و بزور بیعت کرده فراوان هست، چون از نهج البلاغه خواسته بود من از نهج البلاغه خدمت شما خواندم.

مجری:

بله بسیار خب خیلی هم تشکر می­کنیم، بله سؤالات زیاد دیگری هم هست اما تماس­هایی هم هست که اجازه بفرمایید به؛ آقا عباس از همدان پشت خط هستند صدای­تان را می­شنویم آقا عباس در خدمت هستیم. آقا عباس از همدان، صدای شما داخل استودیو در حال پخش شدن هست ما صدای­تان را می­شنویم در خدمت­تان هستیم بفرمایید. بله خب تا حالا این تماس برقرار بشود من سؤال بعدی را هم از محضرتان بپرسم تا این آقا عباس هم ان شاءالله اگر آمدند در خدمت­شان هستیم، یا تماس­های بعدی که هست.

سؤال پرسیدند که سلام لطفاً در مورد نامه 6نهج البلاغه که حضرت امیر فرمودند رضایت خدا باشورا است توضیح فرمایید.

استاد یزدانی:

بله خدمت­تان عرض کنم نامه ششم نهج البلاغه که باز خطاب به معاویه است:

«إِنَّهُ بَايَعَنِي اَلْقَوْمُ اَلَّذِينَ بَايَعُوا أَبَا بَكْرٍ وَ عُمَرَ وَ عُثْمَانَ عَلَى مَا بَايَعُوهُمْ عَلَيْهِ فَلَمْ يَكُنْ لِلشَّاهِدِ أَنْ يَخْتَارَ وَ لاَ لِلْغَائِبِ أَنْ يَرُدَّ وَ إِنَّمَا اَلشُّورَى لِلْمُهَاجِرِينَ وَ اَلْأَنْصَارِ فَإِنِ اِجْتَمَعُوا»

خب ببینید این خیلی واضح هست حالا چون جواب­های تفصیل ما داده­ایم در سایت مؤسسه تحقیقاتی حضرت ولیعصر هم مقاله مفصلی در جواب این نامه آورده شده خیلی واضح است و روشن است که امیرالمؤمنین دراد از باب قائده الزام برای معاویه دارد صحبت می­کند، امیرالمؤمنین که شورای مهاجر و انصار را قبول نداشت خودش که نبود در آن شورای مهاجر و انصار، ده­ها دلیل داریم که امیرالمؤمنین اصلاً یک همچین شورایی را قبول نداشت و خودش هم نبود حاظر نبود اگر حاظر بود خودش باید در شورا شرکت می­کرد نه در شورای سقیفه و نه در شورای عمر اصلاً شرکت نکرد نداشت اصلاً امیرالمؤمنین.

خدمت­تان عرض کنم روایت از باب قائده الزام هست، حتی اگر از باب قائده الزام هم نباشد، روایت سند دارد مگر این روایت، مگر این روایت سند دارد این روایت از منابع اهل سنت نقل شده است و در منابع قدیمی شیعه همچین روایتی نیست و البته در کتاب سلیم هست که ادامه­اش خیلی واضح و روشن است که اصلاً بحث، بحث خلافت امیرالمؤمنین هست و بحث قائده الزام هست.

مجری:

مختصراً قائده الزام را اگر توضیح بدهید.

استاد یزدانی:

قائده الزام یعنی ببینید معاویه به چیزی اعتقاد دارد که امیرالمؤمنین بر اساسا همان اعتقاداتی که دارد او را ملزم می­کند که حقانیت خلافتش را بپذیرد، معاویه نظرش چیست؟ اگر مردم کسی را انتخاب کرد او خلیفه مشروع هست، اگر مهاجرین و انصار جمع شدند و یک شخصی را انتخاب کردن به عنوان خلیفه و او را امام نامیدند او امام هست. این نظر معاویه هست و طیف پیروان معاویه و پیروان بنی امیه و بقیه.

خب امیرالمؤمنین می­گوید مگر تو نمی­گویی شورا برای مهاجرین و انصار است، خب همان مهاجرین و انصار من را انتخاب کردند. شما مگر نمی­گویید بیعت قوم دلالت می­کند بر مشروعیت خلافت کسی، خب همان قوم هم مرا انتخاب کردند، مگر در شورای نمی­دان عثمان مردم شام بیعت کرده بودند؟ نکرده بودند، مردم مدینه بیعت کردند کافی است، برای ابوبکر مگر مردم مکه آمدند بیعت کردند؟ نبودند هیچ کسی، مگر مردم یمن بودند بیعت کردند؟ نبودند بیعت نکردند مردم، حالا طبق مبنای معاویه مردم مدینه بیعت کردند بیعت مردم مدینه هم کافی است می­گوید طبق همان شرایط تو الآن باید مشروعیت خلافت من را بپذیری از من اطاعت کنی هرچه من می­گویم عمل کنی و طبق مبنای خودت شما بر باطل هست، امیرالمؤمنین از باب قائده الزام معاویه را ملزم می­کند ولی خب کو گوش شنوا معاویه چشم­هایش به هر حال حرص حکومت و خلافت پر کرده و حاضر شد بیش از 100هزار نفر را در این جنگ بکشد به کشتن بدهد ولی خلافت امیرالمؤمنین را نپذیرد. بله در خدمت­تان هستیم.

مجری:

خب فرصت برنامه به پایان رسیده کلام پایانی را بفرمایید و استفاده کنیم از محضرتان.

استاد یزدانی:

به هر حال امشب باز ، ما یک سری از بیشتر سعی کردیم تناقضات باشد، تناقضات و دروغ­گویی­های شبکه­های وهابی را پخش کردیم و ثابت شد که اینها چطور آدم­هایی، و چقدر راست­گو هستند. از خود این آقا یک جا می­گوید تقیه جایز هست، یک جا می­گوید نفاق هست، یک جا می­گوید ترس است، یک جا، به هر حال تناقضات عجیب و غریبی از یک کارشناس و از کارشناس­های مختلف­شان هم خدمت­بینندگان عزیزنشان دادیم و رسات ما هم همین است ان شاءالله در شب­های آینده در هفته­های آینده هم باز همین کار را خواهیم کرد فقط به مردم شیعه و سنی ثابت می­کنیم که اینها دروغ­گو هستند و خدمت­تان عرض کنم همانطور که بارها هم این را ثابت کردیم از این به بعد هم دقیقاً همین کار را خواهیم کرد ان شاء الله که موفق باشیم در این راه و این تلاش­ها را امیرالمؤمنین از ما قبول بفرمایند.

مجری:

ان شاء الله، ان شاءالله که همیطور باشد خیلی تشکر می­کنیم، و همچنین تشکر می­کنم از همه شما بینندگان عزیز و گرامی شبکه جهانی حضرت ولیعصر که برایتان هم امکان دیدن این برنامه هم از طریق ماهواره از طریق همین فرکانس­هایی که زیرنویس شده برایتان فراهم هست و هم از سایر طرق اینترنتی و برنامه­های شبکه­های اجتماعی. ان شاء الله که بتوانیم خدمت گذار خوبی برای مکتب اهلبیت (ع) باشیم.

«اللهم اجعل محیانا محیا محمد و آل محمد اللهم اجعل مماتنا ممات محمد و آل محمد اللهم صلی علی محمد و آل محمد»

و السلام علیکم و رحمت الله و برکاته



* اسم:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
* کد امنیتی: